هر روز يك لطيفه
حيف نون ميره استخر شيرجه ميزنه توي چهار متري ، مياد بالا و ميگه : عجب نفسي داشته كاشي كارش!
کاش ترتیبی میدادید هر هفته یا هر روز بهترین لطیفه از طرف سایت انتخاب و اعلام میشد
معلم : فعل كشيدن را صرف كن
شاگرد : كشيدم كشيدي پاره شد
با عرض سلام و خسته نباشيد
با تشکر از فعاليت شما در فوروم.ما با مسئولین این موضوع را مطرح کرده و در اسرع وقت به اطلاع کلیه دوستان می رسانیم
روابط عمومي موسسه فرهنگي اطلاع رساني راسخون
با تشکر از فعاليت شما در فوروم.ما با مسئولین این موضوع را مطرح کرده و در اسرع وقت به اطلاع کلیه دوستان می رسانیم
روابط عمومي موسسه فرهنگي اطلاع رساني راسخون
با تشكر از حسن توجهتون
به بزه ميگن چرا زنگولت صدا نمي كنه؟ ميگه گذاشتمش رو ويبره!
حیف نون می افته توی چاه، می گه خدا رو شکر تهش سوراخ نبود!
بهلول پاي پياده بر راهي مي گذشت . قاضي شهر او را ديد و گفت:
شنيده ام " الاغت سقط شده " و تو را تنها گذارده است!
بهلول گفت:
تو زنده باشي. يك موي تو به صد تا الاغ من مي ارزد .
شنيده ام " الاغت سقط شده " و تو را تنها گذارده است!
بهلول گفت:
تو زنده باشي. يك موي تو به صد تا الاغ من مي ارزد .
حيف نون زنگ ميزنه به ثبت احوال ، ميگه : ببخشيد ، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خيلي خوبه ، ميخواستم ثبت كنم!!!
غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي
جالب بود
حیف نون ميره كولر بخره، یارو میگه: كولر آبي مي خواي؟
حیف نون ميگه: فرقي نمي كنه، قرمز بده
حیف نون ميگه: فرقي نمي كنه، قرمز بده
******
از غضنفر ميپرسن: شما كجاي تهران ميشينيد؟ ميگه: هرجا كه خسته شم!...
اتوبوس طبق معمول خيلي شلوغ بود. مسافري عصباني به آقاي چاقي كه پهلويش ايستاده بود، گفت آقا! ممكن است هل ندهيد!
مرد چاق با اوقات تلخي گفت: هل نمي دهم، دارم نفس مي كشم.
مرد چاق با اوقات تلخي گفت: هل نمي دهم، دارم نفس مي كشم.
*****
ازغضنفر ميپرسن جورابتو كي شستي ميگه لطفا سوال تاريخي نپرسيد
*****
از آقاهه مي پرسن با چه ارزي ازمملكت خارج شدي؟ گفت: باعرض معذرت
غضنفر آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله!
*****
ميخه ميفته تو آب زنگ مي زنه در ميره!
*****
غضنفر با ماشينش تو برفا گير مي کنه زنجير نداشته سينه مي زنه!
مردی به شهری رفت و خودش را طبیب جا زد. بیماری آمد پیش او و گفت: "دلم درد میكند."
مرد پرسید: "دیشب چه خوردی؟"
بیمار جواب داد: "دو من خربزه خوردهام تو یك من حساب كن. دو من هندوانه خوردهام تو یك من حساب كن. یك من نان و پنیر خوردهام تو نیم من حساب كن. سه من انگور خوردهام تو سه چارك حساب كن."
مرد گفت: "شش ماه تب میكنی و كله پا میشوی، سه ماه حساب كن. بعد از آن هم میمیری، زنده حساب كن. میگذارندت توی قبر، اتاق حساب كن. یك خروار و نیم خاك میریزند رویت، هفتاد و پنج من حساب كن."
مرد پرسید: "دیشب چه خوردی؟"
بیمار جواب داد: "دو من خربزه خوردهام تو یك من حساب كن. دو من هندوانه خوردهام تو یك من حساب كن. یك من نان و پنیر خوردهام تو نیم من حساب كن. سه من انگور خوردهام تو سه چارك حساب كن."
مرد گفت: "شش ماه تب میكنی و كله پا میشوی، سه ماه حساب كن. بعد از آن هم میمیری، زنده حساب كن. میگذارندت توی قبر، اتاق حساب كن. یك خروار و نیم خاك میریزند رویت، هفتاد و پنج من حساب كن."
حیف نون با ماشين اش دور ميدان ميچرخيده ميگن چرا داري اينقدر دور ميدان ميچرخي ؟ ميگه آخه راهنمام گير کرده !!!
*****
ترکه ميره مزرعه اي ميخره 2سانتي متر در 8 کيلومتر !!!! ميگن اين چه زمينيه ؟؟چي ميخواهي بکاري ؟؟؟؟ ميگه به اميد خدا ماکاروني
*****
به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم