..:: ادبیات کامیونی ::..
..:: ادبیات کامیونی ::..
لاستيك قلبمو با ميخ نگات پنچر نكن
*
بوق
نزن ژيان
ميخورمت
*
بر
در ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بي سوادم
*
قربان
وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
*
شتاب
مكن،مقصد خاك است
*
رادياتور عشق من ازبهر تو، آمد
به جوش
گر نداري باورم بنگر به روي آمپرم
*
تو
هم قشنگي
*
کاش جاده زندگي هم دنده عقب داشت
*
سر
پاييني برنده
سر بالايي شرمنده
*
داداش مرگ من يواش
*
كاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت
*
تند
رفتن که نشد مردي
چشم انتظارم كه برگردي
*
يا
اقدس
يا هيچكس
*
زندگي
نگه دار پياده ميشم
آيي بي وفا کجا ميري
اونطرفي
که ورود ممنوعه
*
اي ماشين با مرام، نشو نامرد با ما
*
عشق
يعني
بهش بگي دوسش نداري ؛
و
بعد بري يه گوشه و حسابي گريه کني
*
محبت
از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم برنميدارد
*
درياي
غم ساحل ندارد
*
بابا تو ديگه کي هستي
*
قربون
دل غريب پرستت
*
داداش، جون من يواش
*
خوش غيرت
*
*
از عشق تو ليلي ........... رفتم
زير تريلي
*
دنبالم نيا اسيرم مي شي
*
همه
از مرگ مي ترسند من از رفيق نامرد
*
در پناه مولا
*
به مد پرستان بگو آخرين مد کفن است
بيسبب نيست كه در كنج دلم جا داري خوشگلي با نمكي دو چشم زيبا داري
اگه با حالي چرا سرم شيره ميمالي
رفيق بيكلك مادر
كي به كيه تاريكيه
صفاي زندگي عشق است
اس تي پيه نگاهنت رينگ پيستون قلبمو آزاد كرد