مجله عکاسی
جریان دوسویه فرم و محتوا در هنر عکاسی
انتخاب فرم صحیح توسط عکاس متناسب با مفهوم مورد نظر وی به ثبت تصویری ماندگار خواهد انجامید. پیش از وفورحضور دوربین های دیجیتالی در بازار، چاپ نگاتیوی عکس،ساحت منتظم تری رابرای هنر عکاسی قائل می شد. عکاسی با دوربین های آنالوگ ، میزان اشتباه عکاس را کم می کرد و انتخاب صحیح کادر و فرم را در ارتباط با مفهوم مورد نظر وی فراهم می ساخت. با این وجود می توان نگاه مثبت تری به ورود دوربین های دیجیتال داشت. چراکه اندیشه همچنان اهمیت خود را در خلق اثر هنری حفظ کرده است.
انتخاب «فرم» و «محتوا» و به کار گیری خردمندانه رابطه بین این دو، مبین دیدگاه ها و ایدئولوژی عکاس است. همواره یک جریان دوسویه مابین فرم و محتوا وجود دارد. بنابراین کشف رابطه بین فرم و محتوا در یک عکس می تواند به کمک ابزار های پیش رفته میسر شود. تصور آنکه فرم های موجود در طبیعت هر یک بار معنایی مختص به خود را دارا هستند اندیشه ای الکن به نظر می رسد . چراکه معنای فرم ها و کارکرد آنها در موقعیت های متفاوت و در چیدمان های متنوع بسیار گوناگون خواهد بود. کارشناسان ،سبک های هنری را برآمده از همین ارتباط فرم و محتوا میدانند.هرچند در این مقوله نباید از نقش تکنیک اجرایی غافل ماند. سبک می تواند به ایجاد ریتم بین فرم و محتوا کمک کند و یا آنکه می تواند این ارتباط را به صحنه نزاع انرژی های بصری بدل سازد.
هنگامی که توجه عکاس تنها به عنصر هارمونی در کادر باشد، خطر سیر نزول سوژه در یک قاب کلیشه ای و تکراری وجود دارد. عدم تعادل نتیجه تضاد انرژی فرم و محتوا است. با این حال،هوشیاری عکاس می تواند از تقابل فرم و محتوا ، تصویری جاودانه را به ثبت برساند. می توان نتیجه گرفت که عکاسی آسان همانند نقاشی آسان یا مجسمه سازی آسان، واژه ای سطحی و کم مایه به نظر می رسد. اندیشه و کشف و شهود هنرمند است که اثرهنری اش را برای تمام دوران های حیات بشری،ماندگار، تاثیر گذار و تفکربرانگیز می نماید.
چرخ و فلک اکسپوهای هنری در ایران
آثار هنری، ازجمله گرانقیمتترین اشیای دستساز جهانند و تنها یکی از آنها میتواند سرمایه قابل توجهی برای یک کشور باشد. بنابراین به طور طبیعی خرید و فروش آثار هنری نیز، تجارت سودآوری است. چرخه اقتصادی این تجارت، چنان پررونق و پرسود است که شرکتهای بزرگی در دنیا تنها از این طریق روزگار میگذرانند و بانکها و مؤسسات تجاری نیز همواره تلاش کردهاند واردش شوند. در این بین، بسیاری از اهالی دنیای هنر معتقدند برگزاری اکسپو، نخستین گام برای نزدیک شدن به مفهوم چرخه اقتصادی هنر است. مفهومی که آرام آرام هنرمندان و هنرشناسان کشور، شجاعت بر زبان راندنش را یافتهاند. چرا که حالا ما نیز میتوانیم از پدیده تازهای به نام اکسپو سخن بگوییم.
● اکسپو یا نمایشگاه
پیش از آنکه برای نخستین بار کلمه اکسپو در رسانههای همگانی به کار رود نیز نمایشگاههای مختلفی بهصورت انفرادی یا گروهی برگزار میشد و البته در بیشتر این نمایشگاهها، فروش نیز بخش مهمی از ماجرا بود. گالریدارها فضای خود را در اختیار هنرمندان قرار میدهند و از فروش آثار، درصد خود را برمیدارند. اما این واژههایند که فرهنگها را میسازند؛ اکسپو اگرچه عملا همین کار را میکند، اما با تاکید و تمرکز بار معنایی واژه بر فروش، مفهوم و بهدنبال آن، فرهنگ دیگری را در مواجهه با آثار هنری بنا کرده است. همان فرهنگی که اقتصاد هنر را در پی خواهد آورد و نیاز اول هنر در این مرز پر گهر است.
● اعانه یا خرید
اما برای شکلگیری یک مفهوم، واژه تنها ابتدای راه است، نهانتها. وقتی چند اکسپو مختلف در مدت کوتاهی برگزار میشود و ناگهان، فرهنگی که حتی نام اکسپو را نشنیده بود با پدیدهای روبهرو میشود که او را در رودربایستی خرید میگذارد، چه میشود کرد جز باز مثل همیشه، دست به دامان دولت شدن؟ تمرکز اکسپو بر خرید، بازدیدکننده را در موقعیت جالبی قرار میدهد. درست مثل فروشگاههای زنجیرهای بزرگ که اگرچه بازدید صرف و قدم زدن در آنها نیز بلامانع است، اما فضایی را ایجاد میکند که به خوبی میتوان دریافت توقف بیجا مانع کسب است و تنها کسانی بهتر است وارد شوند که قصد خرید دارند. این چنین است که مسئولان اکسپوهای عکس و مجسمه، برای آمدن مسئولان و دستور خرید و فروش چند کار هنری، چشم به در میدوزند و...
● چرخ یا فلک
خرید مسئولان که رسما گفته میشود برای حمایت از هنر انجام میگیرد، حتی اگر تمام آن چه در یک اکسپو است را جارو کرده و با خود به انبارهای سازمانهای ریز و درشت ببرند هم، حیات اکسپو را تضمین نخواهد کرد، اما حتی اگر اکسپو نیز به حیاتش ادامه دهد، چرخه این اقتصاد پرسود و ناشناخته برای ایرانیان -که هنر از قدیم تنها نزد آنها بوده است- نمیچرخد. چرا که اکسپو تنها نخستین گام برای به راه افتادن این چرخه است. در گامهای بعدی، مگر یاری فلک بتواند این چرخ سنگین بیروغن را به گردش درآورد.
کامران محمدی
چطور از یک بنا عکاسی کنیم
عکاس باید برای کسب این اطلاعات و بازدید از بنا وقت کافی صرف کند و هنگام بازدید زوایای متفاوت آن را ارزیابی کند. عکاسی از بنا با هدف انتقال تجربه بودن در محیط و اطراف یک سازه است.
در ادامه نکاتی در مورد بهتر عکس گرفتن از یک ساختمان میآید:
به صورت کلی به منظور عکاسی از نمای یک ساختمان، اختصاص یک فضای محیطی به عکس ضروری است. البته نوع بنا در میزان فضای خالی تاثیر گذار است. در کادرتان به ساختمانهای قدیمی کمی فضای خالی قرار دهید.
معمولا در بناهای مدرن کمتر میتوان این نکته را اجرا کرد. در عکاسی از خانههای یک روستا بیننده بیشتر به دنبال فضاهای اطراف آن خانه است. عکس از نمای یک بنا با نمای بسته بیشتر به کار بنگاهدارها میخورد.
در عکاسی از بنا میتوانید با فاصله گرفتن از سوژه از لنز تله استفاده کنید تا پرسپکتیو را به صورت فشردهتر نشان دهید.
بعضی وقتها نمای روبرو همان چیزی است که مدتها به دنبال آن بودهاید بنابراین آن را هم امتحان کنید.
در عکاسی از نما حتما سایههای ایجاد شده را ببینید. کارگردانان و فیلمبرداران هالیوودی قبل از اینکه رنگهای سوژه را ببینند سایهها را برای انتقال حس در عکس در نظر میگیرند.
فرمول ثابتی نمیتوان برای عکاسی از بنا در فصول مختلف داد و یا این که گفت فلان فصل بهتر از دیگر فصول است اما در عکاسی از بنا به آب و هوا هم توجه کنید. بعضی از ساختمانها در بعضی فصول زیباترند.
در ساختمانهایی که با یک مجسمه تزئین شدهاند ثبت دقیق سایهها مهم تر است.
مسیر حرکت چشم در عکاسی از بنا اهمیت ویژهای دارد. کادرتان از جایی قطع نشود که چشم به دنبال ادامه مسیر میگردد.
کادر در کارد اصلاحی است در عکاسی که در آن سوژه مورد نظر کمی دورتر در کادری دیگر قرار می گیرد. این روش در عکاسی معمولا برای اینکه بتوان بُعد و حجم بنا را در تصویر نشان داد و ترکیببندیهای جالبتری ایجاد کرد استفاده میشود ولی از آنجایی که به کررات مورد استفاده قرار گرفته است در حال حاضر کمی از مد افتاده است.
برای به کارگیری این تکنیک احتیاج به عمق میدان بیشتری دارید بنابراین زمانی که نور کمی در محیط وجود دارد وجود سه پایه کمی ضروری است.
برای عکاسی از فضاهای عمومی مانند میدانها توجه داشته باشید انتقال حسی که در محیط وجود دارد نیز به اندازه کادربندی صحیح اهمیت دارد. سعی کنید زاویهای را انتخاب کنید که کاربری آن فضا را نیز نشان دهد.
توجه به محیط اجتماعی و جغرافیایی پیرامون بنا اهمیت ویژهای دارد. باید رابطه و موقعیت بنای معماری را با منظره اطراف آن درنظر گرفت. بنا، موجودی زنده نیست، باید دقت کرد که حضور موجودات زنده در تصویر بیشترین توجه را به خود جلب میکند در مورد حالت و محل قرار گرفتن آنها دقت کنید و توجه داشته باشید که فضای کمی را اشغال کند و لطمهای به کل تصویر نزند. البته وجود این عوامل مقیاس مناسبی برای نشاندادن ابعاد ساختمان است.
در کوچههای باریک (همان کوچه آشتی کنان خودمان) چیزی که برای خیلیها پدیدهای عجیب است عکاسی کار تقریبا سختی است ولی می توان با پیدا کردن یک تاق و مردمی در حال عبور علاوه بر عمق میدان وضوح، حس بیشتری را منتقل می کند. اگر در کادرتان تاق نیافتید به موضوع جذاب که بخشی از همان محیط ایت در جلوی تصویر قرار دهید.
علاوه بر نمای کلی، جزییات قابل توجه بنا از قبیل نقش و نگارها، کاشیکاریها و تزیینات روی دیوارها موضوعهای خوبی برای عکاسی معماری تلقی میشود. استفاده از نور مایل به ویژه برای عکسبرداری از نقوش برجسته و کندهکاری شده و همچنین درهای حجاریشده برای تأکید بر برجستگیها و نقوش آنها ایدهآل است.
برای اینکه ابعاد و شکل جزییات مورد عکسبرداری دچار اغراق یا اغتشاش نشود، بهتر است از لنزهای تله و حتیالمقدور از نمای کاملاً روبرو عکسبرداری انجام شود.
لنزهای گوناگون تاثیرات مختلفی در تصویر نهایی به جا میگذارند. لنزهای واید در فواصل نزدیک ابعاد و تناسبهای سطوح نزدیک را درشتتر کرده و آنها را دچار دگرونی میکند و سطوح دورتر را کوچکتر نمایان ساخته و فضای گستردهتری را به تصویر میکشد. لنزهای تله برای عکسبرداری از فاصلة دور یا عکسبرداری از جزییات بنا با درشتنمایی بیشتر مناسبتر است.
این لنزها زاویه دید بستهتری دارند و فضای کمتری را به تصویر میکشند اما اگر از فاصله مناسب که کل بنا در تصویر بگنجد عکسبرداری انجام شود با این روش خطوط، سطوح و ستونهای موازی عمودی بنا در تصویر موازی و عمودی دیده میشود.
توجه به پرسپکتیو در عکاسی از بنا بیشتر از انواع دیگر اهمیت دارد. برای ثبت یک ساختمان که معمولا طول و عرضش بیشتر از یک عکاس است ، بایستی از لنزهای واید استفاده کرد. زاویه دید انسان با لنز ۵۰mm برابری میکند. هر چه این عدد کم شود بر گستره دید در ویزور اضافه میشود. به این معنی که با لنز ۲۴ فضای بیشتری را میتوان در تصویر داشت. هر چه این عدد بیشتر شود سوژه به شما نزدیکتر میشود.
ساختمانها جا به جا نمیشوند بنابراین تنها عکاسان تنبل هستند که از حساسیت بالا استفاده میکنند. حرفهایها پیشنهاد می دهند تا از حساسیتهای پایین مثل ۱۰۰ ISO استفاده شود تا نویز کمتری در تصویر ایجاد شود.
به طور کلی در عکاسی از بنا عمق میدان وضوح از برای ثبت همه جزئیات و وضوح بیشتر اولویت دارد. عمق میدان وضوح نیز با بسته شدن دیافراگم بدست میآید ولی از طرف دیگر برای جبران نوردهی به فیلم یا سنسور در دوربینهای دیجیتال بایستی سرعت شاتر را پایین بیاورید . بنابر این از داشتن یک سه پایه در مواقعی از روز که نور محیطی کمی وجود دارد، ضروری است.
فیلترهای زرد، نارنجی و قرمز در عکاسی سیاه و سفید برای تشدید کنتراست ابرها و آسمان و کنترل تیرگی آسمان و فیلتر پولاریزه برای از بین بردن انعکاسهای نامطلوب در شیشهها و همچنین تیرهکردن آسمان در عکاسی رنگی بیشترین استفاده را در عکاسی از بنا دارد. اما تا حدودی این فیلتر ها را میتوان با نرم افزارهای کامپیوتری ایجاد کرد.
اغلب عکاسان برای عکاسی معماری و منظره مایل به استفاده از نور مایل صبحگاهی یا هنگام عصر هستند چرا که این نور کنتراست متعادلی دارد. اما نور نیمه روز به خصوص در فصل تابستان شدید است و سایههایی عمیق ایجاد میکند. در عکاسی معماری ایدهآل آن است که نمای اصلی ساختمان و یا قسمتی که در تصویر مورد توجه اصلی قرار میگیرد، در معرض تابش نور قرار گرفته و در سایه نباشد.
بهتر است نماهای رو به مشرق هنگام صبح که آفتاب به آنها میتابد و بناهایی که نمای اصلی آنها رو به مغرب است، هنگام عصر عکسبرداری شوند. هنگام عکسبرداری در نور صبحگاهی، برای اینکه بنا در تصویر از برجستهنمایی بهتری برخوردار باشد ترجیح دارد سایههایی که در سمت چپ ساختمان ایجاد میشود، در تصویر بگنجانید و هنگام عکسبرداری از بنا در غروب بهتر است زاویه عکسبرداری اندکی به سمت راست بنا متمایل باشد تا سایههای ایجادشده نیز در تصویر بیاید.
عکاسی از بناها در شب بازی با نورهاست. داشتن سه پایه ضروری است چرا که درصورت استفاده از حساسیت بیشتر از ۴۰۰ در عکسها نویز ایجاد میکند. این اشکال در دوربینهای دیجیتال با دانههای قرمز در تصویر بیشتر دیده میشود.
و آخر این که:
بعضی وقتها ساختمانها فقط زیبا هستند.
چقدر به عکسهای خود ایمان داریم؟
و یا در کار هنری خود با جدیت کار می کند ، به سرعت رشد می کند و هر روز به موفقیتهای جدیدتری نایل می گردد. به راستی تفاوت افراد گروه سوم با دو گروه دیگر چیست؟ من فکر می کنم مهمترین ویژگی که هنرمندان واقعی را مستثنا می کند، اعتقادی است که به کار خود دارد. اعتقاد باعث انفجار انرژی و عشق می شود. او آموزش می بیند، فکر می کند ، اما کور کورانه تقلید نمی کند. هنرش را آن طور که ایمان دارد به نمایش می گذارد، ولو این که در کوتاه مدت آنچنان مورد توجه قرار نگیرد. او به عقاید خودش احترام می گذارد ، آنها را باور دارد و دائما در جستجوی راهی برای باروری بیشتر افکار و اندیشه های خود است و به خاطر خوش آیند جامعه از آنها دست نمی کشد. اما به راستی جایگاه خود ما کجاست؟ چه خوب است همه ما در هر سطح و هر شاخه ای از کار که هستیم، هر از چندگاهی این سوال را از خود بپرسیم که به راستی چقدر به عکسهایی که می گیریم ایمان داریم؟
شما میتوانید تمام موارد بالا را با صرف هزینهای کمتر از پانصد هزار تومان تهیه کنید.
آنچه در این مبحث معرفی میشود شامل تازهترین نسل سوپر زومهای نمایاب الکترونیکی است که دارای توان بزرگنمائی عدسی ۱۲x، ثبات تصویر لنزی و عکسبرداری با شش مگاپیکسل هستند. اگر هنوز فکر میکنید ارزشش را ندارد باید بگوئیم که در مدل از نمونههای ارائه شده تثبیت تصویرهای ویدیوئی را هم با صدای استریو انجام میدهند.
دو عامل مهم کاربرد سوپر زومها را امکانپذیر میسازد: نخست برخلاف SLRها، نمایاب آنها از سیستم دید عدسی پیچیده استفاده نمیکند، در عوض آنها تصور را مستقیم از حسگر تصویر روی یک صفحه نمایشگر السیدی کوچک نمایش میدهند. نمایاب الکترونیکی سبب میشود تا عکسبرداری بهطور کامل بیسر و صدا و بدون ارتعاش صورت گیرد. صدائی که از شاتر تولید میشود در حقیقت یک افکت صوتی الکترونیکی است.
دوم، این دوربینها بزرگنمائی خود را توسط حسگرهای کوچک تصویر ۴/۰ اینچی به اندازه نخن انگشت دریافت میکنند. با وجود چنین بخش کوچکی برای ضبط تصویرها، طول کانونی نرمال به هشت میلیمتر میِسد. طول کانونی واقعی بزرگنمائی ۱۲x در این دوربینها ۶-۷۲ میلیمتر است. (معادل ۳۵-۴۲۰ میلیمتر در دوربینهای ۵۳ میلیمتری) و به همین خاطر برای جمعآوری نور جهت استفاده حسگر به قطر بزرگ نیازی ندارند. کدرترین لنز در اینجا ۴.۸ - ۲.۸/f و شفافترین آن ۳.۳-۲.۸/f است.
با این حال این دو عامل به بزرگترین نقایص سوپرزومهای EVF منجر شدهاند. از آنجا که نمایابهای الکترونیکی بسیار دقیق هستند شما میتوانید فیلمهای شگفتانگیزی را خلق کنید که البته هیچیک از آنها از وضوح بالای نمایاب SLR برخوردار نبوده و بدتر از آن تعقیب یک سوژه در حل حرکت را دشوار میسازند.
علاوه بر این فشردهسازی یک حسگر تصویری کوچک یا شش میلیون سلول تصویری بدین معنی است که این سلولهای تصویری باید خیلی کوچک بوده و در نتیجه حساسیت کمتری نسبت به نور داشته باشند.
به همین خاطر سیگنال آنها بهویژه در ISO۴۰۰ و بیشتر باید تقویت شود که خود عاملی است بر افزایش صدای دیجیتالی هر چند که پیشرفتهائی در بخش سر و صدای دستگاه رؤیت شده است، اما سوپر زوم EVF در این زمینه در سطوح پائینتری نسبت به SLRهای دیجیتالی قرار دارد. با این حال به یاد داشته باشید که این چهار دوربین دارای ثبات تصویر بوده بهگونهای که امکان عکسبرداری در ISOهای پائینتر را فراهم آورده و احتمال تار شدن تصویر را که بر اثر حرکت دوربین بهوجود میآید، کاهش میدهند.
حال که سوپر زومها، شش مگاپیکسل و بالاتر را پشت سر گذاشتهاند باید ببینیم که آیا کاربران آن را جایگزین SLR دیجیتالی خواهند کرد یا خیر! برای یک عکاس جدی، سوپر زوم برای SLR یک مکمل محسوب میشود نه جایگزین سوپرزوم زمانی مناسب است که نمیخواهید یک کیف پر از وسیله را حمل کنید یا در هنگام مسافرت هستید یا نمیخواهید جلب توجه کنید!
اما برای تازهکاری که قصد تجربه توانائی SLR مانند Supertele reach را دارد آن هم با بهائی معقول خرید منطقی بهشمار میرود.
● آرتعاش تصویر
▪ کرابرد یک سوپر زوم
اگر در فاصله کانونی حدود ۵۳ میلیمتری عکس میگیرید، گرفتن دوربین در طول ساعد بسیار مناسب است، اما فاصله کانونی ۴۲۰ تمیلیمتری همراه یا بدون ثبات تصویر برای چنین موقعیتی مناسب نیست. در چنین شرایطی میتوانید از نمایاب الکترونیکی استفاده کنید و دوربین را بهمنظور افزایش ثبات بهصورت خود نزدیک کنید.
در آزمایشهای ثبات تصویر که در آن شماری از عکاسان از یک سوژه مشابه عکس میگیرند، کسانیکه میتوانید بدون ثبات (Stabilization) دوربین را به خوبی در دست بگیرند نتایج بهتری را با آن کسب خواهند کرد.
در واقع شما میتوانید از ثبات تصویر بهعنوان یک نوع بافت بازتاباننده شاتر برای نگهداری یکنواخت دوربین استفاده کنید. در همین حال که با دوربین سوژه موردنظر را نگاه میکنید، شاتر را فشار داده تا Stabilization فعال شود. در این هنگام تصویر از حرکت باز ایستاده و یک حالت شناور به خود میگیرد.
آرنجهای خود را به سمت درون بدن تا کنید، به آرامی نفس بکشید و نفش خود را به هیچ عنوان حبس نکنید. زمانی که جزئیات در فریم بهطور کامل از حرکت بازایستاد، شاتر را به آرامی فشار دهید. به آن ضربه نزده یا انگشت خود را به سرعت از روی شاتر برندارید. با کمی تمرین میتوانید از ثبات و دقت بیشتری بهرهمند شوید.
برخی دوربینها دارای حالتی از Stabilization هستند که تنها به هنگام روشن شدن شاتر، فعال میشود. طراحان دوربین معتقدند که این کار وضوح تصویر را افزایش میدهد، این حالت ممکن است برای تازهکارها درست باشد، اما آزمایشها نشان میدهد که یک عکاس با تجربه پیشنمایش را بهتر انجام میدهد، پس تمرین کنید!
▪ ارتعاش تصویر
خبر بعد موضوع Trackin در هنگام برش فریم چندگانه با وضوح کامل EVF است. پس از ضبط نخستین فریم، EVF یا روی آن فریم ایستاده (Freeze) یا بهطور کل خاموش میشود و شم مجبور خواهید بود در تاریکی عکس بگیرید. حالت چند برشی golf swing با وضوح تصویر پائین در Cylber-shot DSC-H۵ که محصول سونی است شما را قادر میسازد تا بهطور مستمر تصویرهای خود را ببینید، اما فایلهای انفرادی بسیار کوچک هستند ۲۴۰(٭۳۲۰ سلول تصویری).
در این شرایط بهترین گزینه برای تصویرهای متحرک سریع حالت تکفریم است، نه حالت برش burst سوپر زومهای EVF برای ورزشهائی با حرکات قابل پیشبینی مانند بیسبال یا موتورسواری مناسبتر است، اما برای ورزشهائی با حرکات ناگهانی و نامنظم مثل فوتبال به هیچ وجه مناسب بهنظر نمیرسد.
شاید مانند SLR بهنظر برسد، اما زمانی که Zv دوازده اونسی کوچک را در دست میگیرید. متوجه میشوید که به هیچوجه اینگونه نیست. Zv سریعترین لنز در این دوربینها را دارد. f/۳.۳ در ۴۲۰ میلیمتری تصویر (نقطه دردناک در EVFهای سری Z) حاضر دارای وضوح تصویر VGA در سیفریم در ثانیه است، اما صفحه نمایشگر السیدی و EVF هر دو دارای ۱۱۴۰۰۰ سلول تصویری هستند که البته تا حدودی مخدوش بهنظر میرسد.
حالت لغزش تصویر Stabilization به یک محور تبدیل شده است و سرعت شاتر را برای تصویرهای متحرک راه راه کاهش میدهد.
تصویرسازی CCD شش مگاپیکسل مؤثر لنز ۳.۳-۲.۸/f (معادل ۳۵ میلیمتر)۴۳۲mm-۳۶٭۱۲. السیدی ۲.۵ اینچ ثابت، ۱۱۴۰۰۰ سلول تصویری، EVF: ۰/۳۳ اینچ و ۰۰۰۴۱۱ سلول تصویری، خروجی تصویر/NTSC, ۲.۵ USB PAL پرسرعت منبع تغذیه: باتری قابل شارژ یون لیتیوم Properietary اندازه/ وزن۱/۳٭۴/۴٭۲/۸ اینچ طول عمر باتری CIPA: ۰۴۳ عکس که در عکسبرداری با فلاش به پنجاه درصد کاهش مییابد.
سونی با نمایشگر السیدی بزرگتر (نمایشگر سه اینچی خوش ترکیب) و وضوح تصویر بالاتر، از سایر رقبا پیشی گرفته است. بزرگترین دوربین در بین آنها از شرایط خوبی برخوردار بوده و چگونگی قرارگیری کنترلها در آن بسیار مناسب است. این دوربین دارای توانائی پیشروی تا ۱۰۰۰ ISO با صدای کمتر و کانونیابی تا ۳/۴ اینچ است. Function Guide (تابع اطلاعاتی دستگاه) تمامی تنظیمات را در هنگام استفاده شرح میدهد. حالت Beach نیز دارای رنگ آبی برای صحنههای کنار دریا است.
▪ تصویرسازی: ۲/۷ مگاپیکسل CCD موثر. لنز: ۷/۳-۸/۲f mm ۴۳۲-۳۶ زوم X ۲۱.السیدی سه اینچی ۲۳۰۰۰ سلول تصویری، EVF:۰/۲ اینچ، ۲۰۱۰۰۰ سلول تصویری، خروجی ۲.۰ USB پرسرعت و ویدیو PAL/ NTSC، منبع تغذیه AA. اندازه ۷/۳٭۳/۳٭۴/۵ اینچ طول عمر باتری: ۰۴۳ عکس همراه با باتریهای مکمل NiMH، که در حالت عکسبرداری با تلاش به نصف کاهش مییابد. بزرگترین صفحه نمایشگر ال سی دی. توانائی ضبط ۷/۲ مگاپیکسل.
Optio W۱۰ جدید دوربین ارزانظقیمتی است که میتوان از آن در کنار ساحل، استخر یا دریاچهها استفاده کرد. Pentax با ادامه خط تولید دوربینهای دیجیتالی جیبی ضدآب، Optio W۱۰ شش مگاپیکسلی را با توان بزرگنمائی عدسی ۳X (معادل ۳۸-۱۱۴ mm ۳۵mm) به بازار عرضه کرده است. این دوربین ضدآب در کلاس هشت قرار دارد و این بدان معنی است که میتواند تا نیم ساعت در پنج فوتی زیر آب دوام بیاورد. این دوربین امکان عکسبرداری در زیر آب را فراهم آورده و همچنین به نسبت بهاء سیصد دلاری از بسیاری از رقبای خود (که توان عکسبرداری در زیر آب را ندارند) کارآتر است.
W۱۰ جایگزین Pentax Optio WPi شده است. این دو دوربین در ظاهر شبیه به هم هستند، البته W۱۰ با اندازه ۴/۲٭۲/۱٭۹/۰ اینچی خود تا حدودی بزرگتر است. این در حالی است که کنترلهای پشتی برای ایجاد فضا ال سی دی ۵/۱۲ اینچی که در حال حاضر دارای کنترل شفافیت است کمی کوچکتر شدهاند از نظر شکل عدسی این دو دوربین همانند هم هستند. آنچه که W۱۰ را از مدل پیشین متمایز میسازد، محتویات درون آن است. مدار پردازش سیگنال و میانافزار ارتقاء یافته.
این امر موجب افزایش کارآئی حالت ایستا و ویدیوئی آن شده است. حساسیت وضوح تصویر W۱۰ در حدود ISO ۸۰۰ است. حالت ویدیوئی دوربین ۴۸۰٭۶۴۰ تصویر را در سی فریم در ثانیه همراه با صدا ضبط میکند. دقت رنگ دستگاه بسیار عالی است. (متوسط Delta, ISO ۶۴) E:۸ صدا در (۱.۶۴) ۶۴ISO(۱.۶۴)۱۰۰ ISO و (۱.۷۹)۲۰۰ISO پائین است، اما در ۲.۴۳)۴۰۰ISO متوسط و در (۴.۴۴) ۸۰۰ISO بالا / غیرقابل قبول است، وضوح تصویر در (۱۴۱۵)۶۴ISO، (۱۳۸۵) (۱۳۸۵)۱۰۰ ISO و ISO (۱۳۸۵) ۲۰۰ بسیار بالا، در (۱۲۳۳) ۴۰۰ISO بالا و در (۱۱۳۲)۸۰۰ ISO قابل قبول است.
این محصول با سرعت یک فریم در ثانیه با وضوح کامل و بدون فلاس عکسبرداری میکند و میتواند در کمتر از دو ثانیه پنج فریم را با سرعت بالا در حالت burst بگیرد، اما در این حالت وضوح تصویر تا سه مگاپیکسل کاهش مییابد. هیچگونه کنترل دستی کاملی هم برای سرعت دریچه و شاتر وجود ندارد.
به لطف لنز بزرگنمائی کانونیاب شما میتوانید در هنگام شنا و غواصی دوربین را در دست خود نگه دارید. البته بهتر است از بند مچی استفاده کنید، چرا که دوربین توانائی شناور شدن نداشته و امکان دارد در آب فرو رود.
۵۲ حالت عکسبرداری وجود دارد که دوربین را برای موقعیت مربوط به طور مثال عکسبرداری و فیلمبرداری در زیر آب - از پیش تنظیم میکند. این حالتها دارای یک فیلتر آبی هستند. در حالت Program شما مجبورید سطوح و انحنا را تنظیم کنید. حالت زیر آب دوربین را به حالت Pan Focusing تنظیم کرده و بدین ترتیب میتوانید از سریعترین سرعت شاتر برای عکسبرداری از موجودات زیر آب بهرهمند شوید.
هر چند که دوربینهای شش مگاپیکسلی بسیاری در بازار وجود دارند، اما تعداد کمی از آنها توانائی کار در زیر آب را دارند اگر به یک دوربین فشرده برای کار در زیر آب نیاز دارید W۱۰ بهترین گزینه برای شما خواهد بود.
● برتریها و توانائیهای ویژه
دوربین دیجیتال فشرده W۱۰ تا پنج فوت زیر آب بدون هیچگونه محافظ همچنان کارآئی خود را حفظ میکند.
حالت ویدیو ۴۸۰٭۶۴۰ در سی فریم در ثانیه همراه صدا
در هنگام ضبط ویدیوئی، بزرگنمائی دوربین کارآئی خود را حفظ میکند.
● نقایص
تماشای صفحه نمایشگر السیدی در زیر آب در هنگام تابش نور خورشید کار دشواری است.
هیچگونه کنترل شاتر یا دریچهای ندارد.
چگونه با محدودیت دینامیک رنج مقابله کنیم
● در این نوشتار طرز برخورد با این مساله را در مراحل مختلف عكاسی دیجیتال مرور خواهیم نمود.
۱) قبل از تهیه عكس:
بهترین راه برخورد با این مساله این است كه اصلا با آن برخورد نكنیم!
الف) اگر امكان دارد كمی سوژه را از زوایای مختلف بررسی كنید شاید زاویهای را بیابید كه كنتراست روشنایی كمی داشته باشد. اگر پیشزمینه و پسزمینه دارای اختلاف روشنایی زیادی هستند، اگر ممكن باشد، یكی از آندو را در كادر قرار دهید.
ب) از منعكس كنندههای طبیعی اطراف سوژه استفاده كنید. مثلا سوژه در كنار یك دیوار روشن باشد و خود دیوار در كادر نباشد.
ج) زاویه دوربین را پایین بیاورید تا آسمان روشن در كادر نباشد. گاه خود این تركیب بندی، نوعی كادربندی بدیع محسوب خواهد شد.
د) نقاط خیلی روشن كادر را بیابید و سعی كنید آنها را از كادر خارج كنید.
ه) در مورد سوژههایی كه پس زمینه روشن دارند، از fill flash استفاده نمایید.
ز) به اولویتها دقت كنید. مناطق كوچك highlight در تصویر چندان مشكلزا نیستند. اما یك آسمان وسیع اوراكسپوز شده و یا یك لباس عروس سفید بدون جزئیات، كل عكس را از ارزش تهی خواهند كرد.
ح) نقاط روشن اوراكسپوز شده در پسزمینه، اهمیت كمتری از نقاط روشن درخود سوژه دارند. همواره از اوراكسپوز شدن سوژه بپرهیزید.
۲) هنگام عكاسی/در دوربین:
الف) در مورد سوژه دارای اولویت، از center weighted metering استفاده كنید. در صورت لزوم میتوان از -۱/۳ تا -۱ ۱/۳ جبران نوری استفاده نمود.
ب) در مورد مناطق highlight از partial metering همراه با قفل نورسنجی استفاده شود. در صورت لزوم میتوان از +۱/۳ تا +۱ ۱/۳ جبران نوری استفاده نمود.
ج) از پایینترین ISO ممكن استفاده كنید. چون بایستی نویز حداقل باشد تا در مرحله بازیابی جئیات مناطق سایه، تصویر مشكل نویز نداشته باشد.
د) در مورد مناظری كه دارای خط افق نسبتا مستقیم هستند، از Gradual ND استفاده كنید.
ه) با استفاده از سه پایه، ار براكتینگ نوردهی استفاده نمایید. تا چندین عكس مختلف با نورسنجیهای مختلف داشته باشید و بتوانید بعدا آنها را با هم ادغام نمایید. با این روش حتی میتوان به ۱۰ استاپ نوری از محدوده دینامیكی دست یافت. برای براكتینگ نورسنجی از تغییر سرعت شاتر استفاده نمایید و نه تغییر دیافراگم تا عمق میدانتان در عكسهای مختلف متفاوت نباشد.
و) همواره از RAW استفاده كنید. هم بیتهای بیشتری در اختیارتان خواهد بود و هم امكانات بیشتری برای بازیابی جزئیات در مناطق پرنور و كم نور.
ز) از تكنیك expose to right استفاده نمایید: با توجه به هیستوگرام، طوری نورسنجی كنید كه اكثر حجم اطلاعاتی در قسمت راست نمودار هیستوگرام باشد اما از مرز سمت راست نگذرد. با این روش، حجم اطلاعاتی بدست آمده از منظره، به حداكثر خود خواهد رسید كه بعدا در مرحله ویرایش میتوان آنرا در تمام وسعت دینامیك، پخش نمود. این روش را فقط برای عكسهای RAW استفاده نمایید. در jpeg بعلت تغییرات گامای اعمال شده توسط دوربین، ممكن است نتوانید بعدا جزئیات تصویر را احیا نمایید.
ح) همیشه هیستوگرام را در نظر داشته باشید و هیچگاه در مورد چنین موقعیتهایی، بدون آن عكس نگیرید.
۳) مرحله ویرایش/پس از تهیه عكس
الف) بازهم بر استفاده از RAW و ابزارهای مبدل آن تاكید میكنیم. اگربتوانید در تصاویر JPEG تا یك استاپ دینامیك رنج را افزایش دهید، در RAW امكان افزایش تا ۲ یا حتی ۳ استاپ نوری خواهید داشت.
ب) اگر از براكتینگ استفاده كردهاید، هم میتوانید به طور دستی آنها را باهم ادغام نمایید و هم به طور خودكار با ویژگی HDR در فتوشاپ سی اس ۲
ج) اگر تنها یك تصویر RAW دارید، از روش تبدیل دوگانه استفاده نمایید: یكبار تبدیل را طوری انجام دهید كه مناطق highlight داری جزئیات باشند و یكبار بر اساس مناطق سایه تبدیل را انجام دهید. سپس ایندو فایل مجزا حاصله را با هم ادغام كنید. نتایج این روش گاه بسیار خیره كننده خواهد بود.
د) گاه افزودن یك ماسك لایه از نوع gradient fill میتواند همان فیلتر Gradual ND را شبیهسازی نموده و نتایج نسبتا خوبی داشته باشد.
ه) اگر تنها یك تصویر از نوع jpeg دارید، ابتدا یك لایه تنظیمی از نوع curve یا level اضافه نمایید و مناطق سایه را بازیابی نمایید. سپس سعی كنید مناطق روشن تصویر را با استفاده از براش پاك كنید تا از تاثیر این لایه در امان باشند.
و) اگر مناطق روشن یا سایه تصویرتان غیر قابل بازیابی است، نسخه سیاه و سفید عكس را بسازید. در عكسهای سیاه و سفید، نبود جزئیات در مناطق روشن یا سایه تصویر، چندان آزار دهنده نبوده و حتی گاه عامدا آنها را به این صورت تهیه میكنند.
چگونه عکاس خوبی باشیم؟
▪ بهترین دوربین آن است که در پشت آن بهترین عکاس قرار دارد.
▪ یک عکاس خوب مانند یک مهندس اندازه گیری می کند، مانند یک فیلسوف فکر می کند و دنیا را مانند یک شاعر می بیند.
▪ بهترین عکس آن است که هنوز آنرا نگرفته اید.
▪ عکاسی و صداقت دست در دست یکدیگر کار می کنند.
▪ عکاسی از آنجایی که هنر و تکنولوژی با هم تقاطع دارند آغاز می شوند.
▪ با عکاسی کسی چیزی نمی گویند بلکه شخصی آنچه را باید گفته شود به نمایش می دهد.
▪ اگر شما عکاس ماهری باشید حتی از گرد و غباری که روی لنز نشسته است برای گرفتن عکس بهتر کمک می گیرید.
▪ از اساتید عکاسی پیروی کنید تا زمانیکه خودتان یکی از آن اساتید شوید.
▪ ابتدا یک گل را بشناسید سپس از آن عکس بگیرید.
▪ دوربین را برای مدت طولانی کنار نگذارید این برای هر دوی شما (عکاس و دوربین) مضر است.
▪ یک دوربین پیشرفته لزوماً عکسهای عالی نمی گیرد.
▪ بسیاری از عکاسان بیشتر نگران وضوح ظاهری عکس هستند تا مفهوم آن.
▪ درباره عکاس با دوربینش قضاوت نکنید بلکه با عکسهایش در مورد او قضاوت کنید.
▪ شما عکاس خوبی می شوید اگر بدانید که چه چیزی سبب می شود شما عکاس بدی باشید.
▪ خوب است که نسبت به فیلمی که استفاده می کنید حساس باشید.
▪ یک عکاس خوب سوژه عکاسی را حتی از پشت یک مه غلیظ توصیف می کند.
▪ دوربین های اتوماتیک لزوماً عکسهای زیبایی نمی گیرند آنها فقط متخصص فنی خوبی هستند نه یک هنرمند خوب.
چگونه عکاسی کنیم؟
● نکات کلی عکاسی
▪ عکس بگیرید: اولین قدم برای گرفتن عکسی زیبا و قشنگ این است که دوربین را بردارید و شروع به عکس گرفتن کنید. عکاسی نیز مانند سایر مهارتها نیاز به تمرین و ممارست دارد. باید تا اندازهای عکس بگیرید که نقاط قوت و ضعف خود را دریابید.
▪ عکس خود را نقد کنید: عکسهایی را که تا به حال گرفتهاید با دید موشکافانه بررسی کنید و توجه داشته باشی که اگر این عکسها کنار یکدیگر قرار بگیرند چه چیزی را به شما نشان خواهند داد. سعی کنید از یک موضوع چندین عکس در جهتهای متفاوت بگیرید.
به عکسهای گرفته شده دیگر عکاسان نگاهی بیاندازید: به منظور الهام گرفتن میتوانید به عکسهای گرفته شده توسط دیگر عکاسان نگاهی بیاندازید. به نمایشگاههای عکاسی بروید یا کتابهای مرتبط با این موضوع را ورق بخوانید.
▪ عکس بگیرید: پس از انجام مراحل ۱، ۲ و رفتن به نمایشگاههای عکاسی و مشاهده عکسهای عکاسان حرفهای، دوباره بیرون بروید و عکس بگیرید.
در خصوص دیدگاه سایر عکاسان در خصوص کمپوزیسیون (کادربندی در عکاسی) اطلاعاتی جمعآوری کنید.
ادوارد وستون (Edward Weston) –عکاس آمریکایی- معتقد است کادربندی، قویترین روش دیدن است و هنری کارتیر برسون (Henri Cartier- Bresson) -از پیشتازان هنر عکاسی در جهان- میگوید: "چشم ما باید پیوسته در حال اندازهگیری و ارزیابی باشد. با اندکی خم کردن زانوها میتوان پرسپکتیو را تغییر داد و با اندک تغییری که به زاویه سر میدهیم زاویه کادر و نوع کادربندی تغییر خواهد کرد و معنای متفاوتی را القا خواهد کرد. تقریبا به طور همزمان با دور و نزدیک کردن دوربین به سوژه میتوان دکمه شاتر را فشرد. میتوانیم جزئیات را به گونهای تغییر دهیم که مشخص شود سوژه، خود را به ما تحمیل کرده است یا ما توانستهایم سوژه را شکار کنیم."
▪ باز هم عکس بگیرید: برای گرفتن عکس بهتر، به طور جدی به دید قوی داشتن توجه داشته باشید. زانوهای خود را خم و کمی سر خود را متمایل کنید، از تمام زاویهها و جهتها به سوژه نگاه بیاندازید و با توجه به نکتههای آموزش داده شده عکس بگیرید تا بتوانید بهترین و قویترین دید را داشته باشید.
● عکاسی با دوربین دیجیتال
▪ شناخت دوربین: به طور معمول افراد، زمانی که دوربین خود را خریداری میکنند نگاهی به دفترچه راهنمای آن میاندازند و با کسب اطلاعات مختصری در خصوص کارایی، دیگر هیچگاه به سراغ آن نمیروند. داشتن اطلاعات جزئی از دوربین نمیتواند تضمینکننده استفاده خوب و مناسب از آن باشد. سعی کنید تمام جزئیات دفترچه راهنمای دوربین را به خوبی مطالعه کنید. یاد بگیرید که چگونه میتوانید میزان نوردهی را کنترل و چگونه از مودهای مختلف و فلاش دوربین استفاده کنید.
▪ کار کردن با فلاش: یکی از مهمترین نکتههایی که در خصوص کار با دوربین دیجیتال باید فرا گرفت توانایی کار کردن با فلاش آن است. اگرچه بیشتر دوربینهای دیجیتال مود خودکار دارند و با تنظیم دوربین روی این مود نیازی به تنظیم دستی فلاش نیست اما اگر فلاش به طور دستی تنظیم شود تاثیر آن روی عکس بیشتر احساس خواهد شد. برای مثال، روشن یا خاموش بودن فلاش به شرایط نوری محیط و داخل یا خارج بودن آن بستگی دارد.
▪ کار کردن با مود ماکرو: این روزها تمامی دوربینهای دیجیتال به مود ماکرو مجهز شدهاند. این مود برای گرفتن عکس از نمای نزدیک از سوژههایی مانند گلها و حشرات مناسب است. برای گرفتن عکس ماکرو بهترین اقدام این است که سوژه مورد نظر را مشخص کنید و دوربین را در حالت مود ماکرو قرار دهید. پس از آن باید تا حدی که امکان نزدیک شدن یا به اصطلاح کلوزآپ وجود دارد به سوژه نزدیک شوید و عکس بگیرید. برای بهتر شدن کار باید از فوکوس دقیق دوربین روی سوژه اطمینان کسب کرده باشید.
▪ در نظر گرفتن نوع دوربین: اولین قانون عکاسی این است که به نوع دوربین توجه داشته باشید. از آنجا که بیشتر دوربینهای دیجیتال به صفحهنمایش LCD مجهز هستند بنابراین میتوان از آنها برای کادربندی و مشخص کردن محدوده کادر و سوژه استفاده کرد. بهترین کار برای گرفتن عکسهایی با کادربندی مناسب این است که به خطوط افقی -که از طریق صفحه نمایش میتوان آنها را دید – توجه کرد.
▪ استفاده از سه پایه: به منظور داشتن عکسهای باکیفیت، استفاده از سه پایه در عکاسی از اهمیت بالایی برخوردار است. ممکن است این سوال مطرح شود که در چه مواقعی باید از سه پایه استفاده کرد؟ کاربرد سه پایه در شرایطی توصیه میشود که نور محیط خیلی کم باشد یا اینکه قرار باشد از سوژههای در حال حرکت عکس گرفته شود. برای مثال، اگر قرار است از خیابانهای شهر در شب، عکس گرفته شود باید از سه پایه استفاده شود. بنابراین همیشه به دنبال سه پایهای باشید که بتوانید آن را به راحتی حمل کنید.
▪ کار با ایزو: وجود ایزو در دوربین از اهمیت ویژهای برخوردار است. ایزو میزان حساسیت دوربین به نور را مشخص میکند. اگر قرار است از سوژههای ثابت مانند گل عکس گرفته شود بهتر است از ایزو پایین استفاده کنید. ایزو پایین به دوربین میدهد که از سرعت شاتر طولانیتری استفاده کند و عکس واضح و باکیفیتی ارایه دهد. اگر در نظر دارید از سوژهای متحرک عکس بگیرید، مانند کودکی که در حال بازی با وسایلتان است باید از ایزو بالاتر (مثلا ۴۰۰) استفاده کنید. این مسئله را در نظر داشته باشید که ایزو بالاتر یعنی داشتن سرعت شاتر سریعتر و نور کمتر که ممکن است موجب نویزهایی در عکس شود.
▪ برخورداری از حافظه مناسب: درست مانند دوربینهای قدیمی که باید تعداد فرصتهای باقی مانده از فیلم موجود در آن را، برای عکاسی در نظر میگرفتیم در دوربینهای دیجیتال امروزی نیز باید میزان حافظه را در نظر داشته باشیم. در اینجا به مواردی از میزان تقریبی ظرفیت حافظه دوربین اشاره شده است.
ـ دوربینهای ۲ مگاپیکسل، حداقل به یک کارت حافظه ۶۴ مگابایتی نیاز دارند.
ـ دوربینهای ۳ مگاپیکسل، حداقل به یک کارت حافظه ۱۲۸ مگابایتی نیاز دارند.
ـ دوربینهای ۴ مگاپیکسل، حداقل به یک کارت حافظه ۲۵۶ مگابایتی نیاز دارند.
ـ دوربینهای ۵ مگاپیکسل و بالاتر، حداقل به یک کارت حافظه ۵۱۲ مگابایتی یا یک گیگابایتی نیاز دارند.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که هر اندازه دوربین دیجیتال از امکانات و تکنولوژیهای مدرن و امروزی برخوردار باشد باز این شما هستید که برای گرفتن عکسهای زیبا و باکیفیت باید برخی نکات عکاسی را فرا بگیرید. با در نظر گرفتن نکات ذکر شده و به کاربردن آنها در عکاسی میتوان به مرور سطح کیفی عکسها را ارتقا بخشید.
چگونه عکسهای بهتری بگیریم؟
عكاسی هنر نقاشی با نور است. بسیاری از علاقه مندان به هنر به سبب سهولت استفاده از دوربین های عكاسی، به این شاخه هنری گرایش بسیار نشان می دهند. تكمیل و تجهیز دوربین های مكانیكی و دیجیتالی، عكاسی را برای هر فردی آسان كرده اما با این حال در ثبت یك تصویر زیبا، خلاقیت در نوع نگاه، حرف اول می زند.
با رعایت نكاتی ساده در انتخاب كادر، توجه به نور، شناخت سوژه و دیگر مولفه ها در عكاسی، می توان عكس هایی زیبا و ماندگار را از دریچه دوربین ثبت نمود.در بخش هنری پایگاه خبری بی بی سی، پاره ای از اصول زیبایی شناسی عكس در مقاله ای آورده شده است كه قسمتی از آن را در ادامه می خوانید:اگر دوربین عكاسی از ذكاوت مغز انسان برخوردار بود، برای گرفتن عكس های خوب، كافی بود دوربین را به طرف موضوع مورد نظرمان گرفته و دكمه را فشار دهیم. اما چنین نیست.
وقتی سوژه ای نظر ما را جلب می كند، مغز ما، از میان ازدحام چیزهایی كه در اطراف آن قرار دارند، به طور خاص، به آن سوژه توجه می كند. قابلیت انطباق دید انسان با نورهای مختلف هم از جمله برتری های دیگر چشم انسان بر دوربین عكاسی است. برای اینكه عكسی كه می گیریم نیز همین رابطه را با بیننده برقرار كند، باید نكات ظریفی را در نظر داشته باشیم.عكاسی مانند هر وسیله بیانی دیگری زبان خاص خودش را دارد. آموختن این زبان به ما كمك می كند تا از طریق عكس هایی كه می گیریم، فكرها و جهان اطرافمان را بیان كنیم.در نظر گرفتن نكات زیر می تواند به ما كمك كند تا عكس های گویاتری بگیریم.
۱) نور، مهم ترین عامل در عكاسی
كلمه فتوگرافی در زبان انگلیسی یعنی «نگاشتن با نور». نور مناسب می تواند به عكس ما جان ببخشد و بالعكس؛ با این وجود، نور مستقیم سایه روشن های تند و ناخوشایندی در عكس ایجاد می كند. برای گرفتن عكس، نور غیرمستقیم بهترین است و رنگ ها را نیز زنده تر می كند.روزهایی كه ابر نازكی تندی نور خورشید را در آسمان می گیرد، صبح های زود و عصرها بهترین اوقات برای عكاسی هستند. یادمان باشد كه نور باید بر سوژه عكس ما بتابد و نه بر دوربین.
۲) سوژه جالب
انتخاب موضوع یا سوژه جالب قدم اول است. پیش از گرفتن عكس از خود بپرسیم چه چیزی ما را به موضوع مورد نظرمان جلب كرده و سعی كنیم آن را به روشنی در عكسی كه می گیریم نشان دهیم.همچنین، به یك عكس اكتفا نكرده، زوایای متفاوتی را برای نشان دادن موضوع مورد نظرمان تجربه كنیم. این كار به ما فرصت بهتری برای انتخاب بهترین عكس خواهد داد.
۳) دو قدم به جلو
همه دوربین ها قابلیت زوم كردن (طویل تر شدن عدسی دوربین) را ندارند و این كار، حتی وقتی امكانش باشد، از عمق میدان عكس می كاهد و بخش كوچكتری از آن واضح به نظر می آید.برای حذف آنچه حضورش در عكس لازم نیست، بهترین راه نزدیك شدن به موضوع است. این كار از شلوغی عكس كم كرده تاكید بیشتری بر آنچه مورد نظر عكاس است می گذارد.پیش از فشردن دكمه دوربین، چند قدم به موضوع عكس نزدیك شوید و دوباره از دریچه دوربین به آن نگاه كنید. اگر آنچه مورد نظر شماست بخش عمده عكس را پر نكرده، باز هم جلوتر باید رفت.
۴) كادر عكس
این انتخاب كه چه چیزهایی را در عكس جا دهیم و چه چیزهایی را حذف كنیم یكی از مهم ترین عوامل در موفقیت عكس ماست. پنجره مستطیل شكل دوربین كه از آن به جهان نگاه می كنیم كادر عكس ما را تشكیل می دهد. پیش از گرفتن عكس، با نگاهی به آنچه در این كادر قرار گرفته، می توانیم آنچه را برای بیان عكس لازم است حفظ و آنچه را اضافی است حذف كنیم.حركت دادن دوربین، تغییر فاصله ما با سوژه عكس و تغییر جای سوژه در صورت امكان، محتوای این كادر را تغییر می دهد.
۵) زمینه پشت عكس
زمینه شلوغ پشت عكس را در زبان عكاسی می شود به هیاهویی تشبیه كرد كه مانع رسیدن صدای ما به گوش مخاطب می شود. تغییر جای دوربین می تواند این پس زمینه را تغییر دهد. آرام بودن این پس زمینه به بیننده فرصت می دهد با تمركز بیشتری به موضوع عكس نگاه كند.
۶) كمپوزیسیون یا هم چینی
آنچه از پنجره دوربین می بینیم عكس نهایی ما را تشكیل می دهد. آیا اجزای عكس ما با دقت كنار هم چیده شده اند؟
كمپوزیسیون یا هم چینی در عكس را می توانیم به دستور زبان تشبیه كنیم. اگر كلمات ما با نظم در كنار هم قرار بگیرند، بیان ما روشن و مفهوم خواهد بود.رابطه بین اجزای عكس، كمپوزیسیون عكس را می سازد. این رابطه باید چنان باشد كه منظور ما را از گرفتن عكس به روشنی بیان كند.
مركز عكس همیشه بهترین محل برای قرار دادن موضوع نیست. با حركت دادن دوربین می توانیم بهترین كمپوزیسیون را كشف كنیم.
۷) وضوح در عكس
آنچه در یك عكس واضح یا فوكوس باشد نگاه بیننده را به خود می كشد. عكاس با واضح نشان دادن عناصر عكس به بیننده می گوید «اینجا را نگاه كنید».
در بیشتر دوربین های عكاسی دیجیتال كه همه چیز اتوماتیك انجام می شود، نقطه وضوح در مركز تصویر قرار گرفته و اگر موضوع مورد نظر شما در گوشه عكس قرار بگیرد از وضوع كمتری برخوردار خواهد بود.برای حل این مشكل، می توانید:
▪ با قرار دادن سوژه در وسط كادر، دكمه گرفتن عكس را تا نیمه فشار دهید و نگه دارید.
▪ با این عمل سوژه شما واضح شده می توانید آن را هر كجای كادر كه بخواهید قرار دهید.
▪ حالا دكمه را كه در نیمه راه نگه داشته اید تا انتها فشار داده عكس را بگیرید.
این قاعده شامل همه عكس ها نمی شود. گاهی مبهم بودن به بیان موضوع عكس كمك می كند.
۸) عمق عكس
آنچه در عكس ما به وضوح دیده می شود عمق عكس را تشكیل می دهد. این عمق به ما امكان می دهد تا بخش هایی از جهان اطرافمان را، كه از سه بعدبرخوردار است، در یك عكس، كه تنها دو بعد دارد، نشان دهیم.نور از عوا مل اصلی ایجاد عمق در عكس است. در نور زیاد، دریچه ورودی دوربین مانند چشم گربه در روز تنگ می شود.
این شرایط وضوح بیشتری در عكس ایجاد می كند.چیدن اجزای عكس به صورتی كه بعضی نزدیك تر به دوربین و بعضی دورتر باشند نیز به عكس ما عمق بیشتری می دهد. عدسی های بلند (زوم) از عمق عكس می كاهند و عدسی های كوتاه با میدان دید وسیع تر (واید انگل) به آن می افزایند.از كارتیه برسون، یكی از بهترین عكاسان جهان، نقل شده كه گفته است «عكاسی یعنی طوری به جهان نگاه كنیم كه گویی اولین بار است آن را می بینیم.»
چگونه یک عکس خوب بگیریم
به هنگام گرفتن عکس ، غیر از تنظیمات مختلف دوربین از قبیل فاصله کانونی ، سرعت شاتر و اندازه دیافراگم که بر شفافیت و و نور دهی مناسب عکس تاثیر می گذارند ، عوامل دیگری هم هستند که حاصل کار عکاس را جذاب تر می کنند .
عواملی که یک عکس خوب را از یک عکس معمولی متمایز می کنند عبارتند از :
۱) کادر بندی و ترکیب بندی تصویر
کادری که تصویر در آن قرار می گیرد ؛ بسیار در جلوه تصویر موثر است . پیشنهاد می شود از هر سوژه چندین عکس با کادر بندی های متفاوت تهیه کنید . برای این کار می توانید از زوم استفاده نمایید ، زاویه دید خود را تغییر دهید ، موقعیت سوژه را در کادر تغییر دهید یا فاصله خودتان با سوژه را تغییر دهید . هر چقدر بخواهید موضوع اصلی عکس مورد توجه بیشتری قرار گیرد ، باید از قرار دادن جزئیات و سوژه های دیگر در کادر خود داری نمایید .
این مساله به انتخاب نماید تصویر بر می گردد . نما می تواند کلی باشد ، طوری که محیط اطراف سوزه اصلی کاملا به تصویر کشیده شده و به سختی می توان از آن به عنوان مرکز توجه عکس معرفی کرد . در نمای متوسط ، سوژه بزرگ تر و تمرکز بر روی آن بیشتر است . بالاخره در نمای نزدیک تنها موضوع اصلی به تصویر کشیده می شود . از دو روش می توانیم برای تغییر نما استفاده نماییم.
اول اینکه دوربین را به سوژه نزدیک یا از آن دور نماییم و دوم از امکانات لنز استفاده نماییم . در تصویر بندی تصویر ( composition ) توجه کنید که موضوعات مرتبط را کنار هم قرار داده و از وارد کردن جزئیات نا مربوط در تصویر اجتناب کنید .
۲) از قرار دادن سوزه در مرکز تصویر خود داری نمایید
در عکس های معمولی و خانوادگی سعی می شود موضوع اصلی در وسط کادر قرار گیرد .اما اگر بخواهید عکس های زیبا و هنری بگیرید که از تاثیر بیشتری بر بیننده برخوردار باشد ، باید سوژه را در جای دیگری غیر از مرکز کادر قرار دهید . الگویی که برای این کار وجود دارد استفاده از قانون یک سوم هاست . در این روش طول و عرض تصویر با ۴ خط افقی و عمودی ، به سه قسمت مساوی تقسیم می شود .
عکاس می تواند موضوع مورد نظر خود را در امتداد یکی از این خطوط یا یکی از ۴ نقطه برخورد آنها قرار دهد . ویژگی این خطوط این است که چشم بیننده پس از مشاهده کل تصویر ، بر روی سوژه متمرکز شده و آرام می گیرد . به این خطوط ، خطوط طلایی و به نقاط تلاقی آنها نقاط طلایی می گویند .
۳) زوایه دوربین و نقطه دید
زوایه و ارتفاع دوربین نسبت به موضوع، تاثیر زیادی بر تصویر بدست آمده دارد . سعی کنید از یک سوژه چندین عکس از زوایا و ارتفاعات مختلف تهییه کرده و مقایسه نمایید . به عنوان مثال یکی در حالت معمولی ، یکی در حالتی که نشسته اید و دیگری از بالای سوژه . ارتفاع عکاسی طبیعی در حدود ۱۷۰ سانتیمتر است . شما با توجه به محیط و موضوع عکس و بهره گیری از سلیقه و ابتکار خود می توانید این ارتفاع را تغییر دهید یا حتی دوربین را روی زمین بگذارید .
۴) خطوط تصویر
در هر تصویر خطوطی هستند که آهنگ و ریتم اصلی تصویر را می سازند . مثلا در منظره یک کوهستان ، مجموعه خطوط مستقیمی هستند که در یک نقطه تلاقی دارند و در مناظر دریا خطوط افقی ؛ مشخص کننده آهنگ و احساس تصویر هستند . شکل این خطوط احساسات گوناگونی را به بیننده منتقل می کند که در زیر به برخی از آنها اشاره شده است :
▪ خطوط مستقیم افقی: احساس سکون و آرامش
▪ خطوط مستقیم عمودی : احساس قدرت و وقار
▪ خطوط مستقیم : حس قاطعیت و اطمینان
▪ خطوط منحنی منظم : احساس آرامش – حالات رویایی
▪ خطوط شکسته : احساس تردید و نا آرامی
▪ خطوط نا منظم : احساس آشفتگی و اضطراب
۵) پشت زمینه
پشت زمینه یا back ground در جلوه یک تصویر بسیار اهمیت دارد . چنانچه عکاس سوژه اصلی را در یک پشت زمینه با فاصله متفاوت قرار دهد ، باعث ایجاد عمق در تصویر خواهد شد . این حالت موقعی تشدید خواهد شد که شدت نور پشت زمینه با سوژه تفاوت قابل ملاحظه ای داشته باشد . اگر بخواهیم تاکید عکس تنها بر سوژه اصلی باشد ، باید پشت زمینه ساده و عاری از موضوع انتخاب نماییم تا تمرکز بیننده را مخدوش نکند .
۶) پرسپکتیو
پرسپکتیو از بهم نزدیک شدن خطوط موازی در تصویر به وجود می آید و باعث بعد و عمق عکس می شود . پرسپکتسو عاملی است که مس تواند در صفحه دو بعدی تصویر ، حالت و فضای سه بعدی را القاء نماید . به کار گیری هوشمندانه این پدیده ، زیبایی خاصی به عکس خواهد بخشید .
۷) نور و زاویه تابش آن
زاویه تابش نور ، در شکل سایه هایی که در تصویر ایجاد می شود و در نتیجه زیبایی و جلوه عکس بسیار موثر است .
▪ نور از جلو : نور از سمت دوربین به سوژه تابیده می شود . سایه ها به حد اقل می رسند و برخی جزئیات تصویر مثل نا همواریهای صورت دیده نمیشوند . نور دهی از جلو تصویر را به صورت مسطح در آورده و از عمق آن می کاهد .
▪ نور از پشت : نور از پشت سوژه و به سمت دوربین تابیده می شود . در اینجا سیستم نور سنجی اتوماتیک دوربین که نور شدید می بیند ، به خطا افتاده و دیافراگم یا شاتر را جهت نور دهی کمتری تنظیم می کند ، بنابر این موضوع اصلی تاریک و کم نور می افتد . به این حالت سیلوئت می گویند .
▪ نور از کنار : نور از کنار به سوژه می تابد و با سایه هایی که ایجاد می کند ، عمق و بعد تصویر را افزایش داده ، جزئیات و بافت های اجسام را نمایان تر می کند .
▪ نور از بالا : با این حالت در عکاسی هنگام ظهر یا زیر نور چراغ های سقفی مواجه می شوید . چنانچه بخواهید از چهره عکاسی نمایید ، چروک های صورت نمایان تر و سر بینی بسیار روشن می شود. پس لازم است شخص را در سایه قرار داده یا زاویه تابش نور را تغییر دهید .
▪ عکاسی در نور موجود : گاهی اوقات اگر از فلاش استفاده نکیند و اجازه بدهید همان نور موجود در صحنه بر سوژه بتابد ، تصویر زیباتری خلق خواهد شد . برای این کار فلاش را از حالت اتوماتیک خارج کرده ، روی حالت خاموش قرار دهید . چنانچه نور در صحنه کم باشد ، لازم است از سه پایه استفاده نموده و در صورت لزوم حساسیت ISO را افزایش دهید .
۸) سایه ها و انعکاس ها:
سایه ها می توانند جلوه های تزئینی در عکس داشته باشند . به علاوه تصویر را با حجم و عمق بیشتری نشان می دهند . برای بهره بردن از تاثیر سایه ، عکسبرداری بعد از طلوع و قبل از غروب خورشید زمان مناسبی است. همانطور که عدم وجود نور یا سایه به زیبایی کار شما کمک می کند ، انعکاس پرتوهای نور در اشیای شفاف مثل جواهرات ، وسایل تزئینی و سطح آب ، جلوه خاصی به عکس خواهد داد .
● جلوه های دیگری که می توانید ایجاد کنید:
با استفاده از برخی از تکنیک ها ، بازی با تنظیمات مختلف دوربین و نهایتا خلاقیت فردی خود می توانید تصاویری با جلوه های ویژه بگیرید . در اینجا به چند روش دیگر که شما را در این کار کمک می کنند اشاره می کنیم. استفاده از حد اکثر عمق میدان باعث می شود اجسامی که در فواصل مختلفی از دوربین قرار دارند ، به بهترین شکل ممکن واضح به نظر برسند .
عکسبرداری با عمق میدان کم ( دیافراگم باز ) باعث تار شدن پشت زمینه و جلوه بیشتر سوژه می شود که در بعضی از شرایط مانند عکسبرداری ماکرو و عکسبرداری از چهره نتیجه بهتری می دهد .
اگر دوربین شما دارای حالت اولویت شاتر Shutter priority باشد ، می توانید جلوه های جالبی ایجاد کنید . مثلا با طولانی کردن زمان باز بودن شاتر ، از سوژه های در حال حرکت مانند اتومبیل ها یا پرندگان عکسبرداری کنید .
با این کار احساس حرکت موضوع ، به بیننده منتقل می گردد . در عکسبرداری از اشیای متحرک ، اگر بتوانید دوربین را با سرعت سوژه حرکت دهید ، احساس حرکت در عکس ظاهر می شود بدون اینکه موضوع اصلی کشیده و تار شود . در این مواقع حتما از سرعت بالای شاتر استفاده نمایید و دوربین را بسیار محکم نگاه دارید .
چند قدم برای داشتن عکس خوب
بااینکه همه لبخندها در یک محل (دهان) ایجاد می شود، اما بعضی از لبخند ها موجی روی صورتتان ایجاد می کند که باعث می شود چشمانتان هم احساستان را ابراز کند. اگر حال و حوصله ندارید و دلیلی هم برای خندیدن یا لبخند زدن نمی بینید، وقتی کسی لنز دوربین را به سمتتان می گیرد، یک لبخند مصنوعی تحویل عکاس می دهید. اگر بقیه آدم های توی عکس، واقعی لبخند زده اند یا می خندند، مطمئن باشید که این لبخند مصنوعی و یخ زده تان حتماً به ذوق خواهد زد.
پس برای اینکه در عکس خوب بیفتید، به عکس های قبلی خودتان نگاهی بیندازید و ببینید که کدام لبخند به صورتتان بیشتر می آید. حتماً موقعیت را در نظر داشته باشید و یاد بگیرید که آن لبخند را تقلید کنید تا هر موقع دوربین هویدا شد بتوانید دقیقاً همان لبخند را روی صورتتان بنشانید.
● قدم دوم: در معرض نور مستقیم قرار نگیرید
مطمئناً در خیلی از عکس هایتان فکر میکنید که تصویر اشکالی دارد که بهتر است از صحنه حذف شود یکی از این اشکالات می تواند اشکال نور باشد. در این قدم برای خوب افتادن در عکس، خاطرنشان می کنیم که باید مطمئن شوید که به هیچ طریقی قربانی نور مستقیم و شدید نشوید. اگر احساس می کنید که پیشانیتان بیش از اندازه بلند است، صبر کنید تا نور مستقیم از روی آن کنار رود.
نور مستقیم، به خصوص اگر از نور خورشید باشد، چهره و حالت شما را تغییر می کند. ممکن است باعث شود صورتتان را جمع کنید یا چشمانتان را ببندید و چنین حالت هایی مسلماً عکس شما را خراب خواهد کرد. نور همچنین ممکن است باعث شود که سرتان را پایین بیندازید و این هم به نوبه خود زیر صورتتان غبغب ایجاد می کند و باعث می شود در عکس بد بیفتید. پس تا آنجا که می توانید سعی کنید در موقعیتی عکس بیندازید که از نور شدید آفتاب خبری نباشد.
● قدم سوم: مستقیم به دوربین نگاه نکنید
برای خیلی از آنهایی که چهره فتوژنیک دارند، هرکاری هم که بکنند دوربین بدی هایشان را خوب و خوبی هایشان را عالی نشان خواهد داد. خیلی دیگر از آنهایی که فتوژنیک هستند هم یاد گرفته اند که طوری عکس بگیرند که همیشه فتوژنیک بیفتند. بعضی هایشان به کمی بالاتر از دوربین نگاه می کنند، ترفند خیلی هایشان هم ساده است: درست از زاویه ای که در آن بهترین شکل را دارند مقابل دوربین می ایستند.
اگر سرها و صورت ها متقارن بودند، این مسئله دیگر وجود نداشت اما واقعیت این است که هیچ چهره ای تقارن کامل ندارد. همیشه یک رخ شما زیباتر از رخ دیگرتان است.
یادتان باشد که بااینکه این صورت، موها و سر خودتان است، شاید خودتان نتوانید تعیین کنید که کدام رختان زیباتر از رخ دیگر است. پس چرا از دوستانتان سوال نمی کنید؟
● قدم چهارم: چشمهایتان را ببندید و دوباره باز کنید
و آخر اینکه، بعد از اینکه زیباترین لبخندتان را زدید، نور عکس را کنترل کردید و در بهترین رخ تان قرار گرفتید، این حقه قدیمی را هم به کار ببندید: درست قبل از اینکه دکمه دوربین فشرده شود، پلک بزنید. اینکار نه تنها باعث نمی شود که چشمانتان در عکس بسته بیفتد، بلکه در زیباترین شکل ممکن خواهند افتاد.
خلاصه اینکه، این پلک زدن چشمانتان را تشویق می کند که هوشیارتر شوند و وقتی دکمه زده می شود، چشمانی براقتر و زنده تردر عکستان ببینید.
حالت نمایی یا Exprssionism
اکسپرسیونیسم در عکاسی پیشینه ای طولانی دارد، مبنای بنیادین آن ارج نهادن به فردیت هنرمند و توانایی حیات درونی او است. که به گونه ای جاندار بیان بصری یافته است.اکسپرسیونیستها بر این باورند که پایه ی آفرینش هنری تجربه ی پرشور هنرمند است و بینندگان باید اثر هنری را بر اساس شدت احساساتی که در وجودشان بر می انگیزد ارزیابی کنند. تاکید آنان بیشتر بر هنرمند است تا بر جهان، و از نظر اکسپرسیونیستها ، شور و شدت بیان از صحت بازنمایی حیاتیتز و اساسی تر است.
عبارت اکسپرسیونیسم در متون مربوط به نقاشی و زیبا شناسی بیش از ادبیات عکاسی رواج دارد. بنا بر این « تصویر گرایی» در عکاسی رایج تر است. و جنبش تصویر گرایی در عکاسی در چارچوب معیار های اکسپرسیونیستی می گنجد. تصویر گرایان عکاسی را هنر قلمداد می کردند و با جهد و تلاشی سخت می کوشیدند مرتبه اش را به پای نقاشی برسانند. تصاویر تصویر گرایانه غالبا با استفاده از عدسی ملایم کننده ، کاغذ بافت دار ، دست کاری با قلم مو، روایت های تمثیلی ، لباس های مخصوص و ابزار و ادوات کمکی پدید می آمدند، و بعضی اوقات هم با چندین نگاتیو کولاژهایی تصویری به وجود می آوردند. بسیاری از تصویر گران مشخصا از نقاشیهای ترنر، ویستلر، دگا و مونه متاثر شده بودند. تصویر گرایی در اواسط دهه ی ۱۹۲۰ روی به انحطاط گذاشت و زیبایی شناسی « مستقیم» به میزان گسترده جایگزینش شد و آ« را تحت الشعاع خویش قرار داد، لیکن توجه نسبت به زیباشناسی و تصویر گرایانه («عکاسی دستکاری شده») بار دیگر در دهه ی ۱۹۷۰ ظاهر شد، و این سنت امروز هم پرتوان و سر زنده ادامه حیات میدهد.
منبع: کتاب نقد عکس
حد و مرز ویرایش کجاست؟
البته عكاسان از ابتدای اختراع این رسانه عكس ها را ویرایش میكردهاند. مسئله روز این است كه این امر به صورتی غیر قابل تشخیص و بسیار ساده درآمده است.
این كه عكس ها میتوانند ویرایش شوند یا نه، مشكل من نیست. به عقیده من بحث جذاب تر، میزان این تغییرات است. این مسئلهایست كه هر عكاس به طور روزمره با آن روبروست. این قضیه بیشتر از آن كه به نوع مدیوم و بحث عكاسی دیجیتال در برابر سنتی ربط داشته باشد، پرسشی اخلاقی است كه عكاسان با آن همواره سروكار داشتهاند.
● بررسی موردی
فرض كنید كه در حال عكاسی از یك منظره هستید و طبیعتی بكر و زیبا را با شرایط نوری عالی در پیش رو دارید. اما درست قبل از این كه عكس بگیرید، یك قوطی نوشابه كه در سبزهزار روبروی شما و در پیش زمینه عكس افتاده، توجه شما را جلب میكند.
▪ شما تصمیم میگیرید كه:
۱) با رها كردن قوطی و بدون توجه به آن عكس خود را بگیرید و همان طور چاپش كنید.
۲) به سمت قوطی رفته، آن را بردارید و از كادر خارجش كنید.
۳) قوطی را زیر شاخ و برگی در نزدیكی مخفی كنید.
۴) موقعیت دوربین را طوری تغییر دهید كه قوطی دیگر در كادر شما نباشد.
۵) فاصله كانونی لنز را طوری تغییر دهید كه قوطی در عكس شما نباشد.
۶) با نوردهی كمتر، كاری كنید كه قوطی در قسمت سایه محو شود.
۷) عكس را با حضور قوطی بگیرید و در مرحله پردازش تصویر، كادر را طوری كراپ كنید كه دیگر قوطی را شامل نشود.
۸) عكس را با حضور قوطی بگیرید و در مرحله پردازش تصویر با استفاده از ابزار كلاون (Clone) قوطی را حذف كنید.
۹) با استفاده از ابزار سنتی برنینگ (Burning)كاری كنید تا با تیره شدن پس زمینه، قوطی دیگر پیدا نباشد.
۱۰) عكس را با حضور قوطی بگیرید و روی جایی كه قوطی هست، یك خرس قطبی! مونتاژ كنید.
مطمئنم كه انتخاب شما نیز یكی از موارد فوق بوده است.
▪ سؤالی اخلاقی كه از شما دارم این است كه نقطه تعادل چیست؟
كمی راجع به آن فكر كنید، اما قبل از جواب دادن، بگذارید ماهیت سؤال را در نظر داشته باشیم.
▪ ماهیت این سؤال
به نظر می آید بحث ما همانا تقابل هنر و زیباییشناسی در برابر ثبت واقعیت است. اگر مایل هستید كه تصویر را طوری ثبت كنید تا نمایش دقیق صحنه باشد – البته تا آن جا كه تكنولوژی اجازه میدهد – انتخاب ما ناگزیر شماره یك خواهد بود. اگر شما عكاس پلیس هستید و حاضر در صحنه جنایت و عكس شما قرار است به عنوان مدرك جرم به كار گرفته شود نیز انتخاب شما تنها شماره یك خواهد بود.
بگذارید سناریوی دیگری را در نظر بگیریم، فرض كنید كه شما طرفدار سلامت محیط زیست هستید و دلمشغولی اصلی شما آلودگی محیط زیست است. قوطی را میبینید و با هدف نمایش عناصر مضر و آلودهكننده، بهترین عكسی را كه از عهده اش بر میآیید، با حضور قوطی میگیرید.
در نهایت فرض كنید كه شما یك عكاس هنری منظره هستید كه به خلق تصاویری از مناظر زیبای پیش روی خود عشق میورزید. منظور شما به تنهایی خلاقیت هنری در كنار عشق به طبیعت پیرامونی است و میخواهید زیبایی آن چه را كه پیش رو دارید با دیگران قسمت كنید.
نیازی نیست تا بیشتر به انواع این مفروضات بپردازم، چرا كه پاسخ آن ها واضح است. اما حال سؤال پیش روی ما نقطه تعادل و هدف از این كار است. با فرض این كه ما عكاس جنایی یا طرفدار محیط زیست نیستیم (گرچه من شخصی را تصور میكنم كه میتواند هردو مورد را شامل باشد)، بگذارید به انتخاب های ۱ تا ۹ نگاهی بیندازیم. شماره ۱۰ تنها برای مزاح نگاشته شده، اما چه بسا كه كسی آن را جدی بپندارد.
سؤال این است كه آیا تفاوت اخلاقی عمدهای بین این انتخاب ها موجود است؟ به عنوان یك عكاس ما حس زیبایی شناسانه خود را با انتخاب محل دوربین، فاصله كانونی و نوع تركیب بندی به كار انداختهایم. چند نفر از ما تا به حال شاخهای را كنار نزدهایم، میزی را جا به جا نكرده یا از كسی نخواسته ایم تا به سمت دوربین بچرخد؟برنینگ و داجینگ (Burning & Dodging) حدود ۱۵۰ سال است كه از تكنیكهای استاندارد پردازش تصاویر بودهاند و رتوش كردن نیز به عنوان قسمتی از پروسه سنتی پردازش عكس پذیرفته شده است. گاه به وسیله رتوش نقاط ایجاد شده بر اثر غبار وگاه چین و چروك صورت را زدوده ایم.
اما این همان جایی است كه رتوش برای بیشتر افراد خاتمه مییابد. چرا كه انواعی از عكاسی هستند كه ما به طرز موشكافانه ای از آن انتظار حقانیت را داریم. عكس یك اسب مسابقه ای در حال رد شدن از خط پایان نباید شماره زین اسب دیگری غیر از اسب برنده را نمایش دهد.
اما در مورد زدودن رد یك هواپیما در یك عكس منظره چطور؟ اگر چند دقیقه تامل كنیم خود به خود از بین می رود. چرا نمیگذاریم طبیعت همراهیمان كند؟ ممكن است بخواهیم یك لكه كوچك در آسمان را مثل ذره ای غبار بزدائیم. اما با بزرگنمایی زیاد ممكن است با یك پرنده اشتباه گرفته شود. آیا ازبین ببریمش؟ چرا كه نه؟ آیا با این تقلب زیركانه و ناچیز (و غیر قابل تشخیص) به كسی ضرری میرسد؟ من عكاسانی را میشناسم كه میگویند پرنده آن جا حاضر بوده، پس زدودنش اشتباه است.
برای آن عكاس مغرور پرتره ملالی نیست كه چند چین و چروك، با استفاده از فیلتر سافت فوكوس یا تكه پارچه ابریشمی در جلوی لنز از بین بروند. آیا استفاده از ابزار كلون از صداقت كمتری برخوردار است؟ آیا نیت ما مهم است؟ یا نتیجه كار؟
همان طور كه مشهود است، مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی، تنوع در سلیقهها بسیار است. چیزی كه برای یكی مسلم است، برای دیگری شك بر انگیز میباشد. من قصد ارائه راه حل یا پیشنهاد ندارم. به باور من هر كسی بسته به حساسیتها و كاربرد اثرش حد و مرز این قضیه را تعیین میكند.
آیا عكس های ما قرار است هنری،مدرك،یا ثبت واقعیت باشند؟ انتظار بیننده چیست؟ وعده پنهان یا آشكار ما به بیننده چیست؟ تصویر ما قرار است در كدام عرصه به نمایش گذاشته شود؟ اینها سوالاتی اساسی با جوابهایی نه چندان ساده هستند.
در این مورد بیندیشید و موقعیت اخلاقی خود را در این میان بیابید، اما غیرقابل انعطاف نباشید.
▪ كاری كه من انجام میدهم
در خلال سمینارها و كارگاههای عملی، اغلب در مورد جایگاهم در این میان پرسیده میشود. از آن جا كه میدانم این مقاله سوالاتی چنین را در خوانندگان بر میانگیزد، دیدگاه خود را چنین بیان میكنم.
من عكسهایم را به گونه ای خلق میكنم تا بینش مرا از جهان به دیگران منتقل كند. خوب یا بد، من نگاه منحصر به فرد خود را دارم. منظور من به نمایش گذاشتن چیزیاست كه پیش روی داشته ام، البته از طریق لنزی كه دیدگاه شخصی مرا به نمایش بگذارد و نوعی رنگ آمیزی كه سرچشمه میگیرد از كوله بار فرهنگی و زیبایی شناختی كه شصت سال به سر بردن برروی این سیاره به من بخشیده است.
اگر در هنگام عكسبرداری كنار من میایستادید، آیا همان چیزی را كه من ثبت میكنم میدیدید؟ ممكن است. در واقع، در طول ۳ سال گذشته كریس ساندرسون كارگردان ژورنال ویدیویی، سایه به سایه ام بوده و از كارهایی كه انجام میدهم فیلمبرداری میكرده است، پس این امكان وجود داشته است. هزاران نفر كه مشترك این ویدیو هستند این ها را چهار بار در سال روی DVD های ما دیده اند.
اگرچه سرانجام اساسا باور دارم كه عكاسی نوعی كاهیدن است، در حالی كه نقاشی نوعی افزودن. یك نقاش كارش را با بومی سفید آغاز میكند و هرچه را میخواهد كه ما ببینیم به آن می افزاید. یك عكاس كارش را با دنیای فیزیكی آغاز میكند و با استفاده از تركیب بندی، انتخاب لنز، و سلیقهاش تصمیم میگیرد تا ما به عنوان بیننده چه چیزی را ببینیم. در نتیجه، با طرز تفكر من، زدودن قوطی نوشابه با هر كدام از روش های ۹-۱ كه مناسب تر باشد، مسئله ای نیست.
شما ناچارید كه به این مسائل فكر كنید و خود تصمیم بگیرید تا چگونه با این پرسش روبرو شوید. جواب درست واحدی وجود ندارد.
خلق خلاقیت
برای شروع لازم است که با مبانی عکاسی بطور کامل آشنا شوید؛ با برخورداری از دانش پایه عکاسی, مطالعه فراوان, دیدن عکسهای زیاد, تمرین بسیار و در نهایت دوری از کلیشه های فراوان, براحتی می توانید خلاقیت را در آثارتان پدید آورید.
جمله ای قدیمی می گوید که تفاوت عکاس و شخص عادی در این است که؛ عکاس می بیند و درک میکند ولی دیگر اشخاص فقط نگاه می کنند.
آری, عکسهای زیبای عکاسان آماتور(ذوق ورز) به ما ثابت می کند که این افراد, از چیزهایی که ما همیشه می بینیم و بی اعتناء از آنها رد می شویم، با نگاهی جدید و بهره بری از تکنیک های ساده ای چون زاویه دید دوربین, استفاده از سایه ها، دیدن فرمهای زیبا و دادن ریتم به وسیله ترکیب بندی و.... توانسته اند چنین تصاویر زیبا و عمیقی را بوجود بیاورند.
باید این موضوع را در نظر داشته باشید که درنهایت, این شما هستید که تصویری را خلق خواهید کرد. دوربین حق انتخاب ندارد و دارای قدرت تفکر و اندیشه نیست که توانایی درک و اهمیت سوژه هایتان را داشته باشد. تمامی ابزاراتی چون دوربین های متفاوت, عدسی ها, فیلترها و... در دستان شما وسیله اند و اگر دارای بینشی صحیح در رابطه با زیباشناسی اشیاء و افراد نباشید, اگر صاحب چشمانی باز و نگاهی جدید نباشید, تمامی آنها در دستانتان تبدیل به وسایلی بی ارزش خواهند شد.
اکثر عکاسان جوان از ناتوانی در یافتن سوژه جهت عکاسی گلایه میکنند؛ سوژه ها در اطراف شما هستند, در کنار شما. کافیست به اطرافتان نگاهی دوباره بیاندازید....
سعی کنید از تکرار روشهای قبلی خودداری کنید. اضافیها را از کادر خود حذف کنید, قبل از فشردن دکمه شاتر دوربین، سوژه خود را در زوایای دیگری بنگرید. همه چیز را تجربه کنید. از بالا یا پائین به اطراف و سوژه ها نگاه کنید.....
همچنین می توانید خود سوژه هایتان را جهت عکاسی خلق کنید.
سعی کنید زیاد عکس ببینید؛ عکسهای معروف و جذاب عکاسان بزرگ را به خوبی نگاه کنید. اگر شما جای آن عکاس بودید چگونه این سوژه را کادر بندی می کردید؟
در خلوت خودتان عکسها را بوسیله برش دادن, به کادرهای دیگری تبدیل کنید. این روش کمک میکند که در هنگام عکاسی به کادربندی و ترکیب عکسها یتان توجه بیشتری داشته باشید.
اکثر عکاسانی که صاحب تصاویری خلاقانه و شگفت آور هستند از عکسهای دیگر عکاسان برای انتخاب سوژه های خود الهام گرفته اند.
سعی کنید اشکال و طرح هایی مختلف, رنگهایی با تنهای متفاوت, بافت ها و ریتم هایی جالب را در محیط پیرامون خود بیابید و از آنها عکسبرداری کنید.
همچنین می توانید با نورسنجی و نوردهی های متفاوت و یا تغییر گشودگی دیافراگم دوربینتان تصاویر متمایزی را به وجود آورید. بعنوان مثال اگر از سوژه ای در محیط پرنور عکاسی کنید و معیار نورسنجی تان را با نور پشت سوژه تان تنظیم کنید, می توانید تصاویری ضد نور, با فرم هایی جالب را ثبت کنید.
از سایه ها جهت ایجاد بعد سوم در عکسهایتان کمک بگیرید. شما میتوانید در ساعات بعد از ظهر, در کوچه و خیابان, سایه هایی بلند و دراماتیک را بیابید. همچنین می توانید خودتان با استفاده از منبع نور, در منزل, سایه ها را برای سوژه ها ایجاد کنید.
سایه ها باعث به وجود آمدن تنالیته های مختلف شده و بافت سوژه را بیشتر نمایان می کنند, همچنین باعث نشان دادن فاصله ها شده و بعد را بر سوژه القاء میکنند؛ در واقع بعد سوم که همان ضخامت و برجستگی می باشد, توسط سایه ها ایجاد و احساس می شوند.
از سوژه هایی که شما را محبوب خود کرده اند چندین عکس در زوایای مختلف بگیرید.
سعی کنید هرچه را که به ذهنتان میرسد تجربه کنید. شما میتوانید ساده ترین چیزهای ممکن را به تصاویری شگفت انگیز تبدیل کنید. به دنبال حقیقت بوده و با دیدی نو, حقیقت اشیاء و افراد را عکاسی کنید.
تمامی عکاسانی که صاحب تصاویری خلاق و انتزاعی هستند، از حقیقت با نگاهی جدید, تجرید و انتزاع را بوجود آورده اند. همه اینها با تمرین بسیار به نظم در می آید.
شما در صورت باور این جمله که هیچ چیز غلطی در دنیا وجود ندارد, خواهید توانست به ابتکاراتی باورنکردنی دست یابید.
فقط این را در نظر داشته باشید که تجربه، به هیچ وجه هدر دادن وقت نیست.
و در نهایت, خلاقیت در درون شماست. سعی کنید با مطالعه و تمرین بسیار, این مهارت خاموش در وجودتان را شناسایی و بروز دهید.
دانستن بدون عکس ممکن نیست
این همه به معنی این است که عکاسی در زندگی ما بسیار مهم است و بخاطر اهمیت گسترده اش فرصت های شغلی زیادی نیز در حوزه آن قرار می گیرد. پیش نیاز فرصت شغلی در این زمینه, آموزش و تجربه در سطح وسیع تری از عکاسی است. مثلا کار یک عکاس صنعتی خیلی متفاوت از کار عکاس روزنامه یا پروژه است . یک عکاس معماری باید تا حدودی معماری بداند تا کارش را آگاهانه انجام دهد. می بایستی توانایی درک مفاهیم مهندسی را داشته باشد. عکاسی خود یک شغل نیست بلکه قسمتی از یک شغل است.شغلی که دانش و تجربه را به خدمت می گیرد.
امروزه عکاسی فرصت های شغلی بسیاری را در بر گرفته است که هریک در زمینه های تخصصی دارای ارزشهایی هستند: مانند عکاسی چرتره , عکاسی صنعتی , عکاسی مطبوعات و .... کسانی هستند که می گویند مانند تمام تکنولوژی های جدید, عکاسی دیجیتال وارد عکاسی حرفه هی خواهد شد.
عصر جدیدی با تصویر سازی سوپر کامپیوتری که نشانه های آن بوضوح قابل لمس است شروع شده است. واقعیت این است که در عکاسی این تکنولوژی نیست که عکاس را می سازد بلکه این شخص عکاس است که از آن استفاده می کند و نتیجه را دقیق و حرفه هی می کند. تکنو لوژی با تمام مشکلاتش در خدمت مااست , نه علیه ما .
ترجمه ضیاالدین رضائی