نجوم در قرآن
همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه میدارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمی دارد- آیه 41 سوره فاطر
بیگ بنگ و بیگ کرانچ
دانشمندان ناسا در یک پژوهش جدید با هدف بررسی یکی از بزرگترین معماهای نجومی تحت عنوان انرژی تاریک در نهایت به این نقطه رسیدند که گسترش و توسعه کائنات تا ابد ادامه خواهد یافت.
محققان این آژانس فضایی از تلسکوپ فضایی هابل استفاده کردند تا چیزی را توصیف کنند که معتقدند این انرژی را به وجود میاورد و این انرژی به نوبه خود کائنات را با سرعتی فزاینده پیش میبرد.
این انرژی مرموز که در سال 1998 کشف شد ماهیتی بود که اختر شناسان تاکنون از توصیف آن ناتوان بودند به جز اینکه یک انرژی نامرئی است که 72 درصد از کائنات را تشکیل میدهد.
به گزارش روزنامه تلگراف، البته 24 درصد این انرژی تاریک را ماده تاریک تشکیل میدهد که به نوبه خود اسرار آمیز است اما مطالعه بر روی آن به دلیل تاثیر جاذبهای اش به مراتب آسانتر است.
در این تحقیق گروه بین المللی از دانشمندان به این نتیجه رسیدند که انتشار انرژی تاریک یعنی در واقع رشد و گسترش کائنات هرگز متوقف نخواهد شد.
ستونهای حیات در سحابی عقاب, این ستونها از بیشتر از گاز هیدروژن تشکیل یافتهاند.
تصاویر گرفته شده از star nursery ها بوسیله نور آنها که از تلسکوپ هابل به زمین رسیده بازسازی شده و بطور مستقیم گرفته نشده است.و تعبیر قرآن در مورد نامرعی بودن کاملا درست هست چون بطور مستقیم کسی موفق به دیدن ستون های آفرینش نشده است.و مساله ی دوم این ستون ها از گاز هیدروژن تشکیل یافته که قابل روئیت نیست.و فقط تصویر خیالی از حجم اشغال شده توسط گاز هیدروژن را نمایش می دهد.
اشاره ی قرآن به حرکت منظومه ی شمسی
قرآن مجید در آیه 38 و 40 سوره یس می فرماید: وَ الشَّمْسُ تجَْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَالِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیم - لَا الشَّمْسُ یَنبَغِى لهََا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّیْلُ سَابِقُ النهََّارِ وَ کلٌُّ فىِ فَلَکٍ یَسْبَحُون: و خورشید (نیز برای آنها از نشانه های خدا است) که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است، این تقدیر خداوند قادر و دانا است – نه برای خورشید سزاواراست که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی می گیرد، و هر کدام از آنها در مسیر خود شناورند».
آنچه در عصر نزول قرآن و قرنها قبل و بعد از آن بر محافل علمی در مورد آسمان و زمین حاکم بود، نظریه هیات «بطلمیوس» بود که زمین را مرکز جهان می شمرد و ستارگان و خورشید را در دل فلکهایی بلورین میخکوب دانسته، و فلکها را در اطراف زمین در گردش می پنداشتند.
قرآن در آیات فوق، مطلبی کاملا برخلاف آن می گوید: اولا می گوید: خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است (یا خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است یا خورشید در قرارگاه خود در حرکت می باشد) نه اینکه خورشید به دور زمین، آن هم نه خودش، بلکه به دنبال فلک بلورینش در حرکت است.
ثانیا خورشید و ماه، هر کدام در مسیر خود شناورند.
بعد از فرو ریختن پایه های فرضیه « بطلمیوس » در پرتو کشفیات قرون اخیر، و آزاد شدن اجرام آسمانی، از قید و بند افلاک برونی، این نظریه قوت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی حرکت است و تمام منظومه شمسی پروانه وار به دور او می گردند.
در اینجا نیز خبری از حرکت خورشید، به سوی قرارگاه خاصی یا به دور خود نبود.
باز هم علم پیشرفت بیشتری کرد و مشاهدات نجومی که با استفاده از تلسکوپهای بسیار نیرومند صورت گرفت ثابت کرد حداقل خورشید دارای دو حرکت است: حرکت وضعی به دور خودش، و حرکت انتقالی به اتفاق تمام منظومه شمسی به سوی نقطه مشخصی از آسمان یا به تعبیر دیگر، به سوی ستاره « وگـا » که از ستارگان صورت فلکی « الجاثی علی رکبتیه » می باشد. صورت فلکی «الجاثی علی رکبتیه» به مجموعه ای از ستارگان گفته می شود که صورتی را در آسمان تشکیل می دهند شبیه کسی که بر سر زانو نشسته و آماده برخاستن است، و ستاره « وگا » جزء این مجموعه است که منظومه شمسی همراه خورشید به سوی آن در حرکت می باشد.
در یکی از دایرة المعارفها آمده است: خورشید علاوه بر حرکات ظاهری، حرکت واقعی دارد.
حرکت دورانی کهکشانی، خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد و سی هزار کیلومتر در ساعت در فضا می گرداند، اما در داخل کهکشان هم خورشید ثابت نیست، بلکه با سرعت قریب 72 هزار کیلومتر در ساعت بهجانب صورت فلکی «الجاثی» حرکت می کند و اینکه ما از این حرکت سریع خورشید در فضا بی خبریم، به سبب دوری اجرام فلکی است.
سپس می افزاید: خورشید به دور خود حرکت دورانی وضعی نیز دارد.(1)
تعبیر به" تدرک" و" سابق":
تعبیرات قرآن به اندازهاى حساب شده است که ریزهکاریها و دقتهاى آن قابل احصا نیست، در آیات فوق هنگامى که سخن از حرکت ظاهرى ماه و خورشید در مسیر ماهانه و سالیانه در میان است مىگوید:" براى خورشید سزاوار نیست که به پاى ماه برسد (چرا که ماه مسیر خود را در یک ماه طى مىکند و خورشید در یک سال، این تفاوت سرعت به اندازهاى است که تعبیر مىکند این هرگز به پاى او نمىرسد (لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ).
اما در مورد شب و روز چون با هم فاصله چندانى ندارند و دقیقا پشت سر هم قرار گرفتهاند مىگوید" شب از روز پیشى نمىگیرد" مىبینیم این دو تعبیر در اینجا بسیار حساب شده است. (2)
تعداد آسمان ها از دیدگاه قرآن كریم و دانشمندان
در آیات بسیاری با تعبیر سماوات، بر تعداد آسمانها و با واژه های سبع سماوات (فصلت/12)، سبع طرائق (مؤمنون/17) و سبعاً شدادا (نبأ/12) به هفتگانه بودن آنها تصریح شده است. بعضی عدد هفت را در این آیات كنایه از تعداد نامعین و تعداد آسمان ها را به شمار ستارگان می دانند. طنطاوی، با ذكر اجمالی از سیر تطور آرا درباره هفت آسمان و افلاك سبعه و ورود این نظریات به حوزه اندیشه اسلامی می گوید: دانشمندان مسلمان برآنند كه واژه «سبع» حصر را نمی رساند؛ زیرا عدد، مفهوم مخالف ندارد و نفی ما عدا نمی كند. وی، مقصود از هفت آسمان را منظومه شمسی می داند كه برای بشر كشف شده و شاید سیارات دیگری وجود داشته باشند كه به دور خورشید می چرخند و تاكنون كشف نشده اند؛ ولی بیشتر مفسران برآنند كه عدد هفت، حقیقی است نه كنایی؛ زیرا اگر كنایی بود نه بار در آیات گوناگون تكرار نمی شد؛ البته بشر تاكنون نتوانسته نظر نهایی و دقیقی را درباره هفت آسمان و طبقات آن ارائه دهد.
ملاصدرا، شمار آسمان ها را براساس قرآن، بیش از هفت عدد نمی داند و برآن است كه روش رصد و حس در فهم امور آسمانی ناقص است و هیچ كس جز پدیدآورنده اش بر آن احاطه ندارد؛ چنان كه خداوند می فرماید: «ما اشهدتهم خلق السموات والارض و لاخلق انفسهم»؛ من هرگز آنها (ابلیس و فرزندانش) را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین، و نه به هنگام آفرینش خودشان، حاضر نساختم! و من هیچ گاه گمراهكنندگان را دستیار خود قرار نمىدهم! (كهف/51). بنابراین باید به ظاهر قرآن بسنده كرد كه فقط بر وجود هفت آسمان و دو جسم عظیم به نام عرش و كرسی دلالت دارد. منجمان قدیم، گمان می كردند كه زمین مركز عالم است و حالت سكون دارد و پدیده ها و افلاك دیگر، درحال گردش به دور آن هستند. به نظر شیخ بهایی، و پیش از او بوعلی سینا جهان از سیزده كره به هم پیوسته تشكیل شده، نه فلك علوی و چهار عنصر سفلی كه پایین تر از همه، زمین است و در وسط عالم قرار دارند؛ سپس كره آب كه بر زمین احاطه تام ندارد. سوم كره هوا، چهارم كره ناری، سپس افلاك نه گانه، به ترتیب فلك قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری، زحل، فلك ثوابت و فلك اطلس یا فلك الافلاك كه چرخش روزانه همه افلاك به چرخش فلك الافلاك بسته است. همو، با بیان این كه مقصود از «سبع سماوات» در قرآن، افلاك منظومه شمسی است، دو فلك ثوابت و اطلس را همان كرسی و عرش در اصطلاح شرع می داند؛ ولی محی الدین، افزون به سیزده فلك، عرش و كرسی را به دو فلك دیگر دانسته.
هبه الدین شهرستانی، با رد نظریه قدما كه اساس آن هیئت بطلمیوس است، می گوید: منظور از ارضین سبع (زمین های هفت گانه) - چنان كه در دعاها آمده- هفت كره اطراف خورشید، یعنی زمین، زهره، عطارد، مریخ، مشتری، زحل و اورانوس هستند، و آسمان های هفت گانه، هوا یا بخارهایی اند كه هر یك از این كرات را احاطه كرده اند؛ پس هفت آسمان بر هفت زمین محیط است. برخی، آسمان ها را از نظر عنصرهای تشكیل دهنده آن، به هفت قسمت تقسیم كرده و برخی اسم خاصی را برای هر كدام از آسمان های هفتگانه ذكر كرده اند.
آنان برای نظر خود دلیلی بیان نكرده اند. برخی نیز با تقسیم عناصر موجود در جهان آفرینش و تعبیر عوالم از آن ها، آسمان های هفت گانه را به این عوالم تفسیر و ترتیب آن ها را چنین ذكر كرده اند: عالم جماد، نبات، حیوان، انسان، آسمان های محسوس مادی، موجودات برزخی، ملكوت و عالم عقل و جبروت. در هر حال، مهم، ملاحظه تعابیر قرآن است كه نه بار به آسمان های هفت گانه تصریح كرده و در دعاها نیز «هفت آسمان» فراوان آمده است و نمی توان به سادگی از كنار آن ها گذشت؛ بنابراین باید گفت: آسمان ها، فضای گسترده ای هستند كه یكی پشت دیگری، در فضای بی پایان قرار دارد و همه ستارگان و مجموعه های شمسی و كهكشان های مشهود، در متن نخستین و نزدیك ترین آسمان (سماء دنیا) جای گرفته اند؛ چنان كه در آیه 12 فصلت آمده است: «و زیّنّا السّماء الدّنیا بمصابیح»؛ در این هنگام آنها را بصورت هفت آسمان در دو روز آفرید، و در هر آسمانى كار آن (آسمان) را وحى (و مقرّر) فرمود، و آسمان پایین را با چراغهایى (ستارگان) زینت بخشیدیم، و (با شهابها از رخنه شیاطین) حفظ كردیم، این است تقدیر خداوند توانا و دانا.
با توجه به این آیه و آیه 6 صافات: «انّا زیّنّا السّماء الدّنیا بزینة الكواكب»؛ ما آسمان نزدیك (پایین) را با ستارگان آراستیم. آشكار می شود كه اجرام آسمانی قابل مشاهده، در آسمان اول جای دارند؛ پس باید شش آسمان دیگر وجود داشته باشد كه در دسترس بشر نیست. در قرآن از این شش آسمان، وصفی به میان نیامده، جز آن كه به صورت طبقاتی پشت سرهم قرار دارند. آیه 15 سوره نوح نیز قرار گرفتن هفت آسمان روی هم را تأیید می كند: «الم تروا كیف خلق الله سبع سموت طباقا»؛ آیا نمی دانید خداوند چگونه هفت آسمان را یكی بالای دیگری آفرید؟ برخی، رؤیت در آیه را به معنای علم دانسته و برآنند كه ذكر هفت آسمان در كلام نوح به صورت نشانه توحید، دلیل آن است كه مردم آن زمان از هفت آسمان آگاه بودند و انبیای گذشته نیز از آن یاد كرده اند.
علامه طباطبایی بر آن است كه از مجموع آیات مربوط به آفرینش آسمان ها در قرآن، چهار مطلب درباره آسمان های هفت گانه به دست می آید:
1- از ظاهر (نه صریح) آیات فهمیده می شود كه آسمان دنیا از این هفت آسمان، جهان ثوابت و سیارات است كه بالای سر ما قرار دارند.
2- همه آسمان های هفت گانه، مخلوقات جسمانی، و هفت طبقه بر روی هم هستند و نزدیك ترین آن ها به ما، جهان ثوابت و سیارات (آسمان دنیا) است.
3- مقصود از سماوات سبع، اجرام آسمانی یا خصوص بعضی از آن ها، مانند خورشید و ماه نیست.
4- مواردی از آیات و روایات كه به جایگاه ملائكه بودن آسمان ها یا این كه آسمان درهایی دارد كه به روی كافران باز نمی شود و این كه اشیاء و روزی ها از آن جا نازل می شوند و مانند این امور اشاره دارد، كاشف از آن است كه این امور به آسمان های هفت گانه، نوعی تعلق دارند كه مانند تعلق اجسام به جایگاه جسمانیشان نیست؛ زیرا امور یاد شده همگی غیرجسمانی هستند؛ پس روشن می شود برای فرشتگان، عوالم هفت گانه ملكوتیه ای وجود دارد كه آن ها جسمانی نیستند. این عوالم در آیات و روایات، آسمان های هفت گانه نامیده شده و خواص و آثار آن ها به ظاهر آسمان های جسمانی نسبت داده شده است تا فهم مخاطبان معمول به آن برسد.
گسترش آسمان ها:
در صورتی كه عبارت «و انا لموسعون» در آیه 47 ذاریات «والسماء بنیناها بأید و انّا لموسعون»؛ و ما آسمان را با قدرت بنا كردیم، و همواره آن را وسعت مىبخشیم! جمله مستأنفه باشد، به گسترش آسمان ها اشاره دارد. در این كه مقصود از توسعه آسمان ها چیست، آرای گوناگونی بیان شده است. از ابن عباس نقل شده كه یعنی ما توانایی آفرینش پدیده ای بزرگ تر از آسمان ها یا توسعه در آفرینش را داریم. به نظر برخی، خداوند در این آیه، عظمت آفرینش آن ها را گوشزد كرده؛ یعنی آسمان به قدری بزرگ است كه زمین و فضای اطراف آن در برابرش، چون حلقه ای در كویر است؛ اما این تفسیرها با صریح آیه ناسازگار است؛ زیرا كلمه «لموسعون» بر فعلیت و ادامه توسعه دلالت دارد و نه صرف مقدور بودنش برای خداوند؛ از این رو برخی مفسران متأخر آیه را با توجه به كشفیات كیهان شناسی تفسیر كرده و گفته اند: به نظر دانشمندان، همه جهان در آغاز، یك قطعه بوده است؛ سپس انفجاری رخ داده و كرات و كهكشان ها پدید آمده اند و همواره در حال دور شدن از مركز اصلی خود هستند و این تغییر، تحول و تكامل، میلیون ها سال طول كشیده است و هم اكنون نیز ادامه دارد.
برخی نیز این نظر را یكی از احتمال ها، در تفسیر آیه مذكور دانسته اند. انیشتین، سلیفر و هوبل از جمله كسانی اند كه بر گسترش دائم آفرینش و كهكشان ها تأكید دارند. هوبل می گوید: تمام سحابی ها جز پنج یا شش تای آن ها كه به ما نزدیك ترند، از ما دور می شوند و سرعت آن ها متناسب با فاصله زمین است؛ یعنی ستاره ای كه یك میلیون سال نوری فاصله دارد، در هر ثانیه 25 كیلومتر از زمین دور می شود و آن كه دو میلیون سال نوری فاصله دارد، سرعتش دو برابر اولی است؛ بنابراین، آیه درصدد بیان ادامه گسترش آسمان ها است؛ چنان كه آیات 27 و 28 نازعات به برافراشتن سقف آسمان (وسعت آفرینش) تصریح دارد: «ءأنتم أشدّ خلقا أم السماء بناها* رفع سمكها فسویها»؛ آیا آفرینش شما (بعد از مرگ) مشكلتر است یا آفرینش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاد؟ و به سبب توسعه آسمان ها، با وجود ستارگان نورافشان؛ شب تاریك و سیاه است.
ستونهای حیات در سحابی عقاب, این ستونها از بیشتر از گاز هیدروژن تشکیل یافتهاند.
تصاویر گرفته شده از star nursery ها بوسیله نور آنها که از تلسکوپ هابل به زمین رسیده بازسازی شده و بطور مستقیم گرفته نشده است.و تعبیر قرآن در مورد نامرعی بودن کاملا درست هست چون بطور مستقیم کسی موفق به دیدن ستون های آفرینش نشده است.و مساله ی دوم این ستون ها از گاز هیدروژن تشکیل یافته که قابل روئیت نیست.و فقط تصویر خیالی از حجم اشغال شده توسط گاز هیدروژن را نمایش می دهد.
اشاره ی قرآن به حرکت منظومه ی شمسی
قرآن مجید در آیه 38 و 40 سوره یس می فرماید: وَ الشَّمْسُ تجَْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَالِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیم - لَا الشَّمْسُ یَنبَغِى لهََا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّیْلُ سَابِقُ النهََّارِ وَ کلٌُّ فىِ فَلَکٍ یَسْبَحُون: و خورشید (نیز برای آنها از نشانه های خدا است) که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است، این تقدیر خداوند قادر و دانا است – نه برای خورشید سزاواراست که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی می گیرد، و هر کدام از آنها در مسیر خود شناورند».
آنچه در عصر نزول قرآن و قرنها قبل و بعد از آن بر محافل علمی در مورد آسمان و زمین حاکم بود، نظریه هیات «بطلمیوس» بود که زمین را مرکز جهان می شمرد و ستارگان و خورشید را در دل فلکهایی بلورین میخکوب دانسته، و فلکها را در اطراف زمین در گردش می پنداشتند.
قرآن در آیات فوق، مطلبی کاملا برخلاف آن می گوید: اولا می گوید: خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است (یا خورشید به سوی قرارگاهی در حرکت است یا خورشید در قرارگاه خود در حرکت می باشد) نه اینکه خورشید به دور زمین، آن هم نه خودش، بلکه به دنبال فلک بلورینش در حرکت است.
ثانیا خورشید و ماه، هر کدام در مسیر خود شناورند.
بعد از فرو ریختن پایه های فرضیه « بطلمیوس » در پرتو کشفیات قرون اخیر، و آزاد شدن اجرام آسمانی، از قید و بند افلاک برونی، این نظریه قوت گرفت که خورشید در مرکز منظومه شمسی ثابت و بی حرکت است و تمام منظومه شمسی پروانه وار به دور او می گردند.
در اینجا نیز خبری از حرکت خورشید، به سوی قرارگاه خاصی یا به دور خود نبود.
باز هم علم پیشرفت بیشتری کرد و مشاهدات نجومی که با استفاده از تلسکوپهای بسیار نیرومند صورت گرفت ثابت کرد حداقل خورشید دارای دو حرکت است: حرکت وضعی به دور خودش، و حرکت انتقالی به اتفاق تمام منظومه شمسی به سوی نقطه مشخصی از آسمان یا به تعبیر دیگر، به سوی ستاره « وگـا » که از ستارگان صورت فلکی « الجاثی علی رکبتیه » می باشد. صورت فلکی «الجاثی علی رکبتیه» به مجموعه ای از ستارگان گفته می شود که صورتی را در آسمان تشکیل می دهند شبیه کسی که بر سر زانو نشسته و آماده برخاستن است، و ستاره « وگا » جزء این مجموعه است که منظومه شمسی همراه خورشید به سوی آن در حرکت می باشد.
در یکی از دایرة المعارفها آمده است: خورشید علاوه بر حرکات ظاهری، حرکت واقعی دارد.
حرکت دورانی کهکشانی، خورشید را با سرعت حدود یک میلیون و یکصد و سی هزار کیلومتر در ساعت در فضا می گرداند، اما در داخل کهکشان هم خورشید ثابت نیست، بلکه با سرعت قریب 72 هزار کیلومتر در ساعت بهجانب صورت فلکی «الجاثی» حرکت می کند و اینکه ما از این حرکت سریع خورشید در فضا بی خبریم، به سبب دوری اجرام فلکی است.
سپس می افزاید: خورشید به دور خود حرکت دورانی وضعی نیز دارد.(1)
تعبیر به" تدرک" و" سابق":
تعبیرات قرآن به اندازهاى حساب شده است که ریزهکاریها و دقتهاى آن قابل احصا نیست، در آیات فوق هنگامى که سخن از حرکت ظاهرى ماه و خورشید در مسیر ماهانه و سالیانه در میان است مىگوید:" براى خورشید سزاوار نیست که به پاى ماه برسد (چرا که ماه مسیر خود را در یک ماه طى مىکند و خورشید در یک سال، این تفاوت سرعت به اندازهاى است که تعبیر مىکند این هرگز به پاى او نمىرسد (لَا الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ).
اما در مورد شب و روز چون با هم فاصله چندانى ندارند و دقیقا پشت سر هم قرار گرفتهاند مىگوید" شب از روز پیشى نمىگیرد" مىبینیم این دو تعبیر در اینجا بسیار حساب شده است
معجزات علمی قرآن در کیهان شناسی!
عمر دنیا و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) - سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!
نسبت عمر دنیا به عمر زمین:
سوره ی 50 (ق): آیه ی 38:
"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"
سوره ی 41 (فصلت): آیه ی 9:
"بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را 4.5 میلیارد سال پیش بینی می کنند.
این در حالی است که عمر دنیا 13.5 میلیارد سال برآورد شده است.
در قرآن آمده که زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. (عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است).
اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه کنیم هیچ کمبودی دیده نمی شود!
عمر دنیا (13.5 میلیارد سال) را بر عمر زمین (4.5 میلیارد سال) تقسیم کنید.
جواب 3 بدست می آید.
این بدان معناست که علم امروز نیز به این مسئله رسیده که عمر دنیا 3 برابر عمر زمین است!
سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی:
سوره ی 86 (طارق): آیات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و کوبنده ی شب! و تو نمی دانی کوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است!"
در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند.
نسبیت عام پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.
امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که کسی به جایی می کوبد! (ستاره ی کوبنده).
باور ندارید؟ گوش کنید!
قرآن در آسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است. (چاله ایجاد می کند).
کلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شک نمی گذارد!
بیگ بنگ – بیگ کرانچ و انبساط دنیا:
سوره ی 55 (الرحمن): آیه ی 37:
"آسمان ها روزی دوباره شکاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"
سوره ی 51 (الذاریات): آیه ی 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا کردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"
سوره ی 21 (الانبیا): آیه ی 104:
"در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه که آفرینش را آغاز کردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است که بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!"
با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.
مدتی بعد به کمک تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد که علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ کرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور که دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).
قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یک غنچه ی گل رز تشبیه می کند و بیان می دارد که با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!
و روزی همانطور که این دنیا را باز کرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ کرانچ).
و این سخن حقیقت است!
مراحل تشکیل باران در قرآن
قرآن و باران
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاء وَیَصْرِفُهُ عَن مَّن یَشَاء یَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ
«آیا ندیدی که خداوند ابری را به آرامی می راند. سپس میان(قطعات) آن پیوند می دهد سپس آن را متراکم می سازد. پس باران را می بینی که از لابلای آن بیرون می آید و نیز از آسمان از کوههای ابر یخ زده که در آن هست برف و تگرگ فرو می ریزد. پس به سبب آن به قومی که بخواهد زیان می رساند و آن را از قومی که بخواهد بر می گرداند. نزدیک است روشنی برقش چشم ها را از بین ببرد».
طی مطالعه ای كه دانشمندان روی ابرها انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند كه ابرهای باران زا با طی سلسله مراحل خاص و به شیوه ای مشخص، تشكیل می شوند و شكل گیری و ایجاد ابرهای باران زا نیاز به انواع خاصی باد و ابر دارد. یكی از انواع ابرهای باران زا كه معمولاً با رعد و برق همراه است كومولونیمبوس[1] است. هواشناسان در مورد تشكیل ابر كومولونیمبوس مطالعه كرده اند تا نحوه تولید و ایجاد باران، تگرگ، برق (نور) را بیابند. یافته ها نشان می دهد كه كومولونیمبوس طی مراحل زیر باران ایجاد می كند.
2- اتصال: ابرهای كوچكتر به یكدیگر متصل و ابرهای بزرگتر را تشكیل می دهند.
3ـ تراكم و انبوه شدن: وقتی ابرهای كوچكتر به هم می پیوندند و ابرهای بزرگتر را می سازند در ابرهای بزرگ حركت و رشد عمودی به سمت بالا صورت گرفته كه این پدیده در مركز ابرها بیشتر از لبه ها و كناره های آن رخ می دهد و بعد از این رشد رو به بالا موجب كشیده شدن توده ابر به بالا و رسیدن به ناحیه سردتر اتمسفر (جو) كه محل تشكیل قطره های آب و تگرگ است می شود. و قطره های آب و تگرگ، بزرگتر و سنگین تر شده و حركت رو به بالای آنها متوقف می شود و به صورت قطره های باران و تگرگ فرود میآیند.
هواشناسان تنها در دهه های اخیر با كمك وسایل پیشرفته مانند هواپیما، ماهواره، كامپیوتر، بالون و ...... به مطالعه بادها، جهت آنها و اندازه گیری رطوبت، تغییرات آن رطوبت، تعیین سطح فشار اتمسفر، تغییرات آن پرداخته و به جزئیات شكل گیری ابرها و ساختمان و نحوه عمل ابرها پی برده اند.
ابرهای کومولونیمبوس نام نوعی از ابرها است که بلند و متراکم میباشد و همرا با صاعقه بوده و قبل از طوفان ظاهر میگردند. این ابرها از تودههای بزرگ و انبوه ابر که به شکل برج عظیمی است، تشکیل میگردند. کومولونیمبوس از دو واژه لاتین کومولوس به معنای انباشته و نیمبوس به معنای باران ساخته شده است. این ابرها میتوانند به تنهایی، و یا در کنار یک جبهه هوای سرد در آسمان ظاهر شوند.
هواشناسان دریافته اند كه ابرهای كومولونیمبوس كه حامل تگرگ هستند تا ارتفاع 2000 الی 16000 متر می رسند و شبیه رشته كوههایی می باشند. در كتب هوا شناسی گفته شده همین كه تگرگ از قسمت سرد و یخچالی ابر فرو می ریزد یعنی همان جایی كه بلورهای یخ در آن تشكیل می شود، ابرها باردار می شوند و قطره های آب با تگرگ به هم برخورد كرده یخ می زنند و باقی مانده گرمای خود را از دست می دهند. سطح تگرگ گرمتر از اطراف خود بلور است. وقتی تگرگ با بلور یخ مجاور و مماس می شود یك پدیده مهم رخ می دهد. كلاً الكترونها همیشه از ناحیه سردتر به نقطه گرمتر حركت می كند. در همین حال وقتی قطره های خیلی سرد و یخ زده در تماس با یك دانه تگرگ قرار می گیرند همین پدیده رخ می دهد و از این رو تگرگها بار منفی گرفته و قطرات بسیار سرد یخ بار مثبت می گیرند و در برخورد با تگرگ خرد و متلاشی می شوند حال ذرات خرده شده یخ سبكتر شده و به لایه های بالایی ابر صعود می كنند و تگرگ با بار منفی باقی مانده و در لایه های زیرین و بستر ابر قرار می گیرد. بنابراین لایه های زیرین ابر كلاً دارای بار منفی بوده و سپس این بار منفی به صورت برق به زمین تخلیه می گردد. نتیجه می گیریم كه تگرگ نقش مهمی در تولید و ایجاد برق دارد.
این اطلاعات در سالهای اخیر بدست آمده است و اصولاً تا سال 1600 بعد از میلاد نظرات ارسطو در هواشناسی مطرح و غالب بوده است، مثلاً او معتقد بود كه اتمسفر دارای دو نوع هوا است، هوای مرطوب و هوای خشك و رعد صدای حاصل از برخورد هوای خشك با ابرهای مجاور را می دانست و برق و نور را حاصل از شعله ور شدن و سوختن هوای خشك با شعله ضعیف و نازك تعریف می كرد و اینها عقاید هواشناسی بود كه در 1400 سال پیش یعنی زمان نزول قرآن مطرح و غالب بود.
معجزه علمی قرآن درباره آسمان
عمر دنیا و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) - سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!
● نسبت عمر دنیا به عمر زمین:
سوره ی ۵۰ (ق): آیه ی ۳۸:
"ما آسمان ها و زمین و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریدیم و هیچ گونه رنج و سختی ای به ما نرسید"
سوره ی ۴۱ (فصلت): آیه ی ۹:
"بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و برای او همانندهایی قرار می دهید؟ او پروردگار جهانیان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمین را ۴.۵ میلیارد سال پیش بینی می کنند.
این در حالی است که عمر دنیا ۱۳.۵ میلیارد سال برآورد شده است.
در قرآن آمده که زمین در دو روز و دنیا در شش روز خلق شد. (عمر دنیا ۳ برابر عمر زمین است).
اگر این موضوع را با شواهد عینی امروز مقایسه کنیم هیچ کمبودی دیده نمی شود!
عمر دنیا (۱۳.۵ میلیارد سال) را بر عمر زمین (۴.۵ میلیارد سال) تقسیم کنید.
جواب ۳ بدست می آید.
این بدان معناست که علم امروز نیز به این مسئله رسیده که عمر دنیا ۳ برابر عمر زمین است!
● سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی:
سوره ی ۸۶ (طارق): آیات ۱ تا ۳:
"سوگند به آسمان و کوبنده ی شب! و تو نمی دانی کوبنده ی شب چیست. همان ستاره ی ثاقب است!"
در عربی "ثقب" به معنای چاله و "ثاقب" به معنای چیزی است که چاله را ایجاد می کند.
نسبیت عام پیش بینی می کند که سیاه چاله ها از ستاره های نوترونی بوجود می آیند. ستاره های نوترونی اکثرا قابل رویت نیستند و تنها با امواج رادیویی (پالس ها) رصد می شوند.امواج دریافتی از این ستاره ها طوری به نظر می رسد که کسی به جایی می کوبد! (ستاره ی کوبنده).
باور ندارید؟ گوش کنید!
قرآن در آسمان ستاره ای کوبنده را معرفی می کند که ثاقب است. (چاله ایجاد می کند).
کلام واضح قرآن در این مورد جایی برای شک نمی گذارد
● بیگ بنگ – بیگ کرانچ و انبساط دنیا:
سوره ی ۵۵ (الرحمن): آیه ی ۳۷:
"آسمان ها روزی دوباره شکاف برمی دارند و مانند گل سرخی باز می شوند!"
سوره ی ۵۱ (الذاریات): آیه ی ۴۷:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا کردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم!"
سوره ی ۲۱ (الانبیا): آیه ی ۱۰۴:
"در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می پیچیم هماگونه که آفرینش را آغاز کردیم آنرا باز می گردانیم. این وعده ای است که بر ماست و قطعا آنرا انجام می دهیم!
با بیان تئوری بیگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتی بعد به کمک تحقیقات عده ای از دانشمندان مشخص شد که علاوه بر بیگ بنگ پدیده ای به نام بیگ کرانچ هم باید وجود داشته باشد. و همانطور که دنیا باز شده روزی به همان نقطه ی آغاز جمع می شود. (انا لله و انا الیه راجعون).قرآن این موضوع را در ابتدا به باز شدن یک غنچه ی گل رز تشبیه می کند(تصویر ۲) و بیان می دارد که با قدرت بی انتهای خویش در حال گسترش (انبساط) دنیا است!و روزی همانطور که این دنیا را باز کرد دوباره مانند طوماری آنرا در هم خواهد پیچید. (بیگ کرانچ).و این سخن حقیقت است!
قبل از انفجار بزرگ و حیرتی بسیار عجیب از قرآن عظیم
قبل از انفجار بزرگ چه روی داد؟ میدانید؟ پس به قرآن بنگرید چون برای شما روشن میسازد آن زمان چه روی داده بود! طبق آیات 9 تا 12 سوره ی مبارکه ی فصلت ....
" بسم الله الرحمن الرحیم "
قل ائنكم لتكفرون بالذی خلق الارض فی یومین و تجعلون له اندادا ذلك رب العالمین(9)
و جعل فیها رواسی من فوقها و بارك فیها و قدر فیها اقواتها فی اربعه ایام سواء للسائلین(10)
ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او كرها قالتا اتینا طائعین(11)
فقضهن سبع سموات فی یومین و اوحی فی كل سماء امرها و زینا السماء الدنیا بمصابیح و حفظا ذلك تقدیر العزیز العلیم (12)
به آیه ی 9 توجه بفرمایید: ابتدا خداوند به خلقت ارض اشاره میكند. كه معنای همان زمین خودمان را دارد طبق آیه ی بعدی آن.
به آیه ی 10 توجه بفرمایید: و نشانه ی ادامه دار بودن آیه ی قبلی و ربط این آیه به آن آیه هست. و به "ها" در جعلها توجه بفرمایید كه به ارض (زمین) اشاره دارد.
به آیه ی 11 توجه كامل بفرمایید: ثم به این معنا هست كه خداوند پس از خلق ارض به سماء (آسمان اولیه) تجلی كرده است.
و طبق آیه ی 12 به آفرینش هفت آسمان پرداخته است.
پس میبینید خداوند ابتدا زمین را در دو روز (نمیدانیم هر روز چندین سال است؟) خلق كرده است، سپس به آسمان تجلی مینماید.
(ما نمیدانیم كدام آسمان؟ كجا؟ و در چه فاصله ای از زمین؟ آیا زمینی كه خلق شد در همان دود آسمان اولیه موجود بود؟ و یا این آسمان اولیه و زمین از هم جدا بودند و پس از آفرینش هفت آسمان از آن آسمان اولیه، زمین در یكی از آن آسمان ها (دنیای ما) قرار داده شد؟).
سپس گفت و گویی میان آسمان اولیه، زمین و خداوند صورت میگیرد. پس از آنكه آسمان اولیه و زمین از خداوند اطاعت میكنند و به سوی او میروند (ما نمیدانیم رفتن آنها به سوی خداوند به چه معناییست كه پس از رفتن آن دو خداوند سبب آفرینش هفت آسمان در دو روز (كه نمیدانم طول آن روزها چقدر است؟) میگردد!).
همانطور كه در آیه ی 12 ملاحظه میفرمایید خداوند پس از خلق هفت آسمان كه جهان ما یكی از آن هفت آسمان است، دنیای ما را با نور ستارگان (ودیگر اجرام شناخته شده یا نشده ی جهان ما) زینت میدهد. این به دلیل همان امر خداوند است كه در آیه ی 12 اشاره شده است. ولی واقعا امر خدا چه بود؟ آفرینش گوی آتشین كه باعث آفرینش ستار گان ما گردید از دود و مه آسمان اولیه؟
پس زمین كجا رفت؟
زمین پس از خلقت هفت آسمان در آسمان x ام به نام جهان ما قرار گرفت. آری زمین از پیش آفریده شده ی ما!
ولی خداوند چگونه آسمان ما (جهان ما) كه زمین از پیش آفریده شده ی ما در آن قرار دارد را آفرید؟ آنهم در كنار آن 6 آسمان دیگر و همزمان با به نظم كشیده شدن آن 6 آسمان دیگر!؟ كه ما هنوز نمیدانیم كجا هستند و چیستند به واقع؟!
آیا نمیتوانیم به دنبال شواهدی از آن اتفاقاتی باشیم كه آسمان x ام به نام جهان ما در كنار 6 آسمان دیگر به نظم كشیده شد؟ و اینكه چگونه زمین از میان مه و دودی به جهان ما راه یافت و در جهان ما جای گرفت؟
و مهمتر از همه اینكه چگونه مصابیح در جهان ما خلق شدند و باعث زینت جهان ما گردیدند؟ آیا همان گوی آتشین اولیه باعث آن شد؟ و این گوی آتشین چیست؟ آیا این گوی آتشین از همان دود (دخان) به وجود آمد؟ پس از انفجار آن گوی آتشین چه روی داد؟
آیا همان بود كه مصابیح آسمان x ام یعنی جهان ما را شكل داد؟
پرسشی كه امروز دانشمندان بسیاری به دنبال آن هستند كه قبل از انفجار این گوی چه رخ داده بود؟ آری زمین بود و آن آسمان اولیه كه از آن 7 آسمان كنونی شكل گرفت! همونطور كه میبینید دانشمندان هنوز به دنبال واقعیت پیش از انفجار بزرگ هستند كه خداوند در قرآن خود فرموده است! و اگر برسند هیجان آورترین برای ما و آنها خواهد بود! ما هم میتوانیم برسیم. اما چگونه؟
اینگونه كه در همین آیات كمی بیشتر تامل كنیم و ببینیم خداوند واقعا چگونه آسمان x ام به نام جهان ما را آفرید؟
همانطور كه میبینید دانشمندان امروزی (چه ایرانی چه خارجی) هیچ دشمنی با ما ندارند كه بخواهیم از آن ها دوری كنیم و یا بر سر آن ها شمشیر بكشیم! آن ها در حال باز نمودن پنجره هایی بسته از جهان پر هیاهوی ما بر روی ما هستند. پس بیاییم واقع بینانه تر به جهان خود بنگریم. به هیبت عظیم و بی منتهای این تجلی عظیم از ذات مطلق او.
لطفا چندین بار چیزهایی رو كه عرض كردم مطالعه بفرمایید تا متوجه عمق موضوع بشوید.