مجله پزشکی : اضطراب
|
به همین راحتی نگرانی ها را از خود دور کنید!
|
| وقتی کارمی کنیم احساس آرامش و رضایت می کنیم وکمتر فرصت داریم که غصه بخوریم ،یکی از مهمترین قوانینی که علم روانشناسی کشف کرده این است که کار (مشغولیت) موثرترین داروی آرام بخش شناخته شده برای اعصاب وروان است. ما زمان هائی را که غرق در کار هستیم ازنظر روحی شاداب تریم، اما اوقات بعد از کار که باید از زندگی و از باهم بودن لذت ببریم و خوش بخت تر از اوقات دیگر باشیم شیاطین و حشتناک ترس بر ما هجوم می آورند، اگرسرگرمی داشته باشیم دیگر ترس، اضطراب، نفرت، حسادت، کینه و بخل به ماروی نمی آورند. بهترین راه مبارزه بانگرانی ها و ترس، انجام یک کار مثبت می باشد، دانشمندی می گوید باید خود را با سرگرمی های مختلف آرام سازیم تا همیشه امیدوار باشیم، راستی وقتی نگران هستیم بهتر است به خاطر بیاوریم که می توانیم از کار به عنوان یک عامل موثر و شفابخش استفاده کنیم، وقتی به کاری مشغول هستیم خون سریعتر در رگها جریان می یابد و ذهنمان بازتر می شود و احساس مثبتی نسبت به زندگی پیدا می کنیم و آن وقت است که تمام نگرانیها از ما دور خواهندشد. به خاطر داشته باشیم که وفتی نگران هستیم ارزانترین داروئی که در دنیا وجوددارد وجزء بهترین داروها است کار است. وقتی کارمی کنیم غول نا امیدی را درهم می شکنیم، پیامبراعظم (ص) می فرماید: هرکس که بیکار بگردد و سنگینی بارش را بر دوش دیگران بیندازد از رحمت خدابه دوراست. حضرت علی علیه السلام نیزمی فرماید: کار صیقل آدمی است و در اسلام کار یا شغل وسیله ای است برای کسب روزی حلال ،خدمت به خلق ،جلب رضایت پروردگار و نزدیک شدن به خدا. |
|
پیشگیری از اضطراب
|
● رژیم غذایی رژیم غذایی فاکتور بسیار مهمی است برای آنکه از تغذیه سالم برخوردار باشید توصیه می شود : ١) متنوع بخورید . ٢) مصرف غذاهای پرچرب و یا شیرین را محدود کنید . ٣)از مصرف مقادیر زیاد نمک و کافئین پرهیز کنید . ٤) ویـتامـینهای A، D، E و K را بیش از مقادیر مجاز مصرف نکنید زیرا بدن این ویتامینها را ذخیره می کند و اگر مقادیر زیادی از آنها در بافتهای بدن تجمع یابند ممکن است اثرات سمی داشته باشد. ٥) در روز چندین بار غلات و به اندازه کافی سیب زمینی بخورید. ٦) در مورد سبزیجات و میوه اصل پنج بار در روز را فراموش نکنید. ٧) روزانه به اندازه کافی لبنیات و حداقل یک بار در هفته ماهی بخورید، گوشت و تخم مرغ به اندازه مصرف کنید. ٨) به اندازه بنوشید، مصرف آب در زندگی حیاتی است و باید روزانه ٨ لیوان (٢ لیتر) آب بنوشید. ٩)خوشمزه و سالم بپزید ، با آب کم ، با چربی کم و حرارت کم. ١٠) آهسته بخورید و لذت ببرید. ١١) بطور مرتب خود را وزن کنید و پر تحرک باشید. ١٢) نمایه توده بدن خود را محاسبه کنید. همیشه سعی نمایید با تغذیه صحیح و فعالیت بدنی، نمایه توده بدن خود را در محدوده طبیعی نگهدارید. ● ورزش منظم ورزش کردن خصوصاً ورزش منظم بهگونهای تمام مراحل درمان اضطراب را تحت تأثیر قرار میدهد. هنگامی که علت اضطراب مشخص شود و یک برنامه درمانی مشخص تدوین گردد، بهراحتی درمانپذیر بوده و سریعاً شخص به زندگی عادی بر میگردد ولی در صورت فقدان علت تشخیص، احساس اضطراب در یک پریود طولانی شخص را آزار داده و از فعالیتهای اجتماعی دور میسازد. پژوهشگران دریافتهاند که پیادهروی تند و سریع به مدت ٤٠ دقیقه میزان اضطراب را بهطور متوسط تا ١٤ درصد کاهش میدهد. ● مدیتیشن (Meditation) ● اجتماعی باشید. هنگامی که تحت فشار روانی هستیم غالباً بهطور غریزی تمایل پیدا میکنیم که خود را از صحنه عمل کنار کشیده و به گوشهای پناه ببریم. کاری بدتر از این وجود ندارد؟!!! گوشهگیری به تشدید استرس کمک میکند. در این زمان باید سعی کنیم که با دوستان خود ارتباط بیشتری داشته باشیم. باید ترتیبی دهیم که عدهای بچه کوچک کنار ما باشند، کودکان میدانند که چگونه مارا مجبور به خنده کنند تا نگرانیمان را از یاد ببریم. ● هیجانات سرکوب شده خود را روی کاغذ بیاورید. متخصصان معتقدند که نوشتن ساده هیجانات بر روی کاغذ موجب تسکین روحی و روانی شخص میشود. نوشتن احساساتتان در دفترچه کمک میکند تا فشار روانی ناشی از رویدادهایی مثل از دست دادن شغل، رنج بردن از مشکلات زناشوئی و ... را تسکین دهد. ● بخندید و شوخطبع باشید. مطالعات زیادی نشان داده که خنده میتواند یکی از سالمترین پادزهرهای فشار روانی باشد. هنگامی که میخندیم یا حتی طبق برخی تحقیقات موقعی که ما لبخند میزنیم جریان خون به مغز افزایش مییابد و موادی بنام اندروفین (هورمانهای ضد دردی که در شخص احساس خوش و سلامت ایجاد میکند) در مغز آزاد میشود و سطح هورمونهای استرسزا را در خون پایین میآورد. ● ذهن خود را متمرکز زمان حال کنید. اگر بتوانید ذهن خود را چنان پرورش دهید که امیدها و آمال خود را به کناری نهاده و موقع مناسب و مقتضی به سراغ تک تک آنان بروید،به آرامش ذهنی دست خواهید یافت. جادهای که به آرامش ذهنی منتهی میگردد از راهی موسوم به توجه میگذرد.این توجه به خود در هنگام عمل کردن به کارهای ساده نظیر ظرف شستن و ... باعث میشود که به هیچ وجه بی هدف و سرگردان همچون بطری بر امواج دریا شناور نشویم. ● گوش دادن به موسیقی ملایم برخی مطالعات اخیر نشان داده است که موسیقی آرام باعث آهسته کردن ضربان قلب و افزایش آندروفینها و کاهش اضطراب میشود. در این مورد میتوانید بخش شنیدنیهای سایت را ببینید. ● افزایش اعتماد به نفس با داشتن اعتماد به نفس بالا حداکثر استفاده را از تواناییهای خود در مواجهه با استرس خواهید برد و درنتیجه کمتر دچار مشکل میشوید. اما افرادی با اعتماد به نفس پایین نه تنها از شیوه مناسبی جهت مقابله استفاده نمیکنند بلکه آسیب بیشتری نیز به آنان وارد میشود. ● حمایت اجتماعی وجود حمایت اجتماعی در زندگی هر فرد سبب میشود که در مقابل بحرانهای زندگی همانند سپر از وی دفاع کند. به همین دلیل ما باید شبکهٔ اجتماعی و روابط اجتماعی خود را گسترش دهیم تا بتوانیم به آنها تکیه کنیم و فکر کنیم که افرادی هستند که ما را دوست بدارند و ما نیز آنها را دوست بداریم. با کسب حمایت اجتماعی در سطح بالاتر، احساس امنیت و اعتماد به خود افزایش مییابد و در مقابل استرس و فشار روانی کمتر آسیب میبینیم. ● آمادگی برای موقعیتهای تنشزا باید یاد گرفت که در شرایط استرسزا فکر خود را از ترس و نگرانی دور کرد و در جهت مفید قرار داد. مثلاً باید به کاری که در حال انجام است تمرکز نمود و به زمینههای اضطرابزای آن فکر نکرد. مثلاً بازیکنان فوتبال به جای فکر کردن به اینکه زیر نظر عده زیادی از تماشاگران هستند به فعالیت و نقش خود در هنگام بازی متمرکز شوند. ● كسب اطلاعات در مورد موقعیت عدم اطلاع از موقعیت فشارآور سبب استرس و اضطراب بالاتری در افراد میگردد بنابراین کسب آگاهی و اطلاعات در مورد موقعیتها و مواردی که مواجه خواهند شد سبب میشود که از پیامد موقعیت مطلع شده و کمتر دچار نگرانی و دلواپسی شوند. مثلاً اگر بیماران قبل از عمل جراحی آگاهی یابند که عمل چگونه انجام خواهد شد و میزان درد پس از عمل را بدانند و سیر بهبودی برایشان روشن شود، کمتر دچار اضطراب میگردند. ● تنآرامی (Relaxation) طی آن عضلات بدن برای مدتی کوتاه بهطور ارادی منقبض گردیده و سپس به حالت آرامش برمیگردند. این کار طی مراحل و سلسله مراتبی انجام میگیرد. با این روش که به تنهایی و یا همراه با تکنیکهای دیگر بهکار میرود نشانههای اضطراب کاهش مییابد. ●راهحلهای دیگر راههای دیگری که میتوانید در چنین موقعیتی انجام دهید مورد توجه قرار داده و آنها را بیازمایید و مناسبترین راه را انتخاب نموده و استفاده نمایید. ▪ اجتناب از موقعیتهای تنشزا و مشارکت کمتر در موقعیتهای ناراحتکننده و استرسزا نه تنها سبب کاهش اضطراب میشود بلکه باید سعی شود که در محیط خانوادگی و ارتباطهای بین فردی آرامش برقرار باشد. ▪ خودت باش. سعی کنید در موقعیتهای فشارزا طبیعی رفتار نمایید و از نقش بازی کردن پرهیز نمایید. ▪ انتظارات، ترسها، مهارتها و امیدهایتان را بشناسید. لازم به ذکر است که یک برنامه دارویی مناسب و قابل دسترس و یا انجام درمانهای غیردارویی و البته ترکیب آن دو، بهترین نوع درمان میباشد. |
|
ترس از مدرسه
|
اختلال اضطراب جدایی در هر سنی در كودكان ممكن است وجود داشته باشد ولی كودكان در سنین مدرسه بیشتر آن را تجربه می كنند. همه كودكان كم و بیش نسبت به والدین خود وابستگی عاطفی پیدا می كنند و این وابستگی در حد تعادل هیچ گونه مشكلی را نه برای والدین و نه برای كودك به وجود نمی آورد ولی بیشتر مادرها و به خصوص مادرانی كه بیش از حد كودك را به خود وابسته كرده و مراقب رفتار و حركات او هستند از كودك خود شخصیتی منفعل می سازند كه حتی قادر نیست زمانی كوتاه دوری از مادر را تحمل كند. معمولاً مادران كودكانی كه دچار اضطراب جدایی هستند دارای ویژگی هایی مثل افراطی بودن، مضطرب بودن، بیش از حد اندازه حمایت كننده، مردد، غیرمنطقی، حساس و عاطفی را دارند و این اضطراب خود را با بیان افكار منفی و استرس زا به بچه ها منتقل می كنند. آنها افرادی وسواسی، كم تحمل، نكته سنج و موشكاف هستند كه احتمالاً خود یا یكی از اطرافیانشان در كودكی دچار همین مشكل بوده اند. ترس یا امتناع از رفتن به مدرسه بیش از آنكه علت شخصیتی و عاطفی داشته باشد، ناشی از یادگیری است. مادر یا پدری كه در ارتباط خود با كودكان مفاهیم و نكته های منفی از محرك ها و مكان هایی مثل مدرسه یا درس خواندن می دهند وقتی تجربه های منفی توام با وحشت و ترس و اضطراب خود را از دوران تحصیل و مدرسه، تنبیه و توبیخ ها به بچه ها انتقال می دهند و از آنها می خواهند كه مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افكار آنها می كارند.البته وابستگی بیش از حد به پدر و مادر و ترس از جدا شدن از آنها برای رفتن به مدرسه ممكن است علل دیگری هم داشته باشد. والدینی كه یكی از كودكان خود را در نتیجه بسیاری و یا عوامل دیگر از دست می دهند، حساسیت خود را در مراقبت و نگهداری از كودكان دیگر بیشتر می كنند و همین باعث می شود كه كودكان ناخودآگاه اضطراب ناشی از جدایی از پدر و مادر را تجربه كنند. این ترس غیرمنطقی از جدایی و رفتن به مدرسه در هر سنی و در بین دختران و پسران دیده می شود و در بین خانواده هایی كه كودكان با فاصله های زیاد از یكدیگر متولد می شوند بیشتر است. شدت این اضطراب تا اندازه ای است كه كودكان در هنگام مدرسه رفتن مشكلات فراوانی را برای والدین ایجاد می كنند. آوردن بهانه های مختلف مثل شكایت ناشی از دل درد، سردرد و... از جمله آنها است. والدین ممكن است این بهانه ها را جدی گرفته و از رفتن كودك به مدرسه ممانعت كنند و همین باعث می شود كه ترس كودك هر روز بیشتر شود. حال در پاسخ به این سئوال كه برای از بین بردن این اضطراب در كودكان چه باید كرد، قدم اول به عهده والدین است، پرهیز از وابسته كردن كودك به خود و عدم ایجاد تلقین های روحی مضر در كودكان زیر شش سال كه ناشی از اضطراب جدا شدن از پدر و مادر است و ایجاد یك روحیه مستقل برای ایجاد آمادگی در كودك در مواجهه با كودكستان و مدرسه و... از اقدامات اولیه ای هستند كه باید توسط والدین اجرا شوند. همچنین والدین نباید تجارب و بازخوردهای منفی خود را به كودك انتقال دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و وحشت از معلم، تشبیهات (اگر بچه خوبی نباشی به معلمت می گویم كه تو را در كلاس حبس كند) خودداری كنند. خاطرات، یادواره ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود را با معلمان دوره ابتدایی با كودكان در میان بگذارند، از معلم ها با القاب خوب یاد كنند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلمان و جو مدرسه آشنا كنند و به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تكالیف، آنها را تنبیه یا توبیخ نكنند. همچنین والدین نباید بچه ها را در دوران ابتدایی به خود وابسته كنند و برای جلوگیری از انزواطلبی و دوری گزینی سعی كنند از معلمان در منزل استفاده نكنند و آنها را تا می توانند در محیط های آموزشی و حضور در جمع قرار دهند. برای هر چه بیشتر كاهش ترس از مدرسه در كودكان باید سعی شود در هر مقطع از وجود كارشناسان روانشناسی و مشاوره به طور دائم در مدرسه ابتدایی و راهنمایی استفاده شود. مشاور با ایجاد روابط عاطفی پایدار می تواند كودكان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده كند و شیوه برخورد با مسائل و مشكلات عاطفی و آموزشی را به آنها بیاموزد و در آخر این كه ایجاد یك محیط آموزشی سالم و شاد نیز از دیگر عوامل ایجاد اشتیاق به مدرسه رفتن در كودكان است. |
|
تنفس سریع در اثر اضطراب زیاد
|
▪ علائم شایع: تنفس سریع ، كرختی و مور مور شدن در اطراف دهان و نیز دستها و پاها، ضعف و از حال رفتن، گرفتگی یا انقباضات عضلانی در دستها و پاها ، گهگاه غش كردن، درد قفسه سینه، منگی یا احساس سبكی در سر ▪ علل: تغییر در نسبت طبیعی اسید به سایر عناصر موجود در خون كه در اثر دفع تنفسی زیادتر از حد طبیعی دی اكسیدكربن ایجاد میشود. این مشكل معمولاً در اثر تنفس سریع ناشی از اضطراب زیاد به وجود میآید. ندرتاً تنفس سریع ممكن است همراه با تب ، بیماریهای قلب و ریه یا آسیب شدید به وجود آید. ▪ عوامل تشدید كننده بیماری: تعارضات احساس زمینه ساز (ترس و خوبیها)، استرس ، احساس گناه، خستگی یا كار زیاد، بیماری مصرف دخانیات، نوشیدن الكل ▪ پیشگیری: از موقعیتهایی كه باعث اضطراب میشوند پرهیز كنید. استرس زندگیتان را كاهش دهید. (روشهای آرام سازی ، مراقبه و غیره را فرا گیرید) ▪ عواقب مورد انتظار: علایم ممكن است ترسناك به نظر آیند، اما معمولاً تنها چند دقیقه طول میكشند و آسیب جسمانی به بار نمیآورند. (اگرچه در بعضی از موارد علائم ممكن است ساعتها طول بكشند) در صورتی كه تنفس سریع زیاد رخ دهد و علت آن اضطراب باشد، امكان دارد روان درمانی یا مشاوره توصیه شود. ▪ عوارض احتمالی: تنفس سریع ندرتاً با یك بیماری جسمانی جدی مرتبط است، اما ممكن است علامتی از اختلال هراس، ترس بسیار زیاد و بدون دلیل در محل جمع شدن تعداد نسبتاً زیادی از افراد یا سایر فوبیها باشد. ▪ درمان: اصول كلی: در صورت بروز تنفس سریع ، به كارگیری دستورات زیر باعث افزایش دی اكسیدكربن خون و رفع علائم میشود: دهان و بینی خود را كاملاً با یك كیسه كاغذی بپوشانید، سپس به آهستگی درون كیسه تنفس كنید و از همان هوای كیسه استنشاق كنید. هوای موجود در كیسه دی اكسیدكربن بیشتری نسبت به هوای آزاد دارد. حدود ۳-۱ دقیقه این كار را ادامه دهید. كیسه را كنار بگذارید و برای چندین دقیقه به طور طبیعی تنفس كنید (یك تنفس هر ۶ ثانیه) در صورت لزوم ، این كار را تكرار كنید تا علائم كم یا ناپدید شوند. در صورت بازگشت علائم ، این كار را هر چند بار كه لازم است انجام دهید. (شاید مایل باشید كه یك كیسه پلاستیك را همیشه به همراه داشته باشید تا بتوانید پیشگیری لازم را به عمل آورید) - دخانیات مصرف نكنید. نیكوتین یك ماده محرك است. ▪ داروها: معمولاً دارویی برای این اختلال ضرورت ندارد. ▪ فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری پس از درمان ، كارهای روزمره خود را هرچه زودتر از سر گیرید. ورزش به كم كردن اضطراب كمك می كند و وقتی كه ورزش می كنید تندتر نفس كشیدن طبیعی است و اشكالی ندارد. ▪ رژیم غذایی مصرف كافئین (قهوه ، چای ، نوشابه و شكلات ) را كم كنید. این یك ماده محرك است و ممكن است باعث آغاز تنفس سریع شود. ▪ در چه شرایطی باید به پزشك مراجعه نمود؟ اگر شما یا یكی از اعضای خانواده تان علائم تنفس سریع را دارید كه با خوددرمانی بهتر نشدهاند و اگر علائم زیر به هنگام حمله تنفس سریع رخ دهند: غش كردن، نامنظمی ضربان قلب: تب ناگهانی |
|
تنیدگی را از خود دور کنید
|
تونی بلر ممكن است فرد سالمی باشد كه تغذیه مناسبی دارد و در استعمال دخانیات زیاده روی نمی كند، اما تحت فشار شدید قرار دارد و در این مورد به وی هشدار داده شده است. شاید اگر مشابه حادثه ای كه برای من رخ داد برای شما نیز رخ دهد، به همه دارایی خود به جز شلغتان قانع خواهید بود! من متقاعد هستم كه استرس(فشار روانی) حاصل از حرفه و مقام بلند پایه من به عنوان یك سرمایه گذار موفق نقش بسیار بزرگی در آگاه كردن من از خطر داشت و اكنون دیدگاه خود را نسبت به زندگی به طور كامل تغییر داده ام. كار كردن سخت در شرایطی كه تحت فشار روانی قرار دارید مشكل آفرین است. مطمئن هستم كه تونی بلر نیز مانند بسیاری از مردان دیگر خود را فردی كاملاً سالم فرض می كند. اما دستگاه اصلی كه در ادامه زندگی ما نقش دارد و چگونگی مواظبت از آن را به فراموشی سپرده ایم و گمان می كنیم كه شكست ناپذیر هستیم و هیچ حادثه ای برای ما رخ نخواهد داد. فعالیت مخاطره آمیز چهل ساله هستم. بیماری قلبی ام از پنج ماه پیش آغاز شد. پیش از آن در شغل خود ریسك های بزرگی می كردم و به اصطلاح لقمه های بزرگ تر از دهان برمی داشتم. به طوری كه درآن واحد بیش از ده معامله تجاری انجام دادم، بدون آنكه به مثبت بودن نتیجه آن اطمینان داشته باشم. گرچه سعی كردم با كاهش سفرهای تجاری به خارج از كشور كمی از سنگینی بار روی دوش خود بكاهم، اما به طور مستمر در ورطه نگرانی بودم. من روزی چند سیگار می كشیدم، هر نوع غذایی را كه در دسترس بود با عجله صرف می كردم. اما بر این عقیده هستم كه مخرب ترین عامل در ایجاد بیماری قلبی من استرس بود. تصور من بر این بود كه هنوز از شرایط جسمانی مطلوبی برخوردارم و با جلوگیری از افزایش وزن، مراجعه روزانه به ورزشگاه و ملاقات گاه و بیگاه پزشك موجب تسكین استرس حاصل از مشاغل خود می شوم. فشار خون، كلسترول و تاریخچه خانوادگی من همگی در وضعیت مطلوبی قرار داشتند. مرتباً با همسرم سانی و دو پسر ۱۲ و ۱۵ ساله خود به تعطیلات می رفتیم و زندگی شاد و مجللی در خانه بزرگ خود واقع در شهر كینگستون انگلستان داشتیم. بنابراین من با شتاب زیاد به مشاغل مختلف رسیدگی می كردم و تنها موضوعی كه به ذهنم خطور نمی كرد این بود كه قلبم بیمار باشد.زندگی من در یك روز صبح یكشنبه در ماه مه سال جاری به طور كامل تغییر كرد. صبح با احساس بسیار خوبی از خواب برخاستم. به تازگی به محل جدید نقل مكان كرده بودیم و شب گذشته تا نزدیكی صبح ورود به خانه جدید را با دوستان جشن گرفته بودیم. آن روز من و سانی بچه ها را به پرستار سپردیم و خانه را ترك كردیم. تصمیم داشتیم وسایل جدید آشپزخانه را از فروشگاه تهیه كنیم. علائم اولیه در انتظار یكی از فروشندگان بودیم كه در قفسه سینه خود كمی احساس ناراحتی كردم. احساس درد نبود، بلكه احساسی شبیه كشیده شدن یكی از ماهیچه ها. این درد هشداری برای من نبود، چون ما هنگام اسباب كشی جعبه های سنگین را جابجا كرده بودیم و آن را دلیل این درد فرض كردم.وقتی به طرف اتومبیل بازگشتیم، افزایش شدت درد مانند این بود كه مسئله جدی است. با این وجود با خود فكر كردم كه: «هرچه هست نمی تواند از قلبم باشد، چون من فقط چهل سال دارم.» اما احساس عجیبی به همراه سرگیجه داشتم و اتفاقاتی كه در بدنم رخ می داد مرا به شدت عصبی كرده بود. یادآوری آن برایم خنده آور است، اما به طرف سانی برگشتم و گفتم: «من باید خداحافظی كنم، به گمانم امروز آخرین روز زندگی ام باشد!» سانی وحشتزده رانندگی اتومبیل را به عهده گرفت و با سرعت به سوی نزدیكترین مركز درمانی رفتیم. وقتی وارد بیمارستان شدیم، پزشكی كه در بخش پذیرش ایستاده بود با مشاهده دستم كه روی سینه ام قرار داشت مرا مستقیماً به اتاق اورژانس برد. حدود چهار ساعت آنجا بودم و پس از گرفتن نوار قلب و تجویز دارو وضعیتم مطلوب اعلام شد. اولین كاری كه پس از بازگشت به اتومبیل انجام دادم كشیدن سیگار بود. آن روز عصر احساس درد در دست چپ و بالای قفسه سینه ام شروع شد، گویی ماهیچه هایم در هم پیچیده باشند. بنابراین با پزشك عمومی تماس گرفته و خواهش كردم كه مرا در منزل ملاقات كند، اما وی نپذیرفت و گفت برای آسیب دیدگی ماهیچه- چیزی كه من هنوز باور داشتم- بیمار را خارج از مطب خود ملاقات نمی كند. او استفاده از مسكن ها را توصیه كرد كه من آن را انجام دادم. صبح روز بعد احساس بهتری داشتم و مجدداً جعبه ها را جابه جا كردم. اما هنگام صرف ناهار از شدت درد تقریباً فریاد می كشیدم و سانی مرا با اتومبیل به بیمارستان كینگستون رسانید. پس از مطالعه نوار قلب و آزمایش خون اولین چیزی كه پزشكان اظهار داشتند این بود كه «ما نمی توانیم باور كنیم كه بیمارستانی كه دیروز به آن مراجعه كردید شما را مرخص كرده است. ضربان قلبتان نامنظم بوده و شما دچار سكته قلبی خفیفی شده اید كه به نظر می رسد دیروز اتفاق افتاده است.» با این اوصاف در بیمارستان بستری شدم. انواع داروهای جلوگیری از لخته شدن خون و اسپری زیرزبانی تری نیترات برای انبساط شریانهای منقبض شده تجویز شد و یك عمل آنژیوپلاستی روی قلبم انجام گرفت و بدین ترتیب سه هفته در بیمارستان بستری بودم.پس از تأثیر مطلوب درمان احساس بهتری داشتم، اما می دانستم كه با وجود آنكه چهل ساله هستم، باید زندگی ام را به طور كامل تغییر دهم. سیگار را ترك كرده و تمام غذاهای پرچرب را از رژیم غذایی خود حذف كردم. من همیشه از خوردن سالاد نفرت داشتم، اما اكنون از آن لذت می برم. پیاده روی روزانه به مدت نیم ساعت به من توصیه شد كه آن را به طور مرتب انجام می دهم. هشدار پزشكان گرچه همه این تغییرات اهمیت زیادی داشتند، پزشكان به خصوص در مورد استرس (فشار روانی) زیاد، ساعات طولانی كار و نگرانی مداوم هشدار دادند. شاید در ظاهر فردی آرام بودم، اما همیشه نگرانی در مورد معاملات، كارمندان، خانواده، منزل، اتومبیلها و هر چیز دیگر همراه من بود. توصیه پزشكان این بود كه استرس و فشار زندگی خود را به حداقل رسانیده و اهمیت سلامتی و خانواده خود را ارجحیت بنهم. «نگرانی را از خود دور كن» جمله ای است كه توسط پزشكان تكرار می شود كه در گفتار بسیار آسانتر از عمل است. تنها راه رهایی از نگرانی فرار از موقعیتهای استرس زاست.پس از آنكه دچار حمله قلبی شدم، به برادرم كه چهل و شش سال دارد هشدار داده شد كه وی نیز ممكن است در معرض خطر بیماری قلبی قرار داشته باشد. بنابراین هموسستئین خون او- ماده ای شیمیایی موجود در خون كه به وسیله استرس افزایش می یابد و نمایانگر خطر سلامتی شریانهاست- مورد آزمایش قرار گرفت. در حال حاضر وی سالم به نظر می رسد، اما برای جلوگیری از خطر بیماری قلبی شیوه زندگی خود را به نحو بهتری تغییر داده است.بیماری قلبی تونی بلر خفیف اعلام شده است، اما به نظر من این گفته قطعاً یك هشدار است. برای من غیرقابل تصور است كه فردی با دارابودن چنین وظیفه سنگینی قادر باشد شب هنگام با آرامش سر بر بالین بگذارد. او حتی در طول تعطیلات با خانواده خود قادر نخواهد بود ذهن خود را از مسائل آسوده سازد. توصیه من این است كه هیچ چیز ارزش زندگیتان را ندارد، حتی مقام عالی نخست وزیری... چگونه استرس (فشار روانی) موجب بیماری قلبی می شود؟ فردی ظاهراً سالم به نظر می رسد. او ورزش می كند، از مصرف سیگار خودداری می كند و رژیم غذایی متعادلی دارد. پس دلیل بیماری قلبی او چیست؟ مهمترین عامل بیماری قلبی افزایش هموسستئین در خون می باشد كه معمولاً مورد آزمایش قرار نمی گیرد. میزان این ماده در خون نه تنها به وسیله استرس افزایش می یابد، بلكه ارتباط محكمی با فروخوردن غضب دارد. همچنین استرس زیاد موجب از بین رفتن منیزیم معدنی می شود كه از علائم اصلی آن آریتمی دهلیزی قلب است. تركیب هموسستئین بالا و منیزیم پائین خطر حمله قلبی را تا هشت برابر افزایش می دهد. نوشیدن قهوه به مقدار زیاد میزان هموسستئین خون را افزایش داده و در عین حال موجب كاهش منیزیم می شود. بنابراین به افرادی كه به حرفه های استرس زا اشتغال می ورزند توصیه می شود كه رژیم غذایی خود را با مصرف منیزیم، اسید فولیك و ویتامین B۱۲ تكمیل نمایند. افزایش مصرف دانه ها و سبزیجات تیره مانند اسفناج، بروكلی و لوبیا برای این افراد مفید است. چگونه قلب خسته و فرسوده می شود؟ دكتر مارك پورتر می نویسد: علیرغم وجود حجم زیاد كار، قلب در شرایط نرمال بیمار نمی شود. اما معمول ترین مشكلی كه قلب دچار آن می شود ضخیم شدن دیواره رگهایی است كه دیواره ماهیچه ای قلب را تغذیه می كنند. استعمال دخانیات، دیابت، عدم ورزش، كلسترول بالا و رژیم غذایی نامناسب همگی موجب تشدید این بیماری شده و با باریك شدن رگها موجب خطر می شوند. حمله قلبی زمانی رخ می دهد كه خون در بخش های باریك شده رگها لخته شده و موجب عدم تغذیه ماهیچه قلب شود. این حمله قلبی درد شدید ایجاد كرده و باعث ایست فعالیت الكتریكی طبیعی قلب برای ایجاد ضربان منظم می شود كه در نهایت موجب انقباض مرتعش قلب یا ایست قلبی شده و منجر به مرگ حتمی می گردد، مگر این كه ضربان قلب سریعاً به حالت نرمال بازگردد. در برخی موارد عمل پمپ قلب به سختی صورت می گیرد، بدون آن كه مشكلی در ضربان قلب وجود داشته باشد. این پدیده مضر نیست، اما گاهی به شدت به كارآیی قلب آسیب می رساند، به طوری كه در افراد مبتلا به بیماری جدی فشارخون (كه موجب افزایش فشار، روی دیواره قلب می شود) خطر ایست قلبی وجود دارد. از علائم این بیماری را خستگی، عدم دفع مایعات بدن و تنگی نفس می توان نام برد. مزایای تمرینات ورزشی ایروبیك (هوازی) كاهش تمرینات ورزشی در دهه بیست سالگی ممكن است به ما آسیبی نرساند. اما اگر این تمرینات را به طور مرتب انجام دهیم، در دوران كهنسالی كمتر در معرض خطر بیماری قلبی قرار خواهیم گرفت. بهترین تمرینات ایروبیك پیاده روی و دوچرخه سواری هستند. مدت زمان این تمرینات باید تا حدی باشد كه كمی موجب ریزش عرق بدن و تنگی نفس شود. این تمرینات سه روز در هفته به مدت ۳۰ دقیقه ایده آل هستند.تمرینات ایروبیك از اهمیت زیادی برخوردارند. زیرا عضلات فعال بدن مانند قلب، كه مركز جریان خون است، نیاز به مقدار زیادی اكسیژن دارند. این تمرینات ورزشی موجب افزایش نیاز قلب، شش ها، گردش خون و همچنین ماهیچه های بدن به اكسیژن می شود. بنابراین هر قدر تمرینات ورزشی را بیشتر انجام دهید، فعالیت قلب و شش ها افزایش یافته و كارآیی گردش خون در بدن بیشتر خواهد بود. قلب سالم با تغذیه مناسب مصرف زیاد چربیهای اشباع شده (كره، پیه، گوشت قرمز، تخم مرغ، شیر پرچرب، پنیر و ماست پرچرب) برای سلامتی قلب مضر است. حال آن كه چربیهای غیراشباع (انواع روغنها مانند روغنهای زیتون، آفتابگردان، سویا، دانه انگور، بادام زمینی و كنجد) مناسب تر هستند. مصرف روزانه حداقل پنج قطعه میوه و سبزیجات، آنتی اكسیدانهای مورد نیاز بدن را تأمین می كند. آنتی اكسیدانها در حقیقت سلاح مناسبی برای جلوگیری از بیماریهای قلبی هستند. |
| روزنامه همشهری |
|
چاره اضطراب سالمندان
|
علاوه بر آن اضطراب میتواند نشانه اختلالات روانی دیگری مثل افسردگی باشد که به درمان جدی نیاز دارند. اگر از قبل مبتلا به اضطراب بودهاید و تحت نظر پزشک دارو مصرف میکنید توصیههای زیر میتواند برایتان مفید باشد: ۱) در ساعاتی از روز که تنها هستید به فعالیتهای سرگرمکننده، شاد و لذتبخش مانند ورزش، پیادهروی، مطالعه و کارهای هنری بپردازید. ۲) بخشی از ساعات روز را به معاشرت با دوستان یا فعالیتهای اجتماعی مانند کارهای فرهنگی، معنوی و امور خیریه اختصاص دهید. ۳) پیش از خواب با آب ولرم دوش بگیرید و اگر حساسیت گوارشی ندارید یک لیوان شیر بنوشید تا زودتر به خواب رفته و از هجوم افکار نگرانکننده پیش از خواب در امان بمانید. ۴) هر وقت فکری نگرانکننده مثل افکاری که در خصوص بروز اتفاقات احتمالی برای فرزندانتان عنوان کردید، سراغتان میآید آن را با فکری مثبت مانند خاطرهای خوش یا آرزویی شیرین جایگزین کنید. ۵) یکی از تکنیکهایی که به کاهش اضطراب کمک فراوان میکند، تکنیک آرامش است. در این روش با انقباض و انبساط متناوب عضلات میتوان به حالت آرامش دست یافت. البته کاربرد آن به آموزشهای خاص نیاز دارد. خوشبختانه در سالهای اخیر کتابها و جزوات متعدد آموزشی درباره این روش به چاپ رسیده و علاوه بر آن نوارهای گویا به بازار آمدهاند که کاربرد آن را عملا آموزش میدهند. |
| روزنامه سلامت |
● دلیل این حالت چیست؟
بنابر دو تحقیق جدید، عقیده راسخ به امکان پیش بینی آینده از روی وقایع و تجربیات گذشته، در زنان بیش از مردان دیده میشود.
این تحقیق که بر روی افراد ۳ تا ۶۰ ساله از هر دو جنسیت انجام گرفته است، به اندازه گیری دامنه تفکرات نگران کننده ای که در اثر اعتقاد به تاثیر وقایع ناگوار گذشته در آینده به وجود می آید پرداختند. این توانایی در ساده ترین شکل خود، برای درک و تفاهم اجتماعی بسیار حیاتی است زیرا وجود آن برای اتخاذ تصمیمهای مختلف و ارزیابی مخاطرات آنها، اهمیت فراوانی دارد.
برای تحقیق اول، داوطلبان شش داستان درباره شخصیتهایی که توسط شخص یا حیوانی صدمه دیده بودند، شنیدند. چندین روز بعد، در داستان بعدی، شخصیت هر داستان هنگام مواجهه با همان شخص خطاکاری که قبلا او را آزار داده بود، احساس نگرانی کرده یا تغییر رفتار میداد. (برای مثال، اگر پسربچه ای اسباب بازی پسر بچه دیگری را دزدیده بود، این کودک هنگام مواجهه با او نگران اسباب بازی تازه خود شده و آنرا پنهان میکرد.
آزمایش دوم هم به همین شکل اجرا میشد، با این تفاوت که شخصیت یا حیوان بدجنس داستان، این بار تنها شبیه شخصیت منفی داستان قبلی بود. در پایان هر داستان، از شرکت کنندگان درباره دلایل نگرانی یا تغییر رفتار شخصیت مثبت داستان، سوالاتی پرسیده میشد.
زنان، چه کودک و چه بزرگسال، برای توجیه واکنش شخصیت داستان، بیشتر از مردان به عامل عدم اطینان اشاره کردند، به عبارت دیگر، آنها واکنش شخصیت را بر اساس اتفاقاتی که ممکن است واقع شود و نه آنچه واقعا رخ میدهد، شرح میدهند. همچنین، در مواردی که شخصیت اصلی داستان با فردی شبیه به شخصیت منفی روبرو میشود، زنان بیش از مردان به این احتمال فکر میکنند که شخصیت اصلی نگران رفتار موجود تازه وارد شود و از اینکه مورد آزار قرار گیرد وحشت کند.
از جمله نتایج دیگر این تحقیقات که شرح کامل آن در شماره جدید نشریه رشد کودک (Child Development) منتشر شده است، این است که کودکان با بالا رفتن سن، بیشتر به مرتبط ساختن وقایع گذشته به آینده پرداخته، درون بینی و بینش خاصی به روند رشد شناختی خود وارد میسازند.
این نتایج از آن جهت بسیار پر معنا هستند که نشان میدهند دانش و اطلاعات درباره تاثیر گذشته در آینده و شکل گیری این طرز تفکر در روند رشد احساسی و رفتاری انسان، در طی سالهای پیش دبستان صورت میگیرد و مدرسه، نقش چندانی در آن ندارد.
|
چطور بر ترس از دندانپزشکی غلبه کنیم؟
|
اغلب بزرگسالانی که دچار هراس از دندانپزشک هستند، میتوانند رد این عواطف را در تجربیات منفی دوران کودکی پیدا کنند. خوشبختانه پیشرفت تکنیکهای دندانپزشکی و تولید دارو ها و ابزار های جدید در ۳۰ سال گذشته این امکان را فراهم آورده است که به اغلب چنین بیمارانی اطمینان دهیم که ویزیت دندانپزشکی بسیار آسوده تر از روزگار کودکی آنهاست. ● دارو هایی برای درد و اضطراب دارو های بسیاری می توانند درد و اضطراب ناشی از اعمال دندانپزشکی را تخفیف دهند. از این داروها می توان به تنهایی یا همراه با تکنیک های آرامش بخشی استفاده کرد. ▪ دارو های بیحسی موضعی: دندانپزشکان با سوزنی ظریف این داروهای مهار کننده درد را در محل عمل تزریق میکنند. در اغلب موارد دارو در طول چند دقیقه موثر واقع میشود و برای حدود سه ساعت درد را از بین میبرد. امروزه دارو های لیدوکائین و مپیوکائین رایج ترین دارو های مورد استفاده برای این مقصود هستند. بسیاری از دندانپزشکان مقدار کمی اپینفرین (آدرنالین) را نیز به این داروها میافزایند، آدرنالین عروق خونی را منقبض میکند و باعث میشود اثر داروی ضددرد مدت بیشتر ادامه یابد. البته در بیماران مبتلا به فشارخون بالا یا سایر اشکال بیماری قلبی _ عروقی این مخلوط را نباید به کار برد. ▪ دارو های ضداضطراب: دندانپزشک ممکن است پیش از انجام یک عمل بر روی دندان داروهایی برای کاهش اضطراب و آرام کردنتان به شما بدهد. در صورتی که قرار باشد چنین کاری انجام شود لازم است یک ساعت زودتر از زمان موعود به مطب دندانپزشک بروید تا زمان کافی برای تاثیر داروی ضداضطراب وجود داشته باشد. ضمناً با توجه به اثر خواب آلوده کننده این دارو ها نباید پس از ویزیت دکتر پشت رل بنشینید. ▪ تسکین هوشیارانه: داروهایی که در این روش مورد استفاده قرار میگیرند هوشیاری شما را کاهش میدهند تا درد را حس نکنید، بدون آنکه مانند بیهوشی عمومی تاثیری بر کارکرد های دیگر بدنی مانند تنفس و بلع داشته باشند. دارو هایی از این نوع معمولاً برای تسکین اضطراب مورد استفاده قرار میگیرند، اما میتوان آنها را با دارو های دیگر تخفیفدهنده درد ترکیب کرد. یکی از شایعترین دارو ها از این نوع "اکسید نیترو" است که گاهی آن را "گاز خنده آور" هم مینامند، این داروی گازی شکل مخلوط با اکسیژن را از طریق ماسک استنشاق میکنید. اکسید نیترو باعث ایجاد حالتی از آرامش و شلی عضلانی میشود که فوراً آغاز میشود و هنگامی که تنفس گاز را متوقف کنید به پایان میرسد. این دارو عوارض جانبی اندکی دارد و برای اکثر افراد بیخطر است. البته برای اعمال دندانی طولانی تر دارو هایی که به صورت داخل وریدی تزریق میشوند، انتخابهای بهتری هستند. در این مورد دندانپزشک شما یک داروی تسکین بخش یا ضداضطراب را با یک داروی ضددرد شبه افیونی و گاهی یک داروی باربیتوراتی مخلوط میکند. البته تنها دندانپزشکانی که به طور خاص برای این کار آموزش دیدهاند و پروانه لازم را دارند مجاز به انجام این نوع تسکین بخشی اند. ▪ بیهوشی عمومی: در این نوع تسکین بخشی شما هوشیار نیستند و نمی توانید به طور مستقل تنفس کنید یا بلع انجام دهید. بیهوشی عمومی معمولاً برای اعمال جراحی دهان و فک به کار میرود. همچنین در مواردی که اضطراب فرد آنقدر شدید است که انجام اعمال دندانپزشکی معمول را غیر ممکن میکند ممکن است از این روش استفاده شود. گرچه بیهوشی عمومی برای اغلب افراد خطری ایجاد نمی کند، اما به هر حال خطر بیشتری نسبت به سایر اشکال تسکین بخشی دارد. تنها متخصصان بیهوشی میتوانند این روش را به کار ببندند. ● راه های جایگزین برای برخی افراد اضطراب به علت دیدن صندلی دندانپزشکی، تحریک کنندگی صدای مته دندانپزشکی، یا ترس از استفراغ یا خفگی ممکن است به همان اندازه نگرانی درباره درد مهم باشد. هیپنوتیسم و تخیل هدایت شده تمرینات آرامش بخشی و مشاوره می تواند به برطرف شدن اضطراب و ترس کمک کند، برای افرادی که از اعمال دندانپزشکی مضطرب نمی شوند، اما به دلایل مختلف نمی توانند دارو های ضددرد را تحمل کنند، رویکرد های زیرمیتوانند به کنترل درد هم کمک کنند. تخیل هدایت شده (Guided Imagery): شما می توانید با تصور درآوردن صحنههای خوشایند و آرام بخش ذهن تان را از آنچه در دهانتان رخ میدهد، جدا کنید؛ به مکانی فکر کنید که خاطراتی خوش از آن دارید و خودتان را به تصور درآورید که به آنجا رفته اید، بر جزییات حسی تمرکز کنید _ برای مثال گرمای شن، صدای ملایم آبی که به ساحل برخورد می کند، آبی درخشان آسمان، یا نوازش باد بر روی صورت تان. خودتان را رها کنید تا تصوراتی که خلق کرده اید شما را با خود ببرد. هنگامی که آن مکان خوشایند را به خیال درمی آورید آهسته و عمیق نفس بکشید. اگر افکار دیگری با این تصورات تداخل کرد، آنها را بپذیرید و سپس سعی کنید دوباره به بهشت ذهنی که ساخته اید بازگردید. اگر در روز های آینده وقت دندانپزشکی گرفته اید بهتر است چند باری این کار را تمرین کنید تا موقع انجام اعمال دندانی به راحتی بتوانید صحنه های آرامش بخش را به تخیل درآورید. ▪ در زیر دو تمرین آرامش بخشی ساده آورده می شود که می توانید آنها را امتحان کنید: - تا جایی که ممکن است بر روی صندلی دندانپزشکی وضعیت راحتی به خود بگیرید. در حالی که چشم هایتان بسته و عضلاتتان را شل کرده اید، آهسته و عمیق تنفس کنید. یک کلمه کانونی مثلاً «آرام باش» یا «اوم» یا «آرامش» و مانند اینها انتخاب کنید و ضمن انجام تنفس آن کلمه را تکرار کنید، ذهنتان را تا جایی که ممکن است روشن نگه دارید. اگر افکار مزاحمی وارد ذهنتان شد، تمرکزتان را دوباره به تنفس تان و کلمه کانونی معطوف کنید. - دست تان روی شکمتان - درست زیر ناف- بگذارید تا بتوانید بالا و پایین رفتن ملایم شکمتان را هنگام تنفس احساس کنید. هوا را به درون ریه هایتان بفرستید. نفس تان را تا سه شماره حبس کنید. سپس هوا را بیرون بدهید. به اندازه سه شماره مکث کنید. به تنفس عمیق برای چند دقیقه ادامه دهید و بعد از هر دم و بازدم به اندازه سه شماره مکث کنید. ▪ هیپنوتیسم: هیپنوتیسم برای بسیاری از افراد می تواند جای همه اشکال دیگر کنترل درد حین اعمال دندانپزشکی را بگیرد. این شیوه را می توان برای افرادی که به علت بیماری های مختلف نمی توانند بیهوشی را تحمل کنند هم به کار برد. هیپنوتیسم همچنین برای برطرف شدن ترس از سوزن های تزریقی دندانپزشکی موثر است. خود- هپینوتیسم ممکن است شیوه ای عملی باشد: یک درمانگر متبحر در هیپنوتیسم می تواند به شما آموزش دهد چگونه خود را وارد یک حالت هیپنوتیسمی کنید. ● نکاتی برای رفع اضطراب ناشی از اعمال دندانپزشکی دندانپزشکی را پیدا کنید با کمک به شما برای کاهش اضطرابتان متعهد باشد. در مورد ترسهایتان با دندانپزشک صحبت کنید تا در مورد انتخا ب های درمانی برای درد و اضطراب اطلاع حاصل کنید. با دندانپزشک تان در مورد یک پیام «توقف» توافق کنید تا در صورتی که لازم بود دندانپزشک انجام عمل روی دندان را ادامه ندهد و به شما استراحت بدهد. از نوشیدن نوشابه های کافئین دار پیش از رفتن به دندانپزشکی اجتناب کنید. این نوشابه ها ممکن است باعث تحریک پذیری و عصبی شدن شما شوند. ▪ حتی المقدور قرار دندانپزشکی را در اول روز بگذارید و شب پیش از آن به اندازه کافی بخوابید . یک عضو خانواده یا یکی از دوستان تان را برای قوت قلب همراه خود ببرید. ▪ یک دستگاه پخش نوار یا سی دی قابل حمل همراه با هدفون به مطب ببرید و با گوش دادن به موسیقی مورد پسندتان پیش و در حین درمان ذهن خودتان را از عمل دندان دور کنید. از تمرینات آرامش بخشی و تکنیک های تخیل هدایت شده استفاده کنید. به طور منظم برای چکاپ به دندانپزشک مراجعه کنید، ویزیت های مکرر از چند طریق به شما کمک می کند: رابطه خوبی با دندانپزشک برقرار می کنید، با مواد و تجهیزات دندانپزشکی و اقدامات معمول در مطب آشنا می شوید، امکان تشخیص زودرس مشکلات دندانی فراهم و بالقوه نیاز به اعمال دندانی گسترده تر برطرف می شود. ● راههایی برای تسکین درد امروز، با وجود تکنیک های پیچیده بی حسی می توان تقریباً اطمینان داشت که در مطب دندانپزشکی دردی به سراغ تان نخواهد آمد. گرچه پس از یک عمل دندانی دهان و دندانهای شما از چند ساعت تا چند روز ممکن است بیحس بماند. اما شاید با درد و تورم در محل عمل دندانی هم روبه رو شوید در زیر به چند نکته برای رفع این ناراحتی ها اشاره می کنیم: تورم را با به کار بردن یخ پیچیده شده در یک پارچه مرطوب کاهش دهید. سوزش و درد به دنبال درمان های لثه را با قرقره کردن با محلول رقیق نمک یا سودا و آب تسکین دهید. از دار و های مسکن معمول مثل آسپرین، استامینوفن و ایبوپروفن استفاده کنید (آسپیرین نباید پس از اعمال جراحی مورد استفاده قرار گیرد.) دندانپرشک شما ممکن است دارو های ضددرد قوی تر را به دنبال اعمالی که دردشدیدتری ایجاد میکنند مانند کشیدن دندان، جاگذاری ایمپلنت و درمان کانال ریشه دندان، تجویز کند. |
| روزنامه همشهری |
|
چگو نگی کاهش اضطراب در بیماریهای مزمن
|
این كه فرد بیمار، مرگ را پایان زندگی بداند و یا نقل مكان از جهانی به جهان دیگر، نیازمند دو شیوه متفاوت از روان درمانی است. دكتر"محمد صادقمهدوی"، جامعهشناس خانواده معتقد است: گاهی مشكلات روحی ناشی از بیماری، فرد بیمار را تا آستانه "پایان زندگی" سوق میدهد و هر بیمار به فراخور مجموعهای از ویژگیهای فردی، خانوادگی، مذهبی، فرهنگی و غیره به چنین وضعیتی واكنش نشان میدهد. وی افزود: در حالی كه برخی از بیماران در چنین وضعیت روحی، همه غمها را در درون خود میریزند و دم برنمیآورند، برخی زبان به ناله، شكوه و نفرین و دعا میگشایند و برخی دیگر هم كنترل عصبی خود را از دست داده،گاه پرخاشگری میكنند و گاه افسرده و غمگین خود را به انزوا میكشانند. این جامعه شناس خانواده گفت:مهمترین كمك بهاین گونه بیماران در چنین شرایط روحی و روانی،یافتن راه حلی است كه فرد بیمار و خانوادهاش بتوانند بر اساس آن خودشان را با شرایط جدید وفق دهند یا به عبارتی سازگار كنند. مهدوی افزود:برای ایجاد یك چنین سازگاری، باید شرایط جدیدی ایجاد كرد كه میان فرد،بیماری و خانواده او رابطهای برقرار شود كه در آن احساس آرامش و امنیت كنند و برقراری این ارتباط باید به گونهای تعلیم داده شود تا دوباره تعادل جسمی، روانی ، رفتاری و شخصیتی فرد بیمار و اطرافیانش به آنان بازگردد. این كارشناس گفت:در چنین شرایطی، آموزشها به طور كلی بر دو جنبه فعال كردن تواناییهای درونی فرد بیمار و استفاده از نیروهای خارج از فرد، مانند اطرافیان ، ابزار ، داروها و امكانات درمانی تكیه دارد. وی افزود:مهمترین معرف و نشانه وجود سازگاری در افرادی كه سازگاری خود را از دست دادهاند، آن است كه از میزان نگرانی اطرافیان در مورد بیماری فرد كاسته شود و اندوه و نگرانی بیمار نیز، تا حدودی كاهش یابد. یك جامعه شناس دیگر نیز گفت:در جامعه ما كه یك جامعه مذهبی است، اگر بتوان به ابعاد سازگاری كه دارای بعد "خود" و "محیط" است، بعد متافیزیكی را نیز اضافه كرد،بر ضریب توفیق برای ایجاد سازگاری تازه افزوده میشود. دكتر "سعید صدیقی" افزود:از سوی دیگر،افراد باید بدانند برای نحوه سازگاری با شرایط تازه، بویژه در مورد بیماریهای مزمن، میان گروهها و اقشار مختلف اجتماعی، هم براساس نوع بیماری و هم بر اساس تیپولوژی انسانها،راه حلهای مختلفی وجود دارد. وی گفت: مهمترین وظیفه اطرافیان بیماران مزمن، كمك به درمان بیمار، تامین آرامش خاطر و كاستن از اضطرابها و فشارهای روانی است كه این بیماران از آنها رنج میبرند. این جامعهشناس افزود:بیمار وقتی تصور كند كه از یك بیماری جان سالم به در نخواهد برد،دچار ترس، پریشانی و اضطراب میشود، به گونهای كه نمیخواهد تغییرات شدید در سلامتی و اختلالات جسمی خود را بروز دهد و حتی باور كند، زیرا قبول و باور كردن بیماری لاعلاج از منظر او به معنای قبول پایان زندگی است. دكتر مهدوی نیز معتقد است:احساس امنیت یكی از نیازهای مهم درونی هر فردی است، بنا بر این بیمار برای رسیدن به این امنیت ، میل دارد اطلاعات مربوط به بیماری خود را حفظ كند و دیگران را از نوع بیماری خود آگاه نسازد. وی افزود: در زمانی كه فرد نمیخواهد دیگران را از كم و كیف بیماری خود آگاه كند،ارتباطش با خانواده و نزدیكان هم ممكن است كم شود و این امر میتواند مقدمهای برای شروع "افسردگی" باشد. این جامعه شناس گفت:البته همه این بیماران، بیماری خود را به یك شكل كتمان نمیكنند و نحوه برخورد هریك ازآنان با بیماری ، فرق میكند. مطالعات نشان میدهد كه پزشكان و مردم عادی در مقابل تهدیدات بیماریهای جدی،هیچ تفاوتی با هم ندارند و نیروهای هیجانی را مانعی بر سر راه شناخت واقعی بیماری خود، قرار میدهند. برای درمان بیماران مبتلا به بیماریهای مهلك، دانستن این نكته برای پزشك معالج و اطرافیان بیمار بسیار مهم است،كه او از بیماری خود چه میداند؟از پیشرفت و شدت بیماری تا چه حد آگاه است و بالاخره از آینده خود و بیماریش چه انتظاری دارد؟ بهبود، بدتر شدن یا حفظ وضعیت موجود؟ صادق مهدوی معتقد است:هر گاه به طورمثال ،بیماری میگوید كه "من سرطان ندارم "یا" بیماری كلیه من قابل علاج و درمان است "، در واقع به ما این اطلاعات را میدهد كه او از نوع بیماریش و حتی مخاطرات آن آگاه است و از روبرو شدن با واقعیت میخواهد فرار كند،یا به عبارتی از بیماری خود بسیار هراسناك است. به گفته این جامعهشناس ،بعضی از بیماران مبتلا شدن به بیماری را نوعی عقوبت میدانند كه در اثر انجام اعمال بد آنان نصیبشان شده است. وی افزود: احساس گناه و احساس كیفر اعمال نزد بیماران سرطانی ،بیشتراز سایر بیماریهای مهلك ومزمن است، درعوض بیماران قلبی بیشتر میل به انكار بیماری خود دارند و كمتر از بیماران سرطانی احساس گناه میكنند. مهدوی معتقد است:برای شناخت اصول و نحوه برقراری رابطه با مبتلایان به بیماریهای مهلك، لازم است ابتدا به منشا نگرانی یا نگرانیهای بیمار پی برد و زیر بنای اضطرابهای او را شناخت. وی افزود:مهمترین اصل، هنگام برقراری رابطه با بیماران مبتلا به بیماری مهلك، كمك به حفظ تعادل روحی و امید به زندگی است. این جامعه شناس گفت: باید با زبانی كه برای فرد قابل فهم است سخن گفت، در مورد بیماریش نباید اطلاعاتی داد كه با واقعیت قابل لمس او در تضاد باشد و همه واقعیت و سرانجام بیماریش را نباید به طور صریح بیان كرد. مهدوی افزود: خانوادهها به طور كلی باید به نقش حمایتی خود واقف باشند اگر خانوادهای بتواند در مواقع ضروری به عضو خود كمك كند و او را مورد حمایت قرار دهد، سپر بسیار خوبی در مقابل "استرس"،ایجاد كرده است. او گفت: اگر بیمار در سازگاری با شرایط جدید،توفیق نیابد ممكن است دچار یك یا چند مورد از علایم مرضی مانند افسردگی، رقت احساسات و گریستن ، یاس و نومیدی، اضطراب ونگرانی، عصبانیت (باپرخاشگری صحبت كردن ، بدخلقی و بداخلاقی)، انزوا، گوشهگیری و بیرغبتی نسبت به شغل وكار شود. مهدوی افزود:به طور معمول، پزشكان وخامت اوضاع جسمی بیمار را به طور سنتی در جامعه ما به خود وی منتقل نمیكنند، بلكه بسته به شرایط سنی و وضعیت خانوادگی به فرزندان، همسر، والدین یا برادر و خواهر، واقعیت را كه حكایت از مهلك بودن بیماری فرد دارد، منتقل میكنند. این جامعه شناس گفت:در هر حال، هم بیمار و هم نزدیكان وی باید واقعیت را درباره بیماری آن فرد بدانند، اما این دانستن باید به طور حتم تدریجی باشد نه دفعی و یك مرتبه. به اعتقاد مهدوی، بهتر است در هر حال اطلاعات به صورت پلكانی داده شود، یعنی در هر جلسه اطلاعات بیشتری به بیمار داده شود، ولی درهرحال اطرافیان بهتر است، چند گام جلوتر و زودتر اطلاعات را دریافت كنند. |
| لیلا صمدی |
|
چگونه اضطراب امتحان را کاهش دهیم؟
|
بسیاری از دانشآموزان، با احساس ناخوشایندی مواجه میشوند که با نشانههایی چون تنش، وحشت و دلهره همراه است. این حالت در برخی افراد با لرزش در صدا، تعریق، تپش قلب، تنگی و کوتاهی در نفس، لکنت زبان و خشکی دهان شروع میشود و بسته به میزان پیشرفت آن به ناراحتیهای گوارشی، حالت تهوع و گاه کاهش سیستم دفاعی بدن میانجامد. این حالت نمادی از بروز «اضطراب» است و ما میخواهیم بدانیم چگونه میزان این اضطراب را کنترل کنیم؟ ● کنترل بحران اضطراب درجات کمی از اضطراب برای پیشبرد زندگی طبیعی است ولی مقدار زیاد آن مانع پیشرفت بوده و حتی توانایی انجام کار را از فرد مضطرب میگیرد. بهطور کلی برخورد با مساله امتحان و گذراندن روزهای امتحان برای عدهای از بچهها حالت بحرانی پیدا میکند و این بحران و اضطرابهای ناشی از آن در وضعیتهای گوناگون و از نگاهی به نگاه دیگر متفاوت است که گاه خود بچهها را درگیر میسازد و در مواقعی نیز خانوادهها در این وضعیت بحرانی و شرایط استرسزا درگیر میشوند. ● نقش خانوادهها در کاهش اضطراب امتحان خانواده باید در تمام ایام تحصیلی بلکه به ویژه در فصل امتحانات شرایط فیزیکی و عاطفی مناسبی را برای فرزندان فراهم آورد و فراموش نکند. فشار مضاعف، انگیزه و اعتماد به نفس بچهها را کاهش میدهد. والدین باید به توان یادگیری و میزان پیشرفت متناسب با توان بچهها اهمیت دهند. همچنین برنامه ساعت خواب و بیداری متناسب با کار و تلاش بچهها تنظیم شود و والدین استراحت و تفریح در حد لازم را برای فرزندان منع نکنند. ● تغذیه مناسب دانشآموزان تغذیه در این روزها اهمیت زیادی پیدا میکند. اغلب بچهها در فصل امتحانات نیاز به غذاهایی دارند که علاوه بر تقویت حافظه آنها، موجب آرامش اعصاب شده و از شدت اضطراب و استرس ناشی از امتحان بکاهد. مصرف ویتامینهای B و C در کاهش اضطراب بسیار موثر است. ویتامین C در اغلب میوهها و سبزیها به ویژه مرکبات به وفور وجود دارد. میوههایی مانند پرتقال، لیمو، گوجهفرنگی و... غنی از ویتامین C هستند. منابع ویتامین B سبوس برنج، سویا، جگر، لبنیات، بادام، بادامزمینی، عسل و... است. خانوادهها میتوانند برحسب توان مالی در فصل امتحانات بچهها از این خوراکیها برای آنها بیشتر تهیه کنند و در صورت امکان نداشتن، بعضی از آنها را به جای دیگر تنقلات برای بچهها تهیه کنند تا در زمان استراحت میل کنند، لذت ببرند و از اضطراب آنها کاسته شود. خانوادهها بهتر است در شبهای امتحان رفت و آمدها و میهمانیهای متعدد را برای تمرکز داشتن بیشتر دانشآموزان در امتحان روز بعد، محدود و میهمانیها و مسافرتها را به زمان دیگری موکول کنند. ● ۷ توصیه برای کاهش اضطراب امتحان اما دانشآموزان چگونه میتوانند اضطراب خود را کم کنند: ۱) توکل به خدا: به خدا توکل کنید. مطمئن باشید که با یاد خدا دلها آرامش میگیرد. ۲) روش مناسب برای مطالعه: برای مطالعه خود روش مناسبی را اختیار کنید و برای انجام مطالعه برنامهریزی داشته باشید. ۳) جلوگیری از انباشته شدن درسها: از انباشته کردن دروس اجتناب کنید و بدانید که نمیتوان یک روز مانده به امتحان بر همه مطالب درسی، تسلط کافی پیدا کرد چون وقت کافی برای انجام این کار را ندارید. ۴) آماده بودن و به موقع حاضر شدن در جلسه امتحان. ۵) نسبت به امتحان و آینده آن مثبتاندیش باشید. امتحان معیار ارزشیابی دانستهها و تواناییهای شما است. ۶) رعایت ترتیب در پاسخگویی به سوالات: در هر امتحان، ابتدا به سوالاتی پاسخ دهید که شما را دلگرم میکند یعنی به سراغ آسانترین سوالها بروید. ۷) مرور پاسخها: پیش از تحویل برگه امتحانی دست کم یک بار نوشتهها را کنترل کرده تا اگر نکاتی را در حین نوشتن فراموش کردهاید، کامل کنید. ● نقش اولیای مدرسه در کاهش اضطراب دانشآموزان ایجاد نکردن ترس و واهمه از امتحان در دانشآموزان و اطمینان خاطر به دانشآموزان در راستای طراحی سوالات از متن کتاب، گنجاندن سوالات دشوار در شمارههای آخر، اجتناب از ایجاد رقابت ناسالم در میان دانشآموزان میتواند از جمله کارهای تاثیرگذار اولیای مدرسه در راستای کاهش اضطراب بچهها باشد. همچنین اجرای امتحانات مستمر و خودآزمایی به منظور آشنا کردن دانشآموزان با سوالات و چگونگی امتحان، کاهش اعتبار نمره و ارزشگذاری به فعالیتهای علمی و تحقیقات هم بسیار موثر است. ● آموزشهای جبرانی انتظارات نابهجای معلمان و شناخت ناکافی آنان از تواناییها و استعدادهای دانشآموزان میتواند به فشار روانی منجر شود و در نتیجه اضطراب و استرس را بیشتر کند. سعی کنید شرایط به گونهای باشد که معلم مربوطه در جلسه آزمون حضور یابد. در غیر این صورت حتما با بیان جملاتی آرامبخش، به دانشآموزانتان روحیه بدهید. شرایط ذکر شده بالا هرچند در بهتر درس خواندن و داشتن شرایط خانوادگی مناسب در جلوگیری از اضطراب کمک میکند ولی باید دانست که فقط خواندن این مطالب کافی نیست بلکه باید به این مطالب عمل کرد. بیتا سرلک |
| روزنامه سلامت |
|
چگونه اضطراب خود را کاهش دهیم
|
برای اینكه بتوانید به خوبی تمركز كنید و مطالعه شما كیفیت مطلوبی داشته، باید اصولی را رعایت كنید. اولین اصل این است كه اضطراب نداشته باشید زیرا اضطراب باعث ایجاد مشكل در تمركز میشود. اما اضطراب چیست و از كجا سرچشمه میشود؟ اضطراب یك احساس آزار دهنده همراه با ترس است كه معمولاً وقتی فرد در شرایطی خاص قرار میگیرد كه برایش دارای ابهام باشد، بهوجود میآید. به عبارت دیگر فرد هنگامی دچار اضطراب میشود كه نسبت به موقعیتی كه با آن مواجه میشود، شناخت كافی نداشته باشد كه همین شناخت ناكافی بهدنبال خود احساس ترس را به وجود میآورد. اضطراب موجب تمركز نداشتن، تپش قلب، عرق كردن، اختلال حواس، خواب آلودگی، ضعف حافظه و خستگی میشود. وقتی كه فرد دچار اضطراب میشود، ترشح آدرنالین از غدد فوق كلیوی او افزایش مییابد، ترشح مداوم این هورمون باعث تحلیل رفتن توان فیزیكی بدن، ضعف یادگیری و كاهش قدرت حافظه میشود و در نهایت ممكن است باعث افسردگی در فرد میشود. شركت در هر آزمونی هم خواه ناخواه تاحدودی باعث ایجاد اضطراب میشود زیرا فرد در موقعیتی قرار میگیرد كه نتیجه آن تا حدودی مبهم است اما اگر به خوبی و با انگیزه درس بخوانید و اعتماد به نفس داشته باشید، تا حدود زیادی از اضطراب شما كاسته میشود. ● روشهای كاهش اضطراب ▪ اهداف خود را مشخص كنید: وقتی كه اهداف خود را مشخص میكنید به نحوی آنها را درونی میكنید و برای شما روشن میشوند. میتوانید اهداف خود را روی یك برگ بنویسید و به دیوار اتاق تان بچسبانید. ▪ به گذشتهها فكر نكنید: چون توقف در خاطرات گاهیاوقات شما را متوقف میسازد. ▪ در زمان حال زندگی كنید: زمان حال مثل سفرهای خوش آب و رنگ است. فرصتی استثنایی است كه در اختیار شماست. پس حال را دریابید و یك لحظه از این فرصت خوب غفلت نكنید. ▪ برای رسیدن به اهدافتان برنامهریزی كنید: اهداف شما میتواند، اهداف روزانه، اهداف هفتگی و اهداف ماهیانه باشد. برای رسیدن به این اهداف برنامهریزی كنید و اگر توانستید به آنها دست بیابید، خود را تشویق كنید. این كار باعث میشود كه اعتماد به نفس شما افزایش پیدا كند و به مرور از اضطرابتان كاسته خواهد شد. ▪ رویاهای خود را فراموش نكنید: آنها روی دیگری از سكه واقعیت هستند. آدمی به رویا زنده است. وقتی شما رویایی داشته باشید معنی آن این است كه حتماً راهی هم برای رسیدن به آن وجود دارد . ▪ فراموش نكنید كه خواستن، توانستن است: شما هم میتوانید، فقط خود را باور كنید. ▪ بر داشتههایتان تكیه كنید و دائماً سعی كنید آنها را افزایش دهید. ▪ مشكلات خود را با دوستانتان در میان بگذارید و در حل مسائل با دیگران اشتراك مساعی كنید. ▪ به موفقیتهای خود فكر كنید: شادیهای زندگیتان را به یاد آورید. این كار باعث آرامش شما میشود و به شما یادآوری میكند كه موفقیت دور از دسترس نیست. شما بارها و بارها آن را تجربه كردهاید. ▪ نسبت به وظیفهای كه دارید، احساس تعهد كنید و از كاری كه انجام میدهید، لذت ببرید. ▪ برای استراحت خود زمان كافی در نظر بگیرید. ▪ خود را با دیگران مقایسه نكنید و به تواناییهای خود ایمان داشته باشید. ▪ خود را از محیط استرسزا دور كنید. ▪ میز مطالعه خود را به گونهای در اتاقتان قرار دهید كه بر در ورودی تسلط داشته باشید: وقتی در ورودی اتاق را نمیبینید هر لحظه احساس میكنید كه كسی وارد اتاق شده است كه این امر باعث تمركز نداشتن و ایجاد اضطراب میشود. ▪ برای خودتان ارزش قائل شوید و نظام ارزشهایتان را به رسمیت بشناسید. ▪ تلاش خود را انجام دهید و موفقیت را در درجه دوم اهمیت قرار دهید. ▪ تستزدن و مطالعه سوالهای كنكورهای سالهای قبل میتواند برای غلبه بر اضطراب مفید باشد. ▪ كتاب درسی را به چند بخش تقسیم كنید و با برنامهریزی زمانبندی شده پیش بروید: در این حالت احساس كمبود زمان نمیكنید و از اضطراب شما كاسته میشود. ▪ با دست، روی دست گذاشتن، اضطراب از بین نمیرود: برای دور كردن اضطراب امتحان از خود باید تلاش كنید و منابع درسی را به دقت مطالعه كنید و بر آنها تسلط پیدا كنید. ▪ روزی ۱۰ دقیقه ورزش كنید. سعی كنید با حركتهای كششی بدن خود را در وضعیت تناسب و تعادل قرار دهید. ▪ سبزیها، میوهها و غذاهای سرشار از ویتامین C مصرف كنید ▪ خدا هست و جز او نیست: دل به عظمت پروردگار بسپارید. همه چیز در كائنات به نفع شما پیش خواهد رفت. مطمئن باشید. |
| روزبه زعفرانی |
| روزنامه سلامت |
|
چگونه بر اضطراب ناشی از امتحان فائق آئیم؟
|
هنگامی که نگرانی فرد نسبت به موضوع و مساله ای شدت می یابد و احساس می کند توان مواجهه با حل مشکل را نداشته دچار اضطراب می شود و این اضطراب در فرد رفتارهای ناخوشایند مانند بی قراری، نا آرامی و عصبانیت بروز می دهد و این رفتار می تواند منتهی به کم خوابی یا بی خوابی گردد که خود این مساله نیز مجدداً باعث افزایش اضطراب و نا آرامی می گردد. یکی از رفتارهایی که در بین دانش آموزان بصورت اضطراب مشاهده می گردد نگرانی های مربوط به امتحان است. این گونه استرس ها دلایل و مکانیزم های خاص دارو که با شناخت علت ها و عوامل می توان روش مقابله با آن را شناسایی نموده و آنها را یا به طور کلی از بین برد و یا به حداقل ممکن رساند. نکات مهمی که در این رابطه می توان عنوان نمود مطابق موارد زیر است: - اعتماد به نفس او را بالا برده و استعداد و توانایی هایش را بازگو نماییم و به او اطمینان بدهیم که تو می توانی در کارهای خود موفق باشی. - در حد توانایی های دانش آموز از او انتظار داشته و توقع بیش از اندزه از وی نداشته و تفاوت های فردی را در نظر بگیریم. - به عنوان اندرز و نصیحت به او برج مثبت بدهم و از ایجاد افکار منفی و اضطراب آور اجتناب نماییم. - از برخی کشیدن رقیبان علمی دانش آموز و سرکوفت زدن خودداری نموده و رقابت را صرفاً برای تلاش بیشتر در او القا نماییم. - محیط خانه را برای درس خواندن مهیا سازیم و اجازه بدهیم او در آرامش به درس خواندن خود بپردازد. ازابتدای سال مطالعه و مرور درس ها را در برنامه روزانه خود قرار دهند. - در شب امتحان ضروری بر مطالب نماید و با کد گذاری، مطالب درس را در ذهن خود جا بیندازد. - در شبهای امتحان، از خوردن غذاها و نوشیدنی های سنگین پرهیز کند و به موقع بخوابد. - از گوش دادن به سرتیمی های تند و محرک پرهیز کنند و اگر علاقه به موسیقی دارد، از موسیقی ملایم استفاده می شود. - هنگام صبح کمی نرمش و حرکات یوگا انجام داده که به فرد نشاط و شادی و سرحالی کافی القا می نماید. - حتماً صبحانه را به طور کامل میل نموده و حتی المقدور از مواد غذایی شیرین و تندی مانند عسل، گردو و تخم مرغ و فرآورده های غذایی که ویتامین B دارند در صبحانه خود بگنجانند که برای کاهش اضطراب بسیار مفید است. - بعد عضوی در زندان را تقویت کنید. توکل و اعتماد به خدای بزرگ و در صورتی که علاقمند باشد خواند آیاتی از قرآن یا ادعیه توجیه می شود. - برنامه صبحگاهی او را طوری برنامه ریزی نماییم که حداقل نیم ساعت زودتر در جلسه امتحان حضور یافته تا با محیط انس بگیرد و از اضطراب خود بکاهد. زیرا دیر رسیدن به جلسه امتحان خود باعث تنش روحی و اضطراب مضاعف می گردد. - قبل از شروع امتحان چند نفس عمیق کشیده تا کاملاً از نظر روحی به آرامش خاطر رسیده و با بسم ا... و توکل برخدا امتحان خود را شروع نماید. بالاخره باید این را بدانیم که درس خواندن صرفاً در نمره خلاصه نمی شود و بخاطر دریافت نمرات عالی او را تحت فشار قرار نداده و اضطراب او را زیاد نکنیم. زیرا سلامت روح و روان دانش آموز به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و نخواهیم فردی تحصیلکرده با روحی متزلزل به جامعه تحویل بدهیم و بدانیم که سعادت فرزندگان منحصر به درس خواندن نیست. |
|
چگونه می توان بر اضطراب و نگرانی غالب آمد؟
|
برای این منظور شاید قدم اول برای حل این مشکل آنالیز کردن این مسئله باشد و دریابی ریشه مشکل و سپس نحوه پاسخگویی به آن. دکتر ریچار استاک میگوید انسانیت ما بستگی دارد به توانائی ما در فکر کردن و گفتگو کردن با یکدیگر به طرق مختلف. فکر کردن عاملی است که میتواند مارا در مشکلات رهنمون گردد و پاسخ های ممکن را به ما معرفی دارد. ما میتوانیم افکارگیج کننده خود را عینیت بیشتری ببخشیم و آنها را لیست کنیم تا بتوانیم آنها را سبک و سنگین کنیم و بدین ترتیب با لیست کردن آن میتوان نقاط مثبت و منفی آنرا در نظر گرفت و در انتها تصمیم گیری بهتری نمود. شما همچنین می توانید با تکیه با بر روشهای پنجگانه ردیابی با مشکلات و بخش هایی که شما را نگران و یا کلافه می کنند روبرو گردید و در رابطه با آنها تصمیم گیری کنید. مراحل پنجگانه ردیابی از این قبیل می باشند ▪ابتدا، از خود بپرسید سبب اضطراب و نگرانی من چیست؟ ▪دوم، به سبب این مشکل کدام بخش از وجود من جریحه دار یا ناراحت می باشد (بعبارتی دیگر چه عاملی یا افکاری است که باعث می شود شما نا آرام گردید و شبها نتوانید براحتی بخوابید، شاید این موضوع ترس از موضوعی خاص می باشد. سعس کنید هر چه که هست با آن روبرو شوید)؟ ▪سوم، بهترین کلمه برای توصیف این نگرانی و یا ناراحتی چیست؟ توصیف نگرانی و یا اضطراب شما مهم می باشد چرا که می توانید بتوسط آن راه مواجهه با آن را بیابید. ▪چهارم، هر گاه در این وضعیت قرار می گیرید از خود بپرسید در این اواخر چه اتفاقی باعث بروز این احساس در وجود من شد؟ ▪پنجم، در دفعه بعد چه کاری می توانم بکنم که متوقف کننده این وضعیت گردد؟ واقعیت دیگری که باید بخاطر داشت و آنرا فراموش نکرد ارزشمندی خود می باشد که گاها در اثر مشکلات و مسائل عدیده در زندگی افراد این مسئله باعث می گردد که افراد خود را هیچ و یا بی ارزش قلمداد کنند. از آنجا که این موضوع بر امنیت و اهمیت تاثیر منفی بسزای دارد میبایست سعی نمود تا همیشه ارزش خود را باور کرد علیرغم تمامی شکست ها و مشکلات. این موضوع عاملی است که که خانم گلوریا اسیتیم در کتاب خود از آن بعنوان محور مرکزی یاد می کند. موضوعی که روانشناسان نیز از ان بعنوان موضوعی مهم یاد می کنند که درتمام دنیا مصداق دارد. یعنی دوست داشتن و پذیرفته شدن از جانب خود. اهمیت و ارزشمندی به این معنی است که برای زندگی خود هدف و مفهومی داشته باشم. بعبارت دیگر خود را سزاوار و شایسته آنچه که هستیم بدانم. این موقعیتی است که به ما اجازه می دهد تا در آن اعتماد بنفس را در خود بوجود می اوریم اما مشکل از جایی شروع میشود که ما با پیش فرض های غلط خود عملکردی را پیش می گیریم که تصور می کنیم می تواند به نیاز امنیت و پذیرفته شدن ما (اهمیت) پاسخگو باشد. پیش فرضها یی که غالبا در دوران کودکی ما آنها را می آموزیم. انسان چنانچه پذیرفته شدن و عشق بدون شرط را در دروان کودکی تجربه نکرده باشد. بعدها بدنبال آن در جایهای دیگر میگردد. یکی دیگر از موضوعاتی که باعث می گردد پیش فرضها غلط در ذهن ما جای گیرند. نگرش منفی و برخورد تحقیر آمیز در دوران خردسالی می باشد که امنیت فرد را در بزرگسالی به خطر می اندازند. بطور قطع نگرش منفی و برخورد تحقیر آمیز تنها کلام نیست بلکه نحوه و بیان حالت آن است که می تواند تاثیر بسزایی بگذارد. هر یک از ما بشکل خالقمان خدا خلق شده ایم بهمراه نیازهایی که در عمق وجود ما ریشه دارند. نیازهایی چون عشق و محبت، حس ارزشمندی و پذیرفته شدن، حس تعلق و وابستگی. در تمامی اینها تنها خداست که ما را خوب می شناسد و هیچ انتظاری در برابر آنها از ما ندارد. چون رابطه او با ما یک رابطه پدارانه ای است که بر پایه عشق ومحبت برقرار می باشد. محبتی دوطرفه و بدون قید وشرط. دراین محبت است که ما می توانیم رشد کرده و بدون ترس از رد شدن از حضور او با او همراه شویم. این واقعیتی است که عیسی مسیح بعنوان طبیب روح و جان در انجیل (خبر خوش) به همه آنانی که بدنبال این نوع رابطه هستنمد اعلام می دارد. بعبارت دیگر باید گفت در پاسخ به این سئوال که چگونه می توان بر مشکلات خود فایق آمد و در سطح متعارف زندگی قدم زد. باید گفت، شروع رابطه ای با خالقمان خدا که حاضر شد نه تنها به نیاز های ما پاسخ دهد بلکه حتی به میان مخلوقات خود به زمین آمده و با ایشان همراه شد همانطور کلام خدا در انجیل اینطور می گوید، او (عیسی مسیح) به جهان آمد تا جانش را فدا کند و ما را پاک ساخته، گذشته گناه آلود ما را محو نماید. کتاب عبرانیان فصل اول آیه سوم اما پس از شروع این رابطه و درک واقعیت در رابطه با خودمان و خالقمان خدا بعنوان شخصیت پدر و نه ارباب می توانیم حال طرز تفکر خود را نسبت به خود و اطرافیان تغییر دهیم. در حقیقت آنطور که ما فکر می کنیم همانطور عمل می کنیم بهمین دلیل لازم است تا خود و ارزش خود را آنطور که هسیتم بشناسیم. برای تغییر افکار خود شما نیاز دارید تا با جانشین ساختن حقیقت بجای پیش فرضها اعتماد بنفس را بدست آورید و در سطح متعارف زندگی قدم بزنید. حقیقتی که براساس رابطه شخصی و دوطرفه ما با خدا است نه یک مذهب و یا باور محض و نه حتی پذیرش یکسرس اطلاعات مذهبی بلکه زندگی با خدای زنده که عاشق شماست و برای شما از آسمان به زمین آمد تا شما نجات بخشد و به جایی راهبری کند که برای شما تدارک دیده شده است شاید شما از گذشته رنج می برید و یا به حال خود متاسف و پشیمان هستید وتصور می کنید که برای شما هیچ راهی وجود ندارد. شاید فکر می کنید تمامی اینها کلمات زیبایی هستند که به زندگی شما مربوط نمی شوند اگر اینطور است بیایید برای یک بار هم که شده با این خدا که در عیسی مسیح به جهان ظاهر شده و حاضر است تا با شما روبرو شود درد و دل کنید واز او کمک بگیرید. اجازه دهید تا سلامتی، آرمش و آرامی او خلاهای زندگی شما را پر کند همانطور که بریا شخص من سالها پیش انجام داد و اینک نیز هر روزه با من است . ما میتوانیم سردرگمی را بطرق مختلف کاهش دهیم اما نمیتوانیم مدعی شویم که همه چیز را میدانیم وبر همه چیز غالب هستیم و این بخشی از حقیقت زندگی است. دوست عزیز احمد امیدوارم که این پاسخ بتواند به شما کمک نماید در حل مشکل شما ولی چنانچه تصور می کنید احتیاج به کمک بیشتری دارید میتوانید به متخصص مراجعه نماید. |
| گرد آوری از دانیال خرسند |
● برای این كار میتوانیم ابتدا با پاسخ به دو سوال زیر شروع كنیم:
۱) اگر، چه اتفاقی میافتاد حال من بهتر میشد؟ یا اگر، چه كاری انجام دهم حال من بهتر میشود؟
۲) اگر، چه اتفاقی نیافتاده بود،حال من بهتر بود؟ یا اگر، چه كاری انجام نداده بودم، حال من بهتر بود؟
با پیدا كردن پاسخ این سوالها، معمولا سرنخ نگرانی را پیدا میكنیم و همین پیدا شدن منشاء و دلیل نگرانی، به مقدار زیادی موجب كاهش اضطراب میشود، ضمن اینكه راه حلهایی را نیز برای برطرف كردن آن به ما نشان میدهد.
نكته دیگر این است كه، بسیاری از اوقات، واكنش ما نسبت به مسائل نگران كننده به طور نامتناسبی شدیدتر از آنچه باید باشد است و این، خود به بزرگتر جلوه داده شدن مسئله ما منجر میشود، در این مواقع میتوانیم این سوال را از خود بپرسیم:
● بدترین حالتی كه ممكن است در رابطه با این مسئله پیش بیاید چیست؟
در بسیاری از موارد خواهیم دید كه حتی بدترین امكان در ارتباط با مسئله ما آنقدرها هم بد و غیرقابل جبران نیست كه اینقدر ما را مضطرب كند. این راهها را امتحان كنید، اما فراموش نكنید كه اضطراب طیف وسیعی دارد و برای كنترل انواعی از آن حتما باید با روانپزشك و روانشناس مشورت كرد و درمانهای تخصصی دریافت كرد
|
چند راهکار برای کاهش اضطراب
|
۲- در خلوت خود موقعیت های اضطراب آور را تصور كنید و در كلام و رفتار خود به دنبال پاسخ های مناسب بگردید. به عبارتی از خود بپرسید كه چه كار می كردم بهتر بود ؟ و چه می گفتم ، بهتر بود ؟ « پس از یافتن پاسخ مناسب ، تمرین كنید » بر آن پاسخ كلامی یا رفتاری مسلط شوید تا بتوانید در موقعیت های مشابه آینده از آن استفاده كنید . ۳- به خاطر داشته باشید كلماتی را كه بار اضطرابی دارند ، مثل « هیچ وقت ، همیشه ، هرگز ، زود ، سریع ، باید ، حتماً و ... ) از گنجینه لغات خود حذف كنید و جای آن را با كلمات متعادل و آرام بخشی مثل بعضی اوقات ، با حوصله ، آرام ، بهتر است و .. » جایگزین كنید . ۴- در هنگام صحبت ، از عجله كردن و اجبار در ارائه پاسخ سریع و واكنش شتابزده بپرهیزید ، ( برای پاسخ دادن هیچوقت دیر نیست ) – اول دانش و اطلاعات مربوط به موضوع را در ذهن خود حاضر كنید تا بر موضوع متمركز شوید ، سپس از گنجینه لغات ذهنی خود سنجیده ترین پاسخ ها را برگزینید . با مطالعه و خلق آثار هنری ، گنجینه لغات خود را گسترش دهید و به تخلیه عاطفی بپردازید . ۵- سعی كنید با افراد آرام و خونسرد معاشرت كنید و نكات ظریف رفتاری سازگار با خود را از آنها یاد بگیرید . ۶- موقعیت هایی راكه در آن با مشكل اضطرابی كمی روبه رو بوده اید و یا اصلاً مشكل نداشته اید ، به خاطر آورید و ضمن مرور آنها خود را تشویق نمایید تا احساس موفقیت را در خود زنده و تقویت كنید . |