نيما مي گويد
از پس ِ پنجاهی و اندی ز عمر ،
نعره بر میآیدم از هر رگی :
کاش بودم ، باز دور از هر کسی ،
چادری و گوسفندی و سگی
نعره بر میآیدم از هر رگی :
کاش بودم ، باز دور از هر کسی ،
چادری و گوسفندی و سگی