اخبار فیزیولوژی پزشکی
مروری بر سیستم غدد درون ریز بدن
گرچه به ندرت درمورد غدد سیستم درون ریز بدن فکر می کنیم، اما هورمون هایی که این غدد ترشح می کنند تقریباً بر همه سلول ها، اندام ها و عملکردهای بدن اثر می گذارد. سیستم درون ریز در تنظیم وضعیت روانی، رشد، عملکرد بافت ها، و متابولیسم و همچنین عملکردهای جنسی و فرایندهای تناسلی بدن، بسیار سودمند است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، به طور کلی، سیستم درون ریز مسئول فرایندهایی از بدن است که کد صورت می گیرد، مثل رشد سلولی. فرایندهای سریعتر مثل تنفس و حرکت بدن توسط سیستم عصبی کنترل می شوند. اما بااینکه سیستم عصبی و سیستم درون ریز، دستگاه هایی کاملاً جدا از هم هستند، معمولاً برای بهبود عملکردهای بدن، با هم عمل می کنند.
درمورد سیستم غدد درون ریز
پایه و بنیاد سیستم درون ریز، هورمون ها و غدد هستند. هورمون ها بعنوان پیام رسان های شیمیایی بدن، اطلاعات و دستورات را از یک گروه سلولی به گروه دیگر منتقل می کند. گرچه انواع مختلفی از هورمون ها در جریان خون گردش دارند، اما هرکدام فقط روی سلولی تاثیر می گذارد که ژنتیکی برای دریافت و واکنش به پیام های آن برنامه ریزی شده است. سطح هورمون ها می تواند تحت تاثیر عواملی مثل استرس، عفونت ها و بیماری ها، و تغییرات در توازن مایعات و موادمعدنی خون قرار گیرد.
یک غده مجموعه ای از سلول هاست که موادشیمیایی تولید و ترشج کرده و بیرون می دهد. غده موادی را از خون انتخاب کرده و بیرون می کند، روی آنها فرایندهایی انجام می دهد و موادشیمیایی حال را برای استفاده در یک نقطه از بدن آزاد می کند. برخی از انواع غدد، ترشحات خود را در نواحی خاص آزاد می کنند. برای مثال، غدد برون ریز، مثل غدد عرق و براقی، ترشجات خود را در پوست یا داخل دهان آزاد میکنند. از طرف دیگر غدد درون ریز، بیش از ۲۰ هورمون اصلی بدن را مستقیماً وارد جریان خون می کند تا در آنجا به سلول های دیگر در نواحی مختلف بدن منتقل شوند.
غدد اصلی که سیستم درون ریز بدن انسان را تشکیل می دهد، غده هیپوتالاموس، هیپوفیز، تیروئید، پاراتیروئید، آدرنال، جسم صنوبری و غدد تناسلی می باشد که شامل تخمدان ها و بیضه هاست. پانکراس نیز بااینکه به سیستم گوارش نیز مربوط است اما چون آنزیم های گوارشی را تولید و ترشح می کند، بخشی از این سیستم مترشحه هورمونی به حساب می آید.
بااینکه غدد درون ریز اصلی ترین تولیدکننده های هورمون های بدن هستند، برخی اندام های غیر درون ریز– مثل مغر، قلب، ریه ها، کلیه ها، غده تیموس، پوست و جفت—نیز هورمون تولید کرده و ترشح می کنند.
هیپوتالاموس، مجموعه ای از سلول های ویزه که در بخش پایینی مرکز مغز واقع شده است، اصلی ترین رابط بین سیستم درون ریز و سیستم عصبی به شمار می رود. سلول های عصبی موجود در هیپوتالاموس، با تولید مواد شیمیایی که تولید و ترشج هورمون ها را یا تشدید یا متوقف می کنند، غده هیپوفیز را کنترل می کند.
غده هیپوفیز بااینکه چندان بزرگتر از یک نخودفرنگی نیست، مهمترین بخش سیستم درون ریز به شمار می رود. این اندام گاهاً “غده اصلی” نامیده می شود، چون هورمون هایی را تولید می کند که غدد درون ریز دیگر را کنترل می کنند. تولید و ترشح هورمون های هیپوفیز می تواند تحت تاثیر عوامل مختلفی مثل احساسات و تغییرات فصلی قرار گیرد. برای انجام اینکار، هیپوتالاموس، اطالاعاتی را که توسط مغز داده می شود (مثل دمای محیط، الگوهای قرارگیری در معرض نور، و احساسات) را به هیپوفیز می فرستد.
غده هیپوفیز به دو بخش تقسیم می شود:بخش پیشین و بخش پسین. بخش پیشین فعالیت غدد تیروئید، آدرنال، و تناسلی را تنظیم می کند. از میان هورمون هایی که این غده ترشح می کند، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
· هورمون رشد، که رشد استخوانها و سایر بافت های بدن را تحریک می کند و در استفاده بدن از موادمغذی و معدنی نقش دارد.
· هورمون پرولاکتین، که تولید شیر را در زنان شیرده فعال میکند.
· هورمون تیروتروپین، که غده تیروئید را برای تولید هورمون تیروئید تحریک میکند.
· کورتیکوتروپین، که غده آدرنال را برای تولید برخی هورمون های خاص تحریک میکند.
غده هیپوفیز همچنین اندورفین نیز ترشح می کند. اندورفین ها مواد شیمیایی هستند که برای کاهش حساسیت به درد، بر روی سیستم عصبی کار می کنند. علاوه بر این، غده هیپوفیز هورمون هایی نیز ترشح می کند که به تخمدان ها و بیضه ها برای تولید هورمون های جنسی پیام می فرستند. غده هیپوفیز همچنین تخمک گذاری و چرخه قاعدگی را نیز در زنان کنترل می کند.
بخش پسین غده هیپوفیز، هورمون های ضد ادرار ترشح می کند که با تاثیری که بر کلیه ها و دفع ادرار دارد، به حفظ توازن آب بدن کمک میکند. هورمون دیگری که این بخش ترشح می کند، اکسیتوسین است که انقباضات رحم را طی وضع حمل ایجاد می کند.
تیروئید که در بخش جلویی گردن قرار دارد، شبیه به یک پاپیون یا پروانه است که هورمون های تیروئید، یتروکسین و تیرودوتیرونین را تولید می کند. این هورمون ها سرعتی را که سلول ها سوخت های بدن را از موادغذایی برای تولید انرژی می سوزانند، کنترل میکنند. هرچه میزان هورمون های تیروئید در جریان خون بالا رود، سرعت ایجاد واکنشهای شیمیایی نیز در بدن بیشتر می شود.
هورون های تیروئید همچنین نقش مهمی در رشد استخوانها و رشد مغز و سیستم عصبی در کودکان دارند. تولید و ازادسازی هورمون های تیروئید توسط تیروتروپین کنترل می شود که آن نیز به نوبه خود توسط غده هیپوفیز ترشح می شود.
به غده تیروئید چهار غده کوچک متصل است که به همراه یکدیگر عمل می کنند و پاراتیروئید نامیده می شوند. این غدد هورمون پاراتیروئید ترشح می کنند که با کمک کالسیتونین که در تیروئید تولید می شود، سطح کلسیم را در خون تنظیم می کند.
بدن دو غده آدرنال مثلثی شکل دارد که هرکدام روی یکی از کلیه ها قرار گرفته است. غدد آدرنال دو قسمت دارند، که هرکدام یک سری هورمون تولید میکنند و عملکردی متفاوت دارند. بخش بیرونی، قشر آدرنال، هورمون هایی تولید می کند که کورتیکوستیروئید نامیده می شوند و توازن نمک و آب بدن، واکنش بدن به استرس، متابولیسم، سیستم ایمنی و رشد و عملکرد جنسی را تنظیم می کند.
بخش داخلی، کاته کولامین هایی مثل اپینفرین تولید می کند. اپینفرین که آدرنالین هم نامیده می شود، در مواجهه با استرس، فشارخون و ضربان قلب را بالا می برد.
جسم صنوبری که غده صنوبری نیز نامیده می شود، در وسط مغز قرار گرفته است. این غده ملاتونین ترشح می کند، هورمونی که چرخه خواب-بیداری را تنظیم می کند.
غدد جنسی مهمترین منبع هورمون های جنسی هستند. در مردها، این غدد در کیسه بیضه قرار گرفته اند. غدد مردانه، یا بیضه ها، هورمون هایی تولید می کند که آندروژن نامیده می شود، که مهمترین آنها تستوسترون است. این هورمون ها تغییرات بدن را که به خاطر رشد جنسی ایجاد می شود، مثل بزرگ شدن آلت تناسلی و بروز سایر ویژگی های مردانه مثل کلفت شدن صدا، رشد مو صورت و شرمگاه و افزایش رشد و قدرت عضلانی، تنظیم میکند. تستوسترون همچنین در تولید اسپرم توسط بیضه ها نیز دخالت دارد.
غدد زنانه، ینی تخمدان ها، در لگن خاصره قرار گرفته اند. این غدد تخمک تولید کرده و هورمون های زنانه مثل استروژن و پروژسترون را تولید میکنند. استروژن در رشد خصوصیات جنسی زنانه مثل رشد سینه ها و جمع شدن چربی بدن در ران ها و باسن، نقش دارد. هم استروژن و هم پروژسترون در حاملگی و تنظیم عادت ماهیانه نیز نقش دارند.
پانکراس یا همان لوزالمعده (علاوه بر سایرین) دو هورمون مهم، یعنی انسولین و گلوکاگن را تولید می کند. این هورمون ها برای حفظ توازن گلوکز یا قند خون و حفظ سوخت و ذخائر انرژی بدن، در کنار یکدیگر عمل می کنند.
سیستم غدد درون ریز چه می کند
وقتی هورمون ترشح می شود، از غدد درون ریز به داخل جریان خون منتقل می شود تا به سمت سلولهایی که باید پیامرسانی کند، برود. در مسیر رفتن به سمت این سلولها، پروتئین های خاصی به برخی از این هورمون ها می چسبند. این پروتئین های خاص مثل حمل کننده هایی رفتار می کنند که مقدار هورمونی را که باید با سلول هدف رابطه برقرار کند و روی آن تاثیر بگذارد را کنترل می کنند.
همچنین، سلول های هدف گیرنده هایی دارند که فقط به برخی هورمون های خاص می چسبند، و هر هورمون گیرنده های خاص خود را دارد، درنتیجه هر هورمون فقط با سلولهای هدف خاص که گیرنده های آن هورمون را دارند، وارد رابطه می شود. وقتی هورمون به سلول هدف خود می رسد، به گیرنده های خاص آن سلول می چسبد و این ترکیب گیرنده-هورمون، دستورالعمل های شیمیایی را به کارگران داخل سلول منتقل می کند.
وقتی سطح هورمون ها به مقدار نرمال یا لازم خود برسد، ترشح بیشتر آن هورمون با مکانیسم های مهم بدن کنترل می شود تا همان میزان هورمون در خون حفظ شود. این تنظیم تولید و ترشح هورمون ها می تواند خود هورمون یا ماده دیگری در خون که مربوط به این هورمون است را درگیر کند.
برای مثال، اگر غده تیروئید مقدار کافی از هورمون های تیروئید در خون ترشح کرده باشد، غده هیپوفیز متوجه این مقدار نرمال از آن هورمون در جریان خون شده و آزادسازی تیروتروپین را تنظیم می کند. تیروتروپین هورمونی است که ده تیروئید را برای ساخت و ترشح هورمون های تیروئید تحریک می کند.
مثال دیگر هورمون پاراتیروئید است که یزان کلسیم خون را بالا می برد. وقتی میزان کلسیم خون بالا رود، غدد پاراتیروئید این تغییر را حس کرده و ترشح و تولید این هورمون را کاهش می دهند.
مشکلات سیستم غدد درون ریز
مقدار خیلی زیاد یا خیلی کم از هر هورمون می تواند برای بدن مضر باشد. برای مثال، اگر غده هیپوفیز هورمون رشد زیاد تولید کند، بچه می تواند رشد بسیار زیادی پیدا کندو به طور غیرطبیعی بلند قد شود. اگر این مقدار کم باشد، بچه به طور غیرطبیعی کوتاه قد و ریز خواهد شد.
کنترل تولید یا جایگزینی برخی هورمون های خاص می تواند بسیاری از اختلالات درون ریز را در کودکان و نوجوانان برطرف کند. برخی از این اختلالات عبارتند از:
ناتوانی آدرنال: در این وضعیت عملکرد قشر غده آدرنال یا فوق کلیوی پایین آمده و درنتیجه تولید هورمون های کورتیکوستیروئید آدرنال نیز بسیار کم می شود. علائم ناتوانی آدرنال می تواند شامل ضعف، خستگی، درد شکم، حالت تهوع، کم آب شدن بدن، و تغییرات پوستی باشد. پزشکان ناتوانی ادرنال را با تجویز جایگزین هایی برای هورمون هایکورتیکوستیروئید مداوا می کنند.
سندرم کوشینگ: مقدار بسیار زیاد از هورمون های گلوکوکورتیکوئید در بدن می تواند منجر به بروی سندرم کوشینگ شود. در کودکان، معمولاً زمانی این اتفاق می افتد که کودک برای درمان بیماری های خود ایمنی مثل سل جلدی (lupus) مقدار بالایی داروهای ترکیبی کورتیکوستیروئید مصرف می کند (مثل پردنیسون). اگر این وضعیت به خاطر وجود تومر در غده هیپوفیز باشد که مقدار زیادی کورتیکوتروپین تولید می کند و غدد فوق کلیوی (آدرنال) را تحریک به تولید بیش از حد کورتیکوستیروئیدها می کند، به آن بیماری کوشینگ اطلاق می شود. بروز علائم آن ممکن است سالها طول بکشد و این علائم عبارتند از، چاق شدن بیش از حد، ناتوانی رشد، ضعف عضلانی، کبود شدن سریع پوست، آکنه، بالا رفتن فشار خون، و تغییرات فیزیولوژیکی. بنا بر علت خاص بیماری، پزشکان با روش های مختلفی مثل جراحی، پرتو درمانی، شیمی درمانی یا داروهایی که تولید این هورمون ها را متوقف می کنند، این بیماری را مداوا می کنند.
دیابت نوع ۱: وقتی لوزالمعده یا پانکراس نتواند به میزان کافی انسولینتولید کند، دیابت نوع ۱ ایجاد می شود. علائم این بیماری عبارتند از: تشنگی زیاد، گرسنگی، ادرار و کاهش وزن. در کودکان و نوجوانان، این بیماری معمولاً یک اختلال خودایمن است که در آن برخی سلول های خاص سیستم ایمنی و پادتن هایی که توسط دستگاه ایمنی بدن ساخته می شوند، سلول های لوزالمعده را که انسولین تولید می کنند، تخریب می کند. این بیماری می تواند مشکلات دیگری در دراز مدت به وجود آورد مثل مشکلات کلیوی، آسیب های عصبی، کوری، و بیماری های قلبی کرونری زودرس و سکته. به کودکانی که دچار این مشکل هستند، برای کنترل سطح قند خون و کاهش خطر ایجاد مشکلات دیابتی مداوماً انسولین تزریق می شود.
دیابت نوع ۲: برخلاف دیابت نوع ۱، که در آن بدن قادر به تولید انسولین کافی نیست، در دیابت نوع ۲ بدن قادر به واکنش نرمال به انسولین نمی باشد. کودکان و نوجوانان مبتلا به این بیماری معمولاً اضافه وزن زیادی دارند و باور بر این است که چربی اضافه بدن نقش مهمی در مقاومت انسولین دارد که از مشخصه های این بیماری است. درواقع، در سالهای اخیر، شیوع این بیماری در کودکان تقریباً برابر با میزان بالای چاقی مفرط در آنها است. علائم و مشکلات احتمالی دیابت نوع ۲ تقریباً مشابه با دیابت نوع ۱ می باشد. برخی کودکان ونوجوانان می توانند با تغییرات رژیم غذایی، ورزش، و دارو قند خون خود را کنترل کنند اما خیلی از آنها مجبورند مثل بیماران دیابت نوع ۱، تزریق انسولین انجام دهند.
مشکلات هورمون رشد: بالا بودن میزان هورمون رشد در کودکان در ال رشد باعث رشد بی اندازه استخوان ها و سایر قسمت های بدنشان می شود که منجر به غول پیکر شدن آنها می شود. این وضعیت نادر، معمولاً به خاطر وجود یک تومر در غده هیپوفیز ایجاد می شود که می توان آنرا با برداشتن تومر مداوا کرد. درمقابل، وقتی غده هیپوفیز نتواند به میزان کافی هورمون رشد تولید کند، رشد کودک از قد، معیوب می شود. پایین بودن قند خون نیز ممکن است در کودکان مبتلا به کمبود هورمون رشد اتفاق بیفتد.
پرکاری تیروئید: پرکاری تیروئید وضعیتی است که در آن سطح هورمون های تیروئید در خون بیش از اندازه بالا می رود. علائم آن شامل کاهش وزن، عصبی شدن، رعشه، تعرق زیاد، بالا رفتن ضربان قلب و فشارخون، برآمدگی چشم ها، و تورم گردن به خاطر بزرگ شدن غده تیروئید (گواتر) می شود. این وضعیت در کودکان معمولاً به خاطر بیماری گریوز ایجاد می شود که یک اختلال خودایمن است که در آن برخی پادتن ها که توسط سیستم ایمنی تولید می شود، غده تیروئید را برای فعالیت بیش از حد تحریک میکنند. این بیماری را میتوان با دارو یا برداشتن یا از بین بردن غده تیروئید با جراحی یا پرتودرمانی مداوا کرد.
کم کاری تیروئید: کم کاری تیروئید وضعیتی است که در آن سطح هورمون های تیروئید در خون به طور غیرعادی پایین می آید. کمبود هورمون تیروئید، فرایندهای بدن را کند کرده و می تواند منجر به خستگی، پایین آمدن ضربان قلب، خشک شدن پوست، اضافه وزن، یبوست، و در کودکان، کاهش رشد و بلوغ دیررس گردد. مهمترین عامل ایجاد کم کاری تیروئید در کودکان تیروئیدیت هاشیموتو است که درنتیجه یک فرایند خودایمن ایجاد می شود که تیروئید را تخریب کرده و تولید هورمون تیروئید را متوقف می سازد. نوزادان ممکن است فاید غده تیروئید متولد شوند یا غده تیروئید آنها رشد کافی نداشته باشد که این هم منجر به کم کالری تیروئید خواهد شد. این وضعیت را می توان با جایگزین های غذایی هورمون تیروئید مداوا کرد.
بلوغ زودرس: تغییرات بدن که حین بلوغ ایجاد می شوند، اگر میزان هورمون های هیپوفیز که غدد جنسی را برای تولید هورمون هایجنسی تحریک می کنند، پیش از موقع بالا رود، ممکن است در برخی کودکان در سنین خیلی پایین اتفاق بیفتد. داروی تزریقی برای متوقف کردن ترشح این هورمون های هیپوفیز وجود دارد که جلوی رشد جنسی زودرس را در این کودکان میگیرد.
ماده معدنی کلسیم
بدن ما تقریباً ۱ کیلوگرم کلسیم دارد. البته در افراد مختلف با استخوان بندی متفاوت ، مسلما این میزان فرق میکند. بیشتر کلسیم در استخوانها و دندانها نشسته است و تنها ۱% آن در بقیه بدن وجود دارد که همین ۱ درصد اعمال زیادی انجام میدهد، مثلاً انقباض همه ماهیچههای ما بسته به وجود کلسیم است. با بالا رفتن سن توده استخوانی به تدریج مواد معدنیاش را از دست میدهد و به دنبال آن عوارض از قبیل شکستگی انتهای استخوان ران ، روی هم جمع شدن ستون فقرات و … روی میدهد. حالا این سوال پیش میآید که آیا میتوان با تغذیه صحیح از این پدیده طبیعی جلوگیری کرد؟
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، کلسیم یک ماده معدنی مهم جهت تقویت استخوانها و دندانهاست. علاوه بر این به عملکرد دست قلب، اعصاب، عضلات و سایر سیستمهای بدن کمک می کند. شیر و لبنیات، نظیر پنیر و ماسیت از غنی ترین غذاهای حاوی کلسیم است. علاوه بر این کلسیم در پسته و فندق و بادام، سبزی های دارای برگ سبز و آب پرتقال تقویت شده با کلسیم وجود دارد. ویتامین های آ،سی، دی و ای به جذب و استفاده کلسیم غذاها کمک می کند. استرس و ورزش نکردن تعادل کلسیم را بهم می زند. بیشتر مردم آمریکا به خصوص زنان کلسیم کافی رژیم غذایی ندارند.
آیا می دانید تفاوت درشت مغذی ها و ریز مغذی ها در چیست ؟
درشت مغذی ها کربوهیدراتها ، چربیها و پروتئین هایی بودند که به مقدار زیاد مورد نیاز بدن هستند ، امانیاز بدن به ریز مغذی ها بسیار کم است و در حدود میلی گرم و حتی درمواردی میکرو گرم در روز مورد نیاز بدن است . عناصر معدنی حدود چهار درصد کل وزن بدن ما را تشکیل می دهند . نقش آن ها را در بدن به اختصار بیان می کنیم .
عناصر معدنی در بافتهای ساختمانی بدن ما نقش دارند . مثلاً کلسیم و فسفر در ساختمان بافت استخوانی شرکت می کنند و یا آهن در ساختمان بافت خون نقش دارد . عناصر معدنی در تنظیم تعادل فیزیکی و شیمیایی بدن یا حفظ تعادل فشار اسمزی بدن و تنظیم PH خون نقش دارند . همچنین در ترشحات مایعات بدن مثل هورمونها یا ساختمان آنزیمها نقش دارند و به طور کلی در حفظ و نگهداری تعادل حیاتی بدن موثرند .
معمولاً در رژیم غذایی متعادل ، عناصر معدنی به مقدار مناسب و کافی به بدن ما می رسد ولی گاهی اوقات تأمین مقدار کافی برخی از عناصر معدنی مثل آهن ، ید و کلسیم ( بالاخص در دوران بارداری ، شیردهی و رشد ) نیاز به توجه بیشتری دارد . در خصوص ید و فلوئور باید گفت که وجودشان در مواد غذایی بستگی به خاک آن منطقه دارد . اگر خاک آن منطقه از لحاظ این عناصر معدنی فقیر باشد مواد غذایی حاصل نیز از این نظر فقیر خواهند بود .
عناصر معدنی به چهار دسته تقسیم می شوند :
۱- عناصری که مقدارشان نسبتاً زیاد است . یعنی بیش از ۵ هزارم درصد وزن بدن ما را تشکیل می دهند مثل کلسیم و فسفر که اعمال حیاتی آنها نیز کاملاً شناخته شده است .
۲- عناصری که مقدارشان خیلی کم است ولی اهمیت آن ها بسیار زیاد است . به عنوان مثال ید ، مس ، روی ، فلوئور که مقدار مورد نیازشان بسیار کم است ، کمتر از ۵ هزارم درصد وزن بدن به این عناصر نیاز داریم ، اما فوق العاده مهم هستند و اعمالشان نیز کاملاً شناخته شده است .
۳- عناصری هستند که در بدن وجود دارند اما اعمال حیاتی آنها کاملاً شناخته شده نیست مثل وانادیوم.
۴- عناصری که نقش آن ها در بدن تا به حال شناخته شده نیست مثل طلا ، نقره و گالیم . به این چهار دسته ، می توان دسته پنجمی نیز اضافه کرد :
۵- عناصری هستند که وجودشان در بدن نشانه آلودگی است و از طریق آلودگی مواد غذایی و محیط به بدن می رسند . جزء مواد مغذی ضروری نیستند و زیان آور هستند مثل سرب ، قلع و کادمیم .
کلسیم :
در بین مواد معدنی ، کلسیم جایگاه ویژه ای دارد ، زیرا بیشترین ماده معدنی که در بدن ما وجود دارد کلسیم است . در استخوانهای یک فرد بالغ حدود ۹۰ تا ۱۴۰ گرم کلسیم وجود دارد . کلسیم و فسفر همراه هم هستند و این امر نقش اصلی این دو عنصر را در ساختمان استخوانها نشان می دهد. ترکیب اصلی استخوانها و دندانها را املاح کلسیم و فسفر تشکیل می دهد . جذب و متابولیسم این دو ماده نیز تابع اعمال مشترک است .کلسیم درهدایت جریان الکتریکی عصب و عضله در محل سیناپس نقش دارد و همچنین در انعقاد خون نیز موثر است .
چه عواملی بر جذب کلسیم تأثیر دارند ؟
عوامل متعددی روی جذب کلسیم تأثیر دارند :
۱-مهمترین عامل ویتامین D است که از طریق سنتز مولکول پروتئینی به جذب کلسیم کمک می کند. بنابراین اگر ویتامین D به مقدار کافی دریافت نکنیم جذب کلسیم و فسفر مختل می شود.
۲- نسبت کلسیم به فسفر مسأله مهمی در جذب این دو عنصر است . مناسب ترین نسبت در مورد شیرخواران یک است و در مورد بالغین دو به یک است . بنابراین اگر نسبت کلسیم به فسفر به هم بخورد می تواند جذب را مختل کند . البته اگر این نسبت بین نیم تا دو نوسان داشته باشد ، جذب می تواند صورت بگیرد . اما اگر نسبت به هر صورت کمتر از نیم و یا بیشتر از دو شود جذب مختل می شود و زمانی که نسبت به چهار و نیم برسد کاملاً جذب کلسیم و فسفر مختل می شود .
۳- عوامل دیگری که روی جذب کلسیم موثر است PH معده یا اسید معده است ، که سیتراتهای جذب را بالا می برند ، اما اکسالاتها که در سبزیها بالاخص در اسفناج ، ریواس و کرفس وجود دارند ، می توانند مانع جذب کلسیم شوند .
۴- عوامل دیگری که می توانند جذب کلسیم را بالا ببرند ، پروتئین های حیوانی مخصوصاً بعضی از اسیدهای آمینه ای است که در پروتئین های حیوانی وجود دارند .
بنابراین جذب کلسیم تحت تأثیر عوامل متعددی قرار می گیرد . البته حفظ تعادل کلسیم با رژیم غذایی امکان پذیر است ، یعنی وقتی ما با نوسان دریافت کلسیم مواجه می شویم بدن می تواند با این شرایط سازگاری پیدا کند ، اما این سازگاری آنی و فوری نیست و حداقل یکسال طول می کشد.
حفظ توازن و تعادل کلسیم :
علاوه بر رژیم غذایی ، دو هورمون ، پاراتورمون و کلسیتونین روی تعادل و توازن کلسیم نقش دارند . زمانی که کلسیم خون کاهش می یابد یعنی از طریق غذا به مقدار کافی کلسیم دریافت نکنیم، پاراتورمون ترشح می شود .
پاراتورمون موجب برداشت کلسیم از استخوانها و رساندن سطح کلسیم خون به آستانه طبیعی می شود و از دفع ادراری کلسیم جلوگیری می کند و دفع فسفر را زیاد می کند و برعکس وقتی که فرد غذای کلسیم دار می خورد و سطح کلسیم خون بالا می رود کلسیتونین ترشح می شود و کلسیم را که از طریق ترشح پاراتورمون از استخوان برداشت شده بود را جبران می کند .
دفع اداری کلسیم افزایش می یابد و دفع فسفر کم می شود و در حقیقت بدین ترتیب توازن و تعادل کلسیم برقرار می شود .
معمولاً کلسیم مورد نیاز افراد عادی حدود ۴۵۰ میلی گرم و یا دو تا سه واحد لبنیات در افراد بالغ است .
معمولاً یک لیوان شیر ، سی تا چهل گرم پنیر و یا دو پیاله ماست ، یک واحد لبنیات را تشکیل می دهند .
میزان حداقل کلسیم مورد نیاز ۴۵۰ میلی گرم است که در افراد بالغ مقدار مناسب حدود ۸۰۰ میلی گرم است ، اما در دوران بارداری و شیردهی ، این مقدار نیاز بالاتر می رود و حدود ۱۲۰۰ میلی گرم می شود و توصیه می شود که مادران در این دوران ۴ تا ۵ واحد لبنیات مصرف نمایند .
جذب و انتقال کلسیم
جذب کلسیم در خون به صورت یون کلسیم و از دیواره روده صورت میگیرد. عاملی که موجب افزایش جذب کلسیم میشود ویتامین D است، به همین دلیل قرصهای مکمل کلسیم را با ویتامین D تهیه میکنند. لذا اگر منابعی را که دارای این ۲ عنصر است مصرف کنید که کلسیم موجود در آنها بهتر جذب میشود. در صورتی که در غذا ، مادهای به نام اگزالات باشد، جذب کلسیم آن کاهش مییابد و به همین دلیل است که کلسیم اسفناج و چغندر ، به خوبی کلسیم شیر جذب نمیشود.
اسید فیتیک موجود در سبوس گندم نیز جذب Ca را کاهش میدهد ولی این مسئاله زمانی اثر گذار است که مصرف آن خیلی زیاد باشد مثل گیاهخواران مطلق. دریافت کلسیم کافی ، اثرات مثبتی در کاهش فشار خون افراد مبتلا به فشار خون دارد، تنظیم میزان کلسیم بدن ، بر عهده هورمونهایی است که از غده تیروئید ترشح میشوند.
عملکرد کلسیم در بدن
ضربان قلب را تنظیم میکند.
بیخوابی را کاهش میدهد.
در متابولیسم آهن بدن مؤثر است.
در تنظیم کار سیستم اعصاب بدن بخصوص در انتقال تحریکات نقش اساسی دارد.
کلسیم عامل استحکام استخوانهاست. کلسیم کافی باید در غذای نوجوانان قبل از بلوغ وجود اشته باشد تا استخوانها تراکم مناسبی بیابند و در سالمندی به پوکی استخوان مبتلا نشوند.
برای عملکرد عضلات ضروری است و تا کلسیم وجود نداشته باشد حرکت امکان پذیر نمیباشد.
انتقال پیامهای عصبی با واسطه یون کلسیم صورت میگیرد.
کلسیم در یکی از مراحل انعقاد خون دخیل است.
عوارض ناشی از کمبود کلسم بدن
عوارض کمبود کلسیم در کودکان راشیتیسم ، در میانسالان استئو مالاسی ، و در بزرگسالان استئوپروز است.
این بیماریها در اثر کمبود ویتامین D نیز بروز میکند، پس اگر میخواهید استخوانهای محکمی داشته باشید، بهتر است مراقب مصرف ویتامین D هم باشید. کمبود شدید کلسیم، انقباض شدید عضلات به حالت کزاز را به دنبال دارد که ابتدا به صورت گرفتگی عضلات دیده میشود. البته این حالت کمتر رخ میدهد و آنچه بیشتر از کمبود کلسیم دیده میشود پوک شدن استخوانها در سنین بالاست که برای جلوگیری از آن باید از نوجوانی به فکرش باشیم.
کلسیم از راه پوست هم به هدر میرود فعالیت زیاد در حرارت بالا و تعرق زیاد، دفع پوستی کلسیم را افزایش میدهد. چرا که در اثر بالا رفتن سن ، درد استخوان ، راحت شکسته شدن و دیر جوش خوردن استخوانها گریبانگیرمان میشود. میزان مورد نیاز کلسیم روزانه ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ میلیگرم است. هنگامی که کلسیم دریافتی از مواد غذایی کافی نباشد سیستم تعادلی بدن در جهت نگاه داشتن میزان کلسیم پلاسمای خون عمل کرده ولی از ذخیره مواد معدنی استخوان کم میشود. این اعمال با تنظیم هورمون مترشحه از غده پاراتیروئید “کلسیتونین” که مشتقی از ویتامین D میباشد، صورت میگیرد (هورمون پاراتیروئید مشتق از ویتامین D). نزد کودکان و نوجوانان و تازه بالغین ، تراز تبادل کلسیم مثبت بوده و در جهت افزایش توده استخوانی است ولی نزد بزرگسالان و سالمندان تحلیل مواد کانی استخوان بتدریج فزون یافته و تراز کلسیم بطور اجتناب ناپذیری منفی میگردد.
از دست دادن مواد تشکیل دهنده استخوان با بالا رفتن سن ، امری معمول و فیزیولوژیک است. این وضع از سن ۲۵ تا ۳۰ سالگی شروع شده و میزان آن حدود ۱% تا ۵% در سال است البته نزد زنان ممکن است در سالهای بعد از یائسگی به ۳ تا ۴% هم برسد. اگر کاهش کلسیم از حدی فراتر رود، پوکی استخوان حاصل میشود. پوکی استخوان سبب دشواریهای فراوانی بویژه نزد افراد مسن شده و آنها را در معرض انواع شکستگیهای استخوانی قرار می دهد.
تعادل کلسیم در بدن :
حفظ تعادل کلسیم با رژیم های غذایی متفاوت امکان پذیر است . زیرا بدن انسان تا حدودی دارای قدرت تطابق در جذب کلسیم است . یعنی در مواقعی که با کمبود مواجه شود میزان جذب را بالا می برد و وقتی دریافت بالا می رود ، می تواند جذب را تا حدودی کم کند .
به طور متوسط جذب کلسیم از رژیم غذایی حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد است . یعنی حداکثر ۳/۱ کلسیم مورد نیاز بدن از رژیم غذایی جذب می شود .
دفع کلسیم :
دفع کلسیم از طریق شیر : کلسیم جذب نشده از غذا در مادری که شیر می دهد از طریق مدفوع دفع می شود . مقدار کلسیم دفعی از طریق ادرار روزانه متغیر است و بستگی به دریافت غذایی اشخاص دارد . معمولاً حدود ۵۰ تا ۲۰۰ میلی گرم کلسیم روزانه از طریق ادرار دفع می شود .
کلسیمی که مادر از طریق شیر از دست می دهد متغیر است و بر حسب میزان تولید شیر ، معمولاً ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلی گرم است . مادری که خوب تغذیه شود و حدود ۵ واحد لبنیات دریافت کند معمولاً کلسیم مورد نیازش تأمین می شود .
در دوران بارداری در سه ماهه آخر بارداری ، حدود ۲۸ گرم کلسیم از خون مادر برداشت می شود و در استخوانهای جنین رسوب می کند .
نکته ای که حائز اهمیت است این است که در زمان بارداری زنان باید ۱۲۰۰ میلی گرم کلسیم دریافت کنند . با وجود این در مادرانی که کمتر از این میزان مصرف می کنند علائمی که مبتنی بر برداشت کلسیم و نرمی استخوان باشد کمتر مشاهده می شود ، زیرا هنگامی که نیاز بالا می رود احتمالاً با تطابق جذب کلسیم ( از مقداری که ذکر کردیم ) ممکن است بالا برود ، بنابراین کمتر با مشکل روبرو می شویم . مگر اینکه با زایمانهای مکرر و با فاصله های کوتاه داشته باشیم که کلسیم برداشت شده در زمان بارداری نتواند جایگزین شود و پس از زایمان و دوران شیردهی دچار نرمی استخوان شود .
مهمترین منابع غذایی کلسیم :
شیر ، ماست ، پنیر و کشک یا به طور کلی لبنیات مهمترین منابع کلسیم هستند . البته در سبزیها ( حدود ۱۰ درصد ) نیز کلسیم وجود دارد . سایر مواد غذایی حتی حبوبات و غلات نیز حدود ۷ و ۸ درصد کلسیم مورد نیاز بدن را تأمین می کنند . البته از آنجا که در ایران مصرف نان زیاد است. ممکن است سهم غلات در تأمین کلسیم به بیش از ۱۰ درصد برسد . گوشت ، مرغ و ماهی حدود ۵ تا ۶ درصد کلسیم مورد نیاز بدن را تأمین می کنند و اینها همه بستگی به سهم این مواد غذایی در رژیم دارد . مثلاً گروههای مرفه جامعه ۶ درصد از کلسیم مورد نیاز بدنشان از طریق گوشت ، ماهی ، مرغ که مصرف بیشتری دارند ، تأمین می شود . ولی در طبقات فقیر که مقدار دریافت این گونه مواد غذایی کمتر است ، این دسته از مواد غذایی جایگاه زیادی در تأمین کلسیم آنها ندارند.
کمبود کلسیم :
معمولاً کلسیم خون در شرایط طبیعی حدود ۹ تا ۱۱ میلی گرم در ۱۰۰ میلی لیتر خون است. زمانی که کلسیم خون پایین بیاید و به ۷ میلی لیتر خون برسد علائم هیپو گلیسمی ظاهر می شود و زمانی که به ۵ میلی گرم در ۱۰۰ میلی لیتر خون برسد علائم هیپو گلیسمی که به صورت تشنج و حرکات تتانی ( انقباضات غیر ارادی در عضلات ) می تواند بروز کند .
در دو حالت ممکن است کلسیم خون پایین بیاید اما علائم هیپو گلیسمی ظاهر نشود :
۱- زمانی که فرد دچار کمبود پروتئین است و آلبومین خون وی پایین بیاید. همانطور که می دانید معمولاً کلسیم به سه صورت در خون وجود دارد حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد از کلسیم به صورت متصل به پروتئین است ، حدود ۵۵ تا ۶۰ درصد به صورت یونیزه است و ۵ درصد غیر یونیزه و قابل نفوذ است . زمانی که پروتئین یا آلبومین خود کاهش یابد کلسیم متصل به پروتئین هم کاهش پیدا می کند . هنگامی که کلسیم یونیزه خون کاهش پیدا می کند علائم هیپو گلیسمی ظاهر می شود .
۲- اگر فرد دچار آلکالوز شده باشد یعنی PH خون بالا رود و بدن برای حفظ PH خون مقدار زیادی کلسیم از دست می دهد و در این حالت کلسیم خون از حد طبیعی پایین تر می آید ولی علائم هیپو گلیسمی ظاهر نمی شود .
جلوگیری از ابتلاء به استئوپروز
دریافت کلسیم، و ویتامین D باید در حد استاندارد باشد.
نباید سیگار بکشیم.
نباید قهوه و چای بیش از حد مصرف کنیم.
نباید دیورتیک (داروهای مدر) بیش از حد مصرف کنیم.
باید بیشتر خود را در معرض خورشید قرار دهیم تا ویتامین D در زیر پوستمان تولید شود.
در هر سنی که هستیم دست از ورزش کردن و فعالیتهای بدنی برنداریم، چرا که کم تحرکی استخوانها را پوک میکند.
مصرف کافی منابع ویتامین D را فراموش نکنیم.
درمان پوکی استخوان با رژیم غذایی حاوی کلسیم
دو نوع پرکی استخوان وجود دارد: پوکی استخوان نوع یک که عمدتا زنان پس از یائسگی به آن مبتلا میشوند و در نتیجه از دست دادن بافتهای اسفنجی موجبات روی هم جمع شدن و نشست مهرههای پشت فراهم میگردد. پوکی استخوان نوع دو همراه با سالخوردگی است که افراد مسن بویژه زنان به آن مبتلا میشوند. این نوع پوکی استخوان مربوطه به قسمتهای فشرده و نیز بخشهای اسفنجی استخوان بوده و از عواقب آن شکستن انتهای استخوان ران یا “شکننده شدن” سطح بیرونی استخوان میباشد.
در فرانسه تخمین زده میشود که بیش از پانصد هزار زن به پوکی استخوان مبتلا هستند هر ساله تعداد شکستگیهای استخوان ران به بیش از پنجاه هزار مورد و روی هم جمع شدن مهرههای پشت به هفتاد هزار مورد میرسد. از سوی دیگر افزایش موارد شکستگی ارتباط مستقیمی با بالا رفتن سن دارد. برای مقابله با تحلیل تدریجی مواد معدنی استخوان ، تجویز استروژن (هورمون زنانه) نزد زنان یائسه نتایج چشمگیری داشته است. در این بین تجویزهای دیگری از قبیل (کلیستونین، بی فسفونات و …) نیز موثر است با این حال درباره اثرات مصرف کلسیم بیشتر از نیاز روزانه ، عقاید متفاوتی وجود دارد و حتی عدهای معتقدند که مقادیر زیاده از حد ، بر روی درمان اثر عکس دارد.
اگر مقدار کلسیمی که با مصرف یک لیتر شیر فراهم میشود، از طریق مواد غذایی به بدن نرسد، بایستی زیر نظر پزشک و ترجیحا به افرادی که در خطر ابتلا هستند، مقادیر اضافه تجویز شود. پیشگیری دراز مدت از پوکی استخوان یکی از اهداف کاشناسان تغذیه است. برای این منظور آنها روی برنامه تغذیهای با مواد سرشار از کلسیم کار میکنند که این امکان را میدهد تا احتیاجات فرد در تمام مدت زندگی تامین شود. به علاوه تشکیل هر چه بیشتر ذخیره مواد کانی استخوان نزد تازه بالغین میتواند در درجه اول اهیمت باشد. این حجم بالای مواد استخوانی نزد مردان در سنین ۲۵ تا ۳۰ سالگی و نزد زنان قبل از ۲۰ سالگی به حداثکر مقدار میرسد. بنابراین در زمان طفولیت و دوره بلوغ است که مقدار کلسیم توصیه شده (۹۰۰ تا ۱۲۰۰ میلیگرم در روز) میبایست اجبارا به بدن برسد. (تصاویر ۱ تا ۴) این روش احتمالا بهترین راه پیشگیری از پوکی استخوان در سنین بالا میباشد.
جبران دارویی کمبود کلسم بدن
به منظور جبران کلسیم از دست رفته از طریق مدفوع ، ادرار و عرق ، ورود روزانه ۹۰۰ میلیگرم کلسیم به بدن توصیه میشود. این مقدار حدود ۳۰۰ میلیگرم در روز بوده و با در نظر گرفتن کاریی ضعیف جذب رودهای (حدود ۳۰%) دریافت مقدار بیشتری کلسیم از طریق غذا لازم است. مقدار پیشنهادی ۹۰۰ میلیگرم در روز است که جهت اهداف پیشگیری از پوکی استخوان موثر است.
نتایج حاصل از یک نظر خواهی در فرانسه نشان میدهد که گروههای زیادی از مردم به اندازه لازم مواد کلسیم دار مصرف نمیکنند. به این ترتیب که بیش از دو سوم زنان بالغ مقادیر کلسیم توصیه شده را مصرف نکرده و بویژه ۸۰ تا ۹۰% افراد تازه بالغ ، ۱۲۰۰ میلیگرم در روز توصیه شده را دریافت نمیکنند و حدود ۳۰% این افراد حتی کمتر از ۶۰۰ میلیگرم کلسیم در روز مصرف میکنند. شیر و فرآوردههای لبنی بیش از دو سوم مقدار کلسیم وارده به بدن را در برنامه غذایی مردم ساکن اروپایی غربی، تامین میکند. بنابراین باید به مصرف فرآوردههای لبنی نزد تازه بالغین در دوره استخوان سازی توجه کرد.
برای کارآیی بیشتر ، کلسیم میباید از نظر طبیعی ابتدا برای جذب رودهای و سپس ذخیره شدن در استخوان ، آماده شود. بدین منظور نباید در آب قابل حل باشد. ولی حداقل باید در محیط اسیدی یعنی در معده یا در ابتدای روده اثنی عشر (دوازدهه) حل شود. به عنوان مثال کربنات کلسیم که در آب غر قابل حل است در مقایسه با فرآوردههای لبنی که به صورت منبع اصلی بکار میروند، سهم قابل توجهی از کلسیم را به بدن رسانده و ۲۵ تا ۳۵% از کلسیم آن در روده قابل جذب است.
اگر شما به اندازه کافی مواد کلسیم دار نخورید اسکلت شما به تدریج فرسوده خواهد شد تا جایی که یک روز صبح وقتی بخواهید از تخت پایین بیایید استخوانهایتان می شکند.” براساس نظریات یک محقق ، اگر بزرگسالان روزانه تنها یک لیوان شیر یا یک فنجان ماست به رژیم غذایی خود بیفزایند و همچنین به مدت ۳۰ دقیقه در روز پیاده روی کنند یا فعالیت هایی که باعث کاهش وزن می شود انجام دهند به طور قابل توجهی خطر شکستگی استخوان را که به علت پوکی استخوان عارض می شود، کاهش می دهند. به علت نقش مهم ویتامین D در جذب کلسیم در بدن ، مصرف مقدار مناسب آن نیز امری بسیار مهم و ساده است .
شیر از ویتامین D غنی می باشد، بنابراین اگر شیر بنوشید مقدار کلسیم لازم را به دست می آورید. هنگامی که هفته ای دو یا سه بار صورت و دستهای خود را به مدت ۱۵ تا ۳۰ دقیقه در معرض تابش خورشید قرار دهید، بدن شما ویتامین D تولید می کند. اما اگر شیر نمی نوشید و در هوای گرفته و ابری زندگی می کنید، یک مولتی ویتامین که حاوی ویتامین D است بخورید. توصیه می شود استفاده از این ویتامین طبق تجویز پزشک باشد. زیرا مصرف بیش از اندازه ویتامین D می تواند باعث مسمومیت شود.
متخصصین تغذیه برای افراد بالای ۵۰ سال روزانه ۱۲۰۰ میلی گرم توصیه می کنن د. مصرف لبنیات ، ساده ترین روش موجود برای تأمین کلسیم است . اما شما می توانید کلسیم را از بسیاری از غذاهای دیگر نیز به دست بیاورید. گیاهانی که برگ سبز دارند، آبمیوه هایی که دارای کلسیم هستند، کنسرو ساردین و کنسرو ماهی با استخوان منابع خوب کلسیم محسوب می شوند. حتی هویج و نخود سبز نیز کلسیم دارند.
برای بالابردن مصرف کلسیم می توانید طوری که تأثیری در طعم غذا نداشته باشد به سوپ یا سس ، شیر خشک اضافه نمایید. یک چهارم فنجان شیرخشک ۳۷۵ میلی گرم کلسیم ، برای بدن فراهم می کند. مردان و زنان بالای ۵۰ سال باید روزانه ۱۲۰۰ میلی گرم کلسیم مصرف نمایند.
* تحقیقات جدید نشان میدهد افرادی که کلسیم بیشتری مصرف میکنند عمر طولانی تری دارند
محققان سوئدی متوجه شدند مردانی که بیشترین میزان مصرف کلسیم را در رژیم غذایی خود دارند نسبت به همتایان خود که کمترین میزان مصرف این ماده را دارند با احتمال ۲۵ درصد کمتر در طی ده ساال آینده جان خود را از دست میدهند.
این تحقیقات یافتههای قبلی را تائید میکند که مصرف بیشتر کلسیم باعث کاهش مرگ و میر در بین زنان و مردان میشود.
برای بررسی این موضوع دکتر جوانا کالوزا از موسسه کارولینسکا در استکهلم و همکارانش مطالعه ای را روی بیش از ۲۳ هزار مرد سوئدی که بین ۴۵ تا ۷۹ سال سن داشتند انجام دادند .رژیم غذایی همه این افراد بررسی شده و این تحقیقات نزدیک به ۱۰ سال به طول انجامید.
در طول این مدت نزدیک به ۲ هزار و ۳۵۸ نفر جان خود را از دست دادند.محققان با انجام این تحقیقات متوجه شدند افرادی که بالاترین میزان مصرف کلسیم را در این گروه داشتند با احتمال ۲۵ درصد کمتر نسبت به سایرین جان خود را از دست داده و با احتمال ۲۳ درصد کمتر به بیماریهای قلبی دچار شده اند.
البته تحقیقات نشان داد مصرف کلسیم تاثیری روی مرگ و میرهای حاصل از سرطان ندارد.
مردانی که بالاترین میزان مصرف کلیسیم را داشتند روزانه ۲ هزار میلی گرم از این ماده را در رژیم غذایی روزانه خود منظور کرده بودند و کمترین میزان مصرف کلسیم در این گروه نیز هزار میلی گرم بود.این در حالی است که در آمریکا میزان توصیه شده مصرف کلسیم برای افراد بین ۱۹ تا ۵۰ سال هزار میلی گرم و برای افراد بالای ۵۰ سال هزار و ۲۰۰ میلی گرم اعلام شده است.
کالوزا در این باره گفت : تحقیقات ما نشان میدهد مصرف کلسیم بالاتر از حد توصیه شده میتواند بسیار در کاهش مرگ و میر موثر باشد.
کلسیم از بسیاری جهات میتواند خطر مرگ را کاهش دهد که از جمله آن میتوان به کاهش فشار خون ، کلسترول و قند خون اشاره کرد.در این تحقیقات منبع اصلی تامین کلسیم مورد نیاز مردان شیر و غلات و حبوبات بود.
* عوارض مصرف بیش از حد کلسیم:
دریافت مقادیر زیاد کلسیم از طریق منابع غذایی دشوار است، اما مکمل ها به راحتی می توانند نیازهای بدن افراد یا حتی فراتر از آن را تأمین کنند.
وجود بیش از ۲۵۰۰ میلی گرم کلسیم در غذاها ممکن است باعث مشکلاتی برای بدن به خصوص زنگ آهن شود.
استفاده بیش از حد کلسیم نیز می تواند مشکلاتی مثل سنگ کلیه ایجاد کند.
تحقیقات نشان می دهد مردانی که کلسیم زیادی مصرف می کنند، بیشتر در معرض ابتلا به سرطان پروستات هستند.
ممکن است کلسیم یک ماده معدنی جادویی باشد، اما حتی در مورد مواد جادویی هم باید میانه روی و تعادل را رعایت کرد.
* زنان در دوران بارداری به کلسیم بیشتری نیاز دارند .
کلسیم یکی از ریز مغذی هایی است که به ویژه در خانم ها در سنین باروری دارای اهمیت ویژه ای می باشد.
خیلی از خانم ها که در سنین میانسالی، از پوکی استخوان رنج می برند این مشکل را به دلیل دریافت ناکافی کلسیم در سنین جوانی متحمل می شوند.
به چه علت در دوران بارداری به کلسیم بیشتری نیاز است؟
کلسیم ماده مغذی ای است که بدن برای ساخت استخوان ها و دندان هایی قوی بدان نیاز دارد. کلسیم همچنین به فرآیند طبیعی انعقاد خون در بدن کمک می کند.
کلسیم در عملکرد مطلوب عضلات و اعصاب و نیز در ضربان طبیعی قلب نقش دارد.
اکثر کلسیم بدن شما درون استخوان های تان جای گرفته است؛ فرزندتان که در رحم شما در حال رشد است به مقادیر زیادی کلسیم برای تکمیل رشد و نمو خود نیاز دارد لذا اگر مقادیر کافی کلسیم برای تامین نیازهای کودک در حال رشدتان مصرف ننمایید، بدن تان کلسیم مورد نیازش را از استخوان های شما برداشت خواهد نمود.
کاهش توده ی استخوانی، شما را در معرض خطر پوکی استخوان قرار خواهد داد، پوکی استخوان منجر به باریک شدن استخوان ها، ضعف و شکنندگی آن ها می شود و استخوان ها به راحتی می توانند دچار شکستگی گردند. لذا بارداری یک دوره ی زمانی بحرانی برای زنان به حساب می آید که می بایست در این دوره، کلسیم کافی دریافت نمایند.
اگر حتی با مصرف کلسیم ناکافی هیچ عارضه ای در طی بارداری پیشرفت و تظاهر پیدا نکند، بازهم عدم تامین کلسیم کافی در طی بارداری می تواند قدرت استخوان ها را کاهش دهد و شما را در معرض خطر ابتلا به پوکی استخوان در سال های بعدی قرار دهد.
رعایت الگوهای زیر شما را در جهت کسب اطمینان از مصرف کلسیم کافی یاری خواهد رساند:
مقدار مجاز توصیه شده برای دریافت کلسیم حدود ۱۰۰۰ میلی گرم در روز برای دوران شیردهی و بارداری در زنان بالای ۱۸ سال و برای دختران نوجوان زیر ۱۸ سال حدود ۱۳۰۰ میلی گرم در روز می باشد.
* خوردن و آشامیدن ۴ واحد از محصولات لبنی و غذاهای غنی از کلسیم در طی روز کمک می کند تا اطمینان حاصل کنید که مقادیر مطلوب و مکفی از کلسیم در رژیم غذایی روزانه شما گنجانده شده است.
* بهترین منبع کلسیم محصولات لبنی هستند از جمله: شیر، پنیر، ماست، خامه و سوپ های خامه دار و فرنی.
همچنین کلسیم در برخی غذاهای دیگر نیز یافت می شود از جمله: برخی سبزیجات مانند اسفناج، بروکلی و سبزیجات برگ سبز، غذاهای دریایی، نخودفرنگی خشک شده و حبوبات.
* ویتامین D کمک می کند تا بدن تان بهتر از کلسیم دریافتی استفاده کند. مقادیر کافی ویتامین D از طریق: تابش آفتاب به پوست و همچنین مصرف برخی غذاها از جمله شیر غنی شده، تخم مرغ و ماهی به دست می آیند.
افراد مبتلا به عدم تحمل لاکتوز چگونه می توانند کلسیم کافی را دریافت نمایند؟
عدم تحمل لاکتوز به معنای ناتوانی در هضم لاکتوز(قند موجود در شیر) می باشد. اگر مبتلا به عدم تحمل لاکتوز باشید وقتی شیر مصرف می کنید با دردهای شکمی، اسهال و نفخ مواجه می شوید. اگر مبتلا به عدم تحمل لاکتوز هستید می توانید همچنان کلسیم دریافتی خود را از منابع مختلفی تامین کنید.
در اینجا برخی توصیه ها برای شما آورده شده است:
* تلاش کنید که مقادیر اندکی شیر را به همراه وعده های غذایی مصرف نمایید. ممکن است شیر وقتی همراه با غذاهای دیگر مصرف شود بهتر تحمل گردد.
* ممکن است قادر باشید برخی از دیگر محصولات لبنی را که حاوی قند کمتری هستند تحمل کنید، مثل: ماست و پنیر
* می توانید از منابع غیر لبنی کلسیم بهره برید از جمله: سبزیجات برگ سبز، ماهی ساردین، بروکلی.
* می توانید از انواع شیرهای عاری از لاکتوزغنی شده با کلسیم که لاکتوز آن ها حذف شده و یا کاهش یافته است، استفاده کنید.
همچنین شما می توانید برای شناخت محصولات عاری از لاکتوز با متخصص تغذیه خود مشورت کنید.
آیا در دوران بارداری باید از مکمل کلسیم استفاده شود؟
اگر در زمینه ی دریافت مقادیر کافی غذاهای غنی از کلسیم در برنامه غذایی روزانه تان، مشکلاتی دارید با متخصص تغذیه یا پزشک معالج خود درباره ی استفاده از مکمل های کلسیم مشورت کنید.
این که چه مقدار از کلسیم را باید از مکمل ها دریافت کنید به این بستگی دارد که چه میزان کلسیم را از طریق منابع غذایی دریافت می کنید.
باید بدانید که بسیاری از مولتی ویتامین ها کلسیم ندارند و یا کلسیم کمی دارند بنابراین، نیاز به مکمل های کلسیمی اضافه تر خواهید داشت.
پژوهشگران می گویند نتایج یک مطالعه حاکی از وجود خانواده ای از ویروس های موش در برخی افراد مبتلا به سندرم خستگی مزمن است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ساینس دیلی ، دکتر ‘هاروی آلتر’ از ‘موسسه های ملی بهداشت’ آمریکا تاکید کرد: این کشف موجب طرح سوال های بیشتری در مورد نقش عفونت بروز این سندرم شده است. با این وجود این مطالعه ثابت نمی کند که آلودگی به هر یک از این ویروس ها به سلامتی آسیب می رساند.
با این حال این مطالعه تردیدهایی را در این زمینه ایجاد کرده است. از طرف دیگر مطالعات دولتی در دست انجام است که مشخص می کند آیا این ارتباط واقعی است یا خیر.
در همین حال، گروهی از دانشمندان فرانسوی و کانادایی اعلام کردند: زمان آن فرا رسیده که تحقیق کنیم آیا داروهای ضد ویروسی مانند آنهایی که برای درمان ‘اچ.آی.وی’ استفاده می شود می تواند دست کم برخی افراد مبتلا به خستگی مزمن را درمان کند یا خیر.
این ارتباط ویروسی برای اولین بار پاییز گذشته مطرح شد؛ زمانی که محققان موسسه ‘نوادا’ در خون دو سوم از ۱۰۱ بیمار مورد مطالعه خود که به خستگی مزمن مبتلا بودند، یک نوع خاص ویروس به نام XMRV را کشف کردند.
اما چند مطالعه دیگر از جمله مطالعه ‘مراکز کنترل و پیشگیری بیماری’ نتوانستند وجود ویروسXMRV را در بیماران کشف کنند.
این بار دانشمندان ‘موسسه ملی بهداشت’ و ‘اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا’، خون ۳۷ بیمار مبتلا به خستگی مزمن را مطالعه کردند و دوباره ویروس XMRV را پیدا نکردند، اما در عوض در ۸۶ درصد از این موارد گروهی از میکروب های مرتبط به نام ویروس های مرتبط با MLV را کشف کردند.
در مقابل آزمایش خون ۴۴ فرد اهدا کننده سالم نشان داد که تقریبا در هفت درصد موارد شواهدی از این ویروس ها وجود دارد.
علایم سندرم خستگی مزمن ، شامل اختلال حافظه و دستکم شش ماه خستگی شدید است. اما هیچ آزمایش و درمان مشخصی برای این سندرم وجود ندارد.
ویروس MLV موجب ابتلا به برخی سرطان ها در موش ها می شود و ویروس XMRV در برخی موارد تومورهای پروستات در بیماران انسانی مشاهده شده است.
هیچ کس نمی داند که افراد چگونه به خستگی مزمن مبتلا می شوند، اما آلتر گفت: یک مطالعه بزرگ به منظور بررسی وجود شواهدی از انتقال این بیماری از طریق خون در دست انجام است.
این مطالعه در گزارش های آکادمی ملی علوم منتشر شده است.
پژوهشگران علوم پزشکی میگویند نوعی مولکول که در پیشرفت سرطان پوست دخیل است میتواند در آزمایشهای تشخیص بیماری و پیشگیری از آن به عنوان نوعی درمان جدید به کار گرفته شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاری فرانسه ، به دلیل افزایش میزان ابتلا به سرطان پوست در سراسر جهان اکثر متخصصان توصیه میکنند خود را از اشعههای مضر آفتاب دور نگه داریم.
ملانومهای پوستی عامل ۴ درصد از سرطان پوست و ۸۰ درصد مرگهای وابسته به سرطان پوست است زیرا خیلی سریع به مراحل حاد میرسند. گروهی از محققان موسسه فرانسوی Curie-Inesrm موفق به شناسایی نوعی مکانیسم مولکولی شدهاند که میتواند جلوی پیشرفت سرطان پوست را بگیرد.
آزمایشهای انجام شده روی موشها نشان دادGLI2 به طور مستقیم در از بین رفتن سنتز مولکولی نقش داشته و پروتئین GLI2 زمینه را برای هجوم سلولهای بدخیم سرطانی فراهم میآورد هر چه تومورها تهاجمی و وخیمتر شوند میزان این پروتئین افزایش مییابد. استفاده از پروتئین GLI2 به عنوان نشانگان پیشرفت بیماری میتواند در درمانها مورد استفاده قرار بگیرد.
ملانومهای پوستی عامل ۴ درصد از سرطان پوست و ۸۰ درصد مرگهای وابسته به سرطان پوست است زیرا خیلی سریع به مراحل حاد میرسند.
گروهی از محققان موسسه فرانسوی Curie-Inesrm موفق به شناسایی نوعی مکانیسم مولکولی شدهاند که میتواند جلوی پیشرفت سرطان پوست را بگیرد.
نتایج این تحقیق نشان می دهد وقتی فردی در معرض اشعههای ماورایبنفش خورشید قرار میگیرد سلولهای پوستی تلاش میکنند آسیبهای وارده را جبران کنند اما وقتی مواجهه با اشعهها زیاد و به طور مرتب باشد پوست قادر به بهبود آسیبهای وارده نبوده و آسیبهای وارده به DNA زمینه را برای ابتلا به سرطان پوست فراهم میآورد.
محققان متوجه شدهاند نوعی پروتئین که عامل نسخهبرداری (GLI2) در روند پیشرفت ملانوم است نقشی اساسی در این میان بازی میکند.
آزمایشهای انجام شده روی موشها نشان دادGLI2 به طور مستقیم در از بین رفتن سنتز مولکولی نقش داشته و پروتئین GLI2 زمینه را برای هجوم سلولهای بدخیم سرطانی فراهم میآورد هر چه تومورها تهاجمی و وخیمتر شوند میزان این پروتئین افزایش مییابد.
استفاده از پروتئین GLI2 به عنوان نشانگان پیشرفت بیماری میتواند در درمانها مورد استفاده قرار بگیرد. در سال ۲۰۱۰، ۸۲۵۵ مورد جدید سرطان پوست در فرانسه گزارش شده که ۵۳ درصد افراد مبتلا را خانمها تشکیل میدادند.
نتایج این تحقیق در مجله National Cancer Institute منتشر شده است .
آشنای با روده کوچک (Small intestine)
روده کوچک (Small intestine) بخشی از لوله گوارش است که ۶ متر طول دارد و حد فاصل بین معده و روده بزرگ قرار دارد. روده به عنوان محل اصلی هضم و جذب مواد غذایی ، محسوب میشود. روده کوچک پر پیچ و خمترین بخش لوله گوارش است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، جدار روده از مخاط پوشیده شده و دارای چینهای حلقوی شکل است. تمامی سطح مخاط روده را برجستگیهای ریزی به ارتفاع یک میلیمتر مانند مخمل ، مفروش کرده است. بدین ترتیب جذب مواد غذایی از جدار روده چندین برابر میگردد. قشر عضلانی روده با حرکات دودی خود ، محتویات روده یعنی مواد نیمه هضم شده که از معده وارد روده شدهاند را به جلو میراند. حرکات روده کوچک را بر روی شکم افراد لاغر میتوان مشاهده کرد.۲۵ – ۲۰ سانتیمتری ابتدای روده را دوازدهه (duodenum) ، یک و نیم متر بعدی را ژژونوم (JeJnum) و ۴ متر بقیه را ایلئوم (Ileum) گویند.
آیا تا به حال در این مورد که ساختار داخلی روده به صورت صاف است و یا دارای چین خوردگیها و برآمدگیها و انواع و اقسام برآمدگیها فکر کردهاید؟
آیا میدانید چه سلولها و آنزیمهایی در لایههای مختلف روده کوچک وجود دارند؟
هر کدام از قسمتهای مختلف روده کوچک چه مشخصاتی دارند که از هم متمایز میشوند؟
چگونگی و روند هضم و جذب مواد در روده کوچک ، چگونه است؟
چه ناراحتیها و بیماریهایی تا به حال در روده کوچک کشف شده و مورد درمان واقع شدهاند؟
با مطالعه این متن ، اطلاعاتی هر چند ناچیز در مورد این پاسخ این سوالها دریافت خواهید کرد.
چین خوردگیها و برآمدگیهای روده کوچک
چینهای حلقوی (Plica Circulatores)
چینهای بلندی هستند که در اثر پیشروی بافت همبند (پیوندی) زیر مخاط به قسمت زیرین طبقه مخاطی حاصل شده و در هر سه قسمت روده مخصوصا ژژونوم ، دیده میشوند. وجود چینهای حلقوی باعث میشود که سطح مخاط روده به ۳ برابر افزایش یابد و از نظر ماکروسکوپیک نیز چیندار دیده شوند. که علت نامگذاری این چینها به دریچههای کرکونیگ میباشد.
پرزها یا ویلیها (Villi)
برآمدگیهای انگشت مانند یا برگی شکل به ارتفاع ۱٫۵ – ۰٫۵ میلیمتر هستند که در اثر پیشروی بافت همبند آستر در زیر اپیتلیوم بوجود میآیند. سطح پرزها بوسیله اپیتلیوم پوشیده شده و بافت همبند محور هر پرز ، حاوی رگهای خونی ، رگهای لنفی و سلولهای عضلانی است. پرزها سطح مخاط روده را تا ۱۰ برابر افزایش میدهند.
میکروویلی (Microvilli)
برآمدگیهای سطح راسی (Apical) سلولهای پوششی هستند که تعداد آنها در هر سلول به ۳۰۰۰ عدد نیز میرسد و به حاشیه مخطط (Striated border) نیز معروفاند. میکروویلیها، سطح مخاط روده را تا ۳۰ برابر افزایش میدهند. به عبارت دیگر ، مجموعه چین خوردگیهای فوق سطح مخاط روده را تا ۶۰۰ برابر افزایش میدهند.
کریپتها یا غدد لیبرکون
تورفتگیهای لوله شکل اپیتلیوم در بافت همبند آستر میباشند که تا عضلات مخاطی ادامه یافته و غدد رودهای به نام لیبرکون را بوجود میآورند. کریپتهای رودهای عامل دیگری برای افزایش سطح روده محسوب میگردد.
ساختمان کلی روده باریک
مخاط (Mucosa)
مخاط روده باریک دارای اختصاصاتی است که آن را از سایر قسمتهای لوله گوارش ، متمایز میسازد. اپیتلیوم مخاط از سلولهای مختلفی تشکیل شده است که عبارتند از:
سلولهای جذب کننده (Absortive Cells)
این سلولها که هم در سطح پرزها و هم در جدار کریپتها، دیده میشوند به انتروسیتها نیز معروفاند. سلولهای جذب کننده از نوع منشوری بلند و حاوی میکروویلیهای متعدد هستند. غشاء پوشاننده میکروویلیها دارای روکشی گلیکو پروتئینی به نام گلیکو کالیکس است. این روکش نه تنها به عنوان یک لایه محافظ در مقابل آنزیمها، عمل میکند بلکه محلی برای اتصال برخی مواد قابل جذب نیز محسوب میشود. غشای میکروویلیها همچنین حاوی آنزیمهای گوارشی برای هضم و آنزیمهایی برای فعال کردن پیش آنزیمها و پروتئینهای حامل برای جذب مواد هضم شده است.
از جمله آنزیمهای موجود در غشاء میکروویلیها ، میتوان به دیساکاریدازها (مالتاز – لاکتاز – ساکاراز) برای تجزیه دیساکاریدها ، آمینوپپتیدازها ، دیپپتیدازها برای تجزیه پلیپپتیدها و دیپپتیدها به اسیدهای آمینه را نام برد. غشای میکروویلیها در دوازدهه ، حاوی آنزیمی به نام آنتروکیناز میباشد که تریپسینوژن غیر فعال مترشحه از پانکراس را به تریپسین فعال تبدیل میکنند. وجود مجموعه اتصالی (Junctional Complex) در قسمت راسی سطوج جانبی این سلولها ، مانع از این میشود که مواد از طریق فضای بین سلولی وارد بدن شوند.
سلولهای جامی (Goblet Cells)
سلولهایی هستند که هم در سطح پرز و هم در سطح کریپتها دیده میشوند و دارای هسته قاعدهای و سیتوپلاسم راسی پر از ماده موکوسی هستند که به عنوان یک تک غده سلولی عمل میکنند. محتویات موکوسی سلول با معرف PAS (مخصوص کربوهیدراتها) به رنگ قرمز دیده میشود و در رنگ آمیزی معمولی ضمن آماده سازی بافت در مورد آماده کننده حل شده و باعث میشود که سلول به صورت تو خالی و روشن شبیه جام دیده شود. این سلولها در دوازدهه کم و هر چه به انتهای روده نزدیک میشویم، تعداد آنها نیز افزایش مییابد. موکوس مترشحه به وسیله این سلولها ، گلیکوپروتئین اسیدی است که سطح سلولها را لغزنده ساخته و دارای نقش حفاظتی است.
سلولهای پانت (Paneth Cells)
سلولهای هرمی و بلند هستند که در قاعده غدد لیبرکون ژژونوم و ایلئوم و به ندرت آپاندیس دیده میشوند. سیتوپلاسم راسی آنها پر از گرانولهای ترشحی درشت و اسیدوفیل میباشد. این سلولها، پایدار بوده و به ندرت تجدید میشوند. چون غنی از آنزیم ضد باکتری لیزوزیم عقیده بر این است که در تنظیم باکتریهای ساکن روده (فلور طبیعی) ، دخالت دارند.
سلولهای انترواندوکراین
این سلولها اکثرا در نزدیکی قاعده غدد لیبرکون دیده میشوند. و تعداد آنها در دوازدهه بیشتر از ژژونوم و ایلئوم است. این سلولها در روده باریک ، هورمونها و پپتیدهای مختلفی را ترشح میکنند که شناخته شدهترین آنها عبارتند از: سکرتین و کوله سیتوکینین برای کنترل ترشحات پانکراس و صفرا ، سروتونین ، سوماتوستاتین ، شبع گلوکاگن برای افزایش انقباضات عضلات و نوروتانسین برای کاهش انقباضات عضلات.
سلولهای متمایز نشده
سلولهای متمایز نشده یا سلولهای ریشهای در قاعده غدد قرار دارند و در اثر تقسیم وتمایز همه سلولهای اپیتلیال را جایگزین میکنند.
آستر مخاط روده
بافت همبند شل و پرسلولی است که حد فاصل کریپتها و پرزها را پر کرده است. دارای تعداد زیادی لنفوسیت ، پلاسماسل و ماکروفاژ است. پلاسماسلها با ترشح ایمونوگلوبین A در اعمال دفاعی شرکت دارند.
زیر مخاط روده
از بافت همبند نسبتا متراکمی ساخته شده که حاوی رگهای خونی و لنفی است. زیر مخاط در دوازدهه حاوی غدد موکوسی به غدد برونر شده است.
طبقه عضلانی
این طبقه شامل عضلات صاف حلقوی در داخل و عضلات طولی در خارج است. طبقه عضلانی از خارج بوسیله سروز پوشیده شده که عبارت از لایه احشایی پرده صفاقی است.
خصوصیات اختصاصی دوازدهه
صفراوی مترشحه توسط کبد و ترشحات خارجی غده پانکراس در محلی به نام آمپول واتر به دوازدهه تخلیه میشوند.
زیر مخاط آن حاوی غدد موکوسی برونر است که مجرای ترشحی آنها پس از عبور از عضلات مخاطی به عمق کریپتها باز میشود.
ترشحات غدد برونر ، قلیایی و حاوی بیکربنات فراوان است، این ترشحات با کاهش اسیدیته کیموس معده از آسیب مخاط روده جلوگیری کرده و محیط مناسبی برای فعالیت آنزیمهای پانکراس فراهم میسازد.
خصوصیات اختصاصی ژژونوم
ژژونوم قسمت اصلی جذب مواد در روده بوده که سطح جذبی آن با داشتن چینهای وسیع ، پرزهای فشرده بلند و انگشتی و کریپتهای عمیق افزایش یافته است. تعداد عقدهها یا ندولهای لنفاوی در ژژونوم ، نسبت به دوازدهه فراوان میباشد.
خصوصیات اختصاصی ایلئوم
مشخصه ایلئوم وجود ندولهای لنفاوی کاملا گسترده در آستر است که پلاکهای پیپر نام دارند. ایلئوم در محلی به نام سکوم به روده بزرگ ختم میشود. در محل باز شدن ایلئوم به سکوم ، دریچههای ایلئوسکال وجود دارد که مانع از بازگشت مواد هضم نشده به داخل ایلئوم میشود.
هضم و جذب مواد در روده
کربوهیدراتها
مواد نشاستهای در دهان توسط پتیالین بزاق به دکسترین تبدیل میشوند که آن نیز در روده تحت تاثیر آمیلاز مترشحه از پانکراس به دیساکاریدها ، تجزیه میشود. دیساکاریدها توسط دی ساکاریدازهای میکرویلیها به مونوساکاریدها تبدیل شده و پس از جذب وارد مویرگ خونی شده و از روده حمل میشوند.
پروتئینها
پروتئینها تحت تاثیر آنزیمهای پپسین معده و ترپیسین کیموترپیسین مترشحه از پانکراس به پلیپپتیدهای کوچک و دیپپتیدها تجزیه میشوند. محصولات فوق تحت تاثیر آمینوپپتیدازهای غشای میکروویلیها به اسیدهای آمینه تبدیل شده و پس از جذب توسط پروتئینهای حامل به گردش خون وارد میشوند.
چربیها (Fats)
هضم چربیها بطور عمده در روده و تحت تاثیر آنزیم لیپاز مترشحه بوسیله سلولهای پانکراس صورت میگیرد. تری گلیسیریدها تحت تاثیر لیپاز به مونوساکاریدها و اسیدهای چرب آزاد تبدیل میشوند. این محصولات توسط املاح صفراوی امولسینه شده و به صورت ذرات فسیل به قطر ۲ نانومتر در میآیند که از غشاء میکروویلیها عبور کرده و وارد سلولهای جاذب میشوند، در آنجا به شبکه آندوپلاسمی صاف منتقل شده و توسط آنزیمها به تری گلیسریدها تبدیل میشوند. و پس از افزوده شدن پروتئینها به دستگاه گلژی رفته و در آنجا با افزوده شدن قندها ، به صورت شیلومیکرونها آنجا را ترک کرده و وارد گردش خون میشوند.
بیماریهای شایع روده باریک
التهاب حاد روده: التهاب حاد روده را انتریت گویند. در فصل تابستان زیاد دیده میشود. علت آن خوردن مواد غذایی فاسد است. در بیماری شبه حصبه (پاراتیفوئید) هم التهاب روده دیده میشود. معالجه التهاب گرم نگه داشتن شکم با کیسه آب داغ است.
سرطان روده: سرطان روده باریک بسیار نادر است و سرطان روده بزرگ بیشتر دیده میشود.
سل روده: روده کودکان شیرخوار با خوردن شیر آلوده به میکروب سل به زخم سلی دچار میشود. در بزرگسالان نیز سل روده دیده میشود. اما سل روده در بزرگسالان همیشه یک عفونت ثانوی است. عفونت اولیه سل ریه است. زخم سل روده اکثرا در قسمت آخر روده باریک دیده میشود. علائم آن اسهال و تب است.
تیروئید چیست؟
غده تیروئید یکی از غدد درون ریز بدن است که هورمونهایی را برای تنظیم سوخت و ساز بدن شما تولید می کند.دیگر غدد درون ریز بدن عبارتند از لوزالمعده ، هیپوفیز ، غدد فوق کلیوی ، غدد پاراتیروئید و گنادها.
غده تیروئید در قسمت میانی نیمه تحتانی گردن زیر حنجره و بالای استخوانهای ترقوه قرار دارد.تیرویید غدهایست دمبلی شکل که از دو لوب چپ و راست تشکیل شدهاست. این دو لوب بوسیله یک لوب میانی به هم متصل می شوند. همیشه نمیتوان یک غده تیروئید نرمال را لمس کرد.
چه موقع غده تیروئید غیر طبیعی است؟
بیماریهای غده تیروئید بسیار شایع بوده و میلیونها نفر را در سراسر دنیا مبتلا میسازند.شایعترین بیماریهای تیروئید پرکاری و کم کاری این غده هستند.درهر دو حالت غده تیروئید ممکن است بزرگتر از حد نرمال باشد.بزرگی غده تیروئید را گواتر مینامند.گاهی اوقات التهاب غده تیروئید باعث بزرگی آن می شود.
بیماران ممکن است دچار توده و یا گره در غده تیروئید شوند.این تودهها ممکن است به آرامی و یا بسیار سریع بزرگ شوند.این تودهها حتماً باید توسط پزشک بررسی شوند.
تشخیص بیماریهای تیروئید چگونه است؟
تشخیص بیماریهای عملکردی یا تودههای تیروئید در درجه نخست بر اساس شرح حال و معاینه بالینی است.پزشک گردن شما را معاینه کرده و از شما میخواهد برای برجسته شدن غده تیروئید چانه خود را بالا برده و آب دهان خود را ببلعید.دیگر آزمایشاتی که پزشک ممکن است برای شما درخواست کند عبارتند از :
۱٫سونوگرافی گردن و غده تیروئید ۲٫اندازهگیری هورمونهای تیروئید در خون۳٫اسکن رادیو اکتیو۴٫نمونهبرداری از سلولهای تیروئید با استفاده از سوزن ظریف۵٫عکس قفسه سینه ۶٫سی تی اسکن یا ام.آر.آی
نمونهبرداری از سلولهای تیروئید با سوزن ظریف
اگر توده ای در تیروئید شما وجود داشته باشد ممکن است پزشک انجام یک نمونهبرداری با سوزن ظریف را برای شما انجام دهد.این کار بیخطر و نسبتاً بدون درد است. سوزنی از روی پوست وارد توده شده و از آن نمونه برداری میکند.درد مختصری بعد ازانجام این کار ممکن است وجود داشته باشد . این آزمایش اطلاعات مفیدی را در مورد توده موجود در غده تیروئید در اختیار پزشک قرار د اده و به ویژه به او در افتراق تودههای خوش خیم از بدخیم کمک میکند.
درمان بیماریهای تیروئید
پرکاری و کم کاری تیروئید معمولاً به کمک داروها درمان میشوند.اگر هورمون تیروئید کمتر از حد نرمال تولید شود (کم کاری تیروئید) میتوان آن را با استفاده از قرص لووتیروکسین درمان کرد.پرکاری تیروئید نیز توسط داروهایی مانند متیمازول درمان می شود اما گاهی اوقات ممکن است برای درمان کامل احتیاج به برداشتن غده تیروئید به کمک جراحی داشته باشد.
اگر تودهای در تیروئید وجود داشته و یا اینکه به صورت منتشر بزرگ شده باشد پزشک بر اساس معاینات و نتایج آزمایشات درمان را انتخاب میکند.اکثر تودههای تیروئید خوشخیم بوده و اغلب بوسیله هورمونهای تیروئید سرکوب میشوند.هدف از این درمان کوچک کردن و از بین بردن توده در مدت زمانی بین ۶-۳ ماه میباشد.اگر توده درحین درمان بزرگتر شود اکثر پزشکان توصیه به جراحی آن میکنند و در صورتیکه گزارش نمونهبرداری سوزنی مطرح کننده سرطان و یا مشکوک به آن باشد جراحی ضروری است.
جراحی تیروئید
جراحی تیروئید عبارتست از برداشتن همه یا بخشی از غده تیروئید.این عمل در بیمارستان و با بیهوشی کامل انجام می شود.معمولاً لوب یک طرف که توده دارد همراه با لوب میانی برداشته می شود.در هنگام جراحی از لوب طرف مقابل نمونه برداری شده و در صورتیکه مشکوک به بدخیمی باشد آنهم برداشته می شود.جراح در مورد این احتمال قبل از عمل با شما صحبت خواهد کرد.
بعد از جراحی در محل عمل ممکن است وسیله ای شیلنگ مانند به نام درن قرار داده شود که مسئول تخلیه خون می باشد.این درن معمولاً ظرف ۲۴ ساعت برداشته می شود.اکثر بیماران یک تا سه روز بعد از عمل از بیمارستان مرخص می شوند.عوارض بعد از جراحی تیروئید نادر است. بعضی از آنها عبارتند از خونریزی ، گرفتگی صدا ، دشواری بلع ، بی حسی پوست گردن و پائین آمدن کلسیم خون.اکثر عوارض ظرف مدت زمان کوتاهی بهبود می یابند.بیمارانی که کل غده تیروئیدشان خارج می شود بیشتر در معرض افت کلسیم خون قرار دارند.
بیمارانی که همه تیروئیدشان خارج می شود نیاز به جایگزینی هورمونهای تیروئید با استفاده از قرصهای هورمونی دارند.برخی هم احتیاج به جایگزینی کلسیم دارند.
بمب هوشمند سلاح جدید در مبارزه با سرطان
محققان استرالیایی و هندی در حال ارایه سیستم دارو رسانی “بمب هوشمند” هستند که سلول های سرطانی را در بدن شناسایی و نابود می کند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققان دانشگاه دیکن می گویند این سیستم دارو رسان نسبت به شیمی درمانی های رایج عوارض جانبی بسیار کمی دارد.
سلول های سرطانی حاوی سلول های بنیادی سرطانی هستند که ریشه و بذر سلول های سرطانی محسوب می شوند و در برابر دارو مقاومند و از این رو از بین بردن آنها کار دشواری است.
با وجود آنکه درمان های کنونی حجمی از سلول های سرطانی را می کشد اما ریشه سرطان از دام درمان می گریزد و می تواند توده سرطانی جدیدی تولید کند.
این پژوهشگران می گویند هدف از این تحقیق ارایه بمب هوشمندی است که بتواند با نفوذ در این سلول ها دارو را به جای خارج سلول ها در درون آنها آزاد کند و تمامی تومور و ریشه آن را از بین ببرد.
این سیستم دارورسانی مولکولی می تواند از شیوه ای موسوم به دخالت RNA یا ساکت کردن ژن استفاده کند که کنترل ژنهای دورن سلول ها را بر عهده دارد.
در حال حاضر دانشمندان در حال ارایه آنتی بادی شیمیایی هستند که به طور اختصاصی به سلول های سرطانی متصل می شوند.
پژوهشگران دانشگاه دیکن می گویند از این روش برای مبارزه با بیماری های انحطاط عصبی مانند آلزایمر، بیماری قلبی و دیابت نیز می توان استفاده کرد.
تولید شبکیه چشم با استفاده از سلول های بنیادی
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این پیشرفت نخستین گام به سوی تولید شبکیه های آماده پیوند برای درمان اختلالات چشمی مانند تخریب ماکولاست که میلیون ها بیمار را در سراسر جهان مبتلا کرده است.
پژوهشگران در تحقیقات خود از روش متمایزسازی برای خلق انواع سلول های شبکیه استفاده کردند.
شبکیه، تصاویری را که فرد می بیند ضبط و از طریق اعصاب بصری از چشم به مغز می فرستد.
شبکیه چشم که صفحه حساس به نور است، از سلولهای استوانهای و مخروطی شکل تشکیل یافته است که حساسیت آنها در تمام سطح شبکیه یکسان نیست.
شبکیه یک پرده نازک حساس به نور (شبیه فیلم عکاسی) است که در عقب کره چشم قرار دارد. پرتوهای نوری که به شبکیه برخورد می کنند به پیام های عصبی تبدیل می شوند که از طریق عصب بینایی به مغز منتقل می شوند و در مغز تفسیر می شوند.
در شبکیه انسان انواع مختلفی از سلول های گیرنده نوری وجود دارد که میزان حساسیت آن ها به نور متفاوت است. گیرنده های نوری استوانه ای بیشتر برای دید در محیط های تاریک به کار می روند. گیرنده های مخروطی برای تشخیص رنگ و جزئیات ظریف تمایز یافته اند.
ترتیب قرار گیری این سلول ها در شبکیه طوری است که در ناحیه مرکزی شبکیه (ماکولا) تعداد گیرنده های مخروطی بیشتر است. بنابراین وقتی فردی به صورت مستقیم به شیئی نگاه می کند تصویر آن شیء مستقیماً روی ماکولا در جایی می افتد که تعداد سلول های مخروطی بیشتر است و در نتیجه شیء با وضوح بیشتری مشاهده می شود
عرق کردن پروسهای مفید برای حفظ سلامت بدن است
پژوهشگران میگویند هر چند که بوی عرق چندشآور است اما عرق کردن پروسهای مفید برای حفظ سلامت بدن است و بدن زنان دیرتر از مردان عرق میکند و این خوب نیست!
بسیاری از خانمها حاضرند به هر شیوه ممکنی مانع عرق کردن بدنشان شوند. برخی هم به قول خود خوششانس هستند و بدنشان به طور طبیعی کم عرق میکند. پژوهشگران ژاپنی که در مورد فعالیت غدد عرق بدن انسان پژوهش میکنند میگویند که عرق کردن برای حفظ سلامت بدن مفید است و کم عرق کردن از تواناییهای بدنی میکاهد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دویچه وله ، غدد عرق به سیستم تهویه بدن تعبیر میشوند. با ترشح عرق از دمای بدن هنگام فعالیتهای بدنی و در هوای گرم کاسته میشود. به نظر پژوهشگران ژاپنی فعالیت غدد عرق در بدن زنان، در مقایسه با مردان در دمای بالاتری شروع میشود.
این پژوهشگران که با دانشگاه اوساکا همکاری میکنند از داوطلبان شرکتکننده در یک تحقیق خواستند روی دستگاههای دوچرخه ثابت، تا مرز عرق کردن رکاب بزنند. پژوهشگران دمای بدن داوطلبان رادر مدت رکابزنی اندازه گرفتند و زمان آغاز فعالیت غدد عرق را ثبت کردند.
مقاومت در برابراز دست دادن مایعات
نخستین نتیجه حاکی از آن است که تمرین پیوسته موجب ترشح سریعتر عرق میشود. به عبارت دیگر بدن ورزشکاران یا افرادی که مرتب ورزش میکنند سریعتر عرق میکند.
نتیجه دیگری که پژوهشگران ژاپنی در این تحقیق یافتند حاکی از آن است که فعالیت غدد عرق در بدن زنان در دمای بالاتری نسبت به مردان آغاز میشود. احتمال داده میشود که هورمون تستوسترون در آغاز فعالیت غدد عرق نقش موثری داشته باشد.
گذشته از تأثیر تستوسترون، پژوهشگران ژاپنی میگویند که بدن زنان در مقایسه با بدن مردان حجم کمتری مایعات دارد. از آنجا که خطر کمبود آب در صورت عرق کردن، بدن را تهدید میکند بدن زنان در برابر از دست دادن آب مقاومت میکند.
پژوهشگران ژاپنی میگویند که بدن زنان در طول تاریخ تکامل راهکارهایی برای حفظ تعادل خود یافته است که یکی از آنها دیرتر عرق کردن است. نکته مهم اما اینجاست که هنگام فعالیت و افزایش دمای درونی بدن، هر چه عرقکردن دیرترآغاز شود توان عمومی بدن برای ادامه فعالیت کمتر میشود.
” عطسه ” چیست و اصولا عطسه کردن خوب است یا بد ؟
پژوهشگران می گویند هر عطسه در مدت ۵ دقیق ۱۵۰ نفر را آلوده میکند .
گرچه بعضی از مردم عطسه را به فال نیک و بعضی به فال بد می گیرند ، تحقیقات نشان می دهد که هر یک عطسه در محیطهای شلوغ می تواند در مدت ۵ دقیقه ۱۵۰ نفر را آلوده کند. در واقع همیشه عطسه برای فرد عطسه کننده خوب و برای دیگران بد است .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، عطسه در واقع یک واکنش غیرعادی است. وقتی پایانه عصبی در غشا مخاطی تحریک می شود عطسه تولید می شود. علت تحریک مخاط بینی می تواند بر اثر سرما، آلرژی یا تحریک عصب بینایی به خاطر نور شدید باشد.
هنگام عطسه هوا با سرعت ۱۶۰ کیلومتر در ساعت از بینی خارج می شود.
نتایج تحقیقات دانشمندان در ایالات متحده نشان می دهد در مکانهای عمومی و شلوغ مانند اتوبوس- مترو و … هر یک عطسه که حاوی میلیونها میکروب است می تواند موجب انتشار سریع میکروبهای موجود در عطسه در میان افراد شود.
در چنین مکانهایی افرادی که سیستم ایمنی بدنشان ضعیف است سریعتر از دیگران ممکن است آلوده به میکروب شده و دچار سرماخوردگی یا آنفلوانزا شوند. کودکان، زنان باردار و سالخوردگان نیز از آسیب پذیرترین گروهها در مکانهای شلوغ به شمار می روند.
محققان معتقدند افرادی که از نظر سیستم ایمنی قویتر هستند و به میزان کافی از ویتامینهای “د” و “روی” استفاده می کنند کمتر تحت تاثیر میکروبهای سرماخوردگی قرار می گیرند.
بدین ترتیب چنانچه مبتلا به سرماخوردگی و آنفلوانزا هستید بهتر است در هنگام عطسه از دستمال تمیز جلوی بینی و دهان استفاده کنید تا سرعت و شدت انتشار میکروبها را به حداقل برسانید.
پروتئین ها از کربن ، هیدروژن ، اکسیژن و ازت ساخته شده اند . وجود عنصر ازت در ساختمان پروتئینها عنصری اختصاصی است و تمام ویژگیهای مولکول پروتئین و اعمال مختلف بدن در حقیقت مدیون وجود عنصر ازت است که در دو دسته چربی ها و کربوهیدراتها وجود ندارد . واحد ساختمانی پروتئین ها ، اسید آمینه است ، ۲۰ نوع اسید آمینه در ترکیب مواد غذایی و همچنین در ساختمان بدن انسان وجود دارد .
اسیدهای آمینه به سه دسته تقسیم می شوند :
۱- اسیدهای آمینه ضروری .
۲- اسیدهای آمینه نیمه ضروری .
۳- اسیدهای آمینه غیر ضروری .
۱- اسیدهای آمینه ضروری : دسته ای از اسیدهای آمینه هستند که بدن انسان یا قادر به ساختن آنها نیست و یا نمی تواند آنها را به میزان لازم برای تأمین نیازهای خود بسازد . مثل لیزین ، ایزولوسین ، فنیل آلانین .
۲- اسیدهای آمینه نیمه ضروری : به آن دسته از اسیدهای آمینه گفته می شود که فقط در دوران کودکی و رشد ضروری هستند یعنی اگر به اندازه کافی در رژیم غذایی کودکان نباشد موجب اختلال رشد آنها می گردد .
۳- اسیدهای آمینه غیر ضروری : اسیدهای آمینه ای هستند که در صورت فقدان آنها در غذا بدن قادر است از متابولیسم چربی ها ، پروتئین ها و عامل آمینی سایر اسیدهای آمینه آنها را منتشر کند. بنابراین در اعمال حیاتی مشکلی ایجاد نمی شود .
نکته ای که باید بدانیم این است که وجود مقدار کافی اسیدهای آمینه غیر ضروری در غذا یا پروتئینهای مصرفی اثر صرفه جویی بر نیاز به اسیدهای آمینه ضروری دارد .
کیفیت پروتئین ها توسط مقدار و تناسب کافی اسیدهای آمینه ضروری در یک پروتئین می شود.
خواص پروتئینها :
پروتئینها دو دسته اند :
۱- پروتئینهای رشته ای .
۲- پروتئینهای کروی .
بعضی از پروتئینها در آب محلول هستند و برخی دیگر در آب نامحلول هستند . معمولاً پروتئینهای رشته ای در آب نا محلول هستند . هنگامی که پروتئینها در برابر عوامل فیزیکی و شیمیایی مثل حرارت و محیط اسیدی یا قلیایی قرار می گیرند . ویژگیهای طبیعی خود را از دست می دهند . به عنوان مثال پختن پروتئینهای غذایی موجب تخریب مولکول پروتئینی آنها می شود و از نظر فعالیت بیولوژیکی نمی تواند اعمال قبلی خود را انجام دهد . منتها از نظر تغذیه ای مشکلی ایجاد نمی کند و به عنوان یک ماده مغذی برای بدن قابل استفاده است .
منابع غذایی پروتئینها :
پروتئین ها دو منبع دارند :
۱- منابع حیوانی : که بهترین منبع غذایی پروتئینی یا پروتئین با کیفیت عالی پروتئین سفیده تخم مرغ یا پروتئین تخم مرغ است . به همین علت ارزش بیولوژیکی آن را ۱۰۰ در نظر می گیرند .
پروتئین شیر و لبنیات تقریباً مشابه پروتئین سفیده تخم مرغ است و ارزشی حدود ۹۶ دارد و بعد از آن پروتئین گوشتها اعم از گوشت سفید و قرمز قرار می گیرد .
بنابراین منابع غذایی حیوانی شامل گوشت ، مرغ ، ماهی ، تخم مرغ ، شیر و لبنیات بهترین منابع پروتئین حیوانی هستند .
۲- منابع گیاهی پروتئین : غلات و حبوبات است ( نان ، برنج ، ماکارونی ، رشته ها ، لوبیا ، عدس و ماش )
کیفیت پروتئینی منابع غذایی حیوانی و گیاهی :
از نظر ارزش بیولوژیکی ، بالاترین ارزش را پروتئین سفیده تخم مرغ دارد . بعد از آن شیر ، ماست و پنیر قرار دارد و پروتئین گوشت ها بعد از این در گروه قرار دارد .
لازم به ذکر است ، که گوشت قرمز بیشتر از نظر ویتامین مورد نظر منبع پروتئینی اش و املاحی که با منابع گوشتی به بدن ما می رسد اهمیت زیادی دارد نه از نظر منبع پروتئینی . پس با حذف گوشت ها و مخصوصاً گوشت قرمز از رژیم غذایی ، نمی توانیم مقدار کافی آهن دریافت کنیم . بنابراین گوشت جایگاه خود را دارد . هر چند که پروتئین سفید تخم مرغ مرغوبتر است اما از نظر ویتامین A و املاح در حد گوشت نیستند . بنابراین از نظر کیفیت ، بعد از گوشت ها و حبوبات قرار می گیرند .
کیفیت پروتئینی حبوبات ( پروتئین گیاهی ) پایین تر از انواع پروتئین های حیوانی است .
پروتئین غلات از نظر کیفیت بعد از حبوبات قرار می گیرند . سیب زمینی هم به مقدار بسیار کم ( حدود ۲ درصد ) پروتئین دارد . در حقیقت زمانی که به مقدار قابل توجهی در برنامه غذایی گنجانده شود می تواند در تأمین پروتئین سهمی داشته باشد .
مقدار پروتئین ها :
در بین منابع غذایی بالاترین پروتئین در کشک وجود دارد . ( کشک خشک ) کشک در ایران به صورت سنتی ، به شکل گلوله های خشک تهیه می شود و بعد آن را می سایند و دسته بندی می کنند .
کشک خشک معمولاً بین ۵۵ تا ۷۵ درصد پروتئین دارد و هیچ ماده غذایی به این میزان پروتئین ندارد . بعد از کشک ، سویا بهترین منبع پروتئینی است و حدود ۴۰ درصد پروتئین دارد . سویا را می توان خاویار گیاهی نامید ، زیرا از نظر ترکیب با خاویار قابل مقایسه است . در سویا حدود ۴۰ درصد پروتئین و ۲۰ درصد چربی وجود دارد . در خاویار ۲۵ درصد پروتئین و ۲۰ درصد چربی وجود دارد . بنابراین سویا یک منبع پروتئینی گیاهی بسیار خوب است ، در ضمن سویا فیتواستروژنهای گیاهی دارد که برای خانمها بعد از یائسگی منبع پروتئینی خوبی است و می تواند تا حدودی از عوارض دوران یائسگی را بکاهد .
حبوبات بین ۱۴ تا ۲۵ درصد ( دانه ای که هنوز خشک است و پخته نشده است ) پروتئین دارند .
میزان پروتئین گوشت ، مرغ و ماکیان بر حسب نوع بین ۲۰ تا ۲۵ درصد است . مقدار پروتئین ماهی ها متغیر است ، حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد بر حسب نوع است . بعد از حبوبات غلات قرار دارند در نان ۱۰ درصد ، ذرت حدود ۱۰ درصد و برنج ۷ تا ۹ درصد پروتئین وجود دارد.
آیا می دانید مکمل سازی پروتئین ها یعنی چه ؟ یا مصرف پروتئین چه تأثیری بر کیفیت پروتئین حاصله دارد ؟
هنگامی که پروتئین غلات را با حبوبات همراه می کنیم مثلاً لوبیا پلو و عدس پلو و یا هنگامی که پروتئین گیاهی را با پروتئین حیوانی مخلوط می کنیم مثل نان پنیر، کیفیت پروتئین حاصله از پروتئین تک تک آنها بهتر است و بازده و کارآیی پروتئین در بدن ما بهتر می شود ، اما اعمال پروتئین ها در بدن ما چیست ؟
در این جلسه ابتدا به اهمیت پروتئین ها در تغذیه و سپس اعمال پروتئین ها اشاره می کنیم. بیشترین ماده ای که در بدن ما وجود دارد پروتئین است ۷۵ درصد وزن خشک بدن ما را پروتئین ها تشکیل می دهند و این امر ، اهمیت پروتئین در بدن ما و جایگاه آن را در تغذیه نشان می دهد. پروتئین بافتهای بدن ما ساختمان پایدار ندارند که وقتی بافتی ساخته شد تغییر نکند بلکه مثل یک قطعه در بدنه اتومبیل که پس از مدتی فرسوده می شود نیاز به تعویض دارد ، پروتئین ها نیز دائماً درحال تجدید ساختمان هستند .
به عنوان مثال نمیه عمر پروتئین های سرم خون و کبد در حدود ۱۰ روز است یعنی هر ۱۰ روز یک بار پروتئین های آنها تجدید می شود و یا طولانی ترین نمیه عمر پروتئین ها مربوط به عضله است که حدود ۱۹۰ روز است یعنی پروتئین موجود در عضلات بدن ما پس از ۱۹۰ روز تجدید ساختمان پیدا می کند .
عملکرد پروتئین در بدن ما چیست ؟ این درشت مغذی چه کارآیی در بدن ما انجاممی دهد ؟
۱- سیستم ایمنی بدن ساختمان پروتئینی دارد .
۲- هورمونها و آنزیم ها که اعمال حیاتی بدن ما را تنظیم می کنند از پروتئین ها ساخته شده اند.
۳- پروتئین ها نقش ساختمانی دارند ، بنابراین برای ساخته شدن بافت در ترمیم زخم ها و رشد جنین در زنان باردار ، نیاز به پروتئین بسیار ضروری است .
۴- پروتئین ها باعث تنظیم PH خون می شوند و به عبارت دیگر حیات انسان نسبت به نوسان PH حساس است و می تواند منجر به مرگ شود . بدن ما دارای سیستم های متفاوتی است که نقش آنها برقراری تعادل هنگام نوسانات PH می باشد . پروتئین ها هم عامل اسیدی و هم عامل بازی دارند ( یعنی نقش دوگانه دارند ) . هنگامی که PH خون به طرف اسیدی می رود پروتئین خاصیت بازی از خود نشان می دهد و هنگامی که PH خون به طرف بازی می رود پروتئین خاصیت اسیدی ایفا می کند و همیشه تعادل را برقرار می کند .
۵- پروتئین ها در حفظ تعادل فشار اسمزی هم نقش دارند. یعنی وقتی به مقدار کافی در بدن و خون پروتئین باشد تعادل برقرار است اما وقتی دچار کمبود می شویم آلبومین خون کاهش پیدا می کند. تعادل فشار اسمزی بین عروق خونی و مایع فضای سلولی به هم می خورد و اِدم اتفاق می افتد.
۶- پروتئین ها می توانند متابولیزم شوند و ایجاد انرژی کنند منتها جایگاه و سهم آنها نسبت به کربوهیدراتها و چربی ها خیلی محدودتر است .
پروتئین ها در یک رژیم غذایی متعادل باید ۱۰ تا ۱۵ درصد انرژی ایجاد یا تأمین کنند و یا انرژی که از سوخت پروتئین حاصل می شود بین ۱۰ تا ۱۵ درصد باشد .
عوامل ناشی از کمبود پروتئین ها :
هنگامی که کمبود انرژی داشته باشیم ، این کمبود با کمبود پروتئین توأم می شود . زیرا زمانی که بدن با کمبود انرژی مواجه می شود به ناچار پروتئین ها می سوزند و ایجاد انرژی می کنند و به همین دلیل سوء تغذیه پروتئین (PEM ) همیشه با کمبود انرژی ( malnutrition ) همراه است. اگر مشکل کمبود شدید انرژی باشد بیماری حاصله را ماراسموس می نامند که با لاغری شدید و مفرط همراه است . در بیماری ماراسموس معمولاً به علت تحلیل رفتن چربی و عضلات بدن، فرد دچار لاغری مفرط می شود و این بیماری بیشتر در کودکان ۶ ماهه تا سه ساله و مخصولاً کودکانی که از شیر مادر تغذیه نمی شوند و با شیر بطری تغذیه می شوند و غلظت شیر رعایت نمی شود و یا به علت عدم رعایت بهداشت ، کودک دچار اسهال های مداوم می شود و لاغری مفرط اتفاق می افتد و صورت کودک آنقدر لاغر می شود که دچار چین و چروک مثل صورت پیرمردها می شود و به آن old man face و یا صورت پیرمردی گفته می شود .
در کوارشیرکورچه علائمی دیده می شود :
در کوارشیرکور به علت بهم خوردن تعادل فشار اسمزی ، مایع در فضای بین سلولی جمع می شود و فرد دچار اِدم می شود . در کودکان صورت گرد یا تپل می شود و حالتی را به وجود می آورد که به قرص ماه مشهور است ( mon face ) . علائمی که دیده می شود تغییرات رنگ مو است. موها به علامتی که به علامت پرچم مشهور است دیده می شود ، یک دسته از موها رنگ طبیعی و یکدسته هم تغییر رنگ داده اند و موهای پرچمی شکل به وجود آمده است . بطور کلی کودکان دچار این بیماری ، دارای موهای کم پشت و شکننده که جلای خود را از دست داده اند هستند و موها راحت کنده می شوند .
تعادل ازتی :
تعادل ازتی عبارت است از جمع جبری ازت دریافتی از غذا و ازت دفعی از بدن ، یعنی ازتی که از طریق بدن ، ادرار و پوست دفع می شود . معمولاً ازتی که از طریق پوست دفع می شود اندازه گیری نمی شود چون کار دشواری است . فرد باید در ۲۴ ساعت ، سه نوبت دوش بگیرد و آب دوش جمع آوری شود و ازتش اندازه گیری شود و ازت مدفوع به ندرت اندازه گیری می شود . بنابراین همیشه قضاوت از روی ازت ادراری است . تعادل ازتی چه وقت می تواند مثبت باشد ؟ در دوران رشد و بارداری می تواند مثبت باشد .
زمانی که فرد رشد می کند قسمتی از بافت هایی که ساخته می شود به دلیل هورمونی رشد پروتئین ها است و تعادل ازتی مثبت است .
در حال تعادل :
افراد بالغی که تغییرات وزنی ندارند . افراد بین ۲۰ تا ۵۰ سال یا بالاتر از ۲۰ سالگی که معمولاً ازت دریافتی و ازت دفعی عادی صفر است .
تعادل ازتی منفی چه موقع اتفاق می افتد ؟
تعادل منفی ازت معمولاً در جراحات ، سوختگی ها ، جراحی ها و زمانی که فرد ثبات عاطفی ندارد و در شرایط نگرانی و اضطراب است به علت ترشح هورمون آدرنالین تعادل ازتی منفی می شود .
عوامل موثر بر نیاز به پروتئین :
۱- سن
۲- کیفیت پروتئین
۳- شرایط فیزیولوژیک
عوامل موثری هستند که روی نیاز به پروتئین اثر می گذارند .
* چرا بعضی از زنان دچار سندرم قبل از قاعدگی (PMS)می شوند؟
این سندرم به دلیل حساسیت بدن نسبت به تغییرات هورمونی رخ می دهد. ۱۰الی۲۰ روز قبل از شروع قاعدگی، سطح هورمون هایی نظیر «پروژسترون» و «استروژن» سریعا تغییر می کند و باعث بروز علائمی نظیر پف کردگی، کج خلقی، حساسیت بافت پستان و احساس خستگی در بعضی از خانم ها می شود.
تقریبا ۹۰درصد از خانم ها این علائم را قبل از شروع قاعدگی تجربه می کنند و کمتر از ۲۰درصد از خانم ها این علائم را با شدت بیشتری دریافت می کنند که ممکن است عملکرد و روابط آنها را تحت تاثیر قرار دهد. در هر حال اگر جز هر کدام از این دو دسته هستید، باید تا آنجا که ممکن است برای حفظ سلامت عمومی بدن خود تلا ش کنید.
مثلا انجام تمرینات ورزشی منظم، نوشیدن مقدار کافی آب، تغذیه مناسب هر چند ساعت یکبار و اجتناب از مصرف الکل و کافئین می تواند کمک موثری در این زمینه باشد. برای رفع اختلالات خلقی نیز در بعضی از موارد، استفاده از مکمل کلسیم می تواند موثر باشد. طبق مطالعه ای انجام شده در سال۲۰۰۵ ثابت شده که مصرف بالای ویتامینD و کلسیم باعث عدم بروز علائم سندرم قبل از قاعدگی می شود.
زنانی که در ۴ وعده غذای روزانه از شیر کم چربی، فرآورده های لبنی و آب پرتغال خالص تغذیه می کنند کمتر این علائم را تجربه خواهند کرد. بعضی محققان معتقدند که کمبود کلسیم و ویتامینD باعث بروز سندرمPMS می شود. اغلب موارد، زنانی که علائم این سندرم را با شدت بیشتری تجربه می کنند، معتقدند که بعد از مصرف قرص های ضدبارداری تسکین می یابند. مصرف کم قرص های ضدافسردگی نیز می تواند جهت رفع کج خلقی موثر باشد.
* چرا در بعضی از موارد چرخه قاعدگی نامنظم می شود؟
بعضی از زنان که تخمک گذاری منظمی ندارند، قاعدگی نامنظمی خواهند داشت. بعلاوه بیماری و استرس نیز بطور موثری چرخه را تحت تاثیر قرار می دهد. اما مهم تر از همه دانستن تعریف صحیح از قاعدگی منظم است. آنچه بعضی از خانم ها قاعدگی منظم می نامند، ممکن است صحیح نباشد. قاعدگی منظم یعنی دامنه زمانی بین ۲۵تا۳۵ روز، که از اولین روز قاعدگی شروع می شود و تا شروع قاعدگی بعدی محاسبه می گردد.
بعضی زنان فکر می کنند که چون هر ماه، در روز معینی قاعدگی اتفاق نمی افتد پس جزه دسته افراد با قاعدگی نامنظم هستند. در حالیکه این تفکر صحیح نیست. بعضی دیگر از زنان در محاسبه زمان وقوع این سیکل دچار اشتباه می شوند که در این مورد توصیه می شود زمان دقیق را یادداشت نمایند.
سایر دلایل داشتن قاعدگی نامنظم یا از دست دادن چرخه (به غیر از احتمال حاملگی) عبارتند از: افزایش یا کاهش قابل توجه وزن، فعالیت شدید بدنی که ورزشکاران قوای جسمانی انجام می دهند و یا مشکلات هورمونی. اگر در اینصورت، ماه بعد، زمان قاعدگی به وضعیت نرمال برنگشت باید به پزشک اطلاع داد.
* آیا احتمال حاملگی در زمان قاعدگی وجود دارد؟
این واقعه امکانپذیر است، اما نه با احتمال زیاد. نکته اینست که تشخیص دهید آیا خونریزی واقعا مربوط به قاعدگی است یا تنها خونریزی های خفیف (در حد لکه بینی) بین دو قاعدگی می باشد. بسیاری از زنان در زمان تخمک گذاری دچار خونریزی می شوند و اگر تصور کنید که مربوط به قاعدگی است، امکان حاملگی در این زمان وجود دارد. همچنین ممکن است در زمان نزدیک به انتهای قاعدگی، به دلیل آمیزش در محل رحم اسپرم باشد و دو یا سه روز بعد تخمک گذاری صورت بگیرد. در این حالت احتمال حاملگی زیاد خواهد بود.
* آیا قاعدگی بطورمطلق به معنای عدم حاملگی است؟
در این مورد نمی توان ۱۰۰درصد مطمئن بود. زیرا ممکن است خونریزی مربوط به اوایل حاملگی باشد و همیشه نمی توان به راحتی تفاوت این دو را تشخیص داد، مگر اینکه مدت آن درست مثل قاعدگی طول بکشد. اگر خونریزی با علائمی نظیر تهوع همراه بود انجام تست حاملگی لازم است.
* آیا عدم تعویض به موقع نوار یا تامپون ممکن است خطر بروز سندرم شوک سمی را به همراه داشته باشد؟
این سندرم نوعی بیماری با منشا» باکتریایی است، که اولین بار در سال ۱۹۸۰ کشف شد. در این زمان تعداد زیادی زنان به دلیل مصرف نوع خاصی از تامپون جاذب دچار علائم این بیماری شدند. در این حالت نوعی باکتری باعث تولید سم می کند و در نتیجه سندرم شوک سمی اتفاق می افتد.
علائم این سندرم عبارتند: از تب، لرز، اسهال، تهوع، درد عضلانی و کهیر، که بعضی متخصصان معتقدند; عدم تعویض تامپون برای مدت طولانی ایجاد محیط مغذی برای باکتری ها می کند و سندرم بروز می کند. برای اطلاع یافتن از زمان مناسب تعویض بهتر است از دستورالعمل برچسب روی محصول پیروی شود.
* منظم بودن سیکل قاعدگی یعنی چه ؟
منظم بودن سیکل به این معنی است که یا سیکل در یک روز خاص شروع بشود و یا روزهای شروع یک سیکل در ماهای مختلف به یک اندازه جا به جا بشوند که این اندازه نهایتا ۳ روز است. در گفتار مصطلح به این معنی که مثلا همیشه دو روز عقب بیفتد یا همیشه سه روز جلو بیفتد. اهمیت این مطلب در این است که اگر سیکل منظم باشد باروری به راحتی صورت خواهد گرفت ولی در صورتی که سیکل نامنظم باشد، ریسک ناباروری بالا می رود.
بنابراین در صورتی که سیکل نامنظم دارید، حتما به دنبال درمان آن باشید. شایع ترین بیماری که اغلب در دختر خانم ها دیده می شود، وجود کیستهای تخمدانی است که با علامت سیکل های نامنظم خودش را نشان می دهد و برای اینکه این دختر خانم در زمان ازدواجش بتواند بارداری به موقع و راحتی داشته باشد، باید قبل از ازدواج درمان بشود.
* اما از کجا بفهیمیم که سیکل ما چند روزه است؟
اگر روز اول شروع خونریزی را در تقویم علامت بزنید بعد از گذشت چند ماه با شمارش روزهای سیکل، می توانید بفهمید که سیکل شما چند روزه است. در واقع اعدادی که بین شروع دو خونریزی پیاپی قرار دارند، روزهای سیکل شما هستند.
* حالا دانستن اینکه سیکل چند روزه است چه فایده ای دارد؟
دانستن این مطلب چند فایده مهم دارد. اول اینکه شما متوجه می شوید که تعداد روزهای سیکلتان طبیعی است یا خیر. یک سیکل طبیعی باید حداقل ۲۱ روزه و یا حداکثر ۳۵ روزه باشد. در صورتی که سیکل شما کمتر از ۲۱ روز و یا بیشتر از ۳۵ روز طول دارد باید به پزشک مراجعه کنید. زیرا به احتمال قوی شما دچار یک مشکل زنان هستید.
فایده بعدی مشخص کردن زمان تخمک گذاری است.
تخمک گذاری غالبا ۱۴ روز قبل از شروع خونریزی بعدی اتفاق می افتد. مسئله آسان شد. اگر قاعدگی شما ۳۴ روزه است، ۳۴_۱۴=۲۰ ، پس زمان تخمک گذاری شما روز ۲۰ بعد از شروع قاعدگی فعلی است. البته این قاعده فقط برای سیکل های منظم صدق می کند.
* اهمیت این مطلب در چیست؟
اگر شما از روش طبیعی یا کاندوم برای پیشگیری استفاده می کنید، بهتر است حوالی این زمان اصلا نزدیکی نداشته باشید. و در صورتی که شما نابارور هستید، نزدیکی در حول و حوش این زمان با ریسک بالاتر بارداری همراه است.
فایده بعدی دانستن زمان تخمک گذاری این است که شما متوجه می شوید بسیاری از تغییرات خُلقیتان در این زمانها طبیعی است و شما افسرده نشده اید یا فشار کاریتان بیشتر از حد معمول نیست.
ضمنا همسرتان هم متوجه می شوند که در این زمان ها بهتر است با شما بیشتر مدارا کنند. اغلب خانم ها در حوالی زمان تخمک گذاریشان ورم، تغییرات پوستی، حالاتی شبیه افسردگی و بی حوصلگی دارند و تمایلی برای انجام کارهای منزل از خود نشان نمی دهند.
بسیاری از خانم ها هم دچار درد شکم و لکه بینی می شوند. تمامی این موارد در زمان تخمک گذاری طبیعی است و نباید باعث نگرانی شما بشود.
و مطلب آخر درباره تغییرات ترشحات تناسلی یک خانم، در طول سیکل قاعدگی است. از ابتدای سیکل که ترشحات نداشته و خونریزی میبینیم. (گفتیم که شروع سیکل را معادل روز اول خونریزی در نظر میگیرم.) پس از پایان خونریزی، ترشحات بصورت بیرنگ یا مایل به سفید، رقیق و بی بو هستند. در حوالی تخمک گذاری ترشحات به صورت غلیظ و چسبناک در آمده و میزان آن به تدریج زیاد می شود. در اواخر سیکل ترشحات کم می شود.
قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه میکند. در حدود ۱۰۰۰۰۰ بار در روز قلب ضربان میزند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد.
* آناتومی قلب
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسهای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریهها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود ۶×۹x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود ۳۰۰ و در خانمها حدود ۲۵۰ گرم (یعنی حدود ۰/۴ درصد وزن کل بدن) میباشد.
قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم میشود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم میشوند.
حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون میباشند. حفرههای پایینی که بزرگتر و ضخیمترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ میکنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ).
* شریانهای کرونری
شریانهای کرونری از آئورت بیرون میآیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن میباشد که از بطن چپ ، خون را خارج میسازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت میدارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط ۳ یا ۴ میلیمتر قطر دارند.
این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل میشوند و تقریبا یک مسیر دایرهای را ایجاد میکنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد، آنها فکر کردند که این شبیه تاج میباشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده میشود.
از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخهها و تغییراتی که میتواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کردهاند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی میباشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی میگویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخههای دیگری تقسیم میشوند.
این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ میشوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست میباشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی میکند .
وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریهها میباشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین شریانها جریان مییابد.
وقتی عضله قلب منقبض میشود، فشار آن به قدری زیاد میشود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمیدهد، به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی برآورده میکند.
در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری تنگ و باریک میشوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم میگردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند).
در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری نمیتوانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پلهها دچار درد سینه و آنژین قلبی میگردد.
در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ، به طور کامل جلوی خونرسانیاش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمیرسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.
رشد و تکامل شیرخواران و کودکان
تشخیص بیماری ها و جلوگیری از بروز آنها مستلزم داشتن اطلاعات کافی از روند طبیعی رشد GROWTH وتکامل DEVELOPMENT می باشد گرچه این مراحل از هم قابل تفکیک نیستند ولی تخم گشنیده شده زندگی آمبریونی وفتال را گذرانده و سپس دوره های شیر خواری- کودکی وادولسانس را طی می نماید رشدو تکامل دستگاههای مختلف به طور مستقل انجام نمی گیرد بلکه نتیجه تاثیر متقابل عوامل ژنیتیک و محیطی و تغذیه ای اقتصادی-اجتماعی ،هیجانی و تروما شیمیایی-عفونی-ایمونولوژیک و تربیتی دارد.
اصطلاح رشد به آثاری گفته میشود که باید با تعیین اندازه عضو مشخص می گرددو تکامل تغییرات عمل بدن است ولی چون این دو را نمی توان از هم تفکیک نمود اصطلاح رشد و تکامل را بکار می برند و عبارت است از مجموعه عوامل ژنیتیک محیطی-تغذیه ای-تروماتیک-تربیتی است که از موقع لقاح تا هنگام بلوغ در کودک تغییرات ایجاد می کند.
رشد و نمو فیزیکی:
اصطلاح طبیعی که در مورد رشد و نمو مورد استفاده قرار می گیرد صحیح نبوده و بهتر است اصطلاح میانگین AVERAGE بکار رود.
تفاوت زیادی بین اصطلاح میانگین و طبیعی وجود دارد.
میانگین عبارت است از مجموع کل اعداد تقسیم بر تعداد آنها می باشد.
مثلا میانگین قد ۷ کودک (۷۲-۷۰-۶۳-۶۱-۶۳-۶۲-۵۷) عبارت است از ۶۴=۷/۴۴۸
اگر داده ها را به ترتیب قرار دهیمـ۷۲-۷۰-۶۳-۶۳-۶۲-۶۱-۵۷) عدد ۶۳ را Median میانه گویند و داده ای که بیشترین فراوانی را داشته باشد Mode گویند.
میانگین از میانه هم ارزش بیشتری دارد.
رشد قبل از تولد:
زندگی داخل رحمی به دو دوره آمبریونیک و فتال تقسیم می شود که ۸ هفته اول حاملگی را گویند و بعضی ها ترجیح می دهند که ۱۲ هفته اول را امبریونیک گویند و زمان بین ۱۲-۴۰ هفته حاملگی را فتال می گویند.
هفته اول زندگی ژرمینال که تقسیم سلول و در هفته دوم اکتودرم و آندودرم و در هفته سوم مزودرم اضافه میشود.
در هفته هشتم وزن جنین ۱ گرم و در حدود ۵/۲ سانتی متر طول دارد در هفته ۱۲ وزن جنین حدود ۱۴ گرم وقد حدود ۵/۷ یانتی متر است و اواخر تریمستر اول جنس جنین مشخص می گردد،در اواخر تریمستر دوم (۲۸ هفته)وزن جنین حدود ۱۰۰۰ گرم و قد ۳۵ سانتی متر است(۱۴ اینچ)، در هنگام تریمستر سوم اندازه جنین باز هم افزایش می یابد و در جنین غضلات و نسوج تحت جلدی اولیه ایجاد می شود،سیستم گردش خون در بین هفته ۸-۱۲ کامی می شود،حرکات تنفسی در هفته ۱۸ انجام اما تکامل ساختمانهای آلوئولر معمولا کافی نیست تا هفته ۲۴-۲۶ جنین تکامل می یابد.
ماده سورفا کتان ریوی در هفته ۲۰ در حال تکامل یافتن می باشد و شاید تا تریمستر سوم کامل نباشد در اواخر حاملگی زمانی که مایع آمنیوتیک شامل سلول های زیادی است ممکن است مکونیوم به آلوئل آسپیره شود و باعث اشکالات تنفسی متعاقب زایمان گردد.
خموگلوبین جنین اکثریت هموگلوبین F می باشد که حامل اکسیژن بیشتری است هموگلوبین A در اواخر دوره جنینی حدود %۳۰ می رسد در هفته ۱۲ حاملگیBILE تشکیل و بزودی آنزیم های هاضمه ایجاد میشود حرکات بلع در هفته ۱۴ ظاهر می شوند در هفته ۲۶-۲۸ (ساکینگ) مکیدن جنین شروع می شود.جفت یک راه عمده تعویض متابولیک بین مادر و جنین می باشد در اواخر حاملگی IgG و کلسیم و آهن از جفت عبور کرده و لذا در نوزادان پرماجور بیشتر احتیاج به کلسیم-آهن دارندو استعداد به عفونت نیز زیادتر می باشد.
رفلکس گراسپینکGRASP REFLEX در هفته ۱۷ ظاهر و در هفته ۲۷ تکمیل می شوند مرگ و میر دوران آمبریونیک از تمام زمان های دیگر بیشتر است ومربوط به اختلالات ژنیتیک
-کروموزومی-سن مادر-عفونت های مادری ویا تجویز دارو به مادر در دوران تریمستر اول می باشد مرگ و میر در دوران فتال مربوط به فاکتور های داخل رحمی می باشد که شامل اکسیژناسیون ثانوی به اختلالات جفت-بند ناف-عفونت های باکتریال-و ویرال پروتوزوئری – اشعه-تروما عوامی شیمیایی اختلالات ایمونولژیک و تغذیه ای می باشد سوء تغذیه حتی روی نورون های مغزی نیز تاثیرگذار می باشد.
وزن متوسط نوزادان در موقع تولد حدود ۴۰۰/۳ (۵/۷ پوند) می باشد که پسر ها مختصری بیشتر از دختران وزن دارند و در حدود ۹۵% نوزادان فول ترم وزن بین ۵۰۰/۲-۶۰۰/۴ کیلوگرم دارند(۱۰-۵/۵ پوند) و قد متوسط ۵۰ سانتی متر (۲۰ اینچ) و در حدود ۹۵% نوزادان قد بین ۴۵-۵۵ سانتی متر (۲۲-۱۸ اینچ) متوسط دور سر در حدود ۳۵ سانتی متر(۱۴ اینچ) یعنی
بین ۱/۳۷-۶/۳۲ سانتی متر می باشد شکم نسبتا برجسته و انتهاها نسبتا کوتاه و نقطه وسط قد نوزاد نزدیک ناف می باشد در حالیکه در بالغین در سمفیزپوبیس می باشد.
همانطور که ذکر شد فقر و سوء تغذیه با کم وزنی و زایمان بیش از موقع ارتباط دارد.سوء تغدیه در سه ماهه سوم اغلب منجر به کم وزنی می شود افزایش وزن مادر در دوران حاملگی به وزن جنین بستگی دارد وزن متوسط شیرخواران در یک کشور معیار خوبی برای وضعیت تغذیه ای آن مملکت است در کشور های شرقی که وضع تغذیه ای خوبی ندارند وزن متوسط تولد ممکن است ۳ کیلوگرم (۵/۶ پوند) و یا کمتر باشند.
مسمومیت حاملگی در مادر و نارسائی جفتی به طور شایعی با کم وزنی همراه هستند استعمال بیش از حد دخانیات به وسیله مادر نیز باعث کم وزنی نوزادن در موقع تولد می شود .
حاملگی متعدد: در دوقلو ها وزن متوسط ۴۰۰/۲ کیلو و در ۳ قلوها ۸۰۰/۱ کیلو و در چهار قلو ها ۴۰۰/۱ ذکر می شود.
دیابت به طور شایعی با افزایش وزن نوزاد موقع تولد مواجه است.
نوزادان در ۲۴-۴۸ ساعت بعد از تولد حدود ۵-۱۰۵ وزن خود را از دست می دهند که مربوط به از دست دادن اب می باشد و در نوزادان فول ترم حدود روز های ۱۴-۱۰ وزن تولد را دارا خواهند بود.
تعداد تنفس:نوزاد مابین ۵۰-۳۵ در دقیقه است.
تعداد نبض نوزاد مابین ۱۲۰-۱۶۰ در دقیقه است.
رفلکس Rooting – ساکینگ Sucking و گاگینگgagikg بلع SWALLOWING فعال است در آخر هفته اول فاصله تغذیه حدود ۲ تا ۵ ساعت می باشد اولین مدفوع که مکونیوم نامیده میشود در ظرف ۲۴ ساع ت بعد از تولد انجام می شود تعداد دفعات اجابت مزاج نوزاد بستگی به شیر خورئن او دارد ولی متوسط ۳-۵ مرتبه در دوز می باشد و درشی مادر خواران تا حدود ۷-۶ مرتبه ممکن است باشد.
در موقع تولد ۵۵ کیلو کالری پر کیلوگرم در روز احتیاج می باشد و در آخر هفته تولد ۱۱۰ کیلوکالری به ازاء هر کیلوگرم وزن در ۲۴ ساعت و در انتهای هفته اول حدود ۱۲۰-۱۵۰ سی سی پر کیلو مایع باید در نظر گرفته شود.
در هفته اول تولد پروتئینوی شایع استBUN بطور گذران ممکن است افزایش یابد هموگلوبین نوزاد مابین ۱۷-۱۹ گرم در سی لیتر و افزایش رتیکولوسیت خفیف و نرویوبلاست در روزهای اول تولد گزارش می شود.
تعداد گلبول های سفید نوزاد ۱۰۰۰۰ در موفع تولد که در ظرف مدت ۲۴ ساعت افزایش می یابد و به ۲۵-۳۵ هزار می رسد با ارجحیت نوتروفیل بعد از هفته اول WBC کاهش می یابد و به ۱۴ هزار با ارجحیت لنفوسیت می رسد.
عبور هورمون های مادری از جفت ایجاد تغییرات موقتی در سینه ها و دستگاه تناسلی نوزاد می نماید هیپرگلیسمی مادر ممکن است باعث هیپرانولینسیم نوزاد و در نتیجه هیپوگلیسمی شود قند وکلسیم در نوزاد ممکن است به طور نرمال کاهش یابد و باعث تشنج شود.
گاماگلوبولین نوزاد مختصری بالاتر از مادر که بر ضد بسیاری بیماری های باکتریال و ویرال عمل می نماید ولی IGM معمولا عبور نمی کند که در مواقع عفونت ها به خصوص گرم نگاتیو وجود دارد گاماگلوبولین نوزاد در ظرف سه ماه کاهش می یابد.
سال های قبل مدرسه:
در سال های قبل از مدرسه سالیانه ۲ کیلوگرم به وزن و ۶-۸ سانتی متر به قد اضافه می شود و در ۵/۲ سالگی ۲۰ دندان شیری بیرون آمده و در ۳ سالگی بالا رفتن از پله و در ۴ سالگی پائین رفتن از پله می تواند پاها را به طور متناوب بگذازد.
در ۳ سالگی روی یک پا مدت کمی می ایستد و در ۵ سالگی می تواند لی لی کند.
در ۳ سالگی خط متقاطع و در ۴ سالگی شکلی بدون دیدن قبلی ممکن است رسم کند و در ۴-۵ سالگی مثلث بکشد و در ۶ سالگی لوزی رسم نماید.
در سه سالگی کودک می تواند سن و جنس خود را بگوید.
در ۵/۴-۶ سالگی رل والدین را بازی میکند.
سال های مدرسه:
در سال های اول مدرسه رشد ونمو یکنواخت می باشد و در دختران در ۱۰ سالگی و در پسران ناگهان رشد سریع پیدا می کنند.
در سال های مدرسه حدودا ۳-۵/۳ کیلو گرم به وزن و ۶ سانتی متر به قد اضافه می شود و دور سر خیلی کند رشد می نماید و از ۵۱ سانتی متر به ۵۳و۵۴ در ۱۲ سالگی می رسد و
در این سن مغز آخرین مراحل رشد خود را می نماید.در سال های مدرسه سینوس پیشانی ظاهر می شود اولین دندان آسیای دائمی در سال هفتم رویش می کند و سالی ۴ دندان رویش می کند دومین آسیای دائمی در ۱۴ سالگی و سومین دندان آسیای دائمی از ۲۰ سالگی به بعد ظاهر می شود.رشد قوی در پسرها در ۱۸ سالگی و در دخترها در ۱۷ سالگی متوقف می شود و سن متوسط قاعدگی ۱۳ سالگی است .هر شیرخوار به طور مرتب باید معاینه شود و روند رشد وتکامل را کنترل نماید.
تغییرات ۵ حس انسان با افزایش سن
مسن شدن یک تاثیر قابل قیاس بر تمامی قسمت های بدن دارد، شامل قلب، استخوان ها، ذهن، بخصوص اگر شما از خودتان مراقبت نکنید.
پروسه مسن شدن همچنین بر ۵ حس تاثیر می گذارد.قدرت بینایی و شنوایی واضحأ و چشایی و بویایی معمولا کاهش می یابد هرچه که افراد مسن تر می شوند. از دست دادن حس از هر نوعی ، اگر تصحیح نشود یا کاهش یابد ، می تواند بر روی هم تاثیر بر سلامتی و سرزندگی شما کند.
عدم توانایی دیدن به وضوح ، برای مثال، می تواند منجر به میزبانی دیگر مشکلات،از یک دامنه کناره گیری اجتماعی تا صدمات ناشی از افتادن.چنین صدماتی نیاز به بستری شدن در بیمارستان دارد.یا بدتر ، آنها ممکن است منجر به عوارض جسمی جدی ، که می تواند ایجاد ناتوانایی های بیشتر کند.
همچنانکه، افراد پیرتر با کاهش شنوایی خیلی بیشتر دچار تحرکات جسمی می شوند، شناخت و کنجکاوی کمتر، و ارتباط کمتر برقرار و کمتر اجتماعی هستند.
اگر شما مشکل چشایی یا بویایی مواد عطری لذت بخش دارید، شما ممکن است علاقه به غذا را از دست بدهید و دچار بی اشتهایی شوید.این می توانید شما را در خطر سوء تغذیه قرار دهد. بهداشت ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد اگر شما بوی بد بدن را حس نکنید.و سلامت مورد نگرانی می شود اگر شما بوی بخارات مضر یا گازها یا دود ناشی از آتش را متوجه نشوید.
مانند پروسه مسن شدن ، سرعت و درجه کاهش حس های شما در مابقی زندگی بشدت فردی می باشد. ژنتیک، محیط و شیوه زندگی شما همگی نقش بازی می کنند.
خبر خوب این است که خیلی از انواع کاهش حس ها قابل تصحیح یا بهبودی با مداخلات دارویی و جراحی و یا کمک گرفتن و وسایل ، مانند عینک، سمعک، و آمپلی فایر تلفن قابل رفع هستند.بنابر این مطمئن باشید و با مهیا کننده سلامت خود اگر شما از هر تغییری در بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی، یا لامسه رنج می برید صحبت کنید.
تغییرات در بینایی
بینایی روندی است که طی آن امواج نور از یک شیئی که به آن نگاه می شود ثبت شده ، تفسیر شده و به عنوان یک تصویر به وسیله مغز ثبت می شود.برای این اتفاق ، امواج نور از قرنیه، مردمک، و عدسی چشم می گذرد.امواج نور سپس بر روی شبکیه باز تاب شده ، که در پشت چشم قرار گرفته. عصب چشمی در پشت شبکیه علائم از انتهای اعصاب در شبکیه را گرفته و آنها را به قسمت هایی از مغز رله می کند که آن را مصور و قابل تشخیص می کند.
سوء عمل های گوناگونی در روند دیدن با مسن شدن افراد ممکن است رخ دهد. آنها ممکن است ایجاد شوند به وسیله:
- کم شدن سفتیTone ماهیچه ای
- کاهش لیزی و روانی چشم
- هر کدامیک از اختلالات و بیماریهای چشم
کاهش قدرت انقباض ماهیچه ای.ماهیچه هایی که کنترل حرکات چشم می کنند می توانند با مسن شدن دچار سوء عمل شوند. بیشترین شیوع در ماهیچه هایی است که حمایت از پوست اطراف کاسه چشم و کنترل پلک بالایی و پایینی می کنند ممکن است آنقدر شل یا ضعیف شوند و ثبات و قابلیت ارتجاعی خود را از دست دهند. به مرور زمان آنها وارفته شده ، و موجب افتادن بافت های پیوندی و پوست اطراف چشم می شوند و خم شده و دارای چین های کلفت می شود.
کاهش تون ماهیچه ای و عملکرد می تواند منجر به تعدادی از وضعیت ها در چشمان مسن شودف اگر چه این وضعیت ها همیشه به علت مسن شدن نیستند. برجسته ترین این اوضاع افتادگی پلک یا ptosis(blepharoptosis) است – یک افتادگی مشخص پلک بالایی. اگر درمان نشوند ، افتادگی ممکن است بینایی را مختل و منجر به سردرد و خستگی و کوفتگی شود.
کاهش لیزی و روانی چشم. غده اشکی در چشم تولید اشک های محافظتی با هر پلک زدن می کند. این اشک ها چشم را تمیز و لیز نگه می دارند.با افزایش سن، غده ممکن است شروع به سوء عمل می کند، تولید اشک را کاهش می دهد.این می تواند منجر به سوزش، خارش چشم ها و دیگر تحریکات چشم شود.
مشکل شایعی که می تواند با مسن شدن در چشم ها ایجاد شود سندرم چشم خشک، است که در آن لایه اشکی که چشم را می پوشاند خیلی سریع خشک می شود. و به علت اینکه تولید اشک با مسن شدن کاهش می یابد ،باز پر سازی این لایه اشکی کافی نیست.
اختلالات یا بیماری های چشم. مشکلات بینایی ممکن است نتیجه وقتی باشد که ساختمان های مختلف چشم مختل شده یا دچار بیماری شوند.مردمک ها کوچکتر شده- در ۶۰ سالگی به اندازه یک سوم بر اساس یک تخمین می شود- به هم خوردن میزان نوری که از آن می گذرد.
در اینجا اختلالات و بیماری هایی که اغلب با مسن شدن ایجاد می شود:
تباهی و انحطاط ناحیه ماکولا macular degeneration در ارتباط با سن. این بیماری علت منجر به کوری در افراد بالای ۵۰ سال است. این بیماری به وسیله صدمه به ناحیه ماکولا در شبکیه ، ناحیه ای که حد و مرز آن کاملا معین است ، مرکز بینایی است.
آب سیاهGlaucoma گلوکوما یک از علل منجر به کوری در ایلات متحده امریکا است. این بیماری به وسیله یک افزایش غیر طبیعی فشار مایع داخل حفره ای چشم ها ایجاد شده ، و صدمه به عصب بینایی می زند.
آب مرواریدCataracts – دیگر محصول مسن شدن آب مروارید است، یک وضعیت که در آن عدسی های چشم که بصورت طبیعی تمیز و شفاف هستند به صورت پیشرونده ای تیره و ابر آلود می شوند، و سرانجام مانع عبور نور و رسیدن به شبکیه شده یا نور را پراکنده و موجب چشم دوزی و خیره نگاه کردن می شوند.
پیر چشمیPresbyopia(دوربینی) – اغلب افراد دچار این حال میشوند، به طور نمونه شروع می شوند از ۴۰ سالگی. در پیر چشمی، عدسی هایی که به صورت طبیعی خاصیت ارتجاعی دارند به صورت شدیدی سخت شده و قادر به تمرکز بر اشیاء نزدیک نیستند .
شب کوری- افراد با آب مروارید ممکن است از شب کوری رنج ببرند، موسوم به شب کوریnyctalopia بوسیله افراد حرفه پزشکی است.ممکن است برای برخی افراد تمیز دادن اغلب رنگ ها، بخصوص آبی از سبز سخت باشد.چشم دوزی از نور زیاد که به علت پراکندگی نور بخاطر آب مروارید است ممکن است منجر به مشکل رانندگی در شب شود یا مشکل هدایت به دستشویی در تاریکی دارند و غیره.
برای کاهش شانس داشتن هر یک از این مشکلات در یک سن جولنتر، مهم است که شما معاینان منظم چشم پزشکی داشته باشید شروع از ۴۰ سالگی.
تغییرات در شنوایی
روند شنوایی شروع می شود از زمانی که امواج صدا وارد گوش شده و موجب لرزش پرده صماخ شده ، و موجب می شود که آن شروع به ارتعاش کند.ارتعاشات از طریق ۳ استخوان نازک در گوش میانی ، و سپس عمیق تر رفته به گوش داخلی آنجایی که آنها به پیام های عصبی یا ایمپالس ها تبدیل می شوند. عصب شنوایی پیام ها را دریافت کرده و آنها را فشرده کرده به سمت مغز برای تفسیر می فرستد.
در مابقی زندگی، مقداری از درجات کاهش شنوایی خیلی اجتناب ناپذیر است همچنانکه ساختمان های بغرنج و شبکه عصبی در گوش میانی و داخلی به آهستگی شروع به وارفتن می کنند. عصب شنوایی می تواند بخودی خود تحت تغییراتی از در ارتباط با مسن شدن قرار گیرد، منجر به تغییرات تفسیری شود.
برخی از مشکلات شنوایی در ارتباط با سن عبارتند از:
- پیر گوشیPresbycusis – پیر گوشی یکی از شایعترین انواع کاهش شنوایی است که در انتهای زندگی تجربه می شود ، اما آن می تواند از ۴۰ سالگی شروع شود. تغییرات در عصب شنوایی منجر به مشکل در شنیدن بوضوح فرکانس های بالای صدا می شود.
- زنگ زدن گوشTinnitus – زنگ زدن گوش همچنین در بین افراد مسن تر رایج است. در این وضعیت، یک فرد به صورت دوره ای یا دائمی پارازیت ها یا صداهای غیر طبیعی می شنود، مانند زنگ زدن. زنگ زدن گوش می تواند به خودی خود اتفاق افتد یا یک نشانه از دیگر وضعیت ها باشد، مانند بیماری مینیرMenieres disease, که همراه با چرخش و نسبتا شایع است.
به طور یقین عوامل خطر نقشی در شروع مشکلات شنوایی در افراد پیرتر دارند. آنها شامل در معرض صدای بلند به صورت مزمن بودن، سیگار کشیدن، عفونت های بیشمار گوش میانی است. اگر شما متوجه هر گونه تغییری در شنوایی خودتان شدید ، مهم است که شما تحت یک آزمایش محاوره شنوایی قرار بگیرید.
تغییرات در چشایی و بویایی
بویایی و چشایی دو حس جداگانه و مجزا هستند که اغلب برای مقاصد متفاوت با هم کار می کنند. آنها می توانند احساسات فرح بخش را تشخیص و یا حتی فرد را از خطر آگاه نمایند.آنها همچنین نقش مهمی در پذیرش و لذت بردن از غذا دارند_ سوختی که مورد احتیاج بدن برای حفظ بهترین سلامتی و عملکرد است.
هر چه بدن پیرتر می شود ، تند و تیزی چشایی و بویایی به طور طبیعی کاهش می یابد . در هر دو مورد ، تحقیقات اکنون بیانگر این است که مسن شدن به تنهایی نمی تواند به تنهایی مسئول باشد.
تغییرات در چشایی. چشایی اتفاق می افتد وقتی که مولکولهایی از غذا یا مایع به گیرنده های سلولی کوچکی چفت شده که یه صورت هزاران جوانه چشایی زبان را پوشانده اند.عصب های مخصوص پیام ها را از سلول های گیرنده گرفته و آنها را به سمت مغز هدایت می کند، که سپس معین و تشخیص داده می شوند به عنوان طعم.جوانه های چشایی می توانند ۱۰۰۰۰ طعم مختلف را تشخیص دهند. چسبیده به هر جوانه چشایی سلول های گیرنده طعم هستند که هر ۱۰ روز جایگزین با سلول های جدید و نو می شوند.
حس چشایی با مسن تر شدن کاهش می یابد . به طور کلی، افراد پیرتر احتیاج به شیرینی های غلیظ شده دارند برای چشیدن شیرینی و شدت ترشی کمتر برای چشیدن ترشی. اگرچه بدقت معلوم نیست که این چطور اتفاق می افتد، یک تئوری این است که تولید بزاق کاهش می یابد.این به نوبه خود منجر به وضعیتی به نام خشکی دهان می شود، که می تواند حس چشایی را کاهش دهد.بعضی متخصصان استدلال می کنند که ، هر چند خشکی دهان یک چیز مسلم و معین در سن پیری نیست و یک فرد پیر سالم می تواند تولید بزاق به اندازه یک فرد جوان تر داشته باشد .
توافق کلی وجود دارد که میزبانی دیگر عوامل می تواند تداخل با حس چشایی در افراد پیر داشته باشد.این عوامل شامل:
- زخم های دهان، پوسیدگی دندان یا فقر روزانه مراقبت از دهان
- برخی داروها و دارو درمانی، شامل شیمی درمانی و اشعه درمانی برای درمان سرطان
- فقر غذایی
بیماریهایی که بر دهان تاثیر می گذارند ( برای مثال،بیماریهای دندان و لثه) می تواند حس چشایی را در سالهای بعد مختل کند ، همانطور که بیماریها می تواند تاثیر بر دیگر قسمت های بدن (مانند دیابت، سرطان، بیماری تیروئید، سکته و دیگر وضعیت های عصبی).
کاهش حس چشایی می تواند منجر به بی اشتهایی و سوء تغذیه شود. یک فرد که از کمبود چشایی رنج می برد ممکن است سهوأ غذای آلوده و فاسد را بخورد و او را در خطر مسمومیت غذایی یا دیگر بیماری ها قرار دهد.
مهم است که مراقبت خوبی از دهان در طول زندگی داشته باشیم که پیشگیری کنیم از هر مشکلی که می تواند منجر به یک کاهش در حس چشایی شود.
تغییرات در بویایی.حس بویایی معین و تمیز می دهد بین بو و رایحه ها. آن کار می کند در هماهنگی با حس چشایی در مشخص کردن غذا که برای مصرف انسان سالم است و همچنین لذت بخش است. بویایی امکان پذیر است وقتی که مولکولهای غذا از طریق سوراخ بینی وارد بینی می شود. این مولکولها به گیرنده های خاص سلولی که پیام ها را به نواحی تخصیص یافته در مغز برای معین کردن و تشخیص.
اما تندی و تیزی بویایی تندتر کم می شود با افزایش سن تا تندی و تیزی چشایی. در خلال ۵۰ سالگی ، کاهش سریعتر است. در حدود ۸۰ سالگی ، حس بویایی نصف تندی و تیزی زمان جوانی است.
همانند چشایی، بویایی می تواند تحت تاثیر عواملی قرار گیرد:
- بهداشت پایین بینی و احتقان بینی ، همانند آنچه با سینوزیت اتفاق می افتد.
- اغلب داروها و درمان های پزشکی
- بیماریهایی که تاثیر بر بینی، راه عبور بینی یا سینوسها می گذارند، به همان خوبی بیماری اعصاب.
شما ممکن است با پزشک خود اگر دریافتید که تغییرات در ارتباط با سن در بویایی تاثیر بر زندگی یا سلامت شما می گذارد صحبت کنید.
تغییرات در لمس
وقتی شما فردی یا چیزی را لمس می کنید، یا فردی و چیزی شما را لمس می کند، حس می تواند سرد یا گرم ، سخت یا نرم، لذت بخش یا دردناک باشد. احساس به عنوان پیام هایی به وسیله شبکه عصبی سطحی گرفته می شوند. این اعصاب (موسوم به نورون) پیام را به گیرنده های عصب در سیستم عصبی مرکزی منتقل می کنند.از سیستم عصبی مرکزی ، علائم به طرف مغز رله شده ، که آنها را آنالیز و تفسیر می کند.
در پیری ، حس لامسه ممکن است کمتر حساس باشد. دلایلی وجود دارد که چرا این اتفاق می افتد. اولین، خارج پوست(یا اپیدرم) باد را لمس می کند. بطور کلی ، که آن اولین سد دفاعی در برابر بیماریها، آلودگی ها، اشعه های مضر از خورشید، باد، گرما و سرما است.
با به سراشیب رفتن سالها پوست نیز می رود.برای مثال، الاستین و کلاژنی که در پوست یافت می شود شروع به خراب شدن می کنند. این دو ماده به پوست حالت ارتجاعی و نرمی را میدهد.
این تغییرات ، در یک همنوایی کار می کنند، می تواند موجب مسن شدن پوست که خشک تر ، نازک تر، خاصیت ارتجاعی کمتر و انعطاف پذیری کمتر، بعضی اوقات موجب کاهش حساسیت بعضی افراد پیر به اغلب فشارها و لرزش ها می شود.همچنین می تواند یک تغییر در حساسیت دما اتفاق افتد.
یک فرد بطور کلی سردی را بیشتر دارد، اما ممکن است زحمت بیشتری در افتراق بین یک شیئ که سرد است تا خنک داشته باشد.
دیگر مشکلات سلامتی،متداول در بالغین پیر، همچنین ممکن است تغییرات در حس لامسه در پیری را توضیح دهد. اینها شامل:
- جریان خون کم
- صدمات پوستی و عصبی به علت دیابت و دیگر بیماریها
- دیگر اختلالات عصبی و مغزی و اغلب نا خوشی های روحی
-اغلب داروها و درمان های پزشکی
کاهش حس لامسه می تواند افراد را در افزایش خطر صدمات جدی قرار دهد مانند زخم بستر، زخم های پوست، گرما زدگی، سوختگی ها،و کاهش دما (کاهش دمای غیر طبیعی بدن).
رفتار سلول طبیعی و سلول سرطانی
کنترل و تنظیم بیان ژن یا میزان تولید یک فرآورده ژنی در سطوح مختلف مانند رونویسی و ترجمه، عملکردی پایه ای و ضروری برای تمام موجودات به شمار می آید.
این فرآیند کلیدی، بسیار دقیق و پیچیده، به عنوان یک پیش نیاز (مقدمه واجب) برای تولید و ابقا یا نگاهداری (نسبی) انواع فراوان تیپ های متفاوت بافتی و سلولی، برای یک موجود ضروری است.
زیبایی های شگفت انگیز مدیریت و اقتصاد سلول در تنظیم بیان ژن
«مشاهده قطره آبی که من در زیر میکروسکوپ می بینم و دورترین ستاره ای که با تلسکوپ تماشا می کنم، مرا به حیرت و اعجاب وامی دارد، به قدری نظم و ترتیب در عالم طبیعت وجود دارد که ممکن است برای آن قوانین محکم و ثابت وضع کرده و حکم هر پدیده را قبل از حدوثش بیان نمود. اینکه بشر عمر خود را برای کشف قوانین طبیعی صرف می کند فقط از این جهت است که به وجود و صحت آن قوانین مطمئن است و بدون این اطمینان تفحصات علمی بی فایده می شدند.
اگر فرض کنیم که پیدایش پدیده تابع قوانین طبیعی نبوده و تابع تصادف باشند همه تجربه ها بی فایده خواهند شد. زیرا در تکرار تجربه ای معین، نتایج مختلف به دست خواهد آمد و به معلومات بشر چیزی افزوده نخواهد شد.
پس در پشت این نظم باید قادر متعالی باشد چون بدون یک حکمت عالیه، وجود نظم و ترتیب امکان پذیر نیست. در همه جا قدرت خدایی مشهود است و هر قانون طبیعی که کشف می شود با صدای بلند می گوید: «خدا واضع من است و بشر کاشف من.» » «دکتر سیسیل بویس هامان (زیست شناس)».
هر یک از سلول های بدن هر موجود پیشرفته و از جمله آدمی در درون هسته خود حاوی دستورالعمل خارق العاده ای است که ژنوم (Genome) نامیده می شود و فعالیت آن را رقم می زند. ژنوم که از الفبای چهار حرفی آدنین (A)، گوانین(G)، سیتوزین (C) و تیمین (T) تشکیل شده و در شکل یا ترکیب نوکلئوتیدها نوشته شده است دربردارنده عموم نشان ویژگی های فیزیکی و بسیاری از خصوصیات رفتاری هر فرد است که از نظر زیست شناختی جایگاه تک تک افراد را در میان آدمیان متمایز می سازد.
هر موجود زنده به طور معمول در اثر فرآیندهای تنظیم کننده تمایز، از یک سلول تخم نخستین بر اثر تقسیمات متوالی و بی شمار میتوزی ایجاد می شود. از لحظه شکل گیری این سلول، تا مراحل بلوغ و سرانجام مرگ زیستی موجود، سلول های جاندار از جنبه های متعدد و متنوع مانند شکل شناسی، فیزیولوژی، بیوشیمیایی و تقسیم کار متمایز می شوند و تفاوت های شکلی، عملی و رفتاری برجسته ای را نشان می دهند.
ایجاد تمایز و تخصص در سلول ها در شرایطی است که به طور معمول در هسته تمام سلول های یک جاندار، تمام ژن های فرد وجود دارد. مسیری را که اطلاعات وراثتی و هریک از ژن ها در شرایط طبیعی طی می کنند تا- با همکاری عامل های فراوان- فنوتیپ یک جاندار را رقم زنند، مسیری بسیار پیچیده، فوق العاده دقیق و کاملاً حساب شده است.
کنترل و تنظیم بیان ژن یا میزان تولید یک فرآورده ژنی در سطوح مختلف مانند رونویسی و ترجمه، عملکردی پایه ای و ضروری برای تمام موجودات به شمار می آید. این فرآیند کلیدی، بسیار دقیق و پیچیده، به عنوان یک پیش نیاز (مقدمه واجب) برای تولید و ابقا یا نگاهداری (نسبی) انواع فراوان تیپ های متفاوت بافتی و سلولی، برای یک موجود ضروری است. تنظیم بیان ژن، در دو دسته موجودات (پروکایوت ها و یوکاریوت ها)، به رغم شباهت های اساسی، تفاوت های متعدد نیز دارد.
گرچه هر سلول سوماتیک دارای دستور کار یکسانی است، اما انواع مختلف سلول ها _ مانند پوست، کبد و ریه- با مکانیسم های تنظیمی بسیار دقیق و ظریف، برای تعیین و انجام عملکردهای فرد، بخش های متفاوتی از این دستورالعمل را به کار می برند. به بیان دیگر در هر زمانی تمام ژن های موجود در هسته سلول یک جاندار _ که در انسان رقمی در حدود۳۰ هزار ژن ساختاری برآورد شده است فعال نیست. بلکه در هر بافت درصد ناچیزی از ژن های مشخصی فعالیت دارند.
بنابراین صرف نظر از ژن های ویژه _ مانند ژن های مربوط به ایجاد rRNA ها و tRNAها- که به دلایلی روشن باید در همه سلول ها فعال شوند درصد بسیار بالایی از ژن ها در بافت های مختلف به شیوه ای متفاوت- از جمله برای دوره کوتاهی از زمان و در مرحله ویژه ای از زندگی موجود- فعال می گردند. نکات مورد اشاره در بالا و تاکید دوباره بر این نکته مهم که ژن های بی شمار موجود در هسته سلول های یک فرد، فعالیت ها، عملکردها و رفتارهای بسیار متنوع از خود بروز می دهند، به صراحت بر حضور یک سیستم بسیار منظم، دقیق، منسجم، هماهنگ و در عین حال پیچیده از تنظیم ژنتیکی در خلال دوره زندگی یک موجود دلالت می کنند.
اطلاعات موجود در دستور کار یا ژنوم که به
یک تخمک لقاح یافته این امکان را می دهد که بتواند مراحل مختلف جنینی را سپری کرده و به یک نوزاد و سپس یک فرد بالغ تبدیل شود، در واقع یکی از برجسته ترین رویدادهای زیست شناسی سلولی و مولکولی به حساب می آید.
در این باره بیشتر توضیح می دهیم:
یک ژن _ ساختاری _ ناحیه ویژه ای از DNA با طولی مشخص از نوکلئوتیدها است که اطلاعات لازم را برای تولید یک پروتئین معین دارا است. سلول ها هزاران نوع پروتئین مختلف می سازند. بیان ژن فرآیندی است که در خلال آن اطلاعات موجود در DNA در فرآیندی پیچیده، دقیق و زمان بندی شده به پروتئین تبدیل می شود. بر فرآیند بیان ژن شبکه های تنظیمی دقیق و کنترل بسیار شدید، هماهنگ و منسجمی حاکم است. یادآوری می نماید که چنین کنترل انتخابی و حساب شده بیان ژن هاست که موجودات پرسلولی (پیشرفته) را به تمایز و دارا بودن سلول ها و بافت های مختلف قادر می سازد، زیرا که به طور کلی تمام سلول های بدنی (سوماتیک) یک فرد دارای اطلاعات ژنتیکی یکسانی هستند. این مکانیسم های کنترلی به موجودات ابتدایی نیز اجازه می دهند تا خود را با تغییرات محیط پیرامون خود به سرعت وفق دهند.
چگونگی بیان هریک از ژن های بی شمار ساختاری و در نتیجه تولید پروتئین های متنوع از جمله عناصر کلیدی است که به طور مثال موجب تشخیص یک سلول مغزی از یک سلول ماهیچه ای _ با وظایف متفاوت- می شود.
برای بهتر نشان دادن پیچیدگی تنظیم عملکرد ژن ها، ارائه نمونه هایی _ به عنوان مشتی از خروار- خالی از فایده نیست: در برخی از موارد پروتئین های تنظیم کننده نقش بازدارندگی دارند. این پروتئین های ویژه با اتصال به مکان یا مکان های خاصی از یک ژن، بیان آن را سد می کنند و در مواردی دیگر به مثابه افزایش دهنده، بیان ژن را تشدید می نمایند. هر پروتئین تنظیمی نیز دارای ژن خاص خود است و چنین است که یک ژن بر بیان ژنی دیگر تاثیر می گذارد.
از این منظر، شناسایی دقیق تمام عامل های کنترلی، نقش هر یک و چگونگی مدیریت سلول در تنظیم بیان ژن از جمله اصلی ترین صحنه های تلاش هیجان انگیز زیست شناسان مولکولی را تشکیل داده است. در واقع مکانیسم های تنظیم کنندگی بیان ژن، نیازمند انواع فراوانی از ردیف های خاص نوکلئوتیدی و نیز پروتئین های فراوانی برای تشخیص این ردیف ها است.
● مولکول DNA، مرکز ثقل علوم زیستی
برای درک بهتر مفاهیم اساسی تنظیم عملکرد ژن ها، اشاره ای گذرا بر کالبدشکافی برخی از رخدادهای کلیدی که به عنوان مقدمات واجب مطرح هستند خالی از فایده نیست: تمام نشان ویژگی های موجود زنده بر ماده وراثتی آن متکی است و به زبان زیست شناسی هیچ ماده ای به این اهمیت وجود ندارد. مولکول DNA مرکز ثقل و قلب تپنده علوم زیستی است. این ماده است که ویژگی های بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی، تشریحی و رفتارهای زیستی خاصی را در جاندار پدید می آورد.
تاثیر ژنتیک در سراسر قلمرو زندگی جانداران موجب شده است که این رشته شیرین و جالب از اهمیت راهبردی برخوردار شود. مولکولDNA براساس برنامه ریزی همه جانبه، منسجم و منظم علاوه بر دارا بودن کلید معماری پروتئین ها یعنی تعیین دقیق ساختار و عملکرد آنها و از جمله آنزیم ها، دربردارنده تمام دستورالعمل های مربوط به اعمال حیاتی و فرآیندهای زیستی موجود زنده مانند رشد، تمایز، تقسیم و تولید مثل است. در پژوهش های راهبردی مهندسی ژنتیک نیز اسیدهای نوکلئیک و به ویژه مولکولDNA دارای نقش کلیدی و مرکزی است.
اطلاعات ژنتیکی موجود در مولکول DNA، طی فرآیندی به نام رونویسی به مولکولRNA انتقال می یابد. در این فرآیند فوق العاده دقیق، درکنار دیگر شرایط و عوامل لازم، دسته ای از آنزیم ها به نام RNA پلیمرازها به طور حساب شده ایفای نقش می کنند. برخی از RNA های حاصله-rRNA ها و tRNAها- دارای نقش ساختاری و عملکردی مشخص به خود هستند.
اما بسیاری از آنها به صورت mRNA بوده و تولید تمام پروتئین های سلولی را برعهده دارند. mRNAها در واقع بین مولکولDNA و پروتئین ها نقش واسط دارند. به بیانی دیگر وظیفه رهبریDNA و ژن ها در تولید پروتئین ها را برعهده دارند.
در موجودات پیشرفته، مولکول های اولیه RNA واقع در هسته سلول باید ردیفی از عملیات خاص، دقیق، متوالی و پیچیده را پشت سر نهند و مورد تغییرات متنوع شیمیایی قرار گیرند تا سرانجام مولکول mRNA در شکل بالغ و کامل خود با مهاجرت از هسته به سیتوپلاسم سنتز پروتئین را آغاز کند. چگونگی سنتز پروتئین نیز فرآیندی دقیق و پیچیده است و اجزا و عوامل ضروری متعددی در تحقق آن مشارکت دارند به نحوی که فقدان یا کاستی در هریک از آنها، انجام فرآیند ترجمه را با دشواری مواجه ساخته یا ناممکن می نماید.
● از شگفتی های تنظیم بیان ژن
پروتئین ها که کلید معماری آنها در دست ژن ها است دارای نقش های حیاتی متنوع و فراوانی هستند. به طور نمونه، این مولکول ها از یک سو به عنوان «مصالح ساختاری» در مجموعه های حیاتی برای گردهمایی سلول یا برپایی موجود زنده وارد هستند و از دیگر سو به مثابه معمار این مجموعه ها ایفای نقش می کنند. و از طرفی با ماموریت هایی مانند پیام رسانی و گیرندگی پیام «بین معمار و مصالح»، وظیفه خطیر تنظیم و کنترل فرآیندهای حیاتی سلول مانند بیان ژن ها و چگونگی این بیان را نیز برعهده دارند. به علاوه، آنزیم ها که خود از جمله مهمترین پروتئین ها به حساب می آیند، تمام واکنش های شیمیایی را کاتالیز و امکان پذیر می سازند.
آنچه مسلم است روابط بین DNA، RNA و پروتئین بسیار حساب شده و پیچیده است و مستلزم همکاری تنگاتنگ، سازماندهی همه جانبه و دقتی شگرف است.
شایان تاکید است که بین مقدار یک پروتئین ویژه در یک سلول معین و میزان mRNA موجود در آن سلول، رابطه مستقیمی وجود دارد. نیز در موارد نسبتاً زیادی، یک ژن منفرد ممکن است رموز ژنتیکی بیش از یک پروتئین را دارا باشد یعنی از اطلاعات ژنتیکی محدود و مشخصی، چندمنظوره استفاده شود. این امر به ویژه نیازمند سلسله عملیات متفاوتی است که در مسیر پردازش و ویرایش – رونوشت اولیه RNA.
(hnRNA)_ اینگونه ژن ها رخ می دهد. اندکی تامل در این رخدادها به روشنی نشان می دهد که چنین ماموریت هایی تا چه اندازه باید حساب شده باشد.
به بیان دیگر، در این موارد، اینکه کدام پروتئین در کدام زمان، و در کدام سلول ایجاد شود، رویکردی است که براساس مکانیسم های تنظیم سلولی و مبتنی بر مقتضیات و نیازهای (کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت) سلول شکل می گیرد. این رخدادها، به نوبه خود، نیز ویژگی های متفاوت سلول های یک موجود منفرد را به روشنی تبیین می کند.
تاکید می نماید که تنظیم ژنی در واقع موجب تخصصی شدن سلول ها می شود و حدود ۲۵۰ سلول مختلف که از نظر ساختاری و عملکردی با هم تفاوت دارند، در بدن آدمی شکل می گیرد و چنین است که یک سلول کبد هرگز سلول ماهیچه ای نمی شود (و برعکس). بنابراین برای تعیین هویت و سرنوشت هر سلول، در رخداد تمایز نیز نمایشی شگرف از همکاری حساب شده، پیچیده و تنگاتنگ ژن ها به صورت آبشاری از رخدادهای مرحله ای و پلکانی حضور و نمودی ممتاز دارد. در این مسیر اگرچه هنوز بی خبری های قابل توجهی داریم، اما شمار فراوانی از ژن های تنظیم کننده و پروتئین های دخیل در آن شناسایی شده است.
پژوهش های بسیار گسترده نشان داده است که اکثریت بسیار بالایی از تصمیمات، ویژه بافتی است که مقرر می دارد در هر بافتی، پروتئین های معینی تولید می شود. این سطح از تنظیم در محدوده رونویسی است و تنظیم در این سطح است که ظاهراً بیشترین اثر را بر روی فنوتیپ فرد می گذارد. این سخن نافی رویکردهای تنظیمی در سطوح متعدد پس از رونویسی نیست. درک دقایق و جزئیات چگونگی این انتخاب و تصمیم سازی ها در گرو به بار نشستن پژوهش های وسیع در دست انجام است.
اینکه برخی از فرآورده های ژنی در تمام طول حیات سلول ضروری است و چنین ژن هایی باید همواره بیان شوند و به اصطلاح تعطیل بردار نیستند، اینکه عملکرد شماری از ژن ها در عموم سلول ها مشاهده می شود، اینکه بسیاری از ژن ها نقش تخصصی تری دارند و در واقع، حسب ضرورت، در زمان های معینی در سلول- برای یک بار و یا به طور متناوب _ بیان می شوند و… همه و همه بر نظمی شگرف و هدفدار در عملکرد ژن ها و سلول ها تاکید دارد.
بنابراین سطوح یا مکانیسم های کنترل بیان ژن، در یکی از اصلی ترین کارکردهای خود، کنترل کننده مقدار فرآورده مورد نیاز سلول است که میزان آن دست کم به دو عامل کلیدی وابسته است: میزان ساخته شدن (یعنی چند مولکول از فرآورده ژن در واحد زمان مورد نیاز است) و تجزیه و تخریب (یعنی چند مولکول در واحد زمان شکسته می شود، این میزان ظاهراً نسبتاً ثابت باقی می ماند). برآیند و نتیجه این کارکرد شگرف، یک تراکم یا غلظت پایدار اما متفاوت برای هر فرآورده ژنی در سلول ایجاد می کند. رخداد تنظیم ژنی به طور مشخص در موجودات یوکاریوت، این امکان را نیز فراهم می آورد که در بسیاری از موارد یک ژن به منظور بهینه کاری از انعطاف پذیری فوق العاده ای برخوردار باشد. به طور مثال، برحسب نیازها و مقتضیات زمانی و مکانی سلول، با حذف متفاوت اینترون ها از یک ژن واحد، شکل های متفاوتی از mRNA ایجاد شود که طبیعتاً فرآورده های متفاوتی در پی خواهد داشت. به طور مثال، رونوشت اولیه ژن کالسی تونین دارای ۶ اگزون است که به دو صورت پیرایش می شود: اگزون های ۴-۱ در تیروئید، کالسی تونین را تولید می کند و تمام اگزون ها (به استثنای اگزون ۴) در هیپوتالاموس، پروتئین شبه کالسی تونین را ایجاد می کند. همچنین با رخداد فوق العاده دقیق ویرایش RNA، راهکاری ارزشمند برای تولید دو یا بیشتر پروتئین متفاوت از یک ژن در اختیار مدیریت اقتصاد سلول قرار می گیرد.
ژن های موجودات پیشرفته به طور کلی از ردیف های بازی با عملکردهای متفاوت ساخته شده اند که به طور یک در میان در طول ژن قرار دارند.
بخش هایی که به نام اگزون ( Exon) خوانده می شوند، در واقع اطلاعات لازم برای سنتز پروتئین را در خود دارند و بخش هایی که اینترون (Intron) نامیده می شوند (و قسمت اعظم ردیف های بازی یک ژن را شامل هستند)، به ندرت رمزی برای سنتز پروتئین ندارند و ظاهراً به طور معمول در مولکولmRNA رونویسی نمی شوند. جزئیات این مطلب، نیازمند فرصت مستقلی است. کشف اینترون ها در بهار ۱۹۷۷ به کمک روش ها و فنون مهندسی ژنتیک، زیست شناسان مولکولی را کاملاً شگفت زده کرد. این کشف، درک آدمی از ساختار و عملکرد ژن در موجود پیشرفته را به طور بنیادی متحول ساخت و بر آنچه که تا پیش از آن زمان پذیرفته شده بود در پهنه وسیعی خط بطلان کشید.
طبیعتاً چنین سیما و ماهیت مولکولی از ژن، نیازمند عملیات پیچیده، ماهرانه و بسیار دقیق از تنظیم، ویرایش و پردازش است. زیرا هرگونه اشتباه هرچند ناچیز حتی در یک نوکلئوتید ممکن است موجب شود پروتئینی که سرانجام حاصل می شود فاقد هرگونه کارایی طبیعی باشد و در صورتی که این پروتئین از اهمیت راهبردی و حیاتی برخوردار باشد، حتی می تواند مرگ موجود را در پی داشته باشد. اگرچه که تنظیم در این سطح مهم ترین و ابتدایی ترین سطح تنظیم به شمار می آید، اما سطوح متعدد تنظیم دیگر نیز وجود دارد.
● تنظیم ژن در سرطان و ویژگی های سلول سرطانی
چنانچه تاکید شد در یک موجود زنده طبیعی، فرآیندهای زیستی مانند رشد، نمو، توسعه، تکوین و تکثیر سلولی رخدادهای کاملاً تنظیم شده اند. این تنظیم در پاسخ به نیازهای طبیعی بدن به طور بسیار دقیق، هماهنگ و حیرت انگیز صورت می گیرد و از مهمترین وقایع ژنتیکی و فیزیولوژیکی موجود زنده به حساب می آید. هریک از انواع فراوان سلول های تخصص یافته در یک فرد، در یک تعادل تنظیم یافته بسیار دقیق قرار دارد.
فرآیند تکثیر سلولی با فرآیند مرگ سلولی در حال تعادل است. به طور مثال در یک فرد جوان، زایش سلول های جدید از مرگ سلول های پیر بیشتر است، این رخداد منجر به افزایش اندازه بدن موجود می شود. در یک فرد بالغ تعادل بین تولید و مرگ سلولی، شرایط پایداری را ایجاد می کند. در سلول های تمایزیافته، به تدریج سرعت تقسیم و ادامه چرخه سلولی کم شده، به حداقل یا صفر می رسد. تکثیر سلولی یا توقف رشد هردو در گرو تصمیم سلول است. سلول براساس قانونمندی های طبیعی حاکم بر خود، تصمیم مناسب را حسب مقتضیات خود اتخاذ می کند. کنترل و تنظیم رشد سلول نیز با این تصمیم گیری هماهنگ است یعنی سلول طبیعی رشدی را می طلبد که کنترل شده باشد. این تعادل شگفت آمیز توسط سیستم فوق العاده دقیق علائم درون سلولی تدارک می شود. در وضعیت های ویژه ای، تعادل مورد اشاره به هم می خورد و سلول بدون کنترل و بی اعتنا به فرامین عامل های تنظیم کننده رشد، بی رویه تکثیر می یابد و وضعیتی را ایجاد می کند که تومور یا سرطان نامیده می شود.
در تومورها، سلول حتی بی آنکه علائم مربوط به رشد را دریافت کند، تکثیر می یابد. نیز به علائم طبیعی برای توقف رشد توجهی ندارد. تمام سلول های یک تومور قادر هستند به طور نامحدود رشد کنند و وضعیت توموری از سوی تمام سلول های دختر به زاده های آنها منتقل می شود. بنابراین سرطان یک بیماری ژنتیکی است که در موارد اندکی (حدود ۱۵ درصد) موروثی نیز هست، اما همیشه دربردارنده آسیب ژنتیکی است.
نقص ژنتیکی معمولاً به سلول های سوماتیکی _ و نه سلول های ژرمینالی یا جنسی- مربوط است. نواقص مربوط به سلول های ژرمینالی نیز گزارش شده است که با افزایش احتمال نواقص ژنتیکی سوماتیکی، در پیدایش دست کم شماری از سرطان ها، نقش ایفا می کند.
در سرطان، به دلیل انجام مجموعه ای از تغییرات پایه در سلول، رفتار سلولی از جنبه های فراوان دستخوش تغییر و انحراف می شود. سلول سرطانی، در واقع از منظر محتویات سلولی، بیشتر یک سلول نابالغ است. انواع متفاوتی از سلول های بدن می توانند سرطانی شوند.
سلول سرطانی با همتای طبیعی خود از جهات فراوان تفاوت های آشکار نشان می دهد. این تغییرات بر کنترل رشد سلول، شکل شناسی، ارتباطات متقابل سلول ها، ترکیبات غشای سلولی، ساختار اسکلت سلولی، ترشح پروتئین، بیان ژنی و… و مرگ سلولی اعمال می شود.
●● جمع بندی
براساس آنچه به اشاره بیان شد، کارکرد ژن ها حتی در ساده ترین موجودات_ مانند ویروس ها و باکتری ها- با تنظیمی اعجاب انگیز، برابر برنامه ای منظم، منسجم، هماهنگ، اختصاصی، با اعتدالی حیرت انگیز و بدون ذره ای افراط و تفریط در خلال فرآیندهای رشد، توسعه، تمایز و در واقع از لحظه تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ زیستی فرد صورت می گیرد. تا در مسیر سازماندهی خارق العاده ساختاری، تشکیلاتی، عملکردی و تنظیمی طبیعی مجموعه منسجم سیستم زیستی، در هر سلول، هر ژن بسته به نقشی که برعهده اش نهاده شده است، حساب شده و مقصودمند در زمان یا زمان های مناسب به ایفای وظیفه پرداخته، روشن و خاموش شود.
در واقع، در هریک از انواع بی شمار سلول های یک فرد، هر ژن کار خود را برابر برنامه ای به شدت دقیق انجام می دهد تا مواد مورد نیاز هر مقطع از حیات زیستی سلول و بافت تامین شود. آنچه به روشنی مورد تاکید است اینکه در هر موجود زنده، هر یک از ژن ها حضوری مجرد و انتزاعی ندارد که چون «جزیره ای مستقل» رفتار کند. در وضعیت طبیعی، حتی تصور کوچکترین خودکامگی در جزء جزء سلول و طبیعتاً در کل موجود زنده، محلی از اعراب ندارد. قوانین دقیق زیستی با نوعی اقتصاد اصولی فطری حیرت انگیز و مافوق تصور ملازم است که براساس آن روند «اقتصادگونه» در شرایط طبیعی، یک ژن معین در سلولی خاص از موجودی مشخص، در زمانی ویژه و در رابطه ای تنگاتنگ با کل موجود، امکان فعالیت و بیان می یابد.
به راستی اگر در وظایف ژن ها و موجود زنده، قوانین حساب شده و مقصودمندی حاکم نبود (مانند وضعیت سرطانی) و به طور مثال با لجام گسیختگی، در هر زمانی در همه سلول ها، تمام ژن ها به شکل فعال درمی آمدند، بر سر موجود زنده چه می آمد؟ نیز اگر فعالیت و تجلی ژن ها در زمان های نامناسب رخ می داد، چه می شد؟ یا اگر عملکرد ژن ها در سطح نازلی می بود، به نحوی که پاسخگوی نیازها و مقتضیات سلولی نبود(مانند وضعیت سرطانی) چه؟ و…؟؟
سرانجام کار جاندار به کجا می کشید؟ پاسخ این پرسش های فرضی آن قدر روشن هست که نیازی به کمترین توضیح یا استدلال ندارد. قدر مسلم در شرایط طبیعی، سلول ها و کل موجود زنده براساس قانونمندی های هدفدار، به نحوی فوق تصور از هرگونه افراط و تفریط، بدکاری، کم کاری و تنبلی، فرصت طلبی، خودکامگی، استفاده های سوء و تجاوز و از این نوع مشابهات به دور است.هر سلول از بخش هایی تشکیل یافته است که از لحاظ ساختاری و عملکردی با سایر بخش های همان سلول ارتباط تنگاتنگ و پویایی دارد. این واقعیت کلید درک چگونگی عمل ده ها هزار پروتئین را که ساختار آدمی بر پایه آن بنا شده است، به شدت تسهیل کرده است. به همین دلیل هم هست که از منظر زیست شناختی در عین کثرت، یکنواختی شگفت انگیزی بین تمام موجودات زنده وجود دارد.
متابولیسم آهن
چون آهن برای تشکیل هموگلوبین ، میوگلوبین و مواد دیگر از قبیل سیتوکرومها ، سیتوکروم اکسیداز ، پرکسیداز و کاتالاز اهمیت دارد، لذا ضروری است که روش مورد استفاده قرار گرفتن آن در بدن درک شود.
مقدار کل آهن بدن بطور متوسط ۴ تا ۵ گرم است که حدود ۶۵ درصد آن به شکل هموگلوبین وجود دارد. حدود ۴ درصد دیگر آهن به شکل میوگلوبین ، ۱ درصد به شکل ترکیبات مختلف هِم که موجب پیشبرد اکسیداسیون داخل سلولی میشوند و ۱ درصد به صورت ترکیب با پروتئین ترانسفرین در پلاسمای خون وجود داشته و ۱۵ الی ۳۰ درصد آن بطور عمده در سیستم رتیکولوآندوتلیال و سلولهای پارانشیم کبد عمدتا به شکل فریتین ذخیره میشود.
● انتقال و ذخیره آهن
انتقال ، ذخیره و متابولیسم آهن به این ترتیب است که ، هنگامی که آهن از روده کوچک جذب میشود بلافاصله در پلاسمای خون با یک بتاگلوبولین موسوم به آپوترانسفرین (Apotransferin) ترکیب شده و ترانسفرین را تشکیل میدهد و سپس در پلاسمای خون انتقال مییابد. آهن به صورت بسیار سستی با مولکول گلوبولین ترکیب شده و در نتیجه میتواند در هر نقطه از بدن به هر یک از بافتها آزاد شود. مازاد آهن در خون در تمام سلولهای بدن بخصوص در سلولهای کبدی و به مقدار کمتر در سلولهای رتیکوآندوتلیال مغز استخوان رسوب میکند.
آهن درسیتوپلاسم سلول با پروتئینی به نام آپوفریتین ترکیب شده و فریتین را تشکیل میدهد. آپوفریتین دارای وزن مولکولی ۴۶۰۰۰۰ بوده و مقادیر متغیری آهن میتواند به صورت دستجاتی از رادیکالهای آهن با این مولکول بزرگ ترکیب شود. بنابراین فریتین میتواند محتوی فقط مقدار اندک و یا مقدار زیادی آهن باشد. این آهن ذخیره شده به صورت فریتین موسوم به آهن ذخیرهای است.
▪ در پلاسمای خون: ترانسفرین <—————پوترانسفرین + آهن
▪ در سیتوپلاسم سلول: فریتین<—————-آپوفریتین +آهن ذخیره ای
مقدار کمتری آهن در منبع ذخیره به یک شکل فوقالعاده نامحلول به نام هموسیدرین ذخیره میشود. این موضوع بویژه هنگامی صدق میکند که مقدار کل آهن موجود در بدن بیش از مقداری باشد که مقدار کل آپوفریتین میتواند در خود جای دهد. هموسیدرین دستجات بزرگی در سلولها تشکیل میدهد و لذا میتوان با تکنیکهای معمولی بافت شناسی آن را رنگ کرده و به صورت ذرات بزرگ در مقاطع بافتی مشاهده کرد.
فریتین را نیز میتوان رنگ کرد، اما ذرات فریتین آنقدر کوچک و پراکنده هستند که معمولا فقط با میکروسکوپ الکترونی میتوان مشاهده کرد. هنگامی که مقدار آهن در پلاسما بسیار کم شود، آهن کاملا به آسانی از فریتین ، اما با سهولت کمتری از هموسیدرین گرفته میشود. سپس آهن به شکل ترانسفرین در پلاسما به قسمتهایی از بدن که مورد نیاز است انتقال مییابد.
یکی از مشخصات منحصر به فرد مولکول ترانسفرین آن است که بطور محکم به رسپتورهای موجود در غشای سلولی اریتروبلاستها در مغز استخوان میچسبد.
سپس ترانسفرین همرا با آهن موجود در آن به روش آندوسیتوز به داخل اریتروبلاستها میرود. در داخل سلول ترانسفرین آهن خود را مستقما به میتوکندریها میدهد که در آنجا مولکول هم ساخته میشود. در افرادی که دارای مقادیر کافی ترانسفرین نیستند، ناتوانی در انتقال آهن به اریتروبلاستها به این روش موجب بروز آنمی شدید یعنی کاهش تعداد گویچههای سرخ که محتوی هموگلوبین کمتری از حالت طبیعی هستند، میشود.
● دفع روزانه آهن
روزانه حدود یک میلیگرم آهن در مردها بطور عمده از راه مدفوع دفع میشود. هرگاه خونریزی حادث شود، مقادیر اضافی آهن از بدن دفع میگردد. در زنها دفع خون قاعدگی ، میزان متوسط دفع آهن را به حدود ۲ میلیگرم در روز میرساند.
● جذب آهن از لوله گوارش
آهن از تمام قسمتهای روده کوچک بطور عمده با مکانیسم زیر جذب میشود. کبد مقادیر متوسطی از آپوترانسفرین را به داخل صفرا ترشح میکند که از این طریق مجرای صفراوی به داخل دوازدهه جریان مییابد. آپوترانسفرین در روده کوچک با آهن آزاد و نیز با بعضی ترکیبات آهن دار از قبیل هموگلوبین و میوگلوبین گوشت یعنی دو تا از مهمترین منابع آهن در رژیم ترکیب میشود. این ترکیب موسوم به ترانسفرین است.
ترانسفرین به نوبه خود جذب رسپتورهای موجود در غشای سلولهای اپیتلیال روده شده و به آنها میچسبد. سپس مولکول ترانسفرین با روند پینوسیتوز در حالی که آهن را با خود حمل میکند به داخل سلول اپیتلیال جذب شده و بعدا در طرف خونی این سلولها به شکل ترانسفرین پلاسما آزاد میشود. سرعت جذب آهن فوقالعاده آهسته بوده و حداکثر آن فقط چند میلی گرم در روز است. این بدان معنی است که هنگامی که مقادیر عظیمی آهن در غذا وجود دارد، فقط قسمت اندکی از آن میتواند جذب شود.
● تنظیم آهن کل بدن
هنگامی که بدن از آهن اشباع شود، بطوری که عملا تمام آپوفریتین موجود در نواحی ذخیره کننده آهن با آهن ترکیب شده باشد، میزان جذب آهن از روده فوقالعاده کاهش مییابد. از طرف دیگر هنگامی که منابع ذخیره آهن کاملا آهن خود را از دست داده باشند، سرعت جذب میتواند فوقالعاده زیاد شود و به ۵ برابر هنگامی که منابع ذخیره آهن اشباع شدهاند و یا بیشتر از آن برسد. به این ترتیب آهن کل بدن تا حدود زیادی بوسیله تغییر سرعت جذب آن تنظیم میشود.
● تخریب هموگلوبین
هموگلوبین آزاد شده از گویچهها هنگام پاره شدن آنها تقریبا بلافاصله توسط ماکروفاژها در قسمتهای متعددی از بدن ، بویژه در کبد ، طحال و مغز استخوان فاگوسیته میشود.
در جریان چند ساعت تا چند روز بعد ماکروفاژها مجددا آهن از هموگلوبین به داخل خون آزاد میکنند و این آهن توسط ترانسفرین یا برای تولید گویچههای سرخ جدید به مغز استخوان حمل میشود یا برای ذخیره شدن به شکل فریتین به کبد و سایر بافتها مییابد.
قسمت پورفیرین هموگلوبین توسط ماکروفاژها پس از طی یک سری مراحل به پیگمان بیلیروبین تبدیل میشود که به داخل خون آزاد شده و بعدا توسط کبد به داخل صفرا ترشح میگردد
نقش هورمونها و عوامل عصبی در کنترل اشتها
از جمله عوامل مهمی که به عنوان عامل زمینه ساز چاقی در کودکان و بزرگسالان مطرح است، دریافت زیاد غذا، به ویژه غذاهای پرچرب و پرانرژی، بیش از نیاز فرد می باشد. البته در این زمینه نقش میزان فعالیت بدنی، به خوبی بررسی و شناخته شده است.
از جمله عوامل مهمی که به عنوان عامل زمینه ساز چاقی در کودکان و بزرگسالان مطرح است، دریافت زیاد غذا، به ویژه غذاهای پرچرب و پرانرژی، بیش از نیاز فرد می باشد. البته در این زمینه نقش میزان فعالیت بدنی، به خوبی بررسی و شناخته شده است.
از سویی دیگر، برخی کودکان تا ۱۲ ماه اول زندگی اشتهای خوبی دارند، اما از ۳- ۱ سالگی اشتهایشان کمتر می شود. کودکان برای صرف غذا، شوق و انگیزه ی کمتری دارند و غذاهای مورد مصرف خانواده، به ویژه سبزی ها را نمی خورند. این موضوع موجب نگرانی یا عصبانیت والدین می شود.
اشتها در انسان، به طور طبیعی کنترل کننده ی تقریبی میزان دریافت غذا می باشد. طوری که فرد با اشتهای کافی شروع به خوردن کرده و با از بین رفتن اشتها یا سیر شدن، از غذا خوردن دست می کشد.
* سیستم کنترل کننده ی اشتها، پیچیده است.
اشتها، در اوایل عمر بسیار دقیق عمل می کند؛ به طوری که مقدار شیری که نوزاد می نوشد، با نیاز واقعی او کاملاً تناسب دارد.
انسان موجودی اجتماعی است، در نتیجه رفتارهای اطرافیان (یعنی محرک های محیط) می تواند بر سیستم کنترل اشتهای وی خدشه وارد سازند. طوری که فرد سیر، ممکن است با تعارف زیاد اطرافیان مجدداً غذا بخورد یا فرد گرسنه ای که در جلسه ی مهمی حضور دارد، به ناچار گرسنگی را تحمل نماید.
دیگر عوامل محیطی از جمله امکانات تهیه ی غذا، در دسترس بودن آن، شکل ، بو، مزهی غذا و همچنین فرهنگ غالب جامعه در مورد نحوه، نوع و مقدار غذای دریافتی، در کنترل مقدار دریافت غذا و اشتهای فرد نقش بسیار مهمی ایفا می کنند.
علاوه بر تأثیر جامعه و محیط، عواملی چون ژنتیک، عوامل عصبی، مواد مغذی خاص و هورمونهای ترشحی بدن در کنترل اشتها نقش مهم و اساسی دارند.
نقش ژنها، مجزا از محیط ، در تعیین چگونگی مصرف غذا (به صورت مقدار و دفعات غذا خوردن) و همچنین در قد و وزن افراد (که بر غذا خوردن به طور ثانویه اثر دارد) حایز اهمیت می باشد.
اخیراً (در سال ۲۰۰۴) مشخص شده که ژنها در کنترل اشتها نیز نقش دارند. طبق این پژوهش، نقش ژنها در کنترل گرسنگی، میزانی از پُر شدن معده که گرسنگی را فرو بنشاند، انتخاب نوع و مقدار غذای دریافتی و برخورد با غذا در جمع کاملاً شناخته شده است.
میزان تأثیر یکی از دو عامل محیط و ژنتیک بر فرد، بسیار پیچیده بوده و از فردی به فرد دیگر متفاوت می باشد.
● نقش هورمونها در کنترل اشتها
افراد چاق، به گروههای پُرخور و غیر پُرخور تقسیم می شوند. نقش هورمونها در تنظیم اشتها به خوبی مشخص شده است.
▪ لپتین ( LEPTIN ) از جمله مهم ترین هورمون های ترشح شده در بدن می باشد که بر هیپوتالاموس اثر کرده و اعلام سیری می کند. ولی در صورت عدم پاسخ مناسب به این هورمون، فرد پُرخوری می کند. بافت چربی بدن علاوه بر لپتین، هورمونهایآدیپونکتین ورزیستین را هم ترشح می کند. این سه هورمون در اثر پیام های ارسالی به مغز توسط بافت چربی، در ارتباط با حجم انرژی ذخیره شده ترشح می شوند.
▪ انسولین، هورمونی است که از سلول های بتای جزایر لانگرهانس لوزالمعده (پانکراس) ترشح می شود و با کاهش قند خون سبب تولید علایم گرسنگی توسط هیپوتالاموس می گردد.
▪ گرلین (GHRELIN) هورمون دیگری است که از معده ترشح می شود و در گرسنگی نقش دارد و اگر میزان ترشح آن در بدن زیاد باشد و یا به خوبی عمل نکند، موجب پُرخوری می گردد.
سه هورمون دیگری که در سیری و کاهش اشتها نقش دارند، عبارت هستند از:
کوله سیستوکنین، پپتید شبه گلوکاگون (GLUCAGON- LIKE PEPTIDE۱ یا G L P-۱) یا پپتید ۳۶- ۳ YY(که از معده ترشح می شود).
● نقش عوامل عصبی در کنترل اشتها
لازم به ذکر است که نقش عوامل عصبی که از طریق عصب واگ، سیستم گوارشی را تحت تأثیر قرار می دهند، هم روشن شده است. دانشمندان در زمینه ی کنترل سیستم عصبی، برای قسمت های مختلفی از مغز نقشی قائل شدهاند.
از میان انتقال دهنده های امواج عصبی که بین سلول های مغزی ترشح شده و عمل می کنند، نقش نوروپپتید Y (پپتید وابسته به ژن آگوتی) و اورکسین (OREXIN) در تحریک اشتها، همچنین نقش ملانوکورتینها و هورمون محرکه ی آلفاملانوکورتین در سیری تعیین شدهاند.
هر چه حجم معده بزرگ تر شود، ارسال علایم عصبی سیری کاهش می یابند. در نتیجه افراد دارای معده ی بزرگ تر، بیشتر هم می خورند.
پروتئینها از مولکول هایی به نام اسیدهای آمینه ساخته شدهاند. برخی اسیدهای آمینه ی تشکیل دهنده ی پروتئینها، باید از طریق غذا دریافت شوند که به آنها اسیدهای آمینه ی ضروری گفته می شود. کمبود حداقل یکی از اسیدهای آمینه ی ضروری ، موجب ایجاد چندین واکنش شیمیایی و فیزیکی در بدن می شود و از آنجا که این اسیدهای آمینه با سوخت و ساز ملکول های چربی و کربوهیدراتها هم در ارتباط هستند، به نظر می رسد سیری کوتاه مدت را تحت تأثیر قرار می دهند.
دریافت مقادیر بالای ویتامین D (به صورت دارویی)، علاوه بر ایجاد عوارضی برای بدن موجب بی اشتهایی می شود.
سیگار، عموماً موجب کاهش اشتها شده و ترک سیگار، اغلب تا مدتها اشتهای فرد را افزایش می دهد.
در حیواناتی که تابستان اشتهای زیادی دارند، ترشح لپتین افزایش می یابد، ولی حساسیت نسبت به آن کم می شود. در روزهای کوتاه زمستانی که حیوانات اشتهای کمی دارند، عکس این قضیه رخ می دهد. بخشی از هیپوتالاموس که به لپتین واکنش نشان می دهد، به کمک عواملی از قبیل نوروپپتید Y، ملانوکورتین و مسیرهای وابسته به کوکائین و آمفتامینها، اشتها را کنترل می کند.