راسخون

هر روز يك لطيفه

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
این یکی روپسندیدم
farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
ژاپنی هارو مسخره نکن
farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
بهلول برای خودش کسی بوده
farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
لطفا ازسخنان رکیک استفاده نکنید
farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
سعی کن ازلطیف های مختصر استفاده کنی.باتشکر
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
به غضنفر ميگن اگه حالت تهوع بهت دست داد، چيکار مي کني؟ ميگه منم بهش دست ميدم!!!
****
به یارو ميگن بابا شدي ميگه به زنم نگين مي خواهم سورپريزش كنم

 
azadeh7 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 442
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 
ازکسی پرسیدند:((چند سال داری ؟))
گفت::((هجده یا هفده یا شانزده وشاید پانزده))
هوشیار گفت :((از عمرت ندوزد این طور که تو پس پس می روی به شکم مادرت باز میگردی !))
azadeh7 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 442
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 
به فرد محکوم به اعدام گفتند :«در آخرين روز عمرت يکي از آرزوهايت را بگو تا برآورده کنيم!»
گفت:«يک آدامس به من بدهيد تا بجوم .هر وقت تمام شد،مرا اعدام کنيد...» 
مشتري:«سه متر پارچه مي خواهم به رنگ مخلوط شير وقهوه!»
پارچه فروش :«با شکر يا بدون شکر؟»
شخصي که عضو«انجمن حمايت از حيوانات »بود، دم گاوي را کند. از او پرسيدند :«چرا اين کار را کردي؟»
گفت:« چون گاو با تکان دادن دم خود پشه ها را اذيت مي کرد...
azadeh7 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 442
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 
غضنفر آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله!

غضنفر ميخواسته زيردريايي آمريکاييا تو خليج فارس رو غرق کنه، در ميزنه فرار ميکنه!
azadeh7 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 442
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 
یکی از مطالب بسیار مهم در زمان جنگ روحیه بالا و طنز بچه های جبهه بوده است
آقا مهدی فرمانده گروهانمان درست و حسابی ما راروحیه
داد و به عملیاتی که می رفتیم توجیه مان کرد همان شب زدیم به قلب دشمن و تخته گاز جلو رفتیم صبح کله سحر بود و من نزدیک سنگر آقا مهدی بودم که ناغافل خمپارهای سوت کشان و بدون اجازه آمد و زرتی خورد رو خاکریز زمین و زمان به هم ریخت و موج انفجار مرا بلند کرد و مثل هندوانه کوبید زمین نعره زدم: یا مهدی! یک هو دیدم صدای خفهای از زیرم می گوید:((خانه خراب، بلند شو، تو که مهدی را کشتی! )) از جا جستم خاکها را زدم کنار آقا مهدی زیر آوار داشت می خندید خودم هم خنده ام گرفت!
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
پدر: پسرم بزرگ شدی میخوای چه کاره بشی؟
پسر: سیاستمدار
پدر: مگه عقلت کمه؟
پسر: یعنی شرطش اینه!؟
****
زین پس به جای واژه غریب و نامأنوس «پاک کن» بگویید: مالش بر دانش!
 
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد!
****
يه روز غضنفر ميره مغازه لوازم خونگي چشش ميافته به فلاسك ميپرسه آقا اون چيه؟ مغازه دار ميگه اون فلاسكه ميپرسه كارش چيه ميگه هر چيز سردي رو بزاري تو ش سرد نگه ميداره هر چيز گرم هم بذاري توش گرم نگه ميداره مرده خوشحال ميشه و يكي ميخره فردا كه ميره اداره باخودش ميبره رييسش وقتي فلاسكو ميبينه ميگه ببينم چي تو اون فلاسكت داري؟ ميگه اقاي رييس 2 تا الاسكا دارم با 3 تا فنجون قهوه!

 
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن.
دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم.
پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم
farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 
این پیشنهاد جالبیه برای دامادهای سرخونه خیلی عالیه
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
به غضنفر می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟