راسخون

اخبار ایران و جهان

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

بررسی تعطیلی سفارت بحرین در ایران

 
  کد مطلب : 74672 1 ارديبهشت 1390 ساعت 14:04  


عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در واکنش به تصویب طرح تعطیلی سفارت ایران در بحرین،‌ از بررسی تعطیلی سفارت بحرین در تهران در کمیسیون متبوعش خبر داد.

حسین سبحانی‌نیا، در واکنش به تصویب طرح تعطیلی سفارت ایران در منامه از سوی پارلمان بحرین،‌ گفت: «در صورتی که بحرین، این طرح را اجرایی کند، بدون شک عکس‌العمل حداقلی ایران،‌ مقابله به مثل خواهد بود.»

نماینده مردم نیشابور با تأکید بر این موضوع که ایران باید عکس‎العملی مناسب و جدی علیه این اقدام بحرین داشته باشد، تصریح کرد: «در صورتی که بحرین چنین اقدامی را به دلیل فشارهای آمریکا و کشورهای غربی عملی کند، دست به اشتباه جبران ناپذیری زده است.»

لزوم واکنش مناسب دستگاه دیپلماسی کشور در برابر طرح تعطیلی سفارت ایران در منامه
وی در رابطه با واکنش دستگاه دیپلماسی نسبت به تصویب طرح تعطیلی سفارتخانه ایران در منامه،‌ گفت: «دستگاه دیپلماسی باید عکس العمل مناسبی را برای برخورد با این گونه حرکت‌ها داشته باشد تا بتواند از منافع کشور در شرایط کنونی منطقه‌،‌ به خوبی دفاع کند.»

عضو هیئت رئیسه مجلس،‌ گفت: «بحرین و برخی دیگر از کشورهای عربی باید بدانند که تأثیر گرفتن از آمریکا و کشورهای غربی،‌ منفعتی برای آنها به همراه نخواهد آورد.»

وی با اشاره به این موضوع که آمریکا و کشورهای غربی در تلاش هستند تا منافع کوتاه مدت خود را در منطقه تأمین کنند و به منافع کشورهای عربی توجهی ندارند، افزود: «مصلحت این است که بحرین، خودش را با همگرایی منطقه‌ای تطبیق دهد و از وابستگی به غرب پرهیز کند،‌ به عبارت دیگر بحرین تنها در صورتی که به آمریکا و انگلیس وابسته نباشد، امکان حفظ و تأمین منافع خودش را خواهد داشت.»

به گزارش مهر، پارلمان بحرین روزسه‌ شنبه 30 فروردین- طرحی را مبنی بر تعطیل کردن سفارت ایران در این کشور به تصویب رسانده که براساس آن خواستار بازپس ‎گیری زمین این ساختمان از ایران شده‌اند. 

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

 

خراسان شمالي - مورخ پنج‌شنبه 1390/02/01 شماره انتشار 17816
مدير عامل شرکت گاز استان خبر داد: مصرف 2 ميليارد و 400 ميليون مترمکعب گاز در سال گذشته

علوي – 2 ميليارد و 400 ميليون مترمکعب گاز، سال گذشته در استان مصرف شد.مدير عامل شرکت گاز خراسان شمالي با بيان اين مطلب به خبرنگار ما گفت: 77 درصد از اين ميزان مربوط به مصرف صنعت و نيروگاه و بقيه آن نيز مربوط به مصارف خانگي و تجاري بود.حسين تقي نژاد اظهار داشت: خوشبختانه در سال گذشته با مديريت مصرف انرژي که مردم اعمال کردند، با احتساب افزايش تعداد مشترکان و تفاوت دما، در مصرف گاز 10 درصد صرفه جويي نسبت به مصرف مورد انتظار انجام شد.وي درباره واريز به موقع صورت حساب هاي بخش هاي تجاري، خانگي و صنعتي بيان کرد: مبالغ گاز بهاي دريافتي در حال حاضر به طور مستقيم به خزانه و از آن محل مبالغ يارانه به حساب مردم واريز مي شود.

قائم مقام کميته امداد عنوان کرد: اجراي 2 هزار و 545 طرح اشتغال مددجويان در استان

علوي – 2 هزار و 545 طرح اشتغال در سال گذشته با اشتغال زايي براي حدود 3 هزار و 800 نفر اجرا شد.قائم مقام کميته امداد خراسان شمالي با بيان اين مطلب به خبرنگار ما گفت: براي اجراي اين طرح ها 159 ميليارد ريال اعتبار، هزينه شد.«اکبرياني» عمده اين طرح ها را در زمينه هاي مختلف کشاورزي، دامپروري، صنفي و صنعتي دانست.



پست الکترونیک گیرنده :
ارسال متن خبر
ارسال لینک خبر
کد مشخص نیست
کد امنیتی :
نمای چاپی
نمای چاپی بدون تصویر
امتياز كاربران:
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

آمادگی استشهادیون برای حضور در بحرین

 
  کد مطلب : 74673 1 ارديبهشت 1390 ساعت 14:04  


سخنگوی شورای متحصنین مقابل سفارت عربستان با بیان اینکه دانشجویان به عنوان چشم بیدار و ناظر جامعه همواره شناخته شده اند، گفت: «دانشجویان کشورمان با حضور در مقابل سفارت عربستان آمادگی خود را برای حضور استشهادی در بحرین به منصه ظهور گذاشته اند.»
 
ایمان اسدی سخنگوی شورای متحصنین در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اهداف حضور متحصنین در مقابل سفارت عربستان گفت: «پس از اینکه استکبار جهانی درمقابل تحولات منطقه با سردرگمی مواجه شد و به دینی بودن و عمق بیداری اسلامی در کشورهای منطقه پی برد دو راهبرد شبیه سازی و فرصت طلبی را به کار گرفت.»

وی افزود: «راهبرد شبیه سازی قیام های مردمی منطقه که با هدف کشورهای محور مقاومت طراحی شده بود و قصد اجرا در کشورهایی از جمله ایران، سوریه و عراق را داشت از همان ابتدا با هوشیاری به موقع مردم این کشورها خنثی شد.»

سخنگوی شورای متحصنین مقابل سفارت عربستان با بیان اینکه راهبرد دوم یعنی راهبرد فرصت طلبی که با هدف مصادره انقلاب ها و حفظ دیکتاتورهای منطقه به کار گرفته شده بود با توسل به نماینده اسلام آمریکایی در منطقه یعنی عربستان سعودی به اجرا گذاشته شد.

اسدی خاطر نشان کرد: «آل سعود برای اجرای این پروژه از هیچ کوششی دریغ نکرد و با مداخله در یمن و ارسال نیرو به بحرین و سرکوب انقلابیون عربستان به اجرای این راهبرد پرداخت.»

وی بر همین اساس تاکید کرد: «امروز جمعی از دانشجویان دانشگاههای کشورمان به عنوان چشم بیدار و ناظر جامعه با تحصن مقابل سفارت آل سعود اعلام انزجار خود را از اقدامات این رژیم پوشالی اعلام نمودند و با این حضور و تحصن آمادگی خود را برای حضور استشهادی در بحرین به نمایش گذاشتند.»

وی در پایان تاکید کرد: «به حکومت آل سعود هشدار می دهیم در صورتی که از جنایات وحشیانه خود دست برندارند سرنوشتی همانند حکومت های مبارک و بن علی و دیگر دیکتاتورهای منطقه خواهند داشت.»

گفتنی است تحصن دانشجویان دانشگاههای کشورمان از صبح امروز به مدت سه روز در مقابل سفارت عربستان در تهران آغاز شده و دانشجویان با شعارهایی نظیر "رژیم صهیونیستی این آخرین پیام است / دانشجوی مسلمان آماده قیام است" و " مسلمان بحرینی تو رهروی حسینی" ،" مرگ بر آل سعود" ،" زمین خاک بحرین / جای آل سعود نیست" و ... نسبت به اقدامات نیروهای سعودی در خاک بحرین واکنش نشان می دهند.

دانشجویان هم اکنون در حال اقامه نماز ظهر در مقابل سفارت عربستان هستند و قرار است از ساعتی دیگر برخی نمایندگان جنبش دانشجویی به سخنرانی بپردازند.

عصر امروز نیز برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جمع دانشجویان حضور می یابند.

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

گزینه‌های ریاست سازمان میراث فرهنگی

 
  کد مطلب : 74669 1 ارديبهشت 1390 ساعت 13:31  


رئیس فراکسیون گردشگری ومیراث فرهنگی گفت: «یکشنبه هفته آینده در جلسه هیئت دولت رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انتخاب و معرفی خواهد شد.» 

اسد الله عباسی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: «سید حسن موسوی و یکی از معاونین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به عنوان گزینه های اصلی ریاست این سازمان مطرح هستند.»

نماینده مردم رودسر واملش گفت: «مسئولیت سازمان گردشگری باید به کسی سپرده شود که با بدنه سازمان و مشکلات آن آشنا باشد تا بتواند مشکلات صنعت گردشگری را مرتفع سازد.»

وی اظهار داشت: «فراکسیون گردشگری ومیراث فرهنگی آماده همکاری با فرد منتخب رئیس جمهور برای حل مشکلات این حوزه است.»

وی افزود: «دولت با معرفی رئیس جدید سازمان میراث فرهنگی وگردشگری، بهار 90 را همزمان با آغاز اجرای قانون بودجه و برنامه پنجم توسعه، فصل ارتقا جدی صنعت گردشگری و سرمایه گذاری در این بخش قرار دهد.»
 

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
 

دادگاه ناپدری شکنجه‌گر شنبه برگزار می شود

 
  کد مطلب : 74653 1 ارديبهشت 1390 ساعت 12:28  


دادستان عمومی و انقلاب تهران در مورد آخرین وضعیت پرونده ناپدری که دو روز گذشته کودک همسرش را مورد ضرب و شتم قرار داده بود،گفت: ‌«متهم روز شنبه به دادگاه احضار می شود.»
 
عباس جعفری دولت آبادی در گفتگو با مهر در مورد حادثه کودک آزاری که گزارش تصویری و تشریحی آن از خبرگزاری مهر منتشر شده بود، گفت: «به محض مشاهده این گزارش بازپرس ویژه به سرعت برای بررسی آخرین وضعیت این دختر بچه به بیمارستان اعزام شد تا این موضوع را پیگیری کند.»

وی افزود: «بازپرس پس از مشاهده جراحات و گزارش پزشکی قانونی دستور بازداشت ناپدری را صادر کرده و این شخص هم اکنون در زندان است.»

دادستان تهران با قدردانی از بازپرس پرونده گفت: «در این باره باید هر چه سریع تر اطلاع رسانی شود چراکه افکار عمومی را به شدت جریحه دار کرده است.»

جعفری دولت آبادی اظهار داشت: «‌بر اساس قانون کودک آزارها با مجازاتهای تعزیری روبرو هستند که در این پرونده به سبب شدت بالای آزار جسمی حداکثر مجازات برای متهم لحاظ می شود که دو سال حبس است و اگر موجبات قصاص شود در این مورد قصاص هم صورت می گیرد که به رای قاضی بستگی دارد.»

دادستان پایتخت با بیان اینکه در قانون به تنبیه در حد مجاز و متعارف و تذکر دادن اشاره شده، گفت: «ضرب و شتم کودکان از طریق شلاق و یا سوزاندن تنبیه غیر متعارف است و در مواد 3 و 4 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان نیز به مجازات این متهمان اشاره شده است و دادستانها باید این موضوعات را پیگیری کنند که در مورد این پرونده متهم روز شنبه به دادگاه می رود.»

وی از شهروندان تهرانی خواست تا در صورت مشاهده هر گونه کودک آزاری به دفتر دادستان به شماره 33114136 تماس بگیرند.

به گزارش خبرگزاری مهر دختر بچه هشت ساله روز سه شنبه به بیمارستانی رسول اکرم(ص) تهران اعزام می شود که به گفته متخصص پزشکی قانونی آثار شلاق و ‌سوزاندن با سیگار در نقاط مختلف بدن ‌و شکستگیهای متعدد از ناحیه دست و سر در او مشهود بوده و ظاهرا با مادر معتاد و ناپدری اش زندگی می کرده است. 

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

سی نمای فوق‌العاده از جنگ در لیبی

 
  کد مطلب : 74536 31 فروردين 1390 ساعت 12:35  


آلفرد یعقوب زاده، عکاس سرشناس ایرانی مقیم فرانسه، در جریان بحران و جنگ داخلی در لیبی به این کشور رفت و از تظاهرات اعتراضی، وضعیت زندگی مردم و مهاجران و نبردهایی که میان مخالفان سرهنگ قذافی با نیروهای دولتی لیبی جریان دارد، عکاسی کرد.

یعقوب زاده برای آژانس عکس سیپا کار می کند و تاکنون از جنگ های زیادی، از جمله در چچن، غزه، لبنان و سومالی عکاسی کرده است.

تعدادی از عکس هایی که او در طول سفر هشت هفته ای خود از وقایع لیبی گرفته است را در زیر مشاهده کنید

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
 

گزارش کریستین ساینس مانیتور از ابعاد «مزاحمت‌های خیابانی» در جهان

زنان در هیچ کجای جهان در امان نیستند؟

نویسنده: هالی کرل*

 
  کد مطلب : 74601 1 ارديبهشت 1390 ساعت 11:22  


فرارو- «هی من آماده ام...!»، مرد جوان خطاب به یک زن رهگذر در خیابان این جملات را فریاد می زند و آنگاه مردان همراهش با صدای بلند می زنند زیر خنده، هدف آنان از این کار چیست؟ امروزه شاهدیم که دختربچه های 15، 13 و حتی 12 ساله با یونیفرم مدرسه در خیابان، ایستگاه مترو و جاهای دیگر مورد آزار و اذیت کلامی و متلک پرانی مردان بزرگسال قرار می گیرند.

به گزارش سرویس بین الملل فرارو؛ طی سالهای اخیر صدها داستان، مشابه آنچه که در بالا عنوان شد از بیش از 30 کشور جهان برای من نقل شده. مزاحمتهای جنسی صریح و روشن برای زنان در خیابانها اتفاق می افتد.

زنان در مکانهای عمومی همواره در معرض مزاحمتهایی نظیر سوت زدن، متلک پرانی، دست درازی و حتی رفتارهای گستاخانه تر قرار می‌گیرند.

مزاحمتهای خیابانی برای زنان یکی از مهمترین معضلات زنان در سراسر جهان است و متاسفانه تحقیقات محدودی در این باره تاکنون صورت گرفته. همین تحقیقات محدود نیز واقعیات زیادی را آشکار می سازد. به عنوان مثال بیش از 80 درصد از زنانی که مورد پرسش قرار گرفته اند، در کشورهای کانادا و مصر، گفته اند که در خیابان مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.

در کشور یمن این رقم بیش از 90 درصد اعلام شده، حتی زنان متواضع و محجبه نیز از مزاحمتهایی خیابانی در امان نبوده اند. نتیجه دو مطالعه صورت گرفته در ایالات متحده، ایندیاناپولیس و کالیفرنیا، نشان می دهد 100 درصد زنانی که مورد پرسش قرار گرفته اند، مزاحمت خیابانی را تجربه کرده اند.

مطالعات انجام شده بر روی معضل مزاحمت خیابانی نشان می دهد که قربانیان این دست مزاحمتها معمولا زنان جوان هستند. من برای نوشتن کتابی درباره معضل مزاحمت خیابانی در سال 2008، تحقیقاتی روی 800 زن انجام دادم. بررسی ها نشان داد میزان مزاحمت خیابانی در میان دختران 12 ساله 22 درصد بوده حال آنکه در میان دختران یا زنان 19 ساله این میزان به 87 درصد می رسید.

«شیوع مزاحمت خیابانی»، برای مردانی که درباره این معضل مطلبی می خوانند یا می شنوند شاید جدید باشد اما برای زنان مسئله جدیدی نیست. برای نسلها، مادربزرگها، مادرها، عمه ها، خاله ها و خواهران بزرگتر تجربیات خود را در اختیار دختران جوان می گذاشتند و به آنها در مورد اینکه چگونه امنیت خود را در برابر مردان حفظ کنند، مشاوره می دادند: «پس از تاریکی هوا نباید تنها از خانه بیرون بروی»، «یک شماره تلفن جعلی را حفظ کن»، «یک سلاح سرد در کیف ات بگذار»، «مواظب نوع لباس پوشیدنت باش» و «به آنها (مردان مزاحم) بی اعتنایی کن.»

اما این قبیل مشاوره ها هیچ گاه کار مؤثری برای زنان انجام نداده و نتوانسته امنیت آنها را تامین نماید.

این قبیل هشدارها نه تنها مشکل مزاحمت خیابانی علیه زنان را حل نکرده بلکه تلاش می کند با پاک کردن صورت مسئله، حضور زنان در مکانهای عمومی را محدودتر کند. این رویکرد زنان را به لاک دفاعی پس می راند، به آنها هشدار می دهد که کمتر در خیابانها حضور یابند و آنها را هر چه بیشتر وابسته به، همراه داشتن مردان، به عنوان اسکورت، می نماید.

بدون حضور بی دغدغه زنان در مکانهای عمومی، در هیچ کشوری زنان نمی توانند به حقوق خود دست یابند. خلاصه اینکه آزار و اذیت علیه زنان باید خاتمه یابد (نه اینکه زنان حضورشان را در حوزه عمومی محدود کنند).

چهار گام اساسی برای نائل شدن به این هدف باید برداشته شود:

1- همه باید بپذیرند که مزاحمت خیابانی یک «شوخی» یا یک «اذیت کوچک» نیست و اینکه مقصر این معضل، زنان نیستند. مزاحمت خیابانی یک رفتار ظالمانه است.

این نوع مزاحمت اکثر اوقات علیه دختران نوجوان و یا زنان جوان صورت می گیرد به این دلیل که مردان فکر می کنند آنها آنقدر جوانند که قادر به پاسخ به این توهینها نیستند و نمی توانند در برابر آن واکنشی نشان دهند، این وضعیت بویژه وقتی که فرد مزاحم مسن تر از قربانی است صورت می گیرد و متاسفانه اغلب اوقات این فرد مزاحم است که درست فکر می کند (قربانیان جوان قادر به دفاع از خود نیستند).

2- ما باید به دختران و زنان جوان واقعاً کمک کنیم. باید به آنها آموزش دهیم تا توانایی های آنها ارتقاء یابد، آنها باید بیاموزند که از شخصیت و حقوق خود چگونه دفاع کنند و چگونه مزاحمتها را گزارش دهند. فراموش کردن و فرار کردن از مزاحمتها چیزی را تغییر نمی دهد.

3- سومین گام و شاید مهمترین گام؛ ما باید بر روی مزاحمتهای بالفعل و بالقوه متمرکز شویم. ما باید نگاهمان را نسبت به مزاحمت خیابانی تغییر دهیم بویژه این دیدگاه که برخی زنان معتقدند «پسرها همین طوری هستند دیگر!»، باید تغییر کند.

مردان (شامل پدران، برادران، عموها، دایی ها و دوستان ما) باید یاد بگیرند که دستیابی آسان به عکسهای پورنوی دختران و زنان، کلیپهای مبتذل و... نمی تواند دلیلی برای ایجاد مزاحمت خیابانی برای زنان جوان باشد.

سازمانهایی مانند «مردان مبارز علیه تجاوز»، «بنیاد جلوگیری از خشونت در خانواده»، مؤسسه «آموزش پسران و مردان»، «کمپین جهانی مردان» و نهادهایی از این دست باید تلاش کنند به مردان و پسران آموزش دهند که هم به شخصیت خودشان و هم به زنان احترام بگذارند. این قبیل طرح ها فوق العاده اند و ما باید از آن پشتیبانی کنیم. ما باید سازمانهای بیشتری از این دست بوجود آوریم تا بتوانیم مردان جوان بیشتری را آموزش دهیم.

4- در نهایت ما نیاز به تغییر جامعه داریم، جامعه ای که اجازه می دهد مزاحمت خیابانی رخ دهد و آن را می پذیرد باید رفتار خود را اصلاح کند. ما باید دیدگاهها، رسانه ها و سیاستهایی را که بی احترامی و تبعیض علیه زنان را ترویج می کنند به چالش بکشیم. ما باید تمام اشکال خشونتها و مزاحمتهای جنسیتی را به چالش بکشیم چرا که همه این اشکال به هم مرتبط اند.

هر چند این معضل بسیار گسترده است اما اکنون وقت آن رسیده که همه ما درباره این مسئله بیشتر بدانیم، تجربیاتمان را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم و درباره آن با هم صحبت کنیم. ما باید راه حل هایمان را برای مقابله با این پدیده و پایان دادن به آن با یکدیگر در میان بگذاریم.

اگر شما نگران نسل کنونی و آینده دختران جامعه هستید و اگر به شرافت انسان عقیده دارید پس ساکت ننشینید، کاری بکنید.

*هالی کرل کارشناس پدیده مزاحمت خیابانی و نویسنده و فعال در نهادهای غیردولتی مرتبط است. وی نویسنده کتاب «مزاحمت خیابانی را متوقف و مکانهای عمومی امن برای زنان ایجاد کنید» است. وی همچنین گرداننده وب سایت «Stop Street Harassment» و به صورت تمام وقت در مؤسسه «AAUW»، یکی از بزرگترین و قدیمی ترین سازمانهای مدافع حقوق زنان در ایالات متحده، مشغول به کار است.
 

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

رهبر معظم انقلاب در دیدار با مسؤولان و محققان مرکز اسناد انقلاب اسلامی

تشریح اولویت‌های نگارش تاریخ انقلاب

 
  کد مطلب : 74612 31 فروردين 1390 ساعت 18:50  


رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح امروز (چهارشنبه) در ديدار مسؤولان و محققان مرکز اسناد انقلاب اسلامي، تدوين و نگارش تاريخ دقيق و صحيح انقلاب اسلامي را به لحاظ امواج تأثيرگذار و الهام بخش آن، بسيار مهم و ضروري خواندند و تأکيد کردند: در نگارش تاريخ انقلاب اسلامي، ارتقاي کيفيت و توجه به ميليون‌ها مخاطب نسل جوان که اطلاع دقيقي از انقلاب اسلامي و مسائل مربوط به آن را ندارند، بايد در اولويت اول قرار گيرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آيت الله خامنه اي مقوله تاريخ را از نظر پر کردن خلاء تجربه در مخاطب بويژه نسل جوان بسيار مهم دانستند و افزودند: نگارش صحيح تاريخ موجب کسب تجربه براي مردم و بالا بردن آگاهي ها در جامعه خواهد شد.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به مسائل مربوط به انقلاب مشروطه به عنوان يک نمونه از حوادث تاريخ معاصر که زمينه‌هاي تجربه اندوزي فراواني دارد، خاطرنشان کردند: علت بروز انقلاب مشروطه همانند انقلاب اسلامي ايران، فکرها، ايده‌ها، آرمان‌ها و خواست‌هاي مردم بود که با رهبري روحانيت و با نثار جان خود به ميدان آمدند، اما متأسفانه اين انقلاب بوسيله انگليس به انحراف کشانده شد و بعد از پانزده سال از آن، دوران حکومت ديکتاتوري سياه و وابسته رضاخان آغاز شد.

حضرت آيت الله خامنه‌اي ريشه حوادث تلخ دوران محمدرضا پهلوي را نيز در دوره مشروطه و به انحراف کشانده شدن انقلاب مردم دانستند و تأکيد کردند: اگرچه جنس انقلاب مشروطه همانند انقلاب اسلامي بود، اما ابعاد انقلاب اسلامي ايران بسيار فراتر و عميق تر از آن است.

ايشان افزودند: بر همين اساس و به دليل افزايش آگاهي هاي سياسي جامعه، گسترش ارتباطات بين المللي و بيداري عظيم مردم، تاريخ نگاري در مورد انقلاب اسلامي ايران با تاريخ نگاري‌هاي ديگر بسيار متفاوت است.

حضرت آيت الله خامنه‌اي تدوين و نگارش تاريخ چنين انقلاب باعظمتي را نيازمند توجه جدي به کيفيت تاريخ نگاري دانستند و خاطرنشان کردند: در نگارش تاريخ انقلاب اسلامي بايد کيفيت نگارش، کيفيت استحصال مطلب، کيفيت در نحوه ارائه مطلب و کيفيت در گزينش اولويت‌ها حتماً مدنظر قرار گيرند.

ايشان تأکيد کردند: مطالب بايد به گونه اي باشد که مخاطب را اقناع کند.

رهبر انقلاب اسلامي، تهيه جدول زماني براي نگارش اولويت‌هاي مورد نظر در تاريخ انقلاب اسلامي را ضروري خواندند و افزودند: انتخاب مخاطب نيز يکي ديگر از مسائل مهم در نگارش تاريخ انقلاب اسلامي است، زيرا اصلي ترين مخاطب اين تاريخ، نسل جواني است که از حوادث انقلاب اسلامي و جزئيات، انگيزه ها و پيامدهاي آن اطلاعي ندارد.

حضرت آيت الله خامنه اي، مردم کشورهاي ديگر را يکي ديگر از مخاطبان تاريخ انقلاب اسلامي دانستند و خاطرنشان کردند: مردم جهان عمدتاً اطلاعات دقيقي از تاريخ انقلاب اسلامي ايران ندارند، در حاليکه در مورد تاريخ انقلاب هاي ديگر دنيا کتابها و رمان هاي متعدد و جذابي نوشته و ترجمه شده است.

ايشان همچنين بر لزوم ارتباط مرکز اسناد انقلاب اسلامي با نويسندگان، هنرمندان و مستندسازان انقلابي تأکيد کردند و افزودند: امروز سينماگران، مستندسازان و رمان نويسان انقلابي فراواني در کشور هستند که بايد دستمايه قوي کار به آنها داده شود.

رهبر انقلاب اسلامي استفاده از ظرفيت‌هاي فضاي مجازي را مهم خواندند و تأکيد کردند: قرار دادن اسناد متقن و جهت دهنده در فضاي مجازي، به بسياري از محققان و نويسندگان کمک شاياني خواهد کرد.

حضرت ايت الله خامنه‌اي همچنين با اشاره به تدوين خاطرات شفاهي در عرصه تاريخ نگاري انقلاب اسلامي ايران خاطرنشان کردند: از آفات اينگونه تاريخ نگاري‌ها، برخي اظهارنظرهاي غيرواقعي و ارائه ديدگاه‌هاي تغيير يافته امروزي بجاي ديدگاه‌هاي واقعي آن دوره تاريخي است.

در ابتداي اين ديدار حجت الاسلام والمسلمين حسينيان، رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي گفت: پژوهشگران اين مرکز، تلاش دارند تاريخ انقلاب اسلامي را بشناسند و بدون هيچگونه انحراف و تغيير، اين حادثه با عظمت را توصيف کنند.

حجت الاسلام والسملين حسينيان با اشاره به تلاش مرکز اسناد انقلاب اسلامي براي بالا بردن کيفيت کارهاي عرضه شده افزود: با تلاش بيشتر همه محققان و پژوهشگران اميدواريم محصولات مرکز به مرجعي براي جامعه علمي و جوانان تبديل شود.

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

كريستين ساينس مانيتور؛

سركوب در بحرين، حكومت و مردم را به تندروی سوق می‌دهد

 
  کد مطلب : 74534 31 فروردين 1390 ساعت 13:12  


فرارو- در روزهاي شاد آغازين جنبش اعتراض آميز بحرين، يوسف جوان به هزاران نفر در ميدان مرواريد پيوست و از خاندان حاكم خواست كه اصلاحات مردم سالارانه به عمل آورند.

به گزارش سرویس بین الملل فرارو؛ اكنون به نظر مي رسد آن روزهاي هيجان انگيز فوريه در دنياي ديگري رخ داده است. از آن هنگام تا كنون حداقل 29 نفر كشته شده و بيش از 500 نفر در جريان سركوب مردم توسط حكومت بازداشت شده اند. اين سركوب ها از تظاهركنندگان فراتر رفته و جمعيت اكثريت شيعي را فرا گرفته است. يوسف حتي از ترس مواجه شدن با ايستگاه هاي بازرسي و كتك خوردن و بازداشت شدن ديگر رانندگي نمي كند.

بنا به گزارش كريستن چيك، خبرنگار روزنامه آمريكايي كريستين ساينس مانيتور در منامه، يوسف مي گويد در ابتدا ما خواستار حكومت مشروطه سلطنتي بوديم ولي بعد از كشته شدن اين همه آدم، ما خواستار تغيير رژيم هستيم.

احساسات يوسف نشان دهنده واقعيت پيچيده در سر راه رسيدن به يك راه حل سياسي در بحرين است – راه حلي كه سياستمداران مخالف، ناظران خارجي، و ديپلمات هاي غربي همه مي گويند كه ضرورت دارد. به جاي آن كه يك نقشه راه براي چنين راه حلي ايجاد شود، سركوب كه روز به روز گسترده تر مي شود اميد به پايان دادن به بحران موجود از طريق مذاكره را از بين مي برد. حكومت در اين فرايند برخي از مردم بحرين را به آغوش برخي از گروه هاي تندروتر سوق مي دهد و بدين طريق توان گروه هاي اصلي مخالف را براي رهبري مذاكرات آينده از بين مي برد.

يك ناظر غربي در بحرين كه خواست نامش فاش نشود، گفت؛ راهبرد دولت مبني بر سركوب مردم نمي تواند يك راه حل بلند مدت باشد. 

وي افزود: "در نهايت، كشورهايي كه در اين مسير قرار مي گيرند ناگزيرند كه اصلاحات را در پيش گيرند. تنها گزينه هاي موجود در حال حاضر ايجاد اصلاحات عمده و يا سركوب شديد است كه طي آن تعداد زيادي از مردم كشته شوند و آن ها را در روستاهايشان زنداني كنند. و اين كار را نمي توان ادامه داد. مهم نيست كه 20 سال طول بكشد. بالاخره پايان مي يابد."

در حال حاضر حكومت بحرين تنها به سركوب ادامه مي دهد و هفته گذشته پس از آن كه حزب چپ گرا و سكولار وعد، متشكل از شيعيان و سني هاي بحرين را منحل كرد، اعلام نمود كه قوي ترين گروه مخالف يعني اردوگاه شيعي و ميانه رو الوفاق را نيز منحل خواهد كرد.

دولت سپس اين گفته خود را پس گرفت و گفت بعد از انجام تحقيقات لازم در مورد آن قضاوت خواهد كرد. ولي اعضاي گروه مزبور مي گويند ترس از آن دارند كه قصد حكومت همچنان لغو اين گروه است كه از بيشترين حمايت مردمي برخوردار است. اين گروه در صورتي كه شرايط فراهم گردد رهبري يك ائتلاف را براي گفت‌وگو به عهده خواهد گرفت.

اقدامات حكومت نشان مي دهد كه هيچ تمايلي به مذاكره در آينده نزديك ندارد و تصور مي رود كه اين امر تا حدودي به خاطر نفوذ عربستان است. خليل مرزوق، معاون رهبر حزب الوفاق مي گويد قبل از ورود نيروهاي سعودي به بحرين تحت لواي شوراي همكاري خليج (فارس)، پادشاه و وليعهد بحرين پيشنهاد گفت‌وگو با مخالفين را مطرح كردند و مخالفين در آستانه موافقت براي گفت‌وگو با سلمان بن حامد الخليفه، وليعهد بحرين، بودند كه نيروهاي سعودي وارد اين جزيره كوچک شدند.

به نظر مي رسد اعضاي تندرو خاندان سلطنتي

به نظر مي رسد اعضاي تندرو خاندان سلطنتي با برخورداري از حمايت سعودي ها، وليعهد بحرين را كه هنوز در ميان مخالفان از اعتبار برخوردار است، كنار زده اند. ناظر غربي مي گويد؛ "سعودي ها راه را به سوي جلو مسدود كرده اند."
با برخورداري از حمايت سعودي ها، وليعهد بحرين را كه هنوز در ميان مخالفان از اعتبار برخوردار است، كنار زده اند. ناظر غربي مي گويد؛ "سعودي ها راه را به سوي جلو مسدود كرده اند."

در حالي كه از آن زمان تا كنون ديگر هيچ اشاره اي از سوي خانواده حاكم در بحرين به گفت و گو با مخالفين نشده است، ولي وليعهد در سخنراني اخير خود بر انجام اصلاحات تأكيد كرد. اما روشن نيست كه حكام بحريني چه پيشنهادي را مي توانند ارائه كنند كه براي مخالفان رضايت بخش باشد. شيعيان بحرين كه اكثريت را در اين كشور تشكيل مي دهند از مدت ها پيش نسبت به تقسيم ناعادلانه حوزه هاي انتخاباتي كه نامزدهاي مخالفان را در وضعيت نامساعد قرار مي دهد و همچنين نسبت به اعمال تبعيض عليه شيعيان كه آنها را از دست يافتن به مشاغل در بخش دولتي، پليس، و نيروهاي امنيتي منع مي دارد، شكايت داشته اند.

جاستين گنگلر استاد دانشگاه ميشيگان مي گويد به نظر نمي رسد كه هيچ يك از اين شكايات قابل مذاكره باشند زيرا هر يك از اين موارد به دولت كمك كرده است تا در بحران كنوني بر سر قدرت باقي بماند. به عنوان مثال يك عضو ارتش يا پليس كه معمولا شيعي نيست و از ميان خارجي هايي است كه به تابعيت بحرين درآمده در مقايسه با يك شيعه بحريني، از اين كه شيعيان را مورد هدف قرار دهد و يا آنها را كتك بزند، يا دستگير كند و تحقير نمايد بيم و ترديد كمتري دارد.

در همين حال با توجه به وجود مجلس و برگزاري مرتب انتخابات، چندان امكان آن دست از اصلاحات سياسي كه قدرت خانواده حاكم را از بين نبرد، وجود ندارد. مهم ترين درخواست مخالفان اصلي حكومت تشكيل يك مجلس انتخابي براي تدوين قانون اساسي جديد بوده است.

آقاي گنگلر كه كارهاي تحقيقاتي وي بر بحرين تمركز دارد مي گويد " بحرين تا حد امكان دست به اصلاحات ظاهري زده است. تقريبا كار ديگري باقي نمانده است كه انجام دهد. حكام بحرين تقريبا در مرز قرار دارند و اگر كار ديگري انجام دهند چيزي شبيه مردم سالاري واقعي بايد باشد."

با توجه به اين كه حكومت از انجام هر گونه اقدامي كه نشاني از مصالحه داشته باشد اجتناب مي ورزد و به مبارزه از طريق بازداشت و اذيت و آزار ادامه مي دهد، امكان دارد كه مردم بحرين را به آغوش گروه هايي مانند جنبش حق سوق دهد. اين جنبش برخلاف جنبش الوفاق به صراحت خواستار سقوط خاندان حاكم بحرين است. بسياري از مردم جنبش حق و دو گروه ديگر را كه يك ائتلاف تشكيل داده اند سرزنش مي كنند به خاطر اين كه اين ائتلاف خواستار تشكيل جمهوري در بحرين است زيرا از سركوب استقبال مي كنند و امكان يك راه حل سياسي را از بين مي برند.

تقريبا نمي توان گفت كه اين گروه نماينده چه اندازه از جامعه بحرين است. ولي ده ها نفر از كساني كه سركوب شده اند – جواناني كه در حال تظاهرات مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند،‌ متخصصاني كه به خاطر شركت در تظاهرات شغل خود را از دست داده اند، و كساني كه اعضاي خانواده آنها در ايستگاه هاي بازرسي يا در حملات شبانه نيروهاي امنيتي به خانه هاي آنها ناپديد شده اند، حرف يوسف را بازگو مي كنند و مي گويند: رويدادهاي ماه گذشته باعث شده كه اميد خود را براي هرگونه راه حلي كه شامل سرنگوني خاندان حاكم نباشد را از دست بدهند.

اگر تعداد فزاينده اي از مردم بحرين به گروه هايي مانند گروه الحق بپيوندند، توانايي ائتلافي به رهبري الوفاق براي رفتن به ميز مذاكره كاسته خواهد شد. آقاي مرزوق به طور ضمني اين حقيقت را مي پذيرد و مي گويد "ما نمايندگان مردم هستيم و اعتبار خود را از آنها به دست آورده ايم. اگر تنها و در حالي كه مردم رنج مي برند به ميز مذاكره برويم ديگر آن اعتبار را نخواهيم داشت. بايد زمينه را براي آن آماده كنيم. اين بي رحمي ها را متوقف و نيروهاي خارجي را بيرون كنيم."
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
 

خطر از بیخ گوش «میشل اوباما» گذشت

 
  کد مطلب : 74517 31 فروردين 1390 ساعت 11:37  


فرارو- هواپیمای حامل همسر رئیس جمهور امریکا که به طور خطرناکی به نزدیکی یک جت نظامی هدایت شده بود مجبور به فرود اضطراری شد، علت این حادثه گویا خطای مسئولین کنترل خطوط هوایی در امریکا بوده است.

به گزارش سرویس بین الملل فرارو به نقل از دیلی تلگراف، هواپیمای بانوی نخست امریکا، که وی را از نیویورک به واشنگتن بازمی گرداند، تنها یک دقیقه با برخورد به یک هواپیمای ترابری نظامی فاصله زمانی داشت که از مسیر خارج، و مجبور به فرود اضطراری شد.

این بوئینگ 737 که مجبور شد در یک پایگاه نیروی هوایی در مریلند به زمین بنشیند همچنین حامل «جیل بایدن» همسر «جو بایدن»، معاون رئیس جمهور امریکا نیز بود.

مقامات مسئول می گویند برای اطمینان از عدم برخورد با جت ترابری، هواپیمای بوئینگ پیش از فرود مجبور به انجام یک رشته مانور هوایی شده.

عامل این اشتباه یک مسئول کنترل پرواز در نزدیکی ویرجینیا بوده، کسی که به هواپیمای ریاست جمهوری اجازه داد تا با فاصله ای بسیار کم در مسیر یک هواپیمای ترابری نظامی حرکت کند.

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

دولت شاکی!

 
  کد مطلب : 74406 30 فروردين 1390 ساعت 14:10  


فرارو- اینک دامنه افراد مورد شکایت دولت گسترده‌تر شده است و ظاهراً مداحان نیز در این دایره قرار گرفته اند. در روزهای اخیر زمزمه‌هایی مبنی بر شکایت دولت از منصور ارضی، مداح سرشناس تهرانی مطرح شده است و هک‌کنندگان وبلاگ جوانفکر نیز یکی از دلایل این اقدام خود را شکایت دولت از وی عنوان کرده اند. پرسش در این جاست که پیگیری جدی‌تر شکایات دولت از این که هست، به چه معنا خواهد بود؟

به گزارش فرارو؛ فاطمه بداغی، معاون حقوقی دولت، خبر از پیگیری توهین و افترا به مقامات دولتی داده است. وی گفته نسبت دادن اعمال خلاف قانون به دیگران مصداق افتراست و به کار بردن الفاظ رکیک نیز اگر موجب حد نباشد، از نظر قانون توهین تلقی می‌شود، وی به این نکته نیز اشاره کرده است که بر اساس قانون «توهین به مقامات (روسای سه قوه، معاونان رییس جمهور، وزرا یا یکی از نمایندگان مجلس و...) و حتی کارکنان وزارتخانه‌ها که به واسطه سمت و در حال انجام وظیفه هستند را جرم دانسته است و رای وحدت رویه دیوانعالی کشور در سال 1364 چنین توهینی را حق شخصی و فردی نمی‌داند که با گذشت منتفی شود».

پیش از این و در جریان شکایت دولت از الیاس نادران به دلیل تشکیک در مدرک دکترای رحیمی، معاون اول دولت، برخی این ایراد را مطرح کرده بودند که اظهارات نادران هیچ ارتباطی به مقام معاون اوّلی دولت ندارد. این درست است که شخص، با تصدی یک پست حقوقی عهده‌دار مسئولیت‌های ناشی از آن می‌گردد و مثلاً اگر از معاون اوّل دولت شکایت شود، او به عنوان صاحب منصب باید در دادگاه حاضر شود؛ امّا عکس این قضیه صادق نیست که هر اظهار نظری که علیه او شود؛ به سمت معاون اوّل ربط داشته باشد. معاون حقوقی دولت می‌گوید: «برخی از مقامات دارای وکلای دادگستری شخصی هستند که موضوع را تعقیب می‌کنند».

فاطمه بداغی هم‌چنین درباره شکایت دولت از نمایندگان و این که آن‌ها از مصونیت برخوردار هستند، اظهار می‌دارد: «مصونیت پارلمانی کلمه‌ای است که در قانون اساسی ایران نیامده و نظریه شورای نگهبان نیز دایر بر این است. مفهوم اصل 84 قانون اساسی این نیست که چنانچه کسی در مجلس مرتکب جرم شد، از تعقیب و مجازات معاف باشد». 

در قانون اساسی ایران، شبیه بسیار دیگری از قوانین اساسی دنیا برای نمایندگان مجلس شورای اسلامی مصونیت قضایی تدارک دیده شده، تا نمایندگان با فراغ بال و بدون نگرانی از این که تحت تعقیب قضایی قرار بگیرند؛ به ایفای وظایف نمایندگی خویش بپردازند. با این حال درباره حدود و ثغور این مصونیت حرف و حدیث بسیار است.

معاون دولت گفته است: «بعد از فرمایشات رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه توهین هم خلاف شرع و هم خلاف قانون و عقل سیاسی است پیگیری‌های قضایی دولت درباره پرونده‌های توهین، افترا و نشر اکاذیب جدی‌تر شده است». البته این بدان معنا نیست که دولت پیش از این، هیچ گاه از هیچ شخصی شکایت نکرده، اتفاقاً دولت محمود احمدی‌نژاد در این زمینه ید طولایی دارد. در سال 84، زمانی که محمود احمدی‌نژاد، جرم بودن توهین به رئیس جمهوری را یادآوری کرد کسی گمان نمی‌کرد قرار است دامنه شکایت‌های دولت چنین گسترده شود.

در سابقه دولت همه گونه شکایتی دیده می‌شود: شکایت از رسانه‌ها، شکایت از نمایندگان، شکایت از مسئولین اجرایی و حتی شکایت از مقامات قضایی. سابقه یکی از شکایات دولت، به سایت فرارو برمی‌گردد که در سال 88 صورت گرفت، اما فرارو از اتهام اشاعه دروغ و افترا می‌خواند در بازپرسی کارکنان دولت تبرئه شد.

هم‌چنین در آبان 87، خبری مبنی بر شکایت دولت از مصطفی پورمحمدی‌، وزیر اسبق کشور مطرح شد. در آن زمان یکی از مقامات آگاه به ایرنا گفته بود: «دولت، به علت ارائه آمار غیر واقعی و نادرست از سوی مصطفی پورمحمدی رییس سازمان بازرسی کل کشور درباره عملکرد دولت،از وی به دادگاه شکایت کرد». البته سرانجام این شکایت هیچ‌گاه مشخص نشد. علاوه بر این، دولت سابقه شکایت از محمدباقر قالیباف، شهردار تهران را نیز دارد.

شکایت از قالیباف البته تنها از سوی مقامات دولتی مطرح شده است. سال گذشته قالیباف گفته بود خبری از مفاد شکایت و اتهام مورد ادعا ندارد. با این حال مشایی، رئیس دفتر پر حرف و حدیث احمدی‌نژاد ادعا کرده بود قوه قضائیه عزم پیگیری این پرونده را ندارد. شکایت از نمایندگان مجلس نیز یکی از اقداماتی است که سابقه دولت در آن نگفتنی است. علاوه بر احمد توکلی و الیاس نادران که خبر از احضار چندباره خود به دادگاه داده بودند، علی مطهری دیگر نماینده تهران و عبدالجبار کرمی، نماینده مردم سنندج از جمله کسانی هستند که با شکایت دولت در مراجع قضایی صاحب پرونده شده اند.

اینک دامنه افراد مورد شکایت دولت گسترده‌تر شده است و ظاهراً مداحان نیز در این دایره قرار گرفته اند. در روزهای اخیر زمزمه‌هایی مبنی بر شکایت دولت از منصور ارضی، مداح سرشناس تهرانی مطرح شده است و هک‌کنندگان وبلاگ جوانفکر نیز یکی از دلایل این اقدام خود را شکایت دولت از وی عنوان کرده اند. پرسش در این جاست که پیگیری جدی‌تر شکایات دولت از این که هست، به چه معنا خواهد بود؟

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

سهم دولت از بلیت مترو هنوز پرداخت نشده است!

لجبازی دولت و قرار گرفتن مترو روی لبه جهش تاریخی قیمت

 
  کد مطلب : 74459 30 فروردين 1390 ساعت 17:25  


فرارو- علیرغم تصمیمات ویژه‌ای که کمیسیون تلفیق بودجه برای شهرداری‌ها در بودجه 90 اتخاذ کرده است، بهای بلیت‌های مترو در آستانه افزایش قرار دارد. دولت به وعده‌های خود عمل نکرده است و تنها به همین دلیل است که حمل و نقل عمومی در حال تبدیل به چشم اسفندیار طرح هدفمندسازی یارانه‌هاست. 

به گزارش فرارو؛ دردسر مترو برای شهرداری تمام‌شدنی نیست. حالا اگرچه شهرداری هم نمی‌خواهد قیمت بلیت‌های مترو را در پایان اردیبهشت افزایش دهد؛ اما دولت سهم خود را از هزینه‌های شبکه حمل و نقل ریلی تهران و حومه نداده است و این برای شهرداری زنگ خطر را به صدا در می‌آورد.

سال گذشته مجلس برای کمک به توسعه حمل و نقل عمومی اعم از متروی تهران یا راه‌ آهن‌های درون‌شهری دیگر کلان‌شهرها تصمیم به کمک دومیلیارد دلاری از محل ذخیره‌های ارزی گرفت. علیرغم تصویب این قانون و تایید آن در شورای نگهبان، محمود احمدی‌نژاد از امضای آن خودداری کرد. پس از امضا و ابلاغ این قانون توسط علی لاریجانی، باز هم دولت از اجرای این قانون سرباز می‌زد. دولت معتقد بود اعتبارات

وزارت كشور با ارسال نامه‌اي به شوراي شهر خواستار متوقف شدن اجراي مصوبه افزايش نرخ كرايه‌هاي حمل‌ونقل عمومي شده است. اين در حالي است كه پيش از اين شوراي شهر، مجموعه مديريت شهري و نمايندگان مجلس در مقابل واكنش‌ مسئولان دولتي نسبت به مصوبه افزايش 15 درصدي كرايه‌هادر حمل‌ونقل عمومي در سال90 اعلام كرده بودند در صورتي كه دولت به تعهدات مالي خود عمل كند، هيچ اصراري به افزايش قيمت در حمل‌ونقل عمومي نيست.
کافی در صندوق ذخیره ارزی وجود ندارد.

این اظهارات مورد تایید برخی نمایندگان هم قرار داشت، در سال جدید اعتبارات به صندوق توسعه ملی واریز می‌شدند و به دلیل این که اساسنامه این صندوق در مراحل تصویب قرار داشت؛ دارایی‌های آن بلوکه شده بود و تا زمان تصویب اساسنامه و تعیین هیئت امنای صندوق توسعه ملی امکان تخصیص اعتبار از محل درآمدهای ارزی وجود نداشت. این استدلالی بود که موسی‌الرضا ثروتی نماینده مردم بجنورد انجام می‌داد. در مقابل کسانی هم‌چون محمدرضا خباز با تایید این نکته، مشکل اصلی را در گارد گرفتن دولت نسبت به اجرای قانون می‌دانستند. آن‌ها معتقد بودند اگر امکان اجرای قانون وجود ندارد، دولت باید از طریق ارسال لایحه نسبت به اصلاح آن اقدام کند.

دولت آن قدر تعلل کرد که مهلت اجرای این قانون در سال 89 به سرآمد. با این حال مجلس اصرار زیادی به اجرای این قانون داشت، به همین منظور در صدد تمدید اجرای مهلت این قانون است. نماینده مردم خمین با بیان این که اعتبارات عقب‌مانده مترو در بودجه 90 لحاظ می‌شود، ادامه داده است: «این 2میلیارد دلار درصورت تصویب به‌صورت تسهیلات یا وام در اختیار شهرداری‌ها قرار می‌گیرد و به‌صورت اقساط برگردانده می‌شود». اما این بدان معنا نیست که سنگ‌ها از پیش پای شهرداری برداشته شده است.

محمدحسین مقیمی با یادآوری موضع‌گیری قبلی دولت نسبت به اجرای این قانون می‌افزاید «در گذشته دولت یک سال فرصت داشت تا با فراهم کردن این تسهیلات، به مردم خسته از ترافیک شهری کمک کند که توفیق خدمت پیدا نکرد، علت را البته باید از خودشان پرسید که چرا؟ اما من افسوس می‌خورم که دولت در زمانی که می‌توانست خدمتی به مردم بکند، نکرد».

این تعلل دولت به پرداخت سهم خود از هزینه‌های مترو هم تسری می‌یافت. به همین خاطر در اواخر بهمن‌ماه و به هنگام تصویب بودجه سال 90، شورای شهر تهران به اجرای قانون هدفمند‌سازی‌ یارانه‌ها و لزوم پرداخت یارانه توسط دولت به شهرداری اشاره و تاکید کرد: اعتبار مصوب بودجه شرکت
با وجود اينكه موضع شهرداري تهران و اعضاي شوراي شهر در خصوص افزايش كرايه در حمل‌ونقل عمومي كاملا شفاف و مشخص است اما گويا مسئولان دولتي به ويژه استاندار تهران در نظر دارند تا با پاك كردن صورت مسئله در خصوص عدم پرداخت به موقع تعهدات مالي دولت به حمل‌ونقل عمومي به مخالفت‌هاي خود در مقابل اين مصوبه شوراي شهر ادامه دهند.
بهره‌برداری راه آهن شهری تهران و حومه در سال 1390 به میزان 2 هزار و 430 میلیارد ریال است که سهم هر یک (دولت و شهرداری) معادل یک سوم از قیمت تمام شده بلیت مترو به مبلغ 810‌ میلیارد ریال است.

بدین ترتیب اگرچه اعضای شورای شهر تهران در این مصوبه بر عدم‌افزایش قیمت بلیت مترو در 3‌ماهه چهارم سال 89 تاکید کردند، این نکته را خاطرنشان ساختند که «قیمت بلیت مترو از آغاز اردیبهشت ماه سال 1390 معادل قیمت تمام شده محاسبه خواهد شد». این مصوبه با واکنش تند مقامات دولتی روبرو شد. معاون امور عمرانی استانداری تهران خبر از تایید نشدن این مصوبه در فرمانداری تهران داد و گفت این مصوبه به هیچ وجه اجرا نخواهد شد. رویانیان، رئيس ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت كشور نیز در این زمینه اظهار داشت: «اخيراً قيمتي براي مترو اعلام شده كه به هيچ عنوان كارشناسي نبوده و حتي نيمي از آن هم مورد تأييد نيست و فرمانداري تهران به موقع وظيفه خود را در مورد اين اعمال قيمت مترو عمل خواهد كرد».

چند روز بعد محمود احمدی‌نژاد خبر از پرداخت اعتبارات مربوط به مترو داد تا افزایش بهای بلیت برای شهروندان ایجاد مشکل نکند. با این حال به رغم گذشت یک ماه از آغاز سال جدید، هنوز خبری از این اعتبارات نیست. تشکری هاشمی، از مقامات شهرداری تهران در این خصوص اظهار داشته است: «ما اصراري براي افزايش قيمت‌ بليت‌ها نداريم. ما اصرار نداريم كه هزينه‌ها روي دوش شهروندان باشد اگر مسئولان امر اطمينان دهد كه هزينه‌ها تأمين مي‌شود، مشكل برطرف خواهد شد».

اینک علیرغم تصمیمات ویژه‌ای که کمیسیون تلفیق بودجه برای شهرداری‌ها در بودجه 90 اتخاذ کرده است، بهای بلیت‌های مترو در آستانه افزایش قرار دارد. دولت به وعده‌های خود عمل نکرده است و تنها به همین دلیل است که حمل و نقل عمومی در حال تبدیل به چشم اسفندیار طرح هدفمندسازی یارانه‌هاست.
Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

انقلاب اوج می‌گیرد

 
  کد مطلب : 74403 30 فروردين 1390 ساعت 13:52  

فرارو- سرویس بین الملل؛ به نوشته اريك استيير، گزارشگر روزنامه آمريكايي كريستين ساينس مانيتور در صنعا، نيروهاي امنيتي يمن و لباس شخصي هاي مسلح يكشنبه شب گذشته به روي هزاران تظاهر كننده در خيابان هاي صنعا آتش گشودند كه در نتيجه حداقل 15 نفر زخمي شد. صدها نفر ديگر به خاطر استنشاق گاز اشك آور نيز تحت درمان قرار گرفتند.

بيش از دو ماه از بن بست سياسي در يمن مي گذرد و ثبات اين كشور مورد تهديد قرار گرفته است. از زمان شروع تظاهرات در ژانويه و درخواست مردم يمن براي كنار رفتن رييس جمهور از قدرت تا كنون بيش از صد نفر كشته شده اند.

ولي عامل ديگري كه امنيت يمن را مورد تهديد قرار داده ، وضعيت اقتصادي كشور است كه به سرعت رو به وخامت گذاشته است.

يمن فقيرترين كشور در ميان اعراب است و قريب به نيمي از جمعيت 24 ميليوني آن در زير خط فقر زندگي مي كنند. بيش از 35 درصد بيكار هستند. و در حال حاضر كه توجه مردم به سوي سياست معطوف گشته، به نظر مي رسد كه وضعيت شكننده مالي كشور در حال فرو ريختن است. در حالي كه دامنه اعتراضات ضد دولتي هر هفته رو به گسترش است، برخي معتقدند كه اثرات از هم گسيختگي اقتصادي مي تواند خروج صالح را از قدرت تسريع بخشد.

عبدالغني الايرياني، كارشناس سياسي مستقل مستقر در صنعا مي گويد "اقتصاد كشور در بحران بزرگي قرار دارد و به محض آن كه مصالح سياسي كه موجب مي شوند مردم به اقتصاد توجه نكنند از بين برود، اقتصاد به مسئله اصلي تبديل مي گردد."

از ژانويه تا كنون، ذخاير ارزي كشور به ميزان 13 درصد سقوط كرده و ارزش ريال يمن در ماه هاي اخير پايين آمده است. در حالي كه ارزش ريال در برابر دلار رسما 216 است ولي صراف هاي صنعا مي گويند به خاطر كمبود ارز خارجي، ريال به نرخ بيش از 240 در برابر هر دلار معامله مي شود.

گمان مي رود كه به شركت كنندگان در تظاهرات گسترده به طرفداري از صالح و به قرارگاه هاي وفاداران به وي در سراسر پايتخت، مبالغي از بودجه دولتي پرداخت مي شود.

علي سيف، استاد علوم اقتصاد در داشگاه صنعا مي گويد "مسئله اين است كه ما از پايه هاي محكم اقتصادي برخوردار نيستيم و اين به معناي آن است كه ذخاير بانك مركزي الزاما تحت كنترل اين بانگ نيست بلكه در زير نظر حكومت رييس جمهور است. بنابراين كسي نمي تواند با برداشت پول از اين ذخاير مخالفت كند و يا حتي بر آن نظارت داشته باشد و اين به خاطر نبود ساختار بنيادي است كه صرف پول را امري غيررسمي مي كند."

در حالي كه نشانه هاي رسمي مشكلات اقتصادي تا كنون مبهم بوده است ولي اثرات آن كم كم در خيابان هاي شهر در حال نمايان شده است. در سراسر پايتخت ، مردم هر روز از صبح تا شب در صف منتظر مي مانند تا كپسول هاي گاز خوراك پزي خود را پر كنند و رستوران ها به خاطر كمبود گاز درهاي خود را بسته اند. صف خودروها در پمپ بنزين ها بسيار طولاني است و بسياري از آنها سوخت ندارند.

آقاي ايرياني مي گويد "ميزان توليد نفت به120 هزار بشكه در روز كاهش يافته و در حال حاضر نفت وارد مي كنيم. درآمد نفتي ما به شدت پايين آمده است."

بنا بر گزارش صندوق بين المللي پول، ذخاير نفتي يمن كه پيش بيني مي شود ظرف 5 سال آينده به اتمام برسد ، حدود 60 درصد از درآمدهاي دولت و 90 درصد از درآمدهاي وارداتي را تشكيل مي دهد.

محمد السعيد، يكي از شركت كنندگان در تظاهرات شهر ساحلي عدن واقع در جنوب اين كشور مي گويد "هنوز عده اي از مردم وجود دارند كه درقيد سياست نيستند. ولي وقتي نتوانند كپسول گاز و غذا تهيه كنند، آنگاه انقلاب واقعي شروع مي شود."

چيز ديگري كه اوضاع اقتصادي يمن را پيچيده تر مي كند، افزايش جهاني قيمت هاي غذايي است. بنا بر گزارش "برنامه جهاني غذا"، از ماه مارس گذشته تا كنون (يك ماه پيش) قيمت محصولات اصلي مانند روغن نباتي، برنج و گندم به ترتيب به ميزان 11،‌22، و 45 درصد افزايش يافته است.

جياني كارلو سيري، نماينده برنامه جهاني غذا در يمن مي گويد "نمي گوييم كه اكنون ناگهان بحران غذايي رخ داده است. بلكه مي گوييم كه سال هاست كه اين بحران وجود دارد."

به گفته آقاي سيري، 12 درصد از جمعيت يمن يعني حدود 3 ميليون نفر از حداقل استاندارد تغذيه، 500 كالري كمتر دريافت مي كنند. يمن مدت ها قبل از شروع قيام سياسي از سوي برنامه جهاني غذا در رده وضعيت اضطراري قرار گرفته بود.

وي مي افزايد "چالش هايي كه يمن با آنها مواجه است به قدري متعدد و عميق هستند كه لازم است هر چه زودتر اين بحران سياسي برطرف شود تا مردم يمن بتوانند از عهده آن مشكلات بر آيند.

ولي صالح همچنان در برابر درخواست ها براي استعفاي وي پابرجا باقي مانده است. مذاكرات با گروه هاي مخالف كه چند هفته پيش آغاز شد به نتايج مملوسي دست نيافته است.

صالح به طور علني ابراز علاقه كرده كه قدرت را انتقال دهد ولي هنوز مشخص نكرده است كه اين انتقال قدرت چگونه و كي صورت مي گيرد.

با شدت گرفتن خشونت ها و تهديد به سقوط اقتصاد كشور، حكومت صالح تحت فشار فزاينده قرار گرفته است تا به سرعت راه حلي را براي اين بن بست تعيين كند.

روز يكشنبه هيئتي از حزب حاكم و "احزاب نشست مشترك" كه ائتلافي از احزاب مخالف يمن است، به رياض رفتند تا در گفت وگوهاي شوراي همكاري خليج (فارس) با ميانجيگري عربستان شركت كنند. به گفته يك مقام دولتي، اين گفت و گوها پايان يافت در حالي كه هيچ راه حلي به دست نيامد.

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

حل معمای مصلحی

 
  کد مطلب : 74288 29 فروردين 1390 ساعت 17:35  


فرارو- در حالی که برخی نمایندگان مجلس هنوز در گیر و دار درک مسئله استعفا و ابقای مصلحی در وزارت اطلاعات هستند، برخی چهره‌های شاخص اصول‌گرا در حال حل کردن پازل معمای این برکناری در اظهارات خویش هستند.

اگر منوچهر متکی، وزیر امور خارجه دولت دهم موضوع یکی از عجیب‌‌ترین نمونه‌های تاریخی برکناری شده بود؛ اینک حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات این دولت موضوع یکی از عجیب‌ترین‌های تاریخ در برکنار نشدن شده است. مصلحی دیروز استعفا داد؛ احمدی‌نژاد با این استعفا موافقت کرد و بلافاصله وی را به سمت مشاور اطلاعاتی منصوب کرد اما با مخالفت رهبر انقلاب وزیر اطلاعات در سمت خود ماندگار شد.

با این وجود از یکشنبه‌شب که حیدر مصلحی در وزارت اطلاعات ماندگار شد، تا ظهر دوشنبه خبرگزاری‌های رسمی از پذیرش ابقای مصلحی در دولت طفره می‌رفتند. کار تا جایی بالا گرفت که علی‌اکبر جوانفکر، سرپرست ایرنا ساعت دو بامداد دوشنبه یادداشتی در وبلاگ خود نوشت و خبر مخالفت رهبر انقلاب را جعل رسانه‌های دروغ‌پرداز و اقتدارگرا خواند: «رسانه های زنجیره ای وابسته به این جریان زیاده خواه ، در تلاش هستند تا از رهگذر این دروغ پردازی هماهنگ و یکپارچه ، معظم له را در مقابل یک خبر خلاف واقع اما منتسب به ایشان قرار دهد تا به زعم آنها معظم له ، مجبور به سکوت شوند».

اما اظهارات جوان‌فکر، مدیر عامل ایرنا تنها بر آتش‌تهیه منازعات افزود. تا ظهر امروز که سایت‌ها تیتر زدند «ایرنا، جوانفکر را تکذیب کرد». عوض حیدرپور، نماینده مردم شهرضا درباره نحوه انعکاس خبر در رسانه‌های رسمی دولت به خبرنگار فرارو گفت: «رسانه‌های رسمی تا زمانی که خبری را از مجاری رسمی دریافت نکنند و نسبت به آن یقین پیدا نکنند؛ نمی‌توانند اقدام به انعکاس آن کنند. احتمالاً در این مورد هم دستور رهبری شفاهی بوده یا کیفیت دیگری داشته است که با تاخیر در رسانه‌های رسمی دولت منتشر شده است».

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی درباره چرایی استعفا و چرایی مخالفت رهبری با این استعفا می‌گوید: «من طی این مدت در حوزه انتخابیه بودم و اخبار دقیقی پیرامون این مسئله ندارم. تنها می‌دانم طی دو سه ماه اخیر بحث جابجایی آقای مصلحی و رفتن ایشان از وزارت اطلاعات مطرح بوده است». او تنها نماینده مجلس نیست که در برابر روند اتفاقات بهت‌زده شده است. نماینده‌ دیگری که نمی‌خواست اظهاراتی منتسب به وی در این خصوص منتشر شود، با یادآوری یک لطیفه گفت: «ما اصلا متوجه نشدیم در این قضایا چه شد».

پیش از این سیدرضا اکرمی درباره دلیل مخالفت رهبر انقلاب با استعفای مصلحی به فرارو گفته بود: «بالاخر الان یک زمان ویژه و حساسی است و ما ملاحظه می‌کنیم که در منطقه و دنیای اسلام حوادثی در حال انجام است و همه معترضان اعتراف می‌کنند که از انقلاب ایران الگو گرفته و آن را سرمشق خود قرار داده‌اند. پس رفتار کشور ما باید به گونه‌ای باشد که به آن اطمینان و اعتماد آنها صدمه وارد نیاید».

اکرمی معتقد نبود که تاخیر ویژه‌ای در پذیرش حکم رهبری از سوی دولت وجود دارد. محمدرضا باهنر، دیگر نماینده شاخص اصول‌گرایان در مجلس شورای اسلامی یکی از کسانی است که روایتی از دلیل استعفای مصلحی ارائه می‌دهد: «آقاي مصلحي احساس كردند اختيارات لازم را ندارند، از اين‌رو استعفا دادند و آقاي احمدي‌نژاد استعفاي وي را پذيرفتند ولي رهبر معظم انقلاب اين استعفا را به مصلحت ندانستند». باهنر معتقد است احمدی‌نژاد با پذیرش امر ولایت مشکل را حل کرد.

محمدحسین صفار هرندی، که سابقه برکناری از مقام وزارت در دولت احمدی‌نژاد را در کارنامه خود دارد، این برکناری را واجد درس‌های مهمی برای کسانی دانست که شایستگی حضور در کنار محمود احمدی‌نژاد را ندارند. وی به جهان می‌گوید: «انتشار خبر استعفا محصول عملکرد شتابزده و مسئله دار عناصری است که ما باید همیشه نگران حضور آنها در جایگاه های حساس نظام باشیم».

سایت جهان که متعلق به علیرضا زاکانی است، این گمانه را مطرح کرده است که برکناری مصلحی، «پرونده‌ای مشابه با صفار هرندی» داشته است. صفار هرندی به دلیل مخالفت با معاون اولی مشایی در دولت، به رغم دستور مقام معظم رهبری، به همراه محسنی اژه‌ای برکنار شد. البته برکناری صفار برای این که دولت نهم در پایان عمر خود از رسمیت نیافتد، هیچ گاه رسمیت نیافت.

احمد توکلی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز درباره برکناری مصلحی به فارس می‌گوید: «چه احمدي‌نژاد‌ مصلحي را بركنار كرده باشد و چه قصد بركناري وي را داشت و چه آنكه ادعا مي‌شود‌ مصلحي استعفا داده بود، احمدي‌نژاد وظيفه داشت از قبل نظر مثبت رهبر معظم انقلاب را داشته باشد اما اين كار را نكرد لذا طبيعي است كه اگر رهبري چيزي را به مصلحت كشور ندانند، جلوي آن كار را خواهند گرفت كه گرفتند».

توکلی هم روایتی مکمل روایت دیگران درباره چرایی استعفای مصلحی دارد: «بايد مشخص شود كه چرا اين كار صورت گرفته و تغيير مصلحي به دليل تغيير معاون مورد حمايت رئيس دفتر رئيس جمهور بوده يا دليل ديگري داشته است». امروز مراسم تودیع معاونت هماهنگ‌کننده وزارت اطلاعات با حضور مصلحی برگزار شد. وزیر اطلاعات چند روز پیش سمت وی را تغییر داده بود.

Sem_440 کاربر نقره ای
|
تعداد پست ها : 3093
|
تاریخ عضویت : فروردین 1390 

از مهربانی قیصر امین‌پور

اویس رضوانیان

 
  کد مطلب : 74382 30 فروردين 1390 ساعت 12:52  


فرارو- اویس رضوانیان، نویسنده وبلاگ گاهک، در پست اخیر وبلاگ خود با عنوان داستان آن روز، خاطره خود را از سفر یک‌روزه‌ای به تهران در دوران نوجوانیش می‌گوید و دیدار با نویسندگان نامدار ادبیات کودک در ابتدای دهه هفتاد. متن کامل این پست را در ادامه می‌خوانید:
 
حكايتي از سال‌ها پيش در يادم مانده است كه هرچه اين‌جا و آن‌جا گشتم٬ نيافتمش. نمي‌دانم در كتاب درسي‌مان بود يا جايي ديگر و با اين‌كه حتي نام گوينده‌ش را هم به خاطر ندارم٬ اما آن‌قدر دلنشين بود كه هنوز بعد از گذر سال‌ها بعضي جمله‌هايش را از بر هستم. راوي خاطره‌اي از كودكي‌ش را نقل مي‌كرد كه در مسابقه‌ي بين مدرسه‌اي برنده‌ي جايزه‌اي شده بود. روزي كه قرار بود با مدير مدرسه‌ش براي گرفتن جايزه به محل اداره فرهنگ يا جايي برود٬ باران شديدي مي‌آمد كه راه‌ها و معابر را آب گرفته بود و ناگزير مدير مدرسه –براي اين‌كه جايزه از دست نرود- پاچه‌هايش را بالا زده بود و كودك را در ميان گل و لاي به كول كشيده بود و در همين حال هم مدام سخن‌هاي طيبت‌آميز مي‌گفت كه او را بخنداند. بعد از نقل اين خاطره٬ راوي چنين ادامه مي‌داد كه: آن روز در ذهن كودكانه‌ي خود تعجب كرده بودم كه چگونه مدير مدرسه مرا به دوش گرفته است و از ميان گل و لاي مي‌گذراند؛ اما امروز سال‌هاست كه قدر آن بزرگواري را نيك مي‌دانم و دريافته‌ام كه آن سخنان دلنشين را هم براي اين بر زبان مي‌راند كه من از بودن بر روي دوش مدير مدرسه‌م احساس سختي و خجالت نكنم و راه بر من كوتاه شود.

كسي اگر نشاني از اين حكايت دارد٬ دريغ نكند. حالا چرا اين را گفتم؟

سال 72 من تازه دستم به نوشتن باز شده بود. اولين چيز جدي‌اي كه نوشته بودم٬ داستان كوتاهي بود به نام "شانس" كه در سروش نوجوان چاپ شده بود. دقيقن مانند قصه‌هاي مجيد٬ من هم 10-20 تايي از آن شماره‌ي مجله خريده بودم و به هر كس كه ارادتي داشتم يا مي‌خواستم خودي نشان دهم٬ يك دانه‌ش را امضا مي‌كردم و هديه مي‌دادم. بالاي امضا هم مي‌نوشتم: به يار غار٬ آقا يا خانم فلاني. حالا اين كه چرا در آن مقطع تاريخي همه يار غارم شده بودند و اصلن آدميزاد در يك زمان چند يار غار مي‌تواند داشته باشد٬ خودش حكايت مجزايي‌ست كه بايد مورد تحليل روانشناسي قرار بگيرد. اما اجمالن قضيه‌ش اين بود كه مدتي قبل يكي از دوستان نزديك پدرم كتابي به او هديه كرده بود كه اولش اين را نوشته بود و من هم كه از اين عبارت و طمطراقش خوشم مي‌آمد٬ مترصد فرصتي بودم كه جايي به كارش ببرم و خدا هم فرصت مناسبي را پيش پايم گذاشته بود تا خفه كنم خودم را با اين اصطلاح يار غار.

خلاصه مدتي كه گذشت و تمام مجله‌ها را به اين و آن هديه دادم٬ كم‌كمك سروصداها خوابيد و يارهاي غار هم رفتند و پشت‌سرشان را نگاه نكردند؛ علي ماند و حوضش. احساس نويسنده‌ي مشهوري را داشتم كه در حال فراموش شدن است و بايد كاري كند تا جامعه‌ي ادبي از يادش نبرد. گمان مي‌كردم با همان يك داستان بند‌تنباني‌اي كه نوشته بودم بايد هر روز و هر شب به مجامع ادبي دعوت شوم و دست‌كم هفته‌اي يك‌بار مراسم بزرگداشتي چيزي برايم برگزار شود كه البته نمي‌شد. امان از اين مردم بي‌فرهنگ قدرناشناس؛ با خودم مي‌گفتم و آه مي‌كشيدم. تا اين كه جرقه‌اي زد و فكري به سرم رسيد. بايد مي‌رفتم دفتر مجله‌ي سروش نوجوان و خودي نشان مي‌دادم. به هر حال من ديگر نويسنده‌اي بودم كه اثر مكتوبي در آن جريده داشتم و بديهي‌ترين حق من اين بود كه به دفتر مجله‌اي كه اثرم را چاپ كرده بود٬ سركشي كنم و با اهل قلم آشنا شوم و يقين حاصل كنم كه همه‌چيز سر جاي درستش است. بند و بلاي خانواده شدم كه بايد بروم تهران و آن‌جا كلي كار مهم دارم. آن زمان تهران رفتن به سهولت و دسترسي امروز نبود كه هر لحظه اراده كنيم٬ 3 ساعت بعدش تهران باشيم. دنگ و فنگي داشت. بايد دليلي براي رفتن مي‌بود. بايد هماهنگي‌اي مي‌شد. با كه بروم٬ كجا بمانم٬ كي برگردم. بليط اتوبوس هم مقوله‌اي بود براي خودش.

[همه‌ي اهل بابل كه در اوايل دهه‌ي هفتاد رفت و آمد به تهران داشتند٬ يادشان مي‌آيد آن ايران‌پيماي قرمزي را كه هر روز از ميدان 17 شهريور به مقصد تهران حركت مي‌كرد و البته آقاي فتاحي٬ مدير ايران‌پيما را كه در دوره‌اي حكم خدا را داشت كه هر كس را كه دلش مي‌خواست سوار اتوبوس مي‌كرد و به هر كس هم كه سر لج بود٬ مي‌گفت بليط تمام شده است. در واقع آن زمان‌ها ميزان نزديكي يا دوري با فتاحي مي‌توانست پارامتر بزرگي در موفقيت آدم‌هايي باشد كه رفت و آمد مكرر به تهران داشتند.]

به هر حال عجز و لابه‌هايم جواب داد و غرزدن‌هاي خانواده كه آخر در تهران چه‌كار داري كه بايد بروي٬ به گوشم نرفت و بالاخره در يك جمعه‌ي پاييزي و ابري مسافر ايران‌پيماي قرمز فتاحي شدم. داستان‌ها و يادداشت‌هايم را هم٬ ريز و درشت٬ همراه خود بار كرده بودم كه دست‌خالي نباشم. به هر حال نويسنده بايد ابزار كارش همراهش باشد. سوده٬ خواهرم كه سال قبلش دانشجوي تهران شده بود٬ مرا در ترمينال تحويل گرفت و مهمان خانه‌ي خاله‌م شديم. اول قرار بود سوده مرا با خود ببرد خوابگاهشان كه ظاهرن مسؤولان خوابگاه موافقت نكرده و گفته بودند به سن تكليف رسيده‌ام و اشكال دارد به خوابگاه دخترانه وارد شوم. آن زمان كه نمي‌دانستم منظورشان چه بوده است٬ ولي الان مي‌دانم كه اشتباه مي‌كردند. به سن تكليف نرسيده بودم.

علي‌اي‌حال٬ شنبه صبح٬ اول وقت سوده مرا رساند انتشارات سروش٬ تقاطع مطهري و مفتح٬ و قرار شد عصر بيايد دنبالم. حالا كار من چيست كه از صبح ساعت 8 تا عصر ساعت 5 بخواهم در دفتر سروش نوجوان بمانم و اصلن به دعوت چه كسي آمده‌ام و با چه كسي هماهنگ كرده‌ام٬ خدا مي‌داند.

نگهبان كارم را پرسيد و اين كه چه كسي را مي‌خواهم ببينم. لبخند بزرگوارانه‌اي زدم و دست در كيف سامسونتي كردم كه پدرم از كنفرانسي جايي گرفته بود و بخشيده بود به من. روي كيف هم با رنگ زرد درشت نوشته بود "بررسي راه‌هاي جلوگيري از پيشروي آب درياي خزر." مجله‌اي كه داستانم را چاپ كرده بود بيرون كشيدم و گذاشتمش جلوي نگهبان٬ همراه با نگاهي كه تو نگهبان دون چه مي‌داني با كدام نابغه‌ي ادبي طرف صحبت هستي. نيم‌نگاهي به مجله كرد و تلفن را برداشت و به كسي كه آن طرف خط بود چيزي گفت با اين مضمون كه پسركي آمده كه كارش معلوم نيست و مي‌خواهد بيايد بالا و از اين حرف‌ها. كه طرف هم گفت بگذاريد بيايد. طبقه‌ي فلان٬ اتاق فلان.

در اتاق را كه باز كردم٬ مردي را ديدم با ريش و موي خاكستري بلند٬ خوش‌چهره و دلنشين. سرش را از چيزي كه داشت مي‌نوشت بالا آورد٬ بلند شد و جلو آمد و خوش‌آمد گفت. تحويلم گرفت٬ بيشتر از آن‌چه فكرش را مي‌كردم. بيشتر از آن‌چه شايسته‌ش بودم.

قيصر امين‌پور را اولين و آخرين باري بود كه مي‌ديدم.

***

واقعيت اين است كه اگر بخواهم همه‌ي جزئيات آن روز طولاني را برايتان بگويم٬ يادداشتم بدل مي‌شود به يك چيز رمانتيك لوس و خسته‌كننده. پس به چند نكته‌ي كوتاه بسنده مي‌كنم:

1. تا عصر كه آن‌جا بودم٬ ديگراني هم آمدند: فريدون عموزاده خليلي و بيوك ملكي٬ كه در كنار قيصر امين‌پور٬ بهترين شوراي سردبيري تاريخ سروش نوجوان را تشكيل داده بودند و نوجوان‌هاي سال‌هاي 70-75 مي‌دانند آن تركيب٬ پس از آن ديگر هيچ زمان در اين مجله شكل نگرفت. مژگان كلهر هم آمد كه هميشه صداي نازكش را از پشت تلفن مي‌شنيدم و خيلي دلم مي‌خواست بدانم چه شكلي است. مهرداد غفارزاده هم آمد كه تعريف "سال‌هاي آواز ساري"اش را زياد شنيده بودم و بابل پيدايش نكرده بودم كه بخوانم. پدرام پاك‌آيين هم آمد كه مي‌دانستم بچه‌ي آمل است و شعرهايش را پيش‌ترخوانده بودم. افشين علا هم آمد كه بچه‌ي نور بود و سال‌ها قبل خانواده‌شان همسايه‌ي خاله‌ام‌اين‌ها بودند و دختر خاله‌م گفته بود اگر ديدمش٬ بهش سلام برسانم. همه‌ي كساني را كه اسمشان را شنيده بودم يا يادداشت‌ها و شعرهايشان را خوانده بودم و دلم مي‌خواست ببينمشان ديدم. يك‌جا ديدم.

2. اين‌كه مي‌گويند شانس با بچه‌هاست و خدا به دل بچه‌ها رفتار مي‌كند٬ دست‌كم براي من كه ثابت شده است. نه آن روز٬ بعدها فهميدم قيصر معمولن هفته‌اي يكي دو روز٬ آن هم چند ساعت محدود به دفتر سروش نوجوان مي‌آمد. آن روز مي‌توانست روز ديگري باشد. مثلن فردايش باشد كه من ديگر برگشته بودم بابل. ولي انگار خدا ديده بود با چه اميد و آرزويي خودم را به آن‌جا رسانده بودم؛ انگار ديده بود ايران‌پيماي قرمز فتاحي را كه با چه دردسري بليطش را گير آورده بودم؛ انگار ديده بود كه در خوابگاه خواهرم راهم نداده بودند و بعد با خودش گفته بود بگذار حال اساسي بهش بدهم. قيصر را نشانده بود آن‌جا٬ روبه‌روي من٬ يك صبح تا عصر كامل.

3. آن روز٬ از همان صبح علي‌الطلوع تا عصر كه خواهرم بيايد دنبالم٬ همان‌جا كنار دست قيصر امين‌پور نشستم و با سوال‌ها و حرف‌هاي صدمن‌يك‌غاز وقتش را گرفتم. يادداشت‌هاي ريز و درشتم را برايش خواندم و او هم به تك‌تكشان گوش داد و راهنماييم كرد. اين لابه‌لا به كارهاي خودش هم مي‌رسيد كه گاه مي‌ديدم با حرف‌هاي من حواسش از آن‌ها پرت مي‌شود. اما نديدم ذره‌اي ادب و مهرباني‌ش كم شود. بگويد پسرجان٬ مهمان يك ساعت٬ دو ساعت. نه مثل تو كه از صبح تا عصر مثل بختك نشسته‌اي كنار من و نمي‌گذاري به كارهايم برسم. سر ظهر دستم را گرفت و با خودش برد نهار. اصلن نپرسيد چه كسي تو را دعوت كرده است كه آمده‌اي اين‌جا. نگذاشت ذره‌اي احساس سختي و خجالت كنم. انگار او هم داستان ايران‌پيماي فتاحي را مي‌دانست.

4. آن زمان بچه بودم. حالا نه اين كه الان بزرگ شده باشم. ولي سال‌هاست كه وقتي برمي‌گردم و خاطره‌ي آن روز را مرور مي‌كنم٬ قدر آن همه بزرگواري را كه در حقم كرد٬ خوب مي‌فهمم. مانند همان حكايتي كه اول گفتم و كودكي كه سال‌ها بعد قدر محبت و بزرگواري مدير مدرسه‌شان را دريافت.

5. عصر٬ موقع خداحافظي٬ كتاب "سال‌هاي آواز ساري" مهرداد غفارزاده را –كه فهميده بود بابل پيدايش نكرده‌ام- امضا كرد و بهم داد به يادگار. بالاش هم به خط خوش نوشت: تقديم به دوست خوب و برادر صاحبذوقم آقاي رضوانيان. تعارف كرد باز هم به سروش نوجوان سر بزنم. ديگر بيشتر از اين امكان نداشت كسي يك جوجه‌نويسنده‌ي 12 ساله را تحويل بگيرد كه او گرفت. همه‌ي آن‌چه از اين سفر و ديدار مي‌خواستم گرفته بودم. چيز ديگري نمي‌خواستم.

6. بعد از اين ديدار٬ ديگر تا مدت‌ها در اهدانامه‌هايم٬ همين را كه او برايم نوشته بود٬ من هم براي اين و آن مي‌نوشتم. يكهو همه‌ي يارهاي غارم تبديل شدند به دوستان خوب و برادران و خواهران صاحبذوقم.

7. دو سه روز ديگر سالروز تولد قيصر است. خدا بيامرزدش. اما من هنوز كه هنوز است و پس از گذشت 18 سال٬ وقتي از جلوي آن ساختمان 7 طبقه‌اي نبش تخت‌طاووس-مفتح مي‌گذرم٬ ياد روزي مي‌افتم كه خدا قيصر را يك صبح تا عصر كامل نشاند آن‌جا تا به حرف‌هاي بي‌خود و با‌خود من گوش دهد. انگار هر دو٬ هم خدا و هم قيصر٬ ناگفته مي‌دانستند داستان اميد و آرزوهايم را. داستان فتاحي و آن اتوبوس قرمز بابل-تهرانش را.