هنرهای اسلامی
هنر اسلامی
یا به بخشی از هنر اطلاق میشود که در جامعه مسلمانان و نه لزوماً توسط مسلمانان رواج داشته است. هرچند ممکن است این هنرها در مواردی با تعالیم و شریعت اسلام انطباق نداشته باشد ولی تاثیر فرهنگ اسلامی و منطقهای در آن بهخوبی نمایان است. هنر اسلامی یکی از دورانهای شکوهمند تاریخ هنر و یکی از ارزشمندترین دستاوردهای بشری در عرصه هنری بهشمار میآید و شامل انواع متنوعی از هنر همچون معماری، خوشنویسی، نقاشی، سرامیک و مانند آنها میشود.
هنر اسلامی هنری نیست که فقط بهآیین اسلام ارتباط داشته باشد. اصطلاح «اسلامی» نه تنها به مذهب، بلکه به فرهنگ غنی و متنوع مردمانی که در سرزمینهایی که آیین اسلام در آن رواج دارد نیز اشاره میکند. هنر اسلامی غالبا عناصری سکولار را که توسط برخی از علمای اسلامی حرام شمرده نشده را نیز دربرمیگیرد همچنین بهآن دسته از مفاهیم و موارد هنری که در درون جوامع اسلامی تحت تاثیر عوامل منطقهای و فرهنگ بومی به وجود آمده است نیز هنر اسلامی گفته میشود.
ظهور هنر اسلامی از دل دین و دولت جدید به صورت تدریجی و گام به گام نبود، بلکه همچون ظهور خود دین اسلام و حکومت اسلامی، روندی پرشتاب و ناگهانی داشت. عمده آنچه بر شکلگیری و تزئین بناهای صدر اسلام تأثیر گذاشت ویژهٔ مسلمانان بود و این تأثیرات در خدمت اهدافی قرار گرفت که پیش از اسلام بهآن شکل و صورت وجود نداشت.
هنر اسلامی برای گسترش خود از منابع بسیاری الهام گرفت: هنر رومی، هنر اولیه مسیحی، و هنر بیزانس در هنر و معماری اسلامی اولیه مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساسانی از ایران پیش از اسلام، اهمیت بیشتری داشت؛ بعدها روشهای و عناصر مختلفی از هنر آسیای مرکزی و هنر چین طی تاخت و تازهای چادرنشینان مغول اثر مهمی در نقاشی اسلامی، سفالگری، و منسوجات برجای گذاشت.
در میان آیات قرآن یا تعالیم شخص پیامبر اسلام به موارد کمی درباره هنر برمیخوریم. بازنمایی تصویری موجودات زنده در قرآن بهصراحت منع نشده با این وجود بسیاری از مسلمانان ترسیم چهرهها و موجودات زنده را خطری به سوی بتپرستی بهشمار میآوردند و گناه میدانستند؛ بنابراین هنر اسلامی اغلب بر خلق زیبایی با نقوش انتزاعی و استفاده از حروف، متمرکز بوده است. و به دلیل محدودیت نسبی سایر هنرها همچون نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی، و حتی گاهی، حرام شمردن آنها مسلمانان به توسعه سبکهای مختلف در زمینههایی انتزاعی سوق داده شدند.
عمدهٔ مسلمانان تصویرگری چهره پیامبر اسلام را مردود میشمردند و حتا گاهی تصویرگری جانداران و انسان نیز مورد قبول بخشی از مسلمانان نبود. با این وجود همواره در سرزمینهای اسلامی تصاویری از انسان و موجودات زنده دیگر نقش میشد و به مواردی از تصویرسازی چهره پیامبر نیز برمیخوریم. افزون بر منع تصویرسازی چهره پیامبر، مفهوم و تصویر ذهنی خداوند به صورتی که در آیین هندو و مسیحیت رایج است در اسلام مرسوم نبود. این همه به علاوهٔ دلایل اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی و رقابت با تمدنهای دیگر موجب شد تا هنرمندان و هنرپروران در سراسر سرزمینهای اسلامی به اشکالی از هنرهای انتزاعی مانند خوشنویسی، نقوش هندسی یا اسلیمی و معماری توجه ویژه داشته باشند.
هنر اسلامی بسیار محدودتر از هنر مسیحی یا بودایی است که مشخصاً فرمهایی از هنر - اعم از مجسمه، نقاشی، موسیقی و یا رقص - را به کلیسا یا معابد میکشاند. ثروت عکاشه محقق برجسته مصری مینویسد: «نقاشی دینی در دورههای نخستین اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان و مسیحیان معمول بود، بهرهای نداشت. مساجد از تصاویر دینی خالی بود و از نقاشی برای آموزشهای دینی و پرورش اعتقادات مذهبی، تا پیش از سده ۸ ه.ق/۱۴ م استفاده نمیشد»
در هنر اسلامی به عناصر تکرار شونده زیادی برمیخوریم مانند استفاده از طرحهای هندسی و یا ترسیمی غیر واقعگرایانه از گل و گیاه که به اسلیمی معروفند. نقوش اسلیمی در هنر اسلامی اغلب بهعنون نمادی از طبیعت بیکرانی بهکار میرود که مخلوق خداست. هرچند این نظریه مورد قبول همگان نیست اما تعمد در عدم بازنمایی و تقلید دقیق طبیعت را معمولاً بهعنوان نشانی از فروتنی هنرمندان دانستهاند که معتقد بودند ایجاد کمال تنها خاص خداوند است.
معماری
شاید یکی از مهمترین نمودهای هنر اسلامی معماری باشد. بهویژه مساجد چهار ایوانه و ستوندار که معرف هنر معماری اسلامی است. این عمارتهای باشکوه، میتواند نأثیر فرهنگهای متفاوت در درون تمدن اسلامی را نشان دهد. به عنوان مثال عناصر رومی ـ بیزانسی، در معماری شمال آفریقا و اسپانیای اسلامی، در کاخ الحمراء در گرانادا، یا در مسجد جامع قرطبه به خوبی قابل مشاهده است.
نقش گنبد در معماری اسلامی بسیار قابل توجه بوده و طی قرنها گنبد در معماری اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. قدیمیترین گنبد باقی مانده در تاریخ اسلام، بخشی از بنای تاریخی قبةالصخره متعلق بهسال ۶۹۱ میلادی است. یکی دیگر از گنبدهای شاخص متعلق به بنای زیبای تاج محل متعلق به معماری هندی ـ ایرانی از سده ۱۷ میلادی است. در اواخر سده نوزدهم میلادی گنبدهای اسلامی با معماری غربی ادغام شد.
خوشنویسی [ویرایش]
خوشنویسی بارزترین هنر اسلامی است خوشنویسی را میتوان شاخصترین هنر در پهنهٔ سرزمینهای اسلامی دانست، و آنرا به مثابهٔ زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان تلقی کرد. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشتهاست، زیرا در اصل، آنرا هنر تجسم کلام وحی میدانستهاند. در سرزمینهای اسلامی خط زیبا را نه فقط در نگارش قرآن، بلکه در اغلب هنرها بهکار میبردند.
در هنر اسلامی تزئینات خطی و خوشنویسی در همه جا بهچشم میخورد در کتیبههای دیوارها و گنبدهای بناهای مختلف مذهبی و غیر مذهبی، منبرها، سکهها، سفالینهها، ظروف فلزی، سلاحها، لباسها و منسوجات، نسخههای خطی اسناد و کتابها و قطعات هنری تذهیب شده و درهمه جا از خط به عنوان عاملی تزئینی بهره گرفتهاند.
نقاشی [ویرایش]
هنر نگارگری یا نقاشی هرگز آنگونه که در هنر مسیحیان یا بودائیان مورد احترام بوده در سرزمینهای اسلامی مورد توجه قرار نگرفته است. بهنظر میرسد که اسلام در دورانهای اولیهٔ تاریخ خود، هنر نقاشی را به دیدهٔ خصومت مینگریسته است. چرا که در آن زمان هنرهای زیبا با اعتقادات و مراسم مذهبی مشرکین آمیختگی داشت. نقّاشی و مجسمهسازی مظهری از شرک بود که اسلام مأموریت دفع و انهدام آن را داشت.
با ظهوراسلام و طی حکومت امویان و عباسیان نمونههای نادری از نقاشی مشاهده میشود حتی در دوران سلسلههای ایرانی سامانیان، غزنویان و آل بویه نیز عمدهٔ آثار به دستآمده شامل مصورسازی کتابها میباشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخهاست.
نقاشی اسلامی، بهویژه در سدههای اولیه، وسیلهای بیان مستقلی نبود بلکه بهنوعی مکمل ادبیات بهحساب میآمد. اولین آثار نقاشی اسلامی، حاصل تلاش نقاشان، در کار مصور ساختن بعضی از متون ادبی است. آنان محتوای آثار خود را از متن این کتب میگرفتند و بسته به ذوق خود، آن را در قالب اشکال زیبا ارائه میکردند. بهطور کلی موضوع نقاشی اسلامی عبارت است از تصویرسازی کتابهای معتبر ادبی و مذهبی. همچنین، عنوان میشود که مسلمین در حین ترجمهٔ آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کردهاند.
اما بهتدریج نقاشی در سرزمینهای اسلامی اهمیت یافت. با سقوط خلافت عباسی طی دوره ایلخانی هنرهای کتابسازی و نقاشی رشد شگرفی کرد. تاثیر هنر چینی و نقاشیهای آسیای شرقی و مرکزی در این دوران مشهود است. سنت نقاشی ایلخانی در دورههای خلافت فاطمی در مصر و تیموریان در ایران، عثمانیها در ترکیه و گورکانیان در هند پی گرفته شد. هنر نقاشی اسلامی در دوره صفوی به اوج رسید و در دوران زند و قاجار رنگ و بویی تازه یافت.
شعر اسلامی [ویرایش]
شعر اسلامی از وجوه برجسته هنری در فرهنگ اسلامی بهشمار میآید که در سه زبان عربی، فارسی و ترکی به اوج رونق خود رسیده است. دو زبان مهم دیگر در شعر اسلامی، زبان اردو و بنگالی هستند.
موسیقی [ویرایش]
موسیقی اسلامی به معنی آواز یا اجرای موسیقی در عرصه عمومی یا محافل خصوصی در مناطق مختلف مسلماننشین است که شامل کشورهای عربی در منطقه مرکزی جهان اسلام و خاور میانه، شمال آفریقا، ایران، آسیای مرکزی و جنوب آسیا میشود. از آنجایی که اسلام شامل چندین مذهب، قوم و ملیت است سبکهای موسیقایی مختلف بومی در مناطق مختلف شکل گرفته است. برخی از نظریهپردازان اسلامی موسیقی را «غنا» دانسته و آن را حرام شمردهاند اما برخی دیگر این نکته را شامل فقط برخی از انواع موسیقی میدانند. اغلب علمای شیعه آوازخوانی انفرادی زنان را حرام میدانند. در مورد رقص بهویژه رقص بانوان نیز نظر غالب علما بر حرمت داشتن آن است. با این وجود گزارشهایی از رقص و آواز بانوان از سدههای اولیه اسلامی تا کنون در کلیه جوامع اسلامی موجود است.
- جستار وابسته: موسیقی سنتی ایرانی
قالیبافی و منسوجات [ویرایش]
قالیبافی و منسوجات از هنرهای دستی و سنتی مهم در کشورهای اسلامی به ویژه در ایران و آسیای مرکزی است که شهرتی جهانی دارد.
سفالگری و کاشیکاری [ویرایش]
وسایل و محصولات مختلف از سفال و سرامیک در تمامی مناطق مسلماننشین با اندکی اختلاف در نوع مواد اولیه، رنگ و طرحهای تزئینی همواره تولید میشده است؛ از این رو محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فرآوردههای سایر نقاط است. بسیاری از نقوش تزئینی این سفالینهها از آثار برجسته هنری بهشمار میآیند. همچنین کاشیکاری به عنوان پوششی تزئینی برای ساختمانها بهویژه در ایران و آسیای مرکزی رشد شگرفی را تجربه کرده است و از مفاخر هنر اسلامی و بلکه هنر جهانی محسوب میشوند.
هنرهای نمایشی [ویرایش]
علاوه بر انواع هنرهای مختلف نمایشی مانند نمایشهای خیمهشب بازی یا سایه عروسکها و مانند آنها تعزیه در ایران که نوعی نمایش سنتی در سوک مصائب حسین بن علی است یکی از نمونههای بارز هنرهای نمایشی سنتی در جهان اسلام میباشد.
مجسمهسازی [ویرایش]
مجسمهسازی در هنراسلامی بسیار محدود و تقریباً ممنوع بوده؛ با این وجود تقریباً در همه سرزمینها و دورانهای اسلامی به نمونههایی از آن برمیخوریم و انواعی از نقوش برجسته ارزشمند و شگرف بر روی کتیبههای آجری و گچی، ظروف فلزی و چوبی و یا ساخته شده از عاج و مانند آن همواره اجرا شده است.
هنرهای صناعی [ویرایش]
در سرزمینهای اسلامی انواع مختلفی از صنایع دستی دستاوردهای فنی توسعه یافتهای بهدست آوردهاند و تنوعی بینظیر دارند که یکی از نمودهای هنرهای اسلامی نزد سایر ملل به شمار میآیند.
تاریخ هنر اسلامی [ویرایش]
صدر اسلام و خلفای راشدین [ویرایش]
در صدر اسلام و دهههای اولیه تأسیس حکومت اسلامی، بر اثر شور و حرارت اولیه مذهبی و تحت تأثیر تعالیم نبوی و خلفای اولیه، درباره سادگی و بیاعتنایی به تجملات و زینتهای دنیوی، هنر و معماری از اقبال برخوردار نبود. در این دوران سبک و طرح مستقل و درخور ذکری توسط مسلمانان ابداع نگردید. خانه کعبه در مکه جز حصاری از دیوارهای کوتاه و بامی از برگ نخل نبود.
مساجد اولیه مانند مساجد مدینه، کوفه و بصره بناهایی بسیار ساده بودند در محوطهای مربع یا مستطیل شکل که با دیوارههای خشتی رو به قبله ساخته میشدند. با مسدود کردن سه طرف آتشکدهها و چهارطاقیها و ایجاد قبلهگاه از آنها برای برگزاری آیینهای اسلامی استفاده میکردند. گر چه در ایران از مساجد و بناهای اولیه اسلام نمونههای زیادی به جا نمانده ولی طبق متون تاریخی در دو قرن اولیهٔ اسلام سنت و شیوهٔ معماری و نوع مصالح دورهٔ ساسانی رواج داشتهاست.
خلفای دوره اول اسلام به علت نداشتن مدیر، مجبور شدند اداره امور کشورهایی را که فتح کرده بودند را به همان حال قبلی حفظ کنند و همچنین به علت نداشتن بنّا و معمار، ساختمانهای موجود را مورد استفاده قرار دهند، کم کم ملل مغلوب بناهای خود را با مقتضیات و احتیاجات فاتحین وفق دادند و از آن وقت بود که در هنر خاورمیانه به مرور رنگ اسلامی پدیدار شد.
خوشنویسی اسلامی درآن سالها هنوز شکل نگرفته بود و روشهای نوشتاری مسلمین حتی برای نگارش قرآن بسیار خام و ابتدایی بود. همچنین از آنجایی که برای سایر هنرها همچون نقاشی، مجسمهسازی و موسیقی محدودیتهایی قایل بودند و بنا به منابعی آنها را حرام میشمردند؛ گزارشی از این هنرها در دهههای اولیه اسلامی دردست نیست.
سوریه و فلسطین در دوره امویان [ویرایش]
در دورهٔ به قدرت رسیدن بنیامیه بین سالهای ۴۱ تا ۱۳۲ هجری قمری در دمشق وضع معماری و هنر دگرگونی شد. در زمان امویان هنر و معماری در دنیای اسلام ریشه دواند و آثار بسیار زیبایی در این دوره خلق شد که الگویی شد برای دورههای بعد.
در بناهای این دوره چه در شیوه معماری و چه در تزیینات الگوهای پیش از اسلام به ویژه یونانی و بیزانسی دیده میشود. به طور کلی تمدنهای یونانی٬ بیزانس٬ ساسانی و مصری در هنر و معماری این دوره تاثیر بسزایی داشتهاند.
مهمترین آثار معماری این دوره مسجد جامع دمشق در سوریه است که بر روی کلیسای سن ژان (حضرت جان) در سال ۶۳۵ میلادی ساخته شد. مسلمانان به آن محرابی افزودند که در واقع اولین محراب در دنیای اسلام است. همچنین از بناهای مهم این دوره قبه الصخره یا گنبد سنگی در فلسطین است که در سال ۶۹ هجری آغاز و ۷۳ هجری پایان یافت و توسط عبدالملک اموی ساخته شد. این بنا کهنترین اثر اسلامی است که در نهایت کمال باقی مانده؛ سبک معماری مسیحی در آن کاملاً آشکار است و دارای ۴ دروازه در چهار جهت اصلی است. تحول چشمگیر بناها و مساجد ساده صدر اسلام با این بناها قابل توجه است. مسجد الاقصی هم از بناهای مهم اموی است. این بنا نیز توسط عبدالملک اموی ساخته شد این اثر بر روی یک کلیسای نیمه خراب به نام حضرت مریم بنا شد. بر اثر زلزله از بین رفت و صلاح الدین ایوبی آن را تعمیر کرد. یکی از زیباترین منبرها که منبت کاری شدهاست در این مسجد وجود دارد. دو محراب معروف بنام محراب عمرو و زکریا نیز دارد.در ایران مسجد تاریخانه دامغان٬ مسجد جامع ابرقو و فهرج بناهایی هستند که به این دوره منسوب شدهاند. افزون بر مساجد امویان بهسبب تجملگرایی به ساختن کاخهای عظیم و باشکوه روی آوردند. ازجمله کاخهای الخضرا٬ قصر الحیر شرقی و قصر خرانه که یکی از کوچکترین قصرها در دنیای اسلام است.
هنرهای دیگر نیز در این دوره در سرزمینهای اسلامی توسعه یافتند. به عنوان نمونه میتوان به هنر نقاشی در دوره امویان اشاره کرد. گر چه به دلیل مخالفت قرآن با بتها و کمبود تصاویر در عربستان در آغاز اسلام نسبت به نقاشی و چهره نگاری به دیده تردید نگاه میکردند، اما مدتی بعد هنر دینی این احتیاط را تحت تاثیر قرار داد؛ به عنوان مثال در کاخ حیره غربی متعلق به سال ۱۰۹ هجری قمری بقایای تصاویری پیدا شده که شامل: صحنههای شخصیت پردازی و هویت بخشی زمین در محیطهای گیاهی، گروه نوازندگان، سوارکاران و صحنههایی از شکار با زمینه ساسانی است. نمونه دیگر هنر نقاشی در این دوره را میتوان در موزاییکهای کاخ خربه المفخر که فضایی در حدود ۳۵ در ۳۰ متر را اشغال کردهاند دید؛ به طوری که در کف یکی از اتاقها، موزاییکی یافت شدهاست که بر روی آن تصویر شیری در زیر یک درخت در حال حمله به آهو دیده میشود. نمونه دیگر، دیوارهای کاخ عمره یکی از مشهورترین کاخهای اموی است که با نقوش و آرایههای هنری پوشیده شده و تابلوی زیبایی «معروف به تابلوی دشمنان شکست خورده اسلام» در دیوار رختکن حمام آن نقاشی شدهاست که مانند آن در کوه خواجه سیستان از دوره اشکانی وجود دارد. در تزیین لباسها نیز تاثیر هنر پیش از اسلام خصوصا دوره ساسانی نمایان است. در عین حال همزمان با ظهور هنر دینی، هنر غیر دینی نیز توسعه یافت و از همان آغاز در شمایل نگاری اسلامی مورد استفاده قرار گرفت؛ چنان که در نقاشیهای به دست آمده از قصرهایی که ذکر شد تصویر شاه و شاهزادگان در حالی که زنان و رقاصان اطرافشان حلقه زدهاند، همچنین صحنههایی از شکار و نیز صورتهایی از افرادی که هدایایی به همراه دارند- که در واقع تقلیدی از تشریفات رسمی مناطق شرقی و شیوه نگارگری دوران پیش از اسلام که به عنوان هنر غیر دینی مطرح بود- قابل ملاحظهاست.
عراق، ایران و مصر در دوره عباسیان [ویرایش]
در زمان خلفای عباسی (۱۲۵۸ - ۷۵۰ م) کانون مرکزی دنیای فرهنگی و سیاسی اسلام به سوی شرق یعنی از سوریه به عراق منتقل شد. پایتخت آنان بغداد و برای مدت کوتاهی سامرا در شمال آن شهر بود. سیصد سال اول حکومت عباسیان، دورانی طلایی محسوب میشود و شهرهای بغداد و سامرا به عنوان مراکز فرهنگی و تجاری دنیای اسلام بود. مشخصات هنر عباسیان در ایران و مصر تحت حکومت خلفای عباسی نیز قابل بازشناسی است.
در این دوران سبکی جدید و مجزا و تکنیکهایی مدرن در تمام قلمرو مسلمانان گسترش یافت و تاثیر شگرفی بر هنر و معماری اسلامی گذاشت و بغداد و سامرا با سبکهای هنری و معماری تازه مرتبط شدند. امروزه هیچکدام از آثار معماری و هنری از زمان عباسیان در بغداد باقی نمانده اما سامرا همچنان مکانی ویژه برای فهم هنر و معماری دوران عباسی به شمار میرود.
در تاریخ هنر اسلامی، دوره عباسی به لحاظ شکلگیری و تکوین تزئینات وابسته به معماری و توجه به وجوهات زیباشناسانه آن اهمیت بسیار دارد. در سامرا شیوه جدیدی از کندهکاری به نام سبک اوریب که در آن اشکال هندسی و شبه گیاهی تکرار میشد، به طور گستردهای برای تزئینات مورد استفاده قرار گرفت. این سبک در غرب با نام کاشیکاری اسلامی معروف است. بعدها این هنر مورد توجه بسیاری قرار گرفت و روی چوب، فلز و سفال نیز انجام میگرفت.
در زمینه نقاشی مکتب بغداد یا عباسی با تصویر سازی کتب ترجمه شده از پهلوی، یونانی سانسکریت به عربی رایج شد. چهرهها در نگارههای این مکتب به نژاد سامی (عربی) شبیهاست. تاثیر آثار نقاشان بیزانسی و مسیحیت را میتوان باز شناخت. در این آثار رنگ زمینه نامحسوس یا اصلاً وجود ندارد. و نگارهها از متن جدا نیستند و بخشی از متن به شمار میروند.
در زمینه سفالگری، سامرا همچنین شاهد استفاده وسیعی از رنگ در تزئینات و احتمالا معرفی تکنیکهای نقاشی درخشان روی لعاب سفید بود. مهمترین دستاورد تکنیکی در آن زمان، یعنی اثرات روح بخش نقاشی درخشان روی فلزهای قیمتی، در قرون بعدی نیز از عراق به مصر، سوریه، ایران و اسپانیا گسترش یافت و در نهایت منجر به رشد و توسعه صنعت تزئینی سرامیک در دنیای غرب شد.
قالیبافی در دوره خلفای عباسی که به تجملات علاقه داشتند جانی دوبارهای یافت تا آنجا که در تاریخ مسعودی آمدهاست. «المستنصر خلیفه عباسی قالی مصور به صور انسانی با کتیبههای پارسی داشتهاست و در کتاب حدود العالم از بافتههای سیستان و بخارا و قالیچههای فارسی یاد شده است.»
تونس و مصر در دوران اغلبیان و فاطمیان [ویرایش]
زمانی که مسلمانان شمال افریقا را فتح کردند سبک خاصی در معماری نداشتند. ایشان با استفاده از سنتهای محلی و اقتباس از سبکهای هنری ایران و سوریه دست به ایجاد بناهای تازه زدند. افزون بر این از معماران و هنرمندان محلی و خارجی - اعم از قبطی، یونانی، سریانی و ایرانی - استفاده کردند و از طرحهای بناهای کهن بیزانسی و رومی نیز بهره جستند. به این ترتیب یک فرهنگ هنری ناهمگنِ «عرب - بربر» به وجود آمد. در ابتدا مسلمانان فقط به منظور مقابله با حملات دشمن قلعه و رباط میساختند، اما پس از مدتی به ساخت بناهای مذهبی هم پرداختند و سرانجام قصرهای باشکوهی نیز احداث کردند که آنچه اکنون برجای مانده، بیشتر همان ساختمانهای مذهبی است.
عربی کردن فرهنگ مردم مصر چندان زمانی نبرد، اما این در مغرب سالها به درازا کشید. مصر پس از پذیرش اسلام، نقش فعالانهای در پدیدآمدن فرهنگ اسلامی - عربی داشت. نخستین شهرهای عربی در مصر مانند فسطاط دارای ویژگیهایی شبیه به اردوگاههای نظامی بود. عناصر اصلی شهرها را مسجد، قصر، حمامهای عمومی و پادگان و حصارهای عظیم و مستحکم تشکیل میداد. ویژگیهای معماری مذهبی در قرنهای ۱-۳ق/ ۷-۹م در آنجا، بنای مسجدهای بزرگی چون مسجد عمرو بن عاص قابل مشاهدهاست.
ازجمله بناهای غیرمذهبی در این دوران «مقیاس النیل» واقع در جزیره روضه در نزدیکی قاهره قابل ذکر است که برای اندازهگیری میزان بالا و پایین آمدن سطح آب نیل ساخته شد. از ویژگیهای معماری اواخر سده ۳ق/۹م (دوره طولونیان) و سدههای ۴-۶ق/۱۰-۱۲م (دوره فاطمیان) برپایی بناهای عظیم، طرحریزی شفاف حجمها و تزیینات به صورت گچبری و حجاری است. مسجد ابن طولون که صورت اولیه خود را تا امروز حفظ کردهاست و مسجد جامع الازهر و مسجد الحاکم در قاهره در شمار بناهای این دو دورهاند.
نخستین آرامگاههای فاطمیان دارای نقشه مربع، طاقی در وسط هر نما و گنبدی بر پایهای هشت ضلعی بودند. برای تزیین مقبرهها مقرنس نیز به کار برده میشد. منارههای دوره فاطمیان دارای پایه مربع و بدنه استوانهای بود که بالای آن طاقک هشت ضلعی قرار داده میشد. از آثار معماری شهری باقی مانده در قاهره سه دروازه به نامهای «بابالفتوح»، «باب الزویله» و «باب النصر» قابل ذکر است.
اغلبیان به آبادانی و ساختن بناها اشتیاق داشتند. زیادةالله اول مسجد برزگ قیروان را ساخت و احمد فرمانروای اغلبی نیز مسجد بزرگ تونس را تجدید بنا کرد. افزون بر این آثار بسیار برای آبیاری و کشاورزی در مناطق جنوب افریقا که چندان حاصلخیز نبود، ساخته شد. از بناهای معروف دوره اغلبیان افزون بر دو مسجد نامبرده مسجد جامع سوسه را نیز میتوان نام برد.
قیروان پایتخت اغلبیان نخستین شهر اسلامی بود که از گسترش اردوگاه نظامی عربی در سده ۱ق/۷م به وجود آمد. سنت بناهای مذهبی شرق با سنتهای محلی مغرب آمیخته شد وویژگیهای مساجد قرون وسطایی مغرب و اندلس را پدید آورد. بنای این مساجد شامل شبستان ستوندار و راهروهای متعدد عمود بر دیوار محراب که به صحن وسیع سنگفرش شده باز میشدند، و نیز گنبدها و سقفهای مسطح بر روی ناو محوری و ناو محراب و منارههایی بر پایههای مربع شکل در سه طبقه بود.
تحت تاثیر شورشهای بربرها و سیاست استیلاگرانه اغلبیان معماری مذهبی و غیر مذهبی این دوره ویژگی دفاعی دارد. این روحیه خشن مربوط به دوره برقراری نخستین حکومتهای اسلامی در افریقای شمالی به صورت بسیار بارزی در بناهای شهر سوس دیده میشود. در معماری دفاعی، به ویژه در ساختن رباط استفاده از سنتهای محلی رومی و بیزانسی و نیز به کارگیری سبک قصرهای عربی خاور نزدیک مشاهده میگردد.
| این بخش نوشتار نیازمند گسترش است با: ذکر مطالبی در مورد نقاشی، خوشنویسی، موسیقی و سایر هنرهای این دوره. |
سوریه، فلسطین و مصر در دوره ایوبیان، ممالیک و جنگهای صلیبی [ویرایش]
| این بخش نوشتار نیازمند گسترش است. |
مغرب و اسپانیای اسلامی [ویرایش]
نوعی از هنر که در دوران تسلط مسلمانان در اسپانیا شکل گرفت و توسعه پیدا کرد تأثیر شگرفی در معرفی هنر اسلامی به اروپاییان و نفوذ آن در هنرهای مدرن سدههای بعدی داشت. اندلس یا همان اسپانیای امروزی، حلقه میانی فرهنگ و هنر اسلام و غرب است. طی حضور هشتصد ساله مسلمانان و تسلط حکومت خاندانهای مختلف اسلامی مستقر در اسپانیا گروهی از مسیحیان نوعی سبک هنری متداول شد که از سده هشتم تا یازدهم میلادی (دوم تا پنجم ه. ق)در کنار معماری و هنر اسلامی تحول یافت. این شیوه در سده یازدهم میلادی با نفوذ و رواج هنر رومیوار متروک ماند و از میان رفت.
در معماری، اولین نمونه حضور مسلمانان در این بخش از دنیا مسجد جامع قرطبه است. حاکمان مسلمان برای ساخت شهری تحت عنوان «الزهرا» با فراخواندن معماران، هنرمندان، معبدسازان، خطاطان و نقاشان از سراسر اندلس، بغداد، مصر و حتی قسطنطنیه، شهری بسیار زیبا با بناهایی باشکوه بنا کردند. یکی از شکوهمندترین این بناها قصر الزهرا و به ویژه تالار پذیرایی آن بود. باغها و پارکهایی که در الزهرا ساخته شد این شهر را به یکی از زیباترین شهرهای جهان تبدیل نمود. تزیین هنری این قصر با نقش و نگار آیات قرآنی و گچبریها و نقاشیهای هنرمندانهای همراه بود. در کنار قصر مسجد عظیمی نیز ساخته شد که یکی از بینظیزترین معماریهای اندلسی بود.
در میان بسیاری کاخها برجامانده از معماری دوران اسلامی اسپانیا مشهورتر از همه کاخ مستحکم الحمرا یا مقّر دژمانند و شکوهمند امیران مراکش گرانادا یا غرناطه معروف به سلسله بونصریان است.
همچنین، در کنار معماری، بدون تردید هنرهای دیگر اسلامی نیز در این سرزمین مؤثر افتادند. این تاثیر در رشتههای مختلف هنری چون شهرسازی، معماری مساجد، کاخها، پارکها و پلها، ضرب سکه، خوشنویسی، زردوزی بر روی پارچه، نساجی و کاغذسازی، چشمگیر بود و در بطن خود دارای چنان روح زیباشناسانه و قدرتمندی بود که به همان صورت مورد تقلید اروپاییان قرار میگرفت. همچنین هنرهای تزیینی اسلامی چون: بافندگی، کندهکاری روی فلّز و عاج، سیم و زرکوبی روی مفرغ و فولاد با اسلوب معروف به «دمشقی» مانند ساختن، کلاه خودها و شمشیرهای گرانبها و بهویژه انواع کاشیسازی و سفالگری با رنگهای درخشان درهم بافته نیز شکوفان و مکتبساز شد.
ایران و آسیای مرکزی در دوران غزنویان و غوریان [ویرایش]
| این بخش نوشتار نیازمند گسترش است. |
آسیای مرکزی و آسیای صغیر در دوران سلجوقیان و خوارزمشاهیان [ویرایش]
نوآوریهای هنرمندان و معماران ایرانی در دورانسلجوقی و خوارزمشاهیان از هند تا آسیای صغیر نتایج و پیآمدهای وسیعی در بر داشت؛ و هنرمندان در گسترهٔ وسیعی از هنرها، شامل نساجی و سفالگری، عاجکاری، فلزکاری با ویژگیهای منطقهای آثار ماندگاری را خلق کردند.
در عصر سلجوقیان هنر معماری به شکوفایی و کمال نسبی رسید و هنرمندان و معماران آثار فراوانی بوجود آوردند. در اواخر عهد سلجوقی ترئینات گچبری و رنگ اهمیت زیادی یافت. کاشی لعابدار فیروزهای در تزئین معماری بکار گرفته شد. سلجوقیان در بکارگیری گنبد دوپوسته سعی زیادی داشتند. نمونهٔ چشمگیر در این مورد گنبد مسجد جامع اصفهان است. بنای مدرسه از جمله بناهای مذهبی این دوران بود. معماری غیرمذهبی نیز همدوش معماری مذهبی بکار میرفت.
انواع متنوعی از سفالینهها کمی پس از روی کار آمدن سلجوقیان در ایران ظاهر شد. همچنین در این دوره هنر و فن فلزکاری نیز به شکوفایی و توسعه ویژهای دست یافت. در خوشنویسی خطی که قرآن به آن نوشته میشد هنوز خط کوفی بود اما رشد خط کوفی ایرانی در عهد سلجوقی به شیوایی خاصی رسید و شیوه ایرانی خط کوفی را پدید آورد. در همین عصر هم شاهد تذهیب در لابه لای حروف خطوط و سطرها نیز هستیم. شکلهایی که در تذهیب استفاده میشود بیشتر شامل نقشهای گیاهی و بخصوص نقوش معروف به اسلیمی است.
ایران و آسیای مرکزی در دوران ایلخانیان [ویرایش]
هنر دوران ایلخانیان از دورانهای شاخص هنر اسلامی بهشمار میرود. مغولها در اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم هجری بخش وسیعی از دنیای متمدن آن زمان را تصرف کردند. در پی این حمله با از بین رفتن تسلط خلیفه بغداد بر سرزمینهایی مانند ایران پس از یک دوره رکود، شکوفایی مجدد هنرها و علوم آغاز شد.
بزودی با تثبیت حکومت ایلخانیان، فاتحان مغول هنرمندان را که جذب دربار عباسیان شده بودند، به خدمت خود گرفتند. وارثان چنگیزخان مغول با قبول دین اسلام دست به تأسیس دولتهایی در ایران زدند و هنرمندان را به پایتختهای خود در تبریز و مراغه کشاندند، از طرفی هم به علت مصالحهای که بین حاکمان محلی شیراز صورت گرفت، شیراز از گزند و یورش مغولها در امان ماند و بر این منوال گروهی از هنرمندان نیز جذب شیراز شدند.
معماری و هنرهای وابسته نظیر کاشیکاری و گچبری در این دوره رشد قابل توجهی داشت.
در این دوره به سبب ارزشی که برای حفظ و احیاء آثار علمی و ادبی گذشته قائل میشدند، نهضت کتابآرایی آغاز شد. پیش از آن عمده تولیدات هنری و کتابسازی نفیس در انحصار تولید و رونویسی قرآن بود. همین آثار باعث ایجاد شیوه نقاشی این دوره شد. شیوهای که از نظر فنی به مراتب قویتر از نقاشیهای عهد سلجوقی است. تاثیر آشکار نقاشی چینی و وارد شدن عناصر تصویری چینی در آثار هنری ایران از نکات مهم در این عهد بود. آثار نگارگری این دوره را از آنجا که در تبریز پدید آمدند، به نام مکتب تبریز میخوانند.
از آنجا که در شیراز امنیتی نسبی بوجود آمد، هنرمندانی در آنجا دست به ایجاد آثاری متفاوت با مکتب تبریز زدند که تفاوت عمده آنها در تأثیرپذیری کمتر از شیوههای چینی است.
در خوشنویسی نیز پس از وقفهای در روند رشد آن، با رونق کتابسازی خوشنویسی هم جان تازهای گرفت. در این دوره در عرصه خوشنویسی اسلامی، خط تعلیق نخستین خط کاملا ایرانی رایج شد. هنر تذهیب نیز مورد توجه قرار گرفت.
ایران و آسیای مرکزی در دوران تیموریان [ویرایش]
دورهٔ تیموریان ۷۷۱ – ۹۱۱ ه.ق/۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م) به رغم نابسامانی و منازعات داخلی و خارجی، دوره رونق فرهنگ، هنر، ادبیات، تاریخ، ریاضی و نجوم بود. دربارهای هرات، سمرقند، شیراز، تبریز و اصفهان بهسبب هنرپروری و هنرمندی فرمانروایان تیموری، محل تجمع و آمد و شد هنرمندان و ادیبان برجسته بود.
تیمور با اینکه بسیار خونریز بود ولی به دانش و هنر علاقه نشان میداد. از اینرو هنرمندان و صنعتگران از کشتارهایش در امان بودند. فرزند او شاهرخ و نوههایش الغبیگ، بایسنقر میرزا و ابراهیم میرزا نیز این سیاست را پیگرفتند. هنر نقاشی و خوشنویسی در دوره تیموری به شکوفایی قابل توجهی دست یافت.
فرمانروایی شاهرخ را سرآغاز یک عصر جدید و تجدید حیات در بعضی از انواع هنر معرفی کردهاند. در کتابهای پدیدآمده در این دوره شامل نفیسترین مینیاتورها و استادانهترین خوشنویسیها هستند که به زیبایی تمام صحافی و جلدآرایی گشتهاند.
پارهای از زیباترین نقاشیها، ریشه در مکتب هرات دارند که بطور کامل با حمایت شاهزادههای تیموری در شهر هرات شکل گرفت و استاد بزرگ نقاشی یعنی کمال الدین بهزاد برخاسته از چنین مکتبی است. خطوط زیبای فارسی نظیر خط نستعلیق در دوره جانشینان تیمور شکل گرفت و آخرین مراحل تکاملی اش را در این دوره طی نمود. همچنین پارهای از زیباترین آثار معماری ایرانی در این دوره به وجود آمد که از آن جمله میتوان به مسجد گوهرشاد در مشهد و مسجد جامع گوهرشاد در هرات اشاره کرد.
سلطان حسین بایقرا از فرمانروایان متاخر تیموری نیز حامی هنرها، علوم و ادبیات بود. ابوسعید پادشاه توانا، با کفایت، هنردوست این خاندان نیز خود هنرمندی قابل بود. میراث فرهنگی و هنری تیموریان در دوران صفوی در ایران و گورکانیان در هند پی گرفته شد.
آسیای صغیر در دوران عثمانی [ویرایش]
امپراتوری عثمانی از سال ۱۲۸۱ تا ۱۹۲۳ میلادی بزرگترین امپراتوری بود که بر کنارههای دریای مدیترانه، آناتولی، بخش عمدهای از خاورمیانه، قسمتهایی از شمال آفریقا و جنوب شرقی اروپا حکم میراند. حکمرانان عثمانی از بزرگترین پشتیبانان هنر و هنرمندان بودند و نیز به علت کشورگشاییهای متعددی که انجام میدادند، هنر این دوران از فرهنگ و هنر کشورهایی که تحت سلطه آنان قرار میگرفتند بسیار تأثیر پذیرفته بود.
هنر معماری عثمانی در ابتدا رنگ و بوی معماری سلجوقی را داشت که خود ریشه در معماری ایغورهای ترک آسیای میانه دارد. هنر عثمانیان در قرن نهم هجری نقطهٔ اوجی برای هنر اسلامی به ویژه در معماری بهشمار میرود و میتوان عنوان کرد که مساجد این دوره در ردیف زیباترین مساجد جهان قرار دارند. معماران عثمانی به ویژه در طراحی مساجد جامع در استانبول، پایتخت مرکزی دولت عثمانی، پایه کار خود را بر موازین معماری بیزانس منطبق ساختند. مکتب معماری عثمانی به مانند مکتب اسپانیا از تفکر اولیه اسلام پیروی ننمود. در این شیوه شاهد توجه بیش از حد معمار به نمای بیرونی بنا هستیم. استفاده از نمای بیرونی پر ابهت و با شکوه، تعدد گنبدهای فرعی، گنبد خانهٔ مرکزی وسیع و فراخ، شبستانها در طرفین گنبدخانه، استفاده از منارهها در چهار سوی بنا به شیوهای بیزانسی، قوسهاو طاقهای پلکانی و استفاده از سنگ بهعنوان مصالح اولیه از ویژگیهای معماری عثمانی به شمار میروند.
علاقه حکمرانان عثمانی به نقاشی باعث شد که آنان علاوه بر تشویق هنرمندان محلی، هنرمندان اروپایی را نیز به ترکیه دعوت کنند. توجه نقاشی عثمانی به جنبههای داستانی و تاریخی، آثار آنان را از نقاشی ایرانی متمایز میکند. در دوران عثمانی کارهای بسیار ظریف مینیاتور به چشم میخورد. در دوران فاتح سلطان محمد نقاشیهایی از غرب به عثمانی آورده شده و چند نقاش نیز به ایتالیا اعزام شدند. در عثمانی، هنرمندان تذهیبکار جلوه زیادی نکردند و اگر این هنر رشدی کرد، به خاطر هنرمندان ایرانی بود که با مهاجرت به عثمانی، بنیانگذار مکتب هنری در آن دیار شدند.
خوشنویسی در دوران عثمانی بسیار مورد توجه بود و کاتبان عثمانی افزون بر رشد خط ثلث، خط دیوانی را پدید آورده و به اوج رساندند. خوشنویسی در دوره امپراتوری عثمانی دوره طلایی خود را گذراند. در این دوران با خط ثلث آثار فاخری در زمینه مذهبی بوجود آمد. حتی خط نستعلیق که خاص ایرانیان است در آن سرزمین رواج و محبوبیت نسبی یافت.
در دوره عثمانی انواع هنرهای صناعی و صنایع دستی رونق داشت مانند ساخت جواهرآلات و اثرهای هنری که بوسیله سنگهای قیمتی و یا فلز و سنگ تولید میشود؛ کار بر روی چوب که با روشهایی چون رنگآمیزی، کندهکاری، برجستهکاری، تراشیدن، روکش و پختن چوب همراع بود؛ فلزکاری بر روی برنز و پس از آن مس، طلا و نقره که با روش کوبیدن و ریختهگری انجام میشد؛ ساختن آلات موسیقی با استفاده از انواع چوب و سیم و پوست حیوانات؛ انواع چینیهای مختلف، هنر شیشه به اشکال گوناگون مانند تزیینات پنجرههای شفاف و یا به عنوان منجوق چشم خوردن؛ سنگکاری که غیر از معماری در سنگهای قبور دیده میشود و با روشهای منبت کاری، حک و کندهکاری و برجستهکاری به انجام میرسید؛ سبدبافی؛ نمدمالی و دهها هنر صناعی دیگر که توسط هنرمندان و صنعتکاران انجام میشد.
ایران در دوران صفوی [ویرایش]
هنر دورهٔ صفوی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ ه.ق/ ۱۷۲۲-۱۵۰۱ م)از درخشانترین دورانهای هنر ایران است. هنر این دوره در بسیاری از زمینهها، ادامهٔ دوران طلایی هنر دربار تیموریان بهشمار میرود. معماری صفوی و یا نقاشی و خوشنویسی این دوره، کاملا ادامه میراثی است که از تیموریان برجای ماند. بهویژه که حاکمان صفوی با حمایت گسترده خویش، این میراث را درخشان تر نموده، باعث رشد و گسترش آن شدند. در طی دوره صفویان آثار هنری بسیاری در ایران ساخته شد. حکمرانان صفوی اهمیت زیادی به فرهنگ و هنر و تمدن اسلامی میدادند.
معماری، نگارگری، خوشنویسی، قالیبافی، فلزکاری، سفالگری، پارچهآرایی و بسیاری از هنرهای صناعی در دوره صفوی رشد چشمگیر داشتند و در این دوره در همهٔ این رشتههای هنری، آثار ارزشمندی پدید آمد که جدا از نگارگریها و خوشنویسیهای زیبای بسیار، بناهای معماری مهمی مانند مسجد شیخ لطفالله، مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهارباغ شهرت جهانی دارند. قالی اردبیل هم که اکنون در موزه بریتانیا نگهداری میشود یکی از آثار درخشان این دوره است. شهرهای مهم هنرپرور در عصر صفویان، اصفهان، تبریز، هرات و قزوین بودهاند.
از هنرمندان دوره صفوی، کمالالدین بهزاد، رضا عباسی، علیرضا عباسی، میرعماد، آقامیرک و حسین بنا اصفهانی شناخته شدهتر هستند.
هند در دوران گورکانیان [ویرایش]
دوره گورکانیان هند ( ۱۵۲۶ ـ ۱۸۵۷ م) را آخرین عصر طلایی امپراتوریهای اسلامی مینامند. مقارن زمان برخاستن صفویه یکی از نوادگان تیمور بهنام بابُر که در منطقه فرارود حکومت میکرد به هند حمله و آنجا را فتح کرد و بر خلاف جدش تیمور یا سلطان محمود غزنوی، در همانجا ساکن شد و سلسله درخشان گورکانیان هند یا امپراتوری مغولی هند را بنیان نهاد. سلسلهای که برخی از شکوهمندترین آثار هنری و معماری نظیر بنای تاج محل در دوره ایشان بنا شدهاست.
پادشاهان گورکانی هند به هنر عشق میورزیدند و دربار آنان مجمع هنرمندان مختلفی از سراسر دنیا بهویژه از ایران و تاحدی عثمانی بود. بسیاری از هنرمندان ایرانی در پی زوال و فروپاشی سلسله صفوی به دعوت امپراتوران یا حاکمان محلی هند بهآن دیار مهاجرت کردند و گروهی نیز به دنبل یافتن بختی جدید، خود اقدام به جلای وطن کردند. از این رو ادامه سنت هنر تیموری و هنر درخشان صفوی به خوبی در دوره گورکانیان هند قابل مشاهده است. نقاشی، خوشنویسی و معماری و حتی شعر پارسی به بهترین نحو مورد پذیرش و حمایت امپراتوران گورکانی هند قرار گرفت. هنرمندان مختلف با حمایت و سرمایه امپراتوران گورکانی و درآمیختن هنر خود با برخی از عناصر هندی، ترکی و بومی آثار فاخری خلق کردند.
افزون بر امپراتوران گورکانی سایر حکام محلی هند نیز مانند حکمرانان سلسلههای مختلف سلطنت دهلی در شمال شبه قاره هند و بهمنیها٬ عادلشاهیان٬ نظامشاهیان احمدنگر و نظام حیدرآباد در دکن نیز حامیان گشادهدستی برای هنر بهویژه هنرهای ایرانی بودند.
ایران در دوران زند و قاجار [ویرایش]
هنر دوره قاجار را میتوان آخرین بازمانده از دوران طلایی هنرهای اسلامی بر شمرد و از این رو بسیار درخور توجهاست. هنر این دوره به دلیل نزدیکی به دوره معاصر نیز دارای اهمیت است و بسیاری از کارهای هنری که هماکنون صورت میگیرد دارای ریشههایی در هنر دوره قاجار است. تاثیر شدید هنرهای غربی که آشکارا در هنرهای اسلامی معاصر دیده میشود از این دوران رخ نمود.
در دورانهای افشار، زند و قاجار نابسامانیهای اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پس از فروپاشی امپراتوری صفوی، تضعیف پشتوانه فرهنگی و نبود حامیان گشادهدست برای هنرمندان، فقدان جهتگیری و مدیریت مشخص در عرصه فرهنگی و هنری و دلایل دیگری از این دست راه تقلید آگاهانه و یا ناآگاهانه از هنر اروپایی را گشود.
به طور کلی هنرها در زمان قاجار تلفیقی است از ادامهٔ هنرهای دورههای قبل از خود و هنرهای وارداتی اروپایی آنهم در سطحی نازل. هرچه به اواخر این دوران نزدیکتر میشویم غلظت تاثیرپذیری از غرب بر هنرهای سنتی ایران میچربد.
هرچند جامعهٔ قاجاری، جامعهای سنتی بود اما نوعی گرایش و نگاه مثبت به هنر غرب پدید آمد و به تدریج فراگیر شد. در این دوران از عهد عباس میرزا پسر فتحعلی شاه و پس از جنگهای ایران و روس و شکستهای پیاپی ایران و سپس تلاشهای قائم مقام فراهانی و امیرکبیر، تحولاتی در روند نوآوری انجام گرفت که حاصل آن نوسازی قشون، ورود صنعت چاپ و رواج مطبوعات، ورود برخی کارخانجات، تأسیس مدارس به سبک جدید و فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای کسب علم و هنر بود.
در زمان فتحعلیشاه دومین شاه قاجار، هرچند هنر تا حدی تحت تأثیر هنر غرب قرار داشت اما به شدت متأثر از هنر دورهٔ صفوی بود و نوعی علاقه به بازگشت به سنت وجود داشت. در معماری علاوه بر بناهای کم اهمیت، ساخت بناهای عامالمنفعه مثل ساختن پل و قنات و مرمت آرامگاههای ملی نیز بهانجام رسید. خوشنویسی پس از یک دوره فطرت که با فروپاشی صفوی و مهاجرت خوشنویسان به هند و عثمانی شکل گرفته ود دوباره رجعتی نو یافت. از دوره فتحعلیشاه که شیفته ایرانباستان بود چند نقش برجسته بهسبک ساسانی به یادگار ماندهاست. دورهٔ سلطنت محمدشاه از نظر هنری دورهٔ تحکیم بهشمار میرفت و نه تکامل.
دوره طولانی و با ثبات سلطنت ناصرالدینشاه فصل نوینی در هنرهای قاجاری گشود. در این دوره امکان پرداختن به امور هنری و تجملگرایی برای درباریان، شاهزادگان و اشراف و ثروتمندان تاحدی به وجود آمد؛ خود شاه هم از ذوق بیبهره نبود. از این رو و با حمایت آنان هنر و صنایع ظریف رونق پیدا کرد و جانی تازه یافت. دراین زمان صنعت چاپ که پیشتر وارد ایران شده بود، رواج یافت. درباریان و اعیان و اشراف ایران به پیروی از سرمشقهای اروپائی خود و از روی خودنمائی و چشم و هم چشمی به نقاشی علاقه نشان میدادند. ایشان به نوعی تجمل هنری احتیاج پیدا کرده بودند که نتیجه عملی آن رونق کار تصویرگران و معماران بود. در چنین محیط فرهنگی و اجتماعی و با رقابت شاهزادگان و طبقات ممتاز شهرهائی چون تهران، اصفهان، تبریز یا شیراز در جلب هنرمندان مختلف رونقی بیش از گذشته گرفت. در زمینه معماری اگر چه در این دوران هنوز در گوشه و کنار کشور نشانههایی از ادامهٔ شیوهٔ پیشین معماری موسوم به شیوهٔ اصفهانی بهچشم میخورد و بناهای درخشانی ساخته میشد اما شروع انحطاط شیوهٔ اصفهانی در معماری از دوران محمد شاه قاجار رقم خورد هرچند این سستی و افول، پیشتر در دورهٔ افشار و زند آغاز شده بود در این مرحله کیفیت رنگها و غنا و شفافیت کاشیها رنگ باخت و مصالح به کار رفته در بنا و شیوهٔ ساخت و ارئه تزیینات افت چشمگیری کرد. با این وجود در این دوره به تزیینات توجه فراوانی شد که آن را در کاخها و منازل مسکونی مهم این دوره میتوان مشاهده کرد. آیینهکاری و گچکاری به سرعت رایج شد و سقفهای چوبی خانهها نقاشی شدند. در این دوره نوآوریهای اساسی در معماری مذهبی و سنتی بازارها، حمامها و کاروانسراها صورت گرفت.
در این دوره خطاطان بزرگی پا به عرصه میدان نستعلیق و نسخ و ثلث نهادند و در توسعه آن کوشیدند. با ظهور پدیده چاپ و چاپ سنگی و همچنین گسستگی ارتباط خوشنویسان با سلسله اساتید قدیمی در خط ایرانی به ویژه نستعلیقنویسی تغییراتی حاصل شد.
در زمینه هنر نمایش رواج رونق تکیه به این عهد باز میگردد. در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه بین دویست تا سیصد محل جداگانه برای برگزاری تعذیه اعم از تکیه و حسینیه و میدان وجود داشت. هنر عکاسی در این زمان وارد ایران شد و ناصرالدین شاه شخصاً در این هنر دست داشت. پیدایش مطبوعات و چاپ راه را برای ظهور هنر مدرن گرافیک گشود.
بهطور کلی هنر قاجاری در سطح نازلتری نسبت به هنر دورههای قبلی ارزیابی میشود و اغلب آثار پدید آمده در این دوران دارای شکوه و عظمت پیشین نبودند.
دوران معاصر [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- Marilyn Jenkins-Madina, Richard Ettinghauset and Architecture 650-1250, Yale University Press, ISBN 0-300-08869-8
- [http://www.jstor.org/stable/3263914. Annemarie Schimmel and Barbar Rivolta,The Metropolitan Museum of Art Bulletin, New Series, Vol. 50, No. 1, Islamic
Calligraphy (Summer, 1992), pp. 1-56] (انگلیسی). وبگاه رسمی. بازدید در تاریخ 15/12/2009 23:54.
- دانشنامه جهان اسلام
- پاکباز، روئین، دایره المعارف هنر، انتشارات فرهنگ معاصر ISBN 964-5545-41-2
- Davies, Penelope J.E. Denny, Walter B. Hofrichter, Frima Fox. Jacobs, Joseph. Roberts, Ann M. Simon, David L. Janson's History of Art, Prentice Hall; 2007, Upper Saddle River, New Jersey. Severth Edition, ISBN 0-13-193455-4
- شریف، میرمحمد، هنرهای اسلامی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۲
- جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۱
- من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۵، باب مناهی پیامبر(ص)ح۴۹۶۸، انتشارات جامعه مدرسین.
- The Arab Contribution to Islamic Art: From the Seventh to the Fifteenth Centuries, Wijdan Ali, American Univ in Cairo Press, December 10 1999, ISBN 977-424-476-1 P13
- عکاشه، ثروت، ۱۳۸۰ نگارگری اسلامی، ترجمه غلامرضا تهامی، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، ص ۱۰۷
- Brend, Barbara , Islamic Art, British Museum Library, Third Edition, 1995, P8
- براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران، به تصحیح علی اصغر حکمت، از سعدی تا جامی، چاپخانه بانک ملی ایران، تهران، ۱۳۲۷
- Maria Eva Subtelny, «Ba ¦bur's rival relations: a study of kinship and conflict in 15 th - ۱۶ th century Central Asia», Der Islam , Vol. ۶۶, no. ۱ (۱۹۸۹)
- لغتنامه دهخدا، ذیل عبارت شاهرخ میرزا
- برزین. پروین، نگاهی به تاریخچه تذهیب قرآن، مجله هنر ومردم، ش ۴۹، آبان سال ۵۵
- گری، بازیل- نقاشی ایران- انتشارات عصرجدید- ترجمه شروه، عربعلی- تهران ۱۳۶۹- ص۷۴
- دانشنامه رشد، معین الدین شاهرخ تیموری
- دانشنامه رشد، جانشینان تیمور
- دانشنامه رشد، تیمور لنگ
- معین الدین محمد اسفزاری، روضات الجنات فی اوصاف مدینة هرات، چاپ محمدکاظم امام، تهران ۱۳۳۸-۱۳۳۹ ش
- ل. بوآ، «تمدن تیموریان»، ترجمهٔ باقر امیرخانی، نشریة دانشکدهٔ ادبیات تبریز، سال ۱۶، ش ۱ (بهار ۱۳۴۳)
- حسین میرجعفری، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دورة تیموریان و ترکمانان، اصفهان ۱۳۷۵ ش
- تاج السلمانی، شمس الحسن، ج ۸، چاپ عکسی از نسخهٔ خطی کتابخانة لالااسماعیل افندی، ش ۳۰۴، با ترجمة آلمانی از هانس روبرت رومر، ویسبادن ۱۹۵۵
- احسان یارشاطر، شعر فارسی در عهد شاهرخ (نیمهٔ اول قرن نهم)، یا، آغاز انحطاط در شعر فارسی، تهران ۱۳۳۴ ش
- غفاریفرد، عباسقلی، تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه، سازمان سمت، ۱۳۸۱.
- راسخون - هنر اسلامی (قسمت دوم)
- راسخون - عصر سلجوقی و شکوفایی هنر معماری
- تاریخ هنر ایران -گروه تحصیلی هنر - هنر مغول. صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران. بازدید در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۹.
- حمیده سرایدار. معماری دوره ایلخانی. وبگاه طراحان. بازدید در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۹.
- هنر قاجاریه. وبگاه آفتاب. بازدید در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۸۹.
- سید محسن حاج سید جوادی (در تاریخ ۱۳۸۸/۱۰/۲). هنرهای دوره قاجاریه. وبگاه پژوهش هنر، نماد و اسطوره شناسی. بازدید در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۸۹.
- شاهرخ مسکوب. درباره هنر نقاشی قاجار. بنیاد مطالعات ایران. بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- علی راهجیری، تذکره خوشنویسان معاصر، ج ۱، تهران ۱۳۶۴ ش
- نیرومند، پوراندخت. آموزش هنر قالیبافی. نشر بازتاب. ۲۴ مرداد، ۱۳۸۸ ISBN 964-6394-02-7
- هنر دوره عباسیان. جام جم آنلاین. بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹. ترجمه مجید مرادی جم از مقاله Time line Of art history
- بلخاری قمی، حسن. سرگذشت هنر در تمدن اسلامی (موسیقی و معماری). انتشارات سوره مهر. چاپ دوم. تهران ۱۳۸۸ ش
- فیروزفرد، فرخنده (در تاریخ ۱۳۸۵/۸/۲۶). نگارگری. گروه آموزشی هنر (نگارگری- تذهیب و تشعیر) کاردانش استان گلستان. بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- بررسی معماری ترکیه (مسجد شاهزاده، ایاصوفیه، سلیمانیه). وبگاه ترکمورونو. بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- آریانی، حسین. نگاهی به تاریخچه پیدایش هنر اسلامی. بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- نقاشی، مجسمه. وبگاه رایزنی فرهنگی و توریستی سفارت ترکیه در ایران. بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- تذهیب. وبگاه تبیان (در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۸۲). بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- موزه خوشنویسی جهان اسلام راهاندازی شود. خبرگزاری فارس (در تاریخ ۳ آبان ۱۳۸۸). بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- خط ثلث در دوران عثمانی آثار فاخری را در زمینه مذهبی بوجود آورد. خبرگزاری قرآنی ایران (در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۸۸). بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- هنرهای دستی. وبگاه نگارخانه ایرانی (در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۹). بازدید در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۸۹.
- افریقا. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. بازدید در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۸۹.
- معماری اسلامی از صدر اسلام تا سلجوقیان. وبگاه اهل البیت (در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۹۰).
- Dr. M.J. Alhabeeb (در تاریخ 08-11-2006). The Development of The Arabic Calligraphy: A Brief History. shatharat.net.
- سید رضی موسوی گیلانی به نقل از مسائلی در تاریخ معماری اسلامی آندره گدار ص ۳۴۸ و ۳۵۲ (در تاریخ ۱۴ شهریور۱۳۸۷). تاریخ هنر اسلامی از نگاه آندره گدار. وبگاه بنیاد فرهنگی هنری فیروزه.
- معماری دوره اسلامی در عربستان. وبگاه معماری - اطلاعات معماری (در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۸۸).
- هنر نقاشی در فتح سرزمینها. وبگاه نسل فردا - مجموعه مقالات، تحقیقات... (در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۸).
، شیوهای از معماری است که تحت تأثیر فرهنگ اسلامی بوجود آمده و دارای چند ویژگی است:
- معماری جهان اسلام
- گستره مکانی
- گستره زمانی
تاریخچه
هنر اسلامی تقریباً با روی کارآمدن سلسله «امویان» در سال ۴۱ هـ. ق و انتقال مرکز خلافت امویان از مدینه به دمشق، پدید آمد. با این انتقال، هنر اسلامی ترکیبی از هنر سرزم
تاریخچه معماری اسلامی در ایران
قرن اول هجری قمری
در ایران، اولین نمونههای هنر و معماری در منطقه «خرا سان» شکل گرفت. در این منطقه شاهد شکل گیری اولین شیوه معماری ایران پس از اسلام هستیم. این شیوه که به «خراسانی(شبستانی)» معروف گردید، در قرن اول هـ. ق (ابتدای پذیرش دین مبین اسلام از سوی ایرانیان) آغاز گردید و تا دوره «آل بویه» و «دیلمیان»(قرن چها رم هـ. ق) ادامه پیدا کرد. در این شیوه، نقشه مساجد از صدر اسلام الهام گرفت و مساجد به صورت شبستانی (چهل ستونی) بنا گشتند. به طور کلی، معماری در این شیوه بسیار ساده و خالی از هرگونه تکلف است و مصالحی که در این بناها به کار رفته ساده و ارزان قیمت میباشد. از مساجد این شیوه میتوان به «مسجد جامع فهرج یزد»، «مسجد تاریخانه دامغان»، «مسجد جامع نائین»، «مسجد جامع نیریز» و «بنای اولیه مسجد جامع اصفهان» اشاره کرد.
قرن پنجم هجری قمری
در نیمه اول قرن پنجم هـ. ق، با تأسیس سلسله سلجوقیان، درخشان ترین دوره هنر اسلامی د ر ایران آغاز گردید. در این دوره، شاهد اوج شیوهای از معماری به نام «رازی» هستیم که از زمان سلسله «آل زیار» در شهر ری آغاز و تا حمله «مغولان» ادامه پیدا کرد. در ای ن شیوه بود که معماران از انواع «نقوش شکسته» و «گره سازی» با آجر و کاشی استفاده ک ردند و همچنین در طرح هایشان از طرح چهار ایوانی و قراردادن گنبد بر مقاطع مربع، بهره بسیار بردند. آثار معماری در این دوره، از بنیاد با «مصالح مرغوب» بنا شدند. مساجد م عروفی چون «مسجد برسیان» در نزدیکی اصفهان، «مسجد جامع اردستان»، «مسجد جامع کبیر قز وین» و «مسجد جامع اصفهان» که بر روی شالودههای دوران «آل بویه» بنا گردید، از نمون ههای این شیوه به شمار میروند.
قرن هفتم هجری قمری [ویرایش]
در اوایل قرن هفتم هـ. ق، با هجوم مغولان، بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله ایران به ویرانی کشیده شدند، اما چندی نگذشت که با تأسیس سلسله ایلخانیان، مغولان فرهنگ و سنتهای کشورهای شکست خورده را پذیرفتند و یکی از حامیان هنر و هنرمندان اسلامی شدند. در این دوره، شیوهای به نام «آذری» رواج یافت که تا دو ره «صفویه» ادامه پیدا کرد و شهرهایی چون «تبریز»، «بغداد»، «سلطانیه» و «اصفهان» مر اکز هنر و هنرمندان گشتند و بناهای مذهبی و غیرمذهبی متعددی در این شهرها ایجاد شدند.
قرن هشتم هجری قمری
در اواسط قرن هشتم هـ. ق، با حمله تیمور، بار دیگر شهرهای ایران به ویرانی کشیده شد؛ ا ما این بار نیز هنر ایران تیموریان را نیز مغلوب کرد به طوری که شهرهای «سمرقند» و «بخاراً مراکز هنری ایران شدند و شیوه آذری که از دوره مغول رواج یافته بود، به کار خ ود ادامه داد. در این دوره، ابداعی در زمینه تزئینات معماری یعنی»کاشی معرق«به وقو ع پیوست. از بناهای معروف دوران ایلخانی و تیموری، میتوان به»مسجد گوهرشاد«،»مسجد جامع ورامین«،»قسمت اعظم بناهای حرم مطهر حضرت رضا(ع)«،»مسجد کبود تبریز«،»مسجد جامع یزد"، و... اشاره کرد.
قرن دهم هجری قمری دوره صفویان
با روی کارآمدن صفویان در اوایل قرن دهم هـ. ق، شهرهایی چون «تبریز»، «قزوین» و «اصفه ان» به مراکز هنری ایران تبدیل شدند. در این دوره، شاهد اوج هنر معماری ایران میبا شیم که توسط پادشاهان مقتدر و هنردوست آن دوره یعنی «شاه تهماسب» و «شاه عباس اول» به وجود آمد. در این دوران البته، اندکی قبل از دوره صفوی یعنی از زمان قراقویونلوها، شیوهای دیگر در معماری ایران به وجود آمد که به «شیوه اصفهانی» معروف گردید. در این شیوه، نقشهها و طرحهای ساختمانی رو به سادگی نهاد و استفاده از کاشیهای خشتی و هفت رنگ به جای کاشی معرق رواج یافت. مساجدی چون «شیخ لطف ا...» و «مسجد امام» در اصفها ن، از شگفتیهای معماری این دوران به شمار میآیند. در دوران زند و افشار، بتدریج شاه د افول معماری ایرانی میباشیم، به طوری که این رکود و افول در دوره قاجار به اوج خو د میرسد. با وجود این رکود، باز هم شاهد ایجاد بناهایی چون «مسجد امام تهران»، «مسج د و مدرسه شهید مطهری(سپهسالار)» و «مسجد و مدرسه آقابزرگ» در کاشان و... میباشیم
مکاتب
- مارتن مکاتب پنج گانه را در مورد معماری و هنر اسلامی بر میشمرد:
- مکتب سوریه.
- مکتب مغرب شامل تونس، الجزایر، مراکش و اسپانیا.
- مکتب ایرانی شامل ایران، عراق، آسیای میانه، افغانستان و بخشی از پاکستان.
- مکتب عثمانی شامل ترکیه و آناتولی.
- مکتب هند
برخی از کاربریها که تشابه عملکردی در گستره جهان اسلام دارند عبارتاند از:
- مسجد
- آرامگاه
- مدرسه
- کاخ
- کاروانسرا
نقد معماری اسلامی
ایرادی که برخی بر معماری اسلامی وارد کردند، این است که این نوع معماری کارکردهای ایستایی و سکون را به طرز برجسته نمایان نمیسازد؛ در حالی که در معماری اسلامی «سکون» هم حالت ظاهری دارد و هم حالت باطنی. به عنوان مثال، اگر در نقوش اسلیمی و کنده کاریهای مقرنس و کندویی شکل و گچ بریهای تزئینی این بناها دقت کنیم، میبینیم تمام این عناصر دست در دست هم دادهاند تا حالتی از «در» و «گوهر» را نشان دهند تا به نظر سبک و شفاف برسند
ویژگی هنر و معماری اسلامی
سازگاربودن با روح اسلام یعنی همان توحید میباشد؛ و نمود این ویژگی را بیشتر در مکانهای مقدس میتوان یافت.
نگارهگری
در معماری اسلامی اعتقاد به این است که هیچ تصویری قادر به بیان سیمای خدا و معصومین نیست و همچنین نمایش تصویر معصومین توصیه نمیگردد به همین دلیل درهیچ یک از مساجد نمیتوان تصویر یا پرتره از انسان یا خدا یافت.
تصویرسازی در اسلام محدود به تصویر گیاهان و جانوران شدهاست و تزئینات نباتی با اشکال نقش پردازی شده، جزو هنر مقدس محسوب گردیده است؛ و علت این امر حاکی از آن است که هنر تنها دلیل و گواهی بر وجود خداوند است؛
تزئینات معماری اسلامی شامل سنگ، آجر، چوب، گچ و کاشی کاری، هر یک جداگانه مفاهیمی را القا میکنند و این عامل وجه تمایز معماری اسلامی گر دیدهاست.
معانی نمادین مکان
هنر اسلامی همواره به دنبال آرامش بوده و هست و در آن هیچ چیز نشانگر جنبش و حرکت نیست چون از نظر هنرمند مسلمان، محیطی که مؤمنان در آن قرار میگیرند باید حسی از آرامش و آسایش را القا کند و تحقق این امر با به کار بردن عناصری زیر تجربه میگردند.
درگاه ورودی مساجد ورودی مساجد
یکی از مهمترین مکانهایی است که معانی نمادین زیادی را میتوان از آن استنباط نمود به عنوان مثال، عقب رفتگی درگاههای مساجد، گوئی زائران را به درون فرا میخوانند و از آنها استقبال مینمایند. همچنین حسی از خشوع و تواضع را در برابر این مکان مقدس که نمودی از ذات اقدس الهی است، القا مینماید.
محراب
محلی برای درخشش پرتو الهی و دروازهای به سوی بهشت است که این حس و مفهوم از قوسی شکل بودن محراب و آیات سوره نور در دور تا دور آن به عیان آشکار است.
گنبد
گنبد در یک بنای مقدس، نمایشگر روح کلی است و ساقه هشت ضلعی آن رمز هشت فرشته حاملان عرش میباشد. همچنین رمز اتحاد بین آسمان و زمین است که در آن قاعده مستطیل شکل بنا با زمین و قبه کروی بنا با آسمان، مطابقت دارد. به عبارت دیگر، معماران مسلمان تعلق به خاک را با بنایی مربع شکل که نشانه استقامت و ایستایی است و تعلق به آسمان را با گنبدی گرد و دوار که نشانه محو شدن در فکر الهی است، مجسم ساختهاند.
کاشیکاری
یکی از دلایل استفاده از کاشی، مقاوم بودن آن در برابر حوادث طبیعی چون باد، باران، آفتاب، عناصر شیمیایی و کنشها و کششهای فیزیکی در ساختمان است رنگ آمیزی کاشیها همچن ین باعث القای فضایی بهشتی و ایجاد آرامش روح و روان میشود. فضای مثبت و منفی که در کاشیکاری بناهای اسلامی رعایت شده، نشان دهنده مفهوم روح و جسم است که هر یک لازم و م لزوم یکدیگرند و علت استفاده از خط ثلث در کاشیکاریها و کتیبههای بناهای اسلامی که اغلب به رنگ سفید نوشته شدهاست، نشانهای از غلبه نور بر ظلمت است که از طریق افز ایش فضای سفید بر زمینه تیره دیده میشود. علت استفاده از نقوش هندسی و گیاهان در کاشی کاریها نیز این است که پایه و اساس این نقوش دایرهاست و دایره در هنر اسلامی نمادی از «کمال» را تداعی میکند. دایره همچنین سبب جلب توجه بیننده به سوی «مرکز» میشود که همه جا هست و هیچ جا نیست. رنگ در کاشیکاری رنگ در کاشیکاری اسلامی نیز از جالبترین نمونههای نمادین در هنر اسلامی است. به عنوان مثال، رنگ فیروزهای و لاجوردی در هنر اسلامی، نمادی از آسمان لایتناهی همراه با آرامش باط نی است. منظور از رنگهای آبی کاشیکاری و خاکی آجرکاری رنگهای زمین و آسمان است که در ع ین تضاد دارای هماهنگی و دلنشینی میباشد. استفاده از کاشیهای لعابی در دیوارههای بعضی مساجد که با نقوش اسلیمی ظریف گچ بری شده تلفیق یافتهاست، یادآور رمزگری «حجاب» است؛ چون بنا به حدیثی نبوی، خداوند در پ شت هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت پنهان است که اگر آن حجابها برافتد، نگاه پروردگار به هر که و هر چه افتد، فروغ و درخشندگی چهره اش آن همه را میسوزاند. علاوه بر اسلیمی، نقوش دیگری که در کاشیکاری مساجد استفاده میشود، هر یک دارای مفهو م خاص خود میباشند. بنا به گفته دکتر محمد خزائی، در هنر اسلامی «شمسه» الهام گرفته از نقش خورشید است که بیشتر با نقوش اسلیمی، ختایی، کتیبه، هندسی و در بعضی موارد با اس تفاده از نقوش حیوانی مثل ماهی و یا پرنده طرح شدهاست.
شمسه
نمادی از الوهیت، نور و وحدانیت میباشد که نمونههای آن را میتوان در سقف داخل ی گنبد مسجد شیخ لطف الله در اصفهان و مقبره شاه نعمت الله ولی در ماهان کرمان مشاهده کرد. نقش طاووس، از جمله نقوشی است که در تزئینات مساجد و اماکن مذهبی دیده میشود.
نقش دو طاووس
نقش دو طاووس به صورت قرینه در تزئینات سردر ورودی بسیاری از مکانهای مذهبی دوره صفوی ه از جمله مسجد امام اصفهان، امامزاده هارون ولایت اصفهان، حرم عباسی امام رضا(ع)، مق بره خواجه ربیع مشهد و مجموعه شیخ صفی الدین در اردبیل وجود دارد. حضور این نقش به دلیل آن است که مسلمانان طاووس را یک پرنده بهشتی میدانند و از آن د ر نقوش شان برای نشان دادن دربان و راهنمای مردم به بهشت استفاده میکردند و به عقید ه عموم، نقش این پرنده بر سر در ورودی مساجد، باعث دفع شیطان و استقبال از مسلمانان است.
کتیبه
کتیبهها معمولاً طوری استفاده میشوند که سبب تزئین بنا گردند. در کتیبهها معمولاً از اسامی حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) به عنوان «باب علم»، طبق حدیث "انا مدینه العلم و علی بابهاً، بسیار آورده شدهاست. آیاتی از قرآن نیز اغلب با نوع بنایی که در آن قر ار گرفته و آن را آراستهاند مرتبط است. در کتیبهها همچنین اشکال پرندگانی چون طاووس که به پرندگان بهشتی معروفند دیده میشود. بیشتر این نقوش، در پشت و بغلهای طاق ورودی مساجد جای میگیرند تا همزمان شیطان را دفع و از مؤمنان استقبال کنند.
حوض
هر مسجدی یا بنای مذهبی، معمولاً دارای حیاطی است که در وسط آن حوضی قرار دارد تا مؤمن ان قبل از نماز وضو بگیرند. این حوض گاهی در زیر قبه کوچکی به شکل سایبان قرار میگی رد. این حیاط با حوض وسط آن، میتواند تمثیلی از نهرها و جویهای بهشتی باشد، زیرا قرآن از باغهای بهشتی که در آنها چشمهها میجوشند، بارها یاد کردهاست.
جستارهای وابسته
- دوران طلایی اسلام
پانویس
- ↑ هیلن براند، ۱۳۷۷
- ↑ .http://www.hozehonari.com/Default.aspx?page=7628
- ↑ محمد از معراج خویش بنا به روایتی گنبد عظیمی را توصیف میکند که از صدفی سپید بنا شده بود و در چهارگوشه آن چهار کلام اولین سوره «فاتحه الکتاب» ی عنی «بسم الله الرحمن الرحیم» نوشته شده بود همچنین چهار نهر از آب و شیر و عسل و شراب بهشتی که رودهای سعادت ازلی و بهشتی میباشند از آنها جاری است. از این روایت برمی آید که صدف میتواند رمز روح الله باشد که از طریق گنبد صدف، مرو ارید (مخلوقات) را در برمی گیرد. به عبارت دیگر، صدف همان عرش الهی است که تمام مخلوقاتش را در بر گرفتهاست. شاید این روایت الگوی روحانی هر بنای مقدس قبه داری باشد که معماران مسلمان از آن بهر ه گرفتهاند، به طوری که بخش مکعب شکل ساختمان در نظر آنان، نمودار کیهان و چهار کنج بنا به عنوان نمادی از عناصر روحانی و جسمانی عالم و کل بنا بیانگر تعادلی باشد که احدیت خداوند را در نظام کیهان انعکاس میدهد.
منابع
- هیلن براند، رابرت. معماری اسلامی. ۱۳۷۷. ترجمه ایرج اعتصام.
- هوگ. ج، مارتن. هانری. سبکشناسی معماری در سرزمینهای اسلامی. ۱۳۷۵. ترجمه پرویز ورجاوند.
خوشنویسی اسلامی
خوشنویسی را میتوان شاخصترین هنر در پهنهٔ سرزمینهای اسلامی دانست، و آنرا به مثابهٔ زبان هنری مشترک برای تمامی مسلمانان دانست. هنر خوشنویسی همواره برای مسلمانان ارزش ویژه داشته است. چرا که در بنیاد، آنرا هنر تجسم کلام وحی میدانستهاند. آنها خط زیبا را نه تنها در نسخهپردازی قرآن، بلکه، در بیشتر هنرها بهکار میبردند.
تکامل و تبدیل خط به هنر خوشنویسی بیش از هرکجا در میان مسلمانان به چشم میخورد. در قرآن در آیههای «ن، والقلم و ما یسطرون» و «الذّی علّم بالقلم» به خط اشاره شدهاست.
پیشینه
پس از گسترش اسلام در سراسر شبه جزیرهٔ عربستان، ایران، ماوراءالنهر، بخشهایی از هند، شمال آفریقا و اندلس، یا زبان عربی جایگزین زبان اقوام ساکن دراین مناطق شد (مانند مصر)، و یا دست کم خط عربی جای خطوط قدیمی را گرفت (مانند ایران)، و بدین سان خطی واحد در تمام قلمرو اسلام پدیدار گردید. خط عربی که پیش از ظهور اسلام نگارشی ساده و کاربردی محدود داشت، به سرعت با خطوط دیگر درآمیخت و به کمال رسید.
به دلیل محدودیت نسبی سایر هنرها همچون نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی، و حتی گاهی، حرام شمردن آنها، هنر خوشنویسی یا خطاطی، همواره، و در کلیهٔ کشورهای اسلامی، به عنوان والاترین هنر مورد توجه بوده است.
هنر اسلامی بسیار محدودتر از هنر مسیحی یا بودایی است که مشخصاً فرمهایی از هنر - اعم از مجسمه، نقاشی، موسیقی و یا رقص - را به کلیسا یا معابد میکشاند.
ثروت عکاشه محقق برجسته مصری مینویسد: «نقاشی دینی در دورههای نخستین اسلامی، از آن استقبال و تشویقی که نزد بوداییان و مسیحیان معمول بود، بهرهای نداشت. مساجد از تصاویر دینی خالی بود و از نقاشی برای آموزشهای دینی و پرورش اعتقادات مذهبی، تا پیش از سده ۸ ه.ق/۱۴ م استفاده نمیشد»
عمدهٔ مسلمانان تصویرگری چهره پیامبر اسلام را مردود میشمردند و حتا گاهی تصویرگری جانداران و انسان نیز مورد قبول بخشی از مسلمانان نبود. افزون بر منع تصویرسازی چهره پیامبر، مفهوم و تصویر ذهنی خداوند به صورتی که در آیین هندو و مسیحیت رایج است در اسلام مرسوم نبود. پیام بسیار مهمتر از پیامبر بود. بنابراین در مواردی که در تمدن بیزانس از تصاویر پیگرهای بهره گرفتهاند، در جهان اسلام از فرمهای غیر پیکرهای استفاده شدهاست. در غالب موارد کلمه و نوشتار نوعی حس فخر و شکوه به اماکن میدهد. بهعنوان مثال میتوان به تاثیر شکوهمند خوشنویسی در کتیبههای یک محراب، یا خطوط نگاشته شده بر روی سکهها توجه کرد. از ویژگیهای مهم هنر اسلامی برتری یافتن خوشنویسی و جایگزینی نسبی آن با نقاشی و پیکرهسازی است. این همه به علاوهٔ دلایل اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی و رقابت با تمدنهای دیگر موجب شد تا هنرمندان و هنرپروران در سراسر سرزمینهای اسلامی به هنر خوشنویسی توجه ویژه داشته باشند. از این رو ذوق زیبایی شناختی مردمان این سرزمینها بهویژه ایرانیان در اوج قدرت و نهایت ظرافت در این هنر تجلی یافت و خوشنویسی همواره به مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری درخشیده است.
عربها پیش از ظهور اسلام از شیوه معینی در نگارش پیروی نمیکردند. ذوق هنری هنرمندان در سرزمینهای اسلامی و طی ادوار مختلف، شیوهها یا قلمهای مختلفی را بهوجود آورد که کم و بیش همواره در کنار یکدیگر کاربرد داشتهاند و عمدهترین آنها تا به امروز همچنان رواج دارند. در صدر اسلام زیبانویسی امری ناشناخته بود. در قرون اولیه هجری، خطی به نام کوفی برای تحریر قرآن پدید آمد که متشکل از عناصر مدور، عمودیهای کوتاه و افقیهای کشیده بود. خط کوفی در جریان تحولش تا سده پنجم هجری صورت هندسی و تزئینی یافت و تا حدی ناخوانا شد و به روشی برای تزئینات و خوشنویسی بدل گشت.
سیر تحولات
قدیمیترین نسخههای قرآن به خط کوفی است. پس از قرن پنجم هجری، خط کوفی تقریباً جای خود را به خط نسخ داد که حروف آن بر خلاف حروف زاویهدار کوفی منحنی و قوسدار است. در اسپانیای مسلمان، نوعی خط بهوجود آمد که حاصل تماس اندلس با مسیحیان غربی است.
خط عربی در آغاز به نوعی از خط نسخ که برگرفته از شیوه نگارش خط نبطی بود نوشته میشد. خط کوفی نیز بر آن اضافه شد که گفته میشود در کوفه رایج شد و این همان خطی است که کاتبان اصلاحات خود را بر آن اعمال کردند که بزودی در خط نسخ نیز انجام شد. سریانیهای مقیم شام خط عربی را با چند شکل مینوشتند که از آن میان، خط سطرنجیلی ویژه کتابت تورات و انجیل بودهاست. خط کوفی تحت تاثیر خط سطرنجیلی برای نگارش قرآن پدید آمد.
بعدها در دوران عباسیان، خطهای دیگری نیز برای نگارش الفبای عربی رواج یافت که شامل قلم جلیل، قلم سجلات، قلم دیباج، قلم اسطور مار بزرگ، ثلاثین، قلم زنبد، قلم مفتح، قلم حرم، قلم مد مرات، قلم عمود، قلم قصص و قلم حرفاج و برخی خطوط دیگر بود.
در زمان مأمون عباسی نویسندگی، ترجمه و امور دیوانی اهمیت پیدا کرد و کاتبان در نیکو ساختن خط به رقابت پرداختند و چندین قلم دیگر به نام قلم مرصع، قلم نساخ، قلم رقاع، قلم غبارالحلیه، قلم ریاسی و مانند آنها پدیدار شد. درنتیجه خط کوفی به بیش از بیست شکل درآمد. ولی قلم نسخ اولیه، کم و بیش بههمان شکل در میان مردم و برای تحریر مطالب غیررسمی رایج بود تا آنکه ابن مقله خوشنویس نامی (درگذشت: ۳۲۸ه.ق با نبوغ خود نیاز به بازبینی خطوط را درک کرد و خطوط مشخص و قواعد معینی را مطرح کرد.
خطوط ششگانه
در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند. در واقع این خطها توسط او از بین اقلام مختلف انتخاب شد و وی در زیبا کردن آنها ابتکاراتی بخرج داد. این خطها که به «خطوط اصول» نیز مشهورند عبارتند از:
- محقق
- ریحان
- ثلث
- نسخ
- رقاع
- توقیع
وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور (حرکتهای مستقیم یا منحنی در شکل حروف) در هر کدام میباشد.
اصول دوازدهگانه خوشنویسی
ابن مقله همچنین برای خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی قواعدی وضع کرد که به اصول دوازدهگانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از:
- ترکیب
- کرسی
- نسبت
- ضعف
- قوت
- سطح
- دور
- صعود مجازی
- نزول مجازی
- اصول
- صفا
- شأن
یک قرن بعد از ابن مقله، ابن بواب برای خط نسخ قواعدی تازه ایجاد کرد و این خط را کامل نمود در قرن هفتم جمالالدین یاقوت مستعصمی به این خط جان تازهای بخشید و قرآن کریم را برای چندین بار کتابت نمود. او خط ثلث را به حدی از کمال رساند که شایستگی کتیبه نگاری را پیدا کرد. کاربرد خط کوفی در نگارش متن قران از سده پنجم هجری به بعد توسط خط نسخ اشغال شد و در کتیبه نگاری خط ثلث جایگزین کوفی شد. درپی حمله مغول و با فروپاشی خلافت عباسیان شاگردان یاقوت مستعصمی مرکز ثقل خوشنویسی اسلامی را از بغداد به ایران و تاحدی به ترکیه عثمانی انتقال دادند.
خوشنویسی در ایران
قبل از اسلام در ایران خطوط مختلفی مانند میخی، پهلوی و اوستایی رایج بود ولی پس از ظهور اسلام ایرانیان الفبا و خطوط اسلامی را پذیرفتند. در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت. در پرتو حمایت ابوبکر بن سعد زنگی در فارس، دهها نسخه قرآن خطی به وجود آمد. در زمان حکومت ایلخانیان، به دلیل نفوذ چینیها و مغولها، اوراق مذهّب کتابها نخستین بار با نقشهای تزیینی زینت یافت. در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی به اوج کمال خود رسید. میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را بنیان نهاد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره بایسنقر میرزا بود. و بزرگترین استاد نستعلیقنویس در طول تاریخ میرعماد حسنی بود.
اوایل قرن هفتم خط تعلیق که ترسل نیز نامیده میشد از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد که بیشتر به عنوان خط تحریر برای نوشتن نامهها و فرمانهای حکومتی بکار میرفت. این خط حدود یکصد سال دوام داشت. تعلیق را خواجه تاج سلمانی قانونمند کرد. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استر ابادی بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد. خط تعلیق دارای دوایر زیاد، حروف مدور و قابلیت بسیاری در ارائهٔ ترکیبهای متنوع است و بیشتر در بین کسانی رواج داشته که از نظر سواد و میزان آشنایی با خط در سطح بالایی بودهاند. از این رو این خط بهتدریج کاربرد خود را از دست داد. خط تعلیق را میتوان نخستین خط کاملا ایرانی دانست.
دومین خط ایرانی در قرن هشتم توسط میرعلی تبریزی (۸۵۰ ه.ق) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق شکل گرفت و بهنام نسختعلیق نامیده شد که در اثر کثرت استفاده به نستعلیق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید. نستعلیق حدود یک دانگ سطح و مابقی آن دور است. (یک ششم حرکتهای مستقیم و پنج ششم حرکتهای مدور دارد.) در میان خطوط ایرانی و عربی، خط نستعلیق بهگواه آثار آفریده شده بهعنوان زیباترین خط و برتر از خطوط اسلامی شناخته شده و آن را «عروس خطوط اسلامی» نامیدهاند. نستعلیق در دوره تیموری کاملتر شد و در دوران صفوی به اوج رسید که سر آمد همه خوشنویسان میرعماد در این دوره ظهور کرد. همزمان به هند و عثمانی راه یافت و خوشنویسان بزرگی به ویژه در هند در این عرصه خوش درخشیدند. در ایران پس از یک دوره رکود دوباره در دوران قاجار آثار درخور توجهی از نستعلیق پدیدار گشت.
در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی، یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن را میتوان به سبب نیاز به تندنویسی و راحتنویسی در امور منشیگری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست. همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان بهخاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آنرا نیز بوجود آوردند. خط شکسته نستعلیق بهدست میرزا شفیعا هراتی کاملتر شد و درویش عبدالمجید طالقانی قواعد جدیدی برای آن وضع کرد و آنرا به کمال رساند. درویش عبداالمجید شکسنه نستعلیق را به جایی رساند که میرعماد در نستعلیق انجام داده بود.
خطوط مختلف خوشنویسی اسلامی
خوشنویسی اسلامی انواع مختلفی از شیوههای گوناگون دارد که به آنها ، و یا میگویند این قلمها که در زمانها و سرزمینهای مختلف اسلامی رایج بوده، اغلب کم و بیش درکنار هم به حیات خود ادامه دادهاند فقط در برحههای از زمان یا مکانهایی خاص از اهمیتشان کاسته شده یا ارج و قربی ویژه یافتهاند. مهمترین این خطوط عبارتند از:
- کوفی
- بنایی
- نسخ
- ثلث
- محقق
- ریحان
- تعلیق
- توقیع
- اجازه
- جلی
- دیوانی
- دیوانی جلی
- دیوانی خفی
- رقاع
- رقعه
- مسلسل
- سنبلی
- آندلسی یا مغربی
- سیاق
- شجری
- شکسته
- نستعلیق
- شکستهنستعلیق
- معلی
اساتید خوشنویسی
در سراسر کشورهای اسلامی و در طول چهارده قرن تاریخ آن هنرمندان زیادی در ارائه آثار ارزشمند خوشنویسی درخشیدند که عمده آنها برخاسته از تمدنهای ایران، عثمانی و هند بودند.
چهار تن از خوشنویسان نامی که در چهار خط ثلث، نسخ، نستعلیق و شکستهنستعلیق سرآمد بودهاند و به «ارکان اربعه هنر» خوشنویسی مشهور گشتهاند عبارتند از:
- در خط ثلث: یاقوت مستعصمی (۶۹۸ هجری قمری)
- در خط نسخ: میرزا احمد نیریزی (اواسط قرن ۱۲)
- در خط نستعلیق: میرعماد حسنی (۱۰۲۴ هجری قمری)
- در خط شکستهنستعلیق: عبدالمجید طالقانی (۱۱۸۵ هجری قمری)
منابع
- پاکباز، روئین، دایره المعارف هنر، انتشارات فرهنگ معاصر ISBN:۹۶۴-۵۵۴۵-۴۱-۲
- وبگاه تبیان - برداشت آزاد با ذکر منبع
- وبگاه زرقلم - برداشت آزاد با ذکر منبع
- http://www.7sang.com/mag/2003/12/12/calligraphy-nastaligh_islamic_art_the_hanginig_style.php
- حسن پور، حمیدرضا، نستعلیق عروس خوشنویسان ایرانی، مجله اینترنتی هفت سنگ
- شریف، میرمحمد، هنرهای اسلامی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۲
- جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۱
- من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۵، باب مناهی پیامبر(ص)ح۴۹۶۸، انتشارات جامعه مدرسین.
- The Arab Contribution to Islamic Art: From the Seventh to the Fifteenth Centuries, Wijdan Ali, American Univ in Cairo Press, December 10 1999, ISBN 977-424-476-1 P13
- عکاشه، ثروت، ۱۳۸۰ نگارگری اسلامی، ترجمه غلامرضا تهامی، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، ص ۱۰۷
- From the Literal to the Spiritual: The Development of the Prophet Muhammad's Portrayal from 13th Century Ilkhanid Miniatures to 17th Century Ottoman Art, Wijdan Ali, EJOS (Electronic Journal of Oriental Studies), volume IV, issue 7, p. 1, 2001
- اطلس چهارده قرن هنر اسلامی، جلد دوم: هنر خوشنویسی از آغاز تا امروز Atlas of 14 centuries of Islamic Arts, Vol.2 Calligraphy، تالیف استاد عباس سحاب، ناشر موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، تهران اردیبهشت ماه 1381، ISBN 964-6556-55-8 رده دیوئی: م80-3370
نگارگری ایرانی
که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده میشود شامل آثاری از دورههای مختلف تاریخ اسلامی ایران است که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی (ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک عیار، و ...)، علمی و فنی (التریاق، الادویه المفرده، الاغانی، و...)، تاریخی (جامع التواریخ، و...)، و همچنین، برخی کتب مذهبی، همچون، خاوران نامه میباشد.پس از بقدرت رسیدن شاه اسماعیل هنرمندان در تبریز گرد آمدند و در کتابخانهٔ سلطنتی که ریاست آن را بهزاد بعهده داشت به فعالیت پرداختند . قاسم علی شیخ زاده و میرک که همراه بهزاد از هرات به تبریز آمده بودند شیوه ای را بنیاد گذاشتند که بر دوش بهزاد و شاگردانش بود. شهرت بهزاد هنرمندان پس از خود را تحت تاثیر قرار داد و بسیاری آثار خود را با نام و امضای او ارائه می دادند. شاه تهماسب از اوان کودکی به فرا گیری خط و نقاشی پرداخت وطراحی نزاکت قلم را به مرتبه کمال رسانید .او در جوانی استادان معروف را گرد آوری کرد ولی در اواخر عمر به این هنرمندان توجه کمتری داشت به طوری که بسیاری از آنان دردربار ابراهیم میرزا در مشهد گرد آمدند وسبکی دیگر را به وجود آوردند. نقاشان مکتب تبریز سطح تخت نقاشی را شکستند و ترکیب بندیهای چند سطحی آفریدند .همه چیز آکنده از حرکت و جنبش بود رنگها درخشان و پرکشش و حالت مورد نظر را به وجود می آورد. از مشخصههای نقاشی دورهٔ صفوی لباس و پوشش سر اشخاص است. یکی از نقاشان بزرگ این دوران استاد محمدی استاد طراحی با قلم بود. از مشخصات آثار او تصویر اشخاص بلند قامت با صورت گرد و کوچک و واقع بین بود در ترسیم مناظر زندگی در نواحی روستانی است. او از جمله کسانی است که بر روی نگارگران پس از خود تاثیر بسزایی داشته است و او را استاد رضا عباسی می نامند.در همین دوران چند نگار گر دیگر با اسامی شبیه نام استاد رضا عباسی می زیسته اند.توجه رضا عباسی به خود انسان بیشتر از فضای اطراف اوست. این نکته حتی در تأکید پرداخت اودر شکل انسان نسبت به زمینههای ساده ای که در آثارش استفاده کرد، کاملاً روشن است. ظرافت کارهای دورانی جوانی رضا عباسی، یاآور و احیا کننده سنتهای متزلزل نسل قبل نقاشان صفوی در دربار شاه تهماسب بود ولی در اواخر، طرحهای او تحت تاثیر تجارب زندگی اشرافی زمان خود و گذشت عمر، لطافت خود را از دست داد و خشن شد.موضوعات او بیشتر از بین افراد طبقات پایین جامعه انتخاب شده و از طرف دیگر نفوذ و رواج نقاشی اروپایی در آثار این استاد بی تاثیر نبوده است. شاگردان زیادی نزد او تربیت یافتند که هر کدام سبک و روش وی را ادامه داده اند که مهمترین آنها عبارتند از: محمد شفیع عباسی، افضل الحسینی، محمد معین مصوّر، محمد علی، محمد یوسف و محمد قاسم. از این زمان به بعد، نقاشی دیگر در خدمت کتاب آرایی نیست و شکلی مستقل به خود می گیرد. این نکته در آثاری که از هنرمندان به اروپا رفته آشکارتر است. از معروفترین این هنرمندان محمد زمان نام دارد. نقاشیهای او کاملاً بر اساس نقاشی غربی است. موضوع نقاشیهای محمد زمان در مواردی، رابطه ای با فرهنگ اسلامی – ایرانی ندارد. اما در مواردی هم جنبههای فرهنگی زمان خود نظر داشته است، که از جمله آنها تصاویری است که بر مبنای ادبیات فارسی کشیده است . اما یک تفاوت بین آثار محمدزمان و دیگران وجود دارد، و آن گرایش به اصول طبیعت پردازی است، یعنی بعد نمایی، سایه پردازی و غیره، از این رو، در آثار محمد زمان دیگر نه غنای رنگهای شفاف و تخت بهزاد را می توان دید، و نه ظرافت و سرزندگی خطهای رضا عباسی را. در دوره صفوی در پی تماسهای مکرر ایرانیان و اروپائیان ابداعاتی بروز نمود و موجب تحول در هنرهای تجسمی ادوار پس ازخود گردید."از ویژگیهای نقاشیهای صفوی، وابستگی و همانندیهای سبکشناسی در نقاشیهای نسخ خطی و دیوار نگاره هاست. به نحوی که بررسی و مطالعه هر کدام، شناخت آثار گروه دیگر را در پی خواهد داشت.
پیشینه
اولین آثاری که بتوان نام نقاشی بر آنها نهاد، در غار دوشه لرستان و با حدود هشت تا دههزار سال قدمت به دست آمده، و در دوره تاریخی آنچه را که بتوان نقاشی نامید در دیوارنگاریهای اشکانی و ساسانی میتوان دید. با ورود اسلام به ایران، این کشور تا مدتها به دست امویان و عباسیان اداره شد، و از آن پس، با روی کار آمدن سلسلههای ایرانی سامانیان، غزنویان، و آل بویه استقلال از دست رفتهٔ ایرانیان تا حدودی به آنها بازگشت.
از این پس، زمینه برای احیای هنر و فرهنگ ایرانی فراهم شد و هنر ایرانی در خدمت اسلام درآمد. عمدهٔ آثار به دستآمده در این دوران شامل مصور سازی کتب میباشد و کمتر شامل نقاشی دیواری کاخهاست.
همچنین، عنوان میشود که مسلمین در حین ترجمهٔ آثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کردهاند.
مکاتب
به منظور درک و توضیح بهتر تأثیر و تأثرات نگارگری ایرانی آن را در دورههای مختلف حکومتی سلسلههای ایرانی و یا پایتختهای همین حکومتها، همچون مکتب سلجوقی، عباسی، شیراز، تبریز، یا برای مثال، هرات دستهبندی میکنند.
- نکته: باید توجه داشت که همپوشانیها در تاریخهایی که در پس این بخش خواهد آمد، با توجه به پراکندگی حکومتها و پایتختهای ایشان در قلمروی فرهنگ و هنر ایرانی و نه قلمروی سیاسی آن قابل توجیه است.
مکتب بغداد
که آن را مکتب عباسی نیز نامیدهاند را برخلاف مکاتب دیگر مکاتب نگارگری نمیتوان مکتبی ایرانی نامید چراکه از یک سو زیر تأثیر هنر بیزانس و از سویی دیگر در استیلای هنر ایرانی (ساسانی) است. از این روی این مکتب را مکتب بینالمللی نیز گفتهاند.
پیشینه
با روی کار آمدن عباسیان (۶۵۶-۱۳۳ه.ق)، بغداد به عنوان اولین مرکز مصورسازی کتب در دنیای اسلام مطرح شد و با مصورسازی کتبی که بیشتر جنبه علمی و فنی و کمتر جنبه ادبی داشتند کار خود را پی گرفت.
فرمشناسی
نگارههای این مکتب ساده و زیباست. البسه از پرداخت قابل توجهی به خصوص در چین و شکن جامهها برخوردار است و همچنین استفاده از نقوش اناری، بالهای فرشته گون و شیوههای بازنمایی حیوانات وام گرفته شده از هنر ساسانی است و در بیشینه این نگارهها شاخه و برگی به نشانه طبیعت به چشم میخورد.
از خصوصیات دیگر این نگارهها میتوان به پسزمینههای ساده که یا بدون رنگ رها شده و یا به طور اجمالی رنگ آمیزی شدهاند گویی که نگارهها در فضا رهایند، رنگها در نگاره اصلی اندک هستند ولی با هماهنگیای چشم نواز به کار رفتهاند.
کتب مکتب بغداد
- الادویه المفرده (در زمینه مواد طبی)
- معرفه الحیل الهندسیه (۷۱۵ ه.ق)
- فی معرفه الخیال الهندسیه (هندسه و ریاضیات)
- خواص عقاقیر
- کلیله و دمنه (مصور شده به سال ۱۲۰۰م/ترجمه نصرالله منشی از سانسکریت به عربی و عبدالله مقفع روزبه ترجمه به فارسی)
- مقامات حریری (مصور شده به سال ۱۲۳۷م/نوشته یحیی بن واسطی همدانی)
- البیطره (مصور شده به سال ۶۰۵ ه.ق/در زمینه دامپزشکی)
مکتب سلجوقی
از قرن چهارم (ه.ق) سبکی در نگارگری ایران ظهور مییابد که آن را سبک سلجوقی مینامند. این سبک اولین مکتب ایرانی در زمینه نگارگری است. در این دوره دوباره تصویر سازی کتاب ارژنگ مانی رونق مییابد.
فرمشناسی
از منظر دیداری (بصری) در این مکتب هم چنان ترکیب بندیهای ساده هم چون مکتب عباسی حفظ شده ولی تأثیراتی که از نقاشی عهد ساسانی (و پیش از اسلام) و سلایق شرق دور (چین) بر این مکتب حاکم شده وجه عمده تمایز آن با مکتب عباسی است.
در بسیاری از پیکرهها هالهای دور سر وجود دارد که به دلیل جدا کردن پیکره از پس زمینه استفاده شده، سرها بزرگتر از بدن هستند و بر بازوها عموماً بازوبندی به چشم میخورد.
کتب مکتب سلجوقی
- ورقه و گلشاه (این کتاب شامل 71 صفحه نگاره است و تنها کتابی است که مشخصا مربوط به مکتب سلجوقی است - قرن پنجم)
- سمک عیار
- الاغانی (در زمینه موسیقی و تالیف ابوالفرج اصفهانی)
- مفید الخاص (ذکریای رازی)
- خواص الاشجار (ذکریای رازی)
- شاهنامه توپقاپوسرای (اشاره به نام موزهای در ترکیه)
- شاهنامه کاما (محفوظ در موسسه شرقشناسی کاما در روسیه)
سفالهای منقوش مکتب سلجوقی
به علت تحریم استفاده از فلزات گرانبها در دوره اسلامی، ساخت ظروف سفالی رونق یافت. نقشهای سفالها عمدتاً ویژگیهای نگارههای این عهد را بازتاب میدهند و در مورد خطوط از خط کوفی بر سفالینهها سود بردهاند.