اخبار فرهنگی
خبرگزاري فارس: نمايش «بهشت روي اقيانوس» به كارگرداني سيدجواد طاهري روزهاي پنج شنبه و جمعه در دو نوبت روي صحنه ميرود.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي بنياد رودكي، اين نمايش نوشته ميلاد اكبرنژاد است كه در آن بازيگراني چون رحيم نوروزي، وحيد جليلوند، جمال فواديان، كرامت رودساز، علي فرحناك، حسن سرچاهي، ريحانه سلامت، الهام جعفر نژاد , تعدادي ديگر ايفاي نقش دارند.
نمايش مذكور از يكشنبه تا چهارشنبه هر هفته ساعت 18:30 و روزهاي پنج شنبه و جمعه نيز در دو نوبت 18:30 و 20:30 روي صحنه ميرود.
نمايش «بهشت روي اقيانوس» كه به مناسبت ايام فاطميه در تالار وحدت اجرا ميشود، به بررسي نقش «زن» در دورههاي مختلف تاريخ ميپردازد و تا 16 ارديبهشت در تالار وحدت روي صحنه خواهد بود.
انتهاي پيام/ف
خبرگزاري فارس: نويسنده كتاب «تاج سر كرانه» از برگزيده شدن اين كتاب در جايزه ملي كتاب خليج فارس و انتشار آن توسط انتشارات داستانسرا خبر داد.
محمدوليزاده، نويسنده در گفتوگو با خبرنگار فارس از برگزيده شدن كتاب «تاج سر كرانه» در جايزه ملي كتاب خليج فارس خبر داد و گفت: چاپ اول و دوم كتاب تاج سر كرانه را انتشارات آيينه جنوب منتشر كرده است اما از اين پس اين كتاب قرار است توسط انتشارات داستان سرا منتشر شود كه هم اكنون زير چاپ است.
وي افزود: اين كتاب داستان بلندي از زندگي رييسعلي دلواري است كه 100 سال پيش زندگي ميكرده و در منطقه جنوب كشورمان دلاوريهاي بسيار كرده است.
اين نويسنده درباره نگارش كتاب اظهار داشت: اين كتاب در 2 بخش و در فصلهاي كوتاه روايت شده است والبته اگر جايي سند تاريخي وجود داشته از آن سند درباره رييس علي دلواري استفاده كرده است اما در بخشهاي ديگري كه سند تاريخي نداشته عنصر تخيل به داستان راه پيدا كرده است.
وي دراره دليل نوشتن اين كتاب گفت: چون تاكنون كتابي در قالب داستان درباره رييسعلي دلواري نوشته نشده بود براي آشنايي جوانان اين كتاب را نوشتم. هرچند مخاطب اين كتاب صرفا جوانان نيستند و كتاب ماطب عام دارد.
وليزاده اظهار داشت: كتاب «تاج سر كرانه» در نخستين جايزه كتاب خليج فارس همراه با دو كتاب «قاب آبي» نوشته علي آقاغفار و «بر جادههاي آبي» نوشته زندهياد نادر ابراهيمي در بخش داستان بلند به مرحله نهايي راه يافتند.
انتهاي پيام/و
خبرگزاري فارس: استاد اقتصاد دانشگاه تهران با انتقاد از برخي كجفهميها و بدسليقگيها در تببين بعضي مفاهيم گفت: متأسفانه در رسانه ملي، واژه «جهاد اقتصادي» مرادف با «رياضت اقتصادي» عنوان ميشود كه اين جفا به مبحث جهاد اقتصادي است.
محمد خوشچهره، استاد اقتصاد دانشگاه تهران در گفتوگوي مشروح با خبرنگار آئين و انديشه فارس در خصوص جهاد اقتصادي ابراز داشت: وقتي بحث جهاد اقتصادي از سوي مقام معظم رهبري مطرح ميشود تمام جوانب كار مد نظر ايشان است و چنانچه ما بخواهيم براي هر فرمايش و يا ابلاغيهاي از جانب مقام معظم رهبري به دنبال يك پسوند مانند «عدالت» باشيم جاي بسي تأمل دارد.
وي با اشاره به سخن حضرت امام(ره) در سال 58 اظهار داشت: برخي از دوستان و خواص براي جلب بعضي از افكار، جناحها و جريانات سياسي تأكيد داشتند كه لفظ «دموكراتيك» را درباره جمهوري اسلامي ايران به كار برند كه با فرمايش قاطع و تاريخي امام راحل مبني بر «جمهوري اسلامي نه يك كلمه كمتر و نه يك كلمه بيشتر» مواجه شدند.
استاد اقتصاد دانشگاه تهران ادامه داد: امام خميني(ره) بعدها در صحبتهاي حكيمانه خويش به تشريح اين مطلب پرداخته فرمودند: وقتي ما ميگوييم جمهوري اسلامي، نميتوان مفهوم ديگري مانند «دموكراتيك» را به اسلام اضافه كرد، زيرا علاوه بر توهين به اسلام، يك بدسليقگي نيز وجود دارد چرا كه عدالت و تمام مفاهيم ارزشي در متن اسلام نهفته است كه در غير اين صورت افراد با كجفهمي و يا عدم درك صحيح نسبت به اسلام برخورد ميكنند.
* عدالت در بحث جهاد اقتصادي بايد مبناي محوري داشته باشد
وي گفت: منظور از ارسال پيامبران همان استقرار قسط و عدل در جامعه است و ماهيت اديان الهي نيز حول اين محور ميگردد، بنابراين اطلاق پيوند عدالت، زماني براي تاكيد مخاطب و در برخي از مواقع نيز براي معرفي اين مكتب مطرح ميشود. از اينرو وقتي الگوي پيشرفت اسلامي يا اسلامي ايراني مطرح ميشود، در مفهوم اسلامي آن عدالت مستقر بوده و اگر قيد اسلامي را در مورد آن به كار نبريم در واقع بيان كننده الگوي پيشرفت با تأكيد بر عدالت است.
خوشچهره اضافه كرد: زماني كه جهاد اقتصادي با مفهومي كه مقام معظم رهبري نسبت به كاربرد اين واژه دارند مطرح ميشود واژه عدالت در آن نهفته است؛ بدين معنا كه جهاد كه تلاش، كوشش و ارزشي الهي است نميتواند فاقد محوريت عدالت باشد منتها اگر اين بحث گاهي اوقات با تأكيد بر ارزش و عدالت لحاظ شود قابل ترميم و تا حدودي قابل اغماض خواهد بود كه لفظ عدالت را درباره آن به كار ميبريم.
وي در پاسخ به شبههاي مبني بر اينكه برخي معتقدند كه با ارائه الگوي ايراني ـ اسلامي، عدالت ناديده گرفته ميشود كه با اصل اسلاميت اين الگو نيز مغايرت دارد، ابراز داشت: قطعاً عدالت در بحث جهاد اقتصادي بايد مبناي محوري داشته باشد؛ تاكيد بر اين مسئله به خاطر اين است كه گروهي از افراد با عدم درك صحيح، الگوها، كاركردها و يا تاكتيكهاي عملياتي در ذهن دارند كه يا عدالت در آن كمرنگ است و يا عدالت به عنوان عنصر حاشيهاي و درجه دو محسوب ميشود كه اين انحراف هم از تئوري، الگو و مدلهاي غربي بيرون ميآيد.
اين استاد دانشگاه تهران تصريح كرد: انحرافي كه در تقابل با نظرات سوسياليستي در خلال جنگ جهاني دوم بهدست ميآيد؛ بعضاً به واژه عدالت به عنوان يك چيز عارضي و يا به اصطلاح بزك كردن تئوري، الگو و يا استراتژي نگريسته ميشود.
وي مقام معظم رهبري را استراتژيست نظام خواند و افزود: قطعاً زماني كه مقام معظم رهبري درباره جهاد اقتصادي صحبت ميكنند ماهيت چنين جهادي با معيارهاي ارزشي، عدالت در رأس آن قرار دارد و تأكيد بر چنين موضوعي در رسانهها به دليل آن است كه نظام تصميمگيري، سياستگذاري، قانونگذاري، اجرا، برنامهريزي و كليه اموري كه متكفل مقررات اجتماعي و اقتصادي مردم هستند نسبت به وظايف محوله با تأكيد بر موضوع عدالت توجه بيشتري داشته و متعاقباً فعالان اقتصادي و آحاد مردم نيز با تأكيدي مجدد نسبت به نوع كاركرد و تلقي صحيحي از جهاد، سطح آگاهيشان بالاتر رود كه محوريت عدالت بايد در آن وجود داشته باشد.
خوشچهره خاطرنشان كرد: باور و تصور بنده اين است كه قطعاً در الگوهاي اسلامي و مباحثي مانند جهاد اقتصادي كه تجربه آن را از ابتداي انقلاب در قلمروهاي گوناگون داشتهايم ـ خصوصاً پس از استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران ـ حضرت امام(ره) براي مقولاتي مانند جهاد سازندگي، جهاد و دفاع مقدس كه جهاد در عرصههاي دفاعي، الهي بودن اين جهاد به آن هويت بخشيدند.
* الگوهاي مطرح جهاني، مقام معظم رهبري را استراتژيستي موفق نشان ميدهند
وي گفت: انگيزههايي كه در جنگ وجود داشت ضمن مقاوم شدن افراد، كاهش نارسايي، تحمل و توان را در رزمندگان بالا ميبرد كه در نتيجه منجر به الهي شدن انگيزه آنها ميشد و در واقع اين انگيزه الهي بود كه سختيها را براي مردم قابل تحمل كرده، نوآوريهايي را نيز به دنبال داشت لذا بسياري از موانع و مشكلات، در عمل ساده و قابل حل بودند.
نماينده مجلس هفتم شوراي اسلامي در ادامه به بيان وجه الهي جهاد پرداخت و افزود: وجه الهي بودن جهاد از بديهيترين مواردي است كه ما بايد علاوه بر جستوجو در محتواي كلامي و لغوي، آن را به لحاظ معنوي نيزمورد ارزيابي قراردهيم.
وي گفت: تجربه به ما نشان داده كه جهاد به تمام معنا حتي جهاد سازندگي كه در آن بسياري از جهادگران در فضاي شيطنت، توطئه و بغض سلطه جهاني با مظاهري مانند سر بريدن جهادگران در نقاط مختلف كشور مواجه بودند نه تنها رعب و وحشتي را در دل مجاهدان ايجاد نكرد بلكه به خاطر وجود انگيزه الهي، از آنها استقبال كرده به طوري كه با شهادت عدهاي، گروهي ديگر مشتاقانه به فعاليت خويش ادامه ميدادند.
وي عنوان كرد: قطعاً در ماهيت الهي و ارزشي، بحث عدالت مزين كننده و زينتبخش چنين حركاتي است و اگر انحرافي در عمل و يا تلقي غلطي نسبت به آن انجام شود به باور و عدم درك صحيح افراد از مفهوم جهاد اقتصادي باز ميگردد لذا هويت و ماهيت بحث جهاد كه در بردارنده تلاش الهي است بايد مزين به عدالت شود كه عدالت چه در نظام تصميمگيري، تخصيص امكانات و منابع، مسئوليت و مديريت و چه در نحوه حركت و تلاش براي بهرهوري از جمله موارد قابل تأمل است.
خوشچهره با اشاره به واژه جهاد اقتصادي و ابلاغيه مقام معظم رهبري در اين زمينه، تأكيد كرد: ضمن وجود بدسليقگي از سوي گروهي، كجفهمي در برخي از محيطها و يا ارائه تعريف ناقصي از واژه جهاد اقتصادي در رسانه ملي به طوري كه در يكي از برنامههاي صدا و سيما بحث جهاد اقتصادي مترادف با رياضت اقتصادي عنوان شده كه اين جفايي به تبيين مبحث جهاد اقتصادي است.
وي تصريح كرد: مقام معظم رهبري به عنوان استراتژيست نظام و كسي كه اولويت اهداف و تبيين جهتگيريها را بهعهده دارند؛ فردي هستند كه الگوهاي موفق جهاني نيز ايشان را به عنوان يك استراتژيست و رهبر موفق معرفي ميكنند، استراتژيست نظام در مجموع، هدفهايي كه فراروي نظام تصميمگيري، سياستگذاري، قانونگذاري و اجرا قرار دارد را اولويت بندي كرده كه اين اولويتها ميتواند اولويتهاي استراتژيك نظام در برنامههاي بلندمدت و يا اولويتهاي تاكتيكي در برنامههاي عملياتي باشد.
* تعيين اولويتها و نحوه بهرهوري از ظرفيتها بهعهده استراتژيست نظام است
استاد اقتصاد دانشگاه تهران در ادامه گفت: در چند سال اخير حوزههايي كه مسائل و منافع ملي را تأمين ميكنند مانند حوزههاي امنيت، حوزه اقتصاد و رفاه، حوزههاي ارزشي هستند كه هركدام از آنها اهداف خاصي را در بر دارند به طور مثال حفظ نظام، حاكميت و سرحدات از جمله مقولاتي است كه استراتژي نظام را براساس ظرفيت و امكانات در مواقعي كه دچار تعارض و تهديد ميشود، متوجه آن قلمرو ميكند و در اينجا ديگر اولويت، رفاه نيست بلكه حفظ سرحدات، بقا و دوام يك نظام به عنوان يك اولويت مطرح ميشود.
وي با بيان اينكه در دوران هشت سال دفاع مقدس اولويت منابع و امكانات در حوزه دفاع بود، ابراز داشت: در آن دوران، كسي انتظار رفاه بالا را نداشت از اينرو بنا بر فرمايش حضرت امام(ره) پيروزي در جنگ بارها به عنوان يك اولويت مطرح ميشد و تجربه جهان نيز اين مسئله را بهوضوح نشان ميدهد.
نماينده مجلس هفتم شوراي اسلامي با اشاره به اولويتهاي جنگ جهاني اول، تصريح كرد: در جنگ جهاني اول، اولويت مسائل جنگ بيشتر به حوزه امنيت عمومي و حفظ حاكميت معطوف ميشد، حال آنكه كدام قلمرو در چه مقطعي از زمان و نوع اقدامات تاكتيكي در هر سال به استراتژيست نظام بستگي دارد و در واقع جزو وظايف استراتژيست نظام به شمار ميرود و اين نكته قابل درك، هم تجربه منطقي و علمي آن را تاييد ميكند و هم به لحاظ عملي بروز داده ميشود.
وي ابراز داشت: وقتي مقام معظم رهبري بحث انسجام، اتحاد اسلامي و ملي را در برههاي از زمان مطرح ميكنند مشخص ميشود اين مسئله در عرصههاي اجتماعي و سياسي كشور اهميت ويژه داشت و انتخابات مهم آن زمان نيازمند چنين بسترسازي بود لذا مواردي مطرح ميشد كه با مصالح ملي گره استراتژيك خورده باشد به طوري كه در چند سال اخير نيز شاهد گرايش به سمت حوزههاي اجتماعي و اقتصادي كه عمدتاً ناظر بر قلمرو اقتصادي است، هستيم.
استاد اقتصاد دانشگاه تهران با اشاره به مفهوم نامگذاري سالها توسط مقام معظم رهبري اظهار داشت: اين نوع نامگذاري، دو سطح از مردم را مخاطب خود قرار ميدهد؛ نخست نظام تصميمگيري، قانونگذاري و اجرا اعم از قوه مقننه، مجريه، نهادهاي انقلابي و سطح دوم را فعالان آن قلمرو تشكيل ميدهد و در سالهاي اخير اقتصاد، تعاليم اقتصادي و آحاد مردم، بيشتر مد نظر بودهاند كه در درجه اول شامل نظام اجرا و تصميمگيري ميشود كه فيالواقع مديريت كلان اقتصاد را نيز به عهده دارند بنابراين بايد شعار هر سال ظرفيتها، امكانات و فرصتها را با اولويت در بخش اقتصاد دنبال كنند و اين به مفهوم غفلت از قلمروهاي ديگر نيست بلكه آنها نيز بايد با ضربآهنگ حاشيهاي كه ميتواند تكميل كننده بحث اقتصاد باشد، در دستور كار قرار گيرند.
*حركتهاي زيگزاگي ما را از هدف اصلي دور ميكند
وي گفت: اگر در چنين فضايي، تفكراتي حاكم شود كه بحثهاي جنبي و حاشيهاي بتواند در مباحث اجتماعي، سياسي و فرهنگي ورود پيدا كند در واقع يك نوع انحراف به شمار ميرود لذا بايد با تأكيد بر اولويت، فرصتها، امكانات منابع، ظرفيتها و سياستهاي نظام تصميمگيري به اولويت اقتصادي نگريسته شود.
خوشچهره در ادامه با بيان اينكه ممكن است برخي عنوان كنند كه چرا تأكيدات شديد براي اقتصاد صورت ميگيرد كه در اين ديدگاه دو نگرش مثبت و منفي بروز ميكند، ابراز داشت: ابتدا بايد توجه داشت كه تأكيد بر مباحث اقتصادي چرا با لفظ جهاد مزين شده، متأسفانه در نگاه منفي، انحرافي و با محدودي كه نسبت به اين بحث صورت گرفته، برخي جهاد اقتصادي را با رياضت اقتصادي مترادف دانستهاند در حالي كه اين يك نوع جفا به بحث جهاد اقتصادي است.
وي اضافه كرد: در پاسخ به اين نگرش محدود و منفي بايد براي اقتصاد سه بخش «توليد»، «توزيع» و «مصرف» را لحاظ كنيم لذا زماني كه رياضت اقتصادي مطرح ميشود يعني نظام كشور را صرفاً نسبت به حوزه مصرف ديده و معتقد باشيم كه هرلحظه اقتصاد ما در حال ورشكستگي و وضعيت نگران كننده قرار دارد در نتيجه با رياضت اقتصادي ميتوان مسائل را پيش برد.
نماينده مردم تهران در مجلس هفتم در ادامه تأكيد كرد: اگر با نگاهي خوشبينانه و روشي منطقي به اين مسئله نگريسته شود بايد حوزه توليد را در نظر گرفت، ما اقتصادي داريم كه ظرفيتهاي اقتصادي آن مشغول كار و فعاليت است اما نسبت به جايگاه مطلوب، فاصله دارد به اين معنا كه قطاري روي ريل در حال حركت است، دستاوردهاي اقتصادي داريم اما سرعت آن در حال حاضر مناسب نبوده و زواياي حركت آن به صورت حركتي زيگزاگي است.
وي با اشاره به فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر اينكه حركتهاي زيگزاگي بعضاً ما را از هدف دور كرده و يا منجر به وضعيت مطلوب براي ما نخواهد شد، عنوان كرد: با اين اعتقاد كه ما از ظرفيتهاي موجود به نحو مطلوب بهره نميبريم بايد به اين مطلب پرداخته شود چرا كه انتظارات و جهتگيريهايي كه در چشمانداز 20ساله و يا سياستهاي ابلاغي مربوط به برنامه پنجم وجود دارد نشان دهنده اين است كه در سياستهاي ابلاغي مقام معظم رهبري نرخ رشد اقتصادي كه عامل تعيين كننده توليد ناخالص ملي براي قضاوت است اين نرخ بايد به 8 درصد برسد.
نماينده مجلس هفتم شوراي اسلامي ادامه داد: مجموعه توليد كالا، خدمات، بخشهاي صنعت و كشاورزي بايد پويا، مستمر و با يك ضريب رشد مطلوبي تحت عنوان 8 درصد باشد كه نسبت به سال گذشته بايد به رشد 8 درصد برسيم و اگر امروز توجه كنيم كه نرخ رشدي كه براي كاركردهاي جاري اقتصاد حاصل ميشود و آن هم متأثر از دو عامل برونزا از جمله شيطنت دنياي سلطه در قالب انواع تحريمها و متعاقباً برخي از تصميمگيريهاي غير اولي، غفلت در نظام قانونگذاري و اجرا باعث شده تا ما طبق آمارهاي بيان شده نرخ رشد نيم درصدي را تجربه كنيم.
* جهاد اقتصادي يعني موانع جدي در سر راه كشور بايد مرتفع شوند
وي اضافه كرد: بين هدفگذاري و چيزي كه در حال وقوع است شكاف معناداري رخ داده كه پر شدن اين شكاف با تلاشهاي آهنگين و جاري قابل جبران نيست از اين رو بايد فضايي تحت عنوان جهاد اقتصادي ايجاد شود بنابراين وقتي نرخ رشد اقتصادي ما پايين ميآيد تأثيرات جدي را روي متغيرهاي كلان اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي دارد كه برجستهترين آن اين است كه هرچه توليد ناخالص ملي پايين رود سطح بيكاري افزايش، جذب اشتغال كاهش يافته و تورم، توزيع عادلانه ثروت و كليه متغيرهاي كلان اقتصادي نيز متأثر از نرخ رشد اقتصادي است.
خوشچهره تصريح كرد: منظور از جهاد اقتصادي اين است كه نرخ رشد اقتصادي ما پايين بوده و موانع جدي بر سر راه كشور وجود دارد علاوه بر آنكه دستاوردهايي در اين زمينه موجود بوده و تلاشهايي هم در حال انجام است اما با نقطه مطلوبي كه در بحث چشمانداز مبني بر قدرت اول اقتصاد منطقه شدن وجود دارد و فرمايش مقام معظم رهبري مبتني بر واقعيتهاي ناشي از ظرفيت و قابليتهاي اقتصاد ملي نهتنها شعار نبوده بلكه كساني كه اهل فن هستند، ميدانند اگر تلاش، عقلانيت و منطق، استمرار داشته باشد دست يافتن به قدرت اول كاري دور از ذهن نيست.
وي گفت: اگر در چشمانداز 20ساله، بهدست آوردن قدرت اول اقتصاد منطقه و قدرت اول علم و فناوري را مدنظر قرار دهيم به اعتقاد بنده كه در زمينه توسعه و برنامهريزي تخصص دارم تعيين چنين هدفگذاريهايي كاملاً قابل دفاع بوده، ظرفيتها و قابليتهاي ايران امكان دستيابي به چنين اهدافي را فراهم ميكند كما اينكه دستاوردهاي علمي سالهاي گذشته نشان دهنده اين ظرفيتهاست اما در حوزه اقتصاد هنوز بين هدفگذاري و عمل، شكاف معناداري را شاهديم كه از رژيم سلطه و تحريمها كه بر رشد اقتصاد جهاني تاثيرگذار است، مصون نيستيم.
استاد اقتصاد دانشگاه تهران در خصوص علل بروز شكاف در نظام اقتصادي ما بيان داشت: علاوه بر تحريمهاي جهاني، بيشتر اوقات اين شكاف به نوع نگاه، اجرا، تصميمگيري و قانونگذاري كه در داخل كشور وجود دارد باز ميگردد لذا ما در شرايط رقابت با تركيه و عربستان قرار داريم. اگرچه عربستان با برداشتهاي بيرويه از منابع طبيعي و خدادادي و وابستگي، اقتصادي را طراحي كرده كه شايد زياد قابل دفاع نباشد اما به هر حال در اين هدفگذاريها ما به نسبت 6 سال گذشته كه اين مسابقه را شروع كردهايم توانستهايم فاصله را نسبت به 6 سال پيش حفظ كنيم.
وي تصريح كرد: براي پر كردن اين خلأ حتماً بايد شتاب را افزايش داده و خصوصاً نوع حركت بايد در قالب حركت جهادگونه باشد. متأسفانه در 10 سال اخير با وجود آنكه اختلافهاي سليقهاي در نظام اقتصادي و دولتهاي مختلف وجود داشته اما شاهد خروجي مشتركي از آنها مبني بر سير صعودي واردات هستيم كه واردات قابل تأمل 70 ميليارد دلاري رسمي و واردات 20 ميلياردي غيرمجاز كه نهتنها يك تهديدي براي نظام شمرده ميشود بلكه با اين اقدام، ظرفيتهاي بسياري از اقتصاد ملي ما به رقباي خارجي اختصاص يافته است.
نماينده مجلس هفتم شوراي اسلامي محور اصلي بحث اقتصادي را بررسي موانع سر راه توليد خواند و افزود: بايد موانع درونزا و برونزا را در بخشهاي مختلف از جمله صنعت، كشاورزي و خدمات برطرف كرده و از ظرفيتهاي موجودي كه شايسته نظام و تاكيد استراتژيست نظام و فعالان ارزشي است بهره برد.
* ورود سلايق شخصي در حوزه تصميمگيري در واقع عدم استفاده بهينه از امكانات موجود است
وي با اشاره به موانع موجود در سر راه توليد اظهار داشت: تناقضاتي در نظام قانونگذاري، سياستگذاري و اجرا وجود دارد كه ضمن درك آنها بايد با حركتي جهادگونه براي رفع شكافها اقدام شود تا علاوه بر آنکه فاصلهاي را كه براي قدرت اول اقتصادي شدن مدنظر است، كم كنيم از رقباي خود پيشي بگيريم همان طور كه در حوزههاي علم و فناوري بعضي از اين دستاوردها نشان داد كه اراده، عزم و نوع نگرش كساني كه به صورت جهادگرانه در اين حوزه مشغول فعاليت هستند تا حدود زيادي منجر به پر شدن اين خلأها شده است.
خوشچهره در خصوص بسترسازي براي تحقق جهاد اقتصادي در جامعه عنوان كرد: درك صحيح نسبت به موضع جهاد اقتصادي ميان سطوح تصميمگيري، سياستگذاري و قانونگذاري بسيار مهم است و اگر قائل به اين نباشيم كه بايد شكافها را با يك عزم جدي، آهنگ صحيح و نگاه منطقيتر نسبت به مباحثي كه در راستاي اولويتهاي استراتژيك نظام ميگذارد، قرار دهيم شايد دچار اختلاف روش و سليقه شويم كه باورها و سلايق شخصي در نظام تصميمگيري را حاكم خواهد كرد.
وي گفت: ورود سلايق شخصي در حوزههاي قانونگذاري و تصميمگيري باعث ميشود تا نهتنها نتوان از ظرفيتها به نحو احسن استفاده کرد بلكه نوعي عدم استفاده از فرصتها را نيز در پي خواهد داشت بنابراين فضاسازي براي چنين موضوعي در نظام تصميمگيري، سياستگذاري، اجرا و قانونگذاري بسيار مهم است و متعاقباً ميان فعالان اقتصادي و آحاد مردم كه مشاركت آنها زينتبخش اين حركت بوده به عنوان يك مطالبه ميتواند نظام را در مسير مصالح و منافع ملي بيشتري قرار دهد.
استاد اقتصاد دانشگاه تهران تصريح كرد: آگاهسازي و تنوير افكار عمومي نسبت به ضرورت چنين بحثي فوقالعاده مهم است و اين آگاهسازي مستلزم درك صحيح بوده و نبايد به اشتباه با ايجاد و يك فضاي منفي، يأس و نااميدي كه انتهاي آن رياضيت اقتصادي ميانجامد ايجاد نگراني كرد بلكه بهعكس بايد اينگونه تبيين شود كه مسابقه دويي است كه در اين مسابقه همه در حال دويدن هستند و در حال دويدن نبايد نگاه ما از نقطه هدف و خط پايان به سمت چپ و راست و اقدامات حاشيهاي در حوزههاي تاريخي، سياسي و اجتماعي غيرضروري صرف شود كه در اين صورت منجر به كاهش توان فرد دونده خواهد شد و لذا بايد با نگاهي بصير به هدف نگريسته شود.
وي در ادامه افزود: اين نوع آگاهسازي از الزاماتي است كه در بردارنده نكات مهمي بوده و در واقع همان واژههايي كه ساليان پيش نيز بر آنها تأكيد شده نوعي انسجام وحدت مخصوصاً ميان فعالان سياسي، تصميمگيري و قانونگذاري است كه متعاقباً به افزايش باور و اعتماد ميان آحاد مردم منجر ميشود كه در اين صورت ميتوان از مشاركت حداكثري آنها بهرهمند شد.
*الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت، هويتبخش نظام جمهوري اسلامي است
خوشچهره رمز موفقيت نظام جمهوري اسلامي را در مقابله با شرايط، توطئهها و موانع در 30 سال گذاشته استفاده از ظرفيتهاي مردمي و انساني حامي انقلاب دانست كه مردم با مشاركتهاي استراتژيك چه در عرصه سياسي با سقوط شاه و عرصههاي امنيتي و دفاعي نشان داده و ما نيازمند اين ظرفيت و مشاركت كماكان براي ادامه راه هستيم كه محور هويتبخشي آن عقلانيت، شفافيت و صداقتي است كه بايد روز به روز مسئولان ما به خصوص در حوزههايي كه مديريت كلان را بهعهده دارند تجلي كند.
نماينده مجلس هفتم شوراي اسلامي با بيان اينكه نامگذاري سالها توسط مقام معظم رهبري در تبيين، يك اقدامات تاكتيكي در آن سال محسوب ميشود، ابراز داشت: هركدام از عناوين، منطق ماهوي خويش را در بر دارد كه تمام اينها در يك بستر مشترك مفهوم پيدا ميكند به ديگر معنا الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، الگوي مصرف، همت مضاعف همگي تأمينكننده هدف اصلي را كه اعتلاي كشور و دستيابي به اهداف مادي و معنوي آن است، در بردارد.
وي عنوان كرد: الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، يك نگاه استراتژيك و بلندمدتي است كه هويتبخشي نظام بوده و در واقع حركت بلندمدت را اين الگو طراحي ميكند كه دستيابي به چنين الگويي نيازمند بسترسازيهاي لازم است و جهاد اقتصادي ميتواند علاوه بر بسترسازي در اين زمينه جريان مستمر و پايداري در الگو باشد.
خوشچهره اظهار داشت: الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، مبين يك تلاش مستمر، آگاهانه، الهي و ارزشي در نظام بوده و ايراني بودن الگو نشاندهنده ظرفيت و قابليتهاي بومي ما در عرصههاي گوناگون است بنابراين همخواني، تجانس و ارتباط منطقي آنها مشخص بوده و قطعاً بحث اصلاح الگوي مصرف، مفهوم مصرف كالا، خدمات، منابع ملي و بيتالمال است كه در فضاي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت قرار ميگيرند.
وي در پايان گفتوگوي خود با فارس خاطرنشان كرد: الگوي اسلامي ـ ايراني پيشرفت يك جريان مسلط و قطعي بر اين مقولات است كه در بردارنده جهاد، صحيح بودن مصرف، نوع تلاش كه همت مضاعفي را ميطلبد و اين همخواني و تجانس قابل دفاع و تبيين است.
گفتوگو از: سميه نبي
انتهاي پيام/ك*
خبرگزاري فارس: مدير انتشارات دانشگاه تهران گفت: اين انتشارات با 2 هزار عنوان اثر و با تخفيف موردي 10 تا 30 درصد در بيست و چهارمين نمايشگاه بيالمللي كتاب حضور مييابد.
حسن سرشتي، مدير انتشارات دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار باشگاه خبري فارس «توانا» در خصوص بيست و چهارمين نمايشگاه بينالمللي كتاب، اظهار داشت: مجموعه دانشگاه تهران داراي 3 هزار و 200 عنوان كتاب چاپ اول و 7 هزار اثر تجديد چاپ است.
وي اضافه كرد: برخي از آثار انتشارات دانشگاه تهران قديمي است و به نوعي داراي متقاضي زيادي نيستند به همين دليل از بين 10 هزار و 200 عنوان كتاب 2 هزار عنوان اثر منتخب را در بيست و چهارمين نمايشگاه بينالمللي كتاب به مخاطبان و دانشجويان عرضه ميكنيم.
سرشتي ادامه داد: از بين 2 هزار عنوان اثر منتخب شده كه در نمايشگاه بينالمللي كتاب به مخاطبان عرضه ميشود يكصد و ده عنوان چاپ اول سال گذشته، 10 عنوان چاپ اول سال 90 و 880 اثر تجديد چاپ هستند.
سرشتي ادامه داد: انتشارات دانشگاه تهران با تخفيف موردي 10 تا 30 درصد در نمايشگاه بينالمللي كتاب حضور مييابد، همچنين بيشتر كتابهايي كه انتشارات دانشگاه تهران در نمايشگاه به مردم ارائه ميكند در مرحله نخست در زمينههاي علوم پايه و مهندسي و در مرحله ديگر به علوم انساني اختصاص دارد.
وي بيان كرد: از فعاليتهاي خوبي كه امسال انتشارات دانشگاه تهران براي رفاه حال مشتريان خود انجام داده ميتوان به ايجاد و تنظيم فهرست موضوعي بر مبناي رشته، گروه و يايه جدا، اشاره كرد، همچنين در اين راستا هر فرد طبق فراخور نياز خود ميتواند كتابچه گروه را گرفته و آثار را به طور جداگانه مورد بررسي قرار دهد.
مدير انتشارات دانشگاه تهران با بيان اينكه غرفه و جايگاه اين انتشارات همانند ساير انتشاراتيها هنوز مشخص نشده است، گفت: اين انتشارات براي كتابخانههايي كه به صورت عمده به خريد كتاب ميپردازند فهرست كلي از كتابهاي انتشارات دانشگاه تهران را چاپ و در اختيار آنها قرار ميدهد.
انتهاي پيام/و
خبرگزاري فارس: يكي از مراجع تقليد در قم گفت: آل سعود و آل خليفه با ارتكاب جنايات در بحرين، دشمني شيعيان را براي خود خريده و جريمه سنگيني براي جنايات خود خواهند پرداخت.
به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيتالله ناصر مكارم شيرازي صبح امروز در درس خارج فقه خود كه در مسجد اعظم برگزار شد با اشاره به گزارشي از شاهدان عيني در مورد وضعيت بحرين اظهار داشت: آنچه شاهدان عيني بيان كردند نشان از عمق فاجعه و جناياتي دارد كه در بحرين به دست آل سعود و آل خليفه اتفاق ميافتد.
وي بيان كرد: خانوادههايي كه شهيد دادند در شرايط سختي به سر ميبرند، مساجد و حسينيهها پشت سر هم تخريب ميشوند و به عنوان نمونه مسجد تاريخي عليبن ابيطالب (ع) را ويران كردند و جوانان را از كارشان اخراج كردند.
اين مرجع تقليد ادامه داد: مجروحان در منازل بدون دارو ماندهاند چراكه اگر به بيمارستان بروند بازداشت ميشوند، زندانيان را شكنجه داده و به كودكان هم رحم نميكنند، حتي جمعي از علما در زندان به سر ميبرند و همه چيز حكايت از انتقامجويي شديد آل سعود و آل خليفه از مسلمانان بحرين و به ويژه شيعيان دارد.
وي ادامه داد: مردم از نظر مواد غذايي سخت در فشار هستند و هيچ فريادرسي ندارند و از سوي ديگر حكام بحرين پيوسته براي بر هم زدن وضع امنيتي بحرين تلاش ميكنند.
آيتالله مكارم شيرازي با انتقاد از سكوت سازمانهاي بينالمللي حقوق بشر در برابر اين جنايات گفت: آن جامعه جهاني كه آمريكاييها از آن مانند چماقي براي كوبيدن تحركات منطقه استفاده ميكنند، چنان خاموش مانده كه گويي مرده است.
وي تصريح كرد: آلسعود و آلخليفه با استفاده از اين سكوت مرگبار، ديوانهوار به كار خود ادامه ميدهند و گمان ميكنند اين جنايات به فراموشي سپرده ميشود.
استاد درس خارج فقه حوزه ابراز داشت: آنها بايد بدانند كه با اين كار خود، دشمني همه آزاديخواهان جهان و به ويژه شيعيان و پيروان اهل بيت (ع) را در سراسر دنيا براي خود ميخرند و جريمه سنگيني براي آن خواهند پرداخت و بهزودي پاسخ مناسبي به آنان داده خواهد شد.
وي خطاب به همه مسلمانان جهان گفت: بر همه مسلمانان آزاده و به ويژه شيعيان لازم است هرچه زودتر فكري براي اين مظلومان كنند.
آيتالله مكارم شيرازي ادامه داد: ما پيرو مكتبي هستيم كه ميگويد اگر كسي صداي مظلومي را بشنود و به كمك او نشتابد مسلمان نيست و اميدواريم خداوند دست ظالمان را از سر مظلومان دنيا به ويژه مردم بحرين كوتاه كند.
انتهاي پيام/آ20/ح
خبرگزاري فارس: مدير اجرايي انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان گفت: 260 غرفه براي ارائه به ناشران كتاب كودك و نوجوان در نظرگرفته شده است.
محسن يگانهكاري مدير اجرايي انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان در گفتوگو با خبرنگار فارس درباره اقدامات اجرايي بخش ناشران كتاب كودك و نوجوان گفت: نمايشگاه بينالمللي كتاب در انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان كارگروهي را تشكيل داده و به اقدامات و لزوم برخي موارد رسيدگي ميكند.
به گفته مدير اجرايي انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان، حدود 260 غرفه براي ارائه به ناشران در نظرگرفته شده البته 270 درخواست داشتيم و در طي مسير بررسي به اكثر درخواستها پاسخ دادهايم.
يگانهكاري در ادامه ضمن تاكيد بر اينكه به تعداد بيشتر درخواستها پاسخ داده شده، عنوان كرد: اعلب درخواستها با پاسخ مثبت روبرو شدند، اما دليل بي پاسخ ماندن ساير درخواستها به دليل تعداد عناوين كتابهاي چاپ شده بود چرا كه تعداد آثار چاپي اين ناشران كمتر از 10 عنوان بود؛ عليرغم اينكه آئين نامه نمايشگاه براي شركت در نمايشگاه حداقل 30 عنوان چاپ اول است اما به دليل اينكه در بخش كودك و نوجوان مكان موجود بود با ارشاد هماهنگ شد و به ناشراني كه تا 10 عنوان كتاب چاپ كرده بودند هم در ليست ارائه غرفه گنجانده شدند و به انها غرفه اختصاص يافت.
مدير اجرايي انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان در مورد متراژ اختصاص يافته به بخش كودك و نوجوان ابراز داشت: متراژ بخش كودك نمايشگاه امسال افزون بر 6 هزار متر مربع است، سالنها هم كه 4 عنوان هستند شامل خيابانهاي 22 تا 25 مصلي است كه با چادر مبدل به سالن شده است.
وي اضافه كرد: از سازههاي آلومينيومي موقتي براي استقرار ناشران كودك و نوجوان استفاده شده و بخش كودك و نوجوان از نظر غرفهبندي تفاوتي با سال گذشته ندارد؛ غرفهها طي روزهاي آتي آماده و در اختيار ناشران قرار ميگيرد.
عضو كارگروه هفت نفره بخش كودك نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران در مورد عدم حضور برخي از ناشران گفت: معيار اصلي براي حضور در نمايشگاه داشتن مجوز نشر بوده و ديگر اينكه در بازه زماني مشخص ناشران تعدادي كتاب چاپ كرده باشند.
وي در مورد حضور ناشران گفت: البته بحثهاي ديگري هم مطرح است، اينكه ناشران متخلف سالهاي گذشته كه غير از كتاب به فروش كالاهايي ديگر روي آوردهاند و يا ضوابط نمايشگاه را رعايت نكرده بودند با عدم ارائه غرفه مواجه شدند اما در بخش كودك و نوجوان تخلفات اينچنيني ديده نشد.
يگانهكاري ضمن اشاره به نصب چادرها تا 5 ارديبهشت تمام ميشود، تصريح كرد: اسكلتبندي تمام سالنهاي به اتمام رسيده، تلاش ميكنيم تا 5 ارديبهشت ماه غرفهبندي سالنها به اتمام برسد و آماده تحويل به ناشران شود.
انتهاي پيام/و
خبرگزاري فارس: مديركل ارزيابي پژوهشي جامعةالمصطفي(ص) العالميه، ايجاد فرصتهاي برابر اقتصادي را لازمه دستيابي به جهاد اقتصادي دانست و گفت: اگر دولت يا حكومت اين فرصتها را در جامعه براي همگان ايجاد نكند؛ جهاد اقتصادي محقق نخواهد شد.
حجتالاسلام والمسلمين علي الهيتبار، در گفتوگو با خبرنگار آئين و انديشه خبرگزاري فارس در خصوص جهاد اقتصادي عنوان كرد: مقام معظم رهبري دهه اخير را «دهه عدالت و پيشرفت» نامگذاري فرمودند، لذا اگر از اين منظر به بحث نگريسته شود خواهيم ديد كه بحث جهاد اقتصادي يكي از اين قطعات پازل مدنظر ايشان است و بر اساس همين ديدگاه، مبحث جهاد اقتصادي معنادار ميشود.
وي اظهار داشت: در واقع مقام معظم رهبري با نامگذاري امسال به نام «جهاد اقتصادي» در پي ايجاد انگيزه به ويژه عمدهسازي و افزايش انگيزههاي ديني در اين موضوع هستند و شايد اگر بخواهيم كمي دنياييتر به آن بنگريم؛ اصطلاح جهش اقتصادي مطرح ميشود اما ايشان با توجه به رويكردهاي ارزشي و باورهاي هستيشناسانه اسلامي از آن به جهاد اقتصادي تعبير كردند.
مدير برنامهريزي پژوهشي جامعةالمصطفي(ص) العالميه در ادامه افزود: نيتها، انگيزههاي معنوي و آنچه كه از اقتصاد مدنظر داريم اين است كه اقتصاد ابزاري براي دستيابي به هدف شمار ميرود كه بايد درجهت سعادت انسانها به كار رود، بنابراين اقتصاد اسلامي همان جهش اقتصادي اما با انگيزههاي ديني است تا اين جهش را در مسير سعادت انسان كه همان مقام خليفةالهي است، قرار دهيم.
وي با بيان اينكه بايد فرهنگ كار و تلاش در يك جامعه وجود داشته باشد تا بتوان بحث جهاد اقتصادي را مطرح كرد، افزود: مقام معظم رهبري نسبت به اين موضوع كاملاً هوشمندانه عمل كردند به طوري كه سال گذشته را سال همت مضاعف و كار مضاعف نام نهادند كه هم راستا با بحث جهاد اقتصادي است و درواقع ايشان در سال گذشته براي جهاد اقتصادي زمينهسازي كردند.
الهيتبار اضافه كرد: وقتي سالي به يك عنوان خاص نامگذاري ميشود؛ ناخودآگاه ذهن انسان متوجه برخي از مسائل ميشود كه مثلاً كشور ما نيازمند كار بيشتري است و بر اساس فرمايشات مقام معظم رهبري متوجه ميشويم كه در جهاد اقتصادي نه تنها جهش نيز مدنظر ايشان بوده بلكه كار مضاعف ميتواند زمينهساز جهاد اقتصادي با انگيزههاي معنوي باشد.
وي جهاد اقتصادي را ابزار معنوي و اقتصادي براي رسيدن به اقتصاد اسلامي دانست و گفت: هدف از اقتصاد اسلامي همان عدالت فراگير اقتصادي در جامعه اسلامي است لذا جهاد اقتصادي، تحقق چشمانداز اقتصادي نيست بلكه بحث جهش اقتصادي با رويكرد انسان خدامحور را در بر دارد.
مدير كل برنامهريزي و ارزيابي پژوهشي جامعةالمصطفي(ص) العالميه در خصوص رابطه جهاد اقتصادي و تحقق عدالت بيان داشت: اگر منظور ما از عدالت برابري فرصتها باشد به نظر ميرسد وجود فرصتهاي برابر در اقتصاد براي همگان يكي از زمينههاي لازم براي دستيابي به جهاد اقتصادي است و اگر دولت يا حكومت اين فرصتها را ايجاد نكند عملاً جهاد اقتصادي محقق نخواهد شد و اين به مانند سربازي است كه ابزار لازم براي جنگ را نداشته اما اشتياق جنگيدن را دارد.
وي اظهار داشت: به گونهاي ديگر نيز ميتوان عدالت را در نظر گرفت و آن هم اينكه عدالت را به عنوان چينش شايسته كارها، اشخاص و فرصتها در نظر گرفت و اين يعني تعادل در چينش كه اگر از اين منظر به مسئله عدالت نگريسته شود باز هم زمينه و بستري براي جهاد اقتصادي نياز است كه البته رابطه آنها يك رابطه دو سويه است و در اين صورت زمينه جهاد اقتصادي كه همان جهش را در بر دارد منجر به ايجاد عدالت در سطح اقتصادي خواهد شد.
الهيتبار خاطرنشان كرد: با توجه به بيانات مقام معظم رهبري در خصوص نامگذاري سالها تحت عناويني مانند اصلاح الگوي مصرف، همت مضاعف و يا جهاد اقتصادي در مييابيم كه ايشان همواره بر كنترل مصرف، تقدم توليد بر مصرف و مصرف بهينه در منابع انرژي، كالا و خدمات، تأكيد دارند و به طور كلي ايشان تعابير اقتصادي را به عنوان ايجاد يك فرهنگ مطرح ميكنند.
وي گفت: اميدواريم در آينده شاهد مصرف بهينه در اجتماع باشيم كه در اين صورت نه تنها جامعه توليدگر افزايش خواهد يافت بلكه مازاد توليد خود را به گونهاي طراحي ميكند كه كالا و خدمات را نيز در اختيار ديگران قرار دهد و اين مسئله، در نهايت قدرشناسي نسبت به نعمتهاي الهي را در بر خواهد داشت.
مدير كل برنامهريزي و ارزيابي پژوهشي جامعةالمصطفي(ص) العالميه در پايان به بيان نقش حوزههاي علميه در راستاي تحقق جهاد اقتصادي پرداخت و افزود: به اعتقاد بنده حوزههاي علميه ميتوانند در طراحي اهداف كاربردي، مباحث نظري و پيشبيني سياستهاي لازم بر تحقق شعارهاي بسيار ارزشمند مقام معظم رهبري، اقدام كنند از اينرو دولت هم به عنوان طرف ديگر قضيه نيز بايد متقاضي اين جريان باشد.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: آمنه دولتآبادي، شاعر جوان كشورمان از انتشار اولين كتاب شعرش با عنوان «سرخترين سيب بهشت» خبر داد.
آمنه دولت آبادي شاعر جوان كشورمان در گفتوگو با خبرنگار فارس از انتشار اولين كتاب شعرش خبر داد و گفت: انتشارات فصل پنجم كتاب «سرخترين سيب بهشت» را در دست چاپ دارد كه اين كتاب با حمايت وزارت ارشاد منتشر ميشود.
وي درباره قالب شعرهاي كتاب اظهار داشت: همه شعرهاي كتاب در قالب غزل سروده شدهاند كه از نظر موضوعي در دو دسته اشعار آييني و اشعار عاشقانه آمدهاند.
وي افزود: بيشتر شعرهاي آييني كتاب برگزيده جشنوارههاي شعر هستند.
دولت آبادي درباره تعداد شعرهاي كتاب و زمان سرودن آنها گفت: جمعا 55 غزل در كتاب آمدهاند و اين شعرها منتخبي از شعرهايي است كه در 5 سال اخير سرودهام.
انتشارات فصل پنجم «سرخترين سيب بهشت» سروده اين شاعر جوان و برگزيده جشنوارههاي علوي و رضوي و اصحاب كهف را به نمايشگاه كتاب ميرساند.
انتهاي پيام/و
خبرگزاري فارس: براي تحقق جهاد اقتصادي، نهادينهشدن پايههاي اقتصاد اسلامي در جامعه ضروري است و به همين منظور مردم بايد ضمن آشنايي با آموزههاي اصيل اقتصاد اسلامي و بهكارگيري آن، نخستين گام حركت جهادگونه خويش را در جهاد اقتصادي برداشت.
به گزارش خبرنگار آئين و انديشه فارس، مقام معظم رهبري با نامگذاري امسال به عنوان «جهاد اقتصادي» ملت بزرگ ايران را به امري جهادگونه در عرصه اقتصادي فراخواندند، جهادي كه ريشه در قرآن و سيره اهل بيت عليهمالسلام دارد و حضرت آيتالله خامنهاي با گوشزد كردن اين نكته، همه اقشار جامعه را به تلاشي مضاعف و خستگي ناپذير دعوت كردند.
بديهي است، دين مبين اسلام با سرلوحه قراردادن امور اقتصادي در اركان اجتماعي و فردي مسلمين، راه را براي پيشرفت همهجانبه جامعه اسلامي هموار ساخته است، اينكه جهاد اقتصادي شامل چه مواردي ميشود و چگونه ميتوان به اين مهم دست يافت، به بررسي بيشتر اين موضوع از منظر قرآن و روايات ميپردازيم.
براي تحقق جهاد اقتصادي لازم است، پايههاي اقتصاد اسلامي در جامعه نهادينه شود و مردم با آموزههاي اصيل اقتصاد اسلامي آشنا شده و با بهكارگيري آن در زندگي روزمره، نخستين قدم حركت جهادگونه خويش را در جهاد اقتصادي بردارند. اسلام افراد جامعه را براي كسب روزي حلال به پركاري و تلاشي مضاعف در امر اقتصادي توصيه ميكند، ائمه معصومين به عنوان پرچمداران جهاد اقتصادي در اين امر عبادي و خداپسندانه الگويي گويا براي مسلمانان هستند.
* بهدستآوردن روزي حلال عبادت است
در روايت است، امام صادق عليهالسلام روزي به شدت مشغول فعاليت كشاورزي بودند و سخت عرق ميريختند، از اين بابت فردي به حضرت اشكال گرفت. ايشان فرمودند «سخت كوشي انسان، او را شامل يك رحمت ويژه از سوي پروردگار خواهد كرد كه من نيز به اين نگاه ويژه و به اين رحمت خداوند نيازمند هستم».
رسول اكرم صليالله عليه وآله وسلم دست كارگرى را كه بر اثر كار و فعاليت ورم كرده بود، بلند كرد و فرمودند: «اين دستى است كه هيچگاه آتش جهنم آن را نمى سوزاند؛ اين دستى است كه خدا و رسولش آن را دوست مى دارد، كسى كه از دسترنج خود روزىاش را فراهم كند، خداوند با نظر رحمت به او مىنگرد».
اميرالمؤمنين عليهالسلام در خصوص اهميت كار نزد خداوند ميفرمايد: «همانا خداوند بنده پيشهور امين را دوست دارد».
اهميت دنبال روزي حلال رفتن تا آنجايي است كه حضرت محمدبنعبدالله صليالله عليه وآله وسلم ميفرمايد: «عبادت 10 جزء است كه دنبال روزي حلال رفتن معادل 9 جزء آن است» و «شخصي كه براي انجام رزق حلال تلاش ميكند، مانند مجاهدي است كه در راه خدا زحمت ميكشد».
* مديريت متعادل مالي، خواسته اسلام است
براي نهادينه شدن پايههاي جهاد اقتصادي در جامعه لازم است كه برخي از عادتها ناپسند از جامعه رنگ باخته تا شرايط براي حركت روبه سريع جهاد اقتصادي فراهم شود، قرآن كريم در اين راستا اولين قدم را جلوگيري از اسراف بيان ميكند و ميفرمايد: «وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»؛ زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست ندارد. (انعام ، 141) و ضمن آنكه اسراف را در هزينهها ممنوع ميداند، مصرف تفريطي و زهد افراطي را نيز مردود ميشمارد و مسرفين را برادران شيطان مينامد «إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ». (اسراء، 27)
لذا توجه به اسراف در همه زمينهها و ابعاد زندگي و كاري انسان ضروري است، چرا كه سرمنشأ بسياري از هدر رفتن منابع ملي ميشود و اقتصاد جامعه اسلامي را متزلزل مينمايد، به طور مثال در زندگي فردي هرگاه وسيلهاي به نظر ميرسد، كارايي ندارد به دور انداخته ميشود، اما غافل از اينكه شايد براي افراد ديگري قابل مصرف باشد، يا چشم هم چشميها و علاقه زياد به مد اعم از منسوجات و وسايل صوتي و تصويري جامعه را به سوي مصرفگرايي بيشتر سوق ميدهد، در مورد نكوهش تبذير و منع اسراف، صحف آسماني چه شيوا بيان ميكند «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا»؛ و حق خويشاوند را به او بده و مستمند و در راهمانده را [دستگيرى كن] و ولخرجى و اسراف مكن. (اسراء، 26)
البته نبايد به بهانه اسراف از درست مصرف كردن دست شست، خداوند خطاب به رسولش در خصوص دستورالعمل اسلامي در تنظيم امور معيشت ميفرمايد: «وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا»؛ و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار [هم] گشادهدستى منما تا ملامتشده و حسرتزده بر جاى مانى. (اسراء، 29)، به گونهاي كه انسان نه آنقدر عرصه را برخورد تنگ بگيرد و نه چنان ولخرجي كند كه ديگر آهي در بساط نداشته باشد، بلكه با رعايت جانب اعتدال در مسايل اقتصادي با خيالي راحت زندگي خود را اداره نمايد.
* دست نااهلان از فعاليتهاي اقتصادي بايد كوتاه شود
از اقدامات ديگر ميتوان به بازداشتن غير متخصصان از تصرف در اموال و دخالت در برنامههاي اقتصادي نام برد، «وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»؛ و اموال خود را كه خداوند آن را وسيله قوام [زندگى] شما قرار داده به سفيهان مدهيد و[لى] از [عوايد] آن به ايشان بخورانيد و آنان را پوشاك دهيد و با آنان سخنى پسنديده بگوييد. (نساء، 5)
* حذف كامل رشوه و ربا از جامعه، جهادي اقتصادگونه ميطلبد
همچنين جلوگيري از پرداخت رشوه بايد در صدر كارهاي جهاد اقتصادي قرار گيرد و مسئولين با سازماندهي بازرسين و تلاش جدي در خنثيسازي و محو كامل آن در سازمانهاي حكومتي همت گمارند: «وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ»؛ و اموالتان را ميان خودتان به ناروا مخوريد و [به عنوان رشوه قسمتى از] آن را به قضات مدهيد تا بخشى از اموال مردم را به گناه بخوريد در حالى كه خودتان [هم خوب] مىدانيد. (بقره، 88)
* پرداخت زكات به بركت مال در نظام اسلامي منجر ميشود
نهادينه كردن فرهنگ زكات در جامعه توسط نهادهاي ديني نظام و بيان اينكه زكات همطراز نماز است، زكات را بيش از بيش در جامعه تسري دهند، «وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ»؛ و نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد و با ركوعكنندگان ركوع كنيد. (بقره،43)
امام علي عليهالسلام درباره اهميت زكات ميفرمايد: اي كميل! بركت در مال كسي است كه زكات دهد و بخشي از مال خويش را به مؤمنان ديگر بخشد و (با امكاناتي كه دارد) به زندگي خويشاوندان برسد.
* انفاقكننده، نايب خداوند در زمين است
گاهي برخي از مسائل بنيادي اسلام به ورطه فراموشي سپرده ميشود مانند انفاق، اما شايد ذكر اين مورد خالي از لطف نباشد كه قرآن كريم انفاق را در رديف ايمان به خداي متعال قرار دادهاست و آن را عملي نيابي به شمار ميآورد، يعني كسي كه انفاق ميكند، چيزي از مال خود نميدهد، بلكه به عنوان نايب از مالك اصلي (خداوند متعال) آن را ميبخشد: «آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِير»؛ به خدا و پيامبر او ايمان آوريد و از آنچه شما را در [استفاده از] آن جانشين [ديگران] كرده انفاق كنيد، پس كسانى از شما كه ايمان آورده و انفاق كرده باشند، پاداش بزرگى خواهند داشت. (حديد، 7)
پيامبر صليالله عليه وآله وسلم به روايت امام صادق عليهالسلام فرمودند: «ما پيامبران براي جمع آوري مال انگيخته نشديم، بلكه براي انفاق كردن آن انگيخته شديم.
امام علي با پسنديده دانستن انفاق ميفرمايد: انفاق مال دنيا، پسانداز كردن است كه براي انفاق كننده ميماند و نگاه داشتن آن (و بخل ورزيدن) اندوه است و گرفتاري.
* انباشت كردن مال در صدر برنامههاي انسان مومن قرار ندارد
در جامعه ايماني انباشت ثروت و استفاده نكردن آن در جامعه اسلامي و به حركت در نياوردن آن در چرخه اسلامي امري مذموم شمرده شده است و قرآن مجيد، مال را فتنهاي ميداند كه مايه گرفتاري و آزمون بشر است و انسان موحّد و متعهد به دين، نبايد آن را قطب زندگي و فعاليّتهاي خويش قرار دهد «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ»؛ و بدانيد كه اموال و فرزندان شما [وسيله] آزمايش [شما] هستند و خداست كه نزد او پاداشى بزرگ است. (انفال، 28)
لذا سرمايهداران و ثروتمندان جامعه با توجه به اين موضوع، سعي كنند كه طبق فرمايش رهبري معظم با استفاده صحيح از اين نعمت الهي ، در پيشرفت اقتصادي جامعه سهيم باشند و متوجه باشند كه همه اموال از آن خداست و زندگي دنيايي به زودي پايان خواهد پذيرفت و در درگاه خداوند بايد پاسخگو باشند، «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُور»؛ بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزونجويى در اموال و فرزندان است، چون مثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد، سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست. (حديد، 20)
امام علي عليهالسلام درباره مذمت انباشت كردن مال ميفرمايد: بدانيد كه فزوني مال، مايه تباهي دين و قساوت دل است.
پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي يكي از معضلاتي كه ممكن است در آينده گريبانگير جامعه اسلامي ما باشد، خوياشرافيگري و تجملگرايي است، لذا امام خامنهاي با درك اين موضوع با ناميدن امسال به نام جهاد اقتصادي، اين مهم را گوشزد كردند، چرا كه در اثر آن جامعه مصرفگرا خواهد شد و از توليدات باز خواهد ماند، قانون اساسي اسلام در اين خصوص ميفرمايد: «وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا»؛ و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم، خوشگذرانانش را وا مىداريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم شود، پس آن را [يكسره] زير و زبر كنيم. (اسراء، 16)
بنابراين تحقق جهاد اقتصادي در همه امور نيازمند همكاري همه جانبه اقشار مختلف جامه اعم از پير و جوان، مرد و زن در همه سطوح فعاليت اجتماعي مانند دانشگاهي، حوزوي، دولتي، خصوصي و حتي بازاري است، به طوري كه جوان با بكارگيري از نيرو و استعداد جواني خويش در امر تهذيب و تعليم كوشا باشد، دانشگاهي با توليد علم و دانش و حركتي جهادگونه به ارتقاي علمي ايران اسلامي در جهان كمك نمايد، حوزويان با بيان مباني اقتصاد اسلامي و فروعات آن چراغ هدايت جامعه باشند، بازاري با دادن اطلاعات درست به خريدار و فروشنده، جلوگيري از احتكار و انحصار، تشويق رقابت و بطور كلي شفاف سازي در بازار به بالابردن كارآيي اقتصاد كشور كمك كنند تا ايران بتواند در پس تحريمهاي بينالمللي كه از اول انقلاب تا كنون ادامه دارد به بالاترين حد شكوفايي و پيشرفت برسد و به الگويي بينظير براي ديگر كشورهاي مسلمان تبديل شود.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: حجتالاسلام صديقي با تأكيد بر اينكه «حجاب» سنگر محكمي براي زنان محسوب ميشود، گفت: «حجاب» تيري است كه استكبار را سرافكنده ميكند و بالاترين جهادي است كه در حمايت جدي از حريم ولايت مطرح ميشود.
حجتالاسلام والمسلمين كاظم صديقي در گفتوگو با خبرنگار آئين و انديشه خبرگزاري فارس در ارتباط با نقش بانوان در دفاع از ولايت با تأسي به حضرت زهرا عليها السّلام اظهار داشت: شناخت جايگاه ولايت، تبليغ جايگاه آن، حضور در صحنههاي مختلف و حمايت از ولايت تا مرز جان از وظايف هر مسلماني به شمار ميرود كه بايد با الگو قرار دادن دخت مكرم نبي اسلام، در اين زمينه تلاش كنند.
وي، حضور بانوان را كنار مردان در اجتماع يك تجربه جديد در انقلاب ايران دانست كه زنان توانستند به تمام معنا در آن ايفاي نقش كنند و در ادامه عنوان كرد: زنان با حضور در ميدانهاي نبرد، همراه با كودكان در آغوش گرفته شده كه با يك گلوله به هم دوخته ميشدند؛ جزو شهداي دسته اول قتلگاه 17 شهريور بودند. در واقع، عملكرد اين زنها همان قدم نهادن در مسير حضرت زهرا عليها السّلام بود.
خطيب نماز جمعه تهران تصريح كرد: حجاب زنها، خود تيري به قلب استكبار است كه در بسياري از كشورهاي اروپايي به اهميت آن پيبردهاند و حجاب سنگر محكمي براي زنان محسوب ميشود؛ سنگري كه استكبار را سرافكنده ميكند. از اينرو حفظ حضور زنان، توأم با عفاف و حجاب، مهمترين و بالاترين جهادي است كه در مقابله با جنگ نرم، استكبار و در حمايت جدي از حريم ولايت مطرح ميشود.
وي با بيان اينكه در واقع، خود حجاب همان احياي سنتهاي ارزشي و تحكيم سنگرهايي است كه شيطان در آنها دچار آسيب شده، تأكيد كرد: اين سنگرها بستر مناسبي براي ساختن مردان بزرگ محسوب ميشود چرا كه بانويي خودساخته با رعايت حجاب مانند سربازي است كه در ميدان جنگ لباس رزم بر تن كرده است، بنابراين حجاب، نوعي لباس رزم در مقابل ضدارزشها به شمار ميرود.
انتهاي پيام/ك*
خبرگزاري فارس: آيتالله مجتبي تهراني در درس اخلاق خود با موضوع «حيا» گفت: اگر جامعهاي بخواهد اسلامي باشد بايد حيا را تقويت كرد نه بيحيايي را؛ همه چيز از درون حيا ميآيد.
به گزارش خبرگزاري فارس، جلسات درس اخلاق و معارف اسلامي آيتالله مجتبي تهراني به مناسبت ايام فاطميه(ع) اول از 25 تا 29 فروردين در خيابان ايران، كوچه شهيد ملكي برگزار ميشود.
متن كامل چهارمين جلسه دروس اين مرجع تقليد با موضوع «حيا» كه روز دوشنبه 28 فروردينماه و بعد از اقامه نماز مغرب و عشا برگزار شده است در پي ميآيد.
متن، صوت و فيلم اين جلسات در پايگاه اطلاعرساني حضرت آيتالله مجتبي تهراني به نشاني www.mojtabatehrani.ir در دسترس علاقهمندان قرار ميگيرد.
* مروري بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به "حيا " بود. عرض كردم يكي از مشكلات اساسي جامعه ما، همين مسأله رواج بيحيايي در روابط گوناگون ديداري، گفتاري و شنيداري است. گفته شد كه حيا فريضهاي از فرايض انساني است كه بازدارنده انسان از اعمال زشت و قبيح ميباشد. در آخر جلسه گذشته رابطه بين عقل عملي و حيا را مطرح كردم و رواياتي هم در اين رابطه خواندم. روايت از علي عليهالسلام بود كه فرمودند: «اعقل الناس احياهم»، عاقلترين مردم، باحياترين آنها است. بعد رابطه حُسن و قُبح با اعمال شرعيه را كه اين هم رابطه با حيا است، مطرح كردم وگفتم كه احكام شرعيه ما بر محور مصالح و مفاسد است، مصلحت و مفسده همان حُسن و قُبح است. اگر مصلحت اهمّي باشد، حكم الزامي ميآيد و آن عمل واجب ميشود و اگر مفسده، مفسده ملزمه باشد حكم حرمت ميآيد. آخر جلسه گذشته عرض كردم كه مصلحت و مفسده همان حُسن و قُبح است و احكام شرعيه ما هم بر همين محور است؛ لذا رابطه مستقيم با حيا دارد كه برايتان توضيح ميدهم.
* حسن و قبح درجه دارد
حُسن و قُبح نسبت به بايدها و نبايدها است كه به آنها احكام يا اعمال ميگوييم. در اين شكي نيست كه زيبايي يك عمل با زيبايي عمل ديگر مساوي نيست. خود انسان درك ميكند كه يك عمل زيبا است، يك عمل ديگر را هم ميبيند كه زيبا است، امّا اين دو را با هم مقايسه ميكند، اين مراتب حسن و قبح است.
بعد قُبح اعمال هم همينطور است، يك عمل زشت است، يك عمل زشتتر است. سيلي زدن به صورت غير زشت است، قتل هم زشت است، امّا آيا اين دو مساوي هستند؟ نه. لذا ميگويند: حُسن و قُبح داراي مراتب است.
* تبعيت احكام از مراتب مصلحتها و مفسدهها
احكام ما كه بايد و نبايدها است چون بر محور حسن و قبح است، اگر مصلحت ملزمه باشد، حكم الزامي و جدّي است كه نبايد ترك كني. اگر از آن طرف مفسده زياد باشد، نبايد انجام دهي. اين مصلحت و مفسده مراتب دارد، آنهايي كه اهلش هستند ميفهمند، ما احكام واجب داريم و از آن طرف احكام مستحب داريم، مستحب آنجايي است كه انجام عمل رجحان دارد، يعني انجام دادن با انجام ندادنش فرق ميكند؛ در انجام دادن يك چيزي نصيب انسان ميشود، لذا ميگويند: اين كار رجحان دارد؛ امّا مصلحت، ملزمه نيست يعني به اندازهاي نيست كه لازم باشد، حتماً آن كار را انجام دهي. در باب مكروهات هم همينطور است. لذا تمام بايدها و نبايدها در شريعت اسلام بر محور "مصلحتها و مفسدهها " و "حُسنها و قُبحها " است، هميشه اينطور است.
* شكر منعم امري فطري است
چون من سراغ احكام شرعيه آمدم، ميخواهم حيا را در اين فضا بحث كنم. ما در باب شكر مُنعِم بحثي داريم كه يك امر فطري است. از همان فطريات انسان است، يعني اگر كسي به آدم محبتي كرد، احساني كرد، انسانيت اقتضا ميكند كه از آن تشكر كنيم. اين مطلب، چيزي نيست كه قابل انكار باشد، مگر اينكه شخصي مسخ شده باشد. شكر انواعي دارد، شكرِ قلبي داريم، زباني داريم، عملي داريم. حتي در روايات اين تعبير آمده است كه "الانسان عبيد الاحسان ". انسان بنده احسان است.
ما الآن داريم در منطقه شريعت بحث ميكنيم، چون وارد احكام شرعيه شديم. كساني كه خودشان را متدين ميدانند، مسلمان ميدانند، مؤمن ميدانند و ميگويند ما معتقد به مبدأ و معاد هستيم، اينهايي كه مدعي هستند كه تمام نعمتهايي كه در اختيار ما است چه متصل و چه منفصل خدا به ما داده است، بحث درباره احكام شرعيه، مربوط به اينها است. عقل عملي جز غرايز و فطريات است، اين عقل اقتضا ميكند كه انسان از كسي كه به او نيكي كرده است، به نحوي تشكر نمايد.
عقل عملي، تشكر را لازم ميداند
مثلاً اگر كسي كادويي به من داد و محبتي كرد، من در صدد اين هستم كه يك وقت آن را جبران كنم، يك شرايطي پيش بيايد كه بتوانم جواب محبت او را بدهم، زمينهاي فراهم شود تا بتوانم جبران كنم كه از آن به "مكافات " تعبير ميكنيم، اين لزوم جبران را چه كسي به من ميگويد؟ از درون من است، هيچ احتياجي نيست كه ديگري به من تذكر دهد. خودم فطرتاً اينطور هستم. اينها همه عقل عملي است، تمام اينها دروني من است، خود درون من ميگويد كه جواب نيكي، نيكي است.
امّا اگر كسي بخواهد بر عكس عمل كند، يعني جواب نيكي را با بدي دهد، اينجا عقل تقبيح ميكند، خجالت ميكشد، حيا ميكند، لازم نيست كسي به من بگويد، خودم به خودم ميگويم: خجالت نميكشي كه فلاني اين همه به تو محبت كرده است، حال تو اينطوري با او رفتار ميكني و اينطوري سزا ميدهي؟!
دينداري يعني "انجام خواستههاي كسي كه همه چيز به ما داده است! "
در باب عمل به احكام شرعيه، اعم از الزامي و غير الزامي، يعني واجب، مستحب، حرام و مكروه همه اينها، وجدان انسان ميگويد: آن مُنعِمي كه به تو اين همه نعمت داده است، اين همه محبت كرده است حالا از تو عملي را خواسته است، پس جواب احسان او را بده! بايد تشكرت اين باشد كه به امر و نهي او جواب مثبت دهي. حالا ميخواهد درخواستش يك درخواست مثبت يا منفي باشد، اين هيچ فرقي نميكند. مثلاً مولا ميگويد: من اين كار را از تو ميخواهم، اين كار را براي من بكن! من گره از كارت باز كردم، اين گره را هم تو از كار من باز كن! حال اگر تو آن كار را نكني درونت تو را نكوهش ميكند. آيا منفعل نميشوي؟ منزجر نميشوي؟ خودت از خودت متنفر نميشوي؟ درونت به تو ميگويد: اين چه برخوردي است؟ حيا نميكني؟
* «حيا» پشتوانه عمل به همه احكام اسلامي است
من در تعبيراتم عرض كردم: حيا "انكسار النفس " است، انفعال در ربط با عمل قبيح است. عمل حرام، نزد عقل قبيح است، ترك واجب نزد عقل قبيح است. يعني غريزه حيا است كه موجب ميشود انسان به واجب عمل كند، همان غريزه حيا است كه موجب ميشود حرام را ترك كند. البته اين مطلب درجهبندي دارد.
كسي حيائش خيلي بيشتر است اين هم به واجب عمل ميكند و هم به مستحب، يكي حيائش كمتر است فقط به واجب بسنده ميكند. منظور اين است كه به فرد بستگي دارد كه آيا شخص بخيلي است يا اينكه واقعاً ميخواهد كادوها و نيكيهاي طرف مقابل را جبران كند. در باب حرام و مكروه هم همين است. پشتوانه عمل به احكام حيا است.
از خدا حيا كن!
حالا من در بُعد معرفتي وارد نشدم. آنجا بحث از "حيا من الله تعالي " است. گاهي هم در زبان ما است كه ميگوييم: از خدا حيا كن! از خدا خجالت بكش! اين تعبيري است كه ما خودمان ميكنيم. لذا پشتوانه تمام احكام شرعيه ما، بايدها و نبايدها عبارت از همين حيا است. حالا من آخر بحثم به سراغش ميروم. من اينهايي را كه ميگويم ميخواهم بر حسب آنچه كه در معارف ما است بحث كرده باشم.
* حيا كليد هر خيري است
اين تعبير را در روايات داريم، در روايتي از علي عليهالسلام است كه خيلي هم زيبا است، ميفرمايد: "الحيا مفتاحُ كلّ خير " يعني هر عمل نيكي كه از تو سر بزند كليدش حيا است. واجب خير است، مستحب خير است، ترك حرام خير است. من طلبه هستم، كسي نگويد ترك جنبه عدمي است، نه خير، ترك، كفّ نفس است. كفّ نفس امر وجودي است، من دارم نفساني بحث ميكنم. جلوگيري و خودداري امر وجودي است نه عدمي. اگر روي يك چيزي حكم واجب نيامد يعني حرام است؟ خير! اينطور نيست.
"الحيا مفتاح كل خير " حيا كليد هر خيري است. روايت ديگري از علي عليهالسلام است كه ميفرمايد: "الْحَيَا سَبَبٌ إِلَى كُلِّ جَمِيل " حيا سبب هر عمل نيكي است كه انسان انجام ميدهد. روايت ديگري است كه ميفرمايد: "الحيا تمام الكرم و احسن الشيم ". غرضم اين است كه روايات متعددي داريم گفتم. اينها همه جز معارف ما است كه من در يك قالبي ميريزم و سطحش را پايين ميآورم. پشتوانه تمام اعمال خيري كه ما انجام ميدهيم حيا است و زير بناي تمام آن گناهاني كه ما ميكنيم، بيحيايي است، وقاحت است. حالا درست عكس است، از اين طرف، زير بناي تمام اطاعات حيا است.
* «حيا» منشأ ملكات حسنه است
در روايتي است كه اين را داود بن سرحان نقل ميكند از امام صادق عليهالسلام ميگويد: "قال اباعبدالله عليهالسلام: يَا دَاوُدُ إِنَّ خِصَالَ الْمَكَارِمِ بَعْضُهَا مُقَيَّدٌ بِبَعْضٍ " اين خصال زيبايي كه در انسان پيدا ميشود با هم رابطه دارند، حضرت اول رابطه را ميفرمايد، اين را خداوند تقسيم كرده است؛ " يَكُونُ فِي الرَّجُلِ وَ لَا يَكُونُ فِي ابْنِهِ وَ يَكُونُ فِي الْعَبْدِ وَ لَا يَكُونُ فِي سَيِّدِهِ " بله ممكن است يكي داشته باشد و يكي نداشته باشد. داشتن و نداشتنش را خدا تعيين كرده است. خصال يعني ملكه كه حالا من توضيح ميدهم. "صِدْقُ الْحَدِيثِ " اوّل، راستگويي، خود راست گويي از حيا نشأت ميگيرد، چون آخر روايت دارد "و رَأْسُهُنَّ الْحَيَا " چون من ميخواهم بخوانم تا به آخر برسم.
* «حيا» منشأ راستي در گفتار است
عقل عملي ميگويد دروغ زشت است، قبيح است حيا كن. نتيجهاش چه ميشود؟ آدم از هر چيزي كه بدش ميآيد به ضدش رو ميكند. معمولياش اين است كه به ضدش رو ميكند. قُبح دروغ من را به راستگويي ميكشاند، وقتي درك كردم كه دروغ زشت است، حيا ميكنم و دروغ نميگويم. "صِدقُ الحَديثَ وَ صِدْقُ الْيأْسِ "
چون هر كدام از اينها بحث دارد، من مجبورم اشارهاي رد شوم و بروم. يعني آدم در زندگياش كه مدعي است، متشرع است ميگويد: همه امور دست خدا است، مسبب الاسباب او است، از اين حرفها ميزند بعد ته دلش را كه ميبيني پول و رياست را مسبب الاسباب ميداند. تمام اميدش به پولها و رياست است، از اينها دل نبريده است. اينها لفظي است. "يأس " يعني انقطاع الي الله. بايد تو تمام اميدت خدا باشد.
در روايت بلافاصله بعد دروغ، يأس را ميگويد. صدق حديث از مكارم اخلاق است، يأس هم از مكارم است يعني انقطاع الي الله. اول اميد به پول و رياست نبند و بعد مدعي به ديانت شو! كسي كه مدعي به ديانت است اميد به پول و رياست نميبندد.
* حيا منشأ «بخشيدن» و «جبران كردن» است
"وَ إِعْطَا السَّائِلِ "كسي به تو مراجعه كرده است تمكن داري، ميتواني كمكش كني، امّا كمك نكني و ردش كني، خود وجدان تو ميگويد اين عمل تو قبيح است. باز همان حيا پشتوانه ميشود كه به او كمك كني. "وَ الْمُكَافَاةُ بِالصَّنَائِعِ " كه من در بحثم اين را مثال زدم. محبت كرده است، جواب محبت محبت است، جواب احسان احسان است.
حيا منشا "امانت داري "، "صله رحم " و ...
"وَ أَدَا الْأَمَانَةِ " خيانت در امانت زشت است، قبيح است. باز همينجا است كه عقل عملي انسان ميگويد قبيح است، حيا كن. حضرت همينجوري ميآيد يكي پس از ديگري بيان ميكند. "وَ صِلَةُ الرَّحِمِ " از خويشاوند نبُر. بريدن از خويشاوند زشت است. "وَ التَّوَدُّدُ إِلَى الْجَارِ وَ الصَّاحِبِ " نيكي كردن به همسايه. واقعاً وجدان ميگويد اذيت كردن همسايه كار خوبي نيست. "وَ قِرَى الضَّيْفِ " وجدان آدم از بي اعتنايي كردن به مهمان و از او پذيرايي نكردن، ناراحت ميشود.
* سرآمد همه خصال نيك «حيا» است
حضرت تك تك خصال نيك را بيان ميكند چه آنهايي را كه جنبههاي الزامي دارد و چه آنهايي را كه جنبه الزامي ندارد، همه را به داود بن سرحان ميفرمايد و مثال ميزند، بعد ميفرمايد: "وَ رَأسُهُنَّ الحَيا " سرآمدش حيا است، چون پشتوانه همه اينها حيا است.
روايت ديگري از پيغمبر اكرم است كه فرمودند: "قال رسول الله صليالله عليه وآله وسلم: وَ أَمَّا الْحَيَا فَيَتَشَعَّبُ مِنْهُ اللِّينُ وَ الرَّأْفَةُ وَ الْمُرَاقَبَةُ لِلَّهِ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ وَ السَّلَامَةُ وَ اجْتِنَابُ الشَّرِّ وَ الْبَشَاشَةُ وَ السَّمَاحَة " يعني همه خوبيها از حيا سرچشمه ميگيرد. درست مقابل هم. وقاحت، بي شرمي پشتوانه تمام خلافكاريها و معاصي در جامعه است. از آن طرف در باب عمل به احكام شرعيه پشتوانهاش حيا است.
* اسلامي شدن جامعه به با حيا شدن آن است
اگر يك جامعهاي بخواهد اسلامي باشد بايد حيا را تقويت كرد نه بيحيايي را. بايد حيا را تقويت كني، همه چيز از درون اين حيا در ميآيد. من اين را خواستم بگويم كه از بزرگترين مشكلات جامعه ما ترويج بيحيايي است.
* رابطه حيا با تقوا و ورع
رابطه بين حيا و عقل را گفتم، رابطه بين حيا و احكام شرعيه را هم گفتم، نگاه كنيد كلاسيك جلو ميآيم. حالا رابطه بين حيا و تقوا را ميگويم. هر چه سطح حيا بالا رود، سطح عمل هم بالا ميآيد. رابطه بين تقوا و ورع، يك وقت ميگويي ورع همدوش با تقوا است، يكي است، يك وقت ميگويي نه دو تا است. تقوا پرهيز از محرمات است، ورع پرهيز از مشتبهات هم هست. هرچه سطح حيا بالا رفت، مشتبه هم ترك ميشود. نميدانم اين غذا حرام است يا حلال تا نفهمم حلال است نميخورم. دست از مشتبه هم ميكشم. نميدانم اين حرف حرام است يا حلال است، حرف نميزنم. رابطه حيا و تقوا، حيا و ورع يك رابطه مستقيم است.
در روايتي دارد كه علي عليهالسلام فرمود: «مَن قَلَّ حَيائُهُ قَلَََّ وَرَعُهُ» حيا كه كم شد ورع هم كم ميشود. ورع جنبههاي عملي است. در روايت امام صادق تعبير خصال بود حالا من اين را توضيح بدهم كه بحثم را ببندم.
* كارايي حيا، پشتوانه جميع ملكات انساني
پشتوانه جميع ملكات و فضايل انساني است، ملكات حسنه است. ملكات بر اثر كثرت عمل به افعال حاصل ميشود. من قبلاً دربحثهايم گفتم، كاري را مكرر انجام دادي ملكه ميشود. ملكه كه شد ديگر به آساني انجام ميدهي، آن چيزي كه ملكه نشده است، انجامش سخت است. نماز خواندن ملكه شده هيچ سختي برايت ندارد. ملكات بر اثر تكرّر هستند. گفتيم ايمان مستمر، عمل مكرّر تقوا ساز است. امام تعبير به خصال ميفرمايند. همين حيا است كه موجب ميشود تو عمل خوب كني. همين حيا است كه موجب ميشود دست از عمل زشت برداري و اين ملكهات ميشود. زيربناي ملكات حسنه حيا است و كه زيربناي ملكات سيئه است؛ بيحيايي است.
"مَن قَلَّ حَيائُهُ قَلَََّ وَرَعُهُ " ورع از ملكات حسنه معنويه است. بحثم ادامه دارد من ديگر به اين بحث كشيده شدم، ساده تمام نميشود، تازه اوايل بحث حيا هستم. ما به اين نتيجه ميرسيم اين كه اسلام آمده حيا را مطرح كرده است، به اين دليل است كه يك نقش زير بنايي براي انسان سازي دارد. فرق تو باحيوان در حياي تو است.
انتهاي پيام/ك
خبرگزاري فارس: هنرمنداني كه تنها عشق و علاقه آنها را به روي صحنه تئاتر ميكشاند، پس از گذر سالها با موميايي مشكل مالي دست و پنجه نرم ميكنند، اين درحالي است كه مسئولان با سخناني متناقص اما به ظاهر دلگرم كننده مشكل جديدي را پيش روي هنرمندان تئاتر قرار ميدهند.
به گزارش خبرنگار تئاتر باشگاه خبري فارس «توانا»، اين روزها قراردادهاي گروههاي تئاتري و وصول مبلغ قرار داد آنها به يك معضل جدي تبديل شده، معضلي كه تكراري است اما بسيار مهم به حساب ميآيد. قراردادهايي كه منعقد و پرداخت نميشوند؛ اما به هر ترتيب گروهها به تمرين در پلاتوها پرداخته و سپس به اجراي عمومي ميروند و مسئولان براي گريز از اين بيقانوني، امضاي تفاهنامه را با گروه به ميان ميآورند.
به گفته معاونت هنري گروههاي هنري بدون بستن قرار داد هيچ نمايشي را روي صحنه نبرند و اين كه هيچ گروهي بدون داشتن قرار داد نبايد اجرا داشته باشد در غير اين صورت براي دريافت حقوق و دستمزد به ما مراجعه نكند. اين سخنان حميد شاهآبادي كاملاً قانوني و مورد تأييد است اما آيا جامه عمل به آن پوشانده ميشود؟
حسين مسافر آستانه رئيس مركز هنرهاي نمايشي نيز چندي پيش در زمينه تمرين گروههاي نمايشي در پلاتو و سپس به اجراي عمومي رفتن آنها، گفت: هيچ تمريني موجه نيست مگر اينكه كميته تخصصي شوراي حمايت تشكيل جلسه داده و برآورد نمايش را با توافق كارگردان اعلام كرده باشد، ممكن است قرار داد منعقد نشود اما بايد تفاهمنامهاي صورت گيرد تا بر اساس آن تمرينها آغاز شود.
گفتهها با شنيدهها متفاوت است اما تنها نقطهاي كه در اين زمينه مورد صدمه قرار ميگيرد، هنرمندان اين عرصه هستند، هنرمنداني كه تنها عشق و علاقه مطلق به تئاتر است كه آنان را به روي صحنه تئاتر مي كشاند هنوز پس از گذر سالها با موميايي مشكل مالي دست و پنجه نرم ميكنند؛ اين درحالي است كه مسئولان با سخناني به ظاهر دلگرم كننده براي هنرمندان، به تناقضاتي دست پيدا ميكنند كه خود مشكلي جديد در اين عرصه است.
بايد گفت كه علاوه بر وجود مشكلي به نام تناقض در كلمات، عدم تخصيص بودجه و كمبود آن نيز عامل اصلي بروز برخي مشكلات در تئاتر است.
به گفته رئيس مركز هنرهاي نمايشي در سال 89 درصدي از بودجه تئاتر تخصيص پيدا نكرده است اما چندي پيش معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در رابطه با بودجه تئاتر در سال 89 اين چنين گفت: بودجه تئاتر در سال 89 به پرداخت ديون سال 88 اختصاص يافته است.
بيان گفتارهاي متناقض، توانايي حل مشكلات مالي تئاتر را نخواهد داشت بنابراين با وعدهها و اميدواري حركتي از پيش نخواهد رفت؛ خبرها حاكي از آن است با توجه به اين كه بودجه جشنواره تئاتر فجر مجزا است اما هنوز تسويه نشده است كه اين نيز بسيار موضوعي تأسف بار محسوب ميشود.
نياز است در اين زمينه پس از بررسيها و پيگيريهاي متعدد از مراجع مربوطه درخواست، راه حلي براي عرصهاي كه به عنوان مادر هنر و فرهنگ در هر كشوري محسوب ميشود، جستوجو كرد.
اگر چه هنرمندان زيادي در اين رابطه براي رهايي از اين گونه معضلات نامههاي متعددي را به مسئولان بالادستي ارسال كردهاند اما گويا هنوز به جواب و نتيجه مناسب دست پيدا نكردهاند البته با توجه به اينكه دولت دهم نگاه ويژهاي به بحث فرهنگ و هنر به خصوص در دور سوم سفرهاي استاني دارد، اميد است به زودي يكي از مشكلات تئاتر كه بحث مالي است به بهترين شكل ممكن حل شود.
انتهاي پيام/ا
خبرگزاري فارس: يك استاد دانشگاه با انتقاد از عملكرد دستگاههاي فرهنگي از جمله سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي گفت: هرگونه كوتاهي و قصور در صدور انقلاب ما با فعاليت دشمن جبران خواهد شد و اين امكان وجود دارد كه آنها اين مسير بيداري اسلامي آغاز شده را از مسير منحرف كنند.
محمدصادق كوشكي در گفتوگو با خبرنگار فرهنگي فارس درباره عملكرد دستگاههاي فرهنگي كشور از جمله سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به عنوان دستگاه ديپلماسي فرهنگي جمهوري اسلامي در جريان انقلابهاي منطقه و در جهت صدور فرهنگي انقلاب اسلامي گفت: بنده چيزي از فعاليتهاي دستگاههاي فرهنگي جمهوري اسلامي در انقلابهاي منطقه نديده و نشنيدهام و اگر دوستان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ادعا دارند كه در اين كشورها فعاليتي انجام دادهاند آنها بايد گزارش كار بدهند.
* اگر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي امروز تعطيل شود اتفاق خاصي نميافتد
وي افزود: اولاً اينكه ما در تمام اين كشورها رايزني فرهنگي داشته باشيم محل تأمل است كه فكر ميكنم در همه اين كشورها رايزني نداريم و ثانياً اگر دوستان در اين كشورها رايزني فرهنگي دارند و فعاليت كردهاند بايد گزارش بدهند و بقيه متوجه بشوند كه البته همانگونه كه گفتم هيچ فعاليتي آنهم در راستاي تبليغ فرهنگ انقلاب اسلامي نديده و نشنيدهام.
اين كارشناس مسايل فرهنگي با اشاره به ساختار فعلي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي تأكيد كرد: ساختار اين سازمان ساختاري است كه به شكل فعلي بهتر است كار نكند يعني اين سازمان اگر به واقع رسالتش را كه انتقال فرهنگ انقلاب اسلامي است قبول دارند، بايد بگويد كه براي انتقال اين فرهنگ و گسترش آن چه كردهاند؟
وي افزود: ظاهراً سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي محلي براي برخي دوستان شده تا سفرهاي خارجي بروند، حق مأموريت بگيرند و زندگي را به خوبي و خوشي بگذرانند و واقعاً كارنامهاي از اين سازمان و تأثير عميقي از عملكرد اين سازمان در وراي مرزهاي جمهوري اسلامي ديده نشده است و نتيجه اين است كه به نظر من اگر سازمان همين امروز تعطيل شود اتفاق خاصي نميافتد و ما چيزي را از دست نميدهيم.
* بار عمده صدور انقلاب به دوش كساني است كه شخصاً و انقلابي فعاليت ميكنند
اين استاد دانشگاه با اشاره به ضرورت فعاليتهاي نيروهاي انقلابي براي انتقال و صدور فرهنگ انقلاب اسلامي گفت: خوشبختانه امكانات رسانهاي به اندازهاي است كه اگر كسي بهرهاي از هنر داشته باشد و پيام انقلاب اسلامي را درك كرده باشد هيچ محدوديتي براي برقراري ارتباط با ساير كشورهاي جهان و مردم آنها ندارد.
وي افزود: البته قاعدتاً و با كمال تأسف كساني كه مروج فرهنگ انقلاب اسلامي هستند عموماً به صورت شخصي و يا در قالب NGOها فعاليت ميكنند و سازمانهاي رسمي كه در اين زمينه وظيفه دارند بيشتر محلي براي امرار معاش بعضي افراد به صورت دلاري و گذراندن ايام خوشي در خارج از كشور شده كه البته استثناهايي هم دارد.
اين پژوهشگر و نويسنده كشورمان با اشاره به مبحث گسترش و صدور انقلاب و معرفي ايران اسلامي به جهان تصريح كرد: اين بحثي است كه همين الأن بار عمدهاش به دوش كساني است كه به صورت شخصي فعاليت ميكنند و عملكرد اين افراد صدها برابر سازمانهاي رسمي چون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي است.
كوشكي در ادامه اين گفتوگو در پاسخ به سؤالاتي درباره حساسيتهاي موجود درباره فعاليتهاي فرهنگي براي انقلاب اسلامي گفت: دشمنان انقلاب هيچگاه از ما تعريف نخواهند كرد و اگر يك روزي آنها از ما تعريف كنند بايد در كارهايمان شك كنيم.
وي افزود: قرآن ميگويد: الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لَايَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَ كَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا؛ كساني كه پيامهاي الهي را ابلاغ ميكنند و از هيچكسي نميترسند، لذا اگر منتظر باشيم كه دولتهاي بيگانه اجازه بدهند، آن تبليغ ديگر تبليغ انقلاب اسلامي نخواهد بود لذا بايد كلّيت نظام و بهويژه آن سازمانهايي كه وظيفه تبليغ نظام را در جهان دارند بايد برنامهريزي كنند كه با دست بالا و به حالت هجومي اين فرهنگ را كه در جهان متقاضي بسياري دارد عرضه كنند كه البته راهكار هم وجود دارد.
* رضايت حاكمان كشورها از فعاليت رايزنان با اهداف انقلاب قابل جمع نيست
كوشكي ادامه داد: اما دوستان ميخواهند در كشورهايي كه فعاليت ميكنند حاكمان آن كشورها از عملكرد رايزنان فرهنگي راضي باشند كه معمولاً اينچنين است و حاكمان آن كشورها راضياند اما نظام و انقلاب از فعاليتهاي رايزنيها ناراضياند و اين دو با هم جمع نميشوند.
وي همچنين در پاسخ به اين سؤال كه در صورت قصور دستگاههاي فرهنگي چه اتفاقي خواهد افتاد، گفت: ما دشمناني داريم كه آنها در كار خودشان بسيار جدي هستند و اهل مماشات، تعارف و ملاحظهكاري نيستند.
كوشكي افزود: دشمنان ما به طور جدي در حال فعاليت هستند تا اين مسيري را كه انسان مسلمان و انسان معاصر در مسير گزينش تفكر انقلاب اسلامي قرار دارند، منحرف كنند و بهنوعي سلطه خودشان را به اشكال جديدتري در سطح منطقه و جهان اسلام تداوم دهند.
اين كارشناس مسايل فرهنگي با تاكيد بر ضرورت فعاليت براي تبليغ فرهنگ انقلاب اسلامي گفت: هرگونه كوتاهي و قصور ما با فعاليت دشمن جبران خواهد شد و اگر ما تلاش نكنيم دشمنان ما تلاش خواهند كرد و اين امكان دارد كه آنها اين مسير بيداري اسلامي آغاز شده را از مسير منحرف يا به نفع خودشان مصادره كنند.
وي افزود: البته اين بستگي به آن دارد كه ما بتوانيم فعاليتهاي لازم را در اين باره انجام دهيم كه در شرايط فعلي بنده هيچ بستري براي عملكرد ديپلماسي عمومي در وزارت خارجه و ديپلماسي فرهنگي در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي نميبينم و برنامهاي در اين زمينه نديدهام.
انتهاي پيام/و*
خبرگزاري فارس: آنچه ادبيات معاصر ما از آن گاه به گاه غفلت ميورزد همين آرمانخواهي انسان اجتماعي است؛ آرمانخواهياي كه در برخي فرديتها پنهان شده است.
آنچه را در باب زبان سعدي از جمله اين كه «سهلالممتنع» است و «ايجاز» دارد؛ در كتب مختلف درباره «بوستان» و «گلستان» گفته آمده؛ همه در مورد غزليات او هم صادق است. اما آنچه در غزليات بيش از ديگر ويژگيها رخ مينمايد؛ رفتار سعدي با زبان و تغزليبودن رويكرد اوست. دايره واژگاني كه سعدي، از آن براي بيان عاشقانههايش بهره ميجويد، اگرچه با همروزگارانش موافق و مشترك است؛ اما در محور همنشيني آنچه سعدي با گوهر واژگان ميكند متفاوت است از آنچه همروزگاران او. البته ميتوان دريافت؛ تجربيات سعدي در همنشيني واژگان به صبغه او در سفرها و گفتوگوهايش بازميگردد. او به خوبي دريافته است كه جهان واژگان در عاشقانهنويسي همان جهاني است كه ذهن شاعر ميبايد آن را درون خود تجربه كند؛ و اينجاست كه ذهن شاعر آني ميآفريند كه ديگران از آن عاجزند. البته ذكر اين نكته هم ضروري است كه؛ سعدي در امر زيباييدوستي به جنبه عاطفي و وحدت آن با عناصر انديشه؛ قالب زيبايي شاعرانه داده و جوشش عاطفه و انديشه را در توجه به جمال و كمال تصوير كرده است و بدينگونه جاي چنداني براي جدال بر سرزمينيبودن يا عرفانيبودن زيبايي و عشقي كه سروده باقي نگذاشته است.
محمود عباديان در كتاب «تكوين غزل و نقش سعدي» مينويسد: «مرحلههايي كه غزل در مسير رشد خود تا پايان قرن ششم پيموده بود دو كيفيت را نشان ميدهند. يكي مرحلهاي كه با تكوين غزل توأم بود و در غزل موضوع توصيف شده به صورت احساس و عشق شخصي يا فردي سروده شده بود؛ غزلهاي پراكنده نخستين بر اين سياقند. ديگر مرحله بعد؛ كه غزل در آن رشد و تكامل بيشتري يافت مرحلهاي كه در آن موضوع و مطلب با بيان همگاني و كلي سروده ميشود. اين مرحله هم غزل عرفاني و هم غزل غيرعرفاني را در بر ميگيرد . . . . غزل سعدي كيفيتهاي هنري اصيل و زندهاي دارد كه سير غزل در طي دويست و اندي سال قبل بدان دست يافته بود؛ اين غزل حاصل تركيب، سادگي و رواني و يكدستي با پختگي و غناي انديشه است؛ احساس و عشقي كه در آن توصيف ميشود؛ احساس و عشقي است كه با تار و پود خصيصههاي نوع انسان آميخته شده است.
زيبايي توصيفشده در غزل سعدي زيبايي آرماني است كه خصوصيت انساني فراگير دارد؛ اين عشق و زيبايي مبشر دوستي و آرمانخواهي انسان اجتماعي و در عين حال فرديت يافته ايراني است. «عشق» و «احساس» در غزل سعدي بيان شيفتگي «فرديت حساس» انسان است؛ اين عشق و احساس نه تك و تصادفي است و نه خصلت عشق و احساسي را دارد كه صرفاً از تأمل شخصي كه پيوند مستقيم با موضوعي ندارد، ناشي ميشود».
سعدي از آن رو كه از جاودانهسرايان ادب فارسي است اين «آرمانخواهي انسان اجتماعي» را به تكرار گوشزد كرده پياپي از آن نوشته است. آنچه ادبيات معاصر ما از آن گاه به گاه غفلت ميورزد همين آرمانخواهي انسان اجتماعي است؛ آرمانخواهياي كه در برخي فرديتها پنهان شده است.
انتهاي پيام/و*
خبرگزاري فارس: يك مجموعهدار مدعي است كه در موزه شخصياش كتابي ناشناخته از سعدي با عنوان «خارستان» دارد ، هرچند داخل كشور اجماعي براي انتساب اين كتاب به نويسنده كتاب گلستان وجود ندارد.
به گزارش خبرگزاري فارس، سعدي را با ديوان غزلياتش، بوستان و گلستانش ميشناسند. هرچند هجويات و مكاتباتي هم از سعدي با همدورههايش مانده اما زبان شيرين و شيواي سعدي، حكايتهاي نغز و اندرزهاي او، اين شاعر را چنان پرآوازه و محبوب كرده است كه آوازه شهرت و محبوبيتش از مرزهاي ايران هم فراتر رفته است. حالا اگر در اين ميان كسي پيدا شود و بگويد سعدي علاوه بر اينها كتاب ديگري در همان سبك و سياق گلستان با نام «خارستان» دارد، دوستان ادب فارسي چه واكنشي خواهند داشت؟
اين روزها چنين اتفاقي افتاده و علياصغر جهانگيري كه استاد دانشگاه است ادعا ميكند كه در موزه شخصياش كتابي ناشناخته از سعدي با عنوان «خارستان» دارد و هرچند داخل كشور بحث و نظر درباره تأييد يا رد انتساب اين كتاب به نويسنده گلستان وجود دارد، كساني از آن طرف آبها و از دانشگاههاي غربي پيدا شدهاند و تأييد كردهاند كه اين كتاب را سعدي نوشته است.
به همين بهانه و براي جويا شدن حكايت خارستان سراغ جهانگيري را گرفتيم كه هم صاحب موزه شخصي است و هم صاحب ذوق ادبي.
** خارستان را در بساط يك لبوفروش پيدا کردم
*فارس: ماجراي پيدا شدن اين كتاب منتسب به سعدي به چه زماني مربوط ميشود؟
جهانگيري: در موزه كندلوس روستاي كندلوس در منطقه كجور، موزهاي شخصي وجود دارد كه يكي از غنيترين موزهها است و من از كودكي اشياي قديمي را كه مربوط ميشود به سالهاي 1880 ميلادي تا اواخر دوره قاجاري در اين موزه گرد هم آوردهام. در اين موزه اشياي مختلفي پيدا ميشود كه يكي از اين كتابها «خارستان» است.
من «خارستان» را در كودكي در بساط يك لبوفروش ديدم و با اصرار كتاب را گرفتم. اين كتاب تذهيبي به سبك هرات دارد و همراه با مينياتورهاي زيبا و زيادي است، اين كتاب خوشنويسي شده است و در سلامت كامل اين كتاب به دست من رسيد.
* فارس: از كجا ميدانيد كه اين كتاب منتسب به سعدي است و سعدي آن را نوشته؟
جهانگيري: من با چند سعديشناس كه ميشناختم تماس گرفتم و ماجرا را گفتم. آنها گفتند چنين چيزي سابقه ندارد و در هيچ كتابي به اين كتاب اشاره نشده و به آن ارجاع داده نشده و اين قضيه برايشان باوركردني نبود. تا اينكه «آنجلو پير منتذه» سعديشناس و استاد دانشگاه آلمان اين كتاب را ديد و تأييد كرد كه اين كتاب نوشته سعدي است و تأييد او باعث شد كه مسئولان نظام و شخصيتها به ديدن اين كتاب بيايند.
*فارس: بهجز اين استاد آلماني از سعدي شناسان داخلي كسي هست كه انتساب اين كتاب را به سعدي تأييد كرده باشد؟
جهانگيري: از آن روزگاري كه من پيگير انتساب اين كتاب بودم سالها ميگذرد. با خيليها صحبت كردم مثل مرحوم ايرج افشار و استاد سادات ناصري و همه اين افراد در جريان «خارستان» بودند.
** «خارستان» از كتابخانه سلطنتي فتحعلي شاه قاجار دزديده شده است
* فارس: اين افراد بالاخره صحت انتساب «خارستان» را به سعدي تأييد كردند؟
جهانگيري: دقيقاً بحث همين است. چون هيچ مرجعي درباره اين كتاب وجود ندارد. البته تا آنجايي كه پيگيريهاي ما نشان ميدهد، اين كتاب از كتابخانه سلطنتي فتحعلي شاه قاجار سرقت شده و از آنجا به دست خانوادهاي رسيده كه مدتها آنجا بوده و سرانجام بعد از سالها آنها كتاب را همراه با كاغذهاي باطله به يك كاغذفروش ميفروشند و اين تنها ردپايي است كه از اين كتاب در تاريخ پيدا كردهايم.
** مايل نبودم «خارستان» از كشور خارج شود
* فارس: پس هنوز هيچ اجماعي در داخل كشور درباره اين كتاب وجود ندارد؟
جهانگيري: همان طور كه گفتم سعديشناس آلماني انتساب كتاب «خارستان» به سعدي را تأييد كرد و ميخواست به عنوان موضوع رساله به دانشجوهايش بدهد اما من مايل نبودم اين كتاب از ايران خارج شود. چون ما با اين كتاب كار داريم. ميخواهيم در آينده چاپ و منتشرش كنيم و به دست مردم خودمان برسانيم.
* فارس: در داخل كشور هيچ حركتي براي مشخص كردن تكليف «خارستان» انجام نشده است؟
جهانگيري: ما كميتهاي تشكيل نداديم تا كتاب را به صورت علمي بررسي كنند اما زبان سعدي مشخص است و اين كتاب كاملاً زبانش مشابه سعدي در گلستان است.
* فارس: محتواي «خارستان» چيست و به چه موضوعاتي پرداخته است؟
جهانگيري: اين كتاب 16 باب دارد كه هم شامل شعر ميشود و هم حكايتهايي با قالب نثر و محتواي اين كتاب هم نقد و انتقاد به وضعيت موجود و حاكمان وقت است.
* فارس: نگارش كتاب به چه زماني برميگردد؟
جهانگيري: حدود 300 سال پيش. البته اين كتاب رونويسي شده است و جالب اينكه كسي كه كتاب را خطاطي كرده، وقتي به لغات سخت و نامأنوس خورده آنها را در كتاب توضيح داده است.
* فارس: چه طور ميشود سعدي با آنهمه شهرت كتابي نوشته باشد و در اين همه سال هيچ اثري از اين كتاب نباشد حتي در هيچ كتابشناسي به آن اشاره نشده باشد؟
جهانگيري: جالب همين نكته است. من گمان ميكنم چون اين كتاب زبان تند و انتقادي دارد، سعدي از آشكار كردن آن در زمان حياتش امتناع كرده است و طي اين سالها كتاب مخفي و مستور مانده است. بابهاي اين كتاب به پادشاهان، حكومتها، تربيت اجتماعي و پند و اندرز اختصاص دارد.
* فارس: زبان سعدي در گلستان به مدح حاكم زمان خودش باز است اما در بقيه موارد خيلي جاها زبان سرخي دارد و به نظر ميرسد نوشتن كتاب ديگري از طرف سعدي بيمعني باشد؟
جهانگيري: زبان سعدي در گلستان و بوستان مثبت است و با ديد مثبت به اتفاقات نگاه ميكند ولي در «خارستان» زبان سعدي انتقادي است و اين موضوع كتابي متفاوت از «خارستان» ميسازد.
* فارس: برنامهاي براي انتشار كتاب و كار علمي روي «خارستان» داريد؟
جهانگيري: من اين روزها بسيار پرمشغله هستم و اگر فراغتي به دست آيد حتما به اين موضوع ميپردازم.
** سندي درباره شهر سمنگان در موزه كندلوس
* فارس: در موزه كندلوس آثار باستاني ديگر مرتبط با زبان و ادبيات فارسي وجود دارد؟
جهانگيري: در اين موزه اشياء منحصر به فردي وجود دارد. مثل صفحههايي كه روي موم از مظفرالدين شاه و اميراتابك ضبط شده است يا ما سندي داريم مبني بر هويت تاريخي شهر سمنگان، همان جايي كه رستم و تهمينه با هم ازدواج كردهاند. اين در حالي است كه ميگويند شاهنامه افسانه است. طبق اسنادي كه در موزه سمنگان است، سمنگان شهري در جنوب درياي خزر بوده كه رستم به اين شهر ميآيد و با تهمينه ازدواج ميكند.
انتهاي پيام/و