راسخون

اخبار ایران و جهان

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

 

کد خبر: ۱۶۱۳۸۱
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۲:۵۶
تعداد بازدید: ۶۵۵۶
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
ریکاردونه افزود که هم ترکیه و هم آمریکا خواهان وادار ساختن ایران به تعهدات بین‌المللی‌اش هستند و هر دو کشور می‌خواهند این کار از طریق دیپلماسی انجام شود و هر چند که دیپلماسی تنها راه وادار ساختن ایران به عمل به تعهدات بین‌المللی‌اش نیست، اما بهترین راه است.
سفیر آمریکا در ترکیه گفت که ایالات متحده آمریکا و ترکیه درباره حساس‌ترین موضوع در روابط بین دو کشور، یعنی «ایران» اهداف استراتژیک مشترکی دارند.

به گزارش عصر ایران «فرانسیس. جی. ریکاردونه» سفیر آمریکا در ترکیه در مصاحبه‌ای با خبرگزاری آناتولی ترکیه با اشاره به این موضوع گفت که ترکیه و آمریکا اهداف مشترکی در منطقه دارند.

با این حال این دیپلمات آمریکایی افزود که طبیعی است که دو کشور در برخی موارد دیدگاه‌های متفاوتی درباره برخی موضوعات داشته باشند. وی در این باره گفت: «این (اختلاف نظر) طبیعی است چون ترکیه در این منطقه است و ما از این منطقه دور هستیم».

وی در تشریح بیشتر نزدیکی موضع آمریکا و ترکیه در قبال برنامه هسته‌ای ایران گفت: هر دو کشور خواهان دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیستند و هر دو کشور توافق دارند که ایران حق دستیابی به تکنولوژی صلح‌آمیز هسته‌ای در چارچوب تعهدات بین‌المللی‌اش را دارد.

ریکاردونه افزود که هم ترکیه و هم آمریکا خواهان وادار ساختن ایران به تعهدات بین‌المللی‌اش هستند و هر دو کشور می‌خواهند این کار از طریق دیپلماسی انجام شود و هر چند که دیپلماسی تنها راه وادار ساختن ایران به عمل به تعهدات بین‌المللی‌اش نیست، اما بهترین راه است.
 
اظهارات ریکاردونه در پی سفر یک هیات تجاری و بازرگانی آمریکا به ترکیه انجام می‌شود.

دولت ترکیه پیش از این اعلام کرده است، با وجود تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه ایران، این کشور از شرکت‌های ترک برای انجام معامله با ایران حمایت می‌کند.
ترکیه از حق ایران برای دستیابی به تکنولوژی هسته‌ای حمایت می‌کند و تحریم‌ها را ابزار موثری برای ترغیب ایران به گفتگو و حل و فصل مساله هسته‌ای این کشور نمی‌داند.

بسیاری از شرکت‌های ترکیه‌ای پس از خروج برخی شرکت‌های غربی از بازار ایران تلاش دارند تا جای خالی این شرکت‌ها را پر کنند.آمریکا از نزدیکی روابط تجاری و اقتصادی ترکیه و ایران ابراز نگرانی کرده است.
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

 

کد خبر: ۱۶۱۳۷۷
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۸
تعداد بازدید: ۷۷۴۲
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
وی اضافه کرد: وقتی دو هنرپیشه فیلم به همدیگر فحش می دهند و حرف های رکیک به هم می زنند و این برنامه در سطح عموم هم پخش می شود باید توجه داشت که این مساله بد آموزی به دنبال دارد.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی از برخی از برنامه های صدا و سیما که سبب بد آموزی در جامعه می شود انتقاد کرد و گفت: صدا و سیما و روزنامه ها باید تمام برنامه های خود را از این گونه مطالب پیرایش کنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، صبح امروز در آغاز درس خارج فقه خود که با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد با اشاره به حدیث اخلاقی از امام صادق در خصوص آداب معاشرت، تاکید کرد: یکی از مهم ترین آموزه های مورد تاکید دین مبین اسلام کنترل خشم و غضب است.

وی با بیان اینکه امام صادق (ع) می فرمایند کسی که خود را به هنگام غضب کنترل نکند از ما نیست تصریح کرد: غضب از جمله غرایزی است که خداوند در وجود انسان آفریده است و اگر به جا از آن استفاده شود حافظ انسان نیز هست اما اگر بیجا مصرف شود و جنبه افراط به خود گیرد سبب خسارت های زیاد می شود که اغلب قتل ها و جنایات و جرایم را می توان ناشی از همین مساله دانست.

این مرجع تقلید برخورد خوب با مردم و ادای حق همسایگی را از دیگر تاکیدات دین مبین اسلام دانست و گفت: متاسفانه در شهرهای بزرگ ما که کم کم رنگ شهرهای غربی را به خود می گیرد از رعایت حسن همجواری خبری نیست و این مساله بسیار کمرنگ شده است.

استاد درس خارج حوزه علمیه قم افزود: ما اگر می خواهیم چیزی را از غربی ها بگیریم باید علم و صنعت و نقاط مثبت شان را بگیریم و نباید از نقاط منفی آنها الگو برداری کنیم.

وی بیان داشت: اسلام مجموعه ای از عواطف، اخلاق، عقاید و برنامه های عملی است اما متاسفانه دنیای مادی اینها را از بین می برد و این آموزه های مورد تاکید در میان ما در حال کمرنگ شدن است.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی اضافه کرد: متاسفانه زبان ها و قلم ها دارد خشن می شود، حالت پرخاشگری از افراد پیدا می شود که این مساله خلاف دستورات دین مبین اسلام است.

این مرجع تقلید با اشاره به نقش و تاثیر رسانه ها به ویژه رسانه ملی در جامعه از مشاهده برخی برنامه ها که برای مردم به ویژه نسل جوان بد آموزی دارد انتقاد کرد و گفت: متاسفانه الان در سطح جراید و گاهی در صدا و سیما برخوردها خوب نیست در حالی که جراید باید کلاس درس و صدا و سیما باید دانشگاه باشد.

وی اضافه کرد: وقتی دو هنرپیشه فیلم به همدیگر فحش می دهند و حرف های رکیک به هم می زنند و این برنامه در سطح عموم هم پخش می شود باید توجه داشت که این مساله بد آموزی به دنبال دارد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی تاکید کرد: صدا و سیما و روزنامه ها باید خیلی مراقب باشند و تمام برنامه های خود را از حرف های زشت و رکیک که سبب بدآموزی جوانان می شود پیرایش دهند.

این مرجع تقلید همچنین گفت: برادران اهل علم باید اسوه و سرمشق در این برنامه ها باشند، به اعصاب خود مسلط بوده و با حسن خلق و رفتار مناسب قلوب را جذب کنند.
 
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تازه‌ترین گزارش منتشره از سوی نشریه‌ اقتصادی فوربس نشان می‌دهد که هر ده شرکت ثروتمند جهان در زمینه صنعت بانکداری و خدمات سرمایه‌گذاری فعالیت می‌کنند.
ایسنا نوشت: تازه‌ترین گزارش منتشره از سوی نشریه اقتصادی فوربس نشان می‌دهد که هر ده شرکت ثروتمند جهان در زمینه صنعت بانکداری و خدمات سرمایه‌گذاری فعالیت می‌کنند.

بنابراین، شرکت «فانی ما» آمریکا با سه هزار و 222 میلیارد دلار دارایی ثروتمندترین شرکت جهان در سال 2010 میلادی لقب گرفت.

شرکت فرانسوی BNP پاریباس با دو هزار و 681 میلیارد دلار در رده دوم قرار گرفت و شرکت دوچ بانک آلمان نیز با دو هزار و 557 میلیارد دلار دارایی رده سوم را به خود اختصاص داد.

رده‌های چهارم تا دهم این فهرست نیز به شرکت های HSBC هولدینگز (بریتانیا)، بارکلیز (بریتانیا)، رویال بانک اسکاتلند (بریتانیا)، بانک آمریکا (آمریکا)، فردی‌مک (آمریکا)، میتسوبیشی UFJ فایننشیال (ژاپن) و کردیت آگریکول (فرانسه) اختصاص یافت.

در رده‌بندی منتشره از سوی فوربس یازده شرکت بیش از دو هزار میلیارد دلار دارایی دارند.

همه این یازده شرکت در حوزه خدمات سرمایه‌گذاری و بانکداری فعالیت می‌کنند.

همچنین بسیاری دیگر از شرکت های ثروتمند جهان نیز که رتبه‌های بالای رده‌بندی فوربس را از آن خود کرده‌اند، در حوزه خدمات سرمایه‌گذاری و بانکداری فعال هستند.

فوربس، به تازگی نام دو هزار شرکت بزرگ جهان در سال 2010 میلادی را منتشر کرد.
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
یك بار از همین مساله كه به بچه‌ها سفارش ساكت بودن، می‌كردند استفاده كردم و گفتم آقا شما كه این قدر دیر به منزل می‌آیید، من اعصابم ناراحت می‌شود.
یك بار از همین مساله كه به بچه ها سفارش ساكت بودن می كردند استفاده كردم و گفتم آقا شما كه این قدر دیر به منزل می‌آیید، من اعصابم ناراحت می شود و صدای ماشین،‌ در خانه می پیچد و بیدارم می‌كند و دیگر خوابم نمی برد. بنابراین هر كجا كه تا ساعت 2 و 3 شب هستید، همان جا بمانید چون صبح هم حتما می‌خواهید زود بروید، پس دیگر آمدن و این همه سر و صدا برای چیست؟ ایشان گفتند: پس من كی بیایم كه شما راضی باشید؟ گفتم: اگر تا ساعت 12 آمدید كه آمدید، اگر نیامدید همان جا بمانید. ایشان دوباره پرسیدند: یعنی شما راضی می شوید ساعت 12 بیایم؟ گفتم: بله. 12 هم خوب است.

شب بعد درست سر ساعت 12 آمدند و من خیلی خوشحال شدم. پیش خودم فكر كردم چه خوب كه حرفم را گوش دادند. اگر می دانستم ساعت زودتری را می گفتم. اما شب بعد به جبهه رفتند و دیگر هیچ وقت، هیچ ساعتی برنگشتند.

به گزارش برنا، شهید شاه آبادی برخلاف بسیاری از روحانیون خیلی زود ازدواج نكردند. درگیری های سیاسی ایشان باعث شد وقتی كه حتی خیلی جوان بودند، زندان را نیز تجربه كنند و همین سبب شد تا سن 27 سالگی ازدواج نكنند و بیش از هر چیز بخوانند و مبارزه كنند.

ایشان برای ازدواج، دختری را برگزیدند كه خون انقلابیگری را از اجدادش به ارث برده بود. دختری از نوادگان میرزای شیرازی، فرزند حجت الاسلام سیدعبدالمطلب شیرازی. «صفیه» که در جمع خانوادگی، او را عزت السادات صدا می‌کردند، متولد نجف است، اما پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و آموزش علوم قرآنی، همراه خانواده اش به ایران مهاجرت كرد. خودش می‌گوید: «پدرم نسبت به ازدواج من وسواس خاصی داشتند، ولی به محض این كه صحبت از خانوادۀ مرحوم آیت الله العظمی شاه آبادی شد و با شناختی كه از اخلاقیات و روحیات این خانواده داشتند، بدون كمترین وسواس و تردیدی راضی به ازدواج ما شدند». صفیه نخستین كلمات همسر آینده را این طور به خاطر می‌آ‌ورد: «من خاطرم می آید كه اولین حرفشان به من این بود كه می‌خواهم شما درس بخوانید و كوشا باشید در درس خواندن».

دختری كه از همان ابتدا نشان داد همراه خوبی برای مردش خواهد بود: «ایشان به هنگام ازدواج، به من گفتند كه من مادری دارم غمدیده، ستم‌كشیده و رنج دیده و با این كه فرزندان بزرگتر از من هم دارد و آنها هم روحانی هستند، ولی مایل است كه با من زندگی كند و من هم مایلم كه در خدمت او باشم. لذا مایلم كه شما هم همین طور باشید و البته من هم با كمال میل و رغبت پذیرفتم» و به این شكل، زندگی مشترك «صفیه و مهدی» در قم آغاز شد.

با خانم صفیه آیت‌الله زاده شیرازی، در محیطی صمیمی به گفت‌وگو نشستیم. كسی كه زندگی پر فراز و نشیبش با شهید شاه‌آبادی، 27 سال ادامه پیدا كرد (تا ششم اردیبهشت 1363)؛ 14 سال در قم و 13 سال در تهران.

آشنایی شما با شهید شاه‌آبادی چگونه بود؟ اولین مرتبه چه زمانی ایشان را دیدید؟

سالی كه از نجف آمدیم. تا سه چهار سال هركسی به بنده پیشنهاد ازدواج می‌داد پدرم موافقت نمی‌كردند، تا زمانی كه آقای شاه‌آبادی برای خواستگاری به منزل ما تشریف آورند، پدر بنده جواب مثبت دادند و برای خودم بسیار جای سؤال بود كه چه‌طور پدرم با آن همه سخت‌گیری، به این زودی موافقت كردند، اما زمانی كه برای اولین بار ایشان را دیدم، دلیل پدرم را متوجه شدم، چرا كه خلوص ایشان واقعا مرا جذب كرد.

بعد هم عقد كردید؟

پس از مراسم خواستگاری و مراحلی كه برای همه پیش می‌آید،‌ با گذشت یك ماه از خواستگاری با ایشان عقد كردم. در ابتدای زندگی وضع اقتصادی و مالی خوبی نداشتند به طوری كه حتی خرید هم نكردیم و به همین دلیل حتی مهریه را هم سبك انتخاب كردیم. به گفته خود ایشان، مهریه هفت ‌هزار تومان تعیین شد و بحثی هم نشد. مراسم عقد بدون تشریفات برگزار شد و دو سه هفته بعد هم در منزل اجاره‌ای در قم ساكن شدیم. با این‌كه از لحاظ امكانات مالی در سطح پایینی بودیم اما به خاطر لطف و صفای ایشان این مسایل به چشم نمی‌آمد. با این حال ایشان اصلا سهم امام را مصرف نمی‌كردند و خرج زندگی‌مان از اجاره‌ای كه بابت منزل مادری‌شان دریافت می‌كردند می‌گذشت. زندگی ما با این‌كه در سطح پایینی بود اما باصفا و محبت بود و انگار كه در باغ زندگی می‌كردیم.

از خصوصیات اخلاقی ایشان در منزل و با بچه ها بفرمایید.

ایشان همیشه با نشاط بودند. خصوصیت دیگر ایشان این بود که به اسراف نكردن بسیار مقید و از تشریفات گریزان بودند. دلیل ایشان برای اسراف نکردن، صرفا مسایل مالی نبود، بلکه اصولا از اسراف و هدر دادن امکانات و تجمل گرائی گریزان بودند. برای ما هم این‌گونه جا می‌انداختند كه وظیفه ما این است كه با كم‌ترین امكانات باید زندگی كرد تا مبادا آن‌ها که تمکن ندارند، ببینند و غبطه بخورند و همین حسرت خوردن آنها برای عاقبت ما بد باشد
 
به همین جهت ایشان حاضر نبودند كوچك‌ترین امكانات اضافه‌ای در منزل ما باشد. خانه ما پر رفت ‌و آمد بود و هر بار كه ایشان از زندان آزاد می‌شدند مریدان ایشان از همه شهرها به دیدن ایشان می‌آمدند و درِ منزل هم به روی همه به گرمی باز بود، حتی برخی مواقع ساعت 12 شب برای ما مهمان می‌آمد، با وجود این همه مهمان، نه تنها هیچ‌گاه برای من ناراحتی ایجاد نمی‌كردند بلكه خودشان كمك هم می‌كردند. به بچه‌ها هم از نظر تربیت و هم از لحاظ تفریح و ورزش رسیدگی ‌می‌كردند. به صراحت می‌توان بگویم بهتر از بنده بچه‌ها را از نظر روحی تأمین می‌كردند.
 
رشد همه جانبه را به بچه‌ها یاد می‌دادند و به آنها می‌گفتند سعی کنید در کنار درس، در امور منزل و دیگر فعالیت‌های جانبی نیز مشارکت داشته باشید و آگاهی خود را افزایش دهید. رفتارشان با بچه‌ها بسیار دوستانه بود و تذکراتشان همواره با دلیل و برهان همراه بود. از قدرت تشخیص بالایی برخوردار بودند و همین امر سبب شده بود که دوستان و اقوام برای مشورت در امور مختلف به ایشان مراجعه می‌کردند و ایشان نیز با کمال میل و صادقانه آن‌چه به نظرشان می‌رسید را به طرف مقابل می‌گفتند و دلسوزانه به راهنمایی می‌پرداختند. همین ویژگی ایشان باعث شده بود که دوستان و اقوام، پس از شهادتشان به من می‌گفتند تنها بچه‌های شما یتیم نشدند، بلکه همه ما یتیم شدیم و کسی را نداریم که ما را راهنمایی کند.

گویا خیلی به صرفه جویی اهمیت می دادند؟

بله، مقتصد بودند. اعتقاد داشتند از هر چیز باید به بهترین وجه استفاده شود و از اسراف به شدت پرهیز شود. در مصرف غذا، کاغذ، آب و.... به شدت هم خودشان صرفه‌جو بودند و هم دیگران را به صرفه جویی و پرهیز از اسراف توصیه می‌کردند. معتقد بودند گردش و تفریح باید باشد و ما را هم خیلی به مسافرت می‌بردند اما در همین زمینه نیز اعتدال را رعایت می‌کردند. اگر از غذای قبل چیزی باقی مانده بود، هرگز حاضر نبودند غذای جدیدی بخورند.

سر سفره و به ویژه در مهمانی‌ها خودشان برای همه غذا می‌کشیدند و از همه پذیرایی می‌کردند. ایشان به گونه‌ای پس از خوردن غذا ظرف غذایشان را با نان تمیز می کردند که گاهی شک می‌كردیم که آن ظرف شسته شده است یا نه! به رعایت نظافت فوق‌العاده اهمیت می‌دادند. بیشتر با عمل و نوع رفتارشان امر به معروف و نهی از منکر می‌کردند و اتفاقا این شیوه ایشان تاثیر گذاری فراوانی داشت. تحرک ایشان به گونه‌ای بود که جوان‌ها متحیر می‌شدند! وقتی می‌دیدند بچه‌ها بی‌حوصله هستند، سه چهار تا بالانس می‌زدند و همه را شارژ می‌کردند. با این که این اواخر ضعیف شده بودند و کم غذا، اما همچنان تحرک و پویایی خود را حفظ کرده بودند.

ایشان خیلی ارتباط مستقیم و چهره به چهره با مردم داشتند. شما می‌دانید علت چه بود؟

بله همینطور است. با وجود مشغله فراوان چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، هیچگاه ایشان مسجد را رها نکردند و معتقد بودند ارتباط مستقیم و چهره به چهره با مردم را تحت هر شرایطی باید حفظ کرد. در مسجد پای صحبت و درد دل مردم می‌نشستند و اگر احساس می‌کردند می‌توانند از مشکلی گره گشایی کنند، از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کردند. حتی اگر صحبت طولانی می‌شد و وقت‌شان اقتضا نمی‌کرد، آدرس منزل را به افراد می‌دادند و می‌گفتند برای ادامه صحبت و طرح مسایل و مشکلات به منزل بیایند.نهایت اهمیت را برای رفع مشکلات و دغدغه‌های مردم قائل بودند. یادم نمی‌رود یک روز ایشان آمدند و گفتند: «سقف منزل یک پیرزن دچار مشکل شده اما متاسفانه من الان امکان حل مشکل او را ندارم. شما هدیه‌ای برای او بخرید که او بداند من به فکر او هستم».


از دوران دستگیری و زندانی شدن ایشان و سختی‌هایی که قطعاً کم هم نبوده است بفرمایید.

در آن زمان علاوه بر خودم، باید جور بی‌تابی بچه‌ها و همچنین مادر همسرم را نیز می‌کشیدم. گریه‌ها و دلتنگی‌های بچه‌ها مرا خیلی کلافه کرده بود. وقتی هم که بچه‌ها را برای دیدن پدرشان به زندان می‌بردم تا قدری آرام شوند، تازه آن‌جا اذیت و آزار مأموران زندان شروع می شد. حتی به بچه‌ها اجازه آب خوردن نمی‌دادند.

خیلی از مواقع تا مدت‌ها پس از دستگیری ایشان، ما نمی‌دانستیم که ایشان کجا هستند و وقتی سراغشان را می‌گرفتیم می‌گفتند: «بروید از خمینی‌تان بپرسید که شاه‌آبادی کجاست؟!».

ایشان پس از آزادی، چیزی از خاطرات زندان تعریف می‌کردند؟

بله، اما خاطرات تلخ و ناراحت کننده را نمی‌گفتند. بیشتر به گفتن فعالیت‌های خود و دیگر زندانیان اکتفا می‌کردند و برای این‌که ما ناراحت نشویم، چیزی از شکنجه‌ها نمی‌گفتند. البته در جای دیگری گفته بودند و من از آن‌ها شنیدم که چه‌طور ایشان را شلاق می‌زدند به گونه‌ای که یک بار اصابت شلاق به صورتشان باعث شده بود از ناحیه فک آسیب ببینند و حتی نتوانند غذا بخورند.

درباره سخت‌كوشی و فعالیت زیاد شهید شاه آبادی بسیار سخن گفته شده، در منزل هم همین‌طور بود؟ یعنی در خانه هم این ویژگی ، بارز بود یا آرامتر بودند؟

بله، همین طور بود. شاید عجیب باشد، ولی ایشان در شبانه روز دو - سه ساعت بیشتر نمی خوابیدند و در منزل همیشه تلفن می‌بایست وصل باشد تا هر وقت كارشان داشتند، اطلاع پیدا كنند. مثلا می خواستیم با هم غذا بخوریم، اما تلفن اجازه نمی‌داد، یك بند زنگ می‌زد. یك بار شیطنتی كردم كه كمی راحت باشند، اما خیلی زود متوجه شدند. یكی از پشتیها را جلوی پریز تلفن گذاشتم كه دیده نشود و به بچه ها گفتم بروید كنار آقا جان بنشینید و آرام، طوری كه متوجه نشوند دوشاخه تلفن را بكشید تا آقاجان دو لقمه غذا بخورند. اما تا بچه ها این كار را كردند و به محض این كه تلفن قطع شد، ایشان متعجب شدند كه چرا تلفن دیگر زنگ نمی زند. اول فكر كردند خراب شده، اما بعد خیلی زود متوجه شدند قضیه از چه قرار است!

به شما چیزی نگفتند؟ اعتراضی نكردند كه چرا تلفن را قطع كردهاید، آن هم پنهانی؟

نه. از آنجایی كه ایشان خیلی برای من احترام قائل بودند و همیشه به بچه ها سفارش می‌كردند مواظب مادر باشید و سر و صدا نكنید، من هم سوء استفاده می‌كردم! البته خودشان هم می‌دانستند كه من می خواستم كاری كنم ایشان فعالیت‌شان را كمتر كنند و كمی استراحت كنند.

مثلا یك بار از همین مساله كه به بچه ها سفارش ساكت بودن می كردند استفاده كردم و گفتم آقا شما كه این قدر دیر به منزل می‌آیید، من اعصابم ناراحت می شود و صدای ماشین،‌ در خانه می پیچد و بیدارم می‌كند و دیگر خوابم نمی برد. بنابراین هر كجا كه تا ساعت 2 و 3 شب هستید، همان جا بمانید چون صبح هم حتما می‌خواهید زود بروید، پس دیگر آمدن و این همه سر و صدا برای چیست؟ ایشان گفتند: پس من كی بیایم كه شما راضی باشید؟ گفتم: اگر تا ساعت 12 آمدید كه آمدید، اگر نیامدید همان جا بمانید. ایشان دوباره پرسیدند: یعنی شما راضی می شوید ساعت 12 بیایم؟ گفتم: بله. 12 هم خوب است.

شب بعد درست سر ساعت 12 آمدند و من خیلی خوشحال شدم. پیش خودم فكر كردم چه خوب كه حرفم را گوش دادند. اگر می دانستم ساعت زودتری را می گفتم. اما شب بعد به جبهه رفتند و دیگر هیچ وقت، هیچ ساعتی برنگشتند.

آخرین ساعاتی را كه قصد سفر داشتند، به خاطر دارید؟ حرف‌هایی كه بین شما رد و بدل شد و حالت ایشان و احیاناً سفارش و...

اتفاقا آن روز را خوب به خاطر دارم. زیرا پیش از رفتن كاملا بی مقدمه و ناگهانی گفتند: «یقین دارم این دفعه می‌خواهم شهید شوم». قرار بود سر ساعت مشخصی در فرودگاه باشند، اما زنگ زدند كه پرواز جلو افتاده است و همین باعث شد كارها كمی به هم بخورد و شتابزده شوند. پاسدارشان هم كه از جلو افتادن ساعت پرواز ایشان بی‌خبر بود نیامده بود و من دور و برشان راه می‌رفتم تا كمك كنم وسایل لازم را جمع كنند كه یك دفعه گفتند: «یقین دارم این دفعه می‌خواهم شهید شوم. شما احترام خاصی به من می‌گذاری و یك طور خاصی مواظب من هستی». گفتم: «نه این طور نیست، از كجا معلوم كه این طور شود؟ شهادت خیلی خوب است و خدا قسمت ما هم بكند. ما خودمان هم می‌خواهیم شهید شویم».

دیگر چیزی نگفتند و بدون این‌كه منتظر پاسدارشان بمانند، رفتند ماشین را روشن كردند. من هم قرآن را برداشتم و رفتم به حیاط. ایشان از ماشین پیاده شدند و قرآن را بوسیدند و آماده شدند كه بروند. اما من با حالت خاصی گفتم: «شما گاهی وقت‌ها ما را به جاهایی می بردید، اما حالا خودتان به تنهایی می روید، خوب ما را هم ببرید». گفتند: «شما اگر این مسافرت‌ها را دوست داری، از این به بعد هر جا خواستم بروم، برنامه ریزی می‌كنم شما هم باشی». گفتم: «بله، خیلی دوست دارم».

برنامه‌ سفر 48 ساعته بود، اما وقتی پایشان به جبهه رسید، زنگ زدند كه در جبهه كمبود روحانی است و من خیلی دوست دارم چند روزی بیشتر اینجا باشم. اگر می توانید كار من را طوری تنظیم كنید كه من بتوانم چند روز بیشتر بمانم.

منظورشان از كار، كلاس فقه ایشان در الغدیر بود كه من هم جزو شاگردان ایشان بودم. این در واقع آخرین گفت‌وگوی ما بود. گفتم: عیب ندارد، ولی این كلاس برای خودمان است و خیلی دوست داشتم كه خودتان را برای روز شنبه به كلاس الغدیر برسانید. گفتند: اگر بشود می آیم، ولی خیلی دوست دارم بیشتر در جبهه باشم و فكر می كنم به این زودی نمی توانم بیایم.

خبر شهادت را چه زمانی شنیدید؟

شب شهادت ایشان كه شب جمعه بود، من خوابشان را دیدم و چون می‌خواستم به قم بروم، بلند شدم و سحری خوردم تا فردا روزه بگیرم، چون روز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) بود. بچه ها همه به كوه رفته بودند و نبودند. من عین جریانی كه اتفاق افتاده بود را در خواب دیدم كه ایشان زمان رفتن دیرشان شده بود و من به ایشان رسیدگی می‌كردم و بعد رفتند و بعد هم خبر شهادت را آوردند.

در خواب خیلی بی تابی می‌كردم، اما برعكس در بیداری این حالت را نداشتم. من قبل از شهادت ایشان مصیبت‌های زیادی دیده بودم و خدا صبورم كرده بود. پدرم 4 ماه پیش از آن، مرحوم شده بود. برادرها و بچه‌ام – مجید - سال قبلش فوت كرده بودند و خلاصه خیلی ناراحت بودم و حاج آقا خیلی رعایتم می‌كردند و خوب، طبیعی است كه علاقه من به ایشان هم بیشتر می‌شد، طوری كه از خدا می‌خواستم كمكم كند. قلب آدم گنجایش دو عشق را ندارد و محبت ایشان تمام قلب مرا گرفته بود. می‌گفتم دیگر جایی برای محبت خدا نمانده است و خیلی ناراحت بودم كه چرا این قدر علاقه‌ام به ایشان زیاد شده است.

فردای شبی كه این خواب را دیدم، وقتی تلفن زنگ زد، اصلا نمی‌توانستم بلند شوم و گوشی را بردارم. همین طور خزیدم تا نزدیك تلفن. مهندس چمران پشت خط بودند. البته آن موقع، مستقیم خبر شهادت را ندادند و سراغ بچه ها را گرفتند، اما همین كه خودشان پشت خط تلفن نبودند، فهمیدم كه مساله‌ای پیش آمده است. نمی توانستم شهادت ایشان را قبول كنم و می‌گفتم لابد مجروح شده‌اند.

هر چه اصرار كردم مهندس چمران چیزی نگفتند. می‌گفتند: ایشان برای خط رفته اند و طوری نشده، اما من احساس كردم اتفاقی افتاده است. با این حال به آن شكل بیتابی نكردم و تنها از خدا خواستم به من و بچه‌هایم كه كوچك بودند، كمك كند تا بتوانم وظیفه‌ام را درست انجام دهم. الحمدلله خدا هم كمك كرد و بچه هایم حتی یك بار هم مرا گریان ندیدند. در واقع نگذاشتم گریه مرا ببینند.

منبع: برنا
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
براساس اسناد سري زندان گوانتانامو که از سوي رسانه‌هاي انگليس منتشر شد، عادل هادي الجزايري بن حميلي که به اتهام آدم ربايي، ترور و همکاري با گروه‌هاي تروريستي بازداشت شده، با آژانس اطلاعات خارجي انگليس (ام آي 6) و سازمان جاسوسي کانادا همکاري داشته است.
يک عامل القاعده که متهم به بمب گذاري سال 2002 در دو کليسا و يک هتل در پاکستان است، براي سازمان ام آي 6 انگليس کار مي‌کرده است.

به گزارش پرس تی وی براساس اسناد سري زندان گوانتانامو که از سوي رسانه‌هاي انگليس منتشر شد، عادل هادي الجزايري بن حميلي که به اتهام آدم ربايي، ترور و همکاري با گروه‌هاي تروريستي بازداشت شده، با آژانس اطلاعات خارجي انگليس (ام آي 6) و سازمان جاسوسي کانادا همکاري داشته است.

بن حميلي در ژوئن 2003 ميلادي پس از بازداشت به زندان بگرام در شمال کابل پايتخت افغانستان منتقل شد و از سوي ماموران سازمان سيا مورد بازجويي قرار گرفت.

رسانه‌هاي انگليس گزارش دادند، پس از بازجويي، ماموران سازمان سيا متوجه شدند که بن حميلي اطلاعات مهمي از سرويس جاسوسي کانادا و سرويس اطلاعات سري انگليس در اختيار دارد و تهديدي براي نيروهاي امريکايي و غربي مستقر در افغانستان و پاکستان به شمار مي‌آيد.

اين اسناد سري همچنين حاکي از آن است که 35 تروريست از سوي گروه‌هاي تندرو در انگليس جذب شده‌اند.

اين اسناد شامل مدارک زيادي از اوضاع بازداشت شدگان زندان گوانتانامو است که انتشار آن، دولت امريکا را با انتقادهاي شديد مواجه کرده است.




عادل هادي الجزايري بن حميلي عامل القاعده که در زندان گوانتانامو به سر مي برد.
نظر شما
 
نام:
 
ایمیل:
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
 مردمسالاری نوشت:

بنیاد نشر آثار شهید بهشتی با انتشار بیانیه­ ای اعلام کرد: به دنبال تماسها و پرسشهای مکرر علاقمندان به آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی در خصوص شرکت بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی در بیست وچهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، به اطلاع می رساند امسال نیز علی رغم اقدامات مکرر این بنیاد برای حضور در نمایشگاه، همچون سال گذشته از صدور مجوز شرکت این بنیاد جلوگیری به عمل آمد.

لازم به ذکر است که بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله دکتر بهشتی برای عرضه آثار این شهید بزرگوار از طریق اعطای نمایندگی به انتشارات دیگر اقدام کرد که این درخواست نیز با مخالفت روبرو شده است. به همین منظور، علاقمندان به آثار و اندیشه های شهید بهشتی می توانند برای تهیه این آثار به نمایندگی های فروش این بنیاد مراجعه فرمایند.
نظر شما
 
نام:
 
ایمیل:
 
* نظر:
 
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
لطف الله سبوحی اضافه کرد: اپراتور سوم می‌تواند با توجه به شرایط رقابت در بازار تا سقف این مبالغ نسبت به واگذاری سیمکارت و دریافت وجه اقدام کند. وی درباره ارائه خدمات نسل دوم از سوی اپراتور سوم موبایل اظهار داشت: در حال حاضر خدمات نسل دوم از سوی سایر اپراتورها ارائه می‌شود که اپراتور سوم نیز می‌تواند حداکثر 20 درصد بالاتر از تعرفه‌های پایه را بابت ارائه این خدمات دریافت کند.
معاون سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی گفت: براساس موافقتنامه پروانه فعالیت اپراتور سوم تلفن همراه این اپراتور مشابه سایر اپراتورها می‌تواند برای واگذاری سیمکارتهای دائمی حداکثر مبلغ 120 هزار تومان و سیمکارتهای اعتباری حداکثر 20 هزار تومان دریافت کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، لطف الله سبوحی اضافه کرد: اپراتور سوم می‌تواند با توجه به شرایط رقابت در بازار تا سقف این مبالغ نسبت به واگذاری سیمکارت و دریافت وجه اقدام کند.
وی درباره ارائه خدمات نسل دوم از سوی اپراتور سوم موبایل اظهار داشت: در حال حاضر خدمات نسل دوم از سوی سایر اپراتورها ارائه می‌شود که اپراتور سوم نیز می‌تواند حداکثر 20 درصد بالاتر از تعرفه‌های پایه را بابت ارائه این خدمات دریافت کند.
 
سبوحی درباره میزان تعرفه‌های پایه گفت: این تعرفه‌ها همان تعرفه خدماتی است که از سوی اپراتور اول ارائه می‌شود و در سیمکارتهای پیش پرداختی نیز می‌تواند 50 درصد بیش‌تر از سیمکارت‌های دائمی باشد.
 
معاون بررسی‌های فنی و صدور پروانه رگولاتوری با اشاره به اینکه ارائه خدمات نسل سوم تلفن همراه در انحصار اپراتور سوم است، گفت: تعرفه این خدمات باید از سوی اپراتور سوم به رگولاتوری پیشنهاد شود تا پس از بررسی‌های کارشناسی و تصویب در کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات ابلاغ شود.
 
وی درباره زمان تعیین این تعرفه نیز عنوان کرد: بنابراعلام اپراتور سوم، تعرفه‌ها بر اساس طرح تجاری آنها تهیه شده و آماده ارائه به رگولاتوری است که به محض وصول آن در سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی اقدامات لازم انجام خواهد شد تا اپراتور سوم بتواند بر اساس تعهدات پروانه خود، سرویس‌هایش را از اول خردادماه سال 1390 راه‌اندازی کند.
 
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
امروز بانک مرکزی در اقدامی شتابزده بعد از 14 ماه عدم انتشار گزیده امارهای اقتصادی در زمینه بودجه،بازار سرمایه،سیستم بانکی و تراز پرداخت ها را منتشر کرد. آخرین امارهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی مربوط به بهمن ماه سال 88 بود و طی سال 89 انتشار این امارها از سوی بانک مرکزی موقف شده بود.
توقف انتشار گزیده های آماری کشور که از بهمن سال 88 آغاز شده بود در پی اعتراض نمایندگان مجلس به بانک مرکزی شکسته شد.

به گزارش خبرآنلاین امروز بانک مرکزی در اقدامی شتابزده بعد از 14 ماه عدم انتشار گزیده امارهای اقتصادی در زمینه بودجه،بازار سرمایه،سیستم بانکی و تراز پرداخت ها را منتشر کرد. آخرین امارهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی مربوط به بهمن ماه سال 88 بود و طی سال 89 انتشار این امارها از سوی بانک مرکزی موقف شده بود.

به نظر می رسد بعد از انتشار نامه سر گشاده احمد توکلی در صحن علنی مجلس بانک مرکزی حاضر به انتشار این اطلاعات شده است. البته این امارها شامل نرخ رشد اقتصادی نیست ولی به نظر می رسد این انتشار ناگهانی می تواند آغاز اصلاح روند غلطی باشد که طی چند سال اخیر از سوی دستگاههای متولی جمع آوری و تنظیم آمارهای اقتصادی در پیش گرفته شده بود.

تراز تجاری ایران

بر اساس آمارهای منتشر شده در سال 88 تراز پرداخت های سال 88 میزان صادرات کشور شامل نفتی و غیر نفتی به رقمی معادل 78 میلیارد دلار رسیده است  ودر مقابل میزان واردات معادل 66.5 میلیارد دلار بوده است. وضعیت این تراز در پایان 9 ماهه سال 89 به این صورت بوده است که میزان صادرات نفتی و غیر نفتی به 64.5 میلیارد دلار و میزان واردات به رقمی معادل 49.3 میلیارد دلار رسیده است.

تراز عملیاتی دولت

در عملکرد تراز عملیاتی دولت در سال 88 کسری 12.3 هزار میلیاردتومانی درج شده است است که این کسری نسبت به سال 87 معادل 34 درصد کاهش پیدا کرده است. البته امارهای مربوط به  سال نه ماهه 89 نشان می دهد میزان کسری تراز عملیاتی دولت در این دوره به رقمی معادل 23.5 هزار میلیارد تومان رسیده است که در مقایسه با مدت مشابه در سال 88 معادل 160 درصد رشد پیدا کرده است و از کسری 22.8هزار میلیارد تومانی پیش بینی شده در قانون بودجه سال 89 معادل 700 میلیارد تومان پیشی گرفته است.

درآمدهای مالیاتی

در این گزارشات میزان عملکرد مالیاتی دولت در سال 88 نشان می دهد که میزان درامدهای مالیاتی دولت در پایان سال 88به رقمی معادل 30 هزار میلیارد تومان رسیده است که در مقایسه رقم 31.2 هزار میلیارد تومانی پیش بینی شده در بودجه سال 88 نشان از تحقق 96 درصدی درامدهای مالیاتی دارد. اما در نه ماهه نخست سال 89 وضعیت عملکرد مالیاتی دولت نشان می دهد که عملکرد مالیاتی کشور به رقمی معادل 18.8 هزار میلیارد تومان رسیده است که در مقایسه با عملکرد نه ماهه سال 88 نشان از کاهش 10 درصدی عملکرد مالیاتی دولت دارد.

 قابل ذکر است که پیش بینی درآمدهای مالیاتی دولت در بودجه سال 89 رقمی معادل 35.1 هزار میلیارد تومان بوده است که در عمل 53 درصد از این پیش بینی در پایان نه ماهه محقق شده است و این میزان تحقق در مقایسع با تحقق 67درصدی درامدهای مالیاتی دولت در نه ماهه اول سال 88 نشان از کاهش 14 درصدی عملکرد مالیاتی دولت در سال 89 دارد و به این ترتیب می توان انتظار داشت تحقق درآمدهای مالیاتی دولت در سال 89 نسبت به سال 88 رقم پایین تری باشد و دولت نتواند پیش بینی انجام شده در بودجه سال 89 را محقق کند.
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
عضو مجلس خبرگان رهبری درباره تقسیم بندی مولوی یا ارشادی شدن دستورات رهبری از سوی برخی نزدیکان رئیس جمهور، گفت:ما حتی اگر در رهبری میلی را تشخیص دهیم وایشان اصلا چیزی را به زبان نیاورند، مصلحت ما و کشور در این است که در سمت و سوی میل ایشان حرکت کنیم تا اینکه ایشان موضوعی را مکتوب کنند که در آن صورت، پرداختن به این تاویل ها پردازش زیبایی نیست و انسان را از مسیر ولایت مداری خارج می کند.
عضو مجلس خبرگان رهبری مولوی و ارشادی کردن فرمایشات رهبر معظم انقلاب را نقطه آغاز جدا شدن از ولایت دانست.

حجت الاسلام محمود علوی در گفت وگو با خبرآنلاین با بیان اینکه  تبعیت از حکم ولی فقیه به نفع هر کس از جمله رئیس جمهور است، ادامه داد: لزومی ندارد مقام معظم رهبری دستوری بدهند یا چیزی را بنویسند. ما باید حتی اگر رغبتی را در رهبری تشخیص دادیم چون می دانیم رهبر انقلاب به لحاظ تشخیص مصالح ملی کشور ازهمه ما جلوتر هستند، آن را بپذیریم.

وی تصریح کرد: اصولا اختیارات همه مقامات کشور، به لحاظ شرعی در چارچوب اختیارات مقام معظم رهبری تعریف می شود و چنانچه اراده ای مورد تائید ایشان نباشد، مشروعیت خودش را از دست می دهد.

علوی درباره اینکه دلیل حواشی رخ داده بعد از موضوع تغییر وزیر اطلاعات چیست،گفت: این موارد را باید از آقای رئیس جمهور سوال کنید که چه شده است که به این نحو عمل می کنند، اما انتظار ما ازایشان ولایت مداری است.ما پیوسته ایشان را به عنوان یک چهره ولایت مدار می شناختیم و از ایشان هم انتظار ولایت مداری داریم.هر چند برخی موارد با ولایت مدار بودن تناسب ندارد.

عضو مجلس خبرگان رهبری خاطر نشان کرد: ما دلمان نمی خواهد ایشان که دو سال دیگر سکان اجرایی کشور را بر عهده دارند، عملکردشان به گونه ای باشد که نخبگان  کشور به این نتیجه برسند که ایشان از خط ولایت مداری خارج شدند و حمایتی هم که توده مردم به اعتبار ولایت مداری از آقای احمدی نژاد داشتند از ایشان دریغ داشته و رئیس جمهور این پشتوانه عظیم را از دست بدهد.و طبعا مشکلاتی هم برای کشور به وجود خواهد آمد.

علوی با بیان اینکه مصلحت کشور در این است که رئیس جمهور در برابر رهبر انقلاب تبعیت محض داشته باشند و صلاحدید ایشان را بر صلاحدید خودشان مقدم بدارند، افزود: در صورتی که ایشان از رهبری انقلاب تمکین کنند، محبوبیت ایشان بیشتر خواهد شد.

عضو مجلس خبرگان رهبری درباره تقسیم بندی مولوی یا ارشادی شدن دستورات رهبری از سوی برخی نزدیکان رئیس جمهور، گفت:ما حتی اگر در رهبری میلی را تشخیص دهیم وایشان اصلا چیزی را به زبان نیاورند، مصلحت ما و کشور در این است که در سمت و سوی میل  ایشان حرکت کنیم تا اینکه ایشان موضوعی را مکتوب کنند که در آن صورت، پرداختن به این تاویل ها پردازش زیبایی نیست و انسان را از مسیر ولایت مداری خارج می کند.

وی اولین ضربه این اقدام را متوجه خود فرد دانست و تصریح کرد که ضمن اینکه کشورو مردم هم ضرر و زیان از این مساله می بینند. لذا  انتظار از افرادی که مسئولیتی  برعهده دارند این است که میل ایشان را بر صلاحدید خودشان  اولویت بدهند و این توجیه های مولوی و ارشادی  بودن را کنار بگذارند و ولایت پذیری خودشان را در مقام عمل به اثبات برسانند.

علوی گفت: ولایت پذیری زمانی  خودش  را نشان می دهد که انسان  دیدگاه مغایر خود با مقام ولایت را کنار بگذارد و نظر  ایشان را ملاک عمل قرار دهد.
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
علی سعیدلو رئیس سازمان تربیت‌بدنی و علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال هنوز باور نکرده‌اند که کارلوس کروش و دستیارانش اگر پول نگیرند عطای تیم‌ملی را به لقایش می‌بخشند و می‌روند.

به نوشته «خبرآنلاین» ظاهراً کفاشیان نمی‌خواهد این موضوع را جدی بگیرد و همچنان اصرار می‌کند: «این مشکل حل می‌شود.» کروش تهدید به جدایی کرده و شکایت اما حتی این تهدید علنی هم نتوانسته نوع تفکرات علی کفاشیان را تغییر دهد چون او همچنان با خنده کار را پیش می‌برد و می‌گوید:

«سازمان رمز و رموزی دارد و پولش را می‌دهد!» ولی این‌بار نباید مقابل حرف‌های علی کفاشیان لبخند زد. باید میمک صورت او را فراموش کرد و به چهره جدی کارلوس کروش نگاه کرد. این مربی روز گذشته و در راه اصفهان با عباس ترابیان اتمام حجت کرد و این پیام مهم خیلی زود به گوش علی کفاشیان نیز رسید.

با این‌همه رئیس فدراسیون فوتبال که همچنان چشم به جیب رئیس سازمان تربیت‌بدنی دارد البته این سازمان دیگر وجود خارجی ندارد - دوخته تا به قول خودش «همین یکی، دو روزه پول کروش» را بدهند.

اما کفاشیان زیاد قول این یکی، دو روزها را داده و فوتبال ایران در آستانه یک اتفاق گنگ و تلخ است. ماه‌ها مذاکره با کروش با آن سختی‌های عجیب و غریبش که عباس ترابیان و عوامل فدراسیون متحمل آن شدند، ظاهراً از نظر برخی ارزشی ندارد و اگر هم این مربی عطای کار را به لقایش ببخشد و برود، ایرادی ندارد.

 بی‌شک در چند روز آینده علی کفاشیان نیز نگرانی را در وجودش احساس می‌کند، وقتی کروش واقعاً ایران را ترک کرد. مرد پرتغالی تهدید نهایی خود را انجام داده و گفته تا پایان هفته منتظر می‌ماند. یکی از مقامات بلندپایه فدراسیون فوتبال با جدی خواندن این موضوع به خبرورزشی می‌گوید: «به خدا دیگر نمی‌دانیم باید چه‌کار کنیم. ظاهراً مسئولان سازمان هم نمی‌خواهند یک اقدام درست و حسابی کنند و دست ما را بگیرند.»

او معتقد است وقتی سازمان قول داده باید به این قولش عمل کند: «چند میلیارد برای برگزاری یک مسابقه معمولی هزینه می‌شود ولی برای چنین پروژه‌ای چند میلیون هم هزینه نمی‌کنند. به خدا دیگر نمی‌دانیم باید چه‌کار کنیم. هر روز یک قولی می‌دهیم و فردا دوباره قولی دیگر. اگر یک روز گذاشت و رفت دیگر شوکه نشوید. اصلاً می‌دانید اگر او برود برای ما چه تبعات منفی زیادی دارد؟ به خدا دیگر مربی خارجی نمی‌آید و باید کلی هم ضرر بدهیم.»

این مقام بلندپایه فدراسیون فوتبال حرف‌های خود را با این جمله تمام می‌کند: «فقط می‌خواهم به مسئولان بگویم حواسشان باشد، بعدها پشیمان نشوند.‍»

یحیی‌زاده: بله، کروش تهدید کرده!

اما مشکل از کجا آب می‌خورد؟ مجلس با تصویب وزارت ورزش دست سعیدلو از بودجه ورزش را قطع کرد اما دولت نزدیک 3 ماه وقت داشت سرپرست وزارتخانه را معرفی کند تا این فرد به رتق و فتق امور ورزش ایران بپردازد تا در صورت حضور وزیر، این‌قدر کارها و برنامه‌ها انباشته نشوند. اما کوتاهی، ورزش را عملاً روی زمین گذاشت تا امروز مشکل عدیده‌ای به نام «تهدید کروش» به جدایی وجود داشته باشد. البته حجت‌الاسلام یحیی‌زاده نماینده تفت و میبد و رئیس سابق کمیته تربیت‌بدنی مجلس کمی موضوع را باز می‌کند و توضیحات جالبی می‌دهد.

*شایعه جدی است، می‌گویند کروش تهدید به استعفا داده.

این که شایعه نیست، اتفاقاً یک موضوع بسیار جدی است. من اطلاع موثق دارم که او تهدید به جدایی کرده، در صورتی که قسط اولش پرداخت نشود. این یک واقعیت است که ما هم آن‌را اعلام می‌کنیم.

*سازمان که نمی‌تواند این پول را بدهد می‌دانید که؟

خب طبیعتاً باید هر چه زودتر پول کروش را بدهند. به نظر ما حتماً نباید این پول را سازمان بدهد. طبق قانون فدراسیون فوتبال یک ‌NGO است و تنها از سازمان تربیت‌بدنی پول نمی‌گیرد. خود آنها می‌توانند این مشکل را حل کنند.


*آقای یحیی‌زاده اگر پول داشتند که تا الان می‌دادند.

فدراسیون مدیریت توانمندی دارد و می‌تواند این پول را بدهد. باید از پسش بربیاید.

*اما اگر برنیاد کروش می‌رود، آیا مجلس می‌تواند در این زمینه کمکی کند؟

اتفاقاً ما دوست داریم کمک کنیم. همه نمایندگان می‌خواهند مشکل حل شود. منتها وقتی خودشان به ما مراجعه نمی‌کنند، گناه مجلس چیست؟ اگر بیایند حتماً این مشکل را حل می‌کنیم، اما نمی‌آیند. ظاهراً آقایان متوجه نیستند دارد چه اتفاقی می‌افتد. ما هم که نمی‌توانیم به آنها القا کنیم مشکل دارند.