مجله عکاسی
موهبت دیجیتال
فناوری دیجیتال ، به سرعت در مسیر فراگیر شدن گام بر می دارد و با توجه به امکانات روز افزونی که در خدمت این پدیده قرار می گیرد ، دیری نمی پاید که جای سیستم سنتی آنالوگ را کاملا خواهد گرفت و البته طبیعی است که این هم مثل هر پدیده دیگری از مزایا و مضراتی برخوردار باشد. از آنجا که حق انتخابی هم وجود ندارد، بهتر است به جای دوری جستن و نفی این ابزار از موهبتهای آن بهرمند شویم و با یادگیری ، برنامه ریزی و نظم ، درصد بروز ضایعات ناشی از آن را در کار خود و جامعه عکاسان جوان کاهش دهیم و این واقعیت را بپذیریم که ابزار دیجیتال برای عکاس این امکان را فراهم می سازد تا در آثار خود تمام شعور تصویری خویش را به نمایش بگذارد.
مهارت ترکیب بندی
▪ نکاتی که به عکس شما عمق میدهند .
▪ دانستن قوانین و مواقعی که آنها را میشکنید.
مهمترین عاملی که عکس شما را از یک عکس معمولی به یک عکس هنری تبدیل میکند، کادربندی است .
امروزه، دوربینهای دیجیتال و نرم افزارهای ویرایشی ، کنترلهای پیشرفتهای روی نور و رنگ دارند . اما اگر موضوعات عکس با هم هماهنگ نباشد عکس های شما هیچگاه موفق نمی شوند . در این مقاله به شما نشان میدهیم که چگونه میتوانید این کار را انجام دهید :
● عکستان را وادار به آواز خواندن کنید :
درست مانند یک موزیکدان که قطعات موسیقی را کنار یکدیگر میچیند و تصمیم میگیرد که کدام قطعات موسیقی باید با هم کار کنند، یک عکاس نیز باید با ضربات محکم و در جهت های گوناگون عکس های قوی بگیرد. زیرا دیدن یک صحنه از دید یک عکاس ، بسیار متفاوت از یک دید معمولی است.
این نوشته به شما کمک میکند تا دید خود را اصلاح کنید و یک ترکیب بندی قوی بیاموزید. شما با به کاربردن فنون بصری این نوشته، میتوانید در یک فریم پیام خود را برسانید .
ما به شما استفاده از الگوها، حرکات، نقاط کانونی و عمق میدان را می آموزیم و همچنین چند مثال خوب از کارهای عکاسان بزرگ به شما ارائه میدهیم تا قوانین و تکنیک هایی را نشان دهیم که عکس هایتان را متمایز میسازد. جالب اینجاست که این نوشته علاوه بر این که قوانین کادربندی را به شما آموزش میدهد ، اعتماد به نفس شکستن این قوانین را برای ایجاد یک عکس زیباتر نیز به شما میدهد.
"عکس های مربع شکل تحرک کمتری نسبت به مستطیل شکل دارند. و به درد مناظر آرام میخورند .
رنگهای نرم، خطوط افقی متعدد و نقطه کانونی کوچک یک عکس آرام و ساده به وجود آورده اند"
▪ خطوط و اشکال
شما باید به چشمانتان دیدن خطوط و اشکال درون یک صفحه را بیاموزید . این ها قالب های بنیادی عکس شما هستند و هرکدام توانایی این را دارند که عکس شما را زیبا ساخته و پیام شما را برسانند .
مثلا خطوط افقی ، دقیقا مانند شخصی که در دوردست دراز کشیده است ، به عکس حس آرامش می دهند.
و خطوط عمودی ، مانند درختان و آسمان خراش ها، حس تحرک بیشتری به عکس میدهند. مخصوصا وقتی که عکس جهت تاکید در ارتفاع، با کادر پرتره گرفته شود.
از همه مهمتر، خط قطری است . این همان خطی است که نگاه بیننده را قطع میکند و آن را به سمت عکس میکشد. این خط میتواند عمق حرکت نگاه را بسازد و به یک صفحه مسطح زندگی بخشد .
▪ خطوط افقی
این خطوط، آرام ترین خطوط تصویر هستند و به عکس آرامش میدهند .
اگر خط افق را در مرکز و آسمان و زمین را به مقدار مساوی در کادر قرار دهید، عکس بی روح و خسته کنندهای به وجود می آید. اما این تمرین خوبی است که مهمترین عنصر عکس را بیابیم و خط افق را به گونهای قرار دهیم تا بیشترین تاکید را روی آن عنصر داشته باشد . مثلا برای عکس گرفتن از یک غروب زیبا ، که پر از نورها و ابرهای خیرهکننده است ، کافیست یک سوژه جالب را به صورت ضد نور در پایین کادر جا داده ، آنگاه خطوط افقی ( مانند خط یک موج شکن ) را به گونه ای قرار دهیم تا به عکس ریتم دهد. همین خطوط افقی میتوانند سوژه یک عکس دیگر نیز باشند.
▪ خطوط عمودی
این خطوط، خطوطی قوی و پر تحرک هستند که با ترکیب آنها با خطوط افقی میتوانیم به نتایج جالبی برسیم. وقتی که به خطوط عمودی فکر میکنیم ، ناخودآگاه به یاد درختان ، ساختمان ها و مردم می افتیم . اگر بخواهیم روی ارتفاع و عظمت آنها تاکید کنیم ، بهتر است که از کادر عمودی استفاده کرده و یا با انتخاب یک کادر افقی ، قسمت بالا و پایین خطوط عمودی را از کادر خارج کنیم .
▪ خطوط قطری
این خطوط جالب ترین و مهیج ترین خطوط کادر هستند و می توانند نگاه را به سرعت به محل سوژه درعکس حرکت دهند تا بیننده توجه زیادی به سوژه داشته باشد.
از دونیم کردن تصویر ، با عبور یک خط قطری از میان آن بپرهیزید، چون عکس تحرک خود را از دست میدهد . بهتر است بدون محدود کردن کادر عکس، یک خط قطری داشته باشیم که از کنار یک گوشه رد شود و به کنار گوشه دیگر عکس برسد.
"خطوط قائم ستون ها با منحنی بالای آن برخورد کرده و یک عکس قوی به وجود آورده است. دقت کنید که خط منحنی ، دقیقا از گوشه های عکس آغاز نشده و عکس را به دو نیمه تقسیم نکرده است"
▪ اشکال
برای سرزنده بودن بیشتر اشکال، از خطوط قطری استفاده کنید. یک مثلث، میتواند قالب جالبی برای عکس شما باشد. همچنین سه ضلع مثلث، یک عدد فرد به واژگان عکس شما اضافه می کند. [در این رابطه بعدا صحبت خواهیم کرد.]
به جای استفاده از اشکال مثلث شکل، میتوانید با ترکیب کردن خطوط، یک مثلث بسازید. چهاروجهی ها مانند مربع و مستطیل، چون چهار گوشه کادر را عینا تکرار میکنند و هیچ تضادی وجود ندارد، کادر جالبی بوجود نمیآورند، هرچند که میتوان با ترکیب آنها با خطوط قطری و یا مثلث ها، تصاویر جالبی به دست آورد .
همچنین با ترکیب کردن دوایر یا خطوط منحنی با خطوط صاف، میتوان قدرت زیادی به عکس داد .
"در اینجا خط قطری، ما را از نقطه کانونی ( نزدیکترین آسیاب بادی ) به داخل عکس هدایت میکند تا دیگرآسیاب ها را نیز ببینیم"
● قانون یک سوم ها :
با اینکه گاهی اوقات نیاز است که سوژه در مرکز کادر قرار گیرد ، اما میتوان با قرار ندادن سوژه در مرکز، چشم بیننده را اطراف عکس چرخاند و عکسی با تعادل بیشتر و قدرت بیشتر ایجاد کرد.
وقتی سوژهای را در مرکز تصویر قرار میدهیم، چشم در مرکز تصویر نگه داشته می شود و عکس به نظر تخت میرسد. این کار دقیقا همان تکنیکی است که باید به کار برید تا یک تصویر انتزاعی بسازید و یا یک صحنه واقعی را معرفی کنید. اما می توانید به کادر بندی خود با انتقال زیرکانه نقطه کانونی، قدرت ببخشید .
یکی از پرکاربرد ترین قوانین برای جهت دادن به نگاه بیننده، قانون یک سوم هاست که قرن ها پیش توسط نقاشها ابداع شده است و شما مطمئنا راجع به این قانون چیزهایی شنیدهاید. فرض کنید عکس شما توسط دو خط عمودی و دو خط افقی به ۹ قطعه مساوی تقسیم شده است، با قرار دادن سوژه یا نقطه کلیدی عکس در نزدیکی نقاط برخورد این خطوط ( نقاط طلایی)، نگاه بیننده به سمت عکس هدایت شده و تصویر متعادل تری ایجاد میشود و شما تعجب میکنید که چگونه موضوع های کوچک در صحنه های بزرگ غالب خواهند بود .
"قرار دادن تپه ای که در حال آفتاب گرفتن است روی یکی از نقاط طلایی به این عکس نظم داده است.
ما دقیقا میدانیم که کجا را باید نگاه کنیم زیرا تمام عناصر عکس ما را به آنجا هدایت میکنند ."
▪ قوانین را بشکنید :
هر عکسی نباید از قانون یک سوم ها تبعیت کند، زیرا درین صورت شما خلاقیت خود را از دست دادهاید.
گاهی لازم است که سوژه را در مرکز تصویر قرار ندهید تا نگاه در اطراف کادر حرکت کند. اما گاهی نیز، احتیاج است که سوژه را در مرکز کادر نگه دارید تا چشم بیننده در مرکز تصویر نگه داشته شود.
فرض کنید که شما به سفری سیاحتی رفتهاید و ناگهان یک شیر به سمت شما میآید، با قرار دادن شیر در مرکز تصویر ( به دلیل اینکه از نقطه فکوس مرکزی استفاده کرده اید ) تمام تحرک عکس را گرفته اید. اما اگر شیر مستقیما به سمت شما نگاه می کند، قرار دادن شیر در مرکز تصویر میتواند زیبا باشد.
"اگر چه در این تصویر سنگهای پیش زمینه حکمفرمایی میکنند، اما قرار دادن هوشمندانه و دقیق ساختمان در نقطه طلایی و صبر کردن برای ایجاد نور مناسب در محیط ، یک عکس زیبا و عالی به وجود آورده است."
"اگرچه سوژه در مرکز این تصویر قرار دارد، اما حالت سوژه به یک سمت فریم متمایل شده است. اشکال و خطوط جالب روی لباس چشم را به سمت کادر حرکت میدهد."
▪ کلوز آپ ها :
قانون یک سوم ها برای هر موضوعی می تواند صادق باشد و محدود به مناظر طبیعی نیست و میتوان از آنها برای گلها ، چهره ها و تصاویر ماکرو نیز استفاده کرد .
"باوجودی که عکس گل ، قانون یک سوم ها را رعایت نکرده است، اما با قرار دادن سوژه در مرکز عکس، یک تصویر متعادل به وجود آمده است . نشانه های قرمز رنگ، چشم را به سمت نقطه کانونی هدایت میکنند."
▪ ازخطوط استفاده کنید :
خطوط ، نورها و الگو ها ابزاری هستند که چشم بیننده را به جایی که عکاس میخواهد هدایت میکنند پس استفاده از آنها را برای افزایش قدرت عکس بیاموزید .
خطوط قطری در این گونه موارد بیشتر کمک میکنند، مخصوصا وقتی که یک خط کوتاه در یک تصویر با یک خط بلند در جهت دیگر تصویر برخورد نماید. به علاوه اینکه خطوطی که نگاه را به سمت سوژه اصلی عکس میکشاند ، عکس را نیز از حالت سکون خارج می سازند .
به هنگام غروب ویا صبح زود میتوانید ببینید که مناظر طبیعی چگونه استعدادهای خود را به عنوان یک سوژه بروز میدهند. یک تپه در نور گرم و روشن که در خارج مرکز تصویر در برابر یک پس زمینه سرد و پر سایه قرار دارد، نگاه را شیفته خود میکند.
"عکاس با قرار ندادن تابلوی راهنمایی در مرکز تصویر و استفاده از خطوط قطری پله ها جهت هدایت کردن نگاه به سمت نقطه کانونی، تاکید ویژه ای روی محل تونل کرده است."
▪ پانوراما :
قانون یک سوم ها میتواند به هر کادری از قبیل مربع، مستطیل و یا پانوراما اعمال شود. کافیست که شما بتوانید با دو خط افقی و دو خط عمودی کادر را به ۹ قسمت مساوی تقسیم کنید.
"پیش زمینه به اندازه کافی برای پر به نظر رسیدن عکس وجود دارد اما نه به اندازه ای که توجه را از اصلی ترین و روشن ترین قسمت سوژه منحرف کند.
با قرار ندادن قسمت پرنور در مرکز عکس، نگاه به راحتی در عکس حرکت میکند و دوباره به همان نقطه برمیگردد . نقطه نورانی بالا سمت راست، بیشترین قدرت عکس را دارد و نگاه طبیعتا به آنجا برمی گردد."
▪ نقطه کانونی
قبل از اینکه دکمه شاتر را فشار دهید، فکر کنید که آیا مرکز توجه عکس را به خوبی مشخص کرده اید؟
یکی از مشکلاتی که به وفور در کار عکاس ها دیدهایم، پس زمینه هایی ست که از قدرت سوژه اصلی میکاهد .
وجود رنگ، نور و یا شکلهای منحرف کننده در یک پس زمینه شلوغ و انتخاب یک دیافراگم اشتباه، توجه بیننده را از سوژه اصلی بر میگرداند. مسلما خیلی بهتر است که ایرادات عکس را در هنگام عکاسی برطرف کنیم تا بعدا در پردازش های بعدی.
"به این عکس نگاه کنید ، چه چیزی توجه شما را بر میگرداند؟ همه چیز وزن یکسانی دارد و خرس از جای بدی کراپ شده است. خط قطری ایجاد شده توسط ساختمان نیز به هیچ جایی هدایت نمی شود."
▪ ساده گزینی کنید
با اضافه کردن عناصر ترکیبی زیاد در عکس گول نخورید. بلکه از خودتان بپرسید که مهمترین المان در جلوی شما چیست ، همان چیزی که شما را وادار میکند تا دوربین را جلوی چشمتان بگذارید و آنگاه ترتیبی دهید تا المان های دیگر به سوژه اصلی کمک کنند.
حتما لازم نیست که سوژه بزرگترین المان تصویر باشد، بلکه میتوانید سوژه را کوچکتر کرده اما از یک عمق میدان کمتر استفاده کنید تا عناصر اضافی عکس تار شوند.
برای اینکه سوژه در مرکز توجه قرار گیرد راههای دیگری نیز علاوه بر انتخاب دیافراگم باز وجود دارد، مثل انتخاب سرعت شاتر کمتر برای تار شدن عناصر متحرک یا حذف آنها با استفاده از سطوح یا رنگ های پرکنتراست .
"عکاس با تشخیص قوی ترین نقطه کانونی و تغییر موقعیت ، ترکیب بندی قویتری ایجاد کرده است. دادن فضای بیشتر به سمت راست عکس برای نگاه گاو، قدرت بیشتری ایجاد کرده است.
مهارت در عکاسی = استفاده از تکنیک + تکنیک استفاده
نقاشی با نور
نقاشی با نور، یک روش جدید نیست. تنها موردی که باعث میشود به آموزش این روشبپردازم این است که این روزها بیشتر از همیشه یک دوربینDSLR آماتوری ارزان قیمت در دسترس قرار دارد و شاید بهترین فرصت برای تجربه این شیوه باشد.
این روش تنها با کمک و حضور دوربینهایDSLR و SLR Like عملی شده است، این دوربینها باعث شده ما بتوانیم براحتی و بدون نگرانی از هزینههای فیلم و چاپ و ظهور و صرف وقت فراوان دست به امتحان بزنیم و هرچه بیشتر به جنبههای تفریحی هنر عکاسی بپردازیم.
ضمن اینکه انجام این روش به کمک دوربینهای نگاتیو (فیلمی) تقریبا غیرممکن است، چرا که این روش با تهیه چند عکس که بوسیله نرم افزارهای گرافیکی با هم ادغام میشوند عملی است.
قبل از شروع یک نمونه از مرحله نهایی کار را در زیر مشاهده میکنید تا بهتر و ملموستر با هدف و نتیجه کار آشنا شوید.
● شروع کار
انجام مرحله ابتدایی کار بسیار ساده است و براحتی میتوانید آن را انجام دهید. من برای انجام آن ابتدا دوربینMinolta ۵D خودم را بر روی یک سه پایه محکم در گاراژ منزلم (که محیط بسیار تاریکی است) سوار کردم؛ دوربین Sony Alpha ۱۰۰ خود را به عنوان سوژه بر روی میز کارم قرار داده و سپس شاتر آن را به مدت ۲ ثانیه باز گذاشتم و یک عکس تقریبا خوب بدون اینکه اوراکسپوژ شود تهیه کردم (ترجیحا باید میز کار و پس زمینه را بوسیله یک پارچه سیاه رنگ مات و یا کاغذهای مشکی مات بپوشانید) در عکس بعدی بوسیله یک چراغ قوه کوچک با نور متمرکز و نقطهای (ترجیحا چراغهای لیزری و یاLED تک لامپ و یا چراغ قوههای معمولی با نور اندک) دور تا دور قسمتهای مختلف دوربین را به صورت چرخشی نور دادم، در این مرحله باید توجه داشته باشید که چه میزان نوردهی انجام میدهید و منبع نوری شما چقدر قوی است، اگر نیاز بود مدت زمان نوردهی را بیشتر و یا کمتر کنید.
این کار را باید آنگونه انجام دهید که تصویر شما اوراکسپوژ نشود. من در تصاویر زیر از ۲۰ ثانیه نوردهی استفاده کردهام.
برای اینکه در هنگام ادغام تصاویر در مرحله بعد و تغییر رنگ نورها دستمان بازتر باشد من تصویر را به ۵ قسمت تقسیم کردم و ۵ عکس متفاوت ( بدون دست زدن به سه پایه ) تهیه کردم، یک عکس از گریپ، یکی از لوگوی سونی، یک عکس از لنز، دیگری از دکمه تنظیمات دوربین و آخری هم از سمت چپ دوربین تهیه شد.
بعد از تهیه عکسها فایل هایRAW آنها را در نرم افزار فتوشاپ باز کردم و تبدیل کردم و هرکدام را در یک لایه مختلف قرار دادم.
در اینجا شاید سوالی مطرح شود که دیگر تنظیمات دوربین مثل دیافراگم، ایزو و فاصله کانونی را چگونه انتخاب کردهام! باید عرض کنم که این به شما بستگی دارد. اما هر تنظیمی را که انتخاب میکنید باید در کلیه عکسها رعایت کنید و به هیچ وجه آنها را تغییر ندهید.
ترجیحا از فاصله کانونی استفاده کنید که کمترین اعوجاج را داشته باشد ( یک فاصله نرمال)، ایزو را بر روی ۱۰۰ قرار دهید (برای کاهش نویز) دیافراگم را طوری انتخاب کنید که کل سوژه دیده شود و عمق میدان کافی داشته باشید و همین طور شارپ ترین بازه دیافراگم لنز را انتخاب کنید (مثلا بین ۴.۵ تا ۸ مناسب است) اگر دیافراگم را بیش از حد ببندید زمان نوردهی را باید افزایش دهید و اگر بسیار باز باشد ممکن است تصاویر شما اوراکسپوژ شود.
● کار بر روی فایلها
تصاویر را در فتوشاپ باز کنید (شاید پرسیده شود آیا تنها باید در فتوشاپ تصاویر را ویرایش کنیم؟ بنده پاسخ میدهم خیر!
در هر نرم افزاری که بتوان لایههای مختلف ایجاد کرد و به این لایه ها تنظیمات متفاوت اعمال کرد و در نهایت آنها را با هم ادغام کرد، پس چه نرم افزاری بهتر از فتوشاپ!) سپس عکس ها را در یک تصویر واحد باز کردم (به صورت چند لایه مختلف) در این مرحلهblending mode لایه ها را بر رویScreen قرار دادم (به جز لایه بکگراند و یا همان تصویر اولیه با ۲ ثانیه نوردهی)
در این مرحله باید تصویر شما ترکیبی باشد از تمامی تصاویری که تهیه کرده اید و همگی نمایش داده شوند.
سپس برای هر لایه به صورت جداگانه یک لایه hue and saturation که به آن سنجاق شده باشد را انتخاب کنید (در هنگام اعمال hue and saturation فراموش نکنید که دکمه colorize تیک خورده باشد، ترجیحا اشباع رنگ را افزایش دهید و فراموش نکنید که لایه hue and saturation را به لایه زیرین به صورت مجزا سنجاق کنید تا این رنگ ها تنها بر روی لایه قبلی اعمال شود و نه بر روی تمامی لایه ها)
در این مرحله با اعمال ۵ لایه hue and saturation برای هر تصویر شما یک تصویر کامل و متشکل از ۵ نور متفاوت خواهید داشت.
فقط فراموش نکنید که از رنگهای زنده و پر کنتراست استفاده کنید تا کارتان جلوه زیباتری پیدا کند.
نقد عکس
مردی با ظاهری غیرنظامی در حالت نا متعادل و تفنگی که به همین زودی از دست او خواهد افتاد و دشت وسیعی را در این عکس می بینیم.زائده ی بالای سر مرد کمی گنگ است و معلوم نیست که چیست.گوش مرد هم نسبت به بقیه ی اجزای صورتش کم کنتراست تر است.این ها نکات مرموزی هستند که در عکس کاپا خود نمایی می کنند.
نکته ی جالب در این عکس توازی سایه ی مرد (با کنتراست بالا) و دشت در پس زمینه (آنهم با کنتراست بالا) است.
کلا عکس شبه نظامی عدم تقارن و توازن را فریاد می زند.تفنگ در حال افتادن،مرد در حال افتادن،کادر بندی غیر متقارن همه دلایلی بر نا متقارن بودم این عکس هستند.
اگر این عکس چنین عنوانی نداشت : شبه نظامی جمهوری خواه در لحظه ی کشته شدن. شما با دیدن این عکس چه فکری می کردید؟
به جرات می توانم بگویم که نگارنده حتا یک درصد هم احتمال این واقعه را نمی داد. هیچ نشانه ای از مرگ نیست،آن هم کشته شدن!
روشن ترین بخش عکس پیراهن مرد است که می تواند نشان از حقانیت او داشته باشد پودر فضای خاکستری و دودزده این عکس تنها مرد سفید پوش است و این خود نوعی تقدیس را در مرد ایجاد کرده و نشان از مردن در راه هدف دارد.
وقتی می فهمیم که کاپا از یک شبه نظامی درست در لحظه ی مردن عکس گرفته چشمانمان گرد می شود و دوباره عکس را میبینیم و خود را آنجا تصور می کنیم.به طور کلی این عکس بیننده را درگیر می کند و از این جهت عکس موفقی است.
اما به نظر من این عکس رابرت کاپا بی جهت مشهور شده.او عکس های خیلی بهتری هم دارد.اما موضوعی که فقط از طریق زیرنویس عکس بیان می شود باعث معروفیت و محبوبیت این عکس است.
کادر بندی این عکس ضعیف است.نصف این عکس اضافه است و وارد کردن یک دشت وسیع در عکس جنگی بیشتر مزاح است تا کادربندی درست!
البته عکاس جنگ محدودیت زیادی دارد اما این هم دلیل نمی شود که این کادربندی ضعیف را تماما به حساب این محدودیت ها بگذلریم.
در بین منتقدان این عکس دو نظر متفاوت وجود دارد.گروهی می گویند که این نبوغ کاپاست که در لحظه ی کشته شدن این شبه نظامی اراده کرده است و عکس گرفته. و گروهی می گویند از کجا معلوم که این مرد مرده است و یا اگر مرده است از کجا معلوم که شبه نظامی جمهوری خواه است؟ هیچ نشانه ای به غیر از زیر نویس عکس نیست که به ما نشان دهد این عکس کشته شدن یک شبه نظامی جمهوری خواه است.اما من نظر دیگری دارم.می دانیم که عکس ثبت واقعیت است و باید واقعیت را در خود بگنجاند نه این که واقعیت را از طریق زیرنویس به عکس اضافه کنیم! اگر این عکس کشته شدن یک شبه نظامی است،قبول،اما این را باید در عکس ببینیم و مطمئن شویم که نمی شویم.
به هر حال من این عکس را در ترازوی کاپا نقد کرده ام و اصلا عکس بی ارزشی نیست.کاپا عکاسی است که خدمات زیادی به عکاسی جنگ کرده.مخصوصا همین عکس های او از جنگ های داخلی اسپانیا.در عکس های کاپا هنر یک عکاس جنگ را به وضوح می بینیم.جایی که همه از وحشت خشکشان زده ،کاپا دوربین را بر می دارد و شاتر را فشار می دهد!
نقد عکس کارتیه برسون
عکسی این چنین، گریز است، گریز از خیالات امید بخشِ همیشه دروغ، گریز از چشم بستن به آماس زشتیها و حقایقی این چنین تلخ، که زیر ظاهری زیبا و خوشایند و شعارگونه هم چون انسان دوستی و شفقت لفافه شدهاند. نمیتوان زهرخندی را که چرخ بزرگ به مادر و کودک و سراسر زندگی آنها میزند را ندید و چتر انگشتان مادر که روی سر طفلاش گسترده در خاطر نگه میدارد که این طفل، با بدن برهنهاش، زیر این انگشتان پناه گرفته است و گویی مادر تنها ربالنوع اوست. سوسوی نگاه کودک که در چشمیست که از زیر سایهی سیاه به دور است، کمک را فریاد میزند. ترکیب و تناسب خطوطِ استخوانهای برآمدهی بدن کودک، با خطوط درشت چرخ کالسکه بسیار رنجآور است. گویی این چرخ قبلا در جایی از روی بدن نحیف کودک عبور کرده و استخوانهای برآمدهاش ردی از آن است و هزاران چرخ کوچک و بزرگ در پس و پیش او وجود دارند و دست بیرمقاش صدایمان میکند که ای کاش این گونه در این ناسوت رهایم نکرده بودند و چرخ بزرگ تلنگری میزندمان تا به جهان و مسیر آن و اشارتهای زندگی متوجهتر شویم. سالهای زندگی این کودک سیاه به دشواری میگذرد و هر روز صبح در میان همان چرخهای روان به سختی زاده میشود. چرخهای ستمی که همه از روی او گذشتهاند: چرخ زندگیِ انسانهای غنی، پر قدرت، با ثبات و با رنگ پوستی روشنتر از او.
رسوخپذیری فضایی که این عکس ما را در آن قرار میدهد بسیار عمیق است. عکس از ما میخواهد به چشمان کودک نگاه کنیم تا رنجهایش را با ما قسمت کند. هم چنین مفاهیمی هم چون، فقر، استثمار و رنگ و نژاد را برایمان بسط میدهد و از ما میخواهد که به جهانی فراختر بیندیشیم و در این باور دست و پا نزنیم. که متولد شدهایم تا هر کدام به گونهای باشیم: با رنگ و نژادی وام گرفته از نمیدانم کجاهایمان و غرق شدن در آن، بدون توجه به پیرامونمان. نمیتوان بازگشت و مسافر گذشتههای کودک شد، اما این عکس، مجالی حتا اندک برای کم گویی یا گزافه گویی باقی نمیگذارد. چنان که نگاه طفل، آتش میزند و میسوزاند هر وسوسهای را و هر نجوایی را که به تیره بختی طبقهی او تردید دارد.
وحید تهامی
نقد عکس کامران جبرئیلی
▪ منتقد : محسن موسوی زاده
کادر عکس مستطیل افقی است و باتوجه به نسبت۲ در۳ آن ،آرامش بیشتری را ایجاد می کند.
سوژه (انسان)،ماشین و جاده در امتداد خط طلایی(یک سوم سمت راست) قرار دارند.
به دلیل نزدیک بودن دوربین به سطح زمین (درست وسط جاده) کشیدگی عمودی جاده کمتر نمایان شده است.اگر امتداد عمودی جاده به نقطه طلایی یک سوم بالای کادر می رسید،عکس به مراتب بهتر وقوی تر می گردید.باتوجه به نور منعکس شده از جاده ،مسیر بجا مانده از تایر خودرو و تاریک بودن اطراف جاده ، عکس یک لحظه بارانی شهرهای شمالی را (علا رغم تاریک بودن وگویا نبودن عکس در چاپ) نشان می دهد.تنها جاده است که پیش روی ناظر گشوده می شود واو را پس از سفری بارانی در دل طبیعت،از سمت راست به خارج کادر و به بیکران همیشه جاری جاده می برد. جاده ای که می تواند جاده ی سرنوشت باشد.
در عکس تقابل سه عنصر انسان طبیعت و ماشین (مدرنیسم) بخوبی مشهود است. در اینجا مدرنیسم به انسان پشت کرده و اوراعلا رغم باران شدید،باری بدست و راهی دراز ،تنها گذاشته است.او شاید مادری است که فرزندانش منتظرند تا او با دستی پر به خانه برگردد. شاید در راه مانده ای است و ره توشه بدست بدنبال سرنوشت خود می رود وشاید.... ولی هر چه هست نوع پوشش ، حرکت و آناتومی شکل گرفته از پوشش و استخوان بندی، نشان می دهد که انسان با وقاری است و خیلی مسن یا خیلی جوان نیست. با اینکه خودرو عبوری سرنشینی کمی دارد، اورا جا گذاشته اند. وعلارغم این جاماندن، با توجه به زاویه عکس برداری و دور بودن خودرو هنوز شاهد تسلط تناقض آمیز بعضی انسانها به ماشین هستیم .گویی این ماشین که از او جا مانده نه او از ماشین و طبیعت با متانت و آرام ناظر این جریان است. با توجه به تنالیته های بسیارکم عکس، عکس از واقع گرایی (رئالیسم) به سوی سوررئال کشیده شده و حالت نمادین سوژه ها در عکس تقویت گردیده است. این خود به اجبار تا حد بیشتری پیوستگی عناصر تصویر را به سوی یک وحدت فیلسوفانه تقویت نموده است.
در مجموع اینگونه دید را در بسیاری از فیلمها ،از جمله فیلمهای چارلی چاپلین، در بعضی تابلوهای نقاشی و همچنین عکسها شاهد بوده ایم، لذا علا رغم دلچسب بودن عکس، محتوی بصورت جدید و خلاقانه تری بیان نگردیده است. می توان راجع به یک عکس ضعیف هم ، نقدی قوی نوشت ولی خوب نقد کردن عکس به معنی خوب بودن عکس نیست و بدیهی است عکس آنهم وجود دارد، یعنی عزیزی عکس خوبی گرفته و ما نقد بدی در مورد آن می نویسیم.
گستردگی عرض خیابان در جلو ناظر که تمام خط افقی پایین کادر را در برگرفته است،لذا ناظر بناچار چه بخواهد و چه نخواهد،درون این جاده ی سرنوشت قرار گرفته است،گرچه او می تواند با خلاقیت و سر زندگی خود، سرنوشت بهتر برای خود رقم بزند. پس بیایید ،ماهم ره توشه برداریم و قدم در راه ناظر جام بگذاریم.
محسن موسوی زاده
طراح و پژوهشگر
نقد عکس مسعود امیر لویی
▪ عکاس مسعود امیر لویی
عرض عکس با استفاده از کل پهنای نگاتیو وطول آن از یک کادر کامل همراه حدود یک سوم کادر از فریمهای طرفین تشکیل شده است.کنتراست بسیار ملایم، حاشیه جاده و نوع درختها،می تواند بیانگر هوای ابری وشرجی شهرهای شمالی ایران باشد.توالی فریهما وشباهت مناظر و انسان حاضر در آن ،به محل واحدی برای عکس برداری این سه فریم دلالت می کند.
دو سوم فریم میانه را زمین ویک سوم آنرا آسمان تشکیل می دهد.علا رغم اینکه اینگونه فضاهای تمام ابری وشرجی ،مخصوصاً با خطوط قوی وسیاه حاشیه ی فیلم،فضای کم تحرک و حزن انگیزی به عکس می دهد ولی عکاس توانسته با برش وترکیب بندی آگاهانه ی خود (بخصوص با کادر سمت چپ که جهت سر زن عمود به جهت کادر مرکزی قرار گرفته)تحرک وشعف بسیار زیادی را به این فضا حاکم کند.از محتویات سه فریم پیداست که سوژه انسان درهمان محیط فریم مرکزی (قبل وبعد آن)عکس گرفته شده است.در سمت راست به کادر بندی منظره ودر سمت چپ به کادر بندی پرتره این کار انجام شده است.
در فریم سمت چپ درختها طوری در اطراف سه سوژه قرار گرفته اند که انگار دستهای سوژه از لبه یک دیوار گرفته وسرش را بالا اورده تا خود را وارد کادر مرکزی کند با حضور انسان در دو طرف فریم مرکزی به نوعی انگار فریاد می زند که دوست دارد حضور خود را بیان کندو دوست دارد بیننده دیده شود. همه انسانها دوست دارند خودشان را بیان کنند و با دیگری ارتباط برقرارکنند، وحتی اگر کسی نبود اگر اشتباه نکنم مثل راوی داستان سه قطره خون هدایت،با سایه خودشان حرف بزنند.
خوب است خیلی وقتها شنونده خوب وفعالی برای هم باشیم.ایتالیایی ها بنیان خانوادگی محکمتری نسبت به صدها کشور دیگر دارند. آنها این موهبت را مدیون زیاد حرف زدن با یکدیگر وبا حوصله خوب گوش کردن حرف دیگران هستند.عکسهای ماهم بیانگر عقاید واحساسات ماهستند با تسلط به سواد بصری می توان حرفهای دلنشین وماندگاری زد.
باید کم کم ازخم زبانی که سوار بصری نی توانرد تیجاد کند به همدل نزدیک شد.
بون آن دلبر چو پرّ ان می شود
این زبانها جمله حیران می شود
عشق را خود صد زبان دیگر است
همدلن از همزبانی خوشتر است
محسن موسوی زاده
طراح و پژوهشگر
نقد و تحلیل عکس
هر اثر هنری با مخاطبینش کامل می شود و خلق هر اثری بدون داشتن مخاطب معنایی نخواهد داشت.
در پروسه تولید یک اثر هنری ، هنرمند و مخاطب از مولفه های لازم آن محسوب می شوندکه در سه راس یک مثلث قرار دارند . با حذف هنرمند در حقیقت هیچ اثر هنری تولید نخواهد شد و با کنار گذاشتن مخاطب نیز اثر هنری به تولیدی بی مصرف تبدیل شده و خود رو به نابودی خواهد رفت.
تحلیل و نقد عکس پیوند میان اثر، هنرمند ومخاطب را ایجاد می کند که موجب بر خورداری بیشتر مخاطب از برخی اندیشه های ذهنی و پیچیدگی های مو ضوعی عکس ها می شود. لذا هر حرکتی در جهت درک، ارزشیابی و شناخت بیشتر مخاطب از یک اثر هنری مهم و دارای ارزش است. هر چند بهترین تفسیر و برداشت هارا خودتصویر می سازد و آنها بایستی خود سخن بگویند لیکن بررسی و تحلیل جامع در معنی و محتوای عکس ها و همچنین بررسی ساختار زیبایی شناسی آنها می تواند درک وشناخت مخاطب را بیشتر کند. پرداختن به فضای درون عکس هاکه ممکن است مضامینی واقعی, فرا واقعی, شاعرانه, رویاگونه و یا فلسفی داشته باشند از مواردی است که در تجزیه و تحلیل عکس ها مورد توجه وبررسی قرار می گیرد.
معمولا در تحلیل یک عکس علاوه بر پرداختن به محتوای هنری و جنبه های فنی و تکنیکی آن می توان جنبه های کاربردی، تاریخی، روانشناختی و اجتماعی آن را نیز مورد بر رسی قرار داد.
هرچند در نقد و تحلیل عکس ها هیچ فرمول و روش خاص و تعریف شده ای وجود ندارد و نویسنده هر بار با خلاقیت های نوشتاری سعی در بیان متفاوت تحلیل های خوددارد، لیکن نمی تواند یک سری قواعدمرسوم را نیز نا دیده بگیرد. از آنجا که درک ودریافت محتوای عکس ها تابع دیدن , مطالعه , مکاشفه و تجربه است، یک تحلیل گر خود بایستی به دانش آن مجهز باشد.
یک تحلیل گر هم در فرم وهم در معنای عکس کاوش می کندو جنبه های گوناگون ساختاری و محتوای اثر را مورد تحلیل قرار می دهد.
نویسندگانی که عالمانه و منصفانه به تحلیل, تفسیر و نقد عکس ها می پردازند، در حقیقت شکاف میان نظریات عکاس و مخاطب را پر می کنند. این نکته نیز دارای اهمیت است که هر مخاطبی با توجه به سواد بصری، دانش و باور شخصی اش از لحن بیان و ساختارفرمی و محتوایی عکس ها می تواند برداشت خاص خودش را داشته باشد و طبیعی است که هر چه مخاطب دارای تجربه،اطلاعات و همچنین رابطه نزدیکی با عکاسی داشته باشد راحت تر می تواندبا این عکس ها به عنوان یک شکل هنری ارتباط برقرار کند.
پرداختن به مقوله نقد و تحلیل عکس می تواند مخاطب را از تردیدهاو سرگردانی برهاند.او انتظار دارد با مطالعه متون نوشتادی در باره عکس ها افزون بر اطلاعات بصری درون آنهابه آگا هی های دیگری هم دست یابدو بیان کنابی و پنهان موضوع را به صورت شفاف تری جسنجو نموده و بادرک ارزشهای زیبایی شناختی آن به بر داشت دلپذیری برسد.
با توجه به اینکه برخی از عکس ها می تواند در برابر تنوع تفسیر ها و تعبیر ها قرار گیرد ،منتقد یا تحلیل گر می تواند با پرداختن به این بحث ها فضائی قابل درک و علمی از این رسانه ایجاد کندکه در کنار آن خلاقیت و استعداد های نو نیز شناخته شوند.
منتقدان یا کسانی که به جوانب گوناگون یک عکس می پردازند بایستی به این نکته نیز واقف باشندکه به همان گونه که هر عکس مخاطب خاص خود را دارد، یکی ممکن است ارتباط بیشتری با آن بر قرار کند و دیگری ارتباط کمتر، یک نقد و تحلیل هم می تواند نظریات متفاوتی را بر انگیزاند. شخصی ممکن است با نظر نویسنده موافق و دیگری مخالف باشد و یا برخی دیگر تنها بخش هایی از اظهارات و نظریات منتقد را بپذیرند که در اینجا علمی بر خورد کردن ، همه جانبه گری و منصفانه قضاوت کردن می تواند در جذب مخاطب نیز موثر باشدو از طرفی ارزش و جایگاه نقد نیز به روشنی مشخص خواهد شد و مخاطبین نیز از آن استقبال خواهند کرد.
ابراهیم بهرامی
نکاتی در عکاسی برای آماتورها
● برای عکس خود یک موضوع یا پیام انتخاب کنید.
اگر در عکس شما هیچ سوژه برجسته و واضحی وجود نداشته باشد یا این عکس حاوی پیامی نباشد احتمالاً عکس جالبی نخواهد بود.
● چیزهای اضافی را حذف کنید.
زواید را حذف کنید، به خصوص اگر از ارزش عکس شما کاسته می شود. نه تنها باید بدانید چه چیزهایی را در عکس بگنجانید بلکه باید بدانید چه چیزهایی را نباید در عکس خود بگنجانید. همیشه بدنبال یک پشت زمینه ساده باشید و تعادل را حفظ کنید.
در این عکس دست زنی که در پایین تصویر مشاهده می کنید و پیراهن های رنگ و وارنگ زرد و آبی در پشت زمینه عناصری هستند که سبب به هم خوردن تمرکز بیننده بر موضوع اصلی می شوند. در این عکس می توان چند لحظه صبر کرد تا آن زن دست خود را عقب بکشد و افرادی که در پشت زمینه قرار گرفته اند نیز با چند قدم جابجایی عکاس از تصویر حذف می شوند و در این حالت عکس شما بهتر خواهد بود.
● از زوم کردن و نزدیک شدن نترسید
اشتباهی که بیشتر عکاسان آماتور مرتکب می شوند این است که عکس های آنها از فاصله خیلی دوری گرفته شده است. و در تصویر نسبت محیط به موضوع آنقدر زیاد می شود که نمی تواند پیام خود را القا کند. سعی کنید عکس را به اندازه کافی از سوژه پر کنید و از پشت زمینه شلوغ پرهیز کنید. تا عکس ساده و قابل فهم باشد.
● موضوعات خود را در مرکز تصویر قرار ندهید.
همانطور که در مقالات قبلی آموزش عکاسی «یاد بگیر دات کام» بارها ذکر شده است. سعی کنید موضوع عکاسی خود را در مرکز تصویر قرار ندهید. بهتر است از قانون یک سوم استفاده کنید. فرض کنید تصویر شما به سه قسمت تقسیم شده است چه از نظر عمودی و چه از نظر افقی آنگاه موضوع خود را روی یا نزدیک یکی از این خطوط قرار دهید. این قانون را قانون یک سوم می نامند. البته سعی کنید خلاقیت خود را حفظ کنید و از این قانون تابعیت محض نداشته باشید. به خاطر داشته باشید برای انسان و حیوان وقتی که روی سر آنها زوم می کنید بینندگان بیشتر به چشم آن انسان یا حیوان توجه می کنند بنابراین در این گونه مواقع قانون یک سوم بر مو قعیت چشم ها اعمال می شود.
● از سطح دوربین خود مطمئن شوید.
اگر سطح افق در عکس شما زاویه دار شود از ارزش عکس شما کاسته خواهد شد. ممکن است هنگام عکاسی دقت زیادی برای تنظیم سطح نداشته باشید اما مشکلی نیست با نرم افزارهای ویرایش عکس مانند فتوشاپ می توان به راحتی سطح را تصحیح کرد. اما بهتر است تمرین کنید تا همیشه دوربین را افقی نگه دارید.
● چشم ها بسیار اهمیت دارند.
چشم ها بازگوی داستان هستند. وقتی که از انسان یا حیوان عکس می گیرید هر چیزی ممکن است از نظر پنهان باشد ولی چشم ها باید آشکارا قابل دیدن باشند. و کیفیت تصویر چشم باید بالا باشد آنوقت است که تأثیر شگفت انگیز چشمها را در عکس های خود خواهید دید.
● فاصله را برای فلاش تخمین بزنید.
بهترین فلاشها در فواصل بیش از ۱۰ متر تأثیری ندارند. برای فواصل دور در نور کم به جای استفاده از فلاش میزان exposure دوربین خود را افزایش دهید و از یک سه پایه استفاده کنید. و اگر لازم است از ISO بالاتر استفاده کنید.
اگر از چند نفر با فلاش عکس می گیرد بدانید که چهره افرادی که به دوربین نزدیکتر هستند روشنتر و چهره افرادی که از دوربین دورترند تیره تر است بنابراین سعی کنید فاصله افراد با دوربین یکسان و به اندازه کافی نزدیک باشد.
● حرکت کنید
در هنگام عکاسی خود یا موضوع عکاسی را آنقدر حرکت دهید تا موضوع شما در پشت زمینه خودنمایی کند یا به عبارت دیگر موضوع و پشت زمینه هم رنگ نباشند.
نکاتی مهم در عکاسی دیجیتال برای تازه کارها
▪ حافظه دوربین:
اگر حافظه دوربین تان فقط همان ۸ یا ۱۶ مگابایتی است که همراه با دوربینتان فروخته شده خرید یک حافظه حداقل ۱۲۸ MB را در صدر لیست خرید هایتان بگذارید. اگر ۲۵۶ MB باشد که چه بهتر. این خرید را در اولین فرصت و یا با اولین پول زبان بسته ای که گیرتان افتاد انجام دهید که تاخیر بای نحو کان جایز نیست!
▪ عکسهای ضمیمه ایمیل را کوچک کنید:
اگر می خواهید عکسهای دوربین تان را برای دوستان و آشنایان ایمیل کنید، دانلود کردن یک عکس یک مگابایتی را به آنها تحمیل نکنید مگر این که قصد آزار آنان را داشته باشید که آن حرف دیگری است. اگر بلد نیستید هر چه سریعتر روش کوچک کردن عکسها به اندازه ۴۸۰*۶۴۰ و یا ۲۴۰*۳۲۰ را یاد بگیرید و از آنها در ایمیل استفاده کنید. با ساده ترین نرم افزارهای گرافیکی نیز این کار ممکن است.
▪ ساعت دوربین را تنظیم کنید:
یکی از توانائیهای بسیار جالب دوربین های دیجیتال نگهداری اطلاعات عکس از جمله تاریخ و ساعت همراه با عکس می باشد. این اطلاعات در فایل عکس ذخیره می شود و بنابر این همواره اطلاعات جالبی از زمان و شرایط عکس برداری در اختیار خواهید داشت. این اطلاعات مفید و ارزشمند را از دست ندهید.
▪ به آرشیو عکسهایتان سر و سامان دهید:
با داشتن دوربین دیجیتال بعد از مدت کوتاهی کامپیوترتان پر از عکسهای مختلف خواهد شد که برای پیدا کردن یک عکس خاص مجبور می شوید یک عالمه عکس را مرور نمایید. شاید اخر هم موفق به پیدا کردن عکس مورد نظر خود نشوید!! (بقول معروف شتر با بارش در کامپیوترتان گم می شود). برای جلوگیری از این مشکل اول از همه عکسها را بر طبق زمان و رویدادها در دایرکتوریهای مختلف قرار دهید و از نرم افزارهای آلبوم عکس موجود برای دسته بندی و مدیریت عکسهایتان استفاده کنید. قبل از اینکه دیر شود به این نصیحت وبلاگانه من گوش داده و این کار را بکنید.
▪ تنظیم های پیش فرض دوربینتان را مطابق سلیقه خودتان تغییر دهید:
بیشتر دوربین ها برای نحوه گرفتن عکسها تنظیم هایی را در اختیار کاربر قرار می دهند. پیشنهاد من این است که بالاترین رزولوشن، بهترین کیفیت (فشردگی کمترJPEG)، تراز سفیدی گرم (ابری) و فلاش خاموش را به عنوان تنظیم های پیش فرض دوربینتان انتخاب کنید.
▪ عکس بگیرید!:
اگر برای عکاسی کمی وقت صرف کنید از سرعت عادت کردن با همدم جدیدتان تعجب خواهید نمود. یک عالمه عکس بگیرید. از هر چه و هر جا که بنظرتان جالب بود عکس بگیرید. از دوربینتان لذت ببرید. بعد ازمدت کوتاهی بقول قدیمیها دوربینتان مثل موم در دستانتان جای خواهد گرفت... حالا از این موم هر شکلی که می خواهید می توانید بسازید.
نگاهی به سیاه نمایی اجتماعی در عکاسی
این افرادی که بیشتر با عکسها و فیلم های سیاهشان در جشنواره ها مطرح شده اند ، بیشتر بجای خدمت ، با سیاه نشان دادن زندگی هم وطنان خود، به جامعه ی ایرانی خیانت کرده اند. شما کافی است اسامی برندگان ایرانی در جشنواره های خارجی را جستجو کنید ، عکس های آنها را با دیگر عکس های پذیرفته شده مقایسه کنید تا خودتان به این نتیجه برسید. بدیهی است بین عکس هایی که ارائه می کنند ، عکس های مثبتی هم باشد، ولی آنها ابایی از ارائه عکس هایی که موجب بد نمایی زندگی در ایران می شود را ندارند. آنها آدمهای جشنواره زده ای هستند که نان به نرخ روز می خورند، مسئله برای آنها کسب مقام است نه اشاعه هنر های انسانی برای آسایش بشریت. آنها از هویتهای انسانی و هنری کم بهره اند، آنها نه تنها صاحب هیچ سبک خاصی نیستند بلکه کم سواد تر ( منظور از سواد آگاهی های لازم بشری برای ارتباط بهتر و تعاملات مفیدتر اجتماعی، علمی و هنری برای زندگی بهتر است، نه داشتن مدرک های آموزشگاهی) از این هستند که مفهوم سبک را بفهمند. آنها آنقدر انسانهای خود خواه و کوتاه اندیشی هستند که به جوانهای علاقه مند به عکاسی حتی عکس های خودشان را هم نشان نمی دهند. رفتار های آنها بگونه ایست که مردم را از هنر دلزده می کنند تا علاقه مند. آنها چاپلوس مقامات اداری و داوران هستند و قیافه بگیر برای جوانها و آدمهای دیگر. بعضی از آنها در نهاد هایی که از وظایف اصلی آنها حمایت از هنرمندان و نویسندگان است و برخی هم در بعضی نشریات و دیگر اداره های مشهد مشغول بکار هستند. زیان آنها برای جامعه چندین برابر سود احتمالی آنها است. آنها در سایه کار می کنند و فقط شما با اسم آنها به عنوان کسی که عکسش در فلان جشنواره پذیرفته شده یا فلان رتبه را آورده آشنا می شوید . لذا هر یک از این افراد را که شما اسمشان را دیدید و پس از پیگریهای لازم و کافی، متوجه شدید از آنها عملاً خیری و اطلاع رسانی به جامعه نمی رسد بدانید در زمره آفتاب گریزان هستند.اینها بخاطر موقعیت شغلی که دارند ، مجوز عکس برداری از خیلی مکانها و موقعیتهایی را دارند که بقیه عکاس ها فاقد آن هستند .آنها به روشهای مختلف مانع داشتن مجوز های عکس برداری و رشد دیگران می شوند. اگر نه هنرمندانی هم داریم که هم برندگان جوایز جشنواره ها هستند و هم عکس های سفید ( عکس هایی که بیانگر خوبیهای فرهنگ ، جامعه، طبیعت و ... می باشد.) می گیرند و هم به جامعه خدمت و اطلاع رسانی می کنند. در این رابطه به نحوی مسئولین دولتی مخصوصاً ارشاد کوتاهی می کنند. البته رسانه های محلی هم آن گونه که باید قادر به پوشش و اطلاع رسانی های مفیدتر و صریح تر نبوده اند که امیدواریم با بهره گیری بیشتر از افراد متخصص وعلاقه مندان کارآمد، این نقص جبران شود.
محسن موسوی زاده
طراح و پژوهشگر
نگاهی به عکاسی چشم انداز (پانورامیک)
رقابت دوربین و چشم انسان در عكاسی پانورامیك به خوبی مشهوداست . در حالی كه چشم انسان زاویه ای بین ۷۵ تا ۱۶۰ درجه را پوشش می دهد در عكاسیچشم انداز یك منظره در ۳۶۰ درجه ثبت می شود .
عكاسان معمولا به عكس هایی كه تا زاویه ۱۶۰ گرفته می شوند عكس های وایدمی گویند و آنها را در دسته عكس های پانوراما قرار نمی دهند.قطع عكس های پانوراما به شكل معمول ۱۷*،۶ ۲۴*۶ و ۲۴*۱۰ است كه با توجه به نوع ابزار مورد استفاده عكاس قابل تغییر است . عكس چشم انداز به سه وسیله قابل ثبت است:
۱) لنزهای پانوراما:
این لنزها قابلیت چرخش ۳۶۰ درجه دارند و بر روی بدنه دوربین نصب می شوند . لنزهای فیش آی نیز در گروه لنزهای پانوراما قرار می گیرند . به وسیله لنزهای فیش آی می توان به دیدی ۳۶۰ درجه در فضایی كوچك دست یافت.
۲) دوربین های پانوراما:
دوربین هایی كه قابلیت چرخش ۳۶۰ درجه دارند به دوربین های پانوراما معروف اند. ضعف دوربین های چرخشی در تغییر وضوح تصویر (فوكوس) و كاهش دامنه تغییرات شاتر و در نتیجه كاهش سرعت شاتر است . از دیگر اشكالات این ابزار، ظهور خطوط «اعوجاجی» بر روی تصویر است . امروزه این اشكالات در دوربین های دیجیتالی تا حدی رفع شده اند.
۳) روش سگمنت (تكه تكه):
بسیاری از علاقه مندان هنر عكاسی كه دسترسی به دوربین های چرخشی و لنزهای ۳۶۰ درجه را ندارند از روش سگمنت در ثبت عكس های پانوراما استفاده می كنند. در این شیوه دوربین و لنز از منظره ای ۳۶۰ درجه، به شكلی مجزا و تكه تكه عكسبرداری می كنند .
این عكسهای مجزا به مدد نرم افزارهای كامپیوتری همچون فتوشاپ، قابل پیوستن به یكدیگر هستند و تصویر نهایی در فرمت پانوراما ارائه می گردد. باید توجه كرد كه در روش سگمنت، دقت و توجه عكاس به تغییرات نوری، باز و بسته بودن دیافراگم و سرعت شاتر بسیار حائز اهمیت است . زیرا اندكی تغییر در شرایط عكاسی از خلقتصویری یكدست، یك رنگ و با تن نوری یكنواخت جلوگیری می كند.
عكاسی پانوراما، تكنیكی جذاب در عكاسی مناظر است و آئینه تمام نمایی از مناظر را در پیش روی مخاطب قرار می دهد . بسیاری از عكاسان حرفه ای تجربیات شیرینی را در خلق تصاویر ۳۶۰ درجه در آلبوم عكس های خود به ثبت رسانده اند كه ماندگار و تماشای آنها برای همیشه لذت بخش است.
نگاهی نو به ویرایش دیجیتال ؟
مطلبی را که در ادامه شاهد خواهید بود، یک بررسی کامل نرم افزاری محسوب نمیگردد، چرا که تمام ویژگیها، ابزارها و منوهای این نرم افزار بررسی نشدهاند. بلکه مطلبی را که در ادامه از نظرتان خواهد گذشت، نظر سایت عکاسی در رابطه با مهمترین ویژگی این نرم افزار است. چرا که همین ویژگی انقلابی باعث معروفیت این ابزار شده است. برای فهم بهتر این ویژگی، ابتدا مروری کوتاه خواهیم داشت بر روش Zone system که توسط آنسل آدامز برای کنترل نورسنجی و محدوده تونال بکار میرفت.
● تفکری بر مبنای عکس و نه پیکسل
شرکت LightCraftsادعا میکند که تمام نرم افزارهای ویرایش تصویر از یک نقطه ضعف عمده رنج میبرند و آن پیکسلی بودن مبنای ویرایش است. یعنی بجای آن که به تصویر، به عنوان یک موجودیت کلی بنگرند، پیکسلها را در نظر گرفته و در نتیجه کاربران بسختی میتوانند تاثیر مورد نظرشان را بر عکس اعمال نمایند.
اساس این ادعا، سیستم ناحیهای (Zone System) مورد استفاده در این نرم افزار است.
● Zone System
سیستم ناحیهای روشی است که توسط آنسل آدامز (و چند عکاس دیگر) برای نورسنجی صحیح، کنترل دقیق محدوده تونال و کنتراست مناسب عکس ابداع شد. این روش سیستماتیک در واقع تلاشی بود برای نزدیک کردن " آنچه که در واقعیت دیده میشود" به "آنچه که در نهایت چاپ میگردد". بر اساس این روش، در عکاسی با نگاتیو سعی در نورسنجی صحیح مناطق تاریک است تا جزئیات این مناطق بخوبی حفظ شود و در مرحله چاپ، مناطق روشن تحت کنترل قرار میگیرند تا نور و کنتراست مناسبی داشته باشند.
در این سیستم تونهای روشنایی در یک منظره به ۹ ناحیه تقسیم می گردند: از یک تا ۹ که در آن ناحیه ۵ نشانه تون میانی، ناحیه یک تاریکترین منطقه و ناحیه ۹ روشنترین منطقه محسوب میشود. برخی، یک ناحیه دیگر نیز به عنوان حداکثر روشنایی یا ناحیه ۱۰ در نظر میگیرند.
هر کدام از این نواحی دارای مشخصات خاص خود هستند و عکاس باید با این نواحی آشنا باشد و میزان جزئیات قابل تشخیص در هر ناحیه را بداند. ناحیه ۰ به عنوان ناحیه سیاه مطلق و ناحیه ۱۰ به عنوان سفید خالص و فاقد جزئیات در نظر گرفته میشوند. نواحی ۱ و ۹ گاهی دارای میزان کمی جزئیات هستند. نواحی ۲ و ۸ تیره ترین و روشنترین نواحی دارای جزئیات هستند. نواحی ۳ و ۷ دارای جزئیات بیشتری هستند. مثلا کاغذ سفیدی که متون سیاه نوشته شده در آن قابل خواندن هستند، حداقل در ناحیه ۷ (و نه بیشتر) قرار میگیرد.
بنابراین نواحی دارای بیشترین جزئیات و بافت قابل تشخیص، بین نواحی ۳ و ۷ قرار میگیرند.
اختلاف روشنایی هر ناحیه با ناحیه مجاورش نیز یک استاپ ( یک EV ) است.
● استفاده از سیستم ناحیهای برای نورسنجی صحیح در نگاتیو
عکاس ابتدا باید منظره مورد نظر را بررسی نماید. تاریکترین نواحی منظره را که بایستی در عکس چاپ شده نهایی، دارای جزئیات قابل تشخیص باشند، انتخاب نماید. سپس این نواحی را نورسنجی نماید. نورسنج این نواحی را به عنوان ناحیه ۵ یا متوسط نورسنجی میکند و چون عکاس میخواهد که این نواحی در عکس چاپ شده نهایی به عنوان ناحیه ۳ باشند، کافیست نوردهی خود را دو استاپ کمتر از مقادیر ارائه شده تنظیم کند.
با این روش، مناطق مورد نظرش دارای جزئیات کافی در چاپ نهایی خواهند بود.
البته در تکمیل این روش بایستی در مرحله پروسس عکس نیز بر اساس سیستم ناحیهای و تاکید بر مناطق روشن، عملیات چاپ انجام گردد.
● سیستم ناحیهای در دنیای دیجیتال
در عکاسی دیجیتال نیز سیستم ناحیهای کاربرد دارد. با این تفاوت که موقع نورسنجی تاکید بر مناطق روشن است (نوردهی بیش از معمول اما تا اندازهای که اوراکسپوز رخ ندهد) و بعد در مرحله ویرایش، سعی میشود که محدوده تونال متناسب گردد و با این روش بیشترین میزان جزئیات در مناطق روشن و تاریک حاصل خواهد شد. بعبارت دیگر نورسنجی بر اساس مناطق روشن است و پردازش بر اساس بازیابی جزئیات در مناطق تاریک. درست برعکس نگاتیو. و البته در عکاسی دیجیتال وجود هیستوگرام کار نورسنجی را بسیار راحت کرده است و باتوجه به آن میتوان نوردهی را به طور دقیق تنظیم نمود.
● Lightzone و سیستم ناحیهای
قلب نرم افزار LightZone ابزار ZoneMapper و ZoneFinder است. این دو در واقع زونهای مختلف محدوده تونال تصویر را به کاربر نشان میدهند و این امکان را فراهم میکنند که کاربر میزان روشنایی هر ناحیه را و نیز نسبت روشنایی بین نواحی مجاور را به طور مستقیم تنظیم نماید.
این دو ابزار در واقع مانند دانسیتومتر عمل کرده و مناطق مختلف تصویر را از لحاظ روشنایی به نواحی مختلف تقسیم کرده و به کاربر نشان میدهند. اگر نشانگر ماوس را روی ابزار ZoneMapper ببرید، نواحی معادل آن با رنگ زرد نشان داده میشود.
● اصلاح روشنایی و کنتراست
حالا میتوانیم تفاوت این ابزار با سایر ابزارها، در زمینه اصلاح روشنایی و کنتراست درک کنیم. همان محدوده تونال را که در سایر نرم افزارها به صورت ۰ تا ۲۵۵ مشخص است، در اینجا به صورت طیفی از ۱۶ ناحیه مختلف روشنایی دیده میشود که هرکدام با ناحیه مجاورش نیم استاپ تفاوت روشنایی دارد. (بجای ۸ ناحیه با اختلاف یک استاپ) اصلاح روشنایی و کنتراست نیز با توجه به همین نواحی انجام میگردد. بدون نیاز به Level و Curve .
برای اصلاح روشنایی و کنتراست از ابزار ZoneMapper استفاده میکنیم. اگر روی یک ناحیه کلیک کنید، دستگیرهای ظاهر میشود. با این دستگیره میتوان این ناحیه را منبسط یا منقبض کرد. درست مانند یک آکاردئون. این تغییرات روی نواحی مجاور نیز تاثیر میگذارد. با منبسط کردن یک ناحیه، روشنایی و کنتراست آن ناحیه زیاد میشود و با با منقبض نمودنش، تاثیر متضاد ایجاد میگردد.
با قرار دادن دستگیره های دیگر در نواحی مجاور میتوان منطقه تحت تاثیر این تغییرات را کنترل نمود. حتی میتوان یک ZoneMapper دیگر نیز اضافه کرد و یکسری تغییرات را به عکس اضافه نمود.
لازم به ذکر است که این پردازشها به طور مستقیم روی فایلهای RAW دوربینهای مختلف قابل انجام است.
روند کلی اصلاح محدوده تونال و کنتراست در LightZone به شرح زیر است:
ابتدا با استفاده از ابزار ZoneMapper و Zonefinder روشنترین و تاریکترین نواحی را پیدا می کنیم. سپس ناحیه معادل تاریکترین منطقه را به سمت پایین میکشیم و ناحیه معادل روشنترین منطقه را به سمت بالا میکشیم تا بترتیب white point و dark point تصویر اصلاح گردد و روشنائی و کنتراست تنظیم شود.
اگر تصویر بازهم نیاز به اصلاح داشت، یک ZoneMapper دیگر اضافه میکنیم و اصلاحات جزئی را روی آن انجام میدهیم: اگر منطقه ای نیاز به افزایش روشنایی داشت، آنرا منبسط میکنیم و بالعکس. برای جلوگیری از تاثیر این عمل روی نواحی مجاور میتوانیم دستگیره هایی به عنوان قفل برای مناطق مجاور ایجاد کنیم.
برای کنترل بیشتر روی نواحی میتوان با ابزار انتخاب، نواحی خاصی را انتخاب کرد و روشنایی و کنتراستشان را تنظیم کرد.
نکته جالب اینکه اولا تمام این اصلاحات به صورت غیر تخریبی است و براحتی قابل برگشت است و ثانیا میزان تاثیر هر ابزار با استفاده از نوع ترکیب و مقدار اپاسیته قابل کنترل است.
ابزار جالب دیگر ToneMapper است که هم میتواند نواحی خاصی از تصویر را بر حسب محدوده تونال انتخاب نماید و هم جزئیات را در این مناطق احیا نماید.
مانند اکثر نرم افزارهای دیگر، ابزارهایی جهت شارپ سازی، حذف نویز، cloning و ... در این نرم افزار نیز وجود دارد. همه این ابزارها نیز به صورت غیر تخریبی با امکان کنترل کامل میزان و نوع تاثیر، بر تصویر اعمال میشوند.
● خصوصیات مهم دیگر این نرم افزار
▪ محیط ویرایش ۱۶ بیتی خطی که امکان ویرایشها و پردازشهای گسترده تری را بدون ایجاد آثار ناخواسته فراهم میکند.
▪ استفاده از یک فضای رنگی وسیع و امکان مدیریت رنگ
▪ امکان پردازشهای دستهای
▪ فراهم کردن یک محیط کامل برای روندکاری دیجیتال، از مدیریت فایلها تا تهیه خروجی( در نسخه حرفهای)
● سخن آخر:
در بررسیهایی که روی تصاویر مختلف با مشخصات تونال متفاوت بعمل آوردم، مشخص شد که ادعاهای این نرم افزار تا حد زیادی صحیح است. واقعا در برخی تصاویر بخوبی جزئیات را احیاء میکند و آثار مخرب خیلی کمی نیز دارد. از سوی دیگر، راحتی فوقالعاده کار با این نرم افزار و نیز سرعت حصول نتایج نیز از دیگر مزایای این نرم افزار است.
بنظر میرسد که امروزه اکثر سازندگان نرم افزارهای ویرایش و پردازش تصاویر دیجیتال سه رویکرد عمده را در پیش گرفتهاند که البته در این نرم افزار نیز به چشم میخورد:
راحتی کار پردازش همراه با نمایش کامل تغییرات در هر مرحله به کاربر (این مساله در LightRoom و LightZone بخوبی دیده میشود. و آثارش در فتوشاپ CS۳ نیز پدیدار شده است)
▪ ویرایش غیر تخریبی :
در گذشته یک آرزو بود اما امروزه رنگ واقعیت بخود گرفته است؛ تصویر اصلی همیشه بدون تغییر است، تمام تغییرات قابل برگشت هستند و موقع ویرایش نیازی به تهیه کپی از اصل عکسها نیست. در LightRoom و LightZone به طور کامل این مساله رعایت شده است. در فتوشاپ CS۳ نیز (با معرفی فیلترهای هوشمند به همراه اجسام باهوش و نیز لایه های تنظیمی که از نسخه های قبلی به ارث رسیدهاند) آثار آن را می بینیم.
▪ محیط یکسان کار با تصاویر RAW و JPEG :
دیگر نیازی به محیط جداگانه برای تصاویر RAW وجود ندارد. همان پردازشهایی که روی تصاویر RAW انجام میگردد، روی تصاویر JPEG نیز میتوان اعمال نمود. این مساله در LightRoom و LightZone به طور کامل رعایت شده است. در فتوشاپ CS۳ میتوان با Adobe Camera RAW تصاویر JPEG را نیز مانند تصاویر RAW پردازش نمود.
▪ سوال اول: جایگاه LightZone با وجود نرم افزارهای LightRoom و فتوشاپ CS۳ چیست؟
ـ LightZone یک نرم افزار قوی است. در این مساله شکی وجود ندارد. کار با آن راحت است و به سهولت، نتایج درخشانی حاصل میشود. این جملات برایتان آشنا نیست؟ بله موقع بررسی نرم افزار LightRoom نیز همین حرفها را گفتیم. LightRoom نیز میتواند سریعا کاربر را به نتایج خوبی برساند. تنها یک نکته می ماند و آنهم بحث سیستم ناحیهای است. که حداقل در مورد برخی تصاویر که از مناظری با گستره دینامیکی بالا تهیه شدهاند و یا در معرض از دست دادن جزئیات در برخی مناطق هستند، بخوبی جواب میدهد. پس میتوان آنرا به عنوان یک آلترناتیو برای چنین تصاویری نگهداشت و از قدرتهایش برای حصول به یک محدوده تونال مناسب در عکسها استفاده نمود.
▪ سوال دوم : اگر بخواهیم LightZone را در کنار LightRoom استفاده کنیم، چه گونه ایندو را در روندکاری خود ترکیب نماییم؟
ـ میتوان LightZone را به عنوان ادیتور خارجی به لایتروم معرفی نمود. هر زمان که نیاز به استفاده از ویرایش توسط LightZone باشد، تصویر در LightZone باز میشود، ویرایش مربوطه انجام میشود و با ذخیره نمودن تصویر، نتیجه کار در LightRoom بهروز میگردد و میتوان بقیه روندکاری را در LightRoom بر روی تصویر انجام داد.
برای این منظور کافیست که در LightRoom از منو Edit > Preferences > External Editors > Additional External Editor نرم افزار LightZone را انتخاب نماییم و نوع خروجی را TIFF ۱۶ بیتی قرار دهیم. در موقع نیاز، از طریق Photo > Edit in other Application تصویر مورد نظر در LightZone باز شده و آماده برای پردازش خواهد بود.
● دریافت نرم افزار
نسخه ۳۰ روزه نرمافزار LightZone را از آدرس زیر دریافت کنید:
http://www.lightcrafts.com/products/download.php
● منابعی برای مطالعه بیشتر در رابطه با سیستم ناحیه ای :
http://en.wikipedia.org/wiki/Zone_system
http://www.normankoren.com/zonesystem.html
http://www.luminous-landscape.com/tutorials/zone_system.shtml
http://www.srphotography.co.uk/srpzone.html
نمایش ماهیت سوژه،مهمترین رکن در عکاسی تبلیغاتی
وقتی احساس مخاطب، محتوی سوژه را تائید کرد بیدرنگ منطق وی مقاومت چندانی نخواهد کرد و اینجاست که نوبت به خودنمایی علامت تجاری می رسد و در واقع کل کلام این بحث این است که علامت تجاری باید بعد از بروز این فعل و انفعالات ذهنی در دایره دید مخاطب قرار گیرد و و نمایش علامت تجاری جزو وظایف گرافیست است نه عکاس. اگر همکاری عکاس و طراح گرافیست از تفاهم،ظرافت و درایت قابل قبولی برخوردار باشد سبب می گردد تا کار نهایی به این اولویت بندی مجهز شود و ماحصل کار از قدرت تاثیر گذاری بالایی برخوردار گردد. امروزه در آگهی های تبلیغاتی بسیاری از شرکتهای معتبر جهان از قبیل بنز،آدیداس،ال جی و... میبینیم که اشاره زیادی به علامت تجاری شده است ولی نباید فراموش کرد که این شرکتها سالهای بسیاری را با برخورد محتوایی در تبلیغات پشت سر گذاشته اند تا اینکه به مرور زمان توانسته اند بخشهایی از ماهیت محصولات خود را به درون آرم خود تزریق نمایند. *از جناب آقای فرهود حقی که بنده را در امر تهیه این مطلب راهنمایی فرمودند کمال تشکر را دارم.