شعر کوچولوها
پروانه شايسته
بال ميزنه آهسته
بالاشو جمع ميكنه
نترس بيا من هستم
من مامان تو هستم
من تورو ميپرستم
بابا خریده
یک فرش زیبا
سلام آقا ملخ جان
که پیش من نشستی
تو از نزدیک خیلی
شبیه اسب هستی
ولی نه بهتر از آن
تو اسبی بالداری
پریدن در هوا را
تو خیلی دوست داری
تو اینجا توی این شهر
میان دود ماشین
ندیدی سبزهای را
شدی تنها و غمگین
بپر اسب پرنده
بپر تا دشت و صحرا
بگو درد دلت را
تو در گوش علفها
نازي شيطون و بلا
با شير آب بازي نكن
نگاه تو مثل موش شدي
خوبه از من ياد بگيري
ببين دارم گل مي كشم
مداد زرد من كجاست
مي خوام يه بلبل بكشم
قفس
پرنده قشنگی توی قفس نشسته .............. دیواره های قفس بال و پرش رو بسته
با چشمای قشنگش خیره شده به ابرا .......... دوست داره پر بگیره تو آسمون زیبا
پرنده توی قفس، دوست نداره بمونه.......... دوست داره رو شاخه ها پر بگیره، بخونه
بیایین پرنده ها رو توی قفس نذاریم .......... گناه داره بچه ها، ما اونا رو دوست داریم
بیایین پرنده ها رو توی قفس نذاریم .......... گناه داره بچه ها، ما اونا رو دوست داریم
|
من كه به اين قشنگي ام با پر و بال رنگي ام يكه خروس جنگي ام قوقولي قو قو
ببين ببين تاج سرم ببين ببين بال و پرم اين قد و بالا را برم قوقولي قو قو
منم خروس خوش صدا هميشه بانگ من به پا ببين مرا ببين مرا قوقولي قو قو
دهم هميشه آب و دان به مرغ و جوجه ها نشان منم خروس مهربان قوقولي قو قو |
چشمک بزن ستاره
شد ابر پاره پاره ............. چشمک بزن ستاره
کردی دل مرا شاد ........... تابان شدی دوباره
.
دیدی که دارمت دوست ....... کردی به من اشاره
چشمک بزن ستاره ........... از من مکن کناره
.
در روز ناپدیدی ............. شب مایه امیدی
در ابرهای تیره ............. چون نقطه سپیدی
دیدی که دارمت دوست ....... کردی کردی به من اشاره
چشمک بزن ستاره ........... از من مکن کناره
تو حوض خونه ما..........ماهیهای رنگارنگ
بالا و پایین می رن........با پولکای قشنگ
کلاغه تا می بینه.........کنار حوض می شینه
...........می خواد ماهی یگیره
ماهیا تا می بینن........به زیر آبها میرن
.....کلاغ شیطون می شه زار و پریشون
.....کلاغ شیطون می شه زار و پریشون
باغ وحش
تو قفساي باغ وحش
حيووناي رنگارنگ
پرنده هاي كوچولو
ميمون و شير و پلنگ
ميمونه شكلك مياره
مردُم رو خوشحال ميكنه
با يه دونه توپه كوچيك
تنهايي فوتبال ميكنه
نگاه كن اون خرس رو
وايستاده روي دو پا
خرگوش رو نگاه كنيد
هي ميپره تو هوا
طاووس رو نگاه كنيد
چه خوشگل و قشنگه
چترشو هي باز ميكنه
ناز و خوش آب و رنگه
تقدیم به همه بچه های خوب ایران
ای یار با شهامت
من گویم از امامت
امامت خوش صفا
دوازده پیشوا
اول امام علی
دوم امام حسن
سوم امام حسین
چهارم علی ابن الحسین
ای یار خوش گفتگو
از امام پنجم بگو
از طاهران طاهر است
محمد باقر است
ششم جعفر صادق
هفتم موسی کاظم
هشتم امام رضا
رضاست به حکم قضا
نهم محمد علی
دهم علی النقی
یازدهم عسکری
دوازدهم غایب است
مهدی (ع ) صاحب زمان
اوست خدای را نشان
اینقدر از مشرکین
خون بریزد بر زمین
قوقوله قوقو خروس میخونه
صبح شده چشماتو وا کن
بپوش لباساتو که خیلی دیره
کفشاتو زودی به پا کن
میرقصد از شادی کودک زیبا
میرود به سوی دبستان
*********
قدودقدودقدودقدا قد قد
چی شده جوجه خوشگلا
قد قد
این بچه موش تنه لشه
قدقد
اومده میگه بازی نشه
قدقد
*********
پیش بند براش دوختم غذا رو لباساش نریزه
پیرهن و دستو صورت اون همیشه تمیزه
پسته چقدر لذیذه بپا زمین نریزه
توپولو
توپولویم توپولو
صورتم مثل هلو
قد و بالام کوتاهه
چشم و ابروم سیاهه
مامان خوبی دارم می شینه توی خونه میدوزه دونه دونه
می پوشم خوشگل می شم مثل دسته گل می شم
آقا لاک پشته
آقا لاکپشته چشاش چقدر درشته
عصا و چوب دستشه کلاه به سر گذاشته
میگه سلام بچه ها من اومدم خبردار
برو از توی کیفت مداد رنگیتو بردار
باز باران
باز باران با ترانه با گهر های فراوان
میخورد بر بام خانه یادم ارد روز باران
گردش یک روز دیرین،خوب و شیرین
توی جنگل هاى گیلان،کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم،نرم و نازک،چست و چابک
با دو پای کودکانه،می دویدم همچو اهو
می پریدم از سر جو،دور می گشتم زخانه
می شنیدم از پرنده،از لب باد وزنده
داستان های نهانی،راز های زندگانی
برق چون شمشیر بران پاره می کرد ابرها را
تندر دیوانه غران،مشت می زد ابرهارا
جنگل از باد گریزان،چرخ ها می زد چو دریا
دانه های گرد باران،پهن می گشتند هر جا
سبزه در زیر درختان،رفته رفته گشت دریا
تود این دریای جوشان،جنگل وارونه پیدا
بس گوارا بود باران! به!چه زیبا بود باران!
می شنیدم اندر این گوهر فشانی،راز های جاودانی
پند های اسمانی،بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا،زندگانی خواه تیره،خواه روشن
هست زیبا،هست زیبا،هست زیبا
بسیار جالب: اما این هم یک فی البداهه
اتل متل بابا جون
عزیزی و مهربون
بیا بیا کنارم
خیلی دوست میدارم
بریم بابا به خونه
خونه چه مهربونه
بخر برام یه جوجه
بازی کنم تو کوجه
همسایه ها ببینند
جوجه ی نازنیم
نوکی دارد طلائی
رنگ دلش خدائی
قصه بگم با جوجه
بازی کنم تو کوچه
بابا بزرگ نازی
میای بریم به بازی
من و بر خیابون
با با بزرگ مهربون
فی البداهه . منصور مقدم