سينما در سيما
پيرمرد و ‌دريا‌ به ‌روايت ‌تصوير
جام جم آنلاين: در طول تاريخ سينما، فيلم‌ها و سريال‌هاي بسياري براساس يك رمان ‌يا داستان كوتاه ساخته شده‌اند. بسياري از رمان‌ها، بيشتر شهرت‌شان را بعد از ساخته‌ شدن و نمايش فيلم كسب كرده‌اند.
براي مثال فيلم «فارست گامپ» به كارگرداني زمكيس، آنقدر توجه عموم و منتقدان را به خود جلب كرد كه باعث شهرت كتابي شد كه فيلم از آن اقتباس شده بود. اما عده‌اي از فيلمسازان ترجيح مي‌دهند كه يك رمان معروف از يك نويسنده بزرگ را دستمايه كارشان قرار دهند.

براي مثال كتاب‌هاي معروفي مثل بينوايان، بر باد رفته، دزيره و... بارها براي ساخت فيلم‌هاي سينمايي به صورت فيلمنامه در‌آمده‌اند.

اما آنهايي كه كتابخوان باشند بهتر ميدانند كه وقتي يك كتاب به فيلم تبديل ميشود، چه نكات و ظرايفي از آن ناديده گرفته ميشود. درواقع اين تفاوت اساسي فيلم و كتاب است كه فيلم گفته‌هايش را با زبان تصوير بيان ميكند، ولي كتاب ميتواند در مورد خصوصيترين افكار شخصيت‌هايش با كلمات و گفتار برايمان توضيح دهد.

در نتيجه در كتاب معمولا شخصيتپردازيها دقيقتر و شرح افكار و ذهنيات آنها مبسوطتر است. اما فيلم راهي براي نشان دادن درونيات شخصيت‌ها ندارد. تنها مي‌توان از طريق رويدادهايي كه براي شخصيت پيش ميآيد و واكنشهاي او به شناخت نسبي از او رسيد.

به همين خاطر بسياري از زواياي شخصيت كه در كتاب توصيف شدهاند، در فيلم ديده نميشود. خيلي وقتها به خاطر اين كه انگيزه شخصيت از يك عكسالعمل را نميدانيم، ممكن است در مورد او قضاوت و شناختي متفاوت از آنچه در كتاب كسب كردهايم به دست بياوريم و تمام اينها منجر ميشود به اين كه در نهايت فيلم به كتاب پايبند نباشد.

اما در فيلم «پيرمرد و دريا» ساخته جود تايلور كه چند روز پيش از شبكه تهران پخش شد، نكته جالبي خودنمايي ميكند. اصراري كه كارگردان در توصيف شخصيتها به نزديكترين شكل به كتاب دارد، قابل تحسين است. انگار كارگردان به خوبي اين الزام را احساس ميكند كه به تمامي جزئيات در كتاب مقيد باشد.

تا حدي كه بسياري از افكار دروني پيرمرد را به صورت مونولوگهايي از زبان خودش مي‌شنويم. هرچند اين مقدار از پايبندي گاهي منجر به اين شود كه جذابيتهاي فيلم قرباني شوند.

نكته ديگر بازيهاي اين فيلم است. سالهاست كه در فيلمهاي هاليوودي نميبينيم كه از بزرگ‌ترين بازيگر يك فيلم (مثلا آنتوني كوئين در همين فيلم) گرفته تا بازيگر غيرمشهور يك نقش كمرنگ و حاشيهاي، يك بازي اغراق شده، دور از واقعيت و دمدستي داشته باشند. انگار اين وسواس در مورد تمام بازيگران وجود دارد كه چنان با نقششان عجين شوند كه خودشان را فراموش كنند و كنار بگذارند.

مثلا يك تاكسيران، پيشخدمت، فروشنده يك مغازه كه نقشي در روند داستان ندارند و بار داستان را بر دوش ندارند، بازهم با ظرافت و دقت، شبيه به نمونههاي بيرونيشان هستند.

اين اتفاقي است كه در كشور ما به ندرت به اين شكل پيش ميآيد. اما در «پيرمرد و دريا» كه يك فيلم تلويزيوني است و افتخارات چنداني هم كسب نكرده، ميبينيم كه بازي تمام بازيگران حسابشده و حرفهاي است و اگر هم اينطور نباشد، مسلما آنقدر طبيعي هست كه آسيبي به پيكره فيلم وارد نكند.

نمي

شود در مورد اين فيلم حرف زد و يادي از دوبله فوقالعاده آن نكرد.

واقعا يكي از امتيازاتي كه تلويزيون ما از آن برخوردار است، دوبلورهاي باتجربه و متعهد و مقيد هستند. هيچ قيد‌ و بند و قانوني وجود ندارد كه دوبلورها بخواهند اين

قدر به ظرايف كار بپردازند، مثلا طوري كه كمتر ببينيم كه ديالوگها با حركات لب بازيگران سينك نيستند.اما تفكر دوبلورهاي ما آنقدر پخته و حرفهاي هست كه وقتي صداي آنها روي يك فيلم خارجي قرار ميگيرد، براي آن ارائهاي محسوب ميشود كه آن را زيباتر هم ميكند.