اخبار فیزیولوژی پزشکی
ترشحات نوک پستان چیست ؟
از آنجا که سینه ها جزء غدد بدن به حســاب می آید، حتی اگر تا به حال حامله هـم نشده بـــاشـــید، بـــاز هم ممکن است هر از گاهی ترشحاتی از نوک آن ها خارج شود. علت این مسئله ندرتاً می تواند سـرطان بـاشد، اما می تواند نشانه ای از مشکلات دیگری باشد که نیازمند رسیدگی و درمان است
ترشحات نوک سینه چیست؟
به جز مواردی که فرد شیر می دهد، هر نوع مایعی که از نوک سینه خارج شود، ترشحات سینه نامیده می شود. این ترشحات از همان منفذی خارج می شوند که شیر در دوران شیردهی از آن خارج می شود. در نوک هرکدام از سینه ها حدوداً ده خوشه از این منافذ وجود دارد.
این ترشحات ممکن است همزمان از هر دو سینه و یا از یکی از آنها، خود به خود یا در مواقع فشار آوردن به سینه ها خارج شوند. ممکن است شیر مانند، زردرنگ، سبز، قهوه ای یا حتی خونی باشند. غلظت این ترشحات از غلیظ و چسبناک تا رقیق و آبکی متغیر است. با بالا رفتن سن و افزایش تعداد حاملگی ها، احتمال ایجاد این ترشحات بیشتر میشود.
تشخیص پزشک
وقتی برای آزمایش ترشحات نوک سینه به پزشک مراجعه می کنید، باید بتوانید توضیح دقیقی از وضعیت خود شرح دهید:
این ترشحات چه رنگی دارند؟
مقدار این ترشحات چه میزان بوده است؟
آیا در هر دو سینه یا فقط از یکی از انها خارج می شود؟
آیا این ترشحات از یکی از منافذ نوک سینه خارج می شوند یا از چند منفذ؟
آیا خارج شدن این ترشحات خود به خود صورت می گیرد یا هنگامی که بر سینه ها فشار وارد می شود؟
آیا علائم و نشانه های دیگری در خود مشاهده می کنید، مثل تب، قرمزی، درد در سینه ها، سردرد یا تغییرات بینایی؟
آیا اخیراً آسیب و جراحتی متوجه سینه هایتان بوده است؟
از چه داروهایی استفاده می کنید؟
علاوه بر این اطلاعات و معاینه فیزیکی، ممکن است به آزمایشات دیگری نیز برای کشف علت این مشکل نیاز باشد. این آزمایشات شامل، آزمایش خون، ماموگرافی، اولتراسون (فراصوت) سینه، داکتوگرام (نوع خاصی از رادیولوژی) و MRI می شوند. پزشک شما ممکن است نمونه ای از ترشح را به آزمایشگاه فرستاده تا مورد تجزیه و آزمایش قرار گیرد. اما حتی پس از تحلیل آزمایشگاه، ممکن است نیاز به ارزیابی های دیگری نیز باشد.
علل ممکن
ترشحات سینه ممکن است حالتی کاملاً طبیعی از عملکرد سینه ها باشد. اگر علت این باشد، این ترشحات باید خود به خود برطرف شوند. در چنین موقعیتی حتی الامکان از تجریک سینه هاâمثلاً برای چک کردن ترشحات خودداری کنید چون در واقع تحریک باعث تداوم ترشح می شود.
علل غیر طبیعی ترشحات نوک سینه شامل موارد زیر است:
گشاد شدن مجاری سینه: این یکی از متداول ترین علل ترشحات غیرعادی سینه می تواند باشد. در این وضعیت، یک یا دو مجرای زیر نوک سینه ملتهب شده و با مایعی غلیظ، چسبناک، سبز یا سیاه رنگ بسته می شود. این مشکل بیشتر در خانم های بالا ی ۵۰ اتفاق می افتد. برای کاهش این علائم می توانید از کمپرس آب گرم بر روی سینه های خود استفاده کنید. مصرف آسپیرین یا سایر داروهای ضد التهاب غیر استیروئیدی مثل ایبو پروفن هم می تواند این علائم را کمتر کند. پزشک ممکن است آنتی بیوتیک هم برای از بین بردن هرگونه عفونت برایتان تجویز کند. در برخی موارد برای برداشتن مجراها نیاز به عمل جراحی است.
برآمدگی های داخل مجراهای سینه: این برآمدگی ها معمولاً غده هایی غیرسرطانی (خوش خیم) هستند که داخل مجراهای شیری سینه شروع به رشد میکنند. این مشکل معمولاً در خانم های بین سن ۳۵ تا ۵۵ سال اتفاق می افتد. هنوز علت مشخصی برای ایجاد این برآمدگی ها کشف نشده است.
ترشح در این حالت خونی و چسبناک خواهد بود و معمولاً به طور خود به خود از یکی از مجراها بیرون می آید. ممکن است لکه هایی از آن را روی لباس خود ببینید. همچنین با بررسی سینه ها می توانید غده ی کوچکی را دقیقاً در نزدیکی نوک سینه احساس کنید.
پزشک ممکن است در آن محدوده برای پیدا کردن برآمدگی، آزمایش اولتراسون (فراصوت) انجام دهد. درمان این وضعیت شامل عمل جراحی برای برداشتن برآمدگی و آزمایش بافت برای جلوگیری از خطر احتمال سرطان می شود.
ترشح زیاد شیر: ترشح در این وضعیت معمولاً سفید و شفاف است، اما ممکن است زرد یا سبزرنگ هم باشد و ممکن است از یکی یا هر دو سینه ها بیرون بیاید. علت این وضعیت به این دلیل است که بدن شما بیش از اندازه پرولاکتین—هورمونی که مغز برای تحریک تولید شیر پس از بچه دار شدن ترشح می کند–تولید می کند. این مشکل درصورت اختلالات هورمونی نیز ممکن است اتفاق بیفتد، مثلاً درصورت استفاده از قرص های ضد بارداری، کم کار بودن غده ی تیروئید، تومر (پرولاکتینوما) یا سایر اختلالات غده ی هیپوفیز، تحریک موضعی سینه (به واسطه ی بررسی مداوم سینه ها یا رابطه ی جنسی ایجاد می شود).
صدمات: آسیب ها–به طور مثال اثر کمربند ایمنی در تصادفات ماشین یا ضربه ی سخت به روی سینه هنگام ورزش—هم ممکن است باعث ایجاد ترشحات در هر دوسینه ها شود. این ترشحات به علت صدمات وارده بر بافت ها ایجاد می گردند و شفاف، زردرنگ یا خونی هستند که معمولاً به صورت خودبه خود از مجراهای مختلف نوک سینه بیرون می آیند.
ورم چرکی: این مشکل که اکثراً در خانم های شیرده اتفاق می افتد، در مواقعی که نوک سینه در اثر شیردهی عفونی شود، ایجاد می شود. هرگونه شکاف یا بریدگی در نوک سینه ها باعث ورود باکتری ها شده که به بافت های سینه صدمه می زنند و باعث ایجاد عفونت می شوند. این ترشحات معمولاً چرکی هستند و سینه ها در این شرایط قرمز شده و ورم می کنند و هنگام دست زدن گرم هستند. درمان این وضعیت شامل بیرون کشیدن ورم چرکی از طریق جراحی است و پزشک برای شما انتی بیوتیک نیز تجویز خواهد کرد.
تغییرات فیبروکیستی: این تغیرات باعث ایجاد ناهمواری ها و برآمدگی هایی در سینه می شود و ترشحی شفاف، زرد یا سبز رنگ از نوک سینه ها بیرون می آید. این تغییرات بسیار متداول هستند و تقریباً در نیمی از خانم ها اتفاق می افتد. پزشک آزمایشاتی روی شما انجام می دهد—مثل ماموگرافی یا اولتراسون—تا اطمینان حاصل کند که ترشحات به دلیل سرطان نیست. اگر آزمایشات دلیل مشکل را تغییرات فیبرو کیستی تشخیص داد، دیگر نیازی به آزمایشات بیشتر نیست.
سرطان سینه: ترشحات سینه به ندرت نشان سرطان سینه است اما گاهاً ممکن است این ترشحات نشان دهد که داخل مجراهای سینه یا خارج از آن سرطانی شده است. اگر ترشحات خونی، خود به خود و از یک مجرا است حتماً به پزشک خود مراجعه کنید.
نوعی دیگر از سرطان”بیماری پاگت سینه”نیز با ایجاد چنین ترشحاتی همراه است. این بیماری جزء بیماری های نادر است و در۱درصد از ۴ درصد خانم هایی که سرطان سینه دارند اتفاق می افتد. علائم این بیماری شامل، خارش، سوزش، قرمز شدگی نوک سینه و محوطه ی قهوه ای رنگ اطراف آن می باشد. همچنین ممکن است با ترشحات خونی همراه باشد. پزشک می تواند با بیوپسی ناحیه ی آسیب دیده، بیماری را تشخیص دهد. درمان این بیماری شامل برداشتن سینه است اما در برخی موارد برداشتن تومر سینه کفایت می کند. پزشک احتمالاً پس از عمل برایتان شیمی درمانی یا استفاده از تشعشع را تجویز خواهد کرد.
در صورت وجود ترشح نوک پستان چه باید کرد :
آسوده خاطر باشید چون اکثر ترشحات نوک سینه علل خوش خیم دارند. اما خوب است که درصورت مشاهده هرگونه اختلال در سینه ها، به پزشکتان مراجعه کنید چون ممکن است آن وضعیت به درمان نیاز داشته باشد. و درصورت جدی بودن مشکل، هرچه زودتر اقدام کرده باشید برایتان بهتر خواهد بود.
آشنایی با حواس انسان
حواس ما، ما را از تمام جنبه های محیط خود آگاه می سازند. چشم ها اطلاعات بینایی را فراهم می کنند؛ گوش ها صوت راتشخیص می دهند و در تعادل نیز نقش دارند؛ بینی و زبان به ترتیب به بوها و مزه های مختلف پاسخ می دهند و اعصاب حسی پوست، ما را قادر به احساس تماس فیزیکی (لمس)، تغییرات دما و درد می کنند.
در هر مورد اطلاعات محیطی که به وسیله اعضای حسی تشخیص داده می شود، به وسیله اعصاب به مغز منتقل می شوند و در آنجا مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.
بینایی
اعضای بینایی، چشم ها هستند. شعاع های نوری که به هر چشم وارد می شود، به وسیـله قرنیـه و عدسی متمرکز شده، روی شبکیه می افتند و یک تصویر وارونه بر روی آن تشکیـل می دهنـد. سلـول های شبکیه این تصویر را به تکان هـای الکتریکی تبدیـل مـی کنند که از طریق عصب بینایی به مغز می روند و در آنجا رمز گشایی شده، باعث بینایی می شوند.
عنبیه، اندازه مردمک را تغییر داده، مقدار نوری را که به شبکیه می رسد، کنترل می کند. رگ های خونی شبکیه و لایه ای به نام مشیمیه، مواد غذایی را به چشم می رسانند
نمای شبکیه
سلول های شبکیه، رنگ و شدت نور را ثبت می کنند. در پشت شبکیه، دیسک بینایی قرار دارد که در آنجا رشته های عصبی به هم نزدیک شده، عصب بینایی را تشکیل می دهند و رگ های خونی وارد چشم می شوند.
دیسک، هیچ گونه سلول حساس به نور ندارد و«نقطه کور» خوانده می شود. این عکس با یک افتالموسکوپ گرفته شده است که داخل چشم را بزرگ و روشن می کند.
شنوایی و تعادل
گوش نه تنها وظیفه شنیدن بلکه برقراری تعادل را نیز به عهده دارد. گوش شامل قسمت های خارجی، میانی و داخلی است. گوش خارجی، امواج صوتی را به پرده صماخ می رساند، باعث لرزش آن می شود. استخوان های گوش میانی، این لرزش ها را به گوش داخلی منتقل می کنند.
این پیام ها در آنجا به پیام های الکتریکی تبدیل می شوند. این پیام ها از طریق سلول های عصبی به مغز رفته، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. گوش داخلی همچنین ساختارهایی دارد که با تشخیص وضعیت و حرکت سر به تعادل کمک کرده، به ما اجازه می دهند بدون یان که بیافتیم، قائم بایستیم و حرکت کنیم.
ساختار گوش
گوش خارجی شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجرای گوش است که به پرده صماخ ختم می شود. گوش میانی حاوی ۳ استخوان ظریف است که پرده صماخ را به غشای جدا کننده گوش میانی و داخلی، مرتبط می کنند. حلزون که حاوی گیرنده های حسی شنوایی است و نیز ساختارهای تنظیم کننده تعادل در گوش داخلی قرار دارند.
بویایی
بوها به وسیله سلول های گیرنده تخصیص یافته در سقف حفره بینی تشخیص داده می شوند. این سلول های گیرنده مولکول های بودار موجود در هوا را تشخیص می دهند و این اطلاعات را به تکان های الکتریکی ظریفی تبدیل می کنند.
این تکانه ها از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی (انتهای عصب بویایی) و سپس مغز منتقل می شوند و در مغز مورد تحلیل قرار می گیرند. حس بویایی انسان بسیارحساس بوده، ما را قادر به تشخیص بیش از ۱۰۰۰۰ بوی مختلف می کند.
گیرنده های بویایی
مولکولهای بودار با ورود به بینی، مژه های (موهای ظریف)متصل به سلول های گیرنده سقف حفره بینی را تحریک می کنند. این گیرنده ها پیام ها را از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی متصل می کند که پیام ها را به مغز می برد
چشایی
مزه ها به وسیله جوانه های چشایی تشخیص داده می شوند این ساختارها در دهان و گلو قرار دارند و اکثر آنها (حدود ۱۰۰۰۰ عدد) در سطح فوقانی زبان واقع شده اند. آنها تنها می توانند۴ مزه اصلی را تشخیص دهند.
شیرینی، ترشی، شوری و تلخی. هر مزه به وسیله جوانه های چشایی واقع در یک ناحیه خاص از زبان تشخیص داده می شود: تلخی در پشت، ترشی در کناره ها، شوری در جلو و شیرینی در نوک. حس بویایی ما به همراه این۴ مزه اصلی، ما را قادر به افتراق طیف وسیعی از مزه های جزئی تر می کند.
ساختار جوانه چشایی
مواد داخل دهان در تماس با موهای ظریفی قرارمی گیرند که روی جوانه های چشایی زبان واقع هستند. این موها، تکانه هایی عصبی تولید می کنند که از طریق رشته های عصبی به یک ناحیه تخصص یافته در مغز می روند
لامسه
حس لامسه شامل حواسی چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. این به وسیله دو نوع گیرنده واقع در زیر سطح پوست، تشخیص داده می شوند: انتهاهای عصبی آزاد (بدون پوشش) و انتهاهای عصبی پوشیده به صورت اجسام حسی، انواع مختلف انتهاهای عصبی یا اجسام حسی، حواس ویژه را می گیرند.
تعداد گیرنده ها در بدن فرق می کند: برای مثال، نوک انگشتان دست به شدت حساس هستند و گیرنده های زیادی دارند در حالی که ناحیه میانی پشت گیرنده های کمتری دارد
گیرنده های لامسه
لمس به وسیله گیرنده های مختلفی در سطوح مختلف پوست انجـام مـی شـود. گیرنده های عصبی آزاد در نزدیک سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــی دهند. که اجسام مرکل و مایسنر، لمس ظریف و اجسام پاچینی، فشار عمقی و ارتعاش را تشخیص می دهند
فشار خون پایین را چگونه کنترل کنیم ؟
فشار خون شامل طیف وسیعی است. مثلاً فشار بالا هنگام کار قلب (مرحله انقباض) می تواند در محدوده ۹۰ تا ۲۴۰ میلی متر جیوه باشد. حدود یکصد سال قبل تشخیص داده شد که فشار بالای خون یکی از دلایل عمده سکته و حملات قبلی می باشد.
در آن زمان تصور این بود که فشار خون پایین یک عامل اصلی افسردگی و خستگی می باشد. تعداد زیادی از مردم در انگلستان در سالهای ۱۹۰۰ بطور اشتباه درمان می شدند. هرچند دلیل محکم که فشار خون پایین دلیل این دو بیماری ( افسردگی و خستگی ) است وجود ندارد.
تنها گروه اندکی از مردم دارای فشار خون پایین زیر مقدار ۹۰/۶۶ میلی متر جیوه می باشند که درمان و مداوا لازم دارند. اکثر مردم دارای فشار خون پایین خیلی خوش شانس هستند، زیرا در میانگین(بطور متوسط) دارای عمر طولانی تر و بودجه بازنشستگی بهتر (بدلیل خرج کمتر جهت درمان) می باشند.
این مقاله «فشار خون پایین» برای قوت قلب و روحیه دادن به آنهایی است که دارای فشار خون پایین هستند و در عین حال باید مراقب آن نیز باشند و در تعداد بسیار کمی از آنها با دلیل ارثی است که این بیماری نیازمند مداوا و پیگیری پزشکی می باشد.
فشار خون چیست؟
قلب شما خون را به تمام بدن از طریق شبکه ای از رگها و مویرگها پمپ می کند و سپس خون از طریق سیاهرگها به قلب برمی گردد. وقتی قلب منقبض می شود فشار خون در رگها در حد بالایی است که آنرا فشار سیستولیک می نامند و هنگامی که قلب منبسط شده و از خون دوباره پر می شود فشار در رگها افت کرده و آنرا فشار دیاستولیک می نامند. هنگامی که فشار خون را اندازه گیری می کنند هر دو فشار فوق را اندازه می گیرند.
تغییرات فشار خون با مقدار بالا به این بستگی دارد که چه کاری انجام می دهد. پایین ترین فشار خون هنگامی رخ می دهد که شما خواب یا در حال استراحت کامل هستید. حالت سر پا بودن و ورزش کردن یا نگرانی و اضطراب سبب افزایش فشار خون می شوند.
در یک روز شاید هر یک از فشار خون های حد بالا (سیستولیک) و حد پایین شما (دیاستولیک) ممکن است حدود ۳۰ تا ۴۰ میلی متر جیوه تغییرات متناسب با یکدیگر داشته باشد. به همین دلیل هنگامی که شما قصد دارید فشار خون را سنجیده و ارزیابی کنید باید اندازه گیری ها در شرایط یکسان انجام شود.
فشار خون بالا معادل ریسک و خطر بالا برای بیماری قلبی و سکته می باشد. برای مثال اینکه یک فرد با فشار خون ۱۲۰/۸۰ میلی متر جیوه دارای خطر پذیری بالاتری نسبت به یک فرد با فشار خون ۱۱۰/۷۰ می باشد.
به همین دلیل این بسیار اهمیت دارد که یک فرد تلاش نماید که فشار خون پایین و سالمی داشته باشد. تحقیقات موجود نشان می دهد که اگر فشار خون شما کمتر از ۱۰۰/۷۰ باشد خطر پذیری شما برای سکته و حملات قلبی بسیار پایین بوده و به همین دلیل بهترین فشار خون زیر مقدار ۱۰۰/۷۰ می باشد.
فشار خون نرمال چقدر است؟
تا همین اواخر، فشار خون نرمال شامل میانگین فشار خون مردم بود برای مثال در انگلستان میانگین فشار خون افراد بزرگسال حدود ۱۲۵/۸۰ میلی متر جیوه می باشد، اگر چه این فشار خون(۱۲۵/۸۰) یک فشار خون نرمال و ایده آل نیست.
مثال دیگر اینکه در قوم یامومامو هندی ها که در جنگلهای گرمسیری ونزوئلا زندگی می کنند و همچنان به همان سیاق هزار سال پیش انسانها، با رژیمی شامل میوه، سبزی ها و ریشه ها با مقدار کمی گوشت زندگی می کنند. آنها دارای میانگین فشار خون ۹۶/۶۲ میلی متر جیوه هستند و با افزایش سن آنها این فشار خون افزایش نمی یاند. البته آنها دارای یک کلسترول میانگین حدود ۳/۱ میلی مول بر لیتر هستند و هیچ عارضه عروقی برای آنها ندارد.
فشار خون پایین چیست؟
اگر قوم یامومامو دارای یک فشار خون میانگین ۹۶/۶۲ و دارای نهایت سلامتی و تندرستی هستند، پس تعیین میزان میانگین فشار خون پایین مشکل می باشد. بسیاری از مردمی که دارای این فشار خون پایین مثلاً ۹۰/۶۰ هستند کاملاً نرمال و خوش شانس هستند بدین دلیل که از تمامی چیزهایی که مانند پرخوری، نخوردن میوه کافی و سبزی و چاقی و غیرفعالی سبب افزایش فشار خون می شود محافظت شده اند. هر چند تعداد کمی از مردم با فشار خون پایین وجود دارند که دلیل اساسی برای آن وجود دارد.
تقریباً در تمامی این موارد فشار خون هنگام بلند شدن بخصوص بلند شدن ناگهانی بسیار پایین می آید. این افت فشار هنگام ایستادن و یا بلند شدن احتمالاً از نشانه های سرگیجه و ضعف می باشد.
عموماً هنگامی که شما بلند می شوید خون تمایل به حرکت و جمع شدن در رگهای پاها دارد. و این عمل زمانی متوقف می شود که رگهای پاها منقبض شده و خون کافی به سمت قلب برگشت داده می شود و کاهشی در مقدار خون خروجی قلب بوجود نمی آید.
اینجاست که خون برای مغز آماده و ارسال می شود. به هر حال اگر در رگهای شما خون ذخیره شود، مقدار خون کمتری توسط قلب پمپ شده و خون کمتری به مغز می رسد. این دلیل سرگیجه و در بعضی مردم ضعف و غش می باشد. این مثال دقیقاً در محلهایی که مردم برای مدت زیادی سرپا هستند مثل رژه و تظاهرات و… اتفاق می افتد. شما می توانید این حالت را زمانی که بصورت چمباتمه و یا هنگام نگاه کردن طبقه پایین کتابها و سپس بلند شدن ناگهانی امتحان کنید.
بنابراین اگر شما دارای فشار خون پایین و همچنین نشانه هایی از سرگیجه و ضعف هنگام بلند شدن ناگهانی دارید، باید فشار خونتان را در دو حالت ایستاده و خوابیده چک نمایید. افت فشار خون هنگام بلند شدن را فشار خون پایین وضعیتی(postural heypotension) می گویند.
دلایل فشار خون پایین چیست؟
دلایل شایع عبارتند از:
ــ بیماری حاد و پیشرفته مثل خونریزی و یا عفونت شدید:
بسیاری از بیماریهای حاد با خونریزی شدید، از دست دادن مایع بدن، عفونت یا ضربه به قلب می تواند دلیل فشار خون پایین و فشار خون خیلی پایین هنگام نشستن و یا ایستادن باشد. هنگامی که این بیماریها وجود داشته باشند اندازه گیری میزان فشار خون بیمار بسیار مهم است.
ــ داروهای کاهنده فشار خون :
تقریباً تمامی داروهای کاهنده فشار خون هیچ تأثیری بر کاهش فشار خون هنگام بلند شدن ندارند.تنها گروه دارویی که بر روی فشار ایستادن اثر می گذارد آلفا بلاکرها هستند که در انگلستان دوکسازولین نمونه ای است که استفاده می شود. اگر شما از این دارو استفاده می کنید باید فشار خونتان را هنگام ایستادن اندازه گرفته و ببینید که آیا افت فشار خون دارید یا خیر.
اگر فرد مسن و یا دارای بیماری دیابت هستید شما دارای زمینه افت فشار خون هنگام ایستادن هستید و قرص ها و داروهای مدرن ممکن است اندکی آنرا بدتر و وخیم تر کند. اگر دچار مسمومیت غذایی و یا اسهال شده اید مقدار زیادی از مایع بدنتان کم شده است و ممکن است قرص های مصرفی فشار خونتان را بیشتر دچار افت نماید. اگر دچار مسمومیت غذایی شدید این بسیار مهم است که اگر فشار خونتان زیر ۱۱۰/۷۰ میلی متر جیوه است خوردن قرصها را ترک نمایید.
اگر دچار افت فشار خون هنگام بلند شدن هستید و از قرص و دارو استفاده می کنید، بلند شدن آهسته می تواند شما را کمک کند. برای مثال اینکه اگر در حالت خوابیده و درازکش هستید، ابتدا بنشینید و سپس با استفاده از گرفتن یک تکیه گاه بلند شوید.
ــ بیماری نادری که به عصبهای کنترل کننده رگها مربوط می شود.
ایا امکان بارداری در زمان قاعدگی زنان و دختران وجود دارد ؟
خیلی ها فکر میکنند که اگر فرد در زمان عادت ماهیانه اقدام به رابطه جنسی نماید ، احتمال بارداری وجود نخواهد داشت. اما باید گفت که این امکان وجود دارد که وی در دوران خونریزی نیز باردار گردد.
تعدادی دلیل برای این مهم وجود دارد که برجسته ترین آنها عبارت است ازدلیل تمام خونریزی های مهبلی عادت ماهیانه نمی باشد. مواقعی وجود دارد که زنان خونریزی کمی رو در زمان تخمک گذاری مشاهده مینمایند .
این زمان درست زمانی می باشد که فرد برای باردار شدن کاملاٌ آماده بوده و به اصطلاح کشش رحمی وی بالاست. در زمان تخمک گذاری یک تخم از لوله تخمدان رها شده و بسمت پایین و لوله فالوپ (شیپور رحمی) حرکت میکند.
این بسیار طبیعی است که دختری در زمان تخمک گذاری مقداری خون را مشاهده نماید و آن را حمل بر تغییر زمان عادت ماهیانه و یا به اشتباه خود عادت ماهیانه تلقی نماید
بعضی وقتها تخمک گذاری می تواند قبل از اینکه خونریزی پریود در فرد به پایان برسد اتفاق بیافتد و بعضی وقتها نیز میتواند اتفاقش بلافاصله بعد از پایان یافتن عادت ماهیانه نیز می باشد. از طرفی اسپرم نیز می تواند تا ۳ روز بعد از رها شدن تخمک رو باردار نماید .
بنابراین داشتن رابطه جنسی در هر دو صورت میتواند بارداری نا خواسته رو بهمراه داشته باشدداشتن سکس بدون استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی، در زمان عادت ماهیانه و حتی در زمان خونریزی همچنان دارای ریسک میباشد.
خارج از این مسئله ، روابط جنسی در زمانی که فرد دارای شرایطی اینچنین می باشد هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی توصیه نمی گردد. در این شرایط حتی ریسک مبتلا شدن به انواع بیماریهای جنسی از قبیل ایدز و یا زگیلهای واژن و انواع دیگر بیماریها کاملاٌ بالا می باشد .
تنها راه قابل اطمینان و شایع برای جلوگیری از بارداری نا خواسته و بیماریهای واگیردار، در شرایط فعلی استفاده از کاندوم میباشد
فیزیولوژی سیستم تعادلی
سیستم تعادلی گوش بسیار پیچیده است. این سیستم شامل سه کانال نیم دایره ای و دو ارگان اتولیتیِ اوتریکل و ساکول است .عملکرد اصلی این سیستم برقراری تعادل است.
مجموعه سیستم تعادلی گوش، رفلکسهایی را تحت کنترل دارند که برای تعادل و کارکردهای اصلی سیستم تعادلی گوش حیاتی هستند این رفلکسها عبارتند از :
رفلکس حفظ پایداری سر
رفلکس کنترل ایستائی
رفلکس چشمی- تعادلی که کار آن پایدار نمودن تصویر بر روی شبکیه است . این رفلکس بیشتر از همه بررسی شده است. که در جای خود مورد بحث گذاشته خواهد شد
بایستی مدنظر داشت که سیستم تعادلی گوش یکی از سه سیستم کلی دخیل در ایجاد تعادل است. سایر سیستم های دخیل در تعادل عبارتند از: سیستم درک حس عمقی محیطی و سیستم بینایی است
رفلکسهای سیستم تعادلی اساس حفظ تعادل هستند و پایه های رفلکسهای سیستم تعادلی عبارتند از: سلولهای موئی، نورون آوران دو قطبی، نورون بینایی و درنهایت نورونی که واکنش را اعمال می کند که همان نورون عمل کننده می باشد.
در بررسی و بیان فیزیولوژی ابتدا به بررسی این رفلکسها و نیز فیزیولوژی عملکرد کانالهای نیم دایره ای و اتولیت ارگانها پرداخته و سپس به بررسی سیستم مرکزی سیستم تعادلی می پردازیم. ابتدا به بررسی محیط لابیرنت می پردازیم. کانالهای نیم دایره ای حرکات چرخشی سر را متوجه می شوند ( حرکات زاویه دار ) در حالیکه ارگانهای اتولیتی حرکات خطی را درک کرده و حساس به جاذبه هستند. عمده عملکرد اوتریکل واکنش به وضعیت سر نسبت به جاذبه است .
اثر جاذبه بر ارگان اتولیتی
تخریب ساکول اثرات کمتری نسبت به اوتریکل ایجاد می کند و وظایف اوتریکل به نسبت ساکول بهتر شناخته شده است. عده ای می گویند ساکول ارگانی شنوایی در فرکانس صوتی کم نیز می باشد. درمطالعات انجام شده، مشخص شده که فیبرهای عصبی ساکولی به حرکات خطی فقط حساسند و از ساکول، سیگنال کافی جهت جلوگیری از سقوط بوجود می آید .
لابیرنت غشایی در کانال استخوانی کپسول استحوان گوش قرار گرفته است. درون این کانال استخوانی ، پری لنف و شبکه حمایتی بافت همبندی وجود دارد و بین ضریع و لابیرنت غشایی عروق خونی قرار دارند. فضای درون لابیرنت غشایی را آندولنف پر کرده است. درصدی از پری لنف از مایع مغزی نخاعی ترشح می شود و درصدی دیگر از عروق خونی است.
آنچه مسلم است ، منشاء پری لنف از خون مورد پذیرش تر است . ارتباطات مستقیمی بین مایع مغزی نخاعی و فضای پری لنفی وجود دارد که عبارتند از:
۱- از طریق کوکلئار آکوداکت[۴] که کانالی ۴-۳ میلی متر که مدخل آن در اسکالا تیمپانی است.
۲- از طریق کانال گوش داخلی که اعصاب هفت و هشت از آن رد می شوند.
میزان املاح درمایعات داخل سیستم تعادلی گوش برای عملکرد سلولهای موئی حیاتی است . ترکیب این املاح به قرار زیر است :
مایع مغزی نخاعی
پری لنف
آندولنف
یون پتاسیم
۴ میلی اکی والان
۱۰ میلی اکی والان
۱۴۴ میلی اکی والان
یون سدیم
۱۵۲ میلی اکی والان
۱۴۰ میلی اکی والان
۵ میلی اکی والان
پروتئین
۲۰-۵۰ میلی گرم در صد
۲۰۰-۴۰۰ میلیگرم در صد
۱۲۶ میلی گرم در صد
اگر پارگی غشاءها رخ دهد و مایعات با میزان متفاوت املاح با هم ترکیب شوند نتیجه نهایی تخریب سلولهای موئی است. محل اصلی ترشح آندولنف سلولهای ترشحی در استریا واسکولاریس ( درحلزون شنوائی ) و سلولهای تیره در وستیبول لابیرنت است .
فیزیولوژی سلولهای موئی:
سلولهای موئی ارگانهای اساسی تبدیل نیروهای مکانیکی به فعالیت الکتریکی عصبی هستند. سلولهای موئی توسط سلولهای حمایتی در بر گرفته شده اند و در پایه، سلولهای موئی با ترمینالهای متعدد فیبرهای عصبی آوران و وابران ارتباط دارند. در بررسی دقیقتر سلولهای موئی دو نوعند: سلولهای موئی نوع یک و نوع دو. سلولهای موئی نوع یک فلاسک شکل بوده و ترمینال بزرگ کالیکسی آنها را در برگرفته است. ولی سلولهای موئی نوع دوم سیلندر شکل و انتهای متعدد عصبی در پایه به آنها رسیده است . در قسمت راس سلول ، استریوسیلیاها وجود دارند ولی یکی از آنها بلندتر است که به آن Kinocilium اطلاق می شود .
محرک کافی برای فعال کردن سلول موئی ، نیرویی است که موازی راس سلول وارد شود و لذا باعث خم شدن مژکهای سلول میشود. ولی نیرویی که عمودی وارد شود اثری بر سلول ندارد. اگر حرکت مژکها بطرف کینوسیلیوم باشد، سلول موئی دپولاریزه میشود ، ولی اگر برخلاف محل قرار گرفتن کینوسیلیوم باشد باعث هیپرپلاریزاسیون سلول میشود .
سلولهای موئی درون اپی تلیوم لابیرنت غشائی متمرکزند و سطح بالائی این سلولها در تماس باآندولنف است ، ولی سطح تحتانی سلولهای موئی در تماس با پری لنف می باشد. توانایی نفوذپذیری انتخابی این سلولها، اجازه میدهد که بعضی یونها از غشاء سلول رد شوند. این حالت باعث بروز اختلاف پتانسیل بین داخل و خارج سلول می شود که به این حالت پتانسیل غشایی اطلاق می شود.
محلی از سلول که موها ازآن خارج می شوند بنام صفحهُ کوتیکولار نامیده می شود . این محل ضخیم تر و دانسیتهُ الکترونی آن بالاست. در طی تحریک فیزیولوژیک در ابتدا تغییر مقاومت اهمی متناسب با شدت انحنای موهای سلول ایجاد می شود که نتیجه نهایی آن ایجاد جریان الکتریکی بین صفحه کوتیکولار و سایر قسمتهای غشاء سلول است. کانالهای یونی که در راس استریوسیلیاها هستند در چرخش بطرف کینوسیلیوم باز میشوند. علت این باز شدن وجود اتصالاتی است که بین راس استریوسیلیاها وجود دارد و باعث باز شدن کانالها در طی خم شدن می شود . باز شدن کانالها باعث بروزجریان یونی پتاسیم شده و لذا جریان داخل سلولی ایجاد می شود .
پتانسیل داخل سلولی باعث آزاد شدن گلوتامات شده و فیبر آوران اولیه فعال می شود. این روند را با واژه تبدیل و روند انتقال محرک مکانیکی[۵] می شناسیم. جریان الکتریکی بصورت موجی بین سلولهای موئی و فیبرهای آوران حتی در حالتی که سلولهای موئی حرکت نکرده نیز وجود دارد که اینحالت باعث بروز پتانسیل های در حال استراحت می شود. هر سلول دارای فعالیت ارسال خودبخودی پیام است. میزان این ارسال های خودبخودی در پستانداران متفاوت است. بالاترین آن درکانالهای نیم دایره ای است که نود پیام در ثانیه است. ولی در فیبرهای عصب شنوائی ۲-۱ عدد می باشد .
گیرنده های ارگانهای سیستم تعادلی برای عملکرد خود خصوصیاتی ویژه کسب کرده اند که بعنوان مثال به اوتریکل می توان اشاره کرد. وزن مخصوص غشا اتولیتی بسیار بالاتر از آندولنف اطرافش است . لذا وزن این غشاء باعث اعمال فشار دائمی بر روی سلولهای موئی می شود که برآیند نیرویی که به سلول وارد می شود به نسبت جهت ماکولا و زاویه ای که با جاذبه زمین دارد معین می شود .
درمجاری نیم دایره ای، کریستا با یک ماده ژله ای بنام کوپولا در بر گرفته شده است که وزن مخصوص آن معادل آندولنف اطراف است، لذا اثر فشاری در رابطه با جاذبه در مجاری نیم دایره ای وجود ندارد، پس مجاری نیم دایره ای به جاذبه حساس نیستند .
کانالهای نیم دایره ای :
کانالهای نیم دایره ای لوله های غشایی هستند که درون لابیرنت استخوانی قرار دارند . مقطع کانال نیم دایره ای ۴/۰ میلی متر است و هر کدام بصورت دو سوم یک دایره کامل است که شعاع آن ۵/۶ میلیمتر است . نکته مهم که اشاره به آن شده این است که هر حرکت زاویه داری باعث تحریک حداقل دو کانال می شود ( ۹ ). علت این پدیده عمودی نبودن خالص کانالهاست .
محل آمپولای کانالهای نیم دایره ای:
بسیار حائز اهمیت است که محل آمپولای هر کانال بخاطر سپرده شود. در کانال عرضی و کانال قدامی محل برآمدگی کانال و ایجاد آمپولا در قدام است ولی در کانال خلفی در قسمت تحتانی است.
لازم است در مورد کریستا هم تاکید شود که کوپولایی که روی کریستا قرار دارد باعث می شود کانال کاملاً مسدود شده و حالت ضد عبور مایع ایجاد شود .
در کریستای کانال نیم دایره ای انسان ۲۳۰۰۰ سلول وجود دارد و در دو ماکولا انسانی ۴۰۰۰ سلول وجود دارد. این تعداد مطرح کننده وجود نسبت چهار به یک در مورد سلولها به نسبت فیبرهای عصبی است. نکته قابل توجه در مورد این سلولها این است که سلولهای موئی وقتی تخریب شوند توسط سلولهای حمایتی جایگزین می شوند. بهمین دلیل است که بدنبال استفاده از اتوتوکسیک ها ، امکان برگشت تخریب سلولی در ساختمان سیستم تعادلی گوش وجود دارد .
محل کینوسیلیوم در کریستا : موقعیت کینوسیلیوم در کریستای کانالها با هم یکسان نیست. در کانالهای عمودی یعنی کانال فوقانی و کانال خلفی ، محل کینوسیلیوم درطرفی از سلول است که بطرف کانال است ولی درکانال عرضی محل کینوسیلیوم در طرفی از سلول است که به اوتریکل نزدیک است . پس مشخص است که کانالها از لحاظ حساسیت به حرکات ، حالتی متفاوت داشته ولذا به حرکات نیز بطور متفاوت حساسیت دارند .
به بیان علمی تر :
۱- کانال عرضی موقعی تحریک می شود که آندولنف بطرف اوتریکل جابجایی پیدا کند که به این حالت، حرکت بطرف آمپولا[۶] اطلاق می شود .
۲- کانالهای عمودی موقعی تحریک می شوند که آندولنف بطرف قوس کانال جابجا شود که به این نوع حرکت، جریان آندولنفی به دور از آمپولا[۷] گویند.
حرکات آندولنف در کانالهای نیم دایره ای باعث حرکت پاندولی کوپولا می شود که این جابجائی پاندولی با تغییر وضعیت استریوسیلیا بطرف یا به خلاف جهت قرارگیری کینوسیلیوم، باعث تحریک یا مهار پتانسیل های سلول موئی می شود. جریان آمپولوپتال مایع آندولنف در کانال عرضی، باعث افزایش پاسخ می شود، اما جریان آمپولوفوگال مایع آندولنف در این کانال باعث کاهش پاسخ می شود .
اگر حرکت آندولنف در کانال عرضی بصورت آمپولوپتال باشد، مایع آندولنف بطرفی از کانال حرکت می کند که به اوتریکل نزدیکتر است و تحریک سلولهای حسی موئی رخ میدهد. همچنان که دیدیم، در سلولهای کریستای کانال نیم دایره ای عرضی، کینوسیلیوم در طرفی از سلول است که بطرف اوتریکل است لذا مایع آندولنف در حرکت آمپولوپتال باعث انحراف سیلیاها بطرف کینوسیلیوم میشود .
بر عکس این حالت، جریان مایع بطرف قوس کانال است و باعث انحراف سیلیا ها بدور از کینوسیلیوم شده و نتیجه آن مهار تحریک و لذا هیپرپلاریزاسیون سلول می شود .
در کانال عمودی، چون کینوسیلیوم در طرفی از سلولهای موئی است که بطرف قوس کانال است لذا حرکت مایع آندولنف بطرف قوس کانال و بدور از طرف اوتریکولی (حرکت آمپولوفوگال ) باعث تحریک مجموعه سلولهای حسی می شود. به این تفاوتهای ساختمانی باید توجه کرد زیرا منشا تفاوتهای عملکردی سلولی و ارگانی از همین نقطه شروع میشود.
کوپولا در واقع یک مبدل برای تبدیل انرژی مکانیکی به انرژی بیولوژیک است . کوپولا در کانال نیم دایره ای در واکنش به حرکت، تغییر محل میدهد و حداکثر این تغییر محل در زمانی است که حرکت دارای شتاب است. درموقعی که سرعت ثابت بماند و شتابی وجود نداشته باشد، جابجایی نیز در کوپولا رخ نداده و به وضعیت طبیعی برمی گردد. این خصوصیت باعث می شود در زمان حرکت یکنواخت، هرگونه حرکت جدید و یا تغییر سرعت و زاویه حرکت ، بعنوان محرک جدید عمل کرده و باعث درک مناسب در مورد موقعیت جدید شود . لازم بذکر است که محرک عمده که بطور طبیعی بیش از همه حرکات در بدن وجود دارد حرکات نوسانی یا چرخشی همراه با برگشت است .
حرکت کوپولا در واکنش به محرکهای نوسانی دو خصوصیت مهم دارد که اولین آن صحت حرکت[۸] است که نسبت جابجایی کوپولا به سرعت و یا شتاب حرکت سر می باشد. متغییر دوم فاز است که زمان بین جابجایی کوپولا و شتاب سر است. قوانین پاندولی در مورد کوپولای مجاری نیم دایره ای مصداق دارد.
کانالهای نیم دایره ای به حرکات سر که فرکانس کمتر از پنج صدم هرتز داشته باشند به نسبت غیر حساسند ولی سیستم بینایی توانایی درک حرکات با فرکانس بسیار کم را هم داراست. ساقه مغز برای رفع این نقص از اطلاعات چشمی برای تکمیل اطلاعات بدست آمده از لابیرنت استفاده می کند .
اعصابی که از کانالها منشاء می گیرند خصوصیت خاصی دارند. فیبرهای آوران اولیه بطور دائم پتانسیلهای فعالیت در حال استراحت[۹] دارند که این پتانسیلها در حرکت سر بطرف آن کانال افزایش می یابند و در خلاف راستا آن کانال کاهش پیدا می کنند. بخاطر همین نکته بظاهر ساده است که اگر یک لابیرنت از دست برود باز هم توانایی احساس حرکت وجود خواهد داشت .
اتصالات عصبی- سلولی در کریستایی کانالهای نیم دایره ای :
فیبرهای عصبی ضخیم اکثراً سلولهای مرکزی تر را بر روی کریستا عصبی دهی میکنند و فیبرهای نازک سلولهای کناری تر را عصب میدهند .
انتهاهای عصبی در کریستا سه نوع هستند .
۱- کالیسی
۲- نوع دگمه ای
۳- انواع بینابینی.
نحوه توزیع این اتصالات بدینصورت است که انتهاهای کالیسی با فیبرهای عصبی ضخیم در رابطه هستند ولی انتهاهای دگمه ای با فیبرهای نازک مرتبط هستند. در واقع حالتی شبیه شبکیه چشم برقرار است. بطوریکه انتهاهای عصبی بزرگ که مرکزی تراند سلولهای کمتری را عصب دهی میکنند ولی نورونهایی که آکسون با دیامتر بسیارکم دارند با تعداد زیادی از سلولها با انتهای دگمه ای در ارتباط هستند .
میتوان گفت که در مرکز کریستا ارجحیت با سلولهایی هستند که محل اتصال با آکسون آنها کالیسی است و آکسونهای ضخیم به آنها وارد می شود ولی در محیط کریستا ارجحیت سلولی باسلولهایی است که محل تماس بصورت دگمه ای داشته و تعداد زیادی ازآنها با یک آکسون ازنوع نازک ارتباط عصبی برقرار می کند.
نکته مهم عملکردی در کریستا :
سلولهای حسی در کریستا بر اساس مدل پاندولی با حرکات نوسانی تحریکات را به سیستم عصبی مرکزی ارسال می کنند و اگر تحریک حرکتی هم وجود نداشته باشد پیام های عصبی بصورت پایه، باز هم فرستاده می شود که در کانالهای نیم دایره ای ۹۰ پیام عصبی در ثانیه است. اگر محرک ادامه دار باشد، آرام آرام از پیام های عصبی تحریکی شدید که حتی به ۴۰۰ عدد در ثانیه نیز می رسد، کاسته می شود که علامت تطابق است. اگر محرک یکدفعه قطع شود تا دوره کوتاهی باز هم پیام های عصبی تحریکی با شدت کمتر ارسال می شود ( به مدل پاندولی توجه شود ) .
ارگانهای اتولیتی :
ماکولای ساکول در دیواره داخلی حفره وستیبول است و چون وضعیت قرارگیری آن تقریباً عمودی است لذا به حرکات عمودی حساس تر است. ماکولای اوتریکل با کانالهای نیم دایره ای ارتباط داشته و در جلوی سوراخ کانال عرضی قرارداشته و چون بخش اعظم آن عرضی قرار گرفته است لذا حرکات افقی را بیشتر درک می کند.
وقتی کلمه « بیشتر » بکار برده میشود یعنی درصدی از حرکات عمودی میتواند اوتریکل و درصدی از حرکات افقی می تواند ساکول را بدرجاتی تحریک کند و سیستم پردازش مرکزی بر اساس برآیند اطلاعات می تواند با دقت کافی نوع حرکت و واکنش لازم را درک کند .
اوتریکل بیشتر با کانالها ارتباط دارد. ولی ساکول بیشتر با حلزون شنوایی در ارتباط است. اوتریکل به سیستم آندولنف حلزون شنوائی و ساکول با یک مجرای جداگانه به ساک آندولنفاتیک متصل است و بسته شدن این مجرا است که باعث بروز پرفشاری آندولنفی می شود .
عده ای می گویند ماکولا بیشتر ارگان تعادلی و ساکول کمک کننده در شنوایی است و حتی بر اساس ساختمان ساکول میتوان نتیجه گرفت که صدای شدید می تواند تحریک سیستم تعادلی هم بدهد .
اوتریکل حدود ۱ میلی متر مربع است و قسمت اتولیتی آن دارای وزن مخصوص حدود ۷/۲ است. یعنی ۲ برابر آب، لذا درحالت عادی و بدون محرک نیز فشار ثابتی که متناسب با وزن مخصوص
غدد فوق کلیوی (Adrenal )
این غدد روی کلیه ها قرار دارند و وزن هر غده حدود ۵ گرم است. هر غده از دو بخش قشر(Adrena Cortex ) و مغز ( Adrenal Medulla) تشکیل شده است که هر بخش هورمون های جداگانه ای ترشح می کنند.
بخش قشری غده آدرنال
اهمیت قشر غده آدرنال از مغز یا مدولای آن بیشتر است. بطوریکه برداشتن این بخش موجب مرگ می شود در حالیکه تخریب و یا برداشتن بخش مدولا فقط اختلالاتی را ایجاد می نماید.قشر غده آدرنال هورمون هایی با عنوان کورتیکوستروئید را تولید می کند که از جنس استروئید هستند.
قشر آدرنال به ترتیب از خارج به داخل از سه لایه تشکیل شده است که عبارتند از :
·بخش گلومرولا که نسبتا نازک بوده و ترشح مینرالوکورتیکوئیدها مانند آلدوسترون را بر عهده دارند که در متابولیسم ترکیبات معدنی بویژه سدیم و پتاسیم نقش دارند.
· بخش فاسیکولا که ضخامت بیشتری دارد و ترشح گلوکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول و کورتیکوسترون را بر عهده دارد که بر متابولیسم مواد قندی اثر گذاشته و قند خون را زیاد می کنند. همچنین بر متابولیسم پروتئین ها و چربی ها نیز نقش دارند.
· بخش رتیکولا که در مجاورت قسمت مرکزی غده آدرنال قرار دارد ترشح آندروژن ها را بر عهده دارد که فعالیت آنها شبیه هورمون های جنسی نر و ماده می باشد.
اثرات فیزیولوژیک هورمون های قشر آدرنال
هورمون های قشر آدرنال دارای دو اثر مهم مینرالوکورتیکوئیدی و گلوکوکورتیکوئیدی و اثرات ضعیف آندروژنی هستند. تقریبا تمام اثرات گلوکوکورتیکوئیدی مربوط به کورتیزول و اثرات مینرالوکورتیکوئیدی مربوط به آلدوسترون است.کورتیزول دارای اثر مینرالوکورتیکوئیدی مختصری نیز است ولی اثر آلدوسترون در احتباس سدیم ۵۰۰ برابر قوی تر از کورتیزول است. با توجه به میزان ترشح آلدوسترون ( ۱۵۰ میکروگرم) و کورتیزول (۲۰ تا ۲۵ میلی گرم) در شبانه روز مسلم است که اثرات گلوکوکورتیکوئیدی منحصر به کورتیزول است و این هورمون بعلت ترشح بسیار زیادتر از آلدوسترون، قسمتی از اثرات مینرالوکورتیکوئیدی در بدن را نیز انجام می دهد.
اثرات گلوکوکورتیکوئیدها :
به علت پخش گیرنده های کورتیزول در نقاط مختلف بدن این هورمون آثار فیزیولوژیک وسیعی را در همه جای بدن موجب می شود. مهمترین اثر کورتیزول افزایش مقاومت بدن در مواقع استرس و تداوم حیات است.اثرات عمده کورتیزول عبارتند از :
۱/ اثر در سوخت و ساز مواد قندی :
اثر اصلی کورتیزول هنگامیکه گلوکز مورد احتیاج نباشد، افزایش ذخیره گلیکوژن در کبد و به مقدار کمتر در عضلات و قلب است. ولی در شرایط بی غذایی موجب می شود که بافتهای مهم بدن گلوکز کافی دریافت کنند، اگر فردی از خوردن غذا خودداری کند پس از مدتی ذخیره گلوکز تمام می شود، در صورتیکه وجود گلوکز برای فعالیت مغز ضروری است. در چنین شرایطی کورتیزول از طرق مختلفی قند خون را افزایش می دهد.
۲/ اثر بر سیستم عصبی :
تغییرات میزان کورتیزول سبب تغییراتی در آستانه حس ها ، حافظه ، هوش و تمرکز مغزی می شود. این اثرات در کمبود کورتیزول بصورت افسردگی ، خمودگی و ندرتا روان پریشی و نیز تغییراتی در حس های شنوایی، چشایی و بویایی می گردد.
این تغییرات احتمالا از طریق کاهش جریان خون مغزی و اثر بر هدایت جریان های عصبی و تحریک پذیری سلول های عصبی ایجاد می شوند.
۳/ اثرات ضد التهابی :
کورتیزول از طریق کاهش نفوذپذیری مویرگ ها از نشت پلاسما بداخل بافتها جلوگیری کرده و سبب کاهش التهاب و التیام سریعتر زخم ها می گردد
همچنین کورتیزول در متابولیسم مواد پروتئینی و چربیها، در حفظ فشار خون طبیعی ، مقاومت عضلات، افزایش اسید معده ، در تکامل رشد ریه در جنین، جذب آب و سدیم در کلیه ها ، کاهش لنفوسیت های خون و در بعضی از حیوانات در شروع و ادامه زایمان نقش موثری ایفا می نماید.
اثرات مینرالوکورتیکوئیدی:
اگر چه بعضی از استروئید های قشر آدرنال مانند کورتیکوسترون و کورتیزول دارای اثرات مینرالوکورتیکوئیدی هستند ولی مهمترین مینرالوکورتیکوئید در انسان آلدوسترون است که دارای اثرات زی ر می باشد:
۱/ کاهش دفع سدیم از ادرار
۲/ افزایش دفع پتاسیم و یون هیدروزن در ادرار
۳/ افزایش جذب آب در کلیه و جلوگیری از هدر رفتن آب بدن
اثرات آندروژنی:
در قشر غده آدرنال چند هورمون جنسی نر ( آندروژن ) و به مقدار کمتری هورمونهای جنسی ماده ( استروژن و پروژسترون ) ساخته می شوند. آندروژن های قشر آدرنال در جنس نر به رشد اندام های جنسی در دوران کودکی کمک می نمایند.آندروژن های قشر آدرنال اثرات خفیفی در زنان نه تنها قبل از بلوغ بلکه در سراسر زندگی دارند.
قسمت زیادی از رشد مو های زیر بغل و زهار در زنان ناشی از عمل این هورمون هاست. در زنان اگر ترشح آندروژن های قشر آدرنال از حد طبیعی بیشتر شود ، نشانه هایی از صفات ثانویه جنسی مردانه مانند بم شدن صدا ، پرمویی (Hirsutism ) کاهش رشد پستان ها و بزرگ شدن کلیتوریس(Clitoris ) ظاهر می گردد.که به این اختلال سندرم آدرنوژنیتال گویند.
هیپوکورتیکوئیدی و هیپرکورتیکوئیدی:
کمبود هورمون های قشر غده آدرنال(هیپوکورتیکوئیدی ) باعث بیماری آدیسون(Addison ) و افزایش غیر طبیعی آنها موجب بیماری کوشینگ می شود.
در بیماری آدیسون که در اثر تحلیل و کوچک شدن قشر آدرنال ایجاد می شود، حجم خون و فشار آن و بازده قلبی کاهش می یابد و ضعف و رخوت عمومی همراه با پیگمنتاسیون ( ایجاد لکه های قهوه ای و سیاه ) در نواحی نازک پوست بویژه در مخاط لب ها و نوک پستان ها می گردد. اگر بیمار درمان نشود در ظرف چند روز تا چند هفته بعلت ضعف شدید و شوک گردش خونی می میرد.
در بیماری کوشینگ که از رشد بیش از حد قشر آدرنال(هیپرکورتیکوئیدی ) به وجود می آید، بافت چربی در نواحی گردن و پشت افزایش می یابد ولی دست و پا ها لاغر می شوند، ضعف عضلانی عارض می شود و پوست نازک و استخوان ها شکننده شده و افسردگی و اضطراب و اختلال در حافظه نیز ایجاد می شود.بعلاوه در این بیماران صورت خیزدار و پف کرده و حاوی جوش های فراوان همراه با رشد زیاد مو در صورت مشاهده می گردد.
تنظیم ترشح کورتیکوستروئیدها
ترشح کورتیزول و کورتیکوسترون و آندروژن های غده آدرنال به وسیله هورمون آدرنوکورتیکوتروپین(ACTH ) که محرک قشر آدرنال است و از هیپوفیز قدامی ترشح می شود، تنظیم می گردد. ترشح ACTH نیز به نوبه خود توسط فاکتور آزادکننده کورتیکوتروپین(CRF ) تنظیم می شود.
درد و ناراحتی های عصبی و روانی با تاثیر بر هیپوتالاموس ، ترشح CRF را افزایش می دهند که در نتیجه آن به افزایش ترشح کورتیکوستروئید ها منجر می شود.
بالا رفتن میزان کورتیزول در خون با اثر مستقیم بر هیپوتالاموس و هیپوفیز باعث کاهش ترشح CRF و ACTH می گردد.بر عکس هنگام کاهش کورتیزول در خون ترشح هورمون های مذکور افزایش می یابد. ترشح هورمون های کورتیزول و CRF و ACTH در شبانه روز حالت نوسانی دارد ، بطوریکه در ساعات اولیه صبح زیاد و در هنگام غروب کم است.
گروه خونى چیست؟
قطعاً با آنچه بسیارى از جوانان در صحبت هایشان استفاده مى کنند و مى گویند فلان چیز به گروه خون «فلان شخص» نمى خورد فرق دارد! اصلاً خوردن و نخوردن گروه خونى چیست؟ آیا اجزاى سازنده خون افراد با هم فرق دارد ؟
خون از چه چیز ساخته شده است؟
۱- یک فرد بالغ در بدن خود ۶ـ۴ لیتر خون دارد. خون تمام افراد از سفیدپوست تا سیاه پوست ترکیبى از سه نوع سلول عمده مشاور در مایعى زردرنگ و چسبناک است. (پلاسما) ۱ـ گلبول قرمز (RBC) نوعى سلول که در حدود ۱۲۰ روز در بدن ما زنده است و ۲۰ ثانیه طول مى کشد تا هر کدام آن تمام بدن را دور بزند و ۴۰% خون را تشکیل مى دهد.
۲ـ گلبول سفید (WBC) که مسؤول جنگ با عفونت ها و مواد بیگانه در خون است (مطلب مربوط به آلرژى را به خاطر آورید.)
۳ـ پلاکت ها (PLT) که کوچکترین سلول خونى هستند و در امر انعقاد خون نقش اساسى دارند و پلاسما نیز جزو اصلى خون است که ۹۵ % آن را آب و ۵% باقیمانده را هورمون، پروتئین و مواد غذایى تشکیل مى دهد.
اگر تمام موارد ذکر شده در خون همه ما در حدود معین و مشخصى وجود دارد پس چه چیز باعث مى شود بین خون افراد تفاوت عمده اى به نام «گروه خون» به وجود آید؟!
عامل تفاوت گروه خونى افراد «وجود یا عدم وجود ملکول هاى پروتئینى مشخصى به نام آنتى ژن و آنتى بادى» است.
«آنتى ژن ها» (در صورت حضور) بر سطح گلبول قرمز و «آنتى بادى ها» داخل پلاسما یا همان مایع خون هستند. پس خون من و شما از نظر کلیات آن یکسان است و آنچه باعث مى شود ما امکان اهداى خون به یکدیگر را داشته یا نداشته باشیم همین پروتئین هاى ذکر شده است.
«گروه خونى» هر فرد به طور مستقیم به پدر و مادر و آنچه از آنان به او ارث مى رسد، ارتباط دارد. یکى از روش هاى معمول و مهم ارزیابى تفاوت بین انواع خون ها، سیستم (ABO) است. به طور قطع شما فردى با گروه خونى O – B – A یا AB هستید و راه فرارى هم ندارید (حتى اگر موجودى فضایى باشید یا بچه پایین ترین یا بالاترین نقطه شهرتان باشید فرقى نمى کند!)
براساس این سیستم دسته بندى خون و با توجه به آنچه در مورد آنتى ژن و آنتى بادى گروه خونى گفته شد:
۱ـ اگر شما گروه خونى (A) داشته باشید به این معناست که بر سطح گلبول هاى قرمزتان آنتى ژن A و در پلاسماى خونتان آنتى بادى B دارید.
۲ـ گروه خونى B با کمى توجه متوجه خواهید شد وضعیت افراد این گروه کاملاً برعکس گروه قبل است آنها در سطح گلبول هایشان آنتى ژن B و در پلاسما آنتى بادى A دارند.
۳ـ فرد گروه خونى AB بر روى گلبول قرمزش هر دو نوع آنتى ژن A و B را دارد و واضح است که در پلاسما هیچ مخالفى نداشته باشد و آنتى بادى موجود نباشد.
۴ـ و نهایتاً گروه خونى O به دلیل نداشتن هیچکدام از آنتى ژن هاى A و B بر سطح گلبول، آزادانه هر دو نوع آنتى بادى Aو B را در پلاسما دارد.
اما بحث گروه خونى و تفاوت هاى آن به همین جا ختم نمى شود و براى مثال اگر گروه خون شما (A) باشد در کنار آن از کلمه مثبت و منفى هم استفاده مى کنید! (خیلى ساده یا مثبت هستید یا منفى اصلاً هم دست خودتان نیست و این یکى کاملاً ، کاملاً به پدر و مادرتان ربط دارد!)
گروه خون شما به فاکتور دیگرى به نام (Rh) بستگى دارد. یک فرد (Rh+) فردى است که بر روى سطح گلبول هاى قرمز خود آنتى ژن این فاکتور را دارد. (پس طبیعى است که در پلاسماى او آنتى بادى Rh دیده نشود! درست مانند همان داستان گروه خونى ABO)
از طرفى افراد (Rh-) بر روى گلبول قرمز خود چنین فاکتورى را ندارند، (این افراد ۱۵% کل مردم هستند.)
حالا متوجه شده اید که شما به طور یقین ناگزیر هستید یکى از گروه هاى خونى زیر را داشته باشید.
تشخیص گروه خونى:
در آزمایشگاه تشخیص طبى براساس آنچه گفته شد، پس از نمونه گیرى از بیمار، خون کامل او را (خونى که ضد انعقاد دارد و شامل تمام سلول هاى خونى و پلاسما است) به طور قطرات مجزا با معرف هاى مختلف (آنتى A – آنتى B و آنتى Rh) مجاور مى کنند و چسبیدن یا نچسبیدن گلبول ها در مجاورت با قطرات معرف را بررسى مى کنند و گروه خونى مشخص مى شود.
بعد از یک تزریق خون نامتجانس، در بدن نیز همان روند تجمع گلبولى (که در شرایط آزمایشگاهى بین خون و معرف ایجاد مى شود) پیش مى آید. به همین خاطر باید پیش از تزریق خون سازگارى خون بین دهنده و گیرنده آن از نظر سیستم ABO و Rh به خوبى بررسى شود. چرا که در اثر عدم هماهنگى گلبول هاى شخص گیرنده خون به هم مى چسبد و به دنبال این چسبندگى رگ هاى خونى بسته شده سرانجام خون به سایر نقاط بدن نمى رسد.
از طرف دیگر این سلول هاى بهم چسبیده که حاوى هموگلوبین (پروتئین حمل کننده اکسیژن) هستند. محتویات خود را که در خارج از سلول سمى است به داخل بدن مى ریزند و حاصل آن درنهایت مرگ گیرنده خون است (پس زدن خون دریافتى)
تمام نکته مربوط به انتقال خون در یک جمله خلاصه مى شود. «براى انتقال خون از شخصى به دیگرى باید هیچ آنتى بادى مخالف بین دو فرد نباشد.»
افراد گروه خونى (AB) با توجه به توضیح ذکر شده به علت نداشتن هیچکدام از آنتى بادى هاى A و B در پلاسماى خون قادرند (در شرایط خاص) از تمام گروه هاى خونى، خون دریافت کنند اما تنها به هم گروه هاى خود خون مى دهند (امیدواریم در سایر امور اینگونه خسیس نباشند) اما افراد گروه خونى (O) که دست و دلبازتر از سایر گروه ها هستند به دلیل داشتن هر دو نوع آنتى بادى A و B فقط از هم گروه هاى خود، خون مى گیرند ولى دهنده عمومى هستند.
مشکل ناسازگارى گروه هاى خونى تا سال ۱۹۰۱ جان بسیارى از افراد را گرفت تا آنکه دانشمندى به نام (Karl Landsteiner) با کشف گروه هاى خونى این مشکل را برطرف کرد و در سال ۱۹۳۰ موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکى شد.
سؤال عمده اى که براى بسیارى از جوانان خصوصاً در مواقع ازدواج و انتخاب همسر پیش مى آید تفاوت گروه خونى است (البته این بار گروه خونى پزشکى، نه گروه خونى اجتماعى! که برخلاف تصور آنها اختلاف گروه خونى دوم در این مورد خاص خطر بیشترى نسبت به گروه خونى اول دارد و تشخیص آن هم خیلى ساده است معرف آن منطق است که در حضور احساس، عمل نمى کند!)
درواقع اگر گروه خونى شما و همسر آینده تان از نظر (ABO) تفاوت داشته باشد مشکلى ایجاد نمى شود و تنها تفاوت سیستم Rh بین زن و شوهر است که مى تواند بعد از زایمان اول زن براى فرزند یا فرزندان بعدى آنها ایجاد مشکل کند (آن هم فقط در شرایطى که مادر آینده (Rh-) و پدر بعد از این با (Rh+) باشد.
(که البته این مشکل هم با تزریق آمپول معروفى به نام «روگام» پس از زایمان اول به کلى حل شده است و مشکلى نمى ماند مگر همان تفاوت گروه خون اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و … موفق باشید و همگروه خوبى داشته باشید!!
فیزیولوژی ورزشی
بدن انسان برای اینکه بتواند نقش خود را به طور مؤثر در زندگی ایفا کند باید از آمادگی جسمانی خوبی برخوردار باشد یعنی به طور مداوم انرژی لازم را در اختیار داشته باشد تا بتواند وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت پزشکان ایران ، وقتی سخن از آمادگی جسمانی به میان می آید مقصود از آن داشتن چنان قلب ، عروق خونی و ریه ها و عضلاتی است که بتوانند وظایف خود را به خوبی انجام دهند و با شور و نشاط تمام در فعالیت ها و تفریحات سالمی شرکت کنند که افراد عادی و غیر فعال از انجام آنها ناتوانند.
عوامل متعددی در آمادگی جسمانی مؤثر است اما چهار عامل بیش از عوامل دیگر در این میان ایفای نقش می کنند این عوامل عبارتند از (قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، انعطاف عضلانی و استقامت قلبی ریوی)
قدرت عضلانی
همانطور که می دانید حدود ۴۰ درصد وزن بدن را عضلات تشکیل می دهند این عضلات در خود تولید انرژی می کنند که این نیرو قدرت عضلانی نامیده می شود که البته قابل اندازه گیری نیز هست. مهمترین عامل شناخته شده در آمادگی جسمانی استعداد و توانایی عضلات در وارد کردن نیرو یا مقاومت در برابر آن است.
تمرینات قدرتی از عواملی است که سبب حجیم شدن تارهای عضلانی می شود و توانایی فرد را در کاربرد نیروی تولید شده افزایش می دهد. قدرت عضلانی اهمیت بسیاری در ورزشهای مختلف و البته فعالیت های روزانه دارد بسیاری از مردان و حتی زنان از عضلات بازو و سرشانه ضعیفی برخوردار هستند که باعث ضعف در فعالیت های ورزشی و روزانه و ایجاد درد و بیماری در سنین بالا می شود.
استقامت عضلانی
عضلات در خود انرژی ذخیره می کنند. این عمل به ماهیچه ها امکان می دهد که مدت زیادی به فعالیت خود ادامه دهند. این عمل عضلات را استقامت عضلانی گویند. استقامت عضلانی عبارت است از ظرفیت یک عضله یا گروهی از عضلات برای انقباض مداوم.
معمولاً استقامت عضله را با قدرت عضلانی اشتباه می گیرند ولی باید توجه کرد که معمولاً استقامت عضلانی عبارت است از توانایی در کاربرد قدرت و نگهداری این توانایی برای مدت نسبتاً طولانی. برای مثال در فعالیت هایی چون: برف پارو کردن، چمن زدن، نظافت و یا حرکات ورزشی چون دراز و نشست، بالا کشیدن بدن در حالت بارفیکس و . . . استقامت عضلانی نقش اساسی دارد که می شود با تمرینات منظم ورزشی آن را افزایش داد.
انعطاف عضلانی
توانایی در کاربرد عضلات در وسیعترین دامنه حرکت آنها به دور مفصلها را انعطاف پذیری گویند. این عامل در آمادگی جسمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
با تمرینات ورزشی میزان توانایی مفاصل بدن در خم شدن و چرخیدن بیشتر می شود و در نتیجه کارایی عضلات بهبود می یابد اگر مفاصل از انعطاف کمی برخوردار باشند محدودیت حرکتی برای بدن ایجاد می شود.
انعطاف پذیری در فعالیت های روزانه چون باغبانی، خانه داری، فعالیت های ورزشی که احتیاج به نرمی و انعطاف پذیری دارند مؤثر است. که البته این نقش در فعالیت های ورزشی چون ژیمناستیک ، دو میدانی و . . . پر رنگ تر می شود.
استقامت قلبی و ریوی
بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران ورزشی عقیده دارند که عامل استقامت قلبی ریوی در آمادگی جسمانی بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد و بعضی دیگر دقیقاً بر عکس این نظریه مهر تأیید زدند. اما تجربه نشان داده است که استقامت قلبی ریوی از عوامل اساسی آمادگی جسمانی است و با تمرینات استقامتی شدید و سنگین می توان آن را ارتقاء بخشید.
فیزیولوژی عضلات
عضلات دستگاهی هستند که مواد غذایی را از صورت شیمیایی به صورت انرژی مکانیکی یا کار تبدیل می کنند. می دانیم که حرکات بدن از انقباض عضلات حاصل می شود بدین معنی که عضلات مخطط که به استخوانهای بدن متصلند با اراده فرد منقبض می شوند و حرکت جابجایی را در بدن میسر می کنند.
در بدن انسان سه نوع عضله وجود دارد (عضلات مخطط یا اسکلتی ـ عضلات صاف و عضله قلب) که ما در این بخش فقط عضلات مخطط را بررسی می کنیم. عضلات مخطط حاوی ۷۰ درصد آب،۲۰درصد پروتئین و ۱۰ درصد کربوهیدراتها و چربی و نمکهای معدنی و املاح است که البته ترکیبات عضله در اعضای مختلف بدن تغییرات وسیعی دارند.
در بخش عضلات مخطط ۲ مطلب را بررسی می کنیم :
۱- انقباض عضله، ۲- منابع انرژی عضله.
انقباض عضله :
اگر طول عضله به هنگام انقباض تغییر نکند این انقباض را (هم طول) می گویند. در این نوع انقباض جسم مقاوم جابه جا نمی شود تمام انرژی حاصل از انقباض به حرارت تبدیل می شود. ولی اگر انقباض عضله به کوتاه شدن آن منجر شود آن انقباض را (هم تنش) می گویند که باعث می شود جسمی که در برابر عضله قرار می گیرد جابه جا شود.
سرعت انقباض عضله با مقدار وزنه ای که در مقابل آن قرار می گیرد رابطه عکس دارد. اگر هیچ نیرویی در برابر عضله قرار نگیرد عضله سریعاً منقبض می شود ولی اگر به تدریج نیروی مخالف افزایش می یابد از سرعت انقباض کاسته می شود. تا اینکه اگر میزان نیروی مخالف برابر با نیروی عضله شود سرعت کوتاه شدن یا انقباض به صفر خواهد رسید.
منابع انرژی
عضله برای آنکه به حالت انقباض درآید احتیاج به انرژی دارد. منبع اصلی انرژی عضله آدنوزین تری فسفات ATP است که به مقدار کمی در عضله وجود دارد ولی به مقدار زیادی انرژی آزاد می کند. کراتین فسفات CP منبع انرژی دیگری است که در سلولهای عضلانی ذخیره می شود.
اگر مقدار ATP در سلول بیش از اندازه لازم باشد انرژی اضافی صرف تولید CP می شود و در نتیجه مقدار بیشتری از انرژی ذخیره خواهد شد. به مجرد ذخیره ATP در عضله CP موجود به سرعت و سهولت به ATP تبدیل می شود و در نتیجه CP باعث ثابت ماندن مقدار ATP عضله می شود.
انرژی حاصل از CP و ATP برای مدت کوتاهی انرژی لازم را تأمین می کنند پس در فعالیت های شدید بدنی که بیش از چند دقیقه طول می کشد باید منبع دیگری از انرژی وجود داشته باشد. این انرژی از تجزیه گلیگوژن حاصل می شود و چون این واکنش در مجاورت اکسیژن قرار می گیرد آن را هوازی یا (با اکسیژن) می گویند.
اگر اکسیژن به اندازه کافی برای این واکنش های شیمیایی وجود نداشته باشد در عضله اسیدلاکتیک تولید می شود. قسمت اعظم این اسیدلاکتیک مجدداً به گلوکز و گلیگوژن تبدیل می شود و مقداری از آن در عضله بر جای می ماند.
در ورزشهای سخت و طولانی و مخصوصاً افرادی که از آمادگی جسمانی کمی برخوردارند خستگی عضلات بعد از ورزش مربوط به اسیدلاکتیک باقی مانده در عضله است، میزان خستگی با مقدار اسیدلاکتیک موجود در عضله رابطه مستقیم دارد.
تولید انرژی در بدن به ۳ طریق انجام می گیرد که ۲ طریق آنها برای تولیدATP نیاز به اکسیژن ندارند (بی هوازی) و در سومین طریقه وجود اکسیژن کاملاً ضروری است که به آن (هوازی) گویند:
سیستم ATP-CP
در ورزشهایی چون: پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک ، دو ۱۰۰ متر و شیرجه یا فعالیتهایی که زمان اجرای آن بسیار کم است (حدود ۱۰ ثانیه) و با حداکثر شدت انجام می شوند انرژی مورد نیاز را از این سیستم تأمین می کنند. ATP وCP موجود در عضله به صورت ذخیره وجود دارند و به هنگام فعالیت انرژی مورد لزوم را تهیه می کنند. در این سیستم برای تأمین انرژی احتیاجی به حضور اکسیژن نیست (بی هوازی)
سیستم اسیدلاکتیک
در ورزشهایی که زمان اجرای آنها بین ۱ تا ۳ دقیقه طول می کشد انرژی مورد نیازشان را از این طریق تأمین می کنند مثل دوهای ۴۰۰ و۸۰۰ متر وکشتی. هنگام اجرای این فعالیت ها اکسیژن به قدر کافی در عضله موجود نیست لذا گلوکز موجود در عضله به اسیدلاکتیک و ATP تبدیل می شود. در حقیقت در این سیستم گلوکز عامل اصلی تأمین کننده انرژی عضله است.
سیستم هوازی
هر موجود زنده ای برای ادامه زندگی و فعالیت احتیاج به اکسیژن دارد. بعد از چند دقیقه که اکسیژن به بدن نرسد، نه ATP در بدن ساخته می شود و نه انرژی وجود دارد و در نتیجه زندگی پایان می یابد. در ورزشهایی که بیش از ۳ دقیقه طول می کشد عضلات انرژی مورد احتیاج را از تجزیه مواد غذایی در مقابل اکسیژن بدست می آورند.
در دوهای ماراتن، کوهنوردی و. . . ATP مورد نیاز عضلات از این طریق تأمین می گردد. پروتئین ها، گلیگوژن و چربیها از جمله مواد غذایی هستند که در این سیستم مورد استفاده قرار می گیرد و بیشترین مقدار تولید ATP را نیز دارد.
برگشت به حالت اولیه و وام اکسیژن (ریکاوری)
همانطور که گفته شد برای اینکه بدن از حالت استراحت به حالت فعالیت درآید فعل و انفعالات متعددی در عضله صورت می گیرد تا انرژی لازم کسب شود. همچنین برگشت بدن از حالت فعالیت به حالت استراحت نیز بسیار مهم است که آن را برگشت به حالت اولیه (Recavery) گویند.
ذخیره اکسیژن بدن هنگام فعالیت های شدید به مصرف سوخت و ساز بدن می رسد؛ در نتیجه هنگام استراحت مقدار اکسیژنی که از ذخیره بدن گرفته شده است باید دوباره به بدن باز گردد و اسیدلاکتیک جمع شده در عضلات نیز باید از سلول های عضلانی خارج شودکه البته هر دو نیز هوازی هستند.
انرژی از دست رفته بدن را وام اکسیژن (Oxygen Debt) گویند. مقدار وام اکسیژن برابر است با مقدار اکسیژن مورد نیاز در هنگام فعالیت؛ اگر نوع فعالیت شخص ملایم، طولانی و یکنواخت باشد بدن می تواند انرژی مورد نیاز را از هوا بگیرد و وام اکسیژن به وجود نمی آید والی اگر فعالیت شخص شدید باشد به طوری که او مجبور باشد با کمبود انرژی به فعالیت خود ادامه دهد مبتلا به وام اکسیژن می شود.
مدت زمانی که طول می کشد تا بدن به حالت اول برگردد بستگی به مدت، شدت و آمادگی جسمانی فرد دارد؛ بعد از فعالیت ها در ۲ یا ۳ دقیقه اول مصرف اکسیژن به شدت پایین می آید اما از این شدت به تدریج کاسته می شود تا به حالت یکنواخت برسد. اگر شخص بعد از فعالیت ورزشی خود، به جای استراحت، کار ساده ای مثل راه رفتن یا دویدن آرام (سرد کردن) را انجام دهد اسیدلاکتیک موجود در بدن زودتر از بین می رود (در این مورد در فصل علم تمرین به طور کامل توضیح داده شده است)
فیزیولوژی گردش خون
دستگاه گردش خون از رگها و قلب تشکیل شده که خون تیره و روشن در آنها جریان دارد. قلب به صورت تلمبه ای قوی خون روشن را از راه سرخرگ آئورت و سرخرگ ششی به بدن می فرستد و از طرفی سیاهرگهای اجوف فوقانی و تحتانی خون تیره را از بدن به قلب بر می گردانند. به استثنای سیاهرگ ششی که خون روشن و تیره را از ششها به قلب بر می گرداند.
سلولهای بدن پیوسته در حال فعالیت اند و برای ادامه حیات و فعالیت خود موادی را می سوزانند و مواد دیگری را دفع می کنند دستگاه گردش خون عهده دار رساندن مواد سوختنی به سلول ها و خارج کردن مواد زائد است. قلب از چهار حفره تشکیل شده است.
دو حفره در طرف راست و دو حفره در طرف چپ. دو حفره بالایی را دهلیز و دو حفره پایینی را بطن می گویند. بطن باعث به حرکت درآمدن خون در بدن می شود و اگر بطن از انقباض بیفتد خون از گردش خواهد ایستاد. شکل قلب شبیه مخروطی است که قاعده آن در بالا و نوک آن در پایین در انتهای بطن ها است.
در موقع ضربان دو دهلیز با هم منقبض می شوند و بعد از مدت نسبتاً کوتاهی دو بطن منقبض می شوند بعد از این انقباض توقف بیشتر و طولانی تری وجود دارد که به منزلة استراحت قلب است. مدت انقباض بطن ها در افراد بالغ ۳/۰ ثانیه و مدت انبساط آنها ۵/۰ ثانیه طول می کشد روی هم رفته یک دوره کامل قلبی ۸/۰ ثانیه طول می کشد بنابراین در هر دقیقه تقریباً ۷۰ دورة قلبی صورت می گیرد و این رقم را تعداد ضربان قلب گویند. همانطور که می دانید در حدود تا وزن بدن را خون تشکیل می دهد یعنی یک شخص معمولی با وزن در حدود۷۰ کیلوگرم دارای ۵ تا ۶ لیتر خون است قسمت اعظم خون را گلبولهای قرمز تشکیل می دهند.
کمبود اکسیژن معمولاً موجب افزایش گلبولهای قرمز خون می شود به همین دلیل است که در ارتفاعات زیاد ورزشکاران استقامتی قادر نیستند رکوردهای جهانی از خود به جا بگذارند چون در مکان های مرتفع فشار نسبی اکسیژن در هوای تنفسی کم است و شخص ورزشکار قادر نیست به راحتی اکسیژن مورد نیاز را در هنگام ورزش از هوا کسب کند لذا این امر در کارایی او اثر نامطلوب می گذارد.
فیزیولوژی تنفس
طبق تعاریفی که در کتاب های فیزیولوژی انجام شده، تنفس عبارت است از جذب اکسیژن و دفع انیدریدکربنیک به وسیلة سلول زنده، خواه این سلول حیوانی باشد، خواه نباتی.
عمل تنفس طی ۲ مرحله متمایز انجام می شود : تنفس خارجی: که عبارت است از حرکت هوا به داخل ریه ها، انتقال اکسیژن از ریه ها به خون و انتقال انیدریدکربنیک از خون به ریه ها. تنفس سلولی یا داخلی: که شامل جذب اکسیژن و تولید انیدریدکربنیک توسط سلولها می شود. انقباض حجاب حاجز یا دیافراگم و پایین آمدن در محوطه شکم باعث بزرگ شدن قفسه سینه از بالا به پایین می شود.
همزمان با این عمل عضلات شکم بتدریج شل می شود و با انقباض عضلات بین دنده ای، دنده ها به بالا کشیده می شود و استخوان جناغ را به جلو می راند این عمل قفسه سینه را از جلو به عقب می برد و از طرفین بزرگ می کند؛ با بزرگ شدن حجم قفسه سینه فشار موجود در ریه ها از فشار جو کاهش می یابد و باعث حرکت هوا به داخل ریه ها می شوند این عمل آنقدر ادامه پیدا می کند تا فشار هوا در ریه ها با فشار جو برابر گردد. کلیه اعمال بالا را دم گویند.
اما عمل بازدم در نتیجه شل شدن عضلات دمی و بازگشت ریه ها به حالت قبل صورت می گیرد با بالا رفتن عضله دیافراگم و بازگشت حجم قفسه سینه به حالت استراحت، فشار هوا در ریه ها از جو بیشتر می شود و آن قدر هوا از ریه ها خارج می شود تا فشار ریه ها دوباره با فشار جو برابر گردد.
حجم جاری و تهویه ریوی
حجم هوایی که با هر بار حرکت به داخل ریه ها جریان می یابد را حجم جاری می نامند و مقدار آن بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلی لیتر است و تهویه ریوی عبارت است از حجم جاری ضرب در تعداد حرکات تنفسی در دقیقه که معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ بار در حالت استراحت است.
در هنگام ورزش تعداد حرکات تنفسی افزایش پیدا می کند و عمیق تر می شود تا جایی که در فعالیتهای شدید ورزشی عضلات دمی و بازدمی فعال می شوند و تهویه ریوی تا حدود ۱۰۰ لیتر در دقیقه افزایش می یابد.
حداکثر تهویه ریوی ممکن است به ۱۵۰ لیتر در دقیقه هم برسد ولی افزایش تهویه ریوی اگر از ۱۰۰ لیتر در دقیقه بیشتر شود به افزایش جذب اکسیژن کمکی نمی کند زیرا به نظر می رسد که انتقال اکسیژن بیش از این مقدار به بافتها، توسط عضلات قلب و عضلات تنفس محدود می شود.
نابینایان مادرزاد از بخش مربوط به بینایی مغز خود که دیگر در بینایی استفاده نمی شود، استفاده دقیق تری می نماید ..
پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج جدیدتری تحقیقاننشان می دهد که نابینایان مادرزاد برای بهبود حس لامسه و شنوایی، بخشی از مغز خود را به کار می گیرند که معمولا در هنگام دیدن مورد استفاده قرارمیگیرد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از یونایتدپرس ، دانشمندان آمریکایی در پژوهش های خود در بخش عصب شناسی ‘مرکز پزشکی دانشگاه جورج تاون’ اعلام کردند بررسی های آنها نشان می دهد که چرا افرادی که قادر به دیدن نیستند از چنان میزان پیشرفته ای از درک این حواس و توانایی ها برخوردار هستند که بسیار فراتر از درک افرادی است که می توانند ببینند.
در این بررسی این طور مطرح می شود که شاخصه های کاربردی مختلفی که بینایی را ممکن می سازد مثل تحلیل فضا، الگوها و حرکت همچنان در کورتکس بینایی افراد نابینا وجود دارد.
اما شخص نابینا به جای استفاده از این مناطق برای تجزیه و تحلیل آنچه که چشم می بیند از آنها برای پردازش آنچه به گوش آنها می رسد و یا آنها را لمس می کنند دست می زند زیرا برای همین اجزاء برای تحلیل اطلاعات رسیده از حواس لازم است.
‘جوزف پی راشکر’ یکی از پروفسورهای بخش فیزیولوژی و بیوفیزیک وابسته این به دانشگاه گفت: ما می بینیم که قسمت اعظم کورتکس بینایی فرد نابینا هنگامیکه در حال شنیدن و لمس کردن است روشن می شود. این فرآیند البته غیر از عملکرد مناطقی از مغز است که اختصاص به پردازش صدا و لمس اشیاء دارد.
این عملکرد نشان می دهد که سیستم بینایی در افراد نابینا نظم کاربردی را که ژنتیک از طریق آناتومی در اختیار ما گذارده است حفظ می کند واینکه مغز هم برای استفاده از این مدول ها ( modules ) جهت تحلیل داده های رسیده از حواس به قدر کافی انعطاف پذیری دارد.
سلول های عصبی و فیبرهای مربوط به این سیستم هنوز در آنجا قرارداشته و فعال و در حال پردازش شاخصه های تخیلی انگیزه هایی هستند که عامل آنها نه بینایی بلکه شنوایی و لامسه است.
کشف یک مسیر ثانوی در مغز برای ذخیره حافظه
پژوهشگران در رشته نورولوژی در گاروان سیندی استرالیا و دانشگاه کالیفرنیا امریکا با همکاری هم یک مسیر ثانوی را کشف کردند که مغز از آن برای ذخیره حافظه استفاده می کند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ABC NEWS ، نتایج شناسایی این مسیر ثانوی تاکنون ناشناخته در ذخیره حافظه، می تواند در آینده یک روش درمانی متحولانه را برای معالجه بیماریهای مغزی ارائه کند.
این کشف که محققان موسسه تحقیقات پزشکی گاروان سیندی و دانشگاه کالیفرنیا انجام داده اند می تواند منجر به توسعه داروها و درمانهایی برای بیمارانی شود که به دلیل آسیبهای مغزی و یا بیماریهایی چون آلزایمر توانایی به یادآوردن را از دست داده اند.
نتایج این بررسیها همچنین می تواند در ارائه روشهایی برای بهبود توانایی شناختی و یادگیری مفید باشد.
تاکنون تصور می شد که حافظه به مولکولی به نام NMDA بستگی دارد که این تصور درست است اما کافی نیست.
مولکول NMDA در سلولهای عصبی واقع در منطقه هیپوکامپ قرار دارد.
این محققان در این خصوص توضیح دادند: “نقش گیرنده های NMDA در فعال کردن یک فرایند دوم که می تواند در ذخیره سازی حافظه تجربیات نو حضور داشته باشد تاکنون مشاهده نشده بود.”
این دانشمندان با انجام یک سری آزمایشات بر روی موشهایی که در آنها گیرنده های NMDA غیرفعال شده بود کشف کردند که با غیرفعال شدن مولکولها برخلاف آنچه که تاکنون تصور می شد تمام توانایی یادگیری متوقف نشد.
به طوریکه فرایندهای دیگری وارد بازی شدند که به موشها اجازه داد در مواردی که مربوط به شناخت قوانین کلی محیط آنها بود همچنان چیزهای جدید را یادبگیرند.
این پژوهشگران اظهار داشتند: “این یک نوع یادگیری ثانوی است که در مغز از مکانیزم کاملا متفاوتی استفاده کرده و از تشکیل خاطرات جدید حمایت می کند.”
پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی تگزاس می گویند راه جدیدی برای محافظت نورونها از آسیب در برابر بیماریهای پارکینسون و آلزایمر کشف کردند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، بیماری آلزایمر یکی از پیچیده ترین بیماریهای مغزی محسوب می شود. تشخیص صددرصد این بیماری فقط بعد از مرگ بیمار و با نمونه برداری از مغز می باشد،
محققان دانشگاه علوم پزشکی تگزاس در سن آنتونیو به وجود مادهای به نام caspase-2 پیبردند که قادر است مقاومت بیشتری دربرابر آسیبهای ناشی از سموم مراکز انرژی که به عنوان میتوکندری مشهور هستند، از خود نشان میدهند.
شواهد بیانگر این مطلب است که اختلالات میتوکندری نقش مهمی در مرگ نورونها در بیماری پارکینسون، آلزایمر ایفا میکند.
از هر یکصد نفر آمریکائی بالای سن ۶۵ سال دو نفر به این بیماری مبتلا می باشند و هر چه سن بالاتر می رود احتمال ابتلا به این بیماری هم افزایش می یابد و حتی از هر یکصد آمریکائی بالای ۸۵ سال ۲۰ نفر به این بیماری مبتلا می شوند.
پژوهشگران علوم پزشکی دانشگاه یاماگوشی در کشور ژاپن یک مکانیزم مولکولی پیچیده را یافتند که موجب می شود افراد حامل این مکانیزم در شرایط بروز حوادث استرس زا دچار افسردگی شوند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققان دانشگاه یاماگوشی ژاپن کشف کردند که استرس می تواند به روشهای مختلفی بر روی مغز اثر بگذارد. این تحقیقات می تواند توضیح دهد که چرا بعضی از افراد برای توسعه افسردگی در شرایط استرس مزمن آمادگی و استعداد دارند.
این دانشمندان مکانیزمهای پیچیده مولکولی مرتبط با استرس مزمن را مورد بررسی قرار دادند.
نتایج این تحقیقات می تواند راههایی را برای ارائه استراتژیهای جدید درمانی در مقابله با این شرایط بگشاید.
این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند: “بسیاری از افراد نسبت به حوادث استرس زا هیچ علائمی از افسردگی حاد را نشان نمی دهند درحالی که بعضی دیگر در همان شرایط این علائم را بروز می دهند. تاکنون مکانیزم مولکولی این سازگاری با افسردگی واضح نبود.
این محققان به منظور جستجوی مکانیزمهای ژنتیکی مرتبط با نفوذپذیری حوادث استرس زا دو نمونه مختلف موش را که پاسخهای مختلفی به استرس مزمن نشان می دادند بررسی کردند.
این دانشمندان مشاهده کردند که برخلاف موشهایی که در مقابل استرس مقاوم بودند، موشهای نفوذپذیر زمانی که در معرض یک استرس مزمن قرار می گرفتند رفتارهای از نوع افسردگی را نشان می دادند.
در این پژوهش مشخص شد که موشهای نفوذپذیر در مقابل استرس یک سطح پایین بیان ژنهایی را داشتند که این ژنها فاکتور نوروتروفیک مشتق از سلولهای گلیایی (Gdnf) را رمزگذاری می کنند.
این فاکتورهای نوروتروفیک برای تنظیم نرمینگی یا انعطاف پذیری نورونی بسیار مهم هستند و در اشکال مختلف افسردگی نقش دارند.
براساس گزارش مجله نورون، کاهش سطوح بیان Gdnf منجر به متیلاسیون DNA می شد. این تغییرات، رفتارهای افسردگی را در موشهای نفوذپذیر بروز می داد.
متیلاسیون فرایندی است که به وسیله آن آنزیم “متیل ترانسفراز” اتصال یک گروه متیلی را به DNA کاتالیزه می کند. این گروه متیلی در حقیقت پروتئینی است که وظیفه تنظیم بیان ژن و یا کنترل عملکرد پروتئین “آنزیمهای دی متیلاز” را به عهده دارد.
چه راهکاری انتخاب کنم تا حامله شوم؟
تخمک گذاری چیست؟
تخمک گذاری به زمانی گفته می شود که یک تخمک (یا در برخی موارد نادر بطور طبیعی بیشتر از یک تخمک) از تخمدان آزاد می شود و این زمان را “دوره باروری” در سیکل قاعدگی می نامند. هر ماه، یک تخمک در درون تخمدان شما به بلوغ می رسد. هنگامی که اندازه آن به حد معینی رسید، تخمک از تخمدان آزاد شده و درونِ لوله های فالوپ، به طرف رحم حرکت می کند. اینکه در هر بار، کدام تخمدان یک تخمک آزاد می کند، نسبتا نامشخص است. آنچه مشخص است این است که وظیفه تخمک گذاری در سیکلهای قاعدگی به صورت منظم و یکی در میان، بین تخمدانها تقسیم نمی شود.
چگونه زمان بیشترین باروری، با تخمک گذاری مشخص می شود؟
برای اینکه بهترین نتیجه را بگیرید و حامله شوید، باید در مدت یک تا دو روز پیش از تخمک گذاری تا ۲۴ ساعت پس از آن، آمیزش داشته باشید. دلیل این امر آن است که اسپرمها می توانند دو تا سه روز زنده بمانند، اما تخمک نمی تواند بیشتر از ۲۴ ساعت پس از تخمک گذاری به حیات خود ادامه دهد مگر اینکه لقاح صورت پذیرد.
اگر در حوالی زمان تخمک گذاری نزدیکی داشته باشید، احتمال حامله شدن شما افزایش می یابد و شما می توانید خوشحال باشید، زیرا شانس با شما همراه است: در زوجهای معمولی که می توانند به صورت طبیعی بچه دار شوند، در هر دوره ۲۰% احتمال بارداری وجود دارد. حدودا ۸۵% از خانمهایی که بدون استفاده از یکی از روشهای جلوگیری از بارداری آمیزش دارند، ظرف یکسال حامله می شوند. شما می توانید با تعیین زمان دقیق تخمک گذاری، همچنین با افزایش آگاهی خود در مورد تغییرات هورمونی و فیزیکی که در هر ماه در بدن شما رخ می دهد، احتمال حامله شدن خود را افزایش دهید.
همچنین شما می توانید از این اطلاعات استفاده کرده و با خودداری از آمیزش در نزدیکی زمان تخمک گذاری، از بارداری جلوگیری کنید. البته توجه داشته باشید که این روش، بهترین روش جلوگیری از بارداری نیست و استفاده از آن ممکن است موفقیت آمیز نباشد.
چگونه می توانم زمان تخمک گذاری و حداکثر آمادگی برای بارداری را تشخیص دهم؟
زمانی را که دوره پریود بعدی شما آغاز می شود در نظر بگیرید، سپس ۱۲ تا ۱۶ روز از آن کم کنید. این چند روز، همان محدوده زمانی است که احتمال تخمک گذاری شما در آن بسیار زیاد است. برای خانمهایی که یک دوره کامل آنها ۲۸ روز طول می کشد، چهاردهمین روز معمول روز تخمک گذاری است. برای استفاده از این روش، شما باید بدانید که دوره کامل شما معمول چند روز طول می کشد.
با این حال، بهترین روش برای تعیین زمانی که احتمال باروری شما در آن حداکثر است این است که به وضعیت بدنی خود توجه کنید و روش تشخیص نشانه های تخمک گذاری را فرا بگیرید.
تغییر در ترشحات دهانه رحم: هر چقدر روزهای بیشتری از دوره شما بگذرد، حجم این ترشحات افزایش پیدا کرده و بافت آنها نیز تغییر می کند. این تغییرات، بیانگر افزایش سطح هورمون استروژن در بدن شما است. هنگامی که این ترشحات شفاف، لیز و چسبنده باشد، احتمال باردار شدن شما به حداکثر می رسد. به نظر بسیاری از خانمها، ترشحات در این دوره مانند سفیده تخم مرغ است.
این ترشحات در حالت طبیعی به عنوان یک سد محافظ عمل می کنند، اما در زمان اوج توانایی باردار شدن در شما، این ترشحات به اسپرم اجازه می دهند تا از مجرای رحم عبور کرده و به سمت رحم بروند، سپس به طرف لوله های فالوپ حرکت کنند تا با تخمک شما برخورد نمایند.
افزایش دمای بدن: پس از تخمک گذاری، دمای بدن شما ممکن است بین ۰/۴ تا ۱/۰ درجه افزایش پیدا کند. شما این تغییر را احساس نخواهید کرد، اما می توانید با استفاده از یک دماسنج، “دمای پایه بدن” یا BBT خود را اندازه گیری کنید.
دمای پایه بدن یعنی دمای بدن در هنگام صبح و پس از بیدار شدن از خواب، پیش از آنکه هرگونه فعالیتی انجام دهید. این افزایش دما بیانگر آن است که تخمک گذاری در بدن شما انجام شده است، زیرا آزاد شدن یک تخمک منجر به تحریک و افزایش تولید هورمون پروژسترون می گردد، که دمای بدن را افزایش می دهد.
زمان حداکثر توانایی شما برای باردار شدن، دو تا سه روز پیش از این است که دمای بدن شما افزایش پیدا کند. برخی از متخصصان بر این باورند که ۱۲ تا ۲۴ ساعت پس از مشاهده اولیه افزایش دما نیز شما شانس باردار شدن را دارید، اما اکثر آنها اذعان می کنند که این زمان برای حامله شدن خیلی دیر است.
پس از تخمک گذاری، یک تا دو روز طول می کشد تا سطح هورمون پروژسترون به حدی برسد که دمای بدن شما را افزایش بدهد. اما از آنجا که تخمک تنها حداکثر ۲۴ ساعت می تواند زنده بماند، هنگامی که دمای بدن افزایش پیدا می کند، دیگر برای باردار شدن خیلی دیر شده است،.
به همین دلیل، متخصصان توصیه می کنند که دمای بدن خود را برای چند ماه دقیقا زیر نظر گرفته و نموداری برای آن طراحی کنید تا بتوانید الگوی افزایش دما را تشخیص داده و زمان احتمالی تخمک گذاری خود را مشخص کنید. در این صورت می توانید به گونه ای برنامه ریزی کنید که دو تا سه روز پیش از موعد افزایش دمای بدن خود، آمیزش داشته باشید.
درد در ناحیه پایین شکم: حدودا ۲۰% از خانمها می توانند تخمک گذاری و فعالیت مربوط به آن را احساس کنند، که نشانه های آن می تواند از درد ملایم تا تیر کشیدن های شدید و ناگهانی باشد. این حالت، که به آن میتل اشمرز ی mittelschmerz گفته می شود، ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت طول بکشد.
تستهای پیش بینی کننده تخمک گذاری چگونه کار می کنند؟
این تستها که در داروخانه ها یا فروشگاههای دیگر موجود بوده و بدون نسخه نیز به فروش می رسند، افزایش هورمون LH را، که دقیقا قبل از تخمک گذاری رخ می دهد، در ادرار شما تشخیص می دهند. استفاده از این تستها ساده تر بوده و نتایج آنها نیز دقیق تر از دماسنجهای BBT است و می توانند تخمک گذاری را ۱۲ تا ۳۶ ساعت زودتر تشخیص داده و احتمال بارور شدن شما را در همان ماه اولی که از این تستها استفاده می کنید به حداکثر برسانند.
اما این دستگاهها خالی از اشتباه نیز نیستند. در مواردی نادر، آنها وجود LH را ثبت می کنند. در واقع پاسخی که دستگاه به شما می دهد، یک جواب “مثبت” یا “منفی” است، نه یک عدد. به این ترتیب نمی توان تضمین کرد که در صورت مثبت بودن پاسخ، حتما تخمک گذاری انجام خواهد شد؛ در واقع میزان هورمون LH می تواند با یا بدون آزاد شدن تخمک، افزایش پیدا کند. همچنین ممکن است افزایش میزان این هورمون به صورت کاذب نیز اتفاق بیفتد، که دوباره سطح آن کاهش یافته و پس از آن کمی مانده به تخمک گذاری مجددا افزایش پیدا می کند.
برای به دست آوردن حداکثر دقت، راهنما و دستورالعمل تست را به دقت مطالعه و پیگیری کنید. با این حال، اگر راهنمای تست به شما می گوید که اولین ادرار خود در طول روز را تست کنید، ممکن است بهتر باشد که دومین ادرار خود را تست کنید. ادرار شما در طول شب غلیظ می شود، که در نتیجه ممکن است نتیجه تست “مثبت” ولی “کاذب” باشد.
دوره شما از اولین روزی که پریود آغاز می شود، محاسبه می گردد. در صورتی که دوره شما ۲۸ روزه باشد، تست را از روز یازدهم آغاز کرده و به مدت ۶ روز ادامه دهید؛ یا تست را به تعداد روزهایی که شرکت تولید کننده دستگاه توصیه کرده است، ادامه دهید. در صورتی که دوره شما بین ۲۷ تا ۳۴ روز است، روز تخمک گذاری شما ممکن است بین روزهای سیزدهم تا بیستم باشد. تست را از روز یازهم آغاز کرده و تا روز بیستم ادامه دهید. در صورتی که دوره شما نامنظم است، ممکن است به این نتیجه برسید که استفاده از این تست نمی تواند آزمون مناسبی برای تشخیص زمان تخمک گذاری در شما باشد.
اگر بخواهم حامله شوم، چه زمانی برای آمیزش بهتر از سایر اوقات است؟
برای حامله شدن، زمان بندی دقیق بیشتر از هر چیز دیگری اهمیت دارد. اسپرم می تواند دو تا سه روز زنده بماند، اما تخمک فقط ۱۲ تا ۲۴ ساعت زنده خواهد ماند. برای افزایش احتمال حامله شدن، باید در حوالی زمان تخمک گذاری، بیشتر از یکبار آمیزش داشته باشید. همچنین نزدیکی یک تا دو روز پیش از تخمک گذاری و سپس انجام آمیزش مجدد در روز تخمک گذاری نیز مناسب است. در این حالت، احتمالا تعداد بیشتری از اسپرمهای سالم در لوله های فالوپ، آماده رها شدن تخمک خواهند بود.
البته، زمان دقیق رها شدن تخمک در خانمها، مشخص نیست و به طول دوره قاعدگی آنها بستگی دارد. تخمک گذاری در خانمها معمولا ۱۴ روز پیش از آغاز پریود بعدی انجام می شود. دقت کنید که این زمان، بر خلاف باور عموم، دقیقا در وسط دوره ماهیانه آنها قرار ندارد. اگر دوره شما ۲۸ روزه باشد (که متوسط سیکل قاعدگی در خانمها همین مدت است)، آنگاه می توان گفت که تخمک گذاری تقریبا در وسط دوره انجام می شود. اما اگر مثلا دوره شما ۳۵ روزه باشد، تخمک گذاری در روز بیست و یکم انجام خواهد شد، نه روز هفدهم که وسط دوره است.
چگونه می تواتم بفهمم که در حال تخمک گذاری هستم؟
برخی از خانمها متوجه تخمک گذاری می شوند و برخی دیگر، تغییر خاصی را مشاهده نمی کنند. اگر به فکر بارداری هستید، دوره ماهیانه خود را برای چند ماه متوالی زیر نظر بگیرید. برخی از نشانه های ظریف تخمک گذاری عبارتند از:
حساس شدن پستان ها
درد خفیف در ناحیه پایین شکم
افزایش ترشحات واژن و تبدیل شدن این ترشحات به ماده ای شبیه به سفیده تخم مرغ.
اندکی افزایش (در حدود ۰/۴ تا ۱ درجه) در دمای پایه بدن یا BBT: شما می توانید دمای بدن خود را هر روز صبح پیش از آنکه از رختخواب خارج شوید اندازه گیری کنید؛ این افزایش دما، دو روز پس از تخمک گذاری صورت می گیرد. در صورتی که نمودار دمای بدن خود را به مدت چند ماه ترسیم کنید، می توانید زمان تقریبی تخمک گذاری را پیش بینی کنید.
اگر پریودهای من منظم نباشند، حامله شدن برایم سخت تر خواهد بود؟
اکثر خانمها ۱۲ بار در سال پریود می شوند، اما برخی از آنها ممکن است کمتر پریود شده یا حتی اصلا پریود نشوند. استرس، تمرینهای سنگین ورزشی، افزایش یا کاهش شدید وزن و مواردی دیگر، از جمله عواملی هستند که می توانند بر پریود شما اثر بگذارند. هر چقدر پریود شما نامنظم تر باشد، تشخیص زمان دقیق تخمک گذاری مشکل تر می شود. در صورتی که زمان تخمک گذاری را در چند ماه متوالی زیر نظر بگیرید، می توانید چند روزی را که بیشترین احتمال حامله شدن وجود دارد، تشخیص دهید.
فرض کنید سه دوره متوالی شما به ترتیب ۲۸، ۲۱ و ۳۲ روزه باشد. سیکل قاعدگی خود را برای چند ماه متوالی در نظر گرفته و یادداشت نمایید. سپس عدد ۱۷ را از کوتاهترین دوره ماهیانه، و عدد ۱۱ را از طولانی ترین دوره ماهیانه کم کنید. تعداد روزهای مابین این دوعدد، روزهایی هستند که احتمال باردار شدن شما در آنها بیشتر از سایر روزها است. اگر دوره های شما نامنظم بوده و بیشتر از ۳۵ روز نیز طول می کشند، با یک متخصص مشورت نمایید تا علت این بی نظمی را مشخص کند. علت آن می تواند یکی از موارد زیر باشد: سندرم تخمدان پلی کیستیک یا PCOS یا به زبان ساده تر کسیت تخمدان، اختلال عملکرد تخمدان، اختلال تیروئید، کاهش وزن شدید، یا افزایش میزان پرولاکتین.
آیا ممکن است آمیزش را امتحان کنیم تا ببینیم حاملگی اتفاق می افتد یا نه؟
مسلما لازم نیست که هر روز دمای بدن خود را اندازه گیری کرده یا موارد متعددی را یادداشت کنید. حتی رسیدن به اوج لذت جنسی نیز برای حامله شدن لازم نیست. حداقل دو بار در هفته آمیزش داشته باشید، شاید شانس به کمک شما بیاید.
تستهای تشخیص حاملگی خانگی
چگونه باید از تستهای حاملگی خانگی استفاده کرد؟
تستهای حاملگی خانگی، وجود یکی از هورمونهای نشانگر حاملگی به نام “گونادوتروپین جفتی انسان” یا hCG را در ادرار نشان می دهد. این هورمون که توسط سلولهای جفت تولید می شود، ابتدا هنگامی که تخمکِ بارور شده، در رحم جای می گیرد (تقریبا شش روز پس از حامله شدن)، در جریان خون شما وارد می شود. سپس میزان هورمون hCG در طی هفته های بعدی در بدن به سرعت افزایش پیدا کرده و مقدار آن هر دو روز دو برابر می شود.
۱۴ روز پس از حاملگی (یعنی تقریبا همان زمانی که شما انتظار دارید پریود بعدی شروع شود)، برخی از تستهای حاملگی ممکن است بتوانند این هورمون را در ادرار شما تشخیص داده و نتیجه مثبت برای حاملگی را اعلام کنند. اما بر خلاف ادعاهای تهیه کنندگان آنها، این تستها غالبا آنقدر دقیق نیستند که بتوانند حاملگی را در این مرحله تشخیص دهند. در واقع، اگر یک هفته دیگر هم (پس از زمانی که انتظار داشته اید پریود بعدی آغاز شود) صبر کنید، می توانید امید داشته باشید که نتیجه دقیق تری از این تستها به دست آورید.
اگر در اولین روزی که انتظار پریود شدن را داشته اید اما پریود نشده اید از این تستها استفاده کنید، نتیجه تا چه حد دقیق خواهد بود؟
اکثر این تستها ادعا می کنند که بیش از ۹۹% دقت دارند، یعنی به طور ضمنی بیان می کنند که شما همین که زمان پریود بعدی تان فرا رسید اما پریود نشدید، می توانید از این تستها استفاده کنید؛ اما تحقیقات نشان داده است که این ادعاها چندان هم صحیح نیستند. واقعیت این است که میزان hCG در ادرار در روزهای پس از لقاح، در افراد مختلف متفاوت است.
ممکن است از انواع تست های موجود در بازار، یک یا تعداد کمی از آنها به اندازه کافی دقیق باشد که بتواند در اولین روز از پریود بعدی، سطح هورمون hCG را تشخیص داده و نتیجه مثبت بدهد. در واقع علت اصلی این است که حساسیت برخی از این تستها بقدری نیست که بتواند به آن مقداری از این هورمون که در ادرار خانمهای حامله در اولین روز از پریود بعدی شان وجود دارد، واکنش نشان دهد.
اکثر این تستها در روز اول از موعد پریود بعدی، تنها قادرند ۱۶% از حاملگی ها را تشخیص دهند؛ هر چند یک هفته بعد از موعد پریود بعدی، اکثر این تستها می توانند نتیجه مثبت حاملگی را ارائه دهند.
پس چگونه این تستها می توانند ادعای دقت در همان روزهای اول باردار شدن را داشته باشند؟
در واقع آنها چنین ادعایی ندارند. آنها صرفا ادعا می کنند که در مجموع “بیش از ۹۹% دقت دارند”، سپس به طور جداگانه می گویند که می توانید در اولین روز از موعد پریود بعدی، از این تستها استفاده کنید. در صورتی که تهیه کنندگان یک تست بخواهند از برچسب “دقت بیش از ۹۹%” بر روی تست حاملگی خانگی خود استفاده کنند باید نشان دهند که نتیجه این تست در آزمایشگاه، مشابه با نتیجه سایر تستهای موجود یا حتی بهتر از آنها است.
از آنجا که تستهای موجود دقیق تر از تستهای قدیمی هستند، تعجبی ندارد که بتوانند به این ادعاهای خود جامه عمل بپوشانند؛ اما توجه داشته باشید که این تستها ممکن است نتوانند حاملگی را در اولین روز از موعد پریود بعدی تشخیص دهند در حالیکه با گذشت زمان این امکان وجود دارد.
چگونه می توانم تشخیص دهم که کدام تستها بهتر و دقیق تر هستند؟
به سادگی نمی توان به این سوال پاسخ داد. هر روزه محصولات جدیدی به بازار می آیند و تستهای فعلی نیز پیشرفته تر می شوند.
به همراه برخی از این تستها، اطلاعاتی نیز در مورد میزان “حساسیت” و “دقت” تست ارائه شده است. میزان حساسیت تست بدین صورت ارائه می شود: حداقل میزان غلظت hCG (بر حسب میلی واحد در یک میلی لیتر از ادرار) که تست قادر به تشخیص دادن آن است. به عنوان مثال، تست حاملگی که ادعا می کند می تواند میزان ۲۰ mIU/ml از hCG را تشخیص دهد، باید دقیق تر از تستی باشد که می گوید می تواند میزان ۵۰ mIU/ml را تشخیص دهد.
متأسفانه باید گفت که نمی توان به این اطلاعات چندان اعتماد کرد، زیرا انواع مختلفی از hCG وجود دارد و این اعداد لزوما بیانگر توانایی تشخیص نوعی از hCG نیست که در اوائل بارداری در ادرار دیده می شود.
چگونه می توانم از تست حاملگی خانگی استفاده کنم؟
ابتدا تاریخ انقضاء محصول را نگاه کنید، خصوصا اگر مدتی از خرید آن گذشته است، تا مطمئن شوید که هنوز می توانید از آن استفاده کنید. اگر محصول را در محل مرطوب یا گرم مانند حمام نگهداری کرده باشید، ممکن است فاسد شده و دیگر امکان استفاده از آن وجود نداشته باشد؛ پس بهتر است آن را دور بیندازید و یک تست جدید بخرید. هنگامی که می خواهید از تست استفاده کنید، دستورالعمل نحوه استفاده از آن را به دقت مطالعه کنید، زیرا نحوه استفاده از محصولات مختلف ممکن است متفاوت باشد. در اکثر این قبیل از تستها باید نمونه ادرار خود را در یک ظرف بریزید و سپس نوار کاغذی مخصوص را در آن فرو کنید.
ممکن است در برخی دیگر با استفاده از قطره چکانی که در کنار محصول به شما داده شده است، چند قطره از آن را در سوراخی که روی دستگاه تعبیه شده است، بریزید. در برخی دیگر از تستها می توانید مستقیما روی کاغذ مخصوص ادرار کنید. در بعضی هم می توانید از هر کدام از دو روش که مایل هستید استفاده کنید.
همچنین نحوه نمایش نتیجه نیز در این تستها متفاوت است: برخی از آنها نوارهای باریک صورتی یا آبی رنگ را بر روی کاغذ تست نمایش می دهند، اما برخی دیگر ممکن است علامت مثبت یا منفی را بر روی یک پنجره نمایش دهند. در اکثر این تستها، یک نشانگر کنترل نیز وجود دارد که نشان می دهد آیا نتیجه تست معتبر است یا نه. اگر این نشانگر تغییر رنگ ندهد بیانگر آن است که نتیجه تست معتبر نیست.
شاید به علت فاسد شدن یا دلایلی از این قبیل باشد و ممکن است نتیجه بارداری به دست آمده از آن واقعا اشتباه باشد. در صورتی که چنین اتفاقی افتاد، می توانید با فروشنده کالا تماس گرفته و بخواهید که یک تست جدید برایتان بفرستند، هر چند ممکن است رسیدن این تست جدید مدتی طول بکشد و شما نتوانید به سرعت از آن استفاده کنید.
اکثر تستها عنوان می کنند که نتیجه تست ظرف ۵ دقیقه مشخص می شود، هرچند که ممکن است برای گرفتن نتیجه مثبت مجبور باشید تا ۱۰ دقیقه نیز صبر کنید.
آیا ممکن است نتیجه تست منفی باشد، اما باردار باشید (یعنی نتیجه منفی کاذب به دست بیاید)؟
در صورتی که نتیجه تست منفی باشد و در صورتی که هنوز پریود نشده اید، چند روز یا یک هفته دیگر صبر کرده و مجددا از تست استفاده کنید. شاید تخمک گذاری دیرتر از زمانی که تصور می کرده اید انجام شده باشد و در نتیجه هنوز برای انجام تست حاملگی بسیار زود باشد.
برای به دست آوردن بهترین نتیجه باید از اولین ادرار خود در صبح استفاده کنید، زیرا ادرار در آن زمان بیشترین غلظت را دارد.
توجه داشته باشید که نتیجه منفی لزوما به معنای حامله نبودن نیست. در صورتی که در موعد مقرر پریود نشدید، ممکن است حامله شده باشید؛ پس بهتر است از مصرف دارو و سایر کارهایی که در دوران حاملگی خطرناک است خودداری کنید. در صورتی که تا یک هفته بعد پریود نشدید و نتیجه تست هم هنوز منفی بود، بهتر است به ملاقات پزشک خود بروید تا علت این امر مشخص شود.
آیا ممکن است نتیجه تست مثبت باشد، اما باردار نباشید (یعنی نتیجه مثبت کاذب به دست بیاید)؟
بله؛ نتیجه مثبت کاذب هم ممکن است مشاهده شود و این یعنی نتیجه تست مثبت باشد، اما شما حامله نباشید.
در صورتی که شما نتیجه مثبت زودهنگام از تست بگیرید و کمی بعد هم پریود شوید، ممکن است دچار عارضه “حاملگی شیمیایی” شده باشید. این بدان معناست که یک تخمک بارور شده به رحم منتقل شده و سپس به اندازه ای رشد کرده است که هورمون hCG تولید کند؛ اما پس از آن، رشد تخمک بنا به دلایلی متوقف شده است. این اتفاق برای ۲۰ تا ۵۰ درصد از تخمکهای بارورشده می افتد، که دلیل آن ممکن است غیرطبیعی یا ناسالم بودن تخمک یا عدم توانایی آن برای رشد و تبدیل شدن به جنین، باشد.
در این حالت، شما دوباره پریود خواهید شد، هرچند این دوره پریود ممکن است کمی دیرتر شروع شده و خونریزی شما نیز بیشتر از حد معمول باشد. در گذشته که تستهای حاملگی به اندازه امروز دقیق نبودند، این حاملگیهای شیمیایی هیچ وقت تشخیص داده نمی شدند. به همین دلیل، برخی از متخصصان بر این باورند که بهتر است تا یک هفته پس از موعد مقرر پریود بعدی خود نیز صبر کنید و سپس تست حاملگی را انجام دهید تا نتیجه دقیق تری به دست بیاورید.
توجه داشته باشید که در “بارداری خارج رحمی” (یعنی زمانی که تخمک بارور شده در جایی غیر از دیواره رحم قرار گرفته باشد)، ممکن است نتیجه مثبت یا منفی از تستهای حاملگی به دست بیاید. در صورتی که درد در ناحیه شکم یا خونریزی غیرطبیعی مشاهده کرده اید (صرف نظر از نتیجه تست حاملگی)، با پزشک خود تماس بگیرید.
تستهای حاملگی خانگی با تستهایی که در مطب پزشکان یا ماماها انجام می شود، چه تفاوتی دارند؟
در برخی از کلینیکها، دقیقا از همان تستهای خانگی استفاده می شود. پزشکان و ماماها، زمانی که می خواهند مقدار دقیق hCG در خون شما یا تغییرات مقدار آن در طول زمان را بدانند، مثلا زمانی که به سقط جنین مشکوک باشند، از آزمایش خون بارداری استفاده می کنند. در این آزمایش تنها به یک جواب مثبت یا منفی اکتفا نمی شود و مقدار دقیق نوعی از hCG بنام “بتا” در خون اندازه گیری می شود.
تست حاملگی خانگی را از کجا می توانم خریداری کنم؟
شما می توانید این تستها را از اکثر داروخانه ها تهیه نمایید، و برای خریداری آنها به نسخه پزشک نیاز نخواهید داشت. اما دقت کنید که در برخی بسته ها ممکن است بیشتر از یک تست وجود داشته باشد که اگر آنها را بخرید، معامله بهتری انجام داده اید!
چه مدت طول می کشد تا حامله شوم؟
تعیین اینکه چه مدت طول می کشد تا یک نفر باردار شود، دشوار است. عواملی مانند سن، سلامت عمومی و سلامت دستگاه تناسلی، زمان آمیزش و لقاح، همگی بر احتمال حامله شدن شما تاثیر می گذارند..
با این حال، آمارهای کلی زیر می تواند تا حدودی بیانگر مدت زمان لازم برای حامله شدن باشد. زوجهای طبیعی و سالم در هر دوره یک ماهه، ۲۵% احتمال باردار شدن دارند؛ که اگر یک دوره یکساله را برای آنها در نظر بگیرید، شانس حامله شدن آنها (در طول دوازده ماه) بین ۷۵ تا ۸۵ درصد می شود. با این حال، این مدت ممکن است برای برخی از زوجهای کاملا سالم و طبیعی، بیشتر از یکسال نیز طول بکشد.
شما می توانید با تعیین زمان دقیق تخمک گذاری، همچنین با افزایش آگاهی خود در مورد تغییرات هورمونی و فیزیکی که در هر ماه در بدن شما رخ می دهد، احتمال حامله شدن خود را افزایش دهید.
۱۰ نشانه اصلی که بیانگر بارداری احتمالی است.
آیا حامله شده اید؟ به احتمال زیاد تا موعد اولین پریود بعدی یا حتی یکی دو هفته بعد از آن، نشانه خاصی را مشاهده نخواهید کرد.
در صورتی که در چند ماه اخیر وضعیت قاعدگی خود را به دقت زیر نظر نداشته اید، یا اگر پریود شما نامنظم بوده و هر ماه تغییر می کرده است، ممکن است نتوانید موعد دقیق قاعدگی بعدی خود را مشخص نمایید. اما اگر برخی از نشانه های زیر در شما ظاهر شدند و تا مدتی هم پریود نشدید، ممکن است باردار شده باشید. دقت کنید که همه خانمهای حامله این نشانه ها را مشاهده نخواهند کرد. در این حالت می توانید از تستهای حاملگی خانگی استفاده کنید تا مطمئن شوید!
توجه کنید که این نشانه ها به ترتیب عکس اهمیت چیده شده اند و شماره ۱۰ کم اهمیت ترین و شماره ۱ مهمترین علامت هستند.
۱۰- تورم و حساسیت در پستانه
یکی از نشانه های اولیه حاملگی، حساس و دردناک شدن پستانها به علت افزایش سطح هورمونها است. درد پستانها ممکن است شبیه به درد آنها در هنگام پریود، یا کمی شدیدتر باشد. این عارضه پس از سه ماهه اول حاملگی و با عادت کردن بدن به تغییرات هورمونی، تا حد زیادی از بین می رود.
۹- خستگی
ناگهان احساس خستگی می کنید؟ یا نه، احساس کوفتگی و ضعف عمومی شدید دارید؟ هیچ کس به درستی نمی داند که علت بروز این خستگی های ناگهانی در اوائل حاملگی چیست، اما احتمالا افزایش ناگهانی سطح هورمون پروژسترون می تواند یکی از عوامل بروز خواب آلودگی باشد.
با ورود به سه ماهه دوم حاملگی احتمالا سرحال تر شده و احساس انرژی بیشتری خواهید کرد، اما احساس ضعف و خستگی در اواخر دوران حاملگی دوباره باز خواهد گشت، زیرا در آن دوران وزن نسبتا زیادتری را باید حمل کرده و همچنین به علل مختلف ممکن است خواب کافی نداشته باشید.
۸- خونریزی ناشی از لانه گزینی
برخی از خانمها در حدود روزهای یازدهم یا دوازدهم پس از باردار شدن (یعنی تقریبا همزمان با زمان پریود بعدی)، مقدار کمی خونریزی یا لکه بینی مشاهده می کنند. این خونریزی ممکن است ناشی از ورود تخمکِ بارور شده به بافت پر خونِ رحم شما باشد، اما کسی دلیل قطعی آن را نمی داند. حرکت تخم لقاح یافته به سمت رحم، ۶ روز پس از بارور شدن آغاز می شود و هنگامی که می خواهد در دیواره رحم، محلی را برای استقرار خود برگزیند، مختصر خونریزی اتفاق می افتد.
این خونریزی بسیار کم و اغلب به صورت لکه های قرمز یا قهوه ای مایل به قرمز خواهد بود و تنها یک یا دو روز طول خواهد کشید. در صورت مشاهده خونریزی یا لکه بینی، خصوصا اگر همراه با درد باشد، پزشک خود را در جریان بگذارید؛ زیرا این موارد ممکن است نشانه های حاملگی خارج رحمی باشند.
۷- تهوع یا استفراغ
در اکثر خانمها، تهوع صبحگاهی تا حدودا یک ماه پس از باردار شدن رخ نمی دهد. حتی برخی از خانمها آنقدر خوش شانس هستند که هیچ گاه این عارضه را تجربه نمی کنند. اما احساس تهوع در تعدادی از خانمهای حامله، بسیار زودتر آغاز می شود؛ همچنین این تهوع ممکن است فقط در صبحگاه رخ ندهد. عارضه ویار بارداری ممکن است صبح، ظهر یا حتی شب هنگام بروز کند.
تقریبا نیمی از خانمهایی که به این عارضه دچار می شوند، با آغاز سه ماهه دوم حاملگی، به کلی بهبود پیدا می کنند. شدت این عارضه در بقیه خانمها نیز غالبا در ماه چهارم یا پنجم حاملگی کاهش می یابد.
۶- افزایش حساسیت نسبت به بوه
اگر در اوائل دوران حاملگی به سر می برید، ممکن است احساس خوشایندی نسبت به برخی بوها، مثلا بوی ساندویچ یا حتی یک فنجان قهوه نداشته باشید؛ و حتی ممکن است برخی بوهای خاص موجب بروز حالت تهوع در شما شوند. این امر ممکن است ناشی از افزایش سریع میزان هورمون استروژن در بدن شما باشد، اما این صرفا یک احتمال است و کسی از علت قطعی آن خبر ندارد. همچنین ممکن است مشاهده کنید برخی از غذاهایی که قبلا بسیار دوست داشته اید، اکنون حال شما را به هم می زنند؛ این هم کاملا طبیعی است!
۵- نفخ شکم
تغییرات هورمونی در اوائل حاملگی ممکن است موجب بروز حالت نفخ در شما بشوند؛ که این حالت مشابه با همان وضعیتی است که برخی از خانمها پیش از آغاز پریود ماهانه خود تجربه می کنند. به همین دلیل، حتی در اوائل حاملگی که رحم شما هنوز هم بسیار کوچک است، ممکن است احساس کنید که اندازه دور کمر لباسها برای شما کوچک شده است!
۴- تکرر ادرار
اندکی پس از باردار شدن، ممکن است احساس کنید که به طور مرتب نیاز به ادرار کردن دارید. چرا؟ علت عمده این مطلب آن است که در دوران حاملگی، حجم خون و مایعات در بدن شما افزایش پیدا می کند، که در نتیجه حجم بیشتری از مایعات به کلیه ها و در نتیجه مثانه شما وارد می شود.
این عارضه ممکن است از هفته ششم حاملگی آغاز شده و در طول دوران حاملگی ادامه پیدا کرده یا حتی وخیم تر شود، البته رحم در حال رشد شما نیز فشار بیشتری بر مثانه وارد خواهد کرد.
۳- تاخیر پریود
اگر پریود شما معمولا منظم بوده اما این بار به موقع شروع نشده است، می توانید پیش از آنکه سایر نشانه های فوق را مشاهده کنید، از تست حاملگی استفاده نمایید. اما اگر قاعدگی شما منظم نبوده یا اینکه زمان پریودهای قبلی خود را یادداشت نکرده اید، تهوع، حساسیت پستانها یا افزایش دفعات استفاده از دستشویی می توانند نشانه های حاملگی باشند.
۲- دمای پایه بدن شما بالا مانده است
اگر دمای پایه بدن خود را یادداشت می کرده اید و اکنون مشاهده می کنید که این دما به مدت ۱۸ روز در مقدار بالاتر از معمول باقی مانده است، احتمالا حامله شده اید.
و نهایتا:
۱- تست حاملگی خانگی که نتیجه مثبت بدهد
علی رغم تبلیغاتی که روی جعبه های این تستها دیده می شود، اکثر آنها تنها یک هفته پس از موعد پریود بعدی می توانند حاملگی را تشخیص دهند. پس اگر زودتر از این موعد از این تستها استفاده کرده و نتیجه منفی گرفتید، بهتر است چند روز بعد دوباره تست را تکرار نمایید. البته اگر هنوز پریود نشده باشید!
پس از اینکه یکی از این تستها نتیجه مثبت داد، با پزشک خود قرار ملاقات بگذارید. هنوز هم قطعی ترین روش اثبات بارداری، حداقل در ایران، انجام آزمایش خون و اندازه گیری -hCGβ است. شاید هم پزشک شما ترجیح دهد برای پیگیری های آینده، از حالا مقدار آنرا اندازه گیری کند.
پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه کالیفرنیا در تحقیقات خود بر روی موش ها دریافته اند که پیوند سلول های بنیادی مادر به جنین وی با اجتناب از رد سیستم ایمنی بدن، باعث افزایش سلول های سالم در مغز استخوان جنین می شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، اگر این آزمایش ها در انسان نیز جواب بدهد، پیوند سلول های بنیادی از مادر به جنین می تواند جنین را پس از تولد برای پذیرش پیوند مغزاستخوان از مادر خود یا یک اهدا کننده با مشخصات بافت مطابق با مادرش آماده کند.
بیماری هایی مانند کم خونی داسی شکل و تالاسمی بتا در نتیجه سلول های غیر عادی سلول های گلبول قرمز خون به وجود آمده و می توان آنها را با پیوند مغز استخوان درمان کرد؛ اما پیدا کردن مغز استخوان مشابه همیشه ممکن نیست و حتی در صورت پیدا کردن بافت مشابه، فرد گیرنده باید تا آخر عمر از داروهای سرکوب گر سیستم ایمنی استفاده کند.
دانشمندان این نظریه را بنیان گذاشته اند که پیوند سلول های بنیادی به جنین در رحم می تواند به حل این مشکلات کمک کند. آنها گمان می کنند که ممکن است سیستم ایمنی نارس جنین فریب این سلول های تازه وارد را خورده و آنها را به عنوان سلول های خود شناسایی کند.
این تحقیقات در حیوانات موفق بوده اما آزمایشات اولیه در انسان با شکست جدی روبرو شد. سلول های فرد اهدا کننده رد شده و قبل از اینکه جنین آنها را جذب کند مردند. هنوز هیچ توضیحی برای این مساله وجود ندارد.
به نظر می رسد که مقصر اصلی در این میان مادر باشد. دانشمندان دریافتند که زمانی که تزریق سلول های بنیادی خون سازی که با مادر یا جنین مطابقت نداشت انجام می گرفت، با هجوم سلول های سیستم ایمنی مادر به جنین مواجه می شد.
محققین در رشته نورولوژی در کشور انگلیس با هدف یافتن راهی برای درمان نقص حافظه در بیماران مبتلا به آلزایمر موفق شدند یک ماده شیمیایی را در مغز کشف کنند که با توانایی ذاتی مغز در یادگیری و حافظه ارتباط دارد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، نتایج این تحقیقات نشان می دهد که یک انتقال دهنده عصبی موجب افزایش یادگیری و حافظه می شود. و این کشف محققان دانشگاه بریستول می تواند در معالجه افراد آسیب دیده از آلزایمر کاربرد داشته باشد.
در حال حاضر تنها درمان موثر برای علائم کاهش شناختی در آلزایمر استفاده از داروهایی است که ترشح ماده “استیل کولین” را افزایش داده و موجب بهبود تواناییهای حافظه بیمار می شود.
استیل کولین در مدت یادگیری در مغز ترشح می شود و برای تهیه و جمع آوری خاطرات جدید نقش کلیدی ایفا می کند.
نقش این ماده در افزایش فعالیت گیرنده هایی به نام NMDA است. این گیرنده ها پروتئینهایی هستند که شدت اتصال میان نورونها را کنترل می کنند.
این نورولوژیستها مکانیزیمی را کشف کردند که استیل کولین از طریق آن عملکرد گیرنده های NMDA را سازماندهی می کند.
در این مکانیزم، استیل کولین مانع فعالیت پروتئینهای دیگری به نام به نام “کانالهای SK” می شود. این کانالها به طور طبیعی فعالیتهای گیرنده های خود را کاهش می دهند.
کشف عملکرد کانالهای “SK” اطلاعات جدیدی را درباره مکانیزمهایی ارائه می کند که بر تواناییهای شناختی نظارت دارند. همچنین می تواند راه جدیدی در توسعه داروهایی که توانایی متوقف کردن فعالیت این کانالها را دارند ارائه کند.
جک ملور سرپرست این تیم تحقیقاتی در این خصوص اظهار داشت: “از دیدگاه درمانی، نتایج این تحقیقات نشان می دهد بعضی از داروهایی که بر روی گیرنده های ویژه استیل کولین اثر می گذارند می توانند فواید بسیاری در درمان اختلالات شناختی داشته باشند.
ما نشان دادیم که چگونه با استفاده از اثرات استیل کولین بر روی گیرنده های خاص می توان اتصالات میان نورونها را تقویت کرد.
این کشف می تواند برای بیمارانی که از بیماریهای چون آلزایمر و اسکیزوفرنی رنج می برند بسیار مفید باشد.
نتایج این تحقیقات در مجله علمی نورون منتشر شده است .
پژوهشگران می گویند نتایج یک مطالعه حاکی از وجود خانواده ای از ویروس های موش در برخی افراد مبتلا به سندرم خستگی مزمن است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ساینس دیلی ، دکتر ‘هاروی آلتر’ از ‘موسسه های ملی بهداشت’ آمریکا تاکید کرد: این کشف موجب طرح سوال های بیشتری در مورد نقش عفونت بروز این سندرم شده است. با این وجود این مطالعه ثابت نمی کند که آلودگی به هر یک از این ویروس ها به سلامتی آسیب می رساند.
با این حال این مطالعه تردیدهایی را در این زمینه ایجاد کرده است. از طرف دیگر مطالعات دولتی در دست انجام است که مشخص می کند آیا این ارتباط واقعی است یا خیر.
در همین حال، گروهی از دانشمندان فرانسوی و کانادایی اعلام کردند: زمان آن فرا رسیده که تحقیق کنیم آیا داروهای ضد ویروسی مانند آنهایی که برای درمان ‘اچ.آی.وی’ استفاده می شود می تواند دست کم برخی افراد مبتلا به خستگی مزمن را درمان کند یا خیر.
این ارتباط ویروسی برای اولین بار پاییز گذشته مطرح شد؛ زمانی که محققان موسسه ‘نوادا’ در خون دو سوم از ۱۰۱ بیمار مورد مطالعه خود که به خستگی مزمن مبتلا بودند، یک نوع خاص ویروس به نام XMRV را کشف کردند.
اما چند مطالعه دیگر از جمله مطالعه ‘مراکز کنترل و پیشگیری بیماری’ نتوانستند وجود ویروسXMRV را در بیماران کشف کنند.
این بار دانشمندان ‘موسسه ملی بهداشت’ و ‘اداره نظارت بر غذا و داروی آمریکا’، خون ۳۷ بیمار مبتلا به خستگی مزمن را مطالعه کردند و دوباره ویروس XMRV را پیدا نکردند، اما در عوض در ۸۶ درصد از این موارد گروهی از میکروب های مرتبط به نام ویروس های مرتبط با MLV را کشف کردند.
در مقابل آزمایش خون ۴۴ فرد اهدا کننده سالم نشان داد که تقریبا در هفت درصد موارد شواهدی از این ویروس ها وجود دارد.
علایم سندرم خستگی مزمن ، شامل اختلال حافظه و دستکم شش ماه خستگی شدید است. اما هیچ آزمایش و درمان مشخصی برای این سندرم وجود ندارد.
ویروس MLV موجب ابتلا به برخی سرطان ها در موش ها می شود و ویروس XMRV در برخی موارد تومورهای پروستات در بیماران انسانی مشاهده شده است.
هیچ کس نمی داند که افراد چگونه به خستگی مزمن مبتلا می شوند، اما آلتر گفت: یک مطالعه بزرگ به منظور بررسی وجود شواهدی از انتقال این بیماری از طریق خون در دست انجام است.
این مطالعه در گزارش های آکادمی ملی علوم منتشر شده است.
پژوهشگران علوم پزشکی میگویند نوعی مولکول که در پیشرفت سرطان پوست دخیل است میتواند در آزمایشهای تشخیص بیماری و پیشگیری از آن به عنوان نوعی درمان جدید به کار گرفته شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاری فرانسه ، به دلیل افزایش میزان ابتلا به سرطان پوست در سراسر جهان اکثر متخصصان توصیه میکنند خود را از اشعههای مضر آفتاب دور نگه داریم.
ملانومهای پوستی عامل ۴ درصد از سرطان پوست و ۸۰ درصد مرگهای وابسته به سرطان پوست است زیرا خیلی سریع به مراحل حاد میرسند. گروهی از محققان موسسه فرانسوی Curie-Inesrm موفق به شناسایی نوعی مکانیسم مولکولی شدهاند که میتواند جلوی پیشرفت سرطان پوست را بگیرد.
آزمایشهای انجام شده روی موشها نشان دادGLI2 به طور مستقیم در از بین رفتن سنتز مولکولی نقش داشته و پروتئین GLI2 زمینه را برای هجوم سلولهای بدخیم سرطانی فراهم میآورد هر چه تومورها تهاجمی و وخیمتر شوند میزان این پروتئین افزایش مییابد. استفاده از پروتئین GLI2 به عنوان نشانگان پیشرفت بیماری میتواند در درمانها مورد استفاده قرار بگیرد.
ملانومهای پوستی عامل ۴ درصد از سرطان پوست و ۸۰ درصد مرگهای وابسته به سرطان پوست است زیرا خیلی سریع به مراحل حاد میرسند.
گروهی از محققان موسسه فرانسوی Curie-Inesrm موفق به شناسایی نوعی مکانیسم مولکولی شدهاند که میتواند جلوی پیشرفت سرطان پوست را بگیرد.
نتایج این تحقیق نشان می دهد وقتی فردی در معرض اشعههای ماورایبنفش خورشید قرار میگیرد سلولهای پوستی تلاش میکنند آسیبهای وارده را جبران کنند اما وقتی مواجهه با اشعهها زیاد و به طور مرتب باشد پوست قادر به بهبود آسیبهای وارده نبوده و آسیبهای وارده به DNA زمینه را برای ابتلا به سرطان پوست فراهم میآورد.
محققان متوجه شدهاند نوعی پروتئین که عامل نسخهبرداری (GLI2) در روند پیشرفت ملانوم است نقشی اساسی در این میان بازی میکند.
آزمایشهای انجام شده روی موشها نشان دادGLI2 به طور مستقیم در از بین رفتن سنتز مولکولی نقش داشته و پروتئین GLI2 زمینه را برای هجوم سلولهای بدخیم سرطانی فراهم میآورد هر چه تومورها تهاجمی و وخیمتر شوند میزان این پروتئین افزایش مییابد.
استفاده از پروتئین GLI2 به عنوان نشانگان پیشرفت بیماری میتواند در درمانها مورد استفاده قرار بگیرد. در سال ۲۰۱۰، ۸۲۵۵ مورد جدید سرطان پوست در فرانسه گزارش شده که ۵۳ درصد افراد مبتلا را خانمها تشکیل میدادند.
نتایج این تحقیق در مجله National Cancer Institute منتشر شده است .
پژوهشگران علوم پزشکی در دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا در طی یک کشف غیر منتظره مشاهده کردند که در کنار یک آسیب دیدگی شدید سلولهای عصبی یک پروتئین کلیدی قادر به بازسازی این سلولها است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، دکتر ملیسا رولز استادیار بیوشیمی و میکروبیولوژی در پن استیت در ژورنال کورنت بیولوژی اظهار کرد: محققان امیدوارند که کشفشان به رفتارهای جدیدی در زمینه بیماریهاو آسیب دیدگیهای عصبی کمک کند.
پس از بررسیهای رولز و همکارانش در یک بیانیه مطبوعاتی اظهار کردند که پس از بررسی شاخه های متعدد سلولهای عصبی به شباهت بسیار کم آنها با آکسون ها دست یافتند.
نورونها شبیه سلولهای دیگر در یک غشای سلولی احاطه شده اند که شامل هسته، سیتوپلاسم، میتوکندری و سایر اندامکها هستند و آنها پروتئین و انرژی می سازند.
اما آنها در چگونگی برقراری ارتباط متفاوت می باشند و ساختار آنها به گونه ای است که یک سیگنال مشخصی را برای بدن می فرستد و پس از پایان عمر آنها سلولهای جدید جایگزین آنها می شوند.
برای برقراری ارتباط، نورونها از دونوع خاص اسلحه که شاخه های سلولهای عصبی و آکسون ها که پروژه را در جهت مخالف سلولهای بدن هدایت می کند استفاده می کنند.
آکسونها اطلاعات را به دور از سلولهای بدن ،به سطوح صاف می برد و عمدتا فقط یک آکسون در هر سلول وجود دارد.
آنها می توانند کوتاه و یا بلند باشند و یا شاخه ای باشند که شاخه ها تمایل دارند در نقاط دور از بدن باشند.
برخلاف آکسون ها که شکل بزرگ دارند و با نرم افزار قابل تشخیص است،شاخه های سلولهای عصبی بسیار عمیق و غیر قابل تشخیص هستند.
برای حل این مشکل او و تیمش از یک موجود ساده بنام مگس میوه که سلولهای عصبیش بسیار شبیه انسان است استفاده کردند.
هرچند که بین آکسون و سلولهای عصبی تفاوت وجود دارد اما شباهتشان به این است که هردو حاوی میکروتیوبلس هستند که در امتداد طول خود کارهای مختلفی نظیر حمل و نقل مواد خام به مناطق دور از سلول و تعیین شکل سلول انجام می دهند.
میکروتیوبلس ها ی توصیفی رولز بعنوان “بزرگراه” ویژگی جالبی دارند که در عین حال که استوانه شکل هستند ولی متقارن نمی باشند.و این زمانی جالبتر می شود که آکسون ها در نقاط میکروتیوبلس ها در یک مسیر متفاوت به شاخه های سلولهای عصبی می رسند.
ترکیبی از آمینو اسیدها – مصالح ساختمانی پروتئین ها – تازه ترین کشف در زمینه دستیابی به اکسیر حیات توصیف می شود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ، دانشمندان سه آمینو اسید را که در آب مخلوط شده بود به موش ها دادند. به گفته آنها این جوندگان به طور قابل توجهی بیش از دیگر موش هایی که از یک رژیم عادی برخوردار بودند عمر کردند.
این تحقیقات هنوز به روی انسان انجام نشده است.
سرپرست تحقیقات گفت تحقیقات بزرگی به روی انسان لازم است تا شواهدی قانع کننده در اختیار پزشکان بگذارد.
در آزمایش ها، به موش های نر میانسال و سالم، آب حاوی سه آمینو اسید لیوسین، ایسولیوسین و والین داده شد.
دکتر انزو نیسولی، از دانشگاه میلان و همکارانش، گفتند که این باعث شد طول عمر موش ها به طور متوسط ۱۲ درصد افزایش یابد.
آنها در مقاله خود که در نشریه “متابولیسم سلولی” منتشر شد نوشتند: “مطالعه ما دلیلی منطقی را برای تحقیقات عمیق درباره نقش آمینو اسیدها در کنترل و جلوگیری از اختلالات مربوط به پیری در انسان فراهم می کند.”
قبلا معلوم شده بود که این آمینو اسیدها – سه عدد از ۲۰ آمینو اسیدی که پروتئین ها را می سازند – عمر مخمرها را زیاد می کند.
با این حال نقش دقیق اینها در انسان نامعلوم است.
شرکت گرون تحت لیسانس سازمان غذا و داروی آمریکا(FDA) از نخستین نتایج موفقیت آمیز درمان نخستین بیمار با استفاده از سلولهای بنیادین جنینی خبرداد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، در حالیکه سلول های بنیادی جنینی تاکنون برای پژوهش و در آزمایشگاهها مورد استفاده قرار گرفته و کاربری کلینیکی در رابطه با ضایعات نخاعی نداشته است ، این شرکت آمریکایی پس از دریافت مجوز آزمایش بالینی برای استفاده از قدرت و توانایی درمانی این سلول ها در ضایعات نخاعی را آغاز نمود.
این مرکز اعلام کرد: میلیونها سلول بنیادین به بخشهای صدمه دیده نخاعی این بیمار که دچار صدمات جدی نخاعی شده تزریق شده است و تاکنون نتایج آزمایشات کلینیکی موفقیت آمیز بوده است.
این اقدام نخستین استفاده از سلولهای بنیادین جنینی برای درمان بیماری هاست.
“توماس اوکارما” مسئول این پروژه و رییس موسسه گرون می گوید: ما تحقیق بر روی سلول های بنیادین جنین انسان را از سال ۱۹۹۹ آغاز کرده ایم.
گرون تمامی مخارج این پروژه را از بودجه خود و بدون کمک دولت آمریکا تامین کرده است.
گفتنی است، دولت آمریکا استفاده از سلولهای بنیادین جنینی در آزمایشات را قانونی اعلام کرده است.
سلولهای بنیادین، سلول های اصلی بدن هستند که به سلول های خون و بافت ها تبدیل می شوند .
پژوهشگران امیدوارند که سلول های تزریق شده باعث تحریک رشد اعصاب آسیب دیده بیماران شوند بطوریکه آنها حساسیت های حسی و حتی قدرت راه رفتن خویش را مجددا کسب کنند.
آزمایشات بر روی حیوانات نیز نشان داده اند که سلول های تزریق شده به محل آسیب، رشد کرده و “فاکتورهای رشد”ی را تولید می کنند که قادرند بافت های آسیب دیده در اطراف خود را به سمت رشد تحریک کنند. این فاکتورهای رشد به عنوان “همه کاره های سلولی” قلمداد می شوند. پس از لقاح و رشد تخمک به “بلا ستوسیت”، در داخل آن توده ای از سلول های بنیادی جنینی به وجود می آیند.
بلاستوسیت به سلول های اولیه نطفه گفته می شود که طی ۴ تا ۷ روزه اول رشد از تخمک به رحم می روند و در آنجا ۷۰ تا ۱۰۰ سلول دارند. این سلول های بنیادی می توانند به هر نوع سلول بدن انسان رشد کنند.
تاکنون دانشمندان توانستند در آزمایشاتسلول های بنیادی را به سلول های قلب، کبد، خون و اعصاب تبدیل کنند، شرط این است که سلولهای بنیادی جنینی، فاکتورهای رشدی مناسب را دریافت کرده باشند.
بیماران باید برای حداقل یک ماه داروهای “مهارکننده سیستم ایمنی” دریافت کرده و یک سال تحت نظر پزشک باشند.
اولین آزمایش مبنی بر استفاده از سلول های بنیادی جنینی برای اهداف درمانی بیماران، امری جالب است. این آزمایشات نتیجه کارهای چندین ساله در گذشته است
دانشمندان دانشگاه کویینزلند در استرالیا به موفقیت مهمی در عرصه درمان سرطان سینه دست یافتند. آنان می گوییند با یک شیوه نوین می توان به درمان سرطان سینه کمک کرد .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققین دانشگاه کویینزلند کشف کرده اند میزان پروتئینی که کلسیم را به مناطق خاصی از سلول می برد، در بسیاری از افراد مبتلا به سرطان سینه بالاست.
دکتر ‘جرج مونتیت’ مجری این تحقیقات گفت: لفظ کلسیم برای بسیاری از مردم یادآور شیر؛ دندان و استخوان است، اما این عنصر، سیگنال مهمی است که به شدت توسط انتقال دهنده های خاصی کنترل می شود.
محققان اکنون دریافته اند که این انتقال دهنده ها می تواند در برخی انواع سرطان تغییر یابد.
به گفته آنها نتایج این تحقیقات به دانشمندان کمک خواهد کرد تا با استفاده از این تغییرات ، سرطان سینه را بطور موثرتری هدف قرار دهند.
ارائه اهداف دارویی جدید یک فرایند شش ساله بود که با همکاری با محققان بین المللی به انجام رسیده است.
محققان این پروژه می گویند در آینده می توان درمانهایی ارائه کرد که این پروتئین را هدف قرار دهد و می توان آن را در ترکیب با شیمی درمانی و پرتو درمانی برای درمان سرطان سینه و پیشگیری از گسترش آن بکار برد.
محققان بر این باورند در صورتی که میزان این انتقال دهنده کاهش داده شود می توان مانع از تکثیر سلول های سرطان شد.
به گفته آنها می توان نشان داد اگر فردی بتواند میزان این پروتئین را کاهش دهد می تواند رشد تومور سرطانی را متوقف سازد.
نتایج این تحقیقات در نشریه سلول منتشر شده است.