گشته ام تنها
گشته ام تنها تر از تنها نمیدانم چرا؟
رانده از هر گوشه و هر جا نمیدانم چرا؟
هر کجا پر میکشم ،گنجشک ها هم پر زنان
میگریزند از من ،هراسان نمیدانم چرا؟
کیستم؟من زورقی تنها
یا که خشکی در دامن صحرا نمیدانم چرا؟
غرش امواج دیگر نمیگویند به من
حرف ها از وسعت دریا نمیدانم چرا؟
خسته ام،سر در گمم،نمیدانم چرا؟