مجله عکاسی
مشخصات دوربين های ديجيتال –تنظيم نور
تمام دوربين هاي ديجيتال يک مد کاملا اتوماتيک تنظيم نور دارند که به کاربر امکان مي دهد به راحتي سوژه خود را انتخاب کرده و در کادر قرار دهد و عکس بگيرد. هرچند در بيشتر دوربينهاي معمولي داراي فيلم نيز راه هاي مختلفي براي کنترل نور در نظر گرفته شده است. يک تنظيم نور مناسب منجر به عکسي مي شود که داراي کنتراست و روشنايي مناسب بوده و هيچ ناحيه اي در آن نه آنقدر روشن است که تصوير رنگ و رو رفته شود و نه آنقدر تاريک است که جزئيات از بين رفته باشد. بسياري از دوربين هاي ديجيتال براي تعيين تنظيم نور مناسب از سيستم اندازه گيري نور در مرکز تصوير Center Metering استفاده مي کنند. با اين سيستم، دوربين ميزان نور را بيشتر در محدوده اطراف مرکز لنز در نظر گرفته و نور کناره هاي لنز را کمتر تاثير مي دهد. در بسياري از شرايط اين تنظيم خوب کار مي کند، ولي در بعضي از شرايط نور دهي، ممکن است اين سيستم عکسهاي ضعيفي از لحاظ نوردهي ايجاد نمايد. اگر صحنه اي که از آن عکس گرفته مي شود داراي مناطق تيره و تاريک باشد، مثل يک روز افتابي درخشان در زير سايه درخت که اجسام داراي نقاط سايه و روشن زيادي است، معمولا استفاده از سيستم نوردهي در مرکز، يا باعث نور زياد در در بخشهاي روشن و يا نور کم در بخشهاي تيره مي شود. بعضي از دوربين هاي ديجيتال داراي سيستم اندازه گيري نور ماتريسي Matrix Metering مي باشند که صحنه را به چند ناحيه تقسيم کرده براي هر ناحيه بطور جداگانه نورسنجي مي کنند. اين کار تصويري به دست مي دهد که داراي نور متعادلي مي باشد. نورسنجي نقطه ايSpot Metering نيز يکي ديگر از روشهاي نور سنجي است که در بعضي از دوربينهاي ديجيتال بصورت اختياري قرار داده مي شود. در اين روش ، نور سنجي در يک بخش کوچک و معين در مرکز لنز انجام مي شود و به کاربر اجازه مي دهد که روي ناحيه مشخصي از صحنه نور سنجي انجام دهد.
مدهاي برنامه ريزي شده نورسنجي اتوماتيک معمولا تنظيم هاي اوليه نورسنجي را اتوماتيک نگه مي دارند و تنظيم هاي دستي براي ساير انتخاب هاي دوربين فراهم مي کنند. بعضي از دوربينها مد اولويت با ديافراگم يا شاتر را به عنوان مد دستي در اختيار کاربر مي گذارند که کاربر مي تواند درجه ديافراگم f يا سرعت شاتر را تنظيم نمايد، سپس دوربين بر اساس انتخابي که کاربر نموده است مابقي تنظيم ها را به گونه اي که تصوير مناسبي از لحاظ نور به دست آيد محاسبه کرده و تنظيم مي کند.
بعضي از دوربين ها يک مد تنظيم نور دستي دارند که به عکاس اجازه مي دهد که تا حد زيادي ذوق هنري خود را در عکسها پياده نمايد. معمولا در اين مد 4 پارامتر را مي توان تنظيم نمود: تراز سفيدي ( White balance)، تنظيم نوردهي Exposure compensation، قدرت فلاش و همزماني فلاش . انواع مختلف تنظيم رنگ نور (نظير نور هواي آزادOutdoor، زير لامپ فلورسنت، زير لامپ تنگستن، و...) تاثير به سزايي بر روي کيفيت رنگ عکس دارد. با استفاده از اين تنظيم مي توان تاثيري را که نورهاي مختلف بر روي عکس ميگذارند و باعث مي شوند رنگ عکس غير طبيعي جلوه کند حذف نمود. با استفاده از White balance مي توان اثرات نامناسب شرايط نور دهي را اصلاح نمود، مثلا ميتوان در شرايط نوري آفتابي، ابري، نور درخشان و نئون و فلورسنت نور را بگونه اي تنظيم کرد که رنگها، همانند آنچه که چشم انسان بصورت طبيعي مي بيند، در عکس منعکس شود. با استفاده از تنظيم دستي نوردهي مي توان نوردهي عکس را بدلخواه نسبت به نوردهي ايده آل اندازه گيري شده توسط دوربين تغيير داد. اين خصوصيت نظير امکاني است که عکاس در يک دوربين حرفه اي SLR براي گرفتن عکسي با نور بيشتر يا کمتر از ميزان لازم ، در اختیار دارد تا بتواند جلوه خاصي را درعکس ايجاد نمايد. با تنظيم قدرت فلاش امکان ايجاد تغيير در قدرت فلاش و با تنظيم همزماني فلاش امکان استفاده اجباري از فلاش بدون توجه به ساير تنظيمات دوربين فراهم مي آيد.
بعضي از دوربين ها امکاني را فراهم مي آورند که بنام "محدوده اتوماتيک نوردهي" يا Automatic Exposure Bracketing شناخته مي شود. با استفاده از اين امکان، هنگامي که عکس گرفته مي شود، چند فريم از عکس با تنظيم هاي نوري مختلف برداشته مي شود تا کاربر بتواند بهترين حالتي را که دوست دارد انتخاب نموده و بقيه را حذف نمايد.
مشخصات دوربين های ديجيتال – امکانات عکسبرداری
بيشتر دوربينهاي ديجيتال داراي يک گزينه براي زمان بندي گرفتن عکسها مي باشند. يکي از مرسوم ترين اين انتخاب ها يک مد عکسبرداري متوالي است که با يک بار فشار دادن شاتر، گرفتن چند عکس پي در پي را ممکن مي سازد. سرعت و تعداد عکسي که دوربين مي تواند بگيرد به حافظه دوربين، سايز عکس انتخاب شده توسط کاربر و درجه فشرده سازي عکس ها بستگي دارد. دوربينهاي داراي سرعت بالاي عکس برداري ( FPS بالا) داراي حافظه بافر بالايي بوده که قبل از پروسس کردن روي تصوير و ضبط آن در حافظه اصلي مي توانند عکسها را بطور موقت در آن نگهداري کنند. تا اوايل سال 2000، دوربين هاي حرفه اي امکان عکس برداري تا حداکثر 15 عکس با سرعت بين 2 تا 6 FPS (عکس در ثانيه) را دارا بودند. ضمنا امکان گرفتن چند عکس در يک بازه زماني معين و يا حتي گرفتن چند عکس روي يک فريم بصورت ماتريسی در بعضي از دوربين ها وجود دارد.
امکاناتي برای اعمال جلوه هاي ويژه تصويري روي عکسها در بسياري از دوربين ها وجود دارد. مثلا، کاربر مي تواند عکس هايي با جلوه سياه و سفيد، منفيNegative، يا مد عکسهاي قهوه اي Sepia بگيرد. جدا از جلوه هاي هنري اين عکسها، عکسهاي سياه و سفيد براي استفاده در برنامه هاي OCR (خواندن متن گرافيکي ) مناسب مي باشند. بعضي از دوربن هاي ديجيتال علاوه بر اينها مد ورزشي Sport را در اختيار کاربر گذارده اند که بتواند از موضوعات متحرک عکس بگيرد و يا مد عکسبرداري در شب را دارند که امکان نوردهي طولاني مدت را به کاربر مي دهد.
يکي ديگر از امکانات جالب دوربين هاي ديجيتال امکان گرفتن عکسهاي عريض Panoramic است که پيچيدگي و توانايي آن در دوربين هاي مختلف با هم فرق مي کند. در ساده ترين حالت آن بالا و پايين عکس توسط دوربين قطع مي شود تا عکس حالت يک عکس زاويه باز را پيدا نمايد. ولي در حالت پيچيده و حرفه اي آن چند عکس پياپي که از مناطق پشت سر هم يک منظره گرفته شده است، توسط يک نرم افزار مخصوص به هم چسبانده شده و لبه ها به گونه اي به هم پيوند داده مي شوند که يک تصوير تکي به نظر آيد.
تايمر يک مشخصه عمومي در دوربينها است که معمولا با يک تاخير 10 ثانيه اي بين فشردن شاتر و گرفتن عکس امکان عکس برداري از خود کاربر را فراهم مي کنند. ضمنا تمام دوربينهاي ديجيتال داراي يک فلاش سرخود مي باشند. بهترين اين فلاشها محدوده مفيد عملکردي تا 12 فوت داشته (تقريبا 3.5 متر) و مدهاي مختلفي نظير Auto lowlight و Backlight ، fill براي کاهش سايه اجسام، Force off براي داخل ساختمان و مه، و مد کاهش قرمزي چشم را دارا مي باشند. در عکسهاي داراي فلاش قرمزي چشم بخاطر انعکاس نور از شبکيه که بخاطر رگهاي خوني قرمز رنگ مي باشد ايجاد ميشود. سيستم کاهش قرمزي چشم، براي حل اين مشکل، يک ثانيه قبل از عکس گرفتن نوري را به صورت فرد مي تاباند تا مردمک چشم تنگ شده و نور منعکس شده از شبکيه در عکس به حداقل ممکن برسد.
يکي ديگر از امکانات دوربينهاي ديجيتال امکان اضافه کردن تاريخ و ساعت و يا نوشته هاي ديگر بر روي عکس مي باشد. بعلاوه، امکان اضافه کردن چند ثانيه صدا در فرمت استاندارد WAV براي هر تصوير نيز در بعضي دوربين ها وجود دارد. بعد از ضبط تصوير و صدا، ميتوان آن را توسط خود دوربين که يا داراي بلندگو و يا خروجي براي گوشي است پخش نمود. حتي بعضي از دوربينها امکان ضبط صدا بصورت يک ضبط صوت را دارا مي باشند.
يکي ديگر از امکانات مختلفي که هماهنگي دوربين هاي ديجيتال با کامپيوترهاي شخصي را بيشتر مي کند، امکان ايميل کردن عکسي کوچک توسط نرم افزار تعبيه شده در دوربين مي باشد. بعلاوه در بيشتر دوربينهاي ديجيتال امروزي امکان ضبط فيلم هاي کوتاه در فرمت MPEG-1 وجود دارد. در بعضي از دوربينها اين فيلم بدون صدا مي باشد و فقط به اندازه زماني خاصي قابل ضبط است و در بعضي ديگر داراي صدا بوده و تا جايي که حافظه دوربين جا دارد قابل ضبط مي باشد.
به تقليد از دوربين هاي فيلم برداري سيستم ثابت کننده تصوير Stabilization system در بعضي از دوربين هاي ديجيتال نيز وجود دارد. اين سيستم بخصوص هنگامي که از لنزهاي داراي زوم قوي استفاده مي شود و يا در شرايط کم نور که سرعت شاتر پايين است بسيار مفيد مي باشد، زيرا در زوم هاي قوي نگهداشتن دوربين به گونه اي که داراي لرزش نباشد بسيار مشکل مي باشد. سيستم ثابت کننده تصوير لرزش هاي کوچک دوربين را با استفاده از يک مکانيزم مکانيکي و يا الکترونيکي حذف مي نمايد.
در مدلهاي حرفه اي تر امکان استفاده از دو نوع کارت حافظه متفاوت و يا استفاده از فلاش خارجي با نصب در کفشک فلاش و عوض کردن لنزو نصب لنزهاي مختلف وجود دارد. بعد از سال 2000 بسياري از سارندگان دوربين هاي ديجيتال به تبعيت از رقباي پيشرويشان – نظير نيکون، کداک و کانن- شروع به توليد محصولاتي با کاربردها و مشخصات حرفه اي نمودند و دروبين هاي حرفه اي SLR با قيمتهاي قابل قبول عرضه نمودند. بعد از دهه 1990 تفاوت قيمت بين دوربين هاي ديجيتال و آنالوگ قديمي به سرعت رو به کاهش نهاد و هنوز هم در حل کاهش مي باشد.
آشنائی با CCD
در چند تا پست قبلی تا حدودی با دوربین دیجیتال آشنا شدید در ادامه وارد بحث های تخصصی تر می شیم
CCD قلب دوربين هاي ديجيتال بوده و جاي شاتر و هم فيلم را در دوربين هاي معمولي مي گيرد. ظهور اين تکنولوژي به سال 1960، زماني که تلاش براي توليد حافظه هاي ارزان و در مقياس بالا در حال انجام بود بر ميگردد. در ابتدا استفاده از اين تکنولوژي براي گرفتن تصوير به مخيله دانشمنداني که بر روي آن کار مي کردند نيز خطور نمي کرد.
در سال 1969، Willard Boyle و George Smith از CCD براي نگهداري اطلاعات استفاده کردند. اولين CCD مربوط به تصوير برداري به فرمت 100 * 100 پيکسل، در سال 1974 توسط شرکت Faichild Electronics توليد گرديد. در سال بعد اين وسيله در دوربين هاي تلويزيوني براي رسانه هاي تجاري و بعدا در تلسکوپ ها و وسايل تصوير برداري پزشکي مورد استفاده قرار گرفت. مدتها پس از اين زمان بود که CCD در دوربين هاي ديجيتالي مورد استفاده عموم به فروشگاههاي خياباني راه پيدا نمايد.
اين وسيله نظير چشم انسان ولي بصورت الکترونيکي کار مينمايد. هر CCD از ميليونها سلول بنام فتوسايت يا فتوديود تشکيل شده است. اين نقاط در واقع سنسورهاي حساس به نوري هستند که اطلاعات نوري را به يک شارژ الکتريکي تبديل مينمايند. وقتي اجزاي نور که فتون ناميده مي شود وارد بدنه سيليکون فتوسايت مي شود، انرژي کافي براي آزادسازي الکترونهايي که با بار منفي شارژ شده اند ايجاد مي گردد. هر چه نور بيشتري وارد فتوسايت شود، الکترونهاي بيشتري آزاد مي شود. هر فتوسايت داراي يک اتصال الکتريکي مي باشد که وقتي ولتاژي به آن اعمال مي شود، سيليکون زير آن پذيراي الکترونهاي آزاد شده مي شود و همانند يک خازن براي آن عمل مي کند. بنابر اين هر فتوسايت داراي يک شارژ ويژه خود مي باشد که هر چه بيشتر باشد، پيکسل روشنتري را ايجاد مي کند.
مرحله بعدي در اين فرآيند بازخواني و ثبت اطلاعات موجود در اين نقاط است. وقتي که شارژ به اين نقاط وارد و خارج مي شود، اطلاعات درون آنها حذف مي شود و از آنجايي که شارژ هر رديف با رديف ديگر کوپل مي شود، مثل اينست که اطلاعات هر رديف پشت رديف قبلي چيده شود. سپس سيگنال ها در حد امکان بدون نويز وارد تقويت کننده شده و سپس وارد ADC مي شوند.
فتوسايت هاي روي يک CCD فقط به نور حساسيت نشان مي دهند، نه به رنگ. رنگ با استفاده از فيلترهاي قرمز – سبز و آبي که روي هر پيکسل گذارده شده است شناسايي مي شود. براي اينکه CCD از چشم انسان تقليد کند، نسبت فيلترهاي سبز دو برابر فيلترهاي قرمز و آبي است. اين بخاطر اينست که چشم انسان به رنگهای زرد و سبز حساس تر است. چون هر پيکسل تنها يک رنگ را شناسايي مي کند، رنگ واقعي (True Color) با استفاده از متوسط گيري شدت نور اطراف پيکسل که به ميان يابي رنگ مشهور است، ايجاد مي شود.
جديدا فوجي فيلم در طراحي CCD دست به ابداع جالبي زده است. اين شرکت بجاي استفاده از آرايش مربعي براي فتوسايت ها، از فتوسايت هاي کاملا متفاوت هشت ضلعي بزرگتري که در رديفهايي با زاويه 45 درجه مرتب شده اند استفاده کرده است. با اين کار مشکل نويزهاي سيگنال که براي فشردگي فتوسايتها بر روي CCD محدوديت ايجاد مي کرد حل شده است. با اين کار رنگهايي واقعي تر و محدوده ديناميکي وسيعتر و حساسيت به نور بالاتر به دست مي آيد که نتيجه آن عکسهاي ديجيتالي شارپ تر و با رنگهاي جذاب تر مي باشد.
آشنائی با CMOS
در سال 1998 سنسورهاي CMOS بعنوان تکنولوژي ثبت تصوير جايگزين براي CCD ابداع گرديد. تکنولوژي مورد استفاده در ساخت CMOS همان تکنولوژي است که در سراسر جهان براي ساخت ميليونها ريزپردازنده و حافظه مورد استفاده قرار مي گيرد. از آنجا که روي اين تکنولوژي کار زيادي صورت گرفته و توليد آن در حجم انبوه مي باشد، ساخت چيپ هاي CMOS نسبت به CCD ارزانتر در مي آيد. ديگر مزيت اين سنسورها نسبت به CCD اينست که توان مصرفي آنها پايينتر مي باشد. بعلاوه، در حالي که CCD تنها براي ثبت شدت نوري که بر روي هر يک از صدها هزار نقاط نمونه برداري مي افتد کاربرد دارد، مي توان از CMOS براي منظورهاي ديگر، نظير تبديل آنالوگ به ديجيتال، پردازش سيگنال هاي لود شده، تنظيم رنگ سفيد (white Balance) ، و کنترل هاي دوربين و ... استفاده نمود. همچنين مي توان تراکم نقاط و عمق بيتي تصوير را به راحتي بدون افزايش بيش از اندازه قيمت، بالا برد.
بخاطر اين مزيتها و ساير مزايا، بسياري از تحليل گران صنايع اعتقاد دارند که نهايتا تمام دوربين هاي معمولي ديجيتال از CMOS استفاده خواهند نمود و CCD فقط در دوربينهاي حرفه اي و گرانقيمت بکار خواهد رفت. در اين تکنولوژي مشکلاتي از قبيل تصاوير داراي نويز و عدم توانايي در گرفتن عکس از موضوعات متحرک وجود دارد که امروزه با رفع اين مشکلات، CMOS در حال رسيدن به برابري با CCD مي باشد. (اين تکنولوژي تا جايي پيش رفته که هم اکنون در قويترين دوربين حرفه اي Canon بنام EOS-1Ds با بيش از 11 مگاپيکسل وضوح از اين سنسور استفاده شده است- مولف)
تا بحال سنسورهاي تصوير CMOS با استفاده از تکنولوژي 0.35 تا 0.5 ميکروني ساخته شده اند و چشم انداز آينده آن استفاده از تکنولوژي 0.25 ميکرون مي باشد. سنسور Faveon با 16.8 مگاپيکسل (يعني قدرت ايجاد تصاويري با وضوح 4096*4096 پيکسل) اولين سنسوري است که با استفاده از تکنولوژي 0.18 ميکرون ساخته شده است و يک پرش بزرگ را در صنعت ساخت سنسور تصوير CMOS ينام خود ثبت نموده است. استفاده از تکنولوژي 0.18 ميکرون امکان استفاده از تعداد بيشتري از پيکسل ها را در فضاي فيزيکي معين فراهم کرده و بنابر اين سنسوري با وضوح بالاتر به دست ميآيد. ( لازم به ذکر است چون از لحاظ فيزيکي تصوير ايجاد شده توسط لنز تصويري پيوسته بوده و بدون هيچگونه نقطه و ناپيوستگي مي باشد، هر چه بتوان پيکسلهاي سنسور را کوچک تر نمود و تعداد بيشتري از آنها را در ناحيه تشکيل تصوير قرار داد، مي توان عکسي با وضوح بالاتر و نزديکتر به تصويرحقيقي گرفت – مولف) ترانزيستورهاي ساخته شده با استفاده از تکنولوژي 0.18 ميکرون کوچکتر بوده و فضاي زيادي از ناحيه سنسور را اشغال نمي کنند که مي توان از اين فضا براي تشخيص نور استفاده نمود. اين فضا بطور کارآمدي، امکان طراحي سنسوري را که داراي پيکسل هاي هوشمندتري بوده، و در حين عکس برداري تواناييهاي جديدي را بدون قرباني کردن حساسيت نوري به دوربين مي دهد، فراهم مي کند.
با استفاده از اين تکنولوژي 70 ميليون ترانزيستور و 4096*4096 سنسور، فقط در فضايي برابر با 22mm*22mm قرار داده مي شود و سرعت ISO آن برابر با 100 بوده و محدوده ديناميکي آن 10 استپ است!! انتظار ميرود، بعد از 18 ماه از توليد اين سنسور استفاده از آن در وسايل حرفه اي نظير اسکنرها، وسايل تصويري پزشکي ، اسکن پرونده ه و آرشيو موزه ها شروع شود. در آينده اي طولاني تر، انتظار مي رود که اين تکنولوژي بطور وسيعي در وسايل معمولي موجود در بازار استفاده گردد.
اتصالات دوربين های ديجيتال
بغير از استفاده از حافظه هاي قابل تعويض، اکنون دوربين هاي ديجيتال به منظور انتقال تصاوير به کامپيوتر قابليت اتصال به کامپيوتر را دارا مي باشند. تا اواخر دهه 1990 انتقال داده ها به کامپيوتر از طريق کابل سريال RS-232 که داراي حداکثر سرعت 115Kbit/s مي باشد، انجام مي شد. بهر حال، بعد از اينکه استفاده از پورت USB مرسوم شد، بيشتر سازندگان دوربين هاي خود را به همراه سيم اتصال و درايورهاي لازم ارائه نمودند. در گذشته در بعضي از مدلهاي حرفه اي اتصال از طريق کارت SCSI پرسرعت برقرار مي شد. ولي بعدها FireWire روش مرسوم در اتصال اين دوربين ها گرديد.
در اوائل سال 2000 روشي براي انتقال تصوير از طريق پورت USB ارائه شد و سختي اتصال دوربين به کامپيوتر را از بين برد. اين "حافظه خوانها" براي تمام انواع حافظه ها –کامپيکت فلش، اسمارت مديا، مموري استيک، مولتي مديا کارت و...- وجود دارد و به سادگي به صورت مستقيم و يا با يک کابل به USB متصل مي شود. اين وسايل بصورت چند کاره نيز وجود دارند که مي توانند چند حافظه را بخوانند. اين وسايل توان مورد نياز خود را از پورت USB گرفته و توان باتري دوربين را به هدر نمي دهند. اين وسايل با سرعتهاي متفاوتي عرضه شده اند، ولي سريعترين آنها داراي سرعت 1MB بر ثانيه مي باشد. آداپتورهاي ديگري نيز وجود دارند که از پورت USB استفاده نمي کنند. مثلا کامپکت فلش يا اسمارت مديا را مي توان درون وسيله اي به شکل يک ديسکت 3.5 اينچي قرار داد و داخل درايو فلاپي گذاشت و اطلاعات درون آن را به کامپيوتر منتقل نمود.
مجهز نمودن دوربين هاي ديجيتال به درايور TWAIN به کاربر اجازه مي دهد که بطور مستقيم تصاوير درون دوربين را به نرم افزارهاي ويرايش تصاوير منتقل نمايد. بعضي از دوربينها داراي خروجي ويديو و کابل S-Video مي باشند که امکان نشان دادن يا ضبط مستقيم تصاوير با پروژکتور، تلويزيون يا ويديو را فراهم مي آورد. بعضي از اين دوربين ها امکان بار کردن تصاوير (Upload) از روي کامپيوتر را دارا مي باشند، بنابر اين مي توان از دوربين به عنوان يک وسيله ارائه سمينار استفاده نمود.
امروزه تعداد دوربين هايي که مي توانند بدون نياز به کامپيوتر مستقيما عکسها را به پرينتر بفرستند رو به افزايش است. ولي فعلا بخاطر نبود استاندارد واحدي در اين مورد، هر دوربين فقط با پرينترهاي ساخته شده و يا معرفي شده توسط سازنده خود کار مي کند.
اصول کار دوربينهای ديجيتال
امروزه توليد کنندگان دوربين هاي ديجيتال سر و صداي زيادي به راه انداخته اند. گسترش روزافزون نياز به وسايل تهيه و انتشار اطلاعات تجاري سريع، گسترش وحشتناک وب و اشتهاي سيري ناپذير آن به اطلاعات تصويري و توليد و در دسترس قرار گرفتن پرينترهاي داراي کيفيت بالا دوربين هاي ديجيتال را به يک وسيله اغوا کننده بدل کرده است.
اين عوامل به اضافه افزايش روزافزون کيفيت تصاوير و در عين حال کاهش قيمت، مي رود که دوربين ديجيتال را به يک وسيله خانگي و تجاري ضروري در کنار کامپيوترهاي شخصي تبديل نمايد.
از لحاظ اصولي، دوربين هاي ديجيتال بسيار شبيه به دوربين هاي عکاسي داراي فيلم مي باشند. اين دوربينها همانند دوربين هاي معمولي داراي يک منظره ياب، لنز براي کانوني کردن تصوير بر روي يک وسيله حساس به نور، وسيله اي براي نگهداري و انتقال چند تصوير گرفته شده در دوربين و يک جعبه در بر گيرنده تمام اين تجهيزات مي باشد. در يک دوربين معمولي فيلم حساس به نور تصوير را ذخيره مي سازد و بعد از عمليات شيميايي براي نگهداري تصوير از آن استفاده ميشود. در حالي که در دوربين ديجيتال اين کار با استفاده از ترکيبي از تکنولوزي پيشرفته سنسور (حساسه) تصوير و ذخيره در حافظه انجام ميگيرد و اجازه ميدهد که تصاوير در شکل ديجيتال گرفته شوند و به سرعت بدون نياز به عمليات خاصي (نظير عمليات شيميايي بر روي فيلم ) در دسترس باشند.
گرچه اصول کلي اين دوربين ها نظير دوربين هاي فيلمي هستند، نحوه کار داخل اين دوربين ها کاملا متفاوت مي باشد. در اين دوربين ها تصوير توسط يک سنسور CCD (Charged Coupled Device) يا يک CMOS (Complementary Metal-oxide Semiconductor) گرفته مي شود. (CCD بصورت رديفها و ستونهايي از سنسورهاي نقطه اي نور هستند که هر چه تعداد اين نقاط بيشتر و فشرده تر باشد، تصوير داراي دقت بالاتري است) هر سنسور نور را به ولتاژي متناسب با درخشندگي نور تبديل کرده و آن را به بخش تبديل سيگنال هاي آنالوگ به ديجيتال ADC (Analog to Digital Converter) مي فرستد که در آنجا نوسانات دريافتي از CCD به کدهاي مجزاي باينري (عددهاي مبناي دو بصورت صفر و يک) تبديل ميشود. خروجي ديجيتال ADC به يک پردازنده سيگنال هاي ديجيتال DSP (Digital Signal Processor) فرستاده مي شود که کنتراست و جزئيات تصوير در آن تنظيم مي شود و قبل از فرستادن تصوير به حافظه براي ذخيره تصوير، آن را فشرده مي کند. هر چه نور درخشنده تر باشد، ولتاژ بالاتري توليد شده و در نتيجه پيکسل هاي کامپيوتري روشنتري را ايجاد مي کند. هر چه تعداد اين سنسورها که بصورت نقطه هستند بيشتر باشد، وضوح تصوير به دست آمده بيشتر است و جزئيات بيشتري از تصوير گرفته مي شود.
تمام اين پروسه، پروسه اي هماهنگ با محيط زيست مي باشد. سنسورهاي CCD يا CMOS در تمام مدت عمر دوربين در جاي خود ثابت بوده و بدون نياز به تعويض کار ميکنند. ضمنا به علت عدم وجود قطعات متحرک عمر دوربين بسيار بيشتر ميشود
باتری دوربين های ديجيتال
دوربين هاي ديجيتال وسايلي هستند که معمولا با نرخ بالايي باتري ها را مصرف مي کنند. هنگامي که ممکن باشد خاموش کردن LCD دوربين ، مثلا هنگام انتقال عکسها به کامپيوتر و يا تماشاي آنها در تلويزيون مي تواند به صرفه جويي در مصرف باتري کمک نمايد. باتري دوربين هاي ديجيتال در اندازه و انواع مختلف عرضه شده، ولي استفاده از باتري هاي سايز AA متداول تر است. ولي به هر حال باتري هاي معمولي الکالاين AA بيشتر در مواقع اضطراري بدرد بخور مي باشند. اين باتريها انقدر توان ندارند که اشتهای سيري ناپذيردوربين هاي ديجيتال را بيش از گرفتن چند عکس ارضا نمايند!
باتري هاي معمولي الکالاين AA غالبا ظرفيتي در حدود 2.4Ah (آمپر ساعت) دارند. يعني مي توانند قبل از تمام شدن توان 1.2 Ah را براي مدت 2 ساعت آزاد نمايند.در حالي که اين مقدار از ظرفيت براي وسايلي که مصرف کمي دارند – مثلا واکمن – مناسب مي باشد، براي وسايلي نظير دوربين هاي ديجيتال که جريان بالايي مي کشند اصلا مناسب نيست. زيرا با بار بالايي که بر روي باتري اعمال مي کنند، ولتاژ آن بسرعت افت کرده و با تکرار اين روند عمر آن به سرعت کاهش مي يابد.
باتري هاي قابل شارژ معمولا براي استفاده در جريانهاي خروجي بالا هماهنگي بهتري با دوربين هاي ديجيتال دارند – هر چند يک سري از آنها مدت زمان حفظ شارژ پاييني دارند- ولي از لحاظ اقتصادي استفاده از اين باتري ها در بلند مدت به صرفه تر است. اين باتري ها در خانواده هاي مختلفي عرضه مي شوند که از قرار زير است:
- نيکل کادميوم (NiCD): شايد دردسترس ترين و مرسوم ترين باتري قابل شارژ اين نوع باتري ها باشند. اين باتري ها تقريبا تا 700 بار شارژ و استفاده را جواب مي دهند. در صورت عدم استفاده در هر روز حدود 1% از توانشان تخليه مي شود و عيب آنها اينست که به شدت از- اثر حافظه Memory effect- رنج مي برند (که عبارتست از پوشيده شدن بخشهايي از صفحات باتري با حباب هاي گاز در حين استفاده و در نتيجه کاهش سطح موثر و توان باتري ).
- نيکل متال هيبريد (NiMH): براي شارژ و استفاده بين 500 -1000 بار خوب بوده و داراي 40% ظرفيت بالاتر از باتري هاي NiCd مي باشند، ولي قيمت بسيار بالاتري دارند. مدت نگهداري شارژ در اين باتري ها از NiCD ها کمتر است ولي مزيت بسيار خوب آنها اين است که اثر حافظه اي در اين باتري ها به ندرت روي مي دهد.
- ليتيوم يون (Li-ion): اين باتري ها تقريبا داراي دو برابر ظرفيت باتريهاي NiMH را دارا مي باشندو براي 500 بار شارژ و استفاده مناسب مي باشند. اين باتريها به شارژر مخصوص به خود نياز دارند و از ساير باتري ها گرانتر هستند. مزين بزرگ آنها حفظ شارژ به مدت طولاني – در حدود 10 سال- بوده و بهمين دليل به عنوان وسايل اورژانسي مناسب مي باشند.
در حدود يک دهه است که باتري هاي روي-هوا Zinc-Air بخاطر ظرفيت بالا و وزن نسبتا کمشان در وسايل کمکي شنوايي و پيجرها کاربرد دارند.در سالهاي اخير پيشرفتهاي مکانيکي و الکتريکي در آنها امکان استفاده آنها در مصارف الکترونيکي پرتابل را فراهم نموده است.
باتريهاي روي-هوا از لحاظ شيميايي نظير باتريهاي الکالاين که هر روز استفاده مي کنيم مي باشند. ولي در آنها بجاي استفاده از دي اکسيد منيزيوم از يک الکترود نازک کربني استفاده شده است تا اکسيژن هوا را براي ترکيب با روي کاتاليز نمايد.اين کار به طور قابل توجهي چگالي انرژي را بالا برده و اين نوع باتري را به يکي از پرظرفيت ترين باتري ها براي استفاه در سيستم هاي مرسوم بدل مي کند.
تا اوايل سال 2000 باتري هاي يک بار مصرف روي-هوا به عنوان باتري پشتيبان دوربين هاي ديجيتال عموميت زيادي يافته و با بيش از 50 نوع دوربين سازگاري داشتند. اين باتري ها دوره طولاني نگهداري شارژ و توان کافي براي چند ساعت متوالي استفاده را دارا مي باشند. اين باتري ها داراي بسته اي مي باشند که مي توان براي حفظ باتري از هوا در زماني که استفاده نمي شود از آن استفاده کرد، ضمنا بند روي دوشي براي حمل ونقل راحت باتري و يک سيم براي اتصال به جک DC دوربين ها از وسايل همراه اين باتريها مي باشند. براي کساني که استفاده زياد و حرفه اي از دوربين خود مي نمايند، استفاده از اين باتري به عنوان باتري يدک در زمانهاي اضطراري توصيه مي شود.
حافظه دوربين هاي ديجيتال
اولين دوربين هاي ديجيتال حافظه اي داخلي در حدود 1 تا 2 مگابايت داشتند که براي نگهداشتن حدود 30 عکس با حداکثر کيفيت استاندارد 480*640 مناسب بود. دراين دوربينها وقتي حافظه پر مي شد ديگر امکان گرفتن عکس بدون انتقال عکسها به کامپيوتر يا حذف آنها وجود نداشت.
دوربين هاي مدرن امروزي از حافظه هاي قابل تعويض استفاده مي کنند. استفاده از اين نوع حافظه دو مزيت عمده دارد: اول اينکه وقتي حافظه پر شود مي توان آن را تعويض نمود و دوم اينکه با استفاده از سخت افزار مربوطه مي توان عکسهاي درون اين حافظه ها را بدون نياز به دوربين به کامپيوتر منتقل نمود. از اوايل سال 1999 دو فرمت مختلف حافظه براي تسلط بر بازار دوربين هاي ديجيتال با هم رقابت مي کردند:
- کامپکت فلشCF: اولين بار در سال 1994توسط شرکت سنديسک SanDisk عرضه شد و بر اساس تکنولوژي حافظه فلش (حافظه اي که براي نگهداري اطلاعات به باتري و نيروي الکتريسيته نياز ندارد-م) کار مي کند. در واقع اين نوع حافظه يک فلش کارد مخصوص کامپيوتر است که به يک چهارم اندازه اصلي اش کوچک شده و از يک ارتباط 50 پيني براي اتصال به اداپتور فلش کارت کامپيوتر که 68 پين دارد استفاده مي کند. اين خصوصيت اين حافظه را با وسايلي که براي استفاده از فلش کارت طراحي شده اند سازگار مي سازد. اندازه CFها 43 ميليمتر در 36 ميليمتر مي باشد. اين حافظه ها براي سازگاري با وسايل قديميتر در دو نوع 1 و نوع 2 قابل تهيه مي باشند. کارت نوع 1 داراي ضخامت 3.3mm بوده و در شکاف مربوط به نوع 1 و 2 قابل استفاده است. کارت نوع 2 داراي ضخامت 5mm بوده و فقط در شکاف کارت نوع 2 قابل استفاده مي باشد. تا اواخر سال 2001 حداکثر ظرفيت اين نوع حافظه به 512 مگابايت رسيده بود. اکنون حافظه CF با ظرفيت 1 گيگا بايت در بازار موجود مي باشد.
- اسمارت مديا: اين حافظه در سال 1996 به نام خلاصه SSFDC که مخفف (Solid state Floppy Disk Card) مي باشد عرضه گرديد. اين حافظه توسط توشيبا با وزن و اندازه کوچکتري از کامپکت فلش ها ارائه شد. وزن اين حافظه 0.48g و ابعاد آن 45*37mm و ضخامت آن 0.78mm مي باشد. ظرفيت اين نوع حافظه از CF کمتر بوده و تا اواخر 2001 تا ظرفيت 128 مگابيت آن عرضه شده است که قابليت نگهداري 560 عکس با کيفيت 1024*1200 را دارا بوده و قيمت بر مگابيت آن همانند CFها مي باشد.
براي هر دو نوع حافظه وسايل جانبي موجود است که اتصال انها را از طريق درايو فلاپي و يا پورت پارالل به کامپيوتر ممکن مي سازد. سريعترين اين وسايل ارتباطی، وسايل اسکازي هستند که امکان اتصال اين حافظه ها را با کامپيوتر برقرار مي کنند. يکي از مزاياي CF اينست که داراي پوشش سختي است که از آن محافظت مي کند، ولي در SM بخش پوشش داده شده با طلا وجود دارد که با استفاده مداوم آسيب مي بيند. CF در دماهاي بين 25 تا 75 درجه سانتيگراد کار مي کند و عمر اسمي آن 100 سال مي باشد. دماي کارکرد SM بين 0 تا 50 درجه بوده و عمر اسمي آن 250000 بار نوشتن و پاک کردن است.
در اواخر سال 1999 شرکت سوني نوع جديدي از حافظه به نام Memory Stick را عرضه نمود. اين حافظه ابتدا با ظرفيت 32MB ارائه گرديد و براي استفاده در وسايل الکترونيکي صوتي و تصويري نظير دوربينهاي ديجيتال و دروبينهاي فيلمبرداري ديجيتال طراحي شد. اتصال 10 پينه اين حافظه جازدن و دراوردن آن را راحت نموده و با استفاده از کليد قفل آن از پاک شدن ناخواسته اطلاعات جلوگيري مي شود. تا اواخر سال 2001 ظرفيت اين حافظه به 128MB رسيد و هم اکنون حافظه هاي MS با ظرفيت 1GB در بازار موجود مي باشد.
تا اخر سال 2001 سهم فروش حافظه هاي موجود براي دوربين ديجيتال در بازار براي CF حدود 44% ، براي SM حدود 33% و براي MS در حدود 6% بوده است.
حافظه های ديسکي دوربين های ديجيتال
بعضي از دوربين هاي پيشرفته از درايوهاي ديسک سخت کارتي PCMCIA براي نگهداري عکسهاي گرفته شده استفاده مي کنند. هر چند آنها بعد از ضبط اطلاعات تواني مصرف نمي کنند و حافظه بالاتري از حافظه هاي فلش دارند ( يک درايو 170MB ميتواند تا 320 عکس با وضوح استاندارد 480*640 را ذخيره نمايد)، ولي معايبي نيز دارند. يک ديسک سخت کارتي، هنگامي که در حالت بيکار (Idle) مي چرخد، در حدود 2.5W توان مصرف مي کند و وقتي در حال خواندن و نوشتن اطلاعات است بيشتر و حتي در زمان شروع به چرخش بيشتر از اين! بنابر اين به چرخش در آوردن درايو و گرفتن تعدادي عکس و دوباره خاموش کردن درايو غير عملي است. پس بايد ابتدا عکسها گرفته شوند و سپس تمام عکسها به يکباره روي درايو ضبط شوند تا فقط يکبار درايو روشن و خاموش شود، تازه با اين کار باز هم حال و روز باتري بعد از ضبط اطلاعات تعريفي نخواهد داشت! ظرافت و قابليت اطمينان در مورد درايوها نگران کننده است. بخشهاي متحرک موجود در اين درايوها که با تلرانسهاي مکانيکي بسيار ظريفي ساخته شده اند، به طور ذاتي قابليت اطمينان اين وسايل را از حافظه هاي حالت جامد پايين تر مي آورد.
با افزايش چشمگير وضوح دوربينهاي عکاسي ديجيتال و ظهور دوربين هاي ديجيتال فيلمبرداري، نياز به داشتن وسيله اي براي ذخيره اطلاعات با ظرفيت بالا شدت گرفته بود. در سال 1999 شرکت Iomega وسيله نگهداري اطلاعات قابل تعويض براي استفاده در دوربين هاي ديجيتال و نوت بوک ها عرضه نمود که اختراعي نبوغ آميز به حساب مي آمد. کليک درايو که با باتري کار مي کند قابل استفاده در شکاف سخت ديسک کارتي بود و با وزن 10 گرمي اش حدود 40 مگابايت ظرفيت و ابعادي در حدود 50*50mm داشت. اين وسيله داراي اداپتوري است که انتقال اطلاعات از حافظه هاي CF و SM را ممکن مي سازد. در سال بعد شرکت اگفا اولين شرکتي بود که از اين وسيله به عنوان حافظه اصلي در دوربين CL30 Click خود استفاده نمود.
در اواسط سال 1999 شرکت IBM وارد کارزار شد و با عرضه کوچکترين سخت ديسک دنيا بنام ميکرودرايو انقلابي در اين عرصه ايجاد نمود. ميکرودرايو از ديسکي با قطر يک اينچ استفاده مي کند که تنها 16 گرم وزن داشته و با سرعت 4500 rpm (دور بر دقيقه) ميچرخد و از شکاف نوع II کامپکت فلاش براي اتصال استفاده ميکند. اين وسيله همانند يک ديسک سخت معمولي کامپيوتر ولي با ابعادي بسيار کوچک مي باشد و محور ديسک آن بر روي بالشتکي از هواي فشرده با اصطکاکي بسيار کم مي چرخد. اين درايو در ابتدا با ظرفيت 170 MB و 340MB عرضه شد. اين در حالي بود که تا اواخر سال 1998 بزرگترين حافظه موجود از نوع CF تنها 64MB حافظه داشت و دوربين ها با کارت حافظه 8MB ارائه مي شدند. در سال 2000 IBM ميکرودرايوهاي 512MB و 1GB خود را ارائه نمود. همزمان با افزايش ظرفيت اين درايوها، کار زيادي بر روي کاهش توان مصرفي آنها و سرعت ضبط اطلاعات انجام شد و پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي حاصل گرديد. هم اکنون شرکت هيتاچي قصد ارائه ميکرودرايوي با ظرفيت 4GB را دارد که پر ظرفيت ترين حافظه موجود براي دوربينهاي ديجيتال تا کنون مي باشد.
يکي از مزاياي عمده دوربين هاي ديجيتال عدم وجود بخشهاي مکانيکي در آنها است. چون همه چيز ديجيتال است، قطعات متحرک در آن وجود ندارد و بنابر اين احتمال خطا و خرابي در آن کمتر است. با اين وجود، شرکت سوني از ارائه مدلهاي دوربين ديجيتال سري Mavica که از فلاپي ديسکت هاي 3.5 اينچي براي ذخيره اطلاعات استفاده مي کند، منصرف نشد. اضافه شدن درايو فلاپي به دوربين باعث بزرگي و سنگيني دوربين شده است. ولي در دسترس بودن و ارزاني ديسکت و قابليت تعويض آن و همراه داشتن تعداد زيادي از آنها براي بعضي از کاربران جالب مي باشد. اين دوربين ها براي بالا بردن قابليت اطمينان امکان تهيه چند کپي از يک ديسک را فراهم نموده اند. بهر حال با بالا رفتن حجم عکس دوربين ها توليد اين دوربين ها کمتر شده و خريداران کمتري دارد.
در اواخر سال 2000 سوني ابتکار ديگري بخرج داد و دوربينهايي ارائه نمود که از سي دي هاي يکبار نوشتني 8mm با ظرفيت 185MB استفاده مي کردند. در اوايل سال 2001 اين مدلها قابليت استفاده از سي دي هاي قابل نوشتن مجدد را پيدا نمودند. هر چند زمان نوشتن اطلاعات بر روي اين وسايل يکي از مشکلات آنهاست، ولي ارزان بودن سي دي در مقايسه با انواع ديگر حافظه و قابليت نوشتن مجدد و پاک کردن هر تصوير و يا تمام تصاوير با استفاده از دستور Format از مزاياي اين دوربين ها است. اين دوربين ها بخاطر سخت افزار پيچيده تري که دارند از انواع ديگر گرانتر مي باشند
تجهيزات جانبی لنز برای دوربينهای ديجيتال
متاسفانه به علت نا آشنايي و عدم استفاده از وسايل جانبي دوربينها بخصوص فيلترها و حلقههاي مبدل مختلف، تهيه اين گونه وسايل در ايران بسيار مشکل ميباشد و براي اغلب دوربينها حتي در نمايندگيهاي معتبري نظير کانن نيز نميتوان وسايل جانبي مربوط به لنز دوربينها را تهيه نمود. اميدوارم که با آشنايي هر چه بيشتر علاقمندان به اين صنعت و درخواست از فروشندگان ورود اين وسايل نيز همانند خود دوربينها مرسوم شود.
روش استفاده از فيلترها، سايههاي لنز، پوششهاي لنز و ديگر وسايل مربوط به لنزها براي دوربينهاي ديجبتال همانند دوربينهاي فيلمي ميباشد. فقط دو مساله مهم دراين ميان حائز اهميت ميباشد.
اول اينکه بخاطر اندازه غير استاندارد لنزهاي دوربينهاي ديجيتال استفاده از اين وسايل روي دوربين هاي مختلف دچار مشکل ميباشد. اين بدان معني است که براي استفاده از فيلترها و ساير وسايل استاندارد بايد از مبدلها و حلقههاي سازگار کننده استفاده نمود. وظيفه مبدلها اين است که لنز غير استاندارد يک دوربين را براي پذيرفتن يک وسيله با رزوههاي استاندارد آماده نمايند. معمولا رزوههاي استاندارد روي لنز دوربين ها عبارتند از 30mm، 37mm، 43mm و 55mm. براي دوربينهايي که داراي قطر لنزي غير از اين ابعاد ميباشند بايد از حلقههاي تبديل براي بستن ----- مورد نظر استفاده نمود.
دوم اين که سنسوري که در دوربين هاي ديجيتال بجاي فيلم قرار داده شده است به طول موجهاي خاصي از نور حساسيت نشان ميدهد که در بعضي از موارد با فيلم متفاوت است. در نتيجه، تاثير بعضي از فيلترها روي تصوير ديجيتالي شما با تاثيري که روي فيلم مي گذارد متفاوت ميباشد. در ادامه ليستي از فيلترهايي که براي دوربينهاي ديجيتال مفيد است همراه با مورد استفاده آن آورده شده است:
محافظ UV: براي محافظت لنز دوربين
پولاريزه دايروي (Circular Polarizer): کاهش انعکاسها، تاريک کردن آسمان
کلوز آپ (Close-Up): حداقل فاصله فوکوس را کاهش ميدهد.
Tiffen 812: گرم کردن رنگها، بهبود طيف رنگي پوست
Tiffen Soft/FX: پوشاندن لکههاي پوست
Black Pro Mist 1or 2: نتيجه را از لحاظ رنگ شبيه عکس فيلمي ميکند.
Tiffen Enhancing: قوي کردن رنگ قرمز، قرمزتر کردن رنگهاي قهوهاي، نارنجي و قوت بخشيدن به حس پاييز روي برگ درختان
ND 0.3, 0.6, 0.9: کاهش نور در شرايط آفتابي درخشان
Tiffen Hot Mirror: بهبود مشکل بازسازي رنگها در بعضي از دوربينها بخاطر حساسيت زياد به اشعه مادون قرمز
راهنمای خرید دوربین عکاسی دیجیتال
مگاپیکسل
اولین سؤالی که خریداران درباره یک دوربین دیجیتال میپرسند این است: چند مگاپیکسلی؟
در پاسخ به این سؤال ابتدا به این مسئله فکر کنید: میخواهید با عکسهای خود چکار بکنید؟ طبیعی است که اغلب ما میخواهیم عکسهای خود را روی کامپیوتر منتقل کرده و آنها را ببینیم. این کار از تمام دوربینهای دیجیتال امروز بازار برمیآید. عکسهایی با کیفیت که میتوانند تمام صفحه نمایشگر را پر کنند و با کیفیت دیده شوند، اما این سؤال به وجود میآید كه آیا بعداً میخواهید آنها را چاپ کنید؟
دقت تصویر یعنی تعداد نقاط تشکیلدهنده آن، دقیقاً مثل یک فرش ابریشمی و یک فرش دستباف که اگر هر دو هم اندازه باشند، فرضاً ابریشمی به دلیل تعداد بیشتر گرههایی که دارد، دقت بیشتری هم دارد. در دوربینهای دیجیتال هر یك مگاپیکسل برابر یك میلیون دانه یا پیکسل است. یک دوربین دو یا سه مگاپیکسلی میتواند عکسهای تمام صفحه بگیرد. دوربینهایی با چنین مشخصاتی این روزها بسیار ارزانقیمت هستند و طرز استفاده و کاربرد بسیار سادهای دارند. ضمن اینکه میتوانید عکسهای آنها را در حد 10×15 سانتیمتر چاپ کنید. چاپ عکسهای دیجیتال با چنین ابعادی در لابراتوارهای دیجیتال بین 150 تا 200 تومان هزینه دارد. ضمنا میتوانید به راحتی از آنها برای ساخت یک فتوبلاگ یا انتشار روی وب و ارسال توسط ایمیل استفاده کنید.
اما هر چقدر عکس دارای دقت بیشتری باشد روی صفحهنمایش «واضحتر» دیده میشود. دوربینهایی با دقت 4 تا 6 مگاپیکسل، دارای چنین مشخصاتی هستند. این دوربینها معمولاً امکانات پیشرفتهتری دارند و در بین آنها میتوانید مدلهای نیمهحرفهای را هم پیدا کنید که کیفیتی بسیار بالا دارند و عکسهای آنها را میتوانید تا ابعاد حداکثر 30×40 سانتیمتر هم چاپ کنید. معمولاً این دوربینها بیشتر از نیاز کاربر عادی است و برخی از امکانات آنها را تنها کاربران نیمهحرفهای استفاده میکنند.
تجربه نشان داده است که دقت بالاتر از شش مگاپیکسل چندان روی کیفیت عکسهای دوربینهای کامپکت مؤثر نیست. بلکه گاهی اوقات نتیجه عکس هم میدهد. یعنی فرضاً یک دوربین با دقت هشت مگاپیکسل، عکسهای «بیکیفیتتری» نسبت به مدل قبلی خود که دارای دقت شش مگاپیکسل است ارائه میدهد! دقت داشته باشید که در چنین مواقعی ممکن است عکس دوربین هشت مگاپیکسلی «اندازه» بزرگتری داشته باشد، اما در شرایط یکسان، «کیفیت» کمتری خواهد داشت, زیرا در صورتی که حسگر دو دوربین یکسان باشد، دوربینی که دقت بالاتری دارد، نویز بیشتری ایجاد میکند. در جدول زیر میتوانید دقت دوربین و ابعاد چاپ عکس دیجیتال آنها را مشاهده کنید.
| بهترین کیفیت | کیفیت معمولی | رزولوشن | ||
| ---------------------- | 3x5 in | 7.62x12.7 cm | 0.5 مگاپیکسل | |
| 3x5 in | 7.62x012.7 cm | 8x10 in | 20.32x25.4 cm | 2 مگاپیکسل |
| 5x7 in | 12.7x17.78 cm | 11x14 in | 27.94x35.56 cm | 4 مگاپیکسل |
| 8x10 in | 20.32x25.4 cm | 16x20 in | 40.64x50.8 cm | 6 مگاپیکسل |
| 11x14 in | 27.94x35.56 cm | 20x30 in | 50.8x76.2 cm | 8 مگاپیکسل |
| 13x17 in | 33.02x43.18 cm | 25x40 in | 63.5x101.6 cm | +10 مگاپیکسل |
همانطور که میبینید، امکان چاپ عکس تا ابعاد 27 در 35 سانتیمتر برای دوربینهای بالاتر از چهار یا شش مگاپیکسل ممکن است. ما هم گفتیم که بالاتر از شش مگاپیکسل روی دوربینهای دیجیتال کامپکت، چندان کاربردی ندارد. از آنجا که این روزها تقریباً تمام دوربینهای دیجیتال بازار چنین دقتی دارند، بنابراین وقتی میخواهیم دوربین دیجیتال بخریم، به چه نکات دیگری باید توجه کنیم؟
محدوده زوم
اگر میخواهید از کادری با زاویه باز عکس بگیرید، حتماً به محدوده زوم دوربینتان دقت کنید. خصوصاً اینکه عدد زوم از مقادیر کم مثل 27 یا 28 میلیمتر شروع شود. دوربینهایی با فاصله کانونی لنز کمتر از این معمولاً قیمت زیادی دارند، اما 27 میلیمتر یک چیز عادی است و زاویه بستهتر از این یک ضعف به حساب میآید، اما وقتی میخواهید از یک مسابقه ورزشی یا از طبیعت عکس بگیرید، به زاویه بسته احتیاج دارید. در اینجا لازم است از زوم بالای دوربین استفاده کنید. بسته به مقدار محدوده زوم، این مقدار از حدود 110 یا 120 میلیمتر در اغلب دوربینهای بازار تا مقادیر خیلی بالا مثل 504 میلیمتر است. حداکثر مقدار زوم را گاهی اوقات با این اعداد و گاهی اوقات با ضریب X نشان میدهند. از روی ضریب نمیتوان مقدار محدوده زوم دقیق را حدس زد. مثلا محدوده زوم Olympus SP-560 برابر 27-486mm و محدوده زوم Panasonic DMC-FZ18K برابر 28-504mm است، اما ضریب بزرگنمایی لنز در هر دوی آنها برابر 18X است. بنابراین بهتر است مقادیر دقیق را از روی کاتالوگ یا مقالات بررسی دوربین بخوانید.
وزن و اندازه دوربین
دوربینهای سنگین به خاطر وزن زیادشان روزهای کمتری را با شما خواهند بود. اگر فردی هستید که بهسادگی از کنار لحظات ناب نمیگذرید دوربینی مناسب شماست که به راحتی قابل حمل باشد. درعوض دوربینهای بزرگ خاصیتهایی دارند که دوربینهای کوچک دارا نیستند. برای مثال این نوع دوربینها در شرایط کمنور و بدون فلش، بزرگتر بودن لنزشان باعث جمعآوری نور بیشتری میشود و به شما اجازهی گرفتن عکسهای بهتری را میدهد.
فریم در ثانیه
تعداد عکس پیدرپی که یک دوربین میگیرد یکی از آن امکاناتی است که اغلب خریداران کمتر توجه میکنند، اما اگر یک روز بخواهید با دوربینتان از یک صحنه حساس عکس بگیرید، تازه میفهمید که حداکثر سرعت دوربینتان 1.5 فریم در ثانیه است. باید توجه داشته باشید که هرگز نمیتوانید سرعت عکاسی پیدرپی دوربین کامپکت را با دوربینهای حرفهای که میتوانند تا سرعتهای شش فریم در ثانیه عکس بگیرند مقایسه کنید. سرعت عکاسی پیدرپی در دوربینهای کامپکت معمولا بین 1.5 تا سه فریم در ثانیه است. بنابراین حداقل سعی کنید مدلی را که سه فریم در ثانیه میگیرد انتخاب کنید. البته در این میان یک استثنا به نام Olympus SP-560 UZ وجود دارد که میتواند با یک سری تمهیدات عجیب و غریب مثل پیش ثبت کردن تصاویر (Pre-Capture) و قفل کردن فوکوس قبل از فشردن کامل دکمه شاتر، چندین فریم را ثبت کرده و در بافر دوربین نگه دارد. از این مدل که بگذریم، همان سه فریم در ثانیه برای اغلب مقاصد روزانه کافی است.
فلاش داخلی یا فلاش خارجی
اغلب دوربینهای کامپکت دارای فلاش داخلی یا فلاش سر خود هستند. این فلاشها روی خود دوربین قرار دارند و نمیتوانید مثل فلاشهای خارجی آنها را جدا کرده یا از زاویه دیگری غیر از زاویه روبهرو بتابانید. نور این فلاشها همیشه از روبرو به سوژه میتابد و اغلب موارد موجب تخت شدن سطوح دارای برجستگی مثل صورت اشخاص یا کندهکاریهای روی یک تابلوی تزئینی میشود. در ضمن نمیتوانید با آنها از روبروی سطوح براق عکس بگیرید. چون همیشه نور را به سمت لنز باز میگردانند. اگرچه در برخی از دوربینهای کامپکت فناوریهایی برای تنظیم صحیح نور فلاش با نور محیط و فاصله سوژه وجود دارد، اما اغلب دوربینها در استفاده از فلاش در فواصل نزدیک مشکل دارند و موجب نورانی شدن شدید سوژه میشوند. در صورتیکه دوربینتان امکان اتصال به فلاش خارجی را داشته باشد، میتوانید با هزینهای نهچندان زیاد حتی در عکاسیهای ماکرو هم از فلاش استفاده کنید. بنابراین حتماً به این نکته توجه کنید. در ضمن فلاش خود دوربین یک نکته منفی دیگر هم دارد: به قول حرفهایها باتری میخورند! هنگام استفاده از فلاش باید توجه داشت که انعکاس نور رگهای خونی شبکیه باعث میشود، چشمها قرمز نمایش داده شوند. با استفاده از "مد کاهش قرمزی چشم" (Red Eye Reduction) یک ثانیه قبل از عکس گرفتن به صورت فرد نوری تابانده میشود تا با تنگتر شدن مردمک چشم آن فرد، نور منعکس شده از شبکیه به پایینترین حد ممکن برسد.
هیستوگرام
یکی از نخستین چیزهایی که اغلب ما درباره دوربینمان یاد میگیریم این است که چطور میتوان هیستوگرام دوربین را خاموش کرد! هیستوگرام بازنمایی گرافیکی یک تصویر از سیاه خالص تا سفید خالص است. با استفاده از هیستوگرام میتوانید به راحتی بفهمید که آیا عکستان با نوردهی صحیح گرفته شده یا خیر. نمایشگر دوربینها معمولاً رنگها را به صورت اغراق شده نشان میدهند. ضمن اینکه بسته به نور محیط، کمرنگتر و بیروحتر میشوند. بنابراین تنها چیزی که میتواند دقیقاً نوردهی دوربین را به شما نشان دهد، هیستوگرام است. حتی در برخی از دوربینها هیستوگرام زنده نیز وجود دارد. یعنی همان زمانی که کادر دوربین را جابهجا میکنید، میتوانید بفهمید که آیا محدوده رنگ کادر در جدول هیستوگرام قرار دارد یا آن را قطع میکند. به این ترتیب به راحتی میتوانید مقدار نوردهی را کم و زیاد کنید و عکسی با نوردهی دقیق بگیرید. بنابراین بهتر است حتما ببینید که آیا دوربینتان هیستوگرام دارد یا خیر و اینکه بهتر است یاد نگیرید که چطور خاموش میشود!
حافظه
تقریباً تمام دوربینهای کامپکت بازار همراه با حافظه داخلی عرضه میشوند. مقدار حافظه دوربینها متفاوت است، اما اغلب اوقات تنها برای استفاده روزانه کافی است. یعنی هر سری که عکس میگیرید آن را روی کامپیوترتان خالی کنید. بنابراین اگر قصد دارید با دوربینتان به میهمانی یا سفر بروید یا جایی میروید که دسترسی به کامپیوتر ندارید بهتر است یک کارت حافظه هم برای دوربینتان بخرید. کارتهای حافظه این روزها بسیار فراوان و ارزانقیمت شدهاند و تفاوت قیمت بین مدلهای آنها چندان زیاد نیست. اغلب دوربینهای دیجیتال کامپکت از کارتهای SD (Secure Digital) و MMC (Multi Media Card , CF (Compact Flash) , SM (Smart Media) استفاده میکنند. در حالیکه دوربینهای سونی اغلب از مدل MS (Memory Stick) استفاده میکنند. در جدول زیر میتوانید مقدار حافظه داخلی معمول و تعداد عکس حدودی قابل ذخیره شدن روی آنها را ببینید.
|
حافظه 128 مگابایت |
حافظه 64 مگابایت |
حافظه 16 مگابایت |
مقدار دقت دوربین |
|
356 عکس |
82 عکس |
45 عکس |
1 مگاپیکسل |
|
142 عکس |
71 عکس |
17 عکس |
2 مگاپیکسل |
|
106 عکس |
53 عکس |
13 عکس |
3 مگاپیکسل |
|
42 عکس |
21 عکس |
6 عکس |
4 مگاپیکسل |
LCD
LCD یا نمایشگر، چشم دوربین است. خصوصاً اینکه اغلب دوربینهای دیجیتال دارای منظرهیاب نوری (Optical Viewfinder) نیستند. منظرهیاب به ذرهبین کوچکی گفته میشود که وقتی دوربین را مثل دوربینهای فیلمی قدیمی جلوی چشم میگیرید میتوانید از داخل آن سوژه را کادربندی کنید. در برخی از دوربینهای دیجیتال، این منظرهیاب هم دیجیتالی است. یعنی بازسازی همان تصویری که در LCD میبینید. با این تفاوت که در محیطهای نورانی، کمتر نور در آن میتابد، اما استفاده LCD فقط مربوط به کادربندی نیست. در آن میتوانید عکسهایتان را انتخاب و حذف و ویرایش کنید. این قابلیت وقتی میخواهید حافظهتان را برای عکسهای بعدی خالی کنید، بسیار مفید است. LCD هایی كه میتوان آنها را با زاویه چرخاند، به گرفتن عكسهای خلاقانه از زوایای مختلف كمك میكند. در حال حاضر دیگر منظرهیاب زیر سه اینچ یک نقطه ضعف حساب میشود. به مخصوص اینکه برخی مدلهای دوربینهای کامپکت با منظرهیابهای بزرگتر وارد بازار شدهاند و حتی قابلیت لمسی هم دارند. اگرچه اغلب کاربران حرفهایتر کار با نمایشگرهای لمسی را دوست ندارند، اما بهرحال یک جور کلاس به حساب میآید!
ضبط ویدیویی
تا مدتی پیش هیچکس فیلمبرداری یک دوربین کوچک عکاسی را جدی نمیگرفت، اما در حال حاضر فیلمبرداری اغلب دوربینهای دیجیتال جدید، برای یک کاربرد خانگی یعنی ضبط و پخش روی تلویزیون مناسب هستند. یعنی اگر توقع فیلمبرداری یا کیفیت یک دوربین فیلمبرداری را هم داشته باشید، باز هم مدلهایی به بازار آمدهاند که میتوانند با کیفیت Full HD فیلم بگیرند. بنابراین اگر دوربینتان دارای وضعیت فیلمبرداری Full HD است، حتماً یک کارت حافظه 4 گیگابایت به بالا بخرید، زیرا دیگر نمیتوانید برای خالی کردن حافظه، تکههایی از فیلمهای ویدیویی را روی دوربینتان ویرایش و حذف کنید. فرمتهای ویدئویی این دوربینها متفاوت است. اغلب دوربینها میتوانند با فرمت Avi و Mpeg فیلمها را ضبط کنند که بدون هیچ مشکلی پس از انتقال به کامپیوتر توسط برنامه Media Player خود ویندوز پخش میشوند، اما اگر دوربینتان با فرمت QuickTime ضبط میشود، حتماً باید برنامه QuickTime 7.6 را نیز روی کامپیوترتان نصب کنید هر چند، اگر از سیستم عامل ویندوز سون (Windows 7) استفاده میکنید میتوانید بدون نصب هیچ گونه نرمافزار اضافی فایلهای QuickTime با پسوند .mov را با همان Windows Media Player پخش کنید. بد نیست یک برنامه تبدیل فرمت فایلهای ویدیویی مثل Allok 3GP PSP MP4 iPod Video Converter 4.8 را هم روی کامپیوترتان نصب کنید و آرام آرام یاد بگیرید که چطور میتوانید ویدیوهای دوربینتان را مثل عکسها ویرایش کنید. برای ویرایش فایلهای ویدئویی نیز میتوانید از نرمافزار Cyberlink PowerDirector 8و Cyberlink PowerProducer 5 استفاده کنید. تصورتان را تغییر بدهید و سعی کنید به فیلمبرداری دوربینتان با نگاه مثبتتری نگاه کنید.
باتری
باتریهای مورد استفاده در دوربینها، انواع مختلفی از قبیل Ni-CD, Ni-MH و Li-lon یا باتریهای قلمی AA و نیم قلمی AAA معمولی دارد. برخی اعتقاد دارند باتریهای لیتیوم یون مخصوص عمر بیشتری دارند، سریعتر شارژ میشوند و بیشتر کار میکنند، اما برخی از دوربینهای کامپکت از باتریهای قلمی یا نیمقلمی استفاده میکنند. تقریباً تمامی افرادی که این دوربینها را میخرند بلافاصله پس از نخستین استفاده به باتریهای شارژی رو میآورند، زیرا عمر بیشتری از باتریهای عادی دارند و ضمناً میتوان دوباره آنها را شارژ کرد. اگر شما هم باتری شارژی میخرید، حتماً یک مارک خوب خریداری کنید. تفاوت قیمت یک جفت باتری خوب و یک جفت باتری معمولی شارژی، کمتر از دو هزار تومان است، اما واقعاً ارزش آن را دارد. ضمناً فراموش نکنید که حتماً باتریها را کاملاً شارژ و تا لحظه خاموش شدن دوربین استفاده کنید. باتریهای قلمی را همه جا میتوانید پیدا کنید، اما باتریهای لیتیوم یون، مخصوص خود دوربین هستند و معمولاً یدکی ندارند. بنابراین انتخاب با شما است.
تنظیمات دستی
دوربینهای کامپکت اصولاً برای کاربران حرفهای ساخته نمیشوند، اما هر کاربر غیرحرفهای نیز پس از مدتی علاقمند میشود از تمامی قابلیتهای دوربین خود استفاده کند. اگر جزو کاربران سطح متوسط بالا هستید، حتماً میدانید ارزش تنظیمات دستی دوربین چقدر است. میتوانید همه کنترل دوربینتان را خود به دست بگیرید و از قدرت خلاقیت خودتان استفاده کنید، اما اگر کاربر تازهکار هستید و فکر میکنید همین قدر که دوربین روی حالت خودکار عکسهای خوبی بگیرد کافی است، باز هم بد نیست دوربینی با امکانات و تنظیمات دستی خریداری کنید، زیرا آرام آرام در استفاده از آن حرفهای میشوید و خیلی جالب نیست پس از مدتی بفهمید برای پرورش قدرت خلاقیت خود مجبور هستید دوربین دیگری بخرید. بنابراین حتماً دقت کنید که روی دکمه چرخان دوربین این چهار حرف را ببینید: P A S M
White balance
ISO
حالت عکاسی در شب / نور کم
لرزشگیر
لرزشگیر در دوربینهای دیجیتال یعنی، امکان لرزش کمتر دست و دوربین و در نتیجه ثبت عکسهای شفافتر. خصوصاً در محیطهای کم نور که دوربین مجبور به پایین آوردن سرعت شاتر است. این قابلیت همچنین برای عکاسی از سوژههای متحرک به شما کمک میکند. در شماره قبل مطلب بسیار مفصلی درباره انواع لرزشگیرهای دوربینهای دیجیتال داشتیم. بنابراین در اینجا به شما نمیگوییم که اگر یک دوربین لرزشگیر داشته باشد یعنی چه! اما میگوییم که دقت کنید حداقل یکی از انواع لرزشگیر را داشته باشد.
قابلیت تشخیص چهره (Face Detection) و لبخند (Smile Shutter)
این یکی به تازگی در دوربینهای دیجیتال دیده میشود و برای کاربران خانگی فوقالعاده است. به خصوص اینکه یک کاربر عادی معمولاً نمیتواند در حال کادربندی تصویر، به سرعت و حساسیت دوربین و محل فوکوس عکس و چهرهها هم توجه کند. مثلاً در یک مهمانی یک لحظه میخواهید از چند تا از اعضای فامیل که کنار هم هستند عکس بگیرید. در اینجاست که میفهمید چقدر خوب است، خود دوربین میتواند بفهمد دقیقاً روی کدام نقطه از کادر فوکوس کند. با این قابلیت دیگر چهرهها محو نمیشوند تا بعداً ببینید که روی دیوار پشت سرشان فوکوس کردهاید! فقط گول تعداد زیاد چهرههای قابل تشخیص را نخورید. مثلاً تشخیص پنج یا شش چهره کافی است، زیرا تعداد افراد بیشتر از این معمولاً یا کادر را بسیار باز میکند و اصولاً چهرهها خیلی مشخص نیستند که بخواهند فوکوس دقیقتر شوند یا اینکه فاصله آنها آنقدر کم است که دیگران هم در همان فاصله فوکوس قرار میگیرند. بنابراین داشتن قابلیت تشخیص سی نقطه فوکوس خیلی خوب است، اما نه آنقدر که بابت آن هزینه زیادی بپردازید. سیستم تشخیص لبخند (Smile Shutter) نیز قابلیتی است که با انتخاب آن، دوربین به صورت اتوماتیک به محض خندیدن سوژه از آن عکسبرداری میکند.
پورتها و تکنولوژیهای اتصالی دوربین
از کجا دوربین بخریم؟
بعد از اینکه مشخصات فنی دوربینها را مطالعه کردید نوبت به خرید میرسد. شما میتوانید برای خرید به یکی از بازارهای بورس دوربین دیجیتال مراجعه کنید. از بازارهای سنتی میتوان به بازار ناصر خسرو واقع در جنوب میدان امام خمینی (یا بقول قدیمیها توپخونه!) مراجعه کنید، ولی اگر حوصله ترافیک و شلوغی آن منطقه را ندارید به اول بلوار میرداماد، مجتمع کامپیوتر پایتخت مراجعه و در آنجا از چند فروشگاه محصولات کانن، نیکون، سونی و المپوس بازدید کنید و بعد از گرفتن قیمتهای گاهاً نجومی، برای اینکه کمی هم استراحت کرده باشید و با تمرکز به انتخاب از بین مدلهای مختلف بپردازید، در کافی شاپ واقع در طبقه همکف یک فنجان قهوه یا چای نیز میل بفرمائید تا یک خرید بیادماندنی داشته باشید! در هر حال از هر جا که قصد خرید دارید به قیمت و گارانتی و احتمالاً بیمه دوربین دیجیتال نیز توجه کنید و بدون آنکه محو شنیدن حرفهای فروشنده محترم شوید به انتخاب خودتان اطمینان داشته باشید و اقدام به خرید کنید.
حرف آخر
ضربالمثل ایرانی: هر چقدر پول بدی همون قدر آش میخوری!
ضربالمثل خارجی: آنقدر پولدار نیستم که جنس ارزان بخرم!
|
پيدايش عکاسى
|
|
| عکاسى اختراع يک فرد نيست بلکه ماحصل مجموع اکتشافات و تحقيقات افراد بسيارى در حوزههاى مختلف شيمى و صنايع است. اثرات شيميايى نور از گذشتههاى نسبتاً دور بر روى اجسام مختلف اعم از معدنى يا آلى شناخته شده بود و حتى در قرون اوليه، يک معمار رومى به ديگران همواره توصيه مىکرده که تابلوهاى خود را هميشه رو به سمت شمال بگذراند تا اشعهٔ خورشيد بر آنها نتابد. اکنون بر همه شناخت شده است که نور، رنگ پارچه و گل و گياهان مختلف را تغيير مىدهد و در نواحى کوهستانى و يا کنار دريا حتى پوست بدن را تيره مىسازد. | |
| سابقهٔ تاريخى اتاق تاريک يا جعبهاى که سوراخى کوچک در يک طرف آن ايجاد مىشد، به روزگار قديم باز مىگردد. در قرن شانزدهم همه جا از اين ابزار براى نمايش تصاوير استفاده مىشد. اختراع نخستين اتاقک تاريک را به لئوناردو داوينچى (۱۵۱۹-۱۴۵۲ م) وجووانى باتيستا دلاپورتا (۱۶۱۵-۱۵۳۸ م) هنرمند و مخترع ايتاليايى نسبت مىدهند. ژروم کاردان (۱۵۷۶-۱۵۰۱ م) امکان نصب يک عدسى محدب را در مقابل روزنهٔ اتاق تاريک مطرح کرد. | |
|
|
|
| در دههٔ سوم قرن هيجدهم دوربين نقش ابزراى کمکى در طراحى صحنههاى معمارى را پيدا کرده بود و در همان سالها، حساس بودن اصلاح نقره در برابر نور کشف شد. | |
| در سال ۱۷۲۷ م هانريش شولتس پزشک آلمانى پديدهاى را کشف کرد که تأثيرى تعيينکننده در ثبت تصاوير داشت. شولتس مشاهده کرد که بطرى حاوى نمک نقره که در کنار پنجره قرار گرفته بود، دو رنگ شده است. سمت رو به نور بنفش تيره و سمت پشت به نور به رنگ اصلى نمک نقره يعنى سفيد باقى مانده بود. وقتى شولتس بطرى را تکان داد رنگ بنفش محو شد. وى اين آزمايش را چند بار تکرار کرد و نتيجه يکسان بود. اين تجربه به نقطهٔ شروع پيوند علم شيمى با اتاق تاريک بود. ده سال بعد 'ههلو' عضو فرهنگستان علوم پاريس مشاهده کرد که اگر کاغذى را با قلمى که مرکب آن نيترات نقره است بنويسيم، هرچند در ابتدا بىرنگ است، اگر در معرض نور قرار گيرد، رنگ نوشته سياه مىشود. | |
| در پايان قرن هيجدهم ميلادى شيميدان سوئدي، ميشل در تجربيات خود به پديدهٔ سياه شدن کلرور نقره تحت تأثير نور، به اين موضوع اشاره مىکند که تمام پرتوهاى رنگي، به يک نسبت و با يک سرعت تأثير نمىکنند. | |
| در پايان قرن هيجدهم ميلادى شيميدان سوئدي، ميشل در تجربيات خود به پديدهٔ سياه شدن کلرور نقره تحت تأثير نور، به اين موضوع اشاره مىکند که تمام پرتوهاى رنگي، به يک نسبت و با يک سرعت تأثير نمىکنند. | |
| اکنون در دنيا مورد قبول است که ثبت تصوير و ثابت کردن آن براى مدت بسيار طولانى يک اختراع فرانسوى است. اولين تصوير ثابتى که بتوان آنرا عکس ناميد توسط ژوزف نيسفورنيپس مخترع فرانسوى (۱۷۶۵-۱۸۳۳) تهيه شد. وى در سال ۱۸۲۲ در پنجاه و هفت سالگى توانست نخستين تصوير تثبيت شدهٔ دائمى را توليد کند؛ اما نخستين کار برجا مانده از وى به چهار سال پس از اين تاريخ مربوط مىشود. | |
| شخص ديگرى که کارنيپس را تکامل بخشيد لوئى داگر (۱۸۵۱-۱۷۹۹ م) نقاش و طراح صحنهٔ فرانسوى بود. وى پس از ده سال دستگاهى بهنام داگرتوتيپ را اخترا ع کرد. اين دستگاه که تصوير مثبت توليد مىکرد، در سال ۱۸۳۹ به نمايش درآمد و به اين ترتيب عصر عکاسى آغاز گرديد. پس از داگر، ويليام هنرى فاکس تالبت (۱۸۰۰-۱۸۷۷) انگليسى به فکر افتاد تا تصاوير بر روى صفحهٔ کاغذى ثبت شود. وى اولين کسى بود که توانست يک عکس منفى (نگاتيف) روى کاغذ بهوجود آورد و با عکسبردارى مجدد از آن بر روى کاغذ، امکان تکثير نسخههاى متعدد، به صورت مثبت (پوزيتيف) را فراهم کرد. روش کار وى به اين ترتيب بود که يک عکس منفى مثلاً نقش سفيد يک برگ درخت را در زمينهٔ سياه، روى يک کاغذ حساس دوم قرار داد. آنگاه اين دو کاغذ را زير فشار يک شيشهٔ جام در معرض نور آفتاب گذاشت، کارى که ما امروزه آن را چاپ کنتاکت مىناميم. نور از قسمتهاى سفيد برگ در نگاتيف عبور مىکرد و تصوير سياهى روى صفحهٔ حساس دوم تشکيل مىداد. در عين حال نور از قسمتهاى تاريک نگاتيف عبور نمىکرد، بنابراين آن قسمتهاى روى کاغذ دوم سفيد مىماند. نتيجه کار تصوير مثبتى بود از شيء اصلى يعنى برگ تيره در زمينهٔ سفيد. اين آزمايش شالودهٔ اصلى عکاسى بر مبناى تصاوير مثبت و منفى را تشکيل داد. وى روش ابداعى خود را کالوتايپ ناميد. بعدها هرشل واژهٔ فتوگرافى را ابداع کرد که تا امروز رايج است. | |
| نخستين عکس داگر تقليدى بود از نوعى طبيعت بيجان که نقاشى بنام شاردن مبتکر آن بود. قايق بادبانى اثر فاکس تالبت، به نقاشىهاى دريايى نقاشان انگليسى همان دوره شباهت دارد. | |
| پس از دگرگونسازى شيوهٔ زندگى توسط انقلاب صنعتي، ابزارهاى خاص براى ثبت اين دگرگونى اختراع شدند و عکاسى دستخوش يک رشته اصطلاحات سريع مانند اختراع عدسىهاى بهتر، نگاتيوهاى شيشهاى و روشهاى جديد شيميايى شد. | |
| فيلمهاى حلقهاى توسط جورج ايستمن (۱۹۳۲-۱۸۵۴ م) عکاس آماتور امريکايى ساخته و به بازار عرضه شد. تا اين زمان هنوز دوربينهاى سنگين شيشهاى رايج بودند و عکاسى براى همگان ميسر نبود. در سال ۱۸۸۸ م ايستمن دوربين سبک و ارزان و سادهٔ کداک را به بازار عرضه کرد که در آن به اندازهٔ ۱۰ عکس، فيلم وجود داشت و بعد دوربين سادهاى براى بچهها ساخت. شعار وى چنين بود: 'تکمه را فشار دهيد، باقى کار با ما!' و رؤياى او به اين ترتيب به وقوع پيوست. ابداعات او انقلابى در عرصهٔ همگانى شدن عکاسى بوجود آورد. | |
| همزمان با اين تلاشها و تجارب در زمينهٔ عکاسى سياه و سفيد، تلاشهايى نيز براى عکاسى رنگى انجام شد ولى با موفقيت همراه نبود. تا آنکه ثابت شد که تمامى رنگها از ترکيب سه شعاع نورى قرمز، سبز و آبى به دست مىآيند و اين مسأله راهگشاى اختراع عکاسى رنگى شد. | |
| امروزه با بکارگيرى تجهيزات و دستگاههاى الکترونيکى تصاوير چاپى در کوتاهترين زمان ممکن به تمامى نقاط جهان ارسال و منتشر مىشود و عکاسى تبديل به رسانهاى گويا و زبانى جهانى شده است. در مجموع عکاسى از آغاز پيدايش آن در ميانهٔ سدهٔ نوزدهم ميلادى تاکنون راهى طولانى را سپرى کرده است. |
|
دوردستها
|
|
آسمان
|
|
دريا
|