محور دوم:

در مقابل حصاربندى، با حصارشكنى آشكار مى‏گردد . در حالى كه در حصاربندى، مرزهاى آهنين مى‏گذارند، در حصارشكنى، هر مرزى را برمى‏دارند و بى‏مرزى را حاكم مى‏كنند .   حاصل اين امر، بروز التقاطهاى ناهم‏خوان ميان انديشه‏هاى حق و باطل است .  آسيب‏زايى حصارشكنى در تربيت دينى اين است كه درست و نادرست، يك‏جا خوراك افراد تحت تربيت مى‏شود و اين خوراك ناجور، رشدى را سبب نخواهد شد و چه‏بسا كه مسموميت و هلاك در پى داشته باشد .  نمونه‏ى اين بى‏مرزى و التقاط در عرصه‏ى مهدويت، آن است كه كسانى معتقد شوند «مهدى‏» اسم خاصى براى فرد معينى نيست، بلكه نمادى كلى براى اشاره به چيرگى نهايى حق و عدالت‏بر باطل و بيدادگرى است و مصداق اين نماد مى‏تواند هر كسى باشد .