راسخون

هر روز يك لطيفه

samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
چندتوله سگ براي باباشون تولد ميگیرن رو كيكش مينويسن
پدرسگ تولدت مبارك!
*****
 يه روزغضنفرميره توجنگل مي بينه روباهه خوابه ميگه خوب شد خواب بود وگرنه گولم ميزد
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

benjamin کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 322
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
مرد خودپسندی بالای سرکشاورزی ایستاده بود و کارکردنش را نگاه می کرد.
مرد با غرور گفت:  بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم.
کشاورز گفت: یونجه می کارم
benjamin کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 322
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
یه سوسک میفته تو دستشوی میگه منو این همه خوشبختی محاله
benjamin کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 322
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
یه ... می خواسته یه ماهی رو خفه کنه، هی سر ماهی رو می کنه زیر آب و در می آره
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
از حیف نون می پرسن: نظرت راجع به مار چیه؟
می گه: حیوون خیلی خوبیه! اما حیف که همش دُمه!!
*****
حیف نون تو قسمت کامپیوتر استخدام می شه. در پایان روز اول، رئیس ازش می پرسه: خوب، امروز چه کار کردی؟ حیف نون می گه: هیچی، کلیدهای کیبورد نامرتب بودن، به ترتیب الفبا مرتبشون کردم!
benjamin کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 322
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
-
 
ببهلول و دزد: گويند روزي بهلول كفش نو پوشيده بود داخل مسجدي شد تا نماز بگذارد در آن محل مردي را ديد كه به كفش هاي او نگاه مي كند فهميد كه طمع به كفش
او دارد ناچار با كفش به نماز ايستاد آن دزد گفت با كفش نماز نباشد. بهلول گفت ، اگر نماز نباشد كفش باشد

شخصي از بهلول پرسيد: مي تواني بگوئي زندگي آدميان مانند چيست؟
بهلول جواب داد: زندگي مردم مانند نردبان دو طرفه است که از يک طرفش سنّ آنها بالا مي رود واز طرف ديگر زندگي آنها پائين مي آيد.

 
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
از حیف نان مي پرسن يه موجود نام ببر... مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست، چون همه جا نوشته يخ موجود است!
*****
حیف نان میره استادیوم ، توی موج مکزیکی غرق می شه!
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
حیف نان مي خواسته هواپيما دزدي کنه. ميره به خلبانه ميگه برو لندن يارو ميگه نمي رم. حیف نان ميگه خب برو دبي. يارو ميگه نميرم. حیف نان می گه بابا حد اقل بده يه بوق بزنيم.
*****
خبرنگار از برانکو مي پرسه: آقاي برانکو تاکتيکتون چي بود که تو جام جهاني اينقدر خوش درخشيد؟...... تاکتيکمون؟!!.... حميييييد
seyedjafarfatemi کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1643
|
تاریخ عضویت : دی 1387 
حتما با وسايل غواصي  كاشيكاري مي كرده !!!!!!!!!!!!!!1
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
دوتا زانتیا با هم ازدواج میکنن بچه شون ژیان میشه . . . . . . ازدواج فامیلی همینه دیگه
*****
ميدوني تنها حيواني که همه رو مي شناسه کدومه؟....... نميدوني؟ ... بابا گوسفنده ديگه چون به هر کي ميرسه ميگه: بععععع بع بع بععع

 
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
از حیف نان می پرسن نظرت راجع به گرون شدن بنزین چیه؟ می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزِین رو می زنیم
|||||
حیف نان نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه؟

 
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
غضنفر ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،  هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! غضنفر ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد!
*****
از حيف نون ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ حيف نون ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 

غضنفر می ره خواستگاری،پدر دختره می گه:دخترم می خواد درس بخونه.غضنفر می گه اشکالی نداره ما میریم یه ساعت دیگه بر می گردیم!

******

معلم:بگو ببينم، كمبوجيه چه جور پادشاهي بود؟

شاگرد:پادشاه بدي نبود، فقط هميشه از كمبود بودجه شكايت داشت



samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
حيف نان چربي داشته ميره دكتر ،‌ دكتر بهش ميگه روزي 4 كيلومتر بايد بدوي .... بعد از چند روز حيف نان زنگ ميزنه به دكتر و ميگه : رسيدم لب مرز ، چيكار كنم؟
****
به حيف نان ميگن تور را تعريف كن؟
ميگه : تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناف به هم وصل شده اند.