راسخون

مجله معماری ایرانی

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

آينه‌کارى

آينه‌کارى جزو آخرين ابتکارات هنرمندان ايرانى در معمارى داخلى و تزئين درون بنا بشمار مى‌رود. اجراکنندگان اين رشته از هنر با دقت، ظرافت و حوصلهٔ بسيار به ايجاد اشکال و طرح‌هاى هندسى و تزئينى از قطعات کوچک و بزرگ آينه در سطوح داخلى بنا مى‌پردازد و فضايى درخشان و پر تلألو پديد مى‌آورند که حاصل آن بازتاب پى‌درپى نور در قطعات بى‌شمار آينه و ايجاد فضايى پرنور، دل‌انگيز و رؤيايى است.
 
 
 
طبق مدارک تاريخي، تزئين بنا با آينه نخستين بار در شهر قزوين پايتخت شاه‌تهماسب اول و در ديوان خانهٔ او که به سال ۹۵۱ ق آغاز و در ۹۶۵ ق به پايان رسيد، آغاز شده است. پس از انتقال پايتخت به اصفهان در سال ۱۰۰۷ ق، آينه‌کارى در کاخ‌هاى تازه‌ساز اين شهر و کاخ اشرف (بهشهر) گسترش يافت. در تزئين بسيارى از بناهاى سلطنتى اصفهان که شمار آنها بگفته شاردن از ۱۳۷ بيشتر بود، از آينه‌کارى استفاده شده است. کاخ آينه، معروف‌ترين اين آثار است، که با ۱۸ ستون آينه‌کارى شده و تالار و سقف ايوان و ديوارهاى يکپارچه آينه‌کارى شده، آراسته بود. بازتاب تصوير زاينده‌رود در آينه‌ها منظره‌اى دلپذير به وجود مى‌آورد. در کاخ چهلستون نيز از آينه بطور وسيعى استفاده شده است.
 
پس از انقراض سلسله صفويان، مدتى اين هنر دچار رکود شد. نخستين بناى آينه‌کارى شده پس از اين دوره ديوانخانهٔ کريمخان زند در شيراز بود که پس از ويرانى به فرمان آقامحمدخان قاجار، ستون‌هاى يک‌پارچهٔ حجارى شده و درهاى خاتم و آينه‌هاى بزرگ آن براى توسعه و بازسازى ايوان دارالامارهٔ تهران (ايوان تخت مرمر کنوني) به تهران حمل کردند.
 
پس از انقراض سلسله صفويان، مدتى اين هنر دچار رکود شد. نخستين بناى آينه‌کارى شده پس از اين دوره ديوانخانهٔ کريمخان زند در شيراز بود که پس از ويرانى به فرمان آقامحمدخان قاجار، ستون‌هاى يک‌پارچهٔ حجارى شده و درهاى خاتم و آينه‌هاى بزرگ آن براى توسعه و بازسازى ايوان دارالامارهٔ تهران (ايوان تخت مرمر کنوني) به تهران حمل کردند.
 
آينه‌کارى در سدهٔ ۱۳ هـ . ق رو به ترقى و گسترش نهاد و تکاملى تدريجى يافت. در طول اين قرن آثار زيبايى چون تالارها و اتاق‌هاى شمس‌العماره، تالار آينهٔ کاخ گلستان در تهران، آينه‌کارى ايوان و آستانهٔ حضرت عبدالعظيم در شهر رى و آينه‌کارى دارالسيادهٔ آستان قدس رضوى در مشهد انجام گرفت. در چهار دههٔ نخست سدهٔ ۱۴ هـ . ق رکودى چشمگير در آينه‌کارى مشاهده مى‌شود و بجز آينه‌کارى ايوان آستان حضرت معصومه در قم (۱۳۰۳ ق)، آينه‌کارى درخور توجهى شناخته نشده است. پس از اين رکود، اين هنر رو به تکامل و پيشرفت حرکت نمود. در بخش‌هاى آينه‌کارى شدهٔ دو کاخ شهوند (کاخ موزهٔ سبز کنوني) در مجموعهٔ سعدآباد شميران و کاخ مرمر تهران که به ترتيب طى سال‌هاى ۱۳۰۶ و ۱۳۱۵ ش شناخته شدند، تکامل و نوآورى‌هايى ديده مى‌شود. از اين پس آينه‌کارى بصورت گسترده در اماکن همگانى چون هتل‌ها، رستوران‌ها، تأترها، فروشگاه‌ها و حتى خانه‌ها بکار رفت. اين گسترش در شيوه سنتى آينه‌کارى نيز نوآورى‌هايى ايجاد نمود. در سده‌هاى اخير، کاربرد آينه‌کارى از مرزهاى جغرافيايى ايران گذشته و در برخى از کشورهاى همسايه چون عراق و اميرنشين‌هاى خليج‌فارس گسترش يافته است. از بهترين نمونه‌هاى کاربرد اين هنر در خارج از ايران، آينه‌کارى حرم مطهر اميرالمؤمنين (ع) در نجف اشرف که در نوع خود کم‌نظير است. در شهرهاى مختلف ايران، هنرمندان آينه‌کار همواره به اين هنر اشتغال داشته‌اند. اما در اين ميان آينه‌کاران اصفهان، شيراز، تهران، از شهرت برخوردارند.


mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 
 
 
آجرکارى

در معمارى ايراني، آجر تنها پرکنندهٔ جرزها و پوشانندهٔ احجام و جداکنندهٔ آنها از يکديگر نيست. بلکه بعنوان يک عنصر کامل در معمارى ايران بکار رفته است.
 
اولين شيوهٔ تهيه خشت مربوط به سال‌هاى پيش از هزارهٔ ششم ق.م است. از آثار مشهور تپه حسنلو را مى‌توان نام برد که از خشت خام بطور وسيع استفاده شده است. بکارگيرى آجر در شوش و تپه سيلک کاشان نيز نشان‌دهنده استفاده از اين عنصر در زمان خود است. در معبد چغازنبيل نيز به آجرهايى برمى‌خوريم که بعنوان کتيبه به ديوار نصب شده‌اند. ساکنان سرزمين ايران نقش تعيين‌کننده‌اى در پيشبرد بکار گرفتن فن آجر داشته‌اند.
 
 
 
آجر به تنهايى يک قالب شکل‌دهنده است. و در حدّ يک وسيلهٔ مجرد، هر دانه‌اش به کار گرفته مى‌شود.
 
آجر بعنوان يک عنصر تزئيني، کارآيى آن را دارد که با تمامى عناصر تشکيل‌دهنده يک معمارى بياميزد و يا به‌‌شکل يک عنصر مجرد تزئينى جلوه‌گرى کند.
 
 
 
از آجر در پوشش گنبد، مثل گنبد نظام‌الملک و تاج‌الملک؛ در گوشواره يا طاق روى گوشه مثل تالار مربع مسجد جامع اردستان، مقرنس مثل برج طغرل و گنبدعلى استفاده مى‌شود.
 
از ديگر موارد تزئينات آجرى در دوران شکوفايى آن، نماسازى و بکارگيرى انواع ترکيبات اين عنصر در چارچوب و قالب يک هندسه بسيار ساده اما غنى مى‌باشد. از نمونه‌هاى برجسته آن برج‌هاى خرقان در نزديکى قزوين و برج شبلى در دماوند است.
 
کاربرد آجر در معمارى دوران بعد از اسلام فرصت خلق زيبايى‌ها را در بناهاى کم حجم و متوسط فراهم ساخت. چنان‌که تعدادى از شاهکارهاى معمارى به جاى مانده از دوران بعد از اسلام ايران اين امکان را فراهم ساخت تا در محل‌هاى دورافتاده و مسير بيابان‌ەا که دسترسى به سنگ ممکن نبود و چوب نيز در دسترس نبود، تنها با برپا ساختن يک کوره آجرپزي، بناهايى با حجم‌هاى بسيار بزرگ بنا گردد، سدها و پل‌هاى مختلف در دورافتاده‌ترين محل‌ها ساخته شود و شهرهايى بزرگ چون نيشابور، جرجان و ... پا بگيرند.
 
 
 
از نظر فني، ضريب انقباض و انبساط آجر در برابر گرما و سرما بگونه‌اى است که از ايجاد ترک در بنا جلوگيرى مى‌کند در مقايسه با ديگر مصالح از قدرت ذخيره انرژى حرارتى برخوردار است. آجر خوب آجرى است توپر و مقاوم در برابر فشار، نشت و يخبندان.
 
شکل عمومى آجرهايى که در طى دوران‌هاى مختلف بعد از اسلام در بناها بکار گرفته شده، عبارت است از چهارگوش يا مربع در اندازه‌هى متنوع در دورهٔ ايلخانى آجرها از جهت رنگ متوع بودند. و رنگ‌هاى زرد کمرنگ، زرد گل اخرايي، زرد مايل به قرمز، قرمز تيره و خاکى در آنها ديده مى‌شود. آجر مستطيل در پيش از اسلام رواج کامل داشت اما بعد از اسلام بيشتر آجرها مربع بودند.
 
هنر چيدن آجرها را در بناها به‌منظور عرضه نماهاى تزئينى متناسب با شکل و هيئت کلى بنا آجرکارى مى‌نامند. آثار گونه‌گون معمارى به جاى ماده از دوران‌هاى مختلف بعد از اسلام ايران شاهد نمونه‌هاى پرارزش از هنر استادکاران ايرانى در آفرينش سطحه‌هاى آجرى در زيباترين طرح‌ها و تناسب‌هاى زيبا و موزون است. معماران و بنايان هنرآ‌فرين ايرانى به گواهى آثار برجاى مانده از سده چهارم هجرى به بعد، در زمينه آجرکارى شيوه‌هاى گوناگونى را آزموده‌اند که در چند گروه تقسيم مى‌شود: رگ‌چينى - گل‌اندازى - گره‌سازى - آجرکارى رنگى - آجرکارى خفته و رفته - خوون چينى - آجرکارى با آجرهاى ترئينى نقش‌‌‌دار.
 
آجرکارى با ترکيب آجرهاى يک رنگ و ايجاد و ايجاد طرح‌ها و نقش‌هاى مختلف در سطحى صاف را با نام 'رگ‌چين' نام برده‌اند.
 
در گل‌اندازي، در موقع رگ‌چين‌ کردن آن‌را چنان مى‌چينند که از ترکيب آنها گل‌هاى مختلف بدست آيد.
 
 
 
گره‌سازى از شيوه‌هاى بسيار ظريف و پرکار آجرکارى تزئينى است که به کمک قطعه‌هاى مختلف آجرهاى بريده و تيشه‌دارى شده در اندازه‌‌هاى گوناگون انجام مى‌پذيرد. طرح‌هاى گره در مايه نقش‌هاى ساده مثل مثلث، مستطيل، مربع، لوزي، ذورنقه و ترکيب آنها با يکديگر و ايجاد چند ضلعى‌ها، ستاره شکل‌ها و غيره مى‌باشد. نمونه‌هاى خوبى از اين شيوه از دورهٔ سامانيان و آل‌بويه به بعد در آثار معمارى ايران ديده مى‌شود مانند:، تزئينات گره مسجد جامع ورامين از دوران ايلخاني، کارهاى جالب مجسد گوهرشاد و مدرسه خرگرد از دورهٔ تيمورى و ... .
 
در آجرکارى رنگي، با آجرهايى با رنگ‌هاى مختلف و به شيوه مسطح، طرح‌هاى گوناگون ايجاد مى‌کنند. از اين شيوه نمونه‌هايى در شاهچراغ (شيراز)، مسجد وکيل شيراز، سيد علاءالدين حسين (شيراز) ديده مى‌شود. در اين شيوه تنوع نقش بسيار است و امکان نام بردن آنها نيز وجود ندارد.
 
آجرکارى خفته و رفته روشى است که آجرچينى از مايه صاف و مسطح خارج گرديده و با قرار دادن آجرها در سطح‌هاى مختلف به صورت برجسته و فرورفته طرح‌هايى ايجاد مى‌کنند که با ايجاد سايه روشن جلوه خاصى به بنا بخشيده مى‌شود. از اين شيوه با عنوان 'هشت و گير' نيز ياد مى‌شود. در خوون‌چيني، گونه خاصى از آجرکارى در مايه خفته و رفته و گره‌چينى بکار برده مى‌شود که در شوشتر و دزفول رواج فراوان داشته است.
 
کار تزئين نماى بنا با آجرهاى نقش‌دار برجسته 'مهري' از دوران ايلخانى سابقه دارد. در اين شيوه آجرهاى مربع و مستطيل، لوزي، چليپا و ديگر گونه‌ها با نقش‌هاى مختلف برجسته همراه با قطعه‌هايى چون: لچکى قوس‌ها، حاشيه‌ها، رخ بام‌ها و زيرخورشيدى‌ها، روى جرزها، ميان دو طبقه بنا و ... داراى آجرهاى مهرى هستند از جلوه‌اى زيبا برخوردارند. اين شيوه در دوران قاجار در شهرهاى يزد، کاشان، شيراز، تهران رواج فراوان يافت.


mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 
 
 
آجرکارى

در معمارى ايراني، آجر تنها پرکنندهٔ جرزها و پوشانندهٔ احجام و جداکنندهٔ آنها از يکديگر نيست. بلکه بعنوان يک عنصر کامل در معمارى ايران بکار رفته است.
 
اولين شيوهٔ تهيه خشت مربوط به سال‌هاى پيش از هزارهٔ ششم ق.م است. از آثار مشهور تپه حسنلو را مى‌توان نام برد که از خشت خام بطور وسيع استفاده شده است. بکارگيرى آجر در شوش و تپه سيلک کاشان نيز نشان‌دهنده استفاده از اين عنصر در زمان خود است. در معبد چغازنبيل نيز به آجرهايى برمى‌خوريم که بعنوان کتيبه به ديوار نصب شده‌اند. ساکنان سرزمين ايران نقش تعيين‌کننده‌اى در پيشبرد بکار گرفتن فن آجر داشته‌اند.
 
 
 
آجر به تنهايى يک قالب شکل‌دهنده است. و در حدّ يک وسيلهٔ مجرد، هر دانه‌اش به کار گرفته مى‌شود.
 
آجر بعنوان يک عنصر تزئيني، کارآيى آن را دارد که با تمامى عناصر تشکيل‌دهنده يک معمارى بياميزد و يا به‌‌شکل يک عنصر مجرد تزئينى جلوه‌گرى کند.
 
 
 
از آجر در پوشش گنبد، مثل گنبد نظام‌الملک و تاج‌الملک؛ در گوشواره يا طاق روى گوشه مثل تالار مربع مسجد جامع اردستان، مقرنس مثل برج طغرل و گنبدعلى استفاده مى‌شود.
 
از ديگر موارد تزئينات آجرى در دوران شکوفايى آن، نماسازى و بکارگيرى انواع ترکيبات اين عنصر در چارچوب و قالب يک هندسه بسيار ساده اما غنى مى‌باشد. از نمونه‌هاى برجسته آن برج‌هاى خرقان در نزديکى قزوين و برج شبلى در دماوند است.
 
کاربرد آجر در معمارى دوران بعد از اسلام فرصت خلق زيبايى‌ها را در بناهاى کم حجم و متوسط فراهم ساخت. چنان‌که تعدادى از شاهکارهاى معمارى به جاى مانده از دوران بعد از اسلام ايران اين امکان را فراهم ساخت تا در محل‌هاى دورافتاده و مسير بيابان‌ەا که دسترسى به سنگ ممکن نبود و چوب نيز در دسترس نبود، تنها با برپا ساختن يک کوره آجرپزي، بناهايى با حجم‌هاى بسيار بزرگ بنا گردد، سدها و پل‌هاى مختلف در دورافتاده‌ترين محل‌ها ساخته شود و شهرهايى بزرگ چون نيشابور، جرجان و ... پا بگيرند.
 
 
 
از نظر فني، ضريب انقباض و انبساط آجر در برابر گرما و سرما بگونه‌اى است که از ايجاد ترک در بنا جلوگيرى مى‌کند در مقايسه با ديگر مصالح از قدرت ذخيره انرژى حرارتى برخوردار است. آجر خوب آجرى است توپر و مقاوم در برابر فشار، نشت و يخبندان.
 
شکل عمومى آجرهايى که در طى دوران‌هاى مختلف بعد از اسلام در بناها بکار گرفته شده، عبارت است از چهارگوش يا مربع در اندازه‌هى متنوع در دورهٔ ايلخانى آجرها از جهت رنگ متوع بودند. و رنگ‌هاى زرد کمرنگ، زرد گل اخرايي، زرد مايل به قرمز، قرمز تيره و خاکى در آنها ديده مى‌شود. آجر مستطيل در پيش از اسلام رواج کامل داشت اما بعد از اسلام بيشتر آجرها مربع بودند.
 
هنر چيدن آجرها را در بناها به‌منظور عرضه نماهاى تزئينى متناسب با شکل و هيئت کلى بنا آجرکارى مى‌نامند. آثار گونه‌گون معمارى به جاى ماده از دوران‌هاى مختلف بعد از اسلام ايران شاهد نمونه‌هاى پرارزش از هنر استادکاران ايرانى در آفرينش سطحه‌هاى آجرى در زيباترين طرح‌ها و تناسب‌هاى زيبا و موزون است. معماران و بنايان هنرآ‌فرين ايرانى به گواهى آثار برجاى مانده از سده چهارم هجرى به بعد، در زمينه آجرکارى شيوه‌هاى گوناگونى را آزموده‌اند که در چند گروه تقسيم مى‌شود: رگ‌چينى - گل‌اندازى - گره‌سازى - آجرکارى رنگى - آجرکارى خفته و رفته - خوون چينى - آجرکارى با آجرهاى ترئينى نقش‌‌‌دار.
 
آجرکارى با ترکيب آجرهاى يک رنگ و ايجاد و ايجاد طرح‌ها و نقش‌هاى مختلف در سطحى صاف را با نام 'رگ‌چين' نام برده‌اند.
 
در گل‌اندازي، در موقع رگ‌چين‌ کردن آن‌را چنان مى‌چينند که از ترکيب آنها گل‌هاى مختلف بدست آيد.
 
 
 
گره‌سازى از شيوه‌هاى بسيار ظريف و پرکار آجرکارى تزئينى است که به کمک قطعه‌هاى مختلف آجرهاى بريده و تيشه‌دارى شده در اندازه‌‌هاى گوناگون انجام مى‌پذيرد. طرح‌هاى گره در مايه نقش‌هاى ساده مثل مثلث، مستطيل، مربع، لوزي، ذورنقه و ترکيب آنها با يکديگر و ايجاد چند ضلعى‌ها، ستاره شکل‌ها و غيره مى‌باشد. نمونه‌هاى خوبى از اين شيوه از دورهٔ سامانيان و آل‌بويه به بعد در آثار معمارى ايران ديده مى‌شود مانند:، تزئينات گره مسجد جامع ورامين از دوران ايلخاني، کارهاى جالب مجسد گوهرشاد و مدرسه خرگرد از دورهٔ تيمورى و ... .
 
در آجرکارى رنگي، با آجرهايى با رنگ‌هاى مختلف و به شيوه مسطح، طرح‌هاى گوناگون ايجاد مى‌کنند. از اين شيوه نمونه‌هايى در شاهچراغ (شيراز)، مسجد وکيل شيراز، سيد علاءالدين حسين (شيراز) ديده مى‌شود. در اين شيوه تنوع نقش بسيار است و امکان نام بردن آنها نيز وجود ندارد.
 
آجرکارى خفته و رفته روشى است که آجرچينى از مايه صاف و مسطح خارج گرديده و با قرار دادن آجرها در سطح‌هاى مختلف به صورت برجسته و فرورفته طرح‌هايى ايجاد مى‌کنند که با ايجاد سايه روشن جلوه خاصى به بنا بخشيده مى‌شود. از اين شيوه با عنوان 'هشت و گير' نيز ياد مى‌شود. در خوون‌چيني، گونه خاصى از آجرکارى در مايه خفته و رفته و گره‌چينى بکار برده مى‌شود که در شوشتر و دزفول رواج فراوان داشته است.
 
کار تزئين نماى بنا با آجرهاى نقش‌دار برجسته 'مهري' از دوران ايلخانى سابقه دارد. در اين شيوه آجرهاى مربع و مستطيل، لوزي، چليپا و ديگر گونه‌ها با نقش‌هاى مختلف برجسته همراه با قطعه‌هايى چون: لچکى قوس‌ها، حاشيه‌ها، رخ بام‌ها و زيرخورشيدى‌ها، روى جرزها، ميان دو طبقه بنا و ... داراى آجرهاى مهرى هستند از جلوه‌اى زيبا برخوردارند. اين شيوه در دوران قاجار در شهرهاى يزد، کاشان، شيراز، تهران رواج فراوان يافت.


mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 


 
 
آجرکارى (۲)

گذشته از کاربرد آجر در بناى ساختمان‌ها و نماسازى‌ها، از آجر در پوشش کف‌ها نيز استفاده مى‌شده است. از پيش از اسلام شاهد کاربرد آجر براى پوشش کف بناها در داخل و خارج بطور وسيع هستيم. بعد از اسلام نيز در محل‌هايى چون جرجان حتى در پوشش بسيار زياد کف خيابان‌هاى شهر آجر بکار رفته است. آجرفرش بناها در بيشتر دوره‌ها با آجرهاى چهارگوش بزرگ 'نظامي' و 'تخت' صورت گرفته است. در پلکان‌ها و حتى کف ايوان‌هاى مقابل حجره کاروانسرا و مسيرهاى داخل صحن برخى از مسجدها، آجرها را بصورت 'نره' و به شيوه خفته و راسته در طرح‌هاى مختلف بکار مى‌برند تا مقاومت بيشترى داشته باشند. شيوه کار آجر در پله‌ها را 'هره‌چيني' گويند.
 
در دوران‌هاى اوليه تزئينات آجرکارى نماى بنا با شکل کلى آن به‌گونه‌اى در ارتباط است که نوعى وحدت واقعى ميان مصالح و طرح بنا بچشم مى‌آيد. مانند مقبره اميراسماعيل سامانى در بخارا، برج‌هاى گنبد قابوس، پير علمدار و نمونه‌هاى ديگر. با کسب آگاهى بيشتر در دوران‌هاى بعد اين هنر قوت بيشترى يافت. مسجد جامع نايين و آجرکارى ستون‌هاى کاکويه شبستان مسجد جامع اصفهان از نمونه کارهاى ارزنده دوران آل‌بويه است.
 
در دوران بعد و آغاز عهد سلجوقيان هنر آجرکارى بدون وقفه در خلق آثار شکوهمند معمارى نقش اساسى برعهده دارد. اين دوران که تا حملهٔ مغول ادامه دارد. آجرکارى پرکار و عرضه نقش‌ها و طرح‌‌هاى گوناگون را مى‌توان از ويژگى‌هاى عمدهٔ معمارى دوران سلجوقى است. برج‌هاى خرقان بعنوان نخستين گنبدهاى دوپوش از نظر آجرکارى آغاز دوران سلجوقى نمونه‌هاى معتبرى بشمار مى‌روند. شبستان‌ها گنبددار زواره و اردستان، شاهکار مسجد جامع اصفهان، بناى شکوهمند رباط شرف و رباط ملک، نمونه‌هاى گرانقدر هنر آجرکارى اين دوران را تشکيل مى‌دهد.
 
در دوران کوتاه خوارزمشاهيان و پيش از يورش مغولان، آثار ارزشمندى در زمينه هنر آجرکارى در خراسان بوجود آمد مانند: مسجد زوزن و سنگان
 
در عهد ايلخانيان، تيموريان و آل‌مظفر، هنر آجرکارى وسعت و حاکميت مطلق دوران پيش را بتدريج از دست داد. و با بکار گرفتن عنصر ترکيبى کاشى و در برخى موارد سنگ، کاربر آجر کمتر شد. آجرکارى در نماى آثار اين عهد به دو گونه صورت گرفته است: يکى آن‌که مثل گذشته نماى تزئينى آجرى همراه با چيده شدن ديوارهاى اصلي، بنا شده است و ديگر آن‌که پس از پايان سفت‌کارى و ساخته شدن اسکلت بنا با آجرگرى يک پوشش تزئينى از آجر بصورت پوسته خارجى بر روى بنا ساخته و افزوده مى‌شود. اين شيوه از ويژگى‌هاى معمارى دوره ايلخانى است. در اين عهد آجرکارى به شيوهٔ گره‌کارى رنگى يا کاربرد آجرهاى رنگى براى نقش‌اندازى در روى نما مورد توجه قرار مى‌گيرد. در اين عهد کاربرد آجر سفال در کار تزئين جرزهاى سردر و استفاده از آجرهاى نقش‌دار رواج فراوان مى‌يابد. در دوره تيمورى نيز هنر آجرکارى اعتبار فراوانى دارد. آثارى چون مسجد مير چخماق و مقبره شيخ زين‌الدين ابابکر در تايباد و بويژه ديوارهاى گنبدخانه مسجد جامع يزد از آثار دوران آل‌مظفر، از کارهاى باارزش اين عهد بشمار مى‌روند.
 
از اين دوره به بعد، کار تراش دادن آجر و ساختن نماى دروغين آجرى با يک پوسته گچ کوهى بصورت آجرنما مورد توجه قرار مى‌گيرد، که در دوره صفويه بکار گرفته مى‌شود و بگونه‌اى وسيع به کار مى‌رود. در اين دوران اهميت دوره‌هاى قبل ديده نمى‌شود و تنوع و نقش‌انداز‌ى‌هاى زيبايى آثار دو دوره پيش ديده نمى‌شود.
 
شيوه آجرکارى عهد صفويه در دوره زنديه و قاجاريه همچنان ادامه مى‌يابد. شيوۀ رنگ چين در اين دوران ساده مى‌گردد ولى آجرکارى به شيوه 'گره رنگي' ، 'گل‌انداز' ، 'گره' و آجرهاى تزئينى 'مهري' در بناهاى بسيارى بکار برده مى‌شود. در عهد قاجار در نماهاى آجرى بندهاى عمودى حذف مى‌شود و آجرها در عرض بهم مى‌چسبند.
 
 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 


 
 
 
 
 
 
کاشى‌کارى

هنر و صنعت کاشى‌کارى نيز همانند ديگر هنرهاى ايران در عهد اسلامي، داراى اعتبار و ارزش خاص خود است. سابقهٔ اين هنر، به گذشتهٔ بسيار دور باز مى‌گردد. طبق مدارک تاريخى هنرمندان ايراني، در اواخر هزاره دوم ق.م آشنا به ساخت خشت و آجرهاى لعابدار بوده و از آن براى تزئين بنا استفاده مى‌برده‌اند. طى کاوش‌هاى محوطه‌هاى باستاني، مانند چغازنبيل در خوزستان، هنرمندان اين مناطق و دوران‌ها، از خشت‌هاى رنگين در تزئين معبد استفاده کرده‌اند. هنر موزائيک‌سازى نيز به موازات هنر ساخت خشت‌هاى زنگين آغاز گرديد و هنرمندان از ترکيب سنگ‌هاى الوان ريز و قرار دادن آن در کنار هم، طرح‌ها و نقوش بسيار زيبايى مانند نقوش هندسي، بوجود آوردند. در عهد هخامنشى نيز کاربرد و استفاده از آجرهاى لعابدار رنگين، به رنگ‌هاى سبز - زرد و قهوه‌اى با نقوش انسانى و حيوانى براى آرايش کاخ‌ها مورد استفاده قرار گرفت. نماى تعدادى از کاخ‌هاى اين دوره مانند کاخ‌هاى شوش، نمونه‌هاى جالبى از کاربرد آجر لعابدار در اين زمان است.
 
 
 
همزمان با حکومت ساسانيان، مجدداً کاربرد آجرهاى لعابدار و به موازات آن هنر و صنعت موزائيک‌سازى رو به گسترش نهاد و هنرمندان اين دوره از اين دو شيوه در آرايش بنا بهره بردند. کاوش‌هاى فيروزآباد و بيشابور نمونه‌هاى جالبى از کاربرد موزائيک‌سازى و کاشى‌کارى را معرفى مى‌نمايد.
 
 
 
در دوره اسلامى بتدريج هنر کاشى‌کارى همانند آجرکارى و گچ‌کارى با شيوه جديد آغاز شد و در تمام ادوار اسلامى کاربرد ويژه‌اى يافت. در ادوار اسلامى بناهاى بسيارى مانند مساجد، مدارس، مقابر، کاخ‌ها، حمام‌ها و حتى پل‌ها به انواع کاشى‌کارى مزين شده و از اواخر قرن چهارم هجرى به بعد کمتر بنايى يافت مى‌شود که با کاشى تزئين نشده باشد. انواع کاشى عبارتند از کاشى يک رنگ، کاشى معرق، کاشى هفت رنگ، کاشى طلايى
 
 
گاهى نيز شيوهٔ آجر و کاشى بطور تلفيقى بکار مى‌رفته است. اين تلفيق عموماً با حرکتى شطرنجى شکل مى‌گيرد و ارزش ويژه‌اى به معمارى اسلامى بخشيده است. اين شيوه از قرن هفتم هجرى به بعد توسعه يافت. مسجد جامع اشترجان، مسجد جامع ورامين، گنبد سلطانيه، مدرسهٔ خان شيراز، مسجد وکيل، از حمله بناهايى هستند که تزئيناتى با تلفيق آجر و کاشى بر سطوح آنها ديده مى‌شود.
 
تقريباً در تمامى ادوار اسلامى نگارش روى کاشى از تزئينات مهم و مورد علاقه کاشى‌کاران بوده است. زمانى هنرمند از خطوط به شيوهٔ کوفى استفاده کرد ، زمانى از شيوه شکسته نستعليق، گاهى از شيوه ثلث و نسخ و بالاخره از شيوهٔ قالب‌زده کاشى‌هاى گوناگون مانند کاشى‌هاى مربع - مستطيل کوکبي، ستاره‌اى و ... اين گونه کاشى‌ها با نوشته همراه هستند. قديمى‌ترين کاشى از اين نوع متعلق به ۶۰۰ هـ . ق است. از دوره صفويه بسيارى بناها به شيوه‌هاى متفاوتى نگارش را نمايش دادند و هنرمندان خوشنويسى چون عليرضا عباسي، شمس‌الدين تبريزي، استاد حسين بنا، باقرنيا، محمدرضا امامي، عبدالباقى تبريزى و محمد صالح اصفهانى با آثار خود بر روى کاشى‌هاى مختلف، به معمارى اسلامى ايران شکوهى خاص بخشيدند.
 
 


mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 

   

گچ‌برى


  هنر گچ‌برى و استفاده از گچ در ايران سابقه‌اى طولانى دارد. قديمى‌ترين اثر گچى مکشوفه از کاوش‌هاى علمى انجام شده در هفت تپه خوزستان را مى‌توانيم نام ببريم، که از قديمى‌ترين اثر گچ‌برى پيش از تاريخ و متعلق به هنر و تمدن عيلامى است.     در عصر ماد و هخامنشى و اشکانى نيز بطور ساده و گاه به‌شکل ترکيبى از اين هنر استفاده شده است. اما در دوران ساسانى تکنيک و روش‌هاى خاصى به همراه نقوش و موتيف‌هى مختلف حيواني، گياهي، انسانى و نيز فرم‌هاى هندسى بکار گرفته شد و از مجموع اين‌ها، گچ‌برى‌هاى جالبى ارائه گرديد که موجب تحولاتى در ديگر هنرهاى عهد ساسانى و بعدها هنرهاى دوران اوليه اسلام در ايران و خارج از مرزهاى کشور باستانى ايران شد.     آثار گچ‌برى ساسانى نمايانگر اين واقعيت‌اند که هنرمندان اين فن شاهکارهاى عهد خود را در گچ‌برى هم‌رديف حجارى‌هاى عظيم هخامنشى آشکار ساخته‌اند. اين هنر بصورت مجسمه نيمه برجسته و برجسته در عصر ساسانى به نهايت درجه ظرافت و تکامل رسيد. اما با ظهور اسلام، کم‌کم تمايل‌سازى منع و آثار گچ‌برى به همان نقوش هندسى و گياهى يا ترکيب نقش‌ها محدود گرديدند.     سبک‌هاى گج‌برى طى قرون متمادي، تغيير و تحولاتى پيدا کرد تا جايى‌که در عصر هنرهاى اسلامى در طراحى کاشى‌ها نيز عناصر گچ‌برى نمايان گشت.     کاخ فيروزآباد از بناهاى باشکوه دوره ساسانى داراى تزئينات گجبرى در کنار تزئينات ديگر مى‌باشد. همينطور کاخ تيسفون نيز به همين گونه داراى تزئينات گچبرى است. کاخ بيشاپور نيز از جمله آثار باارزش ساسانى است که از جهت تزئينات داخلى از آثار جالب اين عهد بشمار مى‌آيد.    

      با تحولات هنر گچ‌برى در دوران اسلامي، کم‌کم موتيف‌هاى سيمرغ، برگ‌مو و گل و بوته و نقوش اسليمى و ختايى در آثار مورد استفاده واقع شد که نمونه اين طرح‌ها در کاخ عمان، کاخ سامره و قصرالمشتى يافت مى‌شود.     معروف‌ترين اثر معمارى دوران اوليه اسلامى که داراى قطعات بى‌نظيرى از گچ‌برى است، مسجد جامع نائين است. جالب‌ترين بخش مسجد، محراب گچ‌برى شده آن است که در قالب‌هاى مختلف بر روى آن کار شده است. در داخل محراب، کتيبه‌اى است مزين با گل‌ها و دواير تزئينى در دوره ساساني، که نهايت ظرافت در آن بکار رفته است. علاوه بر طرح‌هاى مذکور گياهي، ترکيبات گل لوتوس و خوشه انگور و برگ مو نيز مشاهده مى‌شود.     کاخ نيشابور نيز از جمله آثار معروف قرن نهم و دهم هجرى است که داراى نمونه‌هاى زيبايى از موتيف‌هاى گچبرى است.     صرف‌نظر از تزئين مساجد و مدارس، براى تزئين کاخ‌ها و عمارات نيز از طرح‌هاى گچ‌برى استفاده مى‌شده است و اين روش تا دوران مغول رواج داشته و حتى به اوج خود رسيده و در آثار بعد از اين دوران نيز تأثير گذارد و تحولاتى را موجب گشت.     از نمونه‌هاى معروف معمارى دوره مغول که داراى موتيف‌هاى تزئينى و گچ‌برى بوده، مى‌توان مسجد حيدريه، گنبد علويان، محراب مسجد جامع اصفهان، محراب مسجد جامع بسطام و چند بناى ديگر را نام برد.    
      اين تحول و گونه‌گونى در دوره تيموريان نيز مسير تکاملى طى نمود و در دورهٔ حکومت صفويان، در آذين‌بندى کاخ‌ها و عمارات و مساجد به پيشروى و توسعه ادامه يافت. آثار معروف اين عهد که داراى تزئينات گچ‌برى هستند، بيشتر در اصفهان قرار دارندو شامل عالى‌قاپو، هشت بهشت، چهلستون، مدرسه مادرشاه، مسجد سلطانى (امام خميني) و ... ده‌ها نمونه ديگر است. از دوران صفويه به بعد کم‌کم نقش‌هاى گچ‌برى به همراه آيينه‌کارى‌هاى جالب در منازل اعيان بکار گرفته شد.

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

 
 
 
منبت‌کارى و تزئينات چوبى

 
   ◊ خاتم‌سازی
   ◊ معرق‌ روی چوب
 
برطبق نوشته‌هاى مورخين، در ايران باستان‌ از مدت‌ها پيش صنايع چوب، رونق داشته است، متأسفانه چوب همانند سفال، فلز و ديگر آثار هنرى نيست که در طول هزاران سال باقى بماند و به همين دليل، اطلاع و آگاهى ما در اين زمينه کافى نيست. بطورکلى مى‌توان گفت که با وجود آنکه انسان قبل از تاريخ پناهگاه زندگى خود را از غارنشينى آغاز کرده ولى از چوب در گذشته دورترى استفاده کرده است.
 
از زمان تشکيل امپراطورى هخامنشى در ايران، طبق شواهد موجود، ارزش جنگل و چوب براى هنرمندان کاملا‌ً روشن بوده است و به همين دليل درخت‌کاري، که فقط از نظر توليد چوب اهميت داشته، از آيين ستوده پادشاهان هخامنشى بوده است. کاربرد چوب در معمارى تخت‌جمشيد شوش کاملاً مشهود است. در زمان هخامنشيان چوب بغير از صنايع جنگلي، در امور کشاورزي، کشتى‌سازي، خانه‌سازى و غيره اهميت بسزايى داشته است. از دوره سلوکيان و اشکانيان آثارى در دست نيست. اما بطورکلى مى‌توان گفت که صنايع چوب اشکانيان، مانند ساير صنايع و فنون آنها، همانند هخامنشيان نبوده است. در دورهٔ ساساني، کلاف‌هاى چوبى در ميان جرزها بکار مى‌رفته و از آن براى جلوگيرى از خرابى جرزها استفاده مى‌شده است. همچنين در دورهٔ ساسانيان از چوب براى قاب‌سازى طاق و گنبدها استفاده مى‌نموده‌اند که اين خود انقلابى در فن معمارى بشمار مى‌رفته است و امروزه نمونهٔ آن در ساختمان بقعه بى‌بى شهربانو ملاحظه مى‌شود.
 
يکى از هنرهاى ظريف در صنايع دستى ايران، هنر منبت‌کارى است که تاريخ ظهور آن نامعلوم است. منبت‌کارى که از زمان‌هاى دور در ايران رواج داشته و على‌رغم بى‌دوامى چوب در برابر عوامل طبيعى و ساير عوامل، آثارى که به جاى مانده، دليل گستردگى اين هنر در ايران مى‌باشد
 
منبت‌کارى هنرى است مشتمل بر حکاکى و کنده‌کارى روى چوب براساس نقشه‌اى دقيق. بنابر اسناد و مدارک موجود، منبت‌کارى در ايران متکى به سابقه‌اى بيش از هزار و پانصد سال است و حتى گروهى از محققان معتقدند که قبل از ظهور ساسانيان نيز منبت‌کارى در ايران رواج داشته؛ اما هيچ بازماندهٔ تاريخى که اين ادعا را اثبات کند، موجود نيست. روش کار در اين هنر و فن همچنان مثل گذشته ا ست، اما در نحوهٔ ساختن ابزار پيشرفت‌هايى حاصل شده است.
 
در حال حاضر شهرهاى گلپايگان در اصفهان و آباده در فارس مراکز اصلى اين هنر مستند. و هنرمندان با کمک ابزارهايى ساده و ابتدايى و با بهره‌گيرى از مواد ارزان، دست به آفرينش شاهکارهايى مى‌زنند.
 
يکى از قديمى‌ترين اثر منبت موجود در تاريخ نيمهٔ اول قرن سوم هجرى قمرى بوجود آمده است که يک لنگه در چوبى متعلق به مسجد عتيق شيراز است که زيرساختى از چوب سپيدار دارد و روى آن با خلال‌هايى از چوب گردو و نقوش پرضلعى بسيار زينت شده است. اثر ديگر يک سردر منبت‌کارى شده از چوب کاج است که در قرن چهارم هجرى قمرى ساخته شده است و روى آن با ظرافت کامل خطوط کوفى با قطرى حدود ۳ سانتى‌متر کنده‌کارى شده است. همينطور درهاى چوبى مقبره سلطان محمود غزنوى در هندوستان که متعلق به قرن پنجم ق.م است، را مى‌توان برشمرد. اين شيوه تا ظهور سلجوقيان در گوشه و کنار کشور ادامه داشته، و بتدريج تغيير مى‌کند و منبت‌کارى به‌صورت تزئين چوب با گل و بوته بصورت برجسته و فرورفته رواج مى‌يابد.
 
در دورهٔ ايلخانى و تيمورى اين هنر ادامه مى‌يابد. از جمله آثار اين دوره، منبر مسجد نائين به تاريخ ۷۱۱ هجرى قمرى است که با اشکال هندسى و برگ‌هاى مدور تزئين شده و نيز صندوق چوبى مرقد حضرت عبدالعظيم در شهر رى قابل اشاره است.
 
در نيمهٔ دوم قرن هشتم هجرى قمرى صنعت چوب ايران بخصوص در ترکستان غربى به سطح بالايى از لحاظ فنى و هنرى رسيد.
 
در دورهٔ تيموريان، شيوهٔ صنعتگران دورهٔ ايخانيان ادامه يافت و از نمونه‌هاى خوب اين دوره يک جفت در، متعلق به نيمهٔ دوم قرن پانزدهم ميلادى (قرن نهم هـ . ق) قابل اشاره است. اين آثار در موزه متروپوليتن نگهدارى مى‌شود.
 
اطلاعات موجود پيرامون صنايع چود در دورهٔ صفويه بيشتر از طريق درهاى مساجد ايرانى و ترکستان غربى و آنچه در موزه‌هاى مختلف از جمله موزه‌هاى گلستان در تهران و موزهٔ برلين وجود دارد بدست مى‌آيد. در اين دوره عدهٔ زيادى از هنرمندان به اصفهان رفتند.
 
اصفهان در آن زمان بعنوان پايتخت هنرى و محل احداث ابنيهٔ مذهبى و کاخ‌هاى سلطنتى بسيار مورد توجه بود و از اين جهت آثارى بى‌بديل و اعجاب‌انگيز در اين شهر به يادگار گذاشته شد. پس از حملهٔ افغان‌ها، هنرمندان و صنعتگران منبت کار تدريجاً پراکنده و جذب مشاغلى تخصصى شدند. در اين زمان، آباده تنها مرکز تجمع منتب‌کاران کشور به حساب مى‌آمد و در هيچ حاى ديگر از کشورها، نشانى از اين هنرمندان ديده نمى‌شد.


mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

   

منبت‌کارى و تزئينات چوبى (۲)


    در دوران افشاريه، زنديه و قاجاريه صنعت چوب ايران رو به انحطاط نهاد و آنچه طى قرن ۱۱ و ۱۲ هـ . ق ساخته شده به جاى حکاکي، اغلب داراى تزئينات نقاشى شده به‌وسيلهٔ رنگ و روغن است.         بعد از سقوط قاجاريه و ناخشنودى مردم از اوضاع موجود در کشور، شرايط و فضاى هنرى تغيير کرد. استاد احمد صنيعى و استاد على مختارى که از معدود باقيماندگان استادان منبت‌کار بودند به تهران آمده و به فعاليت جدى مشغول شدند و به ترتيب شاگردانى پرداختند و تأسيس سازمان صنايع دستى ايران بعنوان حافظ و نگهبان صنايع سنتى و بومي، باعث شد تا موجبات دوام اين هنرها فراهم آيد.         در حال حاضر بجز شهر آباده و گلپايگان که مراکز اصلى منبت‌کارى محسوب مى‌شوند، شهر بوشهر نيز تا حدودى مرکزيت اين هنر را در خود دارد و در ساير مناطق بطور پراکنده منبت‌کارى رايج است.          

    خاتم‌سازى
    پيشينهٔ اين فن در گذشته چندان روشن نيست. قديمى‌ترين نمونه‌هاى اين فن که تا بحال شناخته شده از قرن هفتم فراتر نمى‌رود. بهرحال طبق نمونه‌هاى موجود از اين هنر، معلوم مى‌گردد که اين فن در دورهٔ صفويه رواج زياد داشته و در دوران زنديان و اوايل سلطنت قاجارين اهميت خود را حفظ کرده بود. ولى در اواخر سلطنت اين سلسله کم‌کم رو به زوال مى‌رفته تا آن‌که در عصر ما مجدداً رونق خود را بازيافته است.        
            طريقه ساخت خاتم آن است که ابتدا انواع مصالح مورد نياز اين فن از قبيل طلا،نقره، برنج، استخوان،صدف، عاج و چوب‌هاى گوناگون را به صورت ميله‌هى باريک با مقطع سه پهلو و گاهى لوزى و غيره در مى‌آورند و سپس با قرار دادن اين مفتول‌ها در کنار هم و چسباندن آنها با يکديگر با سريشم انوع گل‌ها را از شش گوشه و دوازده گوشه و غيره به وجهى که مقطع اين مجموعه طرح‌هاى موردنظر را بدست دهد بوجود مى‌‌آورند.        
    معرق‌ روى چوب
   
معرق چوب با قدمتى کمتر از شصت سال، احتمالاً از هند به ايران آمده است. البته درى معرق شده در ايران وجود دارد که متعلق به سيصد سال پيش است، اما ايرانى نيست. زيبايى و ظرافتى که در معرق ايرانى بچشم مى‌خورد در ميان کشورهاى صاحب اين هنر، بى‌نظير است. صنعت و هنر معرق که هنوز در تهران، شيراز، اصفهان، اروميه، رشت، سنندج و ... رواج دارد، به حيات خود ادامه داده است. صنايع چوبى امروزه با استفاده از تکنيک‌ها و پديده‌هاى نوين هنري، زندگى تازه‌اى يافته است.

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 


 

 
 
 
در و پنجره در معمارى سنتى ايران

 
   ◊ اجزاء دَر
   ◊ انواع پنجره
 
طبيعى است که هر بنا در پايان کار ساختمان، نياز به در و پنجره دارد. شايد کهن‌ترين مدارک و نمونه‌هاى در و پنجره در معمارى ايران را بتوان در نقش قلعه‌هاى مادى در آثار دور شاروقين يافت، که در همهٔ آنها دروازه‌هايى قرار دارد که داراى دولته است که به احتمال زياد از چوب ساخته و روى آن آهن‌کوب مى‌شده است.
 
بر روى جام‌هاى ساسانى نقش چند بنا که بعضى از آنها به معبد و بعضى ديگر به دژ مى‌ماند نظير دروازه‌هاى مادى را مى‌بينيم. با اين تفاوت که لنگه‌هاى آن تبديل به مستطيل شده و هلالى و نالى بالاى آن با نقش خورشيد پر شده است. اين قسمت در کليهٔ ادوار معمارى ايرانى تقريباً معمول بوده است. چنان‌که هنوز هم هلالى بالاى در و پنجره را خورشيدى مى‌گويند. از دورهٔ هخامنشيان و ساسانيان، در و پنجره‌اى باقى نمانده است، تنها چيزى که مى‌دانيم اين است که شاهان هخامنشى علاوه بر چوب سرو و کاج که براى پوشش مناسب بوده، چوب‌هاى سخت‌ ديگرى را از راه‌هاى دور مى‌آورده‌اند که به احتمال قوى به مصرف در و پنجره مى‌رسيده است. حتى زر و سيم، عاج و مصالح تزئينى ديگر هم در آرايش در و پنجره مصرف زياد داشته است.
 
 
 
در دروازهٔ تخت‌جمشيد هنوز جاى پاشنه و پاشنه گرد درها که در سنگ فرو رفته پيداست و نشان مى‌دهد که اين دروازه‌ها درهاى سنگين دولته و شايد آهنين و زرکوب و سيمکوب داشته‌اند. از مقايسهٔ کاخ‌هاى ساسانى و صفوى با آثار تخت‌جمشيد و با توجه به اين‌که تقليد از بزرگان گذشته امرى اجتناب‌ناپذير بود. تقريباً مطمئن مى‌شويم که کاخ‌هاى هخامنشى‌ در بالاى درها و حتى روى بام‌ها، روزن‌ها و جامخانه‌هايى داشته است.
 
از روزگاران کهن معماران ايرانى تلاش مى‌کرده‌اند که درگاه‌ها (به‌خصوص درها) را به صورت مستطيل ساده در آورند، تا باز و بسته شدن در را آسان کند و ميان در و روزن بالاى آن کلاف چوبى مى‌نهادند. کلاف‌کشى در کمرکش ساختمان به‌خصوص در کشورى که زلزله‌خيز است، کارى بسيار منطقى و لازم بوده است.
 
در بناهاى عهد اسلامى در ايران هرجا در و دروازه ديده مى‌شود با کلاف چوبى به‌صورت مستطيل ساده درآمده مگر در چند مورد و مى‌توان گفت که چوب در معمارى ايران تنها کار کششى داشته است.
 
کهن‌‌ترين درى که تا چند سال پيش، از آثار آغاز اسلام ايران به‌جاى مانده بود، در دروازه مهريز (معريجرد) يزد بوده. اين در با سه در ديگر به امر سرهنگان ابوجعفر کاکويه براى چهار دروازهٔ يزد توسط يک هنرمند آهنگر اصفهانى ساخته شده بود.
 
 
 
از سده‌‌هاى ميانه هجرى نمونه‌هاى زيبا و متعددى از در و پنجره‌هاى چوبى‌ و فولادى وجود دارد که اغلب ‌آنها زينت‌بخش موزه‌هاى جهان هستند. در ميان آ‌نها در بقعه‌ٔ سيد ابوجعفر ابيض واقع در چابکسر، که در قرن نهم بدست درودگرى تهيجانى ساخته شده، از نظر تناسب بى‌نظير است. در خانه‌ها و باغ‌ها علاوه بر درهاى دولته، در يک لته نيز زياد به‌چشم خورده است.
 
در دروازه‌ها و قلعه‌ها از جمله همان چهار در کهن يزد يک لته بوده است. درهاى ورودى اتاق‌ها و بقعه‌ها و در و پنجره‌هاى مشبک، اغلب دولتهٔ متقارن بوده و سعى مى‌شده است که لته‌ها زياد پهن نباشند، تا موقع باز شدن فضاى اتاق را اشغال نکنند، و اغلب رويه بيرون باز مى‌شده‌اند. به استثناى درهاى ورودى که رو به درون باز مى‌شده‌اند.
 
نمونه‌هاى مختلف در و پنجره، چه آنها که اصل آن موجود است و چه آنهايى که از ميان رفته و تنها مى‌توان از روى نقاشى‌ها و حکاکى‌ها به‌شکل و طرح آنها پى برد، از روزگار کهن تا پيش از اين‌که معمارى ايران تحت تأثير معمارى غرب قرار گيرد - تقريباً - يک شکل و هيئت داشته و به اصطلاح امروز استاندار بوده است.
 
درها و پنجره‌هاى دولته در هر طرف به سه قسمت تقسيم مى‌شده است، در بالا و پايين قابى چهارگوش و در ميان قابى مستطيل و عموى قرار داشت و در بوسيلهٔ يک پاشنه، در چوب يا سنگ يا آجرى که در پشت چارچوب قرار داشته (پاشنه‌گرد) و شاخى که از کلاغپر (چوبى که در بالاى چارچوب قرار داشته) مى‌گذاشته است، ميگشته و به ديوار تکيه مى‌داده است. چارچوب داراى آستانه‌اى بلند بوده و در پشت لته‌هاى در کار گذاشته مى‌شده؛ گاهى پاشنه‌گردها و کلاغپرها نيز بدان چسبيده و پيوسته بوده است. قاب‌ها در درهاى ورود، گاه با خاتم و منبت‌کارى و گاه با نقاشى و رسم سادهيش مى‌شده و در و پنجره‌ها مشبک بوده است.
 
در و پنجره‌ها و روزن‌هاى مشبک چوبى و سفالين و گچين، در زمستان‌ها با کاغذ روغن زده مسدود مى‌شد، و تابستان‌ها مجدداً باز مى‌شده است.
 
در دهه‌هاى آغازين قرن بيستم، دورانى که مى‌توان از آن به‌عنوان دورهٔ انتقال در معمارى ايرانى ياد کرده انواع عناصر و تزئينات ايرانى و فرنگى به‌گونه‌اى التقاطى به‌کار رفتند بسيارى از ترکيبات معمارى و تزئينات اين دوران که امکان غنى شدن و ارتقاى کيفى داشتند، در برابر موج مدرنيسم و در کنار آن، سليقه و نحوهٔ فعاليت‌هاى گروهى از سازندگان سنتى مسکن از ميان رفت و نوعى ساده‌گرايى تهى از غنا و ارزش‌هاى بصري، بسيارى از بناهاى کشور را در بر گرفت.
 
اکنون چند دهه است که سليقهٔ اين گروه از سازندگان و برخى توليدکنندگان مصالح ساختمانى بر معمارى ايران تأثيرى قابل توجه و غالباً ناخوشايند برجاى نهاده است.



 

 

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 


 
 
 
 
 
عناصر تشکيل‌دهندهٔ معمارى ايران

هر بناى دورهٔ اسلامى چه بناى مذهبي، مانند مسجد و مدرسه و چه غيرمذهبي، مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهاى گوناگون تشکيل مى‌شود و گاهى ممکن است فضاى تازه‌اى به‌صورت الحاقى به بناهاى ديگر اضافه شود؛ مثلاً مناره در مسجد که جزيى از بناست و به‌طور مجزا هم کاربرد دارد.
   ◊ ایوان
   ◊ بادگیر
   ◊ پلّه
   ◊ حجره
   ◊ حیاط و صحن
   ◊ رواق
   ◊ سردابه
   ◊ شبستان‌های ستون‌دار
   ◊ گنبد
   ◊ مناره
 
 
    حياط و صحن
ميانسرا - حياط و صحن - يکى از ويژگى‌هاى معمارى اسلامى است. مساجد، مدارس و کاروانسراها عمدتاً داراى صحن يا حياط مرکزى هستند. ميانسرا بنا را از سروصدا و فعاليت زندگى روزمره و عادى جدا مى‌کرد و هم نياز مسلمانان به وضوخانه و محل تطهير در مساجد و مدارس و نياز مسافران را به استراحت، بارگيرى و باربندى در حياط کاروانسرا تأمين مى‌کرد. ميانسرا معمولاً به شکل مربع يا مستطيل بود. راه دسترسى به شبستان و راه‌پله‌ها، اتاق‌ها و ... از ميانسرا مى‌گذشت و داراى دو يا چهار ايوان بود.
 
    ايوان
از دوره اشکانى ايوان مورد استفاه قرار گرفته است و معمولاً از يک طاق آهنگ تشکيل مى‌شوند از سه طرف بسته و به طرف ميانسرا باز مى‌شود. ايوان‌ها از اجزاى مهم معمارى بنا هستند. و موجب شکوه بنا مى‌شوند و امکان ايجاد تزئين در بنا را فراهم مى‌سازند. ايوان‌ها، فضاهاى ورودى و خروجى هستند و از تابش آفتاب جلوگيرى مى‌کنند.
 
    رواق
رواق فضاهاى سرپوشيدهٔ ستوندار است و يا از چشمه طاق‌هايى تشکيل يافته که در طرفين سحن يا ميانسراى مسجد يا اماکن مذهبى ساخته مى‌شود. دهانهٔ اينگونه فضاها رو به صحن است و در ورودى مسجد را به شبستان يا گنبدخانه متصل مى‌کند.
 
    گنبد
گنبد از مهم‌ترين عناصر معمارى است که از قبل از اسلام بکار مى‌رفته است. گنبدهاى ايرانى داراى اشکال مختلفى است که برخى از آنها عبارتند از: گنبد مخروطى يا رُک، گنبد يک پوش، گنبد دوپوش و سه‌پوش، گنبد پيوسته و گسسته. معماران ايرانى روى بناهاى گوناگونى مثل مساجد، مدارس و مقبره‌ها، گنبدهاى زيبايى ساخته‌اند. در دورهٔ اسلامي، گنبدها اغلب با کاشى‌کارى معرق تزئين يافته‌اند، مانند مسجد شيخ لطف‌الله در اصفهان.
 
    شبستان‌هاى ستون‌دار
اين شبستان‌ها در طرفين گنبدها به ‌گونه‌اى ساخته شده‌اند که مى‌توان با افزودن يا برداشتن دهانه‌هايي، آنها را توسعه داد يا کوچک کرد.
 
    حجره
حجره يا اتاق در اطراف حياط مرکزى يا ميانسرا بصورت مربع، مستطيل يا چند ضلعى ساخته مى‌شد. در مدارس اين حجره‌ها براى استفادهٔ طلاب و در کاروانسراها براى استراحت مسافران و گاه چله‌نشينى و غرلت‌گزينى درويشان بنا مى‌شد.
 
    مناره
مناره يا منار، بنايى کشيده و بلند است که در کنار بناهاى مذهبى مثل مدارس و مساجد و مقبره‌ها ساخته مى‌شدند. قبل از اسلام مناره‌ها براى راهنماى بکار مى‌رفتند و يا معرف آتشکده و آتشگاه‌ها بودند و به آن ميل مى‌گفتند. در دورهٔ اسلامي، احداث اين بناها گسترش يافت.
 
در ايران منارهٔ مسجد جامع سمنان و دامغان از قديمى‌ترين مناره‌هاست. از دورهٔ سلجوقى به بعد بود که مناره‌ها به صورت زوج به سردر ورودى يا بر ايوان اصلى احداث شدند. مناره شامل پايه، ساقه و کلاهک يا تاج و بخش‌هاى پلکان و نورگير مى‌باشد. مناره‌هاى اوليه ساده بودند اما بتدريج با تزئيناتى چون آجرکاري، کاشى‌کاري، مقرنس و کتيبه آراسته شدند.
 
    بادگير
با توجه به شرايط اقليمى و جغرافيايى مناطق گوناگون ايران، معماران ايرانى شيوه‌هاى مختلف را در شهرهاى گوناگون توسعه بخشيدند. بادگيرها در مناطق کويرى بدليل گرما رواج داشته است. هر بادگير شامل برج‌هاى تهويه بر فراز ساختمان است. در بالاى هر برج يک رشته دهانه‌هاى عمودى وجود دارد که در مقابل بادهاى وزان قرار گرفته و براى گرفتن نسيم و هدايت آن به اتاق همکف يا زيرزمين، تعبيه شده است. در شهرهاى کويرى مانند کاشان، يزد و کرمان از بادگير در بناهاى مختلف به نحو مطلوب استفاده شده است.
 
    پله
راه‌پله‌هاى مارپيچ مناره‌ها و پله‌هايى که به فضاهاى داخلى و خارجى بنا يا به پاشيرهاى سراشيبى آب‌انبارها منتهى مى‌شوند، اهميت ويژه‌اى در معمارى دارند. بعضى مواقع پله‌ها وسيلهٔ سبک کردن حجم‌هاى ساختمانى نيز هستند.
 
مدرسهٔ غياثيهٔ خرگرد، هشت دستگاه پله دارد. مسجد کبود تبريز نيز پله‌هايى در شش قسمت دارد. در ساختن پله‌ها اغلب از آجر استفاده مى‌شود.
 
    سردابه
در تعدادى از آرامگاه‌ها، محل تدفين در طبقه‌اى پايين‌تر از سطح زمين ساخته مى‌شد. احداث سردابه بيشتر در آرامگاه‌هاى شمال و آذربايجان مرسوم بوده است. در اين بناها طبقه همکف محلى براى زيارت يا مراسم مذهبى بوده است.


mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 

مصالح سنتى در معمارى ايران

مصالحى که در ايجاد بناهاى دورهٔ اسلامى بکار مى‌رفته متنوع است. هدف از تشريح مصالح سنتى اين است که اولاً با فرهنگ و سابقهٔ اين مصالح که امروزه بطور مؤثر در ساختمان‌هاى مورد استفاده است آشنا شويم و نحوهٔ تهيه آن را بدانيم. اين مصالح عبارتند از: خشت، آجر، آهک، گچ، سنگ، چوب، خاک، ماسه، ملات، قير، فلز، رنگ، شيشه.
   ◊ آجر
   ◊ آهک
   ◊ چوب
   ◊ خِشت
   ◊ خاک
   ◊ رنگ
   ◊ سنگ
   ◊ شیشه
   ◊ فلز
   ◊ قیر
   ◊ کاشی
   ◊ گچ
   ◊ ماسه
   ◊ ملات
 
 
    آجر
مهم‌ترين مصالح ساختمانى در ايران، قبل و بعد از اسلام آجر بوده است. اين آجرها معمولاً به شکل مربع است. از آجر در تزئين بنا نيز استفاده مى‌شد و از اوايل اسلام تا دورهٔ تيمورى تزئين بيشتر بناها با آجرکارى است. آجرهاى پخته به رنگ‌هاى قرمز و قرمز تيره، زرد کمرنگ ساخته مى‌شده و در بخش‌هاى مختلف بنا بکار مى‌رفته است. مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اردستان، مسجد کبير يزد و حمام گنجعلى‌خان کرمان و ... نمونه‌هايى از هنر آجرکارى در دوره‌هاى مختلف تاريخى هستند.
 
 
 
آجر نوعى مصالح مصنوعى است که از ترکيب خاک و آب به روش سنتى بدست مى‌آيد و بعد در کوره پخته مى‌شود. از اين مصالح در جزر، پايه، قوس‌ها، ستون‌ها، ديوار‌سازى‌ها، پوشش طاق‌ها و گنبدها، کف‌پوش‌ها و بسيارى موارد ديگر استفاده مى‌شود. آجرهاى نما در انواع آجر نيم‌گرد، آجر قاشقي، کله‌گنجشکي، دندان موشي، شش ضلعى و ... بکار مى‌روند.
 
    آهک
آهک فرآورده‌اى است که پيش از پيدايش تاريخ، توسط بشر شناخته شده بوده است. گفته مى‌شود روش پختن آهک را يونانى‌ها از ايرانيان و روميان از يونانى‌ها آموختند. از ملات آهک در پى‌سازى و کرسى‌چينى و ديوارسازى در بناهاى قديمى بکار رفته است. امروزه نيز آهک يکى از مصالح مفيد و موثر در ساختمان است. برخى سنگ‌هاى آهکى را در پوشش کف، ازاره، پله‌ها و نماها بکار مى‌برند و برخى براى ملات پخته شده و مصرف مى‌شوند.
 
    خاک
خاک داراى انواعى است و خاک‌رس نوع مرغوب آن است که در سفالگرى استفاده مى‌شود. بهترين خاک رس به رنگ قرمز و عارى از ناخالصى است که به آن خاک چينى مى‌گويند. بطورکلى خاک‌هايى که بيش از ۵۰ درصدشان خاک‌رس باشد، خاک‌هاى پرمايه‌اند. اگر ۵۰ درصد وزنشان رس داشته باشند خاک‌هاى خالص و اگر کمتر از اين مقدار يعنى بين ۳۰ تا ۳۵ درصد مقدار وزن خاک، خاک‌رس باشد، خاک‌هاى کم‌مايه‌اند.
 
    ماسه
ماسه از مصالحى است که بصورت ترکيب با آهک بعنوان ملاتى مقاوم در پى‌سازى‌هاى آجرى و ساير کارها استفاده مى‌شود. ماسه بشکل مستقيم قدمتى ۳۰۰۰ ساله دارد. ماسه گاه بطور طبيعى وجود دارد و گاه به روش مصنوعى از طريق خرد کردن سنگ گرانيت - سنگ آهک متراکم و ديگر سنگ‌هاى متراکم بدست مى‌آيد.
 
    ملات
ملات مواد خميرى و چسبنده‌اى است که جهت اتصال رج‌ها به يکديگر و براى بوجود آوردن جسم واحدى از اسکلت و استخوان‌بندى ساختمان بکار مى‌رود. بطورکلى مقاومت ملات به وضع اقليم، مکان و محيط و نوع ساختمان بستگى کامل دارد. کاربرد ملات‌ها با پيدايش معمارى سنتى کاملاً همراه بوده است. ملات‌‌ها انواعى مثل ملات گِل، ملات کاهگل، ملات ريگ، ملات گچ و خاک، ملات گچ، ملات گل آهک، ملات ماسه آهک، ملات ساروج، ملات ماسه سيمان و ملات باتارد دارد.
 
    گچ
از ديگر مصالح ساختمانى گچ مى‌باشد که در تمامى ادوار در معمارى استفاده شده است. بدليل ارزانى و زود سفت شدن، کاربردهاى متعددى داشته است. در آثار بدست آمده از اکتشاف سده سيزدهم در هزاره اول قبل از ميلاد در معبد شاهان ايلامى در بناى چغازنبيل در هفت تپه خوزستان، وجود ملات گچ و کاربرد آن باعث ساخت و استقرار قوس‌هاى سهمى شده است و در برخى بناهاى تخت‌جمشيد نيز در پوشش قوسى کانال‌ها بيادگار مانده است. در دورهٔ ساسانى نيز ملات گچ در اسکلت‌سازى بناها و نماسازى کاربرد فراوان داشته است. اين ملات از اجزاء لاينفک و مصالح مهم ساختمانى از روزگار باستان تا امروز بوده است.
 
 
 
    کاشى
استفاده از کاشى براى تزئين و استحکام بخشيدن به بناها از دورهٔ سلجوقى آغاز شد و در قرون متمادى بويژه دوره تيمورى و صفوى به اوج خود رسيد. کاشى نقش عمده‌اى در تزئين بناهاى دورهٔ اسلامى داشت.
 
 
 
    خشت
از ديگر مصالح ساختمانى معمول در معمارى ايران خشت است. در دورهٔ اسلامى يا تمامى بنا از خشت بوده يا بخشى از ديوارها و بقيه از آجر بوده است. از بناهاى خشتى بدليل مقاومت کم در مقابل عوامل طبيعي، چيز زيادى باقى نمانده است.

mohammad_43 کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 41934
|
تاریخ عضویت : فروردین 1388 


 
 
 
 
معماران دوران اسلامى در ايران

 
دربارهٔ وضع بنّايان دوره اسلامى و درخصوص تربيت آنها و روش‌هاى طراحى و ساختمان آگاهى کمى داريم. معماران اسلامى نام‌هاى خود را روى بناهايى که برپا کرده‌اند، ثبت ننموده‌اند. واژهٔ معمار از ريشهٔ عَمَر است و به معنى آباد کردن. شکل ديگر آن عبارت است به معنى ساختمان؛ اين اصطلاح اغلب مربوط به دورهٔ صفويه است.
 
در اينجا نام برخى از معماران دورهٔ اسلامى را با اثر يا آثارشان ذکر مى‌کنيم:
 
- ابراهيم بن استاد اسماعيل بنّاى اصفهانى / نام اين استاد در ايوان جنوبى مسجد جامع اصفهان آمده است. / سده يازدهم
 
- ابوالحسن (حاجي) معمارنوايى / حاجى ابوالحسن نوايى از جمله بنّايانى بود که از حدود سال ۱۲۸۲ هـ . ق زيردست محمد حسن‌خان صنيع‌الدوله (اعتماد‌السلطنه بعدي) در باغ‌ها و کاخ‌هاى سلطنتى کار مى‌کرد و در سال ۱۳۰۰ هـ .ق معمارباشى دربار شد و سپس به لقب صنيع‌‌الملکى مفتخر گرديد و ثروت و شهرتى به ‌دست آورد. طرح و معمارى تالار سلام و تالار آيينه و سرسراها و حوضخانه‌ها و اندرون و حرم‌خانه گلستان از اوست و نام او بر ديوارهاى شرقى و غربى تالار آيينه ديده مى‌شود. / سدهٔ سيزدهم
 
- ابوالحسن کارون / معمار ايوان جنوبى مدرسه در مسجد جامع اصفهان. / ۷۶۸ هـ . ق
 
- ابومنصور / معمار سه‌گنبد شهر اروميه. / ۵۸۰ هـ .ق
 
- احمد بن محمد / معمار گنبد کبود مراغه / ۵۹۳ هـ .ق
 
- بدرالدين تبريزى / معمار قبه کبود و مقبره مولانا جلال‌الدين رومى در قونيه / ۶۷۳ هـ . ق
 
- بدر / معمار و گچبر محراب مسجد جامع اصفهان / ۷۱۰ هـ . ق
 
- تقى سلطان قمى / معمار مدرسه فيضيه قم / ۹۳۹ هـ . ق
 
- جعفرخان / ميرزا جعفرخان معمار فرزند استاد غلامرضا معمار عهد زنديه است. وى در عهد فتحعلى شاه و اوايل سلطنت ناصرالدين شاه معمارباشى دولت بود. / سده سيزدهم
 
- حاجى بنّا / معمار مقبره ملاحسن کاشى در سلطانيه / ۹۷۳ هـ . ق
 
- حسينعلى / بنّا و سازنده گنبد امامزاده اسماعيل در اصفهان
 
- حيدرعلى (استاد) معمار اصفهانى / پدر آقا اسماعيل معمار، متخلص به کاشف که به ملازمت شاه‌عباس صفوى دست از کار کشيده بود. / سده يازدهم
 
- زين‌العابدين معمار / معمار مسجد جامع اروميه / سده هفتم
 
- ساقى (ميرزا شاه حسين) معمار / معمار معاصر شاه اسماعيل صفوى که شعر مى‌سرود و به وزارت رسيد / سده دهم
 
- سعد بن محمد کدوک البنّاى يزدى / معمار گنبد جامع يزد / ۷۷۷ هـ . ق
 
- سعيد بن جعفر البنّا / معمار برج فيروزآباد فارس / سده ششم
 
- سلطان حسين بنا (استاد) قمى / معمار آستانه امام موسى کاظم (ع) و امام محمد جواد (ع) در عراق که به امر پادشاه صفوى ساخته شد.
 
- سلطان محمد يزدى / معمار حمام و کاروانسراى گنجعلى‌خان در کرمان / سده يازدهم
 
- سلطان محمود (استاد) / معمار بقعه امام موسى کاظم (ع) و امام محمد جواد (ع)
 
- شمس‌الدين محمد تبريزى / معمار مسجد شاه مشهد / ۸۵۵ هـ .ق
 
- ... شيرازى معمار / معمار کاروانسراى نزديک آرامگاه کوروش در پاسارگاد / سده هشتم
 
- عبدالله‌خان معمار / از معماران مشهور عهد فتحعلى‌شاه و اوايل ناصرالدين‌شاه بود. 'عمارت چشمه' در کاخ گلستان به معمارى او ساخته شد و نيز ارگ تهران را به اميرکبير در سال ۱۲۶۷ تجديد عمارت کرد./ سده سيزدهم
 
- عبدالله امد مريه (؟) / معمار مشهد على بن موسى‌الرضا در مشهد / ۵۱۲ هـ . ق
 
- على (استاد) بنا / نام اين استاد در مسجد گوهرشاد و مشهد با رقم (استاد على بنا ۱۰۵۲) ديده مى‌شود. / سده يازدهم
 
- على بن محمد بن حسين بن شاه البّنا / معمار و بنّاى مقبره پير علمدار در دامغان / ۴۱۷ هـ . ق
 
- على‌اکبر (استاد) مهندس و معمارباشى اصفهانى / مسجد جامع کبير اصفهان واقع در ميدان نقش جهان، به معمارى او، به امر شاه‌عباس صفوى به اتمام رسيده است. / سده يازدهم
 
- على محمد (استاد) صانعى معمارباشى / يکى از معماران معروف و برجستهٔ تهران بشمار مى‌‌آيد و او کسى بود که به ابتکار شخصى خود انقلاب و تجددى در کار ساختمانى در تهران ايجاد کرد و سبک مختلط معمارى ايرانى و فرنگى را پيش از هر کس در ايران رايج کرد. اشتهار فنى و صنعتى او از دوره مظفرالدين شاه شروع مى‌شود. او سازندهٔ دودکش هفده مترى ضرابخانه است. و نيز کاخ جعفر قليخان اسعد (سردار اسعد) را ساخته که اکنون باشگاه بانک ملى ايران است. معمارباشى به سال ۱۳۲۷ هـ . ش در تهران درگذشت. / سده چهاردهم
 
- غلامرضاى تبريزى (استاد) / معمار معروف عهد کريمخان زند بودکه به امر او حصار و خندق دور تهران را ساخته‌اند. او با خاندان زند خويشى داشت و فرزند او حاجى ميرزا جعفرخان معمار مشهور عهد فتحعلى‌شاه و اوايل سلطنت ناصرالدين‌شاه است. / سده دوازدهم
 
- فخرالدين عبدالوهاب شيرازى / بناى محراب مدرسه جامع اصفهان / ۹۶۸ هـ .ق
 
- قوام‌الدين (استاد) شيرازى / معمار بزرگ و مشهور دوران شاهرخ تيمورى طراح و معمار مسجد گوهرشاد در مشهد مورخ ۸۲۱ هـ . ق و معمار مصلاى هرات که به سال ۱۳۰۳ هـ . ق به امر امير عبدالرحمن خان ويران شد و خانقاه مدرسه هرات و آغاز ساختمان مسجد خرگرد که به سال ۸۴۸ هـ . ق به دست غياث‌الدين شيرازى به اتمام رسيد. / سده نهم
 
- مجيد (القاضى الجليل - البنّا) / معمار مسجد جامع کاشان / ۴۶۶ هـ . ق
 
- محمد شيرازى (استاد) / معمار آستانه قم (صحن جديد) به دستور ميرزا على اصغر خان اتابک. / سده چهاردهم
 
- محمد بن حسن بن ابى‌طالب المهندس بنّاى الدامغانى / معمار و سازنده و گچبر مقبرهٔ با يزيد بسطامى در بسطام مورخ ۷۲۳ هـ .ق / سده هشتم
 
- محمد ابراهيم خان معمارباشى 'وزير نظام' / اين معمار فرزند محمدتقى خان آذربايجانى بود که در عهد محمدشاه منصب معمارباشى گرى دولت را داشت. بناى تکيه سيد نصرالدين يا ناصرالدين در تهران و ميدان توپخانه به‌دست او انجام يافته است. / سده سيزدهم
 
- محمدرضا بن استاد حسن بنّاى اصفهانى / اين استاد معمار مسجد شيخ لطف‌الله اصفهان است که به سال ۱۰۲۸ هـ . ق تمام يافته است. / سده يازدهم
 
- محمد بن محمد البنّا / معمار مسجد جامع اردستان / ۵۵۵ هـ . ق
 
- محمود ايزدى / کمال‌الدين محمود ايزدي، سازنده يا طلاکار گنبد طلاى صحن کهنه آستانه رضوى در مشهد / ۱۰۱۵ هـ .ق
 
بدليل ويرانى بسيارى از بناها که احتمالاً نام برخى معماران بر آنها ثبت بوده است و نيز عدم توجه نويسندگان و تاريخ‌نگاران گذشته به ثبت و ضبط نام معماران و نيز موارد زيادى که خود هنرمندان نام خود را بر بناها ثبت ننموده‌اند. اطلاعات کافى از شرح حال و طرز کار و نمونه آثار اين هنرمندان وجود ندارد. اما آنچه در کتاب جغرافياى اصفهان نوشتهٔ ميرزا حسين خان تحويلدار آمده چنين است:
 
'جماعت معمار، قديم در اصفهان بسيار بودند، يعنى چنانچه در تواريخ نوشته شده اين ولايت در عهد صفويه دوازده هزار نفر معمار قلمى (مهندس) داشته و اين زمان منحصر شده است به چهار پنچ نفر.'
 
اما آنچه از آمار و اطلاعات در دست است حاکى از آن است که بيشترين معماران در درجه اول در شهر اصفهان و سپس آذربايجان و بعد خراسان و فارس و يزد و قم و کاشان بوده‌اند. و بيشترين فعاليت معماران و بنّايان در سده سيزدهم هجرى و پس از آن به‌ترتيب در سده‌هاى يازدهم، نهم، هشتم، دهم، چهاردهم، ششم و پنجم بوده است.


marketingegardesh کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 9
|
تاریخ عضویت : مرداد 1391 

ابتکار بی نظیر در کنترل انعکاس صدای تالار موسیقی کاخ عالی قاپو

 

 

آنچه عالی قاپو را در اعداد آثار با شکوه و بسیار نفیس قرار داده است گچبریهای آخرین طبقه است که تالار آن به اتاق موسیقی یا اتاق صوت نیز معروف است . در این قسمت از کاخ شکل انواع جام و صراحی در دیوار تعبییه شده است که این اشکال علاوه بر نمایش زیبایی و خلاقیت و ابتکار هنرمندان گچکار برای این بوده است که انعکاس حاصل از نغمه‌ها ی نوازندگان به وسیله این اشکال گرفته شود و صداها طبیعی و بدون انعکاس صوت به گوش برسند . از میان  بناهای موجود در میدان عظیم و تاریخی نقش جهان اصفهان ، کاخ عالی قاپو تنها ساختاری است که دیواره ی پیرامون آن به جای پس رفتگی دارای پیش آمدگی  به میزان تقریبی 7 متر می باشد . تالار موسیقی از 14 فضا تشکیل شده که با احتساب دو غرفه ی کوچک ویژه ی استقرار نوازنده  تعداد آنها بر 16 فضا بالغ می گردد . با توجه به وجود غرفه های دوگانه ظرافت بیش از اندازه فضاهای تو خالی که بر روی مقرنس ها کار شده  اند می توان نتیجه گرفت که ویژگی آکوستیکی آن بیشتر مورد نظر بوده است . فرایند صوتی ایجاد شده در اینجا بر اساس یکی از تئوری های فیزیکی در مبحث اصوات ، تحت عنوان «فضاهای لانه زنبوری» قابل توضیح می باشد . هنگامی که اصوات موسیقی وارد محفظه های تو خالی و هم تراز با کف اتاقک نوازنده می شوند ، به دلیل متفاوت بودن حجم هر کدام از فضاهای تو خالی در دل مقرنس ها اندکی در فرکانس اصوات تفاوت حاصل می گردد که نهایتأ منجر به گسترش باند فرکانس اصوات شده و آن را با کیفیتی بسیار عالی تر به گوش شنونده می رساند ؛ به طوری که اگر یک تکنواز اقدام به نواختن کند ، شنونده احساس می نماید که به جای یک نفر ، یک گروه به طور همزمان مشغول همنوازی می باشند .

سامانه رزرواسيون مهر امکان رزرو اينترنتي هتل و تور مسافرتي را فراهم نموده است - www.egardesh.com .

جهت مشاهده اطلاعات بيشتر اينجا کليک نمائيد .