راسخون

..:: ادبیات کامیونی ::..

parvaz_j کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 9
|
تاریخ عضویت : دی 1392 

..:: ادبیات کامیونی ::..



 

لاستيك قلبمو با ميخ نگات پنچر   نكن

بوق نزن ژيان
ميخورمت
*
بر در ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

 
عشق آمد و گفت من بي سوادم

 

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

شتاب مكن،مقصد خاك است

 
*
رادياتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش

 
گر نداري باورم بنگر به روي آمپرم
*
تو هم قشنگي

 

کاش جاده زندگي هم دنده عقب داشت

 
*
سر پاييني برنده

 
سر بالايي شرمنده
*

  داداش مرگ من يواش

 
*
كاش ميشد سرنوشت را از سر نوشت

 
*
تند رفتن که نشد مردي

 
چشم انتظارم كه برگردي

يا اقدس

 
يا هيچكس

زندگي نگه دار پياده ميشم

 
آيي بي وفا کجا ميري

 
اونطرفي که ورود ممنوعه
*

  اي ماشين با مرام، نشو نامرد با ما
*
عشق يعني

 
بهش بگي دوسش نداري ؛

 
و بعد بري يه گوشه و حسابي گريه کني
*

  محبت از درخت آموز که سايه از سر هيزم شکن هم برنميدارد
*

  درياي غم ساحل ندارد

بابا تو ديگه کي هستي
*

  قربون دل غريب پرستت
*

  داداش، جون من يواش
*

  خوش غيرت

 
*
*

  از عشق تو ليلي ........... رفتم زير تريلي
*

  دنبالم نيا اسيرم مي شي
*

  همه از مرگ مي ترسند من از رفيق نامرد
*

  در پناه مولا
*

  به مد پرستان بگو آخرين مد کفن است

 
milad_1986 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 22
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 
خیلی با مزه بود
مرسی
joodi588 کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 8
|
تاریخ عضویت : آبان 1388 
ضمن تشكرجات از راسخونيهاي بامرام چند تا شعره كه توي انباري اگزوز قلبم تلمبار شده  كه خدمت همه دوستان عرض ميكونم
بيسبب نيست كه در كنج دلم جا داري           خوشگلي با نمكي دو چشم زيبا داري
اگه با حالي چرا سرم شيره ميمالي
رفيق بيكلك  مادر
كي به كيه تاريكيه
صفاي زندگي عشق است
 اس تي پيه نگاهنت رينگ پيستون قلبمو آزاد كرد
mahdis_63_88 کاربر تازه وارد
|
تعداد پست ها : 45
|
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
دمت گرم خیلی بامزه بود
modir_saba کاربر برنزی
|
تعداد پست ها : 9
|
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
بینم حال کردین!!!!!
دستت درست، محشره!
ای ول!