مجله عکاسی
نمایش ماهیت سوژه،مهمترین رکن در عکاسی تبلیغاتی
وقتی احساس مخاطب، محتوی سوژه را تائید کرد بیدرنگ منطق وی مقاومت چندانی نخواهد کرد و اینجاست که نوبت به خودنمایی علامت تجاری می رسد و در واقع کل کلام این بحث این است که علامت تجاری باید بعد از بروز این فعل و انفعالات ذهنی در دایره دید مخاطب قرار گیرد و و نمایش علامت تجاری جزو وظایف گرافیست است نه عکاس. اگر همکاری عکاس و طراح گرافیست از تفاهم،ظرافت و درایت قابل قبولی برخوردار باشد سبب می گردد تا کار نهایی به این اولویت بندی مجهز شود و ماحصل کار از قدرت تاثیر گذاری بالایی برخوردار گردد. امروزه در آگهی های تبلیغاتی بسیاری از شرکتهای معتبر جهان از قبیل بنز،آدیداس،ال جی و... میبینیم که اشاره زیادی به علامت تجاری شده است ولی نباید فراموش کرد که این شرکتها سالهای بسیاری را با برخورد محتوایی در تبلیغات پشت سر گذاشته اند تا اینکه به مرور زمان توانسته اند بخشهایی از ماهیت محصولات خود را به درون آرم خود تزریق نمایند. *از جناب آقای فرهود حقی که بنده را در امر تهیه این مطلب راهنمایی فرمودند کمال تشکر را دارم.
نور ، این کمال بی انتها
واژههایی برای تسهیل عکاسی
▪ Nx (۵x، ۳x): N برابر، اصطلاحی است که به منظور مشخص کردن میزان فاصله کانونی از لنز استفاده میشود. این مفهوم فقط برای نشان دادن مقدار زوم اپتیکال به کار میرود.
▪ A/D Converter: وسیلهای که اطلاعات آنالوگ (یک عکس یا فیلم ویدیویی) را به اعداد تبدیل میکند تا کامپیوتر بتواند آنها را ذخیره و پخش کند. تمام دوربینهای دیجیتالی از یک تبدیلکننده A/D استفاده میکنند. هرچه مبدل از مقدار بیت بالاتری برخوردار باشد نتیجه کار بهتر خواهد شد. دوربینهای مدرن معمولا از مبدلهای ۱۲ یا ۱۴ بیتی برای افزایش محدوده دینامیکی – میزان نور از روشنایی به تیرگی- استفاده میکنند.
▪ AA Cell: این اصطلاح در دنیای دیجیتال به رایجترین منبع تامین انرژی (باتری AA) اشاره میکند.
▪ AA Filter: بیشتر دوربینهای دیجیتال حرفهای از یک فیلتر پایینگذر (LPF) یا ضد ناصافی (AA) در قسمت جلو تصویرگر استفاده میکنند تا مشکلات ناصافی رنگ (اعوجاج) را کاهش دهند.
▪ Add-on Lens: به لنزهایی گفته میشود که در قسمت جلو لبه خود، شیارهایی را برای سوار کردن لنزهای معمولی، لنزهای زاویه گسترده (Wide angle) یا تله فوتو (Telephoto) دارند.
▪ AE (Auto-Exposure): دیافراگم اتوماتیک، سیستمی است که میتواند میزان دیافراگم را بر طبق شرایط نور محیط تنظیم کند. رایجترین انواع سیستم AE عبارتند از:
۱) برنامهریزی شده (Programmed): زمانی که دوربین به صورت اتوماتیک سرعت شاتر و میزان دیافراگم را انتخاب میکند.
۲) تغییر برنامه (Program shift): شبیه نوع اول عمل میکند، با این تفاوت که در این حالت کاربر میتواند میزان سرعت شاتر و میزان دیافراگم را تغییر دهد.
۳) اولویت دیافراگم (Aperture Priority): کاربر، میزان دیافراگم را انتخاب و دوربین با توجه به نورمحیط به صورت اتوماتیک سرعت شاتر را تنظیم میکند.
۴) اولویت شاتر (Shutter Priority): کاربر، سرعت شاتر را انتخاب و دوربین میزان دیافراگم را با توجه به نور محیط تنظیم میکند.
▪ AE Lock: به حالتی گفته میشود که کاربر میتواند دوربین را در حالت دیافراگم فعلی قرار دهد و مدتی به همان صورت نگه دارد، یا اینکه دوربین را در جای دیگر گذارد و پس از مدتی عکس بگیرد. زمانی که سوژه یا عکاس آماده نباشند از این ویژگی دوربین میتوان استفاده کرد. در این حالت دوربین به صورت شاتر نیمه فشرده قرار میگیرد و زمانی که شرایط مناسب عکاسی فراهم شد، شاتر به صورت کامل فشار داده میشود.
▪ AF(Auto Focus): "اتوفوکوس"، سیستمی که توسط آن لنز دوربین به صورت اتوماتیک فوکوس میکند.
▪ Aliasing: به دندانهها و زائدههایی که در عکسهای دیجیتالی – به خصوص در لبههای عکس- ظاهر میشوند "دندانهدار شدن تصویر" میگویند. برای حل این مشکل از AA Filter استفاده میشود.
▪ Algorithm: "الگوریتم"، یک راهحل ریاضی است که برای پاسخدهی به مسئلهها از آن استفاده میشود. در دنیای تصاویر دیجیتالی از این اصطلاح زمانی استفاده میشود که قرار است یک سری برنامه مدیریتی و تراکمسازی رنگ روی تصاویر شکل بگیرد.
▪ Angle of View: با کمک فاصله کانونی لنز و اندازه سنسور تصویر زاویه دید را میتوان محاسبه کرد.
▪ Anti-aliasing: به روندی که طی آن دندانههای اطراف تصویر از بین میرود و هر یک از پیکسلها به صورت جداگانه قابل مشاهده باشند "ضد ناصافی " گفته میشود.
▪ Anti-Shake: به ویژگی که با کمک آن میزان شدت لرزش دوربین کاهش مییابد و از تار شدن عکسها جلوگیری به عمل آورد، ویژگی "ضد لرزش" گفته میشود. وجود چنین ویژگی در دوربینهای نیمهحرفهای به این معناست که نیازی به لنزهای داخلی نخواهد بود. در نتیجه وزن و قیمت اینگونه دوربینها سبکتر و ارزانتر خواهد بود.
▪ Aprture: میزان گشودگی لنز که به وسیله دیافراگم داخلی مشخص میشود "دهانه دیافراگم" نام دارد.
▪ Aperture Priority AE: کاربر با انتخاب "اولویت دیافراگم"، میزان نور لازم برای دوربین را تنظیم میکند.
▪ Archive: "آرشیو"، به مجموعهای از اطلاعات که به مدت طولانی ذخیره شدهاند اطلاق میشود.
▪ Artifact (ing): به تغییراتی که روی عکس اعمال میشود و جلوه ظاهری آن را تغییر میدهد "تصاویر هنری" میگویند.
▪ Aspect Ratio: به نسبت طول و عرض تصویر در حالت عمودی و افقی، " نسبت پهنای تصویر" گفته میشود.
▪ Aspherical Lens: به لنزهایی که لبه آنها به طور کامل صاف و از حالت کروی خارج شده باشند "لنز آسفریکال" میگویند. اینگونه لنزها تصاویر بهتری ارایه میدهند.
▪ Automatic Exposure: "میزان نوردهی اتوماتیک"، به حالتی گفته میشود که دوربین به طور اتوماتیک میزان دهانه دیافراگم، سرعت شاتر یا هر دو را برای نوردهی مناسب تنظیم کند.
▪ AVI: نام فرمتی برای فیلمهای گرفته شده در سیستمعامل ویندوز است.
▪ AWB (Automatic White Balance): سیستم "تراز سفیدی اتوماتیک"، میزان سفیدی مطلوب عکس را تنظیم میکند.
▪ B&W (Black& White): اصطلاحی برای گفتن "سیاه و سفید".
▪ Back Lit: به نورهای تابیده شده برای روشن کردن مقطعی صفحه وسایل دیجیتالی "روشنسازی" گفته میشود. برای مثال، به نوری که برای روشن کردن شمارههای صفحه موبایل تابیده میشود، Back Lit گفته میشود.
▪ Back light: به نوری که در زمینه صفحهنمایشهای LCD رنگی استفاده میشود "نور پسزمینه" گفته میشود. در گذشته برای صفحه نمایشهای LCD، لامپهای فلورسنت با ولتاژ بالا به کار میرفت، اما امروزه به منظور کاهش انرژی از لامپهای LED سفید استفاده میشود.
▪ Banding: این اصطلاح به یک جلوه هنری از درجهبندی رنگ در تصویرسازی کامپیوتری گفته میشود. زمانی که میزان درجهبندی رنگ در تصویر مناسب نباشد این حالت به وجود میآید. از اصطلاح Color banding نیز به جای Banding استفاده میشود.
▪ Barrel Distortion: به نقص و عیوبی از لنز که باعث ایجاد تصویر بشکه مانند میشود "اعوجاج بشکهای" گفته میشود. تصویر به وجود آمده در مرکز فشرده و هرچه به کنارهها میرود گردتر میشود.
▪ Bit: کوچکترین واحد حافظه را "بیت" مینامند. بیت از ترکیب دو واژه "باینری" (binary) و "دیجیت"(digit) –عدد- گرفته شده است. اعداد باینری ۰ و ۱ هستند که به اعداد روشن و خاموش نیز شناخته میشوند.
▪ Bit Depth: به طیف رنگ یا تیرگی هر پیکسل در تصاویر دیجیتالی "عمق بیت" گفته میشود.
▪ Bitmap: به روشی از ترسیم پیکسل یک تصویر که بیت به بیت انجام میشود، "بیتمپ" (نقشه بیتی) گفته میشود. تعدادی از فرمت فایلهای بیتمپ شده عبارتند از: bmp، pcx،pict و... . نقطهضعف تصاویر ترسیم شده با فرمت بیتمپ این است که با زوم کردن یا تغییر اندازه عکس از کیفیت اولیه تصویر کاسته و خط پیکسلهایی که لبهها را ایجاد کردهاند در تصویر مشخص میشود.
▪ Blue Tooth: به استاندارد بیسیم که برای ارتباط برقرار کردن دوربینها، لپتاپها، کامپیوترها و موبایلها با یکدیگر از امواج رادیویی فرکانس بالا استفاده میکند "بلوتوث" گفته میشود. برای اینکه وسایل به بلوتوث مجهز شده با یکدیگر ارتباط برقرار کنند لازم است فاصله آنها از یکدیگر از یک مقدار خاص بیشتر نشود.
▪ BMP(BitMapped): یکی از فرمتهای رایج گرافیکی برای کامپیوترهایی که با سیستمعامل ویندوز کار میکنند.
▪ Borderless: به عکسهایی که هیچگونه حاشیهای در اطراف خود نداشته باشند، "عکسهای بیحاشیه" (Borderless) گفته میشود.
▪ Brightness: به ارزش یک پیکسل در تصویر الکترونیکی که میزان روشنایی خود را از سیاه به سفید نشان میدهد "روشنایی" گفته میشود. اغلب سطوح روشنایی را از ۰ (سیاه) تا ۲۵۵ (سفید) نشان میدهند.
▪ Burst Mode: به توانایی گرفتن عکسهای متعدد و پشتسر هم تا زمانی که دکمه شاتر پایین نگه داشته شده است، Burst Mode گفته میشود.
واقعیتهایی درباره عکاسی دیجیتال
بسیاری از اولین مدلهای دوربین دیجیتال، حتی مدلهای حرفهای و گرانقیمت آن، تصاویری تولید میکردند که دقت و رنگ مطلوب را نداشتند. امروزه مدلهای جدیدتر و بهتری عرضه شده که در تمام طیف قیمتها، کیفیت عکس آنها دستکم با مشابه آنالوگ خود برابری میکند. تواناییهای بهترین دوربینهای دیجیتال جدید حتی از قابلیتهای دوربینهای فیلم عکاسی هم فراتر میرود. تنوع رنگها، شفافیت و دقت تصویر در این عکسها، حتی در اندازههای بزرگ چاپ عالی است. فیلمهای عکاسی، هنوز خوباند و حتی کیفیت آنها رو به بهبود است اما عکسهای دیجیتال پا به پای آنها رقابت میکنند.
● دوربینهای دیجیتال بزرگ و سنگین هستند
در ابتدای ظهور دوربینهای دیجیتال، به این دلیل که عناصر بسیاری در ساختمان آن به کار میرفت، گنجاندن آنها در فضای کوچک غیرممکن به نظر میرسید. همچنین طراحان صنعتی که شکل بدنه این دوربینها را طراحی میکردند، به دنبال طرحها و شکلهای تازهای بودند. چنانکه مجموعه این عوامل به ظاهری غیرمتعارف؛ بزرگتر از اندازه مرسوم دوربینهای عکاسی و با وزنی بیشتر میانجامید. اما رفته رفته با گسترش بازار این محصولات و سودآوری تولید آنها، فناوری پیشرفتهتری در آنها به کار گرفته شد. حاصل آنکه اندازه آنها تا حد دوربینهای مرسوم کاهش یافت و این در حالی بود که قطعات سبکتر و کوچکتری در ساختمان آنها به کار رفته بود؛ قطعاتی که به هیچ وجه سبب کاهش کیفیت و قابلیتهای آنها نمیشد. دوربینهای امروزی در واقع چنین عیبی ندارند.
● دوربینهای دیجیتال کند عکس میگیرند
بهترین نوع دوربینهای دیجیتال، در هر سطح و مدلی، سرعت واکنشی برابر با دوربینهای سنتی دارد. بنابراین کسی که به یک مدل سریع نیاز دارد میتواند دوربین مورد علاقه خود را در بازار پیدا کند. اما متاسفانه تعداد زیادی از انواع دوربینهایی که در بازار وجود دارند، طوری طراحی نشدهاند که بلافاصله پس از فشردن shutterعکس بگیرند. بنابراین در مجموع نمیتوان با قاطعیت گفت که همه دوربینهای دیجیتال دارای این عیب و یا مبرا از آن هستند. اما این مسئله تا حدودی واقعیت دارد.
● عکاسی دیجیتال پرهزینه است
در سال ۱۹۹۴ اولین دوربین حرفهای دیجیتال به قیمت ۱۸ هزار دلار فروخته شد. اما امروزه نمونه مشابه آن را، حتی با کیفیتی بهتر، میتوان با مبلغی حدود ۲۰۰۰ دلار تهیه کرد. در تمام سالهای پس از آن تاریخ، قیمت دوربینهای دیجیتال در حال کاهش بوده است و این روند همچنان ادامه دارد. این در حالی است که بر کیفیت و دقت آنها بیش از پیش افزوده میشود. با این حال قیمت یک دوربین دیجیتال هنوز هم از مدل مشابه آنالوگ آن گرانتر است. خصوصا تجهیزات جانبی آن مانند چاپگر و external memory card reader نیز قیمت قابل توجهی دارند که به قیمت پایهای دوربین اضافه میشود. با تمام اینها، هزینه اصلی عکاسی دیجیتالی یک بار پرداخت میشود و پس از آن، مقرون به صرفه بودن استفاده از فناوری جدید، بستگی به روش کار شما دارد. اگر عکاسی حرفهای کار متداول و روزمره شما باشد و دوربین دیجیتال گرانقیمتی خریده باشید، هنوز این روش در مقایسه با روش قدیمی مقرون به صرفه است اما اگر این کار را به صورت تفریحی و هر از گاهی انجام میدهید، شاید چنین نباشد. در عین حال صرفهجویی در مدت زمان کل فرآیند عکاسی تا ظهور آن را نیز نباید نادیده گرفت؛ عاملی که میتواند در کارهای جدی و حرفهای ارزش اقتصادی زیادی داشته باشد.
● انتقال عکسها به کامپیوتر با کندی صورت میگیرد
ممکن است این فرآیند به کندی صورت بگیرد و ملالآور باشد. اما میتوان با انتخاب روشهای بسیاری این رویه را اصلاح کرد. از آن جمله است: استفاده از یک external memory card reader که به پورت USB کامپیوتر وصل میشود و سرعت انتقال را به چندین برابر سرعت انتقال توسط پورت سریال در مدلهای قدیمی افزایش میدهد. دوربینها یا حافظههایی که میتوانند از پورت ۱۳۹۴ استفاده کنند، عمل انتقال را حتی چندین برابر پورت USB سریعتر انجام میدهند. یک حافظه سریع میتواند سه یا چهار عکس از نوع JPG با کیفیت بالا را، در عرض یک ثانیه انتقال دهد. نرمافزار خوب و بهدرد بخوری برای مرور عکسها و ویرایش آنها وجود ندارد
این شایعه به گوش سازندگان بزرگ نرمافزار رسیده است و باعث شده علاوه بر طیف گستردهای از نرمافزارهای گرافیکی که تا به حال وجود داشت، گروه تازهای از محصولات از نوع بسیار ارزانقیمت زیر ۵۰ دلار گرفته تا نسخههای حرفهای بسیار کارآمد و قوی به بازار عرضه شود که یا برای عکسهای دیجیتال بهینه شدهاند یا به دلیل قابلیتهای تازهای که دارند برای این منظور مناسب هستند. همچنین برای مرور عکسها، نرمافزارهای گوناگونی مانند ACDSee (که در همین ویژهنامه معرفی شده است) وجود دارند. علاوه بر اینها، سیستمعاملهای جدیدی مثل ویندوز XP دارای قابلیتهای جدیدی برای مرور و مشاهده عکسها هستند.
● گرفتن یک خروجی چاپی از روی عکسهای دیجیتال دشوار است
امروزه با وجود انواع ابزارهای گرافیکی مناسب و پرینترهای مختلفی که در مدلهای ارزان و با کیفیت نسبی و حتی مدلهای گران مخصوص چاپ عکس به بازار عرضه شدهاند، این مورد حقیقتا به یک افسانه میماند!
● نتیجه عکسهای دیجیتال خوب از کار در نمیآید
بیشتر افسانهها و شایعاتی که حول دوربینهای دیجیتال دور میزنند، به اولین نمونهها و مدلهای این محصولات مربوط میشوند. چاپ دیجیتال نسبت به چند سال قبل پیشرفت حیرتانگیزی داشته است. (برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه، به بخش چاپگرهای ویژهنامه مراجعه کنید). تلاش مشترک سازندگان دوربین و چاپگر، آنها را به محصولات جدیدی رسانده که کیفیت تصویری بسیار خوبی را ارائه میکنند. در واقع نتیجه کار بعضی از مدلهای جدید، آنچنان کیفیتی دارند که نمیتوان آنها را از نتیجه چاپ فیلمهای عکاسی مرسوم تمییز داد.
● ذخیرهسازی و سازماندهی عکسها زمانبر و پرهزینه است
در دنیای کامپیوتر طبق یک روال طبیعی، قیمت سختافزار و نرمافزار، هر دو، بهطور مرتب کاهش مییابد. بنابراین امروزه داشتن هارددیسکهایی با ظرفیت بالا، هزینه چندانی را در برندارد. حسن کامپیوتر این است که وسیلهای چند منظوره است. اگر تا به حال یک کامپیوتر خوب و کارآمد و با ظرفیت ذخیرهسازی بالا (مثلا ۲۰ یا ۴۰ گیگابایت) داشتهاید نیاز به هزینه کردن بیشتر ندارید. در کنار این واقعیت، از سادگی و سهولت کار با نرمافزارهای جدید مرتبط با سازماندهی عکسها و تصاویر گرافیکی نباید غافل شد. همه اینها، کار با عکسهای دیجیتال را آسانتر میکنند.
● عکاسی دیجیتال خیلی لذتبخش است
این یکی درست است! جدی بگیرید! شک نکنید!
همزیستی آموخته های اکتسابی و کنشهای ذاتی در هنر
هنر آموزی که علاقمند است در شاخه عکاسی تبلیغاتی و صنعتی فعالیت کند باید سالها با صبر و شکیبایی فراگیری را ادامه دهد چرا که آموختن تکنیک های عکاسی در این حرفه پیش نیاز مهمی در تحقق تبلور عکاس این رشته است ، لذا هنرجو در سالهای اولیه فعالیت خود علی رقم نداشتن تولید هنری قابل ملاحظه ، باید تلاش کند تا ذوق و علاقه را در خود زنده نگه دارد و اجازه ندهد خواهش درونی اش در طول زمان دچار فرسایش شود . اگر هنر آموز ، این دوره را به سلامت سپری کند آنوقت زمانی می رسد که در اثر تمرین و ممارست ناگهان متوجه می شود که تکنیک های عکاسی ملکه ذهن او شده اند و دیگر نیازی به تمرکز شدید بر روی آنها ندارد و می تواند بدون آن که فکر خود را تحت فشار قرار دهد، در مواقع لزوم از اطلاعات خود به درستی استفاده نماید و البته جای تعجب نیست ، زیرا اگر قرار باشد ذهن یک عکاس در تمام طول عمر حرفه ای و هنری او تماما بر روی دانش فنی متمرکز باشد دیگر مجالی برای بروز خلاقیت وی باقی نخواهد ماند.
اما داستان به اینجا هم ختم نمی شود ، من فکر می کنم عکاسانی که بر مبنای آموختن اصول ، عکاسی را فرا گرفته اند اگر بخواهند از توانایی های درونی خود بهره بیشتری بگیرند باید هر از چند گاهی به عنوان تمرین هم که شده ، تمام چیزی را که آموخته اند فراموش کنند و خود را از قید و بند های اصول اکتسابی رها سازند تا به اعماق شعور و آگاهی خود دسترسی پیدا کنند. در مقابل عکاسانی که بر اساس ذوق و استعداد درونی و قدرت خلاقه عکاسی را فرا گرفته اند لازم است رعایت اصول تکنیک عکاسی را برای خود امری الزامی مفروض کنند و خود را در چهار چوب دانش فنی عکاسی قرار دهند تا آثار هنری آنها از ضعف تکنیکی رنج نبرد .
همکاری عکاس و طراح
هنر شارپ کردن
۱) تصاویر دیجیتال نیاز به شارپ كردن دارند. این واقعیت را باید بپذیرید كه تمام وسائلی كه تصویر دیجیتال تولید میكنند، ذاتا شارپنس آنها را كم میكنند. تبدیل طیف طبیعی و یكنواخت رنگها و تونها به پیكسلها، همواره باعث كاهش شارپنس میگردد. در دوربینهای دیجیتال گاه بعلت اعمال فیلتر anti-aliasing این مشكل شدیدتر بروز میكند.
۲) در بسیاری از دوربینهای دیجیتال امكان شارپ كردن تصویر وجود دارد. اما همینجا تكلیفمان را روشن كنیم: هیچگاه تصاویرتان را در دوربین دیجیتال شارپ نكنید. چرا؟ به همان دلیل كه نباید با دوربین دیجیتال، تصاویرتان را به صورت سیاه و سفید تبدیل كنید. از دست دادن اطلاعات تصویر در این مرحله گناهیست نابخشودنی.
۳) شارپنس تصویر با رزولوشن تصویر تفاوت دارد. رزولوشن تعیین میكند كه در تصویر چه مقدار جزئیات وجود دارد اما شارپنس تعیین میكند كه این جزئیات چقدر واضح هستند و قابل دید میباشند. رزولوشن واقعی یك تصویر را نمیتوان زیاد كرد. اما شارپنس را میتوان افزایش داد.
۴) زیادهروی در انجام شارپنس میتواند باعث اختلالاتی مانند ظهور هالهها، افزایش نویز و ایجاد aliasing در تصویر شود.
۵) مهم است كه بخاطر داشته باشیم بعلت تفاوت تصاویر از لحاظ موضوع و كاربرد، نوع انجام فرآیند شارپ كردن نیز بایستی متفاوت باشد. نوع شارپ كردنی كه برای یك تصویر پرتره بكار میرود باید با شارپ نمودن تصویری از یك جنگل پردرخت و یا تصویر یك بنای معماری متفاوت باشد. گاهی حتی شارپ كردن مناطق مختلف یك تصویر نیز متفاوت است: شارپ كردن موها با شارپ كردن صورت در یك تصویر پرتره یكسان نیست.
۶) هیچگاه امیدوار نباشید كه بیدقتیهای مرحله عكاسی را با شارپ كردن جبران كنید. فوكوس اشتباه یا لرزش دست هنگام عكاسی، جزو مسائلی هستند كه با شارپ كردن قابل اصلاح نیستند (یا بهتر بگویم، تصحیح اینها براحتی و به طور كامل امكان پذیر نیست).
۷) نوع شارپ نمودن عكس بستگی به مشخصات خاص عكس مانند رزولوشن و میزان نویز نیز دارد. عدم توجه به این مساله میتواند باعث افزایش نویز تصویر و یا كاهش جزئیات تصویر گردد.
۸) به طور معمول در مرحله چاپ تصویر نیز كاهش شارپنس بوجود میآید. اگر میخواهید تصاویرتان را چاپ كنید، باید فرآیند شارپنس خاص برای چاپ را بكار ببرید كه آنهم بسته به نوع چاپ (چاپ با پرینترهای خانگی و یا دستگاههای چاپ) متفاوت است.
۹) شارپ كردن، مرحله آخر ویرایشهای تصویر است. هیچگاه آنرا در ابتدا و قبل از سایر ویرایشها مانند تصحیح level و curveانجام ندهید.
همانگونه كه عیان است، این فرآیند كاری است دقیق. استفاده نادرست آن نه تنها فایدهای ندارد كه مضر هم هست. بالعكس، در صورت استفاده صحیح و دقیق از این فرآیند، تصاویرتان دچار بهبود معجزهآسایی خواهند شد كه شاید باورش برایتان مشكل باشد.
● فرآیند شارپ كردن را به ۳ مرحله تقسیم میكنیم و در هر مرحله ظرائف خاصش را بیان خواهیم كرد.
۱) مرحله اول: Capture sharpening
در این مرحله شارپنسی را كه طی عكاسی از دست رفته به تصویر باز میگردانیم.
۲) مرحله دوم: Creative sharpening
یا شارپ نمودن خلاقانه، كه در آن بسته به نوع تصویر و موضوع آن، شارپنس خاص هر تصویر را اعمال خواهیم كرد.
۳) مرحله سوم:Output sharpening
پس از انجام دو مرحله قبل و پس از تنظیم سایز تصویر برای خروجی خاص، شارپنس خاصی برای چاپ یا نمایش آن در صفحات وب اعمال میكنیم.
▪ Capture sharpening
(شامل ابزارهای Unsharp masking ، Smart sharpen و Adobe Camera RAW )
ـ Unsharp mask
توضیحات كامل این ابزار قبلا در سایت منتشر شده است. در اینجا فقط به نكات عملی آن میپردازیم.
مقادیر ۳ متغیر این ابزار برای تصاویر مختلف و مقاصد مختلف، متفاوت است. به طور كلی مقادیر Amount ، Radius و Threshold ( كه از این پس برای سهولت آنها را A، R و T مینامیم)، A=۸۵/R=۱/T=۴ مناسب است. اما برای تصاویری كه حاوی اجسام نرم و صاف مانند گل، بچهها و حیوانات كوچك خانگی هستند، A=۱۵۰/R=۱/T=۱۰ نتیجه بهتری دارد. در مورد پرتره، A=۷۵/R=۲/T=۳مناسب است و در مواردی مانند تصویر منظره و داخل ساختمان كه بخواهیم میزان شارپنس متوسط باشد، A=۲۲۵/R=۰.۵/T=۰ مفید خواهد بود. گاهی نیاز به حداكثر شارپنس داریم، مثلا در مورد تصاویر خارج از فوكوس و یا مواردی كه بخواهیم لبه های اجسام را به وضوح در عكس نشان دهیم. مثل عكاسیهای صنعتی و یا عكاسی از اجسام( مثل سكه و ...). دراینگونه موارد A=۶۵/R=۴/T=۳ كاربرد دارد.
▪ Lab Color Sharpening
یكی از مشكلات فرآیند شارپ كردن، ایجاد هالههای رنگی است. برای احتراز از این مشكل یك راه ساده وجود دارد. بجای شارپ كردن كل اطلاعات تصویر (شامل رنگها)، فقط اطلاعات روشنایی تصویر را شارپ میكنیم. برای این منظور تصویر را به حالت Lab color میبریم( Image > Mode > lab Color ) و بعد در پالت channel ، كانال Lightness راانتخاب كرده و فقط به این كانال، ابزار Unsharp mask را اعمال میكنیم. در نهایت مجددا تصویر را به حالت RGB میبریم.
هنر عاشورایی در قاب عکس
عکس عاشورایی چیست؟ شاید مهمترین پرسش در حوزه هنر عکاسی عاشورا همین مورد به شمار رود. از اولین تصاویر و صحنههایی از مراسم عزاداری ایرانیان از مراسم عاشورایی که در دوران قاجار با دوربینهایی ابتدایی در تکیه دولت تهران به ثبت رسید، تا امروز هر ساله هزاران هزار صفحه جدید بر تصاویر عاشورایی عکاسان ایرانی و حتی غیرایرانی از این اجتماع بزرگ عاشقی و دلدادگی به ثبت تاریخ رسیده است .
عاشورا در طول تاریخ همواره محملی برای اندیشهورزی در باره ماهیت آزادگی و حقطلبگی در میان مردم و هنرمندان هر دوره بوده است و از سویی دیگر، بحث عاطفی آن در میان مردم محل بروز بیشمار احساسات و عواطف پاک و بیآلایش بوده که در این میان دارای ظرفیت و پتانسیل بسیار بالایی برای عکاسی نیز به شمار میرود.
موضوعی که به واسطه این عوامل عکاسی از آن را بسیار سخت جلوه میدهد، از سویی عکاس خود دچار درگیری با این احساسات میشود و از سویی دیگر او موظف است که عمق این رویداد را از دریچه دوربین خود به دنیا بنماید.
فرصت کوتاهی که هر ساله برای عکاسان در به تصویر کشیدن تصاویر عاشورایی وجود دارد، یکی دیگر از مواردی است که عکاسی از عاشورا را با توجه به ویژگیهای خاص خود متفاوت جلوه میدهد . باید قبول کرد خلق اثری در حوزه هنر عاشورایی پیش از آنکه نیازمند ابزار برای خلق آن اثر باشد، نیازمند درک صحیح و بالای هنرمند از مفهوم عاشورا و این واقعه مهم تاریخ تشیع دارد. موضوعی که در تمامی آثار ماندگار هنر عاشورایی در رشتههای مختلف به چشم میخورد و با توجه با عناصر شکلدهنده در هنر عکاسی شاید در این حوزه سختتر بنماید. این اهمیت بالای موضوع را در بیان هنرمندانه آن از سویی سختتر مینماید و از سویی دیگر برای هنرمندی که خود را عاشق این مرام و مسلک و دلداده آن میداند، کاری شیرین و دلنشین است.
خلق عکسهای عاشورایی با نگاهی معناگرایانه دغدغه بیشمار عکاس ایرانی است که با توجه به برگزاری نمایشگاههای متعددی که سالانه در کشورمان با عنوان نمایشگاه عکسهای عاشورایی برگزار میشود، این امر را سرعت میبخشد. اما آنکه چه تعداد از این تصاویر در محدوده عکسهای عاشورایی قرار میگیرد و اصولا تعریف عکس عاشورایی چیست، بحثی دیگر است که نگاه تیزبینانه را میطلبد.
● عکس عاشورایی چیست؟
سادگی استفاده از دوربین عکاسی که در سالهای اخیر به واسطه ورود به دنیای دیجیتال همهگیر شده و بسیاری به واسطه سهولت استفاده از این ابزار خود را عکاس میدانند وجود نگاه عکاسانه اولین عاملی است که باید به همراه خلق یک عکس هنری باشد و در حوزه هنر به خلق میپردازند، اما آنکه این خلق کردنهای هنری به چه میزان با آنچه که باید باشد همخوان و همراه است، موضوعی دیگر است که باید به آن به دیده تامل نگریست.
این یک واقعیت است که بسیاری از آثاری که در نمایشگاههای عکس عاشورا به دیوار آویخته میشوند، کمترین تاثیر را در انتقال مفاهیم اصلی قیام عاشورا دارند و صرفا برای آنکه دیواری خالی نماند و نمایشگاهی ترازنامه پایان کاری خود را پر رنگتر بنماید، به آن نمایشگاه راه می یابند.
اما این را که کدام یک از این آثار در حوزه عکسهای عاشورایی قرار میگیرند، باید از متولیان برگزاری و یا داوران این نمایشگاهها سراغ گرفت. نمایشگاههایی که در بسیاری موارد متولی غیرهنری در پس برگزاری آن قرار گرفته است و مانند بسیاری از نمایشگاههای دیگر هنری! که به مناسبتهای مختلف، نهادهای دولتی غیرمرتبط با فرهنگ و هنر آن را برگزار میکنند، کمتر بار کارشناسی را به دوش میکشند. در تعریف عکس عاشورایی شاید باید به این نکته بسنده کرد که عکس عاشورایی تنها ثبت یک رویداد نیست، بلکه آمیزش حس و حال دلدادگی با ابزارهای امروزی برای بیان زیباترین و در عین حال ماناترین اتفاق بشری است.
● نمایش باورهای قومی و آیینی ایرانیان
این یک واقعیت است که تنوع قومی و فرهنگی در کشورمان ایران را به عنوان کشوری متفاوت در جهان جلوه داده است و این امر با توجه به اینکه گوشه گوشه ایران هر یک دارای ویژگیهای خاص در رفتارهای آیینی مختص به خویش هستند، عکاسی میتواند مهمترین امر در نمایش باورهای قومی و آیینی ایرانیان به شمار آید.
اما کارکرد عکسهایی که از آیینهای عاشورایی در نقاط مختلف ایران گرفته میشود چیست؟ شاید در سادهترین نگاه بگوییم این آثار میتوانند به عنوان اسناد و مدارک مردمشناسی ایرانیان در اقامه عزا در ایام سوگواری عاشورا مورد استفاده قرار بگیرند. عکاسیهای به نمایش در آمده در نمایشگاههای بزرگ عکاسان عاشورایی بخوبی نشاندهنده این است که چند شور و حال مردمی در شهرهای بزرگ ایران در واقع تبدیل به نوعی اقامه عزا به طور رسمی شده است، اما عکسهای عاشورایی شهرها و روستاهای کوچک ایران بخوبی نشانگر آیینها و فرهنگهای قومی ایشان است که هرکدام با مفهومی واحد و البته به شیوهای خاص و البته منحصرا برای آن نقطه به عزاداری پرداختهاند.
عکسهای عاشورایی شهرها و روستاهای کوچک ایراننشانگر آیینها و فرهنگهای قومیاست که هریک با مفهومی واحد به عزاداری پرداختهانددر این خصوص به عنوان مثال نخل گردانی در بجستان در شمال شرق ایران گرچه از نظر ظاهری با مراسم آیینی شاخسی واخسی در شمال غرب کشور و در شهرهای ترک نشین ایران متفاوت است؛ اما همه ایشان با باور قلبی یکسان به اقامه عزا می پردازند و این شاید وجه اشتراک همه عکسهای عاشورایی باشد که از عزاداریهای مردم ایران در تمام ایران به ثبت رسیده است. این موضوع را میتوان در اجرای مراسم تعزیه نیز در سراسر کشور سراغ گرفت که تعزیه گرچه یک معنای واحد در اتفاقی واحد به تصویر میکشد؛ اما در جای جای ایران با لهجههای مختلف و حتی زبانهای مختلف به اجرا درمیآید.
تاثیر فرهنگ عاشورایی در رفتارهای فردی و اجتماعی خانواده ایرانی چیزی نیست که بخواهیم آن را در قاب یک عکس عاشورایی به طور کامل بازجوییم، ولی عکاس عاشورایی سعی دارد در این میان با حداقل فضایی که او در اختیار دارد بیشترین دریافت خویش را در این میان داشته باشد.
● نگاه مدرن به عکاسی عاشورایی
اگر تعریف هنر عاشورایی را واسطهای برای انتقال مفاهیم عاشورایی در قالب عکس یا هر هنر دیگر بدانیم، شاید یکی از مهمترین مواردی که هنرمند عاشورایی آن را به عنوان امری مهم در بیان هنر خویش به شمار میآورد به روزرسانی هنر برای انتقال بهتر مفاهیم یکی از مهمترین دغدغههای وی به شمار میرود.
در این میان، شاید مهمترین دغدغه عکاسان عاشورایی در این امر خلاصه شود که بخواهند نگاهی مدرن را در عکاسی از برپایی عزاداری در گوشه گوشه کشورمان داشته باشند. امری که گرچه برخی موارد با فرمگرایی بعضی از آثار عکاسان برجسته این حوزه هنر عاشورایی را به سمت و سویی فرمالیستی پیش برده است، اما باید قبول داشت نگاه مدرن عکاسانه دغدغه امروز بسیاری از عکاسان این حوزه است و در بیشتر آثار به ثبت رسیده در این حوزه که در چند سال اخیر در نمایشگاههای متعدد به نمایش درآمدهاند، بخوبی میتوان این مهم را سراغ گرفت.
از آنجا که عکسهای عاشورایی تاریخ مصرف ندارند بیشتر آثار تولید شده در این باره، سالها میتواند به عنوان منبعی کامل در خصوص آیینهای عاشورایی مورد استفاده قرار گیرد. اما بسیاری از هنرمندان این حوزه معتقدند باید نگاهی مدرن به هنر عاشورایی داشت تا به مانایی این هنر کمک کند. استفاده از ابزارهای مدرن در ارائه هنر یکی از راهکارهای این امر است که میتوان مفاهیم عاشورایی را به نسل نو معرفی کند.
موضوعی که بیتردید میتواند زمینههای همگرایی بیشتر در تمرکز بر یافتههای ذهنی هنرمندان عاشورایی در عصر حاضر داشته باشد و در این میان به خلق آثاری بدیع در حوزه هنر عاشورایی بدل شود.
این موضوع تا جایی پیش رفته است که یکی از عکاسان عاشورایی در جایی بصراحت گفته است، این روزها اثری از ماندگاری و تاثیرگذاری برخوردار میشود که از نفوذ فرهنگی جامعه برخوردار باشد و آثاری با موضوع ایثار، شهادت و فرهنگ عاشورا به دلیل غنای معنایی و دلبستگی مردم به این مفاهیم نسبت به دیگر موضوعات ابعاد گستردهتر و تاثیرگذارتر دارند.
● عکاس عاشورایی و عکس عاشورا
شاید به دلیل نوع مفهوم و محتوی کار عکاسی عاشورا، نتوان عنوان خاصی را برای عکاسی عاشورایی در نظر گرفت. از سویی سابقه آثار عکاسی شده در حوزه عکس عاشورایی نشان می دهد که عکاسان این حوزه بیشتر به دنبال خلق عکس هنری در زمینه عکسهای عاشورایی هستند و نباید از واقعیت گذشت که گرچه در این زمینه در چند سال گذشته آثار متعددی نیز خلق شده است؛ اما هنوز اثری ماندگار در این حوزه به چشم نمیخورد که بتوان آن را به طور کامل نمونهای از عکس عاشورایی مثال زد.
چندی پیش یکی از عکاسان برجسته که آثار بسیاری در حوزه عکس عاشورا دارد به روشنی گفته بود که از اینکه عکاسی عاشورا را تنها به ثبت یک واقعه محدود کند، ناراضی است و او می کوشد به گونهای عکاسی کند تا بار هنری عکسها بیش از بار اجتماعی و سنتی آن مورد توجه قرار گیرد.
هرچند این نیز یک واقعیت است که با توجه به عمق موضوع شاید نتوان هیچ وقت عکسی کامل با توجه به مفاهیم دخیل در هنر عاشورایی خلق شود؛ اما تلاشهای صورت گرفته در این حوزه خود گویای همت هنرمندان کشورمان در خلق آثاری با این موضوع است. فرم و محتوای آثار عاشورایی در حوزه عکس کاملا ارتباط دوسویه با هم دارند و عکاسی از این مفهوم نیازمند بررسی کارشناسانه و مطالعات قوی دارد. هر چند همانطور که در چند سطر بالا نیز گفته شد، یکی از مواردی که باعث شده است هنر عاشورایی و به طور خاص عکاسی عاشورا در چند سال اخیر مورد توجه قرار گیرد، تعدد برگزاری نمایشگاههایی از این دست است؛ اما باید نگاهی کارشناسانه به مفهوم عکس عاشورا در دنیای امروز داشت.
این امر از آن رو می تواند مورد توجه قرار گیرد که در چند سال اخیر و با توجه به هجمه بالای تبلیغات رسانهای غرب علیه جهان اسلام و مخصوصا جهان تشیع تصاویر نهچندان مورد قبولی از عاشورا در ذهن مخاطب جهانی نشسته است و این شاید نتیجه کمکاری در ارائه مفاهیم عاشورایی از سوی هنرمندان داخلی به شمار رود.
هر ساله بسیاری از عکاسان غربی در ایام محرم تصاویری را روی خروجی خبرگزاریهای خویش از برگزاری مراسم عاشورایی میگذارند که اگر نام آنها را جز سیاه نمایی چیز دیگری بگذاریم، به بیراهه رفتهایم.
و این هجمه تبلیغاتی وظیفه هنرمند عاشورایی و در اینجا عکاس عاشورایی را در بیان صحیح این مفاهیم سختتر مینماید. موضوعی که باید در برگزاری نمایشگاههای عکاس عاشورا به آن به دیده تامل و البته حساسیت نگریست.
هنر عکاسی، تکمیل هنر نقاشی
همچنین بطور مستقیم زمینه هایی در نقاشی ، مانند پرتره را تصاحب کرد و دامنه کار آن را گسترش داد. بطور مثال در حالی که فقط عده ی محدودی توانایی صرف زمان و هزینه ی مدل نقاشی شدن را داشتند ،عکاسان استودیویی می توانستند مشابه همین خدمات را خیلی ارزانتر در دسترس همگان قرار دهند.
از اواسط قرن نوزدهم عکاسی استودیویی در طبقات مرفه و همچنین عکاسی توریستی و خیابانی رواج پیدا کرد . اما نقاشی پرتره هنوز توسط قشر مرفه و اشراف زاده با وجود هزینه ی زیاد آن مورد استقبال قرار می گرفت. اما هنر عکاسی اجازه می داد که تعداد بیشتری از مردم بتوانند تصویری از خود شان داشته باشند.
از آن گذشته عکاسی قابلیت بازنگری در طبیعت را برای هنرمندان فراهم کرد. عکاسی بیشتر از نقاشی در شبیه سازی موفق به نظر می رسید و همچنین قابلیت شکار لحظه ها را فراهم می کرد که نقاشی از انجام آن عاجز بود.
عده ای بیان می کر دند : عکاسی امکان تجربه ی شیوه ای از نقاشی را که بتواند حس لحظه ای و پاساژ نور را به تصرف در آورد به نقاشان امپر سیونیست داد.
این که عکاسی بار به تصویر کشیدن صرف را از شانه های نقاشی برداشت و به آن اجازه داد که کارکردی فراتر داشته باشد یک حقیقت محض است.
در ابتدا رابطه ی در حال پیشرفت این دو رسانه بیشتر به یک رابطه ی همزیستی شباهت داشت. ولی کارکرد دیگری که عکاسی توسط آن به گسترش هنر کمک کرد ، توانایی آن در دوباره به تصویر کشیدن فرم های مختلف هنر بود.
دیگر نیازی برای سفر کردن به فلورانس یا مصر برای تماشای نقاشی ها یا آثار باستانی و معماری کلاسیک آنها نبود. مردم می توانستند با شرکت در یک کنفرانس همراه با اسلاید شرکت کنند یا از نمایشگاهی بازدید کنند تا آثار دوباره خلق شده – به تصویر کشیده شده - توسط عکاسی را تماشا کنند.
امروزه قابلیتهای رایانه ای به ما این امکان را می دهد که به دور یک اثر نقاشی یا مجسمه سازی شبیه سازی شده بچرخیم و آن را از تمام زوایای ممکن مشاهده کنیم .
به همین دلیل امروزه یک عکس سیاه و سفید دو بعدی - به عنوان وسیله ای برای نشان دادن یک اثر هنری – شاید بسیار ناتوان و محدود به نظر برسد اما در آن زمان امکان مشاهده ی آثار هنری مختلف را فراهم می کرد که این امر بسیار حائز اهمیت بود. عکس ها نه تنها آثار هنری را بازسازی یا شبیه سازی می کردند بلکه خود نیز با به وجود آوردن تصاویری بر اساس قواعد به ثبت رسیده ی هنر های زیبا تجلی گاه هنر بودند.
مطالعه ی مقایسه گر پیتر گالاسی (Peter Galassi)درسال ۱۹۸۱ که در نیویورک بین عکس ها و نقاشی هایی که در یک سبک قرارمی گرفتند انجام شد توجه ما را به همبستگی در اصول زیبایی شناسی در هر دو هنر ، از جمله تشابهاتی از لحاظ ترکیب بندی جلب می کند.
در اواخر قرن ۱۹ میلادی عده ای از عکاسان انجمن عکاسان بریتانیای کبیر که در دهه های ۷۰و۸۰ قرن ۱۹ بیشتر بر علم وتکنو لوزی عکاسی تاکید داشتند از این انجمن جدا شده و گروه مستقلی را تشکیل دادند.
این عده که توسط هِنری پیچ رابینسون (Henry Peach Robinson) رهبری می شدند گروهی به نام حلقه ی پیوسته یبرادری (Linked Ring Brotherhood) را تشکیل دادند.رابینسون چنین بیان کرد: باید به مخالفان سرسخت عکاسی به عنوان هنر زیبا تاکید شود ، تصاویری که توسط عکاسان مختلف از یک ابژه گرفته می شود با هم متفاوتند. این تفاوت به آن دلیل نیست که این افراد از لنز یا مواد شیمیا یی مختلفی استفاده می کنند بلکه به دلیل آن است که در ذهن هر کدام از این افراد ، تفکری متفاوت با دیگری وجود دارد که همین تفکر بر روی عکسی که ثبت می کنند منعکس می شود.
بعد ها نیز عده ای که پیکتوریالیست یا تصویر گرا لقب گرفتند تصاویری را ارائه کردند که اغلب آنها دارای فوکوسی کاملا واضح یا شارپ نبودند و بیشتر این عکسها با مضامین مجازی همراه بود که اغلب به اسطوره ها و افسانه های سنتی اشاره داشتند.
عضویت درگروه حلقه ی پیوسته برادری بعدها به صورت بین المللی درآمد. بدین ترتیب که عکاسان عضو سایرگروه های جدایی طلب در اروپا و آمریکا نیز به عضویت در این تشکیلات دعوت می شدند.
در فرانسه اولین نمایشگاه گروه کلوپ عکس پاریس که تازه تشکیل شده بود در سال ۱۸۹۴ برگزار شد. در آلمان (هامبورگ) عکاسی هنر شناخته شد.
شعبه ی عکاسی نیویورک که توسط آلفرد استیگلیتز (Alfred Stieglitz) (یکی از اعضاء گروه حلقه پیوسته) پایه گذاری شد تا سال ۱۹۰۲ به ثبت نرسید.اهداف این شعبه بر قابلیت های احساسی رسانه عکاسی تاکید داشت که بیشتر از خصوصیات جنبش های هنری اروپایی به شمار می آمد، اما حق عضویت مخصوص آمریکا بود.
استیگلیتز که قبلا تعدادی نمایشگاه از کارهای نقاشان اروپایی برگزار کرده بود تا امپرسیونیست را به جامعه هنری نیویورک معرفی کند ، در سال ۱۹۱۲ نمایشگاهی در نیویورک در گالری خودش برپا کرد که شامل عکس های خودش بود (و همانطور کوربون،کلارنس و وایت) .تقریبا تمام کارهایی که نشان داده شد ،عکاسی محض یا خالص (Straight Photography)نامیده شد نه واژه ی عکاسی تنها. به نظر آنها عکاسی تنها دستکاری شده بود.
مدافعان عکاسی محض یا خالص احساس می کردند که با دستکاری کردن عکس - برای رسیدن به مضمونی که شاید با قلمو ی نقاشی بتوان آن را راحت تر یا بهتر بیان کرد- هنگام چاپ، خلوص رنگمایه و حتی مضمون عکس ،که فقط متعلق به رسانه عکاسی می باشد از دست می رود. این بیانیه به صور مختلف به طور صریحی اساس درک استیگلیتز از عکس به عنوان هنر را تشریح می کند. او با مخالفت علیه دستکاری کردن عکس ـ عکاسی را از نقاشی جدا ساخت و آن را رسانه ای مستقل با قابلیت های منحصر به فرد و مخصوص خود معرفی کرد که همچون رسانه نقاشی قابلیت هنر بودن را داراست.
هنر عکس گرفتن در عکاسی هنری
عکاسی، هنر و پدیده ای است که می آموزد، اطلاع رسانی می کند و به ثبت خاطرات می پردازد و به بخش جدایی ناپذیری از زندگی انسان امروزی در آمده است. «عکاسی هنری» شاخه ای از این هنراست که به سبب ویژگی های خلاقانه اش در میان عکاسان و علاقمندان عکس دارای محبوبیت ویژه ای ا ست. هنر به تنهایی در بردارنده مفهوم واقعی خلاقیت است. اما مفهوم «عکاسی هنری» درتارو پور واقعی خلاقیت و ابداع تنیده شده. در لغتنامه آکسفورد در برابر واژه «عکاسی هنری» آمده: هنری خلاقانه به ویژه در زمینه هنرهای بصری که بیشترین بها را به ویژگی های زیبایی شناسانه و مفاهیم روشنفکرانه (از طریق اصول تصویری) داده. این شاخه از عکاسی زمانی دارای اهمیت و ارزش واقعی هنری می شود که در معنای واقعی و خالصانه هنری از آن یاد شود. این شیوه عکاسی ویژگی های خودش را دارد و گاهی با علایق شخصی برخی از عکاسان جور در نمی آید.
این روزها عکاسی دیجیتال به کمک این شاخه از عکاسی آمده و آن را از روش های سنتی، کاملاً متمایز کرده است. تا چند سال پیش همه عکس های سیاه و سفید هنری به شکل کاملاً آنالوگ گرفته و به روش دستی چاپ می شد. این روش هنوز هم به نحوی ادامه دارد چون عکاسان قدیمی که عکاسی اصیل هنری را به شکل دستی شروع کرده اند، هنوز هم بخش اعظم کارشان را روی نگاتیو و در مرحله ظهور و چاپ انجام می دهند. می توان ادعا کرد که کلیه سوژه ها در عکاسی هنری جای خود را دارند ولی با تغییرات محسوسی که دید هنری به آنها می دهد، شکل ویژه ای می گیرند. پرتره، طبیعت و عکاسی از بدن و آناتومی انسان در این سبک موضوعات ثابت محسوب می شوند. نورپردازی در «عکاسی هنری» حرف اول را می زند و نگاه هر عکاس در نوع نور و زاویه آن نشان داده می شود. یکی از ویژگی های عکاسی هنری این است که گاهی باور کردن عکس و سوژه سخت می شود. سوژه به واسطه ترکیب بندی و نور آنقدر آرمانی و رویایی می شود که تا حد زیادی دور از واقعیت به نظر می رسد. تکنیک های عکاسی، نقش اساسی را در آفریدن این گونه عکس ها تشکیل می دهند. همین مورد خاص باعث شده تا عکس های این شاخه دارای تنوع و گوناگونی باشد. این روزها عکاسی هنری بهانه ای شده تا هر کسی به فکر پیدا کردن سبک خود باشد. امروزه بسیاری از عکس های پرتره و عکس هایی که در آنها ریتم به کار می رود، تلاش دارند گوشه هایی از عکاسی هنری را در خود داشته باشند. اما همین مسأله باعث می شود که خیلی ها راه را اشتباه بروند. چند لنز و فیلترنمی تواند ابزار کافی برای گرفتن عکس هنری و زیبا باشد.
بسیاری از عکاسان تازه کار ترجیح می دهند به این مسأله توجهی نکنند. این دسته از عکاسان تصور می کنند فیگور، فرم و ریتم تنها معانی واقعی عکاسی هنری است در حالی که این نوع عکاسی از آغاز پیدایشش خالصانه ترین مفاهیم را با کمترین نمادها منتقل می کرده است. مفاهیم و موضوعات عکاسی هنری آنقدر گسترده شده که در همه کشورها، کالج و دانشگاه هایی برای آنها در نظر گرفته شده تا روش های اساسی و قوانین این هنر ابتدا آموزش داده شود و بعد عکاسان نوجو، به دنبال سبک و پرورش هدف خود بروند. بدون شک هر عکس با هر گونه گرایش و کاربردی، دارای یک سری ارزش های بصری است، برخی از آنها نکته هایی را در خود نهفته دارند که تنها می توان از طریق مکاشفه دست به راز گشایی شان زد و زوایای پنهان آن را نمودار ساخت. همه عکس ها و از جمله عکس های هنری با خود نشانه هایی دارند. حتی ضعیف ترین آنها که توسط عکاسان علاقمند و مبتدی تهیه شده اند. این عکس ها به دلیل اینکه حداقل اطلاعاتی بصری را در خود دارند دارای اهمیت هستند. هر اثر هنری با مخاطبینش کامل می شود و خلق هر اثری بدون داشتن مخاطب معنایی نخواهد داشت. در پروسه تولید یک اثر هنری، هنرمند و مخاطب، مولفه های اصلی محسوب می شوند و در کنار خود اثر، سه ضلع یک مثلث را تشکیل می دهند.
با حذف هنرمند در حقیقت هیچ اثر هنری تولید نخواهد شد و با کنار گذاشتن مخاطب نیز اثر هنری به تولیدی بی مصرف تبدیل شده و خود رو به نابودی خواهد رفت. تحلیل و نقد عکس پیوند میان اثر، هنرمند و مخاطب را ایجاد می کند که موجب برخورداری بیشتر مخاطب از برخی اندیشه های ذهنی و پیچیدگی های موضوعی عکس ها می شود. لذا هر حرکتی در جهت درک، ارزشیابی و شناخت بیشتر مخاطب از یک اثر هنری، مهم و دارای ارزش است. هر چند بهترین تفسیر و برداشت ها را خود تصویر می سازد و آنها بایستی خود سخن بگویند لیکن بررسی و تحلیل جامع درمعنی و محتوای عکس ها و همچنین بررسی ساختار زیبایی شناسی آنها می تواند درک و شناخت مخاطب را بیشتر کند. پرداختن به فضای درون عکس های هنری که ممکن است مضامینی واقعی، فرا واقعی، شاعرانه، رویاگونه و یا فلسفی داشته باشند از مواردی است که در تجزیه و تحلیل عکس ها مورد توجه و بررسی قرار می گیرند. معمولاً در تحلیل یک عکس، علاوه بر پرداختن به محتوای هنری و جنبه های فنی و تکنیکی آن می توان جنبه های کاربردی، تاریخی، روانشناختی و اجتماعی آن را نیز مورد بررسی قرار داد. هر چند درنقد و تحلیل عکس ها هیچ فرمول و روش خاص و تعریف شده ای وجود ندارد و نویسنده هر بار با خلاقیت های نوشتاری سعی در بیان متفاوت تحلیل های خود دارد، لیکن نمی تواند یک سری قواعد مرسوم را نیز نادیده بگیرد.
از آنجا که درک و دریافت محتوای عکس ها تابع دیدن، مطالعه، مکاشفه و تجربه است، یک تحلیلگر خود بایستی به دانش آن مجهز باشد. یک تحلیلگر هم در فرم و هم در معنای عکس کاوش می کند و جنبه های گوناگون ساختاری و محتوای اثر را مورد تحلیل قرار می دهد نویسندگانی که عالمانه و منصفانه به تحلیل، تفسیر و نقد عکس ها می پردازند در حقیقت شکاف میان نظریات عکاس و مخاطب را پر می کنند. این نکته نیز دارای اهمیت است که هر مخاطبی با توجه به سواد بصری، دانش و باور شخصی اش می تواند از بیان و ساختار فرمی و محتوایی عکس ها، برداشت خاص خودش را داشته باشد و طبیعی است که هر چه مخاطب دارای تجربه، اطلاعات بیشتری باشد راحت ترمی تواند با این آثار به عنوان یک شکل هنری ارتباط برقرار کند. پرداختن به مقوله نقد و تحلیل عکس می تواند مخاطب را از تردیدها و سرگردانی برهاند. منتقدان یا کسانی که به جوانب گوناگون یک عکس می پردازند بایستی به این نکته نیز واقف باشند که به همان گونه که هر عکس مخاطب خاص خود را دارد، یک نقد و تحلیل هم می تواند نظریات متفاوتی را بر انگیزاند. شخصی ممکن است با نظر نویسنده موافق و دیگری مخالف باشد و یا برخی دیگر تنها بخش هایی از اظهارات و نظریات منتقد را بپذیرند که در اینجا علمی برخورد کردن، همه جانبه گری و منصفانه قضاوت کردن می تواند در جذب مخاطب نیز موثر باشد و از طرفی ارزش و جایگاه نقد نیز به روشنی مشخص خواهد شد و مخاطبین نیز از آن استقبال خواهند کرد.
هنوز به دنبال تجربه!
ـ روزهایی که اول راهنمایی را می خواندم، دوستی در مدرسه داشتم که یک دوربین معمولی داشت و با آن عکس بچه ها را می گرفت و پس از چاپ به خود آنها می فروخت، این کار او برایم جالب بود و علاقه مند شدم تا خودم دوربین فراهم کرده و عکاسی کنم. آن روزها ابوی سرگرم درس و کلاس و مباحث حوزوی بود و ما معمولا خواسته هایمان را با مادر مطرح می کردیم و فرصتی برای دیالوگ با پدر فراهم نمی شد. امروزها شاید خرید یک دوربین یک میلیون تومانی هم زیاد مشکل و دغدغه نباشد، اما آن روزها اضافه کردن یک وسیله به وسایل خانه، حساب و کتاب عجیبی داشت و به این راحتی ها نبود.
موضوع را با مادر مطرح کردم، آن روز دوربینی که من می خواستم، فقط ۳۰ تومان پول می خواست، اما خرید آن با وضعیت بد مالی خانواده واقعا مشکل بود و سرانجام نیز تحقق نیافت، اما من مدت ها بر روی خواستهام پافشاری کرده و سرانجام توانستم مادر را مجاب کنم که یک دوربین، آن هم ۵۰ تومانی برایم بخرند.
▪ کار عکاسی را با چه نوع عکس هایی شروع کردید؟
ـ آن روزها بیشتر عکس های خانوادگی و یادگاری می گرفتم و با دوربینی که داشتم، شاید بیشتر از آن هم نمی شد توقع داشت، اما از سال ۶۳ که به اتفاق خانواده به قزوین آمدیم، مقداری وضع مالی خانواده بهتر شد و وقتی مادر و پدر عازم حج بودند، از آنها خواستم فقط برایم یک دوربین عکاسی سوغاتی بیاورند، که آنها هم یک دوربین خوب یاشیکا به همراه همه متعلقاتش را برایم خریده بودند و بعد از آن بود که به سراغ عکس های اجتماعی هم رفتم.
▪ اولین بار به مناطق جنگی، کی، کجا و با چه عنوانی رفتید؟
ـ سال ۶۲ بود که گروهی از روحانیون از طریق دفتر تبلیغات اسلامی و به عنوان مبلغ به جبهه می رفتند، خانواده با رفتن من اصلا موافق نبودند، اما من به واسطه آقای مرادی، دامادمان که با آن گروه عازم بود، تلاش کردم و بالاخره هم همراه گروه به عنوان خوشنویس و عکاس به منطقه اسلام آباد غرب عازم شدم که متاسفانه ما بعد از عملیات رزمندگان رسیدیم که بلافاصله به خطوط اول رفته و آنجا از سنگرهای عراقی ها که به تسخیر رزمندگان ما درآمده بودند بازدید کرده و عکس هم گرفتیم، در آن اعزام حدود ۲۰ روزی در منطقه بودیم و بعد برگشتیم به قزوین.
▪ اعزام بعدی تان به جبهه ها کی بود؟
ـ یکی از دوستان طلبه ام حاج آقا صفی خانی بود و من عجیب به ایشان علاقه مند بودم، سال ۶۴ ایشان عازم جبهه ها بود که من هم که دیگر ۲۰ ساله شده بودم هر طور بود مادر را راضی کردم و همراه ایشان و گروهی از روحانیون و با خیل بسیجیان حرکت کردیم، البته آن روز ها عشقم این بود که همراه آقای صفی خانی باشم.
▪ در این مرحله با چه عنوانی اعزام شدید؟
ـ به عنوان نیروی بسیجی رفتیم، اما وقتی به منطقه رسیدیم، بچه ها مرا شناختند و اینکه فرزند آیت الله محمدی تاکندی هستم و طلبه، لذا از من خواستند در نمازهایشان پیشنماز شوم و کم کم شروع کردم بین دو نماز برای رزمندگان صحبت کردن و مسئله گفتن و غیره.
▪ تا آن روز سخنرانی هم کرده بودید؟
ـ نه، اما سخنرانی های شیخ عباس قدس را در مسجد آقا کبیر دیده بودم و خیلی دلم میخواست که یک روز مثل ایشان سخنرانی کنم و گروهی پای صحبت های من بنشینند و محو سخنان من بشوند. آن روزها من طلبه بودم و هنوز لباس روحانی به تن نکرده بودم و معمولا برای این کار طی مدارجی و مراسمی لازم بود، اما فرمانده گردانی که من در آن بودم ۳ روز به من مرخصی داد که بروم قزوین و هنگام بازگشت هم لباس روحانیت همراه داشته باشم، راستش من هم بدم نمی آید که لباس روحانی و سخنرانی با این هیبت را در جمع رزمندگان تجربه کنم، لذا وقتی اولین بار داخل چادری در جبهه عمامه را به سر کردم تا در جمع آماده رزمندگان برای اقامه نماز حاضر شوم، یکی از رزمندگان فریاد زد برای سلامتی علمای اسلام صلوات، و من هم کلی احساس غرور کردم و از آن روز شدم روحانی گردان ۱۴ معصومه (س.)
▪ در این مرحله از اعزام، کار عکاسی هم می کردید؟
ـ دوربینی را که مادر از مکه آورده بود همراه داشتم و در این یکصد روزی که جبهه بودم و در عملیات والفجر ۸ عکس های زیادی گرفتم.
▪ بیشتر از چه صحنه هایی عکس می گرفتید؟
ـ یادم می آید که در عملیات والفجر ۸ یکی از رزمندگان، عکاس لشکر ۸ نجف اشرف بود. او در این عملیات، شیمیایی شد و لشکر بدون عکاس شد، من رفتم جلو و گفتم من حاضرم برایتان عکاسی بکنم، آنها هم موافقت کرده و دوربین ایشان را که مجهز بود در اختیار من قرار دادند. مثل امروز، آن روزها هم خیلی کنجکاو بودم و دوست داشتم از همه چیز آن دوربین، بخصوص تله بزرگی که رویش نصب شده بود سردر آورم، لذا دوربین را گرفته و رفتم سراغ عکاسی. لشکر برایم از عکاسی تعریفی داشت و مرا موظف کرده بودند از صحنه ها و نیروهای لشکری که آنها می خواهند و می گویند عکس بگیرم، اما من کار خودم را می کردم و به هرسوی جبهه ها می رفتم و از هر سوژه و موضوعی که دوست داشتم عکس می گرفتم که مرتب مورد اعتراض مسئولین لشکر هم قرار می گرفتم.
▪ تا به حال عکس هایتان را جایی هم استفاده کرده اید؟
ـ در تعدادی از نمایشگاه ها و جشنوارهها شرکت کرده و جوایزی هم گرفته ام.
▪ کار عکاسی را بعد از جبهه هم ادامه دادید؟
ـ ادامه دادم، اما بیشتر در زمینه عکسهای یادگاری و خانوادگی، البته اخیرا که یک دوربین دیجیتالی خریده ام، دوباره به سراغ عکس های اجتماعی رفته ام.
▪ طی مدتی که عکس می گیرید، اتفاق ویژه ای هم برایتان افتاده است؟
ـ سال ۶۶ بود که من با یک دوربین خیلی معمولی از راهپیمایان روز قدس در قم عکس می گرفتم، در حال گرفتن عکس از خانمهای راهپیما بودم که به من مشکوک شده و مرا بازداشت کرده و به آگاهی نیروی انتظامی بردند. داخل اداره آگاهی هم بدون اینکه چیزی بین ما رد و بدل شود، ما را داخل یکی از سلول ها زندانی کردند، بعد از مدتی آمدند و از من حسابی بازجویی کردند و وقتی دیدند قصد خاصی از عکاسی نداشته ام، مرا آزاد کردند.
▪ آموزش عکاسی هم دیده اید؟
ـ زمانی که در قم بودیم یک دوره عکاسی در مدرسه برگزار شد که شرکت کردم، بعد از آن هم مطالب مربوط به عکاسی را در مجله امید انقلاب به شدت پی گیری می کردم.
▪ عکس خوب از نظر شما چه عکسی است؟
ـ عکسی که سوژه آن تکرار نشدنی باشد، عکس هایی که نشانه هوشمندی و فرصت طلبی محض عکاس است.
▪ بهترین عکسی که گرفته اید کدام است؟
ـ عکسی که در فاو از ۲ سگ گرفتم که در حال خوردن جسد یک عراقی هستند.
▪ تا به حال پول برای خرید عکس داده اید؟
ـ در بازار منوچهری تهران، عتیقه جات را تماشا می کردم که چشمم به عکسی از دوران ساخت و ساز میدان آزادی تهران افتاد که آن را خریدم، یک عکس دیگر را هم که متعلق به یکصد سال پیش اطراف حرم حضرت معصومه (س) بود، خریداری کردم.
▪ الآن که قم هستید، درس را ادامه می دهید؟
ـ نه.
▪ مدتی ملبس به لباس روحانیت بودید، چرا آن را کنار گذاشتید؟
ـ شایسته آن نبودم. آن روزهایی هم که لباس روحانی می پوشیدم و عمامه به سرم می گذاشتم، برای ادای تکلیف و دین نبود، بیشتر به خاطر این بود که سخنرانی کردن برایم جاذبه داشت و از این طریق می خواستم گروهی پای صحبت هایم بنشینند و میخکوب حرفهایم شوند تا لذت ببرم و ارضاء شوم.
▪ خاطره جالبی از اعزام هایتان به جبهه دارید؟
ـ یکی از کارهایی که خیلی دلم می خواست انجام دهم، چون شیخ عباس مدتی هم انجام می داد، رفتن به جبهه بود، به صورت انفرادی و بدون اینکه با سپاه و یا بسیج اعزام گروهی بشوم. قبل از عملیات والفجر ۱۰ بود و همه داشتند مراحل آمادگی را برای حضور در این عملیات طی می کردند، در همین حال نامه ای به دستم رسید که مسابقات قرآنی سراسری در حال برگزاری است و من به عنوان تنها نماینده استان در این مسابقات انتخاب شده ام و باید برای قرائت قرآن و حضور در مسابقه به کرمان بروم، بلافاصله مرخصی گرفتم و رفتم کرمان و در مسابقه شرکت کردم. بعد از آن به قزوین آمدم، وقتی سراغ ابوی را گرفتم، گفتند رفته است مناطق جنگی، گفتم من هم باید بروم، اهل خانواده اول مخالفت کردند چون ابوی هم جبهه بود و از من خواستند که در خانه باشم، اماقبول نکردم و تصمیم گرفتم خودم به جبهه بروم. رفتم کمیته ارزاق (ستاد پشتیبانی جنگ قزوین)، از مسئول آنجا حاج ناصرهمافر سوال کردم، شما وسیله ای ندارید که بخواهید ارزاق به جبهه ببرد که من هم با او بروم؟ گفت اتفاقا یک ماشین باری داریم که فردا قرار است با آن کاه و یونجه برای قاطرهایی ببرند که قرار است در مناطق عملیاتی برای رزمندگان، مهمات جابه جا کنند. گفتم اگر می شود ترتیبی بدهید که با همان ماشین، من هم بروم.
گفت حاج آقا! شما با لباس روحانی، عبا و عمامه می خواهید با ماشین کاه و یونجه بروید؟ گفتم بله، خوب چه اشکالی دارد؟ حاج ناصر که ذوق زده شده بود، در جمع افرادی که آنجا بودند فریاد زد که ای مردم! دنیا کجاست که ببیند روحانیت ما با چه اخلاص و ایثاری به جبهه های نبرد می روند؟! آقای همافر، آن روز، کار مرا به حساب اخلاص و ایثار می گذاشت، در حالی که من همه اش به فکر این بودم تا کاری را که شیخ عباس قدس انجام داده بود تجربه کنم و ارضاء شوم.
▪ از زمانی که من شما را می شناسم کارهای زیادی را تجربه کرده اید، اینکه هنوز هم این نوع فعالیت ها را ادامه می دهید، به زندگی و آینده تان لطمه نمی زند؟
ـ تجربه کردن فعالیت های مختلف برایم لذت زیادی دارد، مثل خیلی از غذاهایی که می خوریم، صرفا به خاطر اینکه ببینیم چه مزه ای دارد، بدون اینکه ارزش غذایی اش برایمان مهم باشد. در کارهایی که می کنم بیشتر لذت درک یک تجربه تازه و اشتیاق یک هوای تازه برایم اهمیت دارد و به نتیجه آن اصلا فکر نمی کنم.
▪ پس زندگی را چطور تامین می کنید؟
ـ زندگی طلبگی ما از ابتدا طوری نبوده است که ما وارد مباحث اقتصادی بشویم، شاید هم دلیل اصلی اش این بوده که از دوران کودکی از ما خواسته بودند که فقط درس بخوانیم و به فکر مسائل اقتصادی نباشیم و خانواده، خودش از نظر مالی ما را تامین می کند، کما اینکه این کمک ها هنوز هم ادامه دارد. لذا در کارهایی که تجربه می کردم، هیچ وقت به فکر درآمد اقتصادی اش نبودهام، البته اخیرا به واسطه اینکه کار خوشنویسی را از اول و با جدیت دنبال کرده ام، هم به عنوان مدرس در انجمن خوشنویسان مشغول هستم و هم به دنبال کار خرید و فروش خط های قدیمی افتاده ام که در آمد خوبی هم دارد، گاهی یک خط قدیمی و خوب را ۵۰ هزار تومان می شود خرید و ۵ میلیون فروخت!
▪ این کار از نظر شرعی مشکلی ندارد؟
ـ واقعیت این است که من خجالت زده خانواده هستم.
هویت فرهنگی در رسانه عکس
حکیم فرزانه توس فرهنگ را به معنی دانش و هنر تعریف می کند.
زدانا بپرسید پس دادگر که فرهنگ بهتر بود یا گهر
چنین داد پاسخ بدو رهنمون که فرهنگ باشد زگوهر فزون
که فرهنگ آرایش جان بود زگوهر سخن گفتن آسان بود
گهر بی هنر زاروخوارست و شست به فرهنگ باشد روان تندرست
اهل تحقیق بیش از ۱۶۰ نوع تعریف از فرهنگ جمع آوری کرده اند که این امر دلالت بر اهمیت موضوع فرهنگ دارد. آنچه که ما امروزه از آن نام می بریم همانند فرهنگ اجتماعی انسانی بومی و محلی اقتصادی حقوقی کار رانندگی و... همه جزو تقسیم بندیهای فرهنگ محسوب می گردند.
هر قوم و هر ملتی فرهنگ خاص خود را دارد وهمچنین ویژگیهای مختص به خود شرایط اقلیمی جغرافیایی طبیعی تاریخی آداب ورسوم باورها اعتقادات و بویژه زبان در تنوع فرهنگ ها تاثیر مستقیم دارند ازجایی که فرهنگ هر ملت برخواسته از عمق و وجود آن ملت است و در طی سالها شکل گرفته است قابل تجزیه نیست و امکان جدا کردن آن وجود ندارد.
شاخص ترین عنصرهر حوزه فرهنگی زبان و ادبیات است که از آن به عنوان میراث معنوی بشری یاد می شود. اگر نگاهی واقعگرا و عمیق به گذشته داشته باشیم به سهولت در می یابیم که تمامی یا اکثر نمادهای فرهنگی ما درآثار گذشتگان نهفته شده این آثار در برگیرنده هنرهایی همانند معماری مجسمه سازی آثارموزه ای هنرهای سنتی و تجسمی و موضوعات مردمشناسی و مردم گفتاری که در برگیرنده آداب و رسوم باورها و اعتقادات و فولکلور ما می باشند.
هر شیئی تاریخی حامل پیامی است و در عین بی زبانی به هزار زبان سخن می گوید. این پیام می تواند چگونگی زندگی کردن تلاش نبرد انسان برای زنده ماندن و غلبه بر طبیعت را القاء کند با مطالعه در این آثار می توان به بسیاری از ناگفته های تاریخی دست پیدا کرد.
هر شیئی تاریخی ورقی از تاریخ است حتی یک قطعه سفال می تواند در روشن شدن و شفاف بودن تاریخ راهگشا باشد و حفظ و معرفی آن به عنوان میراث بشری ضروری است.
انسانهای اولیه بویژه ما قبل تاریخ هنگامیکه دارای زبان مدونی نبودند ومفاهیم ذهنی خود را بر اساس اصوات عنوان می کردند دارای زبان تصویری هم بودند که می توان این زبان تصویری را همین عکس امروزی تلقی نمود. این انسان ها بسیاری از پیامهای ذهنی خود را بصورت حجاری و کنده کاری روی صخره ها و بر دیواره غارها حک می کردند که در حقیقت این زبان تصویر است و نهایتا اینکه عکسها گونه ای دیگر از نقاشی و هردو شکلی از زبان هستند و عکس نیز از گرانبهاترین مواریث فرهنگی است.
رسالت عکس و هنرمند عکاس زمانی برما معلوم می شود که موفق شود این مواریث را در خورو شأن انسان معرفی نماید و عکاس بتواند ادای دین کرده باشد.
همانطوریکه ارزش زبان به کیفیت آن بستگی دارد ارزش عکس هم به کیفیت آن وابسته است. ما زبان عامیانه داریم. زبان کوچه و بازاری داریم و زبان مولانا هم داریم. عکس نیز تنوع و اختلاف سطح را دارد. عکس همانند زبان سطوح و لایه های متنوع و متفاوت دارد. اگرفرض بر این بگذاریم که عکاس تمامی اصول اولیه عکاسی را رعایت کرده باشد هرچقدر عمق دید عکاسی او وسیع تر باشد هر مقدار احساس او انسانی تر باشد و به هر میزان که وسعت دید جغرافیایی او بیشتر باشد نگاهش ماندگارتر خواهد بود و آن وقت آن تصویر یا عکس به تاریخ خواهد پیوست.
هرچه نگاه یک عکاس بیشتر احساسات انسان دوستانه داشته باشد و نگاهی هدفمند را دنبال کند و یا اگر بتواند احساسات را برانگیزد به رسالت عکاس نزدیک خواهد شد والبته این نگاههای انسان دوستانه و اجتماعی بایستی خلاق وعکاسانه باشد.
همانطوریکه مردم در روز صحبت های مختلفی می کنند ممکن است عکاسان زیادی عکس بگیرند بسیار از این صحبت ها ممکن است برای وقت گذرانی و یا امورات روزمره باشد و برخی ممکن است به تحقیق و تفحص بپردازند و یا مقاله ای علمی و... بنگارند عکاس هم به همین شکل اگر زبان هنرمندانه و عکاسانه ای داشته باشد ماندگار خواهد بود.
و با بیانی رساتر می توان گفت عکس زبانی بین المللی دارد که نیاز به هیچ مترجمی ندارد. یک عکس خوب وکامل به راحتی پیامش و احساسش را در کمترین زمان به هر بیننده ای در دنیا و با هر زبان و هر قوم و ملیتی بدهد.
یک پنجره برای دیدن
ابهام در عکسهای ظاهرا غیرواضح باران روی شیشه ماشین که توسط کیارستمی گرفته شده به خاطر ماهیت ذاتی تصویر به ایهامی شاعرانه بدل میشود بهطوریکه بیننده از پس تصویر دوبعدی عکسها با توسل به عنصر خیال و تصور، تجربه دیدن فضایی سهبعدی را پیش روی خود دارد. به عبارت دیگر بیننده عکسها گویی خود روی صندلی کنار راننده نشسته و به شیشه بارانخورده پیش رو نگاه میکند و به جای آنکه چشمهای خود را تنگ کند و بخواهد مسافت دورتر از ماشین را به وضوح ببیند ترجیح میدهد چشمهای خود را خیره کرده و بر قطرات باران روی شیشه تمرکز کند تا انعکاس ظریف، غیرواقعی و معوج واقعیت بیرون ماشین را از فیلتر قطرات باران درک کند؛ یعنی آنکه بیننده این عکسها لحظهای فارغ از جهان واقعی بیرونی(مثلا برخلاف راننده که باید شیشه و باران را نبیند و ششدانگ حواسش به واقعیت بیرونی باشد) ترجیح میدهد جهان مجازی را به کمک خردهعدسیهای بهوجود آمده در قطرات باران روی شیشه تصور کند؛
چیزی شبیه خیرگی مصنوعی (استایرو فوتو) که بیننده از ضعف بینایی چشمان خود استفاده کرده و با تطبیق ذهنی سطوح رنگی منظم پیش رو، به عکس سومی میرسد که فقط در ذهن او ایجاد میشود و از ابزار چشم برای دیدن این عکس مجازی بهره نمیگیرد. کسانی که میتوانند این عکسهای مجازی را ببینند همیشه با آنهایی که نمیتوانند به این خیرگی مصنوعی برسند بحث و جدل دارند که ما میبینیم اما نمیتوانیم ثابت کنیم که دیدهایم.
نکته دیگر در این مجموعه عکسها، ترکیب یکسان رنگ سبز و تونالیتههای رو به خاکستری رنگ سبز است که در کنار هم فضایی وهم انگیز ایجاد میکنند؛ فضایی در تقابل با سپیدی برف که در عکسهای پیشین کیارستمی دیدهایم. کیارستمی در مجموعه عکسهای «پنجرهای رو به حیات» جدا از آنکه میخواهد این بار سادگی را در اغتشاش جستوجو کند، از عنصر تضاد رنگها به جای تضاد سیاه و سپید و سایهروشن نیز بهره گرفته است. لکههای قرمز در تابلوها همانقدر احساس کنتراست را به بیننده القا میکند که سایههای تیز و پررنگ درختان روی زمین برفپوش، در عکسهای پیشین کیارستمی.
بااینکه فضای گالری گلستان کوچک است اما بهدلیل ابعاد بزرگ و قابل توجه تابلوهای کیارستمی، بیننده میتواند دیدن نور در داخل و خارج یک بنا را توسط عکسهای کیارستمی تجربه کند. قطعا در فضایی بزرگتر و با نورپردازی مناسبتر، تجربههای بصری کیارستمی بهتر درک میشود. با این حال آنچه در گالری گلستان به تماشا گذاشته شده گنجینهای دیداریاست. اما چگونه دیدنی؟
پیشفرضی در میان عکاسان حرفهای وجود دارد که عکس واقعی عکسی است که عکاس در کادربندی، نورپردازی و ترکیببندی آن دخالت نکند و هرگونه دخالت در عکس ارزش سندی آن را کاهش داده و باید از طرف عکاس این تغییرات به بیننده اعلام شود. بهعنوان مثال هرگونه تغییراتی که عکاس به وسیله نرمافزارهای رایانهای (که عموما فتوشاپ است) روی عکسی ایجاد کند، باعث میشود آن عکس، عکس گرافیکی کامپیوتری به شمار آید. با توجه به این اصل، عکسهای کیارستمی در مجموعه «پنجرهای رو به حیات»، عکسهایی واقعی نیستند چراکه هر عکس شامل دو یا سه فریم است که توسط فتوشاپ روی هم منطبق شده. اما دستاورد هنری و تجربه بصریای که بعد از دیدن این عکسها برای بیننده ایجاد میشود ارزشی بیش از واقعیبودن دارد.
چشم انسان این توانایی را دارد که نورپردازیهای متنوعی در یک کادر برای مغز انجام دهد؛ از اینرو انسان میتواند درون و بیرون یک بنا را همزمان ببیند و پنجره، بهترین عنصر معماری برای نمایش این توانایی بصری است؛ بیننده همانطور که میتواند فضای داخل بنایی را ببیند و درک کند، در یک آن میتواند فضای بیرون و خارج بنا را نیز ببیند؛ تواناییای که دست کم دوربینهای موجود در بازار بهسختی میتوانند به آن دست یابند و لازم است برای رسیدن به تصویری که چشم میبیند، یا فضای داخلی نورپردازی شود یا از ورود نور بیرونی جلوگیری شود. کیارستمی به خاطر ذات نوآور و ساختارشکنش بیشتر از آنکه اصول عکاسی متعارف را رعایت کند میخواهد لحظهای بیننده را به بازی نور با بنا در معماری یا همان طبیعت دستساخته بشر دعوت کند.
همانطور که هر بینندهای تجربه درک جهان بیرون را از پنجره دارد، تابلوهای کیارستمی تجربه طبیعتی را که دیده برای بیننده عکسهایش آماده میکند. در یک کلام عکسها و عکاس توانستهاند با توجه به تمام اصول زیباییشناسی عکاسی و فناوریهای مدرن این هنر، خود را حذف کنند و بیننده نه عکس را ببیند نه عکاس را بلکه پنجرهای ببیند رو به زندگی پویا که پیش رویش گسترده است.
این مفهوم همان درک زمان در معماری ایرانی با توجه به بازی نور و سایه است؛ اینکه بیننده خود را هم درون بنا احساس میکند و هم بیرون آن و دیوارها و درها باعث جدایی انسان از طبیعت پیرامونش نمیشوند. پنجره یک عنصر در معماری است که دیوار را حذف میکند و حذف دیوار یعنی آزادی.
اگر شما هم عاشق عکاسی هستید و دوست دارید همه زیباییهای بهار را برای خود جاودانه کنید، این مطلب را از دست ندهید که نکات کلیدی و مهمی را برای هرچه بهتر عکس گرفتن توصیه کرده است.
هیچکس نیست که از زیباییهای بهار و آب و هوایش لذت نبرد! فصلی که گلها در نهایت زیبایی لبخند میزنند و رنگهای تر و تازهشان را به رخمان میکشند. اگر دوست دارید این همه زیبایی را برای خود جاودانه کنید تا در شبهای سرد و سپید زمستان هم بتوانید از این همه رنگ و زیبایی بهره ببرید، کارشناسان پیسیوورلد چند نکته را به شما گوشزد کردهاند تا بتوانید عکسهای بهتری از این گلها بگیرید!
فقط روی گل متمرکز شوید
هیچ راه خاصی برای عکس گرفتن از گلها وجود ندارد اما بهترین راه، استفاده از یک لنز ماکرو (درشتکننده) یا استفاده از حالت «نمای نزدیک» (Close-Up) دوربین است. عکاسی ماکرو به شما این امکان را میدهد تا تمام قاب عکس را با جذابیتهای قسمتهای مختلف گل پر کنید و علفها را از پشت صفحه حذف کنید.
هیچ راه خاصی برای عکس گرفتن از گلها وجود ندارد اما بهترین راه، استفاده از یک لنز ماکرو (درشتکننده) یا استفاده از حالت «نمای نزدیک» (Close-Up) دوربین است. عکاسی ماکرو به شما این امکان را میدهد تا تمام قاب عکس را با جذابیتهای قسمتهای مختلف گل پر کنید و علفها را از پشت صفحه حذف کنید.
عکاسی ماکرو، به خصوص هنگام عکاسی از گلها، سختیها خاص خودش را دارد. اولین و مهمترینش، عمق میدان است که بنا به میزان نزدیکی عکاس به سوژه، باید کاملا کم باشد؛ حتی کمتر از یک اینچ (2.54 سانتیمتر). این بدان معناست که شما باید به فکر ترکیب هنری عکستان باشید. دوست دارید گلهای زیادی را با وضوح کامل بگیرید یا فقط بخشی از گل را انتخاب میکنید؟ نمیخواهید که عکسهای تیره و تار بگیرید!
اگر میخواهید تا سر حد امکان فوکوس کنید، باید تمام راههایی را که میتوان عمق میدان را کنترل کرد، در نظر بگیرید. دیافراگم دوربین اولین راهی است که میتوانید با استفاده از آن، عمق میدان را مشاهده کنید. برای گرفتن عکس از نمای نزدیک گلها، بهتر است حالت «تقدم دیافراگم» (Aperture Priority) دوربین را انتخاب کنید. هر قدر مقدار فوکوس بیشتر باشد، عمق تصویر هم بیشتر میشود (متاسفانه زمان گرفتن عکس هم طولانیتر میشود!). عمق میدان باید با سرعت شاتر هماهنگ باشد تا عکس تار نشود.
راه دیگر برای کنترل عمق میدان، که به وضوح راه قبل نیست، فاصله کانونی لنز است. اگر از لنز زوم (با فاصله کانونی متغیر) استفاده میکنید، سعی کنید آن را در حالت نزدیک تنظیم کنید. دلیل اصلی این کار آن است که هر قدر فاصله کانونی بلندتر باشد، عمق میدان کمتر و کوتاهتر میشود.
آخرین نکته که از لحاظ اهمیت، چیزی کمتر از بقیه ندارد، این است که میزان فاصله از سوژه عکاسی، عمق میدان را به خوبی تحت تاثیر قرار میدهد. هر قدر به گل نزدیکتر شوید، عمق میدانتان باریک و باریکتر میشود. بنابراین اگر بتوانید کمی عقبتر بروید، با کمی مکث بیشتر میتوانید بر همه جزئیات تمرکز کنید.
کمتر پیش میآید که عواملی مثل فاصله کانونی و تاثیر فاصله سوژه بر عمق میدان را در نظر بگیریم؛ اما وقتی نوبت به ترکیب عکسهای نمای نزدیک گلها میرسد، جزئیترین موارد هم به حساب میآیند.
یا مثلا منظرههایتان (پرسپکتیو) را در نظر بگیرید: اگر شما از یک گل عکسی بگیرید که عمق زیادی داشته باشد، برای آنکه تمام گل را در فوکوس خود داشته باشید، با مشکل مواجه خواهید شد. اما آیا میتوانید همان تصویر را از زاویه دیگری بگیرید که در محور لنز، ایستاده باشد؟ اگر سوژه تا حد زیادی مسطح است، فاصله بیشتر یا کمتر از لنز، ایجاد عمق زیاد میدان چندان مهم نخواهد بود.
وضوح گلها را حفظ کنید
حالا که میدانید چه کارهایی باید انجام دهید تا همه چیز را در کانون عدسی داشته باشید، میخواهیم در مورد چگونگی حفظ وضعیت صحبت کنیم. مسلما گلها جایی نمیروند و در موقعیت خود باقی میمانند، اما ناپایدارترین سوژههای عکاسی هستند که میتوانید انتخاب کنید.
اول، باید در مورد ثبات وضعیت شما صحبت میکنیم. حتما از یک سهپایه (یا حداقل یک «پایه دوربین») استفاده کنید، به خصوص اگر از نسبت کانونی بالا استفاده میکنید تا عمق میدان را به حداکثر برسانید، مجبورید از یک شاتر نسبتا سرعت پایین استفاده کنید، که میتواند به سادگی باعث لرزش دوربین شود. دوربین را روی سهپایه قرار دهید.
اما گلها خیلی خوب حرکت میکنند و سهپایه نمیتواند مانع حرکتشان شود. حتی یک نسیم ملایم هم برای رقص گلبرگها در باد کافی است. میدانید که برای کاهش تاثیر باد میتوانید عکسها را با سرعت بیشتر شاتر یا حساسیت بالاتر حسگر (افزایش ISO، نشانگر حساسیت حسگر دوربین نسبت به نور) بگیرید- حتی اگر به قیمت از بین رفتن عمق میدان تمام شود! به علاوه، شما میتوانید با تمرین صبوری، اجازه دهید باد آرام شود و بعد دکمه شاتر را فشار دهید.
فکر بهتری دارید؟ چیزی با خودتان ببرید که بتواند مانع از وزش باد شود؛ مثلا یک کاغذ بزرگ یا یک تخته دیوارکوب، یا یک آینه انعطافپذیر (Flexible Reflector) از فروشگاههای لوازم عکاسی تهیه کنید. حتی میتوانید از یک نفر بخواهید که در مسیر باد بایستد تا شما چند عکس بگیرید!
حفظ وضوح رنگ گلها
در آخر اینکه چطور نورپردازی خوبی داشته باشیم؟ البته در این مورد میتوان یک کتاب نوشت اما مهمترین نکته این است که از عکسبرداری در ساعات میانی روز (ظهر) بپرهیزید. وقتی خورشید درست بالای سرتان است، تصاویری با تضاد شدید و کنتراست بالا خواهید گرفت که بسته به مکان تشکیل سایهها در تصاویری که گرفتهاید، نقاطی با نور بسیار زیاد یا بسیار کم در عکس دیده خواهد شد. در ضمن، وقتی برای شکار رنگهای ظریف و رگههای جزئی سایهروشن گلبرگها کمین کردهاید، نور درخشان خورشید به هیچوجه دوست خوبی برای شما نخواهد بود!
در آخر اینکه چطور نورپردازی خوبی داشته باشیم؟ البته در این مورد میتوان یک کتاب نوشت اما مهمترین نکته این است که از عکسبرداری در ساعات میانی روز (ظهر) بپرهیزید. وقتی خورشید درست بالای سرتان است، تصاویری با تضاد شدید و کنتراست بالا خواهید گرفت که بسته به مکان تشکیل سایهها در تصاویری که گرفتهاید، نقاطی با نور بسیار زیاد یا بسیار کم در عکس دیده خواهد شد. در ضمن، وقتی برای شکار رنگهای ظریف و رگههای جزئی سایهروشن گلبرگها کمین کردهاید، نور درخشان خورشید به هیچوجه دوست خوبی برای شما نخواهد بود!
برعکس، بهترین عکسهایتان را در روزهای ابری خواهید گرفت، یا وقتی خورشید در آسمان کمپیداست؛ صبح زود یا اواخر روز. بهترین عکس شما اغلب زمانی گرفته میشود که در سایه عکسبرداری میکنید، بنابراین هیچ نور مستقیمی از آفتاب روی گل نخواهد بود.
میگویند، قانونها برای شکسته شدن نوشتهاند! برای ایجاد کمی تغییر، شاید بخواهید نمای زیر گل را امتحان کنید، سوژهتان را در مجاور آسمان قرار میدهید تا یک پسزمینه باشکوه آبیرنگ داشته باشید. اگر برای رسیدن به چنین هدفی تلاش میکنید، باید پرتودهی را با گرفتن چند عکس، به چند طبقه تقسیم کنید تا مطمئن شوید که به چیزی که میخواستید، رسیدهاید.
| تکنیکهای عکاسی برای باور نگاه من و تو! |
|
|
|
شباهت یا حقیقت واقعی هنر عکاسی دنیایی از تکنیکها برای باور نگاه من و تو است. دیگر به آنچه چشم هایتان میگویند، اعتماد نکنید. باور کنید، عکسهای حاضر همه از روی ماکتهای دست ساز یک عکاس خلاق گرفته شده است. عکاس یا هنرمند خلاق این تصاویر واقعی، ماتیو البانز Matthew Albanese است. او این عکس ها را از روی ماکت های دست ساز در استودیوی عکاسی خودش گرفته است. ابزارهایی که او برای کارش استفاده میکند، شامل؛ ورقه های فلزی، ماکتهای پوشیده شده با پنبه،نمک، شکر، خزه، پوشال، رنگ و... است. جالب نیست؟ می توانید باور کنید، دنیایی که در این عکس ها تا این حد واقعی و زیبا به چشم من و شما کشیده میشود، هیچ اثری از واقعیت در آن نباشد. پذیرش آنچه که گفته شد، می تواند نگاه ما را به مسائل زندگی تغییر داده و انعطاف پذیرتر کند. دوباره به عکس ها نگاه کنید نظرتان چیست؟
|