اخبار ایران و جهان
به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، "مركز علوم و امور بينالمللي بلفر " در مقالهاي به قلم دكتر كيهان برزگر، استاد دانشگاه علوم و تحقيقات و معاون امور بينالملل مركز مطالعات خاورميانه به بررسي رهيافت ايران در قبال بحرانهاي اخير و قيامهاي مردمي در خاورميانه پرداخت و پيشنهادهاي خود را براي ارتقاي هرچه بيشتر ديپلماسي ايران در اين حوزه ارائه كرده است.
* تحولات منطقهاي بر منافع ملي ايران تأثيرگذار است
دكتر برزگر در ابتداي مقاله خود با تقسيم رهيافت سياست خارجي ايران به دو محرك "منافع ملي" و "ارزشها " مينويسد: اهميت وقايع اخير در حوزه حفظ منافع ايران، به تأثيرات ناشي از اين تغييرات وابسته است كه اين تأثيرات شامل تغيير دولتهاي كنوني بر روابط دو جانبه با ايران و ثبات منطقهاي؛ مسائل مرتبط با موازنه منطقهاي قدرت؛ و نقش بازيگران منطقهاي و فرا منطقهاي مي شود. اين تحولات در حوزه حفظ ارزشهاي ايران نيز با توجه به آرمانهاي انقلاب اسلامي داراي اهميت هستند؛ آرمانهايي كه الهامبخش حمايت از جنبشهاي مردمي بودند، دخالتهاي داخلي و منطقهاي قدرتهاي خارجي را به چالش ميكشيدند و به "وحدت اسلامي " رنگ واقعيت ميبخشيدند.
منافع و ارزشهاي ايران اهميت زيادي در نوع واكنش اين كشور به قيامهاي مردمي كه با عنوان "بهار عرب" شناخته ميشوند، دارد و در مواجهه با اين چالشهاي منطقهاي در پي ايجاد توازني بين اين دو محرك كه به سياست خارجي اين كشور شكل ميبخشد، است.
* اولويت ايران در برخورد با تحولات مصر، ليبي، تونس و ليبي، حفظ منافع ملي است
به اعتقاد دكتر برزگر، با توجه به تقسيمبندي فوق ميتوان بهار عربي را از سه ديدگاه مورد بررسي قرار داد:
اول، اولويت ايران در برخورد با تحولات مصر، ليبي، تونس و ليبي حفظ منافع ملي است. مصر از اهميت بيشتري براي ايران برخوردار است: مصر از نظر جغرافيايي كشوري بسيار مهم است،
جمعيتي زياد، همچنين تاريخ و فرهنگي كهن دارد و از هويتي كهن به عنوان يك دولتملت برخوردار است. اين كشور همچنين از جامعهاي پويا برخوردار است كه آن را تبديل به بازيگري مهم در عرصه جهان عرب و اسلام كرده است.
* برقراري يك رابطه متعادل و نزديك با ايران، هم از منظر منطقهاي و هم بينالمللي اهميت زيادي براي دولت جديدمصر دارد
ايران سعي دارد با حكومت آتي مصر چه سكولار و مليگرا يا اسلامي و ايدئولوژيك، روابط نزديكي برقرار كند. مصر خط مشي حسني مبارك، رئيسجمهور سابق اين كشور را براي رهبري يك ائتلاف ضدايراني در جهان عرب كنار گذاشته و ايران نيز مايل است بر همين تغيير سرمايهگذاري كند. تقويت رابطه دوجانبه بين دو كشور بسته به نوع نگاه دولت مصر به نقش منطقهاي ايران است.
برقراري يك رابطه متعادل و نزديك با ايران، هم از منظر منطقهاي و هم بينالمللي اهميت زيادي براي دولت جديد مصر دارد. ايران يكي از ملتهاي غيرعرب قدرتمند خاورميانه و مهمترين بازيگر در منطقه خليج فارس - قطب تجارت جهاني و مبادلات مالي - است. ارتقاء روابط دوجانبه ميتواند باعث تقويت موضع مصر در برابر اسرائيل شود، بالاخص در حوزه فرآيند صلح اعراب-اسرائيل و خلعسلاح هستهاي در خاورميانه.
برخلاف ديدگاه رايج در غرب، افزايش نقش الگوهاي اسلامي و اخوان المسلمين در مصر كه يك مدل ايدئولوژيكي متفاوتي از اسلام سياسي را عرضه ميكنند، لزوما به معناي افزايش روابط بين ايران و مصر نخواهد شد. اولويتهاي ايران، همانگونه كه توسط علي اكبر صالحي، وزير امور خارجه ايران، اعلام شده بر تقويت احترام متقابل و حفظ منافع ملي ايران استوار است.
* ناپديد شدن امام موسي صدر، روابط ايران و ليبي را تيره كرد
دكتر برزگر در ادامه بررسي رويكرد سياست خارجي ايران در قبال قيامهاي مردمي منطقه به مسأله ليبي ميپردازد: ديدگاه ايران در مورد ليبي متفاوت است. اين دو كشور در گذشته روابط محتاطانه و واقعگرايانهاي با يكديگر برقرار كرده بودند. رژيم قذافي در جنگ ايران و عراق از ايران پشتيباني كرده بود. اما مسأله امام موسي صدر، رهبر شيعه برجسته، كه حين ديدار از ليبي در سال 1978 ناپديد شد، تأثيري منفي بر روابط ايران و ليبي گذاشت. در مجموع، خط مشي ايران بر حمايت از قيام مردمي ليبي استوار بوده است.
* ايران مداخله نظامي غرب را عامل بي ثباتي در منطقه مي داند
با اين حال، يكي از چالشهاي پيش روي ايران در اين حوزه، دخالت سازمان پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) و ديگر نيروهاي غربي در مسائل اين كشور است. رهبران ايران احساس ميكنند كه سياست غرب در اتصال امنيت منطقه به امنيت جهاني و بدين ترتيب توجيه هر نوع حمله پيشگيرانه به منظور حفاظت از ارزشهاي دموكراتيك غربي به مانند پرورش دموكراسي و يا جنگ عليه تروريسم به تفسيري گسترده در جهت استفاده از زور در منطقه منجر خواهد شد. اين امر به نوبه خود، باعث حضور بيشتر نيروهاي نظامي در منطقه خواهد شد كه ميتواند منبعي براي افراطيگرايي و بيثباتي باشد؛ همانگونه كه در مورد عراق و افغانستان شاهد اين پديده هستيم.
* سياستهاي ايران در حوزه سوريه و اردن نيز بر حفظ منافع ملي و استراتژيك در روابط دو جانبه با اين دو كشور استوار است
در ادامه مقاله رويكرد دوم سياست خارجي ايران در قبال بهار عربي مورد بررسي قرار ميگيرد: سياستهاي ايران در حوزه سوريه و اردن نيز بر حفظ منافع ملي و استراتژيك در روابط دوجانبه با اين دو كشور استوار است. سوريه و اردن هر دو داراي نقشهايي در معادلات امنيتي-سياسي منطقه، بالاخص حوزه حزبالله، حماس و فرايند صلح اعراب-اسرائيل، هستند.
سوريه نقش مهمي در اتصال استراتژيك ايران به كشورهاي حوزه شرقي درياي مديترانه ايفاء ميكند. بنابراين موضع ايران در قبال سوريه، نسبت به ساير تحولات جهان عرب، كاملا متمايز است. ايران به منظور تداوم ائتلاف ايراني-سوري، واكنشي احتياطآميز به تحولات اين كشور داشته و بر نقش قدرتهاي خارجي يعني آمريكا، اسرائيل و عربستان كه از ناآراميها حمايت ميكنند، تأكيد كرده است. ايران از درخواستهاي سياسي تا حدي پشتيباني ميكند كه باعث تضعيف امنيت ملي سوريه و يا قدرت اين كشور در منازعه با اسرائيل نشوند.
* مخالفان ديدار شاه اردن از ايران بر اين باور هستند كه اين ديدار باعث ميشود وجهه ايران در جهان اسلام آسيب ببيند
برزگر در ادامه مقاله خود به مسأله اردن و ديدگاه ايران به مسائل اين كشور از منظر منافع ملي ميپردازد: در مورد اردن نيز، با توجه به نقش مهم اين كشور در معادلات منطقهاي و عرصه سياسي جهان عرب، ايران با احتياط به تحولات آن واكنش نشان داده و روابط خود با اين كشور را بر اساس ارتقاء روابط فيمابين اولويتبندي كرده است. براي مثال، محمود احمدينژاد عليرغم مخالفتهاي شديد داخلي و درخواستها براي لغو دعوت از ملك عبدالله براي ديدار از ايران، اعلام كرد كه اين ديدار هنوز در برنامههاي دولت قرار دارد. مخالفين ديدار شاه اردن از ايران بر اين باور هستند كه اين ديدار باعث ميشود وجهه ايران در جهان اسلام آسيب ببيند.
* خط مشي ايران نسبت به تحولات بحرين و عربستان سعودي، در راستاي حفظ منافع ملي و ارزشهاي اين كشور قرار دارد
نويسنده مقاله حاضر معتقد است كه ديد ايران نسبت به سركوب شيعيان بحرين و عربستان تركيبي از حفظ منافع ملي و ارزشها است: سوم، خطمشي ايران نسبت به تحولات بحرين و عربستان سعودي، در راستاي حفظ منافع ملي و ارزشهاي اين كشور قرار دارد. اين امر بالاخص در مورد بحرين واضحتر است. اين كشور از نظر استراتژيك در اولين حلقه منافع امنيتي و سياسي ايران در منطقه مهم خليج فارس قرار دارد. مداخله نظامي عربستان در بحرين، كه با حمايت آمريكا صورت گرفته، در راستاي تفوق و كنترل بر الگوهاي سياسي-امنيتي اين كشور و در نتيجه كل منطقه خليج فارس انجام گرفته است. برخي تحليلگران غربي معتقدند كه دليل اصلي خط مشي كنوني دولت اوباما در منطقه، محدود ساختن ايران است.
* مداخله نظامي عربستان در بحرين با هدف برتري و كنترل بر الگوهاي سياسي-امنيتي منطقه خليج فارس انجام گرفته است
برزگر در ادامه با اشاره به استراتژي محدودسازي اوباما ميافزايد: بنابراين، اگر اين خط مشي با موفقيت پياده گردد ميتواند موازنه قدرت را نه تنها در خليج فارس بلكه در كل منطقه خاورميانه به ضرر منافع ايران تغيير دهد. مداخله سعوديها، به قدرتهاي منطقهاي ديگر بهانه لازم را ميدهد تا امنيت منطقهاي و جهاني (امنيت بينالمللي انرژي) را به يكديگر مرتبط ساخته و در نتيجه حضور [نظامي] خود را ادامه دهند. اما مداخلات عربستان همچنين باعث نظامي شدن و بيثباتي منطقه ميشود كه بر خلاف منافع ملي ايران است.
بحرين از ديدگاه ارزشمحور ايران نيز داراي اهميت است. اكثريت جمعيت بحرين شيعه هستند. ايران نيز كشوري با اكثريت شيعه است. بنابراين، طبيعتا اين كشور به مانند هر كشور ديگري نسبت بدين ميراث مشترك مذهبي و فرهنگي، حساس است. حتي در دوران محمد رضا شاه پهلوي در دهه 1970، كه هيچگونه جانبداري و ارجحيتي براي خواسته شيعيان لبنان و عراق وجود نداشت، حس همدردي با شيعان بحرين در ايران رواج داشت.
* از زمان شروع بحرانها در بحرين، گروههاي مختلف و تمام مردم در ايران، حس همدردي و اتحاد خود را با مردم بحرين اعلام كرده اند
اين استاد دانشگاه در ادامه مقاله خود واكنشها به قضاياي بحرين را نه تنها رويكرد رسمي دولت ايران بلكه خواسته اقشار مختلف و گروههاي ايراني دانسته است: از زمان شروع بحرانها در بحرين، گروههاي مختلف در ايران، به مانند طلبهها و روحانيون، بازاريها، دانشگاهيان، روشنفكران و دانشجويان، فيلمسازان، نويسندگان و مردم عادي حس همدردي و اتحاد خود را با مردم بحرين اعلام كرده و با خشم زياد سركوب وحشيانه شهروندان بحريني را محكوم كردهاند. در اين جريان، شديدترين موضع توسط مجلس ايران اتخاذ گرديد. رئيس مجلس ايران طي بيانيهاي اعلام نمود كه مداخلات خارجي در بحرين به مانند "بازي با آتش " است. اين امر نشان ميدهد كه مسأله بحرين از چه حساسيت فراواني در عرصه عمومي ايران برخوردار است.
* با چراغ سبز آمريكا و اعزام نيروهاي سعودي به بحرين، آمريكا و عربستان مرتكب اشتباهي استراتژيك و جدي شدند
دكتر برزگر لشگركشي عربستان به بحرين را عامل ايجاد اختلاف بين گروههاي سني و شيعه دانسته و ميافزايد: با چراغ سبز آمريكا و اعزام نيروهاي سعودي به بحرين، آمريكا و عربستان مرتكب اشتباهي استراتژيك و جدي شدند. اعتراضات در بحرين ناشي از خواستههاي اجتماعي-سياسي، تبعيض و نااميدي بود اما هم اينك در حال تبديل شدن به يك مسأله فرقهاي بين شيعه و سني است. نتيجه اين امر بر اثر واكنش شيعيان جهان در ايران، لبنان، عراق و ديگر جاها تشديد ميگردد. در نتيجه اختلافات فرقهاي كه جزو خطرناكترين منازعات خاورميانه و منبع اصلي بيثباتي براي امنيت منطقهاي و بينالمللي هستند، برانگيخته ميشوند.
* ايران به دنبال تشكيل حكومت شيعي در بحرين نيست و خواستههاي شيعيان سعودي را نيز در چهارچوب حكومت سعودي مورد توجه قرار ميدهد.
در ادامه بررسي رويكرد سياست خارجي با محوريت ارزشها و منافع ملي ميخوانيم: خط مشي ايران در قبال جمعيت شيعه ساكن در استان شرقي عربستان سعودي نيز بر اساس حمايت از درخواستها كلي شيعيان شكل گرفته است. اين كشور در همين حين سعي دارد كه بر اساس حفظ منافع متقابل دو دولت روابط خود با دولت عربستان را بهبود بخشد. اتخاذ اين خط مشي از جانب ايران از سه جهت توجيه ميشود.
اول، ايران از مناقشه بين شيعه و سني در منطقه اجتناب ميكند و طرفدار وحدت اسلامي است. دوم، احمدينژاد در صدد برقراري روابط خوب با همسايگان عرب ايران است. حتي قبل از آغاز بحرانها در منطقه، فرستاده ويژه وي از يمن، مصر و اردن ديدار كرد تا روابط دوجانبه ايران با اين سه كشور را تقويت نمايد. سوم، ايران بسيار مواظب است تا حمايت ارزشمحور از قيامهاي مردمي جهان عرب بهانهاي براي اين دولتهاي عرب فراهم نكند تا خواستههاي جمعيت شيعه خود را به مسأله "تغيير رژيم " از طريق حمايتهاي خارجي متصل نمايند. ايران بدنبال اين نيست كه يك حكومت شيعي در بحرين تأسيس شود و همچنين خواستههاي شيعيان عربستان سعودي را نيز در چهارچوب حكومت سعودي مورد توجه قرار ميدهد.
* ايران هيچ گونه لشگركشي در منطقه خليج فارس به راه نخواهد انداخت
برزگر در بخش دوم مقاله خود پيشنهادهاي خود را براي پيگيري يك ديپلماسي فعال از جانب دستگاه خارجي ايران ارائه ميكند: بنابراين، با توجه به عوامل مشخص و سطح اهميت دولتهاي عرب در روابط دوجانبه و خط مشي منطقهاي ايران، اين كشور بايد با هر كدام از اين دولتهاي عرب روابط ويژهاي برقرار نمايد. در حوزه مصر و با توجه به اهميت اين كشور در سطح منطقه، خط مشي ايران بايد در جهت منافع دوجانبه و بهبود روابط متمركز باشد. اين امر هماكنون در جريان است.
در حوزه سوريه، ايران بايد از يك رهيافت واقعگرايانه بر اساس حفظ منافع استراتژيك در منطقه رفتار نموده و موضع خود را با واقعيتهاي كنوني جامعه تطبيق دهد. چنين به نظر ميرسد كه ائتلاف كنوني بين دو كشور، حتي با بروز برخي تغييرات در سوريه، به صورت سالم و دستنخورده باقي مانده است. اين امر بيشتر به دليل رابطه ويژه ايران-سوريه-حزبالله در مواجهه با تهديد مشتركي به نام اسرائيل است. دست آخر اينكه، خط مشي ايران در قبال رويدادهاي بحرين و عربستان بايد به طور همزمان تعادلي ميان منافع و ارزشها ايجاد نمايد يعني از خواستههاي مردم حمايت نمايد بدون اينكه به روابط دوجانبه با رژيمهاي بحريني و سعودي آسيب برساند.
ايران هيچگونه لشگركشي در منطقه خليج فارس به راه نخواهد انداخت زيرا اين خط مشي استراتژي خصومتورزانه اسرائيل و آمريكا، كه ايران را به مثابه منبع بيثباتي در منطقه معرفي ميكند، تقويت خواهد كرد. اگر برنامه هستهاي ايران را نيز در نظر بگيريم، اتخاذ چنين خط مشي ميتواند پرمخاطرهتر نيز باشد. بسيار غيرمحتمل است كه ايران نيز همان اشتباه عربستان را در مورد بحرين مرتكب شود. زيرا اين امر اختلافات سياسي-امنيتي را در منطقه افزايش داده و بهانه خوبي براي نيروهاي خارجي فراهم خواهد آورد تا تداوم حضور خود در خليج فارس را توجيه كنند.
* ايران بايد با پيگيري ديپلماسي فعال خود، فرصت را غنيمت شمرده و نقشي سازنده در حل و فصل بحرانهاي منطقه داشته باشد
برزگر در ادامه ارائه پيشنهاد به منظور بهبود ديپلماسي ايران در قبال رويدادهاي اخير منطقه و بويژه بحرين مينويسد: در همين حين، ايران بايد از طريق پيگيري ديپلماسي فعال، فرصت را غنيمت شمرده و نقشي سازنده در حل و فصل بحرانهاي منطقه بر عهده گيرد. يكي از خط مشيهاي پيشنهادي، برگزاري يك كنفرانس بينالمللي در تهران است. كنفرانسي كه در آن همه بازيگران منطقهاي و بينالمللي نظير تركيه، آمريكا، اتحاديه اروپا، عربستان سعودي، عراق، قطر و ديگر كشورها حضور يافته و بدنبال راهحلي فوري براي بحران بحرين باشند. ايران ميتواند با شركت در كنفرانسهاي منطقهاي، از نقش و نفوذ منطقهاي خود براي يافتن راهحلي مناسب به منظور توقف بحران بين فرقههاي مختلف در جوامع چند تكه اين كشورهاي عرب و دولتهاي منطقه استفاده كند.
اگرچه تحولات ناشي از "بهار عربي " نقش منطقهاي ايران را افزايش داده است، با اين حال به صورت بالقوه ميتوانند نگرانيهاي رايج در مورد انگيزههاي ايران از درگيري در عرصه سياسي جهان عرب را برانگيزند. در پيادهسازي يك ديپلماسي فعال بايد از هر گونه اقدامي كه نشان دهنده دخالت ايران در امور داخلي اين كشورها باشد اجتناب كرد زيرا اين امر ميتواند هم بر روابط دوجانبه تأثير گذارد و هم احساسات مليگرايانه اين جوامع عرب را برانگيزد.
به گزارش خبرنگار ايسنا، حجتالاسلام والمسلمين كاظم صديقي در خطبههاي اين هفته نماز جمعه تهران با اشاره به مسايل روز كشور گفت: ما مساله ولايت فقيه را فراتر از قانون اساسي ميدانيم، مرحوم ميرزاي شيرازي وقتي تنباكو را تحريم كردند نشانههايي از عنايات امام عصر در آن قضيه بود مگر قانون اساسي، ميرزاي شيراي را ولي فقيه شناخته بود؟ شيعه همواره اين طور است، همواره زير پرچم ولي فقيه بوده و خواهد بود وقتي ولي فقيه زمان، تنباكو را تحريم كرد در عراق زندگي ميكردند اما اين حكم حرمت تنباكو قدرت ولايت را در دنيا به ظهور رساند و دشمنان را مرعوب كرد، معلوم شد كه مردم متدين كه پايبند هستند و تجار معتقد در انبارهاي تنباكو را باز كردند و تنباكوها را خود به خيابان آوردند و آتش زدند حتي افرادي از اينها كه داش مشتي بودند و مثل متدينين اهل نماز و امور مذهبي نبودند هم قليانها را شكستند.
وي ادامه داد: آنها ميگفتند ما هر كاري ميكنيم اما اميد داريم كه يك روز توبه كنيم و خدا ما را ببخشد از دربار خانوادههاي خودشان حمايت نكردند و قليان ها را از بين بردند.
صديقي در ادامه تاكيد كرد: بعضي از وزرا را به مناسبت ميديديم و يقينا همهشان بدون استثنا قبل از اينكه وزير دولتي باشند بنده خدا و شيعه اميرالمومنين و مقلد حضرت آقا هستند و تحت ولايت مطلقه هستند، يكي از اين وزرا به من گفت ما معتقديم اگر حضرت آقا، همسر رييسجمهور را طلاق دهد او به رييسجمهور حرام است، ما چنين اعتقادي داريم.
امام جمعه موقت تهران يادآور شد: ولايت فقيه و حضرت آقا نه تنها به عنوان ولي فقيه و رهبر جامعه در قانون اساسي اختياراتشان مطلقه است - اصل چهارم قانون اساسي چتري است كه همه شئون را زير خود گرفته است-، بلكه اين آقا مرجع ميليونها مقلد در خارج از كشور و داخل ايران است، بنابراين حضرت آيتالله العظمي آقاي خامنهاي مد ظله العالي اگر منهاي انقلاب و قانون اساسي يك مرجعي بود كه بيشترين مقلد را در جهان دارد در نتيجه زعيم شيعه بود.
خطيب جمعه تهران افزود: در زمانهاي مختلف مراجع متعدد بودهاند، اما يكي زعيم بود اگر آن زعيم حكمي ميكرد اصلا اگر انقلاب و قانون اساسي هم نبود نه تنها افراد متدين حتي داشهاي محلات مختلف با غيرت ديني به خود اجازه نميدادند لحظهاي در اجراي فرمان آن بزرگوار تسامح و تساهلي پيش بيايد اين نرخ شيعه بوده است و هست و خواهد بود. من در محضر حضرت آقا هم آن شب عرض كردم ما قرائن زيادي داريم به هر كسي پرچم زعامت را دادهاند اولا همه مراجع متدين ما با مقلدين زيادي كه دارند والله حامي ايشان هستند مرحوم گلپايگاني فرموده بودند اگر كارهايي صورت بگيرد و اعتراض من منجر به تضعيف نظام شود اين كار را نميكنم.
وي تصريح كرد: تضعيف ولايت تضعيف كل دولت و تضعيف ملت است، كسي بگويد من تقويتم در اين است كه در برابر حرف آقا چون و چرا داشته باشم اين ضعف و ناتوان كردن دولتي است كه پشتوانه مردمي دارند و اگر اين پشتوانه را بردارد دولت براي چه كسي ميخواهد دولت باشد، مثل دولت بحرين ميشود ملت خود را ميكشد و ميخواهد دولت باشد تو ديگر براي چه كسي ميخواهي دولت باشي؟ مردم ورامين ما كه اين بزرگوار هم مثل آنها سينه سپر كند و زير پرچم ولايت خون بدهد و لحظهاي هم آقا را ناراضي نكند در جريان 15 خرداد كفن پوش آمدند و خون آمده بود مگر در آن زمان قانون اساسي امام را ولي فقيه كرده بود؟
صديقي گفت: من مطمئن هستم دولت و ملت و رييسجمهور ما به اين قضيه توجه دارند و قطعا اين را در راس برنامههاي خود قرار خواهند داد. بنابراين خواب آشفتهايي كه دشمن ديده و برخي فتنهگرها فكر كردهاند و ذوق كردهاند كه دو قدرت در جامعه ما پيش آمده است اصلا فرض دو قدرت در ايران نيست، عقيده به مرجعيت و ولايت است كه نيابت حضرت مهدي است، در ايران زميني كه تار و پود و رگ و ريشه مردم ما با ولايت عجين شده است اين مساله زمينه ندارد و چتر حمايت امام عصر بر تمام اين سي و چند سال ديده شده است.
امام جمعه موقت تهران ادامه داد: هر گاه ملت ما نگراني پيدا كردهاند و از نظر ظاهري فكر كردهاند كه دشمني مسيري را براي ما مسدود كرده است دست غيب آمده و مشكل را حل كرده است اين مردم جنود خدا هستند و يار امام زمان و عاشق امام زمانشان هستند.
صديقي گفت: وزير آموزش و پرورش ميگفت مردمي كه براي ديدار حضرت آقا آمدند عاشقانه آمدند و خدا ميداند از دور و نزديك چقدر مردم براي خود من گريه كردند و ميگفتند كه آقا ميشود ما هم يك بار خدمت آقا برسيم؟ يك قداستي و يك عقيده ريشهداري است كه هيچ طوفاني در برابر آن نميتواند بايستد و خواب دشمن قطعا تعبير نخواهد شد.
در ادامه امام جمعه موقت تهران با اشاره به مناسبت روز معلم و روز كارگر گفت: ما به حق هم براي معلم احترام قائليم و هم براي كارگران زحمتكش و پرتلاش در سالي كه سال جهاد اقتصادي معرفي شده است. بار سنگين اين جهاد به دوش كارگران عزيز ماست كه همه مومن هستند در اوايل انقلاب هم اين ضد ولايتها به كانونهاي كارگري و كارخانجات زياد رفتند كه بتوانند به كارگران را اعتصاب بكشانند و مقابل نظام قرار دهند، اما كارگران زحمتكش ما بيشتر از ديگران عقيده به نظام داشتند و كار خود را بهتر انجام دادهاند و مطمئن هستيم كه امسال با يك آهنگ ديگري اين كار را پيش ميبرند.
وي در ادامه تصريح كرد: اما توقع ما از اين عزيزاني كه ميخواهند خطشكن باشند و مدال از امام زمان و نايب امام زمان بگيرند اين است كه جنسهاي مرغوب با كيفيت بالا و استانداردهاي جهاني و با ابتكاراتي كه به خرج ميدهند به بازار عرضه كنند، مردم هم بايد عادت كنند و رسانهها مردم را تشويق كنند كه محصولات داخلي را بخرند.
صديقي اظهار كرد: اين فرهنگ كه هر چيزي خارجي باشد دوام و مرغوبيت بيشتر دارد از نفوذهاي استعماري و استثماري بيگانگان است و مقابله با آن هم به اين است كه جنس خوب به مردم تحويل دهيم.
وي در ادامه با اشاره به مسايل منطقه گفت: اين نسيمي كه وزيده است، نسيم حيات است، ملتهاي مرده رمق گرفتهاند و راه افتادهاند بالنده و پيشتاز و ظلم ناپذير شدهاند، الحمدلله در وضعيت مصر و تونس ما اميدهاي بيشتري داريم، مسيري كه پيش ميرود اميدهاي بيشتري ايجاد ميكند رمز آن اين است كه اين انقلابها امتداد روح الله است. اين روح خدا دميده است و آرام و آرام همه مرزها را در مينوردد، كشورهاي اسلامي يكي پس از ديگري خيزش نشان ميدهند و حيات و زندگي و عزت و غيرت نشان ميدهند و حقارتهاي گذشته را جبران ميكنند اما به اين جا بسنده نميشود.
صديقي گفت: ملتهاي اروپا زير سلطه حكومتهاي وابسته به آمريكا تحقير شدهاند دير يا زود شاهد خواهيم بود كه آنها هم بپا خيزند و از حكومتهاي خود مطالباتي براي جبران ذلتها و حقارتهاي گذشته خود داشته باشند و اسلام دين بشريت است دين مناطق اسلامي نيست. تز اسلام حريت و عزت است و ميرود تا سراسر جهان را در نوردد و وقتي همه عالم بيدار شدند وجود مبارك آقا و صاحب ما خواهد آمد.
امام جمعه موقت تهران درباره اوضاع ليبي گفت: فاجعه در ليبي با حضور نيروهاي غربي واقعا مايه تاسف است، اينها جنگ را فرسايشي كردهاند ميخواهند ملت ضعيف شود و هم بتوانند ديكتاتور ليبي را نگه دارند دولت ضعيفي باشد كه بتوانند بيشترين باج را از او بگيرند اينها از مردم حمايت نكردند و طرفدار دموكراسي نيستند اينها با آزادي مخالف هستند، ديكتاتورها را خودشان آوردهاند.
وي ادامه داد: در يمن هم وضعيت مايه تاسف است اين حضور و استقامت مردم راهي جز رفتن براي علي عبدالله صالح باقي نگذاشته است اما هر چه بيشتر جنايت ميكند ما بيشتر تاسف ميخوريم و به ملت يمن هم اطمينان ميدهيم كه با استقامت و صبر پيروزيشان نزديك است.
وي درباره بحرين گفت: دلهاي ما خون و قلبهاي ما مجروح است آنچه در بحرين ميگذرد قابل تحمل نيست يك حكومت غاصب نامشروع وابسته به استكبار جهاني و كفر مسلمانان اصيل را زير ضربات سخت همه جانبه خود قرار داده است، آدم كشي ميكند كودك و پزشك و پرستار و نوجوان را ميكشد و مجروحين را بازداشت ميكند و نمايندگان مردم را ميگيرند و ميكشند و از اينها بالاتر در دل شب بدون اذن درها را ميشكنند و به نواميس مردم در دل شب تعرض ميكنند و مردان را دست بسته جلوي زن و بچهشان ميبرند و برخي زندانيان را به سعودي و جاي ديگر منتقل كردهاند ديگر بيشرمي و ظلم را از حد گذراندهاند، مساجد را تخريب ميكنند و قرآن آتش ميزنند، اما مردم بحرين فرج نزديك است و فشار به اوج خود رسيده است اينها رفتنياند و شما ماندني هستيد.
وي در خطبه اول نمازجمعه نيز با تسليت ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) آن حضرت را صاحب كرامتهاي بسياري عنوان كرد و گفت: حضرت زهرا وقتي در شكم مادر بود سخن ميگفت و وقتي هم به دنيا آمد مانند حضرت عيسي سخن گفت و به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر شهادت داد.
وي در ادامه با بيان اينكه ما از حضرت زهرا دفاع از ولايت را آموختهايم، گفت: مهمترين رمز تقوا عمل در چارچوب نظام است، اين اساس تقوا است كسي كه ولايت نداشته باشد ولو عمري در معبد زندگي كند تقوايش را خدا قبول ندارد.
صديقي همچنين گفت: ولايت مطلقه فقيه همان ولايتالله است و كسي كه در برابر او بايستد در برابر خدا ايستاده است و حضرت زهرا هم با او قهر است.
به گزارش روز جمعه پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، درحالیکه بیشتر کشورها و سازمان های بین المللی گروهک منافقین را در فهرست سازمان های تروریستی خود قرار داده اند، وزارت امورخارجه آمریکا اعلام کرد که این کشور اکنون در حال بررسی مساله حذف نام این گروهک از فهرست خود می باشد.
این درحالی است که دولت آمریکا تا کنون 2 بار این گروهک را در فهرست گروه های تروریستی خود قرار داده است، و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز بر تروریستی بودن آن تاکید کرده اند.
حذف این گروهک از فهرست تروریستی آمریکا، به معنای آن خواهد بود که امکان دارد آمریکا عناصر این گروهک را در صورت اخراج از عراق تا پایان امسال، در خاک خود جای دهد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، مسئولان کارخانه طلاي آقدره، شکستگي يکي از قطعات اصلي دستگاه فعال در کارخانه را، علت تعطيلي اين مشكل عنوان و اعلام كردهاند كه اين قطعه تا چهار ماه آينده تعمير و مشکلات شغلي کارگران رفع خواهد شد.
اما برخي از کارگران و کارکنان کارخانه طلاي آقدره تکاب، طي چند روز گذشته از انتشار شايعاتي مبني بر تعطيلي دائمي اين کارخانه يا تعديل نيروي کار و حتي از سرگيري فعاليت کارخانه با حداقل نيروي کار خبر دادهاند.
"علي سروي"، يكي از كارگران اين كارخانه، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، گفت: از وقتي كه خبر تعطيلي كارخانه به گوش كارگران رسيد تا زمان رسمي تعطيلي، همه كارگران در تكاپوي به دست آوردن دوباره شغل خود بوده و نگران چگونگي تامين معاش خانوادهشان هستند.
وي افزود: ما از تمام مسئولان استاني و كشوري ميخواهيم كه اگر به فكر قشر كارگر هستند، نسبت به اين قشر بيتفاوت نباشند و به وعدههاي خود در خصوص ايجاد اشتغال عمل كنند و مانع افزايش بيكاري كارگران شوند.
"حسن قرباني"، نماينده کارگران کارخانه طلاي آقدره تکاب نيز، در گفتوگو با ايسنا، اظهار داشت: مسئولان کارخانه طلا هنگام تعطيلي آن، مدت بيکاري كارگران را، موقتي و چهار ماهه اعلام کردهاند و در زمان تعطيلي فعاليت آنان نيز، به تمامي کارگران تعهدنامه بازگشت به کار، پس از تعمير قطعه اصلي دستگاه فعال در کارخانه را دادهاند.
وي يادآور شد: البته بر اساس اين تعهدنامه، کليه کارگران کارخانه طلا پس از تعمير و راهاندازي دستگاه آن، بر سر کار خود حاضر خواهند شد، اما شايعاتي كه در بين كليه كارگران مبني بر تعديل نيروي كار بعد از به راه افتادن دوباره كارخانه وجود دارد، تمام كارگران را نااميد و ناراحت كرده است.
قرباني خاطرنشان كرد: طي اين مدت کارگران بيكار شده، ميتوانند طبق ضوابط از مزاياي بيمه بيکاري بهرهمند شوند.
بر اساس اين گزارش، با توقف فعاليت کارخانه استحصال و فرآوري طلاي "پويا زرکان" "آقدره" تکاب، فعلا بيشاز 200 نفر از کارگران و کارکنان آن، شغل خود را از دست دادهاند و اين ميزان 95 درصد کارکنان فعلي کارخانه را شامل ميشود البته، مسئولان کارخانه از بيکاري 30 درصدي کارگران خبر دادهاند.
"عباس احمدي نيري"، مديرعامل کارخانه فرآوري و استحصال طلاي آقدره تکاب نيز، از وجود برخي موانع براي خريد يکي از قطعات اصلي دستگاه فعال در کارخانه طلا خبر ميدهد و ميگويد: چرخدنده آسياب بزرگ که بهعنوان قلب دستگاه کارخانه عمل ميکند، دچار نقص فني شده است و بهعلت وجود برخي مشكلات، خريد آن از کشورهاي خارجي مشکل و زمانبر خواهد بود.
وي افزود: تا پيش از خريد اين قطعه اصلي، بخشهاي آسيبديده دستگاه کارخانه طلاي آقدره بهطور موقت تعمير خواهد شد و کارخانه بازگشايي ميشود.
فرماندار شهرستان تکاب نيز، از تعيين ضربالاجل و مهلت ويژه 2 ماهه به مسئولان کارخانه براي تعمير و تجهيز کارخانه طلاي آقدره خبر داد.
"محمدعلي داعي"، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، افزود: طي تماسها و ديدارهايي که با مسئولان کارخانه استحصال طلا انجام شده و بر اساس مصوبات کميسيون کارگري، بايد عمليات تعمير و تجهيز قطعات آسيبديده کارخانه، تا مدت دو ماه آينده صورت گيرد.
وي با تاکيد بر اينکه مسئولان کارخانه طلاي آقدره تکاب موظفند در پايان اين مدت 2 ماهه، حتماً فعاليت استحصال و فرآوري طلا را از سر بگيرند، افزود: با بازگشايي مجدد کارخانه طلاي آقدره تکاب، کليه کارگران و کارکنان بيكار شده اين کارخانه، سر کار خود باز خواهند گشت.
وي از مسئولان کارخانه طلاي آقدره تکاب خواست، نسبت به تعمير، تجهيز و راهاندازي مجدد فعاليت کارخانه طلاي آقدره تکاب، سرعت عمل و جديت به خرج دهند.
داعي گفت: دستگاههاي اجرايي تکاب به طور مستمر مسايل مربوط به کارگران کارخانه طلاي آقدره و تحقق مطالبات آنان و ضرورت بازگشت به کار کليه کارگران را، پيگيري ميكنند.
فرماندار تکاب همچنين برخي شايعات پيرامون توقف دائم فعاليت کارخانه طلاي آقدره را رد كرد و خبر تعطيلي قطعي اين کارخانه را تکذيب کرد.
وي يادآور شد: کليه شايعات مربوط به تعطيلي دائمي اين کارخانه صحت نداشته و اين تعطيلي موقتي بوده و با انجام تعميرات اساسي، فعاليت آن از سر گرفته خواهد شد.
به گزارش ايسنا، کارخانه فرآوري و استحصال طلاي آقدره، از سال 1383 در 30 کيلومتري شهر تکاب در جنوب استان آذربايجانغربي، با ظرفيت توليد سالانه 2.2 تن طلاي 24 عيار فعاليت ميكند كه بعد از معدن "موته" اصفهان، بهعنوان دومين معدن طلاي کشور و يکي از معادن بزرگ طلاي خاورميانه محسوب ميشود.
فعاليت معدن طلاي آقدره در حالي متوقف شده كه پروانه بهرهبرداري از اين معدن در سال 1378 به مدت 15سال صادر شده است و اجازه بهرهبرداري و استخراج از اين معدن طلا، تا سه سال ديگر يعني تا سال 1393 وجود دارد.
امام جمعه تبریز:
دوران افول ابرجنایتکار جهان و فرزند نامشروعش فرا رسیده است
خبرگزاری رسا ـ آیت الله شبستری گفت: افول ابرجنایتکار، آمریکا و فرزند نامشروعش رژیم صهیونیستی در آینده نه چندان دور فرا خواهد رسید.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، آیت الله محسن مجتهد شبستری، نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی امروز در خطبههای نماز جمعه تبریز اظهار داشت: بیداری امت اسلامی بیش از هر زمان دیگری آمریکا و متحدان همدستش در منطقه را نگران کرده است.
وی خاطر نشان کرد: همانطور که رهبر فرزانه انقلاب تاکید کردند؛ این حرکت بیداری به طور یقین تا قلب اروپا ادامه خواهد داشت، همانطور که این روزها شاهد تظاهرات گسترده در کشورهای اروپایی و آمریکایی هستیم.
امام جمعه تبریز در ادامه با بیان اینکه نهضت اسلامی منطقه موجب سرنگونی دیکتاتورهای وابسته به غرب در منطقه خواهد بود، تصریح کرد: افول ابرجنایتکار، آمریکا و فرزند نامشروعش رژیم صهیونیستی در آینده نه چندان دور فرا خواهد رسید.
عضو خبرگان رهبری با اشاره به خبر کشته شدن بن لادن از سوی رسانه های آمریکایی تصریح کرد: بن لادن تنها بهانه ای برای لشکرکشی آمریکا به منطقه و ترسیم چهره ای خشن از اسلام و قتل عام گسترده مسلمانان بوده است، حتی امروز اوباما از مرده بن لادن برای تبلیغات ریاست جمهوری در بین افکار عمومی آمریکا و جهت افزایش محبوبیت خود بهرهبرداری میکند.
نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی با بیان اینکه ابهت پوشالی آمریکا در افکار عمومی جهان شکسته شده است، افزود: در روزهای اخیر خبر آشتی فتح و حماس با توجه به تحولات جهان مهم و قابل توجه است، چراکه این امر زمینه آزادی فلسطین از رژیم اشغالگر قدس است.
آیت الله شبستری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دیدار اخیر معلمان با رهبر فرزانه انقلاب اظهار داشت: منویات حضرت آیت الله خامنه ای همواره روشنگر راه نظام اسلامی بوده است، مسؤولان باید اشارات رهبری را فصل الخطاب و حرف اول و آخر بدانند.
وی با تاکید بر اینکه امروز پیش از هر زمانی به وحدت نیاز داریم، گفت: هیچ فرد یا مسؤولی در مقابل رهبر انقلاب حق اظهار وجود ندارد، چراکه ایشان با بصیرت و درایت خاص همواره گره گشای مشکلات نظام بوده اند./935/پ202/ع
دانلود فایل ضمیمه
پایان خبر - خبرگزاری رسا
همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه؛
سی و نهمین سالگرد آیت الله کوهستانی برگزار میشود
خبرگزاری رسا ـ سی و نهمین سالگرد ارتحال آیت الله حاج شیخ محمدکوهستانی(ره) همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) در بهشهر برگزار می شود.
قسمتی از کتاب «قوانین» را نزد فقیه بزرگ آیت الله آقا خضر اشرفی تلمذ کرد و قسمتی از فقه یا اصول را از محضر علمی آیت الله حاج سید محسن نبوی اشرفی نیز بهره برده است، و بیشتر تحصیلات مقدماتی این عالم ربانی در حوزه بهشهر بود ولی در این میان مدتی در حوزه علمیه ساری درس خواند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در بهشهر، سی و نهمین سالگرد ارتحال آیت الله حاج شیخ محمدکوهستانی(ره) همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) در در روستای کوهستان بهشهر برگزار می شود.
بر اساس این گزارش، در این مراسم که فردا با حضور علمای استان، مسؤولان و اقشار مختلف مردم برگزار می شود، حجت الاسلام و المسلمین عباسعلی سلیمانی، نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان سخنرانی خواهد کرد.
برپایه این گزارش، برپایی نمایشگاه عکس و خاطرات آیت الله کوهستانی(ره) از دیگر برنامه های جنبی سی و نهمین سالگرد ارتحال این عالم ربانی است.
خلاصه ای از زندگینامه این عالم ربانی
آیت الله محمد کوهستانی در یکی از روزهای سال 1308 قمری ( 1267 هـ. ش ) در روستای کوهستان و در خانه علم و تقوا کودکی چشم به جهان گشود پدرش محمد مهدی از عالمان وارسته و صاحب نام بوده که در فضل کم نظیر بود.
طبق اسناد و مدارک نسبت این عالم بزرگوار به «ملا محمد شریف کاشانی» که از فضلا و علمای برجسته بوده است می رسد که بدین ترتیب است: محمد مهدی ( پدر آیت الله محمد کوهستانی ) فرزند محمد علی فرزند مهدی فرزند حاج محمد کاشی که وی نوه ملا محمد شریف بود.
ملا محمد شریف از علمای زمان خود بشمار می آمد او را بعنوان قاضی به قریه «رستمکلا» ـ از توابع شهرستان بهشهر دعوت کردند که بعد یکی از نوادگان او به نام حاج محمد کاشی در کوهستان سکنی گزید و فرزندان او نیز در همان کوهستان ماندگار شدند و به کوهستانی شهرت پیدا کرد.
شیوه آیت الله محمد کوهستانی(ره) در تبیین مسائل اعتقادی و مباحث عمیق خداشناسی استفاده از معارف بلند قرآن و عترت بود.
شاگردان خود را به استفاده از این منابع عظیم و پربار دعوت می کردند و برای دریافت آن حقایق معنوی و عرفانی آمادگی روحی و دعا و توسل را بسیار مهم می دانستند؛ یعنی معظم له راز و رمز رسیدن به توحید ناب و دست یابی به عرفان حقیقی را طهارت باطن و تزکیه نفس همراه با دعا و تضرع و دست گیری اهل بیت عصمت علیهم السلام می دانست.
استعداد و نبوغ فوق العاده وی، پدر را بر آن داشت که در تعلیم و تربیتش بیشتر بکوشد، لذا در همان اوان طفولیت وی را به مکتب خانه فرستاد تا با قرائت قرآن و خواندن و نوشتن آشنا گردد و خود نیز شخصاً در تربیت او مراقبت کامل داشت که در آینده فردی مفید و عالمی خدمت گزار شود و دارای آینمده ای درخشان شود.
ایشان در هشت سالگی پدر بزرگوار خود را ازدست داد و در نوجوانی پس از فراگیری قرآن و فارسی به حوزه علمیه بهشهر که در آن زمان نیز فعال و پر رونق بود رفت و علوم پایه از قبیل صرف ونحو و منطق را آنجا فرا گرفت.
کتاب « شمسیه» در منطق را نزد عالم فاضل شیخ احمد رحمانی خلیلی خواند و «مطّول» را نزد شیخ محمد صادق شریعتی آموخت و مدتی نیز از محضر عالم فاضل حاج آقا بزرگ کردکویی استفاده کرد.
چند ماهی نیز در حوزه علیمه بابل در مدرسه «کاظم بیک» و «سقا» نزد اساتید آن سامان به تحصیل پرداخت.
در آن عصر مدیریت حوزه بابل با آیت الله شیخ محمد حسن بارفروشی معروف به «شیخ کبیر» بود و شکوه و رونق بسیار می داشت.
از آیت الله کوهستانی نقل شده که فرمود: «من و شیخ محمد مهدی درزی، پدر مرحوم حجت الاسلام آقای درزیان ( امام جمعه فقید بهنمیر ) در مدرسه سقای بابل هم مباحثه بودیم.»
وی پس از اتمام پایه و فراگیری دروس عرب عازم مشهد شد و در حوزه علمیه مشهد به فراگیری علوم دینی پرداخت البته اینکه این عالم ربانی باقیمانده دروس سطح را در نزد چه کسی آموخت اطلاع دقیقیدر دست نیست اما نقل شده است که آیت الله کوهستانی کتاب «معالم الاصول» را نزد پدرم مرحوم آیت الله حاج شیخ نجفعلی فاضل استرآبادی در مشهد خواند و ظاهراً قسمتی از «شرح لمعه» را نزد عالم فاضل شیخ شعبان حجتی تلمّذ کرد و همچنین در دروس خارج فقهای بزرگ حوزه حاضر شد و به فراگیری علوم پرداخت. اساتید وی در درس خارج عبارت بودند از:مرجع عظیم الشأن آیت الله حاج آقا حسین قمی و دیگری مجتهد والامقام مرحوم آیت الله میرزا محمد کفایی ( فرزند محقق کبیر آیت الله ملا محمد کاظم خراسانی) که بیشترین بهره و استفاده را در آن حوزه از محضر این عالم ربانی برده است.
آیت الله کوهستانی(ره) پس از اقامت طولانی در جوار حضرت رضا علیه السلام جهت تحکیم مبانی اجتهاد و رسیدن به مدارج عالیه علمی، حدود سال 1340 قمری رهسپار حوزه بزرگ و پرآوازه نجف اشرف گردید.
ورود وی به حوزه نجف زمانی بود که حوزه در اوج شکوفایی علمی و معنوی به سر می برد و استوانه های بزرگ فقاهت و عدالت بر کرسی تدریس تکیه زده بودند و حضور آن بزرگان خود فرصت مناسبی را فراهم آورده بود که آن فقیه والامقام مبانی فقهی خویش را هر چه بهتر تقویت و استوارتر سازد و در کنار فراگیری دروس به خودسازی و تهذیب نفس نیز پرداخت و برخی ازاساتید وی در نجف، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله ضیاء عراقی و آیت الله العظمی میرزا محمد حسین نائینی بوده اند.
آیت الله کوهستانی بعد از فراگیری علوم دینی در نجف اشرف به زادگاهش روستای کوهستان در بهشهر بازگشت و حدوداً از سال 1312 شمسی جهت تشکیل حوزه به جمع آوری و تربیت طلاب علوم دینی همت کرد؛ در ابتدا که هنوز بنایی ساخته نشده بود حسینیه خویش را در اختیار طلاب گذاشت. به مرور زمان علاقه مندان به علم و دانش از اطراف گرد ایشان حلقه زدند تا سال 1321 شمسی که آمار طلاب و شیفتگان علم فزونی یافت اتاق هایی در حاشیه بیرونی و به تدریس در علوم دینی به طلاب و تشنگان علم و معرفت پرداختند.
سرانجام این عالم برجسته در ساعت یک بعد از نیمه شب 14 ربیع الاول مصادف با هشت اردیبهشت ماه 1351 بر اثر بیماری و کهولت در گذشت و در جوار بارگاه امام هشم در مشهد مقدس آرام گرفت./950/پ203/ع
دانلود فایل ضمیمه
پایان خبر - خبرگزاری رسا
همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه؛
سی و نهمین سالگرد آیت الله کوهستانی برگزار میشود
خبرگزاری رسا ـ سی و نهمین سالگرد ارتحال آیت الله حاج شیخ محمدکوهستانی(ره) همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) در بهشهر برگزار می شود.
قسمتی از کتاب «قوانین» را نزد فقیه بزرگ آیت الله آقا خضر اشرفی تلمذ کرد و قسمتی از فقه یا اصول را از محضر علمی آیت الله حاج سید محسن نبوی اشرفی نیز بهره برده است، و بیشتر تحصیلات مقدماتی این عالم ربانی در حوزه بهشهر بود ولی در این میان مدتی در حوزه علمیه ساری درس خواند.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در بهشهر، سی و نهمین سالگرد ارتحال آیت الله حاج شیخ محمدکوهستانی(ره) همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) در در روستای کوهستان بهشهر برگزار می شود.
بر اساس این گزارش، در این مراسم که فردا با حضور علمای استان، مسؤولان و اقشار مختلف مردم برگزار می شود، حجت الاسلام و المسلمین عباسعلی سلیمانی، نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان سخنرانی خواهد کرد.
برپایه این گزارش، برپایی نمایشگاه عکس و خاطرات آیت الله کوهستانی(ره) از دیگر برنامه های جنبی سی و نهمین سالگرد ارتحال این عالم ربانی است.
خلاصه ای از زندگینامه این عالم ربانی
آیت الله محمد کوهستانی در یکی از روزهای سال 1308 قمری ( 1267 هـ. ش ) در روستای کوهستان و در خانه علم و تقوا کودکی چشم به جهان گشود پدرش محمد مهدی از عالمان وارسته و صاحب نام بوده که در فضل کم نظیر بود.
طبق اسناد و مدارک نسبت این عالم بزرگوار به «ملا محمد شریف کاشانی» که از فضلا و علمای برجسته بوده است می رسد که بدین ترتیب است: محمد مهدی ( پدر آیت الله محمد کوهستانی ) فرزند محمد علی فرزند مهدی فرزند حاج محمد کاشی که وی نوه ملا محمد شریف بود.
ملا محمد شریف از علمای زمان خود بشمار می آمد او را بعنوان قاضی به قریه «رستمکلا» ـ از توابع شهرستان بهشهر دعوت کردند که بعد یکی از نوادگان او به نام حاج محمد کاشی در کوهستان سکنی گزید و فرزندان او نیز در همان کوهستان ماندگار شدند و به کوهستانی شهرت پیدا کرد.
شیوه آیت الله محمد کوهستانی(ره) در تبیین مسائل اعتقادی و مباحث عمیق خداشناسی استفاده از معارف بلند قرآن و عترت بود.
شاگردان خود را به استفاده از این منابع عظیم و پربار دعوت می کردند و برای دریافت آن حقایق معنوی و عرفانی آمادگی روحی و دعا و توسل را بسیار مهم می دانستند؛ یعنی معظم له راز و رمز رسیدن به توحید ناب و دست یابی به عرفان حقیقی را طهارت باطن و تزکیه نفس همراه با دعا و تضرع و دست گیری اهل بیت عصمت علیهم السلام می دانست.
استعداد و نبوغ فوق العاده وی، پدر را بر آن داشت که در تعلیم و تربیتش بیشتر بکوشد، لذا در همان اوان طفولیت وی را به مکتب خانه فرستاد تا با قرائت قرآن و خواندن و نوشتن آشنا گردد و خود نیز شخصاً در تربیت او مراقبت کامل داشت که در آینده فردی مفید و عالمی خدمت گزار شود و دارای آینمده ای درخشان شود.
ایشان در هشت سالگی پدر بزرگوار خود را ازدست داد و در نوجوانی پس از فراگیری قرآن و فارسی به حوزه علمیه بهشهر که در آن زمان نیز فعال و پر رونق بود رفت و علوم پایه از قبیل صرف ونحو و منطق را آنجا فرا گرفت.
کتاب « شمسیه» در منطق را نزد عالم فاضل شیخ احمد رحمانی خلیلی خواند و «مطّول» را نزد شیخ محمد صادق شریعتی آموخت و مدتی نیز از محضر عالم فاضل حاج آقا بزرگ کردکویی استفاده کرد.
چند ماهی نیز در حوزه علیمه بابل در مدرسه «کاظم بیک» و «سقا» نزد اساتید آن سامان به تحصیل پرداخت.
در آن عصر مدیریت حوزه بابل با آیت الله شیخ محمد حسن بارفروشی معروف به «شیخ کبیر» بود و شکوه و رونق بسیار می داشت.
از آیت الله کوهستانی نقل شده که فرمود: «من و شیخ محمد مهدی درزی، پدر مرحوم حجت الاسلام آقای درزیان ( امام جمعه فقید بهنمیر ) در مدرسه سقای بابل هم مباحثه بودیم.»
وی پس از اتمام پایه و فراگیری دروس عرب عازم مشهد شد و در حوزه علمیه مشهد به فراگیری علوم دینی پرداخت البته اینکه این عالم ربانی باقیمانده دروس سطح را در نزد چه کسی آموخت اطلاع دقیقیدر دست نیست اما نقل شده است که آیت الله کوهستانی کتاب «معالم الاصول» را نزد پدرم مرحوم آیت الله حاج شیخ نجفعلی فاضل استرآبادی در مشهد خواند و ظاهراً قسمتی از «شرح لمعه» را نزد عالم فاضل شیخ شعبان حجتی تلمّذ کرد و همچنین در دروس خارج فقهای بزرگ حوزه حاضر شد و به فراگیری علوم پرداخت. اساتید وی در درس خارج عبارت بودند از:مرجع عظیم الشأن آیت الله حاج آقا حسین قمی و دیگری مجتهد والامقام مرحوم آیت الله میرزا محمد کفایی ( فرزند محقق کبیر آیت الله ملا محمد کاظم خراسانی) که بیشترین بهره و استفاده را در آن حوزه از محضر این عالم ربانی برده است.
آیت الله کوهستانی(ره) پس از اقامت طولانی در جوار حضرت رضا علیه السلام جهت تحکیم مبانی اجتهاد و رسیدن به مدارج عالیه علمی، حدود سال 1340 قمری رهسپار حوزه بزرگ و پرآوازه نجف اشرف گردید.
ورود وی به حوزه نجف زمانی بود که حوزه در اوج شکوفایی علمی و معنوی به سر می برد و استوانه های بزرگ فقاهت و عدالت بر کرسی تدریس تکیه زده بودند و حضور آن بزرگان خود فرصت مناسبی را فراهم آورده بود که آن فقیه والامقام مبانی فقهی خویش را هر چه بهتر تقویت و استوارتر سازد و در کنار فراگیری دروس به خودسازی و تهذیب نفس نیز پرداخت و برخی ازاساتید وی در نجف، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، آیت الله ضیاء عراقی و آیت الله العظمی میرزا محمد حسین نائینی بوده اند.
آیت الله کوهستانی بعد از فراگیری علوم دینی در نجف اشرف به زادگاهش روستای کوهستان در بهشهر بازگشت و حدوداً از سال 1312 شمسی جهت تشکیل حوزه به جمع آوری و تربیت طلاب علوم دینی همت کرد؛ در ابتدا که هنوز بنایی ساخته نشده بود حسینیه خویش را در اختیار طلاب گذاشت. به مرور زمان علاقه مندان به علم و دانش از اطراف گرد ایشان حلقه زدند تا سال 1321 شمسی که آمار طلاب و شیفتگان علم فزونی یافت اتاق هایی در حاشیه بیرونی و به تدریس در علوم دینی به طلاب و تشنگان علم و معرفت پرداختند.
سرانجام این عالم برجسته در ساعت یک بعد از نیمه شب 14 ربیع الاول مصادف با هشت اردیبهشت ماه 1351 بر اثر بیماری و کهولت در گذشت و در جوار بارگاه امام هشم در مشهد مقدس آرام گرفت./950/پ203/ع
دانلود فایل ضمیمه
پایان خبر - خبرگزاری رسا