مجله معماری ایرانی
تاریخچه معماری ایران
| ايران و سرزمينهاى شرقى در آغازين دورهٔ اسلامي، سهم بسيار در تاريخ جهان اسلام داشتند. سلطهٔ مغولان بر اين سرزمين سبب شد تا ايران مرکز بلامنازع نوآورى هنرى و فرهنگى در جهان اسلام گردد. چنانکه مىتوان شاخصهٔ هنرهاى تجسمى را از ۱۲۵۰ م به بعد در بيشتر سرزمينهاى اسلامي، توجه و اتکا به الگوها و افکار ايرانى دانست. مثلاً در معماري، ترتيب قرار گرفتن چهار ايوان برگرد صحنى باز در مساجد ايرانى قرن ۱۲ م معمول بوده؛ اين طرح در معرکه طرح ستوندار سنتى در آن رايج بود معمول گرديد و ديرى نپاييد که طرح چهار ايوانه در دوردستهاى شرق و غرب اسلامي، بکار گرفته شد. | |
| از قرن هفتم تا نيمهٔ قرن نهم يعنى تا دو قرن و نيم، انديشهٔ ايرانى برتر از انديشههاى قدرتهاى منطقهاى بود. | |
| سرزمين کهنسال ايران با سابقهاى درخشان و طولانى در هنرهاى گوناگون، سهم بزرگى نيز در توسعه و تکامل معمارى جهان دارد. | |
| بناهاى تاريخى و آثار جالبى که در سراسر اين کشور باستانى وجود دارد و آنچه که در طول زمان به دلايل مختلف از بين رفته است، نتيجهٔ قرنها کار و تلاش نياکان ماست که در اين مورد از هيچ کوششى دريغ نکردهاند. | |
| اين آثار ارزشمند معمارى که معرف فرهنگ و تمدن ايران و ايرانى است، دستاورد تلاش متمادى هنرمندانى است که با ايمان و ابتکار در تکامل و گسترش هرچه بيشتر معماري، بهخصوص در دوران اسلامى مشتاقانه کوشيدهاند. | |
| سابقهٔ معمارى ايران براساس بررسىها و کاوشهاى باستانشناسى به حدود هزارهٔ هفتم قبل از ميلاد مىرسد. از آن زمان تاکنون اين هنر در ارتباط با مسائل مختلف، بويژه دلايل مذهبى گسترش و تکامل يافته است. | |
| معمارى ايران داراى ويژگىهايى است که در قياس با معمارى ساير کشورهاى جهان، ارزشى مخصوص بهخود دارد. ويژگىهايى چون طراحى متناسب، محاسبات دقيق، ستونهاى بلند، گوناگون که هر کدام در عين سادگى معرف شکوه معماير اين سرزمين است. به اعتقاد استاد پيرنيا معمارى ايران بر اصولى چون مردمداري، خودبسندگي، پرهيز از بيهودگي، درونگرايى و ... نهاده شده است. | |
| در دوران اسلامي، احداث نيايشگاهها بيش از هر نوع بناى ديگر مورد توجه بوده است؛ تا جايى که اگر شهرى مسجد جامع يا آدينه نداشت، بعنوان يک شهر تلقى نمىشد. نيايشگاههايى چون تاريخانهٔ دامغان، مسجد کبود، مسجد گوهرشاد، مسجد شيخ لطفالله، از يادگارهاى باارزش معمارى مذهبى است که معماران اين بناها، هنر خود را با عشق درآميختهاند. مقابر و آرامگاههاى بزرگان دين و سياست نيز همانند نيايشگاهها با نقشههاى متفاوت، پوششهاى گوناگون گنبدى و تزئيناتى چون گچبري، کاشيکاري، آجرکاري، معمارى اين دوره را اعتبار خاصى بخشيدند. مجموعههاى زيباى بسطام و نطنز و حرم حضرت رضا (ع) با شيوههاى متفاوت معمارى نمونههاى باشکوهى هستند از اين شاخه از بناهاى دورهٔ اسلامي. در هيچ جاى جهان بناهاى آرامگاهى همانند ايران يافت نمىشود که اينچنين عمر طولانى و مقبوليت ريشهدار و سطح عالى و پابرجا در خود داشته باشد. | |
|
|
|
| بعد از آنکه فضاى آموزشى از نيايشگاهها جدا شد و شيوهٔ تدريس بهتدريج دگرگون گشت، احداث مدارس شکل تازهاى يافت. تدريس علوم دينى و مذهبى که در مساجد صورت مىگرفت به مدارس انتقال يافت. فضاى معمارى مدارس نيز همزمان با تحولات معمارى مساجد وارد مرحلهٔ تازهاى شد و از نقشهٔ چهار ايوانى براى ساختمان آن بهره گرفته شد و در تزئين آن از کاشيکارى و ساير تزئينات استفاده شد. مدارسى چون چهارباغ، سپهسالار و ... را مىتوان معرف فضاى آموزشى در معمارى ايران دانست. | |
| در شهرهاى ايران اسلامى اماکن عمومى در مسير گذرگاههاى اصلى و فرعى شهر ساخته مىشدند. تکايا، حسينيهها، مصلىها در بافت بسيارى از شهرها جاى ويژهاى داشتند و در ايام سوگوارى از اين بناها استفاده مىشده است. مصلىها نيز خارج از شهر در برگزارى مراسم عيدين نقش ويژهاى در مراسم مذهبى مسلمانان ايفا مىکرد. | |
| معمارى سنتى ايران روندى پيوسته و ملايم و استوار را تا دورهٔ قاجار پيمود و دگرگونىهاى لازم در هر مرحله يا دوره متناسب با نيازها و خواستهها در آن پديدار شده تا به بهترين نحو ممکن، متناسب با شرايط و امکانات هر دوره پاسخگوى نيازهاى کارکردي، فضايى و بصرى ممکن باشد. | |
| در دورهٔ قاجار همزمان با گسترش روابط ايران با اروپائيان، زمينههاى نفود فرهنگ و تمدن آنان در ايران نيز بهتدريج فراهم شد و بسيارى از عرصههاى فرهنگي، اجتماعي، شهرى و از جمله معمارى را تحت تأثير قرار داد. | |
| ورود تکنولوژى غرب و بويژه در مرحلهٔ نخست ورود اتومبيل، به همراه دگرگونى ساختار اجتماعى - شهري، دگرگونىهاى اساسى در بافت شهرى ايجاد کرد و خيابانها و گذرگاههاى مستقيم بهتدريج بوجود آمدند و گسترش يافتند. دسترسى ساده و آسان، اهميتى فراوان يافت و در نتيجه ساختمانهاى واقع در کنار خيابان مورد توجه قرار گرفتند. بويژه که براساس نظام جديد شهري، دکانها و ساير فضاهاى خدماتى و تجاري، در طبقهٔ همکف ساختمانهاى واقع در کنار خيابانها جاى گرفتند. نور و منظر بسيارى از اين ساختمانها از خيابان تأمين مىشد، در نتيجه اتاقها به شکل خطى در کنار هم و در امتداد لبهٔ خيابان ساخته شدند. | |
| در طراحى اين گونه ساختمانها، از معمارى غرب اقتباس مىشد و بسيارى از عناصر و تزئينات آن عيناً يا با دگرگونىهايى مورد استفاده قرار مىگرفت. کاربرد اين عناصر غالباً بدون تأمل صورت مىگرفت و آنرا به شکل نوعى جريان گذرا در تاريخ معمارى ايران متجلى مىساخت و تلفيقى هنرمندانه صورت نمىگرفت. همين ضعف سبب شد تا بسيارى از نوآورىها و اقتباسها در اين دوران (اواخر قاجار و دهههاى نخست عصر حاضر) در دورهٔ بعد فراموش شدند، بهگونهاى که گويا جزئى از تاريخ معمارى و فرهنگ ما نبودهاند. بعضى اقتباسها نيز که دوام يافتهاند مانند احداث بالکن به سمت گذرگاههاى عمومي، هنوز از ويژگىهاى لازم کارکردى براى هماهنگى با شرايط فرهنگى و اجتماعى کشورمان برخوردار نشد، و در نتيجه يا تغيير شکل يافتهاند يا بهصورت انبار و يا محلى بدون استفاده درآمدهاند، که اين نکته خود نشانگر فقر دانش معمارى است. | |
| جدا شدن از ارزشها و تجربيات معمارى سنتى و رو آوردن به غرب از آن زمان تا امروز نيز کمابيش ادامه يافته و بعنوان يک روند اصلى در بين بسيارى از متخصصان استمرار يافته است. نبايد از نظر دور داشت که توجه به معمارى سنتى و بومى کشور از سوى متخصصان در دهههاى پيشين، غالباً تحت تأثير انديشههاى غربى همچون پست مدرنيسم بوده است. |
|
|
||
| با وجود گسترش اسلام در اقصيٰ نقاط ايران، تا مدتها معمارى ايران بر عناصر گذشته استوار بود. پس از آن هنرمندان مسلمان با تکيه بر عناصر گذشته بخصوص هنر دوره ساسانى و با الحام از روح اسلامي، ابداعاتى در معمارى جديد اين دوران بنيان گذاردند. با ورود اسلام و گسترش آن، نياز به احداث بناهاى جديد، موجد بناهايى از قبيل مسجد، مدرسه، پل، کاروانسرا و ... گرديد. احداث مساجد اوليه داراى اهميت بسزايى بوده و مسجد بعنوان بزرگترين بناى هر شهر و روستا، هم محل انجام فرايض و اقامهٔ نماز بود و هم بعنوان مرکز اجتماعي، سياسى و ادارى بشمار مىرفت. مسجد محل اجتماع مسلمانان، اقامتگاه مسافران، پناهگاه مستمندان و محل درس و بحث طلاب، اعلام جنگ، اخذ ماليات و ... بود؛ به همين دليل در زندگى مسلمانان نقس مهمى را ايفا مىنمود. مساجد اوليه بناهاى سادهاى بودند، در محوطهاى مربع يا مستطيل شکل و رو به قبله، که با ديوارهاى خشتى ساخته مىشدند. از مساجد اوليه در ايران نمونههاى زيادى برجاى نمانده، اما طبق متون تاريخى در قرون اوليهٔ اسلام، معمارى ايران، ادامهٔ معمارى ساسانى بوده است. مسجد شوش و فهرج از قديمىترين نمونههاى مساجد ايران در دوران اسلامى هستند. در محوطهٔ باستانى شوش ضمن کاوشهاى باستانشناسي، بقاياى مسجدى کشف شد که طرحى ساده داشت و شبستانى ستوندار در يک طرف آن قرار گرفته بود. اين بناى خشتي، فاقد تزئينات بوده است. مسجد فهرج يزد نيز به اعتقاد معماران و محققان، متعلق به صدر اسلام است. ويژگىهاى اين مسجد، معمارى ساسانى را بياد مىآورد. | ||
|
||
| با تأسيس سلسلهٔ امويان در دمشق و عباسيان در بغداد، معمارى دچار دگرگونى شد. بناهاى قبةالصخره و مسجد جامع دمشق و مسجد سامره حاصل اين تحول هستند. اين بناها نيز در شيوهٔ معمارى و در تزئينات از معمارى ساسانى الهام گرفتهاند. | ||
| از ديگر شکاهکارهاى معمارى صدر اسلام، آرامگاه اسماعيل سامانى است. اين بنا مربع شکل است و مقبرهاى است داراى گنبد نيمدايره، که در چهار گوشهٔ آن چهار گنبد کوجک بنا شده است. شيوهٔ گنبدسازى آن شبيه معمارى پارتى و ساسانى است. اين بنا ساده و موزون است و در سطوح داخلى و خارجى تزئينات فوقالعادهاى بکار رفته که اين بنا را در زمرهٔ شاهکارهاى معمارى صدر اسلام قرار داده است. اين بنا داراى چهار در ورودى در چهار ضلع است. | ||
| مسجد نائين يا مسجد علويان از ديگر بناهاى اين دوران است. اين بنا نيز طاقهاى هلالى دارد. تزئينات آن يادآور سنتهاى گذشته است. اهميت اين مسجد در منبر و درب زيباى منبتکارى شدهٔ آن است. منبر داراى کتيبهاى به تاريخ ۷۱۱ هجرى و به خط نسخ است، که در زمينهٔ آن نقش شاخ و برگ کندهکارى شده است. در واقع منبر در قرن هشتم هجرى به اين مجموعه بنا اضافه شده است. اين بنا چند بار مرمت و تعمير گرديده است. | ||
| از ديگر مساجد اوليهٔ اسلام، يکى مسجد جامع نیريز است و يکى مسجد جامع شيراز. از ديگر شاهکارهاى معمارى صدر اسلام، آرامگاه قابوس در دشت گرگان است، که از قديمىترين برجهاى آرامگاهى است که طبق کتيبهٔ آن در ۳۹۷ هجرى بنا شده است. شهر گرگان از شهرهاى معروف دورهٔ اسلامى است که در سال ۶۱۸ هجرى با حملات مغولان ويران شد. کشفيات باستانشناسى در اين شهر نشان داده است که از قرن دوم تا هفتم هجرى اين شهر از نظر معمارى و تزئينات معمارى و نيز توسعهٔ هنرهاى کاربردى شکوفايى خاصى داشته است. | ||
| پل - بند امير در شيراز و رباط ماهى يا چاهه بر سر راه مشهد - مرو نيز از نمونههاى معمارى اين دوران بشمار مىرود. | ||
|
|
||
سلجوقیان
سلسلهٔ ترکان سلجوقى در آغاز قرن پنجم تأسيس شد. عهد سلجوقيان از دورههاى درخشان هنرى است. معمارى عهد سلجوقى از استحکام و زيبايى خاصى برخوردار است و بناهاى باقيمانده از آن دوران، مهارت و استادى هنرمندان و استادکاران و آگاهى آنان از شيوههاى مختلف معمارى را نشان مىدهد. شکوفايى هنرها در اين دوره مديون آرامش و ثبات سياسى قلمرو سلجوقيان است، که در آن هنرمندان توانستند آثار متعددى بوجود آورند. در دوران وزارت خواجه نظامالملک در دستگاه حکومت سلجوقي، مدارس زيادى تأسيس شد و تقريباً از همين دوران بود که مدارس از مساجد جدا مىشدند. مدارس اين دوره اغلب چهار ايوانى است. در دورهٔ سلجوقيان و بعد خوارزمشاهيان، معمارى داراى اعتبار خاصى بود. تزئينات اين دوره، آجرکارى و گچبرى بود. در اين ادوار ايجاد بناهايى مثل مسجد، مدرسه، آرامگاه و کاروانسرا توسعه پيدا کرد. از مساجد مهم دورهٔ سلجوقى مسجد جامع اصفهان است، که يکى از بزرگترين و باشکوهترين مساجد جهان بهشمار مىرود. گرچه اين مسجد ابداعات هنرى پانزده قرن دورهٔ اسلامى را در خود گرد آورده، ليکن مهمترين و زيباترين بخش اين مجموعه منحصر بفرد، متعلق به عصر سلجوقى است. اين مسجد با نقشه چهار ايوانى بنا شده است. ترئينات اين بنا شامل آجر، گچ و کاشى در تمام قسمتهاى اين مسجد بچشم مىخورد، که همگى بىنظيرند. حدود سى کتيبه نيز در اين بناى زيبا کار شده است. از معماران و استادکاران اين بنا، مىتوان ابراهيم بن استاد اسماعيل بنّاى اصفهاني، عزيزالتقى الحافظ، شمس بن تاج، فخرى بن عبدالوهاب شيرازى و ابوالحسن کارون را نام برد.
مسجد جامع اردستان نيز، به شيوهٔ معمارى مسجد جامع اصفهان ساخته شد و بناى آن در قرون اوليهٔ اسلام در دورهٔ سلجوقى کامل شد. در واقع هر يک از بخشهاى اين مسجد در دورهاى خاص ساخته شده است.
مسجد جامع برسيان يا پارسيان، در ۴۲ کيلومترى شرق اصفهان از بناهاى مهم ناحيهٔ اصفهان است، که در زمان ملکشاه سلجوقى احداث شده و در دورهٔ تيمورى و صفوي، مرمت و بازسايى گرديده؛ اين مسجد، محراب بسيار زيبايى دارد و داراى کتيبهٔ کوفى برجستهاى است و با آجرکارى و گچبرى نيز تزئين يافته است.
مسجد جامع بروجرد يکى ديگر از بناهايى است که در عهد سلجوقى ساخته شده و طى تاريخ هزار سالهٔ خود بازسازى و مرمت شده است. اين مسجد تزئينات جالبى دارد.
مسجد جامع اردبیل بناى اوليهٔ مسجد جامع اردبيل در عهد سلجوقى ساخته شد و در هنگام استيلاى مغولان ويران گشت. تنها يادگار عهد سلجوقيان منارهاى است آجري. اين بنا در دورهٔ حکومت ايلخانى بازسازى شده؛ مسجد در دورهٔ سلجوقى روى ويرانههاى يک بناى ساسانى برپا گرديده و داراى يک شبستان گنبددار بوده است. اين مسجد در دورههاى بعد نيز بازسازى شده است.
رباط معروف شرف يکى ديگر از آثار مهم عصر سلجوقى است، که در قسمت شرقى راه سرخس، يادگار زمانى است که جاده خراسان به لحاظ رونق تجارت و امنيت کامل، اهميت فراوانى داشته است. اين رباط در ۵۴۹ هجرى در زمان سلطنت سلطان سنجر تکميل گرديده است. کتيبهاى گچى به خط ثلث در زير ايوان بنا باقى است. بسيارى محققان رباط شرف را موزهٔ هنر معمارى مىدانند. تنوع آجرکاري، گچبرى و تلفيق آجر و گچ در اين بنا بگونهاى است که هر يک مىتواند در رديف شاهکارهاى هنرى قرن چهارم و پنجم هجرى قرار گيرد. اين بنا طى سالهاى اخير مرمت و بازسازى شده است.
خوارزمشاهیان
مسجد جامع زوزن، فرومه و گناباد از نمونههاى معمارى دورهٔ خوارزمشاهى است. مسجد زوزن نزديک مرز کنونى ايران و افغانستان است. مسجد فرومه يا فريومه در خراسان بين سبزوار و نيشابور واقع شده؛ و مسجد گناباد از ديگر مساجد خراسان است. هر سه اين بناها داراى نقشهٔ دو ايوانى است.
ایلخانیان
از نخستين اقدامات ايلخانان مغول پس از فتح بغداد رصدخانهاى بود که در مراغه در شمال غربى ايران ساخته شد.
در دورهٔ ايلخانى بناهايى چون سلطانيه، مسجد جامع ورامين، پامنار کرمان و مقابرى چون گنبد سرخ، گنبد علويان، برج علاءالدين ورامين، نشاندهندهٔ توسعهٔ معمارى اين دوران است. معمارى ايلخانى با اندکى اختلاف، ادامهٔ معمارى دوران قبل از خود يعنى سلجوقيان است.
|
|
استادکاران و معماران دورهٔ ايلخانى نقشهٔ چهار ايوانى را براى ايجاد بناهايى چون مدارس، مساجد، کاروانسراها ... بکار بردند. نوع و شکل گنبدها به شيوهٔ سلجوقى ادامه يافت. بيشتر بناهاى دورهٔ ايلخانى توسط معماران و هنرمندان محلى ساخته شد. و بناهاى باشکوهى مثل سلطانيه و غازانيه، با صدور حکم و فرمان شاهان ايلخانى ساخته شد.
معمارى اين دوره شاهد تحولاتى ويژه گرديد. تزئينات گچبري، کاشىکارى و آجرکارى با مهارت خاص بناها را زينت مىداد. محراب مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع اروميه، اشترجان و ديگر بناها نشانگر اوج رونق و شکوفايى اين هنر تزئينى است.
مسجد اشترجان در نزديکى اصفهان و داراى تزئينات مقرنسکاري، کاشىکارى و آجرکارى است. کتيبههاى سردر مسجد به خط ثلث لاجوردى در زمينهٔ فيروزهاى قرار گرفته است. محراب اين مسجد از زيباترين بخشهاى اين بناست. اطراف آن با کتيبههاى گچبرى شده به خط کوفى تزئين يافته. اين مسجد در عهد تيمورى و صفوى مرمت شده است.
مسجد جامع ورامين نيز در عهد ايلخانى بنا شده و نقشهٔ چهار ايوانى دارد. گنبد مهمترين بخش بناست. سردر ورودى بلند و کشيدهٔ مسجد با طاقنماهايى که در دو طرف آن قرار دارد، نمودار ويژگىهاى معمارى ايلخانى است. اين سردر با کاشى معرق تزئين شده و داراى کتيبههايى بهخط ثلث بر زمينهٔ لاجوردى است. مقرنسهاى سردر ورودى نيز تلفيقى از کاشى و آجر است. اين مسجد در عهد شاهرخ تيموري، بازسازى شده است.
معماری اسلامی
گنبد سلطانيه در شهرک سلطانيه زنجان، از باشکوهترين بناهاى معمارى اسلام است. اين بنا هشت وجهى بزرگى است بهقطر ۳۸ متر که تقريباً استوار ايستاده است. اين بناى ايلخاني، تزئينات بسيار زيبايى دارد، که در نماى خارجى و داخلى ساختمان، قرار گرفته است. يکى از زيباترين قسمتهاى تزئينى آرايش زير گنبد است، به عرض شش متر. کتيبههاى ديگرى به خط کوفى شامل جملاتى مانند لاالهالاالله، محمد رسولالله، سبحانالله و ... بر سردر شرقى گنبد، داخل گنبد، ديوار جانبى درگاهها و در طبقات بالاى گنبد وجود دارد. اين شاهکار معمارى دورهٔ اسلامى در همهٔ اجزاء با هم هماهنگى کامل دارند؛ و نشان مىدهد که معمار يا سازندگان آن علاوه بر داشتن تجربه و حمايت در معمارى و شهرسازى از نسبتهاى هندسى و محاسبات رياضى نيز بهخوبى آماده بوده و آنها را دقيقاً بکار بردهاند.
|
|
مسجد جامع يزد در قرن ششم هجرى بنا شد که امروزه اثرى از آن بهجا نمانده است. در قرن هشتم در محل آن مسجد جامع جديد يزد ساخته شد.
بناى ديگر مسجد کبود تبريز است که به دليل پوشش کاشى معرق آبىرنگ به مسجد کبود شهرت يافته. اين بنا با نقشه سرپوشيده، و فاقد ميانسرا در سال ۸۷۰ هجرى ساخته شده است. شالودهٔ اين بنا مرکب از قطعات سنگى در اندازهٔ دو متر در شصت سانتىمتر است. سر در ورودى اين مسجد فوقالعاده تزئين يافته؛ اين مسجد، در ايران به فيروزهٔ اسلام شهرت دارد که به دليل فراوانى و تزئين کاشى معرق در آن بوده است.
مسجد جامع کاشان از قديمىترين بناهاى دورهٔ اسلامى است. بناى اوليهٔ آن متعلق به دورهٔ خوارزمشاهى است. اين بنا در سال ۸۶۸ بازسازى شد. تنها اثر باقيماندهٔ از مسجد دورهٔ خوارزمشاهي، محراب طلايى ساخته شده در سال ۶۲۳ هجرى است. اين محراب در سال ۱۳۰۷ هجرى از ايران خارج شد و در حال حاضر در موزهٔ برلين نگهدارى مىشود. اين مسجد چهار ايوانى تزئيناتى شامل مقرنسکاري، گچبرى و نقاشى دارد. کتيبهٔ گچبرى آن، با خط و رقاع برجسته بر زمينهٔ لاجوردى از شاهکارهاى کتيبهنگارى محسوب مىشود. منبر اين مسجد که با کاشى معرق تزئين شده، از زيبايىهاى مسجد است. از ديگر ويژگىهاى آن، سنگنبشتههاى متعددى است که روى ديوارهاى ميانسرا و جلوخان بيادگار مانده است. الواح يا کتيبههاى سنگى شامل فرامين، احکام، دستورهاى ديوانى و مسائل اجتماعى است که يازده لوح مىباشد و متعلق به قرن هشتم تا سيزدهم هجرى است. مهمترين فرامينى که در مسجد جامع ميدان سنگ برجاى مانده، اغلب بخط نستعليق است. از کتيبهنگاران اين مسجد استاد خواجه حيدر کاشىتراش است.
تیموریان
| با حملهٔ تيمور بار ديگر قتل و غارت شهرهاى آباد ايران را فرا گرفت. با به حکومت رسيدن شاهرخ، آرامش به ايران بازگشت و ابداع آثار هنرى از جمله معمارى بار ديگر شکوفا شد. |
| تيمور پس از فتوات خود و قرار دادن سمرقند بعنوان پايتخت خود، معماران و هنرمندان را براى آبدانى پايتختش به سمرقند دعوت کرد. اين هنرمندان بناهاى متعددى ايجاد کردند؛ و سرانجام در قرن نهم، سمرقند مرکز ابداعات هنرهاى اسلامى شد. هنرمند بزرگ 'قوامالدين شيرازى' معمار معروف قرن نهم هجرى در ايجاد بناهاى عامالمنفعه سهم خاصى داشت. |
| تيموريان نيز مانند ايلخانيان به ايجاد بناهاى مذهبى و غيرمذهبى علاقه داشتند. از نظر تزئينات بنا، اين دوره از ادوار مهم اسلامى است. شيوهٔ تزئين با کاشى معرق در عهد تيمورى نشانگر مهارت هنرمندان اين دوره در شيوهٔ تزئين است. مساجدى مانند گوهرشاد مشهد، مسجد کبود تبريز، مدرسهٔ خرگرد خراسان، مسجد جامع تيمور در سمرقند و نيز بناهايى در هرات و بخارا نشانگر برجستگى هنر کاشىکارى و کاربرد آن در بناهاى مذهبى است. |
| بسيارى از محققان سه بناى عهد تيمورى يعنى مسجد کبود، مسجد گوهرشاد و مدرسهٔ غياثيه خرگرد را از نظر آرايش کاشىکارى معرق در زمرهٔ شاهکارهاى قرن نهم هجرى مىدانند. |
| از بناهاى ديگر دورهٔ تيمورى امامزاده صالح بين جادهٔ سارى و خزرآباد است. اين بناى آرامگاهى متعلق به يکى از سادات مرعشى است که حدود و قرن و نيم در اين ناحيه حکومت کردهاند. گنبد اين بنا دو لايه است. در داخل بناى امامزاده، ضريح چوبى جالبى است که از نظر منبتکارى و تزئينات ديگر در شمار شاهکارهاى هنرى قرن نهم هجرى محسوب مىشود. علاوه بر کندهکارى و منبتکاري، نقاشى لاکى اين ضريح ارزش فوقالعادهاى دارد. |
|
|
|
|
|
|
|
معمارى ايران از صفويان تا دوران معاصر
|
|
| دورهٔ صفويه در معمارى يکى از پررونقترين دورههاست. بناهاى اين دوره از جذابترين و فريبندهترين بناها در سرتاسر معمارى ايرانى اس. | |
| دورهٔ ۴۲ سالهٔ سلطنت شاهعباس، عصر شکوفايى هنر در ايران است. در اين دوره از يکسو روابط ايران و اروپا و از سوى ديگر روابط ايران و هند توسعه يافت. پايتخت توسط شاهعباس از قزوين به اصفهان منتقل شد. مجموعهاى از بناهاى بزرگ و چشمگير در اصفهان به چشم مىآيد. بناهاى متعددى از قبيل قصرها، مساجد، بازارها، پلها و کاروانسراها اين شهر را آراسته است و اصفهان را تبديل به مرکز هنرهاى اسلامى شد. جذابيت معمارى صفوى با نقشهٔ باز و روان آن که داراى ترکيببندىهاى سادهاى مبتنى بر افزودن و قرينهسازى است، پيوند دارد. بزرگترين نقطه قوت اين معمارى در طرحريزى و اجراى مجتمعهاى بزرگ شهرى است که در آنها اهداف مختلف بازرگاني، دينى و سياسى در ترکيببندىهايى موزن در يکجا گرد آمده است. | |
| در زمان شاه عباس دوم هنر معمارى و هنرهاى ديگر همچنن رونق داشت. قرن دهم و يازدهم دوران شکوفايى هنر اسلامى در ايران است. در اين دوره با حمايت شاهان صفوي، هنرهاى پارچهبافي، فلزکاري، نقاشي، سفالسازى و معمارى به حد اعلاى توسعه و تکامل رسيد. و بناهاى مذهبى و غيرمذهبى چشمگيرى در شهرهاى مختلف ايجاد شد. در دورهٔ صفويه، جهانگردان و بازرگانان بسيارى به دليل شکوه و زيبايى اصفهان، به ايران آمدند و در سفرنامههاى خود زيبائى و عظمت اين شهر را وصف کردند. از جمله شاردن در سفرنامهٔ خود، پايتخت صفوى را داراى ۱۶۲ مسجد، ۴۸ مدرسه، ۱۰۸۲ کاروانسرا و ۲۷۲ حمام معرفى مىکند. | |
| از قرن نخست حکومت صفويان نمونههاى زيادى باقى نمانده است؛ اما طبق نوشتههاى مورخان، قصرهايى را شاهاسماعيل در خوى و قزوين بنا کرد. از ديگر بناهاى اين دوران، مسجد جامع ساوه و مسجد على است که در دورهٔ شاهاسماعيل ساخته شد. در زمان شاهتهماسب و قرار گرفتن قزوين بعنوان پايتخت، بناهايى چون قصر، مسجد، کاروانسرا در آنجا احداث گرديد. در واقع فعاليت وسيع معمارى دورهٔ صفوى در زمان شاهعباس اول آغاز شده و علاوه بر اصفهان، در شهرهاى شيراز، اردبيل، مشهد و تبريز و ديگر شهرها بناهاى مختلف احداث شد. | |
|
|
|
| در عهد صفوى سبک معمارى قديم ايران تجديد شد و در طرح بناها، شکل و مصالح جاى خود را باز کرد. مهمترين قسمت برنامه شهريى که شاهعباس در پايتخت تازهٔ خود انجام داد، انتقال مرکز تجاري، مذهبى و سياسى شهر به جنوب - جنوب غربى و سمت زايندهرود بود. | |
| يک بازار دو کيلومتري، ميدان نزديک مسجد جمعه را به ميدانى جديد و بسيار بزرگ بنام نقش جهان متصل مىسازد و اين ميدان مستطيل شکل با هشت هکتار فضايى به مراتب بزرگتر از ميدانهاى عمومى اروپا در آن عصر وسعت داشت. فکر ايجاد، نقشهکشى و ساخت آن بين سالهاى ۱۵۹۵ - ۱۵۹۰ م / ۱۰۰۴ - ۹۹۹ هـ اجرا شد. در مرحلهاى ديگر که اهداف بازرگانى مدنظر بود و تا سال ۱۰۱۱ هجرى بطول انجاميد، دو طبقه دکان گرداگرد ميدان اضافه گرديد. | |
| در جانب شمال، مدخل چشمگيرى رو به بازار قرار دارد که ميدان جديد را به ميدان قديم متصل مىکند. در جانب شرق مسجد شيخ لطفالله و در طرف جنوب مسجد شکوهمند امام قرار گرفتهاند. ورودى مجتمع قصر، عالىقاپو در طرف غرب ميدان و خيابانى طولانى بنام چهارباغ در طرف غرب قصر و باغهاى آن واقع شده است. | |
| در کنار خيابان چهارباغ، قصرهاى بزرگزادگانى قرار داشت که آنها را شاه صفوى برانگيخت، تا بناهاى زيبايى در پايتخت جديدى اضافه کند. | |
| انتهاى جنوبى چهارباغ به سى و سه پل مىرسد، که در ۱۰۱۱ هجرى به دست اللهوردىخان، سپهسالار شاهعباس ساخته شد. اين پل با طول ۳۰۰ متر در طول مسير راههها، کلاهفرنگىهايى در چند نقطه از ساختمان اصلى پل بيرون نشسته و به عابران امکان مىدهد تا مناظر باشکوه حوزهٔ رود را ببيند. | |
|
|
|
| در اينجا نيز اصول زيباشناسى و کاربردهاى عملى در مجموعهاى پرشکوه بههم پيوسته است. ميدان نقش جهان نخستين نمونهٔ فضايى چند منظوره است. | |
| مسجد شيخ فضلالله زيباترين و باشکوهترين بناى دروۀ صفوى است. عظمت اين مسجد بيشتر به واسطهٔ کاشىکارى داخل و خارج و کتيبههاى زيباى آن است، که بدست هنرمندان معروفى چون عليرضا عباسي، استاد حسين بنّا و باقر بنّا انجام يافته است. | |
| مسجد امام از ديگر آثار باشکوه معمارى صفوى است که به دستور شاهعباس اول ساخت آن آغاز شد و بتدريج در زمان جانشينان او تکميل گرديد. سردر اصلى مسجد با کتيبه، مقرنسکارى و کاشىکارى تزئين شده است. اين کتيبه بخط ثلث با کاشى معرق سفيد بر زمينه کاشى لاجوردى به خط هنرمند معروف عليرضا عباسى است. | |
|
|
|
|
|
||
|
|
||
|
معمارى ايران از صفويان تا دوران معاصر (۲)
|
||
| اغلب بناهاى دورهٔ صفوى مانند مساجد، مدارس و کاروانسراها به شکل چهار ايوانى بنا شده؛ استفاده از کاشى معرق و هفت رنگ براى تزئينات، رونق فراوانى داشت، بطوريکه ساختمانهاى مذهبى اين دوره از گنبد، ايوان، طاقنما، سردر ورودى و حتى منارهها با کاشى آراسته شد. | ||
| خطاطى و خوشنويسى روى کاشى نيز در آرايش بناهاى مذهبى عموميت يافت و بناهاى متعددى با خطوط ثلث، نسخ، نستعليق و خطوط ديگر تزئين شد. | ||
| شاهعباس در زمينهٔ معمارى در شهرهاى ديگر نيز بناهاى بسيارى ساخت تا قدرت سلطنت خود را در چشم همگان تثبيت کند؛ از جمله بازسازى حرم امام رضا (ع) در مشهد و بناى مجموعهٔ گنجعلىخان در کرمان را مىتوان برشمرد. | ||
| کاروانسراها نيز از ديرباز از ويژگىهاى معمارى ايرانى بشمار مىرفتند. با اين حال از تعداد، شکل و اندازهٔ نمونههاى اين دوره بر مىآيد که نقشهٔ آنها بايد در مرکزى واحد زيرنظر دولت کشيده شده باشد. | ||
| بناى پل خواجو در دورهٔ شاهعباس دوم بر شالودههاى دهانهاى متعلق به قرن نهم هجرى ساخته شد. | ||
| بناى چهل ستون را شاهعباس دوم در سال ۱۰۵۷ هجرى بر گرد يک بناى اوليه ساخت. اين عمارت در آتشسوزى سال ۱۱۱۷ هجرى به شدت آسيب ديد و سال بعد تالارى به آن اضافه شد و بازسازى اساسى شد. از اينرو اين بنا به مقطع زمانى خاصى تعلق ندارد. | ||
|
||
| آخرين دستاورد مهم دورهٔ صفوى مجتمعى است از بناهايى که حسين اول در چهارباغ ساخت. اين مجموعه بازگشتى به نقشههاى شکوهمند مورد علاقهٔ عباس اول دارد و شامل مدرسهٔ مادرشاه، کاروانسرا، اسطبلها و بازار است. | ||
|
|
||
| پيشرفت عظيم اصفهان در دورهٔ شاهعباس اول در مقياس کوچکترى در شيراز و با حمايت محمد کريمخان زند تکرار شد. مهمترين بناها بر گرد ميدانى بزرگ ساخته شد و شامل بناى ارگ، مسجد جامع وکيل و حمام وکيل و بازار طاقبندى شده وکيل اس. | ||
| از ديگر بناهاى دورهٔ صفوي، مدرسهٔ عليا در خراسان، مدرسهٔ خان در شيراز، مدرسهٔ نواب در مشهد، مدرسهٔ کاسهگران در اصفهان، هارون ولايت در اصفهان، گنبد سبز واقع در مشهد و خواجه ربيع در مشهد، مسجد حکيم اصفهان، کاخ چهلستون قزوين، کاخ صفىآباد در بهشهر، پل بيستون، رباط زينالدين در جادهٔ يزد- کرمان، کاروانسراى مهيار واقع در اصفهان، کاروانسراى دهبيد در جادهٔ اصفهان - شيراز، کاروانسراى خان خره، کاروانسراى شيخ عليخان در اصفهان، کاروانسراى بيستون و ... را مىتوان نام برد. | ||
| پس از انقراض صفويان، سبک معمارى اين دوره در سه دورهٔ افشاريه، زنديه و قاجار ادامه يافت، اما از نظر زيبايى مانند دورهٔ صفويه نبود. در اين دوران بويژه در دورهٔ قاجاريه تأثير هزاروپايى در هنرهاى اسلامى بويژه نقاشي، سفالسازى و معمارى پديدار گشت. | ||
| مسجد کبود گنبد و کاخ خورشيد در منطقهٔ کلات از بناهاى دورهٔ افشاريه است. | ||
| و از بناهاى دورهٔ قاجاريه، مسجد نبى قزوين، مسجد امام سمنان، مسجد امام تهران، مسجد حاج على آقا در کرمان و مسجد شهيد مطهرى تهران را مىتوان نام برد. | ||
| در اين دوران نيز از کاشىکارى در بناها، جهت تزئين استفاده مىشد و در پوشش گنبدها، ايوانها و نماى خارجى از کاشىهاى هفت رنگ بهره گرفته مىشد. در دورهٔ قاجاريه، بسيارى از بناهاى گذشته که در حال ويرانى بودند، مرمت و تجديد بنا شدند. | ||
| معمارى دوران افشاريه و زنديه و قاجاريه، شامل بناهاى مذهبى و غيرمذهبى از نظر طرح و نقشه به شيوهٔ دورهٔ صفوى بود. در اين سه دوره، عليرغم ناآرامىهاى سياسى و ناامني، بناهايى بوجود آمد که هر يک از نظر زيبايى و اصول معمارى حائز اهميت ويژهاى بودند؛ و استادى و نبوع معماران ايرانى را در احداث بناهاى مختلف بويژه بناهاى مذهبى نشان مىدهد. بناهايى مثل مجموعهٔ وکيل شيراز، مجموعه کاخهاى گلستان تهران و مجموعه بناهاى سپهسالار. |
روند شکلگيرى برخى بناهاى مهم در ايران (مذهبي)
در طول زمان، بناهايى مجموعهاى در بسيارى شهرهاى ايران ساخته شده که گروه ويژهاى را در معمارى تشکل مىدهند. ساخت اينگونه بناها سابقهاى طولانى دارد. در نتيجهٔ کاوشها و بررسىهاى مناطق باستاني، معلوم شده است که اين مجموعهها بهدلايل گوناگون نظامي، مذهبى و اقتصادى شکل گرفتهاند و توسعه يافتهاند. از مجموعههاى قبل از تاريخ مىتوان حسنلو در آذربايجان، چغازنبيل در خوزستان، نوشيجان در همدان را نام برد. در دورهٔ تاريخى نيز ساخت اين مجموعه بناها ادامه يافت. از جمله بناهاى فيروزآباد، نيشابور، نسا در مرو، تخت سليمان در آذربايجان. در دورهٔ اسلامى نيز ايجاد و توسعهٔ اين مجموعهها فزونى يافت و شاهکارهايى بوجود آمد. پيدايش اين مجموعهها با ايجاد يک آرامگاه ساده يا يک مکان مذهبى يا سياسى شروع مىشود و بعد در طول زمان، بناهاى ديگرى مانند مساجد، مدرسه، کتابخانه، خانقاه، آبانبار، کاروانسرا و ... به آن اضافه مىشود و تبديل به يک مجموعهٔ بسيار زيبا و باشکوه مىشود مانند مجموعهٔ حرم حضرت رضا (ع)، بقعهٔ شيخ نعمتالله ولى در کرمان و مجموعه شيخ صفى در اردبيل.
|
اردبيل: بقعهٔ شيخ صفىالدين اردبيلى
|
|
| اين بقعه، شامل مجموعهاى از مقابر شاهزادگان و امراى دورهٔ صفوى است و در شهر اردبيل ساخته شده است. بناهاى مجموعهٔ امروزى شامل چند ساختمان به نامهاى بقعهٔ شيخ صفىالدين مقبرهٔ شاهاسماعيل، چينىخانه، مسجد، جنتسرا، خانقاه، چلهخانه، چراغخانه و شهيدگاه مىباشد. ساخت اين مجموعه در زمان شاه تهماسب صفوى آغاز و در دورهٔ شاهان بعدى صفوى تکميل گرديد. از جمله اشياى نفيس بقعهٔ شيخ صفي، فرش مشهور اردبيل است که در حال حاضر در موزهٔ ويکتوريا و آلبرت در لندن نگهدارى مىشود. پس از انقراض سلسلهٔ صفوي، بقعهٔ شيخ صفى در اثر حوادث طبيعى و عدم مراقبت لازم، دستخوش ويرانى گشت. | |
| چينىخانه محل نگهدارى کتب نفيس و ظروف چينى است که بيشتر در دورهٔ شاهعباس به اين محل منتقل شده است. محل نگهدارى ظروف در چينىخانهٔ اردبيل بسيار شبيه کاخ عالىقاپوى اصفهان است. | |
| شهيدگاه در جنب مقبرهٔ شيخ صفى شامل دو مقبره متعلق به سلطان حيدر و سلطان جُنيد است که پدر و جد شاهاسماعيل مىباشند و به دستور شاه اسماعيل پس از کشته شدن اين دو در جنگ شروان، به اين محل منتقل شدند. | |
| بقعهٔ شيخ صفىالدين که در واقع آرامگاه شهرياران صفوى است، از نظر کاشىکارى و تزئينات از زيباترين ابنيهٔ تاريخى دورهٔ صفوى محسوب مىگردد. | |
|
|
|
مسجد جامع اصفهانی یکی از قدیمترین مسجدهای ایران که تحولات معماری دورههای گوناگون اسلامی را دربردارد، مسجد جامع اصفهان واقع در شمال شرقی شهر است که مجموعه تاریخی وسیعی به ابعاد 170*140 متر را در کنار میدان کهنه تشکیل میدهد. این مسجد امروزه شامل قسمتهای مختلفی چون گنبد نظامالملک، گنبد تاجالملک، صحن چهارایوانی، شبستانها و بنای معروف به مدرسة مظفری است.
تحقیقات دقیق در مورد این بنا از 60 سال پیش آغاز شد و محققان ایرانی و غیرایرانی به مطالعه ساختمان و بررسی خصوصیات معماری و تزیینی آن پرداختند. سازمان ملی حفاظت آثار باستانی (سابق) با همکاری مؤسسه ایتالیایی خاورمیانه و خاوردور در فاصله سالهای 1349-1357 شمسی دست به اقدامات اساسی و وسیعی برای کاوشهای باستان شناسی و مرمت این بنای مهم، و پژوهش در مورد خصوصیات معماری و مراحل مختلف ساختمانی آن زد. نتایج بررسیهای دقیقی که طی این سالها به سرپرستی پروفسور شراتو و پروفسور گالدیری انجام گرفت، بسیاری از ابهامات تاریخی و معماری مسجد را برطرف کرد و مراحل مختلف شکلگیری این مجموعه را معرفی کرد.
به گفته ابونعیم اصفهانی در صد و پنجاه و اندی پس از هجرت، ایوب بن زیاد به عنوان عامل خراج و سعید بن منصور حمیری به عنوان امیر جنگ از سوی منصور خلیفة عباسی و به اصفهان گسیل شدند. پس از برکناری سعید بن منصور، ایوب بن زیاد که مسئولیت جمعآوری مالیات و امور جنگ را با هم عهدهدارشده بود، در قریة خشینان منزل گزید و کاخی بر کرانة رودخانة فرسان و در جوار آن مسجدی دارای مقصوره بنا نهاد و در آن جا منبری قرار داد. وی همچنین برای تجار و کسبه و کارگران طرح بازاری انداخت که در جنب یهودیه در مکانی معروف به صف التبانین (بازار کاه فروشان) ساخته شد.
در روزگار ولایت ایوب بن زیاد خانههای یهودیه به خانههای قریة خشینان متصل شد. پس از برکناری ایوب، اعراب قبیلة تیم که ساکن قریة طِهْران در حومة اصفهان بودند، مسجد جامع بزرگی در یهودیه بنا کردند و در 156 قمری منبر مسجد ایوب بن زیاد را بدانجا انتقال دادند. یهودیه پس از بنای این مسجد جامع از طرف صحرا گسترده شد و 15 ده به آن اضافه شد. با وسعت یافتن یهودیه، مردم به توسعه مسجد پرداخته، بر آن اضافاتی نمودند که از جمله آن ها زمینهای معروف به خصیب آباد بود که خصیب بن سلم به مسجد اضافه کرد. در زمان خلافت معتصم عباسی و امارات یحیی بن عبدالله ابن مالک خزاعی مسجد جامع تجدید بنا شد و مساحت آن با اضافاتی که از زمینها و خانهها به آن ضمیمه گردید، افزوده شد.
در زمان خلافت مقتدر و فرمانروایی احمد بن مسرور، این مسجد باز هم وسعت یافت. این بار ابوعلی بن رستم زمینهای موسوم به رستمآباد را به مسجد اضافه کرد. بدین ترتیب به استناد متون تاریخی، مسجد جامع اصفهان در دورة خلافت عباسیان دو مرحلة اساسی ساختمان را پشت سرگذاشت: مرحلة اول شامل بنای اصلی مسجد در قرن دوم قمری و مرحلة دوم تجدید عمارت آن در 226 قمری، جامع در هر یک از این دو مرحله توسعه و گسترش یافت.
خصوصیات معماری و تزیینی مسجد جامع اولیه (قرن 2 ق): حفاریهای انجام شده در مسجد جامع اصفهان، آثار مسجد اولیه را که در زمان خلافت منصور ساخته شده بود و ابونعیم و مافروخی از آن یاد کردهاند، آشکار، و موقعیت آن را مشخص کرد.
محراب و بخش مهمی از دیوار خشتی سوی قبله این مسجد مزین به تزئینات گچبری زیبا و در خور توجهی در بعضی نقاط تا ارتفاع 40 سانتیمتر و در بعضی دیگر تا 90 سانتیمتر در زیر کف شبستان جنوبی مسجد فعلی کشف گردید.
کاوشهای باستانشناسی، تزئینات گچبری شایان توجهی از قرن دوم قمری را بر قسمت زیرین دیوار قبله و بر بخشی از دیوارههای داخل محراب مسجد جامع اصفهان آشکار کرد. این تزئینات که شامل زنیجرههای گیاهی و دانه تسبیحی و نقوش مختلف بر اساس طرح برگ مو و برگ کنگر است، بسیار استادانه صورت گرفته است. این گچبریها نشان از سنت تزئینی هلنی-ساسانی - که در زمان امویان بکار گرفته میشده، و سپس در دوران عباسی تکامل یافته است - دارد و به عنوان نمونههای متقدم بر گچبریهای تزئینی معروف به سبک A در بناهای سامره از قرن سوم قمری از اهمیت بسزایی برخوردار است.
مسجد جامع اصفهان یکی از اولین نمونههای مساجد عباسی و متقدم بر مساجد سامره است که در ادامه سبک اتخاذ شده در مساجد امویان تحولات بعدی معماری این نوع بنای مذهبی در دوره خلافت عباسیان را در خود پروراند. طرح و بسیاری از اجزاء اصلی ساختمان این مسجد نه تنها هرگز از بین نرفت، بلکه اساس توسعه و تغییر شکل و تحولات معماری و تزئینی مسجد جامع اصفهان را در طی مدتی قریب به 12 قرن تشکیل داد.
تزئینات یکی از گنبدهای این مسجد که به گنبد نظامالملک شهرت دارد شامل سه نوع مختلف کتیبه، نقوش گیاهی و نقوش هندسی است. مقصوره دارای 3 کتیبه است: یکی کتیبة تاریخی به خط کوفی از آجر تراشیده واقع بر قاعدة گنبد؛ یک کتیبة گچبری به خط نسخ بر زمینة آبی واقع بر 4 دیوار داخلی مقصوره که در ارتفاع سرستونهای آن به فاصلة 5،6 متر از سطح زمین با آسیب فراوان از زیراندود گچ ظاهر گشته است. آثار باقیمانده از این کتیبه بر دیوار شمالی حاوی نیمة دوم آیة 18 و نیمة اول آیة 19 از سوره توبه است و به احتمال قوی بخشی از مجموعه آیات 18، 19، 20 این سوره است که از قسمت شرقی محراب بر دیوار جنوبی آغاز میشده، و به ترتیب پس از گردش بر دیوارهای شرقی، شمالی و غربی در قسمت غربی محراب بر دیوار جنوبی خاتمه مییافته است؛ کتیبة گچبری سوم که قسمتی از آن در پی کاوشهای اخیر بر نمای خارجی دیوار شمالی در همان ارتفاع آشکار شد، چند کلمة اول از سوره مومنون را دربردارد.
مقصورة گنبد نظامالملک یکی از اولین نمونة بناهایی است که در آن خط نسخ در کنار خط کوفی در کتیبهها بکار رفته است. نماهای خارجی شرقی و غربی مقصوره و سطوح زیرین طاقهای ورودی آن در ارتفاع کتیبههای یاد شده به وسیله لوحههای مشابه، ولی با گچبری لب پخ با نقوش گیاهی هندسی وار به سبک C سامره تزئین شده است. بررسیهای انجام یافته در قسمت فوقانی این نماها آثار یک نوار تزئینی دیگر را در ارتفاع حدود 10 متر از سطح زمین در حد فاصل بین پایة مربع و منطقه انتقالی بنا آشکار نموده است.
پوشش راهروهای جانبی گنبد نظامالملک در قرن 8 ق آسیب فراوانی به این نواز تزئینی وارد کرده، و تشخیص محتوای آن را امروزه غیرممکن ساخته است. اما تزئینات شامل نقوش گیاهی که متأسفانه مقدار کمی از آن باقی مانده است، در سطح گستردهای به صورت نیم برجسته تمامی سطوح لچک طاقها و طاق نماهای منطقة انتقالی مقصوره را میپوشانده است.
سطح زیرین ترکبندیهای گنبد نیز با نقوش گیاهی گچکاری شده است. تزئینبندهای عمودی آجر از نوع تزئینات گچی با اشکال هندسی است. گرچه ساختمان گنبد نظامالملک در محوطة مقصوره به طور کلی سنت دیرینة معماری مسلمانان را از زمان امویان به بعد، در جلوهدادن هر چه بیشتر به این قسمت مهم از مساجد بزرگ، دنبال میکرده است.
اولین بنایی که به تقلید از گنبد نظامالملک ساخته شد، گنبدی است که در منتهی الیه شمالی مسجد جامع اصفهان و بر محور شمالی - جنوبی آن احداث شد. این بنا که امروزه به گنبد تاجالملک یا گنبد خاکی معروف است، به استناد کتیبة داخل آن به وسیلة ابوالغنائم مرزبان ابن خسرو فیروز شیرازی ملقب به تاجالملک، رقیب نظام الملک و جانشین وی، برپا گردیده است و ساخت این گنبد را دومین مرحله از تغییرات اساسی مساجد در دورة سلجوقی میتوان بشمار آورد. این بنا بر سطحی مربع با اضلاع داخلی 80/9 الی 10 متر و اضلاع خارجی 14 متر و به ارتفاع تقریبی 60/20 متر ساخته شده است و گرچه از گنبد نظام الملک کوچکتر است، ولی از لحاظ تناسب و ظرافت بر آن برتری دارد و یکی از شاهکارهای معماری ایران محسوب میشود. فرضیههای مختلفی درباره نقش و عملکرد این گنبد که نمونه منحصر به فردی از وجود گنبد دومی در ساختمان مسجدی است عنوان شده است.
از نظر معماری، این بنا با ساختمانی مشابه مقصورة نظامالملک در مقطع عمودی از 3 قسمت مختلف، یعنی پایة مربع شکل، منطقة کثیرالاضلاع دو طبقة انتقالی بین مربع پایه و گنبد و پوشش گنبدی تشکیل شده است. فقدان راه پلة ارتباطی از پایین به بالا نشان میدهد که دسترسی به پشت بام گنبد در ابتدا از طریق ساختمانی که بنای تاجالملک بخش الحاقی آن بوده، انجام میگرفته است و این مسأله، فرضیة وجود مجموعه بزرگتری را در این قسمت مسجد، تأیید میکند.
از 4 نمای خارجی بنا، تنها دونمای جنوبی و شرقی که در ابتدا آزاد بوده، دارای تزئینات مهمی است. ورودی اصلی گنبد در میان جبهة جنوبی بنا با دو ورودی جانبی کوچکتر در طرفین آن روبروی جبهه اصلی مقصوره واقع شده است. ورودیها و طاق نماهای مشابه با همین ترتیب سهگانه به طور منظم بر دیوارهای شرقی، شمالی و جنوبی قرار گرفتهاند. درگاهها، گوشهسازیها و طاقنماها از نوع جناغی چهارکمانة سهمرکزی (لاله، 6) به همراه ستونهای ظریف تزئینی با ترتیب موزون و متقارنی تمامی سطوح بنا را از سطح زمین تا زیر گنبد دربرگرفتهاند.
علاوه بر کاربرد عناصر معماری، وجود کتیبهها و نقوش مختلف هندسی از آجر نیز در تزئین گنبد تاجالملک نقش مهمی را ایفا کردهاست. بنا دارای چند کتیبة آجری به خط کوفی است. کتیبة واقع بر قاعدة گنبد شامل آیه 54 از سوره اعراف است که با نام بانی ساختمان و سال احداث آن پایان میگیرد. 32 کتیبه واقع برلچکهای 16 طاق نمای طبقة دوم منطقة انتقالی، 32 اسم از اسماءالله را دربردارد. 8 ورودی فرعی و طاقنمای تزئینی جانبی واقع در 4 دیوار داخلی گنبد شامل آیات 78 و 79 از سورة بنیاسرائیل است. آیات 26 و 27 از سوره آل عمران بر سطح زیرین طاق مدخل اصلی بنا بر دیوار جنوبی آن نقش بسته است نمای خارجی طاقنمای جنوبی دیوار شرقی گنبد دارای کتیبهای حاوی بخشی از آیة 97 از سورة آل عمران است. تزئینات هندسی که از 3 طریق مختلف - یعنی بند و بست آجرها و ردیفکاری آن ها، نقشههای مختلف از ترکیب آجرهای تراشیده، و مهرهای گچی دربندهای عمودی آجرها - بدست آمده، کلیة سطوح بنا را مزین کرده است. یکی از معروفترین و زیباترین تزئینات هندسی آجری که بر داخلی سطح کروی انجام یافته، بر زیر این گنبد نقش بسته است.
در پی عملیات مرمتی سالهای 1948-1949 م / 1327-1328 شمسی و پیگردیهای اخیر در زیر لایههای تزئینی کاشیکاری که جبهه اصلی ایوان را به طرف صحن میپوشاند، آثاری از نمای سلجوقی از جمله چند طاقنمای منقش با آجرچینی و مهرهای تزئینی در بندهای آجرها آشکارگردید. همچنین به دنبال حذف لایههای سطوح گچی از روینماهای خارجی دیوارهای شرقی و غربی ایوان، طاق نماهای اصلی سلجوقی بر آن ها مشخص گردیدند. ایوانهای غربی و شرقی به نوبة خود با دهانههایی که در دیوارهای طرفین آنها قرار داشتند، با راهروهای جانبی ارتباط داشتهاند. در انتهای ایوان شرقی که به جای دیوار خشتی قدیمی مسجد متعلق به دورة عباسی قرار گرفته، فضای تو رفتهای به شکل شاهنشین و دو فضای کوچکتر در اطراف آن که با شاهنشین و با ایوان هر دو مرتبط بوده است، وجود دارد.
|
جادهٔ تهران - قم: حرم حضرت امام خمينى (ره)
|
|
| اين مجموعه در شمال غربى بهشتزهرا، در کنار اتوبان تهران - قم واقع شده است. پس از رحلت امام خميني، در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، بلافاصله بناى موقتى بشکل مکعب با گنبدى مدور بر فراز آرامگاه ايشان ساخته شد. در مرحلهٔ بعد گنبدى شکيل و زيبا روى مقبره واقع شد و اطراف آن با نردههاى مشبک محصور شد. مرحله نهايى احداث آرامگاه توسط يک شرکت مهندسى ساختمان انجام گرفت. اين مجموعه شامل حرم، ايوان، صحن و منارههاى بلند است. در اطراف حرم ساختمانهاى زيادى نظير ساختمانهاى اداري، دانشگاه، زائرسرا و دهها طرح عمرانى ساخته شده و یا در دست احداث است. | |
|
|
|
|
ري: مجموعه حضرت عبدالعظيم
|
|
| حضرت عبدالعظيم از نوادگان امام حسن مجتبى (ع) است که در قرن سوم هجرى شهيد و در ري، دفن شد. آستانهٔ حضرت عبدالعظيم داراى بناهاى متعدد و زيبايى چون، سردر، ايوان - آيينه، صحن، گنبد، مسجد، رواق و مناره است. نخستين گنبد مرقد با کتيبههايى به خط نسخ در زمان حکومت سلجوقيان، توسط مجدالملک براوستانى بنا شده است. در حال حاضر بناى اوليهٔ مرقد، تغييرات اساسى پيدا کرده. | |
| در زمان صفوي، بناهايى به اين مجموعه اضافه شد که از جملهٔ آنها سردر، ايوان و رواق و روپوش زرين صندوق است. در مجموعه حضرت عبدالعظيم، دو مقبرهٔ ديگر بنام بقعهٔ امامزده حمزه برادر حضرت امام رضا و امامزاده طاهر فرزند حضرت امام موسى کاظم وجود دارد. مجموعه حضرت عبدالعظيم در دورهٔ قاجاريه بازسازى و گسترش يافت که از آن جمله آينهکارى و نصب ضريح نقره را مىتوان نام برد. همچنين در مجاورت آستانه، مقابرى براى شاهان، رجال و بزرگان بنا شده که قبر ناصرالدينشاه از جملهٔ آنهاست. | |
|
|
|
|
شيراز: مجموعهٔ وکيل
|
|
| کريمخان زند از سال ۱۱۷۲ تا ۱۱۹۳ هجرى قمرى در ايران حکومت کرد و شيراز را پايتخت قرار داد. در اين شهر بناهايى ساخته شد که به بناهاى وکيل معروف است؛ اين مجموعه شامل مسجد، بازار، حمام، آبانبار و ... است که در محلهٔ درب شاهزاده شيراز واقع شدهاند. | |
| مسجد وکيل داراى صحن بزرگ، سردر مجلل و ايوانهاى بزرگ و وسيع است. اين مسجد با کاشىهاى معرق زيبا همراه با گل و بوته اسليمى و کتيبههاى متعدد تزئين شده است. کاشىکارىها از آثار دورهٔ فتحعلىشاه قاجار است و پس از زلزله ۱۲۴۰ هجرى قمرى مرمت و تکميل شدهاند. | |
| بازار وکيل جنب مسجد قرار دارد و به صورت صليبى شامل يک رشته بازار شمالى - جنوبى و يک راسته شرقى - غربى است. در محل تقاطع بازارها چهارسوق بزرگ و زيبايى قرار دارد که گبند بزرگ و مرتفعى آن را در زمرهٔ شاهکارهاى معمارى قرار مىدهد. اين بازار شامل سراهاى بزرگ و متعددى است. | |
| حمام وکيل در غرب مسجد وکيل قرار دارد و سردر آن مزين به کاشىکارى دورهٔ قاجار است. آبانبار پشت حمام واقع شده و داراى منبعى بزرگ و عميق است. روى آبانبار بادگير مرتفعى است که کار تهويه را انجام مىدهد. | |
|
|
|