هر روز يك لطيفه
چندتوله سگ براي باباشون تولد ميگیرن رو كيكش مينويسن
پدرسگ تولدت مبارك!
پدرسگ تولدت مبارك!
*****
يه روزغضنفرميره توجنگل مي بينه روباهه خوابه ميگه خوب شد خواب بود وگرنه گولم ميزد
مرد خودپسندی بالای سرکشاورزی ایستاده بود و کارکردنش را نگاه می کرد.
مرد با غرور گفت: بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم.
کشاورز گفت: یونجه می کارم
مرد با غرور گفت: بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم.
کشاورز گفت: یونجه می کارم
یه سوسک میفته تو دستشوی میگه منو این همه خوشبختی محاله
یه ... می خواسته یه ماهی رو خفه کنه، هی سر ماهی رو می کنه زیر آب و در می آره
از حیف نون می پرسن: نظرت راجع به مار چیه؟
می گه: حیوون خیلی خوبیه! اما حیف که همش دُمه!!
می گه: حیوون خیلی خوبیه! اما حیف که همش دُمه!!
*****
حیف نون تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه. در پایان روز اول، رئیس ازش می پرسه: خوب، امروز چه کار کردی؟ حیف نون می گه: هیچی، کلیدهای کیبورد نامرتب بودن، به ترتیب الفبا مرتبشون کردم!
-
ببهلول و دزد:
گويند روزي بهلول كفش نو پوشيده بود داخل مسجدي شد تا نماز بگذارد در آن محل مردي را ديد كه به كفش هاي او نگاه مي كند فهميد كه طمع به كفش
او دارد ناچار با كفش به نماز ايستاد آن دزد گفت با كفش نماز نباشد. بهلول گفت ، اگر نماز نباشد كفش باشد
شخصي از بهلول پرسيد: مي تواني بگوئي زندگي آدميان مانند چيست؟
بهلول جواب داد: زندگي مردم مانند نردبان دو طرفه است که از يک طرفش سنّ آنها بالا مي رود واز طرف ديگر زندگي آنها پائين مي آيد.
از حیف نان مي پرسن يه موجود نام ببر... مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست، چون همه جا نوشته يخ موجود است!
*****
حیف نان میره استادیوم ، توی موج مکزیکی غرق می شه!
حیف نان مي خواسته هواپيما دزدي کنه. ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نمي رم. حیف نان ميگه خب برو دبي. يارو ميگه نميرم. حیف نان می گه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم.
*****
خبرنگار از برانکو مي پرسه: آقاي برانکو تاکتيکتون چي بود که تو جام جهاني اينقدر خوش درخشيد؟...... تاکتيکمون؟!!.... حميييييد
حتما با وسايل غواصي كاشيكاري مي كرده !!!!!!!!!!!!!!1
دوتا زانتیا با هم ازدواج میکنن بچه شون ژیان میشه . . . . . . ازدواج فامیلی همینه دیگه
*****
ميدوني تنها حيواني که همه رو مي شناسه کدومه؟....... نميدوني؟ ... بابا گوسفنده ديگه چون به هر کي ميرسه ميگه: بععععع بع بع بععع
*****
ميدوني تنها حيواني که همه رو مي شناسه کدومه؟....... نميدوني؟ ... بابا گوسفنده ديگه چون به هر کي ميرسه ميگه: بععععع بع بع بععع
از حیف نان می پرسن نظرت راجع به گرون شدن بنزین چیه؟ می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزِین رو می زنیم
|||||
حیف نان نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه؟
|||||
حیف نان نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه؟
غضنفر ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، هرچي ميزده كبريت
مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! غضنفر
ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد!
*****
از حيف نون ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ حيف نون ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!
*****
از حيف نون ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ حيف نون ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!
غضنفر می ره خواستگاری،پدر دختره می گه:دخترم می خواد درس بخونه.غضنفر می گه اشکالی نداره ما میریم یه ساعت دیگه بر می گردیم!
******
معلم:بگو ببينم، كمبوجيه
چه جور پادشاهي بود؟
شاگرد:پادشاه بدي نبود، فقط هميشه از كمبود بودجه شكايت داشت
حيف نان چربي داشته ميره دكتر ، دكتر بهش ميگه روزي 4 كيلومتر بايد بدوي .... بعد از چند روز حيف نان زنگ ميزنه به دكتر و ميگه : رسيدم لب مرز ، چيكار كنم؟
****
به حيف نان ميگن تور را تعريف كن؟
ميگه : تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناف به هم وصل شده اند.
****
به حيف نان ميگن تور را تعريف كن؟
ميگه : تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناف به هم وصل شده اند.