راسخون

هر روز يك لطيفه

samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»
*****
حیف نون به پسرش میگه: پسرم هیچ می دونی ناپلئون وقتی به سن تو بود، شاگرد اول کلاسش بود؟
پسر به پدر جواب می ده: پدر جان! هیچ می دونی که ناپلئون وقتی به سن تو بود، امپراتور بود؟
*****
اگه گفتی پس از مرگ مدیر عامل گوگل (البته بعد از صد و بیست سال!) به فرزندش چی می‌رسه؟ گوگل ارث!
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
 كرم ابريشم قرص ايكس مي خوره پليور مي دوزه!
*****
 پيرزنه تو اوتوبوس هي مي گفته ني نای نا نای ني نای نای، همه هم دست ميزدن براش. بعد يهو دست مي کنه تو کيفش دندوناشو در مياره ميگه نياوران نيگه دار!
*****
روزي شاگردي از معلمش پرسيد: آقا چرا بعضي ها ميگن كتاب، متاب يا ماست، پاست و..... معلم: پسرم اونها سواد مواد ندارند!
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
عده اي از دوستان قوچعلي سوار آسانسوري شدند و چون بلد نبودند آن را كار بياندازند همانطور ساكت در آسانسور ايستادند. بعد از مدتي نسبتا" زياد مرد شيك پوشي وارد شد و بلافاصله دكمه اي رو زد و آسانسور شروع به بالارفتن كرد, يكي از دوستان قوچعلي فرياد زد: براي سلامتي آقاي راننده, صلوات بلند!
*****
غضنفر سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟
****
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
يه روز يه اتوبوس با مسافراش ميرفته تو راه خراب ميشه. هر كس يه نظري در مورد اشكال پيش اومده ميده. يه آقاي كه اتفاقا مهندس كامپيوتر بوده ميگه: به نظر من همه پياده بشيم دوباره سوار بشيم درست ميشه.(ريستارت  بهترين راه حل مشكلات)
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
آقاهه مي خواسته ميخ به ديوار بکوبه ميخو سروته نگه داشته بوده. غضنفر بهش مي رسه مي گه بابا اين ميخ که مال ديوار روبروييه!
*****
 غضنفر كفترشو گم مي كنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرغون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرغون بردم، چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد !
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
 غضنفر تعويض روغني باز مي کنه ورشکست مي شه. تعويض روغني رو طبقه دوم باز کرده بوده !
*****
حیف نان با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن حیف نان رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه حیف نان همين سوال رو چند بار مي پرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم حیف نان ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
به حیف نان می گن چرا سی دیت اینهمه خش داره می گه زیر نکات مهمشو خط کشیدم.
*****
به حیف نان ميگن براي خمير دندون پونه آگهي بساز ميگه خمير دندون پونه چشمها رو نمي سوزونه.
 
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
مادره به بچش ميگه: مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه هم ميگه: آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود.
*****
به يه خره ميگن چرا گوشات درازه ميگه هر خوشكلي يه نقصي داره.
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
یه مرد ميخواسته كيوي بخره اسمشو فراموش ميكنه ميگه اقا تخم مرغ موكت كرده ها چندن؟
*****
آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تو صندوق صدقات اكس مي اندازند وام ميده!
*****
يه قورباغه با يه طوطي ازدواج ميكنه بچه شون ميشه قوطي
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
حیف نان فيلم جنگي مي ديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه.
*****
حیف نان نصف شب ميره دزدي صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه؟ حیف نان ميگه هيچكي، گربست بع بع ... !
 
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند حیف نان داشته از اونجا رد مي شده مي بينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره
 
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
 ساده لوح ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين
*****
 يه روز يه ماهي رو ميندازن تو ماهي تابه از خجالت سرخ ميشه
samsam کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 50672
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
معلم:« بگو ببينم، برق آسمان با برق منزل شما چه فرقي دارد؟»
دانش آموز:« اجازه!  برق آسمان مجاني است، ولي برق خانه ما پولي است.»
*****
يه سوسك ميفته تو دستشوي ميگه منو اين همه خوشبختي محاله!