اخبار ایران و جهان
طراحان نشست امروز شوراي امنيت در حالي اتهاماتي را بر ضد ساير دولت ها مطرح مي كنند كه نيروهاي نظامي آنها عامل كشته شدن هزاران نفر در عراق و اففانستان هستند.
نماينده دائم ايران در سازمان ملل متحد با اشاره به مخالفت برخي از كشورهاي عضو دائم شوراي امنيت از جمله چين و روسيه با درخواست آمريكا، انگليس و فرانسه براي تصويب بيانيه مطبوعاتي اين شورا بر ضد سوريه گفت: نشست امروز شوراي امنيت نوعي شكست و ناكامي براي طراحان آن بود.
محمد خزاعي در پايان نشست امروز شوراي امنيت كه به تحولات سوريه مربوط مي شد، در گفتگو با ايرنا اظهار داشت: طراحان نشست امروز شوراي امنيت در حالي اتهاماتي را بر ضد ساير دولت ها مطرح مي كنند كه نيروهاي نظامي آنها عامل كشته شدن هزاران نفر در عراق و اففانستان هستند.
وي افزود: اين كشورها در حالي صحبت از مداخله ايران در امور ساير كشورها مي كنند كه خود داراي پايگاه و نيروهاي نظامي در منطقه هستند و از دخالت نظامي در امور كشورهاي همسايه ايران حمايت مي كنند.
نماينده دائم ايران در سازمان ملل افزود: برخي از كشورهاي عضو دائم شوراي امنيت در امور داخلي كشورهاي خاورميانه دخالت كرده و چشم خود را بر روي كشتار مردم اين كشورها مي بندند.
وي با اشاره به نشست امروز شوراي امنيت گفت: اين نشست شكستي براي طراحان آن بود، چونكه يك نظر واحد در مورد تحولات مربوط به سوريه وجود نداشت و تعداد قابل توجهي از اعضاي شورا مخالف نظرات آمريكا، انگليس و فرانسه بودند.
نماينده دائم ايران در سازمان ملل با اشاره به اظهارات واهي نماينده دائم آمريكا در سازمان ملل مبني بر كمك تهران به دمشق براي آرام كردن اعتراض هاي داخلي اين كشور گفت: اين يك اتهام غير واقعي و بي اساس است.
وي افزود: جمهوري اسلامي ايران در سياست خارجي خود هيچ اعتقادي به دخالت در امور ساير كشورها ندارد.
خزاعي تاكيد كرد: در واقع اين نوعي تلاش براي انحراف افكار عمومي از دخالت آمريكا ، انگليس و فرانسه در امور ساير كشورها است.
محمد خزاعي در پايان نشست امروز شوراي امنيت كه به تحولات سوريه مربوط مي شد، در گفتگو با ايرنا اظهار داشت: طراحان نشست امروز شوراي امنيت در حالي اتهاماتي را بر ضد ساير دولت ها مطرح مي كنند كه نيروهاي نظامي آنها عامل كشته شدن هزاران نفر در عراق و اففانستان هستند.
وي افزود: اين كشورها در حالي صحبت از مداخله ايران در امور ساير كشورها مي كنند كه خود داراي پايگاه و نيروهاي نظامي در منطقه هستند و از دخالت نظامي در امور كشورهاي همسايه ايران حمايت مي كنند.
نماينده دائم ايران در سازمان ملل افزود: برخي از كشورهاي عضو دائم شوراي امنيت در امور داخلي كشورهاي خاورميانه دخالت كرده و چشم خود را بر روي كشتار مردم اين كشورها مي بندند.
وي با اشاره به نشست امروز شوراي امنيت گفت: اين نشست شكستي براي طراحان آن بود، چونكه يك نظر واحد در مورد تحولات مربوط به سوريه وجود نداشت و تعداد قابل توجهي از اعضاي شورا مخالف نظرات آمريكا، انگليس و فرانسه بودند.
نماينده دائم ايران در سازمان ملل با اشاره به اظهارات واهي نماينده دائم آمريكا در سازمان ملل مبني بر كمك تهران به دمشق براي آرام كردن اعتراض هاي داخلي اين كشور گفت: اين يك اتهام غير واقعي و بي اساس است.
وي افزود: جمهوري اسلامي ايران در سياست خارجي خود هيچ اعتقادي به دخالت در امور ساير كشورها ندارد.
خزاعي تاكيد كرد: در واقع اين نوعي تلاش براي انحراف افكار عمومي از دخالت آمريكا ، انگليس و فرانسه در امور ساير كشورها است.
یک منبع رسمی در عربستان سعودی در واکنش به فراخوان های داخلی درباره توقف سفر به عربستان سعودی برای انجام حج عمره به سایت خبری ایلاف گفت: اگر دولت ایران می خواهد انجام یکی از مناسک اسلامی را برای شهروندان خود منع کند این موضوع جزء امور داخلی این کشور است و به این دولت مربوط می شود.
یک منبع رسمی در عربستان سعودی گفت منع ایرانی ها از سفر به حج عمره موضوع داخلی ایران است.
به گزارش عصر ایران، یک منبع رسمی در عربستان سعودی در واکنش به فراخوان های داخلی درباره توقف سفر به عربستان سعودی برای انجام حج عمره به سایت خبری ایلاف گفت: اگر دولت ایران می خواهد انجام یکی از مناسک اسلامی را برای شهروندان خود منع کند این موضوع جزء امور داخلی این کشور است و به این دولت مربوط می شود.
این منبع رسمی ضمن رد واکنش به فراخوان های مطرح شده در ایران درباره منع حج عمره در اعتراض به حضور نظامیان سعودی در بحرین برای مشارکت در سرکوب اعتراضات مردمی این کشور تنها به این موضوع اکتفا کرد که" اگر دولت ایران می خواهد شهروندان خود را از ادای یکی از مناسک اسلامی منع کند این موضوع به آنها مربوط می شود."
وی ادامه داد:" این موضوع چه ربطی به عربستان سعودی دارد؟ این موضوع تنها به دولت ایران مربوط می شود."
پیشتر محمد تقی رهبر نماینده پارلمان ایران از شهروندان این کشور خواسته بود در اعتراض به حمایت عربستان از سرکوب معترضین در بحرین ، به سفر حج عمره نروند. وی همچنین خواستار قطع روابط دیپلماتیک تهران با ریاض شده بود.
رهبر اضافه کرده بود: پول هایی که ایرانی ها در حج عمره در عربستان سعودی خرج می کنند برای خرید سلاح و کشتار مسلمانان هزینه می شود.
ایران بارها ضمن انتقاد شدید از عربستان سعودی، حضور نظامیان این کشور در بحرین برای سرکوب معترضین این کشور را "اشغالگری" خوانده بود.
دولت ایران پیش از این پس از درگیری های سال 1369 در شهر مکه که منجر به کشته شدن 275 نفر از حجاج ایرانی شد ادای حج عمره و تمتع را برای سه سال متوالی ممنوع کرد.
به گزارش عصر ایران، یک منبع رسمی در عربستان سعودی در واکنش به فراخوان های داخلی درباره توقف سفر به عربستان سعودی برای انجام حج عمره به سایت خبری ایلاف گفت: اگر دولت ایران می خواهد انجام یکی از مناسک اسلامی را برای شهروندان خود منع کند این موضوع جزء امور داخلی این کشور است و به این دولت مربوط می شود.
این منبع رسمی ضمن رد واکنش به فراخوان های مطرح شده در ایران درباره منع حج عمره در اعتراض به حضور نظامیان سعودی در بحرین برای مشارکت در سرکوب اعتراضات مردمی این کشور تنها به این موضوع اکتفا کرد که" اگر دولت ایران می خواهد شهروندان خود را از ادای یکی از مناسک اسلامی منع کند این موضوع به آنها مربوط می شود."
وی ادامه داد:" این موضوع چه ربطی به عربستان سعودی دارد؟ این موضوع تنها به دولت ایران مربوط می شود."
پیشتر محمد تقی رهبر نماینده پارلمان ایران از شهروندان این کشور خواسته بود در اعتراض به حمایت عربستان از سرکوب معترضین در بحرین ، به سفر حج عمره نروند. وی همچنین خواستار قطع روابط دیپلماتیک تهران با ریاض شده بود.
رهبر اضافه کرده بود: پول هایی که ایرانی ها در حج عمره در عربستان سعودی خرج می کنند برای خرید سلاح و کشتار مسلمانان هزینه می شود.
ایران بارها ضمن انتقاد شدید از عربستان سعودی، حضور نظامیان این کشور در بحرین برای سرکوب معترضین این کشور را "اشغالگری" خوانده بود.
دولت ایران پیش از این پس از درگیری های سال 1369 در شهر مکه که منجر به کشته شدن 275 نفر از حجاج ایرانی شد ادای حج عمره و تمتع را برای سه سال متوالی ممنوع کرد.
وي با اشاره به اينكه آمريكا همواره در تلاش است كه در كشورهاي مقاومت فتنه و تفرقه به راه بياندازد، گفت: در ايران سعي كرد اين كار را انجام دهد ولي شكست خورد و در حال حاضر نيز تلاش مي كند كه در سوريه تفرقه به وجود آورد و اين كشور را از كشورهاي مقاوم دور نمايد ولي سوريه همچنان پشتيبان و وفادار به مقاومت اسلامي در لبنان و فلسطين باقي خواهد ماند.
'وليد جنبلاط' رييس حزب سوسياليست ترقي خواه دروزي لبنان با اشاره به اينكه ايجاد رابطه و گفتگو ميان 'سعد حريري' و سيد'حسن نصرالله' دبيركل حزب الله ضروري است، گفت: شيوه اي كه هم اكنون درپيش گرفته شده به ضرر همه است و كشور را به سوي سرنوشت نامعلومي سوق مي دهد.
به گزارش ايرنا از بيروت، 'وليد جنبلاط' رييس حزب سوسياليست ترقي خواه دروزي لبنان در مصاحبه روزنامه 'الاخبار' با اشاره به اينكه باز كردن راه گفتگو ميان طايفه هاي سني و شيعي، كشور را از دام فتنه و تفرقه مصون نگه مي دارد،گفت: توجه به اصل گفتگو ميان طايفه سني و شيعي با توجه به مرحله كنوني بيش از هرزمان ديگر ضروري است.
وي افزود: ناديده گرفتن اين اصل در ميان دو طايفه اصلي در لبنان، منجر به ايجاد معضل واقعي در كشور مي شود.
رييس حزب سوسياليست ترقي خواه دروزي لبنان پيرامون مسئله تشكيل دولت ادامه داد: معضلاتي كه در سر راه تشكيل دولت قرارد دارند، مسايل لاينحلي نيستند ولي عجيب اينجاست كه چرا تاكنون دولت تشكيل نشده است.
وليد جنبلاط تأكيد كرد: تأخير در تشكيل دولت در كليه سطوح و جنبه ها براي لبنان مضر است و تشكيل آن مانع به وجود آمدن حالت ناآمني و بي نظمي در كشور مي شود.
از سوي ديگر 'محمد ياغي' مسؤول حزب الله در منطقه بقاع طي مراسمي در بعلبك گفت: خاورميانه در آستانه مرحله جديدي قرار گرفته و تشكيل خاورميانه جديد در حال جريان است اما نه آن خاورميانه جديدي كه رايس و جرج بوش از آن سخن مي گفتند بلكه خاورميانه جديدي كه توسط مردم به وجود خواهد آمد.
وي با اشاره به اينكه آمريكا همواره در تلاش است كه در كشورهاي مقاومت فتنه و تفرقه به راه بياندازد، گفت: در ايران سعي كرد اين كار را انجام دهد ولي شكست خورد و در حال حاضر نيز تلاش مي كند كه در سوريه تفرقه به وجود آورد و اين كشور را از كشورهاي مقاوم دور نمايد ولي سوريه همچنان پشتيبان و وفادار به مقاومت اسلامي در لبنان و فلسطين باقي خواهد ماند.
مسؤول منطقه بقاع با اشاره به مسئله سلاح مقاومت ادامه داد: سلاح مقاومت همچنان به سوي دشمن يگانه يعني رژيم صهيونيستي نشانه رفته و اين سلاح ضامن و حامي كشور در برابر تهديدهاي دشمن صهيونيستي است.
به گزارش ايرنا از بيروت، 'وليد جنبلاط' رييس حزب سوسياليست ترقي خواه دروزي لبنان در مصاحبه روزنامه 'الاخبار' با اشاره به اينكه باز كردن راه گفتگو ميان طايفه هاي سني و شيعي، كشور را از دام فتنه و تفرقه مصون نگه مي دارد،گفت: توجه به اصل گفتگو ميان طايفه سني و شيعي با توجه به مرحله كنوني بيش از هرزمان ديگر ضروري است.
وي افزود: ناديده گرفتن اين اصل در ميان دو طايفه اصلي در لبنان، منجر به ايجاد معضل واقعي در كشور مي شود.
رييس حزب سوسياليست ترقي خواه دروزي لبنان پيرامون مسئله تشكيل دولت ادامه داد: معضلاتي كه در سر راه تشكيل دولت قرارد دارند، مسايل لاينحلي نيستند ولي عجيب اينجاست كه چرا تاكنون دولت تشكيل نشده است.
وليد جنبلاط تأكيد كرد: تأخير در تشكيل دولت در كليه سطوح و جنبه ها براي لبنان مضر است و تشكيل آن مانع به وجود آمدن حالت ناآمني و بي نظمي در كشور مي شود.
از سوي ديگر 'محمد ياغي' مسؤول حزب الله در منطقه بقاع طي مراسمي در بعلبك گفت: خاورميانه در آستانه مرحله جديدي قرار گرفته و تشكيل خاورميانه جديد در حال جريان است اما نه آن خاورميانه جديدي كه رايس و جرج بوش از آن سخن مي گفتند بلكه خاورميانه جديدي كه توسط مردم به وجود خواهد آمد.
وي با اشاره به اينكه آمريكا همواره در تلاش است كه در كشورهاي مقاومت فتنه و تفرقه به راه بياندازد، گفت: در ايران سعي كرد اين كار را انجام دهد ولي شكست خورد و در حال حاضر نيز تلاش مي كند كه در سوريه تفرقه به وجود آورد و اين كشور را از كشورهاي مقاوم دور نمايد ولي سوريه همچنان پشتيبان و وفادار به مقاومت اسلامي در لبنان و فلسطين باقي خواهد ماند.
مسؤول منطقه بقاع با اشاره به مسئله سلاح مقاومت ادامه داد: سلاح مقاومت همچنان به سوي دشمن يگانه يعني رژيم صهيونيستي نشانه رفته و اين سلاح ضامن و حامي كشور در برابر تهديدهاي دشمن صهيونيستي است.
برخي از تاجران اسلحه تأكيد مي كنند كه قيمت سلاح جنگي و شكاري نيمه خودكار به شكل قابل ملاحظه اي در خلال چند هفته گذشته به خاطر افزايش درخواست سلاح در اراضي لبنان افزايش يافته است.حتي برخي به خاطر ترس از اينكه اين سلاح به سوريه براي حمايت از افراد معترض قاچاق شود از فروش سلاح به افرادي كه نمي شناسند خودداري مي كنند.
احتمال استعفاي نماينده لبنان در سازمان ملل، قاچاق اسلحه توسط يك سوري از لبنان به سوريه، تهديد به بمب گذاري در دفتر نخست وزير لبنان، خريد و فروش غيرقانوني املاك در لبنان توسط اتباع خارجي احتمال استعفاي نجيب ميقاتي نخست وزير جديد از مهمترين شنيده هاي سياسي روز گذشته لبنان است.
به گزارش ايرنا از بيروت، رسانه هاي مختلف لبنان امروز چهارشنبه نيز نكات شنيدني از وضعيت كنوني لبنان منتشر ساختند كه برخي از آن در پي مي آيد:
ـــ يك ديپلمات لبنان در خارج ـ نواف سلام نماينده اين كشور در سازمان ملل ـ به دليل نبود مرجع رسمي در كشور براي اتخاذ موضع مشخص در خصوص برخي از مسايل كشورهاي عربي و بين المللي تهديد به استعفا كرده است.
ـــ به خاطر تشكيل نشدن دولت جديد در لبنان و تأثير پذيري اين كشور از تحولات منطقه در چند هفته اخير لبنان شاهد گسترش روند فروش ساختمان ها و اراضي به صورت غير قانوني از طرف غيرلبناني ها بوده است.
ـــ برخي از مسافران كشورهاي حاشيه خليج فارس مي گويند: مقامات اين كشور بدون هيچ دليلي بر شهروندان شيعه لبناني سختگيري مي كنند.
ـــ يكي از سران حزب «المستقبل» حدود پنج روزي است كه در يكي از هتل هاي پايتخت كشور اردن ساكن شده و مشخص نيست كه وي براي انجام مأموريت و يا مرخصي در اين كشور به سر مي برد.
ـــ طي تماس تلفني با دفتر «نجيب ميقاتي» نخست وزير لبنان اطلاع داده شده كه در آنجا بمبي كار گذاشته شده ولي بعد از اعلام آماده باش به ارتش و شروع عمليات بازرسي توسط سگ هاي پليسي مشخص شد كه از بمب خبري نيست و هدف از اين تماس فقط ايجاد رعب و ترس بوده است.
ـــ مديريت پليس لبنان به بهانه اينكه پرونده ويژه برخي از افسران اين مركز و خانواده هاي آنها در خلال 10 سال گذشته تا كنون حجم زيادي به خود گرفته، قصد دارد برخي از اسناد اين پرونده ها را كه حتي باعث محكوميت آنها نيز مي شود از بين ببرد.
ـــ برخي از تاجران اسلحه تأكيد مي كنند كه قيمت سلاح جنگي و شكاري نيمه خودكار به شكل قابل ملاحظه اي در خلال چند هفته گذشته به خاطر افزايش درخواست سلاح در اراضي لبنان افزايش يافته است.حتي برخي به خاطر ترس از اينكه اين سلاح به سوريه براي حمايت از افراد معترض قاچاق شود از فروش سلاح به افرادي كه نمي شناسند خودداري مي كنند.
ـــ «محمد رشيد قباني» مفتي اهل سنت لبنان تلاش مي كند تا روابط خود را با سوريه بعد از بحراني شدن آن ترميم كند از اين رو تصميم گرفت تا يكي از نزديكان سرلشكر «رستم غزالي» رييس سابق مركز اطلاعات سوريه در لبنان را به عنوان كارمند بخش اداري دار الفتوا تعيين كند ولي با شروع بحران در سوريه وي نيز در اين تصميم خود درنگ كرده است.
ـــ «محمد ضرغام» دهيار منطقه «خالد» واقع در شمال لبنان گفته كه برخي از اهالي اين منطقه چند عمليات قاچاق سلاح از لبنان به سوريه را كشف و خنثي كردند. شخص قاچاق كننده يك سوري است كه در منطقه «الغاب» واقع در شمال لبنان زندگي مي كند.
ـــ يك مرجع رياست جمهوري گفته كه «ميشل سليمان» رييس جمهور و نجيب ميقاتي نخست وزير توافق كردند در صورتي كه زمام امور از دست آنها خارج شود، ميقاتي استعفا دهد. ميشل سليمان به هيچ وجه حاضر نيست از اختصاص يافتن منصب وزارت كشور به خود صرف نظر كند.
ـــ تعداد زيادي از لبناني هايي كه از ساح عاج بازگشتند به سرعت در حال برگشت به اين كشور آفريقايي هستند.
به گزارش ايرنا از بيروت، رسانه هاي مختلف لبنان امروز چهارشنبه نيز نكات شنيدني از وضعيت كنوني لبنان منتشر ساختند كه برخي از آن در پي مي آيد:
ـــ يك ديپلمات لبنان در خارج ـ نواف سلام نماينده اين كشور در سازمان ملل ـ به دليل نبود مرجع رسمي در كشور براي اتخاذ موضع مشخص در خصوص برخي از مسايل كشورهاي عربي و بين المللي تهديد به استعفا كرده است.
ـــ به خاطر تشكيل نشدن دولت جديد در لبنان و تأثير پذيري اين كشور از تحولات منطقه در چند هفته اخير لبنان شاهد گسترش روند فروش ساختمان ها و اراضي به صورت غير قانوني از طرف غيرلبناني ها بوده است.
ـــ برخي از مسافران كشورهاي حاشيه خليج فارس مي گويند: مقامات اين كشور بدون هيچ دليلي بر شهروندان شيعه لبناني سختگيري مي كنند.
ـــ يكي از سران حزب «المستقبل» حدود پنج روزي است كه در يكي از هتل هاي پايتخت كشور اردن ساكن شده و مشخص نيست كه وي براي انجام مأموريت و يا مرخصي در اين كشور به سر مي برد.
ـــ طي تماس تلفني با دفتر «نجيب ميقاتي» نخست وزير لبنان اطلاع داده شده كه در آنجا بمبي كار گذاشته شده ولي بعد از اعلام آماده باش به ارتش و شروع عمليات بازرسي توسط سگ هاي پليسي مشخص شد كه از بمب خبري نيست و هدف از اين تماس فقط ايجاد رعب و ترس بوده است.
ـــ مديريت پليس لبنان به بهانه اينكه پرونده ويژه برخي از افسران اين مركز و خانواده هاي آنها در خلال 10 سال گذشته تا كنون حجم زيادي به خود گرفته، قصد دارد برخي از اسناد اين پرونده ها را كه حتي باعث محكوميت آنها نيز مي شود از بين ببرد.
ـــ برخي از تاجران اسلحه تأكيد مي كنند كه قيمت سلاح جنگي و شكاري نيمه خودكار به شكل قابل ملاحظه اي در خلال چند هفته گذشته به خاطر افزايش درخواست سلاح در اراضي لبنان افزايش يافته است.حتي برخي به خاطر ترس از اينكه اين سلاح به سوريه براي حمايت از افراد معترض قاچاق شود از فروش سلاح به افرادي كه نمي شناسند خودداري مي كنند.
ـــ «محمد رشيد قباني» مفتي اهل سنت لبنان تلاش مي كند تا روابط خود را با سوريه بعد از بحراني شدن آن ترميم كند از اين رو تصميم گرفت تا يكي از نزديكان سرلشكر «رستم غزالي» رييس سابق مركز اطلاعات سوريه در لبنان را به عنوان كارمند بخش اداري دار الفتوا تعيين كند ولي با شروع بحران در سوريه وي نيز در اين تصميم خود درنگ كرده است.
ـــ «محمد ضرغام» دهيار منطقه «خالد» واقع در شمال لبنان گفته كه برخي از اهالي اين منطقه چند عمليات قاچاق سلاح از لبنان به سوريه را كشف و خنثي كردند. شخص قاچاق كننده يك سوري است كه در منطقه «الغاب» واقع در شمال لبنان زندگي مي كند.
ـــ يك مرجع رياست جمهوري گفته كه «ميشل سليمان» رييس جمهور و نجيب ميقاتي نخست وزير توافق كردند در صورتي كه زمام امور از دست آنها خارج شود، ميقاتي استعفا دهد. ميشل سليمان به هيچ وجه حاضر نيست از اختصاص يافتن منصب وزارت كشور به خود صرف نظر كند.
ـــ تعداد زيادي از لبناني هايي كه از ساح عاج بازگشتند به سرعت در حال برگشت به اين كشور آفريقايي هستند.
تماس هاي مردمي حاکي از اخراج بيماران جذامي از درمانگاه امراض پوستي دانشگاه علوم پزشکي در خيابان وحيد، جنب بيمارستان شهيد هاشمي نژاد بود.
به گزارش مشرق، بيماران که بيشتر آنان به بيماري جذام مبتلا هستند; شروع به گلايه کردند. برخي از آنان به دليل وخامت بيماري قادر به راه رفتن نبودند و برخي نيز با پاهاي مصنوعي به زحمت خودشان را مي رساندند تا از مسوولان به خاطر اتخاذ اين تصميم گلايه کنند.
علي محمودي، يکي از بيماران با بيان اينکه آسايشگاه "محراب خان" سالها قبل براي جذاميان وقف شده است، گفت: پيش از انقلاب اسلامي اين آسايشگاه ساخته شده و کاربري آن ويژه بيماران مبتلا به جذام بوده است.
چندي پيش به دليل اينکه اين مکان داخل شهر قرار گرفت، جذاميان را به بيمارستان بوعلي منتقل کردند.
پس از مدتي دوباره آنان به بيمارستان طالقاني منتقل شدند.وي اظهار داشت: بهزيستي و کميته امداد حاضر به پذيرش بيماران نشدند و انجمن حمايت از جذاميان حاضر به نگهداري اين بيماران شد که رئيس دانشگاه علوم پزشکي در آن زمان مخالفت کرد.
پس از آن، بيماران مجددا به اين مکان منتقل شدند که هميشه در اين مکان بمانند، ولي پس از اين همه فراز و نشيب، تصميم جديدي گرفته شد و تمام وسايل را با چهار کاميون از آسايشگاه خارج کردند و معلوم نيست سرنوشت ما چه مي شود.
به گزارش مشرق، بيماران که بيشتر آنان به بيماري جذام مبتلا هستند; شروع به گلايه کردند. برخي از آنان به دليل وخامت بيماري قادر به راه رفتن نبودند و برخي نيز با پاهاي مصنوعي به زحمت خودشان را مي رساندند تا از مسوولان به خاطر اتخاذ اين تصميم گلايه کنند.
علي محمودي، يکي از بيماران با بيان اينکه آسايشگاه "محراب خان" سالها قبل براي جذاميان وقف شده است، گفت: پيش از انقلاب اسلامي اين آسايشگاه ساخته شده و کاربري آن ويژه بيماران مبتلا به جذام بوده است.
چندي پيش به دليل اينکه اين مکان داخل شهر قرار گرفت، جذاميان را به بيمارستان بوعلي منتقل کردند.
پس از مدتي دوباره آنان به بيمارستان طالقاني منتقل شدند.وي اظهار داشت: بهزيستي و کميته امداد حاضر به پذيرش بيماران نشدند و انجمن حمايت از جذاميان حاضر به نگهداري اين بيماران شد که رئيس دانشگاه علوم پزشکي در آن زمان مخالفت کرد.
پس از آن، بيماران مجددا به اين مکان منتقل شدند که هميشه در اين مکان بمانند، ولي پس از اين همه فراز و نشيب، تصميم جديدي گرفته شد و تمام وسايل را با چهار کاميون از آسايشگاه خارج کردند و معلوم نيست سرنوشت ما چه مي شود.
«درون بدن انسان»، قرار است آخرين نفسهاي «جرالد» 84 ساله را در حاليکه در خانه خود در کنار اعضاي فاميل فوت کرد، پخش کند.
روزنامه ابتکار نوشت:
انتشار خبر پخش تلويزيوني لحظات آخر عمر مردي 84 ساله از برنامه علمي «درون بدن انسان» ازشبکه بيبيسي جنجال آفريد.
در واقع شبکه بيبيسي وقتي از آخرين لحظات عمر مردي مبتلا به بيماري لاعلاج فيلم ميگرفت جنجال را به جان خريد، اين شبکه در حالي از اين مرد فيلمبرداري کرد که خانواده او موافق بودند.
«درون بدن انسان»، قرار است آخرين نفسهاي «جرالد» 84 ساله را در حاليکه در خانه خود در کنار اعضاي فاميل فوت کرد، پخش کند.
تهيهکنندگان اين برنامه ميدانند پخش لحظه مرگ يک انسان از تلويزيون ممکن است برخي از بينندگان را عصباني کند، اما اعلام کردند دوست دارند با اين کار دشوار دست و پنجه نرم کنند.
«مايکل مولي»، مجري اين برنامه به «راديو تايمز» گفته: «اين اقدام برنامه منطقي است. خيلي مهم است از سخن گفتن در مورد مرگ پرهيز نکنيم. وقتي وقوع مرگ مسلم است بايد آن را نشان داد!»
او افزوده: «برخي فکر ميکنند نمايش مرگ يک انسان از تلويزيون درست نيست، حالا در هر شرايطي که ميخواهد باشد. با اينکه به اين نظر احترام ميگذارم، اما به نظرم بد نيست يک مرگ آرام و طبيعي را به تصوير بکشيم، خيليها با اين نظر موافق هستند.»
به نوشته خبرآنلاين به نقل از گاردين؛ اين اولين بار نيست که بيبيسي با نشان دادن مرگ واقعي در تلويزيون به باد انتقاد گرفته شده است.
اوايل ماه آوريل نيز اين شبکه متهم شد «مدافع اتانازي» است، دليل اين اتهام نمايش آخرين لحظات زندگي مردي مبتلا به بيماري لاعلاج در سوييس بود که دست به اتانازي ميزد و تصوير مرگ او در مستند «تري پراتچت» پخش شد.
قرار است اين اپيزود از «درون بدن انسان» تابستان امسال از شبکه بيبيسي2 پخش شود. اين برنامه علمي تمامي لحظات زندگي از تولد تا مرگ را دربرميگيرد، در اين برنامه اولين نفسهاي يک نوزاد، رشد بدن و نحوه عملکرد سيستم دفاعي بدن به نمايش گذاشته شدهاند.
قرار است در اپيزود دوم علاوه بر نمايش مرگ جرالد، به زندگي زني که 10 سال است فقط با خوردن بيسکويت تغذيه ميکند، مردي که ميتواند 9 دقيقه نفسش را حبس کند و مردي که در آب يخ شنا ميکند و آسيبي نميبيند نيز نگاهي انداخته شود.
«جرالد» که سرطان داشت پيش از مرگ در مورد اين برنامه گفته: «نميخواهم بميرم، اما به همين زودي ميميرم مگر آنکه معجزهاي رخ دهد، کمي ديگر در اين دنيا هستم و اصلا نميترسم.»
او در ادامه ابراز اميدواري کرده که نمايش مرگ او به ديگر بيماران مبتلا به سرطان کمک کند. اين مرد قول داده بود طلوع سال2011 را ببيند و به قولش عمل کرد و روز اول ژانويه در کنار اعضاي خانوادهاش فوت کرد.
انتشار خبر پخش تلويزيوني لحظات آخر عمر مردي 84 ساله از برنامه علمي «درون بدن انسان» ازشبکه بيبيسي جنجال آفريد.
در واقع شبکه بيبيسي وقتي از آخرين لحظات عمر مردي مبتلا به بيماري لاعلاج فيلم ميگرفت جنجال را به جان خريد، اين شبکه در حالي از اين مرد فيلمبرداري کرد که خانواده او موافق بودند.
«درون بدن انسان»، قرار است آخرين نفسهاي «جرالد» 84 ساله را در حاليکه در خانه خود در کنار اعضاي فاميل فوت کرد، پخش کند.
تهيهکنندگان اين برنامه ميدانند پخش لحظه مرگ يک انسان از تلويزيون ممکن است برخي از بينندگان را عصباني کند، اما اعلام کردند دوست دارند با اين کار دشوار دست و پنجه نرم کنند.
«مايکل مولي»، مجري اين برنامه به «راديو تايمز» گفته: «اين اقدام برنامه منطقي است. خيلي مهم است از سخن گفتن در مورد مرگ پرهيز نکنيم. وقتي وقوع مرگ مسلم است بايد آن را نشان داد!»
او افزوده: «برخي فکر ميکنند نمايش مرگ يک انسان از تلويزيون درست نيست، حالا در هر شرايطي که ميخواهد باشد. با اينکه به اين نظر احترام ميگذارم، اما به نظرم بد نيست يک مرگ آرام و طبيعي را به تصوير بکشيم، خيليها با اين نظر موافق هستند.»
به نوشته خبرآنلاين به نقل از گاردين؛ اين اولين بار نيست که بيبيسي با نشان دادن مرگ واقعي در تلويزيون به باد انتقاد گرفته شده است.
اوايل ماه آوريل نيز اين شبکه متهم شد «مدافع اتانازي» است، دليل اين اتهام نمايش آخرين لحظات زندگي مردي مبتلا به بيماري لاعلاج در سوييس بود که دست به اتانازي ميزد و تصوير مرگ او در مستند «تري پراتچت» پخش شد.
قرار است اين اپيزود از «درون بدن انسان» تابستان امسال از شبکه بيبيسي2 پخش شود. اين برنامه علمي تمامي لحظات زندگي از تولد تا مرگ را دربرميگيرد، در اين برنامه اولين نفسهاي يک نوزاد، رشد بدن و نحوه عملکرد سيستم دفاعي بدن به نمايش گذاشته شدهاند.
قرار است در اپيزود دوم علاوه بر نمايش مرگ جرالد، به زندگي زني که 10 سال است فقط با خوردن بيسکويت تغذيه ميکند، مردي که ميتواند 9 دقيقه نفسش را حبس کند و مردي که در آب يخ شنا ميکند و آسيبي نميبيند نيز نگاهي انداخته شود.
«جرالد» که سرطان داشت پيش از مرگ در مورد اين برنامه گفته: «نميخواهم بميرم، اما به همين زودي ميميرم مگر آنکه معجزهاي رخ دهد، کمي ديگر در اين دنيا هستم و اصلا نميترسم.»
او در ادامه ابراز اميدواري کرده که نمايش مرگ او به ديگر بيماران مبتلا به سرطان کمک کند. اين مرد قول داده بود طلوع سال2011 را ببيند و به قولش عمل کرد و روز اول ژانويه در کنار اعضاي خانوادهاش فوت کرد.
اين ايرادات نمايندگان در حالي انجام ميپذيرد كه به اندازه كافي شاهد تاخير در ارايه و بررسي بودجه بودهايم و شايد پس طي اين زمان طولاني انتظار اين ايرادات در بودجه نميرفت. در هر صورت مسلما رفع اين ايرادات زمان خواهد برد و شايد براي نهايي شدن بودجه بايد بيش از اين انتظار بكشيم.
روزنامه «ملت ما» نوشت:
سرانجام و پس از 75 روز كش و قوس، بودجه سال 90 در صحن علني مجلس مورد بررسي قرار گرفت و نمايندگان موافق و مخالف نظرات خود را پيرامون آن اعلام كردند. بودجه سال 90 در حالي در مجلس بررسي ميشود كه محمود احمدينژاد اعلام كرده بود دولت تمام بررسيهاي لازم را در اين خصوص انجام داده اما در طول بررسي بودجه، شاهد تذكرات و ايرادات مجلس به بودجه پيشنهادي دولت بوديم.
اين ايرادات نمايندگان در حالي انجام ميپذيرد كه به اندازه كافي شاهد تاخير در ارايه و بررسي بودجه بودهايم و شايد پس طي اين زمان طولاني انتظار اين ايرادات در بودجه نميرفت. در هر صورت مسلما رفع اين ايرادات زمان خواهد برد و شايد براي نهايي شدن بودجه بايد بيش از اين انتظار بكشيم.
در جلسه روز گذشته مجلس، نمايندگان با تاييد پيشنهاد احمد توكلي به حذف جزء(خ) از بند 12 لايحه بودجه 90 راي مثبت دادند كه بر اين اساس خانه ملتيها با اختصاص منابع صندوق توسعه ملي براي سرمايهگذاري در بخش نفت مخالفت كردند. جعفر قادري، نماينده مردم شيراز و عضو كميسيون تلفيق لايحه بودجه 1390 كل كشور در مجلس شوراي اسلامي صبح روز چهارشنبه طي تذكري آييننامهيي و در جريان بررسي جزء (خ) بند 12 لايحه بودجه 90، اظهار داشت: تاكنون در صنايع بالادستي نفت، مرسوم و متداول بوده كه وزارت نفت از قراردادهاي بيع متقابل يا فاينانس استفاده ميكرد.
وي افزود: شركتهايي كه طرحهاي بالادستي صنايع نفت را اجرا ميكردند، خودشان منابع مالي را وارد ميكنند و طرحهايي را به اجرا درميآورند و بعد از چند سال از محل درآمدهاي حاصل از توليد ميعانات گازي يا گاز توليدي يا نفت خام اصل و فرع مبلغ موردنظر را برداشت ميكنند. نماينده مردم شيراز در خانه ملت بر همين اساس يادآور شد: در قسمتي از بند 12 به شركتهاي داخلي اجازه داده شده كه مانند شركتهاي خارجي چنين كاري را انجام دهند، يعني يك شركت داخلي از صندوق توسعه ملي وام ميگيرد و طرحي را براي شركت ملي نفت به اجرا درميآورد، بر اين اساس بايد گفت كه اين بند هيچ مغايرتي با قانون ندارد.
وي در ادامه، بند 12 لايحه بودجه سال 90 را در راستاي اهداف اساسنامه صندوق توسعه ملي دانست و گفت: در اين بند هيچ اشارهيي به واگذاري صنايع بالادستي نشده است و بنا نيست كه مالكيت بخش بالادستي نفت واگذار شود. قادري اضافه كرد: تاكيد بر اين بند ميتواند كمك كند تا بخش قابلتوجهي از منابع براي توسعه صنايع بالادستي نفت بهكار گرفته شود.
انصاري: بند 12 لايحه بودجه با سياستهاي ابلاغي از سوي رهبري مغايرت دارد
در اين جلسه همچنين جمشيد انصاري نماينده زنجان و طارم در مجلس و در جريان بررسي جزو (خ) بند 12 لايحه بودجه 90، به بيان تذكري آييننامهيي پرداخت و اظهار داشت: اين قسمت از لايحه بودجه 90 با سياستهاي كلي ابلاغي رهبر معظم انقلاب مغايرت دارد. وي افزود: بر اساس يكی از بندهاي اين سياستها، ارايه تسهيلات از منابع صندوق توسعه ملي بايد به بخشهاي خصوصي و تعاوني عمومي غيردولتي باشد، يعني استفادهكنندگان در اين مورد مشخص شدهاند؛ اينكه در اين قسمت تنها بگوييم كه موارد مندرج با رعايت اساسنامه صندوق توسعه ملي بايد اجرا شود، كفايت نميكند؛ چرا كه بطور مثال ما ميگوييم صدا و سيما با مقررات شركتهاي دولتي اداره ميشود ولي اين مساله به معناي تبديل صداوسيما به شركت دولتي نيست. در ادامه علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي ضمن وارد دانستن اخطار انصاري، گفت: از آنجايي كه شركتهاي نفت، شركتهاي دولتي هستند، اين بند در مغايرت صريح با سياستهاي ابلاغي رهبر انقلاب است.
مجلس با اختصاص منابع صندوق توسعه ملي براي سرمايهگذاري در بخش نفت مخالفت كرد
در جلسه صبح چهارشنبه مجلس احمد توكلي نماينده مردم تهران و رييس مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامی در جريان بررسي جزو(خ) از بند 12 لايحه بودجه سال 90 پيشنهاد حذف اين جزو را در مجلس ارايه كرد. وي در تشريح پيشنهاد خود اعلام كرد كه اين جزو از لايحه بودجه 1390 با سياستهاي كلي ابلاغي از سوي رهبر انقلاب و همچنين قانون برنامه پنجم توسعه مغايرت دارد.
علي لاريجاني رييس مجلس ضمن تاييد پيشنهاد توكلي به جمشيد انصاري كه قصد بيان اخطار داشت، اجازه سخن گفتن داد. انصاري در تذكر خود ايراداتي را به جزو (خ) از بند 12 وارد دانست و بعد از آن هم علي لاريجاني اخطار انصاري را به راي گذاشت تا نمايندگان درباره آن نظر دهند و در نهايت اين قسمت از لايحه بودجه 90 با نظر اكثريت مجلس از بودجه حذف شد. به گزارش فارس، در جزو(خ) بند 12 لايحه بودجه 90 آمده است: اجازه داده ميشود از منابع صندوق توسعه ملي براي طرحهاي سرمايهگذاري بخش بالادستي وزارت نفت از طريق شركتهاي دولتي تابعه ذيربط كه بصورت بيع متقابل يا فاينانس اجرا ميشود با رعايت اساسنامه صندوق مذكور اختصاص يابد.
پيشبيني 11 ميليارد دلاري افزايش درآمد نفتي در بودجه 90
نمايندگان مجلس در ادامه بررسي بودجه نود، 11 ميليارد و 612 ميليون دلار از افزايش درآمد حاصل از صادرات نفتي را پيشبيني كردند. براساس مصوبه روز گذشته مجلس و در صورت تصويب نهايي بخشهاي هزينهيي اين بند الحاقي از محل افزايش درآمد حاصل از صادرات نفت و ميعانات گازي مازاد بر مبالغ مندرج در اين قانون كه به خزانه واريز ميشود، 3 ميليارد دلار براي تقويت بنيه دفاعي، 2 ميليارد دلار به بخش سلامت، يكصد ميليون دلار بابت احداث و بازسازي عتبات عاليات، 250 ميليون دلار بابت آشيانه جمهوري اسلامي ايران براي خريد هواپيما و بالگرد، يك ميليارد دلار بابت مهار آبهاي مرزي و مهار گردوغبار استانهاي مرزي و ريزگردهاي استانها و درياچهها و تالابهاي كشور، يك ميليارد دلار بابت يارانه سود تسهيلات و جوايز صادراتي و افزايش سرمايه بانكهاي دولتي و صندوق ضمانت صادرات، يك ميليارد دلار بابت صندوق بيمه محصولات كشاورزي و صندوق حمايت از توسعه سرمايهگذاري كشاورزي، يك ميليارد و 500 ميليون دلار بابت صندوق نوآوري و شكوفايي، 62 ميليون دلار بابت تعديل و ساماندهي پروژههاي صيادي، 200ميليون دلار بابت بازپرداخت تعهدات ارزي و 500 ميليون دلار براي آبرساني به روستاهاي فاقد آب آشاميدني سالم بر اساس شاخص محروميت تخصيص داده ميشود.
افزايش 5/1 دلاري قيمت هر بشكه نفت در بودجه 90
در جلسه روز گذشته مجلس، نمايندگان با 139 راي موافق با پيشنهاد افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده نفت در لايحه بودجه موافقت كردند. اين در حالي است كه كاهش وابستگي دولت به درآمدهاي نفتي مطرح است اما نمايندگان مجلس در ادامه بررسي لايحه بودجه 90 كل كشور و در بررسي جزو «ب» بند 12 لايحه بودجه با پيشنهاد افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده نفت در لايحه بودجه موافقت كردند. حسينعلي شهرياري نماينده مردم زاهدان و رييس كميسيون بهداشت و درمان مجلس كه پيشنهاددهنده افزايش قيمت پيشبيني شده براي نفت در لايحه بودجه بود، طي سخناني در اين زمينه گفت: باتوجه به اينكه در حال حاضر بيمارستانهاي دولتي و البته شهرستانها از كمبود تجهيزات پزشكي و آمبولانس رنج ميبرند، لازم است با افزايش قيمت پيشبيني شده نفت در بودجه براي تامين نياز آنها اقدام كنيم. بر اساس اين گزارش، پس از بيان دلايل ارايه پيشنهاد از سوي رييس كميسیون بهداشت مجلس، نمايندگان دولت و كميسيون تلفيق طي سخناني در صحن علني مجلس با اين پيشنهاد مخالفت كردند اما نهايتا هياترييسه اين پيشنهاد را به راي گذاشت و وكلاي ملت با 139 راي موافق، 48 راي مخالف و 22 راي ممتنع با پيشنهاد افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده در لايحه بودجه موافقت كردند. پيش از اين در كميسيون تلفيق لايحه بودجه 1390 كل كشور، قيمت پايه نفت 80 دلار تصويب شده بود كه با راي نمايندگان مقرر شد قيمت پايه نفت به 5/81 دلار افزايش يابد.
مخالفت مصباحيمقدم با افزايش 5/1 دلاري قيمت نفت در بودجه
نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اينكه تصويب پيشنهاد افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده نفت در لايحه بودجه خلاف برنامه پنجم است، اين مصوبه را مصيبت وارده به اقتصاد كشور عنوان كرد. پس از تصويب بند الحاقي افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده نفت در لايحه بودجه در جلسه علني صبح روز گذشته مجلس، حجتالاسلام غلامرضا مصباحيمقدم نماينده مردم تهران و عضو كميسيون اقتصادي مجلس طي سخناني از تصويب اين بند انتقاد كرد. وي در اين زمينه گفت: آنچه پيشنهاد و سپس تصويب شد، نياز به دوسوم راي نمايندگان داشت؛ چراكه پيشنهاد ارايه شده مخالف برنامه پنجم توسعه كشور بود. نماينده مردم تهران در مجلس تصريح كرد: زماني كه در برنامه گفته شده كه اتكا بودجه به نفت طي 5 سال در بودجه جاري كشور بايد به صفر برسد، هماكنون ما بندي را تصويب كرديم كه خلاف اين مصوبه و قانون است. مصباحيمقدم ادامه داد: در رابطه با اين مصوبه تنها ميتوان گفت كه آن مصيبتي است كه به اقتصاد ما وارد ميشود؟ آيا قرار است كه هرچه درآمد داشتيم، هزينه كنيم؟ نظام بايد حتي در بودجه عمراني هم به سمت كاهش اتكا به نفت برود. علي لاريجاني، رييس مجلس شوراي اسلامي نيز طي سخناني ضمن اينكه تذكر نماينده تهران را وارد ندانست، گفت: در حال حاضر ما بخشهاي درآمدي را تصميمگيري كرديم البته اگر درباره هزينهها هم اين پيشنهاد تصويب شود، باز هم مخالف برنامه پنجم نيست.
صندوق توسعه ملي نميتواند به دولت وام دهد
در ادامه بررسي بودجه سال 90 كه روز گذشته در صحن علني مجلس انجام شد، محمدرضا باهنر، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي طي تذكري در جريان بررسي جزو خ بند 12 لايحه بودجه 90 در صحن علني مجلس اظهار داشت: پيمانكاران در اين بند وام نميگيرند بلكه كارفرما براساس اين بند ميتواند از وام استفاده كند. به گزارش فارس، وي افزود: هيچ بخش خصوصي نميتوانند كارفرماي اكتشاف و حفر چاه نفت شود، براين اساس دولت بصورت انحصاري اقدامات مربوط به حفاري و اكتشاف نفت را برعهده دارد. نماينده مردم تهران ادامه داد: صندوق توسعه ملي نميتواند وام دهد؛ چرا كه اين مساله خلاف سياستهاي كلي برنامه پنجم توسعه است. در ميان سخنان باهنر لاريجاني ضمن تاييد تذكر وي گفت: من هم مطالب شما هم قبول دارم. باهنر در ادامه گفت: اگر اين قسمت در ماده 12 بماند يعني شركت ملي نفت با واسطه حتي پيمانكار بخش خصوصي از صندوق توسعه ملي وام ميگيرد كه اين مساله برخلاف قانون است. بر اين اساس درخواست ميكنم كه اين قسمت از لايحه حذف شود.
سرانجام و پس از 75 روز كش و قوس، بودجه سال 90 در صحن علني مجلس مورد بررسي قرار گرفت و نمايندگان موافق و مخالف نظرات خود را پيرامون آن اعلام كردند. بودجه سال 90 در حالي در مجلس بررسي ميشود كه محمود احمدينژاد اعلام كرده بود دولت تمام بررسيهاي لازم را در اين خصوص انجام داده اما در طول بررسي بودجه، شاهد تذكرات و ايرادات مجلس به بودجه پيشنهادي دولت بوديم.
اين ايرادات نمايندگان در حالي انجام ميپذيرد كه به اندازه كافي شاهد تاخير در ارايه و بررسي بودجه بودهايم و شايد پس طي اين زمان طولاني انتظار اين ايرادات در بودجه نميرفت. در هر صورت مسلما رفع اين ايرادات زمان خواهد برد و شايد براي نهايي شدن بودجه بايد بيش از اين انتظار بكشيم.
در جلسه روز گذشته مجلس، نمايندگان با تاييد پيشنهاد احمد توكلي به حذف جزء(خ) از بند 12 لايحه بودجه 90 راي مثبت دادند كه بر اين اساس خانه ملتيها با اختصاص منابع صندوق توسعه ملي براي سرمايهگذاري در بخش نفت مخالفت كردند. جعفر قادري، نماينده مردم شيراز و عضو كميسيون تلفيق لايحه بودجه 1390 كل كشور در مجلس شوراي اسلامي صبح روز چهارشنبه طي تذكري آييننامهيي و در جريان بررسي جزء (خ) بند 12 لايحه بودجه 90، اظهار داشت: تاكنون در صنايع بالادستي نفت، مرسوم و متداول بوده كه وزارت نفت از قراردادهاي بيع متقابل يا فاينانس استفاده ميكرد.
وي افزود: شركتهايي كه طرحهاي بالادستي صنايع نفت را اجرا ميكردند، خودشان منابع مالي را وارد ميكنند و طرحهايي را به اجرا درميآورند و بعد از چند سال از محل درآمدهاي حاصل از توليد ميعانات گازي يا گاز توليدي يا نفت خام اصل و فرع مبلغ موردنظر را برداشت ميكنند. نماينده مردم شيراز در خانه ملت بر همين اساس يادآور شد: در قسمتي از بند 12 به شركتهاي داخلي اجازه داده شده كه مانند شركتهاي خارجي چنين كاري را انجام دهند، يعني يك شركت داخلي از صندوق توسعه ملي وام ميگيرد و طرحي را براي شركت ملي نفت به اجرا درميآورد، بر اين اساس بايد گفت كه اين بند هيچ مغايرتي با قانون ندارد.
وي در ادامه، بند 12 لايحه بودجه سال 90 را در راستاي اهداف اساسنامه صندوق توسعه ملي دانست و گفت: در اين بند هيچ اشارهيي به واگذاري صنايع بالادستي نشده است و بنا نيست كه مالكيت بخش بالادستي نفت واگذار شود. قادري اضافه كرد: تاكيد بر اين بند ميتواند كمك كند تا بخش قابلتوجهي از منابع براي توسعه صنايع بالادستي نفت بهكار گرفته شود.
انصاري: بند 12 لايحه بودجه با سياستهاي ابلاغي از سوي رهبري مغايرت دارد
در اين جلسه همچنين جمشيد انصاري نماينده زنجان و طارم در مجلس و در جريان بررسي جزو (خ) بند 12 لايحه بودجه 90، به بيان تذكري آييننامهيي پرداخت و اظهار داشت: اين قسمت از لايحه بودجه 90 با سياستهاي كلي ابلاغي رهبر معظم انقلاب مغايرت دارد. وي افزود: بر اساس يكی از بندهاي اين سياستها، ارايه تسهيلات از منابع صندوق توسعه ملي بايد به بخشهاي خصوصي و تعاوني عمومي غيردولتي باشد، يعني استفادهكنندگان در اين مورد مشخص شدهاند؛ اينكه در اين قسمت تنها بگوييم كه موارد مندرج با رعايت اساسنامه صندوق توسعه ملي بايد اجرا شود، كفايت نميكند؛ چرا كه بطور مثال ما ميگوييم صدا و سيما با مقررات شركتهاي دولتي اداره ميشود ولي اين مساله به معناي تبديل صداوسيما به شركت دولتي نيست. در ادامه علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي ضمن وارد دانستن اخطار انصاري، گفت: از آنجايي كه شركتهاي نفت، شركتهاي دولتي هستند، اين بند در مغايرت صريح با سياستهاي ابلاغي رهبر انقلاب است.
مجلس با اختصاص منابع صندوق توسعه ملي براي سرمايهگذاري در بخش نفت مخالفت كرد
در جلسه صبح چهارشنبه مجلس احمد توكلي نماينده مردم تهران و رييس مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامی در جريان بررسي جزو(خ) از بند 12 لايحه بودجه سال 90 پيشنهاد حذف اين جزو را در مجلس ارايه كرد. وي در تشريح پيشنهاد خود اعلام كرد كه اين جزو از لايحه بودجه 1390 با سياستهاي كلي ابلاغي از سوي رهبر انقلاب و همچنين قانون برنامه پنجم توسعه مغايرت دارد.
علي لاريجاني رييس مجلس ضمن تاييد پيشنهاد توكلي به جمشيد انصاري كه قصد بيان اخطار داشت، اجازه سخن گفتن داد. انصاري در تذكر خود ايراداتي را به جزو (خ) از بند 12 وارد دانست و بعد از آن هم علي لاريجاني اخطار انصاري را به راي گذاشت تا نمايندگان درباره آن نظر دهند و در نهايت اين قسمت از لايحه بودجه 90 با نظر اكثريت مجلس از بودجه حذف شد. به گزارش فارس، در جزو(خ) بند 12 لايحه بودجه 90 آمده است: اجازه داده ميشود از منابع صندوق توسعه ملي براي طرحهاي سرمايهگذاري بخش بالادستي وزارت نفت از طريق شركتهاي دولتي تابعه ذيربط كه بصورت بيع متقابل يا فاينانس اجرا ميشود با رعايت اساسنامه صندوق مذكور اختصاص يابد.
پيشبيني 11 ميليارد دلاري افزايش درآمد نفتي در بودجه 90
نمايندگان مجلس در ادامه بررسي بودجه نود، 11 ميليارد و 612 ميليون دلار از افزايش درآمد حاصل از صادرات نفتي را پيشبيني كردند. براساس مصوبه روز گذشته مجلس و در صورت تصويب نهايي بخشهاي هزينهيي اين بند الحاقي از محل افزايش درآمد حاصل از صادرات نفت و ميعانات گازي مازاد بر مبالغ مندرج در اين قانون كه به خزانه واريز ميشود، 3 ميليارد دلار براي تقويت بنيه دفاعي، 2 ميليارد دلار به بخش سلامت، يكصد ميليون دلار بابت احداث و بازسازي عتبات عاليات، 250 ميليون دلار بابت آشيانه جمهوري اسلامي ايران براي خريد هواپيما و بالگرد، يك ميليارد دلار بابت مهار آبهاي مرزي و مهار گردوغبار استانهاي مرزي و ريزگردهاي استانها و درياچهها و تالابهاي كشور، يك ميليارد دلار بابت يارانه سود تسهيلات و جوايز صادراتي و افزايش سرمايه بانكهاي دولتي و صندوق ضمانت صادرات، يك ميليارد دلار بابت صندوق بيمه محصولات كشاورزي و صندوق حمايت از توسعه سرمايهگذاري كشاورزي، يك ميليارد و 500 ميليون دلار بابت صندوق نوآوري و شكوفايي، 62 ميليون دلار بابت تعديل و ساماندهي پروژههاي صيادي، 200ميليون دلار بابت بازپرداخت تعهدات ارزي و 500 ميليون دلار براي آبرساني به روستاهاي فاقد آب آشاميدني سالم بر اساس شاخص محروميت تخصيص داده ميشود.
افزايش 5/1 دلاري قيمت هر بشكه نفت در بودجه 90
در جلسه روز گذشته مجلس، نمايندگان با 139 راي موافق با پيشنهاد افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده نفت در لايحه بودجه موافقت كردند. اين در حالي است كه كاهش وابستگي دولت به درآمدهاي نفتي مطرح است اما نمايندگان مجلس در ادامه بررسي لايحه بودجه 90 كل كشور و در بررسي جزو «ب» بند 12 لايحه بودجه با پيشنهاد افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده نفت در لايحه بودجه موافقت كردند. حسينعلي شهرياري نماينده مردم زاهدان و رييس كميسيون بهداشت و درمان مجلس كه پيشنهاددهنده افزايش قيمت پيشبيني شده براي نفت در لايحه بودجه بود، طي سخناني در اين زمينه گفت: باتوجه به اينكه در حال حاضر بيمارستانهاي دولتي و البته شهرستانها از كمبود تجهيزات پزشكي و آمبولانس رنج ميبرند، لازم است با افزايش قيمت پيشبيني شده نفت در بودجه براي تامين نياز آنها اقدام كنيم. بر اساس اين گزارش، پس از بيان دلايل ارايه پيشنهاد از سوي رييس كميسیون بهداشت مجلس، نمايندگان دولت و كميسيون تلفيق طي سخناني در صحن علني مجلس با اين پيشنهاد مخالفت كردند اما نهايتا هياترييسه اين پيشنهاد را به راي گذاشت و وكلاي ملت با 139 راي موافق، 48 راي مخالف و 22 راي ممتنع با پيشنهاد افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده در لايحه بودجه موافقت كردند. پيش از اين در كميسيون تلفيق لايحه بودجه 1390 كل كشور، قيمت پايه نفت 80 دلار تصويب شده بود كه با راي نمايندگان مقرر شد قيمت پايه نفت به 5/81 دلار افزايش يابد.
مخالفت مصباحيمقدم با افزايش 5/1 دلاري قيمت نفت در بودجه
نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اينكه تصويب پيشنهاد افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده نفت در لايحه بودجه خلاف برنامه پنجم است، اين مصوبه را مصيبت وارده به اقتصاد كشور عنوان كرد. پس از تصويب بند الحاقي افزايش 5/1 دلاري قيمت پيشبيني شده نفت در لايحه بودجه در جلسه علني صبح روز گذشته مجلس، حجتالاسلام غلامرضا مصباحيمقدم نماينده مردم تهران و عضو كميسيون اقتصادي مجلس طي سخناني از تصويب اين بند انتقاد كرد. وي در اين زمينه گفت: آنچه پيشنهاد و سپس تصويب شد، نياز به دوسوم راي نمايندگان داشت؛ چراكه پيشنهاد ارايه شده مخالف برنامه پنجم توسعه كشور بود. نماينده مردم تهران در مجلس تصريح كرد: زماني كه در برنامه گفته شده كه اتكا بودجه به نفت طي 5 سال در بودجه جاري كشور بايد به صفر برسد، هماكنون ما بندي را تصويب كرديم كه خلاف اين مصوبه و قانون است. مصباحيمقدم ادامه داد: در رابطه با اين مصوبه تنها ميتوان گفت كه آن مصيبتي است كه به اقتصاد ما وارد ميشود؟ آيا قرار است كه هرچه درآمد داشتيم، هزينه كنيم؟ نظام بايد حتي در بودجه عمراني هم به سمت كاهش اتكا به نفت برود. علي لاريجاني، رييس مجلس شوراي اسلامي نيز طي سخناني ضمن اينكه تذكر نماينده تهران را وارد ندانست، گفت: در حال حاضر ما بخشهاي درآمدي را تصميمگيري كرديم البته اگر درباره هزينهها هم اين پيشنهاد تصويب شود، باز هم مخالف برنامه پنجم نيست.
صندوق توسعه ملي نميتواند به دولت وام دهد
در ادامه بررسي بودجه سال 90 كه روز گذشته در صحن علني مجلس انجام شد، محمدرضا باهنر، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي طي تذكري در جريان بررسي جزو خ بند 12 لايحه بودجه 90 در صحن علني مجلس اظهار داشت: پيمانكاران در اين بند وام نميگيرند بلكه كارفرما براساس اين بند ميتواند از وام استفاده كند. به گزارش فارس، وي افزود: هيچ بخش خصوصي نميتوانند كارفرماي اكتشاف و حفر چاه نفت شود، براين اساس دولت بصورت انحصاري اقدامات مربوط به حفاري و اكتشاف نفت را برعهده دارد. نماينده مردم تهران ادامه داد: صندوق توسعه ملي نميتواند وام دهد؛ چرا كه اين مساله خلاف سياستهاي كلي برنامه پنجم توسعه است. در ميان سخنان باهنر لاريجاني ضمن تاييد تذكر وي گفت: من هم مطالب شما هم قبول دارم. باهنر در ادامه گفت: اگر اين قسمت در ماده 12 بماند يعني شركت ملي نفت با واسطه حتي پيمانكار بخش خصوصي از صندوق توسعه ملي وام ميگيرد كه اين مساله برخلاف قانون است. بر اين اساس درخواست ميكنم كه اين قسمت از لايحه حذف شود.
کد خبر: ۱۶۱۴۷۱
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۲۲:۰۰
تعداد بازدید: ۲۹۸۵
قبایل لیبی در بیانیه ای مشترک موافقت خود را با خروج دیکتاتور این کشور از قدرت اعلام کردند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، نمایندگان 61 قبیله لیبی امروز در بیانیه ای اعلام کردند که خواهان خروج معمر قذافی رهبر دیکتاتور لیبی هستند.
در این بیانیه آمده است: ما خواهان تشکیل کشور یکپارچه لیبی بدون حضور معمر قذافی هستند. گفتنی است این بیانیه از سوی "برنارد لوی" فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی در پاریس منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، نمایندگان 61 قبیله لیبی امروز در بیانیه ای اعلام کردند که خواهان خروج معمر قذافی رهبر دیکتاتور لیبی هستند.
در این بیانیه آمده است: ما خواهان تشکیل کشور یکپارچه لیبی بدون حضور معمر قذافی هستند. گفتنی است این بیانیه از سوی "برنارد لوی" فیلسوف و سیاستمدار فرانسوی در پاریس منتشر شده است.
اين طرح ها شامل ايجاد پايگاه آموزش نظامي در منطقه شمالي فلسطين اشغالي، ايجاد شبكه آب رساني، احداث بيمارستان، حفر كانال هاي زير زميني در شهر 'حيفا' همراه با زير ساخت هاي مربوطه، ايجاد مراكز سوخت رساني و ديگر نيازهاي مردم در دوران جنگ است.
روزنامه صهيونيستي 'معاريو' با چاپ ضميمه 36 صفحه اي كه حاصل سفر يك ماهه خبرنگار آن به منطقه شمالي فلسطين اشغالي است، از طرح ها و برنامه هاي مخفيانه نظامي و اجتماعي ارتش اين رژيم به منظور تحميل جنگ عليه حزب الله پرده برداشت.
به گزارش ايرنا به نقل از معاريو، اين طرح ها شامل ايجاد پايگاه آموزش نظامي در منطقه شمالي فلسطين اشغالي، ايجاد شبكه آب رساني، احداث بيمارستان، حفر كانال هاي زير زميني در شهر 'حيفا' همراه با زير ساخت هاي مربوطه، ايجاد مراكز سوخت رساني و ديگر نيازهاي مردم در دوران جنگ است.
ايجاد غارها با كليه وسايل زندگي يكي ديگر از طرح هاي رژيم صهيونيستي است. اين غارها داراي بيمارستان، كليه وسايل زندگي و حتي گازآشپزي بدون ايجاد دود و آتش است.
روزنامه معاريو به نقل از يك منبع نظامي پيرامون ساخت گازهاي آشپزي بدون آتش نوشت: حزب الله نيز اين امكان را كسب كرده و در جنوب لبنان از آن استفاده مي كند.
از طرفي در دروازه پايگاه آموزش نظامي واقع در منطقه شمالي فلسطين اشغالي نوشته شده است: 'اينجا مي جنگيم و پيروز مي شويم'.
'اين پايگاه بعد از پايان جنگ سي وسي روزه، مجهز به وسايل پيشرفته اي شده و مشابه آن در روستاهاي جنوب لبنان نيز ديده شده است.'
بر اساس گزارش معاريو، اين پايگاه شامل خانه هاي مكعبي شكلي است كه امكان وارد شدن به آنها براي سايرين به سختي وجود دارد ولي در عين حال راه فرار نيز براي آنها در نظر گرفته شده است.
يك منبع نظامي صهيونيست گفت: ما نيز مانند حزب الله در زير زمين اقدام به حفاري و احداث پايگاه هاي نظامي مي كنيم و براي پوشاندن آنها از كشتزار استفاده مي كنيم.
معاريو در خصوص اين پايگاه نوشت: از داخل بيشه هاي منطقه، سربازاني كه كلاه نظامي برسردارند، خارج مي شوند و ناگهان در داخل زمين مخفي مي شوند. اين حركات با هدف مبارزه با سربازان حزب الله انجام مي گيرد.
معاريو افزود: تشخيص ميان بيشه زارهاي طبيعي ازغير طبيعي كار آساني نيست چون بخشي از بيشه زارهاي عادي با يك سرپوش آهني پوشيده شده و در نگاه اول ممكن است سربازان ما گمان كنند سرپوش فاضلاب است ولي بعد متوجه مي شوند كه داخل آن يك سرباز حزب الله همراه با يك موشك قرار دارد.
به گزارش ايرنا به نقل از معاريو، اين طرح ها شامل ايجاد پايگاه آموزش نظامي در منطقه شمالي فلسطين اشغالي، ايجاد شبكه آب رساني، احداث بيمارستان، حفر كانال هاي زير زميني در شهر 'حيفا' همراه با زير ساخت هاي مربوطه، ايجاد مراكز سوخت رساني و ديگر نيازهاي مردم در دوران جنگ است.
ايجاد غارها با كليه وسايل زندگي يكي ديگر از طرح هاي رژيم صهيونيستي است. اين غارها داراي بيمارستان، كليه وسايل زندگي و حتي گازآشپزي بدون ايجاد دود و آتش است.
روزنامه معاريو به نقل از يك منبع نظامي پيرامون ساخت گازهاي آشپزي بدون آتش نوشت: حزب الله نيز اين امكان را كسب كرده و در جنوب لبنان از آن استفاده مي كند.
از طرفي در دروازه پايگاه آموزش نظامي واقع در منطقه شمالي فلسطين اشغالي نوشته شده است: 'اينجا مي جنگيم و پيروز مي شويم'.
'اين پايگاه بعد از پايان جنگ سي وسي روزه، مجهز به وسايل پيشرفته اي شده و مشابه آن در روستاهاي جنوب لبنان نيز ديده شده است.'
بر اساس گزارش معاريو، اين پايگاه شامل خانه هاي مكعبي شكلي است كه امكان وارد شدن به آنها براي سايرين به سختي وجود دارد ولي در عين حال راه فرار نيز براي آنها در نظر گرفته شده است.
يك منبع نظامي صهيونيست گفت: ما نيز مانند حزب الله در زير زمين اقدام به حفاري و احداث پايگاه هاي نظامي مي كنيم و براي پوشاندن آنها از كشتزار استفاده مي كنيم.
معاريو در خصوص اين پايگاه نوشت: از داخل بيشه هاي منطقه، سربازاني كه كلاه نظامي برسردارند، خارج مي شوند و ناگهان در داخل زمين مخفي مي شوند. اين حركات با هدف مبارزه با سربازان حزب الله انجام مي گيرد.
معاريو افزود: تشخيص ميان بيشه زارهاي طبيعي ازغير طبيعي كار آساني نيست چون بخشي از بيشه زارهاي عادي با يك سرپوش آهني پوشيده شده و در نگاه اول ممكن است سربازان ما گمان كنند سرپوش فاضلاب است ولي بعد متوجه مي شوند كه داخل آن يك سرباز حزب الله همراه با يك موشك قرار دارد.
با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، كار و كارگري تعيين كنندگي خاصي در تعالي جامعه داشته و برخلاف تبليغات موجود اين طبقه دلبسته ترين افراد جامعه به انقلاب و نظام اسلامياند
با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، كار و كارگري تعيين كنندگي خاصي در تعالي جامعه داشته و برخلاف تبليغات موجود اين طبقه دلبسته ترين افراد جامعه به انقلاب و نظام اسلامياند.
به گزارش خبرگزاري فارس ، با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، كار و كارگري تعيين كنندگي خاصي در تعالي جامعه داشته و برخلاف تبليغات موجود اين طبقه دلبسته ترين افراد جامعه به انقلاب و نظام اسلامياند.در متن ذيل گوشه اي از بيانات مقام معظم رهبري در اين زمينه را به مرور مينشينيم:
ساحت معنوي كار در اسلام
از جنبه معنوي كارگر بايد احساس كند كه بار سنگيني را بر دوش دارد. مسئولان و مردم بايد شأن و اهميت نقش او را درك كنند و بدانند كه كارگر شأن معنوي و انساني بالايي در جامعه دارد. در نظام ارزشي اسلام ، پولدار بودن اصلاً ارزش نيست؛ حتي بسياري از خصوصيات نفساني ، جزو ارزشها به حساب نمي آيد؛ اما كارگر بودن - ولو براي خودش كار كند - يك ارزش است ، و اگر كار ، انجام شده، در پيشبرد زندگي جامعه مؤثر باشد، ارزش آن مضاعف خواهد شد؛ به همين خاطر ، رسول اكرم ( ص ) دست كارگر را بوسيد. دست كارگر بوسيدن ، امتياز مادي براي كارگر محسوب نمي شود ؛ اما براي او يك امتياز معنوي است ؛ زيرا شأن كارگر را در جامعه بالا مي برد.
كارگر؛ ركن اساسي كار
امروز هم اگر ما دنبال توسعه ي اقتصادي هستيم ، بايد كار را تقويت كنيم؛ بدون كار نمي شود. مرتب صحبت از سرمايه گذاري است. بنده نقش سرمايه گذاري را قبول دارم؛ بدون سرمايه گذاري هم كاري صورت نمي گيرد؛ اما سرمايه گذاري يك ركن كار است؛ ركن اساسي كار كارگر است. كاري كه از روي دلسوزي، از روي كارداني، با پيگيري و با قبول شرايط دشوار همراه نباشد ، نمي تواند كشو ررا نجات دهد.
اهتمام به كارگر شرط بي نيازي از پول نفت
ما امروز دنبال استقلال اقتصادي هستيم ؛ دنبال رها شدن كشور از وابستگي به نفت هستيم . امروز مي خواهيم در وضع اقتصادي كشور ترتيبي داده شود كه پائين آمدن فلان مقدار از قيمت يك بشكه ي نفت، نتواند در كشور ما اين همه تأثير بگذارد. اين كارها چگونه ممكن است ؟ اگر ما بخواهيم خودمان را از نفت بي نياز كنيم، غيراين است كه بايد به محيط كار، به جامعه ي كارگري، به مسأله ي كارگاهها و به مسأله ي آموزش كارگران ،اهتمام ويژه اي بشود؟ توسعه ي اقتصادي ، بدون تقويت مسائل كار و نگاه به كار، امكان پذير نيست. اين انساني كه خودش را صرف اين كار مي كند، بايد بداند كه نظام پشتيبان اوست.
نسبت كار وكسالت
.... كارگران عزيز! كشور به شما احتياج دارد. بدانيد كه ممكن است هزاران نفر از شما با نام و نشان شناخته نشويد؛ اما تأثير يكايكتان در آينده ي اين كشور - نه آينده ي دور ؛ بلكه همين ده سال و بيست سال ديگر - تأثير نماياني خواهد بود. همه ي شما تأثير خواهيد داشت ؛ بنابراين كار كنيد. نبي مكرم صلوات الله و سلامه عليه به اميرالمؤمنين عليه الصلاه و السلام فرمودند : " اياك و الكسل و الضجر "؛از دو چيز پرهيزكن : يكي از ملالت و يكي از كسالت . ملامت ، يعني اين كه انسان حوصله ي كار نداشته باشد ؛ كسالت هم يعني تنبلي.
روابط كارگر وكارفرما درنگاه اسلام
نگاه اسلام اين نيست. نگاه اسلام، نگاه همكارى است. اينها [كارگر وكارفرما ] دو تا عنصرند؛ وقتى كه با هم تركيب شدند، كار به وجود مىآيد. برخلاف نگاه چپ و ماركسيستى كه همه چيز را بر اساس تضاد ميدانست - كه بحمداللَّه از صفحهى تفكرات فلسفى دنيا محو شد - نظر اسلام، نظر التيام است؛ نظر همكارى است. دو عنصر به جاى اينكه با هم ضد باشند تا توليد يك موجود سومى را بكنند، با هم التيام پيدا ميكنند تا موجود سومى به وجود بيايد. اين، نگاه اسلام است؛ نگاه طبيعت، نگاه سنت الهى و قوانين آفرينش. در همهى قضاياى عالم همين جور است؛ از قضاياى طبيعى، تا قضاياى سياسى، تا قضاياى تاريخى، اقتصادى و غيراقتصادى. نظريهى اسلام در مقابل نظريهى تضاد ماركسيستى، نظريهى التيام و ائتلاف و ازدواج و همراهى و همسوئى است. در مورد مسئلهى كارگر و كارفرما هم همين است؛ دو تا عنصرند، اينها بايد دستها را در دست هم بگذارند تا كار به وجود بيايد، تا توليد به وجود بيايد. كارگر بدون كارفرما كارى از او ساخته نيست، كارفرما هم بدون كارگر هيچ كارى نميتواند بكند. اين دو تا كنار هم كه قرار گرفتند، يك رابطهى سالم، اخلاقى و انسانى بين خودشان تعريف كردند، آن وقت فضا ميشود فضاى گسترش توليد. علاوه بر پيشرفت مادى، معنويت هم به وجود مىآيد. اين، نگاه ماست. ما نه كارفرما را مثل آن جريان چپ، ملعون و مطرود ميدانيم؛ نه مثل آن جريان راست، سلطان و صاحباختيار ميدانيم؛ نه، كارفرما ميتواند عنصر شريفى باشد - وقتى حقيقتاً همكارى بكند، واقعاً شريف است - عنصر شريف ديگرى در كنار عنصر شريف كارگر؛ با همديگر، دست در دست هم، با روابط تعريف شدهى انسانى و اسلامى حركت كنند. اين، آن پايهى كار است. همه بايد در اين جهت كار كنند. طراحان، سياستسازان، سياستمداران، كسانى كه در مرحلهى اجرا قرار دادند، بايد در اين جهت كار كنند. آن وقت خود كارگر و خود كارفرما هم بايد با اخلاصِ كامل سعى كنند محصول كارشان كشور را جلو ببرد.
نسبت كارگري و روشنفكري
كارگرها در جامعه، يك قشر آگاه محسوب مي شوند. من اين قشر را جزو گروه هاي روشنفكر- به معناي عام آن - مي دانم . در ابتداي پيروزي انقلاب ، ماركسيست هاي آمريكاي (!) سرمايه گذاري روي اين قشر را شروع كرده ند. قصد آنها اين بود كه اين دست كارآمد و بازوي قوي را از انقلاب بگيرند، و اگر بتوانند، آن را عليه نظام به كار بندند؛ خيلي هم تبليغات مي كردند. اگر قرار بود اين تبليغات مؤثر واقع شود، مي بايد حداقل يك دو سال اول انقلاب ، در واحدهاي صنعتي كشور بيكاري مزمن مي داشتيم.
وفاداري كم نظير كارگران به جمهوري اسلامي
در پاسخ به زمينه هاي تبليغاتي آن روزها ، مشت طبقه ي كارگر، چنان به دهان دشمنان اسلام و انقلاب خورد ه آنها را مأيوس و گيج كرد و تا مدتي به سراغ اين قشر نيامدند. اين روحيه در دنيا كم نظير است. حتي در
نظام هاي كارگري كه صرفاً به اسم كارگر توجه مي شود، وفاداري به انقلاب ، مثل وفاداري كارگران به جمهوري اسلامي نيست . بنابراين ، نقش كارگران در كشور ايران، برجسته و ممتاز است.
مبارزه و مقابله كارگران با تعطيل نمودن كارخانه ها
... همچنين كارگران، هم قبل از انقلاب، هم بعد از پيروزي انقلاب، در دوران جنگ تحميلي و در ميدانهاي مختلف امتحان خود را دادند. آنها در صحنه حضور پيدا كردند و به كم ساختند و نگذاشتند كارخانه ها تعطيل شود ، تا ما توانستيم اين راه پر گردنه ي صعب العبور بيست و يكساله را طي كنيم و به اين جا برسيم. بنابراين ، اين قشر امتحان خوبي داد.
يكي از كارهاي مهم اين قشر، مبارزه با كساني بود كه مي خواستند كارخانه ها و كارگاه ها را به تعطيلي بكشانند. يقيناً بعضي از شما مي دانيد كه بسيار سعي و تلاش شد كه جمهوري اسلامي با اعتصابهاي كارگري مواجه شود. چه كساني در مقابل اينها ايستادند؟ خود كارگران ، ... اينها پيش خدا بسيار اجر و قيمت دارد . امروز هم همين طور است. امروز هم انسان زمزمه هايي را مي شنود كه به مناسبت فلان مساله ، فلان قانون، فلانه بهانه ، عده اي سعي مي كنند، يا بعضي از مراكز تلاش سازمان يافته مي كنند، شايد بتوانند به نحوي بدنه ي كارگري كشور را فلج كنند! مي دانيد چه بر سر كشور مي آيد؟ آنها اين را مي خواهند . آنها حقوق كارگر را دنبال نمي كنند. سعي آنها اين است كه اين راه سختي را كه امروز دولت و مسئولان در پيش دارند و عرق ريزان و تلاش كنان و با توكل به خدا در مقابل اين همه توطئه ي متراكم - محاصره هاي اقتصادي ، خباثتهاي استكبار جهاني ، كارشكني ها ، مانع تراشي ها - پيش مي روند، متوقف كنند. چگونه ؟ نگذارند كار در كشور باقي بماند و بدنه ي كارگري را از كار منفك كنند تا فلج شود. اگر درجامعه رونق اقتصادي نباشد ، اگر توليد كار و توليد ثروت نباشد از جمله كساني كه در درجه ي اول بيشترين صدمه را خواهند ديد، باز هم همين قشرهاي مستضعف و محروم و بخصوص قشرهاي كارگري هستند. دشمن اين را مي خواهد.
امروز عده اي ساده لوحانه سعي مي كنند چشمهاي خودشان را ببندند و دشمن را نبينند. ليكن واقعيت اين است كه دشمن دست به كار است و مي خواهد حركت جمهوري اسلامي را هر طور بتواند؛ با تبليغات، با جنجالهاي سياسي ، با هياهو، با ادعاي طرفداري از اين قشر متوقف كند. همتّشان اين است كه در جمهوري اسلامي كارها فلج شود و كاري پيش نرود.
نسبت وجدان كاري و فرهنگ عمومي
اين كه من عرض كردم " وجدان كاري " يك تعارف نيست . بايد برنامه ريزي كنند. "وجدان كاري " بايد فرهنگ عمومي مردم شود. بايد اگر كسي كاري انجام مي دهد، فكر كند كه يك نفر بالاي سرش ايستاده است؛ حتي اگر تنها، در اتاقي خلوت باشد. كار بايد كامل، محكم، قوي، ابتكاري و همراه با نياز انجام گيرد.
كاري كنيم كه كار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگي و چه عمل اقتصادي و چه عمل اجتماعي و چه عمل سياسي ، براي كسي كه كننده ي آن است يك عمل مقدس به حساب آيد. همه احساس كنند اين كاري كه انجام مي دهند يك عبادت و يك عمل خير وصالح است. همه بايد كارشان را با جديت و به نيكي انجام دهند. از نبي اكرم صلوات الله و سلامه عليه نقل شده است كه فرمود : " رحم الله امرء عمل عملا فاتفنه " ؛ رحمت خدا بر انساني كه كاري راانجام دهد و آن را نيكو و محكم و متقن و صحيح انجام دهد. اين مربوط به وجدان كاري است. در مورد انضباط اجتماعي نيز همين است كه همه حد اجتماعي صحيحي را كه قانون معني مي كند و مقررات و حدود الهي معين مي نمايد، با دقت رعايت كنند تا زندگي يك زندگي صحيح و سالمي باشد .
رابطة دقت عمل و بهبود دركار
وقتي همه ي كنندگان كار، با احساس وجدان كاري به كار پرداختند و فهميدند در حالي كه كار را مي كنند، اگر صاحب كار هم نيست ، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است ، كرام الكاتبين حاضرند و ملائكه ي مقرب الهي نگاه مي كنند؛ هر دقتي كه براي بهبود كار بشود، مورد تحسين كرام الكاتبين خواهد بود و در پرونده ي عمل كننده ي كار ثبت خواهد شد. اين چيزها، در محاسبات بشري ما به حساب نمي آيد و غالباً نمي بينيم ، غفلت مي كنيم و بدان توجه نداريم؛ اما در حساب خدا كه اين حرفها نيست .
اگر شما آن يك دقيقه ي آخر را هم كه سر كلاس بوديد، درس داديد و نگذاشتيد ضايع شود؛ يا با آن شاگرد بدآموز، حقيقتاً صرف وقت كرديد و كوششتان را به كار ، يا در كارخانه ، يا در مزرعه، يا در خانه كه مشغول كار هستيد و يا هر جاي ديگر، دقت به خرج داديد؛ آن سوزني را كه با دقت در پارچه فرو برديد و... همين دقت و اهتمام ، در پرونده ي عملتان ثبت خواهد شد. اين ثبت در پرونده الهي ، فايده اش فقط مربوط به قيامت نيست؛ در همين دنيا هم اثر مي كند.
يعني محكم كاري و دقت در كار دنيا، يك جامعه ي سرافراز ، آباد، با انسان هاي قوي ، مستحكم ، تسليم نشوي در مقابل دشمن ، بي نياز از لئام خلق خدا و دشمنان جامعه پديد خواهد آورد. نام نيكي هم براي اين جامعه و اين كشور ، در عالم به وجود خواهد آورد . اينها مربوط به اين طرف مرز مر گ است . آن طرف مرز هم كه برزخ و قيامت و ثواب الهي است ، مترتب بر اين كارهاست. اين ، توصيه ي ما به شماست. من ، هم از جامعه ي كارگري كشور هم از جامعه ي تعليم و تربيت كشور ، ضمن تشكر و سپاس عميق قلبي ، اين درخواست را هم دارم. انشاءا... كه بتوانيد روز به روز كار خود را بهبود بخشيد.
ملازمة كار واتقان
... هر كه در اين روندكلي، همان كاري را كه انجام مي دهد و به او محول شده است ، بايد خوب و صحيح و دقيق انجام بدهد. "رحم الله امراء عمل عملاً فاتقنه ". روايت است ، خدا رحمت كند آن كسي را كه اگر كاري انجام مي دهد - چه كارهاي يدي و چه كارهاي فكري- محكم و متقن انجام بدهد. مثلاً فرض كنيد، چون فلان كارگر ايران خودرو ، لازم ندانسته كه فلان پيچ را يك نيم پيچ ديگر بچرخاند - كه براي او ، كار خيلي كوچكي است - تأثيرش اين است كه يك چند كيلومتر كه ماشين راه رفت ، ناگهان مي بينند لق لق مي كند؛ چون او "اتقنه " را آن جا انجام نداده است.اين بيچاره صاحب ماشين ، هزاران دردسر را متحمل مي شود، براي خاطر اين كه فلان كارگر مي بايست فقط يك ثانيه حركتي را انجام مي داد و نداد . اتقان ، اين است .
تعليم و تربيت، لازمه وجدان كاري
يكي از كارهايي كه وجدان كاري لازم دارد ، تعليم وتربيت است. يك يك مردم، كنندگان واقعي كار هستند.
عزيزان من ! اين خانه ، خانه ي شماست. اين مملكت ، مملكت شماست .مملكت عظيم ، با بركت و ثروتمندي است . خيلي ثروت در اين خاك نهفته است كه همه اش متعلق به شما و نسلهاي آينده ي اين كشور است. ثروت معنوي زيادي در اين كشور وجود دارد و همه اش متعلق به شماست. اينهمه علم ،استعداد ، آگاهي و اخلاقيات خوب ، به بركت اسلام ، فرهنگ كهن اسلامي و سوابق اين ملت در اين كشور هست كه متعلق به شماست. چه وقت مي توانيد استفاده كنيد؟ وقتي كه اين ملت ، آماده ي كار باشد ؛ كمر بسته باشد ؛ هيچ كس در كارهاي خود كوتاهي نكند و بي كاري را براي خود مغتنم نشمارد.
تلازم كار وعبادت
اين كاري كه شما براي توسعه و پيشرفت كشور مي كنيد ، يك عبادت قطعي است. به مسؤلان هم سفارش مي كنم كه پاس طبقات كارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مؤمن را بدارند ؛ آنها را در قوانين ، در مراجعات اداري و در ساير مراجعات گوناگوني كه با دستگاههاي دولتي دارند ، مورد توجه قرار بدهند.
علم ، كار و كارگر
علم بدون كار، و علم بي عمل
... شايد در بين روزهايي كه در جمهوري اسلامي نام و عنواني پيدا كرده است ، هيچ روزي مثل اين روز نباشد؛ چون دو عنوان خيلي مهم ، حساس ، كارآمد و خيلي عزيز، با هم در اين روز مجتمع شده است. يكي عنوان علم و ديگري عنوان كار است . هم روز علم است و هم روز كار. واقعاً هم اگر درست نگاه كنيم ، دنيا و آخرت هر امّت ، جمعيت و همچنين هر فردي ، به اين دو چيز بستگي دارد . هر كدام بدون ديگري ، خاصيت كامل خود را ندارد. علم بي كار ، همان علم بي عمل است. "العامل بلا عمل ، كالشجر بلا ثمر. " درختي روييده است ؛ مظهر قدرت الهي است ؛ اين ميوه ندارد. از آن طرف هم "المتعبد بلا علم كحمار الطاحونه . " وقتي كسي بدون علم كار كند، از آن طرف هم عبادت خدا باشد، بازهم فايده اي ندارد. مثل حركت دوراني : كسي بدون پيشرفت ، دور خودش چرخ مي خورد . كشور ، هم به علم و هم به كار احتياج دارد. خداي متعال هم ، هر دوي اينها را حسنه قرار داده و براي آنها اجرا و ثواب معين كرده است .
خوب ؛ وقتي كه ما از علم تعريف مي كنيم ، اين در واقع تعريف از معلم است . چرا؟ چون اوست كه علم را به ديگران مي بخشد. اگر معلم نباشد ، علم به دست نمي آيد : "هر كه چيزي ياد گيرد. بايد از استاد گيرد. " علم بدون معلم ، معني ندارد. كار نيز همين طور است. هر كس از كار تعريف كند، از كارگر تعريف كرده است ؛ چون كار بودن كارگر، معني ندارد. درست توجه كنيد، ببينيد اين مفاهيم چقدر به هم مرتبط است! علم و كار براي يك ملت ، دو بال است . ملت بي علم و بي كار ، پيش نخواهد رفت.
بنده، بدين خاطر، بارها عرض كرده ام كه ملت ايران بايد از اعماق دل به دو سلسله ي پادشاهي پهلوي و قاجار ، لعنت بفرستد كه اين دو سلسله خبيث ، دو بال مملكت و پيكره ي عظيم اين ملت كهن ، باهوش و با استعداد را بريدند. نه علم و نه كار ، هيچ كدام را براي اين ملت فراهم نكردند. كاري كه بود ، كارهاي بي ارزش يا كم ارزش بود. علمي كه بود ، علم تقليدي و دست دوم بود. آن كاري را كه از دل مي جوشد و حقيقتاً پوشش و حليه ي حيات مي بخشد و كارهاي اساسي در مملكت صورت مي دهد، ترويج نكردند. هر چه توانستند قلع و قمع هم كردند و بساط علمي را كه از دل مي جوشد و در آن ابتكار هست ، برچيدند . آن خاندانها اين جرائم را دارند . نتيجه اين شد كه ملت ايران كه در مسابقه ي علم و پيشرفت تمدن و دانش و تجربه ، يا از ديگران جلوتر بود يا اقلا كسري نداشت ، سالها عقب ماند . حال ما بايد تلاش و كوشش كنيم كه بالاخره گليم خودمان را از آب بيرون بياوريم . انشاء الله به همت شما مردم ، اين كار را خواهيم كرد؛ كه نشانه هايش الان هم پيداست.
اول خانواده ي قاجار از ناصر الدين شاه به بعد ، بعدش هم خانواده پهلوي اين پدر و پسر حقيقتاً چوب حراج به موجودي اين ملت و كشور و سرمايه هاي معنوي اش زدند. "تلك امه قدخلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم " آنها رفتند و سر و كارشان با خداست. سزاي اعمالشان را هم مي بينند . حالا نوبت من و شماست. "و لكم ماكسبتم " البته از اول انقلاب تا امروز، حقاً و انصافاً ، در زمينه ي علم و كار ، خيلي تلاش شده است . اگر كسي اين را انكار كند، مثل اين است كه بگويد "الان به چه دليل روز است ؟ " اين قدر واضح است . اگر كسي به سطح كشور نگاه كند، افزايش دانش آموز، معلم ، استاد ، متخصص، دانشجو و كارگاههاي فراوان ، كار كشاورزي ، صنعتي ، كارهاي دقيق و برجسته ، ابتكارها و اختراعهاي زيادي مي بينداما شورشي نمي گذاشت! سيم خاردار ديگر چيست؟! چه وسيله اي ، دفاعي تر از سيم خاردار؟! از خودش هم نخريده بودند كه مثلاً بگويد " نمي فروشم. " بلكه از جاي ديگر خريده بودند.
شما ببينيد با جمهوري اسلامي چه كردند! گلوله ي آر.پي . جي . دم دستي كم اهميت را به ما نمي فروختند. اصلاً كسي باور مي كند؟! خوب ؛ اين جمهوري اسلامي ، همان كشوري است كه در آن وقت اين محدوديتها را داشت. مي دانيد نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه به فضل پرورگار و به حول و قوه ي الهي ، جوانان مؤمن اين مملكت ، به گوشه ي انبارها و كارگاهها رفتند؛ درها را روي خودشان بستند و مشغول كار شدند. اما امروز برخي از پيچيده ترين ابزارهاي جنگي را كه دشمن به عقلش هم خطور نخواهد كرد ، خودمان در داخل تهيه مي كنيم . البته ما را به ساختن بمب اتمي و شيميايي متهم مي كنند كه اينها دروغ است . خودشان هم مي دانند كه دروغ است . آنچه را كه واقعيت دارد.آنها نمي دانند و به عقلشان هم نمي رسد.
تركيب علم و كار ، تركيب زيبايي است . شايد بشدو اين را به عنوان يك حركت نمادين تلقي كرد؛ براي اين كه در جمهوري اسلامي ، ما راه خود را بهتر و بيشتر پيدا كنيم . يعني علم ، واقعيتر و با صحنه ي كار نزديكتر پيش برود و كار ، عالمانه تر و از تجارب و اندوخته هاي علمي ، بهره مندتر شود . انشاء الله همت خواهيد كرد و همچنان كه تا امروز ، شما دو قشر، تلاش و مجاهدت كرديد و زحمت كشيديد ، بعد از اين هم با حركت سريعتر و روانتر ، جامعه را نخواهيد ساخت ؛ چون اين كشور متعلق به شماست
ملازمةانجام كار و كسب ثواب الهي
چرا خداي متعال ياد دادن و كار كردن را براي بشر موجب ثواب قرار داده است ؟ العياذبالله، كارهاي خدا كه گزاف نيست ! اين ، بدين خاطر است كه آن كمالي كه خداي متعال مي خواهد بشر در دوران زندگي به آن نائل شود ، از جمله به علم و كار بستگي دارد..... وبس ، يك دستاورد، ثواب الهي است.
سهيم شدن در بناي آينده جامعه
يكي ديگر از دستاوردهاي كار و تعليم ، اين است كه شما در بناي آينده ي جامعه تان سهيم مي شويد . اين ، خيلي مهم است . تمام دعواي دنيا در امروز و ديروز ، بر سر يك كلمه است و آن اين كه ، قدرت هاي استكباري مي خواهند سرنوشت ملت ها را در دست گيرند. اين آمريكا كه مي بينيد اين قدر امروز در دنيا جنجال و هياهو و غوغا بر پا مي كند كه غالباً هم بي فايده و بي ثمر و پوچ است براي اين است كه براي خودش حق ابرقدرتي قائل است و مي خواهد اختيار و سرنوشت دنيا در دست او باشد. اگر آن ملتي كه طرف آمريكاست ، داراي عزم و اراده ي سياسي و زنده ، با نشاط ،اهل كار ، تلاش و جديت باشد ، آمريكا نمي تواند.
تأثيرات معنويت در انجام كار
... اگر ملت ايران - اعم از كارگر ايراني، جوان ايراني، توليد كننده ايراني و معلم ايراني، با همه ي تلاش و غيرت خود وارد عمل شود و اين كشور را به گونه اي بسازد كه به خاطر صادرات و وادرات و نيازهاي مصرفي ، محتاج فروش نفت خود،آن هم با اين قيمت پايين نباشد ، ببينيد چه خدمت بزرگي به امروز و آينده اين كشور خواهد بود!
اين كار چگونه امكانپذير خواهد شد؟ به اين گونه كه كارگر ايراني كار را يك عبادت واقعي بداند، نه عبادت تعارفي . واقعاً براي انجام كار خود " قصد قربت " كند.
رابطةكارمفيد وثواب كثير
... جامعه و مردم بيكار ، يا كم در آمد ، بدكار ، بي علم و بي سواد ، نمي توانند آنچنان كه بايد ، خودشان را به مراحل كمال بشري برسانند. زندگي دنيايشان هدر خواهد رفت. در علم كامل و شامل حق متعال عزوجل ، اين معنا روشن لست. لذا گفته است : " اگر كار كنيد ، ثواب مي بريد . "هر چه كار مفيدتر و بهتر باشد ، ثواب آن بيشتر است.
جهت دار بودن كار در اسلام
در اسلام ، به جهت كار خيلي توجه شده است . مثلاً در عبادات مي گويند : بايد قصد قربت كرد. قصد قربت ، يعني همان جهت گيري و اين كه انسان كار را براي خدا انجام دهد و در جهت رضاي الهي باشد. شايد ظاهر و شكل مادي كار ، خيلي هم فرق نكند. روح كار فرق مي كند.
وقتي چنين روحيه اي ، در همه چيز بر انسان مسلمان حاكم باشد ، آن وقت كار حرام از او سرنمي زند ، غذاي حرام نمي خورد ، غذاي با چپاول وزور وظلم به دست آمده را به لب نزديك نمي كند ، حركت دست او حركت ظالمانه نخواهد بود.
نقش تعيين كننده "روح " دركار
نفس وماده ي كار ، تعيين كننده نيست ، روح كار تعيين كننده است . صرف اين كه بازويي حركت مي كند وچرخي را مي چرخاند اين ارزش آفرين نيست . ارزش معنوي واخلاقي مهم است . بايد ديد اين چرخ براي چه مي گردد ، براي كه مي گردد ودر خدمت چه چيزي است
ملازمة كار و وظيفه
قشر كارگر كه يكي از قشرهاي مطرح امروز است ، از اين جهت منزلت عظيم اجتماعي والهي دارد كه به وظيفه ي كاركردن - كه يك وظيفه ي انساني از سوي پروردگار است - عمل كند . درست بايد به اين نكته توجه كرد كه نفس كار كردن ، يك وظيفه است . آن كس كه به اين وظيفه عمل مي كند وبه كار مي پردازد ، محترم وعزيز وپيش خدا مأجور است .
انتفاع واستغناء از بيگانگان درگروكار
حال بعد از آن كه دانستيم نفس كار يك وظيفه است وبيكاري ممنوع وخلاف وظيفه شمرده ميشود بايد توجه داشته باشيم كه امروز كارگر ايراني با كار خودش ، دو طريق ديگر براي جلب رضاي پروردگار دارد :
يكي اين است كه با اين كار او ،مردم ، هم ميهمان ، كشور ، ملت ومسلمان بهره مند مي شوند .
اين يك عنوان براي ثواب وقصد تقرب الي الله است .
عنوان ديگر اين است كه اين كاري كه شما مي كنيد ، كشور را از بيگانگان - كه بسياري از آن بيگانگان ، فقط بيگانه وغريبه نيستند ، بلكه دشمن هم هستند - بي نياز مي كند .
ضرورت ابتكار ومهارت دركارگاهها
... با توجه به اين استعداد بالا ما هم در زمينه ي مسائل كاري ، بايد كارگر ماهر داشته باشيم ؛ بايد ابتكار در مسأله ي كار داشته باشيم ؛ بايد محيطهاي كارگري ما مجموعه اي از نيروهاي فعال و توانا و كاردان باشد؛ نه كارگري كه نمي داند چه كار مي كند. مسئولان بايستي زمينه ي ابتكار و خلاقيت را فراهم كنند و روز به روز پيش ببرند. البته كارهاي زيادي هم شده است - نه اين كه بخواهيم بگوييم نشده - ولي بايد بيشتر بكنند و در اين جهت سريعتر پيش بروند.
ضرورت بازنگري دررشته هاي تحصيلي براي گسترش مهارت و تنوع شغلي
درمحيط آموزش و پروش بايد كاري بشود كه حتي يك استعداد ، از ميان اين ميليون ها نوجوان وجوان ايراني هدر نرود. يعني تا اين حدي كه تعليمات متوسطه ي ماست - اين دوازده سالي كه آن ممكن است بعضي به دانشگاه بروند، بعضي به رشته هاي فني بروند؛ عيبي هم ندارد و همه اش هم خوب است ؛ اما در اين مدت بايد همه ي استعدادها شكوفا شود. بايد كاري بكنند كه اين كار انجام گيرد. و الّا روال عادي را حفظ كردن ، يا پرداختن به كمّيتها ، كاراساسي اين دو بخش نيست. در زمينه ي كار ، مثلاً اشتغالها را تعدّد و تنوّع ببخشند و پيشرفت بدهند. اين ، توقع ما از مسئولان اين دو بخش است . آنچه كه ما در اين زمينه ها سفارش مي كنيم . فقط مربوط به اين دو بخش هم نيست ؛ مربوط به كل كشور است و فايده ي آن به كل كشور بر مي گردد.
استواري بناي مدنيت بر استفاده مكمل از منابع طبيعي و انساني
جلسه ي امروز شما كه تركيبي از قشر معلم و كارگر است ، هر سال براي من يك مجلس مغتنم به حساب
مي آيد . تركيب هم تركيب متناسبي است ؛ ممكن است در نگاه اول به چشم نيايد، اما اين دو عنصر كاملاً با هم ارتباط دارند. بناي مدنيت و زندگي انسان بر استفاده از منابع طبيعي و انساني است. اگر منابع طبيعي باشد، اما منابع انساني نباشد و يا رشد نيافته باشد، مثل اين است كه چيزي در دست نيست. به كشورهاي عقب افتاده ي آسيا و آفريقا در دوران تسلط استعمار نگاه كنيد! اينها منابع طبيعي داشتند؛ اما فرصت تربيت منابع انساني پيدا نكرده بودند. از آن طرف مرزهايشان ، از راه هاي دور ، آدمها زرنگ، حيله گر و بي انصاف سر اينها ريختند و منابع طبيعي شان را غارت كردند و آنها را به كار زندگي خودشان زدند و قدرت خود را روز به روز افزايش دادند. اگر منابع انساني باشد ، اما منابع طبيعي نباشد، با زهم يك جاي كار لنگ است. كشوري كه توليد ندارد، خودش سازند و پرورنده نيست ؛ دسترنج خود را مصرف نمي كند و هميشه متكي به ديگران ، تابع ديگران و در نتيجه مطيع ديگران خواهد بود . اين هم بلاي ديگري است كه مستبدان و حاميان بين المللي شان بر سر كشورهاي استبداد زدة دوره ي قبل و امروز در برخي از نقاط عالم آورده اند. چشم به دروازه ها بدوزند تا از آن طرف مرزها براي آنها همه چيز بياورند؛ افتخار هم بكنند كه پول مي دهند و خارجي ها براي آنها كار مي كنند و اجناسشان را براي آنها مي فرستند! اين افتخار كردن را من از يكي از متنفذان رژيم طاغوت شنيدم. منطق را ببينيد؛ چقدر كودكانه و ابلهانه است! همين مي شود كه يك كشور براي نان و گوشت و اوّليات زندگي و لباس و مصارف زندگي بايد به توليد كننده ي خارجي چشم بدوزد؛ چون خود در صدد تربيت نيروي انساني ماهر برنيامده است؛ به تن خود زحمت نداده است و كارگر و معلم را قدر ندانسته است.
رابطة منابع انساني و سرمايه هاي اجتماعي
بنابراين منابع طبيعي و منابع انساني دو سرمايه ي اصلي انسان هستند. كارگر منابع طبيعي را مورد بهره وري قرار مي دهد و قابل استفاده مي كند؛ معلم هم منابع انساني را استخراج مي كند، رشد مي دهد و مورد بهره برداري جامعه قرار مي دهد. اين دو ، ركن اساسي جامعه اند. مهم هم اين است كه هم قشر معلم و كارگر ، هم بخصوص مسئولان دولتي و هم آحاد مردم اين ارزش والا را بشناسند و به آن به چشم تكريم نگاه كنند و بفهمند كارگر توليد كننده يعني چه ؛ بفهمند كسي كه آهن پاره را تبديل به يك كالاي زيبا و مورد استفاده مي كند، چه ارزشي دارد. معلم را بشناسند و بدانند كسي كه كودك ساده ي هيچ ندان را به يك انسان آگاه و يك چشمه ي جوشان ابتكار، استعداد نقشه و طرح در همه ي مسائل زندگي تبديل مي كند و اين ماده ي خام را به اين جا رسانده است ، اجر و قربش كجاست؛ اين را همه بفهمند.
انشاء الله اين جامعه بر اثر تلاش مسئولان به آن جايي برسد كه حق اوست ؛ آن جايي كه خدا براي او معين كرده است ؛ يعني انشاء الله اوج رستگاري ؛ هم دنيايي ومادي و هم معنوي والهي .
اميدواريم خداوند ما را به وظايفمان آشنا كند؛ در راه انجام آن وظايف ما را كمك كند؛ دست ما را بگيرد و از انحراف و كجروي باز بدارد.
ضرورت پيوند رونق اقتصادي وعدالت اجتماعي
... عدالت اجتماعي ، اساس است . اگر رونق اقتصادي در كشور باشد، اما عدل اجتماعي نباشد، اين رونق اقتصادي به درد فقرا و مستضعفان نخواهد خورد و محروميت را برطرف نخواهد كرد؛ همچنان كه امروز در بسياري از كشورها شما ملاحظه مي كنيد كه توليد بالاست ، كارخانه هاي بزرگ مشغول كارند، ثروت توليد مي شود، اما محروميت در آن كشورها هست؛ از جمله ، همين كشورهاي پيشرفته ي اروپايي و غربي .
آنچه كه از اين كشورها در تلويزيونها و از پشت دوربينها به من و شما نشان مي دهند، جاهاي خوبش است . محلات فقيرنشين و زندگي هاي تلخ و گرسنگيها باغهاي بزرگ و امثال اينها را نشان مي دهند! اگر پيشرفت صنعتي و رونق اقتصادي باشد، اما عدالت اجتماعي نباشد، مي شود همين وضعيت و وضعيت بعضي از كشورهايي كه از آنها هم بدترند. ما كه اين را نمي خواهيم .
ما درجامعه فقط رونق اقتصادي را نمي خواهيم . ما رونق اقتصادي همراه با عدالت اجتماعي را مي خواهيم. البته نمي گوييم عدالت اجتماعي باشد ، اما رونق اقتصادي نباشد؛ چون در آن جايي كه هيچ رونق اقتصادي نيست، عدالت اجتماعي عامل چندان مهمي نيست و در عين حال جامعه به رفاه و به برخورداري لازم نخواهد رسيد.
حرمت هزينه كردن درامورغير ضروري ملّت
هزينه كردن اعتبارات وپولهاي كشور در جاهاي غير لازم وتشريفاتي وزيادي ، حرام است . امروز پرداختن به كارهايي كه به جنبه هاي عملي زندگي مردم ارتباطي ندارد ، يك كارمسرفانه است . اين كه بعضاً فضاي كشور را آن قدرسياسي كنند كه مسائل اصلي كشور تحت الشعاع قرار گيرد . يك غفلت بزرگ است .
منابع :
برگرفته از مجموعه بيانات مقام معظم رهبري از سال 1368 تا سال 1385
بيانات مقام معظم رهبري در سال 1387 در ديدار با كارگران وكارآفرينان
به گزارش خبرگزاري فارس ، با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، كار و كارگري تعيين كنندگي خاصي در تعالي جامعه داشته و برخلاف تبليغات موجود اين طبقه دلبسته ترين افراد جامعه به انقلاب و نظام اسلامياند.در متن ذيل گوشه اي از بيانات مقام معظم رهبري در اين زمينه را به مرور مينشينيم:
ساحت معنوي كار در اسلام
از جنبه معنوي كارگر بايد احساس كند كه بار سنگيني را بر دوش دارد. مسئولان و مردم بايد شأن و اهميت نقش او را درك كنند و بدانند كه كارگر شأن معنوي و انساني بالايي در جامعه دارد. در نظام ارزشي اسلام ، پولدار بودن اصلاً ارزش نيست؛ حتي بسياري از خصوصيات نفساني ، جزو ارزشها به حساب نمي آيد؛ اما كارگر بودن - ولو براي خودش كار كند - يك ارزش است ، و اگر كار ، انجام شده، در پيشبرد زندگي جامعه مؤثر باشد، ارزش آن مضاعف خواهد شد؛ به همين خاطر ، رسول اكرم ( ص ) دست كارگر را بوسيد. دست كارگر بوسيدن ، امتياز مادي براي كارگر محسوب نمي شود ؛ اما براي او يك امتياز معنوي است ؛ زيرا شأن كارگر را در جامعه بالا مي برد.
كارگر؛ ركن اساسي كار
امروز هم اگر ما دنبال توسعه ي اقتصادي هستيم ، بايد كار را تقويت كنيم؛ بدون كار نمي شود. مرتب صحبت از سرمايه گذاري است. بنده نقش سرمايه گذاري را قبول دارم؛ بدون سرمايه گذاري هم كاري صورت نمي گيرد؛ اما سرمايه گذاري يك ركن كار است؛ ركن اساسي كار كارگر است. كاري كه از روي دلسوزي، از روي كارداني، با پيگيري و با قبول شرايط دشوار همراه نباشد ، نمي تواند كشو ررا نجات دهد.
اهتمام به كارگر شرط بي نيازي از پول نفت
ما امروز دنبال استقلال اقتصادي هستيم ؛ دنبال رها شدن كشور از وابستگي به نفت هستيم . امروز مي خواهيم در وضع اقتصادي كشور ترتيبي داده شود كه پائين آمدن فلان مقدار از قيمت يك بشكه ي نفت، نتواند در كشور ما اين همه تأثير بگذارد. اين كارها چگونه ممكن است ؟ اگر ما بخواهيم خودمان را از نفت بي نياز كنيم، غيراين است كه بايد به محيط كار، به جامعه ي كارگري، به مسأله ي كارگاهها و به مسأله ي آموزش كارگران ،اهتمام ويژه اي بشود؟ توسعه ي اقتصادي ، بدون تقويت مسائل كار و نگاه به كار، امكان پذير نيست. اين انساني كه خودش را صرف اين كار مي كند، بايد بداند كه نظام پشتيبان اوست.
نسبت كار وكسالت
.... كارگران عزيز! كشور به شما احتياج دارد. بدانيد كه ممكن است هزاران نفر از شما با نام و نشان شناخته نشويد؛ اما تأثير يكايكتان در آينده ي اين كشور - نه آينده ي دور ؛ بلكه همين ده سال و بيست سال ديگر - تأثير نماياني خواهد بود. همه ي شما تأثير خواهيد داشت ؛ بنابراين كار كنيد. نبي مكرم صلوات الله و سلامه عليه به اميرالمؤمنين عليه الصلاه و السلام فرمودند : " اياك و الكسل و الضجر "؛از دو چيز پرهيزكن : يكي از ملالت و يكي از كسالت . ملامت ، يعني اين كه انسان حوصله ي كار نداشته باشد ؛ كسالت هم يعني تنبلي.
روابط كارگر وكارفرما درنگاه اسلام
نگاه اسلام اين نيست. نگاه اسلام، نگاه همكارى است. اينها [كارگر وكارفرما ] دو تا عنصرند؛ وقتى كه با هم تركيب شدند، كار به وجود مىآيد. برخلاف نگاه چپ و ماركسيستى كه همه چيز را بر اساس تضاد ميدانست - كه بحمداللَّه از صفحهى تفكرات فلسفى دنيا محو شد - نظر اسلام، نظر التيام است؛ نظر همكارى است. دو عنصر به جاى اينكه با هم ضد باشند تا توليد يك موجود سومى را بكنند، با هم التيام پيدا ميكنند تا موجود سومى به وجود بيايد. اين، نگاه اسلام است؛ نگاه طبيعت، نگاه سنت الهى و قوانين آفرينش. در همهى قضاياى عالم همين جور است؛ از قضاياى طبيعى، تا قضاياى سياسى، تا قضاياى تاريخى، اقتصادى و غيراقتصادى. نظريهى اسلام در مقابل نظريهى تضاد ماركسيستى، نظريهى التيام و ائتلاف و ازدواج و همراهى و همسوئى است. در مورد مسئلهى كارگر و كارفرما هم همين است؛ دو تا عنصرند، اينها بايد دستها را در دست هم بگذارند تا كار به وجود بيايد، تا توليد به وجود بيايد. كارگر بدون كارفرما كارى از او ساخته نيست، كارفرما هم بدون كارگر هيچ كارى نميتواند بكند. اين دو تا كنار هم كه قرار گرفتند، يك رابطهى سالم، اخلاقى و انسانى بين خودشان تعريف كردند، آن وقت فضا ميشود فضاى گسترش توليد. علاوه بر پيشرفت مادى، معنويت هم به وجود مىآيد. اين، نگاه ماست. ما نه كارفرما را مثل آن جريان چپ، ملعون و مطرود ميدانيم؛ نه مثل آن جريان راست، سلطان و صاحباختيار ميدانيم؛ نه، كارفرما ميتواند عنصر شريفى باشد - وقتى حقيقتاً همكارى بكند، واقعاً شريف است - عنصر شريف ديگرى در كنار عنصر شريف كارگر؛ با همديگر، دست در دست هم، با روابط تعريف شدهى انسانى و اسلامى حركت كنند. اين، آن پايهى كار است. همه بايد در اين جهت كار كنند. طراحان، سياستسازان، سياستمداران، كسانى كه در مرحلهى اجرا قرار دادند، بايد در اين جهت كار كنند. آن وقت خود كارگر و خود كارفرما هم بايد با اخلاصِ كامل سعى كنند محصول كارشان كشور را جلو ببرد.
نسبت كارگري و روشنفكري
كارگرها در جامعه، يك قشر آگاه محسوب مي شوند. من اين قشر را جزو گروه هاي روشنفكر- به معناي عام آن - مي دانم . در ابتداي پيروزي انقلاب ، ماركسيست هاي آمريكاي (!) سرمايه گذاري روي اين قشر را شروع كرده ند. قصد آنها اين بود كه اين دست كارآمد و بازوي قوي را از انقلاب بگيرند، و اگر بتوانند، آن را عليه نظام به كار بندند؛ خيلي هم تبليغات مي كردند. اگر قرار بود اين تبليغات مؤثر واقع شود، مي بايد حداقل يك دو سال اول انقلاب ، در واحدهاي صنعتي كشور بيكاري مزمن مي داشتيم.
وفاداري كم نظير كارگران به جمهوري اسلامي
در پاسخ به زمينه هاي تبليغاتي آن روزها ، مشت طبقه ي كارگر، چنان به دهان دشمنان اسلام و انقلاب خورد ه آنها را مأيوس و گيج كرد و تا مدتي به سراغ اين قشر نيامدند. اين روحيه در دنيا كم نظير است. حتي در
نظام هاي كارگري كه صرفاً به اسم كارگر توجه مي شود، وفاداري به انقلاب ، مثل وفاداري كارگران به جمهوري اسلامي نيست . بنابراين ، نقش كارگران در كشور ايران، برجسته و ممتاز است.
مبارزه و مقابله كارگران با تعطيل نمودن كارخانه ها
... همچنين كارگران، هم قبل از انقلاب، هم بعد از پيروزي انقلاب، در دوران جنگ تحميلي و در ميدانهاي مختلف امتحان خود را دادند. آنها در صحنه حضور پيدا كردند و به كم ساختند و نگذاشتند كارخانه ها تعطيل شود ، تا ما توانستيم اين راه پر گردنه ي صعب العبور بيست و يكساله را طي كنيم و به اين جا برسيم. بنابراين ، اين قشر امتحان خوبي داد.
يكي از كارهاي مهم اين قشر، مبارزه با كساني بود كه مي خواستند كارخانه ها و كارگاه ها را به تعطيلي بكشانند. يقيناً بعضي از شما مي دانيد كه بسيار سعي و تلاش شد كه جمهوري اسلامي با اعتصابهاي كارگري مواجه شود. چه كساني در مقابل اينها ايستادند؟ خود كارگران ، ... اينها پيش خدا بسيار اجر و قيمت دارد . امروز هم همين طور است. امروز هم انسان زمزمه هايي را مي شنود كه به مناسبت فلان مساله ، فلان قانون، فلانه بهانه ، عده اي سعي مي كنند، يا بعضي از مراكز تلاش سازمان يافته مي كنند، شايد بتوانند به نحوي بدنه ي كارگري كشور را فلج كنند! مي دانيد چه بر سر كشور مي آيد؟ آنها اين را مي خواهند . آنها حقوق كارگر را دنبال نمي كنند. سعي آنها اين است كه اين راه سختي را كه امروز دولت و مسئولان در پيش دارند و عرق ريزان و تلاش كنان و با توكل به خدا در مقابل اين همه توطئه ي متراكم - محاصره هاي اقتصادي ، خباثتهاي استكبار جهاني ، كارشكني ها ، مانع تراشي ها - پيش مي روند، متوقف كنند. چگونه ؟ نگذارند كار در كشور باقي بماند و بدنه ي كارگري را از كار منفك كنند تا فلج شود. اگر درجامعه رونق اقتصادي نباشد ، اگر توليد كار و توليد ثروت نباشد از جمله كساني كه در درجه ي اول بيشترين صدمه را خواهند ديد، باز هم همين قشرهاي مستضعف و محروم و بخصوص قشرهاي كارگري هستند. دشمن اين را مي خواهد.
امروز عده اي ساده لوحانه سعي مي كنند چشمهاي خودشان را ببندند و دشمن را نبينند. ليكن واقعيت اين است كه دشمن دست به كار است و مي خواهد حركت جمهوري اسلامي را هر طور بتواند؛ با تبليغات، با جنجالهاي سياسي ، با هياهو، با ادعاي طرفداري از اين قشر متوقف كند. همتّشان اين است كه در جمهوري اسلامي كارها فلج شود و كاري پيش نرود.
نسبت وجدان كاري و فرهنگ عمومي
اين كه من عرض كردم " وجدان كاري " يك تعارف نيست . بايد برنامه ريزي كنند. "وجدان كاري " بايد فرهنگ عمومي مردم شود. بايد اگر كسي كاري انجام مي دهد، فكر كند كه يك نفر بالاي سرش ايستاده است؛ حتي اگر تنها، در اتاقي خلوت باشد. كار بايد كامل، محكم، قوي، ابتكاري و همراه با نياز انجام گيرد.
كاري كنيم كه كار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگي و چه عمل اقتصادي و چه عمل اجتماعي و چه عمل سياسي ، براي كسي كه كننده ي آن است يك عمل مقدس به حساب آيد. همه احساس كنند اين كاري كه انجام مي دهند يك عبادت و يك عمل خير وصالح است. همه بايد كارشان را با جديت و به نيكي انجام دهند. از نبي اكرم صلوات الله و سلامه عليه نقل شده است كه فرمود : " رحم الله امرء عمل عملا فاتفنه " ؛ رحمت خدا بر انساني كه كاري راانجام دهد و آن را نيكو و محكم و متقن و صحيح انجام دهد. اين مربوط به وجدان كاري است. در مورد انضباط اجتماعي نيز همين است كه همه حد اجتماعي صحيحي را كه قانون معني مي كند و مقررات و حدود الهي معين مي نمايد، با دقت رعايت كنند تا زندگي يك زندگي صحيح و سالمي باشد .
رابطة دقت عمل و بهبود دركار
وقتي همه ي كنندگان كار، با احساس وجدان كاري به كار پرداختند و فهميدند در حالي كه كار را مي كنند، اگر صاحب كار هم نيست ، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است ، كرام الكاتبين حاضرند و ملائكه ي مقرب الهي نگاه مي كنند؛ هر دقتي كه براي بهبود كار بشود، مورد تحسين كرام الكاتبين خواهد بود و در پرونده ي عمل كننده ي كار ثبت خواهد شد. اين چيزها، در محاسبات بشري ما به حساب نمي آيد و غالباً نمي بينيم ، غفلت مي كنيم و بدان توجه نداريم؛ اما در حساب خدا كه اين حرفها نيست .
اگر شما آن يك دقيقه ي آخر را هم كه سر كلاس بوديد، درس داديد و نگذاشتيد ضايع شود؛ يا با آن شاگرد بدآموز، حقيقتاً صرف وقت كرديد و كوششتان را به كار ، يا در كارخانه ، يا در مزرعه، يا در خانه كه مشغول كار هستيد و يا هر جاي ديگر، دقت به خرج داديد؛ آن سوزني را كه با دقت در پارچه فرو برديد و... همين دقت و اهتمام ، در پرونده ي عملتان ثبت خواهد شد. اين ثبت در پرونده الهي ، فايده اش فقط مربوط به قيامت نيست؛ در همين دنيا هم اثر مي كند.
يعني محكم كاري و دقت در كار دنيا، يك جامعه ي سرافراز ، آباد، با انسان هاي قوي ، مستحكم ، تسليم نشوي در مقابل دشمن ، بي نياز از لئام خلق خدا و دشمنان جامعه پديد خواهد آورد. نام نيكي هم براي اين جامعه و اين كشور ، در عالم به وجود خواهد آورد . اينها مربوط به اين طرف مرز مر گ است . آن طرف مرز هم كه برزخ و قيامت و ثواب الهي است ، مترتب بر اين كارهاست. اين ، توصيه ي ما به شماست. من ، هم از جامعه ي كارگري كشور هم از جامعه ي تعليم و تربيت كشور ، ضمن تشكر و سپاس عميق قلبي ، اين درخواست را هم دارم. انشاءا... كه بتوانيد روز به روز كار خود را بهبود بخشيد.
ملازمة كار واتقان
... هر كه در اين روندكلي، همان كاري را كه انجام مي دهد و به او محول شده است ، بايد خوب و صحيح و دقيق انجام بدهد. "رحم الله امراء عمل عملاً فاتقنه ". روايت است ، خدا رحمت كند آن كسي را كه اگر كاري انجام مي دهد - چه كارهاي يدي و چه كارهاي فكري- محكم و متقن انجام بدهد. مثلاً فرض كنيد، چون فلان كارگر ايران خودرو ، لازم ندانسته كه فلان پيچ را يك نيم پيچ ديگر بچرخاند - كه براي او ، كار خيلي كوچكي است - تأثيرش اين است كه يك چند كيلومتر كه ماشين راه رفت ، ناگهان مي بينند لق لق مي كند؛ چون او "اتقنه " را آن جا انجام نداده است.اين بيچاره صاحب ماشين ، هزاران دردسر را متحمل مي شود، براي خاطر اين كه فلان كارگر مي بايست فقط يك ثانيه حركتي را انجام مي داد و نداد . اتقان ، اين است .
تعليم و تربيت، لازمه وجدان كاري
يكي از كارهايي كه وجدان كاري لازم دارد ، تعليم وتربيت است. يك يك مردم، كنندگان واقعي كار هستند.
عزيزان من ! اين خانه ، خانه ي شماست. اين مملكت ، مملكت شماست .مملكت عظيم ، با بركت و ثروتمندي است . خيلي ثروت در اين خاك نهفته است كه همه اش متعلق به شما و نسلهاي آينده ي اين كشور است. ثروت معنوي زيادي در اين كشور وجود دارد و همه اش متعلق به شماست. اينهمه علم ،استعداد ، آگاهي و اخلاقيات خوب ، به بركت اسلام ، فرهنگ كهن اسلامي و سوابق اين ملت در اين كشور هست كه متعلق به شماست. چه وقت مي توانيد استفاده كنيد؟ وقتي كه اين ملت ، آماده ي كار باشد ؛ كمر بسته باشد ؛ هيچ كس در كارهاي خود كوتاهي نكند و بي كاري را براي خود مغتنم نشمارد.
تلازم كار وعبادت
اين كاري كه شما براي توسعه و پيشرفت كشور مي كنيد ، يك عبادت قطعي است. به مسؤلان هم سفارش مي كنم كه پاس طبقات كارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مؤمن را بدارند ؛ آنها را در قوانين ، در مراجعات اداري و در ساير مراجعات گوناگوني كه با دستگاههاي دولتي دارند ، مورد توجه قرار بدهند.
علم ، كار و كارگر
علم بدون كار، و علم بي عمل
... شايد در بين روزهايي كه در جمهوري اسلامي نام و عنواني پيدا كرده است ، هيچ روزي مثل اين روز نباشد؛ چون دو عنوان خيلي مهم ، حساس ، كارآمد و خيلي عزيز، با هم در اين روز مجتمع شده است. يكي عنوان علم و ديگري عنوان كار است . هم روز علم است و هم روز كار. واقعاً هم اگر درست نگاه كنيم ، دنيا و آخرت هر امّت ، جمعيت و همچنين هر فردي ، به اين دو چيز بستگي دارد . هر كدام بدون ديگري ، خاصيت كامل خود را ندارد. علم بي كار ، همان علم بي عمل است. "العامل بلا عمل ، كالشجر بلا ثمر. " درختي روييده است ؛ مظهر قدرت الهي است ؛ اين ميوه ندارد. از آن طرف هم "المتعبد بلا علم كحمار الطاحونه . " وقتي كسي بدون علم كار كند، از آن طرف هم عبادت خدا باشد، بازهم فايده اي ندارد. مثل حركت دوراني : كسي بدون پيشرفت ، دور خودش چرخ مي خورد . كشور ، هم به علم و هم به كار احتياج دارد. خداي متعال هم ، هر دوي اينها را حسنه قرار داده و براي آنها اجرا و ثواب معين كرده است .
خوب ؛ وقتي كه ما از علم تعريف مي كنيم ، اين در واقع تعريف از معلم است . چرا؟ چون اوست كه علم را به ديگران مي بخشد. اگر معلم نباشد ، علم به دست نمي آيد : "هر كه چيزي ياد گيرد. بايد از استاد گيرد. " علم بدون معلم ، معني ندارد. كار نيز همين طور است. هر كس از كار تعريف كند، از كارگر تعريف كرده است ؛ چون كار بودن كارگر، معني ندارد. درست توجه كنيد، ببينيد اين مفاهيم چقدر به هم مرتبط است! علم و كار براي يك ملت ، دو بال است . ملت بي علم و بي كار ، پيش نخواهد رفت.
بنده، بدين خاطر، بارها عرض كرده ام كه ملت ايران بايد از اعماق دل به دو سلسله ي پادشاهي پهلوي و قاجار ، لعنت بفرستد كه اين دو سلسله خبيث ، دو بال مملكت و پيكره ي عظيم اين ملت كهن ، باهوش و با استعداد را بريدند. نه علم و نه كار ، هيچ كدام را براي اين ملت فراهم نكردند. كاري كه بود ، كارهاي بي ارزش يا كم ارزش بود. علمي كه بود ، علم تقليدي و دست دوم بود. آن كاري را كه از دل مي جوشد و حقيقتاً پوشش و حليه ي حيات مي بخشد و كارهاي اساسي در مملكت صورت مي دهد، ترويج نكردند. هر چه توانستند قلع و قمع هم كردند و بساط علمي را كه از دل مي جوشد و در آن ابتكار هست ، برچيدند . آن خاندانها اين جرائم را دارند . نتيجه اين شد كه ملت ايران كه در مسابقه ي علم و پيشرفت تمدن و دانش و تجربه ، يا از ديگران جلوتر بود يا اقلا كسري نداشت ، سالها عقب ماند . حال ما بايد تلاش و كوشش كنيم كه بالاخره گليم خودمان را از آب بيرون بياوريم . انشاء الله به همت شما مردم ، اين كار را خواهيم كرد؛ كه نشانه هايش الان هم پيداست.
اول خانواده ي قاجار از ناصر الدين شاه به بعد ، بعدش هم خانواده پهلوي اين پدر و پسر حقيقتاً چوب حراج به موجودي اين ملت و كشور و سرمايه هاي معنوي اش زدند. "تلك امه قدخلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم " آنها رفتند و سر و كارشان با خداست. سزاي اعمالشان را هم مي بينند . حالا نوبت من و شماست. "و لكم ماكسبتم " البته از اول انقلاب تا امروز، حقاً و انصافاً ، در زمينه ي علم و كار ، خيلي تلاش شده است . اگر كسي اين را انكار كند، مثل اين است كه بگويد "الان به چه دليل روز است ؟ " اين قدر واضح است . اگر كسي به سطح كشور نگاه كند، افزايش دانش آموز، معلم ، استاد ، متخصص، دانشجو و كارگاههاي فراوان ، كار كشاورزي ، صنعتي ، كارهاي دقيق و برجسته ، ابتكارها و اختراعهاي زيادي مي بينداما شورشي نمي گذاشت! سيم خاردار ديگر چيست؟! چه وسيله اي ، دفاعي تر از سيم خاردار؟! از خودش هم نخريده بودند كه مثلاً بگويد " نمي فروشم. " بلكه از جاي ديگر خريده بودند.
شما ببينيد با جمهوري اسلامي چه كردند! گلوله ي آر.پي . جي . دم دستي كم اهميت را به ما نمي فروختند. اصلاً كسي باور مي كند؟! خوب ؛ اين جمهوري اسلامي ، همان كشوري است كه در آن وقت اين محدوديتها را داشت. مي دانيد نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه به فضل پرورگار و به حول و قوه ي الهي ، جوانان مؤمن اين مملكت ، به گوشه ي انبارها و كارگاهها رفتند؛ درها را روي خودشان بستند و مشغول كار شدند. اما امروز برخي از پيچيده ترين ابزارهاي جنگي را كه دشمن به عقلش هم خطور نخواهد كرد ، خودمان در داخل تهيه مي كنيم . البته ما را به ساختن بمب اتمي و شيميايي متهم مي كنند كه اينها دروغ است . خودشان هم مي دانند كه دروغ است . آنچه را كه واقعيت دارد.آنها نمي دانند و به عقلشان هم نمي رسد.
تركيب علم و كار ، تركيب زيبايي است . شايد بشدو اين را به عنوان يك حركت نمادين تلقي كرد؛ براي اين كه در جمهوري اسلامي ، ما راه خود را بهتر و بيشتر پيدا كنيم . يعني علم ، واقعيتر و با صحنه ي كار نزديكتر پيش برود و كار ، عالمانه تر و از تجارب و اندوخته هاي علمي ، بهره مندتر شود . انشاء الله همت خواهيد كرد و همچنان كه تا امروز ، شما دو قشر، تلاش و مجاهدت كرديد و زحمت كشيديد ، بعد از اين هم با حركت سريعتر و روانتر ، جامعه را نخواهيد ساخت ؛ چون اين كشور متعلق به شماست
ملازمةانجام كار و كسب ثواب الهي
چرا خداي متعال ياد دادن و كار كردن را براي بشر موجب ثواب قرار داده است ؟ العياذبالله، كارهاي خدا كه گزاف نيست ! اين ، بدين خاطر است كه آن كمالي كه خداي متعال مي خواهد بشر در دوران زندگي به آن نائل شود ، از جمله به علم و كار بستگي دارد..... وبس ، يك دستاورد، ثواب الهي است.
سهيم شدن در بناي آينده جامعه
يكي ديگر از دستاوردهاي كار و تعليم ، اين است كه شما در بناي آينده ي جامعه تان سهيم مي شويد . اين ، خيلي مهم است . تمام دعواي دنيا در امروز و ديروز ، بر سر يك كلمه است و آن اين كه ، قدرت هاي استكباري مي خواهند سرنوشت ملت ها را در دست گيرند. اين آمريكا كه مي بينيد اين قدر امروز در دنيا جنجال و هياهو و غوغا بر پا مي كند كه غالباً هم بي فايده و بي ثمر و پوچ است براي اين است كه براي خودش حق ابرقدرتي قائل است و مي خواهد اختيار و سرنوشت دنيا در دست او باشد. اگر آن ملتي كه طرف آمريكاست ، داراي عزم و اراده ي سياسي و زنده ، با نشاط ،اهل كار ، تلاش و جديت باشد ، آمريكا نمي تواند.
تأثيرات معنويت در انجام كار
... اگر ملت ايران - اعم از كارگر ايراني، جوان ايراني، توليد كننده ايراني و معلم ايراني، با همه ي تلاش و غيرت خود وارد عمل شود و اين كشور را به گونه اي بسازد كه به خاطر صادرات و وادرات و نيازهاي مصرفي ، محتاج فروش نفت خود،آن هم با اين قيمت پايين نباشد ، ببينيد چه خدمت بزرگي به امروز و آينده اين كشور خواهد بود!
اين كار چگونه امكانپذير خواهد شد؟ به اين گونه كه كارگر ايراني كار را يك عبادت واقعي بداند، نه عبادت تعارفي . واقعاً براي انجام كار خود " قصد قربت " كند.
رابطةكارمفيد وثواب كثير
... جامعه و مردم بيكار ، يا كم در آمد ، بدكار ، بي علم و بي سواد ، نمي توانند آنچنان كه بايد ، خودشان را به مراحل كمال بشري برسانند. زندگي دنيايشان هدر خواهد رفت. در علم كامل و شامل حق متعال عزوجل ، اين معنا روشن لست. لذا گفته است : " اگر كار كنيد ، ثواب مي بريد . "هر چه كار مفيدتر و بهتر باشد ، ثواب آن بيشتر است.
جهت دار بودن كار در اسلام
در اسلام ، به جهت كار خيلي توجه شده است . مثلاً در عبادات مي گويند : بايد قصد قربت كرد. قصد قربت ، يعني همان جهت گيري و اين كه انسان كار را براي خدا انجام دهد و در جهت رضاي الهي باشد. شايد ظاهر و شكل مادي كار ، خيلي هم فرق نكند. روح كار فرق مي كند.
وقتي چنين روحيه اي ، در همه چيز بر انسان مسلمان حاكم باشد ، آن وقت كار حرام از او سرنمي زند ، غذاي حرام نمي خورد ، غذاي با چپاول وزور وظلم به دست آمده را به لب نزديك نمي كند ، حركت دست او حركت ظالمانه نخواهد بود.
نقش تعيين كننده "روح " دركار
نفس وماده ي كار ، تعيين كننده نيست ، روح كار تعيين كننده است . صرف اين كه بازويي حركت مي كند وچرخي را مي چرخاند اين ارزش آفرين نيست . ارزش معنوي واخلاقي مهم است . بايد ديد اين چرخ براي چه مي گردد ، براي كه مي گردد ودر خدمت چه چيزي است
ملازمة كار و وظيفه
قشر كارگر كه يكي از قشرهاي مطرح امروز است ، از اين جهت منزلت عظيم اجتماعي والهي دارد كه به وظيفه ي كاركردن - كه يك وظيفه ي انساني از سوي پروردگار است - عمل كند . درست بايد به اين نكته توجه كرد كه نفس كار كردن ، يك وظيفه است . آن كس كه به اين وظيفه عمل مي كند وبه كار مي پردازد ، محترم وعزيز وپيش خدا مأجور است .
انتفاع واستغناء از بيگانگان درگروكار
حال بعد از آن كه دانستيم نفس كار يك وظيفه است وبيكاري ممنوع وخلاف وظيفه شمرده ميشود بايد توجه داشته باشيم كه امروز كارگر ايراني با كار خودش ، دو طريق ديگر براي جلب رضاي پروردگار دارد :
يكي اين است كه با اين كار او ،مردم ، هم ميهمان ، كشور ، ملت ومسلمان بهره مند مي شوند .
اين يك عنوان براي ثواب وقصد تقرب الي الله است .
عنوان ديگر اين است كه اين كاري كه شما مي كنيد ، كشور را از بيگانگان - كه بسياري از آن بيگانگان ، فقط بيگانه وغريبه نيستند ، بلكه دشمن هم هستند - بي نياز مي كند .
ضرورت ابتكار ومهارت دركارگاهها
... با توجه به اين استعداد بالا ما هم در زمينه ي مسائل كاري ، بايد كارگر ماهر داشته باشيم ؛ بايد ابتكار در مسأله ي كار داشته باشيم ؛ بايد محيطهاي كارگري ما مجموعه اي از نيروهاي فعال و توانا و كاردان باشد؛ نه كارگري كه نمي داند چه كار مي كند. مسئولان بايستي زمينه ي ابتكار و خلاقيت را فراهم كنند و روز به روز پيش ببرند. البته كارهاي زيادي هم شده است - نه اين كه بخواهيم بگوييم نشده - ولي بايد بيشتر بكنند و در اين جهت سريعتر پيش بروند.
ضرورت بازنگري دررشته هاي تحصيلي براي گسترش مهارت و تنوع شغلي
درمحيط آموزش و پروش بايد كاري بشود كه حتي يك استعداد ، از ميان اين ميليون ها نوجوان وجوان ايراني هدر نرود. يعني تا اين حدي كه تعليمات متوسطه ي ماست - اين دوازده سالي كه آن ممكن است بعضي به دانشگاه بروند، بعضي به رشته هاي فني بروند؛ عيبي هم ندارد و همه اش هم خوب است ؛ اما در اين مدت بايد همه ي استعدادها شكوفا شود. بايد كاري بكنند كه اين كار انجام گيرد. و الّا روال عادي را حفظ كردن ، يا پرداختن به كمّيتها ، كاراساسي اين دو بخش نيست. در زمينه ي كار ، مثلاً اشتغالها را تعدّد و تنوّع ببخشند و پيشرفت بدهند. اين ، توقع ما از مسئولان اين دو بخش است . آنچه كه ما در اين زمينه ها سفارش مي كنيم . فقط مربوط به اين دو بخش هم نيست ؛ مربوط به كل كشور است و فايده ي آن به كل كشور بر مي گردد.
استواري بناي مدنيت بر استفاده مكمل از منابع طبيعي و انساني
جلسه ي امروز شما كه تركيبي از قشر معلم و كارگر است ، هر سال براي من يك مجلس مغتنم به حساب
مي آيد . تركيب هم تركيب متناسبي است ؛ ممكن است در نگاه اول به چشم نيايد، اما اين دو عنصر كاملاً با هم ارتباط دارند. بناي مدنيت و زندگي انسان بر استفاده از منابع طبيعي و انساني است. اگر منابع طبيعي باشد، اما منابع انساني نباشد و يا رشد نيافته باشد، مثل اين است كه چيزي در دست نيست. به كشورهاي عقب افتاده ي آسيا و آفريقا در دوران تسلط استعمار نگاه كنيد! اينها منابع طبيعي داشتند؛ اما فرصت تربيت منابع انساني پيدا نكرده بودند. از آن طرف مرزهايشان ، از راه هاي دور ، آدمها زرنگ، حيله گر و بي انصاف سر اينها ريختند و منابع طبيعي شان را غارت كردند و آنها را به كار زندگي خودشان زدند و قدرت خود را روز به روز افزايش دادند. اگر منابع انساني باشد ، اما منابع طبيعي نباشد، با زهم يك جاي كار لنگ است. كشوري كه توليد ندارد، خودش سازند و پرورنده نيست ؛ دسترنج خود را مصرف نمي كند و هميشه متكي به ديگران ، تابع ديگران و در نتيجه مطيع ديگران خواهد بود . اين هم بلاي ديگري است كه مستبدان و حاميان بين المللي شان بر سر كشورهاي استبداد زدة دوره ي قبل و امروز در برخي از نقاط عالم آورده اند. چشم به دروازه ها بدوزند تا از آن طرف مرزها براي آنها همه چيز بياورند؛ افتخار هم بكنند كه پول مي دهند و خارجي ها براي آنها كار مي كنند و اجناسشان را براي آنها مي فرستند! اين افتخار كردن را من از يكي از متنفذان رژيم طاغوت شنيدم. منطق را ببينيد؛ چقدر كودكانه و ابلهانه است! همين مي شود كه يك كشور براي نان و گوشت و اوّليات زندگي و لباس و مصارف زندگي بايد به توليد كننده ي خارجي چشم بدوزد؛ چون خود در صدد تربيت نيروي انساني ماهر برنيامده است؛ به تن خود زحمت نداده است و كارگر و معلم را قدر ندانسته است.
رابطة منابع انساني و سرمايه هاي اجتماعي
بنابراين منابع طبيعي و منابع انساني دو سرمايه ي اصلي انسان هستند. كارگر منابع طبيعي را مورد بهره وري قرار مي دهد و قابل استفاده مي كند؛ معلم هم منابع انساني را استخراج مي كند، رشد مي دهد و مورد بهره برداري جامعه قرار مي دهد. اين دو ، ركن اساسي جامعه اند. مهم هم اين است كه هم قشر معلم و كارگر ، هم بخصوص مسئولان دولتي و هم آحاد مردم اين ارزش والا را بشناسند و به آن به چشم تكريم نگاه كنند و بفهمند كارگر توليد كننده يعني چه ؛ بفهمند كسي كه آهن پاره را تبديل به يك كالاي زيبا و مورد استفاده مي كند، چه ارزشي دارد. معلم را بشناسند و بدانند كسي كه كودك ساده ي هيچ ندان را به يك انسان آگاه و يك چشمه ي جوشان ابتكار، استعداد نقشه و طرح در همه ي مسائل زندگي تبديل مي كند و اين ماده ي خام را به اين جا رسانده است ، اجر و قربش كجاست؛ اين را همه بفهمند.
انشاء الله اين جامعه بر اثر تلاش مسئولان به آن جايي برسد كه حق اوست ؛ آن جايي كه خدا براي او معين كرده است ؛ يعني انشاء الله اوج رستگاري ؛ هم دنيايي ومادي و هم معنوي والهي .
اميدواريم خداوند ما را به وظايفمان آشنا كند؛ در راه انجام آن وظايف ما را كمك كند؛ دست ما را بگيرد و از انحراف و كجروي باز بدارد.
ضرورت پيوند رونق اقتصادي وعدالت اجتماعي
... عدالت اجتماعي ، اساس است . اگر رونق اقتصادي در كشور باشد، اما عدل اجتماعي نباشد، اين رونق اقتصادي به درد فقرا و مستضعفان نخواهد خورد و محروميت را برطرف نخواهد كرد؛ همچنان كه امروز در بسياري از كشورها شما ملاحظه مي كنيد كه توليد بالاست ، كارخانه هاي بزرگ مشغول كارند، ثروت توليد مي شود، اما محروميت در آن كشورها هست؛ از جمله ، همين كشورهاي پيشرفته ي اروپايي و غربي .
آنچه كه از اين كشورها در تلويزيونها و از پشت دوربينها به من و شما نشان مي دهند، جاهاي خوبش است . محلات فقيرنشين و زندگي هاي تلخ و گرسنگيها باغهاي بزرگ و امثال اينها را نشان مي دهند! اگر پيشرفت صنعتي و رونق اقتصادي باشد، اما عدالت اجتماعي نباشد، مي شود همين وضعيت و وضعيت بعضي از كشورهايي كه از آنها هم بدترند. ما كه اين را نمي خواهيم .
ما درجامعه فقط رونق اقتصادي را نمي خواهيم . ما رونق اقتصادي همراه با عدالت اجتماعي را مي خواهيم. البته نمي گوييم عدالت اجتماعي باشد ، اما رونق اقتصادي نباشد؛ چون در آن جايي كه هيچ رونق اقتصادي نيست، عدالت اجتماعي عامل چندان مهمي نيست و در عين حال جامعه به رفاه و به برخورداري لازم نخواهد رسيد.
حرمت هزينه كردن درامورغير ضروري ملّت
هزينه كردن اعتبارات وپولهاي كشور در جاهاي غير لازم وتشريفاتي وزيادي ، حرام است . امروز پرداختن به كارهايي كه به جنبه هاي عملي زندگي مردم ارتباطي ندارد ، يك كارمسرفانه است . اين كه بعضاً فضاي كشور را آن قدرسياسي كنند كه مسائل اصلي كشور تحت الشعاع قرار گيرد . يك غفلت بزرگ است .
منابع :
برگرفته از مجموعه بيانات مقام معظم رهبري از سال 1368 تا سال 1385
بيانات مقام معظم رهبري در سال 1387 در ديدار با كارگران وكارآفرينان
با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، كار و كارگري تعيين كنندگي خاصي در تعالي جامعه داشته و برخلاف تبليغات موجود اين طبقه دلبسته ترين افراد جامعه به انقلاب و نظام اسلامياند
با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، كار و كارگري تعيين كنندگي خاصي در تعالي جامعه داشته و برخلاف تبليغات موجود اين طبقه دلبسته ترين افراد جامعه به انقلاب و نظام اسلامياند.
به گزارش خبرگزاري فارس ، با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، كار و كارگري تعيين كنندگي خاصي در تعالي جامعه داشته و برخلاف تبليغات موجود اين طبقه دلبسته ترين افراد جامعه به انقلاب و نظام اسلامياند.در متن ذيل گوشه اي از بيانات مقام معظم رهبري در اين زمينه را به مرور مينشينيم:
ساحت معنوي كار در اسلام
از جنبه معنوي كارگر بايد احساس كند كه بار سنگيني را بر دوش دارد. مسئولان و مردم بايد شأن و اهميت نقش او را درك كنند و بدانند كه كارگر شأن معنوي و انساني بالايي در جامعه دارد. در نظام ارزشي اسلام ، پولدار بودن اصلاً ارزش نيست؛ حتي بسياري از خصوصيات نفساني ، جزو ارزشها به حساب نمي آيد؛ اما كارگر بودن - ولو براي خودش كار كند - يك ارزش است ، و اگر كار ، انجام شده، در پيشبرد زندگي جامعه مؤثر باشد، ارزش آن مضاعف خواهد شد؛ به همين خاطر ، رسول اكرم ( ص ) دست كارگر را بوسيد. دست كارگر بوسيدن ، امتياز مادي براي كارگر محسوب نمي شود ؛ اما براي او يك امتياز معنوي است ؛ زيرا شأن كارگر را در جامعه بالا مي برد.
كارگر؛ ركن اساسي كار
امروز هم اگر ما دنبال توسعه ي اقتصادي هستيم ، بايد كار را تقويت كنيم؛ بدون كار نمي شود. مرتب صحبت از سرمايه گذاري است. بنده نقش سرمايه گذاري را قبول دارم؛ بدون سرمايه گذاري هم كاري صورت نمي گيرد؛ اما سرمايه گذاري يك ركن كار است؛ ركن اساسي كار كارگر است. كاري كه از روي دلسوزي، از روي كارداني، با پيگيري و با قبول شرايط دشوار همراه نباشد ، نمي تواند كشو ررا نجات دهد.
اهتمام به كارگر شرط بي نيازي از پول نفت
ما امروز دنبال استقلال اقتصادي هستيم ؛ دنبال رها شدن كشور از وابستگي به نفت هستيم . امروز مي خواهيم در وضع اقتصادي كشور ترتيبي داده شود كه پائين آمدن فلان مقدار از قيمت يك بشكه ي نفت، نتواند در كشور ما اين همه تأثير بگذارد. اين كارها چگونه ممكن است ؟ اگر ما بخواهيم خودمان را از نفت بي نياز كنيم، غيراين است كه بايد به محيط كار، به جامعه ي كارگري، به مسأله ي كارگاهها و به مسأله ي آموزش كارگران ،اهتمام ويژه اي بشود؟ توسعه ي اقتصادي ، بدون تقويت مسائل كار و نگاه به كار، امكان پذير نيست. اين انساني كه خودش را صرف اين كار مي كند، بايد بداند كه نظام پشتيبان اوست.
نسبت كار وكسالت
.... كارگران عزيز! كشور به شما احتياج دارد. بدانيد كه ممكن است هزاران نفر از شما با نام و نشان شناخته نشويد؛ اما تأثير يكايكتان در آينده ي اين كشور - نه آينده ي دور ؛ بلكه همين ده سال و بيست سال ديگر - تأثير نماياني خواهد بود. همه ي شما تأثير خواهيد داشت ؛ بنابراين كار كنيد. نبي مكرم صلوات الله و سلامه عليه به اميرالمؤمنين عليه الصلاه و السلام فرمودند : " اياك و الكسل و الضجر "؛از دو چيز پرهيزكن : يكي از ملالت و يكي از كسالت . ملامت ، يعني اين كه انسان حوصله ي كار نداشته باشد ؛ كسالت هم يعني تنبلي.
روابط كارگر وكارفرما درنگاه اسلام
نگاه اسلام اين نيست. نگاه اسلام، نگاه همكارى است. اينها [كارگر وكارفرما ] دو تا عنصرند؛ وقتى كه با هم تركيب شدند، كار به وجود مىآيد. برخلاف نگاه چپ و ماركسيستى كه همه چيز را بر اساس تضاد ميدانست - كه بحمداللَّه از صفحهى تفكرات فلسفى دنيا محو شد - نظر اسلام، نظر التيام است؛ نظر همكارى است. دو عنصر به جاى اينكه با هم ضد باشند تا توليد يك موجود سومى را بكنند، با هم التيام پيدا ميكنند تا موجود سومى به وجود بيايد. اين، نگاه اسلام است؛ نگاه طبيعت، نگاه سنت الهى و قوانين آفرينش. در همهى قضاياى عالم همين جور است؛ از قضاياى طبيعى، تا قضاياى سياسى، تا قضاياى تاريخى، اقتصادى و غيراقتصادى. نظريهى اسلام در مقابل نظريهى تضاد ماركسيستى، نظريهى التيام و ائتلاف و ازدواج و همراهى و همسوئى است. در مورد مسئلهى كارگر و كارفرما هم همين است؛ دو تا عنصرند، اينها بايد دستها را در دست هم بگذارند تا كار به وجود بيايد، تا توليد به وجود بيايد. كارگر بدون كارفرما كارى از او ساخته نيست، كارفرما هم بدون كارگر هيچ كارى نميتواند بكند. اين دو تا كنار هم كه قرار گرفتند، يك رابطهى سالم، اخلاقى و انسانى بين خودشان تعريف كردند، آن وقت فضا ميشود فضاى گسترش توليد. علاوه بر پيشرفت مادى، معنويت هم به وجود مىآيد. اين، نگاه ماست. ما نه كارفرما را مثل آن جريان چپ، ملعون و مطرود ميدانيم؛ نه مثل آن جريان راست، سلطان و صاحباختيار ميدانيم؛ نه، كارفرما ميتواند عنصر شريفى باشد - وقتى حقيقتاً همكارى بكند، واقعاً شريف است - عنصر شريف ديگرى در كنار عنصر شريف كارگر؛ با همديگر، دست در دست هم، با روابط تعريف شدهى انسانى و اسلامى حركت كنند. اين، آن پايهى كار است. همه بايد در اين جهت كار كنند. طراحان، سياستسازان، سياستمداران، كسانى كه در مرحلهى اجرا قرار دادند، بايد در اين جهت كار كنند. آن وقت خود كارگر و خود كارفرما هم بايد با اخلاصِ كامل سعى كنند محصول كارشان كشور را جلو ببرد.
نسبت كارگري و روشنفكري
كارگرها در جامعه، يك قشر آگاه محسوب مي شوند. من اين قشر را جزو گروه هاي روشنفكر- به معناي عام آن - مي دانم . در ابتداي پيروزي انقلاب ، ماركسيست هاي آمريكاي (!) سرمايه گذاري روي اين قشر را شروع كرده ند. قصد آنها اين بود كه اين دست كارآمد و بازوي قوي را از انقلاب بگيرند، و اگر بتوانند، آن را عليه نظام به كار بندند؛ خيلي هم تبليغات مي كردند. اگر قرار بود اين تبليغات مؤثر واقع شود، مي بايد حداقل يك دو سال اول انقلاب ، در واحدهاي صنعتي كشور بيكاري مزمن مي داشتيم.
وفاداري كم نظير كارگران به جمهوري اسلامي
در پاسخ به زمينه هاي تبليغاتي آن روزها ، مشت طبقه ي كارگر، چنان به دهان دشمنان اسلام و انقلاب خورد ه آنها را مأيوس و گيج كرد و تا مدتي به سراغ اين قشر نيامدند. اين روحيه در دنيا كم نظير است. حتي در
نظام هاي كارگري كه صرفاً به اسم كارگر توجه مي شود، وفاداري به انقلاب ، مثل وفاداري كارگران به جمهوري اسلامي نيست . بنابراين ، نقش كارگران در كشور ايران، برجسته و ممتاز است.
مبارزه و مقابله كارگران با تعطيل نمودن كارخانه ها
... همچنين كارگران، هم قبل از انقلاب، هم بعد از پيروزي انقلاب، در دوران جنگ تحميلي و در ميدانهاي مختلف امتحان خود را دادند. آنها در صحنه حضور پيدا كردند و به كم ساختند و نگذاشتند كارخانه ها تعطيل شود ، تا ما توانستيم اين راه پر گردنه ي صعب العبور بيست و يكساله را طي كنيم و به اين جا برسيم. بنابراين ، اين قشر امتحان خوبي داد.
يكي از كارهاي مهم اين قشر، مبارزه با كساني بود كه مي خواستند كارخانه ها و كارگاه ها را به تعطيلي بكشانند. يقيناً بعضي از شما مي دانيد كه بسيار سعي و تلاش شد كه جمهوري اسلامي با اعتصابهاي كارگري مواجه شود. چه كساني در مقابل اينها ايستادند؟ خود كارگران ، ... اينها پيش خدا بسيار اجر و قيمت دارد . امروز هم همين طور است. امروز هم انسان زمزمه هايي را مي شنود كه به مناسبت فلان مساله ، فلان قانون، فلانه بهانه ، عده اي سعي مي كنند، يا بعضي از مراكز تلاش سازمان يافته مي كنند، شايد بتوانند به نحوي بدنه ي كارگري كشور را فلج كنند! مي دانيد چه بر سر كشور مي آيد؟ آنها اين را مي خواهند . آنها حقوق كارگر را دنبال نمي كنند. سعي آنها اين است كه اين راه سختي را كه امروز دولت و مسئولان در پيش دارند و عرق ريزان و تلاش كنان و با توكل به خدا در مقابل اين همه توطئه ي متراكم - محاصره هاي اقتصادي ، خباثتهاي استكبار جهاني ، كارشكني ها ، مانع تراشي ها - پيش مي روند، متوقف كنند. چگونه ؟ نگذارند كار در كشور باقي بماند و بدنه ي كارگري را از كار منفك كنند تا فلج شود. اگر درجامعه رونق اقتصادي نباشد ، اگر توليد كار و توليد ثروت نباشد از جمله كساني كه در درجه ي اول بيشترين صدمه را خواهند ديد، باز هم همين قشرهاي مستضعف و محروم و بخصوص قشرهاي كارگري هستند. دشمن اين را مي خواهد.
امروز عده اي ساده لوحانه سعي مي كنند چشمهاي خودشان را ببندند و دشمن را نبينند. ليكن واقعيت اين است كه دشمن دست به كار است و مي خواهد حركت جمهوري اسلامي را هر طور بتواند؛ با تبليغات، با جنجالهاي سياسي ، با هياهو، با ادعاي طرفداري از اين قشر متوقف كند. همتّشان اين است كه در جمهوري اسلامي كارها فلج شود و كاري پيش نرود.
نسبت وجدان كاري و فرهنگ عمومي
اين كه من عرض كردم " وجدان كاري " يك تعارف نيست . بايد برنامه ريزي كنند. "وجدان كاري " بايد فرهنگ عمومي مردم شود. بايد اگر كسي كاري انجام مي دهد، فكر كند كه يك نفر بالاي سرش ايستاده است؛ حتي اگر تنها، در اتاقي خلوت باشد. كار بايد كامل، محكم، قوي، ابتكاري و همراه با نياز انجام گيرد.
كاري كنيم كه كار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگي و چه عمل اقتصادي و چه عمل اجتماعي و چه عمل سياسي ، براي كسي كه كننده ي آن است يك عمل مقدس به حساب آيد. همه احساس كنند اين كاري كه انجام مي دهند يك عبادت و يك عمل خير وصالح است. همه بايد كارشان را با جديت و به نيكي انجام دهند. از نبي اكرم صلوات الله و سلامه عليه نقل شده است كه فرمود : " رحم الله امرء عمل عملا فاتفنه " ؛ رحمت خدا بر انساني كه كاري راانجام دهد و آن را نيكو و محكم و متقن و صحيح انجام دهد. اين مربوط به وجدان كاري است. در مورد انضباط اجتماعي نيز همين است كه همه حد اجتماعي صحيحي را كه قانون معني مي كند و مقررات و حدود الهي معين مي نمايد، با دقت رعايت كنند تا زندگي يك زندگي صحيح و سالمي باشد .
رابطة دقت عمل و بهبود دركار
وقتي همه ي كنندگان كار، با احساس وجدان كاري به كار پرداختند و فهميدند در حالي كه كار را مي كنند، اگر صاحب كار هم نيست ، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است ، كرام الكاتبين حاضرند و ملائكه ي مقرب الهي نگاه مي كنند؛ هر دقتي كه براي بهبود كار بشود، مورد تحسين كرام الكاتبين خواهد بود و در پرونده ي عمل كننده ي كار ثبت خواهد شد. اين چيزها، در محاسبات بشري ما به حساب نمي آيد و غالباً نمي بينيم ، غفلت مي كنيم و بدان توجه نداريم؛ اما در حساب خدا كه اين حرفها نيست .
اگر شما آن يك دقيقه ي آخر را هم كه سر كلاس بوديد، درس داديد و نگذاشتيد ضايع شود؛ يا با آن شاگرد بدآموز، حقيقتاً صرف وقت كرديد و كوششتان را به كار ، يا در كارخانه ، يا در مزرعه، يا در خانه كه مشغول كار هستيد و يا هر جاي ديگر، دقت به خرج داديد؛ آن سوزني را كه با دقت در پارچه فرو برديد و... همين دقت و اهتمام ، در پرونده ي عملتان ثبت خواهد شد. اين ثبت در پرونده الهي ، فايده اش فقط مربوط به قيامت نيست؛ در همين دنيا هم اثر مي كند.
يعني محكم كاري و دقت در كار دنيا، يك جامعه ي سرافراز ، آباد، با انسان هاي قوي ، مستحكم ، تسليم نشوي در مقابل دشمن ، بي نياز از لئام خلق خدا و دشمنان جامعه پديد خواهد آورد. نام نيكي هم براي اين جامعه و اين كشور ، در عالم به وجود خواهد آورد . اينها مربوط به اين طرف مرز مر گ است . آن طرف مرز هم كه برزخ و قيامت و ثواب الهي است ، مترتب بر اين كارهاست. اين ، توصيه ي ما به شماست. من ، هم از جامعه ي كارگري كشور هم از جامعه ي تعليم و تربيت كشور ، ضمن تشكر و سپاس عميق قلبي ، اين درخواست را هم دارم. انشاءا... كه بتوانيد روز به روز كار خود را بهبود بخشيد.
ملازمة كار واتقان
... هر كه در اين روندكلي، همان كاري را كه انجام مي دهد و به او محول شده است ، بايد خوب و صحيح و دقيق انجام بدهد. "رحم الله امراء عمل عملاً فاتقنه ". روايت است ، خدا رحمت كند آن كسي را كه اگر كاري انجام مي دهد - چه كارهاي يدي و چه كارهاي فكري- محكم و متقن انجام بدهد. مثلاً فرض كنيد، چون فلان كارگر ايران خودرو ، لازم ندانسته كه فلان پيچ را يك نيم پيچ ديگر بچرخاند - كه براي او ، كار خيلي كوچكي است - تأثيرش اين است كه يك چند كيلومتر كه ماشين راه رفت ، ناگهان مي بينند لق لق مي كند؛ چون او "اتقنه " را آن جا انجام نداده است.اين بيچاره صاحب ماشين ، هزاران دردسر را متحمل مي شود، براي خاطر اين كه فلان كارگر مي بايست فقط يك ثانيه حركتي را انجام مي داد و نداد . اتقان ، اين است .
تعليم و تربيت، لازمه وجدان كاري
يكي از كارهايي كه وجدان كاري لازم دارد ، تعليم وتربيت است. يك يك مردم، كنندگان واقعي كار هستند.
عزيزان من ! اين خانه ، خانه ي شماست. اين مملكت ، مملكت شماست .مملكت عظيم ، با بركت و ثروتمندي است . خيلي ثروت در اين خاك نهفته است كه همه اش متعلق به شما و نسلهاي آينده ي اين كشور است. ثروت معنوي زيادي در اين كشور وجود دارد و همه اش متعلق به شماست. اينهمه علم ،استعداد ، آگاهي و اخلاقيات خوب ، به بركت اسلام ، فرهنگ كهن اسلامي و سوابق اين ملت در اين كشور هست كه متعلق به شماست. چه وقت مي توانيد استفاده كنيد؟ وقتي كه اين ملت ، آماده ي كار باشد ؛ كمر بسته باشد ؛ هيچ كس در كارهاي خود كوتاهي نكند و بي كاري را براي خود مغتنم نشمارد.
تلازم كار وعبادت
اين كاري كه شما براي توسعه و پيشرفت كشور مي كنيد ، يك عبادت قطعي است. به مسؤلان هم سفارش مي كنم كه پاس طبقات كارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مؤمن را بدارند ؛ آنها را در قوانين ، در مراجعات اداري و در ساير مراجعات گوناگوني كه با دستگاههاي دولتي دارند ، مورد توجه قرار بدهند.
علم ، كار و كارگر
علم بدون كار، و علم بي عمل
... شايد در بين روزهايي كه در جمهوري اسلامي نام و عنواني پيدا كرده است ، هيچ روزي مثل اين روز نباشد؛ چون دو عنوان خيلي مهم ، حساس ، كارآمد و خيلي عزيز، با هم در اين روز مجتمع شده است. يكي عنوان علم و ديگري عنوان كار است . هم روز علم است و هم روز كار. واقعاً هم اگر درست نگاه كنيم ، دنيا و آخرت هر امّت ، جمعيت و همچنين هر فردي ، به اين دو چيز بستگي دارد . هر كدام بدون ديگري ، خاصيت كامل خود را ندارد. علم بي كار ، همان علم بي عمل است. "العامل بلا عمل ، كالشجر بلا ثمر. " درختي روييده است ؛ مظهر قدرت الهي است ؛ اين ميوه ندارد. از آن طرف هم "المتعبد بلا علم كحمار الطاحونه . " وقتي كسي بدون علم كار كند، از آن طرف هم عبادت خدا باشد، بازهم فايده اي ندارد. مثل حركت دوراني : كسي بدون پيشرفت ، دور خودش چرخ مي خورد . كشور ، هم به علم و هم به كار احتياج دارد. خداي متعال هم ، هر دوي اينها را حسنه قرار داده و براي آنها اجرا و ثواب معين كرده است .
خوب ؛ وقتي كه ما از علم تعريف مي كنيم ، اين در واقع تعريف از معلم است . چرا؟ چون اوست كه علم را به ديگران مي بخشد. اگر معلم نباشد ، علم به دست نمي آيد : "هر كه چيزي ياد گيرد. بايد از استاد گيرد. " علم بدون معلم ، معني ندارد. كار نيز همين طور است. هر كس از كار تعريف كند، از كارگر تعريف كرده است ؛ چون كار بودن كارگر، معني ندارد. درست توجه كنيد، ببينيد اين مفاهيم چقدر به هم مرتبط است! علم و كار براي يك ملت ، دو بال است . ملت بي علم و بي كار ، پيش نخواهد رفت.
بنده، بدين خاطر، بارها عرض كرده ام كه ملت ايران بايد از اعماق دل به دو سلسله ي پادشاهي پهلوي و قاجار ، لعنت بفرستد كه اين دو سلسله خبيث ، دو بال مملكت و پيكره ي عظيم اين ملت كهن ، باهوش و با استعداد را بريدند. نه علم و نه كار ، هيچ كدام را براي اين ملت فراهم نكردند. كاري كه بود ، كارهاي بي ارزش يا كم ارزش بود. علمي كه بود ، علم تقليدي و دست دوم بود. آن كاري را كه از دل مي جوشد و حقيقتاً پوشش و حليه ي حيات مي بخشد و كارهاي اساسي در مملكت صورت مي دهد، ترويج نكردند. هر چه توانستند قلع و قمع هم كردند و بساط علمي را كه از دل مي جوشد و در آن ابتكار هست ، برچيدند . آن خاندانها اين جرائم را دارند . نتيجه اين شد كه ملت ايران كه در مسابقه ي علم و پيشرفت تمدن و دانش و تجربه ، يا از ديگران جلوتر بود يا اقلا كسري نداشت ، سالها عقب ماند . حال ما بايد تلاش و كوشش كنيم كه بالاخره گليم خودمان را از آب بيرون بياوريم . انشاء الله به همت شما مردم ، اين كار را خواهيم كرد؛ كه نشانه هايش الان هم پيداست.
اول خانواده ي قاجار از ناصر الدين شاه به بعد ، بعدش هم خانواده پهلوي اين پدر و پسر حقيقتاً چوب حراج به موجودي اين ملت و كشور و سرمايه هاي معنوي اش زدند. "تلك امه قدخلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم " آنها رفتند و سر و كارشان با خداست. سزاي اعمالشان را هم مي بينند . حالا نوبت من و شماست. "و لكم ماكسبتم " البته از اول انقلاب تا امروز، حقاً و انصافاً ، در زمينه ي علم و كار ، خيلي تلاش شده است . اگر كسي اين را انكار كند، مثل اين است كه بگويد "الان به چه دليل روز است ؟ " اين قدر واضح است . اگر كسي به سطح كشور نگاه كند، افزايش دانش آموز، معلم ، استاد ، متخصص، دانشجو و كارگاههاي فراوان ، كار كشاورزي ، صنعتي ، كارهاي دقيق و برجسته ، ابتكارها و اختراعهاي زيادي مي بينداما شورشي نمي گذاشت! سيم خاردار ديگر چيست؟! چه وسيله اي ، دفاعي تر از سيم خاردار؟! از خودش هم نخريده بودند كه مثلاً بگويد " نمي فروشم. " بلكه از جاي ديگر خريده بودند.
شما ببينيد با جمهوري اسلامي چه كردند! گلوله ي آر.پي . جي . دم دستي كم اهميت را به ما نمي فروختند. اصلاً كسي باور مي كند؟! خوب ؛ اين جمهوري اسلامي ، همان كشوري است كه در آن وقت اين محدوديتها را داشت. مي دانيد نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه به فضل پرورگار و به حول و قوه ي الهي ، جوانان مؤمن اين مملكت ، به گوشه ي انبارها و كارگاهها رفتند؛ درها را روي خودشان بستند و مشغول كار شدند. اما امروز برخي از پيچيده ترين ابزارهاي جنگي را كه دشمن به عقلش هم خطور نخواهد كرد ، خودمان در داخل تهيه مي كنيم . البته ما را به ساختن بمب اتمي و شيميايي متهم مي كنند كه اينها دروغ است . خودشان هم مي دانند كه دروغ است . آنچه را كه واقعيت دارد.آنها نمي دانند و به عقلشان هم نمي رسد.
تركيب علم و كار ، تركيب زيبايي است . شايد بشدو اين را به عنوان يك حركت نمادين تلقي كرد؛ براي اين كه در جمهوري اسلامي ، ما راه خود را بهتر و بيشتر پيدا كنيم . يعني علم ، واقعيتر و با صحنه ي كار نزديكتر پيش برود و كار ، عالمانه تر و از تجارب و اندوخته هاي علمي ، بهره مندتر شود . انشاء الله همت خواهيد كرد و همچنان كه تا امروز ، شما دو قشر، تلاش و مجاهدت كرديد و زحمت كشيديد ، بعد از اين هم با حركت سريعتر و روانتر ، جامعه را نخواهيد ساخت ؛ چون اين كشور متعلق به شماست
ملازمةانجام كار و كسب ثواب الهي
چرا خداي متعال ياد دادن و كار كردن را براي بشر موجب ثواب قرار داده است ؟ العياذبالله، كارهاي خدا كه گزاف نيست ! اين ، بدين خاطر است كه آن كمالي كه خداي متعال مي خواهد بشر در دوران زندگي به آن نائل شود ، از جمله به علم و كار بستگي دارد..... وبس ، يك دستاورد، ثواب الهي است.
سهيم شدن در بناي آينده جامعه
يكي ديگر از دستاوردهاي كار و تعليم ، اين است كه شما در بناي آينده ي جامعه تان سهيم مي شويد . اين ، خيلي مهم است . تمام دعواي دنيا در امروز و ديروز ، بر سر يك كلمه است و آن اين كه ، قدرت هاي استكباري مي خواهند سرنوشت ملت ها را در دست گيرند. اين آمريكا كه مي بينيد اين قدر امروز در دنيا جنجال و هياهو و غوغا بر پا مي كند كه غالباً هم بي فايده و بي ثمر و پوچ است براي اين است كه براي خودش حق ابرقدرتي قائل است و مي خواهد اختيار و سرنوشت دنيا در دست او باشد. اگر آن ملتي كه طرف آمريكاست ، داراي عزم و اراده ي سياسي و زنده ، با نشاط ،اهل كار ، تلاش و جديت باشد ، آمريكا نمي تواند.
تأثيرات معنويت در انجام كار
... اگر ملت ايران - اعم از كارگر ايراني، جوان ايراني، توليد كننده ايراني و معلم ايراني، با همه ي تلاش و غيرت خود وارد عمل شود و اين كشور را به گونه اي بسازد كه به خاطر صادرات و وادرات و نيازهاي مصرفي ، محتاج فروش نفت خود،آن هم با اين قيمت پايين نباشد ، ببينيد چه خدمت بزرگي به امروز و آينده اين كشور خواهد بود!
اين كار چگونه امكانپذير خواهد شد؟ به اين گونه كه كارگر ايراني كار را يك عبادت واقعي بداند، نه عبادت تعارفي . واقعاً براي انجام كار خود " قصد قربت " كند.
رابطةكارمفيد وثواب كثير
... جامعه و مردم بيكار ، يا كم در آمد ، بدكار ، بي علم و بي سواد ، نمي توانند آنچنان كه بايد ، خودشان را به مراحل كمال بشري برسانند. زندگي دنيايشان هدر خواهد رفت. در علم كامل و شامل حق متعال عزوجل ، اين معنا روشن لست. لذا گفته است : " اگر كار كنيد ، ثواب مي بريد . "هر چه كار مفيدتر و بهتر باشد ، ثواب آن بيشتر است.
جهت دار بودن كار در اسلام
در اسلام ، به جهت كار خيلي توجه شده است . مثلاً در عبادات مي گويند : بايد قصد قربت كرد. قصد قربت ، يعني همان جهت گيري و اين كه انسان كار را براي خدا انجام دهد و در جهت رضاي الهي باشد. شايد ظاهر و شكل مادي كار ، خيلي هم فرق نكند. روح كار فرق مي كند.
وقتي چنين روحيه اي ، در همه چيز بر انسان مسلمان حاكم باشد ، آن وقت كار حرام از او سرنمي زند ، غذاي حرام نمي خورد ، غذاي با چپاول وزور وظلم به دست آمده را به لب نزديك نمي كند ، حركت دست او حركت ظالمانه نخواهد بود.
نقش تعيين كننده "روح " دركار
نفس وماده ي كار ، تعيين كننده نيست ، روح كار تعيين كننده است . صرف اين كه بازويي حركت مي كند وچرخي را مي چرخاند اين ارزش آفرين نيست . ارزش معنوي واخلاقي مهم است . بايد ديد اين چرخ براي چه مي گردد ، براي كه مي گردد ودر خدمت چه چيزي است
ملازمة كار و وظيفه
قشر كارگر كه يكي از قشرهاي مطرح امروز است ، از اين جهت منزلت عظيم اجتماعي والهي دارد كه به وظيفه ي كاركردن - كه يك وظيفه ي انساني از سوي پروردگار است - عمل كند . درست بايد به اين نكته توجه كرد كه نفس كار كردن ، يك وظيفه است . آن كس كه به اين وظيفه عمل مي كند وبه كار مي پردازد ، محترم وعزيز وپيش خدا مأجور است .
انتفاع واستغناء از بيگانگان درگروكار
حال بعد از آن كه دانستيم نفس كار يك وظيفه است وبيكاري ممنوع وخلاف وظيفه شمرده ميشود بايد توجه داشته باشيم كه امروز كارگر ايراني با كار خودش ، دو طريق ديگر براي جلب رضاي پروردگار دارد :
يكي اين است كه با اين كار او ،مردم ، هم ميهمان ، كشور ، ملت ومسلمان بهره مند مي شوند .
اين يك عنوان براي ثواب وقصد تقرب الي الله است .
عنوان ديگر اين است كه اين كاري كه شما مي كنيد ، كشور را از بيگانگان - كه بسياري از آن بيگانگان ، فقط بيگانه وغريبه نيستند ، بلكه دشمن هم هستند - بي نياز مي كند .
ضرورت ابتكار ومهارت دركارگاهها
... با توجه به اين استعداد بالا ما هم در زمينه ي مسائل كاري ، بايد كارگر ماهر داشته باشيم ؛ بايد ابتكار در مسأله ي كار داشته باشيم ؛ بايد محيطهاي كارگري ما مجموعه اي از نيروهاي فعال و توانا و كاردان باشد؛ نه كارگري كه نمي داند چه كار مي كند. مسئولان بايستي زمينه ي ابتكار و خلاقيت را فراهم كنند و روز به روز پيش ببرند. البته كارهاي زيادي هم شده است - نه اين كه بخواهيم بگوييم نشده - ولي بايد بيشتر بكنند و در اين جهت سريعتر پيش بروند.
ضرورت بازنگري دررشته هاي تحصيلي براي گسترش مهارت و تنوع شغلي
درمحيط آموزش و پروش بايد كاري بشود كه حتي يك استعداد ، از ميان اين ميليون ها نوجوان وجوان ايراني هدر نرود. يعني تا اين حدي كه تعليمات متوسطه ي ماست - اين دوازده سالي كه آن ممكن است بعضي به دانشگاه بروند، بعضي به رشته هاي فني بروند؛ عيبي هم ندارد و همه اش هم خوب است ؛ اما در اين مدت بايد همه ي استعدادها شكوفا شود. بايد كاري بكنند كه اين كار انجام گيرد. و الّا روال عادي را حفظ كردن ، يا پرداختن به كمّيتها ، كاراساسي اين دو بخش نيست. در زمينه ي كار ، مثلاً اشتغالها را تعدّد و تنوّع ببخشند و پيشرفت بدهند. اين ، توقع ما از مسئولان اين دو بخش است . آنچه كه ما در اين زمينه ها سفارش مي كنيم . فقط مربوط به اين دو بخش هم نيست ؛ مربوط به كل كشور است و فايده ي آن به كل كشور بر مي گردد.
استواري بناي مدنيت بر استفاده مكمل از منابع طبيعي و انساني
جلسه ي امروز شما كه تركيبي از قشر معلم و كارگر است ، هر سال براي من يك مجلس مغتنم به حساب
مي آيد . تركيب هم تركيب متناسبي است ؛ ممكن است در نگاه اول به چشم نيايد، اما اين دو عنصر كاملاً با هم ارتباط دارند. بناي مدنيت و زندگي انسان بر استفاده از منابع طبيعي و انساني است. اگر منابع طبيعي باشد، اما منابع انساني نباشد و يا رشد نيافته باشد، مثل اين است كه چيزي در دست نيست. به كشورهاي عقب افتاده ي آسيا و آفريقا در دوران تسلط استعمار نگاه كنيد! اينها منابع طبيعي داشتند؛ اما فرصت تربيت منابع انساني پيدا نكرده بودند. از آن طرف مرزهايشان ، از راه هاي دور ، آدمها زرنگ، حيله گر و بي انصاف سر اينها ريختند و منابع طبيعي شان را غارت كردند و آنها را به كار زندگي خودشان زدند و قدرت خود را روز به روز افزايش دادند. اگر منابع انساني باشد ، اما منابع طبيعي نباشد، با زهم يك جاي كار لنگ است. كشوري كه توليد ندارد، خودش سازند و پرورنده نيست ؛ دسترنج خود را مصرف نمي كند و هميشه متكي به ديگران ، تابع ديگران و در نتيجه مطيع ديگران خواهد بود . اين هم بلاي ديگري است كه مستبدان و حاميان بين المللي شان بر سر كشورهاي استبداد زدة دوره ي قبل و امروز در برخي از نقاط عالم آورده اند. چشم به دروازه ها بدوزند تا از آن طرف مرزها براي آنها همه چيز بياورند؛ افتخار هم بكنند كه پول مي دهند و خارجي ها براي آنها كار مي كنند و اجناسشان را براي آنها مي فرستند! اين افتخار كردن را من از يكي از متنفذان رژيم طاغوت شنيدم. منطق را ببينيد؛ چقدر كودكانه و ابلهانه است! همين مي شود كه يك كشور براي نان و گوشت و اوّليات زندگي و لباس و مصارف زندگي بايد به توليد كننده ي خارجي چشم بدوزد؛ چون خود در صدد تربيت نيروي انساني ماهر برنيامده است؛ به تن خود زحمت نداده است و كارگر و معلم را قدر ندانسته است.
رابطة منابع انساني و سرمايه هاي اجتماعي
بنابراين منابع طبيعي و منابع انساني دو سرمايه ي اصلي انسان هستند. كارگر منابع طبيعي را مورد بهره وري قرار مي دهد و قابل استفاده مي كند؛ معلم هم منابع انساني را استخراج مي كند، رشد مي دهد و مورد بهره برداري جامعه قرار مي دهد. اين دو ، ركن اساسي جامعه اند. مهم هم اين است كه هم قشر معلم و كارگر ، هم بخصوص مسئولان دولتي و هم آحاد مردم اين ارزش والا را بشناسند و به آن به چشم تكريم نگاه كنند و بفهمند كارگر توليد كننده يعني چه ؛ بفهمند كسي كه آهن پاره را تبديل به يك كالاي زيبا و مورد استفاده مي كند، چه ارزشي دارد. معلم را بشناسند و بدانند كسي كه كودك ساده ي هيچ ندان را به يك انسان آگاه و يك چشمه ي جوشان ابتكار، استعداد نقشه و طرح در همه ي مسائل زندگي تبديل مي كند و اين ماده ي خام را به اين جا رسانده است ، اجر و قربش كجاست؛ اين را همه بفهمند.
انشاء الله اين جامعه بر اثر تلاش مسئولان به آن جايي برسد كه حق اوست ؛ آن جايي كه خدا براي او معين كرده است ؛ يعني انشاء الله اوج رستگاري ؛ هم دنيايي ومادي و هم معنوي والهي .
اميدواريم خداوند ما را به وظايفمان آشنا كند؛ در راه انجام آن وظايف ما را كمك كند؛ دست ما را بگيرد و از انحراف و كجروي باز بدارد.
ضرورت پيوند رونق اقتصادي وعدالت اجتماعي
... عدالت اجتماعي ، اساس است . اگر رونق اقتصادي در كشور باشد، اما عدل اجتماعي نباشد، اين رونق اقتصادي به درد فقرا و مستضعفان نخواهد خورد و محروميت را برطرف نخواهد كرد؛ همچنان كه امروز در بسياري از كشورها شما ملاحظه مي كنيد كه توليد بالاست ، كارخانه هاي بزرگ مشغول كارند، ثروت توليد مي شود، اما محروميت در آن كشورها هست؛ از جمله ، همين كشورهاي پيشرفته ي اروپايي و غربي .
آنچه كه از اين كشورها در تلويزيونها و از پشت دوربينها به من و شما نشان مي دهند، جاهاي خوبش است . محلات فقيرنشين و زندگي هاي تلخ و گرسنگيها باغهاي بزرگ و امثال اينها را نشان مي دهند! اگر پيشرفت صنعتي و رونق اقتصادي باشد، اما عدالت اجتماعي نباشد، مي شود همين وضعيت و وضعيت بعضي از كشورهايي كه از آنها هم بدترند. ما كه اين را نمي خواهيم .
ما درجامعه فقط رونق اقتصادي را نمي خواهيم . ما رونق اقتصادي همراه با عدالت اجتماعي را مي خواهيم. البته نمي گوييم عدالت اجتماعي باشد ، اما رونق اقتصادي نباشد؛ چون در آن جايي كه هيچ رونق اقتصادي نيست، عدالت اجتماعي عامل چندان مهمي نيست و در عين حال جامعه به رفاه و به برخورداري لازم نخواهد رسيد.
حرمت هزينه كردن درامورغير ضروري ملّت
هزينه كردن اعتبارات وپولهاي كشور در جاهاي غير لازم وتشريفاتي وزيادي ، حرام است . امروز پرداختن به كارهايي كه به جنبه هاي عملي زندگي مردم ارتباطي ندارد ، يك كارمسرفانه است . اين كه بعضاً فضاي كشور را آن قدرسياسي كنند كه مسائل اصلي كشور تحت الشعاع قرار گيرد . يك غفلت بزرگ است .
منابع :
برگرفته از مجموعه بيانات مقام معظم رهبري از سال 1368 تا سال 1385
بيانات مقام معظم رهبري در سال 1387 در ديدار با كارگران وكارآفرينان
به گزارش خبرگزاري فارس ، با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، كار و كارگري تعيين كنندگي خاصي در تعالي جامعه داشته و برخلاف تبليغات موجود اين طبقه دلبسته ترين افراد جامعه به انقلاب و نظام اسلامياند.در متن ذيل گوشه اي از بيانات مقام معظم رهبري در اين زمينه را به مرور مينشينيم:
ساحت معنوي كار در اسلام
از جنبه معنوي كارگر بايد احساس كند كه بار سنگيني را بر دوش دارد. مسئولان و مردم بايد شأن و اهميت نقش او را درك كنند و بدانند كه كارگر شأن معنوي و انساني بالايي در جامعه دارد. در نظام ارزشي اسلام ، پولدار بودن اصلاً ارزش نيست؛ حتي بسياري از خصوصيات نفساني ، جزو ارزشها به حساب نمي آيد؛ اما كارگر بودن - ولو براي خودش كار كند - يك ارزش است ، و اگر كار ، انجام شده، در پيشبرد زندگي جامعه مؤثر باشد، ارزش آن مضاعف خواهد شد؛ به همين خاطر ، رسول اكرم ( ص ) دست كارگر را بوسيد. دست كارگر بوسيدن ، امتياز مادي براي كارگر محسوب نمي شود ؛ اما براي او يك امتياز معنوي است ؛ زيرا شأن كارگر را در جامعه بالا مي برد.
كارگر؛ ركن اساسي كار
امروز هم اگر ما دنبال توسعه ي اقتصادي هستيم ، بايد كار را تقويت كنيم؛ بدون كار نمي شود. مرتب صحبت از سرمايه گذاري است. بنده نقش سرمايه گذاري را قبول دارم؛ بدون سرمايه گذاري هم كاري صورت نمي گيرد؛ اما سرمايه گذاري يك ركن كار است؛ ركن اساسي كار كارگر است. كاري كه از روي دلسوزي، از روي كارداني، با پيگيري و با قبول شرايط دشوار همراه نباشد ، نمي تواند كشو ررا نجات دهد.
اهتمام به كارگر شرط بي نيازي از پول نفت
ما امروز دنبال استقلال اقتصادي هستيم ؛ دنبال رها شدن كشور از وابستگي به نفت هستيم . امروز مي خواهيم در وضع اقتصادي كشور ترتيبي داده شود كه پائين آمدن فلان مقدار از قيمت يك بشكه ي نفت، نتواند در كشور ما اين همه تأثير بگذارد. اين كارها چگونه ممكن است ؟ اگر ما بخواهيم خودمان را از نفت بي نياز كنيم، غيراين است كه بايد به محيط كار، به جامعه ي كارگري، به مسأله ي كارگاهها و به مسأله ي آموزش كارگران ،اهتمام ويژه اي بشود؟ توسعه ي اقتصادي ، بدون تقويت مسائل كار و نگاه به كار، امكان پذير نيست. اين انساني كه خودش را صرف اين كار مي كند، بايد بداند كه نظام پشتيبان اوست.
نسبت كار وكسالت
.... كارگران عزيز! كشور به شما احتياج دارد. بدانيد كه ممكن است هزاران نفر از شما با نام و نشان شناخته نشويد؛ اما تأثير يكايكتان در آينده ي اين كشور - نه آينده ي دور ؛ بلكه همين ده سال و بيست سال ديگر - تأثير نماياني خواهد بود. همه ي شما تأثير خواهيد داشت ؛ بنابراين كار كنيد. نبي مكرم صلوات الله و سلامه عليه به اميرالمؤمنين عليه الصلاه و السلام فرمودند : " اياك و الكسل و الضجر "؛از دو چيز پرهيزكن : يكي از ملالت و يكي از كسالت . ملامت ، يعني اين كه انسان حوصله ي كار نداشته باشد ؛ كسالت هم يعني تنبلي.
روابط كارگر وكارفرما درنگاه اسلام
نگاه اسلام اين نيست. نگاه اسلام، نگاه همكارى است. اينها [كارگر وكارفرما ] دو تا عنصرند؛ وقتى كه با هم تركيب شدند، كار به وجود مىآيد. برخلاف نگاه چپ و ماركسيستى كه همه چيز را بر اساس تضاد ميدانست - كه بحمداللَّه از صفحهى تفكرات فلسفى دنيا محو شد - نظر اسلام، نظر التيام است؛ نظر همكارى است. دو عنصر به جاى اينكه با هم ضد باشند تا توليد يك موجود سومى را بكنند، با هم التيام پيدا ميكنند تا موجود سومى به وجود بيايد. اين، نگاه اسلام است؛ نگاه طبيعت، نگاه سنت الهى و قوانين آفرينش. در همهى قضاياى عالم همين جور است؛ از قضاياى طبيعى، تا قضاياى سياسى، تا قضاياى تاريخى، اقتصادى و غيراقتصادى. نظريهى اسلام در مقابل نظريهى تضاد ماركسيستى، نظريهى التيام و ائتلاف و ازدواج و همراهى و همسوئى است. در مورد مسئلهى كارگر و كارفرما هم همين است؛ دو تا عنصرند، اينها بايد دستها را در دست هم بگذارند تا كار به وجود بيايد، تا توليد به وجود بيايد. كارگر بدون كارفرما كارى از او ساخته نيست، كارفرما هم بدون كارگر هيچ كارى نميتواند بكند. اين دو تا كنار هم كه قرار گرفتند، يك رابطهى سالم، اخلاقى و انسانى بين خودشان تعريف كردند، آن وقت فضا ميشود فضاى گسترش توليد. علاوه بر پيشرفت مادى، معنويت هم به وجود مىآيد. اين، نگاه ماست. ما نه كارفرما را مثل آن جريان چپ، ملعون و مطرود ميدانيم؛ نه مثل آن جريان راست، سلطان و صاحباختيار ميدانيم؛ نه، كارفرما ميتواند عنصر شريفى باشد - وقتى حقيقتاً همكارى بكند، واقعاً شريف است - عنصر شريف ديگرى در كنار عنصر شريف كارگر؛ با همديگر، دست در دست هم، با روابط تعريف شدهى انسانى و اسلامى حركت كنند. اين، آن پايهى كار است. همه بايد در اين جهت كار كنند. طراحان، سياستسازان، سياستمداران، كسانى كه در مرحلهى اجرا قرار دادند، بايد در اين جهت كار كنند. آن وقت خود كارگر و خود كارفرما هم بايد با اخلاصِ كامل سعى كنند محصول كارشان كشور را جلو ببرد.
نسبت كارگري و روشنفكري
كارگرها در جامعه، يك قشر آگاه محسوب مي شوند. من اين قشر را جزو گروه هاي روشنفكر- به معناي عام آن - مي دانم . در ابتداي پيروزي انقلاب ، ماركسيست هاي آمريكاي (!) سرمايه گذاري روي اين قشر را شروع كرده ند. قصد آنها اين بود كه اين دست كارآمد و بازوي قوي را از انقلاب بگيرند، و اگر بتوانند، آن را عليه نظام به كار بندند؛ خيلي هم تبليغات مي كردند. اگر قرار بود اين تبليغات مؤثر واقع شود، مي بايد حداقل يك دو سال اول انقلاب ، در واحدهاي صنعتي كشور بيكاري مزمن مي داشتيم.
وفاداري كم نظير كارگران به جمهوري اسلامي
در پاسخ به زمينه هاي تبليغاتي آن روزها ، مشت طبقه ي كارگر، چنان به دهان دشمنان اسلام و انقلاب خورد ه آنها را مأيوس و گيج كرد و تا مدتي به سراغ اين قشر نيامدند. اين روحيه در دنيا كم نظير است. حتي در
نظام هاي كارگري كه صرفاً به اسم كارگر توجه مي شود، وفاداري به انقلاب ، مثل وفاداري كارگران به جمهوري اسلامي نيست . بنابراين ، نقش كارگران در كشور ايران، برجسته و ممتاز است.
مبارزه و مقابله كارگران با تعطيل نمودن كارخانه ها
... همچنين كارگران، هم قبل از انقلاب، هم بعد از پيروزي انقلاب، در دوران جنگ تحميلي و در ميدانهاي مختلف امتحان خود را دادند. آنها در صحنه حضور پيدا كردند و به كم ساختند و نگذاشتند كارخانه ها تعطيل شود ، تا ما توانستيم اين راه پر گردنه ي صعب العبور بيست و يكساله را طي كنيم و به اين جا برسيم. بنابراين ، اين قشر امتحان خوبي داد.
يكي از كارهاي مهم اين قشر، مبارزه با كساني بود كه مي خواستند كارخانه ها و كارگاه ها را به تعطيلي بكشانند. يقيناً بعضي از شما مي دانيد كه بسيار سعي و تلاش شد كه جمهوري اسلامي با اعتصابهاي كارگري مواجه شود. چه كساني در مقابل اينها ايستادند؟ خود كارگران ، ... اينها پيش خدا بسيار اجر و قيمت دارد . امروز هم همين طور است. امروز هم انسان زمزمه هايي را مي شنود كه به مناسبت فلان مساله ، فلان قانون، فلانه بهانه ، عده اي سعي مي كنند، يا بعضي از مراكز تلاش سازمان يافته مي كنند، شايد بتوانند به نحوي بدنه ي كارگري كشور را فلج كنند! مي دانيد چه بر سر كشور مي آيد؟ آنها اين را مي خواهند . آنها حقوق كارگر را دنبال نمي كنند. سعي آنها اين است كه اين راه سختي را كه امروز دولت و مسئولان در پيش دارند و عرق ريزان و تلاش كنان و با توكل به خدا در مقابل اين همه توطئه ي متراكم - محاصره هاي اقتصادي ، خباثتهاي استكبار جهاني ، كارشكني ها ، مانع تراشي ها - پيش مي روند، متوقف كنند. چگونه ؟ نگذارند كار در كشور باقي بماند و بدنه ي كارگري را از كار منفك كنند تا فلج شود. اگر درجامعه رونق اقتصادي نباشد ، اگر توليد كار و توليد ثروت نباشد از جمله كساني كه در درجه ي اول بيشترين صدمه را خواهند ديد، باز هم همين قشرهاي مستضعف و محروم و بخصوص قشرهاي كارگري هستند. دشمن اين را مي خواهد.
امروز عده اي ساده لوحانه سعي مي كنند چشمهاي خودشان را ببندند و دشمن را نبينند. ليكن واقعيت اين است كه دشمن دست به كار است و مي خواهد حركت جمهوري اسلامي را هر طور بتواند؛ با تبليغات، با جنجالهاي سياسي ، با هياهو، با ادعاي طرفداري از اين قشر متوقف كند. همتّشان اين است كه در جمهوري اسلامي كارها فلج شود و كاري پيش نرود.
نسبت وجدان كاري و فرهنگ عمومي
اين كه من عرض كردم " وجدان كاري " يك تعارف نيست . بايد برنامه ريزي كنند. "وجدان كاري " بايد فرهنگ عمومي مردم شود. بايد اگر كسي كاري انجام مي دهد، فكر كند كه يك نفر بالاي سرش ايستاده است؛ حتي اگر تنها، در اتاقي خلوت باشد. كار بايد كامل، محكم، قوي، ابتكاري و همراه با نياز انجام گيرد.
كاري كنيم كه كار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگي و چه عمل اقتصادي و چه عمل اجتماعي و چه عمل سياسي ، براي كسي كه كننده ي آن است يك عمل مقدس به حساب آيد. همه احساس كنند اين كاري كه انجام مي دهند يك عبادت و يك عمل خير وصالح است. همه بايد كارشان را با جديت و به نيكي انجام دهند. از نبي اكرم صلوات الله و سلامه عليه نقل شده است كه فرمود : " رحم الله امرء عمل عملا فاتفنه " ؛ رحمت خدا بر انساني كه كاري راانجام دهد و آن را نيكو و محكم و متقن و صحيح انجام دهد. اين مربوط به وجدان كاري است. در مورد انضباط اجتماعي نيز همين است كه همه حد اجتماعي صحيحي را كه قانون معني مي كند و مقررات و حدود الهي معين مي نمايد، با دقت رعايت كنند تا زندگي يك زندگي صحيح و سالمي باشد .
رابطة دقت عمل و بهبود دركار
وقتي همه ي كنندگان كار، با احساس وجدان كاري به كار پرداختند و فهميدند در حالي كه كار را مي كنند، اگر صاحب كار هم نيست ، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است ، كرام الكاتبين حاضرند و ملائكه ي مقرب الهي نگاه مي كنند؛ هر دقتي كه براي بهبود كار بشود، مورد تحسين كرام الكاتبين خواهد بود و در پرونده ي عمل كننده ي كار ثبت خواهد شد. اين چيزها، در محاسبات بشري ما به حساب نمي آيد و غالباً نمي بينيم ، غفلت مي كنيم و بدان توجه نداريم؛ اما در حساب خدا كه اين حرفها نيست .
اگر شما آن يك دقيقه ي آخر را هم كه سر كلاس بوديد، درس داديد و نگذاشتيد ضايع شود؛ يا با آن شاگرد بدآموز، حقيقتاً صرف وقت كرديد و كوششتان را به كار ، يا در كارخانه ، يا در مزرعه، يا در خانه كه مشغول كار هستيد و يا هر جاي ديگر، دقت به خرج داديد؛ آن سوزني را كه با دقت در پارچه فرو برديد و... همين دقت و اهتمام ، در پرونده ي عملتان ثبت خواهد شد. اين ثبت در پرونده الهي ، فايده اش فقط مربوط به قيامت نيست؛ در همين دنيا هم اثر مي كند.
يعني محكم كاري و دقت در كار دنيا، يك جامعه ي سرافراز ، آباد، با انسان هاي قوي ، مستحكم ، تسليم نشوي در مقابل دشمن ، بي نياز از لئام خلق خدا و دشمنان جامعه پديد خواهد آورد. نام نيكي هم براي اين جامعه و اين كشور ، در عالم به وجود خواهد آورد . اينها مربوط به اين طرف مرز مر گ است . آن طرف مرز هم كه برزخ و قيامت و ثواب الهي است ، مترتب بر اين كارهاست. اين ، توصيه ي ما به شماست. من ، هم از جامعه ي كارگري كشور هم از جامعه ي تعليم و تربيت كشور ، ضمن تشكر و سپاس عميق قلبي ، اين درخواست را هم دارم. انشاءا... كه بتوانيد روز به روز كار خود را بهبود بخشيد.
ملازمة كار واتقان
... هر كه در اين روندكلي، همان كاري را كه انجام مي دهد و به او محول شده است ، بايد خوب و صحيح و دقيق انجام بدهد. "رحم الله امراء عمل عملاً فاتقنه ". روايت است ، خدا رحمت كند آن كسي را كه اگر كاري انجام مي دهد - چه كارهاي يدي و چه كارهاي فكري- محكم و متقن انجام بدهد. مثلاً فرض كنيد، چون فلان كارگر ايران خودرو ، لازم ندانسته كه فلان پيچ را يك نيم پيچ ديگر بچرخاند - كه براي او ، كار خيلي كوچكي است - تأثيرش اين است كه يك چند كيلومتر كه ماشين راه رفت ، ناگهان مي بينند لق لق مي كند؛ چون او "اتقنه " را آن جا انجام نداده است.اين بيچاره صاحب ماشين ، هزاران دردسر را متحمل مي شود، براي خاطر اين كه فلان كارگر مي بايست فقط يك ثانيه حركتي را انجام مي داد و نداد . اتقان ، اين است .
تعليم و تربيت، لازمه وجدان كاري
يكي از كارهايي كه وجدان كاري لازم دارد ، تعليم وتربيت است. يك يك مردم، كنندگان واقعي كار هستند.
عزيزان من ! اين خانه ، خانه ي شماست. اين مملكت ، مملكت شماست .مملكت عظيم ، با بركت و ثروتمندي است . خيلي ثروت در اين خاك نهفته است كه همه اش متعلق به شما و نسلهاي آينده ي اين كشور است. ثروت معنوي زيادي در اين كشور وجود دارد و همه اش متعلق به شماست. اينهمه علم ،استعداد ، آگاهي و اخلاقيات خوب ، به بركت اسلام ، فرهنگ كهن اسلامي و سوابق اين ملت در اين كشور هست كه متعلق به شماست. چه وقت مي توانيد استفاده كنيد؟ وقتي كه اين ملت ، آماده ي كار باشد ؛ كمر بسته باشد ؛ هيچ كس در كارهاي خود كوتاهي نكند و بي كاري را براي خود مغتنم نشمارد.
تلازم كار وعبادت
اين كاري كه شما براي توسعه و پيشرفت كشور مي كنيد ، يك عبادت قطعي است. به مسؤلان هم سفارش مي كنم كه پاس طبقات كارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مؤمن را بدارند ؛ آنها را در قوانين ، در مراجعات اداري و در ساير مراجعات گوناگوني كه با دستگاههاي دولتي دارند ، مورد توجه قرار بدهند.
علم ، كار و كارگر
علم بدون كار، و علم بي عمل
... شايد در بين روزهايي كه در جمهوري اسلامي نام و عنواني پيدا كرده است ، هيچ روزي مثل اين روز نباشد؛ چون دو عنوان خيلي مهم ، حساس ، كارآمد و خيلي عزيز، با هم در اين روز مجتمع شده است. يكي عنوان علم و ديگري عنوان كار است . هم روز علم است و هم روز كار. واقعاً هم اگر درست نگاه كنيم ، دنيا و آخرت هر امّت ، جمعيت و همچنين هر فردي ، به اين دو چيز بستگي دارد . هر كدام بدون ديگري ، خاصيت كامل خود را ندارد. علم بي كار ، همان علم بي عمل است. "العامل بلا عمل ، كالشجر بلا ثمر. " درختي روييده است ؛ مظهر قدرت الهي است ؛ اين ميوه ندارد. از آن طرف هم "المتعبد بلا علم كحمار الطاحونه . " وقتي كسي بدون علم كار كند، از آن طرف هم عبادت خدا باشد، بازهم فايده اي ندارد. مثل حركت دوراني : كسي بدون پيشرفت ، دور خودش چرخ مي خورد . كشور ، هم به علم و هم به كار احتياج دارد. خداي متعال هم ، هر دوي اينها را حسنه قرار داده و براي آنها اجرا و ثواب معين كرده است .
خوب ؛ وقتي كه ما از علم تعريف مي كنيم ، اين در واقع تعريف از معلم است . چرا؟ چون اوست كه علم را به ديگران مي بخشد. اگر معلم نباشد ، علم به دست نمي آيد : "هر كه چيزي ياد گيرد. بايد از استاد گيرد. " علم بدون معلم ، معني ندارد. كار نيز همين طور است. هر كس از كار تعريف كند، از كارگر تعريف كرده است ؛ چون كار بودن كارگر، معني ندارد. درست توجه كنيد، ببينيد اين مفاهيم چقدر به هم مرتبط است! علم و كار براي يك ملت ، دو بال است . ملت بي علم و بي كار ، پيش نخواهد رفت.
بنده، بدين خاطر، بارها عرض كرده ام كه ملت ايران بايد از اعماق دل به دو سلسله ي پادشاهي پهلوي و قاجار ، لعنت بفرستد كه اين دو سلسله خبيث ، دو بال مملكت و پيكره ي عظيم اين ملت كهن ، باهوش و با استعداد را بريدند. نه علم و نه كار ، هيچ كدام را براي اين ملت فراهم نكردند. كاري كه بود ، كارهاي بي ارزش يا كم ارزش بود. علمي كه بود ، علم تقليدي و دست دوم بود. آن كاري را كه از دل مي جوشد و حقيقتاً پوشش و حليه ي حيات مي بخشد و كارهاي اساسي در مملكت صورت مي دهد، ترويج نكردند. هر چه توانستند قلع و قمع هم كردند و بساط علمي را كه از دل مي جوشد و در آن ابتكار هست ، برچيدند . آن خاندانها اين جرائم را دارند . نتيجه اين شد كه ملت ايران كه در مسابقه ي علم و پيشرفت تمدن و دانش و تجربه ، يا از ديگران جلوتر بود يا اقلا كسري نداشت ، سالها عقب ماند . حال ما بايد تلاش و كوشش كنيم كه بالاخره گليم خودمان را از آب بيرون بياوريم . انشاء الله به همت شما مردم ، اين كار را خواهيم كرد؛ كه نشانه هايش الان هم پيداست.
اول خانواده ي قاجار از ناصر الدين شاه به بعد ، بعدش هم خانواده پهلوي اين پدر و پسر حقيقتاً چوب حراج به موجودي اين ملت و كشور و سرمايه هاي معنوي اش زدند. "تلك امه قدخلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم " آنها رفتند و سر و كارشان با خداست. سزاي اعمالشان را هم مي بينند . حالا نوبت من و شماست. "و لكم ماكسبتم " البته از اول انقلاب تا امروز، حقاً و انصافاً ، در زمينه ي علم و كار ، خيلي تلاش شده است . اگر كسي اين را انكار كند، مثل اين است كه بگويد "الان به چه دليل روز است ؟ " اين قدر واضح است . اگر كسي به سطح كشور نگاه كند، افزايش دانش آموز، معلم ، استاد ، متخصص، دانشجو و كارگاههاي فراوان ، كار كشاورزي ، صنعتي ، كارهاي دقيق و برجسته ، ابتكارها و اختراعهاي زيادي مي بينداما شورشي نمي گذاشت! سيم خاردار ديگر چيست؟! چه وسيله اي ، دفاعي تر از سيم خاردار؟! از خودش هم نخريده بودند كه مثلاً بگويد " نمي فروشم. " بلكه از جاي ديگر خريده بودند.
شما ببينيد با جمهوري اسلامي چه كردند! گلوله ي آر.پي . جي . دم دستي كم اهميت را به ما نمي فروختند. اصلاً كسي باور مي كند؟! خوب ؛ اين جمهوري اسلامي ، همان كشوري است كه در آن وقت اين محدوديتها را داشت. مي دانيد نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه به فضل پرورگار و به حول و قوه ي الهي ، جوانان مؤمن اين مملكت ، به گوشه ي انبارها و كارگاهها رفتند؛ درها را روي خودشان بستند و مشغول كار شدند. اما امروز برخي از پيچيده ترين ابزارهاي جنگي را كه دشمن به عقلش هم خطور نخواهد كرد ، خودمان در داخل تهيه مي كنيم . البته ما را به ساختن بمب اتمي و شيميايي متهم مي كنند كه اينها دروغ است . خودشان هم مي دانند كه دروغ است . آنچه را كه واقعيت دارد.آنها نمي دانند و به عقلشان هم نمي رسد.
تركيب علم و كار ، تركيب زيبايي است . شايد بشدو اين را به عنوان يك حركت نمادين تلقي كرد؛ براي اين كه در جمهوري اسلامي ، ما راه خود را بهتر و بيشتر پيدا كنيم . يعني علم ، واقعيتر و با صحنه ي كار نزديكتر پيش برود و كار ، عالمانه تر و از تجارب و اندوخته هاي علمي ، بهره مندتر شود . انشاء الله همت خواهيد كرد و همچنان كه تا امروز ، شما دو قشر، تلاش و مجاهدت كرديد و زحمت كشيديد ، بعد از اين هم با حركت سريعتر و روانتر ، جامعه را نخواهيد ساخت ؛ چون اين كشور متعلق به شماست
ملازمةانجام كار و كسب ثواب الهي
چرا خداي متعال ياد دادن و كار كردن را براي بشر موجب ثواب قرار داده است ؟ العياذبالله، كارهاي خدا كه گزاف نيست ! اين ، بدين خاطر است كه آن كمالي كه خداي متعال مي خواهد بشر در دوران زندگي به آن نائل شود ، از جمله به علم و كار بستگي دارد..... وبس ، يك دستاورد، ثواب الهي است.
سهيم شدن در بناي آينده جامعه
يكي ديگر از دستاوردهاي كار و تعليم ، اين است كه شما در بناي آينده ي جامعه تان سهيم مي شويد . اين ، خيلي مهم است . تمام دعواي دنيا در امروز و ديروز ، بر سر يك كلمه است و آن اين كه ، قدرت هاي استكباري مي خواهند سرنوشت ملت ها را در دست گيرند. اين آمريكا كه مي بينيد اين قدر امروز در دنيا جنجال و هياهو و غوغا بر پا مي كند كه غالباً هم بي فايده و بي ثمر و پوچ است براي اين است كه براي خودش حق ابرقدرتي قائل است و مي خواهد اختيار و سرنوشت دنيا در دست او باشد. اگر آن ملتي كه طرف آمريكاست ، داراي عزم و اراده ي سياسي و زنده ، با نشاط ،اهل كار ، تلاش و جديت باشد ، آمريكا نمي تواند.
تأثيرات معنويت در انجام كار
... اگر ملت ايران - اعم از كارگر ايراني، جوان ايراني، توليد كننده ايراني و معلم ايراني، با همه ي تلاش و غيرت خود وارد عمل شود و اين كشور را به گونه اي بسازد كه به خاطر صادرات و وادرات و نيازهاي مصرفي ، محتاج فروش نفت خود،آن هم با اين قيمت پايين نباشد ، ببينيد چه خدمت بزرگي به امروز و آينده اين كشور خواهد بود!
اين كار چگونه امكانپذير خواهد شد؟ به اين گونه كه كارگر ايراني كار را يك عبادت واقعي بداند، نه عبادت تعارفي . واقعاً براي انجام كار خود " قصد قربت " كند.
رابطةكارمفيد وثواب كثير
... جامعه و مردم بيكار ، يا كم در آمد ، بدكار ، بي علم و بي سواد ، نمي توانند آنچنان كه بايد ، خودشان را به مراحل كمال بشري برسانند. زندگي دنيايشان هدر خواهد رفت. در علم كامل و شامل حق متعال عزوجل ، اين معنا روشن لست. لذا گفته است : " اگر كار كنيد ، ثواب مي بريد . "هر چه كار مفيدتر و بهتر باشد ، ثواب آن بيشتر است.
جهت دار بودن كار در اسلام
در اسلام ، به جهت كار خيلي توجه شده است . مثلاً در عبادات مي گويند : بايد قصد قربت كرد. قصد قربت ، يعني همان جهت گيري و اين كه انسان كار را براي خدا انجام دهد و در جهت رضاي الهي باشد. شايد ظاهر و شكل مادي كار ، خيلي هم فرق نكند. روح كار فرق مي كند.
وقتي چنين روحيه اي ، در همه چيز بر انسان مسلمان حاكم باشد ، آن وقت كار حرام از او سرنمي زند ، غذاي حرام نمي خورد ، غذاي با چپاول وزور وظلم به دست آمده را به لب نزديك نمي كند ، حركت دست او حركت ظالمانه نخواهد بود.
نقش تعيين كننده "روح " دركار
نفس وماده ي كار ، تعيين كننده نيست ، روح كار تعيين كننده است . صرف اين كه بازويي حركت مي كند وچرخي را مي چرخاند اين ارزش آفرين نيست . ارزش معنوي واخلاقي مهم است . بايد ديد اين چرخ براي چه مي گردد ، براي كه مي گردد ودر خدمت چه چيزي است
ملازمة كار و وظيفه
قشر كارگر كه يكي از قشرهاي مطرح امروز است ، از اين جهت منزلت عظيم اجتماعي والهي دارد كه به وظيفه ي كاركردن - كه يك وظيفه ي انساني از سوي پروردگار است - عمل كند . درست بايد به اين نكته توجه كرد كه نفس كار كردن ، يك وظيفه است . آن كس كه به اين وظيفه عمل مي كند وبه كار مي پردازد ، محترم وعزيز وپيش خدا مأجور است .
انتفاع واستغناء از بيگانگان درگروكار
حال بعد از آن كه دانستيم نفس كار يك وظيفه است وبيكاري ممنوع وخلاف وظيفه شمرده ميشود بايد توجه داشته باشيم كه امروز كارگر ايراني با كار خودش ، دو طريق ديگر براي جلب رضاي پروردگار دارد :
يكي اين است كه با اين كار او ،مردم ، هم ميهمان ، كشور ، ملت ومسلمان بهره مند مي شوند .
اين يك عنوان براي ثواب وقصد تقرب الي الله است .
عنوان ديگر اين است كه اين كاري كه شما مي كنيد ، كشور را از بيگانگان - كه بسياري از آن بيگانگان ، فقط بيگانه وغريبه نيستند ، بلكه دشمن هم هستند - بي نياز مي كند .
ضرورت ابتكار ومهارت دركارگاهها
... با توجه به اين استعداد بالا ما هم در زمينه ي مسائل كاري ، بايد كارگر ماهر داشته باشيم ؛ بايد ابتكار در مسأله ي كار داشته باشيم ؛ بايد محيطهاي كارگري ما مجموعه اي از نيروهاي فعال و توانا و كاردان باشد؛ نه كارگري كه نمي داند چه كار مي كند. مسئولان بايستي زمينه ي ابتكار و خلاقيت را فراهم كنند و روز به روز پيش ببرند. البته كارهاي زيادي هم شده است - نه اين كه بخواهيم بگوييم نشده - ولي بايد بيشتر بكنند و در اين جهت سريعتر پيش بروند.
ضرورت بازنگري دررشته هاي تحصيلي براي گسترش مهارت و تنوع شغلي
درمحيط آموزش و پروش بايد كاري بشود كه حتي يك استعداد ، از ميان اين ميليون ها نوجوان وجوان ايراني هدر نرود. يعني تا اين حدي كه تعليمات متوسطه ي ماست - اين دوازده سالي كه آن ممكن است بعضي به دانشگاه بروند، بعضي به رشته هاي فني بروند؛ عيبي هم ندارد و همه اش هم خوب است ؛ اما در اين مدت بايد همه ي استعدادها شكوفا شود. بايد كاري بكنند كه اين كار انجام گيرد. و الّا روال عادي را حفظ كردن ، يا پرداختن به كمّيتها ، كاراساسي اين دو بخش نيست. در زمينه ي كار ، مثلاً اشتغالها را تعدّد و تنوّع ببخشند و پيشرفت بدهند. اين ، توقع ما از مسئولان اين دو بخش است . آنچه كه ما در اين زمينه ها سفارش مي كنيم . فقط مربوط به اين دو بخش هم نيست ؛ مربوط به كل كشور است و فايده ي آن به كل كشور بر مي گردد.
استواري بناي مدنيت بر استفاده مكمل از منابع طبيعي و انساني
جلسه ي امروز شما كه تركيبي از قشر معلم و كارگر است ، هر سال براي من يك مجلس مغتنم به حساب
مي آيد . تركيب هم تركيب متناسبي است ؛ ممكن است در نگاه اول به چشم نيايد، اما اين دو عنصر كاملاً با هم ارتباط دارند. بناي مدنيت و زندگي انسان بر استفاده از منابع طبيعي و انساني است. اگر منابع طبيعي باشد، اما منابع انساني نباشد و يا رشد نيافته باشد، مثل اين است كه چيزي در دست نيست. به كشورهاي عقب افتاده ي آسيا و آفريقا در دوران تسلط استعمار نگاه كنيد! اينها منابع طبيعي داشتند؛ اما فرصت تربيت منابع انساني پيدا نكرده بودند. از آن طرف مرزهايشان ، از راه هاي دور ، آدمها زرنگ، حيله گر و بي انصاف سر اينها ريختند و منابع طبيعي شان را غارت كردند و آنها را به كار زندگي خودشان زدند و قدرت خود را روز به روز افزايش دادند. اگر منابع انساني باشد ، اما منابع طبيعي نباشد، با زهم يك جاي كار لنگ است. كشوري كه توليد ندارد، خودش سازند و پرورنده نيست ؛ دسترنج خود را مصرف نمي كند و هميشه متكي به ديگران ، تابع ديگران و در نتيجه مطيع ديگران خواهد بود . اين هم بلاي ديگري است كه مستبدان و حاميان بين المللي شان بر سر كشورهاي استبداد زدة دوره ي قبل و امروز در برخي از نقاط عالم آورده اند. چشم به دروازه ها بدوزند تا از آن طرف مرزها براي آنها همه چيز بياورند؛ افتخار هم بكنند كه پول مي دهند و خارجي ها براي آنها كار مي كنند و اجناسشان را براي آنها مي فرستند! اين افتخار كردن را من از يكي از متنفذان رژيم طاغوت شنيدم. منطق را ببينيد؛ چقدر كودكانه و ابلهانه است! همين مي شود كه يك كشور براي نان و گوشت و اوّليات زندگي و لباس و مصارف زندگي بايد به توليد كننده ي خارجي چشم بدوزد؛ چون خود در صدد تربيت نيروي انساني ماهر برنيامده است؛ به تن خود زحمت نداده است و كارگر و معلم را قدر ندانسته است.
رابطة منابع انساني و سرمايه هاي اجتماعي
بنابراين منابع طبيعي و منابع انساني دو سرمايه ي اصلي انسان هستند. كارگر منابع طبيعي را مورد بهره وري قرار مي دهد و قابل استفاده مي كند؛ معلم هم منابع انساني را استخراج مي كند، رشد مي دهد و مورد بهره برداري جامعه قرار مي دهد. اين دو ، ركن اساسي جامعه اند. مهم هم اين است كه هم قشر معلم و كارگر ، هم بخصوص مسئولان دولتي و هم آحاد مردم اين ارزش والا را بشناسند و به آن به چشم تكريم نگاه كنند و بفهمند كارگر توليد كننده يعني چه ؛ بفهمند كسي كه آهن پاره را تبديل به يك كالاي زيبا و مورد استفاده مي كند، چه ارزشي دارد. معلم را بشناسند و بدانند كسي كه كودك ساده ي هيچ ندان را به يك انسان آگاه و يك چشمه ي جوشان ابتكار، استعداد نقشه و طرح در همه ي مسائل زندگي تبديل مي كند و اين ماده ي خام را به اين جا رسانده است ، اجر و قربش كجاست؛ اين را همه بفهمند.
انشاء الله اين جامعه بر اثر تلاش مسئولان به آن جايي برسد كه حق اوست ؛ آن جايي كه خدا براي او معين كرده است ؛ يعني انشاء الله اوج رستگاري ؛ هم دنيايي ومادي و هم معنوي والهي .
اميدواريم خداوند ما را به وظايفمان آشنا كند؛ در راه انجام آن وظايف ما را كمك كند؛ دست ما را بگيرد و از انحراف و كجروي باز بدارد.
ضرورت پيوند رونق اقتصادي وعدالت اجتماعي
... عدالت اجتماعي ، اساس است . اگر رونق اقتصادي در كشور باشد، اما عدل اجتماعي نباشد، اين رونق اقتصادي به درد فقرا و مستضعفان نخواهد خورد و محروميت را برطرف نخواهد كرد؛ همچنان كه امروز در بسياري از كشورها شما ملاحظه مي كنيد كه توليد بالاست ، كارخانه هاي بزرگ مشغول كارند، ثروت توليد مي شود، اما محروميت در آن كشورها هست؛ از جمله ، همين كشورهاي پيشرفته ي اروپايي و غربي .
آنچه كه از اين كشورها در تلويزيونها و از پشت دوربينها به من و شما نشان مي دهند، جاهاي خوبش است . محلات فقيرنشين و زندگي هاي تلخ و گرسنگيها باغهاي بزرگ و امثال اينها را نشان مي دهند! اگر پيشرفت صنعتي و رونق اقتصادي باشد، اما عدالت اجتماعي نباشد، مي شود همين وضعيت و وضعيت بعضي از كشورهايي كه از آنها هم بدترند. ما كه اين را نمي خواهيم .
ما درجامعه فقط رونق اقتصادي را نمي خواهيم . ما رونق اقتصادي همراه با عدالت اجتماعي را مي خواهيم. البته نمي گوييم عدالت اجتماعي باشد ، اما رونق اقتصادي نباشد؛ چون در آن جايي كه هيچ رونق اقتصادي نيست، عدالت اجتماعي عامل چندان مهمي نيست و در عين حال جامعه به رفاه و به برخورداري لازم نخواهد رسيد.
حرمت هزينه كردن درامورغير ضروري ملّت
هزينه كردن اعتبارات وپولهاي كشور در جاهاي غير لازم وتشريفاتي وزيادي ، حرام است . امروز پرداختن به كارهايي كه به جنبه هاي عملي زندگي مردم ارتباطي ندارد ، يك كارمسرفانه است . اين كه بعضاً فضاي كشور را آن قدرسياسي كنند كه مسائل اصلي كشور تحت الشعاع قرار گيرد . يك غفلت بزرگ است .
منابع :
برگرفته از مجموعه بيانات مقام معظم رهبري از سال 1368 تا سال 1385
بيانات مقام معظم رهبري در سال 1387 در ديدار با كارگران وكارآفرينان
نظر شما
|
نام:
|
استعفای بیش از ۲۰۰ عضو حزب بعث سوریه در اعتراض به سرکوب مخالفان
تظاهرات ضد حکومتی در شهر بانیاس
۱۳۹۰/۰۲/۰۸
با بالا گرفتن ناآرامیها در سوریه، روز چهارشنبه بیش از ۲۰۰ عضو حزب حاکم بعث در اعتراض به سرکوب شدید مخالفان، از این حزب استعفا کردند و شمار اعضای مستعفی این حزب را به ۲۳۳ رساندند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، روز چهارشنبه ۲۰۳ عضو حزب بعث در منطقه حوران سوریه، از عضویت در این حزب کنارهگرفتند و با انتشار بیانیهای، ضمن محکوم کردن خشونتهای صورت گرفته از سوی نیروهای امنیت سوریه علیه مخالفان، اعلام کردند: «نیروهای امنیتی به تخریب ارزشهایی پرداختهاند که خود با آنها بزرگ شدهاند.»
شهر درعا، از جمله شهرهایی که اعتراضهای مخالفانش به شدت از سوی نیروهای نظامی سوریه سرکوب شدهاست، در منطقه حرمان قرار دارد.
در بیانیه منتشر شده از سوی اعضای مستعفی همچنین آمده است: «اقدامات نیروهای امنیتی (سوریه) علیه شهروندان غیرمسلح ما... بر خلاف تمامی ارزشهای انسانی و شعارهای حزب (بعث) است.»
پیش از این نیز ۳۰ عضو حزب بعث سوریه از شهر ناآرام بانیاس، واقع در جنوب غرب سوریه نیز استعفای خود را اعلام کرده بودند.
اعضای مستعفی حزب بعث در بانیاس نیز در بیانیه خود «هجوم به منازل و به آتش بستن کورکورانه مردم، خانهها، مساجد و کلیساها» را محکوم کرده بودند.
بیانیه شورای امنیت
اعتراض ۲۳۳ نماینده مستعفی حزب بعث به سرکوب شدید مخالفان در سوریه در حالی صورت گرفته است که تلاش ها در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای صدور بیانیه ای در محکومیت سوریه نتیجه ای در بر نداشت.
یک دیپلمات کشورهای عضو شورا ی امنیت که نخواست نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز گفته است که روسیه، چین و لبنان با انتشار این بیانیه مخالفت کردهاند و به همیندلیل «بیانیهای در این زمینه صادر نخواهد شد».
به نوشته خبرگزاری فرانسه، الکساندر پارکین، سفیر روسیه در شورای امنیت، گفتهاست که سرکوب معترضان از سوی دولت سوریه «تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی به شمار نمیرود» و «دخالت خارجی» میتواند به جنگ داخلی در سوریه دامن بزند.
اوایل هفته جاری، بریتانیا، فرانسه، آلمان و پرتغال، پیشنویس بیانیهای را در محکومیت سرکوب خشونتآمیز معترضان سوری از سوی دولت بشار اسد را تهیه کرده و تحویل ۱۱ عضو دیگر شورای امنیت دادند.
سوزان رایس، سفیر ایالات متحده آمریکا در شورای امنیت نیز شامگاه سهشنبه سرکوب معترضان در سوریه را که به گفته گروههای حقوق بشری به کشته شدن «صدها» نفر انجامیده است، «نفرتانگیز و اسفناک» خواند و از صدور این بیانیه از سوی شورای امنیت حمایت کرد.
خانم رايس همچنین اعلام کرد که مدارکی از دخالت فعالانه ايران در سرکوب های معترضان در سوريه وجود دارد؛ ادعایی که تهران آن را رد کرده است.
گروههای حقوق بشری، شمار کشتهشدگان از آغاز ناآرمیها تا کنون را بیش از ۴۵۰ تن گزارش کردهاند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، روز چهارشنبه ۲۰۳ عضو حزب بعث در منطقه حوران سوریه، از عضویت در این حزب کنارهگرفتند و با انتشار بیانیهای، ضمن محکوم کردن خشونتهای صورت گرفته از سوی نیروهای امنیت سوریه علیه مخالفان، اعلام کردند: «نیروهای امنیتی به تخریب ارزشهایی پرداختهاند که خود با آنها بزرگ شدهاند.»
شهر درعا، از جمله شهرهایی که اعتراضهای مخالفانش به شدت از سوی نیروهای نظامی سوریه سرکوب شدهاست، در منطقه حرمان قرار دارد.
در بیانیه منتشر شده از سوی اعضای مستعفی همچنین آمده است: «اقدامات نیروهای امنیتی (سوریه) علیه شهروندان غیرمسلح ما... بر خلاف تمامی ارزشهای انسانی و شعارهای حزب (بعث) است.»
پیش از این نیز ۳۰ عضو حزب بعث سوریه از شهر ناآرام بانیاس، واقع در جنوب غرب سوریه نیز استعفای خود را اعلام کرده بودند.
اعضای مستعفی حزب بعث در بانیاس نیز در بیانیه خود «هجوم به منازل و به آتش بستن کورکورانه مردم، خانهها، مساجد و کلیساها» را محکوم کرده بودند.
بیانیه شورای امنیت
اعتراض ۲۳۳ نماینده مستعفی حزب بعث به سرکوب شدید مخالفان در سوریه در حالی صورت گرفته است که تلاش ها در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای صدور بیانیه ای در محکومیت سوریه نتیجه ای در بر نداشت.
یک دیپلمات کشورهای عضو شورا ی امنیت که نخواست نامش فاش شود به خبرگزاری رویترز گفته است که روسیه، چین و لبنان با انتشار این بیانیه مخالفت کردهاند و به همیندلیل «بیانیهای در این زمینه صادر نخواهد شد».
به نوشته خبرگزاری فرانسه، الکساندر پارکین، سفیر روسیه در شورای امنیت، گفتهاست که سرکوب معترضان از سوی دولت سوریه «تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی به شمار نمیرود» و «دخالت خارجی» میتواند به جنگ داخلی در سوریه دامن بزند.
اوایل هفته جاری، بریتانیا، فرانسه، آلمان و پرتغال، پیشنویس بیانیهای را در محکومیت سرکوب خشونتآمیز معترضان سوری از سوی دولت بشار اسد را تهیه کرده و تحویل ۱۱ عضو دیگر شورای امنیت دادند.
سوزان رایس، سفیر ایالات متحده آمریکا در شورای امنیت نیز شامگاه سهشنبه سرکوب معترضان در سوریه را که به گفته گروههای حقوق بشری به کشته شدن «صدها» نفر انجامیده است، «نفرتانگیز و اسفناک» خواند و از صدور این بیانیه از سوی شورای امنیت حمایت کرد.
خانم رايس همچنین اعلام کرد که مدارکی از دخالت فعالانه ايران در سرکوب های معترضان در سوريه وجود دارد؛ ادعایی که تهران آن را رد کرده است.
گروههای حقوق بشری، شمار کشتهشدگان از آغاز ناآرمیها تا کنون را بیش از ۴۵۰ تن گزارش کردهاند.