جدیدترین اخبار امروز
خبرگزاري فارس: رئيس بنياد بينالمللي غدير آبدان گفت: ولايت فقيه بزرگترين نعمت الهي براي مردم ايران است.
به گزارش خبرگزاري فارس از عسلويه، حجتالاسلام محمد حميدينژاد در مراسم معارفه مسئول دفتر نمايندگي بنياد بينالمللي غدير آبدان در بخش مركزي شهرستان دير اظهار داشت: امسال با تدابير و رهنمودهاي مقام معظم رهبري به نام جهاد اقتصادي نامگذاري شده و همه ما وظيفه داريم در هر پست و مقامي كه قرار داريم در راستاي تحقق منويات معظمله حركت كنيم و بايد در مسير رشد و پيشرفت اقتصادي كشور گام برداريم.
وي در ادامه به ضرورت شكرانه نظام جمهوري اسلامي اشاره كرد و افزود: حضور جمعي از مسئولان شهرستان در اين جمع نشانگر اين است كه در جمهوري اسلامي اين مسئولان هستند كه دنبال گرهگشايي از كار مردم هستند زيرا نظام جمهوري اسلامي يك نظام بينظير مردمي است كه بر پايه ولايتپذيري از اهلبيت(س) تشكيل شده است و بدون ترديد ولايت فقيه از بزرگترين نعمتهاي الهي براي مردم ايران است.
رئيس شوراي فرهنگ عمومي آبدان خاطرنشان كرد: در واقع جمهوري اسلامي تنها حكومت ولايي است كه بعد از حكومت اميرالمؤمنين(ع) تشكيل شده زيرا زراندوزان بعد از اميرالمؤمنين(ع) هيچگاه اجاز تشيكل حكومت به ائمه اطهار(ع) و جانشينان آنها ندادند تا اينكه عالمي فقيه و وارسته از فرزندان امام علي(ع) و با همكاري مردم ايران توانست حكومتي در دنيا برقرار كند كه در رأس آن ولي فقيه باشد و اينجاست كه ما بايد شكرگزار خداوند براي اين نعمت باشيم.
حميدينژاد در ادامه تصريح كرد: تنها حكومت خدا بر مردم اعتبار دارد و تمام حكومتهاي ديگر دنيا غاصبانه است و بر اساس آيات قرآن فقط خداوند حق حاكميت بر مردم دارد و اعتبار حكومت اسلامي هم به اين علت است كه خداوند ولايت خود بر مردم را به پيامبر (ص) و جانشينانش تفويض كرده است و در حال حاضر نيز ولي فقيه جانشين امام زمان(عج) است و بر اين اساس تمام حكومتهاي دنيا به جز حكومت اسلامي كه به عنوان جمهوري اسلامي ايران ميشناسيم، غاصبانه است.
وي با اشاره به دشمني صاحبان زور و تزوير با نظام اسلامي از صدر تاكنون گفت: امروز سكان نظام اسلامي در دنيا به دست رهبر عظيمالشان انقلاب حضرت آيتاللهالعظمي امام خامنهاي است و دنياي استكبار كه دانسته است اين كشتي از كجا آسيب ميبيند حتي با كمك بعضي از دوستان غافل داخل سعي داشتند به اين نظام ضربه بزنند كه به سلامت سپري شد.
حميدينژاد عنوان داشت: ما همه وظيفه داريم در استحكام پايههاي ولايت تلاش كنيم و در اين ميان بايد به بچههاي خود بفهمانيم كه امروز بهترين نعمت، زير سايه ولايت بودن است و اين نعمت شامل حال ما شده و بايد قدردان باشيم.
در اين جلسه كه با حضور جمع كثيري از مردم و مسئولان برگزار شد، قاسم بازيار به عنوان مسئول نمايندگي غدير آبدان در روستاي سرمستان در بخش مركزي معرفي شد.
انتهاي پيام/ج20/ح
خبرگزاري فارس: فردا همزمان با آغاز هفته كارگر، جامعه كارگري و كارفرمايي بههمراه مسئولان وزارت كار با آرمانهاي امام راحل تجديد پيمان ميكنند.
به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا»، روابط عمومي وزارت كار و امور اجتماعي اعلام كرد: همزمان با آغاز هفته كارگر، جامعه كارگري و كارفرمايي به همراه مسئولان و كاركنان وزارت كار و امور اجتماعي با آرمانهاي امام راحل«ره» تجديد ميثاق ميكنند.
براساس اين گزارش، عبدالرضا شيخ الاسلامي در اين مراسم سخنراني خواهند كرد.
به گزارش فارس، اين مراسم فردا دوشنبه مورخ 5 ارديبهشت سال جاري ساعت 10 صبح در مرقد مطهر حضرت امام«ره» برگزار خواهد شد.
انتهاي پيام/م*
خبرگزاري فارس: يوونتوس در ديدار اين هفته برابر كاتانيا به تساوي رسيد و سرمربي اين تيم داور را مورد انتقاد قرار داد.
به گزارش فارس و به نقل از سايت فوتبال ايتاليا، جي جي دلنري از نتيجه به دست آمده بسيار ناراحت است زيرا تيمش اميدهاي حضور در بازيهاي اروپايي سال آينده را از دست رفته ميبيند.
دلنري گفت: تصميم داور در مورد اعلام ضربه آزاد به سود كاتانيا اشتباه بود. همان ضربه به گل تبديل شد و موجب شد ما دو امتياز با ارزش را از دست بدهيم. فليپه ملو كه نميتواند دستش را قطع كند. اين اتفاق در جريان بازي بود و به نظر من هيچ عمدي در كار نبود.
دل نري ادامه داد: پائولو برگنزي به واقع تصميم اشتباهي گرفت كه به ضرر ما تمام شد. داور ميتوانست آن ضربه ملو را خطا اعلام نكند. سوت او بسيار سختگيرانه بود. البته از بازي خوب تيم حريف نيز نبايد غافل بود. آنها بازي خوبي ارائه كردند و پاداش جنگيدن تا ثانيههاي پاياني خود را گرفتند.
سرمربي بيانكو نري در پايان گفت: در اين فصل براي كوچكترين اشتباههايمان بالاترين هزينه را پرداختهايم. بايد تمركزمان را افزايش دهيم. شما نميتوانيد در سري A بازي كنيد و هيچگاه نگران اشتباهاتتان نباشيد. همواره بازيكناني هستند كه از اشتباه شما نهايت استفاده را ميبرند و شما را به بدترين شكل ممكن تنبيه ميكنند.
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: مدير روابط عمومي باشگاه استقلال گفت: مجموعه استقلال به بازي جوانمردانه و شرافتمندانه تيم صباي قم ايمان دارد.
به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از سايت باشگاه استقلال محمد سررشتهداري مدير روابط عمومي باشگاه استقلال اظهار داشت: خوشبختانه در بازي اخير مقابل صنعت نفت، هم خوب بازي كرديم و هم نتيجه خوبي كسب كرديم. با شكست ذوبآهن و صعود به رده دوم و نزديك شدن به سپاهان خيلي اميدوار هستيم تا در هفتههاي آتي با قدرت بيشتر در كورس قهرماني حضور داشته باشيم.
وي ادامه داد: صنعت نفت در برابر ما فوتبال بازي كرد و هشت گلي كه به ثمر رسيد و موقعيتهايي كه ايجاد شد نشاندهنده فوتبال زيبا و هجومي بود كه هر دو تيم به نمايش گذاشتند.
سررشتهداري افزود: در هر صورت با توجه به اينكه تنها سه امتياز با صدر جدول فاصله داريم به كسب عنوان قهرماني اميدواريم.روز دوشنبه بازي مهمي در اصفهان انجام ميشود. روي كاغذ شايد تيم صبا چندان به امتياز اين بازي احتياج نداشته باشد، اما مجموعه استقلال به بازي جوانمردانه و شرافتمندانه تيم صباي قم ايمان دارد. صبا ميتواند در مشخص كردن قهرمان ليگ دهم نقش مهمي را ايفا كند و با توجه به اينكه اين مسابقه پخش زنده ميشود يقيناً بازيكنان باتعصب اين تيم نمايش خوبي را ارائه خواهند كرد.
مدير روابط عمومي باشگاه استقلال خاطرنشان كرد: در نهايت اميدوار هستيم بازيهاي هفتههاي انتهاي ليگ در كمال صحت و جوانمردي انجام شود و آخر تيمي كه شايسته است به عنوان قهرماني ليگ برتر دست يابد.
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: واردات بيرويه و صادرات وابسته به نفت، اكنون مهمترين چالش اقتصاد كشور ماست. در واقع دو مشكل فوق، برخلاف تفاوت ظاهري، به منزله دو روي يك سكهاند و هردو با هم، نشانههايي از نبود سلامت در اقتصاد كشور را يادآوري ميكنند.
واردات بيرويه و صادرات وابسته به نفت، اكنون مهمترين چالش اقتصاد كشور ماست. در واقع دو مشكل فوق، برخلاف تفاوت ظاهري، به منزله دو روي يك سكهاند و هردو با هم، نشانههايي از نبود سلامت در اقتصاد كشور را يادآوري ميكنند. چرا چنين است و چه عواملي باعث ميشود كه برخلاف تلاش مسئولان نتوانيم به راحتي از اين چرخه معيوب رهايي يابيم؟ در اين نوشتار سعي ميكنيم پاسخ سؤال را با مروري كوتاه بر تاريخچه صادرات نفتي در اقتصاد كشورمان بررسي كنيم.
مروري بر رفتار اقتصادي دولتها، قبل و بعد از انقلاب اسلامي نشان ميدهد كه نفت، اين ثروت و سرمايه خدادادي، بيش از آنچه كه نعمتي در جهت رفاه و پيشرفت كشور به حساب آيد، به صورت عذاب و آفتي براي انحراف اقتصاد از مسير اصلي، بروز كرده است. اين در حالي است كه نفت- نه يك درآمد- بلكه يك ثروت «بين نسلي» است، بايد خرج سرمايهگذاري ماندگار و بلندمدت شود، نه مخارج روزمره و مصرفي.
بررسي مديريت اقتصادي كشور در حدود نيم قرن اخير نشان ميدهد كه اوج ايفاي نقش درآمدهاي نفتي در بودجه كشور، در دهه 50 و در زماني بود كه با تشكيل OPEC (تشكل كشورهاي صادركننده نفت)، قيمت نفت افزايش قابل ملاحظهاي يافت. گرچه در درون و در پس اين سياست افزايش قيمت، رونق بازار سلاح و محصولات كشورهاي غربي از طريق افزايش توان اقتصادي كشورهاي نفتخيز تعقيب ميشد، اما بازتاب داخلي اين سياست، «دوپينگ اقتصادي» و تزريق دلار به اقتصاد كشور، به حدي خارج از تحمل آن رسيد كه معني آن به زبان تخصصي اقتصاد، «بيماري هلندي» است. اولين شواهد ورود بيماري هلندي به اقتصاد ايران به سال 1353 شمسي برميگردد. در اين سال تحت تأثير چهار برابر شدن قيمت نفت، بودجه عمومي كشور به دو برابر افزايش يافت. دولت پهلوي در آن زمان با طرح شعار آموزش رايگان و كاهش قيمت كالاهاي اساسي، انتظارات عمومي را افزايش داده بود اما به دليل رشد واردات و كاهش سطح توليدات داخلي، همزمان با كاهش 14 درصدي درآمدهاي نفتي در فاصله سالهاي 1355 تا 1357، دورهاي از ركود اقتصادي آغاز شد و به دليل افزايش نقدينگي، نرخ تورم سالانه كشور تا سال 1357 بطور متوسط به 35 درصد رسيد. اين در حالي بود كه دولت در آن زمان خود را متعهد به صرف هزينههاي هنگفت عمومي كرده بود و كاهش درآمدهاي نفتي به دليل كاهش قيمت نفت، سبب كاهش توانايي عملي دولت در پاسخ به درخواستهاي عمومي شد.
اين امر موجب تورم افسارگسيختهاي شد كه اثرات خود را تا اواخر دهه50 و حتي پس از انقلاب نيز به جاي گذاشت. پس از انقلاب با توجه به جنگ تحميلي و اولويت اقتصاد كشور به تأمين هزينههاي جنگ، هرگونه اصلاح ساختار در اقتصاد در عمل به فراموشي سپرده شد؛ تا سال 68 و ورود به دهه 70 اين وضع ادامه داشت. دهه 70 در دو دوره، دولت به اصطلاح سازندگي، با توجيه عمليات عمراني، سياست هزينهكرد دلارهاي نفتي همچنان ادامه يافت تا جايي كه در آخرين سالهاي اين دولت، نرخ تورم را به ميزان بيسابقهاي در حدود 49 درصد رسانيد. در دوره اصلاحات، بر خلاف سياست اعلام شده، مبني بر عدم اولويت مسائل اقتصادي، روند گذشته با تغييرات اندكي پيگيري شد و لذا طرح ساماندهي اقتصادي كه با حمايت مقام معظم رهبري تهيه شده بود، در عمل خاموش ماند. در تمامي اين مدت 40ساله، حذف درآمدهاي نفتي يا حداقل كردن تأثير آن در اقتصاد، از تكاليف برنامهاي و بودجههاي سنواتي بوده، با اين وجود، متأسفانه اين آرمان كمتر به مرحله تحقق رسيده است. طرح تحول اقتصادي كه با جرأت تحسينبرانگيزي توسط دولت فعلي و در شرايط زماني و مكاني متغير منطقه به اجرا گذاشته شده، اين اميد را ايجاد كرده كه با تغييرات مثبت در ساختارها و متغيرهاي موجود، راه را براي يك گام بلند اقتصادي در كشور هموار كند. پس از گذشت چهار ماه از برنامه هدفمندسازي يارانهها، خوشبختانه نشانههاي مثبتي از اجراي قانون مشاهده ميشود اما با اين وجود، از برخي تبعات اجراي قانون كه ممكن است توليد را از جمله در بخش كشاورزي تحت تأثير قرار دهد نيز نبايد غافل بود. بايد اذعان كرد كه اقتصاد ايران در حال حاضر به جايي رسيده است كه به گامهاي جهشي و جهادگونه نياز دارد. اين جهش نه تنها با حركت لنگلنگان گذشته، تناسب و همخواني ندارد بلكه طبق برنامه «افق چشمانداز» بايد اقتصادهاي منطقه را نيز پشت سر بگذارد. كشوري كه به قول مولاي متقيان هم آب دارد هم زمين، نبايد فقير داشته باشد. لذا مديريت اقتصادي كشور بايد براي جهاد اقتصادي كمرهمت ببندد و اصول و مباني اقتصادي را البته با حفظ ارزشهاي اسلامي، سرلوحه اقدامات خود قرار دهد.
فراموش نكنيم كه اقتصاد هم مانند ساير علوم، هنجارهاي خاص خود را دارد كه تخطي از آنها، جامعه را دچار فروپاشي ميكند. به عنوان مثال، برخورد عرضه و تقاضا براي يك كالاي خاص كه منجر به تعيين قيمت و تعادل در بازار ميشود، مانند هر پديده اجتماعي ديگر، جزو سنتهاي الهي است و كاركرد خاص خود را دارد، بطوري كه با بهكارگيري آن در عرصه اقتصاد خرد و اقتصاد كلان ميتوان به نفع جامعه از آن بهرهبرداري كرد.
بديهي است كه ناديده انگاري اين سنن و هنجارها، تأثير تبعي خود را در زندگي فردي و اجتماعي به جاي خواهد گذاشت. بنابراين تا زماني كه توليد و توليدكننده حمايت نشوند و عرضه كالاهاي مورد نياز مردم به اندازه تقاضا نباشد،با زور و فشار نميتوان اقتصاد را به مسير اصلي و تعادل لازم هدايت كرد. از سطح اقتصاد ملي كه بگذريم، در بين بخشهاي اقتصادي، از بخش كشاورزي به عنوان منشأ توليد اقتصادي جامعه نبايد غافل بود. حتي در كشورهاي پيشرفته و صنعتي، بخش كشاورزي هم اكنون به عنوان بخش پيشران و موتور توسعه اقتصادي مورد قبول اقتصاددانان است و لذا از اين ديدگاه، بيشترين حمايتها از توليد محصولات و فعالان اين بخش به عمل ميآيد. البته بديهي است كه بيماري موجود در اقتصاد ما، يك بيماري چندعارضهاي است و با يك نسخه واحد قابل درمان نيست، اما با توجه به مقطع فعلي و ضرورت بازنگري در سياستهاي اقتصادي، توجه به نكات زير در جهت برونرفت از شرايط اقتصاد تكپايه و نفتي ميتواند تا اندازهاي راهگشا باشد. راهكارهايي كه براي قطع وابستگي بودجه به نفت وجود دارد بطور اختصار به شرح زير است:
1. لزوم جداسازي درآمد نفت از حساب بودجه و التزام به هزينه كرد آن فقط در جهت سرمايهگذاري مولد.
2. پرهيز از واردات بيرويه و بازگشت به سياست توليد داخل (خودكفايي- حداقل در محصولات اساسي و راهبردي).
3. ارتقاي بنيانهاي توليد و كمك به تغيير استراتژي توليد از سنتي به توليد تجاري و دانش پايه، بخصوص در بخش كشاورزي.
4.سرمايهگذاري روي نيروي انساني متخصص، متعهد و عملگرا و حمايت مستمر از پژوهشهاي كاربردي.
5. تعهد به اجراي سياستهاي راهبردي و گزارههاي برنامهاي مصوب در افق چشمانداز و برنامههاي ميان مدت.
منبع : روزنامه ايران 1390/02/04
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: رئيس هيئت مديره باشگاه ماشينسازي تبريز گفت: در دو هفته باقيمانده، ماشينسازي با كسب امتيازات لازم براي ماندن در ليگ يك را كسب ميكنيم.
شهرام دبيري امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در تبريز اظهار داشت: تيم ماشينسازي تبريز در بازي مقابل فولاد نطنز در نيمه دوم بازي خوبي ارائه داده و بازي باخته را به تساوي كشاند.
وي تصريح كرد: به نظر من تيمي كه در هفت دقيقه بازي دو بر صفر باخته را دو بر دو تساوي ميكند ميتواند در طول فصل با ارائه بازيهاي بهتر امتيازات بيشتري كسب كند.
دبيري تصريح كرد: برگزاري بازيهاي ماشينسازي در يك ورزشگاه ميتوانست براي اين تيم حاشيه امني فراهم كرده و مسلماً در نتايج تيم نيز تاثيرات مثبتي را به دنبال ميداشت اما انجام 12 بازي خانگي ماشينسازي در چهار ورزشگاه متفاوت در روند امتيازگيري اين تيم تاثير منفي گذاشته و عملاً سبب شد ماشينسازي در استفاده از امتيازات خانگي به همان اندازه تيم مهمان بهرهمند باشد .
رئيس هيئت مديره باشگاه ماشينسازي در تاييد اين موضوع افزود: در حاليكه يك بازي خانگي و يك بازي خارج از خانه ماشينسازي باقي مانده، مجموع امتيازات بازيهاي خارج از خانه ماشينسازي با امتيازات كسب كرده در تبريز در عدد 14 برابر است و اين نمايانگر اين موضوع است كه ماشينسازي در تبريز نتوانسته انتظارات را برآورده سازد كه مهمترين دليل آن عدم برگزاري بازيهاي اين تيم در يك ورزشگاه ثابت است.
دبيري گفت: اكثر تيمهاي حاضر در مسابقات ليگ، تقريباً دو برابر امتيازات خارج از خانه خود را در بازيهايي كه ميزبان هستند، كسب ميكنند زيرا در بازي خارج از خانه براي مساوي گام گذاشته اما در خانه براي برد وارد ميدان ميشوند.
وي اظهار داشت: اگر شرايط تيم ماشينسازي در تبريز مهيا بود و اگر ميتوانستيم دو برابر امتيازات خارج از خانه خود در تبريز كسب كنيم، امروز با بيش از 40 امتياز به ليگ برتر صعود ميكرديم.
دبيري ضمن تشكر از تماشاگران ماشينسازي افزود: من كمال تشكر را از تماشاگران تيم دارم كه در سختترين شرايط در كنار تيم بودند.
وي گفت: در بازي ماشينسازي با فولاد نطنز تا دقيقه 75 كه تيم با دو گل از مهمان خود عقب بود اما تماشاگران با تمام وجود تيم را تشويق ميكردند و من بابت داشتن چنين تماشاگراني احساس غرور ميكنم، براي همين انتظار دارم در بازي مقابل تربيت يزد با حضور خود موجبات پيروزي ماشينسازي را فراهم كنند.
دبيري همچنين دو بازي باقي مانده تيمش را حساس ذكر كرده و گفت: بازي در ياسوج مقابل شهرداري اين شهر كه هنوز اميدهايش را براي صعود به بازي پليآف جستجو ميكند، ديداري سخت و مشكل است همچنين آخرين بازي تيم در تبريز مقابل تربيت يزد نيز از حساسيت فراواني برخوردار بوده و با توجه به نزديكي امتيازات بين تيم چهارم تا تيم چهاردهم كه فقط 6 امتياز است، تمام اين تيمها در خطر سقوط بوده و اين بر حساسيت بازيهاي باقيمانده افزوده است.
وي تصريح كرد: اميدوارم ماشينسازي بتواند با كسب امتيازات لازم در جدول ردهبندي به ردههاي بالاتر صعود كند.
تيم ماشينسازي تبريز جمعه آينده در ياسوج به مصاف شهرداري اين شهر رفته و در آخرين بازي خود ميزبان تربيت يزد است، ماشينسازي در حال حاضر با 28 امتياز در رده سيزدهم ليگ دسته اول ايران قرار دارد.
انتهاي پيام/غ20/ح
خبرگزاري فارس: وزارت خارجه انگليس در اقدامي بهمنظور بحراني نشان دادن اوضاع داخلي سوريه از اتباع انگليسي خواست تا سوريه را ترك كنند.
به گزارش فارس، وزارت امور خارجه انگليس براي ناامن و بحراني جلوه دادن اوضاع داخلي سوريه از اتباع خود خواسته است تا فقط در صورت ضرورت در اين كشور بمانند و مدعي شده است كه اوضاع امنيتي در اين كشور به سرعت در حال وخيمتر شدن است.
وزارت خارجه انگليس همچنين اعلام كرده است سفارت اين كشور در دمشق قادر نخواهد بود تا خدمات كنسولي را تا مدت زمان زيادي ارائه كند.
اين در حالي است كه وزير امور خارجه انگليس كه كشورش در واكنش به تظاهراتهاي دانشجويي چند ماه اخير از خشنترين روشها براي سركوب اين تظاهراتها استفاده كرد، از دولت سوريه خواست تا به خواستههاي مردم گوش فرا دهد.
انتهاي پيام/*
خبرگزاري فارس: ماركسيسم بسيار زياد هم بر نظريه پسااستعماري و هم جنبشهاي ضداستعماري مستقل سراسر جهان تاثيرگذار بوده است. ماركسيستها مجذوب مباني مادي گسترش سياسي اروپايي شدهاند و مفاهيمي را كه به تبيين دوام استثمار اقتصادي پس از اتمام حاكميت بيواسطه سياسي ياري ميرسانند، توسعه دادند.
طي سالهاي اخير محققان توجه كمتري به مباحث استعمارگري درون سنت ماركسيستي اختصاص دادند. اين درواقع نمايانگر اتمام تاثيرگذاري ماركسيسم در دانشگاهها و حلقههاي سياسي است. اما ماركسيسم بسيار زياد هم بر نظريه پسااستعماري و هم جنبشهاي ضداستعماري مستقل سراسر جهان تاثيرگذار بوده است. ماركسيستها مجذوب مباني مادي گسترش سياسي اروپايي شدهاند و مفاهيمي را كه به تبيين دوام استثمار اقتصادي پس از اتمام حاكميت بيواسطه سياسي ياري ميرسانند، توسعه دادند.
هرچند ماركس هرگز هيچ نظريه استعمارگري را ارائه نكرد، تحليل او از كاپيتاليسم بر ميل دروني كاپيتاليسم به گسترش يافتن بازارهاي جديد تاكيد داشت. ماركس در آثار كلاسيكش همچون مانيفست و سرمايه، پيشبيني كرد كه بورژوازي تداوم خواهد يافت تا يك بازار جهاني را ايجاد كند و هرگونه مانع محلي و ملي را از بين ببرد. افزايش محصول از لوازم ضروري ذات پوياي كاپيتاليسم است و اين به توليد مازاد ميانجامد. رقابت ميان توليدكنندگان، آنها را به كاستن از دستمزدها[ي كارگران] سوق ميدهد و كاستن از دستمزدها هم به بحران مصرف ناكافي [و كمبود تقاضا] ميانجامد. تنها راه براي ممانعت از فروپاشي اقتصادي يافتن بازارهاي جديد جذب مشتري براي كالاهاي مازاد است. از منظر ماركسيستي، برخي اشكال امپرياليسم اجتنابناپذير است. يك ملت به وسيله انتقال بخشي از جمعيت خود به سرزمينهاي بيگانه داراي منبع ثروت، بازاري براي فروش كالاهاي صنعتي [خود] و منبعي قابل اعتماد براي [تهيه] منابع طبيعي فراهم ميكند. كشورهاي ضعيفتر با 2 گزينه مواجهند؛ يا پذيرش داوطلبانه محصولات بيگانه كه موجب تضعيف صنعت داخلي ميشود يا تسليم شدن به سلطه سياسي [كشور بيگانه] كه همان فرجام را در پي دارد.
ماركس در سلسله روزنگاشتهايي كه در دهه 1850 در نيويورك ديلي تريبون منتشر شد، بويژه از تبعات استعمارگري بريتانيايي در هند بحث كرد. تحليل او عبارت بود از نظريه كلي او درباره تحول سياسي و اقتصادي. او هند را به مثابه جامعه اساسا فئودال كه در حال تجربه كردن فرآيندهاي رنجآور مدرنيزاسيون است، توصيف كرد. اما به نظر ماركس "فئوداليسم " هندي داراي شكل متمايزي بود، زيرا او (به غلط) معتقد بود كه مالكيت زمينهاي كشاورزي در هند به شكل اشتراكي است. ماركس مفهوم "استبداد شرقي " را براي توصيف نوع خاص سلطه طبقاتي كه مكانيسم حكومت و مالياتبندي را براي استثمار رعايا به كار ميگيرد، استفاده كرد. استبداد شرقي در هند ظاهر شد زيرا كشاورزي [در هند] تا حد زيادي وابسته به انتخابات عمومياي بود كه تامين هزينه و بويژه آبياري آن صرفا به وسيله حكومت ممكن بود. اين بدين معناست كه ممكن نيست در هند يك نظام قدرت غيرمتمركز و محلي، جاي حكومت را بگيرد. در اروپاي غربي، مالكيت فئودالي ميتوانست بتدريج به مالكيت خصوصي مبدل شود؛ يعني مالكيت قابل انتقال زمين. در هند، مالكيت اشتراكي زمين اين امر را ناممكن كرد، و در نتيجه مسير ايجاد و توسعه زراعت تجاري و بازارهاي آزاد مسدود شد. از آنجا كه "استبداد شرقي " مانع توسعه بومي مدرنيزاسيون اقتصادي شد، سلطه بريتانياييها [بر هند] عامل مدرنيزاسيون اقتصادي شد.
تحليل ماركس از استعمارگري به مثابه جريان مترقياي كه حامل تجدد براي جامعه عقبمانده فئودالي است، به يك توجيه عقلاني آشكار براي سلطه بيگانه شبيه است. اما تاييد سلطه بريتانيايي نمايانگر همان تذبذبي است كه او نسبت به كاپيتاليسم در اروپا دارد. در هر دو مورد، ماركس رنج عظيمي را كه به سبب متحمل شدن انتقال از جامعه فئودالي به جامعه بورژوا ايجاد ميشود، تصديق ميكند و در عين حال اصرار دارد كه اين انتقال هم ضروري و هم در نهايت مترقي است. او استدلال ميكند كه ورود تجارت بيگانه، مسبب انقلاب اجتماعي در هند است. به نظر ماركس اين انقلاب بزرگ اجتماعي واجد تبعات مثبت و منفي است. [او ميپذيرد كه] هنگامي كه دهقانان وسيله معاش سنتي خود را از دست دادند، رنج بسيار بزرگي بر آنها وارد آمد، ولي او همچنين يادآور ميشود كه جوامع روستايي سنتي به ندرت جوامع ساده و بيغل و غش بودند، آنها [عموما] بستري براي ظلم قبيلهاي، بردگي، فلاكت و بيرحمي بودند. مرحله اول از اين انقلاب اجتماعي در نهايت منفي است، زيرا متضمن هزينههاي سنگين ماليات براي تامين مخارج حكمراني بريتانياييها و تحول اقتصادي ايجاد شده به واسطه ورود مازاد كتان ارزان توليد شده انگليسي است. اما سرانجام تاجران بريتانيايي فهميدند كه هنديها قادر به پرداخت بهاي لباس وارداتي يا تامين هزينه مديران خارجي نيستند، مگر اينكه هنديها به قدر كفايت كالا براي تجارت توليد كنند؛ كاري كه انگيزه خوبي براي سرمايهگذاران بريتانيايي جهت ساخت زيربناي توليد ايجاد ميكند. هرچند ماركس باور داشت كه حرص و طمع انگيزاننده حكمراني بريتانياييها بود و اين حكمراني با اعمال ظلم و ستم اجرا شد، ولي با همه اين اوصاف احساس ميكند اين حكمراني ناخودآگاهانه عامل پيشرفت بود. بنابراين مباحث ماركس درباره حكمراني بريتانيا در هند 3 بعد دارد: تبييني از خصلت مترقي حكمراني بيگانه، نقد رنج انساني ضمني اين حكمراني و بحث آخر اينكه اگر بناست اين پتانسيل پيشبرندهاي كه حكمراني بريتانيايي محققش كرده، فهميده و درك شود، اين حكمراني بايد موقتي باشد.
لنين تحليل ماركس از سلطه اقتصادي و سياسي غربي را در رسالهاي با عنوان امپرياليسم: عاليترين مرحله كاپيتاليسم (1917) بسط و توسعه داد. لنين برخلاف ماركس ديدگاه صريحا انتقاديتري نسبت به امپرياليسم اتخاذ كرد. او خاطرنشان كرد امپرياليسم تكنيكي است كه كشورهاي اروپايي را قادر ميسازد بحران اجتنابناپذير انقلاب داخلي را به وسيله انتقال هزينههاي اقتصادي خودشان به حكومتهاي ضعيفتر [بيگانه] تعويق بيندازند. لنين استدلال كرد كه امپرياليسم اواخر قرن نوزدهم به وسيله منطق اقتصادي كاپيتاليسم متاخر هدايت شد. سقوط نرخ سود معلول بحران اقتصادياي است كه صرفا به وسيله توسعه ارضي قابل حل است. شركتهاي مختلط كاپيتاليستي براي يافتن بازارها و منابع جديد مجبور به توسعه [كار] خود به آن سوي مرزهايشان بودند. به عبارتي اين تحليل كاملا سازگار با ديدگاههاي ماركس بود؛ يعني كسي كه استعمارگري اروپايي را در امتداد با فرآيند بسط دروني در حكومتها و سرتاسر اروپا ميدانست. از اين منظر، استعمارگري و امپرياليسم زاييده همان منطقي است كه توسعه و تجدد اقتصادي مناطق پيراموني اروپا را ايجاد كرد. از آنجا كه كاپيتاليسم متاخر حول امتيازهاي انحصاري ملي شكل گرفت، رقابت براي [قبض] بازارها به شكل مسابقه نظامي بين حكومتها بر سر [تصاحب] قلمروهايي درآمد كه سلطه بر آنها منافع انحصاري اقتصادي را در پي داشت.
نظريهپردازان ماركسيست از جمله رزا لوكزامبورگ، كارل كاتسكي و نيكولاي بوخارين نيز مساله امپرياليسم را مورد كاوش قرار دادند. موضع كاتسكي بويژه مهم است، زيرا تحليل او مفاهيمي را معرفي كرد كه بعدها نقش مهمي در نظريه نظامهاي معاصر جهان و مطالعات پسااستعماري به عهده گرفتند. كاتسكي مخالف اين فرضيه بود كه امپرياليسم [در نهايت] به توسعه نواحياي ميانجامد كه مورد استثمار اقتصادي قرار ميگيرند. او اظهار كرد كه امپرياليسم نسبتي تقريبا پايدار است كه فعل و انفعالات بين دو نوع كشور را شكل ميدهد (2001 Young). هرچند امپرياليسم ابتدا به شكل رقابت نظامي بين كشورهاي كاپيتاليستي درآمد، [در نهايت] به سازش بين علايق كاپيتاليستي براي حفظ نظام پايدار استثمار جهان توسعه نيافته منجر شد. تاثيرگذارترين مدافع معاصر اين ديدگاه امانوئل والر اشتاين است، كسي كه به واسطه نظريه نظام جهاني مشهور است. براساس اين نظريه، نظام جهاني متضمن مجموعه روابط نسبتا پايداري است بين حكومتهاي مركز و پيرامون، اين مجموعه روابط تابع تقسيم دروني كار كه براي انتفاع دولتهاي مركز شكل گرفته است، ميباشد. (1989 -Wallerstein1974)
نظريه پسااستعماري
از منظر نظريه نظام جهاني، استثمار اقتصادي كشورهاي پيرامون ضرورتا سلطه مستقيم سياسي و نظامي را اقتضا نميكند. به شيوه مشابه، توجه نظريههاي معاصر ادبي به فعاليتهاي تصويري جلب شد كه منطق فرمانبرداري را بازآفريني ميكنند؛ منطقي كه حتي بعد از اينكه مستعمرات پيشين كسب استقلال كردند، باقي ميماند. قلمروي مطالعات پسااستعماري در كتاب تاثيرگذار "شرق شناسي " اثر ادوارد سعيد تبيين شده است. سعيد در شرقشناسي تكنيك تحليل بحث فوكو را در ارائه شناخت از خاورميانه به كار ميگيرد. اصطلاح شرقشناسي [در اين كتاب] مجموعه منظمي از مفاهيم، فرضيات و گفتمانها را كه براي ارائه، تفسير و ارزشگذاري شناخت از مردمان غيراروپايي استفاده شده بود، توصيف كرد. تحليل سعيد، محققان ادبيات ساختارشكن و متون تاريخي را قادر ساخت تا بفهمند چگونه طرح امپرياليستي را منعكس كنند. به خلاف مطالعات پيشين كه متمركز بر منطق اقتصادي يا سياسي استعمارگري بود، توجه سعيد معطوف به نسبت بين معرفت و قدرت است. سعيد اثر فرهنگي و معرفت شناختي امپرياليسم را كانون توجه خود قرار داد و بدين طريق قادر شد فرضيه ايدئولوژيك شناخت بيطرفانه را تضعيف كند و نشان دهد كه "شناختن شرق " قسمتي از پروژه سلطه بر شرق است. بدينسان، كتاب شرقشناسي را ميتوان كوششي براي گسترش قلمروي جغرافيايي و تاريخي نقد پساساختارگرايانه معرفتشناسي غربي دانست.
سعيد اصطلاح شرقشناسي را به چند طريق متفاوت به كار ميگيرد. نخست، شرقشناسي رشته دانشگاهي خاصي است درباره خاورميانه و آسيا، هرچند شرقشناسي مدنظر سعيد كاملا شامل تاريخ، جامعهشناسي، ادبيات، انسانشناسي و بويژه زبان شناسي ميشود. او همچنين شرقشناسي را فعاليتي ميداند كه به ياري آن اروپا به وسيله ارائه توصيفي ثابت از غيراروپا تعريف شود. شرقشناسي راهي است براي توصيف اروپا به وسيله ترسيم تصوير يا ايده متضاد آن كه مبتني است بر سلسلهاي از تضادهاي دوگانه (عقلاني / غيرعقلاني، ذهن / بدن، نظم / آشفتگي) كه اضطرابهاي اروپايي را مديريت و جابهجا ميكند. نهايتا، سعيد تاكيد ميكند كه شرقشناسي گونهاي اعمال اقتدار [بر شرق]، به وسيله سازماندهي و طبقهبندي "معرفت " درباره شرق نيز هست. اين رهيافت استدلالي هم از اين فرضيه عوامانه ماترياليستي كه "معرفت " صرفا انعكاس علايق اقتصادي و سياسي است و هم از اين باور ايدئاليستي كه دانش بيغرض و خنثي است، متمايز است. مفهوم گفتمان سعيد به تبع فوكو، راهي را معين ميكند كه در آن "معرفت " به شكل ابزاري در خدمت قدرت به كار نرفته بلكه خود شكلي از قدرت است.
مساله محوري نظريه پسااستعماري بررسي نسبت بين قدرت و "معرفت " در جهان غيرغربي است. رويكرد برخي محققان به اين موضوع از طريق تحقيق تاريخي است و نه تحليل ادبي يا استدلالي.
به نظر برخي نظريه پسااستعماري همواره در قلمرويي بين پساساختارگرايي و ماركسيسم سكني ميگزيند، دو سنت كه علاوه بر اشتراكات داراي تفاوتهايي هستند. به رغم اين واقعيت كه بسياري از شاغلان اين حوزه دغدغه هر دو سنت را دارند، ساير محققان بر ناسازگاري اين دو سنت تاكيد ميكنند. مثلا احمد نظريه پسااستعمارگرايي را از منظر ماركسيستي نقد كرده است و استدلال ميكند كه شيفتگي اين نظريه به مسائل تصوير و گفتمان، چشم آن را نسبت به بنيان مادي و ساختار سيستماتيك روابط قدرت كور كرده است. احمد همچنين استدلال كرد كه تاثير شرقشناسي سعيد نه به خاطر اصالت بلكه به عكس به خاطر شيوه متعارف آن است. به نظر احمد، شرقشناسي از نزديكياش با دو سبك مشكل فكري سود برده است، واكنش به ماركسيسم كه به رواج پساساختارگرايي و "جهان سومگرايي " ميانجامد. سعيد به سهم خود، همچنين نقد پايداري از ماركسيسم را مطرح كرد. سعيد در شرقشناسي استدلال كرد كه دفاع روشن ماركس از استعمارگري بريتانيايي حاكي از استلزام خود او به گفتمان شرقشناسي است.
براي نتيجهگيري، شايان توجه است كه برخي محققان مساله مفيد بودن نظريه پسااستعماري را مطرح كردند.
مارگارت كوهن / مترجم: حسين شقاقي
منبع : روزنامه جام جم 090/02/04
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: مهاجم پيشين اودنيزه معتقد است استانداردهاي ليگ ايتاليا پايين آمده و موجب شده در دهه گذشته اين ليگ افت فاحشي داشته باشد.
به گزارش فارس و به نقل از سايت فوتبال ايتاليا، بيرهوف 42 ساله كه در باشگاه اودنيزه اسطوره به شمار ميرود و به همراه ميلان در سال 1999 اسكودتو را به دست آورده، در حال حاضر در فدراسيون فوتبال آلمان مشغول به كار است.
بيرهوف در مورد سري A گفت: مشكلات بسياري در اين ليگ بروز كرده است. باشگاهها به دنبال استعداديابي نيستند. اگر هم بازيكن با استعدادي پيدا شده باشگاهها به او اهميت نميدهند تا در راه مناسبي استعدادش شكوفا شود.
در آلمان برخلاف اين امر عمل ميشود. ما در اينجا سعي ميكنيم استعدادها را كشف كرده و با تربيت آنها و پشتوانهاي براي آينده فوتبال آلمان درست كنيم. اين موضوع بسيار كمك ميكند تا در ادامه شما يك ليگ بسيار جذاب با حضور جوانها داشته باشيد.
بيرهوف ادامه داد: زماني كه براي تعطيلات به ايتاليا رفتم، ركود عجيبي را در اطراف ورزش فوتبال در اين كشور ديدم. تصور ميكنم به همين دليل است كه سران يوفا تصميم گرفتهاند از فصل آينده تنها سه تيم از سري A در ليگ قهرمانان حضور داشته باشد. اين امر تنها به دليل پايين آمدن كيفيت ليگ داخلي ايتاليا است. سران فدراسيون ايتاليا بايد چارهاي در اين خصوص بينديشند.
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: مدير انتشارات معين گفت: كتاب «افسانههاي دگرديسي» با ترجمه جلال الدين كزازي در بيستوچهارمين نمايشگاه كتاب ارائه ميشود.
محمدقاسم صالح رامسري مدير انتشارات معين در گفتگو با خبرنگار فارس درباره تازههاي نشر اين انتشارات در نمايشگاه كتاب تهران گفت: متاسفانه كتابهاي زيادي از ما به مدت طولاني در ارشاد مانده است با اين وجود ما با كتابهاي «افسانههاي دگرديسي» با ترجمه جلالالدين كزازي به نمايشگاه كتاب ميرويم.
وي افزود: اين كتاب ادامه كتابهاي ايلياد و اديسه است كه قبلا نشر مركز آن را منتشر كرده بود. كتاب ديگري هم با نام «شهرزاد ارابه» از كزازي آماده چاپ داريم و قرار بود اين كتاب هم به نمايشگاه كتاب برسيد كه هنوز مجوز آن صادر نشده است.
* مدار صفر درجه احمد محمود به چاپ دهم رسيده است
مدير انتشارات معين گفت: كتاب عطار نيشابوري نوشته مرحوم فروزانفر هم از كتابهاي چاپ اول ما براي نمايشگاه كتاب است كه با ويرايش جديد منتشر شده است و در كنار اينها چند كتاب پزشكي هم در ميان چاپ اوليهاي ما قرار ميگيرند.
وي درباره كتابهاي تجديد چاپي اين انتشارات گفت: كتابهاي احمد محمود براي نمايشگاه كتاب تجديد چاپ شده است كه در اين ميان كتاب مدار صفر درجه به چاپ دهم و درخت انجير معابر به چاپ نهم رسيده است. كتابهاي هوشنگ مرادي كرماني هم از كتابهاي پرفروش ما هستند كه براي نمايشگاه كتاب تجديد چاپ شدهاند.
انتهاي پيام/و
خبرگزاري فارس:شيخ بهايي در شمار آخرين نمايندگان برجسته حكمت اسلامي بود كه به همه علوم زمانه تسلط داشت و نيز از واپسين نمايندگان برجسته علماي دين بود كه در رياضيات و نجوم تبحر داشت.
شيخ بهاءالدين محمد بن عزالدين حسين عاملي نامور به شيخ بهايي ازجمله اعاظم انديشمندان و دانشمندان ايران است. وي كه به روزگار قدرتمداري صفويان ميزيست و اوج نبوغ و هنر افزون خويش را در دوران فرمانروايي پادشاه توانمند و مقتدر صفوي، شاه عباس بزرگ، جلوهگر ساخت در سال 953 هجري قمري در بعلبك لبنان ديده به جهان برگشود، در 13 سالگي به همراه پدر خويش، شيخ عزالدين حسين عاملي كه ازجمله روحانيون والامقام شيعي بود رهسپار ايران شد و تا پايان عمر در اين مهد ديرين فرهنگ و تمدن زيست.
ديري نپاييد كه وي زبان پارسي را فرا گرفت. جاي شگفتي است كه توانمندي او در زبان پارسي چندان شد كه چندي بعد در زمره برترين پارسيسرايان سده دهم هجري قرار گرفت. او در رياضيات هم به درجه استادي رسيد، در فلسفه، منطق، علوم ديني و كلام نيز مقامش همپايه بزرگان عهود پيشين شد. با پشتكاري ستودني پزشكي، فنون مهندسي و معماري را نيز فرا گرفت و با هوش وافر و نبوغ سرشار خويش ياراي آن يافت تا نامش را براي هميشه جاودانه سازد.
تنوع و گوناگوني آثار شيخ بهايي كه بسياري از آنها در حوزه علمي خود مرجع به شمار ميآيند حاكي از نبوغ چندبعدي او است. برخي از اين آثار پرشمار عبارتند از: در زمينه قرآن و حديث: اربعون حديثان، شرحي بر تفسير بيضاوي، حلالحروف القرآن، عروه الوثقي، درايه الحديث. درباره فقه، كلام و مطالعات شيعي: اثني ـ عشريه، جامع عباسي كه از مهمترين آثار كلامي شيعه به شمار ميآيد، حبل ـ المتين، حدائق الصالحين، تفسيري بر صحيفه سجاديه، مفتاحالفلاح، الزبده فيالاصول. در زمينه حكمت: رسالهاي در باب وحدت وجود. در مورد رياضيات و نجوم: تشريحالافلاك، كليات حساب، شرحي بر رساله نجوم چغميني و تحفه حاتمي. در زمينه ادبيات و عرفان: طوطينامه، نان و حلوا، موش و گربه، شير و شكر و كشكول كه به زبان عربي نگارش يافت. ابيات زير نمونهاي از اشعار شيخ بهايي است: همه شب نماز خواندن همه روز روزه رفتن / همه ساله از پي حج سفر حجاز كردن
ز مدينه تا به كعبه سر و پا برهنه رفتن / دو لب از براي لبيك به گفته باز كردن
شب جمعهها نخفتن به خداي راز گفتن/ ز وجود بينيازش طلب نياز كردن
به خدا قسم كه كس را ثمر آنقدر نبخشد / كه به روي مستمندي در بسته باز كردن
نيازمند يادكرد است تا به امروز رويهمرفته 90 اثر به خامه شيخ بهايي شناخته شده كه درباره موضوعات مختلف علمي از رياضيات و عرفان و حكمت گرفته تا نجوم و كلام است.
با تمام اين اوصاف، آثار شيخ بهايي علاوه بر اين رسائل و كتابها، عمارات و ابنيهاي است كه موجب زنده ماندن ياد و خاطره اين شخصيت برجسته نهتنها در ذهن و زبان مردم اصفهان بلكه تمام مردم ايران شده است.
آنچه روشن است، شيخ بهايي معماري چيرهدست و كاربلد بود. آثاري كه او طراحي نمود را بلاشك بايد جلوهگاه هنر ايراني ـ اسلامي برشمرد. حمام شيخ بهايي اصفهان، باغ زيباي فين كاشان و مسجد شاه اصفهان تنها برخي از شاهكارهاي هنر ايراني ـ اسلامي هستند كه با ذهن زيبانگر و فكر نيكانديش شيخ بهايي مجال ظهور يافتند. سامانه توزيع آب زايندهرود هم كه توسط او و با محاسبهها و راهحلهاي پيچيده رياضي انجام پذيرفت و به طومار شيخ بهايي شهرت يافت نشان از مهارت وي در فنون مهندسي دارد. گفتني است، اين سامانه چنان دقيق طراحي شده بود كه تا 3.5قرن همچنان مورد كاربرد قرار داشت و تنها پس از كشيدن سد روي زايندهرود در عصر كنوني بود كه شيوه توزيع آب شيخ بهايي منسوخ شد.
شيخ بهايي در شمار آخرين نمايندگان برجسته حكمت اسلامي بود كه به همه علوم زمانه تسلط داشت و نيز از واپسين نمايندگان برجسته علماي دين بود كه در رياضيات و نجوم تبحر داشت و به تعبير يكي از محققان كسر شان خود نميدانست كه اسطرلابي بسازد و به رصدهاي دقيق بپردازد يا اندازهگيريهاي دقيق انجام دهد.
شيخ بهايي در جنبههاي باطني و ظاهري اسلام مرجع بود. او از عرفان نيز رويگردان نبود. طوطينامه او مشتمل بر صريحترين و بليغترين اشعار پارسي در حوزه تصوف و عرفان است. عرفان او واجد جنبههاي عاميانه بود بدون آن كه محتواي فكري يا شناختي كه از آنِ خواص در بين صوفيان بود از دست بدهد. پيام عارفانه او به مفهوم بازتاب فرادست و فرودست در ميان لايههاي عامه متصوفه و حتي در بين عامه مردم رواج داشت. در قهوهخانهها نقالان اشعار او را ميخواندند و در همان هنگام طالبان برجسته مذهبي در مدارس آثار وزين كلامي و فقهي او را به بحث و فحص ميگرفتند.
در وجدان جامعه نبوغ و قدرت او در رياضيات و شهرتش در شيمي نقش بسته بود. او يكي از نمايندگان نخبه عالمان عارف بود كه تاريخ ايران و اسلام نمونههايي از آنها را به خود ديده است.
شيخ بهايي در حكمت به پاي معاصران نامدارش ميرداماد و ملاصدرا نميرسد، اما ياري او به فقه و كلام شيعي، رياضيات و عرفان آن مايه بود كه او را در رديف مشعلداران علوم دوره صفوي قرار دهد. شيخ بهايي فردي بود كه در توسعه سريع معارف شيعي ايران در سده دهم هجري دست داشت و كسي بود كه بيش از هر فرد ديگر زمانهاش درصدد هماهنگسازي شريعت و طريقت برآمد كه در واقع دربردارنده ابعاد ظاهري و باطني اسلام بود.
بايسته و شايسته است ياد شود، شمار افزوني از علماي برجسته روزگار صفوي از شاگردان شيخ بهايي بودند. محمدتقي مجلسي، سيد احمد علوي، صدرالدين شيرازي و ملا محسن فيض كاشاني برخي از اين ناموران هستند. معروف است كه ملاصدرا نيز در ابتدا به درس علوم نقلي او ميرفت. شيخ بهايي از طريق نگاشتههايش، ساخت و سازهايش و شاگردانش توانست تاثيري بسزا بر تمام طبقات اجتماعي ايران نهد. بيگمان در كل دوره صفوي هيچ شخصيت ديگري همچون او وجود ندارد كه در نزد خبرگان و مردم عادي شناختهشده باشد. اثرگذاري او بر مردم ايران همچون يك نفر قهرمان ملي و اسطورهاي بود و اين را ميتوان از گزارش اسكندر بيگمنشي مورخ مشهور عهد صفوي و نويسنده كتاب عالم آراي عباسي در مورد واقعه درگذشت وي كه در سال 1030 هجري رخ داد، دريافت:
"اشرافي كه در پايتخت بودند در پيش و پس جنازه مغفرت انداره قدم بر خاك نهاده، وضيع و شريف در برداشتن جنازه به يكديگر سبقت ميجستند. ازدحام خلايق به مرتبهاي بود كه در ميدان نقش جهان با همه وسعت و فسحت بر زير يكديگر افتاده، از هجوم عام بردن جنازه دشوار بود. "
نويسنده : امير نعمتي ليمائي
منبع : روزنامه جام جم 1390/02/04
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: وزير مسكن و راه ترابري با اعلام اينكه به پيمانكاران آزادراه تهران ـ شمال سهام دولتي داده ميشود، گفت: كل آزادراه تهران ـ شمال تا پايان دولت دهم اجرايي ميشود.
به گزارش خبرگزاري فارس از چالوس، علي نيكزاد ظهر امروز (يکشنبه) در حاشيه بازديد از آزادراه تهران – شمال در جمع خبرنگاران گفت: كل آزادراه 121 كيلومتر است كه چهار منطقه و 24 قطعه را شامل ميشود.
وي اظهار داشت: قطعه اول اين آزادراه از تهران تا شهرستانك به طول 32 كيلومتر و قطعه چهارم آن از مرزنآباد تا چالوس 22 كيلومتر و قطعه اول و دوم نيز در مجموع 68 كيلومتر است.
وزير مسكن و راه و ترابري ادامه داد: قول افتتاح قطعه چهارم تا پايان سال 90 و بهرهبرداري از قطعه اول تا پايان سال 91 را به مردم ميدهيم.
نيكزاد بيان داشت: قطعه دوم و سوم را نيز در سال 90 سعي ميكنيم به پيمانكاران واجد شرايط و خبره در زمينه راه واگذار كنيم كه تا پايان دولت دهم بتوانيم آزادراه تهران- شمال را به بهره برداري برسانيم.
وي تاكيد كرد: تونل البرز نيز كه در منطقه سه قرار دارد به طول شش كيلومتر است و بازديدي كه امروز داشتيم از پيشرفت بسيار خوبي برخوردار است.
وي در مورد اينكه در جلسه كميسيون عمران و وزارت راه و ترابري تصميم گرفته شده بود تا 300 ميليارد تومان در سال 89 و 500 ميليارد تومان در سال 90 به اين پروژه تزريق شود، گفت: بنياد مستضعفان هم وقتي ديد دولت آورده خود را نداده آن هم آنطور كه بايد تزريق ميكرد، نكرد.
وي گفت: از روزي كه وارد وزارت راه و ترابري شدم يكي از اولويتهاي اصلي من اين آزادراه بوده است و طي برنامهريزي انجام شده قطعه چهارم امسال و كل پروژه تا پايان دولت دهم به بهرهبرداري ميرسد.
وي گفت: مذاكرات خود را با پيمانكاران قدرتمند براي قطعههاي دوم و سوم شروع كرديم و به مراحل خوبي هم رسيديم.
نيكزاد بيان داشت: به پيمانكار سهام دولتي داده ميشود يعني اينكه ما بهجاي پول به آنها سهام فولاد، صنايع و . . . پرداخت ميكنيم اما در قالب بودجه سال 90 فقط 20 ميليارد تومان براي اين پروژه اعتبار در نظر گرفتند كه به محض تامين اعتبار كل بودجه را به آزادراه ميدهيم.
وي در پايان گفت: قانونگذار اجازه داده است تا بنياد مستضعفان 236 ميليارد تومان به ما برگرداند اما تاكنون اقدامي انجام نداده است.
انتهاي پيام/ل20/ح*
خبرگزاري فارس: نماينده ولي فقيه در مازندران با تأكيد بر اينكه مسئولان بهانه دست دشمن ندهند، گفت: نبايد ضعفهاي كوچك در كشور بزرگ جلوه داده شود.
به گزارش خبرگزاري فارس از شهرستان ساري، آيت الله نورالله طبرسي پيش از ظهر امروز در ديدار كاركنان و مسئولان دانشگاه علوم پزشكي مازندران اظهار داشت: يكي از مسائل مهم كشور و دنيا سلامت انسانها است و بايد مورد نظر تمام مسئولان، متوليان و مجريان كشور قرار گيرد.
وي با اشاره به تاكيد اسلام در مسئله بهداشت و درمان تصريح كرد: اسلام در همه امور پيشگيري را مقدم بر درمان دانست.
نماينده ولي فقيه در مازندران خاطرنشان كرد: در صورت افزايش فعاليت حوزه پيشگيري هزينههاي درمان به طور چشمگيري كاهش مييابد.
وي با ابراز خرسندي از پيشرفت علم پزشكي در كشورمان بيان داشت: در بسياري از علوم و فنون پزشكي، كشورمان سرآمد است.
نماينده ولي فقيه در مازندران با بيان اينكه تمام فعاليتهاي درماني كشور قبل از انقلاب با محوريت بيگانگان انجام ميشود، بيان داشت: ايران اسلامي پيشرفت در علم و دانش را مديون اسلام، امام (ره) و همت مردان انقلابي است.
وي خاطرنشان كرد: متخصان ما در قبل از انقلاب اجازه ورود به مسائل مهم پزشكي، نظامي و مهندسي را نداشتند.
نماينده ولي فقيه در مازندران با تمجيد از فعاليتهاي هلال احمر، علوم پزشكي، اورژانس، راه و ترابري و نيروي انتظامي در ايام تعطيل سال افزود: شاغلان اين ارگانها رنج خود را با راحتي ديگران عوض ميكنند.
طبرسي با اشاره به فعاليتهاي عمراني در داخل كشور بيان داشت: نبايد ضعفهاي كوچك در كشور بزرگ جلوه داده شود و اگر در نقطه ضعف و كاستي وجود دارد با ترزيق امكانات كاستيها برطرف شود.
وي ادامه داد: دشمن از كوچكترين مسائل و رخداد در كشور با عنوان اختلاف بزرگ ياد ميكند و همه مسئولان بايد تلاش كنند بهانهاي دست دشمن ندهند.
نماينده ولي فقيه در مازندران در پايان با بيان اينكه در پيشرفت ايران اسلامي بايد وحدت رويه داشته باشيم، تاكيد كرد: در سال جهاد اقتصادي سعي كنيم با كمترين مشكل و بيشترين پيشرفت كاري در راه اعتلاي ايران اسلامي تلاش كنيم.
انتهاي پيام/ل20/ح
خبرگزاري فارس: مقامات نظامي تايلند اعلام كردند كه تبادل آتش بين تايلند و كامبوج كه از جمعه آغاز شده بود امروز وارد روز سوم شد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري شينهوا، مقامات نظامي تايلند اعلام كردند تبادل آتش بين تايلند و كامبوج امروز وارد روز سوم شد.
بر اساس اين گزارش، روز گذشته رسانههاي محلي اعلام كردند كه از روز جمعه نظاميان كامبوج و تايلند در استان "سورين " تبادل آتش خود را دوباره آغاز كردند.
بنابر گفته "سانسرن كائوكامنرد " سخنگوي ارتش تايلند به نقل از بانكوكپست گفت كه آخرين مرز درگيري "تا كواي " و معبد "تا موئن " در محدوده مرزي "پنومدانگراك " در محلي كه جمعه صبح تبادل آتش انجام گرفت، آغاز شد.
بدنبال از سرگيري درگيري دو كشور "بان كيمون "، دبير كل سازمان ملل، خواستار آتشبس بين اين دو كشور همسايه شده است و اعلام كرد كه مذاكرات جدي براي حل اختلافات موجود ضروري است.
يكي از مقامات محلي كامبوج اظهار داشت كه 16 كمپ در منطقه براي پناهندگان تدارك ديده شده است كه بيش از 18 هزار تن در آنجا مستقر شدهاند و اين ميزان در عصر روز يكشنبه انتظار ميرود به بيش از 20 هزار تن افزايش يابد.
شش تن از نيروهاي كامبوج و چهار تن از سربازان تايلند از زمان آغاز درگيريهاي روز جمعه كشته شدهاند.
هر دو كشور ديگري را به آغاز خشونت و شليك گلوله متهم ميكنند.
درگيري اين دو كشور در حالي صورت ميگيرد كه دو ماه گذشته مقامات دو كشور براي برقراري آتشبس باهم مذاكره كردند.
اين مذاكرات به منظور برقراري آتشبس بين ژنرال "دائوپونگ راتاناسئون " فرمانده ارتش تايلند و "ژنرال جيا دارا " معاون فرمانده كل ارتش كامبوج و به صورت محرمانه صورت گرفت.
بر اساس اين گزارش، در اين مذاكرات كه در "چونگ سانگام " در استان مرزي سورين انجام شده علاوه بر فرمانده ارتش تايلند و معاون فرمانده كل ارتش كامبوج مقامات ديگري نيز از ارتش دو طرف حضور داشتند.
به دنبال به ثبت رسيدن معبد ميراث جهاني كامبوج (پريچ وايهير) در سال 2008 در فهرست ميراث جهاني يونسكو، اختلافات مرزي بين دو كشور تايلند و كامبوج تشديد و در نهايت به برخورد نظامي ميان دو كشور انجاميد.
انتهاي پيام/ص
خبرگزاري فارس: حاجحسني از عرضه كتابهاي «تارا» و «دفي
نه» توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (انتشارات جمهوري) در بيست و چهارمين نمايشگاه بينالمللي كتاب خبر داد.
فاطمه حاجحسيني، نويسنده در گفتوگو با خبرنگار باشگاه خبري فارس «توانا» در خصوص تازهترين اثر در دست تأليف خود، اظهار داشت: نگارش كتابهاي «تارا» و «دفينه» به پايان رسيده و هماكنون در مراحل چاپ قرار دارد.
وي با بيان اينكه كتابهاي «تارا» و «دفينه» در بيست و چهارمين نمايشگاه بينالمللي كتاب از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و انتشارات جمهوري به مخاطبان عرضه ميشود، اضافه كرد: كتاب «تارا» براي گروه سني «الف و ب» به نگارش در آمده و داراي 26 صفحه است.
حاجحسيني در خصوص اين كتاب، ادامه داد: كتاب «تارا» براي مخاطبان خود بار آموزشي، تربيتي و نصيحتي دارد چرا كه در اين اثر كودكي از وقتي كه از خواب بيدار ميشود به گفتن دروغهاي كوچك ميپردازد كه اين امر به دروغهاي بزرگ نيز تبديل مي شود.
وي با بيان اينكه كتابهاي «تارا» و «دفينه» توسط ناشر-مؤلف چاپ منتشر و روانه بازار نشر شده است، ادامه داد: كتاب «دفينه» براي گروه سني بزرگسالان به نگارش درآمده و داراي چندين داستان كوتاه و 98 صفحه است.
انتهاي پيام/و