صداي صلوات پي در پي مي‌آمد، از لحظه قدم گذاشتن عروس و داماد به در حياط پر گل دفتر برايم تازگي داشت اين بلاانقطاعي صلوات‌ها. فكر كردم شايد عقيده‌شان اين است و شگون‌دار مي‌دانند با سلام و صلوات وارد شدن عروس و داماد را. پس بيشتر دقت كردم... صداي پيرزني را شنيدم. در كمال تعجب چيزي ديدم كه هنوز فكرش را مي‌كنم خنده بر لبانم مي‌نشيند. اين پيرزن اين گونه صلوات مي‌داد: (اللهم صلي علي محمد و آل محمد صلوات»! يعني اين خانم واژه صلوات را جزو خود صلوات مي‌دانست و بلند هم اين صلوات را ادا مي‌كرد ومردم هم بعد از آن و براساس واژه صلوات كه پيرزن فرياد مي‌زد، باز هم صلوات مي‌دادند. پيرزن هم باز همان چرخه را تكرار مي‌كرد و اصلاً هم متوجه اشتباه خود نبود. مردم هم همه شاكي اما در رودربايستي هي صلوات مي‌دادند و اين همان راز پيوستگي صلوات جماعت همراه عروس و داماد بود!
تجربه يك عاقد: در ميان همراهان زوجين تقريباً هميشه يك صلوات فرست هست كه غالباً با يك جمله تكراري به دفعات طلب صلوات مي‌كند.
منبع: جوانان امروز- ش2085