راسخون

اکنون تنها..

mehdigerdali کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 5587
|
تاریخ عضویت : خرداد 1390 

تنهاتراز انی بودم که فکر میکردم

کی میشود امروز را به فردا برسانم

باید دل را به دریا سپرد

باید امروز رابه فردا سفر کرد

اکنون تنها می روم.....

شاید فرداها کسی از ان من باشد

کسی که از جنس امروز نباشد...

شاید..

catcat کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 6699
|
تاریخ عضویت : شهریور 1391 

کاری بکن

     
  اكنون كه تنها ديدمت، لطف ار نه، آزاري بكن

سنگي بزن، تلخي بگو، تيغي بكش، كاري بكن

 

گيرم نداري ميلِ من، اي مَردمِ چشمم گَهي

از گوشه ي چشمي به من، نظاره ای، باري بكن

 

اي يوسفِ جان، مي خرد خلقي به جان وصل تو را

رسمِ گران جاني بهل ميلِ خريداري بكن

 

مُرديم دور از روي تو، در خانه ماني تا به كي

بيرون خرام آخر گَهي گُل گشتِ بازاري بكن

 

ناگه طبيب عاشقان، غافل زحالَت بگذرد

اهلي بكش آهي ز دل، يا ناله ي زاري بكن