مجله پزشکی : اضطراب
|
اختلالهای اضطرابی ـ بخش ۲
|
در این بخش به اضطراب، بیماریهای جسمانی ، سوء مصرف مواد و داروها؛ درمان اختلالات اضطرابی؛ عوامل خطرپذیری، نقشبیماریهای جسمانی و سوء مصرف مواد و داروها و عوامل حفاظتی در برابر اضطراب پرداخته خواهد شد و در پایان روشهای درمان اختلالات اضظرابی توضیح داده میشود. دربخشهای بعدی این مقاله به موضوع پیشگیری و پیشگیری در ایران پرداخته میشود. اختلالات و بیماریهای روانی رنج و لطمات بسیار زیادی را بر افراد جامعه بار میکنند. سیاستگذاری در جهت پیشگیری و درمان هر یک از آنها در رویکردی اخلاقگرایانه و معطوف به جایگاه شخصیت انسانها در فرهنگ اسلامی، از مسوولیتهای انکارناپذیر دولت و اعضای یک جامعهی اسلامی محسوب میشود، از سوی دیگر در یک رویکرد حاکمیتی و معطوف به مصالح جامعهی اسلامی از آنجایی که سیاستگذاری در حوزههای مختلف اجتماعی و فرهنگی وابستگی زیادی به سیاستها و نظریههای حوزه بهداشت روان و همچنین سیاستهای درمانی در این زمینه دارد، میتوان گفت رابطهای بسیار نزدیک میان هدایت و راهبری فرهنگی جامعه و سیاستهای بهداشتی، پیشگیرانه و یا درمانی در حوزهی سلامت روان وجود دارد. در واقع بسیاری از ارزشها و هنجارهای اخلاقی و اسلامی جامعهی ما به دنبال اختلالات و بیماریهای روانی، آسیب دیده و غفلت از این آسیبها نیز خود به مانعی بزرگ در مسیر حفظ میراث ارزشی جامعه تبدیل شده است. از سوی دیگر آسیبهای روانی علاوه بر هزینههای اجتماعی، هزینهها و خسارتهای بزرگ اقتصادیای برای نظام به دنبال خواهد داشت و پرداختن به آنها در یک رویکرد معطوف به منافع ملی نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. سرویس مسائل راهبردی ایران به مثابه مسوولیتی اخلاقی، معطوف به منافع ملی و همچنین موضوعی در پیوند با مساله مهندسی فرهنگی، پرداختن به سیاستهای سلامت و بهداشت روان را در دستور کار خود قرار داده است. ● عوامل خطرپذیری در برابر اضطراب مدل استرس ـ آمادگی بهعنوان الگوی کلی در آسیبشناسی اختلالهای روانی پذیرفته شده است. طبق این مدل فردی که آمادگی ابتلا به اختلالهای اضطرابی را داشته باشد، در صورت روبه رو شدن با موقعیتهای استرسزا یا آسیبزننده علائم اضطراب را بروز خواهد داد. علت اصلی اختلالهای اضطرابی هنوز مشخص نشده است. عوامل چندگانه مثل آسیبپذیری زیستی، ژنتیکی و روانشناختی و عوامل محیطی مختلف در این رابطه مطرح شده است، اما به روشنی نمیتوان سهم آنها و نحوهی تاثیرهریک را مشخص کرد. اغلب عوامل آسیب پذیری پوشیده و پنهاناند و درصورتی که عوامل برانگیزاننده وجود داشته باشند، فعال میشوند. اینکه چگونه بتوانیم در غیاب عوامل فعال کنندهی واقعی افراد مستعد را انتخاب کنیم، بسیار مشکل است. علاوه بر این، مشکلی که در رابطه با مدل استرس ـ آمادگی در خصوص اختلالهای روانی و به ویژه اضطراب وجود دارد، این است که تعریف دقیق استرس و جدا کردن آن از سختیها و دردسرهای زندگی مشکل است. ادراک وقایع و استرسها گاهی مهمتر از خود وقایع هستند. در نهایت این عوامل، تعاملهای پیچیدهای با یکدیگر دارند و تمیز تاثیر آنها اگر غیرممکن نباشد، بسیار سخت خواهد بود. در ادامه تعدادی از عوامل خطرپذیری برای ابتلا به اختلالهای اضطرابی که تاکنون شناخته شدهاند، میآید. ۱) خلقوخو یا سرشت در بین عوامل سرشتی، بازداری رفتاری بهعنوان عاملی برای بالا بردن خطر ابتلا به اضطراب پاتولوژیک شناخته شده است. بازداری رفتاری با بیقراری در نوزادی، ترس در نوپایی و شرم و احتیاط در کودکی و گوشهگیری و انزوا در نوجوانی مشخص میشود. ارتباط بازداری رفتاری بهویژه با اختلال اضطراب اجتماعی و اضطراب جدایی مطالعه شده است. ۲) آسیبپذیری شناختی افرادی که احتمال خطر را بالا ارزیابی میکنند و ادراکشان از توانایی مقابله با آن پایین است، بیشتر درمعرض تجربهی اضطراب هستند. این عامل به ویژه در اضطراب فراگیر مشاهده میشود. چنین افرادی میزان خطر را بسیار بالا و توان مقابلهی خود را بسیار پایین ارزیابی میکنند. ۳) سبک دلبستگی سبک دلبستگی افراد به مادر یا مراقب متفاوت است. افرادی که سبک دلبستگی آنها مقاوم ـ اضطرابی است، یعنی به هنگام دوری از مادر/مراقب مضطرب و بیقرار میشوند و در حضور مراقب بیتابند و یا از مراقب اجتناب میکنند، در بزرگسالی بیشتر احتمال دارد که اضطراب را تجربه کنند. ۴) اضطراب والدین و سبک فرزندپروری آنها پژوهشها نشان داده است که نقش ژنتیک در اختلالهای اضطرابی ۳۰ تا ۴۰ درصد است. بنابراین احتمال ابتلای کودکانی که والدین آنها مضطرب هستند، به اختلالهای اضطرابی بیشتر از والدین غیر مضطرب است. اما عاملی که شاید اهمیت بیشتری دارد، سبک فرزند پروری والدین است. پژوهشها نشان داده است که والدین کودکان مضطرب به احتمال بیشتری رفتار اجتنابی کودک را تقویت میکنند. چنین والدینی که به احتمال بیشتر خود نیز مضطرب هستند، کنترل افراطی یا حمایت بیش از حد را در تربیت فرزندان خود به کار میبرند. برای مثال اغلب افراد مبتلا به وسواس، والدین کنترل کنندهای داشتهاند یا افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی کمتر در جریان تربیت خود توسط والدین، مهارتهای اجتماعی یا اجتماعی شدن را فرا گرفتهاند. ۵) تاثیر همسالان همسالان در جریان تحول کودکان و نوجوانان به عنوان عامل کنترلکننده تلقی میشوند. مهارتهایی مثل جراتمندی، کفایت و سازگاری اجتماعی در جریان تعامل با همسالان تکمیل میشوند. دوستی کردن و تعامل با همسالان مضطرب چنین رفتارهایی را در کودکان تقویت میکند. تجربهی طرد یا تهدید توسط همسالان احتمال اضطراب اجتماعی را در کودک افزایش میدهد. ۶) وقایع استرس آمیز و آسیبزا در زندگی اغلب افراد مبتلا به اختلالهای اضطرابی تجارب منفی را در گذشتهی خود به یاد میآورند که با موضوع ترس و اضطراب آنها رابطه دارد. این موضوع به ویژه در فوبیاها واسترس پس آسیبی بسیار مشهود است. تجربهی حوادث ناگوار یا مشاهدهی چنین صحنههایی به عنوان علتهای اصلی برخی اختلالهای اضطرابی در نظر گرفته میشوند. ۷) جنسیت احتمال ابتلای زنها به اختلالهای اضطرابی بیشتر از مردان است. علل مختلفی برای تفاوت جنسیتی در ابتلا به اختلالهای اضطرابی عنوان شده است که به برخی از آنها در قسمت اختلالهای اضطرابی در زنان اشاره خواهد شد. جز وسواس و اضطراب اجتماعی در سایر اختلالهای اضطرابی شیوع در زنها دو برابر مردان است. ۸) انتقالهای زندگی طلاق، تغییر شغل، ورود به دانشگاه و ... به عنوان عوامل استرسزا میتوانند در بروز اختلالهای اضطرابی سهم داشته باشند. طلاق و سایر آسیبهای زندگی، هم چنین تجربه تغییرات فاحش در زندگی عامل خطری برای فعال شدن آمادگیهای قبلی برای اضطراب هستند. ● اضطراب ، بیماریهای جسمانی ، سوء مصرف مواد و داروها گاهی اضطراب ناشی از علل پزشکی و یا به علت سوء مصرف مواد یا داروهاست. اهمیت این مساله از این جهت است که در چنین شرایطی باید در وهلهی اول به جای رفع اضطراب(از طریق راهکارهای روانشناختی) به مساله پزشکی و علت جسمانی یا مسمومیت دارویی یا ترک مواد پرداخته شود. از این رو متخصصین بهداشت روانی و عموم مردم باید با عواملی از این دست که در سلامتی و اضطراب آنها نقش دارد، آشنا باشند. بیماریهای جسمانی گاهی با اضطراب همراه هستند. اغلب این علائم شبیه اختلال هراس، اضطراب فراگیر، یا وسواسها و اجبارها دیده میشوند. برای نمونه پرکاری تیروئید و کمبود ویتامین B۱۲ منجر به علائم اضطراب میشوند. سندرمها و برخی بیماریها مانند بیماریهای مربوط به سیستم ایمنی بدن نیز منجر به تجربهی علائم اضطراب میشوند، در چنین شرایطی بایدعامل اصلی شناخته شده و درمان شود. یک راه برای تشخیص علتهای جسمانی مستقیم سن بروزعلائم است. اختلالات اضطرابی قبل از ۳۵ سالگی شروع میشوند. توجه به تاریخچهی اختلال در تشخیص افتراقی اختلالهای اضطرابی اهمیت بسیاری دارد. برخی از داروهایی که برای درمان مصرف میشوند، عارضهی اضطراب، تحریک پذیری و بیقراری را به همراه دارند. علاوه بر این مصرف آمفتامینها و کوکائین، ترک الکل و نیکوتین علائم اضطراب را به همراه خواهد داشت. مواد توهم زا مثل LSD و MDMA یا اکستازی منجر به سندرم اضطرابی حاد میشود که ضرورت مداخلهی پزشکی را ایجاب میکند. در چنین مواردی علائم اضطراب باید در جریان مصرف مواد و یا یک ماه پس از مصرف ظاهر شود، در غیر این صورت باید به دنبال علل دیگر بود. اما آنچه در خصوص تاثیر مواد بر علائم اضطراب اهمیت دارد، نقش کافئین در بروز اضطراب است. مصرف چای و قهوه در اغلب نقاط دنیا بسیار معمول است و ممکن است عوارض ناشی از آن کمتر مورد توجه قرار گیرد. جز چای و قهوه، بسیاری از محصولات روزانه ما مثل شکلاتها و نوشابهها حاوی کافئین هستند و لازم است به این مساله توجه شود. در صورتی که میزان کافئین به ۲۵۰ میلیگرم برسد، احتمال مسمومیت با کافئین وجود دارد که علائمی شبیه اضطراب، بیقراری، تحریک پذیری، دلپیچه و ... در فرد ایجاد میکند که گاهی ممکن است علت آن توسط فرد تشخیص داده نشود. کاربرد این موضوع ساده در زندگی روزمره میتواند بسیار موثر باشد. چرا که میتوان در شرایط استرسزا یا موقعیتهای اضطراب برانگیز مصرف چای و کافئین خود را کمتر کرد، یا میتوان به افراد مضطرب و تحریک پذیر توصیه کرد برای کسب آرامش، از نوشیدنیها و یا شیوههای مناسب دیگری مانند آرامسازی، تنفس عمیق و مدیتیشن استفاده کنند. ● عوامل حفاظتی در برابر اضطراب همه به نوعی تجربههای استرسزا را در زندگی خود تجربه میکنند. گاهی حوادث آسیبزا برای تمام افراد یا گروهها اتفاق میافتد، اما فقط تعدادی علائم اضطراب و ناراحتی شدید را تجربه میکنند. چه عامل یا عواملی باعث میشود تا برخی حتی در مقابل سختترین رویدادهای زندگی مقاوم باشند؟ متاسفانه پژوهشهای اندکی در این زمینه صورت گرفته است. تعدادی از این عوامل در ادامه میآید. حمایتهای اجتماعی، سبکهای مقابلهای کارآمد، کنترل، نظم بخشی هیجانی و یادگیری از جمله عوامل حفاظتی هستند. افرادی که دارای شبکهی اجتماعی گسترده و حمایتگری هستند، در مواجهه با حوادث آسیبزا و استرسهای زندگی کمتر صدمه میبینند. پژوهشها نشان دادهاند کسانی که هنگام روبهرو شدن با مشکلات و اتفاقات ناگوار دسترسی بیشتری به حمایتهای اجتماعی در مقایسه با افرادی که تنها و منزوی هستند، دارند؛ کمتر به مشکلات هیجانی واکنش میدهند. این مساله به ویژه در حوادث آسیبزای فراگیر مثل بلایای طبیعی یا جنگ دیده میشود. افراد دارای حمایت اجتماعی بالا کمتر به اختلال استرس پس آسیبی (PTSD) مبتلا میشوند. سبکهای مقابلهای سازگارانه برای روبه رو شدن با مشکلات و استرسهای زندگی جزء بسیار مهمی محسوب میشوند. کسانی که از سبکهای مقابلهای کارآمد در زندگی خود استفاده می کنند، کنترل بیشتری بر اتفاقات زندگی خود دارند، همچنین توانایی نظم بخشی به هیجانهای مثبت و منفی خود را دارند و کمتر اضطرابهای پاتولوژیک را تجربه میکنند. نظمبخشی هیجانی مجموعهای از فرایندهاست که باعث تقویت، تقلیل یا تداوم واکنشهای هیجانی میشوند. برای مثال کسانی که از مهارتهای حل مساله و تصمیمگیری صحیح برخوردارند، به جای تجربه هیجانهای ناخوشایندی مثل غم و نگرانی یا عصبانیت، هیجانهای منفی خود را مدیریت میکنند و تلاش میکنند تا احساس خودکارآمدی خود را افزایش دهند. علاوه بر این، تجربههای یادگیری خوشایند به ویژه در اوایل زندگی و نوع فرزند پروری والدین میتواند تاثیر مثبتی بر روند اختلالات هیجانی بگذارد. پژوهشها نشان داده است افرادی که به جای اجتناب از موقعیتها و رویدادها، مواجهه و برخورد با آنها را پیشهی خود میسازند، در آینده هیجانهایی مثل ترس و اضطراب را کمتر تجربه میکنند. به عبارت دیگر ایمنسازی در مقابل استرسهای زندگی منجر به بالا رفتن توان فرد در برخوردهای آتی با هیجانهای منفی میشود. از این رو به نظر میرسد پدر و مادر به عنوان عاملین موثر در جریان تحول کودکان، نقش موثری در مدیریت هیجانهای منفی داشته باشند. با این وجود همانگونه که درابتدای مبحث عنوان شد پژوهش در مورد عوامل حفاظتی در مقابل اختلالهای هیجانی مثل اضطراب در ابتدای راه است و امید میرود پژوهشهای آینده به شناخت بیشتر از این عوامل منتهی گردد. شناخت این عوامل در ارائهی خدمات پیشگیرانه و مداخلات درمانی بسیار کمک کننده خواهد بود. ● درمان اختلالهای اضطراب به طورکلی، اختلالهای اضطرابی با دارودرمانی و رواندرمانیهای اختصاصی یا توسط هر دو درمان میشوند. انتخاب درمان وابسته به مشکل و ترجیح افراد است. در صورتیکه مشکل اضطرابی وجود داشته باشد، بایستی ارزیابی دقیق صورت بگیرد تا مشخص شود که آیا مشکل مربوط به مشکلات طبی عمومی است و یا اختلال اضطرابی وجود دارد. زمانی که وجود اختلال اضطرابی مشخص شد، امکان وجود یک اختلال اضطرابی یا ترکیبی از آنها وجود دارد. اختلالهای همبود مثل افسردگی و سوء مصرف مواد نیز با اختلالهای اضطرابی همراه میشوند. گاهی الکلیسم، افسردگی و سایر شرایط موجود به قدری تاثیر منفی بر فرد میگذارند که لازم میشود قبل از درمان اختلالهای اضطرابی و یا همراه آن، آن شرایط را کنترل کرد. ● دارو درمانی داروها باعث میشوند تا اختلال تحت کنترل درآمده و فرد آمادهی رواندرمانی شود. داروها توسط پزشک و اغلب توسط روانپزشک تجویز میشوند. روانپزشک میتواند خدمات رواندرمانی را نیز ارائه دهد و یا همراه روانشناس، مددکار اجتماعی و یا مشاور به ارائه این خدمات بپردازد. داروهای اصلی که برای اختلالهای اضطرابی تجویز میشوند عبارتند از: ضد افسردگیها و ضد اضطرابها، همچنین بتابلوکرها که برای کنترل برخی از علائم جسمانی به کار میروند. ▪ داروهای ضد افسردگی این داروها برای درمان افسردگی ساخته شدهاند، اما برای درمان اضطراب نیز موثرند. مدت زمان لازم برای ظاهر شدن آثار این داروها ۴ تا ۶ هفته است، اما معمولا اثر آنها زودتر ظاهر میشود. علاوه بر این لازم است تا این داروها به مدت کافی مصرف شوند تا ازعود بیماری جلوگیری شود. قابل توجه است که داروهای ضد افسردگی در افرادی که سابقه فردی یا خانوادگی افسردگی دو قطبی یعنی افسردگی همراه با بی قراری،عصبانیت زیاد، پرحرفی، کاهش نیاز به خواب وافکار شلوغ دارند، ممکن است سبب تشدید بیماری شود. این افراد نیاز به داروهای دیگری طبق تشخیص روانپزشک خواهند داشت. ۱) SSRI ها از جمله داروهای جدید ضد افسردگی هستند و بازدارندههای اختصاصی جذب مجدد سروتونین ( SSRI) نامیده میشوند. این داروها سطح انتقال دهندهی عصبی سروتونین را در مغز تغییر میدهند. فلوکستین، سرترالین، اس سیتالوپرام، پاروکستین و سیتالوپرام جزو SSRI ها هستند و معمولا برای اختلال هراس، وسواسی- اجباری (OCD)، استرس پسآسیبی(PTSD) و اضطراب اجتماعی تجویز میشوند. همچنین SSRI ها را در صورت همبودی اختلالهای اضطرابی یا افسردگی تجویز میکنند. "ونلافکسین" داروی دیگر است که مشابه SSRI هاست و برای درمان اختلال اضطراب فراگیر (GAD) مورد استفاده قرار میگیرد. داروها اغلب با دوز پایین تجویز شده و به تدریج تا رسیدن به حد مناسب درمانی افزایش مییابند. SSRI ها اثرات جانبی کمتری نسبت به داروهای قبلی ضد افسردگی دارند. اما آنها نیز در شروع مصرف گاهی باعث تهوع میشوند. این علائم به مرور زمان برطرف میشوند. برخی نیز، با مصرف SSRI ها بد کارکردی میل جنسی را تجربه میکنند که معمولا با تنظیم دوز یا تغییر داروها از بین میرود. ۲) TCA ها داروهای ضد افسردگی سه حلقهای ،که TCA نامیده میشوند، قدیمیتر از SSRI ها هستند. اما آنها نیز گاهی برای اختلالهای اضطرابی تجویز میشوند. آنها گاهی باعث سرگیجه ، خواب آلودگی، خشکی دهان و افزایش وزن میشوند که لازم است دوز دارو تنظیم و یا داروی دیگری جایگزین شود. نمونهای از سه حلقهایها عبارتند از "ایمی پرامین" که برای اختلال هراس و GAD"" تجویز میشود و "کلومی پرامین" که برای درمان "OCD" موثر است. ۳) MAOI ها بازدارندههای مونوآمین اکسیداز که MAOIها نامیده میشوند، قدیمیترین طبقهی داروهای ضد افسردگی هستند. MAOI هایی که برای اختلالهای اضطرابی تجویز میشوند عبارتند از: "فنلزین" و "ایزوکربوکساید" که برای درمان اختلال هراس و اختلال اضطراب اجتماعی موثرند. افرادی که داروهای MAOI را مصرف میکنند نباید برخی از غذا یا نوشیدنیهایی را که حاوین "تیرامین" هستند، مصرف کنند. همچنین مصرف همزمان برخی داروها مثل داروهای ضد سرماخوردگی یا ضد آلرژی با MAOI ها واکنش کرده و باعث افزایش فشار خون میشوند. MAOI ها با SSRI ها نیز واکنش کرده و باعث "سندرم سروتونین" میشوند. علائم این سندرم آشفتگی، توهم، تعریق زیاد، سفتی عضلانی، تغییر فشار خون و برخی شرایط تهدید کنندهی زندگی است. ▪ داروهای ضد اضطراب بنزودیازپینها برای اختلالهای اضطرابی موثرند و عوارض جانبی کمتری ،البته به جز خواب آلودگی دارند. مشکلی که در رابطه با مصرف بنزودیازپینها وجود دارد این است که افرادی که از بنزودیازپینها استفاده میکنند، به طور مداوم به دوزهای بیشتری احتیاج پیدا میکنند. این داروها عمدتا برای مدت کوتاهی تجویز میشوند. این مساله بهویژه در افرادی که دارو یا الکل را مورد سوء مصرف قرار میدهند، جدی است. افرادی که از بنزودیازپین ها استفاده طولانی مدت می کنند، در صورت قطع یکبارهی آنها، علائم ترک را تجربه میکنند . در این صورت علائم اضطراب بعد از قطع دارو برمیگردد. این مشکل بالقوه باعث میشود تا پزشکان از تجویز زیاد و دوزهای بالای این داروها خودداری کنند. علاوه بر موارد فوق، باسپیرون نیز یک داروی ضد اضطراب جدید است که برای درمان GAD استفاده میشود. عوارض جانبی احتمالی آن عبارت است از سرگیجه، سردرد و تهوع . برخلاف بنزودیازپینها باید به طور مداوم و حداقل ۲ هفته مصرف شود تا اثر ضد اضطرابی آن ظاهر شود. ▪ بتابلوکرها بتابلوکرهایی مثل پروپرانولول که برای بیماران قلبی استفاده میشوند، علائم جسمانی همراه اختلالهای اضطرابی ( به ویژه در اختلال اضطراب اجتماعی ) را کاهش میدهند. زمانی که موقعیت اجتماعی قابل پیش بینی باشد ( مثل سخنرانی ) بتابلوکرها برای کنترل علائم جسمانی اضطراب تجویز میشوند. ● رواندرمانی رواندرمانی توسط متخصصین آموزشدیده مثل روانشناسان، روانپزشکها، مددکاران اجتماعی و مشاوران ارائه میشود. رواندرمانی به کشف عوامل به وجود آوردندهی اضطراب و غلبه بر آنها کمک میکند. الف) رفتاردرمانی شناختی ( CBT) CBT درمان موثری برای اختلالهای اضطرابی است. قسمت شناختی به افراد کمک میکند تا الگوهای تفکر منفی خود را که منجر به اضطراب میشوند، تغییر دهند و بخش رفتاری شیوههای واکنش به موقعیتهای اضطراب آور را تغییر میدهد. برای مثال CBT به افراد مبتلا به اختلال هراس کمک میکند تا بدانند که حملات وحشتزدگی آنها حملههای قلبی واقعی نیستند. CBT به افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی میآموزد که چگونه بر باورهای خود در مورد قضاوت و ارزیابی دیگران غلبه کنند. زمانیکه افراد آماده میشوند تا با ترسهای خود روبهرو شوند، به آنها نشان داده میشود که چگونه از تکنیکهای مواجهه برای حساسیتزدایی نسبت به موقعیتهایی که باعث اضطراب آنها میشود، استفاده کنند. افراد مبتلا به "OCD" که نسبت به آلودگی و نجاست وسواس دارند، تشویق میشوند تا دستهای خود را آلوده کنند و بدون شستن دستها مدتی را صبر کنند. درمانگر کمک میکند تا شخص بتواند با اضطراب ایجاد شده، مقابله کند. پس از تمرینهای متوالی اضطراب به مرور کاهش مییابد. افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی به ماندن در موقعیتهای اضطرابزا تشویق میشوند. آنها با موقعیتها روبهرو میشوند و به تدریج اضطراب کاهش مییابد. افراد مبتلا به "PTSD" برای مرور و بازگویی خاطرات آسیبزا در شرایط مناسب مورد حمایت قرار میگیرند تا اضطرابشان کاهش یابد. CBT، تنفس عمیق و سایر مهارتهایی را که باعث کاهش اضطراب و ایجاد آرامش میشود را آموزش میدهد. ب) رفتار درمانی مبتنی بر مواجهه رفتاردرمانی برای سالها برای فوبی خاص استفاده شده است. شخص به تدریج با موقعیتها و موارد ترس آور روبهرو میشود. گاهی مواجهه در دفعات نخست به صورت تجسمی یا با تصاویر و سپس به صورت مستقیم صورت میگیرد. درمانگر در شروع درمان آنها را همراهی کرده و حمایت و راهنمایی میکند. "CBT" و رفتاردرمانی، هیچگونه عوارض جانبی به جز تجربههای موقتی اضطراب در هنگام مواجهه ندارد. "CBT" به طور معمول ۱۲ هفته طول میکشد و به صورت فردی یا گروهی اجرا میشود. گروه درمانی به ویژه برای اختلال اضطراب اجتماعی موثر است. "CBT" و رفتار درمانی نیازمند انجام تمرین و تکمیل تکالیفی است که به صورت منظم و مشخص در بین جلسات اجرا میگردد. پژوهشها نتایج امیدوارکنندهای را در خصوص تاثیر" CBT" در انواع اختلالهای اضطرابی نشان دادهاند. "CBT" به تنهایی و یا در ترکیب با دارودرمانی، درمان خط اول برای اختلالهای اضطرابی شناخته میشود. |
| خبرگزاری ایسنا |
|
اختلالهای اضطرابی ـ بخش ۳
|
● تعریف پیشگیری و انطباق آن با پیشگیری از اضطراب بارها و بارها این جمله را شنیدهایم و یا به کار بردهایم : "پیشگیری بهتر از درمان است" و مدتهاست به این نتیجه رسیدهایم که در حوزههای مختلف بهداشت، پیشگیری؛ بهتر، کمهزینهتر و به نفع فرد و جامعه است. این ایده اما با تاخیر در حوزهی سلامت روان نیز وارد شده است. ارتقای بهداشت روان از سوی سازمانهای بینالمللی و ملی مورد تأکید قرار گرفته است، اما روشن است که دانش نظری و مهارت عملی در حوزههای مختلف سلامت روان نیز برای دستیابی به آنچه هدف ماست، ضرورت دارد. کمیتهی پیشگیری از اختلالهای روانی موسسهی پزشکی، پیشگیری را به صورت زیر تعریف کرده است: "مداخلهای که قبل از شروع اختلال صورت میگیرد." این تعریف از پیشگیری باعث شد تا طبقهبندی سنتی از مدلهای پیشگیری، که توسط کمیسیون بیماریهای مزمن ارائه شده بود، تغییر یابد. این کمیسیون در سال ۱۹۵۷ پیشگیری را در سه طبقهی اولیه، ثانویه و ثالثیه قرار میداد. پیشگیری اولیه با هدف کاهش بروز بیماری یا اختلال در بین جمعیت سالم صورت میگیرد. پیشگیری ثانویه به منظور کاهش شیوع در بین افرادی که دچار مشکل هستند، اعمال میشود و پیشگیری ثالثیه نیز ناتوانیها وعواقب مرتبط با مشکلات را هدف قرار میدهد. نظام طبقهبندی جدید که در سال ۱۹۹۴ توسط موسسه پزشکی مطرح شد، پیشگیری را در سه سطح جامع، انتخابی و مشخص قرار میدهد. پیشگیری جامع کل جمعیت سالم جامعه را هدف قرار میدهد. پیشگیری انتخابی افرادی را که در معرض خطر ابتلا به اختلال هستند، به عنوان جمعیت هدف انتخاب میکند و پیشگیری مشخص مداخلاتی را به اشخاصی که دارای علائم پیش بالینی اختلال هستند، ارائه میدهد. طبقهبندی جدید جزئیات بیشتری را در بر دارد و همانطور که مشخص است، مداخلات بعد از بروز اختلال را پیشگیری در نظر نمیگیرد. هر دوی این نظامهای طبقهبندی نقاط ضعف و قوت خود را دارند که در این مختصر مجال پرداختن به آنها وجود ندارد. پیشگیری اولیه و جامع در یک سطح قرار میگیرند. پیشگیری ثانویه هم سطح با پیشگیری انتخابی و مشخص است و پیشگیری ثالثیه با آنچه پیشگیری خاص یا پیشگیری از عود یا همبودی نامیده میشود، معادل است. نکته قابل توجه اینکه، نظامهای طبقهبندی مذکورعموما منطبق با بیماریهای جسمانی است و چنین تمایزی در اختلالهای روانی و اضطراب به آسانی صورت نمیگیرد. برای مثال تمایز پیشگیری انتخابی و مشخص در مورد اختلالهای اضطرابی چندان روشن نیست. زیرا علائم خطرپذیری و علائم پیش بالینی ( تمایز پیشگیری انتخابی و مشخص ) به آسانی قابل تشخیص نیستند. برای مثال شناختهای منفی که از آنها به عنوان مولفهی سوم اضطراب یاد شد، میتوانند هم به عنوان عوامل خطرپذیری و هم نشانههای پیش بالینی لحاظ شوند. از این جهت، ارائهی مدلهای اختصاصی در زمینهی پیشگیری از اختلالهای هیجانی به ویژه در حیطهی پیشگیری از اضطراب ضروری مینماید. دوزآ و دابسون که تاکنون جامعترین منبع پیشگیری از اضطراب و افسردگی را ویراستاری کردهاند، عقیده دارند که با وجود قدمهای بزرگی که در درمان اختلالهای اضطراب و افسردگی برداشته شده است، اما این واقعیت تلخ حقیقت دارد که در شناخت عوامل خطر و آسیب پذیری به این اختلالها شاهد رشد و موفقیت نبودهایم. از دید آنها اکنون زمان آن فرا رسیده است که با استفاده از مدلهای درمانی موجود، دانش فعلی در زمینهی عوامل حفاظتی و خطرپذیری؛ در حوزهی پیشگیری به کار گرفته شود. اولین پژوهش در زمینهی پیشگیری از اضطراب در سال۱۹۴۲ گزارش شده است. اما پژوهشها و تلاشهای جدی در زمینه پیشگیری از اضطراب و اختلالهای آن طی دو دهه گذشته انجام شده است. مرور این پژوهشها و مطالعات در کتاب " پیشگیری از اضطراب و افسردگی" ، که توسط انتشارات انجمن روانشناسی آمریکا در سال ۲۰۰۴ چاپ شده ، آمده است. ● اهمیت پیشگیری از اختلالهای اضطرابی ▪ شیوع بالا اختلالهای اضطرابی شایعترین اختلالهای روانی هستند. شیوع سالانهی اختلالهای اضطرابی، ۱۷ درصد و شیوع طول عمر آنها تا ۲۵ درصد گزارش شده است. این میزانها از شیوع اختلالهای خلقی و اختلالهای وابسته به مواد بیشتر بوده است. ▪ نحوهی شیوع میزان شیوع اختلالهای اضطرابی در زنها، به جز اختلال وسواسی ـ اجباری و فوبی اجتماعی که در دو جنس برابر است، بیشتر است. شیوع سالانه اختلالهای اضطرابی در کودکان ۱۰ درصد گزارش شده است و بیشتر به اضطراب جدایی و فوبیهای خاص مربوط میشود. اختلالهای اضطرابی در دخترها نیز بیشتر از پسرهاست، به جز اختلال وسواسی ـ اجباری که میزان آن در دو جنس برابر بوده و گاه سن شروع در پسرها بیشتر است. یکی از ویژگیهای اختلال اضطراب این است که ماهیت بروز آن در جریان رشد تغییر میکند، اما آنچه مشخص است تجربهی احساسات منفی ناشی از اضطراب است که جلوههای گوناگون به خود میگیرد و گاه محتوای آن تغییر مییابد. علاوه بر شیوع بالای اختلالهای اضطراب عواملی که ضرورت و اهمیت پیشگیری را بیشتر میکنند؛ مزمن بودن، عود مکرر و بازگشت این اختلالهاست. درصد بهبودی بدون درمان، برای این اختلالها پایین است. ۸۸ درصد طی ۹ سال پیگیری همچنان علائم اختلال را داشتهاند. سن شروع اغلب اختلالهای اضطرابی پایین است و شروع اختلال در دوران کودکی، شدت بالا و مقاوم بودن اختلال را میرساند. برای مثال اختلال اضطراب جدایی در دوران کودکی با احتمال بالای افسردگی، فوبی اجتماعی و اختلال هراس همراه است. ● همبودی(همزمان و متوالی) اختلالهای اضطرابی با افسردگی همبودی اختلالهای اضطرابی با افسردگی بیش از ۵۰ درصد گزارش شده است و در اغلب موارد این اختلالهای اضطرابی هستند که مقدم بر افسردگیاند. همبودی اضطراب و افسردگی در طول عمر ۷۶ درصد است. دانشمندان از مدتها پیش از این مساله آگاه بودند. پروفسور دابسون همبستگی بین اضطراب و افسردگی را با استفاده از مقیاسهای خود گزارشی، ۶۱/۰ اعلام کرد. میزان این همبستگی تا ۹۰ درصد نیز در پژوهشهای مختلف گزارش شده است. اخیرا راهنمای آماری و تشخیصی اختلالهای روانی ( ویراست چهارم، متن بازنگری شده ) درسال ۲۰۰۰، ملاکهای پژوهشی اختلال مختلط اضطراب و افسردگی را به صورت جداگانه در این کتابچه آورده است. این تشخیص، ملاکهای زیر را در یک دورهی زمانی یک ماهه شامل میشود: خلق ملالت بار، مستمر یا عود کننده که با ۴ یا تعداد بیشتری از علائم زیر مشخص میشود: اشکال در تمرکز، اختلال خواب، خستگی یا نیروی کم، تحریکپذیری، زود به گریه افتادن، نگرانی، ترصد بیش از حد، در انتظار بدترین بودن، یاس و بدبینی نافذ در مورد آینده و احترام به نفس پایین و احساس بی ارزشی. این ملاکهای تشخیصی توجه ویژه به این موضوع را میرساند. علاوه بر همبودی همزمان اضطراب و افسردگی ، همبودی متوالی بین این دو اختلال نیز بسیار بالاست. به عبارت دیگر احتمال اینکه اختلالهای اضطرابی در آینده منجر یا منتهی به افسردگی شوند، بسیار زیاد است. برای مثال پژوهشها نشان داده است که اختلال اضطراب اجتماعی و اضطراب فراگیر همبودی متوالی بالایی با افسردگی دارند. پژوهشهایی نیز در ارتباط با اختلال وسواسی ـ اجباری و استرس پس آسیبی به نتیجهی مشابه رسیدهاند. به نظر میرسد اضطراب مزمن منجر به احترام به نفس پایین میشود که عاملی برای آسیب پذیری برای افسردگی است. علاوه بر این، همانطور که گفته شد اجتناب یکی از مولفههای اضطراب است. اجتناب باعث کاهش تقویت مثبت در زندگی میشود. کاهش تقویت منجر به درماندگی میشود. درماندگی نیز به ناامیدی میانجامد که از مشخصههای اصلی افسردگی است. لذا به نظر می رسد اضطرابهای مفرط به عنوان عامل خطرپذیری برای افسردگی هستند. از جمله علل همبودی بالای افسردگی و اضطراب عبارتند از: اشتراک تعداد زیادی از علائم اضطراب و افسردگی، آسیب پذیری مشترک روانشناختی ژنتیکی و بیولوژیکی بین اضطراب و افسردگی؛ همبستگی بالا بین ابزارهای اضطراب و افسردگی و ترغیب نظامهای تشخیصی به همبودی با ارائهی تشخیصهای چندگانه. برای مثال پژوهشگران عاطفهی منفی، کنترل ناپذیری، پیشبینی ناپذیری و حس کنترل شخصی و خودکارآمدی پایین را بهعنوان عوامل آسیبپذیری مشترک برای اضطراب و افسردگی مطرح کردهاند. همبودی بالای اضطراب و افسردگی میتواند تلویحاتی برای درمان و پیشگیری از این اختلالها داشته باشد. تقدم اختلالهای اضطرابی بر افسردگی ضرورت مداخله در زمینهی اختلالهای اضطرابی را میرساند. درمان و پیشگیری از اضطراب به کاهش افسردگی که یکی از مشکلات جدی سلامت روان است، منجر خواهد شد. به نظر میرسد شناخت، آسیب شناسی، درمان و پیشگیری از اضطراب و افسردگی نیازمند پژوهشهای بیشتری است و امید میرود که منجر به ارتقای سلامت روان در جمعیت عمومی و افراد مبتلا به اختلالهای اضطرابی و افسردگی شود. ● رابطهی اختلالهای اضطرابی با اختلالهای دیگر اختلالهای اضطراب همچنین با اختلالهای خواب، وابستگی به الکل و مواد و ... رابطهی تنگاتنگی دارند. این در حالی است که فقط ۲۰ درصد این افراد طی ۱۲ ماه و ۴۰ درصد آنها در طول عمر برای دریافت خدمات درمانی مراجعه میکنند. ● خسارت بسیار بالای اختلالهای اضطرابی اختلالهای اضطرابی هزینههای بسیار بالایی بر جامعه تحمیل میکنند. بسیاری از خسارتهای اختلالهای اضطراب به صورت غیرمستقیم بر جامعه تحمیل میشوند. برای مثال خسارتهای اقتصادی این اختلالها در سال ۱۹۹۰ در ایالات متحده ۴۲ میلیارد دلار تخمین زده شده است. بیکاری، مشکلات شغلی، تحصیلی، مشکلات در روابط بین فردی و خانواده در بسیاری از تحقیقات گزارش شده است. تمام این موارد، همچنین کمبود متخصصین مربوطه در اغلب نقاط کشور، ضرورت سیاستگذاری در جهت پیشگیری از این اختلال روانی در کشور ما را دو چندان میکند. |
| خبرگزاری ایسنا |
|
اختلالهای اضطرابی ـ بخش ٤
|
به طور کلی، برای سنجش و ارزیابی اضطراب از شش روش زیر استفاده میشود: ـ مقیاسهای خود گزارشی مانند پرسشنامه ـ مقیاسهای مبنی بر مصاحبه و درجهبندی توسط مصاحبهگر ـ مصاحبههای تشخیصی که توسط متخصص صورت میگیرد ـ ارزیابی توسط اطرافیان مانند والدین، همسالان ومعلم ـ سنجش سایکوفیزیولوژیک مانند اندازهگیری میزان تنش عضلانی ـ و مشاهدهی رفتاری در موقعیتهای طبیعی یا آزمایشی با وجود شیوههای مختلفی که برای سنجش و ارزیابی اضطراب ذکر شد، این حوزه با مشکلاتی روبهرو است. در اینجا به چالشهایی که در حوزهی پیشگیری با آن روبه رو هستیم، پرداخته خواهد شد. چالشهای ارزیابی در حوزهی پیشگیری هم علمی است و هم مفهومی، که عبارتند از: ۱) نظریههایی که دربارهی آسیبپذیری به اختلالهای اضطرابی وجود دارند، هنوز با ابزارهای لازم برای غربالگری و ارزیابی روا و پایا، منطبق نیستند. به عبارت دیگر ابزارهای موجود کمتر به عوامل خطرپذیری و حفاظتی در برابر اضطراب، اختصاص یافتهاند. ۲) پیشگیری در حیطهی اختلالهای اضطرابی و خلقی، نسبتا جدید است و ابزارهای اختصاصی در این زمینه ساخته نشده است. ۳) پژوهشهای پیشگیری نیازمند ارزیابی مستمر در یک دورهی زمانی طولانی مدت است. این مساله مشکلاتی را در زمینهی ارزیابی ایجاد میکند. علاوه بر این اغلب ابزارهای موجود علائم و نشانههای مقطعی یا کوتاه مدت را میسنجند. ۴) ماهیت اضطراب و اختلالهای آن ارزیابی را با مشکل مواجه میکند. برای مثال در اغلب اختلالهای اضطرابی فرد غیر منطقی بودن علائم را درک میکند و یا برخی از علائم به حوزههایی مربوط میشود که فرد در جریان ارزیابی روی آنها سرپوش می گذارد. ۵) ارزیابی در حوزهی پیشگیری نیاز به هزینههای بالایی دارد، به ویژه اگر لازم باشد از سنجش سایکوفیزیولوژیک یا روش مصاحبه استفاده شود. ● موانع موجود در پیشگیری از اضطراب در حالی که تشخیص عقل سلیم بر این بوده و هست که " پیشگیری بهتر از درمان است " ، اینکه تا این حد به مقولهی پیشگیری از اختلالهای روانی کمتر پرداخته شده است، جای بحث و بررسی وجود دارد. نخستین پژوهش در زمینهی پیشگیری از اضطراب در سال ۱۹۴۲ گزارش شده است و از آن تاریخ تاکنون پژوهشهای پیشگیری و مطالعات انجام شده در این حوزه، رشد کندی داشتهاند. با وجود پیشرفتهای بسیاری که در درمان اختلالهای اضطرابی صورت گرفته، اما پیشگیری از اضطراب کمتر مورد توجه قرار گرفته است. علل و موانع موجود که به این مساله کمک کردهاند، به شرح زیر میباشد: ۱) تابوی عمومی این اختلالها؛ داشتن اختلالهای روانی و به طبع آن اختلالهای اضطرابی ننگ و رسوایی تلقی میشود. به نظر میرسد فرهنگ عامه هنوز اختلالهای اضطرابی را بهعنوان بیماری نپذیرفته است. ۲) ناآْگاهی از درمانهای موجود؛ نادیده انگاری عموم از این واقعیت که مداخلات موثری برای این اختلالها وجود دارد و میتوان از بروز این مشکلات پیشگیری کرد. ۳) نقصهای تئوریک در زمینهی پیشگیری؛ دانش نظری در زمینهی پیشگیری از اضطراب هنوز به مرحلهای نرسیده است که مدلها و مداخلات اختصاصی در پیشگیری از اضطراب ارائه دهند. ۴) شناخت کم از مکانیسمهایی که عوامل خطرپذیری و محافظت کننده را با درمان پیوند میدهد. ۵) مشکل در شناسایی، تعریف و طبقهبندی اختلالهای روانی ۶) سردرگمی و عدم توافق بر سر تعریفهای بنیادین در حوزهی پیشگیری و سلامت روان ۷) مشکلات اجرایی، قانونگذاری ( سیاستگذاری ) و اقتصادی در زمینهی پیشگیری از اختلالهای روانی ۸) مسائل فرهنگی وعوامل جغرافیایی انسانی که در شناخت و مداخله در زمینهی اختلالهای اضطرابی تاثیر گذار هستند. ۹) وجود مشکلات پزشکی همراه با اختلالهای اضطرابی مانند زخم معده و سردرد تنشی که باعث خارج شدن افراد از سیستم بهداشت روان میشود. ● پژوهش در حوزهی پیشگیری از اضطراب موسسه ملی سلامت روان ( NIMH) پژوهشهای انجام شده در زمینهی پیشگیری را به سه گروه تقسیم کرده است: الف) پژوهشهای پیش مداخله در زمینه پیشگیری، این پژوهشها به سبب شناسی، عوامل خطرپذیری و حفاظتی اختلال میپردازند. ب) پژوهشهای مرتبط با مداخلات پیشگیری، که کارایی و اثربخشی مداخلات را در جامعه یا گروههای خاص ارزیابی میکنند. ج) پژوهشهای مرتبط با نظام خدمات پیشگیری، که اجرا و اشاعهی خدمات پیشگیری، سیاستگذاری، بررسی تاثیر اقتصادی مداخلات پیشگیری و نظامهای خدماتی را هدف پژوهشهای خود قرار میدهند. پژوهشهای انجام شده در هر یک از این حوزهها باید برای هر یک از پرسشهای زیر، پاسخی داشته باشند. این پرسشها عبارتند از: ـ اغلب مداخلات پیشگیری ( به ویژه در سطح جامع) در گروه کودک و نوجوان صورت میگیرد. آیا ابزارهای مناسب و وابسته به هدف برای ارزیابی به کار رفته است؟ ـ آیا نمونه، افراد در معرض خطر را پوشش داده است؟ ـ آیا حجم نمونه کافی بوده است؟ ـ اگر مداخلهای انجام شده، آیا این مداخله به نحو مطلوب و مبتنی بر شواهد علمی صورت گرفته است؟ ـ آیا مداخلات اثر مورد انتظار را در بر داشته است؟ ـ علاوه بر کاهش علائم یا بهبودی مشکلات، آیا مداخلات انجام شده کیفیت زندگی فرد را افزایش داده و باعث ارتقای سلامت فرد شده است؟ ● مداخلات پیشگیرانه موثر هدف اصلی از مدلهای نظری و شناخت عوامل آسیبپذیری و حفاظتی برای اختلالهای اضطرابی ارائه راهکارهای مناسب و اثربخش برای پیشگیری از اضطراب است. لذا مداخلات مورد نظر باید شاخصها و عوامل زیر را در نظر داشته باشند: ۱) راهبردهایی که در مداخلات پیشگیرانه استفاده میشوند، تغییرات رفتاری ایجاد کرده و احتمال وقوع علامتها را کاهش دهند. در این رابطه لازم است مکانیسم اثر مداخلات نیز شناخته شوند. ۲) چه کسانی باید مداخلات پیشگیرانه را دریافت کنند و این مداخلات باید تحت چه شرایط و موقعیتهایی اجرا شوند؟ ۳) مداخلات چگونه اجرا شوند؟ این مداخلات در چه تعداد جلسه و چه بازهی زمانیای انجام شوند؟ ۴) مداخلات چه میزان هزینهی اقتصادی و نیروی انسانی در بر خواهند داشت؟ ۵) در انجام مداخلات پیشگیرانه احتمال بیشتری از عدم همکاری افراد نمونه و ریزش وجود دارد، چگونه میتوان این مساله را کنترل و یا میزان آن را کم کرد؟ ۶) اثربخشی و نتیجهی مطالعات باید پیگیری طولانی مدت را به همراه داشته باشد. اغلب مطالعاتی که با حمایت موسسه ملی بهداشت روان انجام میشوند بین ۱ تا ۶ سال پیگیری میشوند. ۷) مسائل اخلاقی در جریان اجرای مداخلات و پژوهشهای پیشگیری از اهمیت فوقالعادهای برخوردارند و باید به آنها توجه شود. در خصوص اینکه چه راهبردهایی برای پیشگیری از اضطراب لازم است تا آموزش داده شوند، هنوز در ابتدای راه هستیم. مداخلاتی که تاکنون در زمینهی پیشگیری از اضطراب صورت گرفتهاند، شیوههای مختلفی را به کار بردهاند که اغلب آنها تکنیکهای ساده شدهای هستند که در درمان اختلالهای اضطرابی و افسردگی به کار برده میشوند. با توجه به عوامل خطرپذیری و حفاظتی که ذکر آن گذشت، به نظر میرسد مداخلات پیشگیری باید حوزههای زیر را پوشش دهند: ۱) آموزش دربارهی شناخت اختلالهای اضطرابی؛ مهارت چالش با شناختهای ناکارآمد، غیر واقع گرایانه و تهدید کننده؛ بالا بردن ادراک مقابله و کنترل محیط و عوامل اضطراب زا. ۲) آموزش مهارتهای حل مساله و سبکهای مقابلهای سازگارانه و انتخاب استراتژی نزدیک شدن ( به جای اجتناب ) درمواقع لازم. مواجهه با موقعیتها و رویدادهای اضطراب زا، مکانیسم اصلی در مداخلات مرتبط با اضطراب است. ۳) آموزشهای ویژه به والدین برای بالا بردن دلبستگی ایمن در کودکان، سبکهای فرزندپروری سازندهتر و شیوههای متناسب برخورد با اضطراب کودکان. ۴) آموزش به والدین برای کنترل و مدیریت اضطراب خود و فرزندانشان. ۵) آموزش راهبردهای مقابلهای متناسب به اطرافیان، همسالان و مراقبین کودکان و بزرگسالان. تشویق پذیرش تفاوتها، ارائهی کمک به یکدیگر، و درک مشکلات دیگران در این زمینه میتواند بسیار موثر باشد. ۶) آموزش نحوهی دریافت حمایت اجتماعی از دیگران و جامعه و یا نحوهی ارایه آن. ● تکنیکهای اختصاصی در مداخلات پیشگیرانه شماری از تکنیکهای اختصاصی که در مداخلات پیشگیرانه مورد استفاده قرار گرفتهاند، به شرح زیر هستند: ـ حل مساله؛ ـ آرامسازی ـ تفکر سازنده و چالش با تفکرات سودار و منفی ـ مهارتهای مقابلهای کارآمد ـ آموزش کنترل ـ جراتمندی ـ مدیریت استرس ـ آموزش روانی به اشخاص، والدین، معلمها و اطرافیان و سایر تکنیکها. اغلب این تکنیکها بر اساس رویکرد شناختی ـ رفتاری طراحی شدهاند و پژوهشهای صورت گرفته به ارزیابی آنها پرداختهاند. طراحی تکنیکهای اختصاصیتر و ارزیابی اثربخشی آنها از وظایف پژوهشهای آتی خواهد بود. ● مداخلات پیشگیری جامع هدف چنین مداخلاتی ارتقای سلامت عمومی روان است و کمتر به اختلالهای اضطرابی خاص پرداخته میشود. یکی از ویژگیهای چنین مداخلاتی این است که مداخلات در سطح عموم و بدون اینکه برچسب خاصی به کسی زده شود، ارائه میشوند. ولی چنین مداخلاتی زمانبر و پرهزینه هستند. از این جهت پژوهشها و مطالعات کمتری در این حوزه صورت گرفته است. مداخلات در این حوزه به طور کلی در ۵ دسته قرار میگیرند: ۱) سلامت روان و کارکرد هیجانی ۲) مشکلات مرتبط با اضطراب ۳) پیشگیری از استرس ۴) پیشگیری از اضطراب در موقعیتهای پرخطر ۵) پیشگیری از اضطراب در ادامه به ذکر نمونههایی از مداخلات و پژوهشها در این حوزه پرداخته می شود: ـ برنامهی آموزش اختلالهای اضطرابی موسسه ملی سلامت روان ( www.nimh.nih.gov/anmiety ) این برنامهی خدماترسانی که از سوی روابط عمومی NIMH ارائه میشود، با هدف آموزش و افزایش آگاهی جمعیت عمومی و ارائه دهندگان خدمات بهداشت روان دربارهی اختلالهای اضطرابی صورت میگیرد. هدف اصلی این برنامه وضعیت زندگی افرادی است که مبتلا به اختلالهای اضطرابی هستند. ـ روز ملی غربالگری اختلالهای اضطرابی ـ ۱می: هدف این برنامه ننگ زدایی از اختلالهای اضطرابی، آموزش جمعیت عمومی و کمک به مردم برای ارتباط و دریافت خدمات از مراکز ذی صلاح است. این برنامه در ایالات متحده از سال ۱۹۹۴ اجرا میشود. برنامههای پیشگیری جامع به طور معمول، الف) در کلاسهای آموزشی والدین ب) برنامههای درسی ج) در موقعیتهای شغلی و کاری ارائه میشوند. علاوه بر این، رسانههای جمعی ( شامل تلویزیون، رادیو، اینترنت، بروشورها و اطلاعات چاپی، سینما و ... ) از ابزار لازم برای پیشگیری اولیه و جامع هستند. ● پیشگیری از اضطراب در ایران خوشبینانهترین تخمینها از میزان شیوع سالانهی اختلالهای اضطرابی در ایران رقمی بیش از ده میلیون نفر خواهد بود. همچنین اگر شیوع طول عمر اختلالهای اضطرابی را ۲۰ درصد در نظر بگیریم ( گرچه در برخی پژوهشها تا ۲۵ درصد نیز گزارش شده است ) شیوع طول عمر در ایران به رقمی بیش از ۱۵ میلیون نفر خواهد رسید. به عبارت دیگر از هر ۵ نفر، یک نفر در طول زندگی خود لااقل به یک اختلال اضطرابی مبتلا میشود. اگر هزینههای مستقیم و غیرمستقیم اختلالهای اضطرابی را در ایران محاسبه کنیم، مطمئنا رقم کمی نخواهد بود. البته جای تعجب است که چرا تاکنون هیچ کار جدیای برای این مشکل فراگیر صورت نگرفته است. شاید ضرورت پیشگیری از اضطراب در ایران اهمیت بیشتری داشته باشد. به این دلیل که ما به هیچ عنوان نیروی متخصص و آموزش دیده برای ارائهی خدمات به ۱۰ میلیون نفر را نخواهیم داشت. دستیابی به چنین هدفی حتی در کشورهای توسعه یافته نیز امری محال است. لذا اهمیت پیشگیری در ایران بیش از کشورهای توسعه یافته احساس میشود. نخستین قدم در این راه شناخت اختلالهای اضطرابی در ایران است. به نظر میرسد در ابتدای راه لازم است شناخت صحیحی از میزان شیوع اختلالهای اضطرابی در ایران داشته باشیم. ماهیت اختلالهای روانی به گونهای است که ضرورت توجه به مسائل فرهنگی و جغرافیای انسانی را دو چندان میکند. برای درک این مساله در مورد اختلالهای اضطرابی، اختلال وسواس فکری و عملی را در نظر بگیرید. وسواس نجسی و پاکی یکی از انواع وسواسهاست که به دلیل ماهیت دینی و مذهبی ما در ایران گزارش میشود و ممکن است در متون کشورهای غربی به آن پرداخته نشود. باورهای قومی و فرهنگی دربارهی اختلالهای روانی نیز جزء مسائلی است که در کنار سایر مسائل اهمیت شناخت اختلالهای اضطرابی در ایران، لازمهی هرگونه اقدام درمانی یا پیشگیرانه است. منطبق کردن مداخلات اثربخش بر اساس فرهنگ ایرانی نیز جزو ضرورتهاست. علاوه بر این توجه به ساختارها، امکانات و نیروهای انسانی در ایران برای ارائهی هر گونه خدماتی ضروری است. ارائه خدمات پیشگیرانه نیز از این اصل مستثنی نیست. خدمات پیشگیرانه در هر سطحی که صورت بگیرد، چه این خدمات به صورت جامع و به تمام افراد جامعه ارائه شود، چه به افراد در معرض خطر یا گروههای خاص، لازم است تا ویژگیهای گروههای دریافت کنندهی خدمات و امکانات موجود مراکز و سازمانهای ارائه دهنده شناخته شود. خدمات پیشگیری از کانالهای متفاوتی ارائه میشود. ارائهی خدمات از طریق صدا و سیما، شبکهی جهانی (اینترنت) ، مدارس و دانشگاهها، سایر ارگانهای دولتی مثل شهرداریها، ادارات دولتی و ... جزو این دسته به شمار میآیند. در این رابطه لازم است مطالعات تخصصی انجام شود و پیشبینیهای لازم صورت بگیرد. امید میرود با شناخت صحیح، مداخلهی بههنگام و خدمات شایسته بتوانیم به کاهش هزینههای اجتماعی و اقتصادی و افزایش بهزیستی و ارتقای سلامت روان هموطنان که دغدغه تمام مسوولین و متخصصین است، دست یابیم. |
| خبرگزاری ایسنا |
|
از بودن با مردم می ترسم
|
- مرد ۵۰ ساله ای كه كار بازاریابی انجام می دهد در انجام شغلش دچار مشكل می شود زیرا از بودن با مردم هراس دارد. - مرد ۲۷ ساله ای كه حسابدار است به خاطر خجالتی بودن نمی تواند با نامزدش ارتباط برقرار كند. این سه مرد ممكن است در ابتلا به یك عارضه مشترك باشند: «اختلال اضطراب در جمع» (social anxiety disorder) ● «اختلال اضطراب در جمع» چیست؟ بسیاری افراد در مورد افسردگی یا «اختلال استرس پس از ضربه عاطفی» (PTSD) چیزهایی شنیده اند، اما در مورد «اختلال اضطراب در جمع» آگاهی كمتری در میان عموم وجود دارد. در واقع پزشكان كمتر این بیماری را تشخیص می دهند، در حالی كه «اختلال اضطراب در جمع» بسیار شایع است. اما چرا این بیماری به رغم شیوع كمتر تشخیص داده می شود؟ اولاً ماهیت این عارضه باعث می شود كه مبتلایان برای مشاوره به پزشك مراجعه نكنند و مشكلاتشان را پنهان نگه دارند. ثانیاً بستگان و دوستان بیماران الگوهای رفتاری و علائم آنها را نوعی صفت شخصیتی عادی به حساب می آورند و مثلاً می گویند: «او از اول هم همین طور بود»، در حالی كه ما با یك اختلال روانی روبه رو هستیم. درست است كه بسیاری از افراد سالم از لحاظ روانی، خجالتی اند، یا خیلی افراد هنگام سخن گفتن در برابر جمع بزرگی از حضار احساس ناراحتی می كنند یا بعضی ها در تنهایی احساس رضایت بیشتری دارند، اما تمام این موارد در محدوده رفتارهای طبیعی انسان قرار می گیرند. اما «اختلال اضطراب در جمع» یك بیماری است؛ علائم این بیماری صرفاً تشدید شدن خصوصیات یك سبك شخصیتی طبیعی نیست، در عوض این علائم مداوم و غیرقابل كنترلند. از طرف دیگر این علائم باعث مقدار زیادی ناراحتی و ناخوشی می شوند و اغلب موارد زندگی خانوادگی و شغلی فرد را مختل می كنند. تشخیص دادن این اختلال از یك جنبه دیگر هم اهمیت دارد: این مشكل روانی معمولاً به خوبی قابل درمان است. ● علائم بیماری اضطراب در جمع معمولاً در انتهای نوجوانی و ابتدای بزرگسالی آغاز می شود؛ این اختلال اغلب تدریجاً شروع می شود و به آهستگی پیشرفت می كند، اما گاهی هم به طور ناگهانی به خصوص پس از یك تجربه تنش زا یا ناراحت كننده بروز پیدا می كند. علائم بیماری در برخی افراد تنها در شرایط خاصی ظاهر می شود: بهترین مثال اضطراب هنگام حرف زدن در مقابل جمع است كه اغلب آن را نوعی «اضطراب صحنه» (stage anxiety) به حساب می آورند، اما در واقع باید آن را نوعی «اضطراب عملكردی» (performance anxiety) نامید. «اضطراب عملكردی» می تواند بسیار ناخوشایند باشد، اما به شدت «اضطراب فراگیر اجتماعی» (generalized social anxiety) نیست كه در آن بسیاری از تعامل های شخصی با دیگران در فرد علائم اضطراب را به وجود می آورد. بیماری در این شكل باعث می شود كه فرد از انجام كارهایی از قبیل دستور غذا دادن یا غذا خوردن در میان جمع، استفاده از تلفن یا توالت خارج از خانه، بازگرداندن اجناس به مغازه، گپ زدن با دیگران، وارد شدن به اتاق پر از جمعیت، ابراز عقاید و نظرات و معرفی خود به مراجع قدرت یا غریبه ها خودداری كند. علائم بیماری هم روانی و هم جسمی اند. علائم روانی معمول شامل ترس مفرط از مورد قضاوت و نقد قرار گرفتن است؛ مبتلایان به این بیماری هنگامی كه تنها به تعاملات شخصی با دیگران فكر می كنند دچار احساس سراسیمگی، خجالت و تحقیر می شوند. علائم جسمی شبیه علائم سایر اشكال اضطراب است: تپش قلب، تنگی نفس، تعریق شدید، تنش عضلانی، دل آشوبه یا اسهال و لرزش دست. یك علامت به خصوص رایج سرخ شدن است. مبتلایان به اختلال اضطراب در جمع، اگر مورد تشخیص و درمان قرار نگیرند، معمولاً زندگی شان را به نحوی تغییر می دهند كه ارتباطات شخصی شان به حداقل برسد. روابط خانوادگی این افراد هم آسیب می بیند و ممكن است شغل شان را از دست بدهند. انزوای حاصل باعث می شود كه بیمار نتواند یك شبكه اجتماعی پشتیبان داشته باشد و به این ترتیب چرخه معیوبی به وجود می آید كه وضع او را بدتر می كند. برخی از مبتلایان ممكن است برای كنترل كردن علائمشان به مصرف الكل، دخانیات یا داروهای غیرقانونی روانگردان رو بیاورند. اما این «خوددرمانی ها» هیچگاه موثر واقع نمی شود. ● تشخیص نكته مهم تفاوت گذاشتن میان خجالتی بودن عادی و مبتلا بودن به «اختلال اضطراب در جمع» است. برای اینكه این تفاوت مشخص شود این سئوال ها را از خود بپرسید: آیا سراسیمه شدن در موقعیت های اجتماعی یا «ابله به نظر رسیدن» بزرگ ترین هراس شما در زندگی است؟ آیا همراه دیگران بودن یا برقراركردن رابطه با آنها برای شما مشكل است؟ آیا هنگامی كه كارهای ساده در مقابل عموم یا در موقعیت های جمعی انجام می دهید احساس ناراحتی و آشفتگی می كنید؟ آیا از رویدادهایی كه شما را در مركز توجه قرار می دهد، اجتناب می كنید؟ آیا ترس از سراسیمگی مانع می شود كه شما تعهدات تان را به انجام برسانید، مسئولیت ها یا چالش ها را بپذیرید یا به كارهایی اقدام كنید كه برایتان لذت بخش است؟ بسیاری افراد به یكی از پرسش های فوق جواب مثبت می دهند و اغلب ما احساساتی نظیر موارد فوق را گاه به گاه تجربه می كنیم. اما اگر به دو یا تعداد بیشتری از پرسش های بالا جواب مثبت داده اید یا اگر احساساتی كه در بالا ذكر شده بخش بزرگی از زندگی شما را اشغال كرده است، از پزشكتان بخواهید كه شما را از لحاظ امكان ابتلا به «اختلال اضطراب در جمع» مورد ارزیابی قرار دهد. ● درمان اگر پزشكان علت این اختلال را می دانستند ممكن بود بتوانند شیوه هایی را بیابند كه عدم تعادل های ژنتیكی، شیمیایی یا روانشناختی ایجادكننده این بیماری را اصلاح كنند. اما تا زمانی كه پژوهش ها در این مورد پیشرفت بیشتری كند، هیچ كدام از موارد فوق ممكن نیست. در موارد خفیف بیماری به خصوص هنگامی كه «اضطراب اجرا» مشكل اصلی است تكنیك های خودیاری ممكن است مفید باشد. برای مثال كسب تجربه در سخن گفتن در برابر جمعی از افراد ممكن است برای كنترل موارد خفیف اضطراب كافی باشد و شركت در گروه های حمایتی می تواند فرصت های لازم برای سخن گفتن در جمع را همراه با هدایت، پذیرش و تشویق فراهم آورد. اما در موارد شدیدتر دو راه درمانی اساسی وجود دارد: گفت وگو درمانی (روان درمانی) و دارو. این دو شیوه مانعه الجمع نیستند: بعضی ها ممكن است از یكی سود ببرند و بعضی ها از دیگری و برخی از تركیب هر دو. بهترین شیوه روان درمانی برای این بیماری «درمان شناختی _ رفتاری» است. این سیستم درمانی، عملی و نتیجه محور است و سعی می كند كه ادراكات بیمار را تغییر دهد بدون آنكه به تجربیات روانی ابتدایی كه ممكن است این ادراكات را تولید كرده باشد، بپردازد. اگرچه درمان شناختی _ رفتاری تنها چند دهه قدمت دارد اما بر بنیاد خردی باستانی است، فیلسوف یونانی اپیكتتوس به بهترین وجه آن را چنین بیان می كند: «انسان ها نه از رویدادها بلكه دیدگاه هایی كه نسبت به آنها دارند آشفته می شوند.» درمانگر در مورد اختلال اضطراب در جمع سعی می كند به بیمار كمك كند تا درك كند كه ترس هایش اساسی ندارد، یا دست كم بسیار اغراق شده اند. بیمار می آموزد كه ترس ها و افكار منفی اش را تشخیص دهد («شكار فكر»)، آن ترس ها را با موقعیت واقعی مقایسه كند («واقعیت سنجی») و راه هایی برای غلبه بر موانع ذهنی تعامل طبیعی اجتماعی را به تصویر درآورد. («تمرین شناختی») نهایتاً درمانگر تكالیف خانگی به بیمار می دهد و از او می خواهد كه از طریق قرار دادن تدریجی خود در برابر موقعیت هایی كه قبلاً از آنها اجتناب می كرد، افكار مثبت را به رفتار مثبت بدل كند («تعیین وظیفه») اگر تمام مراحل فوق به خوبی پیش رود، بیمار پس از ۶ تا ۲۰ جلسه یك ساعته در اصلاح رفتارهایش پیشرفتی واقعی نشان خواهد داد. از آنجایی كه این نوع درمان شیوه جدیدتری به حساب می آید نتایج دراز مدت آن هنوز كاملاً روشن نیست. از طرف دیگر استفاده از این تكنیك منوط به در دسترس بودن درمانگران آشنا با آن است كه برای همه امكان پذیر نیست. خوشبختانه سایر انواع گفت وگو درمانی ممكن است به بیمار كمك كند. داروها به خصوص در اضطراب اجرا تاثیر خوبی دارند. هدف این نیست كه خود ترس مهار شود بلكه مقصود مهار كردن علائم جسمی است كه باعث ناراحتی می شود. این علائم عمدتاً ناشی از فعال شدن بیش از حد «سیستم عصبی سمپاتیك» در بدن است كه مقادیر زیادی از آدرنالین و سایر هورمون های استرس زا را به خون وارد می كند. داروهای خانواده «مسدودكننده گیرنده بتا» می توانند اثر این هورمون های استرس زا را مانع شوند. در اغلب موارد بیماران تنها در هنگام مواجهه با موقعیت استرس زا لازم است دارو مصرف كنند، برای مثال وكیلی كه در هنگام حضور در دادگاه از ترس فلج می شود می تواند یك ساعت پیش از برپایی جلسه دادگاه یك داروی مهاركننده گیرنده بتا مثلاً پروپرانولول مصرف كند. این داروها در دوزهای متوسط معمولاً برای رفع علائم كفایت می كنند در این مقدار مصرف عوارض جانبی چندانی ندارند. اما اگر این داروها موثر نباشند، آرام بخش های خانواده «بنزودیازپین ها» ممكن است مفید باشند، این داروها حتی با یك دوز واحد پیش از «اجرای» كار مورد نظر موثر هستند. اما داروهای مسدودكننده گیرنده بتا و بنزودیازپین ها در مورد «اضطراب فراگیر اجتماعی» كمتر موثر هستند. در مورد این بیماری داروهای ضدافسردگی معمولاً بسیار مفیدند. اغلب پزشكان استفاده از داروهای ضدافسردگی گروه «مهاركننده های انتخابی باز جذب سروتونین» (SSRI) مانند پاروكستین یا (paxil) و سیتالوپرام (Celexa) را ترجیح می دهند. از آنجایی كه اضطراب فراگیر اجتماعی در موقعیت های مختلف ظهور می كند، بیماران مجبورند داروهایشان را هر روز مصرف كنند، در صورت عدم تاثیر داروهای ضدافسردگی، پزشك ممكن است داروهایی از گروه داروهای ضدتشنج مانند گاباپنتین (Neurotomin) برای رفع علائم اضطرابی بیمار تجویز كند. |
| Harvard Menصs Health Watch |
|
اضطراب
|
● علایم شایع بیماری الف) احساس اینکه یک اتفاق نامطلوب یا زیانبار به زودی رخ خواهد داد، ب) خشک شدن دهان ، مشکل در بلع ، یا خشونت صدا ، تند شدن تنفس و ضربان قلب ، تپش قلب ، ج) حالت لرزش یا پرش عضلات ، ناتوانی جنسی ، انقباض عضلات ، د) سردرد ، کمردرد ، عرق کردن ، تهوع ، اسهال ، کاهش وزن ، و) خوابآلودگی ، مشکل در تمرکز ، منگی یا غش ، تحریکپذیری ، خستگی ، کابوس ، مشکل در حافظه. هـ) بروز اختلال در روابط اجتماعی و شغلی ، افزایش ناگهانی میزان اضطراب ممکن است موجب بروز حمله هراس و فرار از موقعیت شود، وابستگی به داروها و نامنظمی ضربان قلب از دیگر علائم این بیماری هستند. ● علل بروز اضطراب فعال شدن مکانیسمهای دفاعی بدن برای مبارزه یا فرار ترشح آدرنالین از غدد فوقکلیوی افزایش مییابد، و موادی که از تجزیه آدرنالین در بدن جمع میشوند (کاتکول آمینها) نهایتاً بخشهای مختلف بدن را تحت تأثیر قرار میدهند. تلاش برای پرهیز از اضطراب خود موجب اضطراب بیشتر میشود. استرس با هر منشاء (مثلاً مشکلات اجتماعی یا مالی) ، سابقه خانوادگی اضطراب ، خستگی یا کار زیاد ، وقوع مجدد موقعیتهایی که قبلاً استرسزا بودهاند یا طی آنها به فرد آسیب رسیده است، بیماری جسمانی ، تکامل طلبی غیرمنطقی ، ترک اعتیاد و ... خطر بروز اضطراب را تسریع میکند. ● راههای پیشگیری الف) از روشهای کسب آرامش یا مراقبه برای کاهش استرس بهره بگیرید. ب) به فکر تغییر شیوه زندگی خود باشید تا استرس کاهش یابد. ج) استرس و اضطراب ایجاد شده را مدیریت کنید (مدیریت استرس). د) از تفکرات بی جا و بیش از حد دوری کنید. و) سعی کنید در اجتماعات حضور بیشتری یابید. هـ) سعی کنید زیادی با خودتان خلوت نکنید و خود را از تنهایی دور کنید (رهایی از احساس تنهایی). ● درمان اضطراب عمومی شده را میتوان با درمان کنترل کرد. غلبه کردن بر اضطراب اغلب موجبات زندگی بهتر و رضایت بخشتری را فراهم میآورد. الف) روان درمانی ۱) وقتی احساس کردید که دارای اضطراب هستید، بهتر است تحت بررسی و درمان از نظر موارد خاص تهدیدکننده یا منشاء استرس که در ناخودآگاه شما است ولی وجود دارد، قرار بگیرید. ۲) به فراگیری روشهای کاهش انقباض ناخودآگاه عضلانی مثل بازخورد زیستی و روشهای کسب آرامش بپردازید. ۳) فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری : فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ کنید. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری به کاهش اضطراب کمک میکند. ب) دارو درمانی ۱) امکان دارد داروهای ضداضطراب مثل بنزودیازپینها برای مدتی کوتاه تجویز شوند. ۲) امکان دارد از داروهای ضدافسردگی برای اختلال هراس استفاده شود. ۳) از کافئین و سایر مواد تحریککننده ، و نیز الکل استفاده نکنید. ● در چه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟ الف)اگر شما یا یکی از اعضای خانوادهتان علایم اضطراب را دارید و خود درمانی نتیجهای نداده است. ب) اگر شما دچار احساس ناگهانی هراس بیش از حد شدهاید. ج) اگر دچار علایم جدید و بدون توجیه شدید. داروهای مورد استفاده در درمان ممکن است عوارض جانبی به همراه داشته باشند. |
| شبکه رشد |
|
اضطراب
|
« فروید » معتقد است اضطراب بهائی است که بشر کنونی برای تمدن می پردازد. « آدلر » عقیده دارد که اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای بی تمدنی می پردازد. ● تعریف اضطراب : از نظر روانپزشکی اضطراب را می توان چنین تعریف کرد : نا آرامی هراس ترس ناخوشایند و منتشر با احساس خطر قریب الوقوع که منبع آن قابل شناختن نیست . ● تفاوت ترس با اضطراب اضطراب واکنش در مقابل خطری نامعلوم درونی مبهم و از نظر منشا همراه با تعارض است . اما ترس واکنش به تهدیدی معلوم خارجی قطعی و از نظر منشا بدون تعارض است . ● اجزای اضطراب اضطراب دارای دو جنبه اصلی است : الف ) جنبه فیزیولوژیکی ب ) جنبه شناختی بر انگیختگی جنبه فیزیولوژیکی که شامل تغییراتی در میزان ضربان قلب فشار خون تعرق بدن ترشح بزاق رنگ پوست اختلالات تنفسی حالت تهوع انقباض معده یا اسهال همراه است . جنبه شناختی اضطراب به طور یقین تلقی نا مطبوعی از رفتار مبهم و تهدید آمیز آینده است که فرد می تواند آن را توصیف کند. دو نوع اضطراب : برخی از افراد فقط در بعضی از مواقع مضطرب اند که به این نوع اضطراب اضطراب موقعیتی گفته می شود که به عنوان یک وضعیت نا پایدار و زود گذرتعریف شده است . برخی از افراد اغلب اوقات در حالت اضطراب به سر می برند که به این نوع اضطراب اضطراب خصیصه ای گفته می شود. این قبیل افراد آمادگی دریافت تهدید از طرق و موقعیتهای مختلف که اغلب بی ضرر بوده را دارند. اندازه گیری اضطراب : برای اندازه گیری اضطراب سه روش وجود دارد : ـ روش اول : ثبت و ضبط تغییرات فیزیولوژیکی ـ روش دوم : مشاهده رفتارهای حرکتی مانند لرزش بدن .... ـ روش سوم : که بهترین راه روش اندازه کیری اضطراب است عبارت است از به دست آوردن یک « خود سنجی ذهنی » از فرد به وسیله پرسشنامه نوشتاری . پاسخ به اضطراب به دو شکل صورت می گیرد. شکل اول رفتاری است مثل مواظبت بیش از حد بیقراری وابستگی مفرط تحریک پذیری اشتغال خاطر یا معدود شدن فعالیت یا تمرکز حواس . شکل دیگرپاسخ به اضطراب بدنی است بعضی ها واکنشهای احشا یی در یک یا چند دستگاه بدنی دارند بعضی ها ممکن است واکنشهای تنش عضلانی داشته باشند و بعضی ها ممکن است ترکیبی از احشایی و عضلانی داشته باشند. احتمالا در ۲ تا ۴ در صد از کل جمعیت شیوع اضطراب به صورت یک اختلال مشاهده می شود . ۱) اختلال اضطراب مفرط : خصوصیت اساسی اختلال اضطراب مفرط عبارت است از اضطراب شدید و غیر واقع گرایانه که حد اقل ۶ ماه یا بیشتر از آن طول کشیده باشد. نوجوانان مبتلا به این اختلال بی نهایت خجالتی بوده و در مورد اتفاقهای آتی مثلا امتحانها احتمال صدمه دیدن یا شرکت در فعالیت گروهی با همتاها یا بر آوردن انتظارها مثلا انجام امور در فرجه تعیین شده ملاقات در وقتهای تعیین شده ملاقات تعیین شده یا انجام کارهای روزمره احساس نگرانی کرده و در مورد ناراحتی ها و خطراتی که ممکن است در موقعیتهای گوناگون پیش آید خود خوری می کنند. ممکن است مدام عصبانی و در حال تنش به نظر برسند.این نوجوانان ممکن است به دلیل پیدایش اضطراب در محیط مدرسه از حضور در کلاس درس خودداری نمایند.این نوجوانان در جستجوی مورد قبول واقع شدن ممکن است بی نهایت سازشکار و پر شوق و ذوق باشند. ممکن است برای شرکت در فعالیتهای متناسب با سن که در آنها انتظار عملکرد می رود مثل مسابقه های ورزشی دودلی نشان دهند.سیر این اختلال در نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب مفرط ممکن است استرس های درونی شدیدی داشته باشند که تا بزرگسالی دوام یافته باشد. ▪ ملاکهای تشخیصی این اضطراب : خود خوری مفرط و غیر واقع گرایانه به مدت ۶ ماه یا بیشتر که این خود خوری با خصوصیات زیر مشخص می شود : ۱ ) نگرانی مفرط در مورد حوادث آینده ۲ ) نگرانی مفرط در مورد مناسب بودن رفتارهای گذشته ۳ ) نگرانی مفرط در مورد عملکرد ورزشی آموزشی یا اجتماعی ۴ ) شکایتهای جسمی مثل سردرد و دل درد که علت فیزیکی برای آن نمی توان پیدا کرد ۵ ) کمروئی بارز ۶ ) نیاز مفرط به اطمینان بخشی در زمینه های گوناگون ۷ ) احساس تنش شدید و ناتوانی برای احساس آرامش . ▪ درمان : هر چند مصرف داروهای ضد اضطراب در درمان اختلال اضطراب مفرط به طور سیستماتیک نشده است داروهائی مثل دیازپام را می توان در مواردی که نوجوان اضطراب شدید احساس می کند تجویز نمود. اما پزشک باید احتمال اعتیاد به داروهای ضد اضطراب را در نظر بگیرد.باسپیرون داروئی ضد اضطراب که ظاهرا با خطر سو مصرف همراه نیست امیدوارکننده است . ۲) اختلال های اضطرابی اضطراب که نوعی احساس ترس و ناراحتی بی دلیل است و فرد نمی تواند علت روشنی برای آن بیان دارد نشانه بسیاری از اختلال های روان شناختی تلقی می شود که اغلب بوسیله رفتارهای دفاعی نظیر فرار از یک موقعیت و محرک ناگوار یا انجام یک عمل طبق نظم و برنامه خاص کاهش می یابد. این اختلال ها عبارتند از : ۱ ) اضطراب تعمیم یافته ۲ ) اضطراب رعبی ۳ ) فوبی ۴ ) وسواس فکری وعملی ۱ ) اضطراب تعمیم یافته : ویژگی عمده این اختلال ترس از آینده است . این ترس بی اساس می باشد و به موضوع خاصی ارتباط پیدا نمی کند. فرد از وقوع حوادثی که اساس و پایه واقعی ندارد در هراس می باشد. علاوه بر نامشخص بودن منبع اضطراب در این اختلال نشانه ناتوانی در تمرکز و تصمیم گیری حساسیت زیاد اختلال در خواب عرق کردن زیاد و تنش مداوم عضلانی دیده می شود. ۲ ) اضطراب رعبی : این اضطراب شامل حمله های شدید ترس و وحشت است که تمرکز یافته و به هدف یا موقعیت یا محرک خاصی محدود شده است و از چند ثانیه یا چند ساعت به طول می کشد. نشانه های این اضطراب عبارتند از : تپش قلب تنگی نفس عرق کردن زیاد سردی و رنگ پریدگی صورت یا دستها و غیره اشاره کرد. ۳ ) فوبی : فوبی ترسی است دایمی از بعضی موقعیت ها یا اشیا که هیچ خطر جدی برای فرد ندارد . افراد گرفتار قبول دارند که هیچ دلیل روشنی برای ترس از فلان موقعیت یا محرک وجود ندارد اما اظهار می دارند که قادر نیستند که ترس را از خود دور سازند. فوبی انواع گوناگونی دارند که می توان به ترس از مکان های سربسته ترس از بلندی ترس از طوفان و رعد و برق ترس از تاریکی و غیره اشاره کرد. ۴) وسواس فکری و عملی : در این وسواس شخص احساس می کند که ناچار است در مورد مسائلی بیندیشد گر چه مایل نیست در باره آنها فکر کند یا نا گزیر است اعمالی را انجام دهد و به خود بگویدای کاش می توانستم آنها را انجام ندهم . وسواس فکری شامل اندیشه ها عقاید ناخواسته و مداومی هستند که فرد نمی تواند از آنها رهایی یابد. وسواس فکری وعملی با هم ارتباط دارند. مثلا فردی که به آلوده بودن دستهای خود باور دارد ممکن است دستهای خود را هر چند یک بار بشوید. زبان و تکلم افراد وسواسی نشان می دهد که آنان توجهی اغراق آمیز نسبت به جزئیات دارند. اکثر نظریه پردازان بالانگ موافقند که اضطراب مفهوم فرضی است . یعنی اضطراب نوعی تصور است که وجود خارجی و عینی ندارد ولی در تفسیر پدیده های مشاهده پذیر می تواند مفید باشد. ۳) اضطراب های طبیعی : برای انجام دادن هر کاری میزان معینی از اضطراب عادی است و ضروری هم می باشد. مثلا وقتی می خواهیم از عرض بزرگراهی به سلامت عبور کنیم یا سوار هواپیما شویم و از شهری به شهر دیگری مسافرت کنیم احتمال خیلی کمی وجود دارد که حتی اضطرابی اندک هم نداشته باشیم .اضطراب بیش از حد یا خیلی کم بر هر عملکردی تاثیری زیان بخش دارد. لازم است به فرد مضطرب کمک شود تا درک کند که فشار روانی زیاد به نشانه های اضطراب ختم می شود. این درک فرد نیاذمند کمک را در شناخت وضعیت درونی خود و نحوه مقابله با آن مدد نماید. اضطراب پدیده ای واحد نیست بلکه مشتمل بر سه بعد متفاوت است . ۱ ) نحوه احساس و کیفیت تاثرات جسمی که نشانه های حاد و مزمن را در بر می گیرد . ۲) نحوه تفکر که افکار فاجعه آمیز غیر منطقی و منفی را شامل می شود . ۳ ) نحوه رفتار که الگوهای اجتنابی و سبک های زندگی را در بر می گیرد . باید به افراد مضطرب کمک شود تا در ارزیابی مشکلات شان به سه بعد فوق توجه کنند ماهیت دقیق مشکلات آنان روشن گردد و بخش هایی که به تعبیر نیازمندند تعیین گردند. پس از ارائه آموزش به افراد مضطرب در ارتباط با روان شناسی و فیزیولوژی اضطراب کار بعدی این است که به او کمک کنیم تا الگوی اجتنابی آموخته شده را کنار بگذارد.فرد در حین درمان می آموزد اگر احساسات را بتواند تحمل کند و در موقعیت ترسناک یا دشوار باقی ماند احساسات اضطراب کاستی می پذیرد. می دانیم که اضطراب تنها تا سطح معینی افزایش می یابد و سپس در همان سطح باقی می ماند و وضعیت ثابتی پیدا می کند. این امر به این دلیل رخ می دهد که میزان تغییر فیزیولوژیکی در بدن بر اثر ترشح آدرنالین از بخش مرکزی غدد فوق کلیوی حد خاص و معینی دارد. وقتی اضطراب به حد بالایی رسید در آن سطح برای زمان معینی باقی می ماند.طول این مدت به طور عمده به نحوه احساس فکر و چگونگی رفتار فرد بستگی دارد. پس از مدتی که شخص در موقعیت دشوار قرار گرفت مغز و بدن او به تدریج این واقعیت را درک می کند که هیچ خطری واقعی وجود ندارد و میزان آدرنالین در جریان خون کاهش خواهد یافت و سپس به تدریج سطح اضطراب به سطح طبیعی بر خواهد گشت .علاوه بر فرایند آموزشی و تدوین این برنامه برای تسلط بر مشکل راه هایی به فرد ارائه می شود که به کمک آنها با احساسات اضطرابی خود نبرد کند و بر آنها چیره گردد. این مهارت ها عبارتند از : آموزش آرمیدگی به فرد آموزش فنون جهت پرت کردن حواس که به فرد کمک می کند تا توجهش را از تاثرات جسمی و افکار منفی برگیرد و آموزش مهارت های مثبت و منطقی جنبه مهمی از کنترل محسوب می شود. اضطراب همانند آتش زیر خاکستر است یک نسیم می تواند اخگرها را فروزان سازد. وقتی چنین اتفاقی رخ می دهد برخی از افراد بر آتش نفت می پاشند و آن را به دوزخ فروزانی تبدیل می کنند. دچار وحشت زدگی نفس نفس زدن و غیره می گردند در حالی که برخی دیگر شعله ها را به طور معقولی با یک پارچه نم دار خاموش می کنند. یعنی با آرامش تفکر مثبت طرح ریزی هدف مسئله گشایی و ابراز وجود هیچ کس کاملا نمی تواند بر اضطراب خود بدون تغییر سبک زندگی اش چیره شود. پیش از شروع درمان شیوه های رفتاری تفکر و احساسات فرد مضطرب که بیش از حد فشارزا بوده . و در نتیجه تغییر آنها لازم و ضروری است . اگر فرد بیش از اندازه کار می کند تعهدات بسیار فراوانی را تقبل کرده است . هیچ تفریح فراغت و سرگرمی در زندگی ندارد یا تماما خودش را وقف هدف های غیر واقع بینانه کرده است چنین رفتارها و نگرش ها باید تغییر یابد و هیچ یک از فنون کنترل اضطراب علیه چنین حماقت هایی موثر نیست . ▪ فنون خودیاری : متداول ترین فنون خود یاری برای مقابله فرد با اضطراب عبارتند از : ۱ ) آموزش آرمیدگی : از آرمیدگی برای مقابله با فشار روانی و اضطراب استفاده می شود . آرمیدگی در ماهیت دارای اثرهای فیزیولوژیکی مخالف آن دسته از تاثیراتی است که به وسیله فشارهای روانی ایجاد می شود و به طور خاص آرمیدگی کاهش در فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک ایجاد می کند و سبب افزایش فعالیت سیستم عصبی پاراسمپاتیک گردد. این آرمیدگی باعث کاهش ضربان قلب فشار خون فعالیت غدد تعریق تغییر الگوی امواج مغزی و کاهش فعالیت حرکتی و جسمانی گردد. آموزش آرمیدگی یک مهارت و یک پاسخ اکتسابی تلقی می شود که فرد می تواند برای مقابله با تجربه فشار روانی و احساسات اضطراب مورد استفاده قرار دهند. ـ ضرورت آرمیدگی : تمرین های آرمیدگی برای کمک به فرد طرح ریزی شده است تا یاد بگیرد که چگونه تنش عضلانی را کاهش داده و به طور کلی از تنش موجود در بدن خود آگاه تر شود. فرد با یادگیری ایجاد تنش عضلانی از طریق انقباض و سپس رها کردن آن به تدریج در می یابد که این امکان وجود دارد که تنش عضلانی ناشی از فشارهای روانی روزمره را از طریق همین شیوه از بین ببرد. ـ شرایط لازم برای آرمیدگی : یادگیری آرمیدگی مانند هر مهارتی نیاز به زمان و تمرین دارد.بهترین زمان برای تمرین آرمیدگی وقتی است که احساس می کنید بیش از حد تحت فشار روانی قرار گرفته اید. خودتان را محدود به زمان خاصی نکنید بلکه سعی نمایید تمرین ها را در ساعت های گوناگون روز انجام داده تا اگر تفاوتی وجود دارد آن را حس کنید. اگر پس از چند بار تمرین احساس کردید که چندان سودمند نیست دلسرد نشده و آن را کنار نگذارید. برای این روش تمرین و ممارست از اصول اساسی است . ـ پرت کردن حواس : تفکر در مورد نشانه های نا خوشایند باعث تشدید آنها خواهد شد. این نشانه های شدت یافته موجب می شوند که ما احساس اضطراب کنیم و در عمل ترسمان چنان افزایش می یابد که نشانه ها مجددا تشدید شده و این شدید شدن نشانه ها دوباره ما را بیشتر مضطرب می کند منحرف ساختن توجه از احساسات ناخوشایند کار بسیار مشکلی است . برای کنترل این احساسات دو چیز را باید یاد بگیرند : ۱ ) مصمم شوید که در مورد این احساسات فکر نکرده و خودتان را با آنها مشغول نسازید . ۲ ) ذهنتان را با مسائل دیگری مشغول کرده و حواستان را پرت کنید . شیوه های متعددی برای پرت کردن حواس وجود دارد.برای این که بفهمید کدام یک از این شیوه ها در مورد شما کارایی دارد لازم است آنها را به کار ببندید .زمانی که علائم شروع شده اند ما باید فورا وارد عمل شده و شیوه خاصی از پرت کردن حواس را به کار ببریم . ـ شیوه توقف تفکر : اساسا از فرد خواسته می شود که روی افکار منفی و رنج آور تمرکز کرده و آنها را عملا با صدای بلند بیان کنید. همان طوری که به تدریج بیشتر و بیشتر در این افکار غرق می شوید ناگهان با صدای بسیار بلند فریاد می زنید بس کن . با این شیوه چندین بار تمرین کنید تا دریابید که با فریاد کشیدن و بس کن افکار به طور موفقیت آمیزی قطع می شوند. در آخرین مرحله تفکر بدون صدای بلند و به ذهن آوردن کلمه بس کن بدون بیان آن می باشد. ـ ایجاد درد خفیف : احساس درد علامت هشدار دهنده به مغز برای حفظ بدن از آسیب بیشتر است . درد هر علامت دیگری را که مغز ممکن است در همان زمان دریافت کند کنار می زند. همانند روش های توقف تفکر ایجاد درد به عنوان ابزاری برای پرت کردن حواس برای قطع کوتاه مدت افکار نگران کننده شدید و تکراری است . ● خلاصه مطالب اختلال های اضطرابی به اضطراب تعمیم یافته اختلال حواس فوبی وسواس فکری و عملی و اختلال فشار روانی تقسیم شده اند. چهار گونه افکار وجود دارد که در ایجاد و تشدید نشانه های اضطراب نقش محوری دارند و عبارتند از : افکار پیش بینی افکار ناتوانی در مقابله افکار ناشی از تعبیر نادرست و احساس های بدنی و افکار گریز. ظرفیت افراد در برابر فشار روانی و ایجاد اضطراب متفاوت است . عواملی که باعث تداوم آن می شوند عبارتند از : سبک زندگی اجتناب بی اعتمادی و طرز تفکر. اقدامات درمانی اضطراب مشتمل بر سه بعد متفاوت است . نحوه احساس و کیفیت تاثیرات جسمی نحوه تفکر و نحوه رفتار فنون خود یاری آموزش آرمیدگی و آموزش شیوه های دسترسی به آرامش در درمان اضطراب موثر می باشد. |
| اکرم السادات سیدی |
| روزنامه جمهوری اسلامی |
|
اضطراب آزمون و چگونگی کنترل آن
|
چرا در موقعیت امتحان یا آزمون یا شرایط خاص ، که برای شمابسیارمهم وحیاتی است دچار اضطراب می شوید؟ آیا راه کنترل یا غلبه براضطراب را می شناسید؟ عصر ما را عصر اضطراب نام داده اند. زیرا در تمام شئون زندگی آثار اضطراب را می توان دید . با توجه به این که تعاریف ، تقسیم بندی و راه های کنترل و درمان متعدد وجود دارد ، به برخی ازآن ها درزیر اشاره می کنیم : ● تعاریف : ▪ حالت عاطفی نامطبوع که با تغییرات سایکو فیزیولوژیک در پاسخ به یک تعارض درونی همراه است. ▪ یک ترس درونی شده. ▪ واکنش ناآگاهانه دربرابر تمایلات سرکوب شده واضطراب نتیجه طرزتفکر غیرمنطقی است. میزان اضطراب را متناسب با میزان بی اعتباری پیش بینی های فردی دانسته اند . ▪ اضطراب امتحان با عوامل شخصیتی ، اجتماعی خانوادگی ، فرهنگی وآموزشگاهی رابطه دارد و در عملکرد تاثیرگذار است و آن را «ترس ودلهره و نگرانی که افراد درمواجهه باموقعیتی به نام امتحان با آن روبرو می شوند » تعریف کرده اند. معمولا کسانی دارای اضطراب امتحان هستند که : ۱) هنگام مطالعه دروس امتحانی مضطربند. ۲) به هنگام حضور درامتحان دچار فراموشی می شوند. ۳) درباره نحوه امتحان ونتایج آن از مدت ها قبل نگرانند. ۴) علایم جسمانی نظیر تپش قلب، عرق کردن ،تنفس عضلانی و…. دارند . ۵) هنگام امتحان دادن ، تمرکز حواس ندارند وقادر به تنظیم آموخته ها نیستند. ● عوامل موثر در اضطراب امتحان: ۱) تصویرغیر واقع بینانه ازخود : انسان خود راحقیرمی بیند وازشخصیت واقعی اش درحال فراراست وازسوی دیگر اضطراب این امر را تقویت می کند . تصور غیرواقعی ازخود هم دلیل و هم منشااضطراب است . ۲) مسائل گذشته و پیشامدهای آینده : رها کردن وضعیت فعلی ومعطوف داشتن فکر به مسائل گذشته ویا آینده ۳) عوامل عاطفی وفیزیکی قبل وحین امتحان : مکانیسم های روانی هیجان درقبل وحین امتحان بر یاد آوری وحافظه تاثیر دارد. اضطراب امتحان درسطح بالا همواره درفعالیت وکارآیی مزاحمت ایجاد می کند واضطراب درسطح متوسط مقداری انگیزه ایجاد می کند. ۴) عوامل شخصیتی : ـ اضطراب عمومی ـ عزت نفس پایین ـ اسناد درونی ـ شکست ها ۵) عوامل خانوادگی : ـ الگوهای خشک وغیرقابل انعطاف پرورش انتظارات بیش ازحد ـ تنبیه وسرزنش ـ عدم تشویق ـ وضعیت اقتصادی اجتماعی پایین ۶) عوامل آموزشگاهی : ـ محیط و موقعیت امتحان ـ محدویت زمان ـ عدم مطالعه صحیح وکافی ـ عوامل مزاحم (نور ،صدا مراقبین و……..) ۷) عدم آمادگی : ـ هوش ـ انگیزه موفقیت ـ درماندگی آموخته شده.. ـ خود را با دیگران مقایسه نکنید. ـ دلایل موفقیت دیگران را بررسی کنید. ـ درطول سال با انتخاب صحیح هدف وبرنامه متناسب با توان خود، تلاش را با توکل به خدا و امیدواری شروع کنید. ● علایم اختلالات اضطرابی : ۱) علایم شناختی : ـ مشکلات حسی ادراکی ـ مشکلات تمرکز وحواس پرتی ـ اشکالات مفهومی ( تعریف شناختی ) ۲) علایم عاطفی : ـ بی حوصلگی ـ نارآمی ـ ترس ۳) علایم رفتاری : ـ بازداری ـ اجتناب ـ اشکال کلامی ـ ناهماهنگی ۴) علایم فیزلوژیکی : ـ علایم قلبی – عروقی ( افزایش ویاکاهش فشار خون و ضعف ) ـ اشکالات تنفسی ( احساس خفگی ) ـ علایم عصبی – عضلانی ( اسپاسم ) ـ معده ای – روده ای ( درد شکم وتهوع) ـ علایم پوستی ( تعریق – برافروختگی چهره و..) ● روش های کاهش اضطراب امتحان : با توجه به تاثیر مخربی که اضطراب امتحان درنظام آموزشی به جا می گذارد ، لزوم کمک رسانی درجهت پیشبرد اهداف بهداشت روانی به منظور جلوگیری ازافت تحصیلی احساس می شود. ۱) درمان دارویی. ۲) درمان شناختی : ـ بیان خود ـ ابراز خود ـ آگاهی ازافکار پریشان ومولد اضطراب. ۳) درمان منطقی – هیجانی : بازسازی اعتقادات و باورهای غیر منطقی افراد که پایه اختلال هیجانی و رفتار علیه خود می باشد. ۴) حساسیت زدایی منظم. ۵) کسب مهارت های مطالعه. ۶) استفاده ازروش های تن –آرامی ( رفتاردرمانیrelaxation) ● رهنمودها : ▪ درطول سال با انتخاب صحیح هدف و برنامه متناسب باتوان خود تلاش را با توکل به خدا وامیدواری شروع کنید. ▪ دربرنامه ریزی به استعداد و میزان تلاش خود توجه کنید . ▪ هدف خود راواقع بینانه انتخاب کنید. ▪ به روش های صحیح مطالعه توجه کنید ▪ به طول مدت تمرکز خود توجه کنید . مراحل تقویت حافظه وبه یاد آوردن بهتر مطالب را یاد بگیرید.نقاط ضعف رابیابید وازکمک های تحصیلی ، آموزش استفاده مطلوب ببرید. ▪ خود را با دیگران مقایسه نکنید . ▪ اشتغال بیش از حد فکر به قبول شدن و نشدن وقت وانرژی روانی شما راکاهش می دهد . ▪ چنانکه سال های قبل ، کنکور داده وموفق نشده اید ، به جای مرور شکست سال های قبل به دلایل شکست توجه کنید. رشته امتحانی محل و موقعیت امتحان ، موقعیت عاطفی ، هیجانی خود وخانواده ، نحوه برنامه ریزی و مطالعه …. را ارزیابی کنید. ▪ ازتعمیم دادن نادرست اجتناب بورزید . ▪ به ضمیر ناخودآگاه خود ، دستور و برنامه « موفقیت » بدهید وشکست رابرای خود برنامه ریزی نکنید . ▪ دلایل موفقیت دیگران را بررسی کنید. ▪ به خود بگویید : « چرا به مسئله پذیرفته شدن در کنکور این قدر فکر می کنم ؟ » و راه حل های دیگر برای موفقیت در سایر سطوح را بررسی کنید . ▪ به تغذیه استراحت کافی و سلامت جسمانی خود توجه کنید . ▪ میزان تلاش ، آمادگی و آرامش خود را واقع بینانه بررسی کنید. ▪ به میزان مطالعات دیگران توجه نکنید . تفاوت های فردی مطرح هستند. ● رهنمودهایی برای کنکوری که پیش رودارید : ۱) روز قبل ازامتحان ، ازمطالعه ومرور دروس خودداری کنید . مرور روز قبل ، اضطراب آور است . ۲) مکان امتحان را از نزدیک ببینید . ۳) چنانچه تجربه قبلی ازکنکور دارید ، محل وشرایط قبلی رابررسی کنید. ۴) موقعیت مشابه را درذهن تصورکنید وسعی کنید با روش آرامش عضلانی خود را آرام کنید. ۵) اگر اضطراب شما بیش ازحد است ونیاز به حمایت های دارویی دارید ، اقدام کنید. ۶) روز قبل ازامتحان مواد انرژی بخش مانند شیر، خرما و… استفاده کنید. ۷) بدانید شما که تلاشتان را انجام داده اید، نتیجه مطلوب عایدتان می گردد . ۸) خود را در حالی که راحت نشسته اید و به سوالات پاسخ می دهید ، تصور کنید واحساس خود را پس ازاینکه موفق شده اید ،ببینید . ۹) به خود آرامش دهید و مثبت بیندیشید ، با نام خدا جلسه راشروع کنید و به او توکل کنید. ۱۰) قبل ازشروع جلسه ، ازپرسش وپاسخ درسی به هرشکل خودداری کنید. ۱۱) هنگام پاسخگویی ، فقط به پاسخ دادن توجه کنید، توجه خود را به شرایط محیطی کاهش دهید . |
|
اضطراب اجتماعی
|
در اینجا میخواهیم به نوعی خاص از اضطراب بپردازیم كه به شرایط اجتماعی و گروهی، صحبت كردن در جمع، غذا خوردن در جمع و برقراری ارتباطات بین فردی مربوط میشود. اضطراب اجتماعی (social anexiety) یا هراس اجتماعی (social phobia) مقولهای است كه عده كثیری از مردم با آن درگیرند. میلیونها نفر از آمریكاییها از اضطراب اجتماعی رنج میبرند و روانشناسان معتقدند كه این اختلال، سومین اختلال روانی شایع در جامعه آمریكاست. زمانیكه دگرگونیها و تغییرات در جامعه با سرعت و روندی تند شكل گیرند، افراد باید سخت تلاش كنند تا خود را در مدت زمان كوتاهی با شرایط جدید سازگار و هماهنگ نمایند. برای این كه مفهوم اضطراب اجتماعی روشنتر بیان شود، مثالی از شخصی مبتلا به آن، میآوریم: او میخواهد به رستوران مورد علاقهاش برود و غذا بخورد. گرسنه است و از حالا غذایی كه میخواهد بخورد را هم میداند. زمانی كه جلوی رستوران میرسد، از اتومبیل پیاده نمیشود. مرتب عرق میریزد و دستانش لرزش گرفتهاند، با خود میگوید كه بهتر بود اصلاً نمیآمد. میخواهد برگردد ولی گرسنه است و باید همین حالا غذا بخورد به همین خاطر با اكراه و ترس وارد رستوران میشود. نمیتواند غذایی سفارش دهد چون میترسد كه وقتی پیشخدمت او را اینقدر مضطرب و هراسان ببیند، خواهد خندید و ممكن است وقت پول دادن، كیف پولش به زمین بیفتد و آن وقت همه مسخرهاش خواهند كرد. اگر سر میزی بنشیند و غذا بخورد، همه او را نگاه میكنند و میگویند كه چقدر بیادبانه غذا میخورد و لباسهایش چقدر بیقواره و ناهماهنگ هستند. اگر لیوان از دستش لیز بخورد و بشكند، آن وقت چه؟! این افكار باعث میشود كه او به سرعت به اتومبیلش برگردد و همانطور گرسنه و مضطرب رستوران را ترك كند. بسیاری از علائم اختلال اضطراب اجتماعی در این مثال ذكر شدند. فردی كه به این بیماری مبتلاست، با مشكلات گوناگونی روبهرو خواهد شد چرا كه اضطراب اجتماعی بر جنبههای متفاوتی از زندگی سایه میافكند. حضور موفق در مصاحبههای استخدامی با وجود چنین اضطرابی ناممكن خواهد شد، سخنرانی كردن، آشنایی و ملاقات با دوستان و همسایگان یا همكاران جدید، لباس خریدن و گرفتن گواهینامه رانندگی اموری هستند كه شخص مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نمیتواند به آسانی از عهدهشان برآید و حتی ممكن است از حضور در بعضی مكان اجتناب كند. او شخص باهوش، دانا و با معلوماتی است كه تواناییهای قابل توجهی هم دارد ولی نمیتواند با دیگران ارتباط برقرار نموده، مهارتهایش را به كار گیرد. شخصی كه از اختلال اضطراب اجتماعی رنج میبرد، پیوسته خیال میكند كه دیگران به او چشم دوختهاند و حواسشان متوجه اعمال و رفتار اوست. همین احساس ناخوشایند، خالق اضطرابی سخت است كه زندگی را بر چنین بیماری تنگ خواهد كرد. اضطراب اجتماعی همه جوانب زندگی اجتماعی بیمار را تحت تأثیر منفیاش قرار میدهد و او بسیاری فرصتها را از دست خواهد داد. اگر شما هم چنین نشانههایی را دارید و با اضطراب اجتماعی دست به گریبانید، خودتان هم میدانید كه تفكری غیرمنطقی دارید و ممكن نیست كه همه مردم فقط درباره شما فكر كنند. نكته تلخ و ناراحتكننده در این اختلال، آگاهی بیمار از غیر منطقی و بیاساس بودن احساسات و افكارش است. در عین این شناخت، او قادر نیست بر احساسات و افكار آزار دهندهاش غلبه كند. شما هم میبینید كه هر روز اضطرابی شدید را تحمل میكنید كه زندگی اجتماعی را برایتان دشوار نموده است. میدانید كه این ترسها و نگرانیها بیپایه و غیرمنطقیاند ولی نمیتوانید از آنها رهایی یابید. دوستان یا همكارانتان، شما را به مهمانی دعوت میكنند ولی نمیپذیرید؛ حضور در جمعی شلوغ و صرف غذا كنار دیگران ناراحتكننده و اضطرابآور است. ولی اوضاع میتواند تغییر كند. به پزشك مراجعه كنید. رواندرمانی و مشاوره و توصیههای پزشك متخصص بیتردید كمكتان خواهد كرد. یافتن ریشه این اختلال اضطرابی نخستین و مهمترین گام در درمان آن است. اختلال اضطراب اجتماعی درمان میشود. امید به درمان و پشتكار و مداومت در جریان آن، شما را به دنیایی بدون اضطراب اجتماعی بازخواهد گرداند. |
| منبع: http:/EzineArticles.com ترجمه آذین صحابی |
| روزنامه همشهری |
|
اضطراب اجتماعی چیست؟
|
کودکان و بزرگسالان دارای اضطراب اجتماعی، احساس میکند با محیط اطراف هماهنگ نیستند و به همین خاطر احتمال میدهند مورد انتقاد قرار بگیرند. یا احمق به نظر برسند و یا این که هیچکس آنها را دوست نداشته باشد. همچنین علایم جسمانی نظیر سرگیجه، دلشوره، لرزش دست، سرخ شدن یا گرفتگی عضلات را تجربه میکنند. بررسیهای اخیر نشان داده حدوداً پنج درصد کودکان و بزرگسالان دچار اختلال اضطراب اجتماعی هستند. بر طبق نتایج اکثر افراد مبتلا آسیبهایی را در مدرسه، خانه و روابطشان تجربه میکنند. برخی کودکان نوع حاد این اختلال را با عنوان «لالی انتخابی» نشان میدهند. این کودکان میتوانند با افراد خانواده ارتباط برقرار کنند، اما وقتی با غریبهها و سایر بزرگسالانی که جزء اعضای خانواده نیستند؛ روبرو میشوند بسیار احساس ناراحتی میکنند و از صحبت کردن خودداری میکنند. امتناع از پاسخگویی به سؤالات در کلاس یا امتناع از صحبت کردن با کودکانی که جزء اعضای فامیل نیستند، نشانههای مشترک در چنین کودکانی است. تحقیقات کمی بر روی لالی گزینشی صورت گرفته و برخی هیچ آشنایی با این اختلال ندارند. در حال حاضر مراکزی مشغول مطالعات در زمینه خانواده و ژنتیک هستند تا اطلاعات مناسبی در مورد علت اختلال بیابند. برای این که بدانید آیا فرزندتان دچار اضطراب اجتماعی هست یا نه، میتوانید به این سؤالات پاسخ دهید. - آیا فرزندتان از پاسخ دادن به سؤالات در کلاس درس میترسد؟ - در هنگام مواجهه با دیگران میترسد؟ - هنگام صحبت کردن در جمع به شدت نگران میشود؟ - از انجام فعالیتهای گروهی امتناع میکند؟ - آیا از دستپاچه شدن مقابل دیگران، نگران میشود؟ همچنین برای این که بررسی کنید و ببینید آیا این اختلال برای کودک یا نوجوان شما مشکلی به وجود آورده است؛ میتوانید به سؤالهای دیگری هم جواب دهید. - آیا اضطراب اجتماعی باعث شده کودکتان در دوستیابی دچار مشکل شود؟ - آیا اضطراب اجتماعی عملکرد آموزشی او را ضعیف کرده یا معلمش میگوید او در فعالیتهای کلاسی مشارکت نمیکند؟ - آیا اضطراب اجتماعی مانع از این شده که کودکتان کارهایی را که دوست دارد، انجام دهد؟ چنانچه پاسخ شما به بعضی از سؤالات بالا مثبت باشد، کودکتان احتمالاً دچار اضطراب اجتماعی است. آیا راهحلی برای مشکل وجود دارد؟ راههای درمانی مختلفی برای این اختلال در کودکان و بزرگسالان وجود دارد. عموماً رواندرمانیهای استفاده شده در این اختلال، درمانهای شناختی و رفتاری هستند که به کودکان یاد میدهند چگونه به مرور با موقعیتهای اجتماعی ترسآور روبهرو شوند، با افکار بیهوده و نگرانکننده مبارزه کنند، مهارتهای اجتماعی را (نظیر سر صحبت را باز کردن، خود را به جمع معرفی کردن، ارتباط چشمی برقرار کردن) بهبود بخشد و در نهایت تکنیکهای آرامشبخشی را به کار میگیرند. درمانهای دارویی خاص نیز برای کاهش اضطراب در موقعیتهای اجتماعی استفاده میشوند. هدف دارو درمانی این است که به کودک کمک کند تا در موقعیتهای استرسزای اجتماعی مستأصل نشود. برای انتخاب بهترین درمان در ابتدا با یک روانشناس در مورد راههای مختلف و جزییات مسئله بحث کنید و سپس تصمیم بگیرید. |
| انجمن صرع ایران |
انواع اضطراب
اساسا دو نوع اضطراب وجود دارد:
الف) اول، نوعی که به طور طبیعی به عنوان عکس العمل در مقابل استرس یا خطر تجربه می شود، مثلا وقتی که شخصی، تهدید علیه امنیت یا سلامتی اش را به روشنی تشخیص دهد، در این هنگام احساس لرزه و رعشه می کند، دهانش خشک می شود و معده اش احساس سوزش می کند. بیشتر مردم این گونه احساسات را به هنگام رویارویی با خطر یا فشار تجربه کرده اند.
ب) نوع دیگر اضطراب، اضطراب "درون زاد" است. این اضطراب ناگهان و بدون هشدار و بدون هیچ علتی ضربه می زند و گاهی چنین به نظر می رسد که بخش هایی از بدن از کنترل شخص خارج می شود. عبارت درون زاد به معنی ایجاد شده از درون است، به این معنی که در اینجا اضطراب در اثر عوامل محیط خارجی فرد به وجود نمی آید، بلکه از درون فرد سرچشمه می گیرد. اختلالات ناشی از اضطراب عبارت است از پیدایش ترس مزمن، پایین بودن آستانه تحمل مشکلات و محرومیت ها، و باور قوی که دنیا محلی خطرناک و خشن است. چنین فردی شدیدا احساس عدم اعتماد به نفس می کند و حتی در مسائل بسیار کوچک نیز از توان و کارآیی خود مطمئن نمی باشد. او احساس می کند قدرت تمرکز روی مسائل را ندارد و حتی افکار و اعمالش متعلق به خودش نیستند. در اینجا برخی از علائم اضطراب را نام می بریم:
۱) لرزش و ناپایدار بودن پاها
۲) مشکلات تنفسی
۳) تپش قلب
۴) درد و احساس فشار در سینه
۵) احساس خفگی
۶) اختلالات جنسی
۷) احساس داغ شدن
۸) حالت تهوع
۹) اسهال
۱۰) سر درد و دردهای همراه آن
۱۱) وسواس و احساس اجبار
|
اضطراب امتحان چیست و راه های مقابله با آن کدام است؟
|
با توجه به تحقیقات انجام شده، آشفتگی معده، به هم خوردن ساعت های خواب و آرامش، تغییراتی در میل به غذا، ضعف، سرگیجه، تغییر در فشارخون، میزان نبض و ترشح هورمون های آدرنالین و نورآدرنالین در افراد دارای اضطراب امتحان و یا در ایام امتحانات و در نتیجه هنگام امتحان در افراد مستعد به اضطراب، افزایش می یابد. همچنین در افراد دارای اضطراب امتحان در امتحانات شفاهی تپش قلب، پریدگی رنگ صورت، لكنت زبان، حركت های غیرارادی دست و پا، تغییر صدا، لرزش بدن و صدا، تغییر دمای بدن، خشكی دهان و عرق كردن بارز است. همچنین اضطراب امتحان سبب ضعف ایمنی بدن می شود و در نتیجه در ایام امتحانات عفونت دستگاه تنفس در دانشجویان و دانش آموزان افزایش می یابد. ● شیوع اضطراب امتحان: در مورد شیوع سنی و كلاسی اضطراب امتحان باید گفت كه با زیاد شدن سن و بالا رفتن پایه تحصیلی اضطراب امتحان افزایش می یابد و به نظر می رسد اضطراب امتحان بین سنین ۱۰ تا ۱۱ سالگی شكل گرفته و ثبات پیدا می كند و تا بزرگسالی ادامه می یابد. به نظر می رسد دختران بیش از پسران اضطراب امتحان را تجربه می كنند. در دختران، تشویق به پذیرش اضطراب و قبول آن به عنوان یك ویژگی زنانه دیده می شود و آن را ویژگی زنانه ادراك می كنند و یا به عبارتی دختران یاد می گیرند كه به هنگام اضطراب به طور منفعلانه تسلیم شوند. در حالی كه پسران در مورد پذیرش اضطراب دفاعی برخورد می كنند و آن را تهدیدی برای احساس مردانگی خود به حساب می آورند. پسران می آموزند كه با اضطراب كنار آمده و یا آن را انكار كنند و راه هایی برای مقابله و تسلط بر آن پیدا كنند و در سبب شناسی اضطراب امتحان می توان به نقش سه عامل شخصیتی، خانوادگی و آموزشگاهی اشاره داشت. ۱) عوامل شخصیتی: در بین این عوامل می توان به اضطراب عمومی، عزت نفس پایین، استناد درونی شكست ها، خودكفایی پایین، هوش متوسط و كم بودن انگیزه موفقیت اشاره كرد. ۲) عوامل خانوادگی: توجه بیشتر خانواده ها به وضع درسی بدون توجه به راه و رسم توجه صحیح چه بسا همین توجه زیاد می تواند عامل ایجاد اضطراب امتحان شود. بنابراین انتظارات نامعقول و بیش از حد توان افراد، می تواند در آنان ایجاد اضطراب كند. به جز انتظارات بیش از حد والدین، الگوهای خشك و غیرقابل انعطاف پروری، تنبیه و سرزنش، عدم ارائه تشویق و تقویت و وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین نیز در بین عوامل خانوادگی یا اضطراب امتحان هم بستگی دارند. ۳) عوامل آموزشگاهی: این عوامل مربوط به محیط مدرسه و دانشگاه و موقعیت امتحان است. از آن جمله: انتظارات نابجای استاد و معلم، سخت بودن امتحان، مراقبین امتحان، محدودیت زمانی در جلسه امتحان، محیط نامناسب امتحان و وجود عوامل مزاحم مثل سر و صدا، نور و تهویه نامناسب اشاره كرد؛ به نظر می رسد هنگامی كه اضطراب از حد معینی افزایش یابد عملكرد فرد كاسته می شود در حالی كه اضطراب خفیف یا مقطعی ممكن است سبب افزایش كار و فعالیت شود. ● روش های درمانی برای كاهش اضطراب امتحان: معمولا عمده شیوه هایی كه در سال های اخیر در مورد درمان اضطراب به كار برده شده است، شیوه های شناختی رفتاری است. از بین تكنیك های شناختی و رفتاری كه برای كاهش اضطراب امتحان استفاده شده است، می توان به موارد زیر اشاره كرد: تن آرامی، حساسیت زدایی منظم، ایمن سازی در مقابل استرس، آموزش مهارت های مطالعه، مقابله با باورهای غیرعقلانی و غیرمنطقی. |
| نجمه پهلوانیان كارشناس آموزش دوره ابتدایی |
| روزنامه جوان |
|
اضطراب امتحان را چگونه رفع کنیم
|
● توصیه ها : ۱) به والدین توصیه می کنیم که عادات مطالعه مناسب را در فرزندشان شکل دهند . ۲) به فرزندشان یاد آوری کنند که درسها را انباشته نکنند و هرروز ضمن مرور درسهای همان روز، تکالیف خودرا انجام دهند . ۳) درشب امتحان فقط به مطالعه خلاصه و سوالاتی که در طی دوره یادداشت کردهاند بپردازند. ۴) انتظار والدین از کودک با توانایی و میزان تلاش هایش مطابقت داشته باشد . ۵) به دانش آموز توصیه می کنیم در جلسه امتحان خوب تمرکز کرده و از نگاه کردن به نقاط مختلف سالن خودداری کند . ۶) اضطراب والدین به دانش آموز منتقل می شود. پس آرامش خودشان را حفظ کنند. ۷) بهتراست دانش آموز پس از مرور کردن سوالات ابتدا به سوالات ساده تر پاسخ دهد . ۸) عجول بودن به میزان زیادی از دقت در پاسخ می کاهد .با صبروحوصله و تنظیم مناسب زمـان بـایـسـتـی بـه سـوالات پاسخ داد. ۹) سعی کنیم روشهای صحیح مطالعه و آرامش عضلانی را به دانش آموز آموزش دهیم . |
|
اضطراب امتحان; علل پیدایش و راههای درمان آن
|
وجود اضطراب در حد اعتدالآمیز آن، پاسخی سازش یافته تلقی میشود كه موضعگیری متفاوت انسانها در برابر حوادث طبیعی و غیر طبیعی را به دنبال دارد; اضطراب است كه ما را وامیدارد تا برای معاینه كلی به پزشك مراجعه كنیم، كتابهایی را كه از كتابخانه به امانت گرفتهایم بازگردانیم، اگر وعده ملاقاتی با كسی گذاشتهایم، به موقع در سرقرار حاضر شویم، در یك جاده لغزنده با احتیاط رانندگی كنیم و... بنابراین وجود اندكی اضطراب میتواند به عنوان یكی از مؤلفههای شخصیت و در واقع بخشی از زندگی انسان، تاثیر مثبتی بر فرآیند زندگی و تحول آن داشته باشد; زیرا این فرصت را برای افراد فراهم میآورد تا مكانیزمهای سازشی خود را در صورت مواجه شدن با منابع اضطرابزا، گسترش دهند. (۱) اضطراب در پارهای از مواقع میتواند، سازندگی و خلاقیت را در كودك یا نوجوان به وجود آورد و یا آنها را تحریك كند تا به طور جدی با یك مسؤولیت مهم مانند آماده شدن برای امتحان یا پذیرفتن یك وظیفه اجتماعی، مواجه شوند. (۲) طبیعی است كه این نوع اضطراب نه تنها هیچ ضرری برای فرآیند رشد انسان ندارد، بلكه امری سازنده و مفید نیز هست. اما در مقابل یك نوع اضطراب مرضی (منفی) نیز وجود دارد كه عامل بسیاری از اختلالات شناختی و بدنی، ترسهای غیرموجه و وحشتزدگیها به شمار میآید و باعث میشود انسان از بخش عمدهای از امكاناتش محروم گردد. (۳) در این مقاله بر آن هستیم تا پیامدهای حاصل از اضطراب امتحان و نیز راههای درمان و یا كاهش آن را مورد بررسی قرار دهیم. تعریف اضطراب امتحان «اضطراب امتحان» اصطلاحی كلی است كه به نوعی اضطراب یا هراس اجتماعی (۴) خاص اشاره دارد. این نوع اضطراب، فرد را نسبتبه تواناییهایش دچار تردید كرده و توان او را برای مقابله با موقعیت امتحان، كاهش میدهد. فردی كه دچار اضطراب امتحان شده است، مواد درسی را میداند، اما شدت اضطراب وی مانع از آن میشود كه معلومات خود را هنگام امتحان به ظهور برساند. معمولا بین نمرات اضطرابی و نمرات امتحانی، یك رابطه معكوس معناداری وجود دارد; به این شكل كه هر چه نمره اضطراب بالاتر باشد، نمره امتحان كمتر خواهد بود و هر چه نمره اضطراب پایینتر باشد، نمره امتحان بالاتر خواهد بود. (۵) این یك واقعیت است كه افزایش اضطراب با كاهش كارآمدی تحصیلی مرتبط است; زیرا اضطراب به طور موقت كنشوری بهنجار (توانایی عقلی معمولی) فرد را دچار اختلال میكند به طوری كه فرد مضطرب نمیتواند از تواناییهای عقلی خود خوب استفاده كند; از این روی یا مطالب امتحانی را خوب نمیتواند به حافظه بسپارد یا اینكه اگر از قبل همه مطالب را یاد گرفته باشد، هنگام امتحان به او فراموشی دست میدهد و توان بازیابی مطالب آموخته شده را ندارد. نقش اضطراب در كاهش توانایی فرد اكنون این سؤال مطرح میشود كه چرا اضطراب باعث كاهش توانایی فرد میشود؟ پژوهشگران و محققان عوامل متعددی را در این زمینه مطرح كردهاند. عدهای معتقدند (واین ۱۹۷۱) كه وقتی سطح اضطراب بالا باشد «توجه فرد»، هم به متغیرهای مربوط به «خود» و هم متغیرهای مربوط به «امتحان» معطوف میشود كه این امر موجبات نگرانی او را در خلال امتحان فراهم میآورد و در نتیجه نمره امتحان پایین میآید. اما اگر سطح اضطراب امتحان پایین باشد، توجه فرد بیشتر به متغیرهای امتحان معطوف میشود و از عهده امتحان بهتر برمیآید. پژوهشگران دیگر، بر عواملی مانند فقدان مهارتهای مطالعه تاكید كردهاند; یعنی چون فرد نمیداند چگونه و با چه شیوهای مطالعه كند، مطالب را خوب دریافت نمیكند و در نتیجه هنگام امتحان مضطرب میشود. عدهای دیگر اضطراب امتحان را ناشی از عدم توجه و دقت فرد نسبتبه كاری كه انجام میدهد، میدانند. در این نظریه، فرض این است كه نگرانی یا تجلیات شناختی اضطراب، توجه فرد را از كاری كه بر عهده دارد منحرف میكند و بدین ترتیب، كارآمدی او را تحت تاثیر قرار میدهد. مجموعه این تحقیقات نشان میدهد كه صرف تعیین سطح كلی اضطراب در موقعیتهای ارزشیابی یا امتحان كافی نیست و لازم است عوامل خاص اضطرابی كه در این میان نقش اصلی را ایفا میكنند نیز مشخص شوند. (۶) روشهای كاهش و مقابله با اضطراب امتحان پژوهشگران در چند دهه اخیر برای درمان اضطراب امتحان تحقیقات گستردهای انجام دادهاند. ما در اینجا به روشهایی میپردازیم كه در دو دهه اخیر بیشتر مورد استفاده قرار گرفته و در درمان اختلالهای اضطرابی مؤثرتر بودهاند. گرچه تحقیقات به عمل آمده حاكی از آن است كه هیچ یك از این روشها به تنهایی به نتایج چشمگیری منتهی نشدهاند، اما با توجه به پژوهشهای اخیر میتوان گفت آموزش شیوههای مقابلهای به تدریج جایگزین روشهایی شدهاند كه كاهش اضطراب را هدف اصلی خود قرار میدهند. این روشها (روشهای مهار اضطراب یا روشهای مقابلهای) بر اساس فرضیه عدهای از متخصصان بالینی به وجود آمده كه معتقدند افراد مبتلا به اضطراب هرگز نیاموختهاند چگونه اضطراب خود را مهار كنند. بنابراین باید مهارتهایی به مراجعان آموخت تا با استفاده از آنها بتوانند بر اضطراب خود غلبه كنند. در زیر به متداولترین روشهای مهار اضطراب اشاره میكنیم: روش خود آموزشدهی این روش را میشن بام ابداع كرده و معتقد استبسیاری از افراد در خلال موقعیتهای اضطرابی، یك حالت «خودگویی» (۷) منفی، مانند «هیچ چیز درست نخواهد شد» یا «من دراین امتحان موفق نخواهم شد» دارند; این خودگوییها باعث افزایش سطح اضطراب و كاهش كارآمدی فرد میگردد. در این شیوه، درمانگر به مراجعان خود میآموزد كه خودگوییهای مثبت مانند «گام به گام پیش میروم» و یا «میتوانم بر موقعیت مسلط شوم» را جایگزین خودگوییهای منفی كنند; یعنی در واقع راه مقابله با منفی بافیها را به مراجعان خود میآموزند. روش تنشزدایی بر اساس این روش در خلال چند جلسه چگونگی ایجاد آرامش در عضلات، به مراجع آموزش داده میشود. تلقین، تصویرپردازی، تمرین، تنظیم تنفس و حتی داروهایی كه تاثیر كوتاه مدت دارند میتوانند برای دستیابی به این هدف به كار گرفته شوند. روش پسخوراند زیستی پسخوراند زیستی یك روش درمانگری «رفتاری - زیستشناختی» است كه در خلال آن افراد به گونهای به دستگاههای هدایت كننده متصل میشوند تا بتوانند پیوسته اطلاعات دقیقی درباره فعالیتهای فیزیولوژیكی خود مانند ضربان قلب یا تنش عضلانی را در اختیار داشته باشند. بر اساس دستورالعملهای درمانگر و توجه به علامتهای دستگاه هدایت كننده، بیماران به تدریج میآموزند كه فعالیتهای ارادی و حتی فعالیتهای فیزیولوژیكی غیر ارادی خود را مهار كنند. البته شیوههای درمان دیگری نیز مانند درمانگریهای شناختی وجود دارد. اینگونه روشها با تغییر دادن باورهایی كه موجب اضطراب در فرد میشود، اضطراب را به پایینترین سطح كه قابل تحمل باشد كاهش میدهند. برای اطلاع بیشتر در این زمینه میتوانید به كتاب شناخت درمانگری الیس و بك مراجعه كنید. پینوشتها: ۱- دكتر دادستان، روانشناسی رضی، ص ۶۰ و ۵۹ ۲- مجله فصلنامه روانشناسی، شماره ۱، ص ۳۲ ۳- همان ۴. Soclal Phobia ۵- مجله فصلنامه روانشناسی، پیشین ۶- برای اطلاع بیشتر میتوانید به كتاب روانشناسی مرضی دكتر دادستان و مجله روانشناسی شماره ۱ - ۱۳۷۶ مراجعه كنید. ۷. Self Statement ابوالقاسم بشیری |
|
اضطراب چیست و راه کاهش آن چیست
|
● علایم اضطراب: ـ عصبی بودن، آرام و قرار نداشتن ـ تنش ـ احساس خستگی ـ سرگیجه ـ تکرر ادرار ـ طپش قلب ـ بیحالی ـ تنگی نفس ـ تعریق ـ لرزش ـ نگرانی و دلهره ـ بیخوابی ـ اشکال در تمرکز حواس ـ گوش به زنگ بودن بسیاری از کودکان هنگام قرارگیری در وضعیت جدید مثل روبرو شدن با افراد جدید، احساس اضطراب کرده و بهطور خجالتآوری به مادر و پدر، افراد فامیل و یا وابستگان به اصطلاح «آویزان» میشوند.معمولاً والدین میتوانند آنها را تشویق به خروج از «منطقه امن» بکنند. هر چند بعضی از کودکان در مقابل این شرایط مقاومت کرده و آنها را نمیپذیرند. بهمنظور کمک به کودکان در این موقعیت باید صبر و حوصله کافی داشت بهطوریکه آنها احساس اعتماد به نفس کافی جهت مقابله با مسائلی که به نظرشان مشکل می آید، راکسب کنند. بسیاری از والدین از این احساس کودکانشان آگاه نیستند تا روزی که آنان به مشکلی برخورد میکنند مثل روز رفتن به مدرسه و … منشاء این اضطراب در کودکان ناشناخته میباشد. اغلب ترکیبی از یک ترس ناشناخته و فقدان کنترل همراه با یک طبیعت ناشی از شرم و خجالت زمینهٔ بسیاری از اضطراب کودکان را تشکیل میدهد.بسیاری از شکایتهای کودکان در دوران ابتدائی مدرسه همچون درد معده یا سوزش سر دل و یا دردهای پراکنده دیگر، ناشی از وجود یک اضطراب نهفته در کودکان است که وجود اختلاف در خانواده و نگرانی در پدر و مادر میتواند از علل آن باشد که این نگرانی مستقیماً به کودک انتقال یافته و با این شکایات بروز می کند. ● شایعترین اختلالات اضطرابی در کودکان و نوجوانان عبارتند از: ▪ اضطراب جدایی ▪ Separation Anxietyـ اضطراب امتحان ▪ Exam Anxietyـ ترس از مدرسه (School Phobia) ▪ اضطراب اجتماعی Social Anxiety عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن:سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند: ● عوامل موثردر اضطراب نوجوانان و مقابله با آن : سرچشمه بسیاری از ناراحتیهای ظاهراً غیر منطقی نوجوانان اضطرابی است که از عوامل گوناگون از جمله عوامل زیر ناشی می شود : تغییرات جسمانی از قبیل نگرانی از دیررسی بلوغ به خصوص در پسرها، نگرانی از زود رسی بلوغ به خصوص در دخترها، ترس و احساس خجالت از تغییر جسمانی و رنج ناشی از عدم پذیرش تغییرات جسمانی، عدم پذیرش از جانب همسالان، مستقل شدن، بروز رفتار پرخاشگرانه، غیر منطقی بودن، نداشتن مهارتهای لازم برای زندگی، تمایلات جنسی و آشفتگی در نقش. در اینجا به طور مختصر بعضی از این عوامل مورد بررسی قرار می گیرند. ● نحوه رویارویی با رنج ناشی از تغییرات جسمانی: تغییرات ناشی از دوران بلوغ را نوجوان بتدریج می پذیرد. علت اصلی نگرانی در مورد نکات دیگری همچون زودرسی و دیررسی بلوغ و احساس خجالت در مواجهه با تغییرات جسمانی، عدم آگاهی، آگاهی ناقص یا محدود و یا اطلاعات نادرست نوجوان در زمینه های مختلف بلوغ و تغییرات جسمانی ناشی از آن است، که بهترین راه پیشگیری نیز فراهم آوردن آگاهی و بینش دقیق، صحیح و به موقع است. والدین باید قبل از پیدایش علایم ثانویه بلوغ فرد را بطور مناسب و با مراعات شئون اخلاقی، در جریان مسائلی از جمله سن بلوغ، عوامل موثر در پیدایش بلوغ و تغییرات جسمانی و آثار روانی آن بگذارند. والدین و مربیان با فراهم آوردن جوی آزاد و سالم باید این امکان را به نوجوان بدهد که سوالات، افکار، احساسات و احیاناً نگرانیهای خود را صادقانه مطرح و جوابهای مناسب دریافت کند و نباید بگذارند تا نوجوانان برای یافتن پاسخ سوالات خود کسانی که صلاحیت ندارند از جمله همسالان مراجعه و دچار انحراف و اضطراب شود. در مواردی که نوجوان نمی تواند مسائل را حضوری با والدین مطرح کند، باید مربیان و اولیای مطلع و متعهد مدرسه در حد مجاز نوجوان را راهنمایی کنند و با ارائه کتابهای مناسب و بحثهای مفید، زمینه بدست آوردن اطلاعات سالم را فراهم آورند. ● رویارویی با اضطراب ناشی از عدم پذیرش از جانب همسالان : نتایج پژوهشی نشان داده است که ناامنی، وابستگی شدید و ناسالم نوجوان به والدین، ناتوانی یا نداشتن مهارتهای لازم در برقرار کردن روابط عاطفی، اجتماعی و اخلاقی سالم، تفاوت در فرهنگ خانواده ها و بخصوص عدم پذیرش ارزشها و آداب و رسوم گوناگون، موجب اضطراب بسیاری از نوجوانان می شود. برای اینکه نوجوانی که تجربه های ذکر شده را نداشته است دچار اضطراب شدید نشود و یا اضطراب او ادامه پیدا نکند اقدامات زیر مفید است : ▪ والدین باید گرایش فرزند خود به همسالان را بدرستی درک کنند، زیرا این یک نیاز طبیعی است که بخواهد مورد توجه و حمایت همسالان قرار گیرد. ▪ والدین با نوجوان در مورد گزینش دوست توافق نمایند تا دچار تعارض نشود و پنهان کاری نیز نکند. ▪ باید سعی کنند به طور منطقی با نوجوان روبرو شوند و در وقت مناسب، با گفتگوی ملایم و استدلال، او را متوجه نتایج نامطلوب بعضی از معاشرتها کنند. ▪ والدین و مربیان برای دوستان نوجوان باید اعتبار و احترام قایل باشند. ▪ والدین و مربیان و… باید در همه مواقع بخصوص در برابر همسالان، احترام و شخصیت نوجوان را حفظ کنند. ● رویارویی با اضطراب ناشی از دوگانگی و ترس از مستقل شدن: یکی از عمومی ترین نیازهای نوجوان کسب استقلال از افراد خانواده و دیگران است. مطالعات نشان داده که اضطراب در کسانی بیشتر دیده می شود که دچار ناامنی شدید، عدم اعتماد به نفس، وابستگی ناسالم به والدین بخصوص مادر هستند. کسب استقلال در بسیاری از نوجوانان اضطراب ایجاد می کند. از جمله حالاتی که در زمینه مستقل شدن دیده می شود، تضاد و دوگانگی است، یعنی نوجوان در حالیکه می خواهد و می داند که باید مستقل شود از استقلال نیز می ترسد. برای جلوگیری از این دوگانگی والدین باید وضعیتی فرآهم آورند تا نوجوان با بدست آوردن اعتماد بنفس، امنیت روانی و جرات تجربه کردن، بتدریج درصدد کسب استقلال برآیند. یکی از دلایل اساسی در اضطراب ناشی از مستقل شدن، عدم آگاهی از وضعیتی است که نوجوان بعد از مستقل شدن پیدا خواهد کرد. به نوجوان باید مسئولیت و فرصت داد که در بسیاری از امور مربوط به خود اظهار عقیده کنند و تصمیم بگیرند، ولو اینکه اشتباه کنند. و نباید نوجوانان را به خاطر اشتباهاتشان مورد تنبیه یا تحقیر قرار داد بلکه باید به آنها این فلسفه را آموخت که زندگی سراسر تلاش و مبارزه است و آنها می توانند از خطاهای خود درسهای مفید بیاموزند. در نیاز نوجوانان به کسب استقلال تفاوتهای فردی وجود دارد به همین دلیل نباید آنها را مقایسه ملامت آمیز کرد زیرا گاهی باعث دلسردی، احساس نا امنی و اضطراب می شود. ● رویارویی با اضطراب ناشی از بروز رفتار پرخاشگرانه: یکی از خصوصیات بعضی از نوجوانان مخالفت با افراد مختلف در خانه و خارج از آن است که گاه بصورت پرخاشگری کلامی یا غیر کلامی بروز می کند. عدم توانایی در کنترل رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب بسیاری از نوجوانان است. بطور خلاصه بالا بردن میزان مقاومت و تحمل کودک در برابر ناکامی و سختیها، ارضاء صحیح نیازهای کودک، ایجاد امنیت روانی و بوجود آوردن الگوهای رفتار مناسب می تواند در پیشگیری رفتار پرخاشگرانه موثر باشد. اگر این اقدامات بموقع انجام نشود باید در زمان حال امکاناتی فراهم آوریم که نوجوان کمتر پرخاشگری کند و با اضطراب کمتری روبه رو شود. توصیه های زیر در این زمینه مفید است: ▪ والدین و دیگران باید تا حد ممکن از امر و نهی های زیاد، بی مورد و غیر اصولی خودداری کنند. ▪ از ایجاد ممنوعیت و محدودیتهای بی مورد که مغایر با نیاز نوجوان به کسب آزادی و استقلال است خود داری کرد. ▪ با تقویت روحیه نوجوان بخصوص تکیه بر مهارتها و تواناییهای مثبت او، باید روشهای مناسب مواجهه با ناکامی را به او آموخت. ▪ به نوجوان باید آموخت که در مقابله با خشم به جای اینکه بدون تفکر خشمی کنترل نشده ابراز دارند منطقی برخورد کنند و بدون توهین و تحقیر به دیگران ابراز وجود کنند و عواطف خود را بیان کنند. ▪ باید به او فهماند که نحوه برخورد دیگران با او تا حدی نتیجه رفتار خود اوست. ▪ در برابر پرخاشگری نوجوان نباید از تنبیه یا تحقیر استفاده کرد، زیرا این رفتارها خود باعث تشدید پرخاشگری می شوند بهتر است به عمل پرخاشگرانه او، پاسخ نداد، منتها باید به نوجوان فهماند که بی اعتنایی ظاهری به پرخاشگری او حمل بر تائید یا قبول آن نیست. (ادامه دارد) ● اضطراب انواع مختلف و متنوعی دارد که هر فردی ممکن است به یک یا چند نوع از این اختلالات مبتلا باشد: ۱) اختلال اضطراب فراگیر یا منتشر (Generalized Anxiety Disorder): ترکیبی از علائم زیر در این اختلال وجود دارد:طپش قلب، تنگی نفس، اسهال، بیاشتهایی، سستی، سرگیجه، تعریق، بیخوابی، تکرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن کف دست، احساس گرفتگی گلو، نگرانی نسبت به آینده، گوش به زنگ بودن نسبت به محیط. در اضطراب فراگیر خطر واقعی وجود ندارد. ۲) اختلال هراس (Panic Disorder): این افراد دچار حملات اضطرابی پیشبینی نشدهای میشوند که ممکن است ظرف چند ثانیه تا چند ساعت و حتی چند روز نوسان کند. مبتلایان به این اختلال میترسند مبادا بمیرند، دیوانه شوند یا بیاختیار دست به کارهایی بزنند و یا علائم روانی ـ حسی غیرمعمول نشان دهند. سایر علائم اختلال ۳) اضطراب فراگیر : ترسهای اختصاصی یا ساده (Simple Phobia)شایعترین نوع ترس است. در خانمها بیشتر وجود دارد. یک نوع ترس غیرمنطقی است که طی آن فرد از مواجهه با اشیاء، فعالیتها و موقعیتهای خاص همچون ترس از حیوانات، طوفان، بلندی، جراحت، خون و مرگ اجتناب میکند. در این موارد خود فرد متوجه افراطی و غیرمنطقی بودن ترس خویش است. ۴) ترس از مکانهای باز (Agorophobia): افراد مبتلا به این اختلال از وارد شدن به موقعیتهای ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضای باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع میکنند. این افراد از ترک کردن محیط منزل دچار ترس شدید هستند. این اختلال در نوجوانی شروع میشود و معمولاً این افراد تجربهٔ اضطراب جدایی را در دوران کودکی داشتهاند. ۵) ترسهای اجتماعی (Social Phobia): این نوع ترس از اواخر دوران کودکی یا اوائل نوجوانی شروع میشود. این افراد در مواجهه با دیگران احساس شرمساری میکنند، نگران هستند که دستها و صدایشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت کردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود کردن، انتقاد کردن، اظهارنظر کردن و اشتباه کردن میترسند. ۶) اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder): عبارت است از وسواس شدن افکار یا اعمال غیر ارادی، تکراری و غیرمنطقی که فرد برخلاف میل خود آن را تکرار میکند. این بیماری میتواند بهصورت وسواس فکری، وسواس عملی و یا وسواس فکری و عملی توأم با هم باشد.در وسواس فکری، فرد نمیتواند فکری را از ذهنش خارج کند (مثل افکار پرخاشگری یا جنسی)، یعنی یک فکر، عقیده، احساس مزاحم و تکرار شونده وجود دارد. در وسواس عملی فرد برای اجرای تکراری عملی خاص یا سلسله اعمالی خاص احساس اجبار میکند مثل شستن مکرر دستها. فکر وسواسی موجب افزایش اضطراب شخص میگردد درحالیکه عمل وسواسی اضطراب شخص را کاهش میدهد. ۷) اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder): این اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» نامیده میشد. معمولاً با یک استرس شدید هیجانی که شدت آن میتواند برای هرکس آسیبرسان باشد همراه است از قبیل جنگ، بلا یا سوانح طبیعی مثل زلزله، مورد حمله یا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شدید.اضطراب میتواند ناشی از یک وضعیت روحیـاجتماعی، فیزیکی، زیستشناختی، اختلالات طبی، اثرات جانبی داروها و یا ترکیبی از این موارد باشد. هنر یک پزشک در این است که اضطراب شما را در مجموعهای از این عوامل تشخیص و راهنمایی کند. ● اضطراب اضطراب میتواند ناشی از یک وضعیت روحیـاجتماعی، فیزیکی، زیستشناختی، اختلالات طبی، اثرات جانبی داروها و یا ترکیبی از این موارد باشد. هنر یک پزشک در این است که اضطراب شما را در مجموعهای از این عوامل تشخیص و راهنمایی کند. ● فاکتورهای روانی ـ اجتماعی: ▪ حالات درونی فرد و انگیزههای ناخودآگاه ▪ ناتوانی فرد در مقابله با فشارهای محیطی مانند کار، ازدواج و مبادلات بازرگانی ▪ احساس جدایی یا طرد شدن ▪ احساس فقدان یا از دست دادن حمایتهای عاطفی مثل مرگ همسرـ تغییرات ناگهانی محیطی یا حوادث غیرمنتظره و خطرناک از قبیل: ـ حوادث طبیعی مثل زلزله ـ استرس ناشی از یک بیماری طبی ـ استرس ناشی از داروها ـ استرس ناشی از مصرف مواد مخدر مثل کوکایین ـ یادگیری در منزل و محیط مثل یادگیری اضطرابها و ترسهای والدین ـ افکار و عقاید غیرمنطقی، غلط و اغراقآمیز در مورد خطرات موجود در موقعیتها مثل اضطراب امتحان که همراه با افکار و عقاید غلوآمیز میباشد. ● عوامل جسمانی و زیستشناختی: ژنتیک اضطراب اغلب از زمان کودکی و طفولیت شروع میشود. بنابراین تشخیص علائم زود هنگام این اختلالات از اهمیت خاص کلینیکی برخوردار است. مطالعات در این زمینه روی دو قلوهایی که پدر و مادر مضطرب داشتند شروع شده و ثابت شده است که اختلالات اضطرابی به شدت در فرزندان دوقلوی والدین مصطرب، حتی آنانکه در محیطهای مختلف بزرگ شدهاند، بیشتر است. در این زمینه ژنهای مخصوصی که واسطههای شیمیایی مجزایی را تولید میکنند شناخته شده است.ـ فعل و انفعالات شیمیای مغز ●علل طبی و اثرات داروها: نواع و اقسام بیماریهای طبی میتوانند علائمی شبیه علائم اختلالات اضطرابی ایجاد کنند.ـ اثرات مصرف داروهای روانگردان و مواد مخدرـ پرکاری تیروئید، کمکاری تیروئید و کمبود ویتامین ب١٢ـ وجود غدهای در غدهٔ فوق کلیوی بهنام فئوکروموستیوم، هورمون اپینفرین (Epinephrin) تولید میکنند که میتواند موجب علائم اضطرابی بهصورت حملهای شود. برخی ضایعههای مغزی علائمی ایجاد میکنند که شبیه علائم اختلال وسواس عملی است.بینظیمهای قلبی علائم جسمی اختلال هراس (پانیک) را ایجاد میکند.ـ کمبود قند خون (هیپوگلسیمی) میتواند علائمی شبیه علائم اختلال اضطرابی تولید کند.ـ و بسیاری موارد دیگر. ● ارتباط اضطراب با بیماریهای دیگر ▪ اضطراب و کاهش قند خون: کاهش قند خون در هر شرایطی با علائم اضطراب هماهنگی کامل دارد. یعنی در هر اضطراب قند خون کاهش پیدا میکند و این مطلبی است که تحقیقات جدید را بهسوی خود منعطف کرده است.این واقعیت ما را به این مهم راهنمایی می کند که شاید با کنترل قند خون بتوان علائم اضطراب را در افراد کاهش داد.در بعضی از موارد اضطراب بدون نیاز به درگیری پزشک در این ماجرا میتواند درمان گردد. این موارد اضطراب طبیعی نام دارند که طی آن اضطراب به خوبی توسط بیمار کنترل شده و برطرف میشود مثل ترس ناشی از امتحان نهایی و یا ترس ناشی از مصاحبه. ▪ در چنین شرایطی استرس میتواند توسط اعمال و روشهای زیر تحت کنترل درآید:ـ ـ صحبت با شخص مورد اعتماد ـ روشهای ایجاد تمرکز ـ حمام گرفتن طولانی استراحت در یک اتاق تاریکـ ـ ورزشهای تنفس عمیق ● درمان دارویی در گذشته داروهایی از خانوادهٔ بنزودیازپانها مانند دیازپام (والیوم)، آلپرازولام (زانکس)، لورازپام (آتیوان) و باسپیرون در درمان اختلالات اضطرابی مورد استفاده قرار میگرفت.در حال حاضر استفاده از داروهای ضدافسردگی مانندSertaline (Zoloft)، Paroxctine (Paxil)، Fluxetin (Prozac) و Venlafaxineکاربرد بیشتری دارد.تجویز داروهای ضد اضطراب یک پدیده مشخص در تمام دنیا است. تخمین زده میشود که بین ١٠ تا ٢٠% از مردم در نیمکره غربی تقریباً بهطور مرتب از این داروها استفاده میکنند. طبق اظهار نظر رسمی FDA(سازمان غذا و دارویی آمریکا) در سال ١٩٧٨، ده میلیون آمریکایی از داروهای دسته بنزودیازپینها استفاده میکردهاند.عدهای معتقدند که این آرامبخشها روش مؤثر و کم هزینهای در مقایسه با سایر طرق درمانی است. عدهای نیز بر اثرات مؤثر درمانهای غیردارویی تأکید دارند. ● درمان غیردارویی درمان غیردارویی شامل تکنیکهای متعددی میباشد. در تمام این روشها به بیمار آموزشهای کلاسیک کسب آرامش یاد داده میشود و بدینوسیله بدن خود به مقابلهٔ مؤثر و مستقیم با عوامل تنشزا برمی خیزد. تنآرامی یا آرامسازی (Relaxationـ تنآرامی یا آرامسازی ()ـ مواجهسازی (exposure)ـ غرقهسازی (Flooding)ـ حساسیتزدایی((Desensitizationـ سرمشقدهی (Modeling)ـ توقف فکر (Thought Stopping) و موارد دیگر |
|
اضطراب در دانش آموزان، علل و راهکارها
|
در این مطالعه اثر عوامل مختلف فردی، تحصیلی و خانوادگی در ایجاد اضطراب بررسی گردیده که عبارت بودند از: سن، پایه تحصیلی، بیماری و ناتوانی، اشتغال، نوع شغل پدر، اشتغال مادر در خارج از منزل، میزان تحصیلا ت پدر یا مادر، فقدان پدر یا مادر، مرگ برادر یا خواهر در یک سال گذشته، بیماری یا ناتوانی در خانواده، انجام فرائض دینی، وضعیت تحصیلی. پیچیدگی جاری تمدن امروزی، سرعت تغییرات و بی توجهی نسبت به مذهب و ارزش های خانوادگی سبب گردیده تا قرن بیستم را، قرن اضطراب نام نهادند. اضطراب شایع ترین اختلا ل روانی موجود در تمامی گروه های سنی است. به طوری که در یک مطالعه انجام شده شیوع اضطراب آشکار و پنهان در جوانان مراجعه کننده به کلینیک ۴۱ درصد بوده است. در پیدایش اضطراب عوامل متعدد اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی به عنوان زمینه سازهای محیطی با استعداد زمینه ای ژنتیک همراه شده و علا یم خود را در سنین نوجوانی (با اوج سنی ۱۶ سال) به تدریج آشکار می سازد. ▪ اضطراب آشکار: بیانگر احساس افراد مورد مطالعه درخصوص احساس تنش، بیم از آینده، ناآرامی، خودخوری، برانگیختگی و فعال سازی سیستم خودمختار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) است. ▪ اضطراب پنهان: به تفاوت های فردی نسبتا ثابتی در مستعد بودن به ابتلا به اضطراب اشاره می کند که از آن طریق بین افراد در آمادگی داشتن ادراک موقعیت های پراضطرابی مثل تجربه خطر یا موقعیت های تهدیدکننده تمایز گذاشته می شود و پاسخ به چنین موقعیت هایی با شدت بالا ی عکس العمل های اضطراب آشکار همراه است. ● نشانه های استرس استرس می تواند بعضی از نشانه های زیر را به وجود آورد و نوع علا یم آن در افراد متفاوت است. (گرفتگی یا اضطراب، احساس درد، تپش قلب، تعرق بدن، مشکلا ت خواب و...) ▪ نشانه های روحی و روانی: (بی حوصلگی، خلق ناپایدار، بی قراری و...) ▪ نشانه های رفتاری: (پرخاشگری، بازی با موی سر یا کندن پوست سر، نداشتن تمرکز و...) ▪ نشانه های فکری: (گیجی یا شلوغی ذهن، بهانه جویی، اشتباهات مکرر و...) ● نظریه های روانشناختی ▪ نظریه های روانکاوی: تکامل تدریجی نظریه های زیگموند فروید را در مورد اضطراب از مقاله وسواس ها وفوبی ها می توان این گونه دریافت که فروید اضطراب را هشداری برای ایگو معرفی می کند که از فشار سائق نامقبول برای تظاهر آگاهانه و تخلیه خبر می دهد. اگر سطح اضطراب بالا تر از آنچه به عنوان هشدار لا زم است برود، ممکن است با شدت حمله هراس خودنمایی کند. ▪ نظریه های رفتاری: با یادگیری اضطراب بعضی از موثرترین درمان های اختلا لا ت اضطرابی را به وجود آورده است. طبق نظریه های رفتاری، اضطراب یک واکنش شرطی در مقابل محیطی خاص است و درمان معمولا با نوعی حساسیت زدایی از طریق رویارویی مکرر با محرک اضطراب انگیز، همراه با روش های روان درمانی شناختی به عمل میآید. ▪ نظریه وجودی: نظریه های وجودی اضطراب مدل هایی برای اختلا ل اضطراب منتشر به وجود آورده است که در آنها محرک قابل شناسایی خاصی برای احساس اضطراب مزمن وجود ندارد و شخص از پوچی عمیق در زندگی خود آگاه می گردد که ممکن است حتی از پذیرش مرگ غیرقابل اجتناب خود نیز برای او دردناکتر باشد. آنچه از مطالعات برمی آید سنین نوجوانی و جوانی از نظر انواع اختلا لا ت اضطرابی و در یک شیوع قرار دارند. بر این اساس تصمیم گرفته شد که جهت انجام مطالعه از دانش آموزان دبیرستانی استفاده شود. این سنین به واسطه ویژگی های خاص زیستی و روانی دوران بلوغ و طی مراحل مختلف تکامل اجتماعی و ورود به عرصه مسوولیت پذیری حساس ترین دوران زندگی محسوب می شود. این مطالعه که در دوره سنی ۱۸-۱۴ سال انجام شد تفاوت قابل توجهی در شیوع اضطراب آشکار و پنهان مشاهده شود. از نظر شیوع اختلا لا ت اضطرابی بین دانش آموزان با معدل بالا و پایین تفاوتهایی مشاهده شد بدین ترتیب که با افزایش معدل میزان اضطراب کاهش می یابد که این می تواند تاثیر دو سویه ای را نشان دهد یعنی دانش آموزان مضطرب توانایی درسی پایین تری نسبت به سایر دانش آموزان دارند یا اینکه دانش آموزانی که معدل پایین تری دارند به خاطر عدم کارآیی درسی مضطرب می شوند. لا زم به ذکر است که دانش آموزان با معدل متوسط (۱۴تا۱۷) در سال های ابتدایی دبیرستان درصد بالا تری از ابتلا به اضطراب را نشان داده اند در حالی که در همین محدوده سنی در پایه تحصیلی بالا تر از اضطرابشان کاسته شده است. این مساله نیز می تواند بیانگر تاثیر ورود به شرایط جدیدی در دبیرستان را نشان دهد. تغییر در محیط آموزشی و فشارهای ناشی از نظام های آموزشی به غیر یافته را می توان از عوامل استرس زا در ایجاد اضطراب به حساب آورد که با بالا رفتن پایه تحصیلی و ایجاد عادت از اثر آن کاسته می شود. مساله دیگری که به آن توجه شده است این که انجام فرائض دینی با اضطراب در رابطه است در این رابطه تردیدی وجود ندارد که زمینه های قوی اعتقاد مذهبی به عنوان پشتیبان فرد در برابر ناملا یمات و شرایط نامناسب زندگی می تواند فرد را در گرداب کشاکش های تنش زای زندگی حمایت کند. اضطراب در دانش آموزانی که گاهی نماز می خوانند و گاهی نمی خوانند حتی بیشتر از کسانی بود که اصلا نماز نمی خوانند که این مساله می تواند تاثیر عدم ثبات عقیدتی در ایجاد اضطراب را نشان دهد و عکس این مساله نیز صادق است. سیاست گذاران آموزش و پرورش در برنامه ریزی های خود باید سلا مت روحی و روانی دانش آموزان را نیز مدنظر قرار داده و برای اصلا ح سیستم آموزشی از یک سو و تحمل تغییرات ناگهانی و مکرر نظام آموزشی اجتناب کرده و از سوی دیگر زمینه را برای تامین آینده شغلی با تحصیلا ت دانشگاهی دانش آموزان فراهم سازند. می توان با ایجاد و تقویت سیستم های حمایتی روانی دانش آموزان در مدارس با اضطراب به مقابله پرداخت. آموزش مسوولین به خصوص مشاورین مدارس و فراهم کردن شرایط مناسب جهت مراجعه دانش آموزان برای مشاوره گامهای مفیدی در این راستا است. ترویج دادن ارزشهای اخلا قی و انسانی و ثبات عقیدتی می تواند گامی در این راستا باشد. تردیدی وجود ندارد که در مورد ضروری دانش آموزان مضطرب باید به مراکز درمانی لا زم فرستاده شده و از تسهیلا ت درمانی لا زم برخوردار شوند. بدون شک عوامل موثر در ایجاد اضطراب بسیار گسترده تر از موارد مطالعه ما بوده و بررسی آن نیاز به مطالعات عمیق تر دارد. بررسی عواملی مانند IQ (میزان هوش) که تحت تاثیر اضطراب قرار می گیرد و جدایی والدین که بی شک در ایجاد اضطراب موثر است در مطالعات آینده پیشنهاد می شود در ضمن از آنجا که مطالعات آینده نگری که قاطعیت بیشتری در تشخیص ارتباطات دارند توصیه می شوند. |
| نویسنده : معصومه محمد نصیری |