مجله پزشکی : اضطراب
|
توصیه برای کاهش اضطراب و دلشوره
|
۱) افرادی که دایماً مضطرب و نگرانند و وقتی که یک اتفاق خاص رخ می دهد دچار گرفتگی عضلات , تنگی نفس و درد هایی در ناحیه شکم می شوند ۲ ) افرادی که خیلی عجول و بی نظمند و همیشه می ترسند که مبادا دیر به مدرسه برسند آنان به مشکلات گوارشی مثل احساس سوزش در معده یا دلپیچه دچار می شوند . ۳ ) کسانی که یک اتفاق خاص استرس زا در پیش رو دارند ( مثل امتحان یا مسابقه ) و نگرانند که موفق نشوند این افراد به دل درد و دلشوره و لرزش عظلات مبتلا می شوند . ● اگر افرادی دارای این خصوصیات هستند با ۸ توصیه از دلشوره آنان کاسته می شود . ۱) باید مراقب خواب خود باشند یک خواب خوب در طول شب در اتاقی پر از هوای تازه و جای راحت باعث می شود تا برای شروع یک روز جدید آماده شوند . ۲ ) به طور منظم و چند بار در هفته ورزش کنند و تا می توانند راه بروند . ۳ ) در فاصله بین غذا به خوردنی های دیگر ناخنک نزنند و برای نهار خوردن وقت کافی بگذارند و در طول روز زیاد آب بخورند . ۴ ) وقتی سخت مشغول درس خواندن هستند به خودشان استراحت بدهند و در این مدت شکلات نخورند و هر ۵ دقیقه با یکی از افراد خانواده صحبت کنند . ۵ ) کار هایی را که دوست دارند انجام دهند مثلاً اگر به کامپیوتر علاقه دارند در آن کلاس ثبت نام کنند . ۶ ) تا حد انفجار بخندند خنده باعث رشد هورمون هایی می شود که آرامش بخش و تسکین دهنده هستند خوش اخلاقی و خوش بینی هم ۲ عامل موثر ضد استرس هستند . ۷ ) خانواده و دوستانشان را فراموش نکنند اگر زندگی اجتماعی و خانوادگی رضایت بخشی داشته باشند به راحتی می توانند مشکلات خود را با کمک آنان حل کنند . ۸ ) درست نفس کشیدن را یاد بگیرند با تنفس درست استرس را از خودشان دور کنند . |
|
آسانسور سواری
|
▪ گام اول؛ با اعتماد به نفس سوار شوید در آسانسور را باز کنید، سوار شوید و اجازه بدهید در آن کاملا بسته شود. مراقب دست و سر و لباستان هم باشید که لای در گیر نکند، مخصوصا در آسانسورهایی که در کشویی دارند. اگر بچه همراهتان است اول او را سوار کنید و به قسمت انتهایی محوطه آسانسور بفرستیدش تا از دور بودن او از در مطمئن باشید. خودتان هم زیاد نزدیک به در نایستید تا یک وقت لباستان بین در گیر نکند. وقتی میگویند ظرفیت آسانسوری X نفر است، حساب همه چیزش را کرده اند؛ فکر نکنید چون وزنتان کم است میتوانید ۲۰ نفری سوار یک آسانسور ۵ نفره شوید! باید فضای داخلی آن را هم در نظر بگیرید. ▪ گام آخر؛ جسور و صبور باشید بیشتر آسانسورهای جدید سنسورهای حساس به نور دارند که در حاشیه در تعبیه شده است. اگر آسانسوری که سوار شدهاید ناگهان بین راه ایستاد، سکته نکنید ممکن است خودتان، لباستان یا وسایلتان جلوی سنسورها را گرفته باشید، وقتی مانع را بردارید آسانسور دوباره به راه خود ادامه میدهد. خوب البته یک وقتها هم آسانسور واقعا گیر میکند، باز هم سکته نکنید؛ اول خونسردیتان را حفظ کنید، بعد کلید زنگ خطر را فشار دهید و اگر هواکش هم خاموش است آن را روشن کنید. حالا اگر گیرکردن آسانسور به دلیل قطع برق بود و زنگ خطر کار نمیکرد، باز هم اولین شرط نجات شما حفظ خونسردیتان است. میتوانید به در آسانسور بکوبید (آنقدر که یک نفر متوجه حضور شما در آسانسور شود، نه آنقدر که چیزی از در باقی نماند!) تا بالأخره یک نفر صدای شما را بشنود و به دادتان برسد. در مورد هوای داخل آسانسور هم نگران نباشید؛ حتی در صورت عدم وجود هواکش هم تا مدت زیادی شما زنده خواهید ماند. |
|
آشنایی با شرایط استرس زا در فصل امتحانات و راه های مقابله با آن
|
داشتن کمی اضطراب و دلهره در ایام امتـحانات امری طبیعی و معقـول است چرا که مـوجب حرکت و انگیـزه بچه ها برای یادگیری و موفقیت می شود. اما اگر این نگرانی به حدی برسد که تاثیر منفی بر روند آموزش روزانه آنان بگذارد و مانعی برای پیشرفت آنها شود، غیرطبیعی و نامعقول است. علت تشویش بیش از اندازه گروهی از دانش آموزان، عدم استفاده درست آنها از نیروی فکری - ذهنی شان است. آنها می توانند با کمی تلاش، برنامه ریزی و به کارگیری روش های گوناگون کاهش اضطراب موفقیت خود را در امتحان ها تضمین کنند. ● اضطراب امتحان اضطراب امتحان، حالت تشویش، نگرانی و هیجان ناخوشایندی است که اغلب دانش آموزان و دانشجـویان در ایام امتحانات بدان مبتلا می شوند. گاهی این اضطراب با سردرد، سرگیجه، دل درد، حالت تهوع، تپش قلب و تنگی نفس نیز همراه می شود. اضطراب امتحان، اضطرابی است که با خودپنداره ضعیف دانش آموز درباره توانایی های ذهنی اش شناخته می شود و موجب کاهش عملکرد او در روزهای پایانی سال تحصیلی می شود. میزان قابل قبولی از تنش و دلهره در زمان امتحان می تواند سیستم عصبی خودکار انسان را فعال کند و موجب هوشیاری بیشتر او برای کسب موفقیت در امتحان شود. دلیل اصلی این اضطراب همیشه کم کاری، تنبلی و یا عدم تسلط بر محتوای درس ها نیست، بلکه گاهی دانش آموزان موفق، با انگیزه و درس خوان نیز دچار آثار منفی اضطراب ناشی از امتحان می شوند. بسیاری از دانش آموزان قبول دارند زمانی که دقیق تر و عمیق تر مطالعه می کنند اضطراب امتحان در آنها به حداقل کاهش می یابد. این امر نیز بدان دلیل است که هر چه درباره موضوعی بیشتر بدانند مهارت و اعتماد بیشتری نسبت به دانسته های خود پیدا می کنند. داشتن اعتماد به نفس در زمان گذراندن امتحانات به منزله امید برای موفقیت است. به طور حتم، این گروه از دانش آموزان با اتکا به تلاش و کوشش خود می توانند با آرامـش و آسـودگی سـر جلسـه امتحان بروند و آزمون شان را با کمترین دلهره و تشویش بدهند. باورهایی که موجب اضطراب دانش آموزان از امتحان می شود اغلب تصورها و نگرش های منفی و کاهش دهنده قوای ذهنی و انگیزشی هستند. برای مثال: ▪ اگر در امتحان قبول نشوم تمام اعتبارم را از دست خواهم داد. ▪ کاش اول سال درس ها را به طور کامل می خواندم. ▪ من یک بدشانس واقعی هستم و تمام سوالاتی که بلد نیستم، سر امتحان خواهند آمد. ▪ به طور حتم کمترین نمره کلاس نصیب من خواهد شد. برای مقابله با چنین طرز فکرها و باورهایی، دانش آموز باید بلافاصله مداد و کاغذ به دست بگیرد و به نوشتن و خواندن درس هایش ادامه دهد. او نباید اجازه دهد که چنین تفکراتی مانع مطالعه و تلاش او برای یادگیری شود. به طور حتم، همین که دانش آموز مطلبی را بخواند یا مساله یی را حل کند، علائم نگرانی و اضطراب او کاهش خواهد یافت. او حتی می تواند به مقابله با این افکار برخیزد و در مقابل به خود بگوید، «من اکنون فقط باید به درس و تکلیفم توجه کنم و جایی برای منفی نگری و رشد افکار مخرب در ذهن ندارم». والدین و مربیان هم می توانند با به کار بردن روش های زیر اضطراب امتحان را در کودکان و نوجوانان کاهش دهند: ۱) انجام تکالیف درسی، تمرین حل کردن،... باید از ابتدای سال تحصیلی با نظم و جدیت دنبال شود. اگر دانش آموزی در طول تـرم تحصیـلی خـود عمـلکرد ضعیفی داشته باشد، تذکرهای پشت سرهم پدر و مادر در ایام امتحان نه تنها هیچ کمکی به کودک یا نوجوان نمی کند، بلکه موجب ترس و آشفتگی بیشتر او هم می شود. ۲) هر گونه سخت گیری بی مورد و تنبیه دانش آموز به دلیل نگرفتن نمره های عالی، باعث تشدید اضطراب درونی دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان می شود. راه حل نمرات پایین بچه ها در تنبیه کردن آنها نیست، بلکه در یافتن راهی برای رفع علت اصلی آن است که همانا ضعف یادگیری کودک است. ۳) ترس از شکست و عدم قبولی در دانش آموزانی رشد می کند که فکر موفقیت و اول شدن، ذهن آنها را بیش از حد به خود مشغول کرده است. اگر پدر و مادر خواسته ها و معیارهایی دور از توان و استعداد کودکانشان داشته باشند، آنان را چنان نگران و پریشان می کنند که راه دستیابی به موفقیت برایشان غیرممکن و سخت جلوه می کند. ۴) هیچ گاه تفاوت های فردی بین کودکان را نادیده نگیرید و مرتب نمره های آنها را با هم مقایسه نکنید؛ زیرا همین امر موجب ناراحتی، فشار روانی و بدبینی نسبت به یکدیگر در آنها می شود. برای تشویق بچه ها به درس خواندن می توان به آنها دلگرمی داد و با حمایت های کلامی مثبت خود آنها را نسبت به استـعدادهای بالقوه شان آگاه کرد تا بدین ترتیب، ریشه های ترس و اضطراب را - که عامل بسیاری از مشکلات روانی است - در آنها از بین برد. ۵) ایجاد آمادگی در بچه ها و فراهم آوردن شرایط و امکاناتی که آنها بتوانند با آرامش و راحتی به مطالعه و درس بپردازند، می تواند ترس و اضطراب ناشی از امتحان را کاهش دهد. ● روش های صحیح مطالعه قبل از امتحان گام اول تنظیم برنامه درسی مناسب برای گذراندن موفقیت آمیز امتحان هاست. برنامه ریزی درست به دانش آموز کمک می کند تا وقتش را با دقت بین درس های مختلف تقسیم کند و از انرژی ذهنی خود بهترین استفاده را ببرد. برای مثال، می تواند برنامه ریزی خود را براساس وقت بیشتر برای درس های مهم تر و یا وقت بیشتر برای درس هایی که در آن ضعیف است، مشخص کند. بدیهی است بیشتر خواندن و تمرین کردن، علاقه و انگیزه دانش آموز را برای یادگیری بیشتر خواهد کرد. هنگام برنامه ریزی برای مطالعه درس ها باید توجه داشت که از شیوه تک درسی استفاده نشود، زیرا نه تنها دانش آموز را زود خسته و بی حوصله می کند، بلکه سطح یادگیری او را نیز کاهش می دهد. به جای این شیوه بهتر است مطالعه سه، چهار درس را در برنامه روزانه خود بگنجاند. هر چه تنوع در زمان بندی درس ها بیشتر باشد، نتیجه بهتری نیز دریافت خواهد کرد. همچنین دانش آموز باید به تناسب بین درس های انتخابی نیز توجه کند. تمرین حل کردن ممتد و مطالعه کردن درس هایی که با عدد و فرمول سر و کار دارند یا درس های حفظ کردنی، روش موثری برای یادگیری نیست. ترکیب درس هایی مثل فیزیک، ریاضی، هندسه با درس های حفظ کردنی مثل تاریخ، جغرافی و ادبیات بهترین روش برای مطالعه محسوب می شود. هنگام مطالعه درس های حفظ کردنی، برای اینکه ذهن دانش آموز از موضوع اصلی دور نشود، بهتر است: ▪ موضوع درس را برای خود خلاصه کند. ▪ ضمن خواندن، پرسش هایی از متن درس درآورد. ▪ محورهای اصلی درس و نکات کلیدی آن را فهرست وار یادداشت کند. ▪ رابطه یی بین قسمت های مختلف درس در ذهن خود برقرار کند. به طور معمول، بعد از هر یک ساعت مطالعه، ۱۵ دقیقه استراحت و تنفس نیاز است. قدم زدن در حیاط، نوشیدن یک لیوان آب میوه یا خوردن مقداری گردو و بادام تاثیری مثبت بر عملکرد مغز دانش آموز می گذارد. دیدن یک برنامه تلویزیونی مفرح بعد از دو ساعت تمرین ریاضی حل کردن می تواند موجب افزایش تمرکز و توجه دانش آموز بر مفاد درسی اش شود. ● روش های کاهش استرس قبل از امتحان ▪ توجه به تغییرات فیزیکی بدن (مثل عرق کردن کف دست، افزایش ضربان قلب، برافروختگی صورت، تنگی نفس) و تغییرات روانی حاصل از اضطراب (مثل کاهش توجه و تمرکز، حواس پرتی و احساس تشویش و نگرانی) می تواند دانش آموز را نسبت به پاسخ های روانی - جسمانی خود هوشیار کند. او می تواند با توجه به حالت های عاطفی - هیجانی خود د رصدد کنترل آنها برآید و آن را به استرس مثبت (انرژی زا) تبدیل کند. برای مثال، توانایی های خود را باور داشته باشد، خود را با دیگری مقایسه نکند، سعی نکند نفر اول باشد (نفر اول، همیشه یک نفر است)، نسبت به خود قضاوت مثبت داشته باشد، مشکلات را درونی نکند و.... ▪ خواب کافی می تواند از شدت اضطراب امتحان بکاهد. اغلب دانش آموزان به حداقل ۶ و ۷ ساعت خواب در طول شبانه روز احتیاج دارند و اگر آنها کمتر از این میزان بخوابند، بدنشان مستعد و آماده آسیب های روحی - جسمی خواهد شد. هر گونه بی نظمی در برنامه خواب یا کم خوابی موجب کاهش کارایی مغز و افزایش استرس می شود. ▪ تغذیه مناسب نیز تاثیری مستقیم بر عملکرد تحصیلی دانش آموز می گذارد. تحقیقات و پژوهش های مختلف نشان می دهند رژیم های غذایی ناسالم و ناکافی تاثیری منفی بر قابلیت فراگیری دانش آموزان، تمرکز حواس و هوشیاری آنان می گذارد. همان طور که می دانید برخی از غذاها آرامش بخش تر از سایر غذاها هستند. شیر گرم، موز، حبوبات پخته، نان، کاهو، سبزی ها، ویتامین ها و املاح مختلف از جمله موادی هستند که مصرف آنها در شرایط استرس آور بالا می رود و نیاز بدن به آنها بیشتر می شود. دانه های مغزدار (بادام، نخودچی، کشمش، فندق، پسته، گردو) سرشار از منیزیم است و کمبود آن منجر به ناتوانی یادگیری می شود. از میان میوه ها هم سیب، آناناس و خرما به علت داشتن انواع ویتامین ها و مواد قندی تاثیری مثبت بر فعالیت های مغزی می گذارند. موادی که باید از مصرف افراطی آنها در روزهای امتحان پرهیز کرد، عبارتند از قهوه، شکر، شیرینی، گوشت های پرچرب (مثل سوسیس، کالباس) و نوشابه های کافئین دار. ▪ ورزش موجب کاهش تنش های عصبی و استرس می شود. ورزش منظم و سبک موجب افزایش گردش خون در بدن (به ویژه در مغز) و کاهش هورمون های استرس زا می شود. پیاده روی، دویدن، دوچرخه سواری، شنا و هر ورزش دیگری که موجب فعالیت بدنی و تحرک جسمانی دانش آموز شود می تواند همین تاثیر را داشته باشد. ● روش های رفع استرس در روز امتحان ▪ سعی کنید زودتر از ساعت تعیین شده امتحان، در محل باشید. ▪ وسایل مورد نیازتان را به همراه داشته باشید. ▪ در صورت نیاز یک بطری کوچک آب به همراه داشته باشید. ▪ یادداشت های خود را که شامل نکات مهم درس، فرمول ها، تاریخ ها، نام های خاص و... است با خود همراه داشته باشید تا بتوانید پیش از امتحان مروری بر آنها بکنید. ▪ ساعت مچی خود را همراه ببرید تا متوجه مرور زمان بشوید. ▪ زمانی که آموزگار درباره نحوه چگونگی امتحان صحبت می کند، خوب گوش کنید. وقتی ورقه سوال ها را گرفتید، ابتدا نفس عمیقی بکشید و آن گاه تمام سوالات را بخوانید و سپس با در نظر گرفتن زمان امتحان، شروع به نوشتن پاسخ ها - از آسان به سخت - کنید. این کار به شما کمک می کند تا برآوردی از زمان و بخش های مختلف سوالات امتحانی داشته باشید. اگر نکته یی را نمی فهمید، نگران نشوید، همان ابتدای امتحان - قبل از آنکه شروع به پاسخگویی کنید - از آموزگار خود بپرسید. ▪ اگر آن قدر عصبی و مضطرب هستید که احساس می کنید هیچ چیز را به خاطر نمی آورید، بهتر است یکی دو دقیقه کاملاً آرام بنشینید و به موضوعات آرامش بخش فکر کنید. پس از چند دقیقه که توانستید به حالت عادی برگردید، مطمئناً تمرکز و توجه بهتری برای پاسخگویی به سوالات خواهید داشت. ● در مورد پرسش های تشریحی ▪ ابتدا تمام سوالات را به دقت بخوانید. ▪ پاسخگویی به سوالات را از آسان به سخت شروع کنید. ▪ جواب پرسش ها را با توجه به دانسته ها و معلومات تان بدهید نه بر پایه حدسیات. ▪ سعی کنید از حاشیه روی پرهیز کنید و تنها اصل پاسخ را بنویسید. ▪ توجه به زمان داشته باشید و بیش از حد برای یک سوال وقت نگذارید. ▪ سوالاتی را که پاسخی برای آنها ندارید، کنار بگذارید و به بقیه پرسش ها بپردازید. در صورتی که وقت اضافه داشتید، می توانید با تمرکز بر سوال، پاسخ آن را پیدا کنید. ▪ پاسخ هر سوال را در جای خودش بنویسید. ▪ بعد از پایان پاسخگویی به سوالات، در صورت داشتن وقت، حتماً ورقه تان را یک بار مرور کنید. ● در مورد سوالات چهار گزینه یی: ▪ ابتدا تمام جواب ها را به دقت بخوانید و سپس جواب درست را علامت بزنید، شاید پاسخ صحیح، گزینه چهارم باشد ▪ دقت داشته باشید، هیچ گاه سعی نکنید ارتباطی بین پاسخ های صحیح پیدا کنید. ▪ تنها زمانی که اطمینان دارید پاسخی که اول داده اید اشتباه است، آن را تغییر دهید. |
| ماندانا سلحشور |
|
آیا اضطراب فایدهای هم دارد؟
|
همانگونه که درد یک ارگان از بدن، علامت هشدار دهندهای از یک آسیب است و ما را وادار میسازد تا در جستجوی علت ایجاد آسیب و درمان آن برآییم، اضطراب نیز یک علامت حمایت کننده است. علامتی که باعث رشد شخصیت انسان و سازگاریهای مختلف او در مقابله با اضطراب میشود. اضطراب نوعی درد هیجانی است که همانند درد جسمانی به صورت یک فرایند هشداردهنده عمل میکند و باعث رشد شخصیت انسان و سازگاریهای مختلف او در مقابله با اضطراب میشود. در تولید اضطراب عوامل فرهنگی از جمله: مذهب، تحصیلات و نظامهای ارزشی فرد تأثیر دارند. اضطراب گاهی به هنجار و مفید بوده و گاه نابهنجار و زیانآور است. اینکه کی و کجا اضطراب به هنجار یا نابهنجار است؛ بستگی به علت، شدت و مدت اضطراب دارد. اضطراب میتواند مانند درد بدنی جنبه مرضی پیدا کند.بدین ترتیب که بدون علت مشخص یا به سبب یک اتفاق جزیی عارض شود و یا این که بدون علت شدت یافته و ادامه پیدا کند. ● آیا افراد مضطرب واکنشهای یک سانی دارند؟ از آنجا که منشأ اضطراب در افراد مختلف، متفاوت بوده و مساله تفاوتهای فردی و عکسالعملهای افراد در شرایط یکسان نیز متفاوت میباشد، در برابر اضطراب نیز رفتارهای متفاوتی از خود نشان میدهند که از فردی به فرد دیگر تغییر میکند. مثل: تحریکپذیری، بیقراری، وابستگی مفرط، مواظبت بیش از حد، مشغولیتهای ذهنی، محدود کردن فعالیتها، محدود کردن حواس و غیره. اضطراب میتواند مانند درد بدنی جنبه مرضی پیدا کند.بدین ترتیب که بدون علت مشخص یا به سبب یک اتفاق جزیی عارض شود و یا این که بدون علت شدت یافته و ادامه پیدا کند. از جنبه بدنی نیز واکنش افراد به شرایط یکسان اضطرابآور یکسان نمیباشد. مثلاً در سطح گوارشی برخی دچار اسهال شده وعدهای یبوست پیدا میکنند. علت این که چرا در بیماران مختلف، ارگانهای مختلفی درگیر اضطراب میشوند، درست شناخته نشده، اما به نظر میرسد آسیبپذیری و حساسیت ارگانهای خاصی در هر فرد، علت درگیری آن ارگان در شرایط استرسزا و اضطراب آلود باشد. ● چه عواملی باعث اضطراب میشوند؟ به طور کلی استرسها (هر گونه محرک و فشار روانی و اجتماعی که بر فرد وارد میشود، بی آن که از آن خبر داشته باشد.) ایجاد اضطراب میکنند. اضطراب میتواند درونی یا بیرونی باشد: ▪ اضطراب درون روانی: از کشمکشهای غریزی و نیروهای سانسور کننده به وجود میآید. ▪ اضطراب برون روانی: از کشمکش میان خود انسان و دنیای خارج پدیدار میگردد. عوامل فرهنگی نیز با قانون و قاعدههایی که اعمال میکند، در ایجاد اضطراب نقش دارند. عوامل استرسزای روانی- اجتماعی که اغلب جنبه فردی دارد، به آسیبپذیری افراد، ظرفیت فرد، ماهیت استرس، دفاعهای قابل دسترس و از عهده برآمدن آن بستگی دارد. اگر عملکرد خود انسان کارساز باشد، فرد میتواند به طور رضایتبخشی خود را با شرایط استرسزا تطبیق دهد. ● چگونه میتوان بر اضطراب غلبه کرد؟ افراد مختلف برای غلبه بر اضطراب به گونههای متفاوتی عمل میکنند. به طور کلی میتوان گفت افراد برای غلبه بر اضطراب به دو گونه عمل میکنند: ۱) تلاش آگاهانه برای کنترل اضطراب که به آن مکانیزمهای از عهده برآیی گفته میشود. ۲) روشهای ناخودآگاه در برخورد با اضطراب که اصطلاحاً مکانیزمهای دفاعی نامیده میشوند. برای بهبود تواناییهای افراد برای اینکه از عهده استرس یا اضطراب برآیند، روشهایی وجود دارد که با به کارگیری آنها از میزان آسیبپذیری آنها کاسته میشود. این روشها عبارتند از: ▪ برنامهریزی که در دو سطح عینی و شخصی صورت میگیرد. سطح عینی شامل: آموزش، شغل، محل سکونت، نیازهای مالی و نیازهای خانوادگی، هدفها و آرمانهای زندگی است و در سطح شخصی: ارزیابی امکانات و محدودیتهای خود، امکانپذیر است. ▪ سبک و شیوه زندگی ▪ افزایش آگاهیهای خویشتن و تحقیق خود ▪ به کار بستن تمرینهای جسمانی و روانی که در سطح انسانهای سالم اساساً کمکی برای موفقیت بیشتر آنهاست. این تمرینها عبارتند از: ورزش، مراقبه، تنآرامی و بیوفیزیک. ▪ نهایتاً نگرش به زندگی. این که هر کس چگونه و از چه دیدی به زندگی نگاه میکند. شما چه طور به زندگی نگاه میکنید؟! |
|
اثرات موسیقی در کاهش اضطراب
|
| بهره گیری از موسیقی در درمان و كاهش اضطراب پس از عمل جراحی قلب سودمند است به تازگی پنج تن از پژوهشگران ایرانی به نامهای دكتر مجتبی نیازی ، دكتر ناصر همتی ، رضا پور میرزا ، فریبا یاوری و صادق شیرازی تاثیر گوش دادن به موسیقی را بر میزان فشار خون و تعداد ضربان قلب چهل فرد بستری در بیمارستان قلب و عروق امام علی كرمانشاه كه تحت عمل جراحی پیوند عروق قرار گرفته بودند و در اولین كنگره بین المللی مراقبتهای ویژه پزشكی ارائه شده است را نشان می دهد : موسیقی درمانی در این بیماران سبب كاهش میانگین فشار خون و تعداد ضربان قلب شده است همچنین استفاده از روش موسیقی درمانی فشار اكسیژن و درصد اشباع اكسیژن خون را نیز بهبود می بخشد لذا این پژوهشگران بهره گیری از موسیقی درمانی را برای كاهش اضطراب پس از عمل جراحی قلب توصیه می كنند . |
| واحد مرکزی خبر |
|
اختلال اضطراب فراگیر چیست؟
|
برای مثال، فردی که به این اختلال مبتلاست، ممکن است در مورد کودکی که در سلامت کامل است، دائما نگرانی داشته باشد. احتمال ابتلا به این عارضه در زنان بیشتر از مردان است. معمولا این عارضه در افراد وقتی در ابتدای دهه ۲۰ زندگی هستند، شروع میشود. اغلب افراد گاه به گاه نگران میشوند و این نگرانیهای گاهگاهی عادی محسوب میشود و به معنای آن نیست که فرد دچاز اضطراب فراگیر است. اگر شما به اضطراب فراگیر مبتلا باشید، آنقدر احساس نگرانی میکنید که کارهای روزمرهتان را نمیتوانید انجام دهید، و در بیشتر روزها احساس تنش و نگرانی دارید. سایر نشانههای اختلال اضطراب فراگیر اینها هستند: ▪ اشکال در به خواب رفتن یا در خواب ماندن. ▪ تنش عضلانی. ▪ تحریک پذیری. ▪ اشکال در تمرکز کردن. ▪ زود خسته شدن. ▪ بیقراری یا احساس " دلشوره" و عصبی بودن. ▪ اگر در اغلب اوقات احساس تنش می کنید و یا برخی از علائم بالا را دارید، با دکترتان در این مورد مشورت کنید. احتملا پزشک شما را معاینه خواهد کرد و از شما پرسشهایی به عمل خواهد آورد تا مطمئن شود چیز دیگری علت بیماری شما نیست. بعضی وقتها برخی از انواع داروها ممکن است سبب اضطراب شود. اگر غده تیروئید شما بیش از حد فعال باشد یا مبتلا به افسردگی باشید، ممکن است دچار علائم اضطرابی شوید. اگر پزشک دلیل دیگری برای نشانههای اضطرابی پیدا نکند. ممکن است نیاز داشته باشید که برای بهیودی از این اختلال، تحت درمان قرار گیرید. افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر باید راههایی را یاد بگیرند تا از عهده نگرانی و اضطراب بر آیند. ممکن است به مشاور نیاز داشته باشید تا به شما کمک کند به آنچه سبب ایجاد تنش در شما میشود، پیببرید. همچنین ممکن است نیاز به مصرف داروهایی که به کاهش اضطراب در شما کمک کنند، داشته باشید. پزشک میتواند درمان صحیح را به شما معرفی کند. بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر را میتوان بهبود بخشید. اگر دارویهای ضداضطراب برای شما تجویز شود، ممکن است بتوانید مصرف آنها را در زمانی در آینده متوقف کنید. دکترتان به شما خواهد گفت که چه وقت میتوانید مصرف دارویتان را قطع کنید. ترجمه زهرا جباری امیری |
| همشهری آنلاین |
|
اختلال اضطرابی چیست؟
|
طبیعی است که هر فردی در زندگی خود، دچار اضطراب شود. این اضطراب، ممکن است ترس از امتحان ریاضی فردا یا یک موقعیت خطرناک باشد. ولیکن «اختلالات اضطرابی» زمانی رخ می دهند که سطح اضطراب با موقعیت ایجاد شده، نامتناسب شود و فعالیت های عادی روزانه را مختل کند. بیماری های اضطراب، شایع ترین گروه از اختلالات روانی در امریکا هستند. به طور تخمینی ۲۷ میلیون امریکایی (تقریبا ۵ درصد از کل جمعیت امریکا) در طول زندگی خود، دست کم به یک اختلال اضطرابی مبتلا خواهند شد. اغلب اوقات، ابتلا به عامل ترس، یکی از ویژگی های اختلالات اضطرابی است. به گفته ی دکتر استیو دجر، دانشیار علوم رفتاری و روان پزشکی دانشگاه واشنگتن در مرکز پزشکی هاربرویو: «این اختلالات یا به صورت ضعف بروز می کنند و یا با واکنش های بسیار شدیدی همراه هستند». اگر چه این اختلالات، درمان پذیرند، اکثر بیماران به مراقبت های مناسب دست نمی یابند. بیشتر اوقات، افراد مبتلا به این اختلالات، سعی می کنند تا از علائم فیزیکی آن مانند ضربان سریع قلب، تنگی نفس، یا حالت تهوع، رهایی یابند و ممکن است از علل روانی این علائم، آگاه نباشند و یا نمی خواهند این علل را بپذیرند. دکتر دجر می گوید: «مردم، نگران اند که اگر ترس یا اضطراب شدید خود را به زبان آورند، به آنها برچسب «دیوانه» زده شود. اما شواهدی وجود دارد مبنی بر این که این علائم، نتیجه ی عدم وجود مکانیزم های مسئول سلامتی در بدن است و نگرانی در مورد این علائم، اثرات آنها را تشدید می کند». اختلالات اضطرابی انواع متفاوتی دارد که متداول ترین آنها به شرح زیر است: ▪ اختلالات اضطرابی فراگیر(GAD) این اختلال، نوعی نگرانی اغراق آمیز، بدون علت آشکار است که می تواند فرد را ضعیف سازد؛ اما به حدی نیست که مانع فعالیت های فرد شود. اغلب به نظر می رسد که افراد مبتلا به GAD نمی توانند استراحت کنند و یا بخوانند و ممکن است دچار سرگیجه، تنگی نفس، حالت تهوع، استفراغ، رعشه، کشش ماهیچه و سردرد بشوند. ▪ اختلال وحشت زدگی (PD) این اختلال، احساس ترس ناگهانی و غیر منتظره ای را در افراد به وجود می آورد. فرد مبتلا به PD، زمانی احساس آرامش می کند که از موقعیت هایی که برای او ایجاد ترس می کند، دوری ورزد. علائم بروز PD، عبارت است از: ضربان تند، دردهای سینه، تنگی نفس، سرگیجه، حالت تهوع، احساس کرختی، رعشه و ترس از دست دادن کنترل یا ترس مرگ. افسردگی یا اعتیاد به مشروبات الکلی، اغلب به همراه PD هستند. شاید بهترین روش پی بردن به اختلال وحشت زدگی، مطالعه و درک اختلالات اضطرابی است. ▪ آگورافوبیا (ترس مرضی از مکان های باز) این اختلال، ضعیف ترین نوع اختلال اضطرابی است و زمانی بروز می کند که حمله های وحشت زدگی(PD) مانع فعالیت های عادی فرد شود. چنین افرادی، از موقعیت هایی که ایجاد ترس می کند (مکان های شلوغ، مغازه ها، پل ها و وسائط نقلیه ی عمومی)، دوری می گزینند و خود را بسیار محدود و در خانه، حبس می کنند. ▪ جمع هراسی (SP) ترس شدید از تحقیر در مکان های اجتماعی را جمع هراسی می گویند که ممکن است افراد مبتلا را از شرکت در میهمانی ها، صحبت در جمع، غذا خوردن در رستوران ها یا حتی امضای چکی در جمع، باز دارد. برخلاف افراد خجالتی، افراد مبتلا به SP، از این که با دیگران باشند، احساس راحتی می کنند، با وجود این، فعالیت های خاصی مانند قدم زدن در راهروی کلیسا، اضطراب را در آنها تشدید می کند. SP، روابط و کارها را مختل می کند؛ چون افراد مبتلا از انجام دادن فعالیت های خاصی رویگردان هستند. ▪ اختلالات وسواس پنداری (OCD) کارهایی همچون شستن دست ها، وارسی مکرر بعضی از امور (وسواس عملی)، افکار ناخوشایند و مداومی مانند ترس از ارتکاب به اعمال خشونت آمیز، ترس از انجام دادن اعمال جنسی نفرت انگیز برای شخص، یا ترس از افکار متناقض با اعتقادات مذهبی شخصی (وسواس فکری)، از ویژگی های این بیماری است. باید دانست که فعالیت های اجباری، هر روز یک ساعت و حتی بیشتر از یک ساعت، وقت ما را تلف می کنند و زندگی روزانه مان را مختل می سازند. ▪ اختلالات تنشی پس از آسیب (PTSD) این اختلال می تواند نتیجه ی یک حادثه ی ترسناک باشد و باعث می شود تا افراد مبتلا، از افکار و خاطرات خود، وحشت داشته باشند. برگزاری مراسم های یادبود سالانه، برای این افراد، مشکل ساز است. اتفاقات روزمره می تواند موجب تخیلات یا تصورات ناخوانده ای شود. ممکن است افراد مبتلا، خیلی زود خشمگین شوند و یا پرخاشگری کنند. افسردگی، بدرفتاری های ذاتی یا نگرانی ها، ممکن است به همراه PTSD باشند. ● چه می توان کرد؟ اگر احساس می کنید که ترس و اضطراب بر زندگی شما حاکم است و نشانه های آن، زندگی روزانه و روابط شما را تحت تأثیر قرار می دهد، می توانید راه های جلوگیری از آن را بیابید. لازم نیست که با ترس زندگی کنید. اختلالات اضطرابی معمولا به کمک ترکیبی از داروها و رفتار درمانی ها، معالجه می شوند. معمولا این درمان برای هر بیماری متفاوت است و به شدت علائم و سطح عملکرد آن، بستگی دارد. داروهای متداول برای اختلالات اضطرابی، بازدارنده های انتخابی باز جذب سروتونین (مانند پروزاک)، ضد افسردگی های تری سیکلیک، بنزودیازپینز یا بازدارنده های اکسیداز مونوآمین است. اگر فکر می کنید، به یکی از اختلالات اضطرابی مبتلا هستید، خودتان در مورد علائم فیزیکی و موقعیت های ایجاد کننده ی این علائم، با پزشک صحبت کنید. پزشک می تواند درمان بهتری را در اختیار شما قرار دهد و یا شما را نزد متخصصی بفرستد که آن متخصص، بتواند به شما راهنمایی هایی بدهد که چگونه برای همیشه از بیماری تان رهایی یابید. |
| منبع: "Whar is Anxiety Disorder ", Susan M.Lark, Celestial The Menopause Self Help Book, Art, Berkeley. برگرفته از نشریه ی حدیث زندگی ش ۱۸ |
| خبرگزاری فارس |
|
اختلال اضطرابی منتشر
|
اما اگر احساس اضطراب بدون دلیل می کنید و نگرانی های شما زندگی روزانه تان را مختل کرده است ، امکان دارد که اختلال اضطرابی منتشر داشته باشید. این وضعیت باعث اضطراب زیاده از حد یا غیر واقعی درمورد شرایط زندگی معمولاً بدون یک علت مشخص می شود. نام اضطراب دائمی که بر زندگی روزانه شما تأثیر کند اختلال اضطرابی است. اختلال اضطرابی منتشر در همراهی با فوبیا ( ترس ) حمل هول و اختلال وسواسی جبری یکی از شایعترین اختلالات اضطرابی است که حدود ۴ میلیون نفر را هر ساله در ایالات متحده تحت تأثیر قرار می دهد. زنان بیش از مردان اختلال اضطراب منتشر را تجربه می کنند. زندگی با اختلال اضطرابی منتشر می تواند مشکل باشد، اما این بیماری قابل درمان است. داروها و مشاوره و درمان کارشناسانه می توانند را در فائق آمدن بر اثر اختلال اضطراب منتشر یاری کنند. ● علائم و نشانه های اختلال اضطراب منتشر در شدت و ترکیب ( همراهی ) متفاوت هستند. آنها می توانند شامل موارد زیر می باشند : ▪ بی قراری ▪ احساس تحت فشار بودن ▪ احساس وجود یک توده در شکم ▪ مشکل در تمرکز گرفتن ▪ خستگی ▪ تحریک پذیری ▪ بی صبری ▪ کشش عضلانی ▪ ( بی خوابی ) مشکل در شروع خواب یا مشکل در خواب ماندن ▪ افزایش تعریق ▪ نفس تنگی ▪ درد معده ▪ اسهال ▪ سردرد اگر مبتلا به اختلال اضطراب منتشر باشید امکان دارد زمانهائی را تجربه کرده باشید که نگرانی هایتان بر طرف شده اما شما هنوز احساس اضطراب کنید. ممکن است در مورد بیشتر جنبه های زندگی تان یا همه آنها احساس فشار کنید. مثلاً ، ممکن است احساس نگرانی شدید در مورد امنیت خود یا افراد محبوبتان داشته باشید یا ممکن است احساس کنید اتفاق بدی برایتان در حال رخ دادن است، حتی اگر هیچ خطر فوری وجود نداشته باشد. اختلال اضطراب منتشر غالباً در سنین پائین و علائم و نشانه های آن ممکن است خیلی آهسته تر از دیگر اختلالات اضطرابی بروز کند. بسیاری افراد مبتلا به اختلال اضطراب منتشر به یاد می آورند که آخرین بار چه زمانی احساس راحتی و آرامش کرده اند. ● علتها وقتی احساس می کنید بدنتان هورمونهایی را برای آماده کردن شما جهت مقابله با تهدید آزاد می کند. این را پاسخ جنگ و گریز می نامند. زمانی که اضطراب خارج از کنترل می شود، این پاسخ تقریباً به صورت مداوم اتفاق می افتد حتی در زمانهایی که آرام به نظر می رسید. پزشکان و محققین کاملاً نمی دانند که این مسئله چرا اتفاق می افتد. گر چه علل اختلال اضطراب منتشر ناشناخته است، بعضی عوامل ممکن است با این اختلال مربوط باشند . ● وضعیتهای پزشکی خاص : اختلالات خاصی مثل غدد تیروئید پر کار ( هیپرتیروئیدی ) می تواند باعث ایجاد اضطراب شود. ● سازگاری با بیماری: داشتن یک بیماری جسمی جدی، مانند سرطان می تواند شما را مضطرب کند. نگرانی در مورد تشخیص و درمان احتمالی می تواند زیاد خسته کننده باشد. ● استرس : یک زندگی پر استرس می تواند به اضطراب زیاده از حد دامن بزند. مثلاً ابتلا به یک بیماری جسمی همراه با استرس از دست دادن شغل یا درآمد می توانند با هم ترکیب شده و یجاد اختلال اضطراب منتشر کند. ● شخصیت : بعضی افراد با انواع خاصی از شخصیت بیشتر مستعد اضطراب هستند. افرادی با نیازهای فیزیولوژیک برآورده نشده مانند داشتن یک رابطه نزدیک که ارضاء کننده نبوده است ممکن است احساس امنیت کمتری کنند و در خطر بیشتری برای اختلال اضطراب منتشر قرار گیرند علاوه بر این، اختلالات شخصیت مانند اختلال شخصیت حد واسط نیز می توانند دچار اختلال اضطراب منتشر شدند. ● ارث : بعضی تحقیقات پیشنهاد می کنند که اختلال اضطرابی منتشر می تواند بصورت خانوادگی اتفاق بیفتد. ● عوامل خطر ▪ برخی عوامل می توانند، خطر اختلال اضطراب منتشر را افزایش دهد: اینها شامل موارد زیر هستند .: ▪ مجموعه ای از استرس ها ▪ یک بیماری جسمی طولانی مدت یا جدی ▪ یک نوع خاص شخصیت یا اختلال شخصیتی که بیشتر مستعد اضطراب است ▪ یک اختلال اضطرابی در خانواده شما اختلال اضطرابی و سایر اختلالات اضطرابی به فراوانی در بین افرادی که بیماری طبی مزمن مانند دیابت و پرفشاری خون دارند دیده می شود. ● چه زمانی باید به دنبال توصیه های پزشکی بود؟ اگر برای کنترل نگرانی های خود مشکل دارید، یا اگر اضطراب با زندگی روزانه شما تداخل دارد، به پزشک خود مراجعه کنید. ● غربالگری و تشخیص اختلال اضطرابی منتشر با طول زمان تداومش و اینکه چه میزان بر زندگی روزمره تأثیر می گذارد از نگرانی معمولی و سایر اختلالات اضطرابی تشخیص داده می شود. اگر اضطراب و نگرانی شدید را به طور مداوم برای مدت شش ماه یا بیشتر تجربه کرده اید، ممکن است اختلال اضطراب منتشر داشته باشید . اضطراب مداومی که روزانه شما را گرفتار می کند یک مشکل طبی در نظر گرفته می شود. پزشک شما احتمالاً معاینه بالینی و ارزیابی های فیزیولوژیکی را انجام خواهد داد که سایر اختلالات و مشکلات طبی را که ممکن است اختلال اضطراب منتشر را تقلید نمایند رد کند. ارزیابی بالینی شامل یک پرسشنامه در مورد خودتان و مصاحبه با پزشک می باشد. سایر آزمایشات مانند یک تست آزمایشگاهی برای اندازه گیری فعالیت تیروئید هم ممکن است انجام شود. بسته به علت و شدت وضعیت شما ممکن است به یک کارشناس بهداشت روان یا سایر متخصصین پزشکی ارجاع شوید. ● عوارض افرادی که اختلال اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر دارند احتمال بیشتری برای ابتلا به سایر بیماریهای پزشکی دارند و داشتن یک اختلال اضطرابی می تواند دوره این بیماریها را طولانی کند. اختلال اضطرابی منتشر معمولاً به طور همزمان با افسردگی و سایر اختلالات روانی مانند حملات هول و فوبیا ( ترس ) اتفاق بیفتد. وابستگی به مواد یا سوء استفاده از آنها که اغلب به صورت خود درمانی غلط انجام می شود. ممکن است با اختلال اضطراب منتشر همراه شود. اضطراب و فشار ناشی از اختلال اضطراب منتشر می تواند موجب کم خوابی ، سندرم روده تحریک پذیر، سردرد و دندان قرچه شود. ● درمان دوره درمان عمده برای اختلال اضطرابی منتشر درمان طبی و روان درمانی هستند که می توانند به تنهایی یا در ترکیب با یکدیگر به کار بروند. ● داروها پزشکان از داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب برای درمان اختلال اضطراب منتشر و سایر انواع اختلالات اضطرابی استفاده می کنند. داروهایی که به طور عمده تجویز می شوند شامل موارد زیر است : ▪ داروهای ضد اضطراب بنزودیازپین ها و داروهای آرامبخش غالباً بین ۳۰ تا ۶۰ دقیقه اضطراب را رفع می کنند اما اگر بیش از چند هفته از آنها استفاده کنید می توانند ایجاد عادت کنند. به این علت پزشکان ممکن است آنها را برای مدت کوتاهی برای کمک به شما جهت رهایی از یک دوره اضطرابی خاص تجویز کند. شایعترین آرامبخش هایی که تجویز می شوند شامل موارد زیر هستند : آلپرازولام ( زاناکس )، کلرودیازپوکساید ( لیبریوم )، کلونازپام ( کلونوپین) ، دیازپام ( والیوم ) و لورازپام ( آتیوان )، این داروها می توانند باعث بی ثباتی ، خواب آلودگی، کاهش هماهنگی عضلات شده و مشکلاتی در تعادل ایجاد کنند. دوزهای بالاتر دارو و استفاده طولانی مدت از آن می تواند باعث مشکلات حافظه شود. زمانی که از این داروها استفاده می کنید رانندگی و کارهای سنگین ماشینی انجام ندهید. داروی دیگری که برای اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر تجویز می شود بوسپیرون است( Buspar ) اگر در گذشته از بنزودیازپین ها استفاده کرده باشید این دارو اثر نمی کند. یک عارضه جانبی شایع بوسپیرون احساس موقتی « سبکی سر » بلافاصله پس از مصرف دارو است. عوارض جانبی ناشایعتر، سردرد ، تهوع، عصبیت و بی خوابی است. ▪ ضد افسردگی ها این داروها بر فعالیت برخی مواد شیمیایی خاص مغز ( نوروترانسمیترها) که به سلولهای عصبی مغز شما کمک می کنند تا پیامها را دریافت کنند تأثیر می کنند. مثالهائی از داروهای ضد افسردگی مورد استفاده در درمان اضطراب در زیر آورده شده است فلوکستین (Prozac)، پاروکستین ( پاکسیل) ، ایمی پرامین ( تروفانیل) و نلافاکسین ( رافکسور). ضد افسردگی ها عموماً در ۶۰ تا۸۰ درصد موارد مؤثر هستند.اما چون پزشک شما نمی تواند پیش بینی کند که چه دارویی برای شما بهتر است، ممکن است لازم باشد بیش از یک دارو را امتحان کنید که ببینید کدام دارو برایتان بهتر است.علاوه بر این ضد افسردگی ها معمولاً فوراً اثر نمی کنند. ممکن است حدود ۲ هفته طول بکشد تا اثر دارو شروع شود اما این مسئله ممکن است تا زمانی که شما متوجه اثر کامل دارو شوید حدود ۸ هفته طول بکشد. ● رواندرمانی این درمان که گفتگو ( حرف ) درمانی هم نامیده می شود. به دریافت کمک از یک کارشناس یهداشت روان از طریق ترکیبی از گفتن و شنیدن اطلاق می شود. یک نوع از رواندرمانی درمان رفتار – شناختی است که اختلالات تفکری را که موجب مشکلات روانی می شوند امتحان می کند. درمان رفتار – شناختی در درمان بیماریهایی روانی بخصوص اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب منتشر بسیار مؤثر است. این درمان بر این اساس پایه گذاری شده است که شما چیزی هستید که فکر می کنید. در حین درمان رفتار – شناختی، درمانگر به شما کمک می کند افکار و اعتقادات ناجوری که باعث استرسهای روانپزشکی ترس یا افسردگی می شود را تعیین کنید . شما یاد می گیرید که افکار منفی را با ادارک مثبت تر و واقعی تر جایگزین کنید. شما راههایی را یاد می گیرید که وقایع زندگی را درست تر ببینید و با آنها کنار بیایید. عموماً در یک درمان کوتاه مدت رفتار- شناختی بر یادگیری ایجاد حس ارزبابی و کنترل فکرها و احساساتتان تأکید می شود. درمان اختلال اضطرابی منتشر یا هر بیماری روانی دیگر بسته به هر فرد تعیین می شود. هیچ رژیم درمانی واحدی برای همه یکسان کار نمی کند. بسیاری درمانها بر اساس درمان سرپائی هستند اما بعضی افراد امکان دارد نیاز به مراقبت در بیمارستان داشته باشند. ●● مراقبت از خود ● این نکات می تواند به شما کمک کند که اضطراب خود را کم کنید: ▪ فعال باشید : تعیین کنید که چه چیزهایی شما را مضطرب می کند. مثلاً اگر مسایل مالی نگرانتان می کند. پس انداز کنید. ▪ Let it go : در نگرانی گذشته خود را غرق نکنید. آنچه را می توانید تغییر دهید و اجازه دهید بقیه چیزها مسیر خود را طی کند. ▪ چرخه را بشکنید: زمانی که احساس اضطراب می کنید قدم بزنید یا مشغول سرگرمی خاصی که باعث تمرکز شما می گردد، بشوید. ▪ از خود مراقبت کنید: استراحت کافی داشته باشید. غذای متعادل مصرف کنید. ورزش کنید و زمانی را برای آرامش در نظر بگیرید. از کافئین و نیکوتین که باعث تشدید اضطراب می شوند پرهیز کنید. برای رهایی از اضطراب به الکل یا داروهای بدون نسخه پناه نبرید. ▪ با کسی صحبت کنید: مشکلات خود را با یک دوست با مشاور کارشناس که می تواند به شما کمک کند همه جانبه نگاه کنید در میان بگذارید. ●مهارتهای سازگاری زندگی با اختلال اضطراب منتشر می تواند مشکل باشد. به علاوه حین دست و پنچه نرم کردن با نگرانی ها ممکن است به سایر وضعیتها مثل افسردگی که غالباً با اختلال اضطراب منتشر همراهی می کند و می تواند باعث شود احساس اضطراب و نگرانی بیشتری کنید، دچار شوید. اضطراب می تواند به تقابل شما با دوستان و خانواده، توان تولید کنندگی شما در محیط کار و کیفیت کلی زندگی شما اثر بگذارد. ممکن است پی ببرید که صحبت با یک مشاور یا درمانگر می تواند در سازگاری با اثرات اختلال اضطراب منتشر به شما کمک کند. یا امکان دارد در یک گروه حمایتی اضطراب احساس تشویق و درک متقابل پیدا کنید. گرچه گروههای حمایتی به درد همه نمی خورند اما منابع اطلاعاتی خوبی هستند. اعضای گروه در مورد آخرین درمانها اطلاع دارند و تمایل دارند که تجربیات خود را با شما در میان بگذارند. اگر دوست داشته باشید پزشکتان ممکن است گروهی را به شما توصیه کند. |
|
اختلال دلهره
|
بیست سال پیش حتی اغلب متخصصان هم شناخت درستی از اختلال دلهره نداشتند و آن را روان پریشی اضطرابی (Anxiety Neurrosis) مینامیدند. برخی عقیده داشتند که این اختلال از کمشکشهای روانشناختی یا ریشههای عمیق و تکانههای آشفتهکننده ناخودآگاه ، که ماهیت جنسی دارند، منشا میگیرد. اکنون اختلال دلهره را بیشتر به عنوان مشکلی جسمی با هستهای متابولیک میدانیم. حملات دلهره طی یک یا دو دقیقه از زمان وقوع به حداکثر شدت خود میرسند و سپس طی ۳۰ دقیقه تا چندین ساعت تخفیف مییابند. آن گونه که شایع است، نخستین حمله پای بیمار را به بخش اورژانس میکشاند.حملات متعاقب ، چند بار در ماه روی میدهند و اغلب به همان اندازه حمله اول شدیدند. ● اختلال دلهره در بین چه افرادی شایعتر است؟ حدود سه چهارم بیماران مبتلا به اختلال دلهره زنان هستند. اختلال دلهره عمدتا در سنین ۲ تا ۳۰ سالگی آغاز میشود و شروع آن در نوجوانان یا کسانی که در سالهای دهه چهل قرار دارند کمتر است. ظهور اول بار اختلال در افراد مسن امری غیر معمولی است. گر چه به اعتقاد تعداد کمی از متخصصان ، این اختلال در افرادی که به هنگام کودکی تجربه جدا شدن از خانواده را داشتهاند، شایعتر میباشد ولی بیشتر آنها بر این باورند که اختلال دلهره ، افرادی را که دارای عواطف سالم میباشند، مبتلا میکند. احتمال درگیر شدن به مشارکت عاطفی پیش از شروع این مشکل در افراد مبتلا به این اختلال بیش از افراد عادی نیست. ● نوع احساس مهمترین نشانه اختلال دلهره ، خود حمله دلهره است. اختلال دلهره ، اختلال پزشکی است که با حوادث ناگهانی یا حملاتی دارای چند مورد از علائم دلهره و ترس از دست دادن کنترل ، ضربان کوبنده قلب ، دشواری تنفس ، احساس تنگی نفس ، درد یا ناراحتی در قفسه سینه ، کرختی خارشدار پوست ، احساس خفگی ، احساس وجود گلوله در گلو ، احساس داغی یا سردی زیاد در بدن ، تعریق ، لرز ، تهوع ، احساس عدم واقعیت مشخص میشود. ● عوارض و اختلالات دلهره افرادی که دچار تجربه حملات تکرار شونده و شدید هستند، ممکن است تنها به حملات دلهره مبتلا باشند و بس. دیگران ممکن است تجربه بروز اثرات جانبی حمله دلهره را به صورت بیهودگی و آشفتگی آغاز کنند. بروز پیشرفت این عوارض عموما به شرح زیر است: چند هفته یا چند ماه قبل از نخستین حمله دلهره ، گاهی علائم خفیفی نظیر ضربان سریع قلب نمود پیدا میکند. آنگاه نخستین حمله دلهره عمده اتفاق میافتد. در آن هنگام شخص اغلب فورا به جستجوی ارزیابی پزشکی میپردازد. معاینه بنیادی عموما طبیعی است. حملات مداوم دلهره موجب میشود که شخص به جستجوی ارزیابیهای بیشتر پزشکی که ممکن است بینتیجه باشد، روی بیاورد. بسیاری از مبتلایان به حمله دلهره قبل از دریافت تشخیص مناسب ، ماهها یا سالها را سپری میکنند و تا آن هنگام ممکن است به چندین پزشک ، روانشناس و مشاور مراجعه کنند. ممکن است شخص مبتلا به اختلال دلهره ، شروع به اجتناب از یک فعالیت خاص کند، زیرا بروز حمله به هنگام اشتغال به آن فعالیت برای او خجالت آور یا خطرناک است. ممکن است شخص عادی مبتلا به اختلال دلهره با خود بیاندیشد که بروز حمله خودش به اندازه کافی بد هست. حال اگر موقع رانندگی در اتوبان اتفاق بیافتد خطر آفرین هم خواهد بود. این رفتار اجتنابی می تواند به ترس از رانندگی بدل شود، در حالی که در واقع ترس از حمله دلهره است نه ترس از رانندگی. ممکن است تمایل به اجتناب از شرایط مختلف در زندگی روزمره توسعه یابد و فعالیتهای بیشتری را در بر بگیرد. این رفتار اجتنابی شدید را ترس از اماکن تجمع یا agdraohobia می نامند. ممکن است روحیه شخص مبتلا به اختلال دلهره پس از ماهها یا سالها حملات دلهره پیوسته و روش زندگی محدود ناشی از رفتار اجتنابی عادی ، تضعیف و دچار افسردگی روحی یا جسمی گردد. آسیبهای اختلال دلهره حمله دلهره ، شخص را از پای در نمیآورد، ولی اختلال دلهره حقیقتا موجب خسارت میشود. تخمین مصائب و از دست رفتن کلی قابلیت تولید در نتیجه ابتلا به این اختلال دشوار است. رنج و احساس حقارت فردی و روش زندگی سخت و محدود از عوارض آن است. به دنبال حملات دلهره ، روزهای کاری از دست میروند و ممکن است شخص در نتیجه ناتوانی ناقص یا کامل ، بیکار شود و آنگاه خطر روی آوردن به راهحلهای جاهلانه افزایش مییابد. باید به تمامی اینها ناراحتیهای افراد علاقهمند به فرد مبتلا و از دست رفتن قابلیت تولید در آنان را نیز افزود. به این ترتیب در مییابیم که میزان آسیبهای حاصل از این اختلال در بعد ملی سرسام آور است. با این حال ما هزینههای کلانی را که در نتیجه اشتباه در تشخیص و مراقبتهای پزشکی غیر ضروری و نامناسب تحمیل میشود در محاسبه وارد نکردهایم. ● چه عاملی موجب اختلال دلهره میشود؟ بیست سال پیش حتی اغلب متخصصان هم شناخت درستی از اختلال دلهره نداشتند و آن را روان پریشی اضطرابی مینامیدند. برخی عقیده داشتند که این اختلال از کمشکشهای روانشناختی یا ریشههای عمیق و تکانههای آشفتهکننده ناخودآگاه ، که ماهیت جنسی دارند، منشا میگیرد. اکنون اختلال دلهره را بیشتر به عنوان مشکلی جسمی با هستهای متابولیک میدانیم. این اختلال مسالهای عاطفی و احساسی نیست، گرچه ممکن است افرادی که از نظر احساسی- عاطفی سالم هستند، پس از ابتلا ، به تدریج دچار افسردگی یا مشکلات دیگر شوند. درباره اینکه مشکل در کجای دستگاه عصبی بروز کند، نظریات مختلفی وجود دارد. شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان دهنده اختلالی در عملکرد لوکوس سرولیوس و راههای عصبی وابسته به آن است. این بخش ، مرکز عصبی کوچکی در ساقه مغز که ضربان قلب ، تنفس و دیگر عملکردهای حیاتی بدن را کنترل میکند. معدودی از متخصصان هنوز هم معتقدند که این مشکل یک اختلال جسمی نیست. مدار علمی روشنی در اثبات وجود یک عامل فیزیکی برای این اختلال وجود دارند و آن را به عنوان یک اختلال جسمی که بیشتر شبیه دیابت یا پنومونی است، نشان میدهند. ● برای مبتلایان به اختلال دلهره جای امیدی هست؟ اختلال دلهره درمانپذیر است و تقریبا تمام مبتلایان به خوبی درمان مناسب پاسخ میدهند. درمان ، متشکل از چند مرحله است: ▪ نخست لازم است که به شخص درباره این اختلال آموزش داده شود. آموختن برخی از مسایلی که در این مقاله مورد اشاره قرار گرفتهاند دست کم میتواند با ایجاد امید در کسانی که شاید با ناامیدی دست به گریبان هستند، بهبود اوضاع کند. درک و آگاهی باعث اعتماد و انتظار مثبت میشود این نکته برای کسب موفقیت در نوع درمان پزشکی حائز اهمیت بسیار است. ▪ در مرحله دوم لازم است درمانی یافت شود که حتیالامکان حملات دلهره را حذف کند. روانپزشکان متخصص در درمان اختلال دلهره از داروهای ضد افسردگی و آرام بخشها استفاده میکنند.br> زمانی که حملات دلهره به مدت سه ماه بطور کامل و با موفقیت مهار گردد، بیماران مبتلا به اختلال دلهره معمولا بدون هیچ کمک اضافی به زندگی طبیعی باز میگردند. با این حال بسیاری از افراد بطور خودکار بر تمایل موجود برای پرهیز از شرایطی که از آن گریزان بودهاند، چیره نمیشوند. موفقیت در چنین بیمارانی بوسیله سازماندهی رهیافتی سیستماتیک برای انجام اموری که از آن اجتناب داشتهاند، قابل حصول خواهد بود. آنها باید ابتدا رفتن به جاهایی را شروع کنند که شکستن پرهیز از آنها دشواری کمتری دارد. قرار گرفتن در معرض شرایط هراس آور تا زمانی که بیماران به آرامشی معقول دست یابند، تکرار میشود. سپس به فعالیت اجتناب شده دیگری که از سختی کمتری به برخوردار است، پرداخته میشود. این رهیافت بسیار موفق، روشی مبتنی بر دریافت عمومی و بر اساس این ضربالمثلی قدیمی است که اگر از اسب افتادی، بیدرنگ دوباره سوار شو. روش گفته شده که رفتار درمانی مبتنی بر شناخت (Cognitive behavior therapy) نامیده میشود، میتواند در رفع اینگونه ترسها مفید واقع شود. شخص در مییابد که حقیقتا میتواند فعالیتهای اجتناب شده را انجام شده و داروها نیز مانع وقوع حملات میشوند. اعتماد به نفس باز میگردد و زندگی عادی با ایمنی ، آرامش ذهن و احساس اینکه فرد بار دیگر تحت کنترل شخصی است، از سرگرفته میشود. ● سخن آخر برخی از متخصصان حرفهای بر این باورند که میتوان اختلال دلهره را همانند رفتار درمانی مبتنی بر شناخت با گفتار درمانی با نوار کاستهای گران قیمت معالجه کرد. بنیاد ملی اضطراب ، متخصصان حرفهای و بیماران را تا زمانی که پژوهشهای قانع کننده یکبار و برای همیشه به این مباحثات خاتمه دهند، تشویق اتخاذ ترکیبی از هر دو روش (دارو درمانی و رفتار درمانی مبتنی بر شناخت) میکند. اختلال دلهره بیماری جدی و در عین حال درمان پذیری است. تقریبا تمام مبتلایان به خوبی به درمان پاسخ میدهند و میتوانند طی چند هفته تا چند ماه زندگی عادی باز گردند. |
اختلال هراس نوعی اضطراب شدید خودبه خودی كه حملات آن عودكننده و غیرقابل پیشبینی است بیشتر این حملات ۱۰-۲ دقیقه طول میكشد ولی برخی حملات ممكن است بیش از ۲-۱ ساعت نیز به طول انجامد. این نوع اضطراب با علایم حملهای بروز میكند (اغلب در حین خواب)، در حالی كه در اضطراب مزمن (اضطراب عمومی)، اضطراب حالت پایدار دارد. علایم شایع عبارت است از:
● علایم جسمی:
▪ تپش قلب؛ تُندی ضربان قلب؛ درد سینه
▪ كوتاهی نفس؛ احساس خفگی؛ تنفس عمیق و سریع؛ ضعف یا حالت سستی؛ غش كردن (گاهی)؛ تعریق و لرزیدن
▪ كرختی و گزگز اطراف دهان، دستها و پاها گرفتگی یا انقباضات عضلانی در دستها و پاها
احساس «پرپرزدن پروانهها» در معده
● علایم روانی:
▪ ترس شدید از دیوانه شدن (از دست دادن مشاعر)؛ ترس از مردن؛ احساس وحشت
▪ احساس بیواقعیتی، قطع ارتباط با افراد یا اشیاء
● علل
▪ دستگاه هشدار دهنده مغز به نظر میرسد تحتتأثیر تعامل پیچیده عوامل زیستشناختی، ژنتیكی، بیماریها، داروها، و سابقه شخصی حوادث ناگوار باشد.
▪ اختلالات مختلفی میتوانند محرك بروز حملات هراس باشند (از قبیل اختلالات ریتم قلبی، آنژین صدری، اختلالات تنفسی، آسم، بیماریهای انسدادی ریه، اختلالات غددی، اختلالات تشنجی، داروهای محرك، محرومیت از برخی داروهایی كه بدن به آنها وابستگی پیدا كرده است).
● عوامل افزایشدهنده خطر
▪ استرس؛ احساس گناه، خستگی یا كار زیاد ؛ بیماری؛ سوءمصرف الكل یا داروها
▪ سابقه سایر اختلالات روانی؛ سابقه خانوادگی اختلال هراس
● پیشگیری
اقدام خاصی برای پیشگیری از حمله اولیه وجود ندارد؛ درمان به پیشگیری از حملات بعدی كمك میكند.
● عواقب مورد انتظار
در بسیاری از بیماران این اختلال به صورت حملات اندك در طی دوره محدود كه فروكش طولانی مدت بیماری را به دنبال دارد بروز میكند. در مورد سایر بیماران، روان درمانی یا تجویز داروها ممكن است مؤثر باشد.
● عوارض احتمالی
▪ اضطراب یا افسردگی مزمن
▪ اختلالات ترس، از قبیل موقعیت هراس (ترس هنگام تنها بودن یا قرار گرفتن در مكانهای عمومی)
▪ وابستگی دارویی
● درمان
▪ بررسی سوابق پزشكی و معاینه توسط پزشك
▪ بررسیهای آزمایشگاهی در صورت لزوم برای رد كردن سایر اختلالات
▪ در مورد احساسات خود با یك دوست یا یكی از اعضای خانواده صحبت كنید. این اقدام گاهی اضطراب شما را كاهش میدهد.
▪ افكار و احساسات اضطرابی خود را به طور روزانه در یك دفتر ثبت نمایید. با بررسی اطلاعات ثبت شده علل اضطراب خود و راهحلهای احتمالی آن را ارزیابی كنید.
▪ روشهای آسودهسازی را فرا بگیرید. برای برخی افراد، تجویز دارو مؤثر است.
▪ تا حد امكان استرس را در زندگی خود كاهش دهید.
▪ برای رفع علایم مربوط به تنفس عمیق و سریع، یك كیسه كاغذی كوچك را جلوی دهان و بینی خود بگیرید و به مدت چند دقیقه درون آن تنفس كنید.
● داروها
پزشك ممكن است برای بیمار داروهای ضدافسردگی، بنزودیازپین یا داروهای مسدودكننده گیرنده بتا تجویز كنند. داروی تجویز شده ممكن است پس از ۱۲-۶ ماه درمان به آهستگی كاهش داده شده یا به طور موقت قطع گردد تا مشخص شود آیا حملات هراس عود میكند یا خیر. اگر حملات عود نكند دارو را میتوان برای همیشه قطع كرد.
● فعالیت
▪ به طور منظم ورزش كنید.
▪ شب به اندازه كافی استراحت كنید.
● رژیم غذایی
مصرف كافئین به هر شكل (قهوه، چای، نوشیدنیهای غیرالكلی) را قطع كنید. با قطع مصرف این نوشیدنیها ممكن است دچار علایم محرومیت نظیر سردرد یا خستگی شوید، ولی این علایم در عرض چند روز برطرف میشوند.
● در این شرایط به پزشك خود مراجعه نمایید
▪ اگر شما یا یكی از اعضای خانواده تان دارای علایم اختلال هراس باشید كه با درمانهای معمولی انجام شده توسط خودتان برطرف نشده باشد.
▪ عدم موفقیت برنامه درمانی پس از ۸ هفته درمان
▪ اگر دچار علایم جدید و غیرقابل توجیه شده اید.
|
اختلالات اضطراب؛ خط قرمز باریک
|
ماهونی هیچ وقت درباره مشكل خود با كسی حرف نمی زد. می گوید: بزرگترها می گفتند؛ خب، این بچه خجالتی است، ولی من ترسو و افسرده بودم. نهایتا در ۱۸ سالگی پزشكان تشخیص دادند كه او مبتلا به اختلالات وحشت است؛ یكی از جدی ترین بیماری های اضطراب. به گزارش انجمن ملی سلامت روانی ایالات متحده، ۱/۱۹ میلیون نفر در ایالات متحده با اختلالات اضطراب دست به گریبان هستند و زنان دو برابر مردان در خطر ابتلا به این بیماری ها قرار دارند. تاثیر این بیماری ها می تواند ویرانگر باشد. دكتر دیوید بارلو، مسئول مركز اضطراب و بیماری های مرتبط در دانشگاه بوستون می گوید: این اختلالات مثل بسیاری از بیماری ها و اختلالات مزمن فیزیكی مثل بیماری های ریوی یا مشكلات قلبی عروقی می تواند در عملكرد كل بدن تاثیری مخرب داشته باشد. مطالعات نشان می دهد این اختلالات سالانه میلیاردها دلار هزینه برای بیماران و سیستم بهداشت عمومی آمریكا دربر دارد. این بیماری می تواند علائم بیماری های دیگر نظیر بیماری های قلبی را تقلید كند و كسانی كه از این اختلالات رنج می برند، سه تا پنج برابر بیشتر از افراد دیگر به پزشك مراجعه می كنند و شش برابر بیشتر در بیمارستان بستری می شوند. انواع اختلالات اضطراب اختلالات اضطراب این مشكلات را شامل می شود: اختلال وحشت كه در آن دوره هایی از وحشت فراوان به فرد منتقل می شود. انواع فوبیا كه در آن ترسی آزاردهنده از مكان یا چیز خاصی در فرد ایجاد می شود. اختلال عمومی اضطراب كه نگرانی مزمن را دربرمی گیرد. اختلال ناشی از استرس پس از سانحه كه به حادثه ای آسیب رسان مربوط می شود و اختلال وسواس و اجبار كه رفتارهایی تكرارشونده یا افكاری آزاردهنده را شامل می شود. تمام اینها مواردی از اختلالات اضطراب هستند.بسیاری از این اختلالات با هم تركیب می شوند. به طور مثال ترس از دچار شدن به حملات ترس می تواند منجر به بروز فوبیا شود. در خلال یك حمله وحشت، مكانیسمی كه انسان را برای مواجهه با خطر یا ترس آماده می سازد، فعال می شود. سیستم اعصاب خودمختار سمپاتیك، غدد فوق كلیوی را تحریك كرده و آدرنالین و نورآدرنالین آزاد می شود. خون بشدت به گروه عضلات بزرگ اندام ها وارد می شود، ضربان قلب بسرعت افزایش می یابد، تنفس تندتر می شود و این توانایی در فرد ایجاد می شود كه فرار كند یا بایستد و بجنگد، ولی وقتی چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، این پاسخ ها خود باعث وحشت می شود. زنان در معرض خطر می توان پرسید چرا زنان بیشتر در معرض خطر ابتلا به این اختلالات قرار دارند؟ در حالی كه هیچكس دلیل این مسئله را نمی داند، محققان می گویند ژنتیك و محیط، نقش بسزایی در پیدایش و شیوع این مشكلات دارند. دكتر بارلو می گوید: ما واجد ژن هایی هستیم كه پیشاپیش ما را مستعد پذیرش اضطراب می سازند، ولی افراد زیادی هم هستند كه این ژن ها را دارند، بدون آنكه از اختلالاتی اینچنینی در رنج و عذاب باشند. باید ارتباطی بین یادگیری و محیط وجود داشته باشد. به عبارت دیگر این محیط است كه ژن ها را فعال می كند. او می افزاید: آموخته های ناشی از تجارب ابتدایی زندگی، وضعیت این ژن ها را مشخص می كند. با وجود تمام پیشرفت هایی كه داشته ایم، دخترها كمتر از پسرها تجربیات زندگی اجتماعی را به دست می آورند و هنگام بروز مشكلات، كمتر از پسرها می توانند واكنش های درستی از خود نشان دهند.آیا هورمون ها در این زمینه تاثیری دارند؟ دكتر بارلو می گوید: تا آنجایی كه اطلاعات فعلی ما نشان می دهد، هورمون ها نباید ارتباط چندانی با ژنتیك و بروز این اختلالات داشته باشند.اما دكتر كاترین برندورف، مسئول بخش بهداشت زنان بیمارستان نیویورك معتقد است كه بالا و پایین رفتن سطح هورمون ها ممكن است باعث تشدید علائم اضطراب شود. او می گوید: تغییرات هورمونی در زمان قاعدگی می تواند نظم واكنش های شیمیایی مغز را برهم زده و ممكن است باعث افزایش حساسیت و آسیب پذیری فرد شود.اختلالات اضطراب عموما هنگام بلوغ آغاز شده و تا اواسط دهه ۳۰ زندگی شایع هستند. یك حادثه پراسترس می تواند كاتالیزور آغاز بروز این اختلالات باشد. پروفسور جرلین راس، رئیس انجمن اختلالات اضطراب آمریكا و روانپزشكی كه خانم ماهونی را درمان كرد، می گوید: اغلب شش ماه تا یك سال پس از مواجهه فرد با یك استرس شدید این اختلالات آغاز می شوند. آن حادثه ظاهرا به خوبی و خوشی فراموش شده، ولی یكمرتبه فرد دچار یك حمله وحشت شده یا مبتلا به نگرانی های وسواسی می شود. اخبار امیدواركننده خبر خوب اینكه بسیاری از این اختلالات اضطراب قابل درمان هستند كه می تواند شامل روان درمانی، دارو درمانی یا هر دوی آنها باشد. نخستین خط دفاعی روان درمانی، مبتنی بر ادراك رفتاری است. این درمان روی تغییردادن افكار مخدوش متمركز می شود و بیمار را با موقعیت های دردناك رودررو می سازد. داروهایی نظیرداروهای ضد افسردگی ممانعت كننده از بازجذب اختیاری سروتونین مثل فلوكسیتین یا داروهای قدیمی ضد افسردگی سه حلقه ای مثل ایمی پرامین معمولا توسط پزشك تجویز می شوند. گاهی بنابر وضعیت بیمار یا تشخیص پزشك، داروهای آرامبخش بنزودیازپین نظیر دیازپام نیز تجویز می شود، گرچه این داروها بعد از مدتی باعث ایجاد حالت تحمل می شوند و بیمار باید دوز مصرفی را افزایش دهد.دكتر مایكل لیبووتیس، مسئول كلینیك اختلالات افسردگی موسسه روانپزشكی ایالت نیویورك می گوید: در آینده داروهای ضد اضطراب با تمركز درمانی بیشتر و عوارض دارویی كمتر مورد استفاده قرار خواهند گرفت. ما به دنبال داروهایی هستیم كه بدون تاثیر روی سایر سیستم های ارگانیك فقط گیرنده خاصی كه مدنظر پزشك است را كنترل كنند. خانم دكتر راس می گوید: گام مهم برای درمان اضطراب، كمك گرفتن است. اختلالات اضطراب دنیای شما را كوچك و كوچكتر می سازد. شما از ترس پرواز ناچارید از راه زمینی مسافرت كنید، چون از پل می ترسید، مجبورید كلی راه خودتان را دور كنید و بزودی از تمام پل ها خواهید ترسید. اگر این اختلالات درمان نشوند، تك تك وجوه زندگی شما را مختل خواهند كرد. |
| روزنامه همشهری |
|
اختلالات اضطرابی
|
| اضطراب یک واکنش طبیعی است که به مردم کمک می کند تا از عهده استرس مربوط به زندگی روزانه و موقعیت های سخت برآیند. هر چند، هنگامیکه در زندگی روزمره اضطراب غیر منطقی و زیاد شود، به یک اختلال تبدیل می گردد. اختلالات اضطرابی امراض پزشکی جدی هستند که تقریباً ۴۰ میلیون آمریکایی بالغ را متأثر می کنند.۱ این اختلالات زندگی افراد را با اضطراب تخریب کننده، ناامیدی، و ترس پر می کند. برخلاف اضطراب مختصر نسبتاً خفیف که با حوادث استرس زا، از قبیل یک سخنرانی تجاری، یک امتحان، یا یک مصاحبه شغلی ایجاد می شود، اختلالات اضطرابی مزمن و دردسرزا هستند و می توانند به صورت پیشرونده ای بدتر شوند. اخبار خوب این است که اکثریت این اختلالات می توانند درمان شوند، و تحقیقاتی که بر خلق درمانهای جدید طراحی شده جهت کمک به افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی متمرکز می شوند، منجر به زندگی مولد و رضایتبخش می گردد.۱ درمانها شامل داروها، رفتار درمانی ، و درمان ادراکی هستند؛ تکنیک های تمدد اعصاب، تغییرات در شیوه زندگی، رژیم سلامتی، آروماتراپی، ورزش، درمانهای گیاهی نیز برای اضطراب توصیه شده اند. موسسه ملی NIH سلامت ذهنی، تحقیق علمی در مورد علل، تشخیص، درمان، و پیشگیری از اختلالات اضطرابی و دیگر بیماریهای ذهنی را حمایت می کند. اختلالات اضطرابی، پیچیده هستند و احتمالاً از ترکیبی از فاکتورهای ژنتیکی، رفتاری، محیطی، توسعه یافتگی و دیگر فاکتورها نتیجه می شود.۲و۱ این مقاله مروری از اختلال ترس، افسردگی اضطرابی، اختلال وسواس اجباری(OCD)، اختلال استرس بعداز تروما(PTSD) ، اختلال اضطرابی اجتماعی، ترس های خاص و اختلال اضطرابی عمومی(GAD) را فراهم می کند. هر اختلال اضطرابی خصوصیات مخصوص خودش را دارد، اما آنها همگی از طریق موضوع معمول وحشت و ترس غیر منطقی زیاد با یکدیگر ارتباط پیدا می کنند. ● انواع اختلالات ▪ اختلال ترس اختلال ترس حدود شش میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند و در هر دو جنس زنان و مردان معمول است. این اختلال در بیشتر اوقات در طی اواخر نوجوانی و اوایل دوران بلوغ شروع می شود و به طور معمول به صورت حملات ترس یا ترس ناگهانی ناشی از عوامل استرس زا آشکار می شود. اگر چه بسیار ی از مردم یک حمله را دارند و هرگز حمله دیگری را تجربه نمی کنند، آنها که اختلالات ترس دارند باید قبل از اینکه بیماری ناتوان کننده شود، درمان را جستجو کنند. تشخیص درست این اختلال ضروری است، چراکه بیمار ممکن است این مشکل را برای سالها قبل از اینکه بفهمد یک بیماری واقعی اما قابل درمان دارد، داشته باشد.۱ بسیاری از مردم مبتلا به اختلال ترس تلاش می کنند از محل یا موقعیتی که در آن اولین اپیزود یا حمله ترس آنها رخ داده است، اجتناب کنند. این مسئله ممکن است شدیداً با فعالیت های روزانه تداخل کند و بیمار را در موارد شدید در خانه محصور می کند. هنگامیکه زندگی یک بیمار اینچنین محدود شود. آنچنانکه در بین حدود یک سوم موارد اختلال ترس اتفاق می افتد، بیماری به نام agoraphobia(ترس از فضای باز و مکانهای عمومی) گفته می شود.۲ از آنجائیکه یک بیمار agoraphobia نمی تواند پیش بینی کند چه وقت یک حمله رخ خواهد داد، ممکن است او بین اپیزودها اضطراب شدیدی را داشته باشد و در مورد اینکه حمله بعدی کی و کجا رخ می دهد ، نگران می شود. درمان زودهنگام اختلال ترس اغلب می تواند از این حالت ناتوان کننده جلوگیری کند.۲ یک حمله ترس ممکن است با طپش قلب، عرق کردن، ضعف، غش کردن یا سرگیجه شروع شود. کرخت شدن دستها، گرگرفتگی، و یا لرز ممکن است به دنبال این علایم ایجاد شوند. گاهی اوقات، افراد ممکن است واقعاً باور کنند که آنها حمله قلبی دارند، مغزشان را از دست داده اند، یا در شرف مرگ هستند. حملات ترس ممکن است در هر زمانی، حتی در طی خواب، رخ دهند. یک حمله به طور معمول در عرض ده دقیقه به حداکثر خود می رسد، اما برخی علایم ممکن است زمان طولانی تر ی باقی بمانند. اختلال پانیک یکی از درمان پذیرترین اختلالات اضطرابی است، چراکه این اختلال در بیشتر موارد به داروها یا روان درمانی پاسخ می دهد. ▪ افسردگی اضطرابی اختلالات افسردگی و اضطراب یکی نیستند، اما در نگاه اول آنها یکسان به نظر می رسند. هر دو، بدن، ذهن و تفکرات را درگیر می کنند. در واقع، اختلالات افسردگی اغلب با اختلالات اضطرابی همراه هستند. افراد افسرده غمگین ، ناامید، یا مایوس هستند و در تمرکز کردن مشکل دارند. آنها انرژی کمتری دارند و در فعالیت های روزمره غرق می شوند. در مقابل، افراد با اختلال اضطرابی ترس، وحشت، یا اضطراب را در موقعیت هایی که بیشتر مردم آنها را تهدید کننده نمی یابند، تجربه می کنند. بدون درمان، اضطراب و افسردگی می توانند توانایی فرد در کارکردن، برقراری ارتباطات، یا حتی ترک کردن منزل را محدود کنند. به دلیل اینکه، اضطراب غالباً با اختلالات افسردگی همراه است، درمان افسردگی زمینه همراه با اضطراب ضروری است. هنگامیکه افسردگی برطرف شود، علایم اضطراب غالباً از بین می روند.۳ ▪ اختلال وسواس اجباری OCD تفکرات ناخواسته مداوم(وسواس) و یا رفتارهای مکرر(اجباری) را درگیر می کند. تعداد زیادی از افراد سالم برخی علایم OCD را دارند، از قبیل شک کردن به اینکه درها را قفل کرده اند یا نه، یا قبل از خروج از منزل گاز را خاموش کرده اند یا نه؛ هرچند، در بیماران با OCD، این رفتارها همراه با دیگر علایم(به عنوان مثال، شستن دست، منظم کردن، چک کردن یا شماردن، و تکرار کردن کلمات در سکوت) بیشتر طول می کشند.ناراحتی زیاد ایجاد می کنند، و با زندگی روزانه تداخل می کنند. OCD حدود ۲/۲ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند. این اختلال مردان و زنان را تقریباً به تعداد مساوی درگیر می کند و معمولاً ابتدا در دوران کودکی، نوجوانی، یا اوایل بلوغ ظاهر می شود. یک سوم بالغین مبتلا به این اختلال گزارش می کنند که اولین علایمشان را در کودکی تجربه کرده اند دوره بیماری متغیر است. علایم ممکن است بیایند و بروند، به مرور زمان سبک شوند، یا به طور پیشرونده ای بدتر شوند. شواهد تحقیقاتی پیشنهاد می کنند که OCD ممکن است در خانواده ها ادامه یابند.۱ افسردگی یا سایر اختلالات اضطرابی ممکن است OCD را همراهی کنند، و برخی مردم ممکن است اختلالات غذا خوردن که سلامت عمومی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد بروز دهند. به علاوه، افراد مبتلا به OCD ممکن است از موقعیت هایی که در آنها ممکن است مجبور به مواجه شدن با وسواس هایشان شوند اجتناب کنند یا جهت آرام کردن خودشان الکل یا داروها را بکار برند. اگر OCD به اندازه کافی شدید شود، می تواند بیمار را از به عهده گرفتن شغل یا از انجام دادن مسئولیت های طبیعی منزل باز دارد. این اختلال به طور معمول به خوبی به دارو یا روان درمانی پاسخ می دهد.۴ ▪ اختلال استرس بعدا از تروما PTSD ممکن است در افرادیکه یا با حادثه یا حوادثی که مرگ دیگران را سبب شده تجربه را مشاهده کرده اند، یا با مرگ یا جراحت شدیدی نسبت به خودشان یا دیگران تهدید یا مواجه شده اند، رخ دهد.۱ در اینگونه موارد، شخص ترس ، نا امیدی، یا وحشت را تجربه می کند. در کودکان، این مسئله ممکن است اختلال رفتاری یا آشفتگی رفتاری ایجاد کند. PTSD اولین بار هنگامیکه در سربازان جنگی توضیح و تشخیص داده شد، به اذهان عمومی آورده شد، اما این اختلال می تواند از هر تعداد حادثه ضربه ای، شامل حملات شدید از قبیل تجاوز، شکنجه، بچه دزدی یا اسیر شدن، سوء استفاده از کودکان، تصادفات شدید اتومبیل و قطار، بلایای طبیعی، از قبیل سیل یا زلزله نتیجه شود. به عنوان مثال، حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ و تسونامی که به جنوب و جنوب شرق آسیا در ۲۶ دسامبر ۲۰۰۴ برخورد کرد، PTSDرا در بسیاری از قربانیان آغاز کرد. بدون توجه به حادثه شروع کننده PTSD می تواند سبب شود افرادیکه به آن مبتلا شده اند مرتباً ضربه را به شکل کابوس، تجربه مشکلات با خواب در شب و اختلال در طی روز، به یاد آورند و از مکانهای مشخص یا موقعیت هایی که این خاطرات را به خاطر آنها می آورد، اجتناب کنند. در موارد شدید، شخص ممکن است در کارکردن یا اجتماعی بودن مشکل داشته باشند. این اختلال اغلب با افسردگی، سوء مصرف مواد، یا یک یا تعداد بیشتری از دیگر اختلالات اضطرابی همراه است.۵ PTSD حدود ۷/۷ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند، اما هر فرد ضربه دیده ای بیماری تمام عیار را تجربه نمی کند. PTSDتنها در صورتیکه علایم بیش از یک ماه باقی بمانند تشخیص داده می شود. در افرادیکه PTSD را بروز می دهند، علایم معمولاً در عرض سه ماه از ضربه شروع می شوند و دوره متغیری را طی می کنند. برخی مردم در عرض شش ماه بهبود می یابند، در حالیکه دیگران علایمی دارند که مدت زمان بیشتری باقی می مانند. در این موارد، بیماری ممکن است مزمن باشد یا سالها پس از حادثه ضربه ای تحمل شوند. افراد مبتلا به PTSD توسط داروها و روان درمانی دقیقمی توانند کمک رسانی شوند.۶ ▪ اختلال اضطرابی اجتماعی افراد با ترس از اجتماع، ترس دایمی، شدید و مزمن از دیده شدن و قضاوت شدن توسط دیگران دارند و با کارهای خودشان حقیر و دست پاچه می شوند. این ترس ممکن است آنقدر شدید باشد که با کار یا مدرسه و دیگر فعالیت های روزانه تداخل کند. حتی اگر فعالیت های آنها زیاد و بدون مسئولیت باشد. آنها قادر نیستند بر ترسشان غلبه کنند. افراد با ترس از اجتماع اغلب برای روزها و هفته ها قبل از وقوع یک موقعیت وحشتناک نگرانند. ترس از اجتماع می تواند تنها به یک نوع موقعیت محدود شود- - از قبیل صحبت کردن در موقعیت های رسمی یا غیر رسمی اما این مشکل ممکن است آنقدر گسترده باشد که افراد علایم را تقریباً هر زمانیکه در اطراف افراد دیگر هستند، تجربه کنند، که احتمالاً آنها را از رفتن به محل کار یا مدرسه در برخی روزها باز می دارد. بسیاری از افراد با این بیماری در پیدا کردن و نگه داشتن دوستانشان مشکل دارند. علایم فیزیکی اغلب اضطراب شدید ترس از اجتماع را همراهی می کنند و شامل سرخ شدن صورت، عرق کردن فراوان، لرزیدن، تهوع و اشکال در صحبت کردن هستند. ترس از اجتماع حدود ۱۵ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند. زنان و مردان به میزان مساوی مبتلا می شوند. اختلال معمولاً در کودکی یا اوایل نوجوانی شروع می شود، شواهدی وجود دارد که فاکتورهای ژنتیکی در گیر هستند. ترس از اجتماع اغلب همراه با دیگر اختلالات اضطرابی یا افسردگی رخ می دهد. سوء مصرف مواد یا وابستگی ممکن است در کسانیکه تلاش می کنند که با نوشیدن الکل و سوء مصرف مواد " خود درمانی" کنند، ایجاد شود، ترس از اجتماع می تواند با موفقیت توسط روان درمانی یا داروها درمان شود.۷و۱ ▪ ترس های خاص ترس خاص ،یک ترس شدید، غیر منطقی از چیزی است که خطر کم را ایجاد می کند یا هیچ خطری را ایجاد نمی کند. برخی از ترس های خاص معمولتر ترس از ارتفاع (altophobia)، تاریکی (lygophobia)، آتش (pyrophobia)، ایجاد تغییرات (tropophobia)، آب(aquaphobia )، پرواز کردن(aviatophobia )، سگها (kynophobia)، و جراحات شامل خون (hemaphobia) هستند. گر چه بالغین مبتلا به این نوع ترس ها تشخیص می دهند که ترس هایشان غیر منطقی هستند، اغلب در می یابند که روبه روشدن ، یا حتی فکر کردن در مورد روبه روشدن با عامل یا موقعیت ترس آور، یک حمله ترس یا اضطراب شدیدی را به همراه می آورد.۸و۱ ترس های خاص که به طور تخمینی ۱۹ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند در زنان ۲ برابر مردان معمول هستند. علل ترس های خاص به خوبی شناخته نمی شوند، اگر چه برخی شواهد وجود دارند که ترس ها در خانواده ها جریان دارند. ترس های خاص معمولاً در طی کودکی یا نوجوانی ظاهر می شوند و تا دوران بلوغ باقی می مانند. اگر اجتناب از عامل ترس آور آسان باشد، افراد با ترس های خاص ممکن است نیاز به پیگیری درمان را احساس نکنند. در برخی موارد، ترس ها می توانند ناتوان کننده باشند و با زندگی روزانه تداخل زیادی کنند، سبب می شود که افراد جهت اجتناب از موقعیت ترس آور مسیر مهمی داشته باشند یا تصمیمات شخصی بگیرند. ترس های خاص به میزان بالایی با روان درمانی هدف گیر دقیق قابل درمان هستند.۹و۱ ▪ اختلال اضطرابی عمومی GAD با سطوح غیر طبیعی نوروترنسمیترها در مغز مرتبط است. افراد مبتلا به GAD همیشه بدبختی را پیش بینی می کنند، اغلب بسیار زیاد در مورد سلامت، مال، خانواده، یا کار نگران هستند. ترس آنها از سطوح طبیعی اضطراب که مردم به صورت روزمره تجربه می کنند، بسیار بیشتر است. GAD مزمن است و نگرانی مبالغه آمیز و تنش ، حتی اگر چیزی برای ایجاد آن وجود نداشته باشد، وجود دارند. فکر سپری کردن روز، به آسانی باعث اضطراب می شود. اضطراب ژنرالیزه یا free-floating از ترس افتراق داده می شود به دلیل اینکه با یک عامل یا موقعیت خاص شروع نمی شود. افراد مبتلا به GAD معمولاً در می یابند که اضطراب آنها شدیدتر از آنی است که موقعیت ایجاب می کند، اما نگرانی آنها با علایم فیزیکی، بخصوص خستگی، سردرد، تنش عضلانی، دردعضلانی، اشکال در بلع، لرزش، انقباض ناگهانی، تحریک پذیری، تعریق، و گرگرفتگی همراه هستند. آنها در تمرکز کردن مشکل دارند و اغلب با به خواب رفتن و ابقاء خواب نیز مشکل دارند. برخلاف بقیه اختلالات اضطرابی، افراد مبتلا به GADاز موقعیت های خاصی، به عنوان نتیجه اختلال آنها، اجتناب نمی کنند. در موارد خفیف، افراد مبتلا به این اختلال ممکن است قادر به عملکرد در محیط اجتماعی یا شغلی باشند؛ هرچند، GAD شدید می تواند ناتوان کننده باشد، حتی انجام فعالیت های روزانه عادی را مشکل کند. GAD حدود ۸/۶ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند و در زنان دو برابر مردان است. اختلال به تدریج می آید و می تواند در هر نقطه ای شروع شود، اگر چه خطر بین دوران کمکی و میانسالی بالاترین است. این اختلال هنگامیکه فردی در مورد تعدادی از مشکلات روزمره برای حداقل شش ماه فوق العاده نگران باشد، تشخیص داده می شود. شواهدی وجود دارد که ژنتیک نقش نسبتاً کمی در GAD دارد. GAD معمولاً با دارو درمان می شود. از آنجائیکه GADبندرت به تنهایی رخ می دهد، حالات همراه ، از قبیل اختلال اضطرابی، افسردگی، یا سوء مصرف مواد، باید همراه با آن درمان شوند.۹ ● درمان اختلالات اضطراب درمانهای موثر برای هر اختلال اضطرابی خاص توسعه یافته اند. به طور معمول، دو نوع درمان برای اختلالات اضطرابی وجود دارد: دارو و درمان از طریق گفتگو با بیمار، نوع خاصی از روان درمانی. تصمیم گیری جهت کاربرد یک یا دو درمان به بیمار، پزشک، اختلال اضطرابی خاص، و هر گونه درمان های قبلی بستگی دارد. به عنوان مثال، تنها روان درمانی برای ترس های خاص موثر نشان داده شده است. در هر مورد، درمان به تعدادی از یافته های مقدماتی بستگی دارد. اولین توجه این است که آیا علایم واقعاً ناشی از اختلال اضطرابی است، و اگر اینطور است کدامیک از اختلالات. توجه بعدی این است که آیا هیچ حالات همراهی وجود دارد یا نه. گاهی اوقات الکلیسم یا حالت همراه دیگری باید در همان زمان یا قبل از درمان اختلال اضطرابی درمان شود. مهم است که بیمار و متخصصان سلامت که او را درمان می کنند به عنوان یک تیم جهت یافتن بهترین روش فعالیت کنند. اگر یک درمان عمل نکرد، درمان موجود دیگر ممکن است عمل کند. بنابراین، درمانهای جدید همواره در حال توسعه هستند. ● داروها داروها یک اختلال اضطرابی را درمان نخواهند کرد، اما آنها می توانند علایم را تحت کنترل درآورند و بیمار را قادر به هدایت به سمت یک زندگی طبیعی و رضایتبخش کنند. دسته بندی های مهم داروهایی که برای اختلالات اضطرابی مختلف بکار می روند در زیر بحث می شوند. ▪ ضد افسردگیهای سه حلقه ای: این داروها در اصل برای درمان افسردگی تایید شده بودند، اما مشخص شد که آنها برای اختلالات اضطرابی نیز موثر هستند. آنها با دوز پایین شروع می شوند و بتدریج افزایش می یابند. این داروها در گروه قدیمی ترین هستند؛ بسیاری از پزشکان و بیماران داروهای جدیدتر را ترجیح می دهند، چرا که سه حلقه ای ها گاهی اوقات سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان، و افزایش وزن ایجاد می کنند. هنگامیکه این مشکلات باقی می مانند یا درد سر ساز هستند، تغییری در دوز یا تغییر در داروها ممکن است نیاز باشد. به علاوه، سه حلقه ای ها چند هفته طول می کشد تا اثراتشان را نشان دهند. متخصصان سلامت باید به بیماران یادآوری کنند که دلسرد نشوند و این داروها را قبل از اینکه آنها شانسی برای عمل داشته اند قطع نکنند. سه حلقه ای ها در درمان افراد با اختلالات اضطرابی و افسردگی که همزمان رخ می دهند مفید هستند. کلومیپرامین، تنها ضد افسردگی در این رده که برای OCD تجویز می شود، و ایمی پرامین که برای اختلال پانیک و GAD تجویز می شوند، مثالهایی از سه حلقه ای ها هستند.۱۰و۱ ▪ مهار کننده های انتخابی باز جذب سروتونین: جدیدترین از سه حلقه ای ها، مهارکننده های انتخابی باز جذب سروتونین(SSRIs) عوارض جانبی کمتری دارند و بهتر تحمل می شوند. آنها باز جذب سروتونین را مهار می کنند و اثرات کمتری بر گیرنده های هیستامینی و موسکارینی دارند. دوز یکبار در روز آنها(باستثناء فلووکسامین) سازگاری بیمار را حتی در حضور بیماری پزشکی همراه بالا می برد. SSRIs تداخلات دارویی کمتری نسبت به ضد افسردگیهای قدیمی تر دارند، و حتی مهار آنزیم سیتوکروم P-۴۵۰ کبدی با SSRIs بندرت از اهمیت بالینی برخوردار است. تنظیم دوز یا تغییر به یک SSRIsدیگر معمولاً عوارض جانبی دردسر ساز را برطرف خواهند کرد. فلوکستین، سرترالین ، فلووکسامین، پاروکستین، و ستالوپرام در میان SSRIs به طور معمول برای اختلال پانیک (ترس)، OCD، PTSD، و ترس از اجتماع تجویز می شوند. SSRIs غالباً جهت درمان افرادیکه اختلال پانیک در ترکیب با OCD، ترس از اجتماع، یا افسردگی دارند، بکار می رود. ونلافاکسین، دارویی که با SSRIs ارتباط نزدیکی دارد، برای درمان GAD مفید است. این داروها با دوز پایین شروع می شوند و بتدریج افزایش می یابند تا به یک سطح درمانی برسند.۱۰و۱ ▪ مهارکننده های مونوآمینواکسیداز: مهارکننده های مونوآمینواکسیداز(MAOIs) قدیمی ترین دسته ضد افسردگیها هستند. فنلزین معمولترینMAOI است که تجویز می شود و جهت درمان اختلال پانیک و ترس از اجتماع بکار می رود؛ ترانیل سیپرومین و ایزوپروکربوکسازید برای اختلالات اضطرابی تجویز می شوند. افرادیکه MAOIs مصرف می کنند باید یک رژیم محدود کننده را دنبال کنند، چرا که این داروها می توانند با غذاها و آشامیدنیهایی که حاوی یک ماده شیمیایی که تایرامین نامیده می شود هستند، تداخل کنند.(به عنوان مثال، پنیر،شراب قرمز)۱۰و۱ ▪ بنزودیازپین ها: بنزودیازپین های با قدرت بالا علایم را به سرعت برطرف می کنند و با عوارض جانبی کمی همراه هستند، گرچه خواب آلودگی می تواند یک مشکل باشد. افراد می توانند به آنها تحمل ایجاد کنند و مجبور شوند که افزایش دوز را جهت گرفتن اثر مشابه ادامه دهند. بنزودیازپین ها به طور معمول برای دوره های کوتاه زمانی تجویز می شوند، اگر چه آنها هنگامیکه جهت درمان اختلال ترس بکار می روند برای شش ماه تا یکسال تجویز می شوند. افرادیکه مشکلاتی با دارو یا سوء مصرف الکل داشته اند معمولاً نامزدهایخوبی برای این داروها نیستند، زیرا آنها ممکن است به این داروها وابسته شوند. برخی از مردم علایم ترک را هنگامیکه مصرف بنزودیازپین ها را قطع می کنند، تجربه می کنند، اگرچه کاهش تدریجی دوز می تواند آن علایم را از بین ببرد. در برخی موارد، علایم اضطراب بعد از اینکه این داروها قطع می شوند، بر می گردد. بنزودیازپین ها شامل کلونازپام، که برای ترس از اجتماع و GAD بکار می رود، آلپرازولام ، که برای اختلال ترس و GAD تجویز می شود، و لورازپام، که همچنین برای اختلال ترس مفید است، هستند. ▪ بوسپیرون: بوسپیرون، عضوی از رده داروهایی که azipirones نامیده می شوند، جهت درمان GAD از سال ۱۹۸۶ مصرف شده است. مشخص نیست که چگونه بوسپیرون در بدن به منظور کاهش علایم اضطراب عمل می کند. عوارض جانبی احتمالی شامل سرگیجه، سردرد، تهوع هستند. برخلاف بنزودیازپین ها، بوسپیرون برای رسیدن به یک اثر ضد اضطرابی باید برای حداقل دو هفته به طور مداوم مصرف شود.۱۰و۱ ● روان درمانی: روان درمانی شامل گفتگو کردن با یک متخصص سلامت ذهن آموزش دیده ، از قبیل یک روان پزشک، روان شناس، استاد جامعه شناس، یا مشاور، جهت یادگیری چگونگی تعامل با مشکلاتی از قبیل اختلالات اضطرابی است. ▪ رفتار درمانی ادراکی: موثر برای اختلالات اضطرابی متعدد، رفتار درمانی ادراکی(CBT) بخصوص در درمان اختلال ترس و ترس از اجتماع کمک کننده است. بخش ادراکی به افراد کمک می کند که الگوهای فکری که آنها را از غلبه بر ترس هایشان باز می دارد، تغییر دهند. بخش رفتاری، تغییر واکنش های افراد به موقعیت های محرک اضطراب را جستجو می کند. یک عنصر کلیدی این بخش در معرض قرار گرفتن، یا مجبور کردن افراد به روبه رو شدن با چیزهایی که آنها می ترسند، است. به عنوان مثال، در معرض قرار گرفتن و جلوگیری از پاسخ دادن ، جهت درمان افراد مبتلا به OCD بکار می رود. اگر بیمار ترسی از کثیفی و میکروب دارد، درمانگر ممکن است تشویق شود که اجازه دهد دستان بیمار بدون شستن، برای یک مدت معین کثیف بماند. درمانگر به بیمار کمک می کند تا از عهده اضطراب حاصل برآید. پس از اینکه تمرین چندین بار تکرار شد، اضطراب از بین می رود. تکنیک رفتاری دیگر آموزش دادن بیمار برای نفس عمیق کشیدن به عنوان کمکی برای تمدد اعصاب و کنترل اضطراب است.۱ رفتار درمانی باید براساس اضطراب های خاص بیمار هدایت شود. این درمانها غیر از ناراحتی موقتی از افزایش اضطراب، هیچ عوارض جانبی بدی ندارند، و نیاز دارند که درمانگر در تکنیک ها بمنظور ایجاد نتایج، بخوبی آموزش دیده باشد. CBT یا رفتار درمانی بطور معمول حدود ۱۲ هفته طول می کشد. درمان گروهی بخصوص برای افراد با ترس از اجتماع موثر است. شواهدی وجود دارد که اثرات سودمند CBT برای افراد مبتلا به اختلال ترس، OCD، PTSD ، و ترس از اجتماع بیشتر از داروها باقی می ماند.۳و۱ دارو ممکن است با روان درمانی ترکیب شود، و برای بسیاری از مردم، این بهترین انتخاب برای درمان است. عود اضطراب نیز می تواند به طور موثر درمان شود و به همان روش اپیزودهای ابتدایی کنترل می شوند. مهارت هایی که در تعامل با اپیزود ابتدایی یاد داده شدند، می توانند در مواجهه با اضطراب آینده کمک کننده باشند. ● تکنیک های کاهش استرس تمرینات تنفسی ذهن/بدن، تمرین فیزیکی، یوگا، taichi ، خود هیپنوتیزمی، ماساژ، و دارو تنها تعدادی از تکنیک های کاهش استرس هستند که برای اختلالات اضطرابی بکار می روند. افراد باید این تکنیک های متفاوت را امتحان کنند و تشخیص دهند که آنها به کدام روش می توانند ادامه دهند حتی هنگامیکه برنامه آنها پر جنب و جوش تر می شود. ● نتیجه گیری بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی از پیوستن به یک گروه کمک کننده و سهیم کردن مشکلاتشان و موفقیت هایشان با دیگران سود می برند. خانواده در بهبود بیمار مبتلا به یک اختلال اضطرابی اهمیت زیادی دارد. اگر خانواده تمایل به بی اهمیت دانستن اختلال داشته باشد یا خواستار بهبودی بدون درمان باشد، فرد مبتلا رنج خواهد کشید. علاوه بر دارو درمانی، تکنیک های کنترل استرس،meditation، و روان درمانی اساس درمان در اختلالات اضطرابی خاصی هستند. شواهد مقدماتی وجود دارند که ورزش ایروبیک ممکن است ارزشمند باشد، و مشخص است که کافئین، شکر فرآوری شده، داروهای ممنوع(قاچاق)، و حتی برخی از داروهای OTC سرماخوردگی می توانند علایم یک اختلال اضطرابی را بدتر کنند. داروسازان نقشی بسیار سخت و فرصتی استثنائی در ارزیابی اختلالات اضطرابی بیمارانشان و فراهم کردن توصیه به بیمارانیکه داروهای ضد اضطراب مصرف می کنند، دارند. |
| مترجم دکتر نگار اصغربیک منبع US Pharm. ۲۰۰۶;۱۱:HS-۳-HS-۱۳ REFERENCE ۱. National Institute of Mental Health (www.nimh.nih.gov). ۲. Hyman SE, Rudorfer MV. Anxiety disorders. In: Dale DC, Federman DD, eds. Scientific American Medicine. Vol. ۳. New York: Healtheon/WebMD Corp.; ۲۰۰۰; Sect. ۱۳, Subsect. VII ۳. Regier DA, Rae DS, Narrow WE, et al. Prevalence of anxiety disorders and their comorbidity with mood and addictive disorders. Br J Psychiatry Suppl. ۱۹۹۸;(۳۴):۲۴-۲۸. ۴. Simpson HB, Huppert JD, Petkova E, et al. Response versus remission in obsessive-compulsive disorder. J Clin Psychiatry. ۲۰۰۶;۶۷:۲۶۹-۲۷۶. ۵. Davidson JR. Trauma: the impact of post-traumatic stress disorder. J Psychopharmacol. ۲۰۰۰;۱۴(۲ Suppl ۱):S۵-S۱۲. ۶. Foa EB. Psychosocial therapy for posttraumatic stress disorder. J Clin Psychiatry. ۲۰۰۶;۶۷(Suppl ۲):۴۰-۴۵. ۷. Grant BF, Hasin DS, Blanco C, et al. The epidemiology of social anxiety disorder in the United States: results from the National Epidemiologic Survey on Alcohol and Related Conditions. J Clin Psychiatry. ۲۰۰۵;۶۶:۱۳۵۱-۱۳۶۱. ۸. Bourdon KH, Boyd JH, Rae DS, et al. Gender differences in phobias: results of the ECA community survey. J Anxiety Disord. ۱۹۸۸;۲:۲۲۷-۲۴۱. ۹. Wilson JK, Rapee RM. Self-concept certainty in social phobia. Behav Res Ther. ۲۰۰۶;۴۴:۱۱۳-۱۳۶. ۱۰. Micromedex Health Series, Vol. ۱۲۸, ۲۰۰۵. http://www.uspharmacist.com/index.asp?show=article&page=۸_۱۸۹۰.htm |
|
اختلالات اضطرابی
|
| اضطراب یک واکنش طبیعی است که به مردم کمک می کند تا از عهده استرس مربوط به زندگی روزانه و موقعیت های سخت برآیند. هر چند، هنگامیکه در زندگی روزمره اضطراب غیر منطقی و زیاد شود، به یک اختلال تبدیل می گردد. اختلالات اضطرابی امراض پزشکی جدی هستند که تقریباً ۴۰ میلیون آمریکایی بالغ را متأثر می کنند.۱ این اختلالات زندگی افراد را با اضطراب تخریب کننده، ناامیدی، و ترس پر می کند. برخلاف اضطراب مختصر نسبتاً خفیف که با حوادث استرس زا، از قبیل یک سخنرانی تجاری، یک امتحان، یا یک مصاحبه شغلی ایجاد می شود، اختلالات اضطرابی مزمن و دردسرزا هستند و می توانند به صورت پیشرونده ای بدتر شوند. اخبار خوب این است که اکثریت این اختلالات می توانند درمان شوند، و تحقیقاتی که بر خلق درمانهای جدید طراحی شده جهت کمک به افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی متمرکز می شوند، منجر به زندگی مولد و رضایتبخش می گردد.۱ درمانها شامل داروها، رفتار درمانی ، و درمان ادراکی هستند؛ تکنیک های تمدد اعصاب، تغییرات در شیوه زندگی، رژیم سلامتی، آروماتراپی، ورزش، درمانهای گیاهی نیز برای اضطراب توصیه شده اند. موسسه ملی NIH سلامت ذهنی، تحقیق علمی در مورد علل، تشخیص، درمان، و پیشگیری از اختلالات اضطرابی و دیگر بیماریهای ذهنی را حمایت می کند. اختلالات اضطرابی، پیچیده هستند و احتمالاً از ترکیبی از فاکتورهای ژنتیکی، رفتاری، محیطی، توسعه یافتگی و دیگر فاکتورها نتیجه می شود.۲و۱ این مقاله مروری از اختلال ترس، افسردگی اضطرابی، اختلال وسواس اجباری(OCD)، اختلال استرس بعداز تروما(PTSD) ، اختلال اضطرابی اجتماعی، ترس های خاص و اختلال اضطرابی عمومی(GAD) را فراهم می کند. هر اختلال اضطرابی خصوصیات مخصوص خودش را دارد، اما آنها همگی از طریق موضوع معمول وحشت و ترس غیر منطقی زیاد با یکدیگر ارتباط پیدا می کنند. ● انواع اختلالات ▪ اختلال ترس اختلال ترس حدود شش میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند و در هر دو جنس زنان و مردان معمول است. این اختلال در بیشتر اوقات در طی اواخر نوجوانی و اوایل دوران بلوغ شروع می شود و به طور معمول به صورت حملات ترس یا ترس ناگهانی ناشی از عوامل استرس زا آشکار می شود. اگر چه بسیار ی از مردم یک حمله را دارند و هرگز حمله دیگری را تجربه نمی کنند، آنها که اختلالات ترس دارند باید قبل از اینکه بیماری ناتوان کننده شود، درمان را جستجو کنند. تشخیص درست این اختلال ضروری است، چراکه بیمار ممکن است این مشکل را برای سالها قبل از اینکه بفهمد یک بیماری واقعی اما قابل درمان دارد، داشته باشد.۱ بسیاری از مردم مبتلا به اختلال ترس تلاش می کنند از محل یا موقعیتی که در آن اولین اپیزود یا حمله ترس آنها رخ داده است، اجتناب کنند. این مسئله ممکن است شدیداً با فعالیت های روزانه تداخل کند و بیمار را در موارد شدید در خانه محصور می کند. هنگامیکه زندگی یک بیمار اینچنین محدود شود. آنچنانکه در بین حدود یک سوم موارد اختلال ترس اتفاق می افتد، بیماری به نام agoraphobia(ترس از فضای باز و مکانهای عمومی) گفته می شود.۲ از آنجائیکه یک بیمار agoraphobia نمی تواند پیش بینی کند چه وقت یک حمله رخ خواهد داد، ممکن است او بین اپیزودها اضطراب شدیدی را داشته باشد و در مورد اینکه حمله بعدی کی و کجا رخ می دهد ، نگران می شود. درمان زودهنگام اختلال ترس اغلب می تواند از این حالت ناتوان کننده جلوگیری کند.۲ یک حمله ترس ممکن است با طپش قلب، عرق کردن، ضعف، غش کردن یا سرگیجه شروع شود. کرخت شدن دستها، گرگرفتگی، و یا لرز ممکن است به دنبال این علایم ایجاد شوند. گاهی اوقات، افراد ممکن است واقعاً باور کنند که آنها حمله قلبی دارند، مغزشان را از دست داده اند، یا در شرف مرگ هستند. حملات ترس ممکن است در هر زمانی، حتی در طی خواب، رخ دهند. یک حمله به طور معمول در عرض ده دقیقه به حداکثر خود می رسد، اما برخی علایم ممکن است زمان طولانی تر ی باقی بمانند. اختلال پانیک یکی از درمان پذیرترین اختلالات اضطرابی است، چراکه این اختلال در بیشتر موارد به داروها یا روان درمانی پاسخ می دهد. ▪ افسردگی اضطرابی اختلالات افسردگی و اضطراب یکی نیستند، اما در نگاه اول آنها یکسان به نظر می رسند. هر دو، بدن، ذهن و تفکرات را درگیر می کنند. در واقع، اختلالات افسردگی اغلب با اختلالات اضطرابی همراه هستند. افراد افسرده غمگین ، ناامید، یا مایوس هستند و در تمرکز کردن مشکل دارند. آنها انرژی کمتری دارند و در فعالیت های روزمره غرق می شوند. در مقابل، افراد با اختلال اضطرابی ترس، وحشت، یا اضطراب را در موقعیت هایی که بیشتر مردم آنها را تهدید کننده نمی یابند، تجربه می کنند. بدون درمان، اضطراب و افسردگی می توانند توانایی فرد در کارکردن، برقراری ارتباطات، یا حتی ترک کردن منزل را محدود کنند. به دلیل اینکه، اضطراب غالباً با اختلالات افسردگی همراه است، درمان افسردگی زمینه همراه با اضطراب ضروری است. هنگامیکه افسردگی برطرف شود، علایم اضطراب غالباً از بین می روند.۳ ▪ اختلال وسواس اجباری OCD تفکرات ناخواسته مداوم(وسواس) و یا رفتارهای مکرر(اجباری) را درگیر می کند. تعداد زیادی از افراد سالم برخی علایم OCD را دارند، از قبیل شک کردن به اینکه درها را قفل کرده اند یا نه، یا قبل از خروج از منزل گاز را خاموش کرده اند یا نه؛ هرچند، در بیماران با OCD، این رفتارها همراه با دیگر علایم(به عنوان مثال، شستن دست، منظم کردن، چک کردن یا شماردن، و تکرار کردن کلمات در سکوت) بیشتر طول می کشند.ناراحتی زیاد ایجاد می کنند، و با زندگی روزانه تداخل می کنند. OCD حدود ۲/۲ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند. این اختلال مردان و زنان را تقریباً به تعداد مساوی درگیر می کند و معمولاً ابتدا در دوران کودکی، نوجوانی، یا اوایل بلوغ ظاهر می شود. یک سوم بالغین مبتلا به این اختلال گزارش می کنند که اولین علایمشان را در کودکی تجربه کرده اند دوره بیماری متغیر است. علایم ممکن است بیایند و بروند، به مرور زمان سبک شوند، یا به طور پیشرونده ای بدتر شوند. شواهد تحقیقاتی پیشنهاد می کنند که OCD ممکن است در خانواده ها ادامه یابند.۱ افسردگی یا سایر اختلالات اضطرابی ممکن است OCD را همراهی کنند، و برخی مردم ممکن است اختلالات غذا خوردن که سلامت عمومی آنها را تحت تأثیر قرار می دهد بروز دهند. به علاوه، افراد مبتلا به OCD ممکن است از موقعیت هایی که در آنها ممکن است مجبور به مواجه شدن با وسواس هایشان شوند اجتناب کنند یا جهت آرام کردن خودشان الکل یا داروها را بکار برند. اگر OCD به اندازه کافی شدید شود، می تواند بیمار را از به عهده گرفتن شغل یا از انجام دادن مسئولیت های طبیعی منزل باز دارد. این اختلال به طور معمول به خوبی به دارو یا روان درمانی پاسخ می دهد.۴ ▪ اختلال استرس بعدا از تروما PTSD ممکن است در افرادیکه یا با حادثه یا حوادثی که مرگ دیگران را سبب شده تجربه را مشاهده کرده اند، یا با مرگ یا جراحت شدیدی نسبت به خودشان یا دیگران تهدید یا مواجه شده اند، رخ دهد.۱ در اینگونه موارد، شخص ترس ، نا امیدی، یا وحشت را تجربه می کند. در کودکان، این مسئله ممکن است اختلال رفتاری یا آشفتگی رفتاری ایجاد کند. PTSD اولین بار هنگامیکه در سربازان جنگی توضیح و تشخیص داده شد، به اذهان عمومی آورده شد، اما این اختلال می تواند از هر تعداد حادثه ضربه ای، شامل حملات شدید از قبیل تجاوز، شکنجه، بچه دزدی یا اسیر شدن، سوء استفاده از کودکان، تصادفات شدید اتومبیل و قطار، بلایای طبیعی، از قبیل سیل یا زلزله نتیجه شود. به عنوان مثال، حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱ و تسونامی که به جنوب و جنوب شرق آسیا در ۲۶ دسامبر ۲۰۰۴ برخورد کرد، PTSDرا در بسیاری از قربانیان آغاز کرد. بدون توجه به حادثه شروع کننده PTSD می تواند سبب شود افرادیکه به آن مبتلا شده اند مرتباً ضربه را به شکل کابوس، تجربه مشکلات با خواب در شب و اختلال در طی روز، به یاد آورند و از مکانهای مشخص یا موقعیت هایی که این خاطرات را به خاطر آنها می آورد، اجتناب کنند. در موارد شدید، شخص ممکن است در کارکردن یا اجتماعی بودن مشکل داشته باشند. این اختلال اغلب با افسردگی، سوء مصرف مواد، یا یک یا تعداد بیشتری از دیگر اختلالات اضطرابی همراه است.۵ PTSD حدود ۷/۷ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند، اما هر فرد ضربه دیده ای بیماری تمام عیار را تجربه نمی کند. PTSDتنها در صورتیکه علایم بیش از یک ماه باقی بمانند تشخیص داده می شود. در افرادیکه PTSD را بروز می دهند، علایم معمولاً در عرض سه ماه از ضربه شروع می شوند و دوره متغیری را طی می کنند. برخی مردم در عرض شش ماه بهبود می یابند، در حالیکه دیگران علایمی دارند که مدت زمان بیشتری باقی می مانند. در این موارد، بیماری ممکن است مزمن باشد یا سالها پس از حادثه ضربه ای تحمل شوند. افراد مبتلا به PTSD توسط داروها و روان درمانی دقیقمی توانند کمک رسانی شوند.۶ ▪ اختلال اضطرابی اجتماعی افراد با ترس از اجتماع، ترس دایمی، شدید و مزمن از دیده شدن و قضاوت شدن توسط دیگران دارند و با کارهای خودشان حقیر و دست پاچه می شوند. این ترس ممکن است آنقدر شدید باشد که با کار یا مدرسه و دیگر فعالیت های روزانه تداخل کند. حتی اگر فعالیت های آنها زیاد و بدون مسئولیت باشد. آنها قادر نیستند بر ترسشان غلبه کنند. افراد با ترس از اجتماع اغلب برای روزها و هفته ها قبل از وقوع یک موقعیت وحشتناک نگرانند. ترس از اجتماع می تواند تنها به یک نوع موقعیت محدود شود- - از قبیل صحبت کردن در موقعیت های رسمی یا غیر رسمی اما این مشکل ممکن است آنقدر گسترده باشد که افراد علایم را تقریباً هر زمانیکه در اطراف افراد دیگر هستند، تجربه کنند، که احتمالاً آنها را از رفتن به محل کار یا مدرسه در برخی روزها باز می دارد. بسیاری از افراد با این بیماری در پیدا کردن و نگه داشتن دوستانشان مشکل دارند. علایم فیزیکی اغلب اضطراب شدید ترس از اجتماع را همراهی می کنند و شامل سرخ شدن صورت، عرق کردن فراوان، لرزیدن، تهوع و اشکال در صحبت کردن هستند. ترس از اجتماع حدود ۱۵ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند. زنان و مردان به میزان مساوی مبتلا می شوند. اختلال معمولاً در کودکی یا اوایل نوجوانی شروع می شود، شواهدی وجود دارد که فاکتورهای ژنتیکی در گیر هستند. ترس از اجتماع اغلب همراه با دیگر اختلالات اضطرابی یا افسردگی رخ می دهد. سوء مصرف مواد یا وابستگی ممکن است در کسانیکه تلاش می کنند که با نوشیدن الکل و سوء مصرف مواد " خود درمانی" کنند، ایجاد شود، ترس از اجتماع می تواند با موفقیت توسط روان درمانی یا داروها درمان شود.۷و۱ ▪ ترس های خاص ترس خاص ،یک ترس شدید، غیر منطقی از چیزی است که خطر کم را ایجاد می کند یا هیچ خطری را ایجاد نمی کند. برخی از ترس های خاص معمولتر ترس از ارتفاع (altophobia)، تاریکی (lygophobia)، آتش (pyrophobia)، ایجاد تغییرات (tropophobia)، آب(aquaphobia )، پرواز کردن(aviatophobia )، سگها (kynophobia)، و جراحات شامل خون (hemaphobia) هستند. گر چه بالغین مبتلا به این نوع ترس ها تشخیص می دهند که ترس هایشان غیر منطقی هستند، اغلب در می یابند که روبه روشدن ، یا حتی فکر کردن در مورد روبه روشدن با عامل یا موقعیت ترس آور، یک حمله ترس یا اضطراب شدیدی را به همراه می آورد.۸و۱ ترس های خاص که به طور تخمینی ۱۹ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند در زنان ۲ برابر مردان معمول هستند. علل ترس های خاص به خوبی شناخته نمی شوند، اگر چه برخی شواهد وجود دارند که ترس ها در خانواده ها جریان دارند. ترس های خاص معمولاً در طی کودکی یا نوجوانی ظاهر می شوند و تا دوران بلوغ باقی می مانند. اگر اجتناب از عامل ترس آور آسان باشد، افراد با ترس های خاص ممکن است نیاز به پیگیری درمان را احساس نکنند. در برخی موارد، ترس ها می توانند ناتوان کننده باشند و با زندگی روزانه تداخل زیادی کنند، سبب می شود که افراد جهت اجتناب از موقعیت ترس آور مسیر مهمی داشته باشند یا تصمیمات شخصی بگیرند. ترس های خاص به میزان بالایی با روان درمانی هدف گیر دقیق قابل درمان هستند.۹و۱ ▪ اختلال اضطرابی عمومی GAD با سطوح غیر طبیعی نوروترنسمیترها در مغز مرتبط است. افراد مبتلا به GAD همیشه بدبختی را پیش بینی می کنند، اغلب بسیار زیاد در مورد سلامت، مال، خانواده، یا کار نگران هستند. ترس آنها از سطوح طبیعی اضطراب که مردم به صورت روزمره تجربه می کنند، بسیار بیشتر است. GAD مزمن است و نگرانی مبالغه آمیز و تنش ، حتی اگر چیزی برای ایجاد آن وجود نداشته باشد، وجود دارند. فکر سپری کردن روز، به آسانی باعث اضطراب می شود. اضطراب ژنرالیزه یا free-floating از ترس افتراق داده می شود به دلیل اینکه با یک عامل یا موقعیت خاص شروع نمی شود. افراد مبتلا به GAD معمولاً در می یابند که اضطراب آنها شدیدتر از آنی است که موقعیت ایجاب می کند، اما نگرانی آنها با علایم فیزیکی، بخصوص خستگی، سردرد، تنش عضلانی، دردعضلانی، اشکال در بلع، لرزش، انقباض ناگهانی، تحریک پذیری، تعریق، و گرگرفتگی همراه هستند. آنها در تمرکز کردن مشکل دارند و اغلب با به خواب رفتن و ابقاء خواب نیز مشکل دارند. برخلاف بقیه اختلالات اضطرابی، افراد مبتلا به GADاز موقعیت های خاصی، به عنوان نتیجه اختلال آنها، اجتناب نمی کنند. در موارد خفیف، افراد مبتلا به این اختلال ممکن است قادر به عملکرد در محیط اجتماعی یا شغلی باشند؛ هرچند، GAD شدید می تواند ناتوان کننده باشد، حتی انجام فعالیت های روزانه عادی را مشکل کند. GAD حدود ۸/۶ میلیون آمریکایی بالغ را مبتلا می کند و در زنان دو برابر مردان است. اختلال به تدریج می آید و می تواند در هر نقطه ای شروع شود، اگر چه خطر بین دوران کمکی و میانسالی بالاترین است. این اختلال هنگامیکه فردی در مورد تعدادی از مشکلات روزمره برای حداقل شش ماه فوق العاده نگران باشد، تشخیص داده می شود. شواهدی وجود دارد که ژنتیک نقش نسبتاً کمی در GAD دارد. GAD معمولاً با دارو درمان می شود. از آنجائیکه GADبندرت به تنهایی رخ می دهد، حالات همراه ، از قبیل اختلال اضطرابی، افسردگی، یا سوء مصرف مواد، باید همراه با آن درمان شوند.۹ ● درمان اختلالات اضطراب درمانهای موثر برای هر اختلال اضطرابی خاص توسعه یافته اند. به طور معمول، دو نوع درمان برای اختلالات اضطرابی وجود دارد: دارو و درمان از طریق گفتگو با بیمار، نوع خاصی از روان درمانی. تصمیم گیری جهت کاربرد یک یا دو درمان به بیمار، پزشک، اختلال اضطرابی خاص، و هر گونه درمان های قبلی بستگی دارد. به عنوان مثال، تنها روان درمانی برای ترس های خاص موثر نشان داده شده است. در هر مورد، درمان به تعدادی از یافته های مقدماتی بستگی دارد. اولین توجه این است که آیا علایم واقعاً ناشی از اختلال اضطرابی است، و اگر اینطور است کدامیک از اختلالات. توجه بعدی این است که آیا هیچ حالات همراهی وجود دارد یا نه. گاهی اوقات الکلیسم یا حالت همراه دیگری باید در همان زمان یا قبل از درمان اختلال اضطرابی درمان شود. مهم است که بیمار و متخصصان سلامت که او را درمان می کنند به عنوان یک تیم جهت یافتن بهترین روش فعالیت کنند. اگر یک درمان عمل نکرد، درمان موجود دیگر ممکن است عمل کند. بنابراین، درمانهای جدید همواره در حال توسعه هستند. ● داروها داروها یک اختلال اضطرابی را درمان نخواهند کرد، اما آنها می توانند علایم را تحت کنترل درآورند و بیمار را قادر به هدایت به سمت یک زندگی طبیعی و رضایتبخش کنند. دسته بندی های مهم داروهایی که برای اختلالات اضطرابی مختلف بکار می روند در زیر بحث می شوند. ▪ ضد افسردگیهای سه حلقه ای: این داروها در اصل برای درمان افسردگی تایید شده بودند، اما مشخص شد که آنها برای اختلالات اضطرابی نیز موثر هستند. آنها با دوز پایین شروع می شوند و بتدریج افزایش می یابند. این داروها در گروه قدیمی ترین هستند؛ بسیاری از پزشکان و بیماران داروهای جدیدتر را ترجیح می دهند، چرا که سه حلقه ای ها گاهی اوقات سرگیجه، خواب آلودگی، خشکی دهان، و افزایش وزن ایجاد می کنند. هنگامیکه این مشکلات باقی می مانند یا درد سر ساز هستند، تغییری در دوز یا تغییر در داروها ممکن است نیاز باشد. به علاوه، سه حلقه ای ها چند هفته طول می کشد تا اثراتشان را نشان دهند. متخصصان سلامت باید به بیماران یادآوری کنند که دلسرد نشوند و این داروها را قبل از اینکه آنها شانسی برای عمل داشته اند قطع نکنند. سه حلقه ای ها در درمان افراد با اختلالات اضطرابی و افسردگی که همزمان رخ می دهند مفید هستند. کلومیپرامین، تنها ضد افسردگی در این رده که برای OCD تجویز می شود، و ایمی پرامین که برای اختلال پانیک و GAD تجویز می شوند، مثالهایی از سه حلقه ای ها هستند.۱۰و۱ ▪ مهار کننده های انتخابی باز جذب سروتونین: جدیدترین از سه حلقه ای ها، مهارکننده های انتخابی باز جذب سروتونین(SSRIs) عوارض جانبی کمتری دارند و بهتر تحمل می شوند. آنها باز جذب سروتونین را مهار می کنند و اثرات کمتری بر گیرنده های هیستامینی و موسکارینی دارند. دوز یکبار در روز آنها(باستثناء فلووکسامین) سازگاری بیمار را حتی در حضور بیماری پزشکی همراه بالا می برد. SSRIs تداخلات دارویی کمتری نسبت به ضد افسردگیهای قدیمی تر دارند، و حتی مهار آنزیم سیتوکروم P-۴۵۰ کبدی با SSRIs بندرت از اهمیت بالینی برخوردار است. تنظیم دوز یا تغییر به یک SSRIsدیگر معمولاً عوارض جانبی دردسر ساز را برطرف خواهند کرد. فلوکستین، سرترالین ، فلووکسامین، پاروکستین، و ستالوپرام در میان SSRIs به طور معمول برای اختلال پانیک (ترس)، OCD، PTSD، و ترس از اجتماع تجویز می شوند. SSRIs غالباً جهت درمان افرادیکه اختلال پانیک در ترکیب با OCD، ترس از اجتماع، یا افسردگی دارند، بکار می رود. ونلافاکسین، دارویی که با SSRIs ارتباط نزدیکی دارد، برای درمان GAD مفید است. این داروها با دوز پایین شروع می شوند و بتدریج افزایش می یابند تا به یک سطح درمانی برسند.۱۰و۱ ▪ مهارکننده های مونوآمینواکسیداز: مهارکننده های مونوآمینواکسیداز(MAOIs) قدیمی ترین دسته ضد افسردگیها هستند. فنلزین معمولترینMAOI است که تجویز می شود و جهت درمان اختلال پانیک و ترس از اجتماع بکار می رود؛ ترانیل سیپرومین و ایزوپروکربوکسازید برای اختلالات اضطرابی تجویز می شوند. افرادیکه MAOIs مصرف می کنند باید یک رژیم محدود کننده را دنبال کنند، چرا که این داروها می توانند با غذاها و آشامیدنیهایی که حاوی یک ماده شیمیایی که تایرامین نامیده می شود هستند، تداخل کنند.(به عنوان مثال، پنیر،شراب قرمز)۱۰و۱ ▪ بنزودیازپین ها: بنزودیازپین های با قدرت بالا علایم را به سرعت برطرف می کنند و با عوارض جانبی کمی همراه هستند، گرچه خواب آلودگی می تواند یک مشکل باشد. افراد می توانند به آنها تحمل ایجاد کنند و مجبور شوند که افزایش دوز را جهت گرفتن اثر مشابه ادامه دهند. بنزودیازپین ها به طور معمول برای دوره های کوتاه زمانی تجویز می شوند، اگر چه آنها هنگامیکه جهت درمان اختلال ترس بکار می روند برای شش ماه تا یکسال تجویز می شوند. افرادیکه مشکلاتی با دارو یا سوء مصرف الکل داشته اند معمولاً نامزدهایخوبی برای این داروها نیستند، زیرا آنها ممکن است به این داروها وابسته شوند. برخی از مردم علایم ترک را هنگامیکه مصرف بنزودیازپین ها را قطع می کنند، تجربه می کنند، اگرچه کاهش تدریجی دوز می تواند آن علایم را از بین ببرد. در برخی موارد، علایم اضطراب بعد از اینکه این داروها قطع می شوند، بر می گردد. بنزودیازپین ها شامل کلونازپام، که برای ترس از اجتماع و GAD بکار می رود، آلپرازولام ، که برای اختلال ترس و GAD تجویز می شود، و لورازپام، که همچنین برای اختلال ترس مفید است، هستند. ▪ بوسپیرون: بوسپیرون، عضوی از رده داروهایی که azipirones نامیده می شوند، جهت درمان GAD از سال ۱۹۸۶ مصرف شده است. مشخص نیست که چگونه بوسپیرون در بدن به منظور کاهش علایم اضطراب عمل می کند. عوارض جانبی احتمالی شامل سرگیجه، سردرد، تهوع هستند. برخلاف بنزودیازپین ها، بوسپیرون برای رسیدن به یک اثر ضد اضطرابی باید برای حداقل دو هفته به طور مداوم مصرف شود.۱۰و۱ ● روان درمانی: روان درمانی شامل گفتگو کردن با یک متخصص سلامت ذهن آموزش دیده ، از قبیل یک روان پزشک، روان شناس، استاد جامعه شناس، یا مشاور، جهت یادگیری چگونگی تعامل با مشکلاتی از قبیل اختلالات اضطرابی است. ▪ رفتار درمانی ادراکی: موثر برای اختلالات اضطرابی متعدد، رفتار درمانی ادراکی(CBT) بخصوص در درمان اختلال ترس و ترس از اجتماع کمک کننده است. بخش ادراکی به افراد کمک می کند که الگوهای فکری که آنها را از غلبه بر ترس هایشان باز می دارد، تغییر دهند. بخش رفتاری، تغییر واکنش های افراد به موقعیت های محرک اضطراب را جستجو می کند. یک عنصر کلیدی این بخش در معرض قرار گرفتن، یا مجبور کردن افراد به روبه رو شدن با چیزهایی که آنها می ترسند، است. به عنوان مثال، در معرض قرار گرفتن و جلوگیری از پاسخ دادن ، جهت درمان افراد مبتلا به OCD بکار می رود. اگر بیمار ترسی از کثیفی و میکروب دارد، درمانگر ممکن است تشویق شود که اجازه دهد دستان بیمار بدون شستن، برای یک مدت معین کثیف بماند. درمانگر به بیمار کمک می کند تا از عهده اضطراب حاصل برآید. پس از اینکه تمرین چندین بار تکرار شد، اضطراب از بین می رود. تکنیک رفتاری دیگر آموزش دادن بیمار برای نفس عمیق کشیدن به عنوان کمکی برای تمدد اعصاب و کنترل اضطراب است.۱ رفتار درمانی باید براساس اضطراب های خاص بیمار هدایت شود. این درمانها غیر از ناراحتی موقتی از افزایش اضطراب، هیچ عوارض جانبی بدی ندارند، و نیاز دارند که درمانگر در تکنیک ها بمنظور ایجاد نتایج، بخوبی آموزش دیده باشد. CBT یا رفتار درمانی بطور معمول حدود ۱۲ هفته طول می کشد. درمان گروهی بخصوص برای افراد با ترس از اجتماع موثر است. شواهدی وجود دارد که اثرات سودمند CBT برای افراد مبتلا به اختلال ترس، OCD، PTSD ، و ترس از اجتماع بیشتر از داروها باقی می ماند.۳و۱ دارو ممکن است با روان درمانی ترکیب شود، و برای بسیاری از مردم، این بهترین انتخاب برای درمان است. عود اضطراب نیز می تواند به طور موثر درمان شود و به همان روش اپیزودهای ابتدایی کنترل می شوند. مهارت هایی که در تعامل با اپیزود ابتدایی یاد داده شدند، می توانند در مواجهه با اضطراب آینده کمک کننده باشند. ● تکنیک های کاهش استرس تمرینات تنفسی ذهن/بدن، تمرین فیزیکی، یوگا، taichi ، خود هیپنوتیزمی، ماساژ، و دارو تنها تعدادی از تکنیک های کاهش استرس هستند که برای اختلالات اضطرابی بکار می روند. افراد باید این تکنیک های متفاوت را امتحان کنند و تشخیص دهند که آنها به کدام روش می توانند ادامه دهند حتی هنگامیکه برنامه آنها پر جنب و جوش تر می شود. ● نتیجه گیری بسیاری از افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی از پیوستن به یک گروه کمک کننده و سهیم کردن مشکلاتشان و موفقیت هایشان با دیگران سود می برند. خانواده در بهبود بیمار مبتلا به یک اختلال اضطرابی اهمیت زیادی دارد. اگر خانواده تمایل به بی اهمیت دانستن اختلال داشته باشد یا خواستار بهبودی بدون درمان باشد، فرد مبتلا رنج خواهد کشید. علاوه بر دارو درمانی، تکنیک های کنترل استرس،meditation، و روان درمانی اساس درمان در اختلالات اضطرابی خاصی هستند. شواهد مقدماتی وجود دارند که ورزش ایروبیک ممکن است ارزشمند باشد، و مشخص است که کافئین، شکر فرآوری شده، داروهای ممنوع(قاچاق)، و حتی برخی از داروهای OTC سرماخوردگی می توانند علایم یک اختلال اضطرابی را بدتر کنند. داروسازان نقشی بسیار سخت و فرصتی استثنائی در ارزیابی اختلالات اضطرابی بیمارانشان و فراهم کردن توصیه به بیمارانیکه داروهای ضد اضطراب مصرف می کنند، دارند. |
| مترجم دکتر نگار اصغربیک منبع US Pharm. ۲۰۰۶;۱۱:HS-۳-HS-۱۳ REFERENCE ۱. National Institute of Mental Health (www.nimh.nih.gov). ۲. Hyman SE, Rudorfer MV. Anxiety disorders. In: Dale DC, Federman DD, eds. Scientific American Medicine. Vol. ۳. New York: Healtheon/WebMD Corp.; ۲۰۰۰; Sect. ۱۳, Subsect. VII ۳. Regier DA, Rae DS, Narrow WE, et al. Prevalence of anxiety disorders and their comorbidity with mood and addictive disorders. Br J Psychiatry Suppl. ۱۹۹۸;(۳۴):۲۴-۲۸. ۴. Simpson HB, Huppert JD, Petkova E, et al. Response versus remission in obsessive-compulsive disorder. J Clin Psychiatry. ۲۰۰۶;۶۷:۲۶۹-۲۷۶. ۵. Davidson JR. Trauma: the impact of post-traumatic stress disorder. J Psychopharmacol. ۲۰۰۰;۱۴(۲ Suppl ۱):S۵-S۱۲. ۶. Foa EB. Psychosocial therapy for posttraumatic stress disorder. J Clin Psychiatry. ۲۰۰۶;۶۷(Suppl ۲):۴۰-۴۵. ۷. Grant BF, Hasin DS, Blanco C, et al. The epidemiology of social anxiety disorder in the United States: results from the National Epidemiologic Survey on Alcohol and Related Conditions. J Clin Psychiatry. ۲۰۰۵;۶۶:۱۳۵۱-۱۳۶۱. ۸. Bourdon KH, Boyd JH, Rae DS, et al. Gender differences in phobias: results of the ECA community survey. J Anxiety Disord. ۱۹۸۸;۲:۲۲۷-۲۴۱. ۹. Wilson JK, Rapee RM. Self-concept certainty in social phobia. Behav Res Ther. ۲۰۰۶;۴۴:۱۱۳-۱۳۶. ۱۰. Micromedex Health Series, Vol. ۱۲۸, ۲۰۰۵. http://www.uspharmacist.com/index.asp?show=article&page=۸_۱۸۹۰.htm |
اختلالهای اضطرابی که اضطراب در آنها توسط فرد درک میشود، چند دسته هستند. یکی از آنها ترس (خوبی) است که در این شماره به آن اشاره میکنیم.
ترس عبارت است از انتظار حادثهای که هر لحظه امکان وقوع آن میرود و با آسیب بدنی و هیجانی مثل دلهره، تهوع، احساس مورمور شدن و ... همراه است. اگر ترس، ریشه در واقعیت داشته باشد، طبیعی است یعنی اگر بهطور مثال صدای انفجار شدید شنیدیم و از جا پریدیم و عکسالعمل از خود نشان دادیم، این ترس، طبیعی است اما اگر از مسائلی که ریشه در واقعیت ندارند، بترسیم یا نسبت به عوامل طبیعی عکسالعمل بیش از اندازه نشان بدهیم، این ترس، ترس نابهنجار شمرده میشود.
ترسی را که با محرک خود تناسبی ندارد، فوبی نامیده میشود.
در اختلال ترس شدید (فوبی)، شخص در صورت مواجهه با عامل ترس به شدت مضطرب و حتی دچار حملههای وحشتزدگی میشود. در اینجا فرد همواره از قرار گرفتن در مقابل ترس، اجتناب میکند. در اینگونه ترس، فرد میداند که ترسش نامعقول است.
رایجترین ترسها:
۱. ترس از حیوانها
۲. ترس از بیماری و مرگ
۳. ترس از خون
۴. ترس از مکانهای باز
۵. ترس اجتماعی
۶. ترس از مسائل بیجان مثل طوفان، ارتفاع، تاریکی، مکانهای بسته و ...
راههای درمان اختلال ترس شدید (فوبی):
درمان در سطح اول:
در این سطح از درمان، به بیمار شناخت داده میشود که علت ترس او بیمورد است و اگر مدت طولانی در معرض عامل هراس خود قرار گیرد، هیچ اتفاقی نمیافتد. در این مرحله از بیمار میخواهند خود را بیشتر در معرض محرکهای هراسناک قرار دهد.
درمان در سطح دوم:
اگر فوبی، شدید باشد و زندگی طبیعی فرد را تحت تأثیر قرار دهد، مشاوره با روانشناس برای او الزامی است و روانشناس از فنون درمانی حساسیتزدائی منظم، سرمشقگیری، غرقهسازی و ... استفاده میکند.
درمان در سطح سوم:
اگر فوبی خیلی شدید باشد، با کمک روانپزشک و دارو درمانی به او کمک میشود.
به خانوادهی بیمار مبتلا به فوبی پیشنهاد میشود از مسخره کردن بیمار نسبت به عامل هراسش بپرهیزید. هرگز او را در مقابل عامل هراسش قرار ندهند، چون این کار مستلزم آمادهسازی قبلی بیمار و شناختدادن به اوست و اگر به جهت درمان بهطور ناگهانی در معرض محرک هراسناک قرار گیرد، ممکن است مشکل او شدت گیرد.
عاطفه تاجداری
کارشناس روانشناسی
|
اختلالهای اضطرابی ـ بخش ۱
|
از سوی دیگر آسیبهای روانی علاوه بر هزینههای اجتماعی، هزینهها و خسارتهای بزرگ اقتصادیای برای نظام به دنبال خواهد داشت و پرداختن به آنها در یک رویکرد معطوف به منافع ملی نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. سرویس مسائل راهبردی ایران به مثابه مسوولیتی اخلاقی، معطوف به منافع ملی و همچنین موضوعی در پیوند با مسئله مهندسی فرهنگی پرداختن به سیاستهای سلامت و بهداشت روان را در دستور کار خود قرار داده است. مقالات «مفاهیم روانشناسی» با ادبیاتی ساده مفاهیمی تخصصی را برای خواننده توضیح میدهند که با استفاده از آنها تا حدودی میتوان به ارزیابی سیاستگذاری سلامت روان پرداخت. ● آشنایی با اختلالهای اضطرابی اختلالهای اضطرابی شایعترین اختلالهای روانی هستند و اضطراب از جمله شکایتهای اصلی افراد برای مراجعه به مراکز بهداشت روانی است. میزان بالای خودکشی، مشکلات ارتباطی و عدم کارایی در اجتماع و مشکلات زناشوئی و دهها مشکل دیگر در نتیجهی اضطراب به وجود میآیند و یا تشدید میشوند. از این رو اختلالهای اضطرابی هزینههای سنگینی را به جامعه تحمیل و برای تعداد زیادی از افراد جامعه درد و رنج ایجاد میکنند. هزینههای اقتصادی این اختلالها در سال ۱۹۹۰ در ایالات متحده ۴۲ میلیارد دلار تخمین زده شده است. بنابراین پیشگیری از این اختلالات از اهمیت بسیار بالای اقتصادی و اخلاقیای برخوردار است. از این رو سعی خواهد شد تا در این بخش از سرویس مسائل راهبردی از ابعاد مختلف به اختلالهای اضطرابی نگریسته شود و هدف این است که راهبردهای موثر و سازنده در اختیار مسئولین، متخصصین و افراد جامعه قرار داده شود. اختلالهای اضطرابی از استرسها و نگرانیهای روزمره مثل امتحان، ترافیک، شغل جدید و ... متفاوتند. اختلالهای اضطرابی گستردهتر و مزمنتر هستند و لزوم مداخلهای حرفهای را ایجاب میکنند. به طور کلی این اختلالات در نتیجهی استروسورهای زندگی و حوادث، تاریخچه یادگیری، نوع فرزند پروری، عوامل ژنتیکی یا استرسهای ناشی از بیماری جسمانی ایجاد میشوند. با این وجود همه میدانیم که اضطراب در بسیاری از اوقات کمک کننده است؛ اضطراب افراد را نسبت به محیط شان هوشیار نگه میدارد و در طول تاریخ توانسته است برای بقای نسل انسان و سایر موجودات موثر باشد. اصطلاح اختلال اضطرابی به طور رسمی برای اختلال در عاطفه، فکر، رفتار و فعالیت فیزیولوژیکی اطلاق میشود. پاسخهای هیجانی مثل ترس شدید و احساس خطر، علائم جسمانی مثل کند شدن تنفس، سردی دستها و پاها، احساس سبکی سر یا سرگیجه، تپش قلب، تعریق، لرزش، بیقراری و تنش عضلانی از ویژگیهای اضطراب هستند. به طور کلی میتوان اختلال اضطراب را حالتهای افراطی و نامتناسب ترس، عدم اطمینان، بیم و هراس تلقی کرد. اختلالهای اضطرابی صورتهای مختلفی دارند؛ از نگرانی شدید و افراطی در طول روز تا حملهی شدید وحشتزدگی که انسان را وا میدارد تصور کند که عنقریب خواهد مرد. بین این دو صورت افراطی نیز ترسهای اجتماعی، هراسها، افکار وسواسی که اغلب به اجبارهای عملی منتهی میشوند، رویاها و بازگشت به گذشته پس از ضربههای ناگوار قرار دارند. ● واژهنامه اضطراب برای مطالعهی متون مرتبط با اضطراب به این واژهها برخواهیم خورد. ـ آکروفوبیا (acrophobia): ترس از بلندی ـ ایروفوبیا (aerophobia): ترس از پرواز ـ آگونیست (agonist): دارویی که عمل پیامرسانهای شیمیایی طبیعی بدن را تقلید میکند. ـ آگورا فوبیا (agora phobia): ترس از مکانهای عمومی یا فضاهای باز؛ افراد مبتلا به آگورا فوبیا از بودن در موقعیتهایی که فرار از آنها مشکل باشد یا دریافت کمک به آسانی قابل دسترس نباشد، اجتناب میکنند. این اختلال اغلب همراه با اختلال پنیک تشخیص گذاشته میشود. در زبان فارسی "گذرهراسی" یا "بازارهراسی" هم نامیده میشود. ـ اضطراب (Anxiety): احساس تهدید و ترس که اغلب با علائم جسمانی (مثل تعریق، تنش و تپش قلب) مشخص میشوند. اختلالهای اضطرابی (Anxiety Disorders): گروهی از مشکلات جدی سلامت روانی که قابل درمان بوده و ۱ نفر از هر ۱۰ نفر را گرفتار میکند؛ اختلالهای اضطرابی بهوسیلهی ترکیبی از عوامل زیستی و محیطی ایجاد میشوند. ـ ضد اضطرابها (anxiolytics): داروهایی که برای کاهش علائم اضطراب به کار میروند. ـ رفتار درمانی (behavior therapy): روش درمانی برای افراد مبتلا به اختلالهای اضطرابی، تا این افراد بتوانند پاسخها و الگوهای رفتاری مطلوب را جانشین الگوهای نامطلوب کنند. بنزودیازپینها (benzodiazepines): طبقهای از داروها که عمدتا برای کاهش فشار خون استفاده میشوند. این داروها برای کاهش علائم جسمانی اختلالهای اضطرابی تجویز میشوند. ـ بتا بلوکرها(beta blockers): طبقهای از داروها که عمدتا برای کاهش فشار خون استفاده میشوند. این داروها برای کاهش علائم جسمانی اختلالهای اضطرابی تجویز میشوند. ـ کلاستروفوبیا (Clastro phobia): ترس از فضاهای بسته ـ شناخت درمانی (Cognitive therapy): روش درمانی برای اختلالهای اضطرابی؛ براساس این باور شکل گرفته است که اختلالهای هیجانی به علت تفکرغیرمنطقی ایجاد میشوند. این الگوهای تفکر بهعنوان رفتارهایی در نظر گرفته میشوند که به کمک شناخت درمانی تغییر مییابند. ـ همبودی (Co- morbidity): حالتی که دو یا چند اختلال بهصورت همزمان وجود داشته باشند. ـ افسردگی (depression): اختلال روانشناختی که با غمگینی، نافعال بودن، اشکال در تمرکز و کاهش یا افزایش معنیدار در اشتها و خواب، احساس افسردگی و ناامیدی و گاهاَ با افکار و اعمال خودکشیگرایانه مشخص میشود. ـ مواجهه درمانی (exposure therapy): نوعی از درمان که شامل مواجههی تدریجی بیمار با موقعیتها یا موارد ترسآور میشود. با این درمان به افراد مبتلا به اختلالهای اضطرابی یاد داده میشود که آنها میتوانند با موقعیتی مواجه شوند و نیاز به اجتناب و گریز از آن نداشته باشند. ـ خانواده درمانی (family therapy): تلاشهایی که در جهت کمک به خانوادهی بیمار برای شناخت و مقابله با اختلال و کمک به بهبودی بیمار صورت میگیرد. ـ اختلال اضطراب فراگیر (Generalized Anxiety Disorder – GAD): نگرانی افراطی و غیرمنطقی که مرتبط با بیماری دیگری نیست و بیش از شش ماه تداوم دارد. ـ آمادگی ژنتیکی (genetically predisposed): استعداد یک فرد برای داشتن حالتها یا صفات خاص به خاطر وجود آن دراعضای خانواده. ـ بازدارندههای مونوآمین اکسیداز(MAOIO): ضد افسردگیهای قوی که مواد شیمیایی موجود در سیستم عصب مرکزی را تنظیم میکنند؛ به ندرت بهعنوان خط اول دارودرمانی تجویز میشوند. زیرا ترکیب این دارو با برخی داروها، غذاها و نوشیدنیها واکنشهای خطرناکی را ایجاد میکند. ـ نوروز (Neurosis): اختلال مداومی که ویژگی آن اضطراب و رفتارهای اغراقآمیز برای اجتناب از اضطراب است. افراد مبتلا به این اختلالها از غیرطبیعی بودن این حالتها اطلاع دارند. ـ انتقال دهندهی عصبی (Neurotransmitter): ماده شیمیایی که بهوسیلهی پایانهی سلولهای عصبی رها میشود و باعث انتقال تکانههای عصبی در فضای بین سلولهای عصبی، بافتها یا ارگانها میشود. ـ اختلال وسواسی ـ اجباری (Obsessive – Compulsive Disorder- OCD): حالتی که با افکار تکراری و مداوم (وسواسها) مشخص میشود و معمولا اضطراب یا ترس شدیدی را به دنبال دارد. اغلب این افکار منطبق با واقعیت نیستند. افراد وسواسی احساس اجبار برای انجام آئینها یا اعمال میکنند تا به کاهش اضطراب خود که بهوسیلهی وسواسهای فکری ایجاد میشوند، کمک کنند. آنها میدانند که آئینها یا اعمال اجباری غیرمنطقی هستند، ولی توان توقف آنها را ندارند. ـ اختلال هراس (panic disorder): حالتی که با دورههای زودگذر و شدید اضطراب در زمانهای نامناسب مشخص میشود. افراد مبتلا به اختلال هراس تپش قلب، احساس ضعف، درد سینه و احساس غریبالوقوع بودن مرگ در زمانهایی که هیچ تهدید یا خطر جدی وجود ندارد را تجربه میکنند. این افراد در هنگام حملهها و بین وقوع حمله، اضطراب و رنج زیادی را تجربه میکنند. ـ اختلال استرس پس آسیبی (Posttraumatic stress Disorders – PTSD): حالتی که در نتیجهی تجربه کردن یا شاهد بودن حوادث ناراحت کنندهی غیرمعمول ایجاد میشود. علائم از تجربهی مکرر تروما مثل رویاها یا فلشبکها تا بیحسی هیجانی نوسان دارند و اغلب باعث میشوند تا فرد مبتلا درد و رنج زیادی را تحمل کند. ـ آرامسازی عضلانی پیشرونده (progressive Muscle Relaxation): ایجاد تنش و آرامسازی گروههای مختلف عضلات بدن به شیوهی نظام دار، مثلا شروع آرامسازی از پاها به سمت بالاتنه. این تکنیک درمانی برای تخفیف علائم اختلالهای اضطرابی استفاده میشود. ـ عود (rebound): بازگشت علائم اولیه بیماری یا اختلال، وقتی که درمان قطع میشود. ـ بازدارندههای اختصاصی جذب مجدد سروتونین(SSRI ): طبقهای از داروهای ضد افسردگی که برای درمان اختلالهای اضطرابی به کار برده میشوند. این داروها از طریق افزایش میزان سروتونین موجود در مغز (انتقال دهندهی عصبی که با تنظیم هیجانی ارتباط دارد) موثر واقع میشود. عمدهترین عوارض جانبی این داروها تهوع خفیفی است که معمولا پس از چند هفته کاهش مییابد. بدکنشی جنسی و تاخیر در انزال نیز گزارش شده است. ـ اختلال اضطرابی اجتماعی (فوبی اجتماعی) (Social Anxiety Disorder): تجربهی اضطراب شدید به دلیل مورد قضاوت قرار گرفتن توسط دیگران یا رفتار کردن به شیوهای که منجر به شرمندگی یا تحقیر شود. معمولترین آنها ترس از صحبت کردن در جمع است. ـ فوبی خاص (specific phobia): ترس غیرمنطقی و شدید از یک چیز مثل حشره یا سگ، یا از یک موقعیت مثل پرواز یا فضاهای بسته؛ فوبی ساده و مشخص هم نامیده میشود. ـ ضد افسردگیهای سه حلقهای(TCA): طبقهای از داروهای ضد افسردگی که در برخی از اختلالهای اضطرابی مفید هستند؛ به نظر میرسد این داروها با تنظیم چند انتقال دهندهی عصبی عمل میکنند. این داروها عوارض جانبی مختلفی ایجاد میکنند. ـ علائم ترک (withdrawal symptoms): علائم جسمانی یا روانشناختی مثل تشنج، لرزش، استفراغ، بیخوابی، اضطراب، درد عضلانی و تعریق که با قطع دارویی که وابستگی ایجاد میکند، به وجود میآید. ـ اضطراب سلامتی (health Anxiety): دلواپسی و نگرانی افراطی در مورد سلامت شخصی. افراد مبتلا به این حالتها اعمال و خصوصیات طبیعی بدن را علامت بیماری تعبیر میکنند و منجر به این میشود که فرد اضطراب شدیدی را تجربه و مدام خود را معاینه کند یا از دیگران اطمینان بخواهد. ـ اختلال اضطراب جدایی (sepration anxiety disorder): اضطراب شدید و نامتناسب به خاطر جدایی یا پیشبینی جدا شدن از خانه و شخصی که فرد به آن وابستگی دارد. این اختلال در کودکان تشخیص گذاشته میشود. ـ تقویت مثبت: نیرومند شدن یک رفتار پس از ارائه تقویت کننده مثبت به دنبال آن. ـ تقویت کننده مثبت: محرکی که در تقویت مثبت به دنبال رفتار میآید و آن رانیرومند میسازد. ● شناخت ماهیت اضطراب اضطراب دارای ۳ مولفهی برانگیختگی جسمانی، اجتناب و شناختوارههای منفی است. اغلب اختلالهای اضطرابی در این سه مولفه با یکدیگر مشابهند. برانگیختگی جسمانی ویژگی عمدهی اکثر اختلالهای اضطرابی است. برانگیختگی جسمانی هم با محرکهای درونی و هم با محرکهای بیرونی ایجاد میشود. برای مثال محرکهای برانگیزان در ترسهای افراطی ( فوبیها )، اغلب بیرونی و در اختلال هراس، درونی هستند. در فوبیها ممکن است فرد از ارتفاع و یا حیواناتی مانند سگ، که محرکهایی بیرونی هستند، بترسد و در اختلال هراس فرد از احساسات درونی خود مانند تپش قلب. دومین مولفه اجتناب است، اجتنابها، راهبردهایی هستند که برای کنترل یا کاهش برانگیختگی جسمانی بکارگرفته میشوند. این راهبردها میتوانند رفتاری باشند، مثل فرار از موقعیت یا خوردن مشروب برای کاهش اضطراب و یا شناختی باشند، مثل پرت کردن حواس. عموما این اجتنابها وابسته به موضوع ترس و یا اضطراب هستند و در اغلب موارد شامل هر دو راهبرد شناختی و رفتاری میشوند. افکار و شناختهای منفی و تهدید کننده سومین ویژگی اختلالهای اضطرابی هستند. مولفهی شناختی اضطراب شامل چهار حوزه میشود: ۱) باورهای فاجعهسازی: برای مثال فرد مبتلا به اختلال هراس، تپش قلب را شروع حملهی قلبی تعبیر میکند؛ یا فرد مبتلا به وسواس، آلودگی را مساوی با HIV میداند و یا فرد مبتلا به اضطراب سلامتی، لرزش جزئی دست را شروع بیماری روانی به حساب میآورد. ۲) تجربه ذهنی نداشتن کنترل یا کنترل محدود در مقابل موقعیتهای ترسآور: برای مثال فرد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر خود را در پیشبینی وکنترل ایمنی و سلامت کودک خود ناتوان ارزیابی میکند یا فردی که در جمع دچار اضطراب میشود، خود را در چنین موقعیتهایی، خارج از کنترل میداند. ۳) گوش به زنگی سومین مولفه در بعد شناختی است. برای مثال، مراقب و گوش به زنگ بودن نشانههای مرتبط با واقعهی آسیبزا، که یکی از علائم بارز اختلال استرس پس آسیبی است. ۴) آخرین مولفه توجه متمرکز بر خود یا تمایل به تمرکز بر موقعیتهای ترس آور است. برای مثال فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی، نشانههای طرد را به صورت انتخابی و گزینشی مورد توجه قرار میدهد. مولفههای شناختی، رفتاری و فیزیولوژیکی که در بالا ذکر شدند با یکدیگر ارتباط دارند و برجستگی آنها در اختلالهای اضطرابی مختلف متفاوت است. ● تجربههای انواع اختلالها و حالتهای اضطرابی ▪ تجربهی اختلال هراس(اختلال اضطرابی پانیک): "حملههای هراس تجربه سختی برای من بود، احساس میکردم از واقعیت جدا شدهام و کنترلم را از دست دادهام. قلبم به شدت میتپید و احساس میکردم که نمیتوانم نفس بکشم و دنیا بر سرم خراب میشد." "حملات من از ۱۰ سال پیش و زمانیکه از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و شغل جدیدی را شروع کردم، آغاز شد. در هتل برای جلسهای رسمی حاضر بودم که دچار حملهی هراس شدم، احساس میکردم که در حال مرگ هستم." "بین حملات احساس وحشت و اضطراب داشتم، نگران بودم که نکند دوباره حملهها به سراغ من بیایند. میترسیدم به مکانهایی که دچار حمله شده بودم وارد شوم، برای دریافت کمک سریعا به جایی پناه میبردم تا از دست حملههای هراس خلاص شوم." ▪ تجربهی اختلال وسواسی ـ اجباری: "کارهایم را با آئین خاصی انجام میدادم، آئینها تمام زندگی مرا تحت تاثیر قرار داده بودند، شمارش کردن، زندگی مرا به گند کشیده بود. موهایم را سه بار میشستم؛ چون عدد ۳ عدد شانسم بود و عدد ۱ عدد بدبختی. مطالعه کردن من ساعتها طول میکشید، چون هنگام مطالعه خطوط پاراگراف را میشمردم. شبها وقتی ساعت را تنظیم میکردم نمیتوانستم آن را روی عددهای خاصی تنظیم کنم." "میدانستم آئینهایی که انجام میدادم، منطقی نیستند. به خاطر آنها احساس شرمندگی میکردم. ولی نمیتوانستم بر آنها غلبه کنم تا اینکه برای درمان مراجعه کردم." "پوشیدن لباس به هنگام صبح برایم مدتها طول میکشید. چون مجبور بودم این کار را به سبک خاصی انجام دهم. وقتی از سبک خاص خودم عدول میکردم، مضطرب میشدم و مجبور بودم دوباره تکرار کنم. اغلب نگران بودم که اگر کارها را به سبک خاصی انجام ندهم والدینم را از دست خواهم داد. فکرهای وحشتناکی به ذهنم میرسید. میدانستم که غیر منطقیاند، ولی مرا شدیدا مضطرب میکرد و باعث میشد تا رفتارهای غیرمنطقی انجام دهم. به خاطر زمان زیادی که برای انجام این آئینها صرف میکردم به بسیاری از کارهای مهم زندگیام نمیرسیدم." ▪ تجربه اختلال استرس پس آسیبی: "پس از گذشت سالها از حادثهی وحشتناکی که برای من و خانوادهام افتاد، وقتی به یاد آن واقعه میافتادم شدیدا ناراحت میشدم. از دیدن و خواندن هرچیزی که خاطرات آن حادثه را برایم زنده میکرد، حذر میکردم. تصویر و هر چیزی که با آن ماجرا تداعی میشد، مرا عذاب میداد. از اینکه فقط من زنده مانده بودم، احساس گناه میکردم. برای مدتی هیچ احساسی در مورد آن ماجرا نداشتم. احساس افسردگی داشتم و منزوی شده بودم. خواب خوبی نداشتم و هر شب کابوس آن روز را میدیدم." ▪ تجربه اختلال اضطراب اجتماعی: "در هر موقعیت اجتماعی احساس ترس میکردم. قبل از اینکه خانه را ترک کنم مضطرب و نگران میشدم و تا وقتی که سرکلاس درس یا مهمانی حاضر شوم، این احساسها شدید و شدیدتر میشد. در این موقعیتها دلپیچه داشتم، قلبم به تندی میزد، کف دستهایم عرق میکرد و باعث میشد تا از دیگران اجتناب کنم." وقتی قرار بود در جاهای شلوغ صحبت کنم، سرخ میشدم و فکر میکردم که همه به من چشم دوختهاند، احساس شرمندگی میکردم و به گوشهای پناه میبردم، نمیتوانستم به صحبت کردن به دیگران فکر کنم. احساس حقارت میکردم و نمیتوانستم در کنار دیگران احساس خوشی داشته باشم." نمیتوانستم سرقرارهایم حاضر شوم. خیلی وقتها سرکلاس درس حاضر نمیشدم. سال اول دانشگاه به مدت یک ترم مرخصی گرفتم. احساس ضعف و شکست میکردم." ▪ تجربه فوبی خاص: "از پرواز میترسیدم، فقط وقتی مجبور بودم با هواپیما مسافرت میرفتم. اگر قرار بود با هواپیما مسافرت کنم از یکماه قبل نگران بودم. وقتی در هواپیما بسته میشد احساس بدی داشتم، قلب به شدت میتپید و عرق میکردم. وقتی هواپیما از زمین بلند میشد، میدانستم که دیگر نمیتوانم از آنجا خارج شوم. وقتی به پرواز فکر میکردم خودم را تجسم میکردم که کنترلم را از دست دادهام و دست و پا میزنم. از سقوط یا تکان هواپیما نمیترسیدم، فقط احساس گرفتار شدن و زندانی بودن مرا میترساند. وقتی در مورد تغییر شغلم فکر میکردم، مدام در این فکر بودم که «آیا باید به خاطر آن سوار هواپیما شوم یا نه؟ » آن روزها فقط به جاهایی مسافرت میکردم که امکان رانندگی با قطار وجود داشت. دوستم از سفر با قطارهای پرسرعت میترسید، ولی قطار مشکلی برای من ایجاد نمیکرد. میدانستم که ترسم از پرواز با هواپیما غیر منطقی است." ▪ تجربه اختلال اضطراب فراگیر: "همیشه یک فرد نگران بودم، تحریک پذیر بودم و نمیتوانستم آرام باشم. زمانهایی نگرانیام به خاطر مسائل خاصی بیشتر میشد و گاهی ثابت بود. روزها با نگرانیهایم زندگی میکردم. درباره آینده، زندگی و شغلم نگران بودم. درباره قرارملاقاتها و آشنا شدن با دیگران نگران بودم. نمیتوانستم بپذیرم که اتفاقهای بدی که خودم را مسئول آنهامیدانستم، اتفاق بیفتند." "وقتی نگرانیهایم در بدترین حالت بود، نمیتوانستم خودم را آرام کنم. سرگیجه داشتم، دلشوره داشتم و احساس کوفتگی در عضلاتم میکردم. به این خاطر کارم را از دست دادم و احساس بدی در آن داشتم و نگران بودم که چرا کارم را از دست دادهام. زندگیام فلاکت بار شده بود تا اینکه تحت درمان قرار گرفتم." "مشکلات زیادی در خواب داشتم، اواسط شب با آنها از خواب بیدار می شدم. حتی برای خواندن روزنامه و رمان نمیتوانستم تمرکز کنم. گاهی احساس میکردم سرم سنگین شده است. قلبم از جا در میآمد و بیشتر و بیشتر نگران میشدم. همیشه تصور میکردم که امور بدتر از آنچه که بودند، اتفاق می افتند. وقتی درد شکم داشتم فکر میکردم که سرطان گرفتهام." ● اختلالات اضطرابی در کودکان اختلالهای اضطرابی خود را در اغلب موارد در سنین پایین نشان میدهند. میزان اختلالهای اضطرابی در کودکان ۱۰ درصد گزارش شده است. یک اختلال آشنا در این خصوص اضطراب جدایی است. اضطراب جدایی با شیوعی در حدود ۵ درصد در کودکان گزارش شده است. علاوه بر این، فوبیها تجربهی آشنایی برای کودکان هستند. ترس از حیوانها، ترس از خون و تزریق، اغلب در دوران کودکی آغاز میشوند. هم چنین بر خلاف آنچه تصور میشد اختلالهایی مانند وسواس حتی در دو سالگی نیز در کودکان گزارش شده است. تجربهی اختلالهای اضطرابی در دوران کودکی متفاوت است. کودکان ممکن است متوجه غیرمنطقی بودن ترسهای خود نشوند یا علائم خود را بیشتر با تحریک پذیری، بی قراری و یا گریه نشان دهند. این موارد در تشخیص اختلالهای اضطرابی در کودکان، باید مورد توجه قرار گیرند. همچنین اختلالهای اضطرابی به غیر از وسواس، در دخترها بیشتر از پسرها مشاهده میشود. بنابراین در تشخیص این اختلالات در کودکان، دلایل ذکر شده در خصوص شیوع بالای اختلالهای اضطرابی نیز باید مورد توجه قرار گیرند. این مساله میتواند تلویحاتی برای پیشگیری از اختلال درکودکان و جنس مونث در پی داشته باشد که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد. داشتن اختلال اضطرابی در دوران کودکی و شروع در سنین پایینتر احتمال مزمن بودن، شدت و همبودی با سایر اختلالها را بیشتر میکند و در صورتی که درمان با فاصلهی زیاد از شروع اختلال صورت گیرد، احتمال موفقیت و بهبودی ضعیفتر پیشبینی میشود. معمولا فوبیها، اضطراب جدایی و اضطراب اجتماعی بیشتر در سنین پایینتر نمود پیدا میکنند. سایر اختلالها مثل وسواس نیز با میزان کمتر، ولی در کودکی تجربه میشوند. اختلال هراس در سنین بالاتر و معمولا در دههی سوم عمر تجربه میشود. با این وجود همانطورکه در قسمت عوامل خطرپذیری ذکر شد، ارتباط بین تجربههای کودکی و اختلالهای اضطرابی بسیار بالاست. برای مثال داشتن اختلال اضطراب جدایی احتمال ابتلا به اضطراب اجتماعی، اختلال هراس و افسردگی را بیشتر میکند. همچنین تجربههای آسیبزای کودکی یکی از عوامل ابتلا به اختلال استرس پس آسیبی و سایر اختلالهای روانی است. ● اختلالات اضطرابی در زنها به طور کلی اختلالهای اضطرابی در زنها بیشتر از مردها گزارش شده است. شیوع اغلب اختلالهای اضطرابی در زنها دو برابر مردهاست. دو اسثتثنا برای این مساله اختلال وسواس فکری - عملی و اختلال اضطراب اجتماعی است که به نظر میرسد تفاوت چندانی در بین دو جنس نداشته باشند. علل مختلفی برای تفاوت جنسی در تجربه اضطرابها گزارش شده است. ـ نخست اینکه دانشمندان معتقدند زنها آسیبپذیری شناختی بالایی در مقایسه با مردان دارند. برای مثال حس کنترل ناپذیری و سبک اسنادی بدبینانه در زنها بیشتر مشاهده میشود. ـ مسالهی دوم مربوط به تجربههای منفی زندگی است. زنها بیشتر از مردها احتمال دارد که در کودکی وقایع ناگواری مثل سوء استفاده جسمی، جنسی یا عاطفی را تجربه کنند. ـ علت سوم مربوط به آمادگیهای زیستی است. زنها استعداد بیولوژیک بیشتری برای ابتلا به اختلالهای اضطرابی دارند. ـ دلیل بعدی مربوط به تاریخچهی یادگیری است. زنها در جریان تحول یاد میگیرند که در مواجهه با رویدادهای استرسزا احساسها و عواطف خود را درون سازی کنند، بعضی از واکنشهای آنها با اضطراب یا غمگینی بیان میشود. در مقابل، مردها به برونسازی میپردازند. برای مثال مردها بیشتر احتمال دارد که با پرخاشگری و بزه علائم خود را نشان دهند. و دلیل آخر میتواند به خاطر مراجعهی بیشتر زنان به مراکز درمانی برای دریافت خدمات بهداشتی باشد. مردها در مقابل برای رفع یا کاهش اضطراب کمتر مراجعه میکنند و به مواد و داروها پناه میبرند. ترکیب این علتها و دلایلی که هنوز ناشناخته ماندهاند، زنها را بیشتر مستعد تجربه اضطراب میکنند. این مساله میتواند تلویحاتی را برای مداخله و پیشگیری از اختلالهای اضطرابی داشته باشد که در ادامه به آنها پرداخته میشود. |
| تدوین: ابوالفضل محمدی |
| خبرگزاری ایسنا |