اخبارفرهنگی
خبرگزاري فارس: مديركل ارزيابي پژوهشي جامعةالمصطفي(ص) العالميه، ايجاد فرصتهاي برابر اقتصادي را لازمه دستيابي به جهاد اقتصادي دانست و گفت: اگر دولت يا حكومت اين فرصتها را در جامعه براي همگان ايجاد نكند؛ جهاد اقتصادي محقق نخواهد شد.
حجتالاسلام والمسلمين علي الهيتبار، در گفتوگو با خبرنگار آئين و انديشه خبرگزاري فارس در خصوص جهاد اقتصادي عنوان كرد: مقام معظم رهبري دهه اخير را «دهه عدالت و پيشرفت» نامگذاري فرمودند، لذا اگر از اين منظر به بحث نگريسته شود خواهيم ديد كه بحث جهاد اقتصادي يكي از اين قطعات پازل مدنظر ايشان است و بر اساس همين ديدگاه، مبحث جهاد اقتصادي معنادار ميشود.
وي اظهار داشت: در واقع مقام معظم رهبري با نامگذاري امسال به نام «جهاد اقتصادي» در پي ايجاد انگيزه به ويژه عمدهسازي و افزايش انگيزههاي ديني در اين موضوع هستند و شايد اگر بخواهيم كمي دنياييتر به آن بنگريم؛ اصطلاح جهش اقتصادي مطرح ميشود اما ايشان با توجه به رويكردهاي ارزشي و باورهاي هستيشناسانه اسلامي از آن به جهاد اقتصادي تعبير كردند.
مدير برنامهريزي پژوهشي جامعةالمصطفي(ص) العالميه در ادامه افزود: نيتها، انگيزههاي معنوي و آنچه كه از اقتصاد مدنظر داريم اين است كه اقتصاد ابزاري براي دستيابي به هدف شمار ميرود كه بايد درجهت سعادت انسانها به كار رود، بنابراين اقتصاد اسلامي همان جهش اقتصادي اما با انگيزههاي ديني است تا اين جهش را در مسير سعادت انسان كه همان مقام خليفةالهي است، قرار دهيم.
وي با بيان اينكه بايد فرهنگ كار و تلاش در يك جامعه وجود داشته باشد تا بتوان بحث جهاد اقتصادي را مطرح كرد، افزود: مقام معظم رهبري نسبت به اين موضوع كاملاً هوشمندانه عمل كردند به طوري كه سال گذشته را سال همت مضاعف و كار مضاعف نام نهادند كه هم راستا با بحث جهاد اقتصادي است و درواقع ايشان در سال گذشته براي جهاد اقتصادي زمينهسازي كردند.
الهيتبار اضافه كرد: وقتي سالي به يك عنوان خاص نامگذاري ميشود؛ ناخودآگاه ذهن انسان متوجه برخي از مسائل ميشود كه مثلاً كشور ما نيازمند كار بيشتري است و بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري متوجه ميشويم كه در جهاد اقتصادي نه تنها جهش نيز مدنظر ايشان بوده بلكه كار مضاعف ميتواند زمينهساز جهاد اقتصادي با انگيزههاي معنوي باشد.
وي جهاد اقتصادي را ابزار معنوي و اقتصادي براي رسيدن به اقتصاد اسلامي دانست و گفت: هدف از اقتصاد اسلامي همان عدالت فراگير اقتصادي در جامعه اسلامي است لذا جهاد اقتصادي، تحقق چشمانداز اقتصادي نيست بلكه بحث جهش اقتصادي با رويكرد انسان خدامحور را در بر دارد.
مدير كل برنامهريزي و ارزيابي پژوهشي جامعةالمصطفي(ص) العالميه در خصوص رابطه جهاد اقتصادي و تحقق عدالت بيان داشت: اگر منظور ما از عدالت برابري فرصتها باشد به نظر ميرسد وجود فرصتهاي برابر در اقتصاد براي همگان يكي از زمينههاي لازم براي دستيابي به جهاد اقتصادي است و اگر دولت يا حكومت اين فرصتها را ايجاد نكند عملاً جهاد اقتصادي محقق نخواهد شد و اين به مانند سربازي است كه ابزار لازم براي جنگ را نداشته اما اشتياق جنگيدن را دارد.
وي اظهار داشت: به گونهاي ديگر نيز ميتوان عدالت را در نظر گرفت و آن هم اينكه عدالت را به عنوان چينش شايسته كارها، اشخاص و فرصتها در نظر گرفت و اين يعني تعادل در چينش كه اگر از اين منظر به مسئله عدالت نگريسته شود باز هم زمينه و بستري براي جهاد اقتصادي نياز است كه البته رابطه آنها يك رابطه دو سويه است و در اين صورت زمينه جهاد اقتصادي كه همان جهش را در بر دارد منجر به ايجاد عدالت در سطح اقتصادي خواهد شد.
الهيتبار خاطرنشان كرد: با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در خصوص نامگذاري سالها تحت عناويني مانند اصلاح الگوي مصرف، همت مضاعف و يا جهاد اقتصادي در مييابيم كه ايشان همواره بر كنترل مصرف، تقدم توليد بر مصرف و مصرف بهينه در منابع انرژي، كالا و خدمات، تأكيد دارند و به طور كلي ايشان تعابير اقتصادي را به عنوان ايجاد يك فرهنگ مطرح ميكنند.
وي گفت: اميدواريم در آينده شاهد مصرف بهينه در اجتماع باشيم كه در اين صورت نه تنها جامعه توليدگر افزايش خواهد يافت بلكه مازاد توليد خود را به گونهاي طراحي ميكند كه كالا و خدمات را نيز در اختيار ديگران قرار دهد و اين مسئله، در نهايت قدرشناسي نسبت به نعمتهاي الهي را در بر خواهد داشت.
مدير كل برنامهريزي و ارزيابي پژوهشي جامعةالمصطفي(ص) العالميه در پايان به بيان نقش حوزههاي علميه در راستاي تحقق جهاد اقتصادي پرداخت و افزود: به اعتقاد بنده حوزههاي علميه ميتوانند در طراحي اهداف كاربردي، مباحث نظري و پيشبيني سياستهاي لازم بر تحقق شعارهاي بسيار ارزشمند مقام معظم رهبري، اقدام كنند از اينرو دولت هم به عنوان طرف ديگر قضيه نيز بايد متقاضي اين جريان باشد.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: آمنه دولتآبادي، شاعر جوان كشورمان از انتشار اولين كتاب شعرش با عنوان «سرخترين سيب بهشت» خبر داد.
آمنه دولت آبادي شاعر جوان كشورمان در گفتوگو با خبرنگار فارس از انتشار اولين كتاب شعرش خبر داد و گفت: انتشارات فصل پنجم كتاب «سرخترين سيب بهشت» را در دست چاپ دارد كه اين كتاب با حمايت وزارت ارشاد منتشر ميشود.
وي درباره قالب شعرهاي كتاب اظهار داشت: همه شعرهاي كتاب در قالب غزل سروده شدهاند كه از نظر موضوعي در دو دسته اشعار آييني و اشعار عاشقانه آمدهاند.
وي افزود: بيشتر شعرهاي آييني كتاب برگزيده جشنوارههاي شعر هستند.
دولت آبادي درباره تعداد شعرهاي كتاب و زمان سرودن آنها گفت: جمعا 55 غزل در كتاب آمدهاند و اين شعرها منتخبي از شعرهايي است كه در 5 سال اخير سرودهام.
انتشارات فصل پنجم «سرخترين سيب بهشت» سروده اين شاعر جوان و برگزيده جشنوارههاي علوي و رضوي و اصحاب كهف را به نمايشگاه كتاب ميرساند.
انتهاي پيام/و
خبرگزاري فارس: براي تحقق جهاد اقتصادي، نهادينهشدن پايههاي اقتصاد اسلامي در جامعه ضروري است و به همين منظور مردم بايد ضمن آشنايي با آموزههاي اصيل اقتصاد اسلامي و بهكارگيري آن، نخستين گام حركت جهادگونه خويش را در جهاد اقتصادي برداشت.
به گزارش خبرنگار آئين و انديشه فارس، مقام معظم رهبري با نامگذاري امسال به عنوان «جهاد اقتصادي» ملت بزرگ ايران را به امري جهادگونه در عرصه اقتصادي فراخواندند، جهادي كه ريشه در قرآن و سيره اهل بيت عليهمالسلام دارد و حضرت آيتالله خامنهاي با گوشزد كردن اين نكته، همه اقشار جامعه را به تلاشي مضاعف و خستگي ناپذير دعوت كردند.
بديهي است، دين مبين اسلام با سرلوحه قراردادن امور اقتصادي در اركان اجتماعي و فردي مسلمين، راه را براي پيشرفت همهجانبه جامعه اسلامي هموار ساخته است، اينكه جهاد اقتصادي شامل چه مواردي ميشود و چگونه ميتوان به اين مهم دست يافت، به بررسي بيشتر اين موضوع از منظر قرآن و روايات ميپردازيم.
براي تحقق جهاد اقتصادي لازم است، پايههاي اقتصاد اسلامي در جامعه نهادينه شود و مردم با آموزههاي اصيل اقتصاد اسلامي آشنا شده و با بهكارگيري آن در زندگي روزمره، نخستين قدم حركت جهادگونه خويش را در جهاد اقتصادي بردارند. اسلام افراد جامعه را براي كسب روزي حلال به پركاري و تلاشي مضاعف در امر اقتصادي توصيه ميكند، ائمه معصومين به عنوان پرچمداران جهاد اقتصادي در اين امر عبادي و خداپسندانه الگويي گويا براي مسلمانان هستند.
* بهدستآوردن روزي حلال عبادت است
در روايت است، امام صادق عليهالسلام روزي به شدت مشغول فعاليت كشاورزي بودند و سخت عرق ميريختند، از اين بابت فردي به حضرت اشكال گرفت. ايشان فرمودند «سخت كوشي انسان، او را شامل يك رحمت ويژه از سوي پروردگار خواهد كرد كه من نيز به اين نگاه ويژه و به اين رحمت خداوند نيازمند هستم».
رسول اكرم صليالله عليه وآله وسلم دست كارگرى را كه بر اثر كار و فعاليت ورم كرده بود، بلند كرد و فرمودند: «اين دستى است كه هيچگاه آتش جهنم آن را نمى سوزاند؛ اين دستى است كه خدا و رسولش آن را دوست مى دارد، كسى كه از دسترنج خود روزىاش را فراهم كند، خداوند با نظر رحمت به او مىنگرد».
اميرالمؤمنين عليهالسلام در خصوص اهميت كار نزد خداوند ميفرمايد: «همانا خداوند بنده پيشهور امين را دوست دارد».
اهميت دنبال روزي حلال رفتن تا آنجايي است كه حضرت محمدبنعبدالله صليالله عليه وآله وسلم ميفرمايد: «عبادت 10 جزء است كه دنبال روزي حلال رفتن معادل 9 جزء آن است» و «شخصي كه براي انجام رزق حلال تلاش ميكند، مانند مجاهدي است كه در راه خدا زحمت ميكشد».
* مديريت متعادل مالي، خواسته اسلام است
براي نهادينه شدن پايههاي جهاد اقتصادي در جامعه لازم است كه برخي از عادتها ناپسند از جامعه رنگ باخته تا شرايط براي حركت روبه سريع جهاد اقتصادي فراهم شود، قرآن كريم در اين راستا اولين قدم را جلوگيري از اسراف بيان ميكند و ميفرمايد: «وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»؛ زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد. (انعام ، 141) و ضمن آنكه اسراف را در هزينهها ممنوع ميداند، مصرف تفريطي و زهد افراطي را نيز مردود ميشمارد و مسرفين را برادران شيطان مينامد «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ». (اسراء، 27)
لذا توجه به اسراف در همه زمينهها و ابعاد زندگي و كاري انسان ضروري است، چرا كه سرمنشأ بسياري از هدر رفتن منابع ملي ميشود و اقتصاد جامعه اسلامي را متزلزل مينمايد، به طور مثال در زندگي فردي هرگاه وسيلهاي به نظر ميرسد، كارايي ندارد به دور انداخته ميشود، اما غافل از اينكه شايد براي افراد ديگري قابل مصرف باشد، يا چشم هم چشميها و علاقه زياد به مد اعم از منسوجات و وسايل صوتي و تصويري جامعه را به سوي مصرفگرايي بيشتر سوق ميدهد، در مورد نكوهش تبذير و منع اسراف، صحف آسماني چه شيوا بيان ميكند «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»؛ و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راهمانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن. (اسراء، 26)
البته نبايد به بهانه اسراف از درست مصرف كردن دست شست، خداوند خطاب به رسولش در خصوص دستورالعمل اسلامي در تنظيم امور معيشت ميفرمايد: «وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا»؛ و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار [هم] گشادهدستى منما تا ملامتشده و حسرتزده بر جاى مانى. (اسراء، 29)، به گونهاي كه انسان نه آنقدر عرصه را برخورد تنگ بگيرد و نه چنان ولخرجي كند كه ديگر آهي در بساط نداشته باشد، بلكه با رعايت جانب اعتدال در مسايل اقتصادي با خيالي راحت زندگي خود را اداره نمايد.
* دست نااهلان از فعاليتهاي اقتصادي بايد كوتاه شود
از اقدامات ديگر ميتوان به بازداشتن غير متخصصان از تصرف در اموال و دخالت در برنامههاي اقتصادي نام برد، «وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»؛ و اموال خود را كه خداوند آن را وسيله قوام [زندگى] شما قرار داده به سفيهان مدهيد و[لى] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد و با آنان سخنى پسنديده بگوييد. (نساء، 5)
* حذف كامل رشوه و ربا از جامعه، جهادي اقتصادگونه ميطلبد
همچنين جلوگيري از پرداخت رشوه بايد در صدر كارهاي جهاد اقتصادي قرار گيرد و مسئولين با سازماندهي بازرسين و تلاش جدي در خنثيسازي و محو كامل آن در سازمانهاي حكومتي همت گمارند: «وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ»؛ و اموالتان را ميان خودتان به ناروا مخوريد و [به عنوان رشوه قسمتى از] آن را به قضات مدهيد تا بخشى از اموال مردم را به گناه بخوريد در حالى كه خودتان [هم خوب] مىدانيد. (بقره، 88)
* پرداخت زكات به بركت مال در نظام اسلامي منجر ميشود
نهادينه كردن فرهنگ زكات در جامعه توسط نهادهاي ديني نظام و بيان اينكه زكات همطراز نماز است، زكات را بيش از بيش در جامعه تسري دهند، «وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ»؛ و نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد و با ركوعكنندگان ركوع كنيد. (بقره،43)
امام علي عليهالسلام درباره اهميت زكات ميفرمايد: اي كميل! بركت در مال كسي است كه زكات دهد و بخشي از مال خويش را به مؤمنان ديگر بخشد و (با امكاناتي كه دارد) به زندگي خويشاوندان برسد.
* انفاقكننده، نايب خداوند در زمين است
گاهي برخي از مسائل بنيادي اسلام به ورطه فراموشي سپرده ميشود مانند انفاق، اما شايد ذكر اين مورد خالي از لطف نباشد كه قرآن كريم انفاق را در رديف ايمان به خداي متعال قرار دادهاست و آن را عملي نيابي به شمار ميآورد، يعني كسي كه انفاق ميكند، چيزي از مال خود نميدهد، بلكه به عنوان نايب از مالك اصلي (خداوند متعال) آن را ميبخشد: «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِير»؛ به خدا و پيامبر او ايمان آوريد و از آنچه شما را در [استفاده از] آن جانشين [ديگران] كرده انفاق كنيد، پس كسانى از شما كه ايمان آورده و انفاق كرده باشند، پاداش بزرگى خواهند داشت. (حديد، 7)
پيامبر صليالله عليه وآله وسلم به روايت امام صادق عليهالسلام فرمودند: «ما پيامبران براي جمع آوري مال انگيخته نشديم، بلكه براي انفاق كردن آن انگيخته شديم.
امام علي با پسنديده دانستن انفاق ميفرمايد: انفاق مال دنيا، پسانداز كردن است كه براي انفاق كننده ميماند و نگاه داشتن آن (و بخل ورزيدن) اندوه است و گرفتاري.
* انباشت كردن مال در صدر برنامههاي انسان مومن قرار ندارد
در جامعه ايماني انباشت ثروت و استفاده نكردن آن در جامعه اسلامي و به حركت در نياوردن آن در چرخه اسلامي امري مذموم شمرده شده است و قرآن مجيد، مال را فتنهاي ميداند كه مايه گرفتاري و آزمون بشر است و انسان موحّد و متعهد به دين، نبايد آن را قطب زندگي و فعاليّتهاي خويش قرار دهد «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»؛ و بدانيد كه اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است. (انفال، 28)
لذا سرمايهداران و ثروتمندان جامعه با توجه به اين موضوع، سعي كنند كه طبق فرمايش رهبري معظم با استفاده صحيح از اين نعمت الهي ، در پيشرفت اقتصادي جامعه سهيم باشند و متوجه باشند كه همه اموال از آن خداست و زندگي دنيايي به زودي پايان خواهد پذيرفت و در درگاه خداوند بايد پاسخگو باشند، «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُور»؛ بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزونجويى در اموال و فرزندان است، چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد، سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست. (حديد، 20)
امام علي عليهالسلام درباره مذمت انباشت كردن مال ميفرمايد: بدانيد كه فزوني مال، مايه تباهي دين و قساوت دل است.
پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي يكي از معضلاتي كه ممكن است در آينده گريبانگير جامعه اسلامي ما باشد، خوياشرافيگري و تجملگرايي است، لذا امام خامنهاي با درك اين موضوع با ناميدن امسال به نام جهاد اقتصادي، اين مهم را گوشزد كردند، چرا كه در اثر آن جامعه مصرفگرا خواهد شد و از توليدات باز خواهد ماند، قانون اساسي اسلام در اين خصوص ميفرمايد: «وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا»؛ و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم، خوشگذرانانش را وا مىداريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم شود، پس آن را [يكسره] زير و زبر كنيم. (اسراء، 16)
بنابراين تحقق جهاد اقتصادي در همه امور نيازمند همكاري همه جانبه اقشار مختلف جامه اعم از پير و جوان، مرد و زن در همه سطوح فعاليت اجتماعي مانند دانشگاهي، حوزوي، دولتي، خصوصي و حتي بازاري است، به طوري كه جوان با بكارگيري از نيرو و استعداد جواني خويش در امر تهذيب و تعليم كوشا باشد، دانشگاهي با توليد علم و دانش و حركتي جهادگونه به ارتقاي علمي ايران اسلامي در جهان كمك نمايد، حوزويان با بيان مباني اقتصاد اسلامي و فروعات آن چراغ هدايت جامعه باشند، بازاري با دادن اطلاعات درست به خريدار و فروشنده، جلوگيري از احتكار و انحصار، تشويق رقابت و بطور كلي شفاف سازي در بازار به بالابردن كارآيي اقتصاد كشور كمك كنند تا ايران بتواند در پس تحريمهاي بينالمللي كه از اول انقلاب تا كنون ادامه دارد به بالاترين حد شكوفايي و پيشرفت برسد و به الگويي بينظير براي ديگر كشورهاي مسلمان تبديل شود.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: حجتالاسلام صديقي با تأكيد بر اينكه «حجاب» سنگر محكمي براي زنان محسوب ميشود، گفت: «حجاب» تيري است كه استكبار را سرافكنده ميكند و بالاترين جهادي است كه در حمايت جدي از حريم ولايت مطرح ميشود.
حجتالاسلام والمسلمين كاظم صديقي در گفتوگو با خبرنگار آئين و انديشه خبرگزاري فارس در ارتباط با نقش بانوان در دفاع از ولايت با تأسي به حضرت زهرا عليها السّلام اظهار داشت: شناخت جايگاه ولايت، تبليغ جايگاه آن، حضور در صحنههاي مختلف و حمايت از ولايت تا مرز جان از وظايف هر مسلماني به شمار ميرود كه بايد با الگو قرار دادن دخت مكرم نبي اسلام، در اين زمينه تلاش كنند.
وي، حضور بانوان را كنار مردان در اجتماع يك تجربه جديد در انقلاب ايران دانست كه زنان توانستند به تمام معنا در آن ايفاي نقش كنند و در ادامه عنوان كرد: زنان با حضور در ميدانهاي نبرد، همراه با كودكان در آغوش گرفته شده كه با يك گلوله به هم دوخته ميشدند؛ جزو شهداي دسته اول قتلگاه 17 شهريور بودند. در واقع، عملكرد اين زنها همان قدم نهادن در مسير حضرت زهرا عليها السّلام بود.
خطيب نماز جمعه تهران تصريح كرد: حجاب زنها، خود تيري به قلب استكبار است كه در بسياري از كشورهاي اروپايي به اهميت آن پيبردهاند و حجاب سنگر محكمي براي زنان محسوب ميشود؛ سنگري كه استكبار را سرافكنده ميكند. از اينرو حفظ حضور زنان، توأم با عفاف و حجاب، مهمترين و بالاترين جهادي است كه در مقابله با جنگ نرم، استكبار و در حمايت جدي از حريم ولايت مطرح ميشود.
وي با بيان اينكه در واقع، خود حجاب همان احياي سنتهاي ارزشي و تحكيم سنگرهايي است كه شيطان در آنها دچار آسيب شده، تأكيد كرد: اين سنگرها بستر مناسبي براي ساختن مردان بزرگ محسوب ميشود چرا كه بانويي خودساخته با رعايت حجاب مانند سربازي است كه در ميدان جنگ لباس رزم بر تن كرده است، بنابراين حجاب، نوعي لباس رزم در مقابل ضدارزشها به شمار ميرود.
انتهاي پيام/ك*
خبرگزاري فارس: آيتالله مجتبي تهراني در درس اخلاق خود با موضوع «حيا» گفت: اگر جامعهاي بخواهد اسلامي باشد بايد حيا را تقويت كرد نه بيحيايي را؛ همه چيز از درون حيا ميآيد.
به گزارش خبرگزاري فارس، جلسات درس اخلاق و معارف اسلامي آيتالله مجتبي تهراني به مناسبت ايام فاطميه(ع) اول از 25 تا 29 فروردين در خيابان ايران، كوچه شهيد ملكي برگزار ميشود.
متن كامل چهارمين جلسه دروس اين مرجع تقليد با موضوع «حيا» كه روز دوشنبه 28 فروردينماه و بعد از اقامه نماز مغرب و عشا برگزار شده است در پي ميآيد.
متن، صوت و فيلم اين جلسات در پايگاه اطلاعرساني حضرت آيتالله مجتبي تهراني به نشاني www.mojtabatehrani.ir در دسترس علاقهمندان قرار ميگيرد.
* مروري بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به "حيا " بود. عرض كردم يكي از مشكلات اساسي جامعه ما، همين مسأله رواج بيحيايي در روابط گوناگون ديداري، گفتاري و شنيداري است. گفته شد كه حيا فريضهاي از فرايض انساني است كه بازدارنده انسان از اعمال زشت و قبيح ميباشد. در آخر جلسه گذشته رابطه بين عقل عملي و حيا را مطرح كردم و رواياتي هم در اين رابطه خواندم. روايت از علي عليهالسلام بود كه فرمودند: «اعقل الناس احياهم»، عاقلترين مردم، باحياترين آنها است. بعد رابطه حُسن و قُبح با اعمال شرعيه را كه اين هم رابطه با حيا است، مطرح كردم وگفتم كه احكام شرعيه ما بر محور مصالح و مفاسد است، مصلحت و مفسده همان حُسن و قُبح است. اگر مصلحت اهمّي باشد، حكم الزامي ميآيد و آن عمل واجب ميشود و اگر مفسده، مفسده ملزمه باشد حكم حرمت ميآيد. آخر جلسه گذشته عرض كردم كه مصلحت و مفسده همان حُسن و قُبح است و احكام شرعيه ما هم بر همين محور است؛ لذا رابطه مستقيم با حيا دارد كه برايتان توضيح ميدهم.
* حسن و قبح درجه دارد
حُسن و قُبح نسبت به بايدها و نبايدها است كه به آنها احكام يا اعمال ميگوييم. در اين شكي نيست كه زيبايي يك عمل با زيبايي عمل ديگر مساوي نيست. خود انسان درك ميكند كه يك عمل زيبا است، يك عمل ديگر را هم ميبيند كه زيبا است، امّا اين دو را با هم مقايسه ميكند، اين مراتب حسن و قبح است.
بعد قُبح اعمال هم همينطور است، يك عمل زشت است، يك عمل زشتتر است. سيلي زدن به صورت غير زشت است، قتل هم زشت است، امّا آيا اين دو مساوي هستند؟ نه. لذا ميگويند: حُسن و قُبح داراي مراتب است.
* تبعيت احكام از مراتب مصلحتها و مفسدهها
احكام ما كه بايد و نبايدها است چون بر محور حسن و قبح است، اگر مصلحت ملزمه باشد، حكم الزامي و جدّي است كه نبايد ترك كني. اگر از آن طرف مفسده زياد باشد، نبايد انجام دهي. اين مصلحت و مفسده مراتب دارد، آنهايي كه اهلش هستند ميفهمند، ما احكام واجب داريم و از آن طرف احكام مستحب داريم، مستحب آنجايي است كه انجام عمل رجحان دارد، يعني انجام دادن با انجام ندادنش فرق ميكند؛ در انجام دادن يك چيزي نصيب انسان ميشود، لذا ميگويند: اين كار رجحان دارد؛ امّا مصلحت، ملزمه نيست يعني به اندازهاي نيست كه لازم باشد، حتماً آن كار را انجام دهي. در باب مكروهات هم همينطور است. لذا تمام بايدها و نبايدها در شريعت اسلام بر محور "مصلحتها و مفسدهها " و "حُسنها و قُبحها " است، هميشه اينطور است.
* شكر منعم امري فطري است
چون من سراغ احكام شرعيه آمدم، ميخواهم حيا را در اين فضا بحث كنم. ما در باب شكر مُنعِم بحثي داريم كه يك امر فطري است. از همان فطريات انسان است، يعني اگر كسي به آدم محبتي كرد، احساني كرد، انسانيت اقتضا ميكند كه از آن تشكر كنيم. اين مطلب، چيزي نيست كه قابل انكار باشد، مگر اينكه شخصي مسخ شده باشد. شكر انواعي دارد، شكرِ قلبي داريم، زباني داريم، عملي داريم. حتي در روايات اين تعبير آمده است كه "الانسان عبيد الاحسان ". انسان بنده احسان است.
ما الآن داريم در منطقه شريعت بحث ميكنيم، چون وارد احكام شرعيه شديم. كساني كه خودشان را متدين ميدانند، مسلمان ميدانند، مؤمن ميدانند و ميگويند ما معتقد به مبدأ و معاد هستيم، اينهايي كه مدعي هستند كه تمام نعمتهايي كه در اختيار ما است چه متصل و چه منفصل خدا به ما داده است، بحث درباره احكام شرعيه، مربوط به اينها است. عقل عملي جز غرايز و فطريات است، اين عقل اقتضا ميكند كه انسان از كسي كه به او نيكي كرده است، به نحوي تشكر نمايد.
عقل عملي، تشكر را لازم ميداند
مثلاً اگر كسي كادويي به من داد و محبتي كرد، من در صدد اين هستم كه يك وقت آن را جبران كنم، يك شرايطي پيش بيايد كه بتوانم جواب محبت او را بدهم، زمينهاي فراهم شود تا بتوانم جبران كنم كه از آن به "مكافات " تعبير ميكنيم، اين لزوم جبران را چه كسي به من ميگويد؟ از درون من است، هيچ احتياجي نيست كه ديگري به من تذكر دهد. خودم فطرتاً اينطور هستم. اينها همه عقل عملي است، تمام اينها دروني من است، خود درون من ميگويد كه جواب نيكي، نيكي است.
امّا اگر كسي بخواهد بر عكس عمل كند، يعني جواب نيكي را با بدي دهد، اينجا عقل تقبيح ميكند، خجالت ميكشد، حيا ميكند، لازم نيست كسي به من بگويد، خودم به خودم ميگويم: خجالت نميكشي كه فلاني اين همه به تو محبت كرده است، حال تو اينطوري با او رفتار ميكني و اينطوري سزا ميدهي؟!
دينداري يعني "انجام خواستههاي كسي كه همه چيز به ما داده است! "
در باب عمل به احكام شرعيه، اعم از الزامي و غير الزامي، يعني واجب، مستحب، حرام و مكروه همه اينها، وجدان انسان ميگويد: آن مُنعِمي كه به تو اين همه نعمت داده است، اين همه محبت كرده است حالا از تو عملي را خواسته است، پس جواب احسان او را بده! بايد تشكرت اين باشد كه به امر و نهي او جواب مثبت دهي. حالا ميخواهد درخواستش يك درخواست مثبت يا منفي باشد، اين هيچ فرقي نميكند. مثلاً مولا ميگويد: من اين كار را از تو ميخواهم، اين كار را براي من بكن! من گره از كارت باز كردم، اين گره را هم تو از كار من باز كن! حال اگر تو آن كار را نكني درونت تو را نكوهش ميكند. آيا منفعل نميشوي؟ منزجر نميشوي؟ خودت از خودت متنفر نميشوي؟ درونت به تو ميگويد: اين چه برخوردي است؟ حيا نميكني؟
* «حيا» پشتوانه عمل به همه احكام اسلامي است
من در تعبيراتم عرض كردم: حيا "انكسار النفس " است، انفعال در ربط با عمل قبيح است. عمل حرام، نزد عقل قبيح است، ترك واجب نزد عقل قبيح است. يعني غريزه حيا است كه موجب ميشود انسان به واجب عمل كند، همان غريزه حيا است كه موجب ميشود حرام را ترك كند. البته اين مطلب درجهبندي دارد.
كسي حيائش خيلي بيشتر است اين هم به واجب عمل ميكند و هم به مستحب، يكي حيائش كمتر است فقط به واجب بسنده ميكند. منظور اين است كه به فرد بستگي دارد كه آيا شخص بخيلي است يا اينكه واقعاً ميخواهد كادوها و نيكيهاي طرف مقابل را جبران كند. در باب حرام و مكروه هم همين است. پشتوانه عمل به احكام حيا است.
از خدا حيا كن!
حالا من در بُعد معرفتي وارد نشدم. آنجا بحث از "حيا من الله تعالي " است. گاهي هم در زبان ما است كه ميگوييم: از خدا حيا كن! از خدا خجالت بكش! اين تعبيري است كه ما خودمان ميكنيم. لذا پشتوانه تمام احكام شرعيه ما، بايدها و نبايدها عبارت از همين حيا است. حالا من آخر بحثم به سراغش ميروم. من اينهايي را كه ميگويم ميخواهم بر حسب آنچه كه در معارف ما است بحث كرده باشم.
* حيا كليد هر خيري است
اين تعبير را در روايات داريم، در روايتي از علي عليهالسلام است كه خيلي هم زيبا است، ميفرمايد: "الحيا مفتاحُ كلّ خير " يعني هر عمل نيكي كه از تو سر بزند كليدش حيا است. واجب خير است، مستحب خير است، ترك حرام خير است. من طلبه هستم، كسي نگويد ترك جنبه عدمي است، نه خير، ترك، كفّ نفس است. كفّ نفس امر وجودي است، من دارم نفساني بحث ميكنم. جلوگيري و خودداري امر وجودي است نه عدمي. اگر روي يك چيزي حكم واجب نيامد يعني حرام است؟ خير! اينطور نيست.
"الحيا مفتاح كل خير " حيا كليد هر خيري است. روايت ديگري از علي عليهالسلام است كه ميفرمايد: "الْحَيَا سَبَبٌ إِلَى كُلِّ جَمِيل " حيا سبب هر عمل نيكي است كه انسان انجام ميدهد. روايت ديگري است كه ميفرمايد: "الحيا تمام الكرم و احسن الشيم ". غرضم اين است كه روايات متعددي داريم گفتم. اينها همه جز معارف ما است كه من در يك قالبي ميريزم و سطحش را پايين ميآورم. پشتوانه تمام اعمال خيري كه ما انجام ميدهيم حيا است و زير بناي تمام آن گناهاني كه ما ميكنيم، بيحيايي است، وقاحت است. حالا درست عكس است، از اين طرف، زير بناي تمام اطاعات حيا است.
* «حيا» منشأ ملكات حسنه است
در روايتي است كه اين را داود بن سرحان نقل ميكند از امام صادق عليهالسلام ميگويد: "قال اباعبدالله عليهالسلام: يَا دَاوُدُ إِنَّ خِصَالَ الْمَكَارِمِ بَعْضُهَا مُقَيَّدٌ بِبَعْضٍ " اين خصال زيبايي كه در انسان پيدا ميشود با هم رابطه دارند، حضرت اول رابطه را ميفرمايد، اين را خداوند تقسيم كرده است؛ " يَكُونُ فِي الرَّجُلِ وَ لَا يَكُونُ فِي ابْنِهِ وَ يَكُونُ فِي الْعَبْدِ وَ لَا يَكُونُ فِي سَيِّدِهِ " بله ممكن است يكي داشته باشد و يكي نداشته باشد. داشتن و نداشتنش را خدا تعيين كرده است. خصال يعني ملكه كه حالا من توضيح ميدهم. "صِدْقُ الْحَدِيثِ " اوّل، راستگويي، خود راست گويي از حيا نشأت ميگيرد، چون آخر روايت دارد "و رَأْسُهُنَّ الْحَيَا " چون من ميخواهم بخوانم تا به آخر برسم.
* «حيا» منشأ راستي در گفتار است
عقل عملي ميگويد دروغ زشت است، قبيح است حيا كن. نتيجهاش چه ميشود؟ آدم از هر چيزي كه بدش ميآيد به ضدش رو ميكند. معمولياش اين است كه به ضدش رو ميكند. قُبح دروغ من را به راستگويي ميكشاند، وقتي درك كردم كه دروغ زشت است، حيا ميكنم و دروغ نميگويم. "صِدقُ الحَديثَ وَ صِدْقُ الْيأْسِ "
چون هر كدام از اينها بحث دارد، من مجبورم اشارهاي رد شوم و بروم. يعني آدم در زندگياش كه مدعي است، متشرع است ميگويد: همه امور دست خدا است، مسبب الاسباب او است، از اين حرفها ميزند بعد ته دلش را كه ميبيني پول و رياست را مسبب الاسباب ميداند. تمام اميدش به پولها و رياست است، از اينها دل نبريده است. اينها لفظي است. "يأس " يعني انقطاع الي الله. بايد تو تمام اميدت خدا باشد.
در روايت بلافاصله بعد دروغ، يأس را ميگويد. صدق حديث از مكارم اخلاق است، يأس هم از مكارم است يعني انقطاع الي الله. اول اميد به پول و رياست نبند و بعد مدعي به ديانت شو! كسي كه مدعي به ديانت است اميد به پول و رياست نميبندد.
* حيا منشأ «بخشيدن» و «جبران كردن» است
"وَ إِعْطَا السَّائِلِ "كسي به تو مراجعه كرده است تمكن داري، ميتواني كمكش كني، امّا كمك نكني و ردش كني، خود وجدان تو ميگويد اين عمل تو قبيح است. باز همان حيا پشتوانه ميشود كه به او كمك كني. "وَ الْمُكَافَاةُ بِالصَّنَائِعِ " كه من در بحثم اين را مثال زدم. محبت كرده است، جواب محبت محبت است، جواب احسان احسان است.
حيا منشا "امانت داري "، "صله رحم " و ...
"وَ أَدَا الْأَمَانَةِ " خيانت در امانت زشت است، قبيح است. باز همينجا است كه عقل عملي انسان ميگويد قبيح است، حيا كن. حضرت همينجوري ميآيد يكي پس از ديگري بيان ميكند. "وَ صِلَةُ الرَّحِمِ " از خويشاوند نبُر. بريدن از خويشاوند زشت است. "وَ التَّوَدُّدُ إِلَى الْجَارِ وَ الصَّاحِبِ " نيكي كردن به همسايه. واقعاً وجدان ميگويد اذيت كردن همسايه كار خوبي نيست. "وَ قِرَى الضَّيْفِ " وجدان آدم از بي اعتنايي كردن به مهمان و از او پذيرايي نكردن، ناراحت ميشود.
* سرآمد همه خصال نيك «حيا» است
حضرت تك تك خصال نيك را بيان ميكند چه آنهايي را كه جنبههاي الزامي دارد و چه آنهايي را كه جنبه الزامي ندارد، همه را به داود بن سرحان ميفرمايد و مثال ميزند، بعد ميفرمايد: "وَ رَأسُهُنَّ الحَيا " سرآمدش حيا است، چون پشتوانه همه اينها حيا است.
روايت ديگري از پيغمبر اكرم است كه فرمودند: "قال رسول الله صليالله عليه وآله وسلم: وَ أَمَّا الْحَيَا فَيَتَشَعَّبُ مِنْهُ اللِّينُ وَ الرَّأْفَةُ وَ الْمُرَاقَبَةُ لِلَّهِ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ وَ السَّلَامَةُ وَ اجْتِنَابُ الشَّرِّ وَ الْبَشَاشَةُ وَ السَّمَاحَة " يعني همه خوبيها از حيا سرچشمه ميگيرد. درست مقابل هم. وقاحت، بي شرمي پشتوانه تمام خلافكاريها و معاصي در جامعه است. از آن طرف در باب عمل به احكام شرعيه پشتوانهاش حيا است.
* اسلامي شدن جامعه به با حيا شدن آن است
اگر يك جامعهاي بخواهد اسلامي باشد بايد حيا را تقويت كرد نه بيحيايي را. بايد حيا را تقويت كني، همه چيز از درون اين حيا در ميآيد. من اين را خواستم بگويم كه از بزرگترين مشكلات جامعه ما ترويج بيحيايي است.
* رابطه حيا با تقوا و ورع
رابطه بين حيا و عقل را گفتم، رابطه بين حيا و احكام شرعيه را هم گفتم، نگاه كنيد كلاسيك جلو ميآيم. حالا رابطه بين حيا و تقوا را ميگويم. هر چه سطح حيا بالا رود، سطح عمل هم بالا ميآيد. رابطه بين تقوا و ورع، يك وقت ميگويي ورع همدوش با تقوا است، يكي است، يك وقت ميگويي نه دو تا است. تقوا پرهيز از محرمات است، ورع پرهيز از مشتبهات هم هست. هرچه سطح حيا بالا رفت، مشتبه هم ترك ميشود. نميدانم اين غذا حرام است يا حلال تا نفهمم حلال است نميخورم. دست از مشتبه هم ميكشم. نميدانم اين حرف حرام است يا حلال است، حرف نميزنم. رابطه حيا و تقوا، حيا و ورع يك رابطه مستقيم است.
در روايتي دارد كه علي عليهالسلام فرمود: «مَن قَلَّ حَيائُهُ قَلَََّ وَرَعُهُ» حيا كه كم شد ورع هم كم ميشود. ورع جنبههاي عملي است. در روايت امام صادق تعبير خصال بود حالا من اين را توضيح بدهم كه بحثم را ببندم.
* كارايي حيا، پشتوانه جميع ملكات انساني
پشتوانه جميع ملكات و فضايل انساني است، ملكات حسنه است. ملكات بر اثر كثرت عمل به افعال حاصل ميشود. من قبلاً دربحثهايم گفتم، كاري را مكرر انجام دادي ملكه ميشود. ملكه كه شد ديگر به آساني انجام ميدهي، آن چيزي كه ملكه نشده است، انجامش سخت است. نماز خواندن ملكه شده هيچ سختي برايت ندارد. ملكات بر اثر تكرّر هستند. گفتيم ايمان مستمر، عمل مكرّر تقوا ساز است. امام تعبير به خصال ميفرمايند. همين حيا است كه موجب ميشود تو عمل خوب كني. همين حيا است كه موجب ميشود دست از عمل زشت برداري و اين ملكهات ميشود. زيربناي ملكات حسنه حيا است و كه زيربناي ملكات سيئه است؛ بيحيايي است.
"مَن قَلَّ حَيائُهُ قَلَََّ وَرَعُهُ " ورع از ملكات حسنه معنويه است. بحثم ادامه دارد من ديگر به اين بحث كشيده شدم، ساده تمام نميشود، تازه اوايل بحث حيا هستم. ما به اين نتيجه ميرسيم اين كه اسلام آمده حيا را مطرح كرده است، به اين دليل است كه يك نقش زير بنايي براي انسان سازي دارد. فرق تو باحيوان در حياي تو است.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: هنرمنداني كه تنها عشق و علاقه آنها را به روي صحنه تئاتر ميكشاند، پس از گذر سالها با موميايي مشكل مالي دست و پنجه نرم ميكنند، اين درحالي است كه مسئولان با سخناني متناقص اما به ظاهر دلگرم كننده مشكل جديدي را پيش روي هنرمندان تئاتر قرار ميدهند.
به گزارش خبرنگار تئاتر باشگاه خبري فارس «توانا»، اين روزها قراردادهاي گروههاي تئاتري و وصول مبلغ قرار داد آنها به يك معضل جدي تبديل شده، معضلي كه تكراري است اما بسيار مهم به حساب ميآيد. قراردادهايي كه منعقد و پرداخت نميشوند؛ اما به هر ترتيب گروهها به تمرين در پلاتوها پرداخته و سپس به اجراي عمومي ميروند و مسئولان براي گريز از اين بيقانوني، امضاي تفاهنامه را با گروه به ميان ميآورند.
به گفته معاونت هنري گروههاي هنري بدون بستن قرار داد هيچ نمايشي را روي صحنه نبرند و اين كه هيچ گروهي بدون داشتن قرار داد نبايد اجرا داشته باشد در غير اين صورت براي دريافت حقوق و دستمزد به ما مراجعه نكند. اين سخنان حميد شاهآبادي كاملاً قانوني و مورد تأييد است اما آيا جامه عمل به آن پوشانده ميشود؟
حسين مسافر آستانه رئيس مركز هنرهاي نمايشي نيز چندي پيش در زمينه تمرين گروههاي نمايشي در پلاتو و سپس به اجراي عمومي رفتن آنها، گفت: هيچ تمريني موجه نيست مگر اينكه كميته تخصصي شوراي حمايت تشكيل جلسه داده و برآورد نمايش را با توافق كارگردان اعلام كرده باشد، ممكن است قرار داد منعقد نشود اما بايد تفاهمنامهاي صورت گيرد تا بر اساس آن تمرينها آغاز شود.
گفتهها با شنيدهها متفاوت است اما تنها نقطهاي كه در اين زمينه مورد صدمه قرار ميگيرد، هنرمندان اين عرصه هستند، هنرمنداني كه تنها عشق و علاقه مطلق به تئاتر است كه آنان را به روي صحنه تئاتر مي كشاند هنوز پس از گذر سالها با موميايي مشكل مالي دست و پنجه نرم ميكنند؛ اين درحالي است كه مسئولان با سخناني به ظاهر دلگرم كننده براي هنرمندان، به تناقضاتي دست پيدا ميكنند كه خود مشكلي جديد در اين عرصه است.
بايد گفت كه علاوه بر وجود مشكلي به نام تناقض در كلمات، عدم تخصيص بودجه و كمبود آن نيز عامل اصلي بروز برخي مشكلات در تئاتر است.
به گفته رئيس مركز هنرهاي نمايشي در سال 89 درصدي از بودجه تئاتر تخصيص پيدا نكرده است اما چندي پيش معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در رابطه با بودجه تئاتر در سال 89 اين چنين گفت: بودجه تئاتر در سال 89 به پرداخت ديون سال 88 اختصاص يافته است.
بيان گفتارهاي متناقض، توانايي حل مشكلات مالي تئاتر را نخواهد داشت بنابراين با وعدهها و اميدواري حركتي از پيش نخواهد رفت؛ خبرها حاكي از آن است با توجه به اين كه بودجه جشنواره تئاتر فجر مجزا است اما هنوز تسويه نشده است كه اين نيز بسيار موضوعي تأسف بار محسوب ميشود.
نياز است در اين زمينه پس از بررسيها و پيگيريهاي متعدد از مراجع مربوطه درخواست، راه حلي براي عرصهاي كه به عنوان مادر هنر و فرهنگ در هر كشوري محسوب ميشود، جستوجو كرد.
اگر چه هنرمندان زيادي در اين رابطه براي رهايي از اين گونه معضلات نامههاي متعددي را به مسئولان بالادستي ارسال كردهاند اما گويا هنوز به جواب و نتيجه مناسب دست پيدا نكردهاند البته با توجه به اينكه دولت دهم نگاه ويژهاي به بحث فرهنگ و هنر به خصوص در دور سوم سفرهاي استاني دارد، اميد است به زودي يكي از مشكلات تئاتر كه بحث مالي است به
ملكرد دستگاههاي فرهنگي/1
خبرگزاري فارس: يك استاد دانشگاه با انتقاد از عملكرد دستگاههاي فرهنگي از جمله سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي گفت: هرگونه كوتاهي و قصور در صدور انقلاب ما با فعاليت دشمن جبران خواهد شد و اين امكان وجود دارد كه آنها اين مسير بيداري اسلامي آغاز شده را از مسير منحرف كنند.
محمدصادق كوشكي در گفتوگو با خبرنگار فرهنگي فارس درباره عملكرد دستگاههاي فرهنگي كشور از جمله سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به عنوان دستگاه ديپلماسي فرهنگي جمهوري اسلامي در جريان انقلابهاي منطقه و در جهت صدور فرهنگي انقلاب اسلامي گفت: بنده چيزي از فعاليتهاي دستگاههاي فرهنگي جمهوري اسلامي در انقلابهاي منطقه نديده و نشنيدهام و اگر دوستان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ادعا دارند كه در اين كشورها فعاليتي انجام دادهاند آنها بايد گزارش كار بدهند.
* اگر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي امروز تعطيل شود اتفاق خاصي نميافتد
وي افزود: اولاً اينكه ما در تمام اين كشورها رايزني فرهنگي داشته باشيم محل تأمل است كه فكر ميكنم در همه اين كشورها رايزني نداريم و ثانياً اگر دوستان در اين كشورها رايزني فرهنگي دارند و فعاليت كردهاند بايد گزارش بدهند و بقيه متوجه بشوند كه البته همانگونه كه گفتم هيچ فعاليتي آنهم در راستاي تبليغ فرهنگ انقلاب اسلامي نديده و نشنيدهام.
اين كارشناس مسايل فرهنگي با اشاره به ساختار فعلي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي تأكيد كرد: ساختار اين سازمان ساختاري است كه به شكل فعلي بهتر است كار نكند يعني اين سازمان اگر به واقع رسالتش را كه انتقال فرهنگ انقلاب اسلامي است قبول دارند، بايد بگويد كه براي انتقال اين فرهنگ و گسترش آن چه كردهاند؟
وي افزود: ظاهراً سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي محلي براي برخي دوستان شده تا سفرهاي خارجي بروند، حق مأموريت بگيرند و زندگي را به خوبي و خوشي بگذرانند و واقعاً كارنامهاي از اين سازمان و تأثير عميقي از عملكرد اين سازمان در وراي مرزهاي جمهوري اسلامي ديده نشده است و نتيجه اين است كه به نظر من اگر سازمان همين امروز تعطيل شود اتفاق خاصي نميافتد و ما چيزي را از دست نميدهيم.
* بار عمده صدور انقلاب به دوش كساني است كه شخصاً و انقلابي فعاليت ميكنند
اين استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت فعاليتهاي نيروهاي انقلابي براي انتقال و صدور فرهنگ انقلاب اسلامي گفت: خوشبختانه امكانات رسانهاي به اندازهاي است كه اگر كسي بهرهاي از هنر داشته باشد و پيام انقلاب اسلامي را درك كرده باشد هيچ محدوديتي براي برقراري ارتباط با ساير كشورهاي جهان و مردم آنها ندارد.
وي افزود: البته قاعدتاً و با كمال تأسف كساني كه مروج فرهنگ انقلاب اسلامي هستند عموماً به صورت شخصي و يا در قالب NGOها فعاليت ميكنند و سازمانهاي رسمي كه در اين زمينه وظيفه دارند بيشتر محلي براي امرار معاش بعضي افراد به صورت دلاري و گذراندن ايام خوشي در خارج از كشور شده كه البته استثناهايي هم دارد.
اين پژوهشگر و نويسنده كشورمان با اشاره به مبحث گسترش و صدور انقلاب و معرفي ايران اسلامي به جهان تصريح كرد: اين بحثي است كه همين الأن بار عمدهاش به دوش كساني است كه به صورت شخصي فعاليت ميكنند و عملكرد اين افراد صدها برابر سازمانهاي رسمي چون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي است.
كوشكي در ادامه اين گفتوگو در پاسخ به سؤالاتي درباره حساسيتهاي موجود درباره فعاليتهاي فرهنگي براي انقلاب اسلامي گفت: دشمنان انقلاب هيچگاه از ما تعريف نخواهند كرد و اگر يك روزي آنها از ما تعريف كنند بايد در كارهايمان شك كنيم.
وي افزود: قرآن ميگويد: الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لَايَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَ كَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا؛ كساني كه پيامهاي الهي را ابلاغ ميكنند و از هيچكسي نميترسند، لذا اگر منتظر باشيم كه دولتهاي بيگانه اجازه بدهند، آن تبليغ ديگر تبليغ انقلاب اسلامي نخواهد بود لذا بايد كلّيت نظام و بهويژه آن سازمانهايي كه وظيفه تبليغ نظام را در جهان دارند بايد برنامهريزي كنند كه با دست بالا و به حالت هجومي اين فرهنگ را كه در جهان متقاضي بسياري دارد عرضه كنند كه البته راهكار هم وجود دارد.
* رضايت حاكمان كشورها از فعاليت رايزنان با اهداف انقلاب قابل جمع نيست
كوشكي ادامه داد: اما دوستان ميخواهند در كشورهايي كه فعاليت ميكنند حاكمان آن كشورها از عملكرد رايزنان فرهنگي راضي باشند كه معمولاً اينچنين است و حاكمان آن كشورها راضياند اما نظام و انقلاب از فعاليتهاي رايزنيها ناراضياند و اين دو با هم جمع نميشوند.
وي همچنين در پاسخ به اين سؤال كه در صورت قصور دستگاههاي فرهنگي چه اتفاقي خواهد افتاد، گفت: ما دشمناني داريم كه آنها در كار خودشان بسيار جدي هستند و اهل مماشات، تعارف و ملاحظهكاري نيستند.
كوشكي افزود: دشمنان ما به طور جدي در حال فعاليت هستند تا اين مسيري را كه انسان مسلمان و انسان معاصر در مسير گزينش تفكر انقلاب اسلامي قرار دارند، منحرف كنند و بهنوعي سلطه خودشان را به اشكال جديدتري در سطح منطقه و جهان اسلام تداوم دهند.
اين كارشناس مسايل فرهنگي با تاكيد بر ضرورت فعاليت براي تبليغ فرهنگ انقلاب اسلامي گفت: هرگونه كوتاهي و قصور ما با فعاليت دشمن جبران خواهد شد و اگر ما تلاش نكنيم دشمنان ما تلاش خواهند كرد و اين امكان دارد كه آنها اين مسير بيداري اسلامي آغاز شده را از مسير منحرف يا به نفع خودشان مصادره كنند.
وي افزود: البته اين بستگي به آن دارد كه ما بتوانيم فعاليتهاي لازم را در اين باره انجام دهيم كه در شرايط فعلي بنده هيچ بستري براي عملكرد ديپلماسي عمومي در وزارت خارجه و ديپلماسي فرهنگي در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي نميبينم و برنامهاي در اين زمينه نديدهام.
انتهاي پيام/و*
خبرگزاري فارس: آنچه ادبيات معاصر ما از آن گاه به گاه غفلت ميورزد همين آرمانخواهي انسان اجتماعي است؛ آرمانخواهياي كه در برخي فرديتها پنهان شده است.
آنچه را در باب زبان سعدي از جمله اين كه «سهلالممتنع» است و «ايجاز» دارد؛ در كتب مختلف درباره «بوستان» و «گلستان» گفته آمده؛ همه در مورد غزليات او هم صادق است. اما آنچه در غزليات بيش از ديگر ويژگيها رخ مينمايد؛ رفتار سعدي با زبان و تغزليبودن رويكرد اوست. دايره واژگاني كه سعدي، از آن براي بيان عاشقانههايش بهره ميجويد، اگرچه با همروزگارانش موافق و مشترك است؛ اما در محور همنشيني آنچه سعدي با گوهر واژگان ميكند متفاوت است از آنچه همروزگاران او. البته ميتوان دريافت؛ تجربيات سعدي در همنشيني واژگان به صبغه او در سفرها و گفتوگوهايش بازميگردد. او به خوبي دريافته است كه جهان واژگان در عاشقانهنويسي همان جهاني است كه ذهن شاعر ميبايد آن را درون خود تجربه كند؛ و اينجاست كه ذهن شاعر آني ميآفريند كه ديگران از آن عاجزند. البته ذكر اين نكته هم ضروري است كه؛ سعدي در امر زيباييدوستي به جنبه عاطفي و وحدت آن با عناصر انديشه؛ قالب زيبايي شاعرانه داده و جوشش عاطفه و انديشه را در توجه به جمال و كمال تصوير كرده است و بدينگونه جاي چنداني براي جدال بر سرزمينيبودن يا عرفانيبودن زيبايي و عشقي كه سروده باقي نگذاشته است.
محمود عباديان در كتاب «تكوين غزل و نقش سعدي» مينويسد: «مرحلههايي كه غزل در مسير رشد خود تا پايان قرن ششم پيموده بود دو كيفيت را نشان ميدهند. يكي مرحلهاي كه با تكوين غزل توأم بود و در غزل موضوع توصيف شده به صورت احساس و عشق شخصي يا فردي سروده شده بود؛ غزلهاي پراكنده نخستين بر اين سياقند. ديگر مرحله بعد؛ كه غزل در آن رشد و تكامل بيشتري يافت مرحلهاي كه در آن موضوع و مطلب با بيان همگاني و كلي سروده ميشود. اين مرحله هم غزل عرفاني و هم غزل غيرعرفاني را در بر ميگيرد . . . . غزل سعدي كيفيتهاي هنري اصيل و زندهاي دارد كه سير غزل در طي دويست و اندي سال قبل بدان دست يافته بود؛ اين غزل حاصل تركيب، سادگي و رواني و يكدستي با پختگي و غناي انديشه است؛ احساس و عشقي كه در آن توصيف ميشود؛ احساس و عشقي است كه با تار و پود خصيصههاي نوع انسان آميخته شده است.
زيبايي توصيفشده در غزل سعدي زيبايي آرماني است كه خصوصيت انساني فراگير دارد؛ اين عشق و زيبايي مبشر دوستي و آرمانخواهي انسان اجتماعي و در عين حال فرديت يافته ايراني است. «عشق» و «احساس» در غزل سعدي بيان شيفتگي «فرديت حساس» انسان است؛ اين عشق و احساس نه تك و تصادفي است و نه خصلت عشق و احساسي را دارد كه صرفاً از تأمل شخصي كه پيوند مستقيم با موضوعي ندارد، ناشي ميشود».
سعدي از آن رو كه از جاودانهسرايان ادب فارسي است اين «آرمانخواهي انسان اجتماعي» را به تكرار گوشزد كرده پياپي از آن نوشته است. آنچه ادبيات معاصر ما از آن گاه به گاه غفلت ميورزد همين آرمانخواهي انسان اجتماعي است؛ آرمانخواهياي كه در برخي فرديتها پنهان شده است.
انتهاي پيام/و*
خبرگزاري فارس: يك مجموعهدار مدعي است كه در موزه شخصياش كتابي ناشناخته از سعدي با عنوان «خارستان» دارد ، هرچند داخل كشور اجماعي براي انتساب اين كتاب به نويسنده كتاب گلستان وجود ندارد.
به گزارش خبرگزاري فارس، سعدي را با ديوان غزلياتش، بوستان و گلستانش ميشناسند. هرچند هجويات و مكاتباتي هم از سعدي با همدورههايش مانده اما زبان شيرين و شيواي سعدي، حكايتهاي نغز و اندرزهاي او، اين شاعر را چنان پرآوازه و محبوب كرده است كه آوازه شهرت و محبوبيتش از مرزهاي ايران هم فراتر رفته است. حالا اگر در اين ميان كسي پيدا شود و بگويد سعدي علاوه بر اينها كتاب ديگري در همان سبك و سياق گلستان با نام «خارستان» دارد، دوستان ادب فارسي چه واكنشي خواهند داشت؟
اين روزها چنين اتفاقي افتاده و علياصغر جهانگيري كه استاد دانشگاه است ادعا ميكند كه در موزه شخصياش كتابي ناشناخته از سعدي با عنوان «خارستان» دارد و هرچند داخل كشور بحث و نظر درباره تأييد يا رد انتساب اين كتاب به نويسنده گلستان وجود دارد، كساني از آن طرف آبها و از دانشگاههاي غربي پيدا شدهاند و تأييد كردهاند كه اين كتاب را سعدي نوشته است.
به همين بهانه و براي جويا شدن حكايت خارستان سراغ جهانگيري را گرفتيم كه هم صاحب موزه شخصي است و هم صاحب ذوق ادبي.
** خارستان را در بساط يك لبوفروش پيدا کردم
*فارس: ماجراي پيدا شدن اين كتاب منتسب به سعدي به چه زماني مربوط ميشود؟
جهانگيري: در موزه كندلوس روستاي كندلوس در منطقه كجور، موزهاي شخصي وجود دارد كه يكي از غنيترين موزهها است و من از كودكي اشياي قديمي را كه مربوط ميشود به سالهاي 1880 ميلادي تا اواخر دوره قاجاري در اين موزه گرد هم آوردهام. در اين موزه اشياي مختلفي پيدا ميشود كه يكي از اين كتابها «خارستان» است.
من «خارستان» را در كودكي در بساط يك لبوفروش ديدم و با اصرار كتاب را گرفتم. اين كتاب تذهيبي به سبك هرات دارد و همراه با مينياتورهاي زيبا و زيادي است، اين كتاب خوشنويسي شده است و در سلامت كامل اين كتاب به دست من رسيد.
* فارس: از كجا ميدانيد كه اين كتاب منتسب به سعدي است و سعدي آن را نوشته؟
جهانگيري: من با چند سعديشناس كه ميشناختم تماس گرفتم و ماجرا را گفتم. آنها گفتند چنين چيزي سابقه ندارد و در هيچ كتابي به اين كتاب اشاره نشده و به آن ارجاع داده نشده و اين قضيه برايشان باوركردني نبود. تا اينكه «آنجلو پير منتذه» سعديشناس و استاد دانشگاه آلمان اين كتاب را ديد و تأييد كرد كه اين كتاب نوشته سعدي است و تأييد او باعث شد كه مسئولان نظام و شخصيتها به ديدن اين كتاب بيايند.
*فارس: بهجز اين استاد آلماني از سعدي شناسان داخلي كسي هست كه انتساب اين كتاب را به سعدي تأييد كرده باشد؟
جهانگيري: از آن روزگاري كه من پيگير انتساب اين كتاب بودم سالها ميگذرد. با خيليها صحبت كردم مثل مرحوم ايرج افشار و استاد سادات ناصري و همه اين افراد در جريان «خارستان» بودند.
** «خارستان» از كتابخانه سلطنتي فتحعلي شاه قاجار دزديده شده است
* فارس: اين افراد بالاخره صحت انتساب «خارستان» را به سعدي تأييد كردند؟
جهانگيري: دقيقاً بحث همين است. چون هيچ مرجعي درباره اين كتاب وجود ندارد. البته تا آنجايي كه پيگيريهاي ما نشان ميدهد، اين كتاب از كتابخانه سلطنتي فتحعلي شاه قاجار سرقت شده و از آنجا به دست خانوادهاي رسيده كه مدتها آنجا بوده و سرانجام بعد از سالها آنها كتاب را همراه با كاغذهاي باطله به يك كاغذفروش ميفروشند و اين تنها ردپايي است كه از اين كتاب در تاريخ پيدا كردهايم.
** مايل نبودم «خارستان» از كشور خارج شود
* فارس: پس هنوز هيچ اجماعي در داخل كشور درباره اين كتاب وجود ندارد؟
جهانگيري: همان طور كه گفتم سعديشناس آلماني انتساب كتاب «خارستان» به سعدي را تأييد كرد و ميخواست به عنوان موضوع رساله به دانشجوهايش بدهد اما من مايل نبودم اين كتاب از ايران خارج شود. چون ما با اين كتاب كار داريم. ميخواهيم در آينده چاپ و منتشرش كنيم و به دست مردم خودمان برسانيم.
* فارس: در داخل كشور هيچ حركتي براي مشخص كردن تكليف «خارستان» انجام نشده است؟
جهانگيري: ما كميتهاي تشكيل نداديم تا كتاب را به صورت علمي بررسي كنند اما زبان سعدي مشخص است و اين كتاب كاملاً زبانش مشابه سعدي در گلستان است.
* فارس: محتواي «خارستان» چيست و به چه موضوعاتي پرداخته است؟
جهانگيري: اين كتاب 16 باب دارد كه هم شامل شعر ميشود و هم حكايتهايي با قالب نثر و محتواي اين كتاب هم نقد و انتقاد به وضعيت موجود و حاكمان وقت است.
* فارس: نگارش كتاب به چه زماني برميگردد؟
جهانگيري: حدود 300 سال پيش. البته اين كتاب رونويسي شده است و جالب اينكه كسي كه كتاب را خطاطي كرده، وقتي به لغات سخت و نامأنوس خورده آنها را در كتاب توضيح داده است.
* فارس: چه طور ميشود سعدي با آنهمه شهرت كتابي نوشته باشد و در اين همه سال هيچ اثري از اين كتاب نباشد حتي در هيچ كتابشناسي به آن اشاره نشده باشد؟
جهانگيري: جالب همين نكته است. من گمان ميكنم چون اين كتاب زبان تند و انتقادي دارد، سعدي از آشكار كردن آن در زمان حياتش امتناع كرده است و طي اين سالها كتاب مخفي و مستور مانده است. بابهاي اين كتاب به پادشاهان، حكومتها، تربيت اجتماعي و پند و اندرز اختصاص دارد.
* فارس: زبان سعدي در گلستان به مدح حاكم زمان خودش باز است اما در بقيه موارد خيلي جاها زبان سرخي دارد و به نظر ميرسد نوشتن كتاب ديگري از طرف سعدي بيمعني باشد؟
جهانگيري: زبان سعدي در گلستان و بوستان مثبت است و با ديد مثبت به اتفاقات نگاه ميكند ولي در «خارستان» زبان سعدي انتقادي است و اين موضوع كتابي متفاوت از «خارستان» ميسازد.
* فارس: برنامهاي براي انتشار كتاب و كار علمي روي «خارستان» داريد؟
جهانگيري: من اين روزها بسيار پرمشغله هستم و اگر فراغتي به دست آيد حتما به اين موضوع ميپردازم.
** سندي درباره شهر سمنگان در موزه كندلوس
* فارس: در موزه كندلوس آثار باستاني ديگر مرتبط با زبان و ادبيات فارسي وجود دارد؟
جهانگيري: در اين موزه اشياء منحصر به فردي وجود دارد. مثل صفحههايي كه روي موم از مظفرالدين شاه و اميراتابك ضبط شده است يا ما سندي داريم مبني بر هويت تاريخي شهر سمنگان، همان جايي كه رستم و تهمينه با هم ازدواج كردهاند. اين در حالي است كه ميگويند شاهنامه افسانه است. طبق اسنادي كه در موزه سمنگان است، سمنگان شهري در جنوب درياي خزر بوده كه رستم به اين شهر ميآيد و با تهمينه ازدواج ميكند.
انتهاي پيام/و
خبرگزاري فارس: كارسناسان سينماي مصر معتقدند تنها صنعت سينما در جهان عرب پس از انقلاب مردمي اين كشور شاهد حذف هنرمندان ضدانقلابي خواهد بود و اين سينما شاهد حركتي عميق در جهت اهداف انقلابي مردم مصر حركت خواهد كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، سينماگران، كارگردانان و نويسندگان سينماي مصر بر اين اتفاق دارند كه كساني كه با انقلاب مردمي اين كشور در ژانويه 2011 مخالفت كردند بايد مورد تحريم قرار گرفته و كارهاي آنان نبايد مورد استقبال قرار بگيرد.
آنان معتقدند تهيهكنندگان ديگر از هنرمندان ضدانقلاب مصر استفاده نميكنند و اين در حالي است كه برخي از سينماگران مصري دخالت سياست در هنر را رد ميكنند.
به گزارش پايگاه خبري الجزيره، احمد عاطف كارگردان برتر سينماي مصر ميگويد: هرچند سينماي مصر بر مبناي تجاري بنانهاده شده تا بر مبناهاي هنري و ارزشي اما استفاده تهيهكنندگان از هنرمندان ضد انقلابي ميتواند موجب حمله مردم مصر به آنان شود و اين واكنشي كامل عادي و قابل پيشبيني است.
اين كارگردان مصري درباره آينده تنها صنعت سينماي جهان عرب تاكيد ميكند: فعاليت سينمايي در يكي دو سال آينده مخاطرهآميز خواهد بود چراكه مصريها به مسايلي چون آينده كشور، تحولات سياسي مثل قانون اساسي، انتخابات پارلماني و رياستجمهوري توجه دارند و توجهي به سينما ندارند.
وي ميافزايد: سينماي مصر در آينده بايد در امور اجتماعي و سياسي به صورت ويژه و اساسي بپردازد چراكه مردم به دنبال اين گونه مباحث هستند.
علاوه بر احمد عاطف، يسري نصرالله كه هماكنون در حال ساخت فيلمي درباره انقلاب مصر است، ميگويد: من مخالف هرگونه ليست سياه از هنرمندان هستم بهويژه آنكه اين هنرمندان اكثرا از مردم عذرخواهي كرده و با انقلاب همراه شدهاند.
وي ميافزايد: من اساسا هنرمندان را بر اساس شهرتشان براي بازي در فيلمها انتخاب نميكنم و مهم هنر ايفاي نقش است و ليست سياه مخصوص كساني است كه در برابر انقلاب ايستاده و فساد سياسي و اقتصادي داشتهاند.
يسري الجندي سناريست مصري نيز ميگويد: برخي از هنرمندان در جهان بسته خود زندگي ميكنند و به مسائل عمومي دقت كافي ندارند لذا مواضع ضد انقلابي اتخاذ ميكنند.
وي ميافزايد: من با هرگونه ليست سياه مخالفم چراكه انقلاب آمده تا هنرمندان را با واقعيتهاي جامعه آشنا كند لذا جو فاسد و تجاري سينماي مصر تغيير خواهد كرد و اين تغيير هماكنون نيز در حال اجرا است و در آينده شاهد تهيهكنندگان غيرتجاري خواهيم بود.
اين سناريست مصري تاكيد ميكند: هنرمندان مصري بايد امروز و پس از انقلاب مصر از واقعيت مصر، آرزوها و آينده آن سخن بگويند و براي يافتن حقيقت در انقلابي كه حيات فكري، فرهنگي و اجتماعي، سياسي ما را تغيير ميدهد عميقانه تفكر كنند و از كارهاي لحظهاي و احساسي بپرهيزند.
ماجده خيرالله منتقد سينماي مصر با اشاره به شهرتطلبي و تفكر تجاري هنرمندان مصري ميگويد: مخالفت هنرمندان با انقلاب مصر امري است كه به اين زودي از ذهن مردم پاك نخواهد شد.
همچنين «نادر عدلي» با اشاره به توقف نسبي فعاليتهاي هنري در سينما و تلويزيون مصر ميگويد: سينماگران تاكنون از اين توقف 16.5 ميليون دلار ضرر ديدهاند.
وي در عين حال از عدم امكان جداكردن سينماي مصر از حوادث اخير منطقه سخن ميگويد و ميافزايد: پس از آرام شدن موج انقلابها سينما نيز همچون بعد از جنگ اعراب و اسرائيل در سالها 67 و 73 خود را بازخواهد يافت و قهرمانان جديد خود را كه با اوضاع جديد همراه است، خواهد شناخت.
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: سالها پس از پخش هفتگي برنامه «ساعت خوش» در پي موفقيت برنامههاي نوروزي اوائل دهه 70، سري جديد مجموعه «خنده بازار» نيز قرار است به صورت هفتگي روي آنتن شبكه سه سيما برود.
علياصغر پورمحمدي مدير شبكه سه سيما در گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: سري جديد «خنده بازار» در دست توليد است و به زودي روانه آنتن خواهد شد.
وي ادامه داد: اين مجموعه پيش توليد خود را سپري ميكند و در آينده به صورت هفتگي روي آنتن شبكه سه سيما خواهد رفت.
به گزارش فارس، سالها پيش نيز در پي موفقيت آيتمهاي طنز برنامه ويژه نوروز 72، اين برنامه در قالب جنگ 39 و برنامه «ساعت خوش» ادامه يافت و به يكي از پربينندهترين برنامههاي سيما در دهه 70 بدل شد.
به گزارش فارس، برنامه «خنده بازار» نيز با حال و هواي مشابه برنامههاي طنز دهه 60 و 70، در نوروز 90 روي آنتن شبكه سوم سيما رفت و با استقبال نسبي مخاطب روبهرو شد.
«خنده بازار» يك مجموعه طنز اجتمايي است كه سوژههاي خود را از جامعه برگرفته و گونهاي از طنز واقعگرا را عرضه ميكند.
در اين برنامه بخشهاي متفاوت از جمله سالن همايش، اتاق جلسه مديران، برنامه نود در صد، برنامه سينمايي هشت، خبر و هواشناسي و... بستري است براي طرح موضوعات و پردازش موقعيتهاي طنز، همراه با نگاهي به كاستيها و مشكلات موجود در عرصه هنر، ورزش، برنامهسازي تلويزيون و ساير حوزههاي اجتمايي روي آنتن ميروند.
ساير عوامل اين برنامه عبارتند از: كارگردان هنري: شهاب عباسي، كارگردان تلويزيوني: ابوالفضل احمديان، عكاس:محمد غرزاني، محمد ميلاد موثقي، مدير توليد:غلامرضا هنشمزاده، مدير تصويربرداري:مرتضي ندرلو، مدير صدابرداري: محمدعلي شادي، گروه بازيگران:غلامحسين لطفي، مهران رجبي، حميدرضا هدايتي، نادر داهيم، سياوش منيري، كوروش معصومي، سامان گوران و...
انتهاي پيام/ا
خبرگزاري فارس: اعضاي جديد شوراي مركزي كانون كارگردانان سينماي ايران با برگزاري انتخابات روز گذشته در خانه سينما مشخص شدند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، اعضاي جديد شوراي مركزي كانون كارگردانان سينماي ايران با برگزاري انتخابات روز گذشته در خانه سينما مشخص شدند.
بر اساس اين گزارش، در جريان اين انتخابات «همايون اسعديان»، «سيروس الوند»، «محمدعلي سجادي»، «داريوش فرهنگ»، «كامبوزيا پرتوي»، «مازيار ميري»، «حسن برزيده»، «محمدرضا هنرمند» و «كامران قدكچيان» به عنوان 9 نفر اصلي شوراي مركزي كانون كارگردانان سينماي ايران انتخاب شدند.
همچنين در اين جلسه «نادر مقدس» و «سيامك شايقي» به عنوان اعضاي عليالبدل و «قدرتالله صلحميرزايي» و «سعيد سهيلي» نيز به عنوان بازرس كانون انتخاب شدند.
انتهاي پيام/
خبرگزاري فارس: همزمان با يادروز بزرگداشت شيخ اجل سعدي شيرازي بازديد از آرامگاه اين بزرگ مرد تاريخ ادبيات ايران و جهان يكم ارديبهشت ماه جاري براي عموم و علاقمندان رايگان است.
به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز به نقل از روابط عمومي اداره كل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان فارس قائم مقام اين اداره كل اظهار داشت: هر ساله به مناسبت بزرگداشت يادروز شيخ اجل سعدي شيرازي اين اداره كل ضمن همكاري با ستاد برگزاري بزرگداشت در اجراي برنامههاي مختلف فرهنگي و به ويژه مراسم بزرگداشت در آرامگاه سعدي با تمام توان همكاري ميكند.
بهزاد عليپابت اذعان داشت: در اين روز بازديد از اين مكان براي عموم رايگان اعلام شده و امسال نيز ضمن همكاري با ستاد اجرايي بازديد از آرامگاه در روز اول ارديبهشت ماه براي عموم علاقمندان به فرهنگ و ادب رايگان است.
انتهاي پيام/ن30/ح
خبرگزاري فارس: «مسعود كيميايي» و چهار فيلمساز ديگر از كشورهاي منطقه به عنوان داوران بخش بينالملل جشنواره فيلم كيش معرفي شدند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي جشنواره بينالمللي فيلم كيش، مسعود كيميايي (ايران)، آصف نوراني (پاكستان)، الچين موسي اغلو (آذربايجان)، گلاندام محبت آوا (تاجيكستان) و بيجايا جنا (هند) داوران بخش بينالملل جشنواره فيلم كيش هستند تا در طول برگزاري جشنواره به رقابت آثار اين بخش بپردازند.
جشنواره فيلم كيش از 4 تا 8 ارديبهشتماه در كيش برپا ميشود.
انتهاي پيام/ا
خبرگزاري فارس: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با اشاره به يكم ارديبهشت «روز بزرگداشت سعدي» و برنامههاي در نظر گرفته شده براي آن گفت: انتظار ميرود كه استان فارس توجه بيشتري به اين مقوله داشته باشد، ما نيز كمك ميكنيم.
به گزارش خبرنگار فرهنگي فارس، «سيد محمد حسيني» در نشست رسانهاي نخستين جشنواره بينالمللي خليجفارس به مناسبتهاي فرهنگي درج شده در تقويم اشاره كرد و گفت: روزهايي در تقويم به عنوان بزرگداشت در نظر گرفته شده است كه بعضاً بدان پرداخته نميشود. از همين رو در نظر داريم چنين مناسبتهايي را در تقويم كمرنگ كنيم.
با توجه به اين سخن و اينكه اول ارديبهشتماه در تقويم به عنوان «روز بزرگداشت سعدي» نامگذاري شده است، از وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي درباره برنامههاي احتمالي در نظر گرفته شده براي بزرگداشت اين شاعر پارسيزبان سؤال كرديم كه وي در پاسخ گفت: براي سعدي هر ساله در خود شيراز مراسمي برگزار ميشود. در خارج از كشور نيز هر جايي كه بحث شعر و ادب پارسي مطرح است، بزرگداشت سعدي برگزار ميشود. به عنوان مثال طلاع دارم كه امسال رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در هندوستان برنامه خاصي در نظر گرفته است.
حسيني ادامه داد: ما هميشه به سعدي پرداختهايم. مثلاً سال گذشته يك روز از همايش «شاعران ايران و جهان» را همزمان با روز بزرگداشت سعدي در شيراز برگزار كرديم. يعني همواره توجه ويژهاي در اين باره وجود دارد، زيرا سعدي آنقدر نامآور است كه در همه جاي دنيا نامش مطرح است. خب انتظار ميرود كه خود استان فارس نيز بيش از اين به چنين روزي توجه داشته باشد و ما نيز انشاءالله كمكشان ميكنيم.
انتهاي پيام/ك