بر سنگ مزارم بنویس :

زیر این سنگ جوانی خفته ست

با هزاران ای کاش . . .

و دو چندان افسوس !

که به هر لحظه عمرش گفته ست. . .

بنویس :

این جوان بر اثر ضربه کاری مرده ست !

نه !

بنویس:

این جوان در عطش دیدن یاری مرده ست. . .

جلوی روز وفاتم بنویس:

روز قربان شدن عاطفه در چشم نگار

روز پژمردن گل فصل بهار. . .

روز اعدام جنون بر سر دار. . .

روز خوشبختی یار . . .

روی سنگم بنویس :

آی گلهای فراموشی باغ !

مرگ از باغچه کوچکمان میگذرد داس به دست !

و گلی از لبخند میبرد از بر ما. . .