اخبار ایران و جهان
كيهان
«انتقال به فاز مذاكره پروژه جديد آمريكا در منطقه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
اگرچه ممكن است ظاهرا اينطور به نظر برسد كه سرعت تحولات منطقه كاهش پيدا كرده يا به اصطلاح اين تحولات كنترل شده، ولي تعبير دقيق تر اين است كه گفته شود كل منطقه خاورميانه وارد يك دوران گذار بسيار مهم و حساس شده كه در آن تحولات در زماني بلند تر و در سطحي عميق تر رخ ميدهد و اثراتي ديرپاتر و ماندگارتر هم خواهد داشت. سرعت بالاي تحولات در حدود 3 ماه گذشته كه به سرنگوني حداقل دو دولت و بي ثبات شدن موقعيت تقريبا تمامي متحدان آمريكا انجاميد، نشان دهنده آن است كه منطقه در حال وارد شدن به دوران جديدي از تاريخ خود است.
كسي نميداند اين دوران جديد چقدر طول خواهد كشيد. اين هم روشن نيست كه سير تحولات و توالي آنها چگونه خواهد بود. احتمال رخ دادن پديدههاي غير منتظره و سر بازكردن زخمهاي كهنهاي كه همگان آنها را فراموش شده ميدانند هم دور از انتظار نيست. واقعا چه كسي تصور ميكرد خودسوزي يك جوان در تونس به چنين زلزله مهيبي منجر شود؟ اما دو چيز روشن است: اول اينكه بسياري چيزها تغيير خواهد كرد و دوران گذاري كه آغاز شده آبستن تحولات بسياري است به گونهاي كه آينده منطقه تا حد بسيار اندكي شبيه گذشته آن خواهد بود و دوم، آنچه پس از اين در منطقه رخ خواهد داد تركيبي از پروژهها و پروسه هاست.
پروژهها مجموعه طراحيها و برنامه ريزيهايي است كه دولتهاي مختلف و قدرتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي براي اثرگذاري بر روند تحولات انجام ميدهند و آنها را تا آنجا كه بتوانند پياده خواهند كرد و پروسهها فرايندهايي طراحي نشده و عموما مردمي است كه از دل باور ها، ارزشها و فرهنگ مردم منطقه خاورميانه كه اكنون به پاخاستهاند و به نيرو و توان خود واقف شدهاند بيرون خواهد آمد. سوالهاي استراتژيك اينهاست: در تحولات آينده منطقه چه مقدار از آنچه رخ ميدهد پروژه است و چه مقدار پروسه؟ كدام تحولات برنامه ريزي خواهد بود و كدامها بدون برنامه ريزي رخ خواهد داد؟
آن دسته از تحولاتي كه به نحو خودجوش از سوي جنبشهاي منطقه رخ ميدهد، سر جمع به نفع كداميك از بازيگران تمام خواهد شد؟ (شكل ديگر اين سوال اين است: اگر مردم منطقه اجازه پيدا كنند كه آزادانه تصميم گرفته و عمل كنند نتيجه به نفع ايران خواهد بود يا آمريكا؟) مهم تر از اين، توان برنامه ريزي و امكانات اجرايي در اختيار هر كدام از طرفهاي دخيل در اين كشمكش راهبردي چيست؟ كدام طرف توانمندتر است، شناخت بهتري از منطقه دارد و ميتواند برنامههاي دقيق تر و موثرتري تدوين كند؟ و كدام طرف امكانات كارآمدتري براي اجراي برنامههايي كه تدوين ميكند در اختيار دارد؟
اينها سوالهايي است كه آمريكاييها را كلافه كرده است. پاسخهايي كه تحليلگران اطلاعاتي و ديپلماتها بويژه در آمريكا، اسراييل و انگلستان به اين سوالها ميدهند به هيچ وجه اميدوار كننده نيست. از تبليغات كه بگذريم، روشن است كه آمريكا اكنون هيچ برنامه روشني براي تحولات منطقه ندارد.
درست است كه آمريكاييها سعي ميكنند روي تحولات اثر بگذارند ولي چيزي كه بتوان آن را يك برنامه جامع ناميد قطعا وجود ندارد و روزمرگي وجه مشخصه راهبرد آمريكا در قبال تحولات منطقه است. داشتن يك برنامه جامع مستلزم آن است كه آمريكاييها ابتدا درك درستي از تحولات منطقه داشته باشند يعني بتوانند به اين سوالها پاسخهايي دقيق بدهند كه آنچه رخ داد چه بود و چرا رخ داد؟ پاسخهاي آمريكا به اين سوال ها، پاسخهاي عمدتا سكولار و تحت تاثير نوعي ادبيات چپ است كه تصور ميكند هيچ پديده اجتماعي رخ نميدهد الا اينكه داراي علتهايي منحصرا مادي است و مردم به خاطر چيزي ناديدني و لمس نشدني به نام «ارزش ها» جان خود را كف دست نميگيرند و به خيابان سرازير نميشوند.
اين نوع نگاه به تحولات است كه باعث شده آمريكاييها تصور كنند في المثل جنس تحولات در منطقه همگي اقتصادي يا حداكثر اجتماعي است و لذا ميبينيم كه تلاش ميكنند پاسخهاي اقتصادي براي اين تحولات فراهم كنند. درست است كه مثلا مردم مصر فقيرند و اين فقر بلاشك يكي از انگيزههاي قيام آنها عليه ديكتاتوري مبارك بوده اما آنچه آمريكاييها نميفهمند اين است كه مردم منطقه اكنون به آن درجه از آگاه رسيدهاند كه دريابند ريشه فقر، تحقير يا هر رنج ديگري كه تا به حال كشيدهاند اين است كه ديكتاتورهايي بالاي سر آنها بودهاند كه از ابتدايي ترين اصول انساني هيچ بويي نبرده بودند و با ملك و ملت چنان رفتار ميكردند كه گويي ارث پدري شان است. از اين مهم تر، اين آگاه نزد مردم منطقه بوجود آمده است كه اين ديكتاتورها هر چه كردهاند با پشتيباني، حمايت، تاييد و بلكه اصرار آمريكا بوده و آمريكاييها وقتي مطمئن شدند كه اين ديكتاتورها به منافع حياتي آنها در منطقه پاي بندند ديگر برايشان مهم نبود كه چه بلايي سر مردمشان ميآورند. مردم منطقه درك كردهاند كه رنج تاريخي آنها محصول حمايت تاريخي آمريكا از ديكتاتورهاست كه هيچ اصل يا ضابطه انساني آن را محدود و مقيد نميكرد چرا كه به تعبير يكي از نمايندگان كنگره آمريكا كسي كه در كاخ سفيد نشسته رييس جمهور آمريكاست نه رييس سازمان حقوق بشر و كاري هم كه بايد بكند پاسداري از منافع آمريكاست نه اينكه غصه زجر كشيدن يا تحقير شدن مردم اين يا آن كشور را بخورد.
ملت ما
«قيامهاي منطقه و تقابل مديريت ايران و غرب» عنوان یادداشت امروز روزنامه ملت ما به قلم حميد رضا ترقي است که در آن می خوانید:
انقلاب اسلامي ايران و پيروزي آن، زلزلهيي در جهان اسلام به وجود آورده كه اركان سياسي و ايدئولوژيك جوامع اسلامي را تحت تاثير جدي قرارداده است. زيرا قرائت امام خميني و انقلاب اسلامي از اسلام، با قرائت تحميلي و القايي بر ملتهاي مسلمان منطقه در طول تاريخ تفاوت ماهوي دارد. اسلام امريكايي كه حاكم بر كشورهاي اسلامي منطقه بويژه خاورميانه است، نه تنها حافظ منافع امريكا و اسراييل و انگليس بوده بلكه ثروت و شوكت و عزت مسلمانان را به باد فنا داده و جز فقر و عقبماندگي و وابستگي و نوكري سلطهگران ثمري براي ملتهاي اسلامي نداشته است.
در حالي كه اسلام ناب محمدي و اسلام سياسي مورد قرائت امام و انقلاب اسلامي با اين نوع افكار و انديشههاي انحرافي مخالف و تسليم شدن در برابر دشمن را جرم ميداند. اسلام مورد قرائت در ايران اسلامي، استكبارستيز و داراي عزت و كرامت است در
3 دهه گذشته كه ملتهاي اسلامي منطقه آثار و نتايج انقلاب اسلامي را ديدهاند و درك كردهاند اگر اسلام مورد ترويج ايران را الگوي حركت سياسي و اقتصادي و فرهنگي خود قرار دهند، هويت از دست رفته خود را بازيافته و بار ديگر عزت و شكوه و عظمت اسلامي را به دست خواهند آورد. در بين ملتهاي اسلامي منطقه در كشورهاي عراق و لبنان و بحرين و يمن و عربستان شيعيان حضور دارند و عليه حكام جور و طاغوتي و ضداسلام اين كشورها موضع دارند ولي اينك برخلاف آنچه تاكنون بر ملتهاي منطقه القا شده، مسلمانان عليه حكام طاغوتي و نامشروع خود به قيام دست زده و با الهام از انقلاب اسلامي براي سرنگوني حكومتهاي طاغوتيشان تلاش ميكنند.
لذا اين تحول ايدئولوژيك و فرهنگي در مسلمانان منطقه جز از طريق تاثيرپذيري و الهام از انقلاب اسلامي ايران از هيچ طريقي به ملتهاي ديگر سرايت نكرده است. بنابراين تاثير انقلاب اسلامي بر تحولات منطقه را بايد امري مسلم و عميق دانست و اعتراف سران اسراييل و بسياري از سياستمداران كهنهكار غرب نسبت به اين موضوع دال بر اين حقيقت است.البته نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه شرايط كشورهاي در حال انقلاب منطقه با ايران متفاوت است و هركشوري به لحاظ سياسي و فرهنگي اقتضائات خود را دارد و نبايد انتظار داشت آرمانهاي مورد نظر ما بطور كامل تحقق يابد.
اما اينكه با وجود اجراي طرح ايرانهراسي در كشورهاي منطقه و تخريب چهره جمهوري اسلامي توسط رسانههاي استكباري و فعاليت دهها شبكه ضدايراني راديويي و تلويزيوني، انديشه و افكار انقلاب اسلامي منشأ تحول و حركت و جنبش در مردم بويژه جوانان كشورهاي اسلامي شده است، خود گامي مهم در مسير اهداف سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي است.حضور فعال ديپلماسي ايران در منطقه و مواضع ضداستكباري مسوولان نظام و مقاومت و ايستادگي ملت ايران در برابر زيادهخواهيهاي دشمنان و...
...دفاع خالصانه انقلاب و رهبري ملت ايران از حق ملتهاي مظلوم فلسطين، عراق، افغانستان، لبنان موجب بيداري اسلامي شد كه اينك مردم انقلابي مصر، تونس، بحرين، يمن و ليبي نيز بپاخاسته و رخدادهاي جديد را پديد آوردند:
1- انقلاب در انديشه و اراده و عزم ملتهاي اسلامي خاورميانه و گرايش اقتصادي و ديني به مقابله با حكام طاغوتي خود.
2- ضديت با امريكا و صهيونيسم و انزجار از حكام وابسته به آنها.
3- آزاديخواهي و مردمسالاريخواهي براي مشاركت در تعيين سرنوشت كشورخود.
4- بازگشت به هويت اسلامي و ملي و مستقل خود.
5- جايگزينسازي نظامات سياسي مردمي و اسلامي مستقل.
بدنبال بروز جرقه انقلاب و قيام در كشورهاي اسلامي و وارد آمدن نخستين ضربههاي سخت برپيكره حكومتهاي مهم و بزرگ منطقه مانند مصر و تونس، غرب و امريكا دچار شوك سياسي شده و به سرعت براي مديريت، كنترل، هدايت و سوزنباني اين انقلابها وارد عمل شدند.
جمهوري اسلامي
«بايستههاي سال جهاد اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
طي دو هفته گذشته كه از بازگشت رسانهها به فعاليت بعد از تعطيلات نوروزي ميگذرد، افراد زيادي درباره موضوع "جهاد اقتصادي" از منظرهاي مختلف اظهارنظر كردند. مسئولان اجرائي نيز اعلام كردهاند كه برنامههائي براي عملي ساختن اين توصيه دارند و تلاش خواهند كرد سال 1390 را با كارهاي جهادي در زمينه اقتصادي نسبت به سالهاي قبل متمايز نمايند.
تاكنون اظهارنظرها و وعدهها در سطح قابل توجه مطرح شده كه همگي نشان دهنده عزم همگاني براي تبديل سال جاري به سال "جهاد اقتصادي" است. در بخش مردمي نيز به اقداماتي براي نهادينه ساختن اين تفكر نياز است كه با فرهنگسازي ميسر است نه با شعار دادن و تبليغاتي مانند آويختن پارچه نوشته در معابر و بالا بردن تابلوها و كارهائي از اين قبيل.
اگر تفكر جهاد اقتصادي به نهاد جامعه نفوذ كند، اين امر فقط به سال 90 محدود نخواهد ماند و به عنوان يك فرهنگ در جان و روح مردم ماندگار خواهد شد. در آن صورت است كه تفكر سرنوشت ساز "جهاد اقتصادي" به هدف خود دست خواهد يافت.
مروري بر اسامي سالها كه رهبر معظم انقلاب طي تقريباً يك دهه اخير براي هر سال انتخاب كردهاند، نشان ميدهد كه در كنار مسائل فرهنگي و اعتقادي، مسائل و موضوعات اقتصاد محور همواره سهم قابل ملاحظهاي در ديدگاهها و نقطهنظرات ايشان داشته كه از دغدغه بالاترين مقام حاكميتي جمهوري اسلامي ايران در مورد حوزه اقتصاد حكايت دارد و انتخاب نام "جهاد اقتصادي" براي سال 90 هم به وضوح هرچه تمامتر از پررنگتر شدن اين دغدغهها خبر ميدهد.
اما شايد لازم باشد زمينهها و بايستههاي اين انتخاب را بكاويم تا مشخص شود ناميدن سال جديد به نام جهاد اقتصادي از چه دغدغههايي نشأت گرفته است؟
مروري بر شرايط اقتصاد ايران در سال گذشته و تهديدها و فرصتهاي سال جاري ميتواند تا حدودي به درك وجه تسميه سال 90 كمك كند. ايران، سال 89 را درحالي به اتمام رساند كه موضوعات متعددي در حوزه اقتصاد تا حدود زيادي بلاتكليف ماند و نهايي شدن رويههايي كه قرار است در حوزه اقتصادي در پيش گرفته شود به سال 90 موكول شده است.
اجراي مراحل جديد قانون هدفمندي يارانهها، آغاز ساير مقولات هفتگانه طرح تحول اقتصادي در بخشهايي مانند اصلاح نظام مالياتي، تحول نظام بانكي و تحولاتي در سياستهاي پولي خصوصاً حذف صفر از پول ملي از جمله اين موضوعات نهايي نشده به حساب ميآيند.
عدم تصويب لايحه بودجه سال 90 در سال 89 و موكول شدن بررسي و تصويب اين لايحه بسيار مهم به سال جاري از جمله ديگر مسائلي است كه ناتمام ماندن و نهايي نشدن اين پرونده در موعد مقرر، دغدغههاي فراواني را براي همگان ايجاد كرده است. در كنار اين مسائل آغاز اجراي برنامه پنجم به عنوان دومين برنامه سند چشم انداز 20 ساله نظام جمهوري اسلامي، بر حساسيتها و اهميت مسائل اقتصادي در سال 90 افزوده است.
شايد دور از واقعيت نباشد اگر احتمال دهيم مقام معظم رهبري در كنار تمام اولويتها و دغدغههاي خود در مورد حوزه اقتصاد، نيم نگاه هم به مسائل مطرح شده در سطور بالا داشتهاند و در حقيقت از مسئولان در تمامي قوا و نهادها اكيداً خواستهاند برطرف كردن اين چالشهاي بالفعل را در اولويت كاري خود قرار دهند.
تهديدهاي پيراموني كه از ناحيه عوامل بيروني به اقتصاد ايران تحميل ميشود يكي ديگر از محورهايي است كه در سخنان رهبري در تبيين و تشريح علل نامگذاري امسال به آن تصريح شده است.
اين صراحت و شفافيت كلام رهبري پيش و بيش از آنكه از جنبههاي ديگر شايسته تعميق و تدقيق باشد، درس بسيار آموزندهاي براي مسئولان اقتصادي و فرهنگي از يك سو و تذكري در خور تأمل براي ملت ايران دارد؛ اشاره صريح رهبر انقلاب به تأثيرات محتمل تحريمهاي اقتصادي و اهميت يافتن اين رفتارهاي شيطنت آميز دشمنان انقلاب و ايران، گوياي اين واقعيت است كه در شرايط امروز اقتصاد ايران و جهان، تلاش قدرتهاي افزون طلب در دنيا براي محدود كردن ارتباطات و تعاملات اقتصادي ايران با شبكه اقتصادي جهاني درصورت غفلت و از آن بدتر تغافل مسئولان ميتواند پيامدهاي بسيار ناگواري براي كشورمان داشته باشد. از اين رو مسئولان اقتصادي و فرهنگي كشور بايد با تأسي به رهبر انقلاب در كنار توجه و هشدار نسبت به واقعيتي به نام تحريمها روحيه اميد، مقاومت و جهاد را براي شكست دشمنان اقتصادي ايران در كالبد جامعه بدهند. به عبارت ديگر، سخنان رهبر معظم انقلاب نشان داد كه بايد تحريمها را به عنوان يك واقعيت پذيرفت و ابعاد احتمالي تأثيرگزاري آن را براي افكار عمومي تشريح كرد ولي ضمن تبيين راهكارهاي مقابله با اين تك دشمن، روحيه پاتك و مقاومت جهادي را در برابر اين رفتارها به مردم نشان داد.
رسالت
«طرح عدم شفاف سازي درآمدهاي نفتي!» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
طرح يك فوريتي قانون نفت و گاز كه در جلسه يكشنبه گذشته ديروز در دستور كار مجلس قرار گرفت به نظر نگارنده طرحي است كه نه تنها كمكي به شفاف سازي درآمدهاي نفتي نميكند، بلكه ارادهاي براي تداوم نقض اصول44، 45، 52 و 53 قانون اساسي در بودجه نويسي است. كليات اين طرح ديروز در مجلس به تصويب رسيد دو سوم طرح اختصاص به تعاريف حقوقي اصطلاحات اين قانون دارد كه در قانون نفت مصوب 9/7/66 مجلس شوراي اسلامي به شكل كاملتري وجود دارد.
در ماده3 قانوني مطرح هيئتي را براي نظارت بر اعمال حق حاكميت و مالكيت عمومي بر منابع نفتي به عنوان "هيئت عالي نظارت بر منافع نفتي" تشكيل ميشود. در اين هيئت وزير نفت، مدير عامل شركت ملي نفت ايران و يكي از معاونين وزارت نفت به انتخاب وزير نفت عضو هستند. حضور "منظور" - نه ناظر- در هيئت "نظارت" چه وجه عقلاني دارد؟ كار وزير نفت و مدير عامل شركت ملي نفت در اين هيئت بايد نظارت شود. مفهوم حضور آنها در هيئت نظارت اين است كه كسي بر كار خود نظارت ميكند. وظيفه نهادهاي نظارتي قانوني مثل سازمان حسابرسي، ديوان محاسبات و سازمان بازرسي كل كشور چه ميشود؟
در ماده 5 اين طرح يك ماده به شرح زير به عنوان ماده 12 قانون نفت مصوب 9/7/66 ملحق كردند.
ماده12- به منظور اجرا و تحقق طرحهاي توسعهاي صنعت نفت درصدي از ارزش نفت خام و گاز طبيعي و ميعانات گازي توليدي كه در قانون بودجه سالانه كشور تعيين ميشود... به وزارت نفت... تخصيص مييابد تا... هزينه شود.
طرحهاي توسعهاي صنعت نفت چيست كه از سال 84 تاكنون درصد معتنابه از ارزش نفت خام را كه بر اساس گزارش تفريغ بودجه نيمي از درآمدهاي نفتي كشور را به خود اختصاص داده است و همچنان خارج از ساز و كار ماده32 قانون برنامه و بودجه حسابده ميشود.
با قانون هدفمند كردن يارانهها كه فروش نفت و گاز و ميعانات گازي در داخل واقعي شده است، ديگر چه نيازي است كه سخن از ارزش نفت خام، گاز طبيعي و ميعانات گازي رود. همه ساله وفق چنين بندي در تبصرهها و بندهاي بودجه بخش عظيمي از درآمد نفت از درآمد عمومي كشور كسر و به عنوان منابع مالي در اختيار شركت ملي نفت خارج از گردش خزانه هزينه ميشود. چرا شركت ملي نفت حاضر نيست هزينههاي طرح تملك داراييهاي سرمايهاي خود را شفاف در بودجه بياورد تا دولت و مجلس آن هزينهها را به صورت اعتبار مصوب نموده و در بودجه كل كشور تامين اعتبار كند.
در ماده 6 طرح آمده است؛ يك ماده به شرح زير به عنوان ماده13 به قانون نفت الحاق ميگردد.
ماده 13- به منظور تامين منابع امور زيربنايي كشور، درصدي از درآمدهاي حاصل از صادرات نفت خام، ميعانات گازي و گاز طبيعي پس از كسر ارزش گاز وارداتي تخصيص مييابد. ميزان درصد و چگونگي استفاده از درآمدهاي حاصله مذكور طبق قانون بودجه سالانه كشور تعيين ميشود.
تصميمگيري و تصميم سازي در مورد تامين منابع امور زيربنايي كشور چه ربطي به قانون نفت دارد. درآمد حاصل از صادرات نفت خام، گاز طبيعي و ميعانات گازي وفق اصل53 و ماده 10 و 11 قانون محاسبات عمومي درآمد عمومي محسوب ميشود
«انتقال به فاز مذاكره پروژه جديد آمريكا در منطقه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
اگرچه ممكن است ظاهرا اينطور به نظر برسد كه سرعت تحولات منطقه كاهش پيدا كرده يا به اصطلاح اين تحولات كنترل شده، ولي تعبير دقيق تر اين است كه گفته شود كل منطقه خاورميانه وارد يك دوران گذار بسيار مهم و حساس شده كه در آن تحولات در زماني بلند تر و در سطحي عميق تر رخ ميدهد و اثراتي ديرپاتر و ماندگارتر هم خواهد داشت. سرعت بالاي تحولات در حدود 3 ماه گذشته كه به سرنگوني حداقل دو دولت و بي ثبات شدن موقعيت تقريبا تمامي متحدان آمريكا انجاميد، نشان دهنده آن است كه منطقه در حال وارد شدن به دوران جديدي از تاريخ خود است.
كسي نميداند اين دوران جديد چقدر طول خواهد كشيد. اين هم روشن نيست كه سير تحولات و توالي آنها چگونه خواهد بود. احتمال رخ دادن پديدههاي غير منتظره و سر بازكردن زخمهاي كهنهاي كه همگان آنها را فراموش شده ميدانند هم دور از انتظار نيست. واقعا چه كسي تصور ميكرد خودسوزي يك جوان در تونس به چنين زلزله مهيبي منجر شود؟ اما دو چيز روشن است: اول اينكه بسياري چيزها تغيير خواهد كرد و دوران گذاري كه آغاز شده آبستن تحولات بسياري است به گونهاي كه آينده منطقه تا حد بسيار اندكي شبيه گذشته آن خواهد بود و دوم، آنچه پس از اين در منطقه رخ خواهد داد تركيبي از پروژهها و پروسه هاست.
پروژهها مجموعه طراحيها و برنامه ريزيهايي است كه دولتهاي مختلف و قدرتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي براي اثرگذاري بر روند تحولات انجام ميدهند و آنها را تا آنجا كه بتوانند پياده خواهند كرد و پروسهها فرايندهايي طراحي نشده و عموما مردمي است كه از دل باور ها، ارزشها و فرهنگ مردم منطقه خاورميانه كه اكنون به پاخاستهاند و به نيرو و توان خود واقف شدهاند بيرون خواهد آمد. سوالهاي استراتژيك اينهاست: در تحولات آينده منطقه چه مقدار از آنچه رخ ميدهد پروژه است و چه مقدار پروسه؟ كدام تحولات برنامه ريزي خواهد بود و كدامها بدون برنامه ريزي رخ خواهد داد؟
آن دسته از تحولاتي كه به نحو خودجوش از سوي جنبشهاي منطقه رخ ميدهد، سر جمع به نفع كداميك از بازيگران تمام خواهد شد؟ (شكل ديگر اين سوال اين است: اگر مردم منطقه اجازه پيدا كنند كه آزادانه تصميم گرفته و عمل كنند نتيجه به نفع ايران خواهد بود يا آمريكا؟) مهم تر از اين، توان برنامه ريزي و امكانات اجرايي در اختيار هر كدام از طرفهاي دخيل در اين كشمكش راهبردي چيست؟ كدام طرف توانمندتر است، شناخت بهتري از منطقه دارد و ميتواند برنامههاي دقيق تر و موثرتري تدوين كند؟ و كدام طرف امكانات كارآمدتري براي اجراي برنامههايي كه تدوين ميكند در اختيار دارد؟
اينها سوالهايي است كه آمريكاييها را كلافه كرده است. پاسخهايي كه تحليلگران اطلاعاتي و ديپلماتها بويژه در آمريكا، اسراييل و انگلستان به اين سوالها ميدهند به هيچ وجه اميدوار كننده نيست. از تبليغات كه بگذريم، روشن است كه آمريكا اكنون هيچ برنامه روشني براي تحولات منطقه ندارد.
درست است كه آمريكاييها سعي ميكنند روي تحولات اثر بگذارند ولي چيزي كه بتوان آن را يك برنامه جامع ناميد قطعا وجود ندارد و روزمرگي وجه مشخصه راهبرد آمريكا در قبال تحولات منطقه است. داشتن يك برنامه جامع مستلزم آن است كه آمريكاييها ابتدا درك درستي از تحولات منطقه داشته باشند يعني بتوانند به اين سوالها پاسخهايي دقيق بدهند كه آنچه رخ داد چه بود و چرا رخ داد؟ پاسخهاي آمريكا به اين سوال ها، پاسخهاي عمدتا سكولار و تحت تاثير نوعي ادبيات چپ است كه تصور ميكند هيچ پديده اجتماعي رخ نميدهد الا اينكه داراي علتهايي منحصرا مادي است و مردم به خاطر چيزي ناديدني و لمس نشدني به نام «ارزش ها» جان خود را كف دست نميگيرند و به خيابان سرازير نميشوند.
اين نوع نگاه به تحولات است كه باعث شده آمريكاييها تصور كنند في المثل جنس تحولات در منطقه همگي اقتصادي يا حداكثر اجتماعي است و لذا ميبينيم كه تلاش ميكنند پاسخهاي اقتصادي براي اين تحولات فراهم كنند. درست است كه مثلا مردم مصر فقيرند و اين فقر بلاشك يكي از انگيزههاي قيام آنها عليه ديكتاتوري مبارك بوده اما آنچه آمريكاييها نميفهمند اين است كه مردم منطقه اكنون به آن درجه از آگاه رسيدهاند كه دريابند ريشه فقر، تحقير يا هر رنج ديگري كه تا به حال كشيدهاند اين است كه ديكتاتورهايي بالاي سر آنها بودهاند كه از ابتدايي ترين اصول انساني هيچ بويي نبرده بودند و با ملك و ملت چنان رفتار ميكردند كه گويي ارث پدري شان است. از اين مهم تر، اين آگاه نزد مردم منطقه بوجود آمده است كه اين ديكتاتورها هر چه كردهاند با پشتيباني، حمايت، تاييد و بلكه اصرار آمريكا بوده و آمريكاييها وقتي مطمئن شدند كه اين ديكتاتورها به منافع حياتي آنها در منطقه پاي بندند ديگر برايشان مهم نبود كه چه بلايي سر مردمشان ميآورند. مردم منطقه درك كردهاند كه رنج تاريخي آنها محصول حمايت تاريخي آمريكا از ديكتاتورهاست كه هيچ اصل يا ضابطه انساني آن را محدود و مقيد نميكرد چرا كه به تعبير يكي از نمايندگان كنگره آمريكا كسي كه در كاخ سفيد نشسته رييس جمهور آمريكاست نه رييس سازمان حقوق بشر و كاري هم كه بايد بكند پاسداري از منافع آمريكاست نه اينكه غصه زجر كشيدن يا تحقير شدن مردم اين يا آن كشور را بخورد.
ملت ما
«قيامهاي منطقه و تقابل مديريت ايران و غرب» عنوان یادداشت امروز روزنامه ملت ما به قلم حميد رضا ترقي است که در آن می خوانید:
انقلاب اسلامي ايران و پيروزي آن، زلزلهيي در جهان اسلام به وجود آورده كه اركان سياسي و ايدئولوژيك جوامع اسلامي را تحت تاثير جدي قرارداده است. زيرا قرائت امام خميني و انقلاب اسلامي از اسلام، با قرائت تحميلي و القايي بر ملتهاي مسلمان منطقه در طول تاريخ تفاوت ماهوي دارد. اسلام امريكايي كه حاكم بر كشورهاي اسلامي منطقه بويژه خاورميانه است، نه تنها حافظ منافع امريكا و اسراييل و انگليس بوده بلكه ثروت و شوكت و عزت مسلمانان را به باد فنا داده و جز فقر و عقبماندگي و وابستگي و نوكري سلطهگران ثمري براي ملتهاي اسلامي نداشته است.
در حالي كه اسلام ناب محمدي و اسلام سياسي مورد قرائت امام و انقلاب اسلامي با اين نوع افكار و انديشههاي انحرافي مخالف و تسليم شدن در برابر دشمن را جرم ميداند. اسلام مورد قرائت در ايران اسلامي، استكبارستيز و داراي عزت و كرامت است در
3 دهه گذشته كه ملتهاي اسلامي منطقه آثار و نتايج انقلاب اسلامي را ديدهاند و درك كردهاند اگر اسلام مورد ترويج ايران را الگوي حركت سياسي و اقتصادي و فرهنگي خود قرار دهند، هويت از دست رفته خود را بازيافته و بار ديگر عزت و شكوه و عظمت اسلامي را به دست خواهند آورد. در بين ملتهاي اسلامي منطقه در كشورهاي عراق و لبنان و بحرين و يمن و عربستان شيعيان حضور دارند و عليه حكام جور و طاغوتي و ضداسلام اين كشورها موضع دارند ولي اينك برخلاف آنچه تاكنون بر ملتهاي منطقه القا شده، مسلمانان عليه حكام طاغوتي و نامشروع خود به قيام دست زده و با الهام از انقلاب اسلامي براي سرنگوني حكومتهاي طاغوتيشان تلاش ميكنند.
لذا اين تحول ايدئولوژيك و فرهنگي در مسلمانان منطقه جز از طريق تاثيرپذيري و الهام از انقلاب اسلامي ايران از هيچ طريقي به ملتهاي ديگر سرايت نكرده است. بنابراين تاثير انقلاب اسلامي بر تحولات منطقه را بايد امري مسلم و عميق دانست و اعتراف سران اسراييل و بسياري از سياستمداران كهنهكار غرب نسبت به اين موضوع دال بر اين حقيقت است.البته نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه شرايط كشورهاي در حال انقلاب منطقه با ايران متفاوت است و هركشوري به لحاظ سياسي و فرهنگي اقتضائات خود را دارد و نبايد انتظار داشت آرمانهاي مورد نظر ما بطور كامل تحقق يابد.
اما اينكه با وجود اجراي طرح ايرانهراسي در كشورهاي منطقه و تخريب چهره جمهوري اسلامي توسط رسانههاي استكباري و فعاليت دهها شبكه ضدايراني راديويي و تلويزيوني، انديشه و افكار انقلاب اسلامي منشأ تحول و حركت و جنبش در مردم بويژه جوانان كشورهاي اسلامي شده است، خود گامي مهم در مسير اهداف سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي است.حضور فعال ديپلماسي ايران در منطقه و مواضع ضداستكباري مسوولان نظام و مقاومت و ايستادگي ملت ايران در برابر زيادهخواهيهاي دشمنان و...
...دفاع خالصانه انقلاب و رهبري ملت ايران از حق ملتهاي مظلوم فلسطين، عراق، افغانستان، لبنان موجب بيداري اسلامي شد كه اينك مردم انقلابي مصر، تونس، بحرين، يمن و ليبي نيز بپاخاسته و رخدادهاي جديد را پديد آوردند:
1- انقلاب در انديشه و اراده و عزم ملتهاي اسلامي خاورميانه و گرايش اقتصادي و ديني به مقابله با حكام طاغوتي خود.
2- ضديت با امريكا و صهيونيسم و انزجار از حكام وابسته به آنها.
3- آزاديخواهي و مردمسالاريخواهي براي مشاركت در تعيين سرنوشت كشورخود.
4- بازگشت به هويت اسلامي و ملي و مستقل خود.
5- جايگزينسازي نظامات سياسي مردمي و اسلامي مستقل.
بدنبال بروز جرقه انقلاب و قيام در كشورهاي اسلامي و وارد آمدن نخستين ضربههاي سخت برپيكره حكومتهاي مهم و بزرگ منطقه مانند مصر و تونس، غرب و امريكا دچار شوك سياسي شده و به سرعت براي مديريت، كنترل، هدايت و سوزنباني اين انقلابها وارد عمل شدند.
جمهوري اسلامي
«بايستههاي سال جهاد اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
طي دو هفته گذشته كه از بازگشت رسانهها به فعاليت بعد از تعطيلات نوروزي ميگذرد، افراد زيادي درباره موضوع "جهاد اقتصادي" از منظرهاي مختلف اظهارنظر كردند. مسئولان اجرائي نيز اعلام كردهاند كه برنامههائي براي عملي ساختن اين توصيه دارند و تلاش خواهند كرد سال 1390 را با كارهاي جهادي در زمينه اقتصادي نسبت به سالهاي قبل متمايز نمايند.
تاكنون اظهارنظرها و وعدهها در سطح قابل توجه مطرح شده كه همگي نشان دهنده عزم همگاني براي تبديل سال جاري به سال "جهاد اقتصادي" است. در بخش مردمي نيز به اقداماتي براي نهادينه ساختن اين تفكر نياز است كه با فرهنگسازي ميسر است نه با شعار دادن و تبليغاتي مانند آويختن پارچه نوشته در معابر و بالا بردن تابلوها و كارهائي از اين قبيل.
اگر تفكر جهاد اقتصادي به نهاد جامعه نفوذ كند، اين امر فقط به سال 90 محدود نخواهد ماند و به عنوان يك فرهنگ در جان و روح مردم ماندگار خواهد شد. در آن صورت است كه تفكر سرنوشت ساز "جهاد اقتصادي" به هدف خود دست خواهد يافت.
مروري بر اسامي سالها كه رهبر معظم انقلاب طي تقريباً يك دهه اخير براي هر سال انتخاب كردهاند، نشان ميدهد كه در كنار مسائل فرهنگي و اعتقادي، مسائل و موضوعات اقتصاد محور همواره سهم قابل ملاحظهاي در ديدگاهها و نقطهنظرات ايشان داشته كه از دغدغه بالاترين مقام حاكميتي جمهوري اسلامي ايران در مورد حوزه اقتصاد حكايت دارد و انتخاب نام "جهاد اقتصادي" براي سال 90 هم به وضوح هرچه تمامتر از پررنگتر شدن اين دغدغهها خبر ميدهد.
اما شايد لازم باشد زمينهها و بايستههاي اين انتخاب را بكاويم تا مشخص شود ناميدن سال جديد به نام جهاد اقتصادي از چه دغدغههايي نشأت گرفته است؟
مروري بر شرايط اقتصاد ايران در سال گذشته و تهديدها و فرصتهاي سال جاري ميتواند تا حدودي به درك وجه تسميه سال 90 كمك كند. ايران، سال 89 را درحالي به اتمام رساند كه موضوعات متعددي در حوزه اقتصاد تا حدود زيادي بلاتكليف ماند و نهايي شدن رويههايي كه قرار است در حوزه اقتصادي در پيش گرفته شود به سال 90 موكول شده است.
اجراي مراحل جديد قانون هدفمندي يارانهها، آغاز ساير مقولات هفتگانه طرح تحول اقتصادي در بخشهايي مانند اصلاح نظام مالياتي، تحول نظام بانكي و تحولاتي در سياستهاي پولي خصوصاً حذف صفر از پول ملي از جمله اين موضوعات نهايي نشده به حساب ميآيند.
عدم تصويب لايحه بودجه سال 90 در سال 89 و موكول شدن بررسي و تصويب اين لايحه بسيار مهم به سال جاري از جمله ديگر مسائلي است كه ناتمام ماندن و نهايي نشدن اين پرونده در موعد مقرر، دغدغههاي فراواني را براي همگان ايجاد كرده است. در كنار اين مسائل آغاز اجراي برنامه پنجم به عنوان دومين برنامه سند چشم انداز 20 ساله نظام جمهوري اسلامي، بر حساسيتها و اهميت مسائل اقتصادي در سال 90 افزوده است.
شايد دور از واقعيت نباشد اگر احتمال دهيم مقام معظم رهبري در كنار تمام اولويتها و دغدغههاي خود در مورد حوزه اقتصاد، نيم نگاه هم به مسائل مطرح شده در سطور بالا داشتهاند و در حقيقت از مسئولان در تمامي قوا و نهادها اكيداً خواستهاند برطرف كردن اين چالشهاي بالفعل را در اولويت كاري خود قرار دهند.
تهديدهاي پيراموني كه از ناحيه عوامل بيروني به اقتصاد ايران تحميل ميشود يكي ديگر از محورهايي است كه در سخنان رهبري در تبيين و تشريح علل نامگذاري امسال به آن تصريح شده است.
اين صراحت و شفافيت كلام رهبري پيش و بيش از آنكه از جنبههاي ديگر شايسته تعميق و تدقيق باشد، درس بسيار آموزندهاي براي مسئولان اقتصادي و فرهنگي از يك سو و تذكري در خور تأمل براي ملت ايران دارد؛ اشاره صريح رهبر انقلاب به تأثيرات محتمل تحريمهاي اقتصادي و اهميت يافتن اين رفتارهاي شيطنت آميز دشمنان انقلاب و ايران، گوياي اين واقعيت است كه در شرايط امروز اقتصاد ايران و جهان، تلاش قدرتهاي افزون طلب در دنيا براي محدود كردن ارتباطات و تعاملات اقتصادي ايران با شبكه اقتصادي جهاني درصورت غفلت و از آن بدتر تغافل مسئولان ميتواند پيامدهاي بسيار ناگواري براي كشورمان داشته باشد. از اين رو مسئولان اقتصادي و فرهنگي كشور بايد با تأسي به رهبر انقلاب در كنار توجه و هشدار نسبت به واقعيتي به نام تحريمها روحيه اميد، مقاومت و جهاد را براي شكست دشمنان اقتصادي ايران در كالبد جامعه بدهند. به عبارت ديگر، سخنان رهبر معظم انقلاب نشان داد كه بايد تحريمها را به عنوان يك واقعيت پذيرفت و ابعاد احتمالي تأثيرگزاري آن را براي افكار عمومي تشريح كرد ولي ضمن تبيين راهكارهاي مقابله با اين تك دشمن، روحيه پاتك و مقاومت جهادي را در برابر اين رفتارها به مردم نشان داد.
رسالت
«طرح عدم شفاف سازي درآمدهاي نفتي!» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
طرح يك فوريتي قانون نفت و گاز كه در جلسه يكشنبه گذشته ديروز در دستور كار مجلس قرار گرفت به نظر نگارنده طرحي است كه نه تنها كمكي به شفاف سازي درآمدهاي نفتي نميكند، بلكه ارادهاي براي تداوم نقض اصول44، 45، 52 و 53 قانون اساسي در بودجه نويسي است. كليات اين طرح ديروز در مجلس به تصويب رسيد دو سوم طرح اختصاص به تعاريف حقوقي اصطلاحات اين قانون دارد كه در قانون نفت مصوب 9/7/66 مجلس شوراي اسلامي به شكل كاملتري وجود دارد.
در ماده3 قانوني مطرح هيئتي را براي نظارت بر اعمال حق حاكميت و مالكيت عمومي بر منابع نفتي به عنوان "هيئت عالي نظارت بر منافع نفتي" تشكيل ميشود. در اين هيئت وزير نفت، مدير عامل شركت ملي نفت ايران و يكي از معاونين وزارت نفت به انتخاب وزير نفت عضو هستند. حضور "منظور" - نه ناظر- در هيئت "نظارت" چه وجه عقلاني دارد؟ كار وزير نفت و مدير عامل شركت ملي نفت در اين هيئت بايد نظارت شود. مفهوم حضور آنها در هيئت نظارت اين است كه كسي بر كار خود نظارت ميكند. وظيفه نهادهاي نظارتي قانوني مثل سازمان حسابرسي، ديوان محاسبات و سازمان بازرسي كل كشور چه ميشود؟
در ماده 5 اين طرح يك ماده به شرح زير به عنوان ماده 12 قانون نفت مصوب 9/7/66 ملحق كردند.
ماده12- به منظور اجرا و تحقق طرحهاي توسعهاي صنعت نفت درصدي از ارزش نفت خام و گاز طبيعي و ميعانات گازي توليدي كه در قانون بودجه سالانه كشور تعيين ميشود... به وزارت نفت... تخصيص مييابد تا... هزينه شود.
طرحهاي توسعهاي صنعت نفت چيست كه از سال 84 تاكنون درصد معتنابه از ارزش نفت خام را كه بر اساس گزارش تفريغ بودجه نيمي از درآمدهاي نفتي كشور را به خود اختصاص داده است و همچنان خارج از ساز و كار ماده32 قانون برنامه و بودجه حسابده ميشود.
با قانون هدفمند كردن يارانهها كه فروش نفت و گاز و ميعانات گازي در داخل واقعي شده است، ديگر چه نيازي است كه سخن از ارزش نفت خام، گاز طبيعي و ميعانات گازي رود. همه ساله وفق چنين بندي در تبصرهها و بندهاي بودجه بخش عظيمي از درآمد نفت از درآمد عمومي كشور كسر و به عنوان منابع مالي در اختيار شركت ملي نفت خارج از گردش خزانه هزينه ميشود. چرا شركت ملي نفت حاضر نيست هزينههاي طرح تملك داراييهاي سرمايهاي خود را شفاف در بودجه بياورد تا دولت و مجلس آن هزينهها را به صورت اعتبار مصوب نموده و در بودجه كل كشور تامين اعتبار كند.
در ماده 6 طرح آمده است؛ يك ماده به شرح زير به عنوان ماده13 به قانون نفت الحاق ميگردد.
ماده 13- به منظور تامين منابع امور زيربنايي كشور، درصدي از درآمدهاي حاصل از صادرات نفت خام، ميعانات گازي و گاز طبيعي پس از كسر ارزش گاز وارداتي تخصيص مييابد. ميزان درصد و چگونگي استفاده از درآمدهاي حاصله مذكور طبق قانون بودجه سالانه كشور تعيين ميشود.
تصميمگيري و تصميم سازي در مورد تامين منابع امور زيربنايي كشور چه ربطي به قانون نفت دارد. درآمد حاصل از صادرات نفت خام، گاز طبيعي و ميعانات گازي وفق اصل53 و ماده 10 و 11 قانون محاسبات عمومي درآمد عمومي محسوب ميشود
در اين سه سناريو براي جبران مابه التفاوت قيمت خريد تضميني و قيمت فروش گندم سه قيمت 360، 380 و 400 تومان براي گندم پيشنهاد شده است و در اين خصوص كارگروه تحول اقتصادي تصميم مي گيرد.
يك مقام آگاه در گفت و گو با خبرگزاري فارس گفت: در اين سه سناريو براي جبران مابه التفاوت قيمت خريد تضميني و قيمت فروش گندم سه قيمت 360، 380 و 400 تومان براي گندم پيشنهاد شده است و در اين خصوص كارگروه تحول اقتصادي تصميم مي گيرد.
بنابراين گزارش، حيدرعلي هاشمي عضو هيأت مديره شركت بازرگاني دولتي ايران، اظهار داشت: قيمت خريد تضميني گندم 360 تومان در هر كيلوگرم است؛ اما ما آن را 250 تومان ميفروشيم و همين موضوع مشكلاتي ايجاد كرده است، لذا ما به كارگروه تحول اقتصادي پيشنهاد دادهايم تا قيمت فروش گندم نيز افزايش پيدا كرده و حداقل به سطح قيمت خريد تضميني برسد.
همچنين نعمت اله تركي معاون برنامه ريزي استانداري تهران گفت: تا اين لحظه هيچ تغييري در قيمت نان صورت نگرفته است و هيچ دستوري هم درباره افزايش قيمت گندم، آرد و يا نان از سوي دولت به استانداريهاي اعلام نشده است.
«مدت خدمت مشمولان ليسانس يك ماه، فوقليسانس دو ماه، دكتري 3 ماه و فوقدكترا 4 ماه كسر ميشود.»او ادامه داد: «مدت خدمت فوقليسانس و بالاتر به ازاي تحقيق يا اختراع كه درباره مسائل نيروهاي مسلح و انرژي اتمي ارايه شود براساس ضوابط ابلاغي از سوي ستاد كل نيروهاي مسلح دو ماه تا پايان خدمت كسر ميشود.»كمالي افزود: «همچنين سازوكاري اتخاذ ميشود تا از اين پس سربازان متاهل غيرغايب در استانهاي محل سكونت خود به خدمت مشغول شوند.»
روزنامه ملت ما نوشت:
جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: مدت خدمت دوره سربازي در سال 90 همچنان 18 ماه خواهد بود كه براي مشمولان ليسانس يك ماه، فوقليسانس 2 دوماه، دكتري 3 ماه و همچنين خدمت در مناطق عملياتي و امنيتي 2 ماه و مناطق محروم و بد آب و هوا يك ماه كسر ميشود.»بهگزارش ايلنا، سردار عيسي كمالي جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح درنشست خبري امروز در ستاد نيروهاي مسلح با بيان اينكه با پيشنهاد ستاد كل نيروهاي مسلح و مهلت اجراي مقررات ايثارگران و مددجويان با موافقت مقام معظم فرماندهي كل قوا با پايان سال 90 تمديد شد، افزود:
«مدت خدمت مشمولان ليسانس يك ماه، فوقليسانس دو ماه، دكتري 3 ماه و فوقدكترا 4 ماه كسر ميشود.»او ادامه داد: «مدت خدمت فوقليسانس و بالاتر به ازاي تحقيق يا اختراع كه درباره مسائل نيروهاي مسلح و انرژي اتمي ارايه شود براساس ضوابط ابلاغي از سوي ستاد كل نيروهاي مسلح دو ماه تا پايان خدمت كسر ميشود.»كمالي افزود: «همچنين سازوكاري اتخاذ ميشود تا از اين پس سربازان متاهل غيرغايب در استانهاي محل سكونت خود به خدمت مشغول شوند.»
او گفت: «تمام مادران فاقد شوهر تحت پوشش كميته امداد امام خميني(ره) كه حداكثر داراي 2 فرزند ذكور بالاي 18 سال باشند يكي از فرزندانشان از خدمت معاف ميشود. آن دسته از خانوادههاي شاهد كه داراي فرزند معلول جسمي و ذهني باشند يكي از فرزندانشان از خدمت معاف ميشود.»او ادامه داد: «يگانه سرپرست خواهر مجردي كه به سن 24 سالگي رسيده از خدمت معاف ميشود و يكي از فرزندان خانوادههايي كه 3 فرزند آنها خدمت دوره ضرورت را انجام داده از انجام خدمت دوره ضرورت معاف ميشود. يكي از فرزندان خانوادههايي كه يك فرزند آنها در حين خدمت فوت كرده باشد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف ميشود.»
كمالي درباره وضع خدمتي فرزندان آزادگان نيز توضيح داد: «يكي از فرزندان آزادگاني كه بيش از 3 سال در اسارت بوده ولي فرزندشان بعد از آزادي به سن سربازي رسيده از خدمت معاف شود.»او گفت: «با توجه به معافيت يكي از فرزندان رزمندگان داراي 30 ماه سابقه جبهه و جانبازان داراي 25 درصد جانبازي و بالاتر از مدت خدمت دوره ضرورت مشمولان و كاركنان وظيفهيي كه مدت جبهه آنها كمتر از 30 ماه و ميزان جانبازي كمتر از 25 درصد باشد كسر ميشود.»
او اظهار داشت: «براي افرادي كه 16 درصد تا 20 درصد جانبازي دارند 5 ماه كسر خدمت و براي افرادي كه 21 تا 25 درصد جانبازي دارند 8 ماه كسر خدمت اعمال خواهد شد.» اوگفت: «فرزند دوم شهدا از انجام خدمت دوره ضرورت معاف هستند و تمام جانبازان بالاي 15 درصد و يكي از فرزندان جانبازان 25 درصد و بالاتر و دو فرزند جانبازان 50 درصد و بالاتر از خدمت معاف ميشوند، همچنين از مدت خدمت جانبازان زير 15 درصد به تناسب كسر ميشود.»
جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: «يكي از فرزندان رزمندگان داراي 30 ماه سابقه جبهه و دو فرزند رزمندگان داراي 60 ماه سابقه جبهه از خدمت معاف ميشوند.»كمالي گفت: «يكي از فرزندان افرادي كه جمع درصد جانبازي و سابقه جبهه آنها به 30 امتياز و دو فرزند افرادي كه جمع درصد جانبازي و سابقه جبهه آنها به 60 برسد از خدمت معاف ميشوند.»او تصريح كرد: «در رابطه با جبهه خلبانان هوانيروز مبداً شروع ماموريتها و مناطق عملياتي كادر خلبانان و فني، هوانيروز مدت خدمت در نقاط در كوي تقدم تا تاريخ 27 مرداد سال 67 معادل جبهه محاسبه ميشود.»
جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح اظهار داشت: «خدمت خلبانان و ديگر عوامل پروازي كه در عمليات بمباران شناسايي، حمل مهمات و... بمدت 30 ماه شركت داشته باشند معادل جبهه محسوب ميشوند.»جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح درباره جزييات تغييرات صورت گرفته در سال 1390 نسبت به مقررات سال 1389 نيز گفت: «مدت خدمت يكي از فرزندان رزمندگان از دو ماه تا 9 ماه كسر ميشود كه قبلا به ازاي هر ماه خدمت 18 روز كسر خدمت صورت ميگرفت اما براي بهرهمندي از خدمت سربازان اين مدت محدود شده است.»او اظهار داشت: «همچنين مدت خدمت يكي از فرزندان جانبازان زير 25 درصد از 2ماه تا 8 ماه كسر ميشود كه قبلا به ازاي هر درصد جانبازي 22 روز از خدمت يكي از فرزندان كسر ميشد.»
كمالي گفت: «قبلا از خدمت محققان فوقليسانس بالاتر به ازاي پروژه تحقيقاتي و اختراعي كه انجام ميداد حداكثر يك سال كسر ميشد.» ولي براساس مصوبه جديد دو ماه تا 18 ماه از خدمتشان كسر ميشود.»او گفت: «تغييرات صورت گرفته عطف به ماسبق نميشود بنابر اين تمام مشمولان و سربازان وظيفه كه در سال 88 و 89 گواهي كسر خدمت دريافت كردهاند چه آن را تحويل نيروهاي مسلح داده باشند يا هنوز در دستشان باشد معتبر بوده و ميتوانند جهت محاسبه آن اقدام كند.»او گفت: «طرح اصلاح موادي از قانون خدمت وظيفه عمومي كه در مهر سال 88 به تصويب مجلس رسيده به دليل ايراد بار مالي شوراي نگهبان همچنان منتظر اظهارنظر دولت است.»او گفت: «براي 300 نفر از مشمولان دكتري و فوقليسانس و 500 نفر از مشمولان ليسانس به بالا که پروژههاي تحقيقاتي درباره نيروهاي مسلح و مسائل اساسي كشور انجام دهند معافيت از دو ماه تا تمام دوره ضرورت در نظر گرفته شده است.»سردار كمالي گفت: «سالانه 60 هزار نفر از مشمولان و سربازان غايب را دستگير ميكنيم كه امسال اين موضوع تشديد خواهد شد.»
جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: مدت خدمت دوره سربازي در سال 90 همچنان 18 ماه خواهد بود كه براي مشمولان ليسانس يك ماه، فوقليسانس 2 دوماه، دكتري 3 ماه و همچنين خدمت در مناطق عملياتي و امنيتي 2 ماه و مناطق محروم و بد آب و هوا يك ماه كسر ميشود.»بهگزارش ايلنا، سردار عيسي كمالي جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح درنشست خبري امروز در ستاد نيروهاي مسلح با بيان اينكه با پيشنهاد ستاد كل نيروهاي مسلح و مهلت اجراي مقررات ايثارگران و مددجويان با موافقت مقام معظم فرماندهي كل قوا با پايان سال 90 تمديد شد، افزود:
«مدت خدمت مشمولان ليسانس يك ماه، فوقليسانس دو ماه، دكتري 3 ماه و فوقدكترا 4 ماه كسر ميشود.»او ادامه داد: «مدت خدمت فوقليسانس و بالاتر به ازاي تحقيق يا اختراع كه درباره مسائل نيروهاي مسلح و انرژي اتمي ارايه شود براساس ضوابط ابلاغي از سوي ستاد كل نيروهاي مسلح دو ماه تا پايان خدمت كسر ميشود.»كمالي افزود: «همچنين سازوكاري اتخاذ ميشود تا از اين پس سربازان متاهل غيرغايب در استانهاي محل سكونت خود به خدمت مشغول شوند.»
او گفت: «تمام مادران فاقد شوهر تحت پوشش كميته امداد امام خميني(ره) كه حداكثر داراي 2 فرزند ذكور بالاي 18 سال باشند يكي از فرزندانشان از خدمت معاف ميشود. آن دسته از خانوادههاي شاهد كه داراي فرزند معلول جسمي و ذهني باشند يكي از فرزندانشان از خدمت معاف ميشود.»او ادامه داد: «يگانه سرپرست خواهر مجردي كه به سن 24 سالگي رسيده از خدمت معاف ميشود و يكي از فرزندان خانوادههايي كه 3 فرزند آنها خدمت دوره ضرورت را انجام داده از انجام خدمت دوره ضرورت معاف ميشود. يكي از فرزندان خانوادههايي كه يك فرزند آنها در حين خدمت فوت كرده باشد از انجام خدمت دوره ضرورت معاف ميشود.»
كمالي درباره وضع خدمتي فرزندان آزادگان نيز توضيح داد: «يكي از فرزندان آزادگاني كه بيش از 3 سال در اسارت بوده ولي فرزندشان بعد از آزادي به سن سربازي رسيده از خدمت معاف شود.»او گفت: «با توجه به معافيت يكي از فرزندان رزمندگان داراي 30 ماه سابقه جبهه و جانبازان داراي 25 درصد جانبازي و بالاتر از مدت خدمت دوره ضرورت مشمولان و كاركنان وظيفهيي كه مدت جبهه آنها كمتر از 30 ماه و ميزان جانبازي كمتر از 25 درصد باشد كسر ميشود.»
او اظهار داشت: «براي افرادي كه 16 درصد تا 20 درصد جانبازي دارند 5 ماه كسر خدمت و براي افرادي كه 21 تا 25 درصد جانبازي دارند 8 ماه كسر خدمت اعمال خواهد شد.» اوگفت: «فرزند دوم شهدا از انجام خدمت دوره ضرورت معاف هستند و تمام جانبازان بالاي 15 درصد و يكي از فرزندان جانبازان 25 درصد و بالاتر و دو فرزند جانبازان 50 درصد و بالاتر از خدمت معاف ميشوند، همچنين از مدت خدمت جانبازان زير 15 درصد به تناسب كسر ميشود.»
جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح گفت: «يكي از فرزندان رزمندگان داراي 30 ماه سابقه جبهه و دو فرزند رزمندگان داراي 60 ماه سابقه جبهه از خدمت معاف ميشوند.»كمالي گفت: «يكي از فرزندان افرادي كه جمع درصد جانبازي و سابقه جبهه آنها به 30 امتياز و دو فرزند افرادي كه جمع درصد جانبازي و سابقه جبهه آنها به 60 برسد از خدمت معاف ميشوند.»او تصريح كرد: «در رابطه با جبهه خلبانان هوانيروز مبداً شروع ماموريتها و مناطق عملياتي كادر خلبانان و فني، هوانيروز مدت خدمت در نقاط در كوي تقدم تا تاريخ 27 مرداد سال 67 معادل جبهه محاسبه ميشود.»
جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح اظهار داشت: «خدمت خلبانان و ديگر عوامل پروازي كه در عمليات بمباران شناسايي، حمل مهمات و... بمدت 30 ماه شركت داشته باشند معادل جبهه محسوب ميشوند.»جانشين اداره منابع انساني ستاد كل نيروهاي مسلح درباره جزييات تغييرات صورت گرفته در سال 1390 نسبت به مقررات سال 1389 نيز گفت: «مدت خدمت يكي از فرزندان رزمندگان از دو ماه تا 9 ماه كسر ميشود كه قبلا به ازاي هر ماه خدمت 18 روز كسر خدمت صورت ميگرفت اما براي بهرهمندي از خدمت سربازان اين مدت محدود شده است.»او اظهار داشت: «همچنين مدت خدمت يكي از فرزندان جانبازان زير 25 درصد از 2ماه تا 8 ماه كسر ميشود كه قبلا به ازاي هر درصد جانبازي 22 روز از خدمت يكي از فرزندان كسر ميشد.»
كمالي گفت: «قبلا از خدمت محققان فوقليسانس بالاتر به ازاي پروژه تحقيقاتي و اختراعي كه انجام ميداد حداكثر يك سال كسر ميشد.» ولي براساس مصوبه جديد دو ماه تا 18 ماه از خدمتشان كسر ميشود.»او گفت: «تغييرات صورت گرفته عطف به ماسبق نميشود بنابر اين تمام مشمولان و سربازان وظيفه كه در سال 88 و 89 گواهي كسر خدمت دريافت كردهاند چه آن را تحويل نيروهاي مسلح داده باشند يا هنوز در دستشان باشد معتبر بوده و ميتوانند جهت محاسبه آن اقدام كند.»او گفت: «طرح اصلاح موادي از قانون خدمت وظيفه عمومي كه در مهر سال 88 به تصويب مجلس رسيده به دليل ايراد بار مالي شوراي نگهبان همچنان منتظر اظهارنظر دولت است.»او گفت: «براي 300 نفر از مشمولان دكتري و فوقليسانس و 500 نفر از مشمولان ليسانس به بالا که پروژههاي تحقيقاتي درباره نيروهاي مسلح و مسائل اساسي كشور انجام دهند معافيت از دو ماه تا تمام دوره ضرورت در نظر گرفته شده است.»سردار كمالي گفت: «سالانه 60 هزار نفر از مشمولان و سربازان غايب را دستگير ميكنيم كه امسال اين موضوع تشديد خواهد شد.»
جمهوری اسلامی نوشت:
يكي از سردمداران عرفانهاي كاذب، در شرايط بحراني جسمي قرار گرفته و گفته ميشود در آستانه مرگ است. سايتا ساي بابا، در هند مدعي خداگونگي است و ميگويد روح خدا در جسم او ظهور كرده تا انسانها به وسيله او هدايت شوند.
طرفداران اين مدعي عرفان ميگويند معجزات "سايتا ساي بابا" هر روز در سراسر جهان مشاهده ميشود و خود او ميگويد: "بزرگترين معجزه من قدرت تغيير و تحول در انسان هاست". افكار انحرافي اين قبيل مدعيان عرفان، مشكلات زيادي را براي مردم در گوشه و كنار جهان پديد آورده است.
يكي از سردمداران عرفانهاي كاذب، در شرايط بحراني جسمي قرار گرفته و گفته ميشود در آستانه مرگ است. سايتا ساي بابا، در هند مدعي خداگونگي است و ميگويد روح خدا در جسم او ظهور كرده تا انسانها به وسيله او هدايت شوند.
طرفداران اين مدعي عرفان ميگويند معجزات "سايتا ساي بابا" هر روز در سراسر جهان مشاهده ميشود و خود او ميگويد: "بزرگترين معجزه من قدرت تغيير و تحول در انسان هاست". افكار انحرافي اين قبيل مدعيان عرفان، مشكلات زيادي را براي مردم در گوشه و كنار جهان پديد آورده است.
وزارت كشور يك بار ديگر با تصميم مجلس در خصوص انتخابات مجلس مخالفت كرد.
به گزارش تهران امروز روز گذشته معاون سياسي وزير کشوربا اشاره به مصوبه مجلس درباره قانون انتخابات اظهار داشت:اصلاحيه مجلس درباره قانون انتخابات تبعيضي ناروا در حق مردم است و باعث کاهش مشارکت مردمي در انتخابات ميشود.
اشاره سيدصولت مرتضوي به تصويب حداقل مدرك كارشناسي ارشد براي كانديداتوري در مجلس است
به گزارش تهران امروز روز گذشته معاون سياسي وزير کشوربا اشاره به مصوبه مجلس درباره قانون انتخابات اظهار داشت:اصلاحيه مجلس درباره قانون انتخابات تبعيضي ناروا در حق مردم است و باعث کاهش مشارکت مردمي در انتخابات ميشود.
اشاره سيدصولت مرتضوي به تصويب حداقل مدرك كارشناسي ارشد براي كانديداتوري در مجلس است
سخنان مهدی مهدوی کیا در برنامه جنجالی نود دوشنبه شب 29 فروردین ماه پر از پختگی و مفاهیم حرفه ایی یک بازیکن سالم و درست و حسابی و خوشنام در فوتبال ما بود و خوشحال شدیم که در این دنیای پر از حقه و فریب فوتبال ما ، یکی مثل آقا مهدی پیدا می شود که حرف دلش را بدون شیله و پیله بگوید.
سرویس ورزشی «تابناک» ـ هر چقدر نماینده مالک باشگاه استیل آذین با صحبت های پراکنده و بدون منطق خود روی اعصاب همگان راه رفت و گویی برایش تفاوتی نمی کند که چه می گوید و چه می شنود و فقط از این لذت می برد که او فصل الخطاب کسی در نود است که نامش علی دایی است و از این بابت کلی ذوق در سخنانش نهفته بود.
او در حقیقت نه حرف خاصی برای گفتن داشت و نه اجازه ایی از طرف مالک باشگاه که حرفی به درد بخور بزند اما از اینکه با علی دایی کل انداخته بود در پوست خود نمی گنجید.
دایی هم همانی بود که می شناسیمش با اندکی نرمش بیشتر، آرام تربا بر زبان راندن کلمات و جملاتی که فاقد عصبانیت و تعصب باشد.
دایی شاید آنجایی را اشتباه رفت که بازی و عملکرد بازیکنان استیل آذین را در بازی های گذشته به سخره گرفت و اینگونه وانمود کرد که استیلی ها فقط برای این بازی تمام توان خود را بکار گرفته بودند.
همان جایی که موجبات ناراحتی مهدی مهدوی کیا را فراهم آورد و او هم از دوست دوران بازیگری خود به شدت از این بابت گلایه مند بود اما بدون شک اوج برنامه نود 29 فروردین صحبت های پخته و منطقی مهدی مهدوی کیا بود.
آقا مهدی نشان داد که فوتبال ما در آینده می تواند روی او به عنوان یک مربی و یا یک مدیر ورزشی و فوتبالی موفق حساب باز کند مشروط بر آنکه آن بلایی که بر سر دایی و قلعه نویی آوردیم و خیلی زود آنها را سوزاندیم بر سر مهدی نیاوریم.
آقا مهدی نه از گل دقیقه 94 پرسپولیسی ها دلخور بود و نه از حواشی کار بلکه به پرسپولیسی ها هم تبریک گفت و حتی بواسطه آن علاقه ایی که به پرسپولیس دارد و وضعیتی که استیل آذین در جدول دارد می گفت ای کاش پرسپولیس با 3 یا 4 گل ما را می برد تا
وضعیت بهتری در جدول داشته باشند.
البته مهدوی کیا هم همانند دایی یک جایی را تند رفت که متن و اصل حرف او کاملا درست بود اما به قول خودش در دنیای حرفه ایی فوتبال کمتر راجع به بازیکن و مربی حریف صحبت می کنند.
او بعه درستی به بازیکنان درجه 5 و 6 خارجی اشاره کرد که در پرسپولیس بازی می کنند و آرزویش این بود که پرسپولیس باید مثل آن سالی باشد که نیاز به پیروزی با اختلاف 4 گل برابر آلیمای قزاقستان داشت و با همت بازیکنانی مثل خودش و دایی و باقری در حضور
100 هزار تماشگر 5 بر صفر نماینده قزاق را در تهران بردند و به مرحله بعدی جام
باشگاه های آسیا رفتند.
مهدی به درستی گفت پرسپولیس و استقلال باید همان تیم هایی شوند که 12 تا 13 بازیکن به لیگ ها اروپایی معرفی کردند نه اینکه دنبال بازیکنان درب و داغان خارجی بروند که یا مانکن لباس بوده اند و یا سیاهی لشگر فیم های خارجی!
ما هم مثل آقا مهدی خوب فوتبال، آرزو می کنیم در آینده چندین و چند بازیکن خوب و با اخلاق مثل وی داشته باشیم و استقلال و پرسپولیس هم بر گردند به همان روزهایی که اسمشان لرزه بر اندام همه می انداخت .
او در حقیقت نه حرف خاصی برای گفتن داشت و نه اجازه ایی از طرف مالک باشگاه که حرفی به درد بخور بزند اما از اینکه با علی دایی کل انداخته بود در پوست خود نمی گنجید.
دایی هم همانی بود که می شناسیمش با اندکی نرمش بیشتر، آرام تربا بر زبان راندن کلمات و جملاتی که فاقد عصبانیت و تعصب باشد.
دایی شاید آنجایی را اشتباه رفت که بازی و عملکرد بازیکنان استیل آذین را در بازی های گذشته به سخره گرفت و اینگونه وانمود کرد که استیلی ها فقط برای این بازی تمام توان خود را بکار گرفته بودند.
همان جایی که موجبات ناراحتی مهدی مهدوی کیا را فراهم آورد و او هم از دوست دوران بازیگری خود به شدت از این بابت گلایه مند بود اما بدون شک اوج برنامه نود 29 فروردین صحبت های پخته و منطقی مهدی مهدوی کیا بود.
آقا مهدی نشان داد که فوتبال ما در آینده می تواند روی او به عنوان یک مربی و یا یک مدیر ورزشی و فوتبالی موفق حساب باز کند مشروط بر آنکه آن بلایی که بر سر دایی و قلعه نویی آوردیم و خیلی زود آنها را سوزاندیم بر سر مهدی نیاوریم.
آقا مهدی نه از گل دقیقه 94 پرسپولیسی ها دلخور بود و نه از حواشی کار بلکه به پرسپولیسی ها هم تبریک گفت و حتی بواسطه آن علاقه ایی که به پرسپولیس دارد و وضعیتی که استیل آذین در جدول دارد می گفت ای کاش پرسپولیس با 3 یا 4 گل ما را می برد تا
وضعیت بهتری در جدول داشته باشند.
البته مهدوی کیا هم همانند دایی یک جایی را تند رفت که متن و اصل حرف او کاملا درست بود اما به قول خودش در دنیای حرفه ایی فوتبال کمتر راجع به بازیکن و مربی حریف صحبت می کنند.
او بعه درستی به بازیکنان درجه 5 و 6 خارجی اشاره کرد که در پرسپولیس بازی می کنند و آرزویش این بود که پرسپولیس باید مثل آن سالی باشد که نیاز به پیروزی با اختلاف 4 گل برابر آلیمای قزاقستان داشت و با همت بازیکنانی مثل خودش و دایی و باقری در حضور
100 هزار تماشگر 5 بر صفر نماینده قزاق را در تهران بردند و به مرحله بعدی جام
باشگاه های آسیا رفتند.
مهدی به درستی گفت پرسپولیس و استقلال باید همان تیم هایی شوند که 12 تا 13 بازیکن به لیگ ها اروپایی معرفی کردند نه اینکه دنبال بازیکنان درب و داغان خارجی بروند که یا مانکن لباس بوده اند و یا سیاهی لشگر فیم های خارجی!
کاپیتان سابق تیم ملی ایران در پایان این فصل به تیم دیگری خواهد رفت و باید دید با توجه به موضع همیشگی دایی علیه وی، او به پرسپولیس برمیگردد یا همانطور که میگویند به تیمهای دیگری مثل داماش میرود.
ما هم مثل آقا مهدی خوب فوتبال، آرزو می کنیم در آینده چندین و چند بازیکن خوب و با اخلاق مثل وی داشته باشیم و استقلال و پرسپولیس هم بر گردند به همان روزهایی که اسمشان لرزه بر اندام همه می انداخت .
سقوط بالگرد در منطقه ای در شمال شرقی هند به جان باختن بیست نفر منجر شد.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه ، یکی از مقامات ارشد پلیس هند اعلام کرد سقوط یک فروند بالگرد غیر نظامی در شمال شرقی این کشور نزدیک مرز چین، به جان باختن بیست نفر و زخمی شدن سه تن دیگر منجر شد.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه ، یکی از مقامات ارشد پلیس هند اعلام کرد سقوط یک فروند بالگرد غیر نظامی در شمال شرقی این کشور نزدیک مرز چین، به جان باختن بیست نفر و زخمی شدن سه تن دیگر منجر شد.
نماينده مردم تهران در مجلس از ارائه ليست 13 نفره از سوي كميته سه نفره به محمود احمدي نژاد جهت بررسي وحدت بيشتر جبهه اصولگرايي خبر داد.
علياضغر زارعي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، اظهار داشت:كميته سه نفره متشكل از غلامعلي حداد عادل، حبيب الله عسگراولادي و علي اكبر ولايتي كه از سوي رئيس جمهور موظف به ايجاد وحدت در ميان اصولگرايان هستند، يك ليست 13 نفره را براي وحدت بيشتر جريان در جبهه اصولگراي به رئيس جمهور ارائه كرد.
وي افزود: اين افراد كه از سوي كميته سهنفره به محمود احمدي نژاد پيشنهاد شدهاند تا گفتوگوها آغاز شود.
علياضغر زارعي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، اظهار داشت:كميته سه نفره متشكل از غلامعلي حداد عادل، حبيب الله عسگراولادي و علي اكبر ولايتي كه از سوي رئيس جمهور موظف به ايجاد وحدت در ميان اصولگرايان هستند، يك ليست 13 نفره را براي وحدت بيشتر جريان در جبهه اصولگراي به رئيس جمهور ارائه كرد.
وي افزود: اين افراد كه از سوي كميته سهنفره به محمود احمدي نژاد پيشنهاد شدهاند تا گفتوگوها آغاز شود.
من با چند سعدي شناس كه ميشناختم تماس گرفتم و ماجرا را گفتم. آنها گفتند چنين چيزي سابقه ندارد و در هيچ كتابي به اين كتاب اشاره نشده و به آن ارجاع داده نشده و اين قضيه برايشان باوركردني نبود. تا اينكه «آنجلو پير منتذه» سعديشناس و استاد دانشگاه آلمان اين كتاب را ديد و تاييد كرد كه اين كتاب نوشته سعدي است و تاييد او باعث شد كه مسئولان نظام و شخصيتها به ديدن اين كتاب بيايند.
يك مجموعهدار مدعي است كه در موزه شخصيش كتابي ناشناخته از سعدي با عنوان «خارستان» دارد ، هرچند داخل كشور اجماعي براي انتساب اين كتاب به نويسنده كتاب گلستان وجود ندارد.
به گزارش خبرگزاري فارس، سعدي را با ديوان غزلياتش، بوستان و گلستانش ميشناسند. هر چند هجويات و مكاتباتي هم از سعدي با هم دورههايش مانده اما زبان شيرين و شيواي سعدي، حكايتهاي نغز و اندرزهاي او، اين شاعر را چنان پرآوازه و محبوب كرده است كه آوازه شهرت و محبوبيتش از مرزهاي ايران هم فراتر رفته است. حالا اگر در اين ميان كسي پيدا شود و بگويد سعدي علاوه بر اينها كتاب ديگري در همان سبك و سياق گلستان با نام «خارستان» دارد، دوستان ادب فارسي چه واكنشي خواهند داشت؟
اين روزها چنين اتفاقي افتاده و علياصغر جهانگيري كه استاد دانشگاه است ادعا ميكند كه در موزه شخصيش كتابي ناشناخته از سعدي با عنوان «خارستان» دارد و هرچند داخل كشور بحث و نظر درباره تاييد يا رد انتصاب اين كتاب به نويسنده گلستان وجود دارد، كساني از آن طرف آبها و از دانشگاههاي غربي پيدا شدهاند و تاييد كردهاند كه اين كتاب را سعدي نوشته است.
به همين بهانه و براي جويا شدن حكايت خارستان سراغ جهانگيري را گرفتيم كه هم صاحب موزه شخصي است و هم صاحب ذوق ادبي.
** خارستان را در بساط يك لبو فروش پيدا شد
*فارس: ماجراي پيدا شدن اين كتاب منتسب به سعدي به چه زماني مربوط ميشود؟
جهانگيري: در موزه كندلوس روستاي كندلوس در منطقه كجور، موزهاي شخصي وجود دارد كه يكي از غنيترين موزهها است و من از كودكي اشياء قديمي را كه مربوط ميشود به سالهاي 1880 ميلادي تا اواخر دوره قاجاري در اين موزه گرد هم آوردهام. در اين موزه اشياء مختلفي پيدا ميشود كه يكي از اين كتابها «خارستان» است.
من «خارستان» را در كودكي در بساط يك لبو فروش ديدم و با اصرار كتاب را گرفتم. اين كتاب تذهيبي به سبك هرات دارد و همراه با مينياتورهاي زيبا و زيادي است، اين كتاب خوشنويسي شده است و در سلامت كامل اين كتاب به دست من رسيد.
* فارس: از كجا ميدانيد كه اين كتاب منتسب به سعدي است و سعدي آن را نوشته؟
جهانگيري: من با چند سعدي شناس كه ميشناختم تماس گرفتم و ماجرا را گفتم. آنها گفتند چنين چيزي سابقه ندارد و در هيچ كتابي به اين كتاب اشاره نشده و به آن ارجاع داده نشده و اين قضيه برايشان باوركردني نبود. تا اينكه «آنجلو پير منتذه» سعديشناس و استاد دانشگاه آلمان اين كتاب را ديد و تاييد كرد كه اين كتاب نوشته سعدي است و تاييد او باعث شد كه مسئولان نظام و شخصيتها به ديدن اين كتاب بيايند.
*فارس: جز اين استاد آلماني از سعدي شناسان داخلي كسي هست كه انتساب اين كتاب را به سعدي تاييد كرده باشد؟
جهانگيري: از آن روزگاري كه من پيگير انتساب اين كتاب بودم سالها ميگذرد. با خيليها صحبت كردم مثل مرحوم ايرج افشار و استاد سادات ناصري و همه اين افراد در جريان «خارستان» بودند.
** «خارستان» از كتابخانه سلطنتي فتحعلي شاه قاجار دزديده شده است
* فارس: اين افراد بالاخره صحت انتساب «خارستان» به سعدي را تاييد كردند؟
جهانگيري: دقيقا بحث همين است. چون هيچ مرجعي درباره اين كتاب وجود ندارد. البته تا آنجايي كه پيگيريهاي ما نشان ميدهد، اين كتاب از كتابخانه سلطنتي فتحعلي شاه قاجار سرقت شده و از آنجا به دست خانوادهاي رسيده كه مدتها آنجا بوده و سرانجام بعد از سالها آنها كتاب را همراه با كاغذهاي باطله به يك كاغذ فروش ميفروشند و اين تنها ردپايي است كه از اين كتاب در تاريخ پيدا كردهايم.
** مايل نبودم «خارستان» از كشور خارج شود
* فارس: پس هنوز هيچ اجماعي در داخل كشور درباره اين كتاب وجود ندارد؟
جهانگيري: همان طور كه گفتم سعديشناس آلماني انتساب كتاب «خارستان» به سعدي را تاييد كرد و ميخواست به عنوان موضوع رساله به دانشجوهايش بدهد اما من مايل نبودم اين كتاب از ايران خارج شود. چون ما با اين كتاب كار داريم. ميخواهيم در آينده چاپ و منتشرش كنيم و به دست مردم خودمان برسانيم.
* فارس: در داخل كشور هيچ حركتي براي مشخص كردن تكليف «خارستان» انجام نشده است؟
جهانگيري: ما كميتهاي تشكلي نداديم تا كتاب را به صورت علمي بررسي كنند اما زبان سعدي مشخص است و اين كتاب كاملا زبانش مشابه سعدي در گلستان است.
* فارس: محتواي «خارستان» چيست و به چه موضوعاتي پرداخته است؟
جهانگيري: اين كتاب 16 باب دارد كه هم شامل شعر ميشود و هم حكايتهايي با قالب نثر و محتواي اين كتاب هم نقد و انتقاد به وضعيت موجود و حاكمان وقت است.
* فارس: نگارش كتاب به چه زماني برميگردد؟
جهانگيري: حدود 300 سال پيش. البته اين كتاب رونويسي شده است و جالب اينكه كسي كه كتاب را خطاطي كرده، وقتي به لغات سخت و نامانوس خورده آنها را در كتاب توضيح داده است.
* فارس: چه طور ميشود سعدي با آنهمه شهرت كتابي نوشته باشد و در اين همه سال هيچ اثري از اين كتاب نباشد حتي در هيچ كتابشناسي به آن اشاره نشده باشد؟
جهانگيري: جالب همين نكته است. من گمان ميكنم چون اين كتاب زبان تند و انتقادي دارد، سعدي از آشكار كردن آن در زمان حياتش امتناع كرده است و در طي اين سالها كتاب مخفي و مستور مانده است. بابهاي اين كتاب به پادشاهان، حكومتها، تربيت اجتماعي و پند و اندرز اختصاص دارد.
* فارس: زبان سعدي در گلستان به مدح حاكم زمان خودش باز است اما در بقيه موارد خيلي جاها زبان سرخي دارد و به نظر ميرسد نوشتن كتاب ديگري از طرف سعدي بيمعني باشد؟
جهانگيري: زبان سعدي در گلستان و بوستان مثبت است و با ديد مثبت به اتفاقات نگاه ميكند ولي در «خارستان» زبان سعدي انتقادي است و اين موضوع كتابي متفاوت از «خارستان» ميسازد.
* فارس: برنامهاي براي انتشار كتاب و كار علمي روي «خارستان» داريد؟
جهانگيري: من اين روزها بسيار پر مشغله هستم و اگر فراغتي به دست آيد حتما به اين موضوع ميپردازم.
** سندي درباره شهر سمنگان در موزه كندلوس
* فارس: در موزه كندلوس آثار باستاني ديگر مرتبط با زبان و ادبيات فارسي وجود دارد؟
جهانگيري: در اين موزه اشياء منحصر به فردي وجود دارد. مثل صفحههايي كه روي موم از مظفرالدين شاه و اميراتابك ضبط شده است يا ما سندي داريم مبني بر هويت تاريخي شهر سمنگان، همان جايي كه رستم و تهمينه با هم ازدواج كردهاند. اين در حالي است كه ميگويند شاهنامه افسانه است. طبق اسنادي كه در موزه سمنگان است، سمنگان شهري در جنوب درياي خزر بوده كه رستم به اين شهر ميآيد و با تهميه ازدواج ميكند.
به گزارش خبرگزاري فارس، سعدي را با ديوان غزلياتش، بوستان و گلستانش ميشناسند. هر چند هجويات و مكاتباتي هم از سعدي با هم دورههايش مانده اما زبان شيرين و شيواي سعدي، حكايتهاي نغز و اندرزهاي او، اين شاعر را چنان پرآوازه و محبوب كرده است كه آوازه شهرت و محبوبيتش از مرزهاي ايران هم فراتر رفته است. حالا اگر در اين ميان كسي پيدا شود و بگويد سعدي علاوه بر اينها كتاب ديگري در همان سبك و سياق گلستان با نام «خارستان» دارد، دوستان ادب فارسي چه واكنشي خواهند داشت؟
اين روزها چنين اتفاقي افتاده و علياصغر جهانگيري كه استاد دانشگاه است ادعا ميكند كه در موزه شخصيش كتابي ناشناخته از سعدي با عنوان «خارستان» دارد و هرچند داخل كشور بحث و نظر درباره تاييد يا رد انتصاب اين كتاب به نويسنده گلستان وجود دارد، كساني از آن طرف آبها و از دانشگاههاي غربي پيدا شدهاند و تاييد كردهاند كه اين كتاب را سعدي نوشته است.
به همين بهانه و براي جويا شدن حكايت خارستان سراغ جهانگيري را گرفتيم كه هم صاحب موزه شخصي است و هم صاحب ذوق ادبي.
** خارستان را در بساط يك لبو فروش پيدا شد
*فارس: ماجراي پيدا شدن اين كتاب منتسب به سعدي به چه زماني مربوط ميشود؟
جهانگيري: در موزه كندلوس روستاي كندلوس در منطقه كجور، موزهاي شخصي وجود دارد كه يكي از غنيترين موزهها است و من از كودكي اشياء قديمي را كه مربوط ميشود به سالهاي 1880 ميلادي تا اواخر دوره قاجاري در اين موزه گرد هم آوردهام. در اين موزه اشياء مختلفي پيدا ميشود كه يكي از اين كتابها «خارستان» است.
من «خارستان» را در كودكي در بساط يك لبو فروش ديدم و با اصرار كتاب را گرفتم. اين كتاب تذهيبي به سبك هرات دارد و همراه با مينياتورهاي زيبا و زيادي است، اين كتاب خوشنويسي شده است و در سلامت كامل اين كتاب به دست من رسيد.
* فارس: از كجا ميدانيد كه اين كتاب منتسب به سعدي است و سعدي آن را نوشته؟
جهانگيري: من با چند سعدي شناس كه ميشناختم تماس گرفتم و ماجرا را گفتم. آنها گفتند چنين چيزي سابقه ندارد و در هيچ كتابي به اين كتاب اشاره نشده و به آن ارجاع داده نشده و اين قضيه برايشان باوركردني نبود. تا اينكه «آنجلو پير منتذه» سعديشناس و استاد دانشگاه آلمان اين كتاب را ديد و تاييد كرد كه اين كتاب نوشته سعدي است و تاييد او باعث شد كه مسئولان نظام و شخصيتها به ديدن اين كتاب بيايند.
*فارس: جز اين استاد آلماني از سعدي شناسان داخلي كسي هست كه انتساب اين كتاب را به سعدي تاييد كرده باشد؟
جهانگيري: از آن روزگاري كه من پيگير انتساب اين كتاب بودم سالها ميگذرد. با خيليها صحبت كردم مثل مرحوم ايرج افشار و استاد سادات ناصري و همه اين افراد در جريان «خارستان» بودند.
** «خارستان» از كتابخانه سلطنتي فتحعلي شاه قاجار دزديده شده است
* فارس: اين افراد بالاخره صحت انتساب «خارستان» به سعدي را تاييد كردند؟
جهانگيري: دقيقا بحث همين است. چون هيچ مرجعي درباره اين كتاب وجود ندارد. البته تا آنجايي كه پيگيريهاي ما نشان ميدهد، اين كتاب از كتابخانه سلطنتي فتحعلي شاه قاجار سرقت شده و از آنجا به دست خانوادهاي رسيده كه مدتها آنجا بوده و سرانجام بعد از سالها آنها كتاب را همراه با كاغذهاي باطله به يك كاغذ فروش ميفروشند و اين تنها ردپايي است كه از اين كتاب در تاريخ پيدا كردهايم.
** مايل نبودم «خارستان» از كشور خارج شود
* فارس: پس هنوز هيچ اجماعي در داخل كشور درباره اين كتاب وجود ندارد؟
جهانگيري: همان طور كه گفتم سعديشناس آلماني انتساب كتاب «خارستان» به سعدي را تاييد كرد و ميخواست به عنوان موضوع رساله به دانشجوهايش بدهد اما من مايل نبودم اين كتاب از ايران خارج شود. چون ما با اين كتاب كار داريم. ميخواهيم در آينده چاپ و منتشرش كنيم و به دست مردم خودمان برسانيم.
* فارس: در داخل كشور هيچ حركتي براي مشخص كردن تكليف «خارستان» انجام نشده است؟
جهانگيري: ما كميتهاي تشكلي نداديم تا كتاب را به صورت علمي بررسي كنند اما زبان سعدي مشخص است و اين كتاب كاملا زبانش مشابه سعدي در گلستان است.
* فارس: محتواي «خارستان» چيست و به چه موضوعاتي پرداخته است؟
جهانگيري: اين كتاب 16 باب دارد كه هم شامل شعر ميشود و هم حكايتهايي با قالب نثر و محتواي اين كتاب هم نقد و انتقاد به وضعيت موجود و حاكمان وقت است.
* فارس: نگارش كتاب به چه زماني برميگردد؟
جهانگيري: حدود 300 سال پيش. البته اين كتاب رونويسي شده است و جالب اينكه كسي كه كتاب را خطاطي كرده، وقتي به لغات سخت و نامانوس خورده آنها را در كتاب توضيح داده است.
* فارس: چه طور ميشود سعدي با آنهمه شهرت كتابي نوشته باشد و در اين همه سال هيچ اثري از اين كتاب نباشد حتي در هيچ كتابشناسي به آن اشاره نشده باشد؟
جهانگيري: جالب همين نكته است. من گمان ميكنم چون اين كتاب زبان تند و انتقادي دارد، سعدي از آشكار كردن آن در زمان حياتش امتناع كرده است و در طي اين سالها كتاب مخفي و مستور مانده است. بابهاي اين كتاب به پادشاهان، حكومتها، تربيت اجتماعي و پند و اندرز اختصاص دارد.
* فارس: زبان سعدي در گلستان به مدح حاكم زمان خودش باز است اما در بقيه موارد خيلي جاها زبان سرخي دارد و به نظر ميرسد نوشتن كتاب ديگري از طرف سعدي بيمعني باشد؟
جهانگيري: زبان سعدي در گلستان و بوستان مثبت است و با ديد مثبت به اتفاقات نگاه ميكند ولي در «خارستان» زبان سعدي انتقادي است و اين موضوع كتابي متفاوت از «خارستان» ميسازد.
* فارس: برنامهاي براي انتشار كتاب و كار علمي روي «خارستان» داريد؟
جهانگيري: من اين روزها بسيار پر مشغله هستم و اگر فراغتي به دست آيد حتما به اين موضوع ميپردازم.
** سندي درباره شهر سمنگان در موزه كندلوس
* فارس: در موزه كندلوس آثار باستاني ديگر مرتبط با زبان و ادبيات فارسي وجود دارد؟
جهانگيري: در اين موزه اشياء منحصر به فردي وجود دارد. مثل صفحههايي كه روي موم از مظفرالدين شاه و اميراتابك ضبط شده است يا ما سندي داريم مبني بر هويت تاريخي شهر سمنگان، همان جايي كه رستم و تهمينه با هم ازدواج كردهاند. اين در حالي است كه ميگويند شاهنامه افسانه است. طبق اسنادي كه در موزه سمنگان است، سمنگان شهري در جنوب درياي خزر بوده كه رستم به اين شهر ميآيد و با تهميه ازدواج ميكند.
تمدن در پاسخ به این پرسش که چرا متخلفان بحران آلودگی آب تهران را معرفی نکرده اید گفت: متخلفان و سوء استفاده کنندگان از بحران شایعه آلودگی آب تهران شناسایی و به مسئولان مربوطه معرفی شدند که دولت هم پرونده این افراد را به دستگاه قضا ارائه می کند ولی آن را رسانه ای نکردیم.
استاندار تهران از شناسایی متخلفان شایعه آلودگی آب تهران، آخرین وضعیت ساخت شهرک سلامت و وضعیت اختصاص زمینهای معوض برای نجات سرخه حصار و بکارگیری 240 هزار بیکار در تهران خبر داد.
مرتضی تمدن در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد مکان یابی ایجاد شهر سلامت در استان تهران گفت: تا 10 روز آینده مشاوران مکان دقیق ایجاد شهر سلامت را به استانداری تهران اعلام می کنند و پس از بررسی پروژه ساخت این طرح آغاز می شود.
وی در مورد ضرورت ایجاد سازمانی با عنوان سازمان پسماند گفت: همچنان منتظر ارائه پیشنهادات از سوی کارشناسان و صاحبنظران برای تشکیل این سازمان هستیم.
استاندار تهران در پاسخ به این پرسش که قرار بود زمین معوض برای نجات پارک جنگلی سرخه حصار اختصاص داده شود گفت: پیشنهاد دادن زمین معوق به مقامات داده شده و منتظر پاسخ مسئولان بالاتر هستیم.
تمدن در پاسخ به این پرسش که چرا متخلفان بحران آلودگی آب تهران را معرفی نکرده اید گفت: متخلفان و سوء استفاده کنندگان از بحران شایعه آلودگی آب تهران شناسایی و به مسئولان مربوطه معرفی شدند که دولت هم پرونده این افراد را به دستگاه قضا ارائه می کند ولی آن را رسانه ای نکردیم.
استاندار تهران با بیان اینکه در سال 89 بیش از 240 هزار نفر شاغل شدند گفت: اسامی تمامی شاغلین را با نام و شماره بیمه می توانیم ارائه کنیم زیرا این ادعا واقعیت دارد و دروغ نیست.
وی افزود: در سال 90 هم قول داده ایم تا 420 هزار بیکار را شاغل کنیم و این کار به لطف خدا به درستی تحقق می یابد.
مرتضی تمدن در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد مکان یابی ایجاد شهر سلامت در استان تهران گفت: تا 10 روز آینده مشاوران مکان دقیق ایجاد شهر سلامت را به استانداری تهران اعلام می کنند و پس از بررسی پروژه ساخت این طرح آغاز می شود.
وی در مورد ضرورت ایجاد سازمانی با عنوان سازمان پسماند گفت: همچنان منتظر ارائه پیشنهادات از سوی کارشناسان و صاحبنظران برای تشکیل این سازمان هستیم.
استاندار تهران در پاسخ به این پرسش که قرار بود زمین معوض برای نجات پارک جنگلی سرخه حصار اختصاص داده شود گفت: پیشنهاد دادن زمین معوق به مقامات داده شده و منتظر پاسخ مسئولان بالاتر هستیم.
تمدن در پاسخ به این پرسش که چرا متخلفان بحران آلودگی آب تهران را معرفی نکرده اید گفت: متخلفان و سوء استفاده کنندگان از بحران شایعه آلودگی آب تهران شناسایی و به مسئولان مربوطه معرفی شدند که دولت هم پرونده این افراد را به دستگاه قضا ارائه می کند ولی آن را رسانه ای نکردیم.
استاندار تهران با بیان اینکه در سال 89 بیش از 240 هزار نفر شاغل شدند گفت: اسامی تمامی شاغلین را با نام و شماره بیمه می توانیم ارائه کنیم زیرا این ادعا واقعیت دارد و دروغ نیست.
وی افزود: در سال 90 هم قول داده ایم تا 420 هزار بیکار را شاغل کنیم و این کار به لطف خدا به درستی تحقق می یابد.
بهمن حاجعلی در گفتگو با خبرنگار مهر از تصمیم جدید برای تداوم توزیع شیر یارانهای در اردیبهشتماه در سراسر کشور خبرداد و گفت: وزارت بازرگانی تا امروز منتظر تصمیم جدید سازمان هدفمندکردن یارانهها برای تغییر در روند توزیع شیر یارانهای در کشور بود اما در نهایت تصمیم بر این شد که توزیع شیر یارانهای به منظور حمایت از مصرفکنندگان و جذب شیر در دامداریها در اردیبهشتماه نیز ادامه یابد.
بر اساس جدیدترین تصمیم دولت، توزیع شیر یارانهای برای حمایت از مصرفکنندگان و جذب شیر در دامپروریها، در اردیبهشت ماه ادامه مییابد.
بهمن حاجعلی در گفتگو با خبرنگار مهر از تصمیم جدید برای تداوم توزیع شیر یارانهای در اردیبهشتماه در سراسر کشور خبرداد و گفت: وزارت بازرگانی تا امروز منتظر تصمیم جدید سازمان هدفمندکردن یارانهها برای تغییر در روند توزیع شیر یارانهای در کشور بود اما در نهایت تصمیم بر این شد که توزیع شیر یارانهای به منظور حمایت از مصرفکنندگان و جذب شیر در دامداریها در اردیبهشتماه نیز ادامه یابد.
رئیس ستاد بسیج اقتصادی کشور افزود: بعد از اخذ پیشنهادات متعدد و متنوعی بر روی چگونگی پرداخت یارانه شیر و نیز توزیع شیر یارانهای، تغییر در نحوه پرداخت یارانه شیر همچنان در دستور کار حوزه معاونت بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی و دستگاههای ذیربط است و به دلیل اینکه تعلل یا تاخیری در روند جذب و توزیع شیر یارانهای انجام نشود، وزارت بازرگانی تصمیم گرفت که همچنان در اردیبهشتماه نیز شیر یارانهای توزیع کند.
وی تصریح کرد: اگر تا پایان اردیبهشتماه تغییری در مورد چگونگی پرداخت یارانه شیر صورت گیرد، وزارت بازرگانی نیز بر اساس آن عمل خواهد کرد، در غیر این صورت مبنای کار این است که در سقف سال 89، توزیع شیر یارانهای تداوم یابد.
به گفته حاجعلی، میزان توزیع شیر یارانهای در هر استان مطابق جدولی همچون سال 89 خواهد بود و روند توزیع در سراسر کشور در اردیبهشت ماه به میزان مدت مشابه سال قبل ادامه خواهد یافت
بهمن حاجعلی در گفتگو با خبرنگار مهر از تصمیم جدید برای تداوم توزیع شیر یارانهای در اردیبهشتماه در سراسر کشور خبرداد و گفت: وزارت بازرگانی تا امروز منتظر تصمیم جدید سازمان هدفمندکردن یارانهها برای تغییر در روند توزیع شیر یارانهای در کشور بود اما در نهایت تصمیم بر این شد که توزیع شیر یارانهای به منظور حمایت از مصرفکنندگان و جذب شیر در دامداریها در اردیبهشتماه نیز ادامه یابد.
رئیس ستاد بسیج اقتصادی کشور افزود: بعد از اخذ پیشنهادات متعدد و متنوعی بر روی چگونگی پرداخت یارانه شیر و نیز توزیع شیر یارانهای، تغییر در نحوه پرداخت یارانه شیر همچنان در دستور کار حوزه معاونت بازرگانی داخلی وزارت بازرگانی و دستگاههای ذیربط است و به دلیل اینکه تعلل یا تاخیری در روند جذب و توزیع شیر یارانهای انجام نشود، وزارت بازرگانی تصمیم گرفت که همچنان در اردیبهشتماه نیز شیر یارانهای توزیع کند.
وی تصریح کرد: اگر تا پایان اردیبهشتماه تغییری در مورد چگونگی پرداخت یارانه شیر صورت گیرد، وزارت بازرگانی نیز بر اساس آن عمل خواهد کرد، در غیر این صورت مبنای کار این است که در سقف سال 89، توزیع شیر یارانهای تداوم یابد.
به گفته حاجعلی، میزان توزیع شیر یارانهای در هر استان مطابق جدولی همچون سال 89 خواهد بود و روند توزیع در سراسر کشور در اردیبهشت ماه به میزان مدت مشابه سال قبل ادامه خواهد یافت