هر روز يك لطيفه
یه روز دو تا ديونه داشتن ميرفتن صداي تير شنيدن اولي گفتت تير به تو خورد دومي ميگه نه اولي ميگه حتما به خودم خورد
***
***
غضنفر مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند:
چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشين ميشستم،
وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست
کاربر محترم چندروزه مطالبتو بروز نمی کنی؟
از بقراط می پرسن: فرق فلاسفه و ریاضیدانها چیه؟
میگه: ریاضی دانها هر مسئله ای رو سعی میکنن با کمک ریاضی حل کنن ولی
فلاسفه چیزهای حل شده رو هم با کمک فلسفه به مسئله تبدیل می کنن!!
میگه: ریاضی دانها هر مسئله ای رو سعی میکنن با کمک ریاضی حل کنن ولی
فلاسفه چیزهای حل شده رو هم با کمک فلسفه به مسئله تبدیل می کنن!!
کاربر محترم چندروزه مطالبتو بروز نمی کنی؟
مشکلی برام پیش اومد نتونستم
به حیف نان مي گن اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني مي گه من فعلا مي خوام درسمو ادامه بدم
****
****
از یه نفر میپرسن: اگه آمریكا حمله كنه چیكار میكنی؟؟ میگه: اول خونسردیمو حفظ میكنم... بعد زنگ میزنم 110.
دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و
ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ حیف نون ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از
ايشون بپرسيد.
****
****
یارو می ره و در یخچال رو باز می کنه و می بینه: ژله هه داره مثل بید می لرزه، بهش می گه: نترس میخوام پنیر بخورم.
خیلی بی مزه بود
يه نفر از تير ميره بالا ميرسه به مرداد
****حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره اپن (open) می سازه!
از چارلی چاپلین مپرسن: خوشبختی چیه؟ میگه: فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی
+++
وکیل: خوب، خوب. میدونی که دستمزد من خیلی بالاست؟ میتونی پرداخت کنی؟ پول داری؟
متهم: پول که نه، اما چند قطعه الماس گرون قیمت دارم!
وکیل: بسیار خوب. حالا این اتهام بیمورد شما چیه عزیزم؟
متهم: همین سرقت چند قطعه الماس گرون قیمت!
مردم از خنده عالییییی بود
لطفا به عمه ها توهین نکنید
به معتاده ميگن فرق تو با ورزشکارها چيه؟ ميگه اونا تکنيکي کار ميکنن ما پيکنيکي
***
***
مي دوني چرا زن ها كمتر فوتبال بازي مي كنند ؟ چون كمتر زني پيدا ميشه كه حاضر باشه با10 نفر ديگه يه جور لباس بپوشه!!!
جالب بود
به یارو میگن: دگرگونی یعنی چه؟
میگه: یعنی این گونی نه یک گونی دیگه!
*****
یه نابینا تو خیابون یک رنده پیدا میکنه، دستشو روی رنده میکشه و با خودش میگوید: که این چرت و پرتها چیه نوشتن؟ تشویش اذهان عمومی
میگه: یعنی این گونی نه یک گونی دیگه!
*****
یه نابینا تو خیابون یک رنده پیدا میکنه، دستشو روی رنده میکشه و با خودش میگوید: که این چرت و پرتها چیه نوشتن؟ تشویش اذهان عمومی
یه روز به غضنفر میگن:با ماهیچه جمله بساز. میگه:خر در برابر ما هیچه!