شعر کوچولوها
واقعا شعرهاي قشنگ بود حتما براي دخترم پرينت ميگيرم
زنگ مدرسه
يك و دو و سه
زنگ مدرسه
زود باش كه دير شد
هنگام درسه.
دو و سه و چهار
همه خبردار
بايد كه باشيم
دانا و هشيار.
سه و چار و پنج
دانش بود گنج
در راه دانش
بايد كه برد رنج.
چار و پنج و شش
شد فصل كوشش
بايد بكوشيم
در راه دانش.
پنج و شش و هفت
فصل تفريح رفت
شد فصل تحصيل
هنگام كار است.
شش و هفت و هشت
تابستان گذشت
دبستان شد باز
آموزش برگشت.
هفت و هشت و نه
دير شده بدو
كتاب را باز كن
حرفش را بشنو.
هشت و نه و ده
مي رويم همره
چه روز خوبي
مدرسه به به!
---------
آی بادبادک
گنجشکک ناز نازی
گنجشکک ناز نازی
جیک و جیک وجیک صدا کرد
پرید لب حوض نشست
به آب حوض نگا کرد
دوتا ماهی قرمز
میون حوض آب دید
گنجشکک نازنازی
به هر دو ماهی خندید
دو تا ماهی قرمز
گنجشکه را که دیدن
هی میون حوض آب
چرخیدن و چرخیدن
دوتا ماهی و گنجشک
با هم چه حرفا گفتن
رفیق شدن سه تایی
گل گفتن و شنفتن
مادربزرگ
وقتی اومد
خسته بود
چار قدش و
دور سرش
بسته بود
صدای كفشش كه اومد
دویدم
دور گُلای دامنش
پریدم
بوسه زدم روی لُپاش
تموم شدن خستگی هاش
سیب خوشمزه
باد آمد بادآمد
درباغ سیب ما
شادآمد شادآمد
این شاخه آن شاخه
لرزید از دست باد
یك سیب خوش مزه
درجوی آب افتاد
آب آن را شُرشُرشُر
باخود تا صحرا برد
یك گاو خال خالی
آن را بو كرد و خورد
سرود سال
اسم من ساله ، اسم من ساله
من چهار تا بچه دارم ، بچه دارم
اسمشون فصل ، اسمشون فصل
فصل اول بهاره ، بهار شكوفه داره
فصل دوم تابستان ، ميوه ميشه فراوان
فصل سوم پاييزه ، پاييز برگها مي ريزه
فصل چهارم زمستان ، سرما و برف و بارون
سرود خوشحال و شاد و خندانم
قدر دنيا را مي دانم
خنده كنم من ، دست بزم من
پا بكوبم من ، جوانم
در دلم غمي ندارم
زيرا هست سلامت جانم
عمر ما كوتاست ، چون گل صحراست
پس بياييد شادي كنيم
بياييد با هم بخوانيم
ترانه ي جواني را
گل بريزم من ، از سوي دامن
بر روي خرمن شادابم ، شادابم
شاپرک قشنگ
شاپرك قشنگي
رو دامنم نشسته
خسته شده گمونم
بال و پرش رو بسته
دلم ميخواد هميشه
رو دامنم بمونه
خيال كنه لباسم
براش شده يه خونه
گل هاي رو دامنم بالشت خوابش بشه
چين چيناي دامنم بنداي تابش بشه.
بازیچه های بچه ها
آی بادبادک!
آی جغجغه!
آی فرفره!
بازیچه دارم بچه ها
ای بچه های کوچه ها
بازیچه های رنگ رنگ
ارزان و زیبا و قشنگ!
آمد دوباره پیر مرد
آن پیر مرد دوره گرد
با آن نگاه مهربان
آن پیر مرد خوش زبان
گوید برای بچه ها
حرفی از آن بازیچه ها
آی جغچغه فریاد کن!
این بچه ها را شاد کن
آی فرفره چرخی بزن!
رقصی بکن در دست من!
آی بادبادک
پرواز کن، بالا برو! آزاد و بی پروا برو!
باغ وحش
حيووناي رنگارنگ
پرنده هاي كوچولو
ميمون و شير و پلنگ
ميمونه شكلك مياره
مردُم رو خوشحال ميكنه
با يه دونه توپه كوچيك
تنهايي فوتبال ميكنه
نگاه كن اون خرس رو
وايستاده روي دو پا
خرگوش رو نگاه كنيد
هي ميپره تو هوا
طاووس رو نگاه كنيد
چه خوشگل و قشنگه
چترشو هي باز ميكنه
ناز و خوش آب و رنگه
علی کوچولو تو قصه ها نیست. مثل من و توست اوم دور دورا نیست. نه قهرمانه نه خیلی ترسو نه خیلس پر حرف نه خیلی کم رو...... مرسی علی کوچولو
چشم چشم دو ابرو
چشم چشم دو ابرو
دماغ و دهن يه گردو
گوش گوش دو تا گوش
موهاش نشه فراموش
دست دست دو تا پا
انگشتها، جورابها
ببين چقدر قشنگه
حيف كه بدونه رنگه
ببين چقدر قشنگه
حيف كه بدونه رنگه
پدربزرگ میخونه
نشسته روي ايوون
از گل ياس و پونه
پدر بزرگ ميخونه
مي گه براي زري
قصه ديو و پري
قصه سنجاب و ماه
قورباغه توي چاه
حرفاش هميشه حرفه
موهاش برنگ برفه
با اون لباي خندون
دوستش دارم فراوون
بهار
بهار بهار بهارم
با خود شادی میارم
شکوفه های سفید
گلهای تازه دارم
سه ماه دارم
همیشه فروردین اولیشه
اردیبهشت و خرداد ماههای بعدی میشه