مجله عکاسی
| صفحات کتاب |
|
|
| اگرچه نور روز ملايمت، عمق و برجستگى خوشايندى به چهره مىبخشد؛ اما خوب است بدانيم که معايب و اشکالات زيادى دارد؛ مثلاً ناپايدار است و قابل کنترل نيست. اگر از نور مستقيم خورشيد بدون امکانات ملايم کردن سايهها استفاده شود، تصاويرى خشن ايجاد خواهد شد که فقط براى بعضى چهرهها مناسب است. پرترهها در سايه داراى سايهروشنهاى لطيف و خوشايندى مىشود و نور سايه براى مبتديان پرتره، مناسبترين نور است. اما متخصصين پرتره، استفاده از نور مصنوعى را ترجيح مىدهند. | |
| ابتدا بايد مدل را به دقت مطالعه کرد و او را به حالات متنوعى وادار نمود و بعد بهترين و طبيعىترين حالات را کشف نمود. بايد به دور مدل چرخيد و بهترين زوايا را پيدا کرد. بعضى عدسىهاى مخصوص پرتره، خاصيت نرم کردن تصوير را دارند و اين عدسىها، با نرم کردن کنارههاى خطوط، بعضى از معايب چهره مثل چين و چروک را نرم مىکنند و حتى گاهى نياز به روتوش را از بين مىبرند. | |
| براى دوربينهاى کوچک که امکان استفاده از عدسىهاى مزبور را ندارند، شيشههاى مخصوصى مىسازند که مانند فيلتر روى عدسى بسته مىشود و با شکست نور، نرمش لازم را ايجاد مىکند. اين شيشهها را فيلتر نرمکننده يا پخشکننده مىنامند. در عکاسى پرتره بايد از عدسىهايى که داراى فاصله کانونى بلندترى هستند، استفاده کرد؛ تا بدون نزديک شدن به چهره آن را درشت گرفت. در هر صورت نبايد بيش از ۵/۱ متر به مدل نزديک شد. بهترين عدسىها براى پرتره، عدسىهايى است که داراى فاصله کانونى دو برابر عدسى نرمال در هر دوربينى باشد. مثلاً در دوربينهاى ۳۵ ميليمترى که فاصله کانونى عدسى نرمال آنها ۵۰ ميليمتر است، براى پرتره عدسىهايى با فاصله کانونى ۸۵ تا ۱۰۵ مىسازد. در عکاسى از پرتره مىتوان از لامپهايى که مخصوص عکاسى هستند يا لامپهاى هالوژن و يا فلاش استفاده کرد. فاصلهٔ عدسى بايد روى چشمها ميزان شود. براى بعضى چهرهها، زاويه ديد بالا و براى بعضى ديگر زاويه ديد پايين مناسبةر است؛ اما اکثراً وضع متوسط يعنى برابر صورت نتيجه بهترى دارد. | |
| انتخاب زمينه نيز نقش مؤثرى در کيفيت تصوير دارد و لازم است که در زمينه تناسب و هماهنگى کاملى با مدل داشته باشد و طورى انتخاب شود که توجه را از موضوع اصلى (پرتره) منحرف سازد. | |
| منابع نور را گاهى با صفحات منعکسکننده از کاغذ يا پارچه سفيد مىتوان تکميل کرد و يا سايهها را ملايم کرد. بهرحال يک عکس چهره اگر بهدرستى گرفته شود، مىتواند عواطف و احساس شخصى و حالات روحى وى را نشان دهد. |
| هر موضوعى مىتواند تصويرى ايجاد کند با ترکيبى مناسب و زيبا؛ بهشرط آنکه وقت کافى صرف آن گردد. کمپوزيسيون تصوير يک هنر حقيقى است و عوامل بسيارى در اين کار دخالت دارند که هر يک به تنهايى مىتواند در شرايط خاص باعث موفقيت يک تصوير شود. | |||||
|
| پلانبندى و احساس بُعد |
| عدم تقارن |
نظم و ترتیب
| آنچه ما را در شکل دادن به کمپوزيسيون بيشتر عکسها راهنمايى مىکند، نظمو ترتيب است. موضوع اصلى با کمک نظم و ترتيب ارزش کامل خود را نشان مىدهد. در يک تصوير نبايد از عناصر زيادى استفاده شود و بايد تنها عناصر لازم و مثبت انتخاب شوند. وجود عناصر زياد در يک تصوير، باعث بىنظمى و آشفتگى خواهد شد. گاه مىتوان با بزرگتر نشان دادن موضوعاصلى و ايجاد عکس ساده، تمرکز بر موضوع را ايجاد نمود. |
| اصل نظم در مورد زمينه نيز بايد رعايت شود. در شروع کار بهتر است زمينههاى ساده مانند آسمان، دريا، برف، ديوار و غيره استفاده شود. با گذشت زمان و اندوختن تجربه مىتوان از زمينههاى مختلف براى ايجاد محيط مناسب استفاده کرد. براساس اصل نظم نبايد در يک تصوير چندين مرکز توجه با ارزش يکسان وجود داشته باشد؛ زيرا موجب سرگردانى نگاه بيننده خواهد شد. البته در اکثر موارد نقطهٔ توجه دومى وجود دارد که در واقع موجب تأکيد بيشتر بر ارزشهاى موضوع اصلى مىشود. |
| بهطورکلى بايد تصديق کنيم که اگر عکسى خوب ترکيب نشده باشد و عناصر آن خوب انتخاب نشده باشند و در محل صحيح خود قرار نگرفته باشند، براى بيننده خوشايند نخواهد بود. |
وحدت موضوع
هماهنگى
ارتباط بين اجزاى مختلف يک تصوير بايد بهگونهاى هماهنگ صورت بگيرد. اين هماهنگى شامل هماهنگى در موضوع، هماهنگى در خطوط، هماهنگى در رنگها و هماهنگى ارزشها و تودهها باشد. هماهنگى موضوعى مثل دريا، آسمان، ساحل و ... هماهنگى خطوط مثل ابرهاى کشيده، ساحل و ... ؛ هماهنگى رنگها مثل گلهاى شقايق ميان گندمها و هماهنگى ارزشها و تودهها مثل رشتهکوهها.
نکات لازم در آغاز کار
| گذاشتن فيلم در دوربين و بيرون آوردن آن، حتماً در سايه انجام شود. اگر در محلى هستيد که هيچگونه سايهاى وجود ندارد، از سايهٔ خودتان استفاده کنيد. |
| در هر عکسبرداري، ابتدا کادر دلخواه خود را پيدا کنيد؛ سپس فاصلهٔ خود را (دوربين) از موضوع تنظيم نماييد؛ بعد سرعت متناسب با حرکت موضوع را تنظيم کنيد و در آخر، ديافراگم را با توجه به عمق ميدان وضوح موردنظر تعيين نماييد. |
| دقت کنيد موقع گرفتن عکس بند دوربين يا انگشت شما جلوى عدسى نباشد. |
| آرنجها و بازوهاى خود را به دو طرف بدن بچسبانيد و بدون تکيهگاه در هوا رها نکيند چنانچه تکيهگاهى مانند ديوار، ميز و غيره وجود دارد از آن استفاده کنيد. |
| تکمهٔ عکسبردارى را آرام و يکنواخت فشار دهيد. |
| بعد از هر عسکبردارى فيلم را جلو ببريد. در دوربينهايى که پيش رفتن فيلم فنرهايى را خواهد فشرد و دوربين را براى عکس بعدى در حالت آماده قرار خواهد داد، اين کار را فقط لحظهاى پيش از گرفتن عکس انجام دهيد. زيرا پس از شارژ کردن يا تعويض فيلم ممکن است از گرفتن عکس منصرف شويد و نيز مدتها در حالت فشردگى باقى بماند؛ و بهتدريج قدرت و صحت خود را از دست بدهد. در صورت چنين موردي، بهتر است شارژ آن را خالى کنيد. يعنى بدون گرفتن عکس تکمهٔ عسکبردارى را فشار دهيد. در برابر سلامت دوربين يک کادر ارزشى ندارد. |
| در زمانهايى که به دوربين احتياجى نداريد آن را در کيف قرار دهيد و عدسى آنرا هميشه تميز نگه داريد. براى پاک کردن عدسى از فرچهٔ نرم مخصوص و کاغذ عدسى پاککن استفاده کنيد و از بکارگيرى پارچههاى نرم يا جير يا مايعات خوددارى کنيد. |
| اگر کنار دريا رفتيد، دوربين را با کيف درون کيسهٔ نايلون بگذاريد؛ تا ماسههاى مرطوب به گوشه و کنار آن بچسبد و باعث رنگزدگى بخشهاى فلزى آن نشود. ممکن است در موقع پاک کردن عدسي، وجود ماسه خراشهاى غيرقابل جبرانى ايجاد نمايد. |
| ◊ دوربینعکاسی |
| ◊ فلاش |
| ◊ فیلترها |
| ◊ فیلمها |
| ◊ لوازم جانبی دیگر |
| ◊ نورسنج |
دوربین عکاسی
| دانشمندان نخستين بار در جعبهٔ تاريک بود که موفق به ديدن تصوير شدند و براى ثبت و ضبط آن کوشيدند. جعبه تاريک محفظهاى است که يک سمت آن سوراخ ريزى دارد که نور را به داخل جعبه هدايت مىکند. شعاعهاى نور وقتى به ديوارهٔ انتهاى جعبه که روبروى سوراخ است، مىتابند، تصوير معکوسى تشکيل مىشود. | ||||
| دوربين در آغاز چيزى نبود جز همين اتاق تاريک و بهتدريج پيچيدهتر و کاملتر شد. امروزه دوربين دستگاهى است مکانيکى - الکترونيکى که عمل کنترل و تنظيم نور را انجام مىدهد. تمام دوربينهاى مختلفى که امروزه در دسترس همگان قرار دارد در اساس با هم مشابه هستند. دوربينهاى عکاسى در واقع شبيه چشم انسان کار مىکند. در سالهاى اخير در ساختمان دوربين پيشرفتهاى زيادى حاصل شده است. | ||||
|
||||
|
|
||||
اجزاء دوربین
| هر دوربين عکاسى از اجزاء و قسمتهايى تشکيل يافته که عبارتند از: | ||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
||||||||||||||
|
||||||||||||||
| ۱. نام | ||||||||||||||
| ۲. قدرت | ||||||||||||||
| آخرين درجهٔ گشادى ديافراگم هر عدسى معرف قدرت آن است که به اين شکل نشان داده مىشود. | ||||||||||||||
|
||||||||||||||
| هرچه عدسى بيرونى لنز بزرگتر باشد، ديافراگم نيز بيشتر مىتواند باز شود و در نتيجه لنز از قدرت نورگيرى بيشترى برخوردار خواهد شد. پس يک عدسى f۱/۲ قوىتر از يک عدسى f/۱/۸ خواهد بود. | ||||||||||||||
| ۳. فاصلهٔ کانوني | ||||||||||||||
| روى حلقهٔ جلوى لنز در کنار رقم قدرت، عدد ديگرى وجود دارد که نشاندهندۀ فاصله کانونى آن است.فاصله کانونى فاصلهاى است ماين نقطهٔ انکسار نور و تصوير واضح موضوعى که در بىنهايست واقع شده است. | ||||||||||||||
| عدسىهاى تشکيلدهندهٔ يک لنز که هر يک داراى کانون جداگانهاى هستند وقتى با هم ترکيب شوند، کانون مشترکى پيدا مىکنند که فاصلهٔ آن از مرکز اُپتيک لنز روى حلقهٔ لنز نوشته مىشود. هر لنز زاويه ديد خاصى دارد که هرچه در داخل آن قرار گيرد عکسش گرفته مىشود. هرچه فاصله کانونى کوتاهتر باشد، زاويه ديد بازتر خواهد بود و هر قدر فاصله کانونى بلندتر باشد زاويه ديد بستهتر خواهد شد.اندازه تصوير بستگى به فاصله کانونى دارد و فاصله کانونى و اندازه تصوير با يکديگر رابطه مستقيم دارند. | ||||||||||||||
| لنزها برحسب فاصله کانونى آن مشخص مىشوند. همهٔ لنزها بسته به رابطهٔ بين فاصله کانونى و قطع فيلم به سه دستهٔ عمده تقسيم مىشوند: | ||||||||||||||
|
||||||||||||||
| در لنز نرمال حدود صحنهاى که در زاويهٔ ديد قرار مىگيرد. تقريباً برابر با ميدانى است که در زاويهٔ ديد مؤثر چشم انسان واقع مىشود. | ||||||||||||||
|
||||||||||||||
| از لنزهاى وايد براى عکسبردارى از مناظر وسيع و گسترده زياد استفاده مىشود. همچنين در فضاهاى کوچکى که امکان عکس گرفتن با لنز نرمال نيست از اين نوع لنز استفاده مىشود. و عمق ميدان زياد در تصاويرى که با اين نوع لنزها گرفته مىشود باعث وضوح تصوير حتى در موقع لرزش دوربين مىشود. از اينرو استفاده از اين لنز در عکسبردارى با دست آزاد بسيار مناسب است. | ||||||||||||||
|
||||||||||||||
| به لنزهايى لنز تله مىگويند که فاصلهٔ کانونى آنها بيشتر از فاصله کانونى لنزهاى نرمال باشد. اصطلاح تلهفتو امروزه براى کليهٔ لنزهايى که تصوير آنها ۵۰% بزرگتر از تصوير لنز نرمال باشد، بکار مىرود. کار لنز تله حذف فاصله و ايجاد رابطهٔ تنگاتنگ بين دو موضوع و يا بين موضوع و زمينهٔ آن است، يا در واقع فضاى بينابينى را فشرده مىکند. | ||||||||||||||
| جدا از سه دستهٔ اصلى لنزها برخى لنزهاى مرکب يا لنزهاى با فاصلهٔ کانونى متغير نيز موجود هستند که غالباً لنز زوم ناميده مىشود. با اين لنزها مىتوان فاصله کانونى آنها را تغيير داد و تصاويرى با اندازههاى مختلف بدست آورد. براى بدست آوردن بهترين کيفيت از يک موضوع خاص بايد موقعيت دوربين را در حالت بستهترين زاويه تنظيم نمود. |
اجزاى دوربين (۲)
| ديافراگم |
| تنظيم فاصله (ميزانساز تصوير) |
| فاصلهٔ هيپرفوکال |
| منظرهياب |
| مسدودکننده |
| مسدودکنندهٔ مرکزى-تيغهاى |
| مسدودکنندههاى کانونى - پردهاى |
انواع دوربین
|
|||||
|
|||||
| فيلم اين دوربينها بهشکل نوار نيست و براى هر عکسبردارى از يک قطعه فيلم بريدهشده استفاده مىشود. به اين فيلمها فيلم تخت گفته مىشود. مزيت اين دوربينها بزرگى نگاتيو آنهاست که از طرفى روتوشهاى دقيق و خوب را ممکن مىسازد و از طرفى امکان استفاده از آگرانديسمانهاى بسيار بزرگ را با بالاترين کيفيت فراهم مىکند. | |||||
| در نوع ديگرى از اين دوربينها، بخش اصلى (اثرکثيو، فانوس و فيلم) روى يک محور يا ريل يا لوله قرار دارند. | |||||
|
|||||
| در اين دوربينها از فيلمهايى استفاده مىشود که عرض آنها ۶ سانتىمتر است و هميشه همراه با حفاظى است از نوار کاغذى سياه که روى قرقره پيچانده شده است. هر حلقه فيلم مىتواند ۱۲ عکس ۶٭۶ سانتىمتر بگيرد. | |||||
| اين نوع فيلم را 'فيلم ۱۲۰' مىگويند. يک نوع ديگر آن که طولش بيشتر و به اندازۀ ۲۴ عکس است 'فيلم ۲۲۰' گفته مىشود. علاوه بر اين، دوربينهاى ديگرى نيز وجود دارد که آنها هم از فيلم ۱۲۰ استفاده مىکنند ولى ابعاد و تعداد تصاوير آنها متفاوت است. در اين فيلمها هميشه عرض فيلمها ۶ سانتىمتر است. امتياز اين گروه نيز بزرگى اندازۀ نگاتيو آنهاست که امکان آگرانديسمانهاى بزرگتر را با کفيفت بهتر فراهم مىآورد. | |||||
|
|||||
| در تمام دوربينهاى اين گروه از فيلمهايى که در ابتدا براى فيلمبردارى ساخته مىشده استفاده مىشود. اين فيلمها که در دو کنار آنها سوراخهاى منظمى وجود دارد، ۳۵ ميلىمترى عرض دارند و عکسى که روى آنها گرفته مىشود معمولاً به ابعاد ۳۶٭۲۴ ميلىمتر است. | |||||
| نگاتيو اين دوربينها روى فيلمى با عرض ۳۵ ميلىمتر تهيه مىشود و ابعاد تصوير آنها ۲۴٭۱۸ يا ۳۶٭۲۴ ميلىمتر است و در داخل کاستهايى است که در واقع يک 'ماسورۀ' فلزى است و با عدد ۱۳۵ از آنها نام مىبرند. وقتى فيلم از کاست خارج شد هيچگونه حفاظى در مقابل نور ندارد. از اينرو در پايان عکسبردارى بايد آن را دوباره به داخل کاست برگرداند و سپس در دوربين را باز کرد. | |||||
| فيلمهاى ۳۵ ميلىمترى در سه اندازۀ ۱۲، ۲۴ و ۳۶ عکسى بفروش مىرسند. دوربينهاى ۳۵ ميلىمترى بهعلت کوچکى حجم و سبکى وزن براى عکسبردارى سريع و زياد مناسبترند. اين دستگاهها چنان گسترشى در دنيا پيدا کردهاند که نسبت به انواع قبلى بسيار متنوعترند و هر سال تعداد زيادى نيز به سازندگان آنها افزوده مىشود. | |||||
|
|||||
| در بعضى دوربينها براى ديدن موضوع و يافتن کادر مناسب از يک پنجرۀ ساده استفاده مىشود که در آن چشم مستقيماً موضوع را مىبيند. در بعضى دوربينهاى ديگر در پشت عدسي، آيينهاى وجود دارد که تصوير پس از برخورد با آن منعکس مىشود و بر روى يک شيشهٔ مات مىافتد. به اين دوربينها رفلکس يا انعکاسى مىگويند که بر دو نوع هستند: | |||||
|
|||||
| در اين دوربينها بدنه از دو اتاقک کاملاً مجزا تشکيل يافته که هر يک داراى عدسى جدا ولى مشابهى است؛ يکى براى انعکاس تصوير بر روى شيشهٔ مات و ديگرى براى گرفتن عکس | |||||
|
|||||
| در اين نوع دوربين هر دو عمل با عدسى واحدى انجام مىگيرد. اين نوع بيشتر در دوربينهاى ۳۵ ميلىمترى وجود دارند و عدسىهاى قابل تعويض دارند. در حال حاضر بيشتر دوربينهايى که در دنيا ساخته مىشود از اين نوع است. |
فلاش
|
|
||
| يک عکس خوب نياز به نور کافى و مؤثر دارد و اين انگيزه موجب ساخت فلاش شد. احتراق فلز منيزيم با ايجاد نورى خيرهکننده اولين گام در اين مسير بود. | ||
| بعدها بهجاى گرد منيزيم، آنرا بهشکل سيم نازکى در آوردند که پس از آتش گرفتن مىسوخت و نور سفيد و خيرهکنندهاى پخش مىکرد. و بعد سيمها را خيلى باريک کردند و داخل حبابى قرار دادند، مثل لامپهاى معمولى و با اتصال سيم به يک باترى معمولي، جرقهاى در نوک سيم ايجاد مىشد و سيم مشتعل شده و تارهاى منيزيم را فرا مىگرفت. همهٔ اين اعمال در مقابل چشم، تنها يک جرقه ديده ميشد. اين لامپها يک بار مصرفند. | ||
|
|
||
| در فلاشهاى امروزي، مقدار نورى که ساطع مىشود، از قبل اندازەگيرش شده و بايد هماهنگى دقيقى بين شاتر و فلاش وجود داشته باشد. | ||
| - فلاشهاى الکترونيک: اين نوع فلاشها از سال ۱۹۴۵ م به بازار آمد. اين نوع فلاشها از محفظهاى پرگاز تشکيل شده که نور زيادى ساطع مىکند و هزاران عکس را مىتوان با آنها تهيه کرد. منبع تغذيهٔ اين فلاشها يا برق شهرى است يا باترى. | ||
| معمولاً در پشت فلاشها، جدول تنظيم ميزان صحيح نوردهى با توجه به فاصلهٔ فلاش تا موضوع قيد شده است. | ||
| - فتوفلاد: اين نور مصنوعى برخلاف فلاش که لحظهاى و موقت است، مىتواند بهطور مداوم و ساعتها صحنه را روشن کند. منبع اين نورها، برق شهرى است. |