بناهاي آباد گردد خراب
تکذيب تخريب آرامگاه رودکي
مسوولان فرهنگي تاجيکستان گفته اند تخريب و دزديدن سنگ قبر رودکي شايعه است و مردم و مسوولان اين کشور به شدت از قبر اين شاعر محافظت مي کنند. در همين راستا متن بيانيه و اسامي مظنونان تخريب قبر رودکي توسط جمعي از دوستداران اين شاعر به شرح زير منتشر شد:
درخشش پرنور و تلالو شاعر پرآوازه ايراني در ديار تاجيکستان و حضور قبر پرشکوه رودکي در اين کشور، سال ها مورد کينه و عداوت بدخواهان بدسگال بود. با خيزش ظفرمند مردم اين خطه براي پاسداشت زبان فارسي، دشمنان تصميم به نابودي نماد اين زبان گرفتند که با بيداري و هوشياري نيروهاي هميشه بيدار توطئه در نطفه خفه شد. بدين وسيله، اسامي و جرائم افراد و گروه هاي معلوم الحال در اين دسيسه به استحضار مي رسد.
1- الف. ف؛ اين فرد که از اهالي روستاي پاژطوس بوده با حيله هاي گوناگون اقدام به سرودن کتابي موسوم به شاهنامه کرده و با خزندگي خاصي در طول تاريخ زبان فارسي با القابي نظير «حکيم» و زنده کننده زبان فارسي سعي در مخدوش کردن جايگاه رودکي داشت. الف.ف که با وجود مخالفت با سلطان محمود غزنوي ارتباطش با دستگاه جاسوسي غزنوي براي ما اثبات شده، در ابياتش به طور مرموزي از آباداني خودش خبر داده و قبر رودکي را تهديد به تخريب نموده: «بناهاي آباد گردد خراب/ ز باران و از چرخش آفتاب/ پي افکندم از نظم کاخي بلند/ که از باد و باران نيابد گزند»
2- فردي موسوم به محمد بلخي که اوامر تخريب گر او را مولوي صدا مي زنند؛ اين عامل که روابط مشکوکش با فردي موسوم به «ش.ت» روشن است، ادعاي مالکيت بر اراضي فرغانه که رودکي در آنجا به خاک سپرده شده را کرده و لابد نوه هايش ادعاهاي مالکيت همه آن را دارند. اين ابيات گواه اين ادعا است: «گفتم ز کجايي تو تسخر زد و گفت اي جان/ نيميم ز ترکستان، نيميم ز فرغانه/ نيميم زآب و گل، نيميم ز جان و دل/ نيميم لب دريا، نيمي همه دردانه ».
3- شهيد بلخي: خود جناب رودکي قبل از مرگ به اين اشاره دارد که جمعي از طرفداران فردي موسوم به شهيد بلخي که شاعر قرن چهارم بوده به پيش او حرکت کرده و به دنبال درآوردن چشم هستند چه يکي چه هزارتا.
«کاروان شهيد رفت از پيش/ وان ما رفته گير و مي انديش/ از شمار دو چشم، يک تن کم/ وز شمار خرد، هزاران بيش».
4- فردي موسوم به حافظ شيرازي که با القاب «لسان الغيب» و با ديوانش در صدد نفوذ در خانه هاي فارسي زبانان است. اين عنصر با اينکه از ديار خود خارج نشد ولي از راه دور با بذل و بخشش محل تولد و مرگ رودکي درصدد تخريب اين شاعر گرانبها بود اين هم سندش: «اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را »
نام مابقي مظنونان و بهانه هاي آنها براي تخريب قبر رودکي متعاقبا اعلام مي شود.
منبع:همشهري جوان ,شماره 224
مسوولان فرهنگي تاجيکستان گفته اند تخريب و دزديدن سنگ قبر رودکي شايعه است و مردم و مسوولان اين کشور به شدت از قبر اين شاعر محافظت مي کنند. در همين راستا متن بيانيه و اسامي مظنونان تخريب قبر رودکي توسط جمعي از دوستداران اين شاعر به شرح زير منتشر شد:
درخشش پرنور و تلالو شاعر پرآوازه ايراني در ديار تاجيکستان و حضور قبر پرشکوه رودکي در اين کشور، سال ها مورد کينه و عداوت بدخواهان بدسگال بود. با خيزش ظفرمند مردم اين خطه براي پاسداشت زبان فارسي، دشمنان تصميم به نابودي نماد اين زبان گرفتند که با بيداري و هوشياري نيروهاي هميشه بيدار توطئه در نطفه خفه شد. بدين وسيله، اسامي و جرائم افراد و گروه هاي معلوم الحال در اين دسيسه به استحضار مي رسد.
1- الف. ف؛ اين فرد که از اهالي روستاي پاژطوس بوده با حيله هاي گوناگون اقدام به سرودن کتابي موسوم به شاهنامه کرده و با خزندگي خاصي در طول تاريخ زبان فارسي با القابي نظير «حکيم» و زنده کننده زبان فارسي سعي در مخدوش کردن جايگاه رودکي داشت. الف.ف که با وجود مخالفت با سلطان محمود غزنوي ارتباطش با دستگاه جاسوسي غزنوي براي ما اثبات شده، در ابياتش به طور مرموزي از آباداني خودش خبر داده و قبر رودکي را تهديد به تخريب نموده: «بناهاي آباد گردد خراب/ ز باران و از چرخش آفتاب/ پي افکندم از نظم کاخي بلند/ که از باد و باران نيابد گزند»
2- فردي موسوم به محمد بلخي که اوامر تخريب گر او را مولوي صدا مي زنند؛ اين عامل که روابط مشکوکش با فردي موسوم به «ش.ت» روشن است، ادعاي مالکيت بر اراضي فرغانه که رودکي در آنجا به خاک سپرده شده را کرده و لابد نوه هايش ادعاهاي مالکيت همه آن را دارند. اين ابيات گواه اين ادعا است: «گفتم ز کجايي تو تسخر زد و گفت اي جان/ نيميم ز ترکستان، نيميم ز فرغانه/ نيميم زآب و گل، نيميم ز جان و دل/ نيميم لب دريا، نيمي همه دردانه ».
3- شهيد بلخي: خود جناب رودکي قبل از مرگ به اين اشاره دارد که جمعي از طرفداران فردي موسوم به شهيد بلخي که شاعر قرن چهارم بوده به پيش او حرکت کرده و به دنبال درآوردن چشم هستند چه يکي چه هزارتا.
«کاروان شهيد رفت از پيش/ وان ما رفته گير و مي انديش/ از شمار دو چشم، يک تن کم/ وز شمار خرد، هزاران بيش».
4- فردي موسوم به حافظ شيرازي که با القاب «لسان الغيب» و با ديوانش در صدد نفوذ در خانه هاي فارسي زبانان است. اين عنصر با اينکه از ديار خود خارج نشد ولي از راه دور با بذل و بخشش محل تولد و مرگ رودکي درصدد تخريب اين شاعر گرانبها بود اين هم سندش: «اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را »
نام مابقي مظنونان و بهانه هاي آنها براي تخريب قبر رودکي متعاقبا اعلام مي شود.
منبع:همشهري جوان ,شماره 224