اخبار ایران و جهان
رهبر معظم انقلاب تأكيد كردند: در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود. هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود . هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذر انتساب به اين جانب يا ديگر مسئولان كشور خود را از حساب كشي معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد.
به گزارش خبرگزاري فارس حضرت آيهالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب 10 سال پيش در چنين روزي به رؤساي قواي سه گانه فرمان مهمي در خصوص مبارزه همه جانبه و سازمان يافته با مفاسد مالي و اقتصادي صادر كردند.
متن فرمان مقام معظم رهبري به رؤساي قواي سه گانه بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
حضرات آقايان رؤساي محترم قواي سه گانه دامت تاييدائهم
تشكيل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي طرح مبارزه با فساد كه دو قوه ي مجريه و قضاييه بدان همت گماشته اند عزم جدي مسئولان را به اقدام در اين امر اساسي و حياتي نويد مي دهد . حكومتي كه مفتخر به الگو ساختن نظام علوي است بايد در همه حال تكليف بزرگ خود را كم كردن فاصله ي طولاني خويش با نظام آرماني علوي و اسلامي بداند و اين جهادي از سر اخلاص و همتي سست ناپذير مي طلبد. جمهوري اسلامي كه جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامي هدفي ندارد نبايد در اين راه دچار غفلت شود . رفتار قاطع و منصفانه ي علوي را بايد در مد نظر داشته باشد و به كمك الهي و حمايت مردمي كه عدالت و انصاف را قدر مي دانند تكيه كند.
نامگذاري امسال به نام مبارك ((رفتار علوي)) فرصت مناسبي است كه شما برادران عزيز مراقبت از سلامت نظام را كه بحمدالله در سالهاي گذشته همواره در كار بوده فعاليتي تازه نفس و سازمان يافته ببخشيد و با همكاري و اتحاد افق ها را در برابر چشم اين ملت نجيب و مؤمن روشنتر و شفاف تر سازيد . امروز كشور ما تشنه ي فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايه گذاري مطمئن است و اين همه به فضايي نيازمند است كه در آن سرمايه گذار و صنعت گر و عنصر فعال در كشاورزي و مبتكر علمي و جوينده ي كار و همه ي قشر ها از صحت و سلامت ارتباطات حكومتي و امانت و صداقت متصديان امور مالي و اقتصادي مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند . اگر دست مفسدان و سوء استفاده كنندگان از امكانات حكومتي قطع نشود و اگر امتيازطلبان و زياده خواهان پر مدعا و انحصار جو طرد نشوند سرمايه گذار و توليد كننده و اشتغال طلب همه احساس ناامني و نوميدي خواهند كرد و كساني از آن به استفاده از راه هاي نامشروع و غير قانوني تشويق خواهند شد.
خشكانيدن ريشه ي فساد مالي و اقتصادي و عمل قاطع و گره گشا در اين باره مستلزم اقدام همه جانبه به وسيله ي قواي سه گانه مخصوصا دو قوه ي مجريه و قضاييه است. قوه ي مجريه با نظارتي سازمان يافته و بي اغماض از بروز و رشد فساد مالي در دستگاه ها پيشگيري كند و قوه ي قضاييه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالي كشور بردارد. بديهي است كه نقش قوه ي مقننه در وضع قوانين كه موجب تسهيل راه كارهاي قانوني است و نيز در ايفاء وظيفه ي نظارت بسيار مهم و كار ساز است.
لازم است نكاتي را به حضرات آقايان و ديگر دست اندركاران كشور كه مي توانند در مبارزه بافساد نقش ايفا كنند تذكر دهم
1- با آغاز مبارزه جدي با فساد اقتصادي و مالي يقينا زمزمه ها و به تدريج فريادها و نعره هاي مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفت ها عمدتا از سوي كساني خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مي شوند و طبيعي است بددلاني كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلاني كه از القايات آنان تاثير پذيرفته اند با آنان هم صدا شوند . اين مخالفت ها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند! به مسئولان خير خواه در قواي سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد به نوعي هم دستي با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومي به دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهد.
2- ممكن است كساني به خطا تصور كنند كه مبارزه با مفسدان و سوء استفاده كنندگان از ثروت هاي ملي موجب ناامني اقتصادي و فرار سرمايه ها است. به اين اشخاص تفهيم كنند كه به عكس اين مبارزه موجب امنيت فضاي اقتصادي و اطمينان كساني كه مي خواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند توليد كنندگان اين كشور خود نخستين قربانيان فساد مالي و اقتصاد ناسالمند.
3- كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ي قضاييه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد. دستي كه مي خواهد با ناپاكي دربيفتد بايد خود پاك باشد و كساني كه مي خواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند.
4- ضربه ي عدالت بايد قاطع ولي در عين حال دقيق و ظريف باشد. متهم كردن بي گناهان يا معامله ي يكسان ميان خيانت و اشتباه يا يكسان گرفتن گناهان كوچك با گناهان بزرگ جايز نيست . مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بي گمان اكثريت كارگزاران در قواي سه گانه كشور را تشكيل مي دهند نبايد مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گيرند و يا احساس ناامني كنند چه نيكو است كه تشويق صالحان و خدمتگزاران نيز در كنار مقابله با فساد و مفسد وظيفه اي مهم شناخته شود.
5- بخش هاي مختلف نظارتي در سه قوه از قبيل سازمان بازرسي كل كشور ديوان محاسبات و وزارت اطلاعات بايد با همكاري صميمانه نقاط دچار آسيب در گردش مالي و اقتصادي كشور را به درستي شناسايي كنند و محاكم قضايي و نيز مسئولان آسيب زدايي در هر مورد را ياري رسانند.
6- وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظايف قانوني خود نقاط آسيب پذير در فعاليت هاي اقتصادي دولتي كلان مانند معاملات و قراردادهاي خارجي و سرمايه گذاري هاي بزرگ طرح هاي ملي و نيز مراكز مهم تصميم گيري اقتصادي و پولي كشور را پوشش اطلاعاتي دهد و به دولت و دستگاه قضايي در تحقق سلامت اقتصادي ياري رسانند و به طور منظم به رييس جمهور گزارش دهد.
7- در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود. هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود . هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذر انتساب به اين جانب يا ديگر مسئولان كشور خود را از حساب كشي معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد.
8- با اين امر مهم وحياتي نبايد به گونه ي شعاري تبليغاتي و تظاهر گونه رفتار شود. به جاي تبليغات بايد آثار و بركات عمل مشهود گردد به دست اندركاران اين مهم تاكيد كنيد كه به جاي پرداختن به ريشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاي كوچك نروند و نقاط اصلي را رها نكنند . هر گونه اطلاع رساني به افكار عمومي كه البته در جاي خود لازم است بايد به دور از اظهارات نسنجيده و تبليغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمينان افكار عمومي را در نظر داشته باشد . از خداوند متعال اخلاص و جد و توفيق را براي خود و شما و همه ي مسئولان اين امور مسالت مي كنم و اميدوارم اين اقدام مورد رضاي حضرت بقيه الله الاعظم روحي فداه قرار گرفته گام بلندي به سوي رفاه و آسايش عمومي را تدارك كند.
والسلام عليكم
سيد علي خامنه اي
10 ارديبهشت ماه 1380
به گزارش خبرگزاري فارس حضرت آيهالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب 10 سال پيش در چنين روزي به رؤساي قواي سه گانه فرمان مهمي در خصوص مبارزه همه جانبه و سازمان يافته با مفاسد مالي و اقتصادي صادر كردند.
متن فرمان مقام معظم رهبري به رؤساي قواي سه گانه بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
حضرات آقايان رؤساي محترم قواي سه گانه دامت تاييدائهم
تشكيل ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي طرح مبارزه با فساد كه دو قوه ي مجريه و قضاييه بدان همت گماشته اند عزم جدي مسئولان را به اقدام در اين امر اساسي و حياتي نويد مي دهد . حكومتي كه مفتخر به الگو ساختن نظام علوي است بايد در همه حال تكليف بزرگ خود را كم كردن فاصله ي طولاني خويش با نظام آرماني علوي و اسلامي بداند و اين جهادي از سر اخلاص و همتي سست ناپذير مي طلبد. جمهوري اسلامي كه جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامي هدفي ندارد نبايد در اين راه دچار غفلت شود . رفتار قاطع و منصفانه ي علوي را بايد در مد نظر داشته باشد و به كمك الهي و حمايت مردمي كه عدالت و انصاف را قدر مي دانند تكيه كند.
نامگذاري امسال به نام مبارك ((رفتار علوي)) فرصت مناسبي است كه شما برادران عزيز مراقبت از سلامت نظام را كه بحمدالله در سالهاي گذشته همواره در كار بوده فعاليتي تازه نفس و سازمان يافته ببخشيد و با همكاري و اتحاد افق ها را در برابر چشم اين ملت نجيب و مؤمن روشنتر و شفاف تر سازيد . امروز كشور ما تشنه ي فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايه گذاري مطمئن است و اين همه به فضايي نيازمند است كه در آن سرمايه گذار و صنعت گر و عنصر فعال در كشاورزي و مبتكر علمي و جوينده ي كار و همه ي قشر ها از صحت و سلامت ارتباطات حكومتي و امانت و صداقت متصديان امور مالي و اقتصادي مطمئن بوده و احساس امنيت و آرامش كنند . اگر دست مفسدان و سوء استفاده كنندگان از امكانات حكومتي قطع نشود و اگر امتيازطلبان و زياده خواهان پر مدعا و انحصار جو طرد نشوند سرمايه گذار و توليد كننده و اشتغال طلب همه احساس ناامني و نوميدي خواهند كرد و كساني از آن به استفاده از راه هاي نامشروع و غير قانوني تشويق خواهند شد.
خشكانيدن ريشه ي فساد مالي و اقتصادي و عمل قاطع و گره گشا در اين باره مستلزم اقدام همه جانبه به وسيله ي قواي سه گانه مخصوصا دو قوه ي مجريه و قضاييه است. قوه ي مجريه با نظارتي سازمان يافته و بي اغماض از بروز و رشد فساد مالي در دستگاه ها پيشگيري كند و قوه ي قضاييه با استفاده از كارشناسان و قضات قاطع و پاكدامن مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالي كشور بردارد. بديهي است كه نقش قوه ي مقننه در وضع قوانين كه موجب تسهيل راه كارهاي قانوني است و نيز در ايفاء وظيفه ي نظارت بسيار مهم و كار ساز است.
لازم است نكاتي را به حضرات آقايان و ديگر دست اندركاران كشور كه مي توانند در مبارزه بافساد نقش ايفا كنند تذكر دهم
1- با آغاز مبارزه جدي با فساد اقتصادي و مالي يقينا زمزمه ها و به تدريج فريادها و نعره هاي مخالفت با آن بلند خواهد شد. اين مخالفت ها عمدتا از سوي كساني خواهد بود كه از اين اقدام بزرگ متضرر مي شوند و طبيعي است بددلاني كه با سعادت ملت و كشور مخالفند يا ساده دلاني كه از القايات آنان تاثير پذيرفته اند با آنان هم صدا شوند . اين مخالفت ها نبايد در عزم راسخ شما ترديد بيفكند! به مسئولان خير خواه در قواي سه گانه بياموزيد كه تسامح در مبارزه با فساد به نوعي هم دستي با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومي به دستگاه ها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهد.
2- ممكن است كساني به خطا تصور كنند كه مبارزه با مفسدان و سوء استفاده كنندگان از ثروت هاي ملي موجب ناامني اقتصادي و فرار سرمايه ها است. به اين اشخاص تفهيم كنند كه به عكس اين مبارزه موجب امنيت فضاي اقتصادي و اطمينان كساني كه مي خواهند فعاليت سالم اقتصادي داشته باشند توليد كنندگان اين كشور خود نخستين قربانيان فساد مالي و اقتصاد ناسالمند.
3- كار مبارزه با فساد را چه در دولت و چه در قوه ي قضاييه به افراد مطمئن و برخوردار از سلامت و امانت بسپاريد. دستي كه مي خواهد با ناپاكي دربيفتد بايد خود پاك باشد و كساني كه مي خواهند در راه اصلاح عمل كنند بايد خود برخوردار از صلاح باشند.
4- ضربه ي عدالت بايد قاطع ولي در عين حال دقيق و ظريف باشد. متهم كردن بي گناهان يا معامله ي يكسان ميان خيانت و اشتباه يا يكسان گرفتن گناهان كوچك با گناهان بزرگ جايز نيست . مديران درستكار و صالح و خدمتگزار كه بي گمان اكثريت كارگزاران در قواي سه گانه كشور را تشكيل مي دهند نبايد مورد سوءظن و در معرض اهانت قرار گيرند و يا احساس ناامني كنند چه نيكو است كه تشويق صالحان و خدمتگزاران نيز در كنار مقابله با فساد و مفسد وظيفه اي مهم شناخته شود.
5- بخش هاي مختلف نظارتي در سه قوه از قبيل سازمان بازرسي كل كشور ديوان محاسبات و وزارت اطلاعات بايد با همكاري صميمانه نقاط دچار آسيب در گردش مالي و اقتصادي كشور را به درستي شناسايي كنند و محاكم قضايي و نيز مسئولان آسيب زدايي در هر مورد را ياري رسانند.
6- وزارت اطلاعات موظف است در چارچوب وظايف قانوني خود نقاط آسيب پذير در فعاليت هاي اقتصادي دولتي كلان مانند معاملات و قراردادهاي خارجي و سرمايه گذاري هاي بزرگ طرح هاي ملي و نيز مراكز مهم تصميم گيري اقتصادي و پولي كشور را پوشش اطلاعاتي دهد و به دولت و دستگاه قضايي در تحقق سلامت اقتصادي ياري رسانند و به طور منظم به رييس جمهور گزارش دهد.
7- در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود. هيچكس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود . هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذر انتساب به اين جانب يا ديگر مسئولان كشور خود را از حساب كشي معاف بشمارد با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يكسان صورت گيرد.
8- با اين امر مهم وحياتي نبايد به گونه ي شعاري تبليغاتي و تظاهر گونه رفتار شود. به جاي تبليغات بايد آثار و بركات عمل مشهود گردد به دست اندركاران اين مهم تاكيد كنيد كه به جاي پرداختن به ريشه ها و ام الفسادها به سراغ ضعفا و خطاهاي كوچك نروند و نقاط اصلي را رها نكنند . هر گونه اطلاع رساني به افكار عمومي كه البته در جاي خود لازم است بايد به دور از اظهارات نسنجيده و تبليغات گونه بوده و حفظ آرامش و اطمينان افكار عمومي را در نظر داشته باشد . از خداوند متعال اخلاص و جد و توفيق را براي خود و شما و همه ي مسئولان اين امور مسالت مي كنم و اميدوارم اين اقدام مورد رضاي حضرت بقيه الله الاعظم روحي فداه قرار گرفته گام بلندي به سوي رفاه و آسايش عمومي را تدارك كند.
والسلام عليكم
سيد علي خامنه اي
10 ارديبهشت ماه 1380
مهدی فکور در گفتگو با مهر از واگذاری قرارداد طرح توسعه 2 میدان گازی به صورت ترک تشریفات مناقصه به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) خبر داد و گفت: قرارداد طرح توسعه میادین گازی هالگان و سفید باغون به صورت EPCF به قرارگاه خاتم الانبیا واگذار شده است.
مدیر عامل شرکت نفت مناطق مرکزی با اشاره به واگذاری قرارداد توسعه 2 میدان گازی به صورت ترک تشریفات به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا، ارزش این قرارداد را نزدیک به یک میلیارد دلار اعلام کرد و جزئیات سیاست جدید وزارت نفت برای واگذاری ترک تشریفات قراردادهای نفت و گاز را تشریح کرد.
مهدی فکور در گفتگو با مهر از واگذاری قرارداد طرح توسعه 2 میدان گازی به صورت ترک تشریفات مناقصه به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) خبر داد و گفت: قرارداد طرح توسعه میادین گازی هالگان و سفید باغون به صورت EPCF به قرارگاه خاتم الانبیا واگذار شده است.
مدیر عامل شرکت نفت مناطق مرکزی ایران با تاکید بر اینکه ارزش این قرارداد گازی نزدیک به یک میلیارد دلار (حدود 970 میلیون دلار) برآورد می شود، تصریح کرد: مطابق با توافق انجام گرفته بین شرکت ملی نفت و قرارگاه خاتم الانبیا باید تمامی منابع مالی و سرمایه گذاری طرح توسعه این دو میدان گازی توسط این مجموعه تامین شود.
این عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران با تاکید بر اینکه هدف از طرح توسعه میادین هالگان و سفید باغون تولید روزانه 19 میلیون متر مکعب گاز طبیعی است، اظهار داشت: برای توسعه این دو میدان گازی طرح جامع توسعه میدان (MDP) باید به صورت فاز به فاز توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا تدوین و در شرکت ملی نفت به تصویب برسد.
وی با اشاره به دستور جدید وزیر نفت مبنی بر شرایط واگذاری قراردادهای نفتی و گازی به صورت ترک تشریفات مناقصه، توضیح داد: مطابق با این دستور وزیر نفت اختیاراتی را به شرکتهای مختلف واگذار شده است تا آن دسته از پیمانکارانی که دارای توانایی مالی مطلوبی هستند به صورت ترک تشریفات در پروژه ها حضور پیدا کنند.
فکور، تاکید کرد: بر این اساس قرارداد توسعه میادین گازی هالگان و سفید باغون با توجه به منابع مالی کافی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا به این مجموعه به صورت ترک تشریفات مناقصه واگذار شده است.
میادین گازی مستقل هاگان و سفید باغون از میادین تازه اکتشاف شده کشور به شمار می روند که حجم ذخیره گاز درجای میدان هالگان 12 تریلیون و 400 میلیارد فوتمکعب معادل 355 میلیارد متر مکعب است.
پیشبینی میشود حدود 70 درصد ذخیره درجای این میدان معادل هشت تریلیون و 938 میلیارد فوتمکعب آن قابل استحصال باشد همچنین حجم میعانات گازی درجا در میدان گازی هالگان 249 میلیون بشکه برآورد شده که از این میزان حدود 98 میلیون بشکه قابل استحصال است.
میدان سفید باغون از حجم ذخیره گاز طبیعی حدود 6 تریلیون فوت مکعب برخوردار بوده که این میدان تازه اکتشاف شده همجوار با میدان هالگان در استان فارس قرار گرفته است.
مهدی فکور در گفتگو با مهر از واگذاری قرارداد طرح توسعه 2 میدان گازی به صورت ترک تشریفات مناقصه به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) خبر داد و گفت: قرارداد طرح توسعه میادین گازی هالگان و سفید باغون به صورت EPCF به قرارگاه خاتم الانبیا واگذار شده است.
مدیر عامل شرکت نفت مناطق مرکزی ایران با تاکید بر اینکه ارزش این قرارداد گازی نزدیک به یک میلیارد دلار (حدود 970 میلیون دلار) برآورد می شود، تصریح کرد: مطابق با توافق انجام گرفته بین شرکت ملی نفت و قرارگاه خاتم الانبیا باید تمامی منابع مالی و سرمایه گذاری طرح توسعه این دو میدان گازی توسط این مجموعه تامین شود.
این عضو هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران با تاکید بر اینکه هدف از طرح توسعه میادین هالگان و سفید باغون تولید روزانه 19 میلیون متر مکعب گاز طبیعی است، اظهار داشت: برای توسعه این دو میدان گازی طرح جامع توسعه میدان (MDP) باید به صورت فاز به فاز توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا تدوین و در شرکت ملی نفت به تصویب برسد.
وی با اشاره به دستور جدید وزیر نفت مبنی بر شرایط واگذاری قراردادهای نفتی و گازی به صورت ترک تشریفات مناقصه، توضیح داد: مطابق با این دستور وزیر نفت اختیاراتی را به شرکتهای مختلف واگذار شده است تا آن دسته از پیمانکارانی که دارای توانایی مالی مطلوبی هستند به صورت ترک تشریفات در پروژه ها حضور پیدا کنند.
فکور، تاکید کرد: بر این اساس قرارداد توسعه میادین گازی هالگان و سفید باغون با توجه به منابع مالی کافی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا به این مجموعه به صورت ترک تشریفات مناقصه واگذار شده است.
میادین گازی مستقل هاگان و سفید باغون از میادین تازه اکتشاف شده کشور به شمار می روند که حجم ذخیره گاز درجای میدان هالگان 12 تریلیون و 400 میلیارد فوتمکعب معادل 355 میلیارد متر مکعب است.
پیشبینی میشود حدود 70 درصد ذخیره درجای این میدان معادل هشت تریلیون و 938 میلیارد فوتمکعب آن قابل استحصال باشد همچنین حجم میعانات گازی درجا در میدان گازی هالگان 249 میلیون بشکه برآورد شده که از این میزان حدود 98 میلیون بشکه قابل استحصال است.
میدان سفید باغون از حجم ذخیره گاز طبیعی حدود 6 تریلیون فوت مکعب برخوردار بوده که این میدان تازه اکتشاف شده همجوار با میدان هالگان در استان فارس قرار گرفته است.
ذرات اورانيوم غني شده ممكن است وارد ريه و ساير اعضاي بدن شود و سالها در بدن بماند، بنابراين باعث بيماريهاي كليه و آسيبهاي جدي به كروموزومهاي مربوطه، سرطان، بيماريهاي پوستي و حالات عصبي ميشود. زنان بارداري كه در معرض اين ماده قرار ميگيرند، تاثيرات ژنتيكي اين ماده را به كودكان خود انتقال ميدهند.
در روزهاي اول حمله غرب به ليبي، هواپيماهاي B-2 ايالات متحده 45 عدد بمب بر سر مردم ريختند كه هر كدام از اين بمبها 2000 پوند وزن داشتند و حامل اورانيوم غني شده بودند، مادهاي كه به فراواني در سلاحها و راكتورهاي هستهاي استفاده ميشود.
به گزارش فارس، پايگاه اينترنتي "juventudrebelde " در گزارشي به بررسي حمله نظامي ايالات متحده آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي به ليبي پرداخته و مينويسد: غرب ليبي را ميخواهد. محافظت از افراد غير نظامي بهانه است، حال آنكه حملات هوايي پيشبيني شده ناتو با هدف هموار كردن راه براي معترضان به منظور از ميان بردن قذافي است.
با وجود صدها كشته و استفاده از اورانيوم غني شده چگونه اين جنگ را بشردوستانه بناميم؟
ايالات متحده و همدستان او، جنگ صليبي- امپرياليستي مداوم عليه ليبي را، يك جنگ بشردوستانه توصيف ميكنند. اما چگونه ميتوان اين جنگ را بشردوستانه ناميد؟ با وجود صدها كشته، خسارت به زيرساختهاي بزرگ، و حتي استفاده از اورانيوم غني شده كه براي سلامتي نوع بشر بسيار مضر است، ديگر نميتوان اين جنگ را بشردوستانه توصيف كرد.
قربانيان، واقعيت اين جنگ كثيف را نشان ميدهند
هرچند كه واشنگتن، پاريس و لندن، رهبران اين جنگ، پيش از اين نقش اصلي را بر عهده ناتو گذاشتهاند؛ هنوز هم با افتخار ميگويند: "ما از مردم غير نظامي محافظت ميكنيم ". با اين وجود، قربانيان اين جنگ، واقعيت اين جنگ كثيف را نشان ميدهند.
اگر هدف آنها دفاع از انسانهاي بيگناه است، پس چرا بمبهاي خود را بر سر مردم ميريزند. يك تصميم منطقي توسط شوراي امنيت سازمان ملل، قبل از تصويب قطعنامه 1973- كه اجازه استفاده از نيروي نظامي را ميداد- فرستادن ناظراني عيني به منطقه بود تا اتفاقاتي كه واقعا رخ داده بود را تأييد كنند.
طرح پيشنهادي حاميان بسياري داشت. معمر قذافي خود چند بار آن را پيگيري كرد، همچنين بعضي از رهبران دولتها همچون "هوگو چاوز " در ونزوئولا نيز، از اين ايده دفاع كردند. اما اين تصميم نقش مهمي در ايجاد منطقه پرواز ممنوع و تحريم تسليحاتي داشت، به علاوه باعث اضافه شدن نام قذافي به ليست رياكارانه متهمين دادگاه بينالمللي مجازات كيفري شد. در آن زمان، تحريمهاي اقتصادي تحت قطعنامه 1970 اجرا شده بود.
مرگ مردم بيگناه پيامد ماجراجويي نظامي
تا به حال، ماجراجويي نظامي به مرگ مردم بيگناه، تخريب زيرساختهاي نظامي و غير نظامي - از جمله بيمارستانها و فرودگاهها منجر شده است. اين تنها اندكي شبيه به جنگ 1999 در يوگسلاوي است كه همچنان با عناوين بشردوستانه توجيه ميشود.
مقاصد نظامي ناتو نشان ميدهد حمله به ليبي يك جنايت واقعي است
مقاصد نظامي ناتو، عمدتاً شامل نيروگاهها، ساختمانهاي دولتي، كارخانهها، مدارس، تجهيزات پزشكي از جمله مراكز مراقبت بهداشتي كودكان است و اينها نشان ميدهد حمله به ليبي يك جنايت جنگي واقعي محسوب ميشود!
انتشار خبرهاي نادرست و گمراهكننده
با اين حال فرماندهان ارتش عليه ليبي عمليات نظامي انجام ميدهند و به كشته شدگاني كه آنها ميگويند ما از آنها دفاع ميكنيم، "آسيب جدي " ميرسانند. "ويليام هيگ "، وزير امور خارجه انگليس، با گستاخي گفته بود كه "جنگ بشردوستانه مدرن " افراد غيرنظامي را نميكشد. خبرهاي نادرست بسياري از رسانهها منتشر شد و طولي نكشيد گزارشهايي كه مدعي "بربريت " قذافي بود پخش شد. آنها كشتار گزارش شده را به حداقل ميرسانند و اظهارات گمراه كننده را واقعي جلوه ميدهند.
وزير خارجه انگليس: قدرتهاي بزرگ مانند قهرمانان براي نجات مردم ليبي تلاش ميكنند
هيگ براي متقاعد كردن افكار عمومي گفته كه قدرتهاي بزرگ مانند قهرمانان براي نجات مردم ليبي تلاش ميكنند و اجازه ميدهند آنها به سمت دموكراسي پيش بروند! آنها حتي غم و غصه كساني كه عزيزان خود را از دست داده بودند را عملي مزخرف از سوي قذافي توصيف كردند، كساني كه به گفته آنها دستور گرفته بودند كه مراسم خاكسپاري جعلي برگزار كنند.
قربانيان بمباران ناتو كه از موشكهاي "تاماهاوك " ايالات متحده و جنگندههاي فرانسوي و انگليسي تغذيه ميشوند، مهم نيستند. در حالي كه اگر در مورد تلفات غير نظامي جنگي صحبت شود كه توسط غرب ترغيب شده است، آنگاه متفقين يك نيروي خارجي هستند كه در يك جنگ داخلي درگير شدهاند كه در آن بمباران راه كساني را كه ميخواهند دولت را سرنگون كنند، مشخص ميسازد.
يكي از گامهاي اوليه فرانسه - براي راه اندازي حمله- به رسميت شناختن مخالفان به عنوان نماينده قانوني ليبي و در نتيجه بي اعتبار كردن دولت طرابلس بود.
ايالات متحده قصد دارد معترضان را مسلح كند و با اين قصد تحريم تسليحاتي تصويب شده در قطعنامه 1973 را ناديده ميگيرد. قبلاً چند جلسه براي نشان دادن امكان حمايت مالي، بين معترضان و نمايندگان واشنگتن برگزار شده است. هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا اين امكان را كه به هيچوجه چيز جديدي نيست، قانوني توصيف كرد چون كه اين مسئله قبل از شروع جنگ، توسط نيروي نظامي آمريكا و محافل دولتي مطرح شده بود.
"ويليام كامرون "، نخست وزير انگليس مدعي است قطعنامه هر طور كه تصويب شود به نفع آنهايي است كه از مردم محافظت كردهاند اگر اسناد تأييد شده توسط شوراي امنيت سازمان ملل اجازه "همه اقدامات لازم " براي محافظت از افراد غير نظامي را بدهد. هر يك از سران حكومت بر اساس فهم خود آن را تفسير ميكنند، در صورتيكه آنها شروط اصلي نقض پيمان استقلال و حاكميت ليبي را فراموش ميكنند.
پيشنهاد ديگر كامرون تقسيم كشور به دو قلمرو است. سران نظامي انگليس بر سازماندهي و آموزش شورشيان اصرار ميورزند. با اين كار آنها ميخواهند شركتهاي امنيتي و غيردولتي بسياري را به كار گيرند كه بعضي از آنها شامل سربازان زبده قديمي يگان خدمات ويژه هوايي هستند.
هدف اصلي، ايجاد دولتي جديد كه بر اساس منافع ابرقدرتها باشد
هدف واقعي، بركناري قذافي و ايجاد يك دولت جديد است كه بر اساس منافع ابرقدرتها باشد. در طول جلسهاي كه اين هفته با نمايندگان شوراي ملي انتقالي- بنا به ادعاي خودشان به عنوان تنها نماينده مردم ليبي- در "بنغازي " تشكيل شد، يك ديپلمات ايالات متحده از علاقه دولت متبوع خود نسب به سرنگوني قذافي صحبت كرد.
پارادوكس نفاق
اگر ايالات متحده و متحدانش واقعا نگران "دموكراسي " هستند چرا به عربستان صعودي، يمن يا بحرين حمله نميكنند. آنهايي كه خواستار تغييرات سياسي در اين كشورها هستند، باعث به وجود آمدن اهداف سركوبگرانه شدهاند. به هر حال آنها با آمريكا همپيمان هستند، چون با توجه به وضعيتي كه دارا هستند، (نفت، كنترل بر مسيرهاي انتقال نفت و موقعيت استراتژيك) مواجه در برابر نفوذ ايران را تضمين ميكند.
چرا آنها مصر را بمباران نكردند؟ چون كه آنها نميخواهند حمايت گسترده قاهره را از دست بدهند، هم در مسئله هستهاي ايران و هم در مذاكرات بين اسرائيل و تشكيلات خودگردان فلسطين. علاوه بر اين، واقعيت اين است كه اسرائيل از ورود هرگونه كالايي به نوار غزه كه براي جنبش مقاومت اسلامي (حماس) فرستاده شود، جلوگيري ميكند.
قذافي بهعنوان يك تروريست و دشمن غرب
در مراكش بمبهاي زيادي ريخته شد. كشوري كه صحراي غربي آن از سال 1975 بهطور غير قانوني اشغال شده است؛ و زندانهاي آن به مراكز شكنجه براي مبارزان استقلال و آزادي تنها ملت آفريقايي كه ميخواهند از سلطه استعمار رها شوند، تبديل شده است و به نظر نميرسد كه آنها بتوانند به اسرائيل حمله كنند، اسرائيلي كه فلسطين را اشغال كرده و با بمبافكنهاي خود مرگ را به نوار غزه آورده است. برنامههاي مختلفي وجود دارد اما اگر ليبي نبود حتي يك كلمه اعتراض هم وجود نداشت. قذافي مهرهاي نبوده است كه غرب بتواند به راحتي آن را از بين ببرد. سياست او بر پايه دفاع از سلطنت نه تنها ليبي، بلكه تمام كشورهاي آفريقايي است. از اينرو واشنگتن ليبي و رهبر آن را به عنوان دشمن و تروريست نشان داد و بدينگونه آنها به اهداف سازمان سيا در دوره جنگ سرد تبديل شدند. در 1986 "رونالد ريگان "، رئيس جمهور ايالات متحده يك عمليات نظامي عليه آنها انجام داد كه در آن دهها نفر، از جمله يكي از دختران قذافي، كشته شدند.
قذافي بهعنوان يك دوست غرب
پس از چند دهه تنش، سازمان ملل و واشنگتن براي برنامههاي هستهاي، تحريمهاي تحميل شده بر كشور آفريقايي را لغو كردند و بعد از آن، شركتهاي آمريكايي همچون (Western Petroleum Corp) ، (Amerada Hess Corp) و (Chevron Texaco showed)، علاقه فراوان خود را به نفت ليبي نشان دادند. بسياري از شركتهاي اروپايي نيز در اين كار سهيم شدند. پس از آن، قذافي به خاطر ذخاير نفتي معيني كه براي غرب بسيار مطلوب بود، به يك دوست تبديل شد. رهبران ليبي حاضر به همكاري نشدند. بعضي از پيغامهاي ديپلماتيك ايالات متحده كه توسط ويكي ليكس منتشر شد، وسواس كاخ سفيد در مورد ميدانهاي نفتي ليبي و مشكلات پيش روي شركتهاي فراملي در انجام عمليات در آن كشور را نشان ميداد، كه شامل تقاضاي طرابلس براي سهم بيشتر از مزايا براي كشور ليبي بود.
منابع غني نفت، علت حمايت غرب از معترضان
سرهنگ قذافي مجبور شد كه از صحنه خارج شود. و اين چيزي بود كه آنها در حال تلاش براي آن بودند. آنها ابتدا در تقابل با اين هدف شرط گذاشتند، اما همين كه قذافي نزديك به شكست دادن شورشيان شد، آنها با عجله به دنبال تصويب قطعنامه شوراي امنيت افتادند و پس از آن بود كه بمبهاي "بشردوستانه " بر سر مردم ليبي ريخته شد. اگر شورشها سركوب شده بود، آنها قطعا مجبور ميشدند كه شركتهاي خود را از منابع غني نفت ليبي بازگردانند.
غرب به شكست دادن قذافي مطمئن نيست
به هر حال، محافل بلندپايه نظامي ايالات متحده در واشنگتن با توجه به ظرفيت بالاي نيروهاي قذافي براي مقاومت و همچنين با توجه به اينكه معترضان خوب سازماندهي نشدهاند، هنوز شك دارند كه قذافي شكست بخورد.
پيشنهادات آمريكا ممكن است فريبكارانه باشد
همانگونه كه در ابتدا توسط عاملان اصلي عمليات نظامي پيشبيني شده بود، اين جنگ بيشتر از آنچه كه انتظار ميرفت، طول خواهد كشيد. ايالات متحده تأكيد كرده بود كه اگر قذافي از قدرت بركنار شود و كشور را ترك كند، حملات و بمباران پايان خواهد يافت. پيشنهاداتي كه ممكن است فريبكاريهاي بسياري را در بر گيرد.
اورانيوم با طعم مرگ
ائتلاف "توقف جنگ " استفاده از اورانيوم غني شده در جنگ عليه ليبي را تقبيح كرد. در روزهاي اول حمله، هواپيماهاي B-2 ايالات متحده 45 عدد بمب بر سر مردم ريختند. هر كدام از اين بمبها 2000 پوند وزن داشتند - مثل موشكهاي كروز كه قبلا استفاده شده بود - و حامل اورانيوم غني شده بودند، مادهاي كه به فراواني در سلاحها و راكتورهاي هستهاي استفاده ميشود.
اورانيوم غني شده به دليل وزن سنگيني كه دارد (1.7 برابر چگالتر از نصب شدههاي قبلي) ميتواند از ماشينهاي زرهي و ساختمانها عبور كند. پس از انفجار، يك ابر از بخار سوزاننده بالا ميآيد و سپس به صورت غبار سمي و راديواكتيو پايين ميآيد.
تأثيرات مخرب اورانيوم استفاده شده در ليبي
ذرات اورانيوم غني شده ممكن است وارد ريه و ساير اعضاي بدن شود و سالها در بدن بماند، بنابراين باعث بيماريهاي كليه و آسيبهاي جدي به كروموزومهاي مربوطه، سرطان، بيماريهاي پوستي و حالات عصبي ميشود. زنان بارداري كه در معرض اين ماده قرار ميگيرند، تاثيرات ژنتيكي اين ماده را به كودكان خود انتقال ميدهند.
امكان آلوده شدن سيستم آبرساني ليبي
شبكه ايراكتيو (Euractiv) نيز، حملات هوايي ناتو كه باعث يك فاجعه زيست محيطي در ليبي ميشود را تقبيح كرد. اگر آنها به تاسيسات رودخانههاي مصنوعي بزرگ آسيب برسانند، ميليونها شهروند را از نوشيدن آب آشاميدني محروم ميكنند. اين بزرگترين سيستم آبرساني با چهار هزار كيلومتر لوله است كه روزانه 6 ميليون متر مكعب آب را از چاههاي صحراي بزرگ به شهرهاي واقع در امتداد نوار ساحلي شمالي ميرساند. رودخانه مصنوعي از مناطق "برگا "، "آجدابيا " و بنغازي عبور ميكند، مناطقي كه بمبارانها در آنجا متمركز شده است.
در قسمت پايين زمينهاي خشك ليبي يك اقيانوس زيرزميني جريان دارد كه "سفره زيرزميني نوبيا " ناميده ميشود، كه احتمالاً بزرگترين سفره زيرزميني دنيا باشد و ميتواند در مركز توجه متجاوزان باشد.
به گزارش فارس، پايگاه اينترنتي "juventudrebelde " در گزارشي به بررسي حمله نظامي ايالات متحده آمريكا و برخي كشورهاي اروپايي به ليبي پرداخته و مينويسد: غرب ليبي را ميخواهد. محافظت از افراد غير نظامي بهانه است، حال آنكه حملات هوايي پيشبيني شده ناتو با هدف هموار كردن راه براي معترضان به منظور از ميان بردن قذافي است.
با وجود صدها كشته و استفاده از اورانيوم غني شده چگونه اين جنگ را بشردوستانه بناميم؟
ايالات متحده و همدستان او، جنگ صليبي- امپرياليستي مداوم عليه ليبي را، يك جنگ بشردوستانه توصيف ميكنند. اما چگونه ميتوان اين جنگ را بشردوستانه ناميد؟ با وجود صدها كشته، خسارت به زيرساختهاي بزرگ، و حتي استفاده از اورانيوم غني شده كه براي سلامتي نوع بشر بسيار مضر است، ديگر نميتوان اين جنگ را بشردوستانه توصيف كرد.
قربانيان، واقعيت اين جنگ كثيف را نشان ميدهند
هرچند كه واشنگتن، پاريس و لندن، رهبران اين جنگ، پيش از اين نقش اصلي را بر عهده ناتو گذاشتهاند؛ هنوز هم با افتخار ميگويند: "ما از مردم غير نظامي محافظت ميكنيم ". با اين وجود، قربانيان اين جنگ، واقعيت اين جنگ كثيف را نشان ميدهند.
اگر هدف آنها دفاع از انسانهاي بيگناه است، پس چرا بمبهاي خود را بر سر مردم ميريزند. يك تصميم منطقي توسط شوراي امنيت سازمان ملل، قبل از تصويب قطعنامه 1973- كه اجازه استفاده از نيروي نظامي را ميداد- فرستادن ناظراني عيني به منطقه بود تا اتفاقاتي كه واقعا رخ داده بود را تأييد كنند.
طرح پيشنهادي حاميان بسياري داشت. معمر قذافي خود چند بار آن را پيگيري كرد، همچنين بعضي از رهبران دولتها همچون "هوگو چاوز " در ونزوئولا نيز، از اين ايده دفاع كردند. اما اين تصميم نقش مهمي در ايجاد منطقه پرواز ممنوع و تحريم تسليحاتي داشت، به علاوه باعث اضافه شدن نام قذافي به ليست رياكارانه متهمين دادگاه بينالمللي مجازات كيفري شد. در آن زمان، تحريمهاي اقتصادي تحت قطعنامه 1970 اجرا شده بود.
مرگ مردم بيگناه پيامد ماجراجويي نظامي
تا به حال، ماجراجويي نظامي به مرگ مردم بيگناه، تخريب زيرساختهاي نظامي و غير نظامي - از جمله بيمارستانها و فرودگاهها منجر شده است. اين تنها اندكي شبيه به جنگ 1999 در يوگسلاوي است كه همچنان با عناوين بشردوستانه توجيه ميشود.
مقاصد نظامي ناتو نشان ميدهد حمله به ليبي يك جنايت واقعي است
مقاصد نظامي ناتو، عمدتاً شامل نيروگاهها، ساختمانهاي دولتي، كارخانهها، مدارس، تجهيزات پزشكي از جمله مراكز مراقبت بهداشتي كودكان است و اينها نشان ميدهد حمله به ليبي يك جنايت جنگي واقعي محسوب ميشود!
انتشار خبرهاي نادرست و گمراهكننده
با اين حال فرماندهان ارتش عليه ليبي عمليات نظامي انجام ميدهند و به كشته شدگاني كه آنها ميگويند ما از آنها دفاع ميكنيم، "آسيب جدي " ميرسانند. "ويليام هيگ "، وزير امور خارجه انگليس، با گستاخي گفته بود كه "جنگ بشردوستانه مدرن " افراد غيرنظامي را نميكشد. خبرهاي نادرست بسياري از رسانهها منتشر شد و طولي نكشيد گزارشهايي كه مدعي "بربريت " قذافي بود پخش شد. آنها كشتار گزارش شده را به حداقل ميرسانند و اظهارات گمراه كننده را واقعي جلوه ميدهند.
وزير خارجه انگليس: قدرتهاي بزرگ مانند قهرمانان براي نجات مردم ليبي تلاش ميكنند
هيگ براي متقاعد كردن افكار عمومي گفته كه قدرتهاي بزرگ مانند قهرمانان براي نجات مردم ليبي تلاش ميكنند و اجازه ميدهند آنها به سمت دموكراسي پيش بروند! آنها حتي غم و غصه كساني كه عزيزان خود را از دست داده بودند را عملي مزخرف از سوي قذافي توصيف كردند، كساني كه به گفته آنها دستور گرفته بودند كه مراسم خاكسپاري جعلي برگزار كنند.
قربانيان بمباران ناتو كه از موشكهاي "تاماهاوك " ايالات متحده و جنگندههاي فرانسوي و انگليسي تغذيه ميشوند، مهم نيستند. در حالي كه اگر در مورد تلفات غير نظامي جنگي صحبت شود كه توسط غرب ترغيب شده است، آنگاه متفقين يك نيروي خارجي هستند كه در يك جنگ داخلي درگير شدهاند كه در آن بمباران راه كساني را كه ميخواهند دولت را سرنگون كنند، مشخص ميسازد.
يكي از گامهاي اوليه فرانسه - براي راه اندازي حمله- به رسميت شناختن مخالفان به عنوان نماينده قانوني ليبي و در نتيجه بي اعتبار كردن دولت طرابلس بود.
ايالات متحده قصد دارد معترضان را مسلح كند و با اين قصد تحريم تسليحاتي تصويب شده در قطعنامه 1973 را ناديده ميگيرد. قبلاً چند جلسه براي نشان دادن امكان حمايت مالي، بين معترضان و نمايندگان واشنگتن برگزار شده است. هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه آمريكا اين امكان را كه به هيچوجه چيز جديدي نيست، قانوني توصيف كرد چون كه اين مسئله قبل از شروع جنگ، توسط نيروي نظامي آمريكا و محافل دولتي مطرح شده بود.
"ويليام كامرون "، نخست وزير انگليس مدعي است قطعنامه هر طور كه تصويب شود به نفع آنهايي است كه از مردم محافظت كردهاند اگر اسناد تأييد شده توسط شوراي امنيت سازمان ملل اجازه "همه اقدامات لازم " براي محافظت از افراد غير نظامي را بدهد. هر يك از سران حكومت بر اساس فهم خود آن را تفسير ميكنند، در صورتيكه آنها شروط اصلي نقض پيمان استقلال و حاكميت ليبي را فراموش ميكنند.
پيشنهاد ديگر كامرون تقسيم كشور به دو قلمرو است. سران نظامي انگليس بر سازماندهي و آموزش شورشيان اصرار ميورزند. با اين كار آنها ميخواهند شركتهاي امنيتي و غيردولتي بسياري را به كار گيرند كه بعضي از آنها شامل سربازان زبده قديمي يگان خدمات ويژه هوايي هستند.
هدف اصلي، ايجاد دولتي جديد كه بر اساس منافع ابرقدرتها باشد
هدف واقعي، بركناري قذافي و ايجاد يك دولت جديد است كه بر اساس منافع ابرقدرتها باشد. در طول جلسهاي كه اين هفته با نمايندگان شوراي ملي انتقالي- بنا به ادعاي خودشان به عنوان تنها نماينده مردم ليبي- در "بنغازي " تشكيل شد، يك ديپلمات ايالات متحده از علاقه دولت متبوع خود نسب به سرنگوني قذافي صحبت كرد.
پارادوكس نفاق
اگر ايالات متحده و متحدانش واقعا نگران "دموكراسي " هستند چرا به عربستان صعودي، يمن يا بحرين حمله نميكنند. آنهايي كه خواستار تغييرات سياسي در اين كشورها هستند، باعث به وجود آمدن اهداف سركوبگرانه شدهاند. به هر حال آنها با آمريكا همپيمان هستند، چون با توجه به وضعيتي كه دارا هستند، (نفت، كنترل بر مسيرهاي انتقال نفت و موقعيت استراتژيك) مواجه در برابر نفوذ ايران را تضمين ميكند.
چرا آنها مصر را بمباران نكردند؟ چون كه آنها نميخواهند حمايت گسترده قاهره را از دست بدهند، هم در مسئله هستهاي ايران و هم در مذاكرات بين اسرائيل و تشكيلات خودگردان فلسطين. علاوه بر اين، واقعيت اين است كه اسرائيل از ورود هرگونه كالايي به نوار غزه كه براي جنبش مقاومت اسلامي (حماس) فرستاده شود، جلوگيري ميكند.
قذافي بهعنوان يك تروريست و دشمن غرب
در مراكش بمبهاي زيادي ريخته شد. كشوري كه صحراي غربي آن از سال 1975 بهطور غير قانوني اشغال شده است؛ و زندانهاي آن به مراكز شكنجه براي مبارزان استقلال و آزادي تنها ملت آفريقايي كه ميخواهند از سلطه استعمار رها شوند، تبديل شده است و به نظر نميرسد كه آنها بتوانند به اسرائيل حمله كنند، اسرائيلي كه فلسطين را اشغال كرده و با بمبافكنهاي خود مرگ را به نوار غزه آورده است. برنامههاي مختلفي وجود دارد اما اگر ليبي نبود حتي يك كلمه اعتراض هم وجود نداشت. قذافي مهرهاي نبوده است كه غرب بتواند به راحتي آن را از بين ببرد. سياست او بر پايه دفاع از سلطنت نه تنها ليبي، بلكه تمام كشورهاي آفريقايي است. از اينرو واشنگتن ليبي و رهبر آن را به عنوان دشمن و تروريست نشان داد و بدينگونه آنها به اهداف سازمان سيا در دوره جنگ سرد تبديل شدند. در 1986 "رونالد ريگان "، رئيس جمهور ايالات متحده يك عمليات نظامي عليه آنها انجام داد كه در آن دهها نفر، از جمله يكي از دختران قذافي، كشته شدند.
قذافي بهعنوان يك دوست غرب
پس از چند دهه تنش، سازمان ملل و واشنگتن براي برنامههاي هستهاي، تحريمهاي تحميل شده بر كشور آفريقايي را لغو كردند و بعد از آن، شركتهاي آمريكايي همچون (Western Petroleum Corp) ، (Amerada Hess Corp) و (Chevron Texaco showed)، علاقه فراوان خود را به نفت ليبي نشان دادند. بسياري از شركتهاي اروپايي نيز در اين كار سهيم شدند. پس از آن، قذافي به خاطر ذخاير نفتي معيني كه براي غرب بسيار مطلوب بود، به يك دوست تبديل شد. رهبران ليبي حاضر به همكاري نشدند. بعضي از پيغامهاي ديپلماتيك ايالات متحده كه توسط ويكي ليكس منتشر شد، وسواس كاخ سفيد در مورد ميدانهاي نفتي ليبي و مشكلات پيش روي شركتهاي فراملي در انجام عمليات در آن كشور را نشان ميداد، كه شامل تقاضاي طرابلس براي سهم بيشتر از مزايا براي كشور ليبي بود.
منابع غني نفت، علت حمايت غرب از معترضان
سرهنگ قذافي مجبور شد كه از صحنه خارج شود. و اين چيزي بود كه آنها در حال تلاش براي آن بودند. آنها ابتدا در تقابل با اين هدف شرط گذاشتند، اما همين كه قذافي نزديك به شكست دادن شورشيان شد، آنها با عجله به دنبال تصويب قطعنامه شوراي امنيت افتادند و پس از آن بود كه بمبهاي "بشردوستانه " بر سر مردم ليبي ريخته شد. اگر شورشها سركوب شده بود، آنها قطعا مجبور ميشدند كه شركتهاي خود را از منابع غني نفت ليبي بازگردانند.
غرب به شكست دادن قذافي مطمئن نيست
به هر حال، محافل بلندپايه نظامي ايالات متحده در واشنگتن با توجه به ظرفيت بالاي نيروهاي قذافي براي مقاومت و همچنين با توجه به اينكه معترضان خوب سازماندهي نشدهاند، هنوز شك دارند كه قذافي شكست بخورد.
پيشنهادات آمريكا ممكن است فريبكارانه باشد
همانگونه كه در ابتدا توسط عاملان اصلي عمليات نظامي پيشبيني شده بود، اين جنگ بيشتر از آنچه كه انتظار ميرفت، طول خواهد كشيد. ايالات متحده تأكيد كرده بود كه اگر قذافي از قدرت بركنار شود و كشور را ترك كند، حملات و بمباران پايان خواهد يافت. پيشنهاداتي كه ممكن است فريبكاريهاي بسياري را در بر گيرد.
اورانيوم با طعم مرگ
ائتلاف "توقف جنگ " استفاده از اورانيوم غني شده در جنگ عليه ليبي را تقبيح كرد. در روزهاي اول حمله، هواپيماهاي B-2 ايالات متحده 45 عدد بمب بر سر مردم ريختند. هر كدام از اين بمبها 2000 پوند وزن داشتند - مثل موشكهاي كروز كه قبلا استفاده شده بود - و حامل اورانيوم غني شده بودند، مادهاي كه به فراواني در سلاحها و راكتورهاي هستهاي استفاده ميشود.
اورانيوم غني شده به دليل وزن سنگيني كه دارد (1.7 برابر چگالتر از نصب شدههاي قبلي) ميتواند از ماشينهاي زرهي و ساختمانها عبور كند. پس از انفجار، يك ابر از بخار سوزاننده بالا ميآيد و سپس به صورت غبار سمي و راديواكتيو پايين ميآيد.
تأثيرات مخرب اورانيوم استفاده شده در ليبي
ذرات اورانيوم غني شده ممكن است وارد ريه و ساير اعضاي بدن شود و سالها در بدن بماند، بنابراين باعث بيماريهاي كليه و آسيبهاي جدي به كروموزومهاي مربوطه، سرطان، بيماريهاي پوستي و حالات عصبي ميشود. زنان بارداري كه در معرض اين ماده قرار ميگيرند، تاثيرات ژنتيكي اين ماده را به كودكان خود انتقال ميدهند.
امكان آلوده شدن سيستم آبرساني ليبي
شبكه ايراكتيو (Euractiv) نيز، حملات هوايي ناتو كه باعث يك فاجعه زيست محيطي در ليبي ميشود را تقبيح كرد. اگر آنها به تاسيسات رودخانههاي مصنوعي بزرگ آسيب برسانند، ميليونها شهروند را از نوشيدن آب آشاميدني محروم ميكنند. اين بزرگترين سيستم آبرساني با چهار هزار كيلومتر لوله است كه روزانه 6 ميليون متر مكعب آب را از چاههاي صحراي بزرگ به شهرهاي واقع در امتداد نوار ساحلي شمالي ميرساند. رودخانه مصنوعي از مناطق "برگا "، "آجدابيا " و بنغازي عبور ميكند، مناطقي كه بمبارانها در آنجا متمركز شده است.
در قسمت پايين زمينهاي خشك ليبي يك اقيانوس زيرزميني جريان دارد كه "سفره زيرزميني نوبيا " ناميده ميشود، كه احتمالاً بزرگترين سفره زيرزميني دنيا باشد و ميتواند در مركز توجه متجاوزان باشد.
اين منبع مطلع اضافه كرد: از اين رو، اين دو گزاره كه اندوخته ذخائر ارزي حداقل 100 ميليارد دلار است با اينكه فرضاً حساب ذخيره ارزي خالي باشد، در تناقض با يكديگر نيستند. اما نكته دومي كه بايد به آن توجه كرد تفاوت حساب ذخيره ارزي با صندوق توسعه ملي است كه از سال 89 كاملاً در مدار استفاده قرار گرفته و بر همين اساس در سال گذشته در حدود 15 ميليارد دلار به صندوق توسعه ملي واريز شده است.
يك مقام آگاه در واكنش به برخي خبرها مبني بر خالي بودن حساب ذخيره ارزي عليرغم اعلام گذشته رئيس جمهور كه موجودي ذخاير كشور 100 ميليارد دلار است، گفت: ذخاير ارزي غير از حساب ذخيره ارزي است.
يك مقام آگاه در بانك مركزي در گفتوگو با خبرگزاري فارس با بيان اين مطلب در خصوص برخي اخبار منتشر شده مبني بر خالي بودن حساب ذخيره ارزي توضيح داد و گفت: بايد توجه داشت كه ذخائر ارزي كشور با موجودي حساب ذخيره ارزي كاملاً متفاوت است و عدد 100 ميليارد دلاري كه شخص رئيس جمهور و برخي مقامات بانك مركزي سال گذشته از آن خبر دادند، حداقل ذخائر ارزي كشور بود و نه موجودي حساب ذخيره ارزي.
اين منبع مطلع اضافه كرد: از اين رو، اين دو گزاره كه اندوخته ذخائر ارزي حداقل 100 ميليارد دلار است با اينكه فرضاً حساب ذخيره ارزي خالي باشد، در تناقض با يكديگر نيستند. اما نكته دومي كه بايد به آن توجه كرد تفاوت حساب ذخيره ارزي با صندوق توسعه ملي است كه از سال 89 كاملاً در مدار استفاده قرار گرفته و بر همين اساس در سال گذشته در حدود 15 ميليارد دلار به صندوق توسعه ملي واريز شده است.
وي ادامه داد : در عين حال بايد به اين نكته هم توجه داشت كه موجودي حساب ذخيره ارزي كاملاً سيال است و در مقاطع مختلف بسته به ميزان ورودي و خروجي آن ممكن است مانده اين حساب متفاوت و گاه صفر باشد.
اين مقام آگاه با اشاره به ذخائر فراوان طلا و ارزهاي متنوعي كه در حال حاضر به عنوان ذخائر ارزي كشور موجود است گفت: بنا بر آمارهاي موجود كشور در حال حاضر از نظر پشتوانه ذخائر ارزي اعم از طلا و سبد ارزي، در موقعيتي كمنظير قرار دارد.
وي در پايان تأكيد كرد: از رسانهها انتظار مي رود در شرايط حساسي كه تحريم كنندگان كشور مترصدند تا از هر فرصتي براي ضربه زدن به كشور كمال سوء استفاده را بكنند، درايت و دقت بيشتري در انتشار اخبار داشته باشند.
يك مقام آگاه در بانك مركزي در گفتوگو با خبرگزاري فارس با بيان اين مطلب در خصوص برخي اخبار منتشر شده مبني بر خالي بودن حساب ذخيره ارزي توضيح داد و گفت: بايد توجه داشت كه ذخائر ارزي كشور با موجودي حساب ذخيره ارزي كاملاً متفاوت است و عدد 100 ميليارد دلاري كه شخص رئيس جمهور و برخي مقامات بانك مركزي سال گذشته از آن خبر دادند، حداقل ذخائر ارزي كشور بود و نه موجودي حساب ذخيره ارزي.
اين منبع مطلع اضافه كرد: از اين رو، اين دو گزاره كه اندوخته ذخائر ارزي حداقل 100 ميليارد دلار است با اينكه فرضاً حساب ذخيره ارزي خالي باشد، در تناقض با يكديگر نيستند. اما نكته دومي كه بايد به آن توجه كرد تفاوت حساب ذخيره ارزي با صندوق توسعه ملي است كه از سال 89 كاملاً در مدار استفاده قرار گرفته و بر همين اساس در سال گذشته در حدود 15 ميليارد دلار به صندوق توسعه ملي واريز شده است.
وي ادامه داد : در عين حال بايد به اين نكته هم توجه داشت كه موجودي حساب ذخيره ارزي كاملاً سيال است و در مقاطع مختلف بسته به ميزان ورودي و خروجي آن ممكن است مانده اين حساب متفاوت و گاه صفر باشد.
اين مقام آگاه با اشاره به ذخائر فراوان طلا و ارزهاي متنوعي كه در حال حاضر به عنوان ذخائر ارزي كشور موجود است گفت: بنا بر آمارهاي موجود كشور در حال حاضر از نظر پشتوانه ذخائر ارزي اعم از طلا و سبد ارزي، در موقعيتي كمنظير قرار دارد.
وي در پايان تأكيد كرد: از رسانهها انتظار مي رود در شرايط حساسي كه تحريم كنندگان كشور مترصدند تا از هر فرصتي براي ضربه زدن به كشور كمال سوء استفاده را بكنند، درايت و دقت بيشتري در انتشار اخبار داشته باشند.
مطالب مرتبط
مختار، شمربن ذيالجوشن را خواست. شمر به بيابان گريخت. خبر فرار او را به ابو عمره رساندند. ابو عمره با تعدادي از يارانش در پي شمر روان شد و او با آنها جنگ سختي كرد و زخمي شد و همين باعث ناتواني او گرديد. تا اين كه ابو عمره او را دستگير كرد و براي مختار فرستاد. مختار، گردن او را زد و روغني را در ديگي به جوش آورد و شمر را در آن انداخت و بدنش آش و لاش شد و از هم وا رفت.
«شمربن ذيالجوشن» فرمانده جناح چپ لشگر اشقيا در دشت كربلا بود. او فرمان سوزاندن خيمههاي امام حسين (ع) را صادر كرد تا براي هميشه مورد لعن امام قرار گيرد و سرانجام (به نقلي) خودش در روغن داغ بسوزد.
به گزارش فارس، با توجه به اين كه شب گذشته (جمعه شب) و در قسمت بيستوهشتم مجموعه تلويزيوني مختارنامه، «شمربن ذيالجوشن» يكي از شقيترين و بيرحمترين افراد حاضر در دشت كربلا به سزاي اعمال جنايتكارانهاش رسيد و به دست «كيان» ايراني قصاص شد.
از همين رو و براي بررسي صحت و سقم نحوه قصاص وي، به يكي از معتبرترين و كاملترين منابع موجود درباره قيام عاشورا و وقايع پس از آن يعني؛ «دانشنامه 14جلدي امام حسين(ع)» رجوع كرديم كه حاصل آن در پي ميآيد.
«شمر» كه بود و چه جناياتي مرتكب شد؟
«ابو سابغه شمربن ذيالجوشن ضباببن كلاببن ربيعةبن عامربن صعصعةبن معاويةبن بكربن هوازنبن منصور» از نقشآفرينان اصلي جنايات كربلاست. او زشت رو و زشتكردار بود.
شمر در جنگ صفين، همراه امام علي (ع) با امويان جنگيد و حتي مجروح گشت؛ اما پس از آن، دچار سوء عاقبت شد و به هواداران آنان پيوست. گواهي وي بر ضد حجر بن عدي، موجب شهادت اين مرد بزرگ در مرج عذرا شد. او همچنين در پراكندن كوفيان از اطراف مسلم، نقشي مؤثر داشت و در واقعه كربلا موجب شد كه ابن زياد، پيشنهاد عمر بن سعد را نپذيرد و خود، مأموريت ابلاغ پيام تهديدآميز عبيدالله به عمربن سعد را ـكه دستور يورش همهجانبه به امام حسين (ع) و يارانش، يا واگذاري فرماندهي به شمر بودـ به عهده گرفت. البته پس از آن عمربن سعد، خود، فرماندهي جنگ با امام (ع) را پذيرفت و شمر، فرمانده جناح چپ سپاه شد.
شمر، هنگامي كه جنگ تن به تن امام حسين (ع) را در اوج تنهايي و بيياوري ديد و متوجه شد كه نميتوان امام را در جنگ تن به تن از پاي درآورد، فرمان داد كه پيادگان و تيراندازان و سواركاران، به يكباره بر ايشان يورش ببرند و پس از آن كه امام (ع) بر زمين افتاد و خولي از بريدن سر ايشان هراسيد، بنابر برخي از گزارشها، شمر بود كه از اسب به پايين آمد و سر مبارك امام (ع) را از پيكر، جدا كرد و آن را به وسيله خولي براي عمربن سعد فرستاد.
شمر همچنين به غلامش دستور داد تا همسر عبداللهبن عمير كلبي را به شهادت برساند. همچنين در حمله به خيمههاي زنان و بردن اسيران و سرهاي مطهر شهيدان از عراق به سوي دربار شام، نقش اصلي را به عهده داشت.
جنايات شمر به حدي بود كه امام حسين (ع)، او را نفرين كرد. چنانچه در كتاب «الملهوف» آمده است:شمر بن ذي الجوشن ـكه خدا لعنتش كندـ به خيمه امام حسين (ع) يورش برد و با نيزه به آن كوبيد و آنگاه گفت: آتش بياوريد تا خيمه را با ساكنانش آتش بزنم!
امام حسين (ع) به او فرمود: «اي پسر ذي الجوشن! تو آتش ميخواهي تا خانواده مرا بسوزاني؟! خدا به آتش بسوزاندت!»
3 روايت تاريخي از چگونگي به درك واصل شدن «شمربن ذيالجوشن»
ـ در كتاب «تاريخ الطبري» به نقل از مسلم بن عبدالله ضبابي، درباره حوادث سال 66 هجري آمده است:
وقتي شمر بن ذي الجوشن بيرون آمد، من هم با او بودم، در آن هنگامي كه مختار، ما را شكست داد و يمنيها را در جَبّانةُ السَّبيع كشت و غلامش زربي را در پي شمر فرستاد و شمر ـچنان كه اتفاق افتادـ او را كشت.
شمر رفت تا به ساتيدَما [رودخانهاي در نزديكي ارزنالروم] رسيد. از آنجا هم گذشت تا به روستاي كلتانيه ـكه در ساحل رودخانه و در كنار تپهاي استـ رسيد. آنگاه [كسي را] به كلتانيه فرستاد و مردي عِلج [در عربي، به مرد تنومند كافر غير عرب گفته ميشود] را از آنجا گرفت و او را زد و به او گفت: راه رهاييات، اين است كه نامه مرا به مصعب بن زبير برساني. و در بالاي نامه نوشت: به امير مصعب بن زبير، از شمر بن ذي الجوشن.
مرد علج، رفت و وارد روستايي شد كه خانههايي داشت و خانه ابوعمره هم در ميان آنها بود. مختار، ابو عمره را در آن ايام به آن روستا فرستاده بود تا آنجا مركز اسلحه [و كمينگاه] ميان تداركات وي و بصريان باشد. آن مرد علج، علج ديگري را از آن روستا ديد و به او از آزارهاي شمر، شكوه كرد. آن دو ايستاده بودند و حرف ميزدند كه يكي از دوستان ابوعمره از كنار آنها گذشت و در دست آن علج، نامهاي را ديد كه شمر، خطاب به مصعب نوشته بود. از مرد علجي درباره محل اقامت شمر پرسيدند. او جواب داد و معلوم شد كه فاصله ميان آنها با شمر، تنها سه فرسخ است. پس به سمت او حركت كردند.
به خدا سوگند، من آن شب با شمر بودم. گفتيم: اي كاش تو امشب، ما را از اينجا ببري! ما در اينجا ميترسيم.
گفت: آيا همه اين نگرانيها براي اين دروغگو (مختار) است؟ به خدا سوگند، من تا سه روز از اينجا حركت نخواهم كرد. خدا دلتان را از وحشت، آكنده سازد!
در آنجايي كه ما بوديم، ملخهاي بيبال كوچك، زياد بودند. به خدا سوگند، من بين خواب و بيداري بودم كه صداي سم اسب شنيدم و با خود گفتم:اين، صداي ملخ است. سپس صداي همهمه شديدتري شنيدم و به هوش آمدم و چشمانم را ماليدم و گفتم: نه! به خدا، اين، صداي ملخ نيست.
تا آمدم بلند شوم، آنها از بالاي تپه بر ما مشرف شده بودند و تكبير گفتند و خانههاي ما را محاصره نمودند. ما از خانهها درآمديم و اسبهايمان را رها كرديم و با پاي پياده ميدويديم. من از كنار شمر ميگذشتم و او بُردِ محكمبافت سپيدي به تن داشت. او پيسي داشت و من از روي بُردش، سفيدي پهلويش را ميديدم. او آنها را با نيزه ميزد. آنها او را واداشتند كه با شتاب، سلاح و لباسهايش را بپوشد. ما گذشتيم و او را رها كرديم.
ساعتي نگذشت كه شنديم كسي ميگويد: الله اكبر! خدا آن پليد را كشت!
مِشرَقي از ابو كَنود عبدالرحمان بن عبيد، نقل كرد كه: به خدا سوگند، من بودم كه آن نامه را با علج ديدم و او را پيش ابو عَمره آوردم و من بودم كه شمر را كشتم.
گفتم: آيا آن شب شنيدي كه چيزي بگويد؟
گفت: آري. او با ما درگير شد و ما را ساعتي با نيزهاش زد و بعد، نيزهاش را كناري انداخت و وارد خانهاش شد. سپس شمشير برداشت و پيش ما آمد، در حالي كه ميگفت:
آنان را از نعره بلند شير، خبردار كردم / كه ريختي خشن دارد و پشت را به خاك ميمالد / در هيچ روزي ديده نشد كه از دشمن فرار كند / مگر دشمني كه چنين جنگجو و يا كشنده است / آنان را سخت ميزند و عامل را سيراب ميكند.
ـ در كتاب «الاخبار الطوال» آمده است:
احمر بن سَليط، با سپاه، حركت كرد تا به مَذار رسيد. شمر بن ذي الجوشن هم به خاطر سرزنش بصريان، به جاي فرار به بصره، به سمت مذار آمد. احمر بن سليط، به جايي كه شمر، در آن سنگر گرفته بود، پنجاه سوار فرستاد و پيشاپيش آنها نيز مردي نبطي بود كه بلدچي آنها بود و اين، در شبي مهتابي بود.
شمر، همين كه فهميد آنهايند، اسبش را خواست و سوار شد و هر كس هم كه همراهش بود، سوار شد تا بگريزند. سپاهيان احمر به آنها رسيدند و با آنان جنگيدند و شمر و همراهانش را كشتند و سرهايشان را جدا كردند و پيش احمر بن سليط بردند. او نيز سرها را براي مختار فرستاد و مختار، سر شمر را به مدينه براي محمد بن حنيفه فرستاد.
ـ در كتاب «الأمالي» شيخ طوسي به نقل از مدائني، از روايانش آمده است:
مختار، شمربن ذيالجوشن را خواست. شمر به بيابان گريخت. خبر فرار او را به ابو عمره رساندند. ابو عمره با تعدادي از يارانش در پي شمر روان شد و او با آنها جنگ سختي كرد و زخمي شد و همين باعث ناتواني او گرديد. تا اين كه ابو عمره او را دستگير كرد و براي مختار فرستاد.
مختار، گردن او را زد و روغني را در ديگي به جوش آورد و شمر را در آن انداخت و بدنش آش و لاش شد و از هم وا رفت.
يكي از وابستگان خاندان حارثة بن مُضَرِّب، سر و صورت او را زير پا انداخت و لگد كرد.
به گزارش فارس، با توجه به اين كه شب گذشته (جمعه شب) و در قسمت بيستوهشتم مجموعه تلويزيوني مختارنامه، «شمربن ذيالجوشن» يكي از شقيترين و بيرحمترين افراد حاضر در دشت كربلا به سزاي اعمال جنايتكارانهاش رسيد و به دست «كيان» ايراني قصاص شد.
از همين رو و براي بررسي صحت و سقم نحوه قصاص وي، به يكي از معتبرترين و كاملترين منابع موجود درباره قيام عاشورا و وقايع پس از آن يعني؛ «دانشنامه 14جلدي امام حسين(ع)» رجوع كرديم كه حاصل آن در پي ميآيد.
«شمر» كه بود و چه جناياتي مرتكب شد؟
«ابو سابغه شمربن ذيالجوشن ضباببن كلاببن ربيعةبن عامربن صعصعةبن معاويةبن بكربن هوازنبن منصور» از نقشآفرينان اصلي جنايات كربلاست. او زشت رو و زشتكردار بود.
شمر در جنگ صفين، همراه امام علي (ع) با امويان جنگيد و حتي مجروح گشت؛ اما پس از آن، دچار سوء عاقبت شد و به هواداران آنان پيوست. گواهي وي بر ضد حجر بن عدي، موجب شهادت اين مرد بزرگ در مرج عذرا شد. او همچنين در پراكندن كوفيان از اطراف مسلم، نقشي مؤثر داشت و در واقعه كربلا موجب شد كه ابن زياد، پيشنهاد عمر بن سعد را نپذيرد و خود، مأموريت ابلاغ پيام تهديدآميز عبيدالله به عمربن سعد را ـكه دستور يورش همهجانبه به امام حسين (ع) و يارانش، يا واگذاري فرماندهي به شمر بودـ به عهده گرفت. البته پس از آن عمربن سعد، خود، فرماندهي جنگ با امام (ع) را پذيرفت و شمر، فرمانده جناح چپ سپاه شد.
شمر، هنگامي كه جنگ تن به تن امام حسين (ع) را در اوج تنهايي و بيياوري ديد و متوجه شد كه نميتوان امام را در جنگ تن به تن از پاي درآورد، فرمان داد كه پيادگان و تيراندازان و سواركاران، به يكباره بر ايشان يورش ببرند و پس از آن كه امام (ع) بر زمين افتاد و خولي از بريدن سر ايشان هراسيد، بنابر برخي از گزارشها، شمر بود كه از اسب به پايين آمد و سر مبارك امام (ع) را از پيكر، جدا كرد و آن را به وسيله خولي براي عمربن سعد فرستاد.
شمر همچنين به غلامش دستور داد تا همسر عبداللهبن عمير كلبي را به شهادت برساند. همچنين در حمله به خيمههاي زنان و بردن اسيران و سرهاي مطهر شهيدان از عراق به سوي دربار شام، نقش اصلي را به عهده داشت.
جنايات شمر به حدي بود كه امام حسين (ع)، او را نفرين كرد. چنانچه در كتاب «الملهوف» آمده است:شمر بن ذي الجوشن ـكه خدا لعنتش كندـ به خيمه امام حسين (ع) يورش برد و با نيزه به آن كوبيد و آنگاه گفت: آتش بياوريد تا خيمه را با ساكنانش آتش بزنم!
امام حسين (ع) به او فرمود: «اي پسر ذي الجوشن! تو آتش ميخواهي تا خانواده مرا بسوزاني؟! خدا به آتش بسوزاندت!»
3 روايت تاريخي از چگونگي به درك واصل شدن «شمربن ذيالجوشن»
ـ در كتاب «تاريخ الطبري» به نقل از مسلم بن عبدالله ضبابي، درباره حوادث سال 66 هجري آمده است:
وقتي شمر بن ذي الجوشن بيرون آمد، من هم با او بودم، در آن هنگامي كه مختار، ما را شكست داد و يمنيها را در جَبّانةُ السَّبيع كشت و غلامش زربي را در پي شمر فرستاد و شمر ـچنان كه اتفاق افتادـ او را كشت.
شمر رفت تا به ساتيدَما [رودخانهاي در نزديكي ارزنالروم] رسيد. از آنجا هم گذشت تا به روستاي كلتانيه ـكه در ساحل رودخانه و در كنار تپهاي استـ رسيد. آنگاه [كسي را] به كلتانيه فرستاد و مردي عِلج [در عربي، به مرد تنومند كافر غير عرب گفته ميشود] را از آنجا گرفت و او را زد و به او گفت: راه رهاييات، اين است كه نامه مرا به مصعب بن زبير برساني. و در بالاي نامه نوشت: به امير مصعب بن زبير، از شمر بن ذي الجوشن.
مرد علج، رفت و وارد روستايي شد كه خانههايي داشت و خانه ابوعمره هم در ميان آنها بود. مختار، ابو عمره را در آن ايام به آن روستا فرستاده بود تا آنجا مركز اسلحه [و كمينگاه] ميان تداركات وي و بصريان باشد. آن مرد علج، علج ديگري را از آن روستا ديد و به او از آزارهاي شمر، شكوه كرد. آن دو ايستاده بودند و حرف ميزدند كه يكي از دوستان ابوعمره از كنار آنها گذشت و در دست آن علج، نامهاي را ديد كه شمر، خطاب به مصعب نوشته بود. از مرد علجي درباره محل اقامت شمر پرسيدند. او جواب داد و معلوم شد كه فاصله ميان آنها با شمر، تنها سه فرسخ است. پس به سمت او حركت كردند.
به خدا سوگند، من آن شب با شمر بودم. گفتيم: اي كاش تو امشب، ما را از اينجا ببري! ما در اينجا ميترسيم.
گفت: آيا همه اين نگرانيها براي اين دروغگو (مختار) است؟ به خدا سوگند، من تا سه روز از اينجا حركت نخواهم كرد. خدا دلتان را از وحشت، آكنده سازد!
در آنجايي كه ما بوديم، ملخهاي بيبال كوچك، زياد بودند. به خدا سوگند، من بين خواب و بيداري بودم كه صداي سم اسب شنيدم و با خود گفتم:اين، صداي ملخ است. سپس صداي همهمه شديدتري شنيدم و به هوش آمدم و چشمانم را ماليدم و گفتم: نه! به خدا، اين، صداي ملخ نيست.
تا آمدم بلند شوم، آنها از بالاي تپه بر ما مشرف شده بودند و تكبير گفتند و خانههاي ما را محاصره نمودند. ما از خانهها درآمديم و اسبهايمان را رها كرديم و با پاي پياده ميدويديم. من از كنار شمر ميگذشتم و او بُردِ محكمبافت سپيدي به تن داشت. او پيسي داشت و من از روي بُردش، سفيدي پهلويش را ميديدم. او آنها را با نيزه ميزد. آنها او را واداشتند كه با شتاب، سلاح و لباسهايش را بپوشد. ما گذشتيم و او را رها كرديم.
ساعتي نگذشت كه شنديم كسي ميگويد: الله اكبر! خدا آن پليد را كشت!
مِشرَقي از ابو كَنود عبدالرحمان بن عبيد، نقل كرد كه: به خدا سوگند، من بودم كه آن نامه را با علج ديدم و او را پيش ابو عَمره آوردم و من بودم كه شمر را كشتم.
گفتم: آيا آن شب شنيدي كه چيزي بگويد؟
گفت: آري. او با ما درگير شد و ما را ساعتي با نيزهاش زد و بعد، نيزهاش را كناري انداخت و وارد خانهاش شد. سپس شمشير برداشت و پيش ما آمد، در حالي كه ميگفت:
آنان را از نعره بلند شير، خبردار كردم / كه ريختي خشن دارد و پشت را به خاك ميمالد / در هيچ روزي ديده نشد كه از دشمن فرار كند / مگر دشمني كه چنين جنگجو و يا كشنده است / آنان را سخت ميزند و عامل را سيراب ميكند.
ـ در كتاب «الاخبار الطوال» آمده است:
احمر بن سَليط، با سپاه، حركت كرد تا به مَذار رسيد. شمر بن ذي الجوشن هم به خاطر سرزنش بصريان، به جاي فرار به بصره، به سمت مذار آمد. احمر بن سليط، به جايي كه شمر، در آن سنگر گرفته بود، پنجاه سوار فرستاد و پيشاپيش آنها نيز مردي نبطي بود كه بلدچي آنها بود و اين، در شبي مهتابي بود.
شمر، همين كه فهميد آنهايند، اسبش را خواست و سوار شد و هر كس هم كه همراهش بود، سوار شد تا بگريزند. سپاهيان احمر به آنها رسيدند و با آنان جنگيدند و شمر و همراهانش را كشتند و سرهايشان را جدا كردند و پيش احمر بن سليط بردند. او نيز سرها را براي مختار فرستاد و مختار، سر شمر را به مدينه براي محمد بن حنيفه فرستاد.
ـ در كتاب «الأمالي» شيخ طوسي به نقل از مدائني، از روايانش آمده است:
مختار، شمربن ذيالجوشن را خواست. شمر به بيابان گريخت. خبر فرار او را به ابو عمره رساندند. ابو عمره با تعدادي از يارانش در پي شمر روان شد و او با آنها جنگ سختي كرد و زخمي شد و همين باعث ناتواني او گرديد. تا اين كه ابو عمره او را دستگير كرد و براي مختار فرستاد.
مختار، گردن او را زد و روغني را در ديگي به جوش آورد و شمر را در آن انداخت و بدنش آش و لاش شد و از هم وا رفت.
يكي از وابستگان خاندان حارثة بن مُضَرِّب، سر و صورت او را زير پا انداخت و لگد كرد.
آنها گفته اند كه در صورت موافقت سوريه با توصيه هاي هيأت مذكور، امكان ايجاد بهترين روابط با كشورهاي بزرگ عربي و ديگر كشورهاي خارجي براي سوريه فراهم خواهد شد و سيل كمك هاي كشورهاي نفت خيز منطقه نيز به منظور حل مشكلات اقتصادي و اجتماعي به سوي اين كشور جاري مي شود و بدين ترتيب زمينه براي اجراي روند اصلاحات و طرح برنامه هاي توسعه و عمراني فراهم مي شود و نيز ميزان تحركات اعتراض آميز مردم تا حدودي زيادي كاهش مي يابد.
روزنامه لبناني السفير نوشت: برخي مقامات دول عربي و اروپايي با سفر به سوريه خواستار جدايي دمشق از محور مقاومت شدند تا سوريه را در جنگ امريكايي خود عليه ايران در كنار خود ببينند اما اسد با رد اين خواسته ها آروزي آنها را عملي نساخت.
به گزارش ايرنا از بيروت، روزنامه السفير به نقل از شخصيت هاي لبناني نزديك به سوريه نوشت: سفر 'عبد الله بن زايد' وزير امور خارجه امارات متحده عربي به سوريه در چارچوب مأموريت مهم و مشخصي بوده كه ظاهر آن اعلام همبستگي كشورهاي حاشيه خليج فارس با نظام سوريه بود ولي مضمون واقعي اين سفر حاكي از انجام معامله اي بود كه به وضع داخلي سوريه با وضع داخلي بحرين مرتبط است.
اين روزنامه لبناني تـأكيد كرد: در اين معامله اعراب سعي مي كنند سوريه را به اتخاذ موضع صريح عليه ايران و محكوم كردن آنچه آنها دخالت ايران در بحرين قلمداد مي كنند، وادارند.
روزنامه السفير نوشت: اعراب همچنين از سوريه مي خواهند كه از بيانيه اخير شوراي همكاري كشورهاي حاشيه خليج فارس حمايت كند ولي رييس جمهوري سوريه در جواب آنها گفته كه سوريه در اين باره به وظيفه خود عمل كرده و ايران نيز تنها بيانيه اي مبني بر توجه دولت بحرين به درخواست هاي معارضان بحريني صادر كرده و دخالتي در امور بحرين ندارد.
روزنامه السفير نوشت: فشارهاي زياد آمريكا و كشورهاي اروپايي بر سوريه بخاطر موضع اين كشور در منطقه، از سال 2004 ميلادي آغاز شده و بيشتر به منظور دور نگه داشتن سوريه از ايران و ديگر جبهه هاي مقاومت در لبنان، فلسطين و عراق است.
روزنامه الاخبار هم در تحليلي نوشت: هدف واقعي سفر اخير هيأت عربي - اروپايي به سوريه دور كردن اين كشور از ايران است. هيأت عربي كشورهاي قطر، امارات متحده عربي و نيز برخي مسؤولان اروپايي طي سفر به سوريه با مقامات سوري و بويژه 'بشار اسد' رييس جمهوري سوريه ديدار و پيرامون آخرين تحولات در منطقه و سوريه بحث و گفتگو كردند.
روزنامه الاخبار ادامه داد: اين هيأتهاي عربي - اروپايي طي ديدار خود با رييس جمهوري سوريه و برخي از مسؤولان سوري، توصيه هايي را براي بهبودي وضع در سوريه به مسؤولان آن ارائه كردند.
اين روزنامه افزود: از جمله اين توصيه ها اين بوده كه سوريه بايد براي مساله بروز تحولات در كشورهاي عربي اهميت قايل شود، بويژه كه تحولات جاري در منطقه و بخصوص سير تحولات در مصر نشان داده كه موضوع 'محور عربي' كه مانع دخالت ديگران در امور داخلي اعراب مي شود بار ديگر مورد توجه و اهميت اعراب قرار گرفته است.
روزنامه الاخبار تاكيد كرد: بنا به درخواست آنها سوريه بايد در رابطه با موضوع نزديكي و ارتباط خود با ايران و جنبش هاي مقاوم در لبنان، فلسطين تجديد نظر كند و مسير جديدي را به سوي استراتژي نوين عربي براي خود ترسيم كند.
آنها گفته اند كه در صورت موافقت سوريه با توصيه هاي هيأت مذكور، امكان ايجاد بهترين روابط با كشورهاي بزرگ عربي و ديگر كشورهاي خارجي براي سوريه فراهم خواهد شد و سيل كمك هاي كشورهاي نفت خيز منطقه نيز به منظور حل مشكلات اقتصادي و اجتماعي به سوي اين كشور جاري مي شود و بدين ترتيب زمينه براي اجراي روند اصلاحات و طرح برنامه هاي توسعه و عمراني فراهم مي شود و نيز ميزان تحركات اعتراض آميز مردم تا حدودي زيادي كاهش مي يابد.
پاسخ مسؤولان سوري و بشار اسد رييس جمهور اين كشور در برابر ارائه اين توصيه ها اين بوده كه سوريه ميان تظاهرات متعلق به شهروندان سوري معترض و نيز ميان تحركات خرابكارانه عده اي كه به جريان هاي سلفي تعلق دارند و تحت حمايت هاي مالي و لجستيكي كشورهاي عربي قرار گرفته اند، تفاوت قايل است و عده اي با سوء استفاده از تحركات و اعتراضات محق مردم، براي تحقق اهداف خود كه هيچ گونه رابطه اي با خواسته هاي مردم ندارد، سعي در برهم زدن امنيت در سوريه دارند.
روزنامه الاخبار نوشت: هيأت عربي- اروپايي حاضر در سوريه در واقع سعي داشتند نوعي معامله را با سوريه ترتيب دهند و در صورتي كه سوريه اين معامله را قبول نكند، گفته اند كه اسد در معرض موج تبليغات وسيع رسانه اي و سياسي به منظور بزرگ نمايي موج ناآرامي هاي سوريه در سطح جهان و نيز به كار گرفتن گروههاي سلفي براي تحقق اهدف مختلف در سوريه قرار مي گيرد.
به گزارش ايرنا از بيروت، روزنامه السفير به نقل از شخصيت هاي لبناني نزديك به سوريه نوشت: سفر 'عبد الله بن زايد' وزير امور خارجه امارات متحده عربي به سوريه در چارچوب مأموريت مهم و مشخصي بوده كه ظاهر آن اعلام همبستگي كشورهاي حاشيه خليج فارس با نظام سوريه بود ولي مضمون واقعي اين سفر حاكي از انجام معامله اي بود كه به وضع داخلي سوريه با وضع داخلي بحرين مرتبط است.
اين روزنامه لبناني تـأكيد كرد: در اين معامله اعراب سعي مي كنند سوريه را به اتخاذ موضع صريح عليه ايران و محكوم كردن آنچه آنها دخالت ايران در بحرين قلمداد مي كنند، وادارند.
روزنامه السفير نوشت: اعراب همچنين از سوريه مي خواهند كه از بيانيه اخير شوراي همكاري كشورهاي حاشيه خليج فارس حمايت كند ولي رييس جمهوري سوريه در جواب آنها گفته كه سوريه در اين باره به وظيفه خود عمل كرده و ايران نيز تنها بيانيه اي مبني بر توجه دولت بحرين به درخواست هاي معارضان بحريني صادر كرده و دخالتي در امور بحرين ندارد.
روزنامه السفير نوشت: فشارهاي زياد آمريكا و كشورهاي اروپايي بر سوريه بخاطر موضع اين كشور در منطقه، از سال 2004 ميلادي آغاز شده و بيشتر به منظور دور نگه داشتن سوريه از ايران و ديگر جبهه هاي مقاومت در لبنان، فلسطين و عراق است.
روزنامه الاخبار هم در تحليلي نوشت: هدف واقعي سفر اخير هيأت عربي - اروپايي به سوريه دور كردن اين كشور از ايران است. هيأت عربي كشورهاي قطر، امارات متحده عربي و نيز برخي مسؤولان اروپايي طي سفر به سوريه با مقامات سوري و بويژه 'بشار اسد' رييس جمهوري سوريه ديدار و پيرامون آخرين تحولات در منطقه و سوريه بحث و گفتگو كردند.
روزنامه الاخبار ادامه داد: اين هيأتهاي عربي - اروپايي طي ديدار خود با رييس جمهوري سوريه و برخي از مسؤولان سوري، توصيه هايي را براي بهبودي وضع در سوريه به مسؤولان آن ارائه كردند.
اين روزنامه افزود: از جمله اين توصيه ها اين بوده كه سوريه بايد براي مساله بروز تحولات در كشورهاي عربي اهميت قايل شود، بويژه كه تحولات جاري در منطقه و بخصوص سير تحولات در مصر نشان داده كه موضوع 'محور عربي' كه مانع دخالت ديگران در امور داخلي اعراب مي شود بار ديگر مورد توجه و اهميت اعراب قرار گرفته است.
روزنامه الاخبار تاكيد كرد: بنا به درخواست آنها سوريه بايد در رابطه با موضوع نزديكي و ارتباط خود با ايران و جنبش هاي مقاوم در لبنان، فلسطين تجديد نظر كند و مسير جديدي را به سوي استراتژي نوين عربي براي خود ترسيم كند.
آنها گفته اند كه در صورت موافقت سوريه با توصيه هاي هيأت مذكور، امكان ايجاد بهترين روابط با كشورهاي بزرگ عربي و ديگر كشورهاي خارجي براي سوريه فراهم خواهد شد و سيل كمك هاي كشورهاي نفت خيز منطقه نيز به منظور حل مشكلات اقتصادي و اجتماعي به سوي اين كشور جاري مي شود و بدين ترتيب زمينه براي اجراي روند اصلاحات و طرح برنامه هاي توسعه و عمراني فراهم مي شود و نيز ميزان تحركات اعتراض آميز مردم تا حدودي زيادي كاهش مي يابد.
پاسخ مسؤولان سوري و بشار اسد رييس جمهور اين كشور در برابر ارائه اين توصيه ها اين بوده كه سوريه ميان تظاهرات متعلق به شهروندان سوري معترض و نيز ميان تحركات خرابكارانه عده اي كه به جريان هاي سلفي تعلق دارند و تحت حمايت هاي مالي و لجستيكي كشورهاي عربي قرار گرفته اند، تفاوت قايل است و عده اي با سوء استفاده از تحركات و اعتراضات محق مردم، براي تحقق اهداف خود كه هيچ گونه رابطه اي با خواسته هاي مردم ندارد، سعي در برهم زدن امنيت در سوريه دارند.
روزنامه الاخبار نوشت: هيأت عربي- اروپايي حاضر در سوريه در واقع سعي داشتند نوعي معامله را با سوريه ترتيب دهند و در صورتي كه سوريه اين معامله را قبول نكند، گفته اند كه اسد در معرض موج تبليغات وسيع رسانه اي و سياسي به منظور بزرگ نمايي موج ناآرامي هاي سوريه در سطح جهان و نيز به كار گرفتن گروههاي سلفي براي تحقق اهدف مختلف در سوريه قرار مي گيرد.
رئيس سازمان راهداري ضمن بيان اينكه سهميههاي سوخت اسفند 89 ناوگان عمومي جادهاي تا پايان خردادماه 90 تمديد شد، گفت: سهميههاي جديد بر اساس عملكرد و با كارتهاي سوخت متفاوت ارائه ميشود.
رئيس سازمان راهداري ضمن بيان اينكه سهميههاي سوخت اسفند 89 ناوگان عمومي جادهاي تا پايان خردادماه 90 تمديد شد، گفت: سهميههاي جديد بر اساس عملكرد و با كارتهاي سوخت متفاوت ارائه ميشود.
شهريار افنديزاده زرگري در گفتوگو با فارس ، در خصوص اختصاص سهميه جديد سوخت به ناوگان عمومي جادهاي برونشهري، اظهار داشت: طبق آخرين جلسهاي كه در ستاد هدفمندي يارانهها برگزار شد و با توجه به مناسب بودن سهميه قبلي در بحث سيستم حمل و نقل عمومي برونشهري، سهميههاي سوخت اسفند 89 تا پايان خردادماه 90 تمديد شد.
وي با اشاره به اينكه سيستم فعلي توزيع سوخت بين كاميونها، اتوبوسها و مينيبوسها رضايت نسبي را بين رانندگان در بر داشت، توضيح داد: با اختصاص سهميههاي فعلي هيچ خللي در توزيع بار و مسافر اتفاق نيافتد.
نماينده تامالأختيار وزارت راه در هدفمندي يارانهها ضمن بيان اينكه در سيتم فعلي حداكثر توزيع سوخت حدود 300 ليتر به ازاي اتوبوسها و كاميونها است، خاطرنشان كرد: شركتها و اصناف حمل و نقلي از اين توزيع سوخت راضي بودند؛ همچنين سازمان راهداري و حمل و نقل جادهاي برقراري سهميهبنديهاي جديد سوخت را كه نياز به صدور كارتهاي جديدي داشت به ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت ارائه داد البته اين سهميهبندي با توجه به عملكرد خودروها اختصاص مييابد.
رئيس سازمان راهداري و حمل و نقل جادهاي خاطرنشان كرد: اين جدول در اختيار ستاد مديريت حمل و نقل سوخت قرار گرفت ولي به دليل الزام هماهنگيهايي كه با وزارت نفت در جهت صدور كارتهاي سوخت بايد اتفاق ميافتاد، مقرر شد جلساتي در خصوص سهميه جديد حمل و نقل برونشهري برگزار و زيرساختهاي نرمافزاري تهيه شود و طبقهبنديها براساس عملكرد مشخص شود.
نماينده تامالأختيار وزارت راه در هدفمندي يارانهها يادآور شد: اميد است بتوان از اول تيرماه سال جاري براساس روش جديد اختصاص سهميههاي جديد سوخت ناوگان برونشهري انجام گيرد و اين كارتها توسط شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي آماده و در اختيار وسايل حمل و نقل برونشهري و عمومي كه داراي كارت هوشمند هستند قرار گيرد.
شهريار افنديزاده زرگري در گفتوگو با فارس ، در خصوص اختصاص سهميه جديد سوخت به ناوگان عمومي جادهاي برونشهري، اظهار داشت: طبق آخرين جلسهاي كه در ستاد هدفمندي يارانهها برگزار شد و با توجه به مناسب بودن سهميه قبلي در بحث سيستم حمل و نقل عمومي برونشهري، سهميههاي سوخت اسفند 89 تا پايان خردادماه 90 تمديد شد.
وي با اشاره به اينكه سيستم فعلي توزيع سوخت بين كاميونها، اتوبوسها و مينيبوسها رضايت نسبي را بين رانندگان در بر داشت، توضيح داد: با اختصاص سهميههاي فعلي هيچ خللي در توزيع بار و مسافر اتفاق نيافتد.
نماينده تامالأختيار وزارت راه در هدفمندي يارانهها ضمن بيان اينكه در سيتم فعلي حداكثر توزيع سوخت حدود 300 ليتر به ازاي اتوبوسها و كاميونها است، خاطرنشان كرد: شركتها و اصناف حمل و نقلي از اين توزيع سوخت راضي بودند؛ همچنين سازمان راهداري و حمل و نقل جادهاي برقراري سهميهبنديهاي جديد سوخت را كه نياز به صدور كارتهاي جديدي داشت به ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت ارائه داد البته اين سهميهبندي با توجه به عملكرد خودروها اختصاص مييابد.
رئيس سازمان راهداري و حمل و نقل جادهاي خاطرنشان كرد: اين جدول در اختيار ستاد مديريت حمل و نقل سوخت قرار گرفت ولي به دليل الزام هماهنگيهايي كه با وزارت نفت در جهت صدور كارتهاي سوخت بايد اتفاق ميافتاد، مقرر شد جلساتي در خصوص سهميه جديد حمل و نقل برونشهري برگزار و زيرساختهاي نرمافزاري تهيه شود و طبقهبنديها براساس عملكرد مشخص شود.
نماينده تامالأختيار وزارت راه در هدفمندي يارانهها يادآور شد: اميد است بتوان از اول تيرماه سال جاري براساس روش جديد اختصاص سهميههاي جديد سوخت ناوگان برونشهري انجام گيرد و اين كارتها توسط شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي آماده و در اختيار وسايل حمل و نقل برونشهري و عمومي كه داراي كارت هوشمند هستند قرار گيرد.
رسول جعفریان در وبلاگش نوشت:
گفتگویی است که چندی پیش با یکی از نشریات در باره «مختارنامه» داشتم و اکنون با تغییراتی خدمت خوانندگان عزیز و ارجمند تقدیم می کنم.
دربارهی مختار اختلاف نظرهایی وجود دارد و به نظر میرسد در بسیاری جاها از او چهرهی مثبتی ترسیم نشده است. اما در سریال «مختارنامه» با نگاه مثبتی به مختار روبهروییم. وقتی نام شما به عنوان یک فرد عالم به تاریخ اسلام پای این کار هست، این سؤال پیش میآید که نظر شخص شما دربارهی مختار واقعا چیست؟
مختار چهره مقبولی در جامعه شیعه امامی داشته و از قدیم الایام تاکنون، نگاه منابع شیعی به وی مثبت بوده است. این به خاطر روایاتی بوده که از امامان در باره وی نقل شده است. در مقابل، منابع تاریخی مخالف شیعه که انعکاس دهنده دیدگاه اشراف کوفه و گرایش های اموی و زبیری اند، از همان عصر نخست به این سوی، از مختار یک چهره منفی ساخته اند و اتهاماتی مانند این که ادعای نبوت و مانند آن داشته به او وارد کرده اند که نه با عقل آدمی سازگار است و نه با منطق تاریخی در جامعه صدر اسلام. البته مختار، شخصیت معصوم و غیر قابل ایرادی نیست؛ مردی سیاسی مانند بسیاری از سیاستمداران دیگر اما جانبدار اهل بیت است. طبیعی است که خطا هم داشته باشد؛ امادر مجموع نگاه علمای شیعه به وی مثبت است و آنچه در منابع تاریخی مخالف آمده معمولا از روی غرض ورزی است. اهمیت مختار در جامعه شیعه به حدی است که تبدیل به یک شخصیت حماسی شده و در تعزیه و نقاشی های قهوه خانه ای و جز اینها، اقدام وی برای گرفتن انتقام از قاتلین امام حسین (ع) همواره با نگاه مثبت مورد توجه بوده است. تصور کنید، هرچه جایگاه امام حسین مقدس است، کار مختار برای مواجه با قاتلان حسین (ع) هم مقدس جلوه گر شده بود.
نظر شما چقدر بر نوع نگاه این سریال تأثیر داشته و آیا استفاده از نگاه و نظر شما در حد چند جلسه کوتاه مشورت بوده و یا نه، این موضوع در کل کار جاری است؟
داستان قیام مختار داستان مبهمی در تاریخ اسلام نیست. منابع به ویژه آنچه که از طریق ابومخنف و برخی از مورخان عراقی نقل شده، در باره وی و ماهیت قیام وی گویاست. به علاوه، در منابع شیعه هم کما بیش به این ماجرا پرداخته شده است؛ گاه تاریخی و گاه داستانی و عامیانه. در آغاز کار، ما چندین جلسه گفتگو کردیم و خطوط اصلی را برای نشان دادن یک چهره معقول از مختار، منطبق با آنچه که تاریخ به ما نشان می دهد، ترسیم کردیم. بعد از آن هم متن های اولیه را که ایشان بر اساس مطالب و آثار نوشتند مطالعه کردم و حواشی متعددی را برای آنها نوشتم. مهم برای ما خطوط کلی کار بود. در طول برنامه هم به طور مرتب در ارتباط با گروه بودم. بارها بخش های نخست آن را که ضبط شده بود، دیدم. پیش از پخش و پس از صداگزاری اول هم ملاحظه کردم. از نظر من خط اصلی داستان مختار با کلیات تاریخی منطبق و صحیح است و خدشه ای در آن نیست. تلاش من این بود تا علاوه بر کلیات و خط اصلی، اسامی و تلفظ آنها، آیات قرآنی و احادیث، و برخی از شعارها تاریخی و درست باشد. البته ممکن است مواردی از دست رفته باشد. بنده چندین بار هم سر صحنه رفتم، به خصوص احمد آباد مستوفی و برای دیدن کعبه و مسائل خاص آن.
انتظار شما از یک اثر هنری در پرداختن به مسائل تاریخی چیست و چقدر به آزادی عمل در این عرصه معتقدید؟ یا چقدر فکر میکنید که اثر هنری تاریخی باید جزء به جزء به تاریخ پایبند باشد؟
تاریخ نویسی حتی آن هنگام که در قالب یک پژوهش جدی انجام می شود، همواره متاثر از فضاهای فکری و شرایط تاریخی خاص و افکار و اندیشه های مورخ و محقق و جاری های زمانه آن است. این به معنای بی ارزش بودن آن نیست، چنان که به معنای باطل بودن آن هم نیست. اما به این معناست که باید توجه داشت که هر آنچه گفته می آید، درست نیست و همواره ممکن است مطالب پس و پیش شود. این در پژوهشهای تاریخی است، حال وقتی سراغ یک اثر هنری مثل شعر یا نقاشی یا فیلم می روید، تکلیفتان روشن است. شما با شناختی که از تاریخ دارید، با هنر و خلاقیتی که دارید، با احساس و عاطفه ای که دارید، سعی می کنید آنچه را شناخته اید به صورت یک امر تأثیر گذار روی بیننده ترسیم کنید. پیداست که این کار تنها به اعتماد یک پژوهش تاریخی و با تکیه بر یک تصور مقبول از یک جریان تاریخی می تواند شکل درستی بگیرد. اما حقیقت آن است در فیلم، شما روی تأثیرش تکیه می کنید نه تحقیقش. در این صورت نباید چندان پایبند به تاریخ باشید. ما در مختار نامه شاهد بیشترین تلاش برای تطبیق با تاریخ هستیم. تحقیقا در مقایسه با موارد مشابه، به لحاظ تطبیق با تاریخ بهترین باشد؛ اما همان طور که عرض کردم عرصه هنر، همه نوع آن، عرصه واقع نمایی پژوهشی نیست، عرصه نمایش چیزی است که حقیقت بودن آن در جای دیگری پذیرفته و اینجا به فکر تأثیر گذاری آن با استفاده از فضاهای هنری و خلاقیت های انسانی و عواطف بشری است.
در حالیکه ما دربارهی بسیاری از بزرگان دینمان تا کنون فیلمی نساختهایم، به اعتقاد شما، مختار چقدر اولویت ما بوده و پرداختن به او و قیامش را تا چه حد ضروری میبینید؟
این عشق و خواست کارگردان است که موضوع را انتخاب می کند. البته سیما فیلم یا دیگر پشتیبانان مالی هم در این انتخاب مؤثر هستند. به نظرم انجام خیلی از طرحها ضرورت دارد؛ اما به هر حال این کاری است که انتخاب شد و خوب هم کار شد. در اینجا توجه داشته باشید که فیلم تاریخی مثل شعر روایی، برای فیلم سازی مشکل درست می کند. فیلم باید به گونه ای باشد که شما نفهمید آخرش به کجا ختم می شود اما در روایت تاریخی دقیقا همه می دانند چه اتفاقی می افتاد. بنابرین نصف جذابیت رفته است. حالا باید به فکر ویژگی های هنری دیگر باشید و این یعنی یک دشواری جدی که اگر کسی سربلند بیرون آید، مهم است. حتی باید گفت در چنین فضایی فیلم تاریخی، لزومی ندارد دنبال تاریخ باشد، ممکن است مختار چند بار دیگر هم ساخته شود و هر بار از وجهی خاص مورد توجه قرار گیرد. چنین امری در تاریخ نویسی غیر طبیعی می نماید ـ گرچه آن جا هم اتفاق می افتد ـ اما در فیلم و هنر چنین امری می تواند امری رایج باشد.
«مختارنامه» در نشان دادن واقعهی عاشورا چقدر با ذهنیت جامعهی ما از این واقعه تطبیق دارد؛ با تصور مردم از شمر، از لحظات نبرد و ...؟
ترسیم کربلا چه در بخش مربوط به امام حسین و یارانش و چه مخالفان، کار بسیار بسیار سختی است. عرض کردم شما می دانید اصولا در یک فیلم، داستانی را به نمایش می گذارند که شما خبر ندارید که به کجا ختم می شود برای همین دنبال می کنید. در فیلمهای تاریخی این مشکل وجود دارد که شما می دانید عاقبتش به کجا ختم می شود. پس باید جذابیت دیگری داشته باشد تا دنبال کنید. کربلا را هم می شناسند بنابرین در فیلم چه می خواهید بگویید؟ چطور می خواهید حس مردم را دنبال خود بکشید؟ این کار بسیار سختی است. آن هم در کربلا که هر کسی برای خود ذهنیتی دارد این سختی مضاعف است. آقای میرباقری در این زمینه کار تاریخی نمی کند یک روایت هنری را نشان می دهد. ایشان تلاش خودش را هم انجام داده و باید به ایشان دست مریزاد گفت که برای اولین بار به طور جدی وارد این صحنه شده و تا حدی سربلند بیرون آمده است.
شما موانع پرداختن به کارهای مذهبی را چه مواردی میدانید؟ در این راه کدام موانع پررنگترند و مخاطرات چیست؟
مهم ترین دشواری این است که ما باید همزمان با کار هنری و فیلم سازی، ملاحظه باورهای مذهبی مان را داشته باشیم، باورهایی که الزاما ما را متعهد می کند نه تنها به تاریخ وفادار باشیم بلکه به ایمان مذهبی خود هم وفادار باشیم. این کار سختی است. در همین ماجرا دیدیم که نشان دادن یک چهره چه مسائلی به دنبال داشت. طبعا وقتی با امام معصوم سروکار داریم دستمان باز نیست تا هر چیزی را نشان دهیم و به نمایش بگذاریم. حوزه دین و تاریخ مذهبی ما همیشه تقدسی دارد که از نظر عرف مذهبی باید مراعات شود. این مشکل در میان مسیحیان هم نسبت به عیسی مسیح هست، اما با توجه به محدود بودن توقعات غربی ها مشکل آنها کمتر است؛ هرچند توده های مسیحی نیز از توهین هایی که به حضرت مسیح در برخی از این فیلم ها می شود ناراحت می شوند و واکنش نشان می دهند. بنابرین ما خیلی باید محافظه کارانه پیش برویم. شما خاطرتان هست یا خوانده اید که در وقت خود، بسیاری از علما با ساختن فیلم محمد رسول الله هم مخالف بودند. حالا چند مرحله جلو آمده ایم. باور بنده این است که برای مدتی از این فضاهای انبیاء و معصومین بیرون برویم. ما برهه های تاریخی دیگری هم داریم که راحت تر می توانیم آموزه های مورد نظر را به مردم انتقال بدهیم. همین که مختار، یک معصوم نبود، دست کارگردان باز بود و دیدیم که کار بهتر هم پیش رفت. می شود تردید های او را نشان داد، اشکالاتی به او وارد کرد، خطاهایی را در او ردیابی نمود و در عین حال نقاط قوت او را هم به بهترین شکل آشکار ساخت.
چه ضرورتهایی در جامعه ایجاب میکند که به سمت ساختن فیلمهایی با موضوع تاریخ اسلام برویم و امکانات در این زمینه چقدر مهیاست؟
خوب ما در این چند دهه، خیلی تاریخ اسلامی شده ایم. یعنی استفاده زیادی از داده های مربوط به تاریخ اسلام برده ایم. این که این رویه درست بوده یا نه کاری ندارم، اما فیلم سازی ما هم به همان علاقه و ارتباط بر می گردد. با این حال به نظرم در این زمینه کارها در حال تکراری شدن است و با توجه به محدودیت ها و مشکلاتی که هست ما باید به مقاطع دیگر تاریخی هم توجه کنیم. تقریبا کارهای تاریخی ما در دو بخش خلاصه شده است: یا مربوط به تاریخ معاصر است یا تاریخ اسلام. این در حالی است که دوره میانی ما اهمیت زیادی دارد. دوره سلجوقی یا مغول یا دولت های دیگر اهمیت خاص خود را دارد. زندگینامه علما هم اهمیت ویژه ای دارد، گرچه فیلم سازی در آن زمینه هم تا اندازه ای کلیشه ای شده و از قضا خیلی غیر تاریخی و ساختگی شده است. در کل باید عرض کنم مهم انتخاب دوره تاریخی نیست، مهم سوژه هایی است که باید فیلم نامه نویس و کارگردان دنبال آنها باشند. البته رسیدن به این سوژه های بار ارزش فکر و اندیشه و مطالعه زیاد می خواهد.
ارزیابی شما از سریال «مختارنامه» چیست؟ نقاط قوت و ضعف آن را چه میدانید؟
البته نظر بنده اهمیتی ندارد. باید از مردم پرسید. آنها مخاطبان اصلی فیلم هستند. از نظر من کار خوبی است و در میان کارهای تاریخی بعد از انقلاب بی نظیر است، نه این که ایده آل است. این را از اظهار نظرهای مردم هم می توان دریافت. طبیعی است یک فیلم چهل قسمتی نقاط ضعف هم دارد. فراز و نشیب هایی دارد. کندی ریتم فیلم که بارها به آقای میرباقری هم عرض کردم در مواردی وجود دارد و این خصلت فیلم های ایرانی است. از این که یک اسب سوار را پنج دقیقه نشان دهد که در کوه و دشت تاخت رود، بنده خوشم نمی آیاد. این که پنج دقیقه یک نفر اسبی را مجهز و زین می کند تحملش سخت است. برخی دیالوگها عامیانه است اما غالب آنها زیبا، خوب و سودمند است. به خصوص برخی از دیالوگها حاوی مطالب جالب فکری و تامل برانگیز است. مجموعا کار ارزشمندی است. بسیاری از مطالب دقیقا منطبق بر تاریخ است. برخی از سخنرانی ها همان است که در تاریخ طبری آمده است.
تصویری که از ایرانیها در این سریال نشان داده میشود، چقدر با منابع تاریخی منطبق است؟
جامعه کوفه در این دوره تلفیقی از اعراب مسلط و ایرانیان یا موالی تابع و مطیع بود. ایرانی هایی که شهروند درجه دوم به شمار می رفتند. این که ایرانیان در قیام مختار نقش فعالی داشتند، منطبق با نقلهای تاریخی است. این که اشراف عرب از موالی ناراحت بوده و در این باره به مختار اعتراض می کردند، کاملا درست است. این که در یک لشکر سه هزار نفری مختار تنها هفتصد نفر عرب بودند، روایت تاریخی است و به احتمال درست است. اما با این دقت داستانی که گاه در این فیلم شاهد آن هستیم طبعا خیر. با این حال به نظرم این عیب کار نیست، این حسن کار است که شما آنچه را که متون تاریخی گفته اند در یک فیلم به صورت روایت داستانی درآورید. این کار هنری است نه کار تاریخی. اگر مخاطبان تصور می کنند این ها عین تاریخ است، اما اشتباه برداشت آنهاست. در مجموع ایرانی ها در این دوره تاریخی، گرفتار دشواریهایی شبیه آنچه در این فیلم بازتاب یافته بوده اند.
به نظر شما آیا جایی به صراحت برخلاف تاریخ در این فیلم آمده است؟
البته بله. مواردی وجود دارد که یا روایت آن ضعیف است یا انعکاس آن به صورت صریح چندان به مصلحت نبوده است. کشته شدن پسر عمر سعد به دست مادرش در تواریخ نیامده اما آقای میرباقری به دلایلی آن را داستانی کردند. مصلحت های دیگری هم از این دست داریم. کما این که برخی از انواع عذابهایی که مختار نسبت به قاتلان امام حسین (ع) داشت در فیلم انعکاس نیافته است. شاید تصور آقای میرباقری آن است که تواریخ در این باره غلو کرده اند. من هم بعید نمی دانم، اما به هر حال، ایشان از روی مصلحت اندیشی و عدم امکان ارائه آنها در سیما، آن صحنه های را نیاوردند. عرض کردم محدودیت های این عرصه قابل تأمل و تحمل است.
نکته آخر؟
نکته آخر آن که بنده هم مثل مردم، جدای از آن که قبلا دیده ام دوباره می بینم. نگاه های رضایت آمیز مردم را از مجموعه کار ملاحظه میکنم. گاهی تحلیل هایی هم که در پایان فیلم ارائه می شود، گوش می دهم. فیلم مختار بینش تاریخی خوبی به مردم داد. این فیلم پیش از ماجراهای سال 88 درست شده بود و هیچ اشاره ای نداشت. این که کسی بخواهد آن را به این سمت یا آن سمت منسوب کند، کار درستی نیست. فیلم مختار در تلاش است تا روی ارزشهای علوی و حکومت امام علی علیه السلام تکیه کند. از اهل بیت جانبداری کند و چهره های اشرافی و خبیث کوفی را معرفی کند. ما نباید تاریخ را فدای خطوط سیاسی جاری کنیم، ما باید از تاریخ اسلام درک درستی برای شناخت آرمانها و ارزشهای اسلامی پیدا کنیم.
گفتگویی است که چندی پیش با یکی از نشریات در باره «مختارنامه» داشتم و اکنون با تغییراتی خدمت خوانندگان عزیز و ارجمند تقدیم می کنم.
دربارهی مختار اختلاف نظرهایی وجود دارد و به نظر میرسد در بسیاری جاها از او چهرهی مثبتی ترسیم نشده است. اما در سریال «مختارنامه» با نگاه مثبتی به مختار روبهروییم. وقتی نام شما به عنوان یک فرد عالم به تاریخ اسلام پای این کار هست، این سؤال پیش میآید که نظر شخص شما دربارهی مختار واقعا چیست؟
مختار چهره مقبولی در جامعه شیعه امامی داشته و از قدیم الایام تاکنون، نگاه منابع شیعی به وی مثبت بوده است. این به خاطر روایاتی بوده که از امامان در باره وی نقل شده است. در مقابل، منابع تاریخی مخالف شیعه که انعکاس دهنده دیدگاه اشراف کوفه و گرایش های اموی و زبیری اند، از همان عصر نخست به این سوی، از مختار یک چهره منفی ساخته اند و اتهاماتی مانند این که ادعای نبوت و مانند آن داشته به او وارد کرده اند که نه با عقل آدمی سازگار است و نه با منطق تاریخی در جامعه صدر اسلام. البته مختار، شخصیت معصوم و غیر قابل ایرادی نیست؛ مردی سیاسی مانند بسیاری از سیاستمداران دیگر اما جانبدار اهل بیت است. طبیعی است که خطا هم داشته باشد؛ امادر مجموع نگاه علمای شیعه به وی مثبت است و آنچه در منابع تاریخی مخالف آمده معمولا از روی غرض ورزی است. اهمیت مختار در جامعه شیعه به حدی است که تبدیل به یک شخصیت حماسی شده و در تعزیه و نقاشی های قهوه خانه ای و جز اینها، اقدام وی برای گرفتن انتقام از قاتلین امام حسین (ع) همواره با نگاه مثبت مورد توجه بوده است. تصور کنید، هرچه جایگاه امام حسین مقدس است، کار مختار برای مواجه با قاتلان حسین (ع) هم مقدس جلوه گر شده بود.
نظر شما چقدر بر نوع نگاه این سریال تأثیر داشته و آیا استفاده از نگاه و نظر شما در حد چند جلسه کوتاه مشورت بوده و یا نه، این موضوع در کل کار جاری است؟
داستان قیام مختار داستان مبهمی در تاریخ اسلام نیست. منابع به ویژه آنچه که از طریق ابومخنف و برخی از مورخان عراقی نقل شده، در باره وی و ماهیت قیام وی گویاست. به علاوه، در منابع شیعه هم کما بیش به این ماجرا پرداخته شده است؛ گاه تاریخی و گاه داستانی و عامیانه. در آغاز کار، ما چندین جلسه گفتگو کردیم و خطوط اصلی را برای نشان دادن یک چهره معقول از مختار، منطبق با آنچه که تاریخ به ما نشان می دهد، ترسیم کردیم. بعد از آن هم متن های اولیه را که ایشان بر اساس مطالب و آثار نوشتند مطالعه کردم و حواشی متعددی را برای آنها نوشتم. مهم برای ما خطوط کلی کار بود. در طول برنامه هم به طور مرتب در ارتباط با گروه بودم. بارها بخش های نخست آن را که ضبط شده بود، دیدم. پیش از پخش و پس از صداگزاری اول هم ملاحظه کردم. از نظر من خط اصلی داستان مختار با کلیات تاریخی منطبق و صحیح است و خدشه ای در آن نیست. تلاش من این بود تا علاوه بر کلیات و خط اصلی، اسامی و تلفظ آنها، آیات قرآنی و احادیث، و برخی از شعارها تاریخی و درست باشد. البته ممکن است مواردی از دست رفته باشد. بنده چندین بار هم سر صحنه رفتم، به خصوص احمد آباد مستوفی و برای دیدن کعبه و مسائل خاص آن.
انتظار شما از یک اثر هنری در پرداختن به مسائل تاریخی چیست و چقدر به آزادی عمل در این عرصه معتقدید؟ یا چقدر فکر میکنید که اثر هنری تاریخی باید جزء به جزء به تاریخ پایبند باشد؟
تاریخ نویسی حتی آن هنگام که در قالب یک پژوهش جدی انجام می شود، همواره متاثر از فضاهای فکری و شرایط تاریخی خاص و افکار و اندیشه های مورخ و محقق و جاری های زمانه آن است. این به معنای بی ارزش بودن آن نیست، چنان که به معنای باطل بودن آن هم نیست. اما به این معناست که باید توجه داشت که هر آنچه گفته می آید، درست نیست و همواره ممکن است مطالب پس و پیش شود. این در پژوهشهای تاریخی است، حال وقتی سراغ یک اثر هنری مثل شعر یا نقاشی یا فیلم می روید، تکلیفتان روشن است. شما با شناختی که از تاریخ دارید، با هنر و خلاقیتی که دارید، با احساس و عاطفه ای که دارید، سعی می کنید آنچه را شناخته اید به صورت یک امر تأثیر گذار روی بیننده ترسیم کنید. پیداست که این کار تنها به اعتماد یک پژوهش تاریخی و با تکیه بر یک تصور مقبول از یک جریان تاریخی می تواند شکل درستی بگیرد. اما حقیقت آن است در فیلم، شما روی تأثیرش تکیه می کنید نه تحقیقش. در این صورت نباید چندان پایبند به تاریخ باشید. ما در مختار نامه شاهد بیشترین تلاش برای تطبیق با تاریخ هستیم. تحقیقا در مقایسه با موارد مشابه، به لحاظ تطبیق با تاریخ بهترین باشد؛ اما همان طور که عرض کردم عرصه هنر، همه نوع آن، عرصه واقع نمایی پژوهشی نیست، عرصه نمایش چیزی است که حقیقت بودن آن در جای دیگری پذیرفته و اینجا به فکر تأثیر گذاری آن با استفاده از فضاهای هنری و خلاقیت های انسانی و عواطف بشری است.
در حالیکه ما دربارهی بسیاری از بزرگان دینمان تا کنون فیلمی نساختهایم، به اعتقاد شما، مختار چقدر اولویت ما بوده و پرداختن به او و قیامش را تا چه حد ضروری میبینید؟
این عشق و خواست کارگردان است که موضوع را انتخاب می کند. البته سیما فیلم یا دیگر پشتیبانان مالی هم در این انتخاب مؤثر هستند. به نظرم انجام خیلی از طرحها ضرورت دارد؛ اما به هر حال این کاری است که انتخاب شد و خوب هم کار شد. در اینجا توجه داشته باشید که فیلم تاریخی مثل شعر روایی، برای فیلم سازی مشکل درست می کند. فیلم باید به گونه ای باشد که شما نفهمید آخرش به کجا ختم می شود اما در روایت تاریخی دقیقا همه می دانند چه اتفاقی می افتاد. بنابرین نصف جذابیت رفته است. حالا باید به فکر ویژگی های هنری دیگر باشید و این یعنی یک دشواری جدی که اگر کسی سربلند بیرون آید، مهم است. حتی باید گفت در چنین فضایی فیلم تاریخی، لزومی ندارد دنبال تاریخ باشد، ممکن است مختار چند بار دیگر هم ساخته شود و هر بار از وجهی خاص مورد توجه قرار گیرد. چنین امری در تاریخ نویسی غیر طبیعی می نماید ـ گرچه آن جا هم اتفاق می افتد ـ اما در فیلم و هنر چنین امری می تواند امری رایج باشد.
«مختارنامه» در نشان دادن واقعهی عاشورا چقدر با ذهنیت جامعهی ما از این واقعه تطبیق دارد؛ با تصور مردم از شمر، از لحظات نبرد و ...؟
ترسیم کربلا چه در بخش مربوط به امام حسین و یارانش و چه مخالفان، کار بسیار بسیار سختی است. عرض کردم شما می دانید اصولا در یک فیلم، داستانی را به نمایش می گذارند که شما خبر ندارید که به کجا ختم می شود برای همین دنبال می کنید. در فیلمهای تاریخی این مشکل وجود دارد که شما می دانید عاقبتش به کجا ختم می شود. پس باید جذابیت دیگری داشته باشد تا دنبال کنید. کربلا را هم می شناسند بنابرین در فیلم چه می خواهید بگویید؟ چطور می خواهید حس مردم را دنبال خود بکشید؟ این کار بسیار سختی است. آن هم در کربلا که هر کسی برای خود ذهنیتی دارد این سختی مضاعف است. آقای میرباقری در این زمینه کار تاریخی نمی کند یک روایت هنری را نشان می دهد. ایشان تلاش خودش را هم انجام داده و باید به ایشان دست مریزاد گفت که برای اولین بار به طور جدی وارد این صحنه شده و تا حدی سربلند بیرون آمده است.
شما موانع پرداختن به کارهای مذهبی را چه مواردی میدانید؟ در این راه کدام موانع پررنگترند و مخاطرات چیست؟
مهم ترین دشواری این است که ما باید همزمان با کار هنری و فیلم سازی، ملاحظه باورهای مذهبی مان را داشته باشیم، باورهایی که الزاما ما را متعهد می کند نه تنها به تاریخ وفادار باشیم بلکه به ایمان مذهبی خود هم وفادار باشیم. این کار سختی است. در همین ماجرا دیدیم که نشان دادن یک چهره چه مسائلی به دنبال داشت. طبعا وقتی با امام معصوم سروکار داریم دستمان باز نیست تا هر چیزی را نشان دهیم و به نمایش بگذاریم. حوزه دین و تاریخ مذهبی ما همیشه تقدسی دارد که از نظر عرف مذهبی باید مراعات شود. این مشکل در میان مسیحیان هم نسبت به عیسی مسیح هست، اما با توجه به محدود بودن توقعات غربی ها مشکل آنها کمتر است؛ هرچند توده های مسیحی نیز از توهین هایی که به حضرت مسیح در برخی از این فیلم ها می شود ناراحت می شوند و واکنش نشان می دهند. بنابرین ما خیلی باید محافظه کارانه پیش برویم. شما خاطرتان هست یا خوانده اید که در وقت خود، بسیاری از علما با ساختن فیلم محمد رسول الله هم مخالف بودند. حالا چند مرحله جلو آمده ایم. باور بنده این است که برای مدتی از این فضاهای انبیاء و معصومین بیرون برویم. ما برهه های تاریخی دیگری هم داریم که راحت تر می توانیم آموزه های مورد نظر را به مردم انتقال بدهیم. همین که مختار، یک معصوم نبود، دست کارگردان باز بود و دیدیم که کار بهتر هم پیش رفت. می شود تردید های او را نشان داد، اشکالاتی به او وارد کرد، خطاهایی را در او ردیابی نمود و در عین حال نقاط قوت او را هم به بهترین شکل آشکار ساخت.
چه ضرورتهایی در جامعه ایجاب میکند که به سمت ساختن فیلمهایی با موضوع تاریخ اسلام برویم و امکانات در این زمینه چقدر مهیاست؟
خوب ما در این چند دهه، خیلی تاریخ اسلامی شده ایم. یعنی استفاده زیادی از داده های مربوط به تاریخ اسلام برده ایم. این که این رویه درست بوده یا نه کاری ندارم، اما فیلم سازی ما هم به همان علاقه و ارتباط بر می گردد. با این حال به نظرم در این زمینه کارها در حال تکراری شدن است و با توجه به محدودیت ها و مشکلاتی که هست ما باید به مقاطع دیگر تاریخی هم توجه کنیم. تقریبا کارهای تاریخی ما در دو بخش خلاصه شده است: یا مربوط به تاریخ معاصر است یا تاریخ اسلام. این در حالی است که دوره میانی ما اهمیت زیادی دارد. دوره سلجوقی یا مغول یا دولت های دیگر اهمیت خاص خود را دارد. زندگینامه علما هم اهمیت ویژه ای دارد، گرچه فیلم سازی در آن زمینه هم تا اندازه ای کلیشه ای شده و از قضا خیلی غیر تاریخی و ساختگی شده است. در کل باید عرض کنم مهم انتخاب دوره تاریخی نیست، مهم سوژه هایی است که باید فیلم نامه نویس و کارگردان دنبال آنها باشند. البته رسیدن به این سوژه های بار ارزش فکر و اندیشه و مطالعه زیاد می خواهد.
ارزیابی شما از سریال «مختارنامه» چیست؟ نقاط قوت و ضعف آن را چه میدانید؟
البته نظر بنده اهمیتی ندارد. باید از مردم پرسید. آنها مخاطبان اصلی فیلم هستند. از نظر من کار خوبی است و در میان کارهای تاریخی بعد از انقلاب بی نظیر است، نه این که ایده آل است. این را از اظهار نظرهای مردم هم می توان دریافت. طبیعی است یک فیلم چهل قسمتی نقاط ضعف هم دارد. فراز و نشیب هایی دارد. کندی ریتم فیلم که بارها به آقای میرباقری هم عرض کردم در مواردی وجود دارد و این خصلت فیلم های ایرانی است. از این که یک اسب سوار را پنج دقیقه نشان دهد که در کوه و دشت تاخت رود، بنده خوشم نمی آیاد. این که پنج دقیقه یک نفر اسبی را مجهز و زین می کند تحملش سخت است. برخی دیالوگها عامیانه است اما غالب آنها زیبا، خوب و سودمند است. به خصوص برخی از دیالوگها حاوی مطالب جالب فکری و تامل برانگیز است. مجموعا کار ارزشمندی است. بسیاری از مطالب دقیقا منطبق بر تاریخ است. برخی از سخنرانی ها همان است که در تاریخ طبری آمده است.
تصویری که از ایرانیها در این سریال نشان داده میشود، چقدر با منابع تاریخی منطبق است؟
جامعه کوفه در این دوره تلفیقی از اعراب مسلط و ایرانیان یا موالی تابع و مطیع بود. ایرانی هایی که شهروند درجه دوم به شمار می رفتند. این که ایرانیان در قیام مختار نقش فعالی داشتند، منطبق با نقلهای تاریخی است. این که اشراف عرب از موالی ناراحت بوده و در این باره به مختار اعتراض می کردند، کاملا درست است. این که در یک لشکر سه هزار نفری مختار تنها هفتصد نفر عرب بودند، روایت تاریخی است و به احتمال درست است. اما با این دقت داستانی که گاه در این فیلم شاهد آن هستیم طبعا خیر. با این حال به نظرم این عیب کار نیست، این حسن کار است که شما آنچه را که متون تاریخی گفته اند در یک فیلم به صورت روایت داستانی درآورید. این کار هنری است نه کار تاریخی. اگر مخاطبان تصور می کنند این ها عین تاریخ است، اما اشتباه برداشت آنهاست. در مجموع ایرانی ها در این دوره تاریخی، گرفتار دشواریهایی شبیه آنچه در این فیلم بازتاب یافته بوده اند.
به نظر شما آیا جایی به صراحت برخلاف تاریخ در این فیلم آمده است؟
البته بله. مواردی وجود دارد که یا روایت آن ضعیف است یا انعکاس آن به صورت صریح چندان به مصلحت نبوده است. کشته شدن پسر عمر سعد به دست مادرش در تواریخ نیامده اما آقای میرباقری به دلایلی آن را داستانی کردند. مصلحت های دیگری هم از این دست داریم. کما این که برخی از انواع عذابهایی که مختار نسبت به قاتلان امام حسین (ع) داشت در فیلم انعکاس نیافته است. شاید تصور آقای میرباقری آن است که تواریخ در این باره غلو کرده اند. من هم بعید نمی دانم، اما به هر حال، ایشان از روی مصلحت اندیشی و عدم امکان ارائه آنها در سیما، آن صحنه های را نیاوردند. عرض کردم محدودیت های این عرصه قابل تأمل و تحمل است.
نکته آخر؟
نکته آخر آن که بنده هم مثل مردم، جدای از آن که قبلا دیده ام دوباره می بینم. نگاه های رضایت آمیز مردم را از مجموعه کار ملاحظه میکنم. گاهی تحلیل هایی هم که در پایان فیلم ارائه می شود، گوش می دهم. فیلم مختار بینش تاریخی خوبی به مردم داد. این فیلم پیش از ماجراهای سال 88 درست شده بود و هیچ اشاره ای نداشت. این که کسی بخواهد آن را به این سمت یا آن سمت منسوب کند، کار درستی نیست. فیلم مختار در تلاش است تا روی ارزشهای علوی و حکومت امام علی علیه السلام تکیه کند. از اهل بیت جانبداری کند و چهره های اشرافی و خبیث کوفی را معرفی کند. ما نباید تاریخ را فدای خطوط سیاسی جاری کنیم، ما باید از تاریخ اسلام درک درستی برای شناخت آرمانها و ارزشهای اسلامی پیدا کنیم.
در این نزاع خیابانی که طبق اخبار رسیده، بر سر یک اختلاف مالی بوده است چهار انگشت یکی از افراد درگیر در این نزاع، قطع و فرد دیگری نیز با ضربات ورزشکار معروف مجروح می شود.
یکی از چهره های شناخته شده مسابقات قویترین مردان ایران طی سالهای اخیر، در نزاع خیابانی مرتکب قتل شد.
به گزارش برنا، طی سالهای گذشته در رقابتهای قویترین مردان ایران چند گروه از ورزشکاران که با یکدیگر ارتباط خانوادگی دارند، حضور یافته و هر کدام نیز در دورهای موفق به کسب عنوان نخست شده اند.
حاشیه حضور این افراد در مسابقات سالهای اخیر کم نبوده و از گوشه و کنار اخبار دعوای گروهی آنها پیرامون رقابتهای سالهای اخیر به کرات رسانه ای شده است.
این بار اما خبر اسف بارتر از موارد قبلی است و بحث قتل عمد به میان کشیده شده؛ «ق» یکی از قویترین مردان ایران که چهره شناخته شده ای در این مسابقات به حساب می آید چند روز پیش در نزاعی خیابانی باعث کشته شدن یک شهروند می شود.
در این نزاع خیابانی که طبق اخبار رسیده، بر سر یک اختلاف مالی بوده است چهار انگشت یکی از افراد درگیر در این نزاع، قطع و فرد دیگری نیز با ضربات ورزشکار معروف مجروح می شود.
مجروحان این درگیری به بیمارستانی در غرب تهران منتقل می شوند، اما تلاش پزشکان برای نجات یکی از مجروحان بی ثمر می ماند و وی بر اثر شدت جراحات وارده به سر جان خود را از دست می دهد.
فرد مذکور پس از این اتفاق خود را به مراجع قضایی معرفی کرد.
به گزارش برنا، طی سالهای گذشته در رقابتهای قویترین مردان ایران چند گروه از ورزشکاران که با یکدیگر ارتباط خانوادگی دارند، حضور یافته و هر کدام نیز در دورهای موفق به کسب عنوان نخست شده اند.
حاشیه حضور این افراد در مسابقات سالهای اخیر کم نبوده و از گوشه و کنار اخبار دعوای گروهی آنها پیرامون رقابتهای سالهای اخیر به کرات رسانه ای شده است.
این بار اما خبر اسف بارتر از موارد قبلی است و بحث قتل عمد به میان کشیده شده؛ «ق» یکی از قویترین مردان ایران که چهره شناخته شده ای در این مسابقات به حساب می آید چند روز پیش در نزاعی خیابانی باعث کشته شدن یک شهروند می شود.
در این نزاع خیابانی که طبق اخبار رسیده، بر سر یک اختلاف مالی بوده است چهار انگشت یکی از افراد درگیر در این نزاع، قطع و فرد دیگری نیز با ضربات ورزشکار معروف مجروح می شود.
مجروحان این درگیری به بیمارستانی در غرب تهران منتقل می شوند، اما تلاش پزشکان برای نجات یکی از مجروحان بی ثمر می ماند و وی بر اثر شدت جراحات وارده به سر جان خود را از دست می دهد.
فرد مذکور پس از این اتفاق خود را به مراجع قضایی معرفی کرد.
رئیس ششمین کنگره بین المللی مراقبتهای ویژه گفت: با وجود آنکه در 10 سال گذشته در بیهوشی و ICU پیشرفتهای قابل توجهی داشته ایم اما هنوز با کمبود شدید پرستار در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانها مواجه هستیم.
به گزارش مهر دکتر محمدمهدی قیامت در حاشیه برگزاری این کنگره در پژوهشگاه نیرو افزود: پرستاری بخش ICU ، پرستاری و مراقبت مستمر و لحظه به لحظه ای است که شاید کمتر پرستاری توان ارائه این نوع از مراقبت را داشته باشد.
وی جایگاه پرستاران ICU را بسیار ویژه و خاص برشمرد و افزود: پرستاران این بخش باید به لحاظ صعوبت کار، کیفیت مناسب ارائه کار و توانمندی انجام آن از عهده وظایف محوله برآیند.
رئیس انجمن بیهوشی و مراقبتهای ویژه ایران از استقبال پرستاران برای شرکت در 14کارگاه طراحی شده در این کنگره با هدف ارتقای مهارتهای بالینی پرستاران در بخش ICU خبر داد و گفت: هم اکنون برای تربیت پرستاران بخش ICU دوره های ویژه کارشناسی پیوسته و ناپیوسته بیهوشی و ICU راه اندازی شده است این در حالی است که 57 پزشک فلوشیپ مراقبت ویژه هم در کشور تربیت شده اند.
وی با بیان اینکه در دوره های ویژه کارشناسی پیوسته و ناپیوسته پرستاری ICU مباحث تئوری آموزش داده می شود، یادآور شد: مباحث عملی نیز در کارگاهها به تمرین گذاشته می شود.
ششمین کنگره بیهوشی و مراقبتهای ویژه ایران که از هفتم اردیبهشت ماه جاری در پژوهشگاه نیرو در حال برگزاری است، امروز جمعه به پایان می رسد.
به گزارش مهر دکتر محمدمهدی قیامت در حاشیه برگزاری این کنگره در پژوهشگاه نیرو افزود: پرستاری بخش ICU ، پرستاری و مراقبت مستمر و لحظه به لحظه ای است که شاید کمتر پرستاری توان ارائه این نوع از مراقبت را داشته باشد.
وی جایگاه پرستاران ICU را بسیار ویژه و خاص برشمرد و افزود: پرستاران این بخش باید به لحاظ صعوبت کار، کیفیت مناسب ارائه کار و توانمندی انجام آن از عهده وظایف محوله برآیند.
رئیس انجمن بیهوشی و مراقبتهای ویژه ایران از استقبال پرستاران برای شرکت در 14کارگاه طراحی شده در این کنگره با هدف ارتقای مهارتهای بالینی پرستاران در بخش ICU خبر داد و گفت: هم اکنون برای تربیت پرستاران بخش ICU دوره های ویژه کارشناسی پیوسته و ناپیوسته بیهوشی و ICU راه اندازی شده است این در حالی است که 57 پزشک فلوشیپ مراقبت ویژه هم در کشور تربیت شده اند.
وی با بیان اینکه در دوره های ویژه کارشناسی پیوسته و ناپیوسته پرستاری ICU مباحث تئوری آموزش داده می شود، یادآور شد: مباحث عملی نیز در کارگاهها به تمرین گذاشته می شود.
ششمین کنگره بیهوشی و مراقبتهای ویژه ایران که از هفتم اردیبهشت ماه جاری در پژوهشگاه نیرو در حال برگزاری است، امروز جمعه به پایان می رسد.
پارلمان بلژيك به عنوان دومين كشور اروپايي بعد از فرانسه، قانون مربوط به عدم استفادهي زنان مسلمان از نقاب يا روبند را در مكانهاي عمومي تصويب كرد.
پارلمان بلژيك قانوني را تصويب كرد كه طبق آن زنان مسلمان نميتوانند با روبند و يا نقاب در مكانهاي عمومي حضور يابند.
به گزارش ايسنا، پارلمان بلژيك به عنوان دومين كشور اروپايي بعد از فرانسه، قانون مربوط به عدم استفادهي زنان مسلمان از نقاب يا روبند را در مكانهاي عمومي تصويب كرد.
به گزارش خبرگزاري بلگان بلژيك، اكنون پارلمان منتظر تصويب نهايي اين قانون در سنا نيز ميباشد.
طبق اين قانون، از اين پس هيچ فردي اجازه ندارد كه صورت خود را در مكانهاي عمومي به گونهاي بپوشاند كه هويت وي قابل تشخيص نباشد.
طبق اين قانون، كساني كه از قانون تخطي كنند بين 15 تا 25 يورو جريمه و به مدت يك هفته زنداني ميشوند.
آندره فردريك، يك نماينده سوسياليست پارلمان بلژيك نيز در اين ارتباط گفت: روبند، نمادي مذهبي نيست بلكه نماد سركوب زنان است.
با اين كه دولت بلژيك يك سال پيش قانون ممنوعيت حضور زنان با حجاب كامل را مطرح كرده بود، به دليل بحران نداشتن دولت، اين طرح نتوانست براي تصويب به سنا راه يابد.
فرانسه به عنوان كشور همسايه بلژيك نيز سال گذشته قانون ممنوعيت استفاده از روبند را تصويب كرد كه اين قانون از اواسط ماه آوريل اجرايي شد.
به گزارش ايسنا، پارلمان بلژيك به عنوان دومين كشور اروپايي بعد از فرانسه، قانون مربوط به عدم استفادهي زنان مسلمان از نقاب يا روبند را در مكانهاي عمومي تصويب كرد.
به گزارش خبرگزاري بلگان بلژيك، اكنون پارلمان منتظر تصويب نهايي اين قانون در سنا نيز ميباشد.
طبق اين قانون، از اين پس هيچ فردي اجازه ندارد كه صورت خود را در مكانهاي عمومي به گونهاي بپوشاند كه هويت وي قابل تشخيص نباشد.
طبق اين قانون، كساني كه از قانون تخطي كنند بين 15 تا 25 يورو جريمه و به مدت يك هفته زنداني ميشوند.
آندره فردريك، يك نماينده سوسياليست پارلمان بلژيك نيز در اين ارتباط گفت: روبند، نمادي مذهبي نيست بلكه نماد سركوب زنان است.
با اين كه دولت بلژيك يك سال پيش قانون ممنوعيت حضور زنان با حجاب كامل را مطرح كرده بود، به دليل بحران نداشتن دولت، اين طرح نتوانست براي تصويب به سنا راه يابد.
فرانسه به عنوان كشور همسايه بلژيك نيز سال گذشته قانون ممنوعيت استفاده از روبند را تصويب كرد كه اين قانون از اواسط ماه آوريل اجرايي شد.
دیپلماتهای حاضر در این جلسه اعلام کردند: اگر ادعای ترویج استفاده از داروهای محرک توانایی جنسی توسط نیروهای حامی قذافی صحت داشته باشد، نشاندهنده این است که فرماندهان نیروهای حامی حاکم لیبی برای ایجاد وحشت میان جمعیت مناطقی که به پشتیبانی از انقلابیون لیبیائی میپردازند، نیروهای خود را به استفاده از این دارو ترغیب میکنند که این موضوع یک جنایت جنگی محسوب میشود.
نماینده آمریکا در سازمان ملل در جلسه محرمانه شورای امنیت، از افزایش تجاوزهای جنسی و ترویج استفاده از داروی محرک توانایی جنسی، توسط نیروهای وابسته به حاکم سرکوبگر رژیم لیبی خبر داد.
به گزارش فارس، پایگاه اینترنتی "ام.اس.ان.بی.سی " نوشت: بر اساس اعلام چند تن از دیپلماتهای آمریکایی شرکتکننده در جلسه محرمانه روز گذشته شورای امنیت در رابطه با بحران لیبی، سوزان رایس، نماینده آمریکا در شورای امنیت، روز گذشته در جلسه محرمانهای که در رابطه با بحران لیبی برگزار شد، در متن گزارش خود از افزایش تجاوز جنسی حامیان رژیم معمر قذافی، حاکم سرکوبگر لیبی، خبر داد.
یکی از دیپلماتهای حاضر در این جلسه محرمانه که نامی از وی برده نشده است، اعلام کرد: رایس در شرایطی ادعای افزایش تجاوز جنسی حامیان قذافی، که برای اولین بار توسط یک روزنامه انگلیسی گزارش شد، را در این جلسه مطرح کرد که هیچکس پاسخگو نبود.
دیپلماتهای حاضر در این جلسه اعلام کردند: اگر ادعای ترویج استفاده از داروهای محرک توانایی جنسی توسط نیروهای حامی قذافی صحت داشته باشد، نشاندهنده این است که فرماندهان نیروهای حامی حاکم لیبی برای ایجاد وحشت میان جمعیت مناطقی که به پشتیبانی از انقلابیون لیبیائی میپردازند، نیروهای خود را به استفاده از این دارو ترغیب میکنند که این موضوع یک جنایت جنگی محسوب میشود.
به گزارش فارس، پایگاه اینترنتی "ام.اس.ان.بی.سی " نوشت: بر اساس اعلام چند تن از دیپلماتهای آمریکایی شرکتکننده در جلسه محرمانه روز گذشته شورای امنیت در رابطه با بحران لیبی، سوزان رایس، نماینده آمریکا در شورای امنیت، روز گذشته در جلسه محرمانهای که در رابطه با بحران لیبی برگزار شد، در متن گزارش خود از افزایش تجاوز جنسی حامیان رژیم معمر قذافی، حاکم سرکوبگر لیبی، خبر داد.
یکی از دیپلماتهای حاضر در این جلسه محرمانه که نامی از وی برده نشده است، اعلام کرد: رایس در شرایطی ادعای افزایش تجاوز جنسی حامیان قذافی، که برای اولین بار توسط یک روزنامه انگلیسی گزارش شد، را در این جلسه مطرح کرد که هیچکس پاسخگو نبود.
دیپلماتهای حاضر در این جلسه اعلام کردند: اگر ادعای ترویج استفاده از داروهای محرک توانایی جنسی توسط نیروهای حامی قذافی صحت داشته باشد، نشاندهنده این است که فرماندهان نیروهای حامی حاکم لیبی برای ایجاد وحشت میان جمعیت مناطقی که به پشتیبانی از انقلابیون لیبیائی میپردازند، نیروهای خود را به استفاده از این دارو ترغیب میکنند که این موضوع یک جنایت جنگی محسوب میشود.
یک پیرزن آمریکایی مبتلا به بیماری آلزایمر پس از دریافت عکسی از همسرش که67 سال قبل برای او پست شده بود بخشی از خاطرات گذشته خود را به یاد آورد.
یک پیرزن آمریکایی مبتلا به بیماری آلزایمر پس از دریافت عکسی از همسرش که67 سال قبل برای او پست شده بود بخشی از خاطرات گذشته خود را به یاد آورد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، شوهر این زن با نام "گلن آدریانس" که در 26 می سال میلادی گذشته از دنیا رفته زمانی که در سال 1944 در نیروی دریایی آمریکا خدمت می کرد عکسی را برای همسر خود که در آن زمان دو سال از ازدواج شان می گذشت پست کرده بود اما این عکس تا هفته گذشته به دست "ویلبرت" نرسیده بود .
این در حالی است که ویلبرت به بیمار فراموشی مبتلا است و حتی دختر خود را نیز نمی شناسد. در هفته گذشته خانواده این زن تماسی را از بالاتیمور، مکانی که سالها قبل در آن زندگی می کردند دریافت کردند اما این تماس تلفنی از سوی دوستان و یا بستگان نبود بلکه فرد تماس گیرنده از اداره پست این شهر با خانواه "آدریانس" تماس گرفته بود.
اداره پست شهر بالتیمور درست زمانی با خانواده این پیرزن تماس گرفت که با نود و دومین سالگرد تولد گلن آدریانس همزمان بود.
نامه حاوی این عکس در نزد خانواده ای بود که به دلیل اشتغال پدر این خانواده در اداره پست وی تصمیم می گیرد تا نامه را به صاحب اصلی وی برگرداند. هنوزعلت تاخیر 67 ساله در تحویل این نامه حاوی عکس به صاحب آن مشخص نیست.
این نامه حاوی عکسی از گلن است که آن را در کلاس آموزشی خود در آیداهو زمانیکه آموزش هاهی نظامی خود را پشت سر می گذاشت گرفته شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، شوهر این زن با نام "گلن آدریانس" که در 26 می سال میلادی گذشته از دنیا رفته زمانی که در سال 1944 در نیروی دریایی آمریکا خدمت می کرد عکسی را برای همسر خود که در آن زمان دو سال از ازدواج شان می گذشت پست کرده بود اما این عکس تا هفته گذشته به دست "ویلبرت" نرسیده بود .
این در حالی است که ویلبرت به بیمار فراموشی مبتلا است و حتی دختر خود را نیز نمی شناسد. در هفته گذشته خانواده این زن تماسی را از بالاتیمور، مکانی که سالها قبل در آن زندگی می کردند دریافت کردند اما این تماس تلفنی از سوی دوستان و یا بستگان نبود بلکه فرد تماس گیرنده از اداره پست این شهر با خانواه "آدریانس" تماس گرفته بود.
گلن آدریانس در میان همقطاران خود در سال 1944 میلادی
اداره پست شهر بالتیمور درست زمانی با خانواده این پیرزن تماس گرفت که با نود و دومین سالگرد تولد گلن آدریانس همزمان بود.
نامه حاوی این عکس در نزد خانواده ای بود که به دلیل اشتغال پدر این خانواده در اداره پست وی تصمیم می گیرد تا نامه را به صاحب اصلی وی برگرداند. هنوزعلت تاخیر 67 ساله در تحویل این نامه حاوی عکس به صاحب آن مشخص نیست.
این نامه حاوی عکسی از گلن است که آن را در کلاس آموزشی خود در آیداهو زمانیکه آموزش هاهی نظامی خود را پشت سر می گذاشت گرفته شده است.
پایگاه نظامیان آمریکایی در استان قادسیه عراق هدف چند فروند موشک قرار گرفت.
یک منبع آگاه در استان قادسیه در گفتگو با خبرنگار واحد مرکزی خبر با تایید این خبر افزود: بامداد امروز پایگاه نظامیان آمریکایی در جنوب غرب دیوانیه مرکز استان قادسیه هدف چهار فروند موشک کاتیوشا قرار گرفت.
شاهدان گفتند: آژیر هشدار از داخل این پایگاه به گوش رسید و دود و آتش این پایگاه را فراگرفته بود و پس از این حمله بالگردهای آمریکا به پرواز درآمدند.
یک منبع آگاه در استان قادسیه در گفتگو با خبرنگار واحد مرکزی خبر با تایید این خبر افزود: بامداد امروز پایگاه نظامیان آمریکایی در جنوب غرب دیوانیه مرکز استان قادسیه هدف چهار فروند موشک کاتیوشا قرار گرفت.
شاهدان گفتند: آژیر هشدار از داخل این پایگاه به گوش رسید و دود و آتش این پایگاه را فراگرفته بود و پس از این حمله بالگردهای آمریکا به پرواز درآمدند.
انتصاب "لئون پانتا" از سوی باراک اوباما برای پست وزارت دفاع و ژنرال دیوید پترائوس به عنوان رییس سیا نشان می دهد که رئیس جمهور تعهد خود برای تغییر سیاست خارجی آمریکا را فراموش کرده است. در واقع، این انتصاب ها نشان می دهند که واشنگتن بیشتر اوباما را تغییر داده تا اوباما واشنگتن را.
یک نشریه فرانسوی با اشاره به انتصاب های اخیر اوباما در وزارت دفاع و سازمان سیا نوشت: ظاهرا واشنگتن بیشتر اوباما را "تغییر" داده است تا اوباما واشنگتن را.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مجله فرانسوی زبان فیگارو، انتصاب "لئون پانتا" از سوی باراک اوباما برای پست وزارت دفاع و ژنرال دیوید پترائوس به عنوان رییس سیا نشان می دهد که رئیس جمهور تعهد خود برای تغییر سیاست خارجی آمریکا را فراموش کرده است. در واقع، این انتصاب ها نشان می دهند که واشنگتن بیشتر اوباما را تغییر داده تا اوباما واشنگتن را.
در ادامه این مطلب آمده است که اوباما مدتهای زیادی اصرار داشت که می خواهد تمرکز آمریکا را دوباره جهت دهی کند، آنها را از سوی غرب بردارد و به سوی جهان اسلام و آسیا تغییر جهت دهد. وی همچنین اصرار دارد که هزینه های نظامی را هم سروسامان دهد. اما اگر پترائوس در راس سیا قرار گیرد و پانتا وزیر دفاع شود، "اصرار" اوباما هرگز به نتیجه نمی رسد.
در واقع، این انتصاب ها به همراه نشانه های دیگر قویا نشانگر آن است که اوباما سیاست خارجی را ابتدا به عنوان ابزاری برای سیاست های داخلی می بیند؛ فرصتی برای سخنرانی های بلندپروازانه در مورد تغییرات بزرگ در تاریخ و نقش آمریکا در آن.
همانطور که مدتی پیش نیویورکر نوشت: اوباما طرح و نقشه نمی دهد، او وعظ و موعظه می کند. اوباما تاکنون تمایل کمی برای تکان دادن نظم جا افتاده در واشنگتن و تزریق ایده های جدید انجام داده است.
پیش ازاین، اوباما پانتا را به عنوان رییس سیا انتخاب کرد. پانتا نماینده سابق کنگره است و تجربه کمی در موضوعات امنیت ملی دارد. این بخشی از یک مسیر بزرگتر بود: بسیاری از کمک های سیاست خارجی رییس جمهور، آموزش کمی در مورد سیاست خارجی دیده اند. برای مثال می توان از تام دانیلون مشاور امنیت ملی و بسیاری دیگر نام برد.
اگر بخواهیم در مورد این کارآموزان سیاست خارجی منصف باشیم، آنها به نسبت بی تجربگی که داشتند بازهم چندان بد عمل نکرده اند. در پشت بی تجربگی ها در موضوعات امنیت ملی، پانتا انتخاب مورد تردیدی برای تعهد آخری اوباما یعنی کاهش هزینه های نظامی است.
آنچه ما پیش بینی می کنیم پانتا پول را همچون باران برای پنتاگون خواهد ریخت و در این زمینه مطمئنا توجهی به وضعیت مردم و تعهد رئیس جمهور ندارد . آیا بهتر نبود کسی برای ریاست سیا انتخاب می شد که پیش زمینه ای در آسیا هم داشت؟ یا بهتر نبود تا حدی به آینده این انتخاب ها فکر می شد؟
آمریکا واقعا نیاز دارد تا تمرکزهای خود را تغییر دهد. مردم آمریکا بر روی کاهش هزینه های نظامی حساب کرده بودند. اما حالا احساس ناامنی زیادی می کنند. ای کاش باراک اوباما می توانست لااقل تغییراتی با سایز کوچک اعمال نماید!
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مجله فرانسوی زبان فیگارو، انتصاب "لئون پانتا" از سوی باراک اوباما برای پست وزارت دفاع و ژنرال دیوید پترائوس به عنوان رییس سیا نشان می دهد که رئیس جمهور تعهد خود برای تغییر سیاست خارجی آمریکا را فراموش کرده است. در واقع، این انتصاب ها نشان می دهند که واشنگتن بیشتر اوباما را تغییر داده تا اوباما واشنگتن را.
در ادامه این مطلب آمده است که اوباما مدتهای زیادی اصرار داشت که می خواهد تمرکز آمریکا را دوباره جهت دهی کند، آنها را از سوی غرب بردارد و به سوی جهان اسلام و آسیا تغییر جهت دهد. وی همچنین اصرار دارد که هزینه های نظامی را هم سروسامان دهد. اما اگر پترائوس در راس سیا قرار گیرد و پانتا وزیر دفاع شود، "اصرار" اوباما هرگز به نتیجه نمی رسد.
در واقع، این انتصاب ها به همراه نشانه های دیگر قویا نشانگر آن است که اوباما سیاست خارجی را ابتدا به عنوان ابزاری برای سیاست های داخلی می بیند؛ فرصتی برای سخنرانی های بلندپروازانه در مورد تغییرات بزرگ در تاریخ و نقش آمریکا در آن.
همانطور که مدتی پیش نیویورکر نوشت: اوباما طرح و نقشه نمی دهد، او وعظ و موعظه می کند. اوباما تاکنون تمایل کمی برای تکان دادن نظم جا افتاده در واشنگتن و تزریق ایده های جدید انجام داده است.
پیش ازاین، اوباما پانتا را به عنوان رییس سیا انتخاب کرد. پانتا نماینده سابق کنگره است و تجربه کمی در موضوعات امنیت ملی دارد. این بخشی از یک مسیر بزرگتر بود: بسیاری از کمک های سیاست خارجی رییس جمهور، آموزش کمی در مورد سیاست خارجی دیده اند. برای مثال می توان از تام دانیلون مشاور امنیت ملی و بسیاری دیگر نام برد.
اگر بخواهیم در مورد این کارآموزان سیاست خارجی منصف باشیم، آنها به نسبت بی تجربگی که داشتند بازهم چندان بد عمل نکرده اند. در پشت بی تجربگی ها در موضوعات امنیت ملی، پانتا انتخاب مورد تردیدی برای تعهد آخری اوباما یعنی کاهش هزینه های نظامی است.
آنچه ما پیش بینی می کنیم پانتا پول را همچون باران برای پنتاگون خواهد ریخت و در این زمینه مطمئنا توجهی به وضعیت مردم و تعهد رئیس جمهور ندارد . آیا بهتر نبود کسی برای ریاست سیا انتخاب می شد که پیش زمینه ای در آسیا هم داشت؟ یا بهتر نبود تا حدی به آینده این انتخاب ها فکر می شد؟
آمریکا واقعا نیاز دارد تا تمرکزهای خود را تغییر دهد. مردم آمریکا بر روی کاهش هزینه های نظامی حساب کرده بودند. اما حالا احساس ناامنی زیادی می کنند. ای کاش باراک اوباما می توانست لااقل تغییراتی با سایز کوچک اعمال نماید!