عکس ناسا (NASA) که توسط تلسکوپ هابل (Hubble Telescope) گرفته شده است :
این پدیده در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده
است:
3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی:
((ثمَّ استَوَی اِلی السّمآءِ وَ هیَ دُخَانٌ ))
و آنگاه به خلقت آسمانها توجه کامل نمود (که آسمانها)دودی بود
اگر مراد از آسمانها را مدارات سیارات منظومه ی شمسی، (یعنی همان چیزی که در گذشته تصور می شد) بدانیم، باید درباره ی چگونگی تشکیل خورشید و منظومه ی شمسی تحقیق نماییم.
در حال حاضر چند فرضیه ی مطرح راجع به چگونگی پیدایش منظومه ی شمسی وجود دارد:
1-فرضیه کانت:
کانت ریاضیدان قرن 18 میلادی منشأ تشکیل خورشید را ابر و گاز (سحابی) می داند؛ که خورشید در مرکز این توده متولد گشته و سپس بر اثر نیروی جاذبه ی بخش متراکم شده ی سحابی اولیه، سایر قسمتهای سحابی بدور آن به گردش درآمدند و به مرور زمان این قسمتها از یکدیگر جدا شده و هر کدام پس از سرد شدن به صورت یک سیاره در حال چرخش به دور هسته ی اصلی یعنی خورشید می باشند.
2- فرضیه سحابی اولیه:
سیمون لاپلاس در اواخر قرن 18 فرضیه خود را ارائه نمود.
این ستاره شناس فرانسوی معتقد بود که منظومه ی خورشیدی در ابتدا یک توده ابر گازی و تقریباً کروی بود که با حرارت نسبتاً زیاد به دور خود می چرخیده است. بعد از چند صد بیلیون سال سرعت زاویه ای افزایش یافت. این افزیش باعث شد بر اثر قوه ی گریز از مرکز، کمی از توده ی ابرمانند به صورت حلقه هایی از آن جدا گردیده و هر کدام از این حلقه تشکیل پیش سیاره و سپس سیارات و توده ی اصلی تشکیل پیش خورشید و سپس خورشید را دادند.
3- فرضیه جذر و مد:
یکی دیگر از فرضیات مطرح فرضیه ی جذر و مد است. این فرضیه در اواخر دهه دوم قرن بیستم میلادی توسط دو دانشمند به نام های جفریز و جینز ارائه گردید.
آنها عقیده داشتند که یک ستاره از فاصله ی چند صد میلیونی خورشید عبور کرده و بر اثر نیروی جاذبه ی خود قسمتی ازخورشید بصورت توده ای از گاز از خورشید جدا شد که بر اثر انقباض و تراکم بصورت سیارات درآمد.
فرضیات دیگری نیز مانند فرضیه پیش سیاره ای ، فرضیه تلاطم یا خورده سیاره ای و ... نیز وجود دارد.
اما هدف از آوردن این چند نمونه فرضیه، به این دلیل بود که در تمام فرضیات موجود، پیدایش خورشید و کلّ منظومه ی شمسی را از توده ای ابری و گازی شکل به نام سحابی می دانند.
قرآن از این سحابی به نام «دُخان» یاد کرده است.
تاریخ نجوم در اسلام:
یکی از مباحث مهم در دانشهای اسلامی، دانش نجوم اسلامی است. این موضوع بدلیل مسایل عبادی مهمی است که در این دین وجود دارد. نخستین علومی که ساکنان بلاد اسلامی به آن اهتمام ورزیدند علومی مانند طب، کیمیا و نجوم بود، که احکام این علوم را بر دیگر علوم ترجیح می دادند.
اکثر دانشمندان مسلمان از این سه علم و بسیاری علوم دیگر بهره های فراوانی داشتند و در آن روزگار علوم به صورت امروزی از یکدیگر منفک و جدا نبود.
در خلال سال 180میلادی تا قرن شانزدهم، اعراب در زمینه ی ستاره شناسی برتری یافتند. مرکز فرهنگی شان بغداد بود، جایی که در قرن هشتم کتاب المجسطی بطلمیوس[14] به زبان عربی ترجمه شد. کتابخانه ی بزرگ بغداد یکی از بزرگترین منابع کتاب جهان در آن روزگار تا زمان حمله ی مغولان بود که این کتابخانه به آتش کشیده شد.
البتانی929-850 میلادی پرآوازه ترین منجم عرب، تا حدود زیادی بر محتوی کتاب بطلمیوس افزود. آنها ابزارهایی نظیر اسطرلاب، را که اختراع یونانیان باستان بود را تکامل بخشیده و دقیقتر از یونانیان موقعیت ستارگان را رصد کردند. اسطرلاب الگویی دو بعدی از آسمان شب است که در قرون وسطی برای تعیین موقعیت خورشید و ستارگان به کار می رفت.
اولین محاسبات دقیق قطر زمین توسط برادران بنو شاکر انجام گرفت.
عبدالرحمن صوفی رازی اولین کسی است که کهکشان آندرومدا را از ستارگان تشخیص می دهد. وی تنها با چشمان غیرمسلح خویش این کهکشان را رصد و از آن به سحابی (ابر) یاد نمود.
وزیر هلاکوخان، خواجه نصیرالدین توسی، رصدخانه ای شگرف در مراغه احداث نمود که زبانزد خاص و عام تا به امروز شده است. از دیگر مراکز مهم نجوم می توان به شهرهای ری و سمرقند اشاره نمود.
به قولی، ابن سینا نخستین کسی است که رصد خود از گذر زهره در مقابل خورشید را در کتاب خود می آورد.
یکی از دلایل توجه ویژه به نجوم در دوران اسلامی تعیین تقویم و اوقات شرعی است که مستلزم مشاهدات و محاسبات دقیق نجومی است. هندسه کروی که توسط ابوالوفای بوزجانی معرفی شد این محاسبات را بطور عمده تکمیل کرد.
بطور سنتی در دربار شاهان و امرای عرب و عجم قبل از اسلام همیشه شاعران و منجمان سلطنتی وجود داشتند و این امر به رونق نجوم می افزود. البته بیشتر از مشورت منجمان برای تعیین زمانهای سعد و نحس و دیگر اعتقادات خرافی استفاده و بهره گرفته می شد؛ اما این امر نیز احتیاج به سالهای متمادی تحصیل و مطالعه بوده است.
پس از ظهور اسلام دانشمندان به ترجمه ی کتابهای دانشمندان یونانی پرداخته و با تعمّق و تفکر و استناد به آیات کتاب آسمانی اسلام دست نوشته های ارزشمندی برجای گذاشتند.
زیجهای بسیاری در دوران اسلامی نوشته شده اند که آخرین آنها در قرن 18 میلادی و در کشور هند تهیه شده است. معروفترین زیج اسلامی توسط خاقانی نگاشته شد.
بر هر کس که حتی اندکی به مسائل دینی اسلامی توجه کرده باشد، این مطلب پوشیده نیست که میان بعضی از احکام عبادتی شریعت اسلامی با برخی از نمودهای آسمانی ارتباطی واضح و آشکار وجود دارد. اوقات نمازهای پنجگانه روزانه ، از یک شهر به شهر دیگر و از یک روز به روز دیگر ، تفاوت پیدا میکند. و محاسبه آن مستلزم شناختن عرض جغرافیایی مکان و حرکت خورشید در دایرة البروج و شفق و فلق است و از شرایط نماز گزاردن رو به قبله ایستادن است.
دانستن جهت قبله خود مبتنی بر حل مسئلهای از مسائل علم نجوم است و به مثلثات کروی مربوط می شود و اینکه نماز کسوف و خسوف واجب است، خود مستلزم آن است که پیش از وقت آمادگی برای شناختن زمان این دو حادثه آسمانی را داشته باشند، که جز از راه شناختن حرکات خورشید و ماه و استفاده از زیجهای صحیح میسر نمیشود.
روزه گرفتن و روزه گشودن در ماه رمضان مسلمانان را به محاسبات فلکی بر میانگیزد. ابتدا و انتهای روزه با رویت هلال است، نه از روی گاهشماری عرفی و ... . خلاصه آنکه ، ارتباط بعضی از احکام شریعت اسلامی با مسائل نجومی ، سبب زیاد شدن توجه مسامانان به شناسایی امور آسمانی و ستارگان شد و علمای دینی را بر آن داشت که سودمندی این علم را مورد ستایش قرار دهند.
مناظر زیبا در عالم هستی فراوان است، اما هیچ منظرهای مانند آسمان ، جذاب و دلپذیر نیست. قرآن کریم که نقش بسیار موثری در تربیت غرایز و تمایلات فطری بشر دارد، در میان زیباییهای بسیاری که در عالم آفرینش موجود است، به موضوع "زیبایی آسمانها" تاکید فراوان دارد و در آیات خود از زیبایی کاخ پرشکوه آسمان سخن میگوید:
|
شگفتی های آسمان از منظر قرآن |
"و زیناها للناظرین" ما آسمانها را برای بینندگان زینت دادیم. "و زینا السماء الادنیا بمصابیح" ما آسمان نزدیک را به وجود نور افکنهایی آراستیم. "و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح" ما آسمان نزدیک را بوسیله چراغهایی تزیین کردیم. "انا زینا السماء الدنیا بزینه الکواکب" ما آسمان نزدیک را به زیور ستارگان آرایش دادیم. منظور قرآن کریم از این تذکرات این است که نوجه مردم را به شگفتی های این کاخ باعظمت جلب کند و افکار آنان را برای درک اسرار فضا و ستارگانی که در این اقیانوس پهناور شناور می باشند بکار بیندازد.
حضرت امام محمد باقر (ع) می فرمایند: ((در نخست همه چیز آب بوده، و عرش الهی بر آن آب بوده، خداوندانفجار و اشتعالی در آب پدیدار فرموده، آنگاه شعله و زبانه اش را خاموش کرد. در آن حال ((دخان)) دود گازی پدیدار گردید. از دود ان آسمانها را آفرید و از خاک آن زمین را خلق کرد. )) این خبر آسمانی 14 قرن پیش با تحقیقات امروزی که زمین و آسمان را از اثر یک انفجار در ماده نخستین آن پدیدار گردیده منطبق است. اخبار دیگری نیز مشابه آن در دست است، اما تحقیقاً آب به صورت موجود، قابل شرب بشر نبوده است. آن آب دارای 95% اکسید ازت و 5%دی اکسید ازت بوده است. قسمتی از آن قابل حل نیست مگر با جریان برق بسیار قوی. لذا در قرآن و در سوره احقاف به این حقیقت اشاره فرموده است که آن آب که نخست خلق فرموده مواد غیر قابل حل آن را با رعد و برق های قویی حل کرد و آب را گسترش داد تا از لطایف آن آسمانها را و از ثبوت آن زمین را آفرید و پس از خلقت بشر آب را به این ترکیب کنونی برای استفاده مواد و موالید آفرید و رایگان فرمود.
|
گردش خورشيد،ماه،زمين وسيارگان
...
موضوعات علمی نجومی مطرح شده در قرآن کریم
منطق قرآن کریم درباره علم به شکلی است که قابل تخصیص و اختصاص نمی باشد. قرآن علم را نور و جهل را ظلمت می داند، می فرماید مطلقا نور بر ظلمت ترجیح دارد. قرآن صریحا مسائلی را به عنوان موضوع مطالعه و تفکر پیشنهاد می کند. این موضوعات همانهاست که نتیجه مطالعه آنها همین علوم طبیعی و ریاضی و زیستی و تاریخی و غیره است که امروز در دنیا می بینیم.
سوره بقره آیه 164 می فرماید: «إن فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما أنزل الله من السماء من ماء فأحیا به اعرض بعد موتها و بث فیها من کل دابة و تصریف الریاح و السحاب المسخر بین السماء و الارض لایات لقوم یعقلون»؛ در آفرینش آسمانها و زمین، در گردش شب و روز، در حرکت کشتی بر روی آب که به وسیله آن بشر منتفع می گردد، آمدن و ریزش باران که سبب حیات زمین می گردد، حیواناتی که در روی زمین در حرکت اند، گردش بادها و حالت مخصوص ابرها که در میان زمین و آسمان معلق اند، در همه اینها نشانه های قدرت و حکمت پروردگار است.
یعنی همه اینها قوانین و نظاماتی دارند و شناختن این نظامات شما را به توحید نزدیک می کند. قرآن صریحا مردم را به مطالعه در این امور توصیه کرده و می دانیم مطالعه همین هاست که منجر به علم فلک و ستاره شناسی، زمین شناسی، دریاشناسی، علم کائنات جویه، حیوان شناسی و غیره شده است.
موضوعات علمی نجومی مطرح شده در قرآن
1. قرآن با نگرشى خوش بینانه به «هیئت و نجوم » تلاش و کوشش همه سویه انسان به عظمت و گران مایگى این دانش را دست آوردى بزرگ برشمرده و سوگند به جاى گاه ویژه و فواصل معین ستارگان یاد کرد و افزوده است: اگر بدانید این سوگندى بزرگ است: «فلا اقسم بمواقع النجوم و انه لقسم لو تعلمون عظیم » (واقعه/75و76)
2. نجوم، نشانه هایى ارزنده و بسیار بزرگ برعظمت آفرینش، قدرت خداوند و خلقت روز به شب، آسمان، زمین، انسان، حیوان و جماد است و تدبر و پژوهش درآن نشانه شکوفایى عقل مى باشد: «و سخر لکم اللیل و النهار و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره، ان فى ذلک لآیات لقوم یعقلون »؛ و شب و روز و خورشید و ماه را برای شما رام کرد، و ستارگان مسخر فرمان اویند. مسلماً در اینها برای مردمی که تعقل می کنند شواهدی است. (نحل/12)
3. نجوم، تقویم سال و روز شمار است «الشمس و القمر بحسبان » (الرحمن/5)؛ خورشید و ماه بر حسابى روانند. «لتعلموا عدد السنین و الحساب » (اسرا/12)؛ تا شماره سال ها و حساب عمرها را بدانید.
4. نجوم، وسیله هدایت و ره یابى در جغرافیا (خشکى و دریا) است «و هو الذى جعل لکم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمات البر و البحر..» (انعام/97)؛ او است کسى که ستارگان را براى شما قرار داد تا به وسیله آن ها در تاریکى هاى خشکى و دریا راه یابید، «و علامات و بالنجم هم یهتدون » (نحل/16)؛ و نشانه هاى دیگر نیز قرار داد و آنان به وسیله ستاره (قطبى) راه یابى مى کنند.
5. نجوم، زینت ناظران زمین هستند: «و لقد جعلنا فى السماء بروجا و زیناها للناظرین » (حجر/16)؛ به یقین ما در آسمان برج هایى قرار دادیم و آن را براى تماشاگران آراستیم.
6. نجوم و اجرام فضایى از مواد درسى و آموزشى کیهان شناسى به حساب مى آیند و درکنار آن ها نکات دقیق، سودمند و برجسته خاطر نشان شده مانند اشاره به حدود فضا طول و عرض آسمان، پیدایش فصول چهارگانه و... «تبارک الذى جعل فى السماء بروجا و جعل فیها سراجا و قمرا منیرا» (فرقان/61)؛ فرخنده و بزرگوار است آن کسى که در آسمان برج هایى برافراشت، و در آن چراغ (خورشید) و ماهى نوربخش قرار داد.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه مى فرماید: «بروج » همان اختران هستند برجهاى بهار و تابستانى عبارت اند از: حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله (برابر و مقارن با فروردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد، شهریور) برج هایى که به پاییز و زمستان تعلق دارند عبارت اند از: «میزان، عقرب، قوس، جدى، دلو و قوت (برابر و مقارن با مهر، آبان، آذر، دى، بهمن، اسفند).
خداوند، خلقت چو آغاز کرد *** خرد آفرید و جهان باز کرد
زد و دو بخار و یکى در سبز *** جهان را پى افکند زیبا و نغز
به شش روز خلقت به پایان رسید *** ز ناهید و تیر و ز بهرام و شید
زبرجیس و کیوان و گردون سپهر *** ز گاو و بره، شیر و میزان و مهر
هم عیوق و پروین پردیس چهر *** نشسته به تخت نو عروس سپهر
شباهنگ و شعرى و دبران و ماه *** همه سر به سر شاه را چون سپاه
7. در آیات نجومى قرآن، نشانه هایى است از گرانش عمومى (قانون جاذبه عمومى) که اساس هیئت جدید یعنى مدل خورشید مرکزى را تشکیل داده است: «الله الذى رفع السماوات بغیر عمد ترونها ثم استوى على العرش و سخر الشمس و القمر کل یجرى لاجل مسمى » (رعد/2)؛ خداوند همان کسى است که آسمان ها را بدون ستون هایى که آن ها را ببینید برافراشت; آن گاه بر عرش استیلا یافت، و خورشید و ماه را رام گردانید، و هر کدام براى مدتى معین به سیر خود ادامه مى دهند، «خلق السماوات بغیر عمد ترونها» (لقمان/10) گروهى از مفسران هم چون علامه طباطبایى قدس سره معتقداند این آیات اشاره به قانون جاذبه عمومى دارند.براین اساس، خورشید میلیون ها بل میلیاردها سال است در مرکز منظومه شمسى قرار گرفته و به نظر ما مى رسد هر روز از مشرق طلوع مى کند و در مغرب ناپدید مى شود; چنان که ماه نیز در همین مدت گرد کره زمین مى گردد، و هر دو در پیرامون خورشید مى گردند.
زمین با طول خط شعاع متوسط 150 میلیون کیلومتر فاصله گرفته و نیروى عظیم جاذبه (F = G.Mm/1o2) سبب مى شود مدار زمین بیضوى و شتاب آن به جانب خورشید 59% سانتى متر در ثانیه باشد، یعنى زمین در هر ثانیه با شتاب 59% سانتى متر به سوى خورشید مى افتد» و نیروى گریز از مرکز تجاوز بیش از این رقم را جلوگیرى مى کند.
هم چنین ماه با شعاع متوسط 000/384 کیلومتر مسیرى تقریبا دایره شکل را طى مى کند و نیروى جاذبه زمین آن را به سوى خود مى کشد، و تعادلى دقیق بین نیروى گرانش زمین و بین فرار از مرکز ماه برقرار است که این چنین گردش زیبا و منظم را در برابر دید همگان قرار داده است «ذلک تقدیر العزیز العلیم » (انعام/96)؛ این اندازه گیرى خداوند تواناى دانا است.
به هر روى، در قرآن بیش از 150 آیه درباره هیئت و نجوم نازل شده که این رقم نسبت به کل آیات قرآن نسبتى بزرگ مى نماید و عظمت این دانش را خاطر نشان مى سازد. براین پایه بسیارى از احکام عبادى و غیر عبادى اسلام به هیئت و نجوم پیوند ناگسستنى دارند، از جمله، نماز، روزه، وقت شناسى (فلق، ظهر، عصر، مغرب، عشاء، شفق، نیمه شب) جهت یابى هنگام اوقات شرعى، قبله شناسى و دانستن جغرافیاى زمین و فضا، هلال شناسى، هلال یابى (استهلال و استحباب آن) ذبح هاى شرعى، کسوف، خسوف، احکام محتضر، دفن اموات، شکل دهى قبرها، و... حرمت رو به قبله و پشت به قبله نشستن هنگام تخلى، و استحباب قرائت قرآن روبه قبله و...
خداوند در سوره الرحمن می فرماید:«الشمس و القمر بحسبان، الرحمن/5»؛ خورشید و ماه با حسابی موجود هستند. یعنی در کار اینها حساب و نظم معین هست، در حرکاتی که اینها دارند حساب و نظمی در کار است. از اینجا این مطلب شروع می شود که در کار عالم حساب و نظم برقرار است، چیزی بی حساب و بی قاعده وجود ندارد در حرکت وضعی و حرکت انتقالی که هر یک از این ذرات آسمانی بلکه کهکشانها صدها جور حرکت دارند - و در همه چیزشان - حساب است، تصادفات و بی نظمی در کار عالم وجود ندارد.
چرا این را می گوید؟، برای اینکه انسان را بگوید: ای انسان! سر را تسلیم حساب کن، خیال نکن در کار عالم حسابی نیست «الا تطغوا فی المیزان* و اقیموا الوزن بالقسط و لا تخسروا المیزان »؛ و وزن را بر اساس عدل برپا دارید و میزان را کم نگذارید! (الرحمن/9و8) «و النجم و الشجر یسجدان»؛ و گیاه و درخت براى او سجده مى کنند! (الرحمن/6).
نجم معنی معروفش ستاره است ولی به گیاه هم اطلاق می شود. قرآن می گوید نجم و درخت هم خدای خود را سجده می کنند، ساجد خدای خود هستند. گیاه همین عمل روییدنش سجده خداست، نه اینکه مقصود این است که درخت مثلا شبها که مردم به خواب می روند سرش را کج می کند و روی زمین می گذارد. سجده او چیز دیگری است، اطاعت است: در مقابل امر پروردگار خود خاضع هستند.
«ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها قالتا اتینا طائعین» (فصلت/11)؛ آن وقت که استوا پیدا کرد (به آسمان)، یعنی سماء و آسمان و این جو فوق را تحت تسلط خود قرار داد در حالی که او دود بود یعنی گاز بود، در وقتی که او به صورت یک گاز بود، خدا به این علویات و به زمین گفت بیاید (یعنی دستوری که من می دهم اطاعت کنید)، گفتند آمدیم در حالی که مطیع هستیم. معلوم است که آنجا سخن لفظ نیست، جواب لفظ هم نیست، امر پرورودگار و قانون الهی را که بدون تخلف عمل می کنند، آن اطاعت آنهاست.
در آیه 17 سوره الرحمن آمده: «رب المشرقین و رب المغربین»؛ او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است! «فبای الاء ربکما تکذبان»؛ پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى کنید؟! (الرحمن/18) در قرآن در بعضی جاها مشرق و مغرب ذکر شده «و لله المشرق و المغرب»؛ شرق و مغرب، از آن خداست! (بقره/115)، در بعضی جاها " مشارق و مغارب " ذکر شده، یعنی مشرقها و مغربها، و در بعضی جاها " مشرقین و مغربین " ذکر شده، دو مشرق و دو مغرب.
اینجا قرآن در مقام تعدید و شمارش نعمتهاست، می خواهد بگوید اینکه خورشید میان این دو حد (آخرین حد زمستان و آخرین حد تابستان) حرکت می کند، خود همین یک حساب است که اگر این جور نبود کار زمین تنظیم نمی شد، یعنی اگر همیشه مثلا مانند روز اول بهار بود، آن فوایدی که برای تابستان هست و فوایدی که برای (پاییز هست و فوایدی که برای زمستان هست وجود نداشد). خوبی اش این است که در میان این دو مشرق و در میان این دو مغرب همیشه زمین و خورشید در حرکت هستند.
مکان عبور از جوّ زمین را می توان از «آیه 33 سوره مبارکه الرّحمن» استنباط کرد.
خداوند در این آیه می فرماید: «یا مَعشَرَ الجِنِّ و الِانسِ اِنِ استَطَعتُم اَن تَنفُذوُا مِن اَقطارِ السَّمواتِ وَ الاَرضِ فَانفُذوُا لا تَنفُذوُنَ اِلّا بِسُلطانٍ » یعنی : « ای گروه جن وانس ، اگر توانایی دارید که از نواحی آسمان ها و زمین بگذرید ، بگذرید ، ولیکن نمی توانید بگذرید ، مگر با سلطان »
در این آیه می بینیم گفته شده نمی توانید از نواحی آسمان ها و زمین عبور کنید مگر با سلطان(سلطه یافتن).
یعنی اگر سلطان داشته باشید می توانید عبور کنید . اگر گفته شده بود شما هرگز نمی توانید از نواحی آسمان ها و زمین عبور کنید، در زمان ما که سفینه های فضایی به ماه و نزدیک مشتری می روند این سوال مطرح می شد که چرا فرموده شما نمی توانید از نواحی آسمان ها و زمین عبور کنید؟ ولی می بینیم که در آیه گفته شده: « شما نمی توانید از نواحی آسمان ها و زمین عبور کنید مگر با سلطان ».
برخی از مفسران کلمه «سلطان» را قدرت عظیم مادی و علمی معنی نموده اند و ما در این زمان می بینیم که با پیشرفت علم توانسته اند وسایلی بسازند که از جوّ زمین عبور کنند و به ماه و نزدیک مشتری بروند.
با توجه به این که در زمان پیغمبر اکرم(ص) کسی احتمال نمی داد که حتی بتواند ده متر از زمین بالا برود ، این آیه یکی از نکات قرآن می باشد.