راسخون

دلتنگی های جمکران

dele_tak_sarneshin کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 82
|
تاریخ عضویت : دی 1387 

نیاز دل ....

چقدر شرمنده ام از لحظاتی که نگاهم کردی و من بی توجه بودم

چقدر شرمنده ام از لحظاتی که دلت را شکستم

نمی دانم چگونه مرهم دلت شوم

من که خود عمریست زخم و درد دلم برای شما...


مهربانا...

ترسم از آن است که بگویی

" مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان "

عزیز دل زهرا ....


dele_tak_sarneshin کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 82
|
تاریخ عضویت : دی 1387 

هنوزم انتظار و انتظار است
هنوزم دل به سینه بی قرار است
هنوزم خواب می بینم به شب ها
همان مردی که بر اسبی سوار است
همان مردی که آید جمعه روزی
و این پایان خوب انتظار است

alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تويي بهانه آن ابرها كه ميگريند
بيا كه صاف شود اين هواي باراني

تو از حوالي اقليم هر كجا آباد
بيا كه مي رود اين شهر رو به ويراني
كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق
بيا كه ياد تو آرامشي است طوفاني
alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
به حکم عاطفه مردی نجیب می آید
که با سرود خوشش بی رقیب می آید

کنار پنجره مردان نور می گفتند
شفای آیت اَمَّن الیُجیب می آید

چکاوکی که به روی نسیم می خواند
برای زخم شقایق طبیب می آید

ببین که دست تو را ذوالفقار می بوسد
بمان که نزد تو مردی غریب می آید

بیا و باغ فدک را تو آبیاری کن
که از بهشت تنت عطر سیب می آید


دلم برای خودم هی بهانه می گیرد
که دادخواه غزل عن قریب می آید


علی بهاور
shahriyar کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 33
|
تاریخ عضویت : تیر 1388 

جون آقا روم نمیشه دیگه باهات حرف بزنم

اگه با من حرف نزنی بال و پرم رو می کنم

سخت شده نفس زدن دنیا پر از نامردیه

هیچ دلی نمی سوزه زمونه ی بی دردیه

پیچیده تو شهرمون که دیگه دوستم نداری

نکنه که راست بگن تو منو تنها بذاری

 

alibeiki کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 1003
|
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
اى نـسـیـم سـحـر آرامـگـه یـار كـجـاسـت؟

مـنزل‏آن مه عاشق كُش عیار كجاست؟