راسخون

جوک های باحال

farshon کاربر طلایی1
|
تعداد پست ها : 43957
|
تاریخ عضویت : آذر 1387 

از دختره می پرسن : شوهر چند حرف داره ؟ 
می گه : اگه پیدا بشه حرف نداره

یارو بعد از عمری میره مو می‌کاره ، اسمش واسه حج واجب درمیاد .
مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه : من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم.
کشیش می گه : خوب این که گناه نیست!
مرد می گه : ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید 5 دلار بپردازه.
کشیش می گه : درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی.
مرد می گه : اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…
کشیش می گه : بگو فرزندم.
مرد می گه : آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده ؟
یارو رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه می كردن .
دادستان می گه : سنگدل ?!  تو وقتی داشتی زنت رو می كشتی، ندای وجدانت رو نشنیدی ؟!
طرف می گه : نه والله !  بس كه این زنیكه جیغ و داد میكرد مگه می ذاشت ما چیزی بشنویم ؟!!
 
غضنفر می ره مسابقه قرآن ، نوبت اون که می شه
براش سوره بنی اسرائیل می افته
اونم از مسابقه انصراف می ده !!!
یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده
بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟
می گه  بابا من فقط دمش رو گرفتم ... خودش می کشه
benhour کاربر طلایی3
|
تعداد پست ها : 1566
|
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
خیلی زحمت می کشید
ayesh1344 کاربر طلایی2
|
تعداد پست ها : 5083
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389 
خیلی جالب است