مطالب علمی - پزشکی
یاد خدا بهترین درمان افسردگی
افسردگى
افسردگى داراى نشانههایى است که به برخى از آنها اشاره مىشود: ۱- احساس تنهایى و بىپناهى.
۲- وحشت و اضطراب از آینده مجهول.
۳- دلهره از عدم موفقیت در شؤون مختلف زندگى، از جمله در تحصیل، شغل، نحوه کار، انتخاب همسر و زندگى مشترک و نحوه زندگى خانوادگى، وضعیت تحصیل فرزندان و آینده آنان و … .
چنانچه بتوان از راه صحیح با این دلهرهها برخورد نمود، زندگى سعادتمندانه هر انسانى تضمین شده است.
راههاى درمان افسردگى
۱٫ ایمان و توکل: اولین راهى که اسلام براى مسأله اضطراب و دلهره پیشنهاد مىکند، ایمان و توکل به خداست. تکیه بر خالقى که قادر است، از همه چیز خبر دارد و بندگانش را دوست دارد. تکیه گاهى همیشگى که همه مىمیرند، ولى او باقى است. همه دچار مشکل مىشوند، ولى او همیشه قهّار و مسلط و حاکم بر همه چیز است. حضرت على (علیهالسلام) فرمود: کسى که توکل کند، سختىها بر او آسان و اسباب آسانى برایش فراهم مىشود.۳
پرفسور کارل یونگ مىگوید: بى مذهبى باعث پوچى و بى معنا بودن زندگى مىشود و داشتن مذهب به زندگى مفهوم و معنا مىبخشد. ۴
دکتر پول ارنست، متخصص دانشگاه پنسیلوانیا، درباره نقش ایمان مىنویسد: مهمترین عامل شفاى مریض، ویتامینها، داروها و جراحى و… نیست، بلکه امید و ایمان است. من به این نکته پى بردهام که از این پس باید جسم مریض را با بکار بردن وسایل طبى و جراحى و روح وى را با تقویت ایمانش نسبت به خدا معالجه کرد. ۵
در روایات آمده که مؤمن مانند کوه استوار است و سختىها او را تکان نمىدهد، مانند حضرت ایوب که در مقابل بدترین مصیبتها ایستاد و مقاومت کرد و عاقبت به رستگارى دو جهان رسید.
۲٫ یاد خدا: دومین راهى که قرآن کریم با یک جمله به ما نشان مىدهد، یاد خداست. آرى یاد خداست که ترس از مرگ را به آرامش تبدیل مىنماید و ترس از هجوم مشکلات و گرفتارىها را از بین مىبرد. یاد خدا دلهرهها و ترسهاى ناشى از بىاعتمادى به آینده را کاهش مىدهد.
خداوند در قرآن، درباره تأثیر یاد خدا در آرامش و رهایى از اضطراب و افسردگى مىفرماید: «الّذین أمَنوا و تَطْمئِنُّ قُلوبهم بِذِکرِ اللّه ألا بِذکرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ»؛۶ «آنان که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام است. آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش مىیابد.»
اهمیت یاد خدا:
ذکر خدا یعنى پذیرش حضور دائم و نزدیک بودن آن وجود مطلق در همه جا و در همه زمانها؛ چون که خدا به رگهاى گردن شما نزدیکتر و حایل میان انسان و جان و قلب اوست. این نزدیکى و حضور دائمى که برخاسته از ارتباط و فقر ذاتى همه آفریدههاست، مىتواند این زمینه را فراهم آورد که هیچ چیزى بیرون از دایره علم، قدرت و حکمت او نیست. بنابراین اطمینان مىیابد که همواره خدا با اوست و در همه حال، رفیق و همراهش است. براى ذکر در مقامات اخلاقى – عرفانى مراتبى گفتهاند، که از آن جمله است: ذکر لفظى و ذکر قلبى، و بالاترین ذکر، نماز است.
اگر چه خداوند از تسبیح و تحمید مخلوقاتش، مخصوصاً انسان بىنیاز است، ولى این ذکرها مایه معرفت و تکامل انسان شده و او را در رسیدن به معرفت الهى یارى مىکند.
در عرف عرفا و اولیاء خدا، انسانهاى عاقل و فهیم کسانى هستند که همیشه به یاد خدا بوده و هیچ چیز حتى اشتغالات روزمره آنها را از این امر باز نمىدارد. خداوند در آیات چندى به این مسأله اشاره دارد، از آن جمله:
«انسانهاى مؤمن کسانى هستند که تجارت و خرید و فروش، آنها را از یاد خدا مشغول نمىکند»؛۷ «آنان که در حالت ایستاده و نشسته و خوابیده به ذکر خدا مشغول بوده و در خلقت آسمانها و زمین تفکر کرده و مىگویند: اى خداى ما! اینها را باطل و بیهوده نیافریدهاى. تو از هر نقصى منزّهى. پس ما را از جهنم دور نگه دار»؛ ۸ «اى مؤمنین! مبادا مال و منال، شما را از یاد خدا غافل کند که در این صورت، زیان کرده است»؛۹ «خدا را بسیار یاد کنید، شاید رستگار شوید.»۱۰
یاد کردن خدایى که از همه زیباتر، از همه عظیمتر، از همه مهربانتر، از همه بخشندهتر، به اسرار آشناتر، از همه نزدیکتر است، براى انسان صاحب معرفت، از همه چیز لذت بخشتر است.
به همین جهت، پیامبران و امامان و اولیاء خدا، شبانه روز به ذکر خدا و به ویژه، به نماز مشغول مىشدند. رسول خدا(صلىاللهعلیهوآله) آنقدر شبها را به نماز گذراند که خدا به او فرمود: «اى پیامبر! ما قرآن را نازل نکردیم، تا تو به زحمت بیفتى.» ۱۱
حضرت على (علیهالسلام) شبى هزار رکعت نماز مىخواند. امامان و اولیاء الهى نیز بسیارى از اوقات عمر خود را به نماز و ذکر الهى مىگذراندند
افسردگي در زنان و روش هاي درمان آن
در تمامي جوامع دنيا، زنان بيش از مردان دچار افسردگي مي شوند. اين اختلاف مي تواند ناشي از عوامل گوناگون زيستي، روان شناختي، محيطي، فرهنگي و يا ترکيبي از آنها باشد. به لحاظ زيستي اين اختلاف ممکن است به علت مصرف داروهاي رژيمي، آرام بخش ها، قرص هاي ضد بارداري، مصرف دخانيات و الکل باشد که ميزان ترشح انتقال دهنده هاي عصبي را مختل مي کند. از طرف ديگر، زنان ممکن است به دليل تداخل عمل هورمون هاي جنسي بدن شان مستعد ابتلا به افسردگي باشند. به لحاظ روان شناختي نيز اين احتمال وجود دارد که زنان تمايل بيشتري دارند که مشکلات خود را بپذيرند و درصدد درمان آنها برآيند. به لحاظ فرهنگي و اجتماعي نيز زنان بيشتر از مردان مي کوشند تا ارتباط خود را با ديگران توسعه دهند و حفظ کنند، اما در فرهنگي که به استقلال و خودکفايي بها مي دهد، تمايل به دلبستگي نوعي ضعف تلقي مي شود و همين امر، يعني ناهماهنگي بين رفتارهاي زنان و ارزش هاي فرهنگي منجر به کاهش عزت نفس و حس ارزشمندي در زنان مي شود. در برخي موارد نيز اين طور به نظر مي رسد که زنان بيش از مردان علايم و شکايات خود را از افسردگي بيان مي کنند و يا آنکه مردان در برابر مشکل افسردگي خود بيشتر مقاومت مي کنند و راه حل هاي ديگري غير از مراجعه به پزشک براي درمان خود برمي گزينند. به لحاظ محيطي نيز، زنان بيش از مردان در معرض انواع استرس ها و اضطراب هايي قرار مي گيرند که تاثير خود را بر سيستم عصبي آنان و هورمون هاي بدن شان مي گذارد. تجربه هاي روزمره نيز مي توانند همچون شوک ها و فشارهاي عصبي مولد استرس باشند و موجب ابتلاي افسردگي بيشتر در زنان- نسبت به مردان- شوند.
افسردگي بر جسم و ذهن فرد تاثير مي گذارد. فرد افسرده احساس درماندگي، نااميدي و يأس فراوان مي کند. او علاقه اش را به تمامي فعاليت هايي که موجب شادماني اش مي شود به تدريج از دست مي دهد؛ ميل به خوردن در او کاهش مي يابد، دچار بي خوابي مي شود، تمرکز حواس و توجه اش را نسبت به امور عادي روزانه از دست مي دهد و در بدترين حالت به مرگ و نيستي فکر مي کند. افسردگي داراي طيف وسيعي از خلق پايين تا افسردگي مزمن است. افسردگي مزمن داراي علايمي از کمبود انرژي و توان جسماني، بدبيني، حس عدم ارضا و احساس نااميدي شديد است. فردي که از افسردگي شديد در رنج است، ممکن است در طول يک سال دو بار تجربه افسردگي کوتاه مدت داشته باشد. پژوهشگران دريافته اند، زناني که دچار افسردگي مزمن مي شوند، بيشتر در معرض خطر پوکي استخوان قرار مي گيرند، زيرا مجبور به مصرف داروهايي هستند که بر بافت استخواني آنها تاثيري منفي مي گذارد. علاوه بر آن، افسردگي مي تواند عاملي براي ابتلا به بيماري مزمني مثل ديابت، ناراحتي هاي قلبي- عروقي و… شود.
افسردگي پس از زايمان يکي از رايج ترين احساس هايي است که اغلب زنان بعد از تولد نوزاد در خود حس مي کنند. اختلالات افسردگي، نوسانات خلقي و هيجان هاي مکرر و استرس آور اين دوران کاملاً طبيعي و عادي و البته موقت است. هر چند براي برخي از زنان علايم قدري پايدارتر، جدي تر و طولاني تر است، اما معمولاً بين 6 - 3 هفته بعد از زايمان به تدريج کاهش مي يابد و به ندرت طولاني مدت (براي مثال يک سال) مي شود. تقريباً 15 درصد از زناني که زايمان دارند، علايمي از افسردگي بعد از زايمان از خود نشان مي دهند. چنانچه اين اختلال در مادر ماندگار بماند، مي تواند تاثيري بسيار منفي بر روابط با کودک و توانايي نگهداري از او گذارد. علايم بايد هر چه زودتر براي بررسي دقيق تر با پزشک معالج، درميان گذاشته شود.
سندرم پيش از قاعدگي؛ افسردگي ناشي از پريودهاي ماهيانه نيز يکي ديگر از افسردگي هاي رايج در بين زنان است که معمولاً در بين روزهاي 10- 7 پريود به طور کوتاه مدت ظاهر مي شود. علت اصلي اين نوسان خلقي ترشح هورمون هاي زنانه است که موجب برهم خوردن تعادل خلق و خوي آنها مي شود. اين سندرم در 7 - 5 درصد زنان مشاهده مي شود و داراي علايم بسيار گوناگوني است. در برخي به صورت بي حوصلگي، خلق پايين و گرفتگي و در برخي ديگر همراه با دردهاي جسماني (مثل سردردهاي شديد ميگرني) گزارش مي شود.
افسردگي هاي فصلي نيز گاهي به صورت غمگيني، نااميدي و در خود فرورفتگي گروهي از زنان را به خود مبتلا مي کند. حدود 3 - 1 درصد از زنان در فصل زمستان دچار افسردگي هاي کوتاه مدت و گذرا مي شوند. پژوهشگران بر اين باورند که تغييرات هورموني و بيوشيميايي مغز در بدن برخي زنان در فصل زمستان موجب بروز اختلال افسردگي در آنان مي شود که به تدريج نيز با پايان فصل زمستان و آغاز فصل بهار از بين مي رود. اين افراد بيش از سايرين در معرض ابتلا به افسردگي باليني هستند.
اختلال افسردگي دو قطبي نيز يکي ديگر از انواع اختلالات افسردگي است که علايمي از شيدايي - افسردگي حاد در طول دوره اي مشخص دارد. زماني که فردي در چرخه افسردگي به سر مي برد، تمامي علايم خلق پايين (مثل کمبود اشتها، بي خوابي، احساس درماندگي و عدم لذت) را دارد و زماني که در چرخه شيدايي به سر مي برد، تمامي علايم شيدايي را (مثل پرحرفي، هجوم افکار، افزايش توان جسمي، فعاليت زياد و پرانرژي بودن) از خود نشان مي دهد. زناني که دچار اختلال دو قطبي مي شوند، معمولاً چرخه افسردگي طولاني تري دارند.
افسردگي هاي دوران يائسگي؛ در اغلب زنان، يائسگي مي تواند همراه با علايمي از تغيير خلق و خو، حساسيت هاي بيش از حد، تزلزل روحيه و خستگي باشد. اين نوع از افسردگي مي تواند ناشي از تغييرات غدد داخلي در ميانسالي و يا باورهاي منفي و دروني شده زنان درباره عدم باروري آنان باشد. در مطالعات گوناگوني مشخص شده است که افسردگي ناشي از يائسگي در قشر تحصيلکرده زنان و آنهايي که ازدواج نکرده بودند، کمتر مشاهده مي شود.
علايم تشخيص افسردگي در زنان
تاکنون پژوهشگران نتوانسته اند علت اصلي بروز افسردگي را در افراد شناسايي کنند. نارسايي هاي هورموني (عدم تعادل هورمون هاي مترشحه از قسمت هاي مختلف مغز مثل سوتونين، دوپامين، نوراپي نفرين)، عوامل ژنتيکي و سابقه خانوادگي، عوامل محيطي (زناني که مواد مخدر مصرف مي کنند، زناني که مورد تجاوز قرار مي گيرند، زناني که همسران شان فوت مي کنند و يا از همسران خود جدا مي شوند) و عوامل فرهنگي گوناگوني مي توانند علت افسردگي هاي زنانه باشند. از آن جايي که افسردگي تا حدي رايج است، هر فردي ممکن است علايم اوليه افسردگي را بشناسد و يا خود شخصاً آن را تجربه کرده باشد. متاسفانه فقط حدود 50 درصد از علايم اوليه افسردگي قابل شناسايي و درمان هستند و زنان در اين بين شايد نتوانند اين علايم را در خود به وضوح تشخيص دهند. علايم عمده افسردگي شامل؛
جنبه هاي عاطفي (خلق غمگين و احساس بي ارزش بودن)
جنبه هاي شناختي (کاهش احترام به خويشتن و منفي نگري نسبت به خود و آينده خود)
جنبه هاي انگيزشي (عدم تحرک و بي انگيزگي براي انجام دادن کارها و فعاليت هاي روزمره)
جنبه هاي رفتاري (اختلالات مربوط به خوردن مثل پرخوري، بي اشتهايي و اختلالات خواب مثل بي خوابي، خواب آلودگي عدم علاقه به روابط جنسي، احساس خستگي و عدم تمرکز) است.
زماني که پزشک عمومي در مرحله اول نسبت به اختلال افسردگي شخصي دچار شک شود، ابتدا از او مي خواهد با يک روانپزشک يا روانشناس باليني مشاوره اي داشته باشد. از جمله پرسش هاي اوليه اي که ممکن است يک متخصص بهداشت رواني از بيمار بپرسد، عبارت است از؛
- آيا مدت زيادي است که احساس غم و اندوه مي کني؟
- آيا مرتب گريه مي کني؟
- آيا اخيراً تجربه هاي دردناک عاطفي داشته اي؟
- آيا دچار عدم تمرکز حواس شده اي؟
- آينده را چطور مي بيني؟
- آيا دچار اشکال در تصميم گيري شده اي؟
- آيا علاقه ات را به آنچه که در گذشته برايت مهم بوده است، از دست داده اي؟
- آيا دچار خستگي و بي حالي مي شوي؟
- آيا احساس شکست و گناه مي کني؟
- آيا به مرگ و نيستي فکر مي کني؟
زماني که اين گونه علايم حدود شش ماه در فرد به صورت پايدار مشاهده شود، او را مستعد ابتلا به افسردگي مي دانند و اگر حداقل 5 نشانه از علايم زير را در مدت حداقل دو هفته داشته باشد، مي توان او را افسرده باليني تشخيص داد. اين علايم عبارتند از؛
1- داشتن خلق افسرده در طول روز و يا بيشتر اوقات روز
2- عدم توانايي از لذت بردن اوقات شادي بخش زندگي
3- افزايش و يا کاهش قابل توجه اشتها، وزن و يا هر دو
4- اختلال در خواب مثل بي خوابي، خواب آلودگي در طول روز و يا پرخوابي
5- داشتن علايم جسماني مثل سردرد، سرگيجه و دل درد که هيچ علامت بهبودي نيز در قبال خوردن داروهاي مسکن نشان نمي دهد.
6- نداشتن ميل جنسي
7- احساس بي علاقگي، بي حوصلگي و کسالت شديد
8- فقدان انرژي (خستگي ممتد در طول روز)
9- احساس گناه و بي ارزش بودن در تمام شرايط
10- گريه کردن هاي طولاني مدت
11- عدم توانايي در تمرکز حواس (تقريباً در تمام طول روز)
12- داشتن افکار منفي درباره مرگ و نيستي
بديهي است زماني که فردي سوگوار است، تمامي علايم و يا بخشي از علايم بالا را داشته باشد، اما براي تشخيص افسردگي، فرد بايد اين علايم را 6 - 3 ماه به طور پيوسته و بدون کاهش و بهبودي داشته باشد. به بياني ديگر، فرد سوگواري که اين علايم را بيشتر از 6 ماه در خود داشته باشد، بايد براي درمان هاي لازم به پزشک و متخصص بهداشت رواني مراجعه کند.
روش هاي درمان افسردگي
افسردگي مزمن مي تواند بر اعمال حياتي بدن و سيستم ايمني آن، مثل فشارخون ، ضربان قلب، ترکيبات هورموني بدن و… تاثيري منفي گذارد. تقريباً 15 درصد از افراد مبتلا به افسردگي درصدد درمان خود بر نمي آيند. آنها بر اين باورند که هيچ کس و هيچ چيز نمي تواند به آنها کمک کند. اغلب زناني که مبتلا به اختلال افسردگي هستند، خودشان را افسرده و مغموم نمي دانند؛ زيرا برخي از علايم افسردگي با ديگر بيماري ها مشترک است و اغلب ناشناخته باقي مي ماند. در حالي که زماني که فرد افسرده نتواند دست از خلق افسرده خود بردارد و اجازه دهد احساس نااميدي و غم بر زندگي روزمره اش سايه افکند، تا حدي که تمام جنبه هاي زندگي او را تحت تاثير قرار دهد، بايد درصدد يافتن راهي براي درمان و بهبودي خود باشد.
اولين اقدامي که پزشک متخصص در اين زمينه انجام مي دهد، تشخيص بين افسردگي مزمن (شديد) و خلق افسرده (خفيف) است. اگر افسردگي فرد در حد پاييني باشد، احتمال دارد با تجويز داروهاي ضدافسردگي، روان درماني و مشاوره هاي روانشناسي افسردگي او بهبود يابد، و اگر افسردگي او شديد تشخيص داده شود، ممکن است پزشک متخصص يک دوره درمان هاي روانپزشکي و روانشناسي را توام با بستري شدن فرد در بيمارستان تجويز کند. پژوهش ها نشان مي دهند که بيماراني که در مراحل ابتداي ابتلا به مراکز روان درماني مراجعه کرده اند تا 70 درصد بهبودي کامل داشته اند. متاسفانه گروهي از بيماران به پزشک متخصص مراجعه نمي کنند و همين امر موجب مي شود تا افسردگي آنها درست تشخيص داده نشود. علاوه بر آن، آنان داروهايي دريافت مي کنند که گاه عوارض جانبي آنها موجب بروز اختلال هاي ديگري در بدن شان مي شود. بسيار مهم است، زماني که بيمار براي درمان مشکلش به پزشک مراجعه مي کند علايم بيماري خود را درست براي او بازگو کند تا پزشک نيز بتواند تشخيصي درست بدهد.
اغلب بيماراني که به افسردگي مزمن مبتلا هستند، به دارو درماني و روان درماني پاسخ مثبت مي دهند و طي 4-3 ماه درمان تا 80-70 درصد بهبودي پيدا مي کنند. روان درماني به تنهايي براي افسردگي هاي خفيف مي تواند موثر باشد. دو روش روان درماني (درمان هاي شناختي - رفتاري و درمان هاي فردي) به همراه داروهاي ضدافسردگي مي توانند اثرات درماني بالايي بر بيماران افسرده باليني گذارند.
پيشگيري از افسردگي
از جمله روش هاي موثر مقابله با بروز افسردگي و حفظ بهداشت رواني افراد، شيوه هاي خودياري هستند که عبارتند از؛
1- انجام ورزش هاي ايروبيک (هوازي) مثل قدم زدن، آهسته دويدن، کوهنوردي و… است که مي تواند خلق و خوي فرد را تا حد چشمگيري افزايش دهد. انجام اين ورزش ها به ويژه به زناني که از افسردگي خفيف و ملايمي در رنج هستند، توصيه مي شود.
ورزش هاي ديگري مثل برداشتن وزنه هاي يک کيلوگرمي موجب تنفس بهتر، افزايش اشتها، خواب، کاهش خلق گرفته و احياي احساسات و هيجانات شادي بخش در فرد مي شود. لازم به توضيح است که قبل از آغاز هر گونه ورزش جديدي بهتر است با پزشک معالج تان مشورتي انجام دهيد.
2- مشورت کردن؛ مشکلات عادي و روزمره خود را با کمک يک دوست، همسر و يا مشاور بررسي کنيد. سعي کنيد منابع استرس آور خود را بشناسيد و درصدد رفع آنها برآييد. چنانچه احساسات و هيجان هاي دروني خود را مورد موشکافي قرار داديد و توانستيد عامل اصلي نگراني ها و ناراحتي هاي خود را شناسايي کنيد، از شيوه هاي مختلفي که براي کاهش خلق و خوي افسرده پيشنهاد مي شود، استفاده کنيد.
3- صحبت کردن با خود؛ در برخي موارد
گفت وگوهاي دروني فرد با خودش مي تواند به او در شناخت مشکل اصلي کمک کند (تنها بايد توجه داشته باشيد که لحني انتقادآميز، غيرواقع بينانه و منفي نسبت به خود و رفتارهايتان نداشته باشيد). سعي کنيد بر نقاط قوت خود، توانايي ها و اهدافي که قصد داريد به آنها برسيد تمرکز داشته باشيد.
4 - نوشتن و به تحرير درآوردن؛ درباره مشکلات و آنچه که موجب ناراحتي تان مي شود، بنويسيد. در خيلي از موارد نوشتن احساسات دردناک و آزرده کننده موجب آرامش روحي افراد مي شود. براي شروع مي توانيد ابتدا وقايعي را که در طول روز و يا هفته شما را افسرده و غمگين مي کند، بنويسيد. اگر تجربه احساسي منفي و يا مثبتي داشته ايد، سعي کنيد جزئيات مختلف آن را و تاثيري که بر شما گذاشته است بررسي کنيد و سپس با تجزيه و تحليل نوشته هاي خود و مفاهيمي که به کار برده ايد، علت اصلي ناراحتي و يا شادي خود را تشخيص کنيد.
5 - خودياري و کمک گرفتن از گروه هاي حمايتي؛ درباره مشکل خود با ديگر افرادي که مشابه شما هستند صحبت کنيد. در اين گونه گروه هاي حمايتي سعي مي شود با صحبت کردن با افراد و بررسي دقيق مشکل شان، شرايطي را که موجب ناراحتي و افسردگي آنان مي شود شناسايي و موجب کاهش تاثيرات آن بر فرد را فراهم آورد.
6 - مراجعه به مشاور؛ اگر فردي از بودن شرايط و موقعيت خاصي دچار علائم آشکار افسردگي مي شود، مي تواند قبل از آنکه اوضاع وخيم تر شود، درباره مشکلش با يک مشاور و يا روانشناس صحبت کند.
چه کارهايي بايد کرد؟
به مواردي که ممکن است ناشي از احساس غم، ناراحتي و حتي خشم باشد که بتواند موجب افسردگي در شما شود، خوب فکر کنيد. برخي از اين موارد عبارتند از؛ بي خوابي، بي اشتهايي، بدغذايي، استرس، غم و اندوه، سوگواري، مصرف سيگار، الکل و برخي داروها. سعي کنيد تغييراتي در برنامه روزانه خود بدهيد و عواملي که موجب سلامت و بهداشت رواني تان مي شود (مثل تغذيه سالم، خواب کافي، ورزش و فعاليت بدني) را جايگزين عوامل استرس آور و ملال انگيز (مثل انزواطلبي، مسئوليت پذيري بيش از اندازه و بي تحرکي) کنيد. اجازه دهيد اعضاي خانواده و دوستان و آشنايان به شما کمک کنند.
اشتهارد/گردآوری:گروه زنان سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/zanan.html
دلایل خودسوزی وافسردگی
خودسوزی زنان، کودکان و حتی مردان جوان، معضلی صرفاً خاص ایلامی ها نیست که در لرستان، کردستان، کرمانشاه، خوزستان، چهارمحال و بختیاری، اردبیل، آذربایجان شرقی، بخش ترکمن نشین استان گلستان و بوشهر نیز وجود دارد. و روزبه روز در حال افزایش است که دلایل گوناگونی دارد.
تغییرات جمعیتی
کارشناسان علوم اجتماعی دهه ۸۰ را در ایران دهه بحران های گسترده اجتماعی نام نهاده اند؛ جوان بودن جمعیت کشور، افزایش جمعیت، چنانکه ۳۵ درصد از جمعیت فعلی کشور بین سنین ۱۵ تا ۲۰ سال قرار دارند.
کاستن از سهم جمعیت روستایی و افزایش جمعیت شهری چنانکه در حال حاضر ۶۸ درصد از جمعیت کل کشور در شهرها زندگی می کنند. در پی این سیل مهاجرت افزایش فقر و نابرابری نیز چاشنی تلخ تغییرات جمعیتی شده است.
براساس نظرات روانشناسان زمانی که انسان بر محیط خود کنترل دارد از اضطراب و رفتارهای ناسالم اش کاسته خواهد شد و احساس مفید بودن و مسوولیت داشتن در کاهش رفتارهای ناسالم آدمی موثر خواهد افتاد.
رفتارهای ضداجتماعی ناشی از عدم احساس تعلق است. انسانی که به هیچ صنف و جمعیت و گروه اجتماعی تعلق خاطر ندارد، در واقع گم شده ای دارد که برای رسیدن به آرامش ممکن است به رفتارهای ضداجتماعی دست بزند.
اختلافات خانوادگی
اختلافات خانوادگی در دو دهه اخیر به دلیل آگاه شدن زنان از حقوق فردی و اجتماعی خویش افزایش چشمگیری داشته است.
هنجارهای هر جامعه ارزش ها و قواعد رفتار، از ریزترین و خصوصی ترین تا کلان ترین آنها را از گذشته تا آینده ترسیم می کند و اگر فردی از این قوانین تخطی کند، با واکنش های شدید محیط خویش روبه رو می شود و از آنجا که فرد توان هنجارشکنی ندارد، در رویارویی با معضل خود به راه های مختلف از جمله خودآزاری متوسل می شود.
به عنوان مثال هم به ازدواج درآوردن دختران جوان با مردان مسن، ازدواج محتوم دخترعمو و پسرعمو در برخی نقاط، مردسالاری های تمام عیار در خانواده که زن از کوچک ترین حقوق فردی برخوردار نیست، به ازدواج درآوردن تحمیلی دختران در بعضی مناطق برای پایان دهی به دعواهای طایفه ای که مردان به راه می اندازند و زنان با قربانی کردن خود باید آن نزاع های کور را پایان دهند، از جمله موارد اختلافات خانوادگی است.
دخترانی که در مناطق دورافتاده ایران زندگی می کنند، با تاثیر گرفتن از وسایلی چون رسانه های جمعی و با داشتن تحصیلات در سطوح مختلف و نیز برقراری ارتباط با دیگر شهرها و روستاها، دارای حس آرمانخواهی از سویی و آگاهی به وضعیت خویش هستند و این حس آنان را دچار کشمکش های ذهنی و روانی می کند و بی پاسخ ماندن خواسته های آنان زنان را به درون گرایی، رخوت و واخوردگی می کشاند.
افسردگی
تعریف روانشناسان از افسردگی عبارت از احساس حزن و اندوه، کاهش علاقه به اطرافیان، حساسیت به نقاط ضعف، خودتحقیری، رنجیدگی خاطر، کاهش قدرت تصمیم گیری، خستگی زودرس و نگرانی از ناراحتی های جسمی است. آنان دلایل بروز افسردگی را مشکلات اقتصادی و بیکاری می دانند و نبود همخوانی بین توقعات با واقعیات موجود افراد را مبتلا به افسردگی می کند.
طبق برخی آمارهای رسمی در استان ایلام، افسردگی زنان دو تا سه برابر مردان است. در تحقیقات به عمل آمده از ۵۰۱ دانشجوی دانشگاه ایلام چنین اعلام شده که ۱۲ درصد از دانشجویان از افسردگی شدید رنج می برند.
۵/۲۹ درصد دانشجویان افکار ناامید و ۲۶ درصد از این افراد دارای افکار خودکشی بوده اند.دکتر یارمحمد قاسمی جامعه شناس ایلامی در خصوص دلایل خودسوزی زنان نیز در آن سال به ما چنین گفت؛ «ما جامعه ای ایل تبار هستیم.
در اینجا روابط براساس پیوندهای خونی و قبیله ای است.زن ایلی با شوهر قدرتمدار مواجه است که با آمدن به شهر محدودتر شده است. زنان ایلامی احساس بی قدرتی می کنند، ما شاهد دو دهه خودکشی در ایلام بوده ایم و هیچ گونه پیشگیری هم نکرده ایم و آنچه که من دریافته ام، احساس تنهایی و بی قدرتی زنان در خانواده و جامعه از جمله دلایل خودسوزی آنها است.»
صراحت بهتر است
ما دهه ۸۰ را از نیمه هم گذرانده ایم و دو دهه و اندی از خودسوزی زنان و جوانان و حتی کودکان در مناطق یاد شده می گذرد و برای حفظ نیروها و منابع انسانی و مهار این بحران شوم به فکر راهکارهای اصولی نیفتاده ایم.
وضعیت دشوار اقتصادی که مردم در آن به سر می برند، ما را به فکر پیشگیری علمی در زمینه فرهنگ و آموزش و نیز برنامه ریزی درازمدت و میان مدت و کوتاه مدت نینداخته است.
بد نیست بدانیم زنان و مردان ساکن در نقاط محروم کشور ما سخت نیازمند آموزش، نیازمند درک نقاط قوت و ضعف خود هستند، نیازمند گفت وگوی مرکزنشینان با زنان و مردان آسیب دیده استان های محروم هستند.
حال آیا بهتر نیست به درک عمیق، حس انسان دوستی مردم و علم کارشناسان خود اعتماد کنیم و به طرح عریان و شفاف مشکلات اجتماعی بپردازیم و در پی یافتن ارائه راهکارهای علمی و عملی برای شهروندان خود باشیم.
آیا افسرده اید؟ آیا دائم ناراحتید؟
افسردگی یكی از شایع ترین مشكلات بهداشت روان است. بنابر اعلام سازمان جهانی بهداشتی در سال 2002 افسردگی از نظر باری كه به جامعه تحمیل می كند، چهارمین رتبه را در بین بیماری ها داراست و شایع ترین علت ناتوانی محسوب می شود. در كشور ما نیز جزو 7 علت اول بار بیماری و ناتوانی در سنین مختلف به شمار می رود.
هنگامی كه فردی دچار افسردگی باشد سطح انرژی در او كمتر از حد معمول است و اشتیاق و اشتها برای بسیاری از چیزها از جمله غذا در او از بین می رود و در نتیجه تغذیه فرد دچار اختلال می شود.
كاهش یا افزایش وزن ناخواسته و جذب ناكافی ویتامین ها و مواد معدنی غالبا با افسردگی ارتباط دارد. افرادی كه بیشتر در معرض این خطرات هستند افراد مسنی هستند كه تنها زندگی می كنند و یا كسی كه آنها را تشویق به خوردن مواد غذایی مناسب و كافی كند را ندارند.
برخی از مهم ترین علل تغذیه ای اثرگذار بر افسردگی
- كمبود برخی مواد مغذی:
كمبود برخی از مواد مغذی در رژیم غذایی فرد می تواند سبب ایجاد افسردگی شود یا حالت افسردگی فرد را تشدید كند. این مواد مفید عبارتند از:
- اسیدهای چرب امگا 3: كمبود این مواد در رژیم غذایی می تواند فرد را مستعد افسردگی كند. منابع غذایی این اسید چرب شامل غذاهای دریایی به ویژه ماهی های چرب، تخم مرغ های غنی شده با امگا 3، روغن كانولا، روغن بذر كتان، گردو، سویا و سبزیجات برگ سبز هستند. بر همین اساس توصیه كلی این است كه تمام بزرگسالان حداقل دو بار در هفته ماهی مصرف كنند.
- اسید فولیك: سطح اسید فولیك در خون برخی از افراد مبتلا به افسردگی پایین است. جگر، قارچ و سبزی های برگ سبز (به ویژه اسفناج و كلم بروكلی)، گوشت گاو كم چربی، سیب زمینی، نان گندم كامل، آب پرتقال و لوبیا از منابع اسید فولیك هستند.
- ویتامین B12: سطوح بالاتر این ویتامین در خون افراد افسرده سبب می شود كه این افراد به درمان پاسخ بهتری بدهند. منابع غذایی ویتامینB12 شامل جگر، شیر، تخم مرغ، ماهی و گوشت هستند.
- روی: این عنصر نقش مهمی در عملكرد سیستم عصبی دارد. تعادل این عنصر در بدن در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است. گوشت، مرغ، ماهی، شیر و فرآورده های آن، جگر، غلات كامل، لوبیا و مغزها از منابع روی هستند.
- آهن: كمبود آهن می تواند سبب بی حوصلگی شود و مكمل یاری با آهن باعث بهبود خلق می شود. این ماده مغذی در جگر بیش از سایر منابع غذایی و سپس در غذاهای دریایی، گوشت بدون چربی، گوشت پرندگان، زرده تخم مرغ، میوه های خشك، غلات كامل و نان غنی شده وجود دارد. آهن موجود در منابع گیاهی مانند حبوبات و برخی سبزی های سبز رنگ به مقدار كمتری جذب می شود.
- ویتامینB6: مصرف این ویتامین در درمان و پیشگیری از افسردگی مؤثر است. این ویتامین به طور گسترده در غذاها وجود دارد. گوشت، غلات كامل به خصوص گندم، سبزی ها و مغزها حاوی این ویتامین هستند.
- ویتامینE: این ویتامین به علت اثرات آنتی اكسیدانی زیادی كه دارد می تواند در درمان و پیشگیری از افسردگی مؤثر باشد. از آنجایی كه این ویتامین توسط گیاهان ساخته می شود، روغن های گیاهی بهترین منابع آن هستند. میزان ویتامینE در روغن آفتابگردان، كلزا، ذرت، زیتون و مغزها به ویژه بادام زیاد است. باید توجه داشت كه سرخ كردن در حرارت بالا باعث تخریب این ویتامین می شود.
- ویتامینC: غلظت این ویتامین در مغز زیاد است و به نظر می رسد در تنظیم فعالیت های عصبی نقش داشته باشد. به علاوه این ویتامین دارای خواص آنتی اكسیدانی است. سبزی ها و میوه ها به ویژه مركبات بهترین منبع آن هستند. ویتامینC بسیار حساس است مقداری از آن در زمان پخت از دست می رود حتی در یخچال نیز بعد از 24ساعت 45درصد این ویتامین كاهش می یابد.
- منیزیم: سطح منیزیم در بدن افراد مبتلا به افسردگی كمتر از افراد سالم است. به نظر می رسد كه دریافت منیزیم در كاهش افسردگی مؤثر است. دانه ها، مغزها، حبوبات، سبزی های برگ سبز تیره مانند منیزیم منابع خوب این ماده مغذی هستند. شیر نیز در صورتی كه به مقدار كافی مصرف شود، یكی از منابع منیزیم محسوب می شود.
- سلنیم: كمبود این ماده می تواند با افسردگی مرتبط باشد. میزان سلنیم غذا بستگی به محتوای آب و خاك هر منطقه دارد. غذاهای دریایی، جگر، گوشت قرمز و ماكیان منابع عمده این ماده هستند.
- تریپتوفان: یك اسیدآمینه ضروری است كه بدن قادر به ساختن آن نیست. این ماده پیش ساز سروتونین است. سروتونین اثرات ضدافسردگی دارد. هنگامی كه سروتونین در مغز فعال است، احساس «خوب بودن» در فرد تقویت می شود. به نظر می رسد برخی از افرادی كه دچار افسردگی هستند، دارای كمبود سروتونین هستند. این ماده مغذی در گوشت مرغ و گاو، مغزها، ماهی، شیر، تخم مرغ، پنیر و برخی سبزی ها به میزان زیاد موجود است. مصرف مواد حاوی كربوهیدرات، ورود تریپتوفان را به مغز افزایش می دهد. مواد غذایی حاوی كربوهیدرات شامل غلات، حبوبات، سبزی های نشاسته ای مانند سیب زمینی، لبنیات و میوه ها هستند.
الگوی غذایی
مصرف بیشتر سبزی، میوه، مغزها، حبوبات و غلات كامل (سبوس دار)، روغن زیتون، دانه های خوراكی، ماهی و لبنیات كم چرب در مقایسه با مصرف گوشت قرمز پرچرب، لبنیات پرچرب، كره و روغن های حیوانی، الگوی غذایی مناسب تری برای پیشگیری و درمان افسردگی هستند.
چاقی
افراد چاق به علل مختلف بیشتر به افسردگی مبتلا می شوند. از سوی دیگر افسردگی نیز می تواند فرد را مستعد چاقی كند. بنابراین در افراد افسرده باید مراقب چاقی بود و افراد چاق را تشویق به داشتن فعالیت بدنی و كاهش مصرف مواد پركالری كرد.
برخی مواد غذایی
- چای سبز: شیوع افسردگی در افرادی كه به طور مرتب چای سبز مصرف می كنند كمتر است.
- ماهی: شیوع افسردگی در كشورهایی كه مصرف سرانه ماهی در آنها بالاست، كمتر است.
- روغن زیتون: این روغن دارای ماده مؤثری است كه اثرات ضدافسردگی دارد.
- چربی های ضروری: یكی از روش های كمك به روحیه افراد، خوردن چربی به مقدار كافی و نه زیاد است. برای این منظور باید انواع درست و مناسبی از چربی ها را انتخاب كرد. وجود چربی های اشباع نشده (غیرجامد) در رژیم غذایی هر فرد ضرورت دارد.
- قهوه و مواد دیگر حاوی كافئین: افرادی كه دچار افسردگی هستند، معمولاً از كافئین برای بالا بردن انرژی خود استفاده می كنند. اما این اقدام می تواند كاملاً اشتباه باشد. كافئین سیستم عصبی را تحریك می كند بنابراین مقدار زیاد آن می تواند مانع استراحت خوب شبانه شود. كافئین از خواب عمیق جلوگیری می كند. تحریك بیش از حد سیستم عصبی می تواند به طور بالقوه باعث افزایش سطح اضطراب شود. اضطراب و افسردگی معمولاً دست در دست هم حركت می كنند و این امر بهبودی را دشوارتر می كند.
پیروی از یك رژیم غذایی سالم، متنوع و متعادل، دریافت مواد مغذی به اندازه كافی و داشتن وزن مناسب در پیشگیری و درمان افسردگی مؤثر است. پیروی از هرم غذایی، راهنمای مناسبی برای انتخاب غذاهای سالم و متنوع است.
بیماران قلبی، مراقب افسردگی باشند
کنترل فشار خون ، کنترل چربی خون و کلسترول، مراجعه مرتب به پزشک متخصص قلب برای جلوگیری از سکته های قلبی ، اینها همه جزو برنامه های روتین بیماران قلبی است، اما انجمن بیماری های قلبی آمریکا یک دستورالعمل جدید هم برای توصیه به این بیماران ارایه کرده است: «بیماران قلبی باید به طور مرتب از نظر وجود علایم افسردگی مورد بررسی قرار بگیرند.»
طبق مقاله نوشته شده در مجله «گردش خون»، احتمال ابتلا به افسردگی در بیماران قلبی حداقل سه برابر افراد عادی است. به گفته نویسنده این مقاله، پزشکان متخصص قلب می گویند که آنها به نیمی از بیماران شان داروهای ضد افسردگی هم می دهند و احتمال اینکه در بقیه بیماران هم علایم افسردگی دیده شود، وجود دارد، اما ممکن است پزشکان به این علایم توجه نکنند.
غربالگری این بیماران می تواند جلوی بسیاری از مشکلات را بگیرد و همچنین نتایج درمان این بیماران را بهبود بخشد. بیماران قلبی مبتلا به افسردگی احتمال دارد مصرف داروهای قلبی را فراموش کنند، یا خودشان آنها را نخورند.
رژیم غذایی و ورزش های مفید برای قلب هم جزو اولین چیزهایی هستند که تحت تاثیر افسردگی آسیب می بینند.
به غیر از متخصصان قلب، بقیه کادر پزشکی مثل پرستاران و پزشکان خانواده هم باید نسبت به کنترل علایم افسردگی در این بیماران هوشیار باشند.
دو سئوال اساسی
طبق دستورالعمل انجمن بیماری های قلبی آمریکا پزشکان در هر ویزیت باید حداقل دو سئوال اساسی را از این بیماران بپرسند: «آیا شما در دو هفته ی گذشته احساس بی انگیزگی یا احساس عدم لذت یا اشتیاق برای انجام کارهای مختلف را داشته اید یا نه؟ آیا در دو هفته ی گذشته احساس بی انرژی بودن، ناامید بودن یا بی فایدگی کرده اید؟»
پاسخ بیمار به این دو سوال می تواند مرحله بعدی درمان وی را مشخص کند. اگر پاسخ وی به این سوالات مثبت باشد، می تواند به پزشک این هشدار را دهد که بیمار زمینه های بروز افسردگی را دارد. در صورت افسردگی بیمار، وی حتما باید به یک روان پزشک ارجاع داده شود تا درمان اصولی این بیماری توسط متخصص انجام بگیرد، اما در صورت خفیف بودن علایم افسردگی، پزشک متخصص قلب خود می تواند یک داروی ضدافسردگی یا انجام ورزش را به وی توصیه کند. مراجعه به روانکاو و انجام مرتب ورزش در بهبود افسردگی نقش مهمی دارند.
اما به غیر از این ها، چیزی که در این دستورالعمل بیشتر از همه روی آن تاکید شده بود، غربالگری منظم این بیماری است، یعنی بیمار باید در هر بار ویزیت، از نظر افسردگی نیز بررسی شود و منفی بودن بررسی ها در یک ویزیت، نباید احتمال به وجود آمدن افسردگی تا مراجعه بعدی را از ذهن دور کند.
دکتر ریبا، رییس سابق انجمن بیماری های آمریکا می گوید: «هدف ما از ارایه این دستورالعمل این است که ببینیم بیمار در گذر زمان دچار چه تغییراتی می شود.»
از نظر وی غربالگری به تنهایی هم کافی نیست و این بیماران باید به طور دقیق و توسط یک روان پزشک مورد بررسی قرار بگیرند. این در حالی است که بسیاری از بیماران مبتلا به افسردگی، حتی روند درمان بیماری قلبی شان را رها می کنند، چه برسد به آنکه به پزشک جدید مراجعه کنند.
خانم باربارا فورمن که ۶۲ سال سن دارد و پنج سال قبل، عمل بای پس قلبی انجام داده است، می گوید: "بعد از این جراحی دچار افسردگی شدم و اکثر اوقات روز را در خانه و روی یک صندلی می نشستم و گاهی نیز بدون دلیل گریه می کردم. هر از گاهی هم که از خانه بیرون می رفتم، حتی برای یک پیاده روی ساده هم دچار تنگی نفس می شدم. به همین دلیل هیچ کاری انجام نمی دادم، اما همیشه از این ناراحت بودم که چرا باید بعد از بیماری قلبی، این طور خانه نشین شوم و وضع زندگی ا م سخت شود."
چند ماه بعد از این اتفاقات، باربارا از طریق یک گروه خیریه کمک به بیماران قلبی که با انجمن بیماران قلبی آمریکا ارتباط داشتند، متوجه این موضوع شد که ممکن است وی دچار افسردگی شده باشد. آنها برای وی توضیح دادند که افسردگی در بین این بیماران بسیار شایع است. پزشک خانوادگی وی هم، او را به یک روان پزشک ارجاع داد، اگر چه اوایل وی چندان راغب به درمان نبود، اما مصرف قرص های ضد افسردگی را شروع کرد.
حالا باربارا، زندگی عادی خود را به دست آورده است، ورزش می کند و به آن انجمن خیریه هم کمک می کند و به گفته خودش بهبودی اش را می توان حتی از ظاهرش فهمید.
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
توصيههاي دکتر سيدحسن علمالهدي براي کاستن از عوارض رواني تماشاي تلويزيون
جديدترين تحقيقات محققان نشان ميدهد که افراد غمگين بيشتر از افراد شاد تلويزيون تماشا ميکنند و در عين حال بيش از 50 درصد افراد غمگين و افسرده مايلاند وقت خود را با تماشايتلويزيون پرکنند. در کشور ما نيز تلويزيون يک وسيله جدانشدني، ضروري و پر استفاده در خانهها محسوب ميشود و بسياري از افراد حتي کودکان و نوجوانان تا پاسي از شب بيدارند و حتي جلوي تلويزيون غذا ميخورند، درس ميخوانند، استراحت ميکنند و گاهي ميخوابند که اين امر عوارض منفي زيادي را براي سلامت افراد در پي دارد. به همين دليل است که بسياري از روانشناسان توصيه ميکنند در اتاق خواب تلويزيون و کامپيوتر وجود نداشته باشد تا افراد بتوانند راحت بخوابند چون حضور اين وسايل موجب اختلال در خواب شبانه افراد ميشود. در اينباره با دکتر سيدحسن علمالهدي، روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد به گفتگو نشستهايم.
آقاي دکتر! تلويزيون در بين خانوادههاي ايراني چه جايگاهي دارد؟
اين روزها تلويزيون از جمله تفريحات همه خانوادهها محسوب ميشود. اين جعبه جادويي ساعتها افراد را دور هم جمع ميکند و تا حدي وابستگي ايجاد کرده که اين روزها بحث اعتياد به تلويزيون مطرح ميشود. به ويژه کودکان و نوجوانان که بيهدف به تماشاي همه برنامهها ميپردازند. البته گاهي انگيزه کودکان و نوجوانان با بزرگسالان در تماشاي برنامهها متفاوت است. بزرگسالان بيشتر به منظور پر کردن اوقات فراغت، رفع خستگي، علاقه به برنامهاي خاص و.... تلويزيون نگاه ميکنند اما کودکان و نوجوانان بيشتر طالب سرگرمياند و براي ارضاي کنجکاوي و کسب اطلاعات درباره همه چيز، تماشاي تلويزيون را انتخاب ميکنند. همانطور که ميدانيد اين گروه سني مقلدان خوبي هستند و هر آنچه را که ميبينند، تقليد ميکنند و به همين دليل است که وقتي تکيهکلامي در تلويزيون مطرح ميشود، خيلي زود در جامعه گسترش مييابد.
تماشاي بيش از حد برنامههاي تلويزيوني چه خطري به همراه دارد؟
نميتوان اين نکته را ناديده گرفت که تلويزيون هم مانند ديگر فناوريها، جنبههاي مثبت و منفي دارد و آمارها نشان ميدهد که ما 75 درصد اطلاعات را از جهان خارج از طريق چشم و تصوير و 13 درصد را از طريق گوش دريافت ميکنيم و اين موضوع در کشور ما هم صادق است اما مشکل عمده، افراط در تماشاي تلويزيون و بيهدف بودن در انتخاب برنامهها است و مردم ما به جاي گوش دادن و مطالعه، بيشتر تصويري هستند و به همين دليل است که صحنههاي منفي و پرخشونت، آثار زيانبار را به همراه دارد و از طريق دنياي مجازي اين الگوهاي منفي در سطح جامعه منتشر ميشود.
گاهي به تلويزيون نگاه نکن!
ميگويند افراد غمگين و افسرده بيشتر از سايرين تلويزيون تماشا ميکنند. چرا؟
به گفته روانشناسان، تماشاي تلويزيون و تنهايي با هم رابطه دارند. هرچند افراد هنگام تماشاي تلويزيون دور هم جمع ميشوند اما فقط اين جنبه فيزيکي دارد و هيچ گفتماني بين اعضاي خانواده وجود ندارد. طبق بررسيهاي کارشناسان، ميانگين گفتمانهاي معقول خانوادگي به کمتر از 30 دقيقه در شبانهروز رسيده است که نقش تلويزيون در اين بين را نميتوان ناديده گرفت. در اکثر خانوادههاي ايراني هنگام صرف شام افراد مقابل تلويزيونمينشينند و بيشترين حواسشان معطوف به تماشاي برنامهها و به ويژه سريالها است. در مورد سوال شما هم بايد گفت افراد افسرده و غمگين به نوعي انزوا طلب هستند و در برقراري ارتباط مشکل دارند و حتي با نزديکان خود نيز ارتباط برقرار نميکنند اما تماشاي تلويزيون بيشترين وقت آنها را به خود اختصاص ميدهد و در اکثر ساعات شبانهروز با اين جعبه جادويي خود را سرگرم ميکنند.
چگونه ميتوانيم آسيبهاي ناشي از تماشاي تلويزيون را به حداقل برسانيم؟
اختصاص زمانهايي براي گفتگوهاي خانوادگي و رفت و آمدهاي فاميلي و دوستانه، مطالعه کتاب و مطبوعات مورد علاقه، گوش کردن برنامههاي راديويي و موسيقي، ورزش و به طور کلي هدفمند کردن اوقات فراغت از جمله راههايي هستند که از آسيبهاي رواني ناشي از تماشاي بيش از حد و غيرمعقول تلويزيون ميکاهد. همه ما بايد بياموزيم که هيچ لزومي ندارد که همه برنامههاي تلويزيوني را تماشا کنيم و ميتوانيم دست به انتخاب بزنيم و برنامههايي را نگاه کنيم که برايمان سودمندترند. بايد تمرين کنيم که تا پاسي از شب تلويزيون را روشن نگه نداريم زيرا همين کمخوابيها و بيخوابيها به سلامت روان آسيب جدي وارد خواهد کرد.
روشهای کمک به افراد افسرده
کاری که شما می توانید بکنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند چیست؟ پیشنهادات زیر شاید به نظر خیلی ساده برسند اما واقعاً موثرند.
قانون شماره یک:
چه یک گیاه باشد، چه حیوان و چه انسان، اگر زنده باشد، با مهر و محبت شما شانس بیشتری برای پیشرفت و کامیابی دارد.
قانون شماره دو:
تنهایی کشنده است. لازم نیست حرف من را باور کنید، فقط کافی است آمار مرگ و میر کودکانی که در یتیم خانه هستند را با آنهایی که در خانه و با خانواده بزرگ می شوند مقایسه کنید. یا مرگ و میر سالمندان بیماری که در خانه پرستاری می شوند و آنهایی که در خانه سالمندان.
کسی که افسرده است به طور ناخواسته دیگران را از خود دور می کند. این افراد هر چیزی که می شنوند یا می بینند و به هر چه که فکر می کنند، هر چه که می گویند و هر کاری که انجام می دهند از فیلتر آن افسردگی رد می شود. هر زمان که اطلاعات از یک احساس منفی فیلتر شود، تحریف می گردد. می بینید که خیلی وقت ها که به آنها می گویید درمورد افسردگیشان حرف بزنند، بیشتر و بیشتر افسرده شان می کند. ممکن است عقب بکشند و برنجند.
کاری که شما می توانید بکنید تا دوباره به حالت طبیعی برگردند و از زندگی لذت ببرند چیست؟ پیشنهادات زیر شاید به نظر خیلی ساده برسند اما واقعاً موثرند.
-مدام به آنها سر بزنید.
- به چشمانشان نگاه کنید و بیشتر به آنها لبخند بزنید.
- دستانشان را در دست بگیرید و شانه شان را نوازش کنید.
- بیشتر به حرفهایشان گوش دهید.
- سرگرمشان کنید.
- به آنها بگویید که کدام کارهایشان شما را تحت تاثیر قرار داده است، به فکر انداخته تان، احساس بهتری به شما داده یا باعث شده روحیه تان بهتر شود.
- بلندشان کنید و به سمت خوشی بکشانیدشان. با آنها به پیاده روی، سینما، یک رستوران زیبا یا حتی باغ وحش بروید.
- اگر به خودشان تکان ندادند، اشکالی ندارد. از آنها بخواهید با شما کارت بازی کنند، شطرنج بازی کنند یا یک فیلم کمدی بگیرید و در کنارشان تماشا کنید. یادتان باشد نباید آنها را مجبور به کاری بکنید.
- از آنها بخواهید چیزهایی را لمس کنند. اشیائی با بافت ها و رنگ های مختلف بیاورید و از آنها نظرشان را بخواهید. یک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنید. سعی کنید لذت های کوچک وارد لحظاتشان کنید.
- بلند به آنها بگویید که برایتان مهم هستند. بگویید که دلتان برایشان تنگ شده و دلتان می خواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند. هر چیزی که درموردشان دوست دارید را به زبان بیاورید.
- کارهایی که فقط با دوستان صمیمی خود انجام می دهید با آنها تکرار کنید. مثلاً با آرنجتان به بازویشان بزنید یا آرام با یک دسته کاغذ لوله شده بزنید روی سرشان. باید سعی کنید رفاقت خود را به آنها نشان دهید.
- به جای اینکه بپرسید حالشان چطور است بپرسید دوست دارند برای خوش گذراندن امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهیشان کنید. به آنها بگویید که کاملاً مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالشن را بپرسید و واقعاً به جوابی که می دهند گوش کنید.
- اگر خجالت زده بودند یک داستان مشابه درمورد خودتان بگویید و پشت سر آن داستان های دیگری که از خجالت زدگی کسان دیگر شنیده اید را مثل لطیفه برایشان تعریف کنید. هیچ چیز بیشتر از دیدن احساس خجالت زدگی دیگران این درد را در انسان تخفیف نمی دهد.
- اگر افسرده هستند پس حتماً احساس ناامیدی می کند. این مشکل برایشان بدون راه حل به نظر می رسد. بعد ازاینکه برای کم کردن شدت افسردگیشان به آنها کمک کردید، اگر دوست داشتند درمورد آن صحبت کنند به آنها نشان دهید که چطور می توانند این مشکل را شکسته و به چند تکه تبدیلش کنند و بعد ببینند که کدام قسمت آن مهمتر است و سعی کنند راه حل های سالمی برای آن مشکل خاص پیدا کنند تا بتوانند مشکلات و دشواری ها را حل کنند نه تحمل.
چیز مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که اکثر کسانی که مرتکب خودکشی می شوند بین انجام دادن یا ندادن آن شک و تردید دارند. آنها در انتخاب بین درد زندگی کردن و درد مردن تردید دارند. اگر بتوانیم ارتباط آنها را با لذت های زندگی بیشتر کنیم و از طرف دیگر دردی که با خودکشی نصیبشان می شود را در نظرشان شدیدتر جلوه دهیم آنوقت نتیجه مثبت خواهیم گرفت.
قوانین را به یاد داشته باشید؛ این را هم بدانید که همیشه استثناهایی هم وجود دارند. دستورالعمل ها را فراموش نکنید و آنها را برحسب موقعیت خود تغییر دهید. شاید نتوانیم جلوی خودکشی را بگیریم، اما می توانیم برای جلوگیری کردن از خیلی از آنها کمک کنیم.
پس سهم خودتان را برای نجات دیگران انجام دهید.
سیستم تنظیم ترشح انسولین در بدن
ساخت انسولین در بدن
ساخته شدن انسولین و بسته بندی هورمون به صورت دانههای ترشح کننده با نظم معین در درون سلولهای بتا جزایر لانگرهانس غده لوزالمعده صورت میگیرد.
ابتدا هورمون به صورت پری پرو انسولین توسط ریبوزومهایی که بر روی شبکه آندوپلاسمی خشن سلولها قرار گرفتهاند ساخته میشود.
این پیش ساز که دارای 23 اسیدآمینه آب گریز بنام "قطعه رهبر" است به داخل شبکه آندوپلاسمی هدایت میشود. در داخل شبکه این قطعه جدا شده و پیش ساز به "پرو انسولین" تبدیل میشود. آرایش فضایی این مولکول به صورتی است که شرایط ایجاد پلهای دیسولفور را فراهم میسازد.
در ساختمان پروانسولین، از جهت ریشه آمین انتهایی، ابتدا زنجیره B قرار گرفته که با یک رشته اسید آمینه به نام "پپتید C" متصل شده و انتهای دیگر پپتید C با زنجیره A پیوند یافته است.
پروانسولین به داخل دستگاه گلژی منتقل شده تا تحت تاثیر آنزیمهای پروتئولیز کننده، مولکولهای انسولین آزاد میشوند که پس از تجزیه دو زنجیره A و B پپتید C آزاد میشود. دو زنجیره A و B بوسیله پیوندهای دیسولفور به هم متصل میشوند و انسولین کامل را به وجود میآورند.
ساختمان و شکل دانههای ترشح کننده انسولین در حین عبور از داخل غشای پلاسمایی تکمیل میشود. این هورمون با یون روی ترکیب شده و هگزامرهایی را تشکیل میدهند. این دانهها تحت تاثیر تحریکات خاصی با غشای سلول درآمیخته و محتوای خود را به روش اگزوسیتوز به خارج میریزند.
سیستم تنظیم ترشح انسولین
اثر گلوکز: افزایش گلوکز خون ، مهمترین عامل فیزیولوژیک تنظیم کننده ترشح انسولین است. غلظت گلوکز خون در حالت ناشتا (80 - 100 میلی گرم درصد) آستانه غلظتی است که تجاوز از آن با تحریک ترشح انسولین همراه است. و بیشترین اثر محرک گلوکز زمانی حاصل میشود که غلظت آن در خون به حدود 500 - 300 میلیگرم درصد برسد.
اثر اسیدهای آمینه، اسیدهای چرب و ترکیبات کتونی: غذاهای غنی از پروتئین ، ترشح انسولین را تحریک مینمایند و اسیدهای آمینه آرژینین ، لیزین و لوسین از محرکهای قوی ترشح انسولین هستند. اثر غلظتهای فیزیولوژیک اسیدهای چرب و ترکیبات کتونی در تحریک ترشح انسولین بسیار ضعیف است.
اثر سایر هورمونها: تعداد زیادی از هورمونها در ترشح انسولین موثر هستند. پلیپپتید مهار کننده معدهای (GIP) ، غلظتهای زیاد گاسترین، سکرتین و گلوکاگن رودهای از طریق افزایش غلظت" AMP حلقوی داخل سلولی" در تحریک ترشح انسولین شرکت دارند. اثر غلظتهای زیاد و طولانی هورمون رشد ، کورتیزول ، لاکتوژن جفتی ، استروژن و پروستروژن نیز منجر به افزایش ترشح انسولین میگردد.
اثر انسولین در تبادلات غشاهای سلولی
سرعت واکنشهای فسفوریلاسیون گلوکز و متابولیسم گلوکز در سلولهای عضلانی و بافت چربی با سرعت انتقال گلوکز به داخل سلول متناسب است.
D - گلوکز (ایزومر راست گرد گلوگز) و قندهای شبیه به آن برای عبور از غشا سلول نیاز به حامل دارند و در اغلب بافتها انسولین نقش تقویت کننده این سیستم حامل را بر عهده دارد.
تحت تاثیر انسولین تعداد حاملها افزایش مییابد. علاوه بر گلوکز ، انسولین عمل انتقال اسیدهای آمینه ، یونهای پتاسیم و کلسیم ، نوکلئوتیدها و فسفات معدنی را از غشاهای سلولی تقویت میکند.
مواردی که قبل از انجام طب سوزنی باید بدانید
قبل از انجام طب سوزنی چه باید بدانید؟
روش ها و متدهای هرکس در انجام طب سوزنی منحصر به فرد است. معمولاً ترکیبی از روش های شرقی و غربی در انجام طب سوزنی موثر است.
مواردی هستند که لازم است قبل از انجام طب سوزنی آنها را بدانید.
- باید به پزشک اعتماد داشته باشید.
- از داشتن گواهینامه پزشک جهت انجام طب سوزنی، اطمینان حاصل کنید. ممکن است افرادی هم با وجود عدم تخصص پزشکی، گواهی معتبری جهت انجام طب سوزنی داشته باشند.
- از پزشک درباره زمان درمان، میزان درد و هزینه انجام آن سوال کنید.
- بپرسید که آیا هزینه های این درمان تحت پوشش بیمه شما قرار دارد؟ از این نکته نیز آگاهی حاصل کنید.
ترسی از سئوال کردن در خصوص این روش درمانی از پزشک مربوطه نداشته باشید. ممکن است او در خصوص میزان تاثیر طب سوزنی بر شما و بیماری تان بگوید. بهتر است قبل از انجام آن، این موارد را بدانید.
قبل از شروع درمان، مطمئن شوید که آیا سوزن های استریل و یک بار مصرف برای شما استفاده می شود
زمان کافی برای درمان چقدر است؟
روش ها و متدهای هرکس در انجام طب سوزنی منحصر به فرد است. معمولاً ترکیبی از روش های شرقی و غربی در انجام طب سوزنی موثر است.
تعیین نوع درمان برای شما نیاز به بررسی پزشک دارد. وی ممکن است سوالات زیادی در خصوص نشانه ها و شیوه زندگی شما بپرسد. سوالات و معایناتی از این قبیل:
- چه بخش هایی از بدن شما دچار درد است؟
- بررسی شکل، پوشش و رنگ زبان شما
- بررسی رنگ صورت و چهره
- قدرت، تعدا و کیفیت نبض شما
این ارزیابی ممکن است تا یک ساعت به طول بیانجامد. البته در قرارهای بعدی این زمان ممکن است به نیم ساعت کاهش یابد.
معمولاً درمان بین 6 تا 12 جلسه انجام می شود که ممکن است چند ماه به طول بیانجامد. پس از درمان نیز تا یک سال، جلساتی برای مراقبت و بررسی تاثیرات درمان، توصیه می شود.
در طب سوزنی، سوزن ها ممکن است در تمام نقاط بدن وارد شوند. گاهی حتی در نقاطی بسیار دورتر از نقاط درد، سوزن زده می شود. این امکان وجود دارد که به خاطر سوزن زدن در بخش های مختلف، لازم باشد اغلب لباس های خود را در آورید. پس از آن بر روی تختی دراز می کشید و سپس وارد کردن سوزن ها به پوست شروع می شود.
وارد کردن سوزن: سوزن های طب سوزنی بسیار باریک هستند و پس از وارد شدن به پوست، درد زیادی ایجاد نمی کنند. در هر جلسه از درمان، معمولاً بین 5 تا 20 سوزن وارد بدن می شود.
دستکاری سوزن ها: ممکن است برخی اوقات، پزشک نسبت به حرکت و یا چرخاندن سوزن ها اقدام کند. همچنین این امکان وجود دارد که سوزن های وارد شده گرم شوند و یا پالس خفیفی از الکتریسیته بر روی آنها اعمال شود.
برداشتن سوزن ها: معمولاً در حالی که شما دراز کشیده اید و مشغول استراحت هستید، سوزن ها برای 15 تا 30 دقیقه در محل وارد شده باقی می مانند. در این زمان معمولاً شما ناراحتی و دردی را به خاطر وجود سوزن ها احساس نمی کنید. پس از آن سوزن ها ممکن است برداشته شوند و یاسوزن های دیگری در سایر نقاط بدن وارد شوند.
در این صورت دقت کنید که از یک سوزن برای دو بار استفاده نشود، چرا که ممکن است منجر به ایجاد عفونت شود.
مرحله آخر
پس از اتمام کار، برخی از افراد احساس آرامش می کنند. عده ای نیز ممکن است انرژی بیشتری در خود احساس کنند. البته همه به یک میزان نسبت به طب سوزنی واکنش نشان نمی دهند.
در صورتی که پس از چند هفته از شروع درمان، احساس بهبود و کاهش درد داشتید، می توان گفت که طب سوزنی برایتان موثر بوده است.
نتیجه
اثرات طب سوزنی در افراد مختلف ممکن است متفاوت باشد. اما بسیاری از مردم از آن به عنوان یک عامل موثر و مثبت یاد می کنند.
به هر حال، مطالعات مختلف نشان داده اند که طب سوزنی تاثیرات مطلوبی دارد. همچنین این درمان برای افرادی که صبر بیشتری برای دریافت جواب دارند، جواب بهتری می دهد.
از آنجا که عوارض جانبی طب سوزنی بسیار کم است، امتحان کردن آن به شما توصیه می شود.
چنانچه دچار درد یا بیماری هایی که در مطلب قبلی گفته شد، هستید، شاید بد نباشد این روش را هم برای تسکین دردها و آرامش بیشتر خود امتحان کنید.
شایع ترین علایم بروز آلزایمر
شیوع بیماری آلزایمر در سنین بالا، بیماری آلزایمر به طور شاخص در سنین بالا شایع است و احتمال اینکه فردی قبل از سن 60 سالگی به این بیماری مبتلا شود یک استثنا است.
این بیماری بیشتر در سنین بالای 60 سال به چشم میخورد زیرا با افزایش سن، سلول های مغزی بیشتر تحلیل میروند ولی با این وجود، دلیل قطعی شیوع آن با افزایش سن معلوم نیست.
افزایش سن، سابقه خانوادگی، فاکتورهای ژنتیکی، ریسک فاکتورهای آترواسکلروز، دیابت، افزایش کلسترول خون، افزایش فشار خون و شیوه زندگی از جمله عوامل دخیل در بروز آلزایمر است. پس از سن 70 سالگی، خطر ابتلا در زنان بیشتر از مردان است.
عدهای از دانشمندان معتقدند کاهش هورمونهای جنسی زنانه (استروژن) ممکن است نقش مهمی در ایجاد آلزایمر داشته باشد. البته چون خانمها به طور معمول، عمر طولانی تری نسبت به مردان دارند ممکن است شیوع بیشتر آلزایمر در آنها مربوط به میانگین سن بالاتر آنان باشد.
بیماری در مراحل اولیه معاینات عصبی، به جز علایم مربوط به اعمال شناختی، در وضعیتی نرمال قرار دارد. در مراحل بعد، علایم حرکتی ظاهر شده و در مرحله آخر بیماری ممکن است، تشنج روی دهد.
شایع ترین علایم بروز آلزایمر، فراموشی و نقصان حافظه، اختلال شناختی، اختلال تکلم، اختلال میدان بینایی، ناتوانی در انجام مهارتهای از قبل آموخته شده، کاهش قوه قضاوت، ناتوانی در تصمیم گیری، تغییر شخصیت، اختلالات روانشناختی و مشکل در تفکر انتزاعی است.
رژیم غذایی مناسب در پیش گیری از بروز آلزایمر موثر است، استفاده از رژیم غذایی مناسب از جمله مصرف میوهها و سبزیجات غنی از آنتی اکسیدانها و ویتامینها مانند سیب، استفاده از ماهی قزل آلا و ساردین حاوی اسید چرب و امگا 3 از جمله عواملی است که در پیشگیری از بروز آلزایمر موثر است.
تغییر شیوه زندگی به صورت انجام ورزش و افزایش تحرکات بدنی، افزایش فعالیتهای ذهنی و کنترل بیماریهای زمینهای مانند فشار خون و دیابت نیز در این زمینه موثر است.
مواد موجود در رنگدانه ادویهجاتی مانند زردچوبه، پروتئین بتا آمیلویید را تجزیه کرده و مانع رسوب آنها در مغز شود و میتواند در پیشگیری از بروز آلزایمر موثر باشد.
راههای پیشگیری از سینوزیت
سینوزیت از نظر لغوی به معنی ورم سینوسها است. درعلم پزشکی نوعی بیماری با سابقۀ طولانی است وبیشتر مردم در دوره ای از زندگی ، در فصل سرما ، از سینوزیت شکایت داشته اند.
به التهاب وعفونت حفره های استخوانی پیرامون پیشانی، بینی ویا گونه ها ، سینوزیت می گویند.معمولاً در همه افراد سینوسهای ذکر شده وجود دارند ودر حالت طبیعی این حفره ها از هوا پر شده اند اما گاه در اثر عفونتها یا التهاب ویا آلرژی در داخل این حفره ها ، مقداری ترشح یا چرک یا مواد آبکی جمع می شود وسبب سردرد شدید وناراحتی می شود که به سینوزیت شهرت می یابد.
علل
ورود میکروبهای متعدد به سینوسها متعاقب سرماخوردگی ویا عفونت مزمن در دندان یا حلق یا سینوسها وضعف ایمنی بدن در اثر بیماریهای متعدد که سبب نفوذ باکتریها به سینوسها شوند.
انواع سینوزیت کدامند؟
1. سینوزیت چرکی حاد ؛
2 . سینوزیت چرکی تحت حاد ؛
3 . سینوزیت چرکی مزمن ؛
4 . سینوزیت آلرژیک ؛
5 . سینوزیت هیپرپلاستیک .
1. سینوزیت چرکی حاد
این نوع سینوزیت، اغلب همراه یا متعاقب سرما خوردگی است وسبب می شود تا مخاط پوشاننده سطح داخلی سینوسها از میکروبها یا التهاب متورم وچرکی شود. این چرکها گاهی از عفونت مزمن دندانها ، ویا در اثر شنا کردن در آب سرد وشیرجه در استخرها ایجاد می شود. گرفتگی بینی ودرد وحساسیت روی گونه ها ودندانهای بالایی حتی تا عمق چشم وجود دارد و 1تا 2 ساعت پس از بیدار شدن ازخواب شدید می شود. گهگاه نیز ترشحات خونی وچرکی از بینی خارج می شوند.
برای درمان سینوزیت چرکی حاد معمولاً باز نگهداشتن مجرای بینی با قطره های ( افدرین، فنیل افرین ) تنگ کننده های عروقی وآنتی هیستامینها ومسکن وآنتی بیوتیک ضرورت می یابد. استفاده از پارچۀ گرم و مرطوب ( برای گذاشتن روی پیشانی ) وهوای گرم سبب تسکین درد و بهبودی علائم می شود. داروهای مفید برای درمان سینوزیت حاد عبارتند از : کوآموکسی کلاو، سفیکسیم ، سفتریاکسون ، سفازولین ، آموکسی سیلین ، کوتریموکسازول ، مترونیدازول .
2. سینوزیت تحت حاد
در افراد مبتلا به سینوزیت حاد که تحت درمان قرار گرفته اند 90 درصد بهبودی قطعی مشاهده شده است وتنها در 10 درصد آنها درد وترشح چرکی از بینی وسرفه های خشک در بیشتر از دو هفته ادامه می یابد که در این صورت افزون بر استفاده از شستشوی سینوسها ودادن گرما، تجویز آنتی بیوتیک نیز ( کوآموکسی کلاو، سفیکسیم ) توصیه می شود.
3. سینوزیت چرکی مزمن
هرگاه سینوزیت چرکی تحت حاد درمان نشود، مخاط سینوسها در اثر حملات مکرر میکروبی تخریب شده وتغییرات تخریبی در بافتها، به صورت غیر قابل برگشت می شوند. مبتلایان به این نوع سینوزیت،در صورت عدم درمان با آنتی بیوتیک قویتر، نیازمند جراحی سینوسها هستند.
4. سینوزیت هیپرپلاستیک
این بیماری متعاقب سینوزیت آلرژیم بروز می کند که حتی پس از جراحی، باز هم پولیپها ی عودکننده به وجود می آیند وسر دردهای دائمی در ناحیۀ پیشانی وجود دارد.درمان این نوع سینوزیت، به صورت جراحی چند سینوس واستفاده از داروهای آلرژی است.
راههای پیشگیری از سینوزیت
برای پیشگیری از سینوزیت ابتدا باید کوشید تا به عفونتهای حاصله از ویروسیها وباکتریهای فصل زمستان دچار نشویم.در مجاورت افرادی که به سرما خوردگی دچار شده اند قرار نگیریم واگر مجبوریم در مجاورت افراد سرما خورده باشیم، از بوسیدن ودست دادن با آنها ویا استفاده از وسایل شخصی شان مانند لیوان، قاشق وچنگال ، حوله و... جداً خود داری کنیم. از نظر تغذیه حتماً پرهیز کنیم ودر رعایت کامل بهداشت فردی واجتماعی کوتاهی نکنیم. از برخورد مستقیم با باد ( هنگام موتورسواری ، دوچرخه سواری ، نشستن کنار شیشه های باز ماشین و.... ) دوری کنیم وبا آب سرد نواحی پیشانی را نشوییم.
در زمستان ( و حتی بهار وپاییز) باید پیشانی وگونه ها را گرم نگهداشت ودر صورت بروز سرماخوردگی باید فوراً به پزشک مراجعه شود. اگر پزشک آنتی بیوتیک تجویز کرد حتماً تمام آنها باید مصرف شود وگرنه میکروبها به صورت نهفته در بدن باقی می مانند وپس از چند روز یا چند هفته بیماری دوباره عود می کند.
عوارض
سردرد شدید، آبسه والتهاب چشم ومغز وپرده های مغزی ( مننژیت ) وفلج اعصاب مغزی .
چگونه دندانهایی به سفیدی برف داشته باشیم؟
«برخی افراد علاقمند هستند که دندان هایشان به سفیدی دندان های هنرپیشه ها باشد.» گفت:« اگر افراد مرتب و به صورت دقیق و صحیح دندان های خود را مسواک بزنند و از رژیم های غذایی درست استفاده کنند دیگر نیازی به سفید کردن دندان های خود پیدا نمیکنند.»
تغییر رنگ دندان ها عوامل مختلفی دارد و گاهی تغییر رنگ دندانها به دلیل از بین رفتن عصب دندانها است وگاهی ممکن است عصب دندان کاملا زنده باشد وهیچ عیبی نداشته باشد اما دندان فرد تغییر رنگ پیدا کند.»
تغییر رنگ دندانها ممکن است به دلیل عوامل ژنتیکی یا عوامل اکتسابی که در طول تشکیل دندان فرد به وجود می آید بوده و یا به دلیل مواد غذایی که فرد در برنامه غذایی خود از آن استفاده میکند باشد.»
مصرف غذاهای رنگی و استعمال سیگار در تغییر رنگ دندانها تاثیر دارد و گاهی تغییررنگ دندانها به دلیل از بین رفتن عصب دندان است که به دلایل مختلفی از جمله وارد شدن ضربه به عصب و یا پوسیدگی دندانها است.»
سفید کردن دندانها روش های مختلفی دارد و با توجه به داشتن یا نداشتن عصب از روشهای مختلفی برای سفید کردن دندانها میتوان استفاده کرد، آنچه مسلم است اگر دندان عصب داشته باشد با استفاده از مواد اکسیدکننده اقدام به سفید کردن دندانها (بلیچینگ) میکنیم و در مواردی که ضایعاتی در ساختار دندان ها وجود داشته باشد از راههای دیگر استفاده میکنیم.
برخی افراد علاقمند هستند که دندان هایشان به سفیدی دندانهای هنرپیشه ها باشد که باید توجه داشته باشند هنرپیشه ها از رژیم های غذایی خاص برای تغییر نکردن رنگ دندان هایشان پیروی می کنند وغذاهای رنگی مثل قورمه سبزی، فسنجان نمیخورند واز نوشیدن چای زیاد، مصرف شاتوت، تمبرهندی و لواشک خودداری میکنند.»
عقیده من این است اگر افراد مرتب و به صورت دقیق و صحیح دندان های خود را مسواک بزنند و از رژیم های غذایی درست استفاده کنند دیگر نیازی به سفید کردن دندانهای خود پیدا نمیکنند و توجه داشته باشند که قبل از اینکه بخواهند دندانهای خود را سفید کنند ابتدا رژیم های غذایی خود را اصلاح کرده و سپس اقدام به این کار کنند.»
در مورد پودرهای سفید کننده دندانها عده ای از افراد از روشهای عامیانهای که دیگر افراد به آنها توصیه می کنند برای سفید کردن دندانهای خود اقدام می کنند به عنوان مثال از آبلیمو استفاده میکنند، این افراد باید بدانند درست است که آبلیمو رنگ دندانها را تغییر می دهد و با شستشوی دندانها بوسیله آبلیمو لایه رویی دندانها از بین میرود و به دندانها آسیب وارد میشود.همچنین استفاده از پودرهای سفید کننده دندان که تبلیغات گستردهای هم دارد منجر به از بین رفتن لایه رویی دندان ها شده و با زبر شدن دندان ها، دندان ها لک های بیشتری به خود میگیرند.»
افراد بهتر است که با نظر دندانپزشک خود از خمیردندان های سفید کنندهای که ماده زبر ندارند استفاده کنند و از مواد غذایی رنگی استفاده نکنند.»
بخور دیگر از مد افتاده است!
پاکسازی برای همه نوع پوست لازم است؛ اما بیش از 10 روش پاکسازی وجود دارد که بر اساس نوع پوست تعیین میشود...
امروزه از جریان برق برای پاک کردن منافذ پوست استفاده میشود چرا که بخور باعث باز شدن منافذ پوست شده و در صورت زیاد بودن حرارت برخی از آنزیمهای پوست را از بین میبرد.
این روزها انجام خدمات زیبایی در سالنهای زیبایی طرفداران زیادی پیدا کرده و شاید به همین دلیل است که بیشتر این مراکز انجام خدمات زیبایی-درمانی مانند پاکسازی پوست تبلیغ میشود.
پاکسازی پوست در حقیقت درآوردن کومدونهای سرسیاه، کیستهای ریز و مایع، تخلیه میلیا، برداشتن سلولهای مرده و تنظیم و تعادل چربی های پوست است که معمولا بین 45 دقیقه تا یک ساعت زمان میبرد.
چیزی که در انجام پاکسازی پوست از اهمیت بیشتری برخوردار است انجام این کار توسط افراد متخصص است چرا که به گفته بیشتر متخصص پوست و مو انجام غیر تخصصی این کار نه تنها فایده نداشته بلکه برای پوست مضر نیز هست.
با این حال بیشتر متخصصان پوست و مو معتقدند که انجام پاکسازی با روش غیر اصولی میتواند به پوست آسیب برساند. لطمه ای که پاکسازی غیر اصولی به پوست میزند در مواقعی زیاد است. اگر پاکسازی درست و اصولی انجام نشود، پوست حساس میشود، جای جوش باقی میگذارد و باعث حساس شدن مویرگها و حتی پاره شدن آنها می شود.
در برخی از مراکز از بخور برای پاکسازی استفاده میشود، اگر با بخور خیلی داغ، پاکسازی انجام شود و دستکاری بیش از حد روی پوست صورت بگیرد، پوست شل خواهد شد.
گاهی برخی از پزشکان هم چون با روشهای پاکسازی آشنا نیستند این عوارض را ایجاد میکنند پاکسازی برای همه نوع پوست لازم است؛ اما بیش از 10 روش پاکسازی وجود دارد که بر اساس نوع پوست تعیین میشود. مثلا برای برخی از افراد یک پاکسازی اولیه که شامل تمیز کردن منافذ پوست از چربی و آلودگی است میتواند به یک پاکسازی همراه با جوانسازی بدل شده و برای نگهدارنده جوانی و جلوگیری از چروک و افتادگی پوست مفید است.
بخور از مدتها پیش به عنوان درمان استفاده نمیشود، امروزه از جریان برق برای پاک کردن منافذ پوست استفاده میشود چرا که بخور باعث باز شدن منافذ پوست شده و در صورت زیاد بودن حرارت برخی از آنزیمهای پوست را از بین برده و باعث شل شدن و افتادگی پوست میشود.
شاید یکی از عواملی که برخی از افراد مراکز غیر تخصصی را برای پاکسازی پوست استفاده میکنند کمتر بودن هزینهها باشد؛ چرا که هزینه این خدمات در مراکز درمانی تخصصی معمولا بین 80 تا 100 هزارتومان است اما سوال اینجا است که چه کسی پاسخگوی آسیبهایی است که توسط افراد غیر متخصص به پوست افراد وارد میشود؟
دلیل بروز حساسیت به بدلیجات چیست؟
کمبود روی و نیز کمبود ویتامینهای A و B منجر به بروز درماتیت در افراد میشود.
انواع حساسیتهای پوستی تحت عنوان درماتیت نامیده میشود که شایعترین نوع آن درماتیت تماسی است و از مهمترین عوامل بروز آن میتوان به تماس با نیکل، کروم و کبالت اشاره کرد که ایجاد آلرژی و درماتیت در پوست میکند و اصطلاحا درماتیت تماسی نامیده میشود.
"درماتیتهای تماسی خود به دو نوع تقسیم میشوند که یک دسته از آن در اثر تماس با نیکل، کروم و کبالت و ... در برخی از افراد منجر به بروز آلرژی میشوند و در نوع دیگر مواد تحریککنندهای مثل موادشوینده موجب بروز این بیماری در افراد میشوند.
تفاوت این دو نوع در این است که درماتیت در اثر شویندهها در اکثر افراد بعد از تماس مداوم بروز میکند اما در نوع دیگر درماتیت که همان درماتیت تماسی در اثر تماس با نیکل، کروم و کبالت است تنها در تعداد محدودی از افراد بروز میکند."
کمبود برخی از ویتامینها موجب بروز درماتیت در افراد میشود که شایعترین آن کمبود روی در بدن فرد است. همچنین کمبود ویتامین A و نیز کمبود ویتامینهای گروه B نیز موجب بروز درماتیت در افراد میشوند که کمبود ویتامین B2 موجب بروز بیماری پلاگرا میشود و خود را با درماتیت نشان میدهد."
تنگینفس وسرفه بعد از ورزش
خس خس سینه ناشی از ورزش
انقباض برونش یا خسخس ناشی از ورزش، زمانی رخ میدهد که مسیر هوایی هنگام یا بعد از ورزش تنگ شود. این حالت میتواند سبب تنگینفس، سرفه یا خسخس شود.
دلیل آن چیست؟
هنگام ورزش، تنفس سریعتر میشود. اگر مبتلا به خسخس ناشی از ورزش باشید، مسیر هوایی خشک و ملتهب میشود و نفسکشیدن برایتان دشوار میشود. همچنین اگر شما مبتلا به آسم یا ادم راه هوایی باشید، احساسی شبیه حملات آسم را خواهید داشت.
چگونه بفهمم که به این مشکل مبتلا هستم؟
در مورد برنامه معمول ورزشی و نشانههای خود را با پزشکتان صحبت کنید . او شما را معاینه خواهد کرد. ممکن است همچنین نیاز به آزمون تنفسی قبل و بعد از ورزش داشته باشید تا مشخص شود که مبتلا به این مشکل هستید یا نه.
چگونه درمان میشود؟
نشانههای شما میتواند با دارو یا بدون دارو درمان شود. برخی شیوههای درمان بدون دارو شامل گرمکردن صحیح پیش از فعالیت ورزشی و پوشیدن ماسک هنگام ورزشکردن در هوای سرد است. همچنین باید از عواملی که سبب تشدید علایم در شما میشود مثل هوای سرد، هوای خشک، گرد و غبار، آلایندهها یا مواد شیمیایی موجود در هوا ( نظیر چمن زمین هاکی و استخر شنا) بپرهیزید.
داروهای استنشاقی زیادی میتواند به تسکین علایم کمک کند، از جمله موارد زیر:
داروهای گشادکننده برونش کوتاه اثر: این داروها باید 15 دقیقه قبل از ورزش مصرف شود که طول اثر این داروها 4-3 ساعت است.
تثبیت کنندههای ماست سلها: این داروها را 30- 15 دقیقه قبل از شروع ورزش مصرف کنید، طول اثر این داروها هم 4-3 ساعت است.
تعدیل کنندههای لوکوترین: این دارو را روزانه استفاده کنید؛ ممکن است طول اثری معادل 24 ساعت داشته باشد
کورتیکواستروئید: اگر ورزش میکنید و یا آسم دارید، این داروها را یک یا دو بار در روز استفاده کنید.
میتوانید در مورد اینکه کدام دارو برایتان مناسب است و چگونگی و زمان دریافت آن با پزشک خود صحبت کنید. دستورات پزشک را اجرا کنید و به او بگویید که دارویتان کمککننده بوده یا نه. اگر علایمتان جدی شد طوری که با دارو بهتر نشد، حتما به مراقبت پزشکی نیاز دارید.