مجله عکاسی
فیلترها
| چشم انسان در برابر رنگهاى مختلف داراى حساسيتهاى متفاوت است و آنها را با روشنىهاى کم و زياد احساس مىکند. در عکاسى سياه و سفيد رنگهاى گوناگون به خاکسترىهاى روشن و تيره تبديل مىشود. در ساخت فيلمها تلاش مىشود که ارزش برابر با اصل رنگها حفظ شود؛ اما گاهى اختلافهايى ديده مىشود. مخصوصاً در رنگ آبى که تبديل به خاکسترى خيلى روشن و گاهى سفيد مىشود. هرگونه تغييرى در شرايط نورى موجب تغيير رفتار امولسيون فيلم شده و نتايج متفاوتى ببار مىآورد. در اين موارد فيلترها مىتوانند راهحل مناسبى براى رفع اين نقيصه باشند و حاصل کار عکاسى را بهبود بخشند. علاوه بر اين جلوههاى ويژهٔ مختلفى را مىتوان با استفاده از فيلترهايى که بهطور ويژه براى اين کار طراحى شدهاند بدست آورد. | ||
|
|
||
| فيلترها اين امکان را فراهم مىسازد تا نور مشخص و انتخاب شدهآى از آن عبور کند؛ دوم اينکه فيلتر از عبور برخى از نورهاى مشخص و انتخابشده جلوگيرى مىکند. اما اين عبور و جذب نور بستگى به رنگ نور و نيز رنگ و نوع فيلتر خواهد داشت. | ||
| هر فيلترى داراى ضريب خاصى است که در نورسنجى بايد در نظر گرفته شود تا آن مقدار نورى که در موقع عبور از فيلتر جذب مىشود، جبران گردد. فيلترها هر چه تيرهتر باشد، ضريب آن بالاتر خواهد بود. طرز بکار بستن فيلتر به اين صورت است که سرعت فيلم مورد استفاده را به ضريب فيلتر بايد تقسيم کرد و حاصل تقسيم را بهعنوان سرعت فيلم، پايهٔ محاسبه قرار داد. فيلترها از سه ماده اصلى ساخته مىشوند: شيشه، ژلاتين و پلاستيک. بهترين ماده براى ساخت فيلتر شيشه است. فيلترهاى ژلاتينى نازک و انعطافپذيرند و فيلترهاى پلاستيکى محکم و بادواماند. | ||
| فيلترها را با استفاده از حروف، اعداد و اسم مشخص مىکنند. | ||
| به هر شکل فيلتر هنگامى مؤثر واقع مىشود که نورسنجى درست انجام شده باشد و ضريب فيلتر رعايت شده باشد. | ||
| مطالب مربوط به نگهدارى فيلترها در بخش 'اصول نگهدارى ابزار عکاسي' آمده است. |
انواع فیلترها
|
||||||
|
||||||
| در عکاسى سياه و سفيد، فيلترهاى اصلاحي، عبارت است از فيلتر زرد و فيلتر زرد - سبز. هدف از آنها کاستن اثر اشعهٔ آبى بنفش است. وقتى اين اشعه زياد باشد، در نواحى موجود باعث کمرنگ شدن تصوير مىشود. مانند دريا، آسمان و کوهستان. | ||||||
|
||||||
| وظيفهٔ اين نوع فيلترها جداسازى در ناحيهٔ همجوار موضوع است که با وجود رنگهاى متمايز در تصوير سياه و سفيد،به دو خاکسترى همرنگ و يکسان تبديل مىگردد. مثلاً يک گل سرخ پررنگ بر زمينهاى از برگهاى سبز در عکس سياه و سفيد بدون اختلاف رنگى تبديل به تصويرى مسطح خواهد شد و جداسازى اين دو رنگ اتفاق نخواهد افتاد. پس لازم است اين کنتراست ايجاد شود. در اينجا يا از فيلتر قرمز استفاده مىکنيم و رنگ گل روشن و برگها تيره مىشوند؛ و يا از فيلتر سبز استفاده مىکنيم و گل را تيره و برگها را روشنتر مىکنيم؛ که مورد اول صحيحتر بنظر مىآيد. در هر عکس فيلتر رنگى اشياء همرنگ خود را روشنتر مىکند و رنگ مکمل آن را تيرهتر مىسازد. گاهى نيز عکاس به عمد قصد دارد تا در تصوير ايجاد تضاد نمايد. | ||||||
|
||||||
| اين فيلترها براى حذف تأثير پرتوهاى نورى منعکس از اجسام براق يا آسمان روشن استفاد مىشود. همينطور براى حذف انعکاسهاى نامطلوب روى شيشه بکار مىرود. اين فيلتر در عکاسى رنگي، رنگ آسمان را تيرهتر مىکند، بىآنکه در ساير رنگها تغييرى بدهد. اين فيلتر به رنگ خاکسترى خنثى است. | ||||||
|
||||||
| اين نوع فيلترها براى کاهش نور بکار مىروند؛ و در موارد بسيارى که مىخواهند ديافراگم را باز نموده ولى سرعت شاتر را اضافه ننمايند، مورد استفاده قرار مىگيرد. در مواردى که نور شديد باشد، مورد استفاده دارد. اين فيلترها نه در رنگ تأثير دارند و نه در کنتراست؛ و در غلظتهاى مختلف ساخته مىشوند. | ||||||
|
||||||
|
||||||
| اين فيلتر نور آبى را جذب مىکند؛ از اينرو در عسکبردارى از آسمان يا در روز موجب مىوشد ابرها برجستهتر شده و تضاد خوشايندى بين ابرها و آسمان ايجاد شود. در مناظر نيز پوشش سبز زمين را روشنتر نشان مىدهد. در عکاسى چهره نيز رنگ موها و پوست را روشنتر مىکند. | ||||||
|
||||||
| اين فيلتر رنگهاى آبي، بنفش و تا حدودى سبز را جذب مىکند و رنگهاى حدفاصل زرد تا قرمز را روشنتر مىنمايد. آبى آسمان را خاکسترى تيره و ابرها و ساختمانهاى سفيد را برجستهتر نشان مىدهد. | ||||||
|
||||||
| با اين فيلتر رنگهاى آبى و سبز صحنه بهصورت خاکسترى تيره جلوهگر مىشوند. نارنجىها و قرمزها روشنتر مىشوند. اين فيلتر شفافيت تصوير را به نحو چشمگيرى حتى در فواصل دور حفظ مىکند. | ||||||
|
||||||
| اين فيلتر موجب تفکيک رنگها مىشود. اين فيلتر آسمان را تيرهتر مىکند. | ||||||
|
||||||
| از اين فيلتر در عکسبردارى تک چهره و براى مشخص کردن چهره بکار مىرود. و رنگ چهره را مطلوبتر و طبيعىتر نشان مىدهد. |
فیلم ها
|
|||
| کارکرد فيلمهاى امروزى با فيلمهاى عکاسى در قرن نوزدهم شباهت زيادى دارد. نور بهوسيلهٔ بلورهاى ريزى بهنام برومور نقره که معمولاً اندکى يدورنقره هم در آن موجود است، ضبط مىشود. اين بلورها در قشرى از ژلاتين شفاف که از پوست و استخوان حيوانات بدست مىآيد، قرار دارند. اين قسمت که امولسيون يا لايهٔ حساس گفته مىشود، بهصورت ورقهٔ نازکى روى قشرى از مواد پلاستيکى که نگهدارندهٔ آن است، کشيده شده است. | |||
|
|
|||
| فيلمها يا سياه و سفيد هستند يا رنگى و فيلمهاى رنگى يا نگاتيفند يا پوزتيف (اسلايد). | |||
| درجهبندى فيلمها براساس ميزان سرعت يا حساسيت فيلم است. هر چه حساسيت فيلم بيشتر باشد (ASA)، دانههاى نقره درشتتر است؛ در نتيجه وقتى عکس بزرگ شود، دانههاى درشت چاپ مىشوند و هر چه حساسيت کمتر باشد، مثلاً ۲۵ASA ، دانهها ريزترند. در درجهٔ بالاى ASA (معيار مؤسسه استاندارد امريکا)، عکاس مىتواند در نور کمتر عکس بگيرد. | |||
| فيلم کند درجه حساسيت ۲۵ تا ۵۰ ASA دارد؛ فيلم متوسط ۱۰۰ASA تا ۲۰۰ دارد و در فيلم سريع حساسيت ۴۰۰ تا ۱۲۵۰ ASA است. بسته به نياز عکاس اين فيلمها کاربرد پيدا مىکنند. | |||
|
|||
| هر فيلمى داراى اين خواص است: سرعت که ويژگى مهم فيلم است؛ دانهبندى و قدرت تفکيک، حساسيت در برابر رنگها، دامنهٔ عمل و کنتراست. | |||
| روى جعبهٔ فيلم تنها سرعت و اندازه فيلم نوشته مىشود. اما قدرت تفکيک، دامنهٔ عمل و کنتراست فيلم هم به سرعت فيلم بستگى دارد. | |||
| هرچه فيلم کندتر باشد قدرت تفکيک بيشترى دارد. سرعت، دانهبندى و قدرت تفکيک ويژگىهايى است که ارتباط متقابل باهم دارند. | |||
| هرقدر موضوع داراى کنتراست کمترى باشد، دامنهٔ عمل فيلم وسيعتر خواهد بود و بالعکس. اکثر فيلمهاى سياه و سيد پانکروماتيک هستند. يعنى نسبت به تمامى رنگهاى قابل رؤيت و نيز اشعه ماوراءبنفش حساس مىباشند. ويژگى فيلمهاى داراى حساسيت متوسط و کم (تا حدود ASA۶۴) گرين بسيار ريز و تضاد سايه روشن زياد آنهاست. | |||
| فيلمهايى که حساسيت آنها بين ۱۰۰ تا ۲۰۰ ASA باشد، استفاده رايجى دارند. با توجه به حساسيت اين فيلمها عکسبردارى در شرايط مختلف بهراحتى امکانپذير است و اندازههاى دانههاى امولسيون آن (گرين) نيز مناسب است و حتى براى بزرگنمايى نيز نتيجهٔ خوبى بدست مىدهد. فيلمهاى با ASA۴۰۰ (سريع يا حساس) نيز امروزه به دليل دقت در ساختار، انعطافپذيرى و نتيجه مطلوب کاربرد زيادى دارند. | |||
|
|||
| فيلمهاى رنگى معمولاً در دو نوع ساخته مىشوند: فيلمهاى براى نور روز يا نور طبيعى و فيلمهاى براى نور مصنوعى يا نور چراغ. | |||
| در دوربينهاى کوچک و متوسط که از فيلمهاى حلقهاى استفاده مىشود، اين امکان وجود ندارد و بايد با استفاده از فيلتر مخصوص در هر موقعيت اين امکان را بوجود آورد. | |||
|
|||
| رنگهاى تصويرى که در روى اين فيلمها ظاهر مىشود برعکس رنگهاى موضوع است. سياهىها سفيد و سفيدىها سياه، سبزها ارغوانى و آبىها زرد و سرخها فيروزهاى خواهد بود. وقتى از اين نگاتيو روى کاغذ حساس رنگى چاپ مىکنيم، رنگها دوباره معکوس مىشوند و رنگ اصلى موضوع پديدار مىشود. | |||
|
|||
| اين فيلمها را برگردان (ريورسال) مىگويند. زيرا در موقع ظهور از نگاتيو به وضع پوزيتيو برمىگردند. فيلمهاى رنگى پوزيتيو يا فيلم اسلايد را بايد بعد از ظهور بريد و عکسها را تکتک در قاب گذاشت تا براى نشان دادن با پروژکتور آماده شود.از اسلايدها به دو روش مىتوان عکس رنگى تهيه کرد: | |||
| ۱. چاپ مستقيم روى کاغذهاى برگردان. | |||
| ۲. تهيهٔ نگاتيو رنگى از آن و چاپ به روش نگاتيو - پوزيتيو. | |||
| فيلمهاى رنگى قبل از گرفتن عکس و بعد از آن نياز به نگهدارى و مراقبت دارد. فيلم خام بايد در جاى خشک و خنگ نگهدارى شود و دو ساعت پيش از عکسبردارى در حرارت عادى محيط قرار گيرد. پس از عکسبردارى نيز در اولين زمان ممکن ظاهر شود. |
نورسنج
| اختراع نورسنج بعد از دوربين عکاسى اتفاق افتاد. نورسنج اوليه يک پرتوسنج واين بود؛ که در آن يک تکهٔ کوچک کاغذ حساس در ميان ناحيههاى قياسى خاکسترى مايل به سبز مىچرخيد. که يکى براى نور خورشيد و ديگرى براى روشنايى کم ساخته شده بود. اين نورسنج بسيار دقيق بود. | |
|
|
|
| نورسنج دستگاهى است که کمّيت نور را مىسنجد و برحسب قدرت فيلم، سرعت / دياگرام مناسب و قابل استفاده را نشان مىدهد. | |
| در نورسنجهاى مستقل باترىدار،حساسيت خيلى زياد است؛ حتى در نورهاى ضعيفتر از يک لوکس نيز مىتوانند عمل نمايند. مزيت اين نورسنجها حساسيت زياد آنهاست و مشکل آنها تنها لزوم تعويض باترى است. | |
| نوع ديگر نورسنجهاى مستقل، نورسنجهاى سِلِنيوم است که کاربرد کمترى نسبت به نورسنجهاى باترىدار دارد. | |
|
|
|
| امروزه غالب دوربينها مجهز به سيستم نورسنجى خودکار هستند که در بدنهٔ دوربين قرار دارد و ميزان دقيق نوردهى را تشخيص مىدهند. نورسنجى در اين نوع هميشه به روش نور منعکس صورت مىگيرد که بعد از گذشتن از عدسى انجام مىشود. در دوربينهاى پيشرفتهتر، محاسبهٔ نور در کنارههاى تصوير نيز انجام مىشود. در دفترچهٔ راهنماى دوربينها معمولاً توضيحات مفصلى راجع به طرز استفاده از نورسنج نوشته شده که بايد مورد توجه قرار گيرد. اين نوع نورسنجها به نورسنجى از داخل عدسى معروفند. نحوهٔ کار اين نورسنجها به اين ترتيب است که نور منعکس شده از صحنه را دريافت مىکنند و براساس يک تن مايهٔ خاکسترى رنگ متوسط براى عکس نهايي، درجاتى را مشخص مىکنند. | |
| نورسنجى يکى از عوامل مهم در هنر عکاسى است. دستگاههايى که مجهز به نورسنج داخلى هستند با انتخاب يک عامل، عامل دوم را تنظيم مىنمايند. فرضاً اگر دياگرام قبلاً انتخاب شود، دستگاه نورسنج، سرعت شاتر را تنظيم مىکند. | |
| در گذشته نورسنجهاى مستقل بکار مىرفتند ولى امروز حتى بعضى از دستگاههاى عکاسى حرفهاى نيز مجهز به نورسنج داخلى هستند. اما عکاسان حرفهاى ترجيح مىدهند که وقتى از دستگاههاى بزرگ استفاده مىکنند از نورسنج جداگانه استفاده کنند. | |
| هنگامىکه از تلاش الکترونيک بهعنوان منبع نور در عکاسى استفاده مىشود، با عاملى بهنام عدد راهنما سروکار خواهد بود که اين عدد براى هر فلاش با در نظر گرفتن حساسيت فيلم مورد استفاده داراى مقدار ثابتى است. اين اعداد توسط کارخانه سازنده دستگاه فلاش بهصورت جدول در اختيار مصرفکنندگان قرار مىگيرد و با يک روش ساده، بهکمک اين عدد و يک عمل تقسيم، ديافراگم مورد لزوم بهدست مىآيد. |
لوازم جانبی دیگر
| در عکسبردارى شرايط مختلف، براى نتيجهگيرى بهتر، استفاده از وسايلى ضرورت مىيابد که بسيار متعدد و متنوع هستند. | ||
|
|
||
|
||
| آفتابگير حلقهاى است از جنس پلاستيک يا فلز که بر روى عدسى بسته مىشود و از تابش پرتوهاى مزاحم به سطح خارجى عدسى جلوگيرى مىکند. | ||
|
||
| زمانى که عکاسى با سرعت کمتر از ۳۰/۱ ثانيه گرفته شود براى جلوگيرى از تأثير لرزش دست، دوربين را روى سهپايه سوار مىکنيم و از يک دکلانشور بلند و نرم بمنظور اطمينان بيشتر استفاده مىکنيم. براى مصارف عادي، يک دکلانشور ۲۵ سانتىمترى کفايت مىکند، ولى براى موارد خاص از دکلانشورهاى تا چندين متر نيز مىتوان بهره برد. دکلانشور بلند سيمى است در ميان يک غلاف فنري. | ||
|
||
| در سرعتهاى کمتر از ۳۰/۱ ثانيه دوربين را بايد روى سهپايه سوار کرد. مخصوصاً اگر اسلايد گرفته شود. سهپايه بايد محکم، سبک و قدرت نگهدارى متناسب با وزن دوربين را داشته باشد. |
هنر عکاسی
| هنر عکاسى در ميان هنرهاى کاربردى از ظرافت، دقت و اهميت خاصى برخوردار است. فتوگرافى از دو بخش photo به معنى نور و Graphic به معنى ثبت کردن مىباشد که مجموعاً ثبت کردن نور يا نورنگاري، در واقع به معنى عکاسى و عکسبردارى است که با استفاده از وسايل فيزيکى و شيميايى تصاوير دنياى خارج را مىتوان ثبت کرد. بنابراين عکاسى نور است که خود يکنوع انرژى است. | |||
|
|
|||
| عکاسى فىنفسه وسيلهاى است که در آفريدن کار هنرى از آن بهره گرفته مىشود. عکاسى در عرصهٔ خلاقيت با هنر وجه اشتراک دارد؛ زيرا هرگونه کار عکاسى با دخالت ماهيتاً با دخالت نيروى تخيل انجام مىشود. هرعکس، حتى يک عکس فورى که تصادفاً گرفته شده باشد، بازتابى از نوعى سازماندهى تجربه و ثبت يک صورت ذهنى است. به اين ترتيب، موضوع و سبک هر عکس، از دنياهاى درونى و بيرونى شخص عکاس خبر مىدهد. | |||
| دوربين معمولاً چيزى بيش از يک وسيلهٔ ثبت در نظر گرفته نمىشود؛ اما عکاسى بههيچوجه يک وسيلهٔ خنثى نيست. هرعکسي، تفسير دوبارهاى از جهان پيرامون ماست و ما را عملاً بر آن مىدارد که اين جهان را به شکلى جديد ببينيم. | |||
|
|
|||
« درک عکس »
لذت عکاسی به جهت باز تولید موقعیت های زندگی انسان، هنگامی ما را به وجد می آورد که با هر بار دیدن و تعمق در آن، نکات تازه ای را کشف کنیم. تصاویر با ما سخن می گویند و ما با همهٔ ادراک ذهنی امان به اطراف خود بیشتر دقیق می شویم.
عکس ها همیشه حرفی برای گفتن دارند و بدون هیچ واسطه ای چیزی را حکایت می کنند، چگونگی تعبیر و برداشت حرف اصلی یا پیام هر یک از عکسها به مخاطب بستگی دارد که با چه انگیزه ای از عکس ها استفاده می کند؟ دارای چه میزان سواد بصری است ؟ ارتباط احساسی شخصی او با این آثار چیست؟ و در نهایت از دیدگاه هنر چه برداشتی از آن دارد؟
جدا از تصاویری با مضامین اجتماعی که راحت و مستقیم با مخاطب ارتباط برقرار می کنند، عکس هایی نیز هستند که رازهایی را در خود نهفته دارند و عدم آگاهی از عناصر اولیهٔ زیبایی شناسی و تجربی دیدن، فاصله زیادی بین اثر و مخاطب ایجاد می کند ، که در این راه مطالعه و مکاشفه و همچنین دیدن عمیق تر کمک می کند زوایای پنهان آثار آشکار شده و نظریه های متفاوتی ارائه شود. در این مورد ((امبرتو اکو)) یک اثر هنری را اثری ( گشوده و باز ) می خواند و اعتقاد دارد که مخاطبان می توانند برداشت های متعددی از آن اثر داشته باشند. ۲
از آنجا که تاثیر بصری آثار هنری بیش از هر کلامی ، ذهن جستجوگر مخاطب را به چالش می کشاند ، هنر مندان عکاس نیز باید با ساماندهی ، وحدت و استفادهٔ آگاهانه از عناصر ساختاری آثار خود و ایجاد ارتباطی معنایی و درونی تلاش کنند و شرایط درک بالاتری را برای مخاطبین فراهم آورند .
همهٔ عکاسان افکار زیادی در مورد موضوع عکس هایشان دارند ، برخی از این افکار خیلی سریع نتیجه می دهد و برخی دیگر مرتباً ذهن او را به خود مشغول می کند .
یک عکاس باید قوهٔ درک بالایی داشته باشد تا بتواند در کوتاهترین زمان ممکن که کسری از ثانیه است ، لحظات مناسبی از زمان را منجمد سازد .
در زندگی روزمرهٔ ما بعضی از موضوعات بی اهمیت کمتر به چشم می آید، ولی چنانچه در نوع انتقال آن که از صافی ذهن هنرمند عکاس عبور نموده و در ساختاری منسجم و دقیق از ترکیب فرم ها و عناصر زیبایی شناسی اهتمام شود، آن را از یک انتقال سادهٔ تصویری به اثری گویا ،ماندگارو هنری تبدیل می کند.
و این مانند همان کلماتی است که به تنهایی فقط کلمه و واژهٔ متشکل از چند حرف هستند ولی وقتی به درستی و از ورای اندیشه ای کنار هم می نشینند ، جمله ای را می آفرینند که می تواند بر روح و روان آدمی تاثیر بگذارد و یا سرمشق انسانها در راه و روش زندگی باشد .
در هر حال یک هنرمند در ارائهٔ موضوعات بایستی وسعت ذهن خود را گسترش دهد تا دید بازتری در بیان آنها بیابد . عکس ها در ابتداء با خود هنرمند به گفتگو و مکاشفه می پردازند ، چه زمانی که هنوز دکمهٔ شاتر دوربین خود را نفشرده و چه هنگامی که در برابر اثر عکاسی شده به تفکر می پردازد.
برداشت ها، کشمکشها و فعالیت های ذهنی ما در رسیدن به تصویری واحد مرتباً در تغییر است و آنچه در هنر عکاسی ذهنیت هنرمند را به عینیت متجلی می سازد حاصل تفکر و اندیشهٔ اوست .
۱- عکاسان بزرگ جهان – برایان کو – ترجمهٔ پیروز سیار – ص ۱۸۷
۲- Umberto Eco , oeuver Ouverte ۱۹۶۵
آرامش ، ابزاری لازم در عکاسی تبلیغاتی
آشنایی با ISO و حساسیت بالا
اگرچه در دوربین ههای دیجیتال معمولی که سنسورهای کوچکی دارند. با افزایش ISO از ۱۰۰ کیفیت تصویر هم افت می کند. حقیقت این است که هر چه ISO بیشتر باشد نویز تصویر هم بیشتر است.
همانطور که ذکر شد با چند استثنا فقط دوربین هایDigital Single Reflex) DSR) با ISO بالا می توانند عکس های واضحی بگیرند.
● بهینه سازی سنسورها
کارخانه های سازنده در حال انجام بهینه سازی هایی بر روی سنسورها هستند. یکی از این کمپانی ها Fojifilm است که با تولید سنسورهای Super CCD به موفقیت هایی در این زمینه دست پیدا کرده است. البته همه دوربینهای ساخت کمپانی Fojifilm دارای این تکنولوژی نیستند. سنسورهای Super CCD نور بیشتری را با نویز الکتریکی کمتر می بینند. به طوریکه عکس های با ISO ۴۰۰ شفافتر می شوند. و حتی عکس هایی که با ۸۰۰ــ ISO با این دوربین ها گرفته شده اند قابل قبول و قابل استفاده هستند. و عکس هایی که ۱۶۰۰ــISO گرفته شده اند دارای نویز هستند و جزئیات کمی از تصویر از بین می رود.
● مشکلات استفاده از مود حساسیت بالا
بعضی از دوربینهای یک مود برای حساسیت بالا دارند که در نور کم فعال می شود. این مود یا وضعیت با توجه به نور به طور اتومات ISO بالاتر را انتخاب می کنند. در بعضی از دوربین های دیجیتال زمانیکه ISO بالا را انتخاب می کنید به طور اتومات رزولوشن عکس را کاهش می دهد. مثلاً اگر دوربین شما ۶ مگاپیکسل باشد با ISO بالا ممکن است رزولوشن عکس ۳ مگاپیکسل شود.
● کاهش نویز و ISO بالا
دوربین های دیجیتال برای اصلاح نویز از یک نرم افزار کاهش نویز یا Noise Reduction استفاده می کنند. ولی این خاصیت می تواند کمی تصویر را تار کند. به این ترتیب شما جزئیات ریز عکس را از دست می دهید و لکه های رنگی در تصویر شما ظاهر می شود. هر چه ISO را بالاتر ببرید سیستم کاهش نویز فعالتر می شود و در نتیجه لکه های بیشتر و جزئیات کمتر در عکس خواهد داشت.
حال چگونه از ISO بالا استفاده کنم.
اگر دوربین دیجیتالی دارید که به راحتی می توان آنرا ثابت نگه داشت تا حد امکان از ISO بالا استفاده نکنید. برای یک عکس مهم که باید در نور کم گرفته شود از ISO پایین و سه پایه برای دوربین خود استفاده کنید.
زمانیکه در نور کم عکاسی می کنید بهتر است ISO را خود انتخاب کنید تا اینکه اجازه دهید دوربین مقدار ISO را برای شما انتخاب کند. دوربین خود را با بالاترین ISO ها انتخاب کنید تا بیشترین ISO موررد قبول شما مشخص شود.
آشنایی با تکنیک پانینگ (افقی چرخاندن دوربین)
تلاش برای عكاسی از هر گونه سوژه متحرك بدون داشتن اندك دانشی از سرعتهای شاتر نتایجی ناامیدكننده برای شما به ارمغان میآورند. این تصاویر معمولا یا با سوژهای غیر قابل تشخیص تار میشوند یا سوژه اساسا در تصویر وجود نخواهد داشت چون به محض فشردن دكمه شاتر، سوژه از قاب تصویر خارج شده است.
چنانچه به نكات ذیل توجه كنید براین مشكلات رایج دنیای عكاسی اكشن غلبه خواهید كرد.
تمامی دوربین ها با استفاده از كنترل های دیافراگم و سرعت شاتر، مقدار نوری كه به فیلم یا حسگر می رسد را تنظیم میكنند. دیافراگم مقدار نوری كه وارد دوربین میشود و سرعت شاتر مقدار زمانی كه نور به سطح فیلم تابانده می شود را كنترل میكنند. در اینجا سرعت شاتر است كه ما برای تكمیل تكنیك پانینگ خود از آن استفاده میكنیم.
سرعت شاتر به صورت كسرهایی از ثانیه اندازه گیری میشود. سرعتی پایین ای بسا ۱/۱۵ (یك پانزدهم) ثانیه یا آهسته تر باشد و سرعتی سریع ممكن است هر سرعتی بالاتر از ۱/۱۲۵ (یك یكصدوبیست و پنجم) در نظر گرفته شود. برای عكاسی از سوژه های در حال حركت چندین گزینه در اختیار دارید. بدیهی ترین آنها انتخاب سرعت شاتری سریع برای تثبیت یا فریز كردن سوژه است. چنانچه سرعت شاتر سریعتر از سرعت سوژه باشد احتمالا آن را در مسیرش متوقف می كنید اما این گزینه یك نقطه ضعف دارد. اگر ماشین در حال حركتی را در مسیرش متوقف كنید ایستا به نظر خواهد آمد و فاقد تأثیر خواهد بود. تكنیك بهتر انتخاب سرعتی آهسته تر و ردگیری سوژه به هنگام عكاسی است. این كار پانینگ نام دارد.
پانینگ تكنیكی قوی برای عكاسی اكشن است و اگر دقیق انجام شود سوژه اصلی شفاف و پیش زمینه تار خواهد بود. رمز كار ردگیری سوژه است به هنگامی كه از مقابل شما عبور میكند و تداوم آن همچنانكه دكمه شاتر را فشرده اید تا حتی پس از آنكه عكس را می گیرید.
چنانچه با همان سرعت سوژه به صورت افقی بچرخید تصویر به شكل شفاف در مقابل پیش زمینه تار جالبی ظاهر خواهد شد. برای اطمینان از كسب نتیجه ای خوب پاهای خود را ثابت نگاه دارید و نیم تنه بالایی خود را با دنبال كردن سوژه بچرخانید. دوربین خود را در نقطه ای كه سوژه تان عبور خواهد كرد فوكوس كنید تا مطمئن شوید كه تصویری شفاف خواهید گرفت. همچنین مطمئن شوید كه پیش زمینه خیلی نورانی نیست و سایه ندارد چرا كه باعث ایجاد اثراتی اشباح مانند یا رگه هایی از نور در تصویر خواهد شد. پیش زمینه ای تاریكتر بهتر است.
سرعت شاتر صحیح را بدست آورید – در این مورد حدود ۱/۱۵ (یك پانزدهم) ثانیه و پیش زمینه بلور خواهد بود چرخها تا حدی بلور شده اند و ماشین شفاف است و در حال حركت به نظر می رسد.
در اینجا سرعت سریعتر ۱/۶۰ ( یك شصتم) ثانیه مورد استفاده قرار گرفته است، من میتوانستم با سرعتی حدود ۱/۸ تا ۱/۱۵ ثانیه این كار را انجام دهم اما می خواستم ترشحات آب شفاف به نظر برسند.
بسته به سرعت و فاصله سوژه از سرعت شاتری میان ۱/۸ (یك هشتم) و ۱/۱۲۵ (یك یكصدو بیست پنجم) استفاده كنید. شاتر را زمانی فشاردهید كه سوژه به نقطه میانی در طی مسیر پانینگ (چرخش افقی) شما رسیده است تا اطمینان یابید سوژه در بهترین وضعیت قرار دارد و تلاش كنید تا بدون بالا و پایین كردن دوربین كه منجر به تار شدن سوژه می شود سوژه را ردگیری كنید. بسیاری از دوربینهای خودكار یك override دارند بنابر این شما می توانید به طور دستی سرعت شاتر را تنظیم كنید. در غیر این صورت ممكن است مجبور شوید از یك فیلتر تراكم خنثی (Neutral Density) برای كاهش مقدار نوری كه به فیلم میرسد استفاده كنید. برای دوربینهای كامپكت میتوانید ورقی از ژل نوررسانی (Lighting Gel) ND تهیه كنید و آن را به اندازه لنز دوربین بریده و بر روی آن بچسبانید.
ردگیری سوژه ای كه در خط مستقیم قرار ندارد به هنگام پانینگ نیازمند مراقبت است. در اینجا من مجبور بودم سوژه را در قوسی ردگیری كنم كه توسط تاب ساخته شده بود تا مطمئن شوم كه سوژه شفافتر از پیشزمینه است. سرعت ۱/۴ (یك چهارم) در اینجا مورد استفاده قرار گرفته و حسی بی نظیر از حركت خلق كرده است.
چنانچه از دوربین دیجیتالی استفاده می كنید كه هم منظره یاب LCD و هم منظره یاب نوری دارد از منظرهیاب نوری آن استفاده كنید چراكه هنگام دنبال كردن سوژه در این سرعت LCD بربده بریده به نظر میرسد و ردگیری دقیق سوژه را مشكل میسازد.
در اینجا سه نمونه از چیزهایی كه می توانند باعث اشتباه شوند نشان داده شده است. بالا سمت چپ نگاهی ایستا به ماشینی را نشان می دهد كه ناشی از سرعت خیلی زیاد شاتر است. در وسط به چیزهایی دقت كنید كه میتوانند وارد مسیر پانینگ شما شوند. در اینجا درختچه راه دید را بسته است. تصویر بالا سمت راست از LCD دوربین دیجیتال استفاده شده است. این مطلب به اضافه پاسخ كاربر (عكاس) و تاخیر ناچیز شاتر باعث از دست دادن حركت شده است.
تكنیك دیگری كه می توانید امتحان كنید همزمانی آهسته فلاش است كه در آن از سرعت پایین شاتر و فلاش استفاده میكنید. فلاش به محض زده شدن سوژه در حال حركت را منجمد می كند و سرعت طولانی شاتر ما را مطمئن می سازد كه پیش زمینه تار می شود. این تكنیك نیز نیازمند كسب سرعت مناسب پانینگ است. با سرعت بسیار آهسته همانطور كه می بینید رد دوچرخه هم زیاد است و با پیش زمینه تار مخلوط شده است (تصویر سمت چپ). با سرعت خیلی زیاد همه چیز فریزمی شود ( تصویر سمت راست). سرعت مناسب حدود ۱/۸ تا ۱/۱۵ ثانیه است.
آشنایی با عکاسی از طبیعت
در عکاسی از طبیعت، هنرمند نسبت به عکاسی خبری و یا عکاسی مستند بیشتر به دنبال ارزشهای زیبایی شناسانه عکس است.
▪عکاسی از منظره:
این نوع از عکاسی برای نشان دادن زیباییهای دنیای طبیعت ایجاد شده است. بیشتر عکاسان طبیعت کوشیدهاند تا جاهایی را به نمایش بگذارند که حضور بشر در آن در کمترین حد ممکن باشد. موضوعات در عکاسی از طبیعت شکلهای زمین، آب و هوا و بازی با نورها است.
آبشارها به اندازه دورنمای کوهها برای عکاسان محبوبیت دارند. این مناظر بیشتر اوقات برای نشان دادن طبیعت با استفاده از فیلترهای پلاریزه ( برای ایجاد تضاد در رنگها و سایهها استفاده میشوند) انتخاب میشوند.
برای عکاسی از چشماندازها عکاسان معمولا از لنز واید (مخصوصا ۲۴ و ۳۵ میلیمتری)، سه پایه و بستهترین دیافراگم (۱۱ تا ۲۲) برای بدست آوردن بیشترین عمق میدان استفاده میکنند.
بسیاری از عکاسان برای اینکه جزئیات بیشتری را در عکسهای خود ذخیره کنند اندازه متوسط و یا بزرگ را انتخاب میکنند هر چند امروزه دوربینهای SLR و غیر حرفهای و کوچک بیشترین عکسهای طبیعت را ثبت میکند.
عکاسی از منظره وسیله ارزشمندی برای نظارت بر محیط زیست است. عکاسی از منظره می تواند روند تدریجی تخریب محیط زیست را در دید عموم قرار میدهد. بسیاری از عکسهای این افراد برای سازمانهای حافظ محیط زیست بسیار مفید است.
سازمانهای مسئول از عکسهای حرفهای و غیر حرفهایهای را برای محافظت از محیط زیست استفاده می کند. www.EarthJustice.org یکی از این سازمانهای موفق محافظت از محیط زیست است. این سازمان صفحهای در وب سایت خود دارد که در آن عکسهایی از چشم اندازهایی که این سازمان موفق به حفظ آن شده است قرار داده است. سازمان صلح سبز یکی از شناخته شدهها در این بین است که تقویم سالانهای از عکسهای عکاسان منظره چاپ کرده است.
▪ عکاسی از حیات وحش:
در عکاسی از حیات وحش، عکاس به دنبال به تصویر کشیدن حیوانات جالب به همراه حرکاتی مانند غذا خوردن یا جنگیدن آنها است. اگرچه عکاسی از حیات وحش و یا شکار برای دنیای عکاسی تکرای است.
تکنیک عکاسی از حیوانات با عکاسی از منظره فرق بسیاری دارد. برای مثال در عکاسی از حیات وحش دهانه باز لنز برای دستیابی به سرعت بالا و ثبت سوژه در حال حرکت و محو کردن پس زمینه استفاده میشود در حالی که عکاسان از طبیعت بیشتر به دنبال عمق میدان هستند.
در عکاسی از حیات وحش عکاسان لنز تله و در عکاسی از منظره بیشتر از لنز واید استفاده میکنند. بنابراین عکاسان حیات وحش بیشتر احتیاج به سه پایه دارند. آنها همچنین برای این که بتوانند به حیات وحش نزدیکتر شوند احتیاج به وسایلی برای استتار دارند.
▪ عکاسی از بافتها یا ماکرو
عکاسی ماکرو به عکاسی از نمای نزدیک معروف است. به هر حال این نوع عکاسی در عکاسی از طبیعت نیز کاربرد دارد.
عکاسی از زنبورها، سنجاقکها، مورچهها و کلا حشرات به عنوان بخش عمدهای از حیات وحش موضوعات عکاسی ماکرو را شامل میشود.
بسیاری از عکاسان نسبت به عکاسی از بافت سنگها، تنه درختان، برگها و هر چیز کوچک دیگری در طبیعت ابراز علاقه میکنند. بسیاری از این تصویرها انتزاعی هستند. گیاهان کوچک و قارچها نیز موضوعات جذابی در عکاسی ماکرو هستند.
آنسل آدامز، گلن روئل، فرانس لنتینگ، کلاید بوچر، آرت ولف عکاسانی هستند که هنر عکاسی از طبیعت را تجلی دادهاند.
آیینه شکسته ای از دنیا
پذیرش این نکته که عکس ، پرداخته عکاس است نه بازتاب واقعیت ، دلیل اصلی و اساسی حضور این رسانه در جهان هنر است و از این روست که عکاسی از لحاظ فرهنگی و هنری ، تعریف روشن و گویایی پیدا می کند. در حال حاضر ، بیشتر مراکز فرهنگی و موزه های هنری ، در چارچوب برنامه های نمایشی خود ، بخش عکس را نیز گنجانده اند ؛ بنابراین تعجب آور نیست اگر امروز عکاسان احساس غرور می کنند و به خود می بالند.
اما امروزه حضور عکاسی در صحنه جهانی ، دور از ماهیت خالص و بی آلایش سالهای آغازین اختراع آن است ؛ چرا که تفاوت میان حقیقت و تصویر صرف ، میان تجربه دست اول و دست دوم و میان مشاهده علنی و دزدکی را از بین برده است. سوزان سونتاگ در کتابی درباره عکاسی ، این موضوع را به صراحت روشن کرده و می گوید عکس توانسته است با نشان دادن هر چیز به شکلی سوررئالیستی ، جوهر حقیقت را کمرنگ تر و یا کاملا بی رنگ کند و به مرور زمان بینندگانی به وجود آورده است که با تصویر بیگانه اند.
امروزه ردپای تشویشی عمیق را در دنیای هنر عکاسی می توان دید که تا حد زیادی ناشی از جریانی است که آغازگر آن اندی وارهول بود و با ظهور پست مدرنیسم در عکاسی ، به اوج خود رسید . امروزه نه فقط نمی توان عکسی را یافت که در آن از دست هنرمندانه ای استفاده شده باشد؛ بکله تصاویر عکاسی یا فرهنگ عوام را به نمایش می گذارند یا خود عوام زده اند. عکاسی فوری ، عکسهای مد و عکسهای تبلیغاتی ، ابعاد زندگی روزمره را در برگرفته اند و ماهیت و اصالت هنر بی رنگ شده است.
این عقیده که در عکاسی فقط شبحی از حقیقت باقی مانده است نظریه ای است که بسیاری سرسختانه از آن دفاع می کنند . رولاندبارت ، عکس را منظری از دنیا نمی داند؛ بلکه آن را مظهر و بیانگر نوعی فرهنگی تلقی می کند. چنین نگرشی ، بیانگر این نکته است که امروزه هنرمندان عکاسی ، علاقه چندانی به سنتهای هنر زیبای عکاسی نشان نمی دهند .
شاید کسی تصور کند عکاسان معاصر، خود برخلاف عکاسان قرن نوزدهم ، بیشتر تمایل دارند کارهایشان به مثابه یک کار هنری ارزیابی شود. اما عکاسی با نقاشی ، مجسمه سازی و هنر طراحی نقاط مشترکی دراد. گرچه پیروان مکتب امپرسیونیسم همیشه سعی می کردند میان بوم نقاشی و تصویری که دوربین می گیرد ، فاصله ایجاد کنند ؛ ولی عکاسانی نظیر جولیامارگارت کامرون و پیتر هنری امرسون همیشه تلاش کرده اند در کار عکاسی خود از فضای نقاشی رایج در قرن نوزدهم سود جویند و این گرایش را بعضی از عکاسان معاصر نیز حفظ کرده و کوشیده اند در عکسهای خود حس زیبا شناختی را نیز القاء کنند. اما اصرار آنها بر این که عکس ، رسانه ای است که رسالت و نقش خاص خود را دارد، ناخودآگاه باعث جدایی عکاسی از هنر شده و تاثیر عمده ای بر شیوه نگارش تاریخچه عکاسی گذاشته است.
بنابرتاریخ هنر مدرن ، هنر زیبایی عکاسی دارای هویت سبک و حرکت است . اما کتابهای تاریه هنر براحتی نقش عکاسی را در شکوفایی نقاشی به باد فراموشی سپرده اند و در عوض، در کتابهای تاریخ عکاسی ، جابه جا تاثیر سبکهای نقاشی در کار عکاسان گنجانده شده است.
پیشرفت زیبا شناختی در عکاسی تا حد زیادی وابسته به صنعت است و مثلا پیدا شدن شیشه خشک در اواخر دهه ۱۸۰۰ میلادی و یا به بازار آمدن دوربین های سبک لایکا در دهه ۱۹۲۰ میلادی ، منجر به پیدایش شکلهای تصویری تازه ای شد. به هر حال ، زمان پیش می رود و ارتباط تنگاتنگ تصاویر عکاسی با پیشرفت صنعت ، اصالت مستقلی را که در ذات این هنر است ، زیر فشار عکاسی معاصر و تحلیل هایی که از آن می شود ، قرار می دهد.
در ورای تمام کوششهایی که به منظور ارائه عکسهای هنری صورت می گیرد ، نوعی اضطراب و نگرانی ناگفته به چشم می خورد که عکاسی ، با وجود شناخت ما از این هنر ، کم کم می رود تا همانند یک عکس فوری قدیمی ، نقش خود را از دست بدهد و محو شود. آیا این ترس وجود دارد که تصاویر الکترونیکی که به کمک ویدئو و رایانه تولید می شوند، جای عکاسی را بگیرند؟ این نگرانی که تصاویر الکترونیکی ممکن است بزودی از هنر قدیمی عکاسی پیشی بگیرند، سبب شده است تا تحولی جدی را که در کار تصویربرداری به وقوع پیوسته است ، نادیده انگاریم . در دهه ۱۹۶۰ میلادی تلویزیون به عنوان یک رسانه تصویری فرهنگ غرب ، جایگزین عکاسی شد و عواقب این تحول ، بسیار گسترده بود . از دید یک فرد ، امروزه عکاسی در انعکاسی اخبار حوادث دنیا و بالاتر از این به عنوان یک وسیله تفسیری ، کارآیی کمتری دارد و مانند دیگر محصولات فرهنگی ، به موزه ها و نمایشگاه های هنری دنیا پناه آورده است . ظاهرا عکس در دنیای امروز می رود تا در رویاهایی که مجسمه سازی و نقاشی در آن شناورند ، غوطه ور شود و از این رو دیگر به قیم نیازی ندارد. اما آنچه یک نمایشگاه عکس را مستثنا می کند، این است که در ذهن مسنولان موزه ها، عکاسی مقوله ای مستقل و جایگزین ناپذیر تلقی می شود.
امروزه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که تمام جنبه های آن با استفاده از تصاویر عکاسی ، به صورت رمز درآمده است. این تصاویر ، محصول طبیعی و بی آلایش عدسی دوربین نیستند؛ بلکه نشانه هایی از دانش بشری را هم در خود دارند. عکاسی به دلیل گسترش روزافزونش، اهمیت خاصی یافته و معنا و مفهومی وسیعتر از آنچه دنیای عکاسی در گذشته داشته ، پیدا کرده است .
به همین دلیل است که امروزه فقط معدودی از عکاسان هنری برای یافتن موضوع ، جهان را زیر پا می گذارند و از این روست که سنت و روش عکاسانی ، نظیر هانری کارتیه برسون ، یوجین اسمیت و رابرت فرانک دیگر آن اعتبار و اهمیت احساسی و عاطفی اش را از دست داده است.
با توجه به شیفتگی امروز در برابر عکسهای رسانه ها به عنوان نشانه های فرهنگی و نارضایتی روزافزون از سنن مرسوم در عکاسی هنری – که از ۵۰ سال پیش به ارث رسیده است – شک و تردیدهایی جدی در مفهوم هنری عکاسی بروز کرده است. اگر عکاسی می خواهد در قرن پیش رو نیز به حیات خود ادامه دهد، باید بسیار آگاهانه تر از امروز و فراتر از تقلید باشد. در این صورت ، عکاسی بیشتر هنری خواهد بود تا آیینه ای از دنیا.
از فیلم تا سنسور
دوربین عكاسی دیجیتال یك دوربین عكاسی معمولی است كه در آن یك سنسور نوری پیچیده جای فیلم عكاسی را گرفته است. نور (كه با باز و بسته شدن پرده شاتر در دوربین های اپتیكال به سطح حساس به نور فیلم می تابید و باعث نقش بستن تصویر بر روی فیلم می شد) در دوربین های دیجیتال روی سنسور نوری تابیده می شود. این سنسور نوری پیچیده، یك شبكه از سنسور های نوری ریزتر است كه هر نقطه از آن وظیفه ثبت نور و رنگ یكی از نقاط تصویر را بر عهده دارد. نورهای رسیده به سنسورها در قالب سیگنال های الكتریكی به اطلاعات دیجیتال تبدیل می شوند و در انتها این اطلاعات به صورت یك فایل تصویری روی حافظه دوربین ذخیره میشوند.
تاریخچه دوربین های عكاسی دیجیتال به زمانی باز می گردد كه اولین سنسورهای ثبت تصاویر ابداع شد. سال ۱۹۵۱ اولین سنسور ثبت دیجیتال تصاویر در یك دستگاه ضبط ویدیویی بكار رفت. استفاده از كامپیوتر در آن زمان هنوز رایج نشده بود و این دوربین ضبط ویدیویی، تصاویر را روی نوار ذخیره می كرد.
در طول دهه ۶۰ میلادی، ناسا اولین تلاش ها برای استفاده از سنسورهای دیجیتال (به جای آنالوگ) را برای ثبت تصاویر سطح ماه آغاز كرد و با گسترش كامپیوتر، برای پردازش و بهبود تصاویر دریافتی، از كامپیوتر بهره جست. استفاده دیگر ثبت دیجیتالی تصاویر در آن زمان ماهواره های جاسوسی بودند و تلاش در جهت گسترش این شاخه، دانش ثبت تصاویر دیجیتالی را تا حد زیادی گسترش بخشید.
اختراع اولین «دوربین بدون فیلم» در سال ۱۹۷۲ به نام كمپانی تگزاس اینسترومنت ثبت شده است. در آگوست ۱۹۸۱ «مپانی سونی اولین نمونه تجاری دوربین های عكاسی دیجیتال را با نام Sony Mavica وارد بازار نمود. این دوربین تصاویر را روی یك مینی دیسك ذخیره می كرد و این مینی دیسك از طریق یك دیسكخوان ویدیویی ویژه به تلویزیون و پرینتر متصل می شد. اگرچه نمیتوان Sony Mavica را یك دوربین عكاسی دیجیتال نامید، اما در واقع این دوربین آغازگر نهضت دوربین های دیجیتال عكاسی بود.
در اواسط دهه ۷۰ میلادی كمپانی كداك چندین نمونه سنسور حالت جامد ابداع كرد كه قادر بودند نور را مستقیماًِ به تصاویر دیجیتال تبدیل كنند و در سال ۱۹۸۶ محققین این كمپانی اولین دوربین دیجیتال عكاسی با وضوح ۱.۴ میلیون پیكسل را ابداع كردند. تصاویر دیجیتال حاصل از این دوربین در ابعاد ۱۸*۱۳ سانتیمتر با كیفیت ۱۹۰DPI قابل چاپ بود. یك سال بعد كداك هفت محصول متنوع برای ثبت، ذخیره، ویرایش و انتقال تصاویر دیجیتالی وارد بازار نمود.
فتو سی دی نیز اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط كداك به دنیا معرفی شد. این ابداع مصادف بود با پیشنهاد ارایه اولین سیستم استاندارد برای توصیف رنگ در كامپیوتر توسط این كمپانی. كداك یك سال بعد اولین دوربین حرفه ای عكاسی دیجیتال را از مونتاژ یك سنسور ۱.۳ مگاپیكسلی روی یك دوربین اپتیكال Nikon F-۳ تولید كرد.
Apple QuickTake۱۰۰ و Kodak DC۴۰ و Casio QV-۱۱ و Sony Cyber-Shot Digital Still Camera اولین دوربین های دیجیتال با قابلیت اتصال به كامپیوترهای خانگی از طریق درگاه سریال بودند كه در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ وارد بازار شدند.اگرچه سهم بزرگی از توسعه فناوری عكاسی دیجیتال متعلق به كداك است، اما نباید فراموش كرد كه مایكروسافت و كینكو نیز با همكاری كداك نقش مهمی در توسعه نرم افزارهای مورد نیاز برای ویرایش عكسها، تولید فتوسی دی و ذخیره اسناد تصویری ایفا كردند.
در این میان نباید نقش آی بی ام را به عنوان مبتكر اولین شبكه تبادل تصویر اینترنتی و هیولت پكارد را به عنوان اولین سازنده پرینترهای جوهرافشان نادیده گرفت.اكنون، با توسعه فناوری عكاسی دیجیتال، وجود كامپیوتر در دسترس عموم و گسترش شبكه اینترنت، دوربین های عكاسی دیجیتال در همه جا حضور دارند و لحظه لحظه های زندگی ما را ثبت می كنند.
استفاده از اطلاعات EXIF برای بهبود عکسها
هر تصویر شامل اطلاعات کاملی از شرایط عکسبرداری است که به شما در فهمیدن علت خوب شدن یا بد شدن عکسها کمک می کند. دراین نوشتار نحوه خواندن و استفاده از این اطلاعات برای افزایش مهارت و تجربیات عکاسی شما نشان داده شده است.
● EXIF چیست؟
فرمتEXIF یک تعریف بین المللی است که در سال ۱۹۹۵ بنیان نهاده شد و دوربین های دیجیتال ( ونیز نرم افزارهای تصویری) را قادر می سازد که مشخصات تصویر را در بخش آغازین فایل تصویر ذخیره نمایند. بخش تصویری فایل توسط هر نرم افزاری که فرمت JPEG را پشتیبانی می کند نظیر مرورگرهای وب و ویرایشگرهای تصویرقابل خواندن می باشد. اطلاعات تصویری درون فایل توسط نرم افزارهایی که برای استخراج و استفاده از داده های EXIF طراحی شده اند قابل نمایش می باشند. مرسومترین نرم افزاری که این اطلاعات را نمایش می دهد فتوشاپ ۷ به بعد و نرم افزار IPhoto۱.۱ می باشد.
معمولا نرم افزارهای مختلف چیزی کمتر از آنچه که واقعا د راطلاعات EXIF وجود دارد را نشان می دهند، مگراینکه نرم افزار مربوطه کاملا برای نشان دادن اطلاعات EXIF طراحی شده باشد. یکی از این نرم افزارهای مجانی و بسیار کامل در این زمینه نرم افزار Photo Studio می باشد که می توانید آن را از همین لینک دانلود نمایید. بااستفاده از این نرم افزار می توان تقریبا تمام اطلاعات موجود در بخش داده های فایل تصویر را خواندو در این نرم افزار اطلاعات مختلف بطریق بسیار جالبی دسته بندی شده و استفاده از آن بسیار راحت می باشد. حجم این نرم افزار ۹۴۸ KB می باشد.
ضمنا می توانید با مراجعه به سایت EXIF اطلاعات بیشتری در مورد این فرمت و نحوه نوشتن و استخراج آن در فال های تصویر بدست آورید. نرم افزار فوق از طریق این سایت نیز قابل دانلود می باشد.
● چرا به اطلاعات EXIF نیاز دارید؟
وقتی عکس می گیرید بعضی از عکسها بهتر از بقیه می شوند. چرااین طور است؟ گذشته از ترکیب بندی و موضوع سوژه، عوامل زیادی بر روی عکسها تاثیر گذارند. این عوامل می تواند ساعت عکسبرداری در روز، عمق میدان، سرعت مناسب شاتر و جبران نوری مورد نیاز باشد.
اگر به تصویر آب در حال حرکت نگاه کنید از مات شدن آب که نشانگر حرکت آن است خوشتان می آید، آیا خوب نیست تنظیم هایی که برای گرفتن این عکس انجام داده اید را بدانید تا بعدا بتوانید این جلوه را قوی تر کنید؟ قبل از اینکه عکاسی دیجیتال رایج شود عکاسان از نوشتن برای ثبت تنظیم های بکار رفته در عکس استفاده می کردند. بیشتر عکاسان از این کار بیزار بودند. اما امروزه دوربین ها تمام این اطلاعات را برای شما ثبت می کنند و عکاس می تواند بر روی گرفتن عکسهای خوب تمرکز نماید.
براساس اطلاعات متادیتا، این عکس با سرعت شاتر ۵۰/۱ و f۲.۵ گرفته شده است.توجه نمایید که در آب کمی حرکت نشان داده شده است، اما بیشتر بخشهای آب ساکن به نظر می رسد.
از طرف دیگر این عکس اثر مات بودن را بخوبی نشان می دهد. طبق اطلاعات متادیتا سرعت شاتر ۱ ثانیه در f۸ است.
با دقت در این دو عکس می توان اثر تنظیم سرعت شاتر بر روی آب متحرک را بخوبی فهمید. با سرعت ۱/۵۰ ثانیه آب تا حدی ساکن می شود و با سرعت ۱ ثانیه کاملا مات و متحرک نشان داده می شود. با این دانش دفعه بعد که بخواهیم از آب متحرک عکس بگیریم، می دانیم که برای داشتن اثر دلخواهمان روی حرکت آب از چه سرعتی باید استفاده نماییم.
ساعتی از روز که عکس گرفته می شود اثر زیادی بر روی کیفیت عکس می گذارد. ( دقت نمایید که ساعت و تاریخ دوربینتان را درست تنظیم نموده باشید). در طی مدت زمان کوتاهی در یک روز ممکن است جلوه عکس شما از زمین تا آسمان تغییر نماید.
▪ به دو عکس زیر دقت نمایید:
طبق اطلاعات متادیتا این عکس در ساعت ۱۰:۳۰ صبح گرفته شده است.
این عکس از همان منظره ولی در ساعت ۸:۱۵ دقیقه گرفته شده است. این عکس با عکسی که حدود یک و نیم ساعت بعد گرفته شده است تفاوت زیادی دارد.
هرچند این عکسها تقریبا از یک منظره هستند، ولی با هم تفاوت زیادی دارند. د رتصویر اول خورشید بالاتر بوده و بر کل منظره نور فشانی نموده و سایه روشنهای زیادی را پدید آورده است. تصویر دوم که تقریبا یک و نیم ساعت جلوتر گرفته شده بخاطر پایین تر بودن ارتفاع خورشید دارای سایه های بلندتر و خشن تری است.
با دانستن و مقایسه این مطلب اگر عکاس بار دیگر به این منطقه سفر کند بر اساس اطلاعات و استنباطی که از این داده ها دارد می داند در چه ساعتی از روز بهتر است عکس بگیرد و برای این که عکسی با سایه های فراوان و منظره نمایان تر و یا با سایه های بلند و وسیع داشته باشد باید چکار کند.
اینها دو مثال کوچک از طریقه استفاده از اطلاعات EXIF هستند. دانستن سایر تنظیم ها نظیر فلاش، جبران نوری، تراز سفیدی و تنظیم های دیافراگم (برای عمق میدان) نیز برای دانستن رمز و راز عکسهایتان بسیار مفید می باشند.
● سخن آخر
توصیه می کنم که کپی اصل عکسهای مهم تان را بصورت دست نخورده نگاهدارید. با این کار علاوه بر مدیریت درست فایلها می توان هنگام لزوم با مرور اطلاعات متادیتای عکسها به نتایج ارزشمند و تجربیات گرانبهایی دست یافت. توجه نمایید که معمولا با کوچکترین تغییر در عکسها توسط نرم افزارهای وبرایش تصویر، اطلاعات متادیتا در عکس ضبط شده از بین می رود. بنابر این مواظب باشید بعد از ویرایش تصاویر انها را روی عکس اصلی ضبط نکنید. برای جلوگیری از بروز این اشتباه حتما قبل از ویرایش تصاویر یک کپی از آنها را در جای جداگانه ای نگهداری کنید.
شاید بزودی دوربین های دارای GPS اطلاعات موقعیت مکانی عکسها را هم در بین اطلاعات EXIF ضبط نمایند. ولی تا آن زمان می توانید از همین اطلاعات که مشخصات عکستان را بیان می کند برای بهتر کردن عکسها و کسب تجربیات اززشمند در عکاسی استفاده نمایید.
استفاده از دوربین دیجیتال به جای اسکنر
برای عکس گرفتن از یک پرونده باید نور یکنواخت باشد. سایه ای رویه کاغذ نیفتاده باشد و همچنین کاغذ بدون چروکیدگی باشد. برای فراهم کردن نور کافی از یک چراغ مطالعه استفاده کنید که با زاویه ۴۵ درجه به کاغذ می تابد تا از انعکاس های مزاحم جلوگیری کنید. نور کافی برای دوربین دیجیتال بسیار اهمیت دارد اسکنر خود یک لامپ دارد که نور کافی را برایش فراهم می کند. اگر دوربین دیجیتال شما مود close up را دارد از این مود استفاده کنید دوربین را تا حد امکان به موازات پرونده خود نگه دارید تا کیفیت لازم را بدست آورید توجه داشته باشید که بعضی از دوربین ها در مود close up به خوبی عمل نمی کنند برای انجام تنظیمات لازم در صورت امکان از LCD دوربین استفاده کنید.
سعی کنید صفحه کاغذ تمام چشم انداز دوربین را بپوشاند تا از تمام رزولوشن دوربین استفاده کنید. عکاسان وایت برد ها بهتر است فلاش دوربین را خاموش کرده و از نور اتاق یا روشنایی روز استفاده کنند. این بخاطر براق بودن سطح وایت برد است که انعکاس نور فلاش مانع شکل گرفتن تصویر واضح می شود. البته نور اتاق و محل قرار گرفتن شما و انعکاس چراغ های موجود هم بسیار مهم است و باید بهترین نقطه از اتاق را از نظر انعکاس نور انتخاب کنید.