داستانهای کوتاه samsam کاربر طلایی1 | تعداد پست ها : 50672 | تاریخ عضویت : بهمن 1387 امید دیدم، فهمیدم، سرم گیج رفت اما ایستادم. دید، فهمید، ترسید. جلو رفتم: گل من، باغچه نو مبارک