خدایا دل دوباره بی قراره...
خدایا دل دوباره بی قراره...
خدایا دل دوباره بی قراره
دو چشم خسته چون ابر بهاره
دو چشم خسته چون ابر بهاره
دوباره دل هوایی گشته یارب
زتنهایی زبان بگرفته امشب
زتنهایی زبان بگرفته امشب
بهار آمد ولیکن بی رخ یار
ندارد میکده گرمی بازار
ندارد میکده گرمی بازار
ز هجر خوبرویان سینه تنگ است
بهار من خدا بی آب و رنگ است
بهار من خدا بی آب و رنگ است
بهار بی پرستوها خزان است
بهار ودوری از گلها گران است
بهار ودوری از گلها گران است
خدایا با که گویم غصه ها را
دلم کرده هوای لاله هارا
دلم کرده هوای لاله هارا
شقایقهای صحرایی کجایند؟
یلان دشت شیدایی کجایند؟
یلان دشت شیدایی کجایند؟
کجا رفتند یاران خدایی؟
دلم را خون کند یا رب جدایی
دلم را خون کند یا رب جدایی
زهجر یوسفان آسمانی
عقیقان جگر خون یمانی
عقیقان جگر خون یمانی
فراق و دوری یاران عطشان
که دادند عاشقانه تشنه لب جان
که دادند عاشقانه تشنه لب جان
همانهایی که در صحرا فتادند
به پای حضرت زهرا فتادند
به پای حضرت زهرا فتادند
به شوق کربلا آواره گشتند
همه رفتند و دیگر بر نگشتند
همه رفتند و دیگر بر نگشتند
کبوترهای بال و پر شکسته
غریبانه به موج خون نشسته
غریبانه به موج خون نشسته
بیابانها سرای رازشان بود
دو کوهه سکوی پروازشان بود
دو کوهه سکوی پروازشان بود
غم آلاله های سر بریده
پرستوهای بال و پر بریده
پرستوهای بال و پر بریده
قرار و صبر این دل را ربوده
غزلخوان دل صحرا نموده
غزلخوان دل صحرا نموده
کجایید ای سبکبالان خیبر
بلند آوازه های پاره پیکر
بلند آوازه های پاره پیکر
کجایید ای یلان فکه و بدر
قلاویزان و مهران ٫فاو و والفجر
قلاویزان و مهران ٫فاو و والفجر
کجایید عاشقان اشجع الناس
ابر مردان شیر دشت عباس
ابر مردان شیر دشت عباس
جوانمردان دریای نجابت
غریبان سه راهی شهادت
غریبان سه راهی شهادت
همه جا را بگردم کوچه کوچه
به دنبال رفیقان شلمچه
به دنبال رفیقان شلمچه
جدایی٫ وا جدایی٫ وا جدایی
فراق و بی رفیقی٫ بی نوایی
فراق و بی رفیقی٫ بی نوایی
دلم تنگه٫ دلم تنگه٫ دلم تنگ
برای بچه های جبهه و جنگ
برای بچه های جبهه و جنگ
کجایی قجه ای٫همت٫ زمانی
زجاجی٫ کارور٫ ای آسمانی
زجاجی٫ کارور٫ ای آسمانی
کریمی٫ دستواره حاج احمد
چراغی٫ جان فدای دین سرمد
چراغی٫ جان فدای دین سرمد
رفیقان زار و تنهایم چه سازم
بیابان گرد صحرایم چه سازم
بیابان گرد صحرایم چه سازم
اسیر درد هجر و بی شکیبم
به حق خونتان من هم غریبم
به حق خونتان من هم غریبم
کجا رفتید و تنهایم نهادید
مرا از کاروان جایم نهادید
مرا از کاروان جایم نهادید
چرا یاران وفاداری نکردید؟
شدم زخمی مرا یاری نکردید
شدم زخمی مرا یاری نکردید
مرا باخود سوی آقا نبردید
به دنیای غریبی ها سپردید
به دنیای غریبی ها سپردید
من از جا مانده های کاروانم
به لب آمد خدا از غصه جانم
به لب آمد خدا از غصه جانم
پرستوهای عاشق پر کشیدند
به لب فریاد یازهرا پریدند
به لب فریاد یازهرا پریدند
شنیدم حامد شوریده میگفت
کلامی را که دل از غصه می سفت
کلامی را که دل از غصه می سفت
بگفتا ای شهیدان ناله دارم
پر است از کوه عصیان کوله بارم
پر است از کوه عصیان کوله بارم
به آه و ناله ام تا زنده هستم
ز روی ماهتان شرمنده هستم
ز روی ماهتان شرمنده هستم
شاعر:؟