اخبار روز
| علت استعفای وزیر اطلاعات چه بود؛ |
| وزیر اطلاعات با حکم حکومتی رهبر انقلاب ماندگار شد |
| يکشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۴۵ |
به گزارش جهان، پس از آنكه سايتهاي متعلق به دولت از پذيرش استعفاي حجتالاسلام والمسلمين حيدر مصلحي از وزارت اطلاعات توسط احمدينژاد خبر دادند، وي به دليل مخالفت مقام معظم رهبري با كنارهگيرياش در وزارت اطلاعات ماندني شد.
عصر امروز، سایت ریاست جمهوری، خبرگزاری ایرنا و شبکه ایران متعلق به دولت با انتشار متنی خبر داده بودند که وزیر اطلاعات استعفا کرده و رییس جمهور استعفای او را قبول کرده و همزمان وی را به سمت مشاور رییس جمهور در امور اطلاعاتی منصوب کرده است.
امروز همچنین، اسفندیار رحیم مشایی در گفتگویی با پایگاه اطلاع رسانی دولت به اظهار نظر در مورد اطلاعاتی هم پرداخته بود و گفته بود: ضعف های اطلاعاتی و ارتباطی جبران شوند.
در همین رابطه الف نوشت:انتشار خبر استعفای وزیر اطلاعات لحظاتی پس از انتشار از سوی اغلب خبرگزاری ها و سایت های خبری به جز خبرگزاری های وابسته به دولت برداشته شد.
پی گیری های خبرنگار نشان می دهد برداشتن این خبر با نظر دفتر مقام معظم رهبری بوده است که البته خبرگزاری رسمی دولت برخلاف دیگر رسانه ها آن را اجرا نکرد.
هم چنین یک منبع مطلع به خبرنگار الف گفت وزیر اطلاعات به دلیل برداشتن یکی از معاونین خود که نماینده مشایی و جریان انحرافی دولت در وزارت خانه بوده است با فشار دفتر رئیس جمهور مجبور به استعفا شده بود. پیش از این نیز رئیس جمهور تصمیم داشت وزیر اطلاعات را برکنار کند که آن دفعه نیز با مخالفت رهبر انقلاب مواجه شده بود.
در همین رابطه سایت آزادنگار با افشای اطلاعات بیشتر از هویت فردی که با دستور وزیر اطلاعات برکنار شده بود نوشت:دیروز با حکم حیدر مصلحی معاونت برنامه وبودجه وزارت اطلاعات برکنار شد وشخص دیگری جای اورا گرفت.«حسین عبداللهی» که با نظرمستقیم اسفندیار رحیم مشایی درسمت معاونت برنامه وبودجه وزیراطلاعات قرارگرقته بود صبح دیروز درمراسمی وبا دستور وزیر فعلی اطلاعات تودیع شد.
اما به نظرمیرسد که این جابجایی به مذاق چهره جنجالی دولت دهم خوش نیامد و تصمیم به برکناری مصلحی گرفت.مصلحی نیز که ازقرار معلوم چندروزی است اختلافاتش با احمدی نژاد ومشایی بالا گرفته است،برای اینکه به سرنوشت مصطفی پورمحمدی –وزیرکشوربرکنارشده دولت ایران- دچار نشود ،استعفا میدهد.
| انتقال یکی از مسئولیت های مهم رحیمی به بقائی |
| دوشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۵۵ |
به گزارش جهان، پس از آنکه حمید بقایی از سوی رئیس جمهور به سمت معاونت اجرایی رئیس جمهور و رئیس نهاد ریاست جمهوری منصوب شد، بخشی از اختیارات محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور به وی واگذار شده است.
منابع خبری می گویند رحیمی هم اکنون به غیر از شرکت در جلسات کمیته مبارزه با مفاسد اقتصادی کار دیگری ندارد و سایر مسئولیت های وی که از جمله مهمترین آنها منابع مالی مربوط به سفرهای استانی است به بقایی یا به عبارت دیگر به معاون اجرایی رئیس جمهور واگذار شده است.
پیش از بقایی، اسفندیار رحیم مشایی رئیس نهاد ریاست جمهوری بود که با آمدن بقایی به پاستور، این سمت از وی گرفته و به بقایی واگذار شد. که البته دلیل این امر توسط رئیس جمهور در حکمی که خطاب به بقایی صادر کرده بود، ارتباط تنگاتنگ معاونت اجرایی با امور مربوط به نهاد ریاست جمهوری ذکر شده است.
حمید بقایی هم اکنون سه سمت اصلی و پر مشغله را بر عهده دارد که به ترتیب، ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، معاونت اجرایی رئیس جمهور و رئیس نهاد ریاست جمهوری، سه پستی هستند که بقایی، آنها را در اختیار گرفته است.
او همچنین رئیس شورای عالی مناطق آزاد کشور و مشاور ویژه رئیس جمهور در امور آسیا نیز هست.
او که در اظهار نظراتش همواره صحبت هایی را نزدیک به مواضع مشایی بیان می کند، اخیرا در یکی از برنامه های خبری رسانه ملی در مورد اینکه چگونه از عهده تمام وظایفش در سمت های مختلف برمی آید اینطور گفته بود که این کار با اجرای روش های خاص مدیریتی قابل اجراست.
وی همچنین در گفتگو با ویژه نامه نوروزی یکی از نشریات کشور نیز در مورد هشدار مقام معظم رهبری پیرامون موازی کاری در امور دیپلماتیک کشور، اینطور گفته بود که این گفته مقام معظم رهبری، هم اکنون از مصداق خاصی در دولت برخوردار نیست.
در اين عمليات پنج نفر از عناصر تروريست به همراه چهار جليقه انفجاري و مقاديري مهمات دستگير شدند.
بر اساس اين گزارش، اعضاي اين گروه كه متشكل از برخي فريب خوردگان داخلي و مزدوران خارجي هستند در صدد بودند با اجراي عمليات تروريستي منطقه را ناامن جلوه داده و از اين رهگذر به اهداف شوم استكبار جهاني خصوصا آمريكا و اسراييل جنايتكار جامه عمل بپوشانند كه با اقدام دليرمردان عرصه گمنامي، در اين راه ناكام ماندند.
چندی پیش فیلمی با عنوان مستند "ظهور بسیار نزدیک است" در کنار تشکیل سایتی به همین نام، به شکلی گسترده و وسیع میان مردم راه یافت و عدهای مباحث التقاطی موجود در آن پیرامون ظهور منجی صاحب زمان حضرت مهدی (عج) را باور کرده و فریب این گروه منحرف را خوردند.
با داغ شدن این بحث در میان مردم برنامه روشنگر "به سوی ظهور" همچون همیشه به رصد این موضوعات پرداخته و با دعوت از حجتالاسلام کلباسی مدیر مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم در بخش استودیوی رادیویی این برنامه به نقد و بررسی لوح فشرده "ظهور بسیار نزدیک است" پرداخت.
انتشار خبر پخش این برنامه در خبرگزاری ها و تهیه گزارشها و مصاحبههایی از سوی دیگر رسانهها توجه مراکز قانونی و قضایی را به این مسئله معطوف کرد که این امر به دستگیری علی اصغر سیجانی سازنده این مستند انجامید.
منابع آگاه خبر دادند علی اصغر سیجانی روز گذشته دستگیر شده است.
گروه فرهنگی- امیرابیلی: ظاهرا قرار نیست اشتباههاي پیاپی دستاندرکاران برنامهی هفت پایان یابد و این برنامه بعد از مدتها بدون حاشیه و جنجال به روی آنتن رود. بعد از اشتباههاي هفتهی گذشته و تبدیل شدن برنامهی هفت به محلی برای همصدایی با صدای امريكا در حمله به اخراجیها و همچنین تقدیر از افتضاح اینترنتی کاربران سایت بالاترین، این هفته نیز برنامهی هفت با حضور تهمینه میلانی، یکی از شبهای پراشتباه و جنجالی خود را پشت سرگذاشت، بهطوري كه این کارگردان به ملت ایران توهين كرد.
جمعه شب تهمینه میلانی کارگردان فیلم "یکی از ما دونفر" در برنامه سینمایی حاضر شد. البته این اولین بار نبود که این کارگردان برای برنامهی هفت مشکل ساز میشد. داستان حاشیهسازیهای تهمینه میلانی برای برنامه هفت از آنجایی شروع شد که عوامل این برنامه در یک نظرسنجی در آخرین برنامهی قبل از عید خود از مردم خواستند که پرفروشترین فیلم اکران عید را از میان دو فیلم "اخراجیهای3" و "جدایی نادر از سیمین" انتخاب کنند، میلانی هم این نظرسنجی را توهین به فیلم خود قلمداد کرده و در مصاحبه ای به آن اعتراض کرد.
اما داستان به اینجا ختم نشد و هفتهی گذشته نیز بعد از اینکه مسعود دهنمکی در برنامه حضور یافت، یادداشتی از میلانی در رسانهها منتشر شد که در آن به حضور دهنمکی به جای خود در برنامه اعتراض کرده بود و خواستار تغيير فریدون جیرانی بهعنوان مجري برنامه شده بود.
اما اتفاقهاي برنامهی این هفته با ماجراهای قبل متفاوت بود، بهطوري كه اینبار میلانی با حضور در برنامه جملاتی را بر زبان آورد که شاید دامن جیرانی و برنامهاش را هم بگیرد و داستان به همین زودیها ختم نشود.
ماجرا از جایی آغاز شد که میلانی به بهانه نقد فیلمش به نقد فضای بستهی ایران از نظر خودش پرداخت و اینکه چرا زمانی در جامعهی ما دختران و پسران نمیتوانستند آزادانه رابطه داشته باشند و اینکه چرا زمانی در ایران کمیته! و نیروی انتظامی با دیدن یک دختر و پسر جوان با هم، به خانوادهشان اطلاع می دادند! و با همین کارها موجب شدهاند امروزه خانههای امن شکل بگیرند و جوانان روابطشان را از خانوادهشان پنهان کنند.
بحث میلانی و فراستی به اینجا ختم نشد و میلانی با بیان اینکه در فیلمش میخواست بگوید که دخترها و پسرها میتوانند با یکدیگر دوستی کنند و همچنین مواظب روابط خود باشند، به دفاع از فیلمش پرداخت.
اما اوج این قسمت هفت در آنجا بود که میلانی در جواب انتقاد فراستی مبنی بر شعاری بودن دیالوگهای فیلمش این جمله را بر زبان آورد که: مگر میشود کسی در ایران بزرگ شود و عقده نداشته باشد، تمام ایرانیها عقدهایاند.
وی همچنین در ادامه با بیان اینکه: اتفاقا تمام جوانانی که در خارج از کشر بزرگ میشوند، بسیار اصولگراتر از جوانان رشدیافته در داخل هستند، سیر سیاهنماییهای خود از ایران و ایرانی را به حد نهایت رساند.
این اولینبار است که در یک برنامهی پربینندهی تلویزیونی چنین توهین بزرگی به ملت ایران میشود و پاسخی هم دریافت نمیکند!
باید منتظر ماند و دید مسئولان صدا و سیما آیا در قبال این سیر منفی برنامهی هفت واکنشی از خود نشان میدهند یا خیر، چرا که در چنین افتضاح بزرگی قطعا مسئولیت اصلی با کسانی است که چنین تریبونی را در اختیار امثال میلانی قرار میدهند تا هرچه دلشان میخواهد راجع به نظام سياسي ايران و مردم آن بگویند. سابقهی میلانی بر هیچکس پوشیده نیست. همه به تفکرات شدیدا فمنیستی وی که در تقابل شدید با مبانی اسلام و انقلاب است، واقف هستند. حال این سوال پیش میآید که فردی با معلومات جیرانی که قطعا هم میلانی و تفکراتش را کامل میشناسد و هم خطقرمزهای یک برنامه زنده را میداند، چرا باید وقت برنامهاش را در اختیار چنین شخصی قرار دهد که به راحتی و جلوی چشم میلیونها بیننده به ملت ایران توهین کند. حتی اگر تفکرات فمنیستی میلانی را هم در نظر نگیریم آخرین ساختهی وی در میان فیلمهای روی پرده قطعا ضعیفترین اثر از نظر فنی است و اصلا ارزش این را ندارد که وقت تنها برنامهی نقد سینمایی کشور به بررسی چنین اثر ضعیفی تلف شود.
باید منتظر ماند و ديد كه سیر نزولی برنامهی هفت تا کجا ادامه خواهد داشت؟
گروه فرهنگی- امیرابیلی: ظاهرا قرار نیست اشتباههاي پیاپی دستاندرکاران برنامهی هفت پایان یابد و این برنامه بعد از مدتها بدون حاشیه و جنجال به روی آنتن رود. بعد از اشتباههاي هفتهی گذشته و تبدیل شدن برنامهی هفت به محلی برای همصدایی با صدای امريكا در حمله به اخراجیها و همچنین تقدیر از افتضاح اینترنتی کاربران سایت بالاترین، این هفته نیز برنامهی هفت با حضور تهمینه میلانی، یکی از شبهای پراشتباه و جنجالی خود را پشت سرگذاشت، بهطوري كه این کارگردان به ملت ایران توهين كرد.
جمعه شب تهمینه میلانی کارگردان فیلم "یکی از ما دونفر" در برنامه سینمایی حاضر شد. البته این اولین بار نبود که این کارگردان برای برنامهی هفت مشکل ساز میشد. داستان حاشیهسازیهای تهمینه میلانی برای برنامه هفت از آنجایی شروع شد که عوامل این برنامه در یک نظرسنجی در آخرین برنامهی قبل از عید خود از مردم خواستند که پرفروشترین فیلم اکران عید را از میان دو فیلم "اخراجیهای3" و "جدایی نادر از سیمین" انتخاب کنند، میلانی هم این نظرسنجی را توهین به فیلم خود قلمداد کرده و در مصاحبه ای به آن اعتراض کرد.
اما داستان به اینجا ختم نشد و هفتهی گذشته نیز بعد از اینکه مسعود دهنمکی در برنامه حضور یافت، یادداشتی از میلانی در رسانهها منتشر شد که در آن به حضور دهنمکی به جای خود در برنامه اعتراض کرده بود و خواستار تغيير فریدون جیرانی بهعنوان مجري برنامه شده بود.
اما اتفاقهاي برنامهی این هفته با ماجراهای قبل متفاوت بود، بهطوري كه اینبار میلانی با حضور در برنامه جملاتی را بر زبان آورد که شاید دامن جیرانی و برنامهاش را هم بگیرد و داستان به همین زودیها ختم نشود.
ماجرا از جایی آغاز شد که میلانی به بهانه نقد فیلمش به نقد فضای بستهی ایران از نظر خودش پرداخت و اینکه چرا زمانی در جامعهی ما دختران و پسران نمیتوانستند آزادانه رابطه داشته باشند و اینکه چرا زمانی در ایران کمیته! و نیروی انتظامی با دیدن یک دختر و پسر جوان با هم، به خانوادهشان اطلاع می دادند! و با همین کارها موجب شدهاند امروزه خانههای امن شکل بگیرند و جوانان روابطشان را از خانوادهشان پنهان کنند.
بحث میلانی و فراستی به اینجا ختم نشد و میلانی با بیان اینکه در فیلمش میخواست بگوید که دخترها و پسرها میتوانند با یکدیگر دوستی کنند و همچنین مواظب روابط خود باشند، به دفاع از فیلمش پرداخت.
اما اوج این قسمت هفت در آنجا بود که میلانی در جواب انتقاد فراستی مبنی بر شعاری بودن دیالوگهای فیلمش این جمله را بر زبان آورد که: مگر میشود کسی در ایران بزرگ شود و عقده نداشته باشد، تمام ایرانیها عقدهایاند.
وی همچنین در ادامه با بیان اینکه: اتفاقا تمام جوانانی که در خارج از کشر بزرگ میشوند، بسیار اصولگراتر از جوانان رشدیافته در داخل هستند، سیر سیاهنماییهای خود از ایران و ایرانی را به حد نهایت رساند.
این اولینبار است که در یک برنامهی پربینندهی تلویزیونی چنین توهین بزرگی به ملت ایران میشود و پاسخی هم دریافت نمیکند!
باید منتظر ماند و دید مسئولان صدا و سیما آیا در قبال این سیر منفی برنامهی هفت واکنشی از خود نشان میدهند یا خیر، چرا که در چنین افتضاح بزرگی قطعا مسئولیت اصلی با کسانی است که چنین تریبونی را در اختیار امثال میلانی قرار میدهند تا هرچه دلشان میخواهد راجع به نظام سياسي ايران و مردم آن بگویند. سابقهی میلانی بر هیچکس پوشیده نیست. همه به تفکرات شدیدا فمنیستی وی که در تقابل شدید با مبانی اسلام و انقلاب است، واقف هستند. حال این سوال پیش میآید که فردی با معلومات جیرانی که قطعا هم میلانی و تفکراتش را کامل میشناسد و هم خطقرمزهای یک برنامه زنده را میداند، چرا باید وقت برنامهاش را در اختیار چنین شخصی قرار دهد که به راحتی و جلوی چشم میلیونها بیننده به ملت ایران توهین کند. حتی اگر تفکرات فمنیستی میلانی را هم در نظر نگیریم آخرین ساختهی وی در میان فیلمهای روی پرده قطعا ضعیفترین اثر از نظر فنی است و اصلا ارزش این را ندارد که وقت تنها برنامهی نقد سینمایی کشور به بررسی چنین اثر ضعیفی تلف شود.
باید منتظر ماند و ديد كه سیر نزولی برنامهی هفت تا کجا ادامه خواهد داشت؟
محمد جواد رمضانی: هفته پیش فهرست 32 نفرهاي از سوی اتحادیه اروپا با موضوع تحریم که شامل تعدادی از قضات، مقامات انتظامی و دادگستری ایرانی می شود، تصویب شد که با استقبال کاخ سفید همراه بود. این لیست اگرچه شامل کسانی است که هرگز حساب بانکی در اروپا ندارند و رؤیای اقامت و سفر به اروپا را نیز شاید نداشته باشند، اما به لحاظ تبلیغاتی با توجه به شرایط منطقه دارای حساسیت های خاص خود است و این اقدام که البته کم کم تبدیل به یک رویه سیاسی بدعت انگیز از سوی امريكا و اروپا می شود، بايد از سوی مسئولین بی پاسخ نماند.
بهانه این لیست تحریم، موضوع "حقوق بشر" است، با اين حال، اگر این افراد به گفته آنان به عنوان "ناقضان حقوق بشر" شناخته می شوند، پس بد نیست، دولت مردان امريكا به این سوال نیز پاسخ دهند:
چرا علیرغم درخواست گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور شکنجه -سر مانفرد نواک در سال 2009- برای محاکمه جورج بوش و رامسفلد به اتهام صدور دستور شکنجه زندانیان گوانتانامو، دولت امريكا هیچ اقدامی در این زمينه نكرد. از سوی دیگر چرا اوباما اعلام کرده که بازجويی شکنجه گران را تعقیب نخواهد کرد؟
در اسفند ماه سال گذشته، یو پی آر امريكا در شانزدهمین نشست حقوق بشر در ژنو برگزار و در آن، به امريكا 225 توصیه حقوق بشری شد که در نوع خود یک رکورد محسوب می شود. با اين حال، تعداد زیادی از این توصیه ها هرگز پذیرفته نشد كه از جمله آنها می توان، تعطیلی بازداشتگاه گوآنتانامو، تعطیلی زندان های سری، لغو قانون شکنجه، اصلاح قوانین داخلی متناسب با رعایت وضعیت حقوق بشری و ... را يادآوري کرد.
سوال دیگر اینکه، با توجه به اینکه کشورهای اشغال شده حق محاکمه نظامیان امريكايی مرتکب جنایات ضد انسانی را ندارند، آیا امريكا قصد دارد نظامیانی را که با خونسردی، بسیاری از مردم عراق و افغانستان را برای تفریح کشته و با آنها عکس یادگاری گرفته اند، محاكمه كند؟ پاسخ این سوال را روز گذشته خانم کلینتون در برلین، با فرافکنی اینگونه داد که "ايران درصدد منحرف كردن قيام ها دركشورهاي عربي است و من فكرمي كنم هر كسي به اين نكته آگاهي دارد كه تلا ش ها و اعتراضهاي مشروعش ممكن است هدف بهره برداري قرار گيرد. اما در عصر ارتباطات ما اميدواريم كه مردم گرفتار اين ترفندها نشوند!"
این سخنان تامل برانگیز در حالی با وقاحت و دروغ پردازی وزیر خارجه امريكا مطرح می شود که نیروهای ناتو چندین نوبت انقلابیون لیبی را بمباران کردند، همپیمانی خود را با دیکتاتورهایی همچون حسنی مبارک و قذافی و ارائه کمک های نظامی و تسلیحاتی به آنان را فراموش کرده اند و در مقابل سرکوب معترضان بحرینی سکوت کرده اند. بحرین با وجود هزاران نظامی امريكایی نقطه ای استراتژیک برای امريكا محسوب می شود و با این فرض که در صورت دخالت مستقیم نیروها در سرکوب مردم، قطعا دیگر جایگاهی در میان کشورهای منطقه نخواهد داشت، از نیروهای نظامی عربستان و امارات دعوت به سرکوب کرده و خود وظیفه پشتیبانی تبلیغاتی و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران را برعهده گرفته است.
هشدار کلینتون به مردم منطقه که "ممکن است اعتراضشان مورد بهره برداری سایرین قرار بگیرد" یادآور طراحی های سازمان سیا و اتاق های فکر این کشور برای ایجاد آشوبهاي خیابانی در تهران است که به كمك وسایل ارتباط جمعی نوین مانند شبکه های اجتماعی فیس بوک، توییتر بیش از 70 سایت اینترنتی و حمایت صدها روزنامه و شبکه تلویزیونی سعی داشت اندک جای پایی برای خود در میان مردم ایران باز کند که با تدابیر رهبری و هوشیاری مردم، این سناریو به شکست منجر شد.
در عين حال، امريكا در حالی سرمایه گذاری نظامی گسترده در کشورهای منطقه را همراه با سفر گیتس به خاورمیانه شروع کرده است که وضعیت وخیم اقتصادی مردم این کشور، موجب اعتراضهاي گسترده در چندین ایالت از جمله کالیفرنیا شده است. امريكا در حالی از وضعیت دستگیر شدگان فتنه 88 ابراز نگرانی می کند که تعداد زندانیان در امريكا بهشدت رو به افزایش است و بر اساس آمار بیش از سه درصد افراد میانسال در امريكا یعنی 7.2 میلیون نفر در زندان یا در بازداشت بوده اند، اين در حالي است كه در دهه 80 میلادی این آمار در حد 500 هزار نفر بوده است. امريكا به کدام سمت می رود؟ یک زندان بزرگ؟ البته 70 درصد زندانیان غیر سفید پوست هستند که باعث سوال دیگری است؟ آیا یک تبعیض نژادی علیه سیاهان در جریان است؟
یکی از اصلی ترین عوامل انقلاب مردم منطقه احساس نفرت نسبت به امريكا و سیاست های دوگانه و ضد انسانی این کشور است. در مصر، به وضوح مردم با مهره ها و طرح های امريكايي مخالفت کرده و تا دادگاهی شدن مبارک میدان التحریر را خالی نکردند. در بحرین، مسلمانان این کشور همسویی کامل سعودی، رژیم آل خلیفه و امريكا را در سرکوب مردم مشاهده می کنند که قطعا با پیروزی نهایی انقلابیون، امريكا بزرگترین ضربه خود را در خاورمیانه با از دست دادن پایگاه های نظامیاش خواهد دید.
حسين عطوف: سخن از شان و منزلت فاطمه (س) بسیار بوده و هست. شاید در شان فاطمه زهرا اولین جمله زیارت نامه او که در زیارت هیچ امام دیگری نیامده همین بس باشدکه:
(اطیب البیان ج ۱۳ ص ۲۳۵)
اما آنچه فاطمه (س) را در کنار همه عظمتش نمونه یک پیامبر کرده انقلابی است که در قبال انحراف و بدعت مسلمانان منافق، بعد از وفات پیامبر (ص) شروع کرد و البته نشانه های آن به کرات قبل از وفات پیامبر (ص) آشکار شده بود. بدعتی که اکنون پس از پانزده قرن همچنان پابرجاست و عامل اصلی تفرقه مسلمین. در این نوشته سعی شده تا تلاش پیامبر (ص) و فاطمه زهرا (س) برای استقرار جانشینی علی (ع) و در حقیقت بنیان حکومت اسلامی با محوریت ولایت معصوم بر مردم و تلاش های مخالف آن نشان داده شود.
در سال نهم هجری است. پیامبر (ص) در تدارک جنگ با رومیان است. اخبار حاکی از تلاش هرقل شام در جمع آوری لشکری از قبایل عربی بود که می بایست علی الظاهر برای جنگ با حجاز آماده می گردید. شامات شامل منطقه وسیعی بود که اکنون کشورهایی چون سوریه، اردن، فلسطین و لبنان را دربر می گرفت. پیامبر (ص) علیرغم سالخوردگی فرمان جمع آوری نیرو می دهد. سفر در فصلی بسیار گرم، در راهی بسیار طولانی و با وجود مشقات فراوان و درست در زمان رسیدن محصولات کشاورزی بود. مشکل این جنگ و سفر طولانی آن تا بدانجا بود که آن را به حق نامیده اند. شرایط بسیار حساس است و برخی مسلمانان و منافقان به دلایل مختلف از رفتن به جنگ سرباز می زنند. پیامبر (ص) در اقدامی عجیب و معنادار علیرغم میل علی (ع) و طعنه یهودیان و منافقین، علی (ع) را که بزرگ جنگاور سپاه اسلام است و طبیعتا در جنگ با رومیان بیش از هر زمان دیگری بدو نیاز بود در مدینه به جای خویش می گمارد و می فرماید: با تلاش و تبلیغ فراوان در همه سرزمین اسلامی، حدود سی هزار نفر آماده جنگ می شوند.
(سال دهم هجری) : پیامبر (ص) به دستور خداوند، در غدیر، علی (ع) را صراحتا جانشین بعد از خود معرفی می کند و مردم با علی (ع) بیعت می کنند. جالب آن است که طبری در کتاب خود حدیث غدیر را از عمربن خطاب هم روایت کرده است. این حادثه مهم و بیعت مردم با علی (ع) منکری در تاریخ ندارد.
و پیامبر (ص) از قبل از ماجرا آگاه می شود. به شواهد مختلف سوقصد کنندگان از کفار و دشمنان خارجی نبوده و از نیروهای داخلی بوده اند. برخی تاریخ نویسان به شیوه عجیبی از ذکر نام آنان خودداری می کنند.
آغاز بیماری رسول خداست. پیامبر(ص) تصمیم به دارد. سپاه مرکب از قدیمی ترین صحابه و دیگر انصار است. بازهم در تاریخ نامی از علی(ع) در سپاه مشاهده نمی شود. در میان این همه صحابه با سابقه و مسن، پیامبر (ص) اسامه را فرمانده انتخاب می کند. کسی که سن او در تاریخ هفده تا بیست سال معرفی شده است. اعتراض برخی صحابی و خصوصا عمر آغاز می شود و پیامبر (ص) با خشم می فرماید: او لیاقت امیری لشکر را دارد. در بستر بیماری نیز می فرمود : « آنقدر سستی کردند تا پیامبر (ص) رحلت کردند. حتی پس از خلیفه شدن ابوبکر و اعزام این سپاه به فرماندهی اسامه، کمی سن از جمله ایراداتی بود که عمر به خلافت علی (ع) هم می گرفت و به نظر می رسید پیامبر (ص) با آینده نگری خاصی چنین تدبیر کرده بودند.
که در دوماه پایانی زندگی پیامبر (ص) رخ داد. پیامبر (ص) در بستر بیماری کتاب و دوات می خواهد تا چیزی بنگارد تا پس از او امت گمراه نگردند ولی عمر بن خطاب با بیان اینکه «این مرد گرفتار تب شده (و هذیان می گوید) و کتاب خدا مارا کفایت می کند» از این کار ممانعت کرد.
نگرانی از اوضاع آینده حکومت اسلامی حتی در رفتار و گفتار پیامبر (ص) کاملا مشخص است. پیامبر (ص) در روزهای آخر به قبرستان می رود و با گورهای خاموش نجوا می کند: «خوب بیاسایید که حال شما از این قوم بهتر است.» هر چه به مرگ نزدیک تر می شود نگرانی بیشتر در سخنان پیامبر (ص) شنیده می شود: « پاره های شب سیاه روی آورده اند و به دنبال هم از راه می رسند.»
ضربه ای سخت به علی (ع) و خصوصا فاطمه (س) وارد شده است. هنوز کفن و دفن پیامبر (ص) تمام نشده که خبر ضربه ای عمیق تر به خانه علی (ع) می رسد. اهل نفاق، نقاب برانداخته اند. ابوبکر جانشین پیامبر (ص) شده و مردم در حال بیعت با او هستند !
ابن قطیبه در کتاب الامامه و السیاسه می نویسد علی بعد از این واقعه به مسجد رفت و با مهاجرین در این باره اتمام حجت کرد و علت این حادثه را پیروی صحابه از هوی و هوس خواند. دیگر یاران نزدیک علی (ع) نیز با خطابه هایی مردم را از این انحراف برحذر می داشتند. این اتمام حجت ها به شکلی تأثیر گذار بود که نقل شده ابوبکر سه روز از خانه خارج نشد.
حکمت همه تلاش ها و اتمام حجت های پیامبر (ص) در اواخر عمرشان هویدا می شود. اینک وقت ابتلا و آزمایشی دیگر برای امت پیامبر (ص) است. همه در حال بیعتند و او از این تنها نقطه مقاومت در برابر حکومت جدید سخت خشمگین است. او که برای استقرار قدرت در دست ابوبکر تلاش بسیار کرده است و همه سدها را از پیش پا برداشته است اکنون نمی تواند تحمل کند در این خانه، گروهی به عنوان سرپیچی از بیعت سر باز زده اند و چنین کانون مقاومتی را تشکیل داده اند.
ـ علی؟ آری، اما او هنوز جوان است. بگذار چندی بر او بگذرد!
- علی؟ آری، اما او مرد شمشیر است و پارسایی و دانش. از سیاست چیزی نمی داند شجاع است اما علم جنگ ندارد!
- علی؟ آری، اما فعلا مصلحت نیست. خیلی دشمن دارد. او در جنگ های عصر پیغمبرافراد بسیاری از خانواده ها ی بزرگ و بانفوذ عرب را کشته. این کینه ها هنوز گرم است. مصالح ایجاب نمی کند.
- علی؟ او از خودش زیاد ستایش می کند!
- علی ؟ آری اما .... اما.... اما .....
انگار برای عمر کافی نیست. ابوبکر را قانع به می کند. امیرالمومنین (ع) بعدها در نامه خود به عثمان بن حنیف می نویسد :«از همه آنچه آسمان بر آن سایه انداخت، تنها فدک در دست ما بود.» ابوبکر در روایتی که فقط انگار خود او تنها از پیامبر شنیده نقل می کند که پیامبران از خود ارث باقی نمی گذارند. استدلال های محکم فاطمه در این رابطه از آیات قرآن را گوش شنوایی نیست و ، هدیه پیامبر (ص) به فاطمه، به نفع حکومت مصادره می شود.
علی (ع) به مصلحت جامعه مسلمین و جلوگیری از تفرقه، تصمیم به سکوت گرفته بود. بعدها بارها مورد اشاره علی (ع) قرار گرفته است. در جایی با اشاره به این فرمود: میوه نارس چیدن مانند کشت در زمین غصبی دیگری بی بهره است.
امام در خطبه 3 نهج البلاغه که به خطبه شقشقیه معروف و درددل های امام از ماجرای سقیفه و غصب خلافت است می فرماید:
«(پس از سقیفه) در این اندیشه بودم که آیا با دست تنها برای گرفتن حق خود به پاخیزم و یا در این محیط خفقانزا در تاریکیی که به وجود آوردند صبر پیشه سازم ؟ صبری که پیران را فرسوده، جوانان را پیر و مردان با ایمان را تا قیامت و ملاقات پروردگار اندوهگین نگه میدارد ...
همچنین در خطبه 217 نهج البلاغه با مضمونی مشابه میفرماید: «
تعداد کم صحابه همراه علی (ع) نیز باعث شده بود در این شرایط آنان نیز عملا منزوی شوند و کوچکترین حرکت آنان با عکس العمل اصحاب سقیفه و خصوصا عمر همراه شود.
فاطمه (س) در قبال دفاع در برابر مصادره فدک شکایت خود را در مجمع عمومی مسلمین یعنی مسجد مطرح می کند چراکه این شکایت تنها برای فدک و یک مساله شخصی نبود. این خطبه آتشین توسط ابوالفضل احمدبن ابی طاهر (متوفای280 ه.ق) در کتاب بلاغات النساء آورده شده است. ابی طاهر می نویسد: من پیرمردان آل ابوطالب را دیدم که این خطبه را از پدران خود نقل می کردند و به فرزندان خویش تعلیم می دادند.
«...شيطان سر از کمینگاه خود برآورد و شما را به خود دعوت کرد و دید که چه زود سخنش را شنیدید و سبک در پی او دویدید . هنوز دو روزی از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته. آنچه نباید کردید و آنچه از آنتان نبود بردید و بدعتی بزرگ پدید آوردید. دروغ می گویید و راهی جز راه حق می پویید ... من آنچه شرط بلاغ است با شما گفتم اما می دانم که خوارید و در چنگال زبونی گرفتار... من پایان کار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا می ترسانم. به انتظار بنشینید تا میوه درختی را که کشتید بچینید و کیفر کاری را که کردید ببینید....»
فاطمه (س) انقلاب خود را آغاز کرده است. فاطمه (س) با علی (ع) یک به یک به در خانه صحابه می رود. خانه همان ها که غدیر را دیدند و با علی (ع) بیعت کردند. به همه آنها غدیر وگفتار پیامبر (ص) در مورد ولایت علی (ع) را یادآور می شود. جوابی که شنیده می شود تاریخ را مبهوت کرده : " علی دیر آمده !! " ... چشم ها کور و گوش ها کر و بر دل ها قفل زده شده....
فاطمه (س) همچون پرنده ای مجروح در میانه دو فاجعه سنگین فشرده می شود. مرگ پیامبر (ص) وغصب جانشینی پیامبر (ص) و انحراف رهبری حکومت اسلامی.
خانه او چسبیده به مسجد است. دیروز صدای عمر را می شنید که در محراب پیامبر (ص) نماز می خواند و امروز صدای ابوبکر را. این زن تنها هجده ساله است. او تاب این همه جفا و فشار جسمی و روحی را از طرف دوست و دشمن ندارد...فاطمه (س) در بستر بیماری می افتد.
او باز خطبه می خواند و باز هم آتشین. چنان خطبه ای که سويد بن غفله گويد: زنان سخنان آن حضرت را براى شوهرانشان بازگو كردند، گروهى از مهاجرين و انصار براى عذرخواهى نزد ايشان آمده و گفتند: اى سرور زنان، اگر على اين مطالب را قبل از بيعت با ابوبكر برايمان مىگفت كسى را بر او ترجيح نمىداديم!
فاطمه (س) ابتدا آنها را راه نمی دهد ولی به اذن علی (ع) اذن داد. فاطمه (س) رو به آنها می گوید: نشیده اید که پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است هرکه او را بیازارد مرا آزرده است؟ گفتند: چنین است! آنان از خانه او بیرون رفتند. این اتمام حجت به گونه ای سنگین بود که برخی مورخین این ملاقات را نفی کرده و برخی به گونه دیگر روایت کرده اند که ابوبکر در این ملاقات، فاطمه (س) را خشنود کرد!
فاطمه (س) ، کسی که تا آن زمان کمتر کسی سخنی از زبان او شنیده بود، در مسجد خطبه خواند و در بستر هم. برخی زنان به ملاقات او می آیند و مردان از احوال او کاملا باخبرند و او به درستی از جایگاه خویش در ابلاغ این رسالت آگاه است. او از یک سو به شدت مورد توجه رسول خدا بوده است و پیامبر (ص) از او به عنوان پاره تن خود یاد کرده و از سوی دیگر برخورد و محدود کردن او به واسطه حرمت و جایگاه خاصش در بین مردم کار ساده ای نبود و فاطمه (س) نیزکه میراث پیامبر (ص) را در تشکیل حکومت اسلامی ولایی در خطر می دید با همه وجود در پشتیبانی از ولایت در طول تاریخ، تنها وارد صحنه شد.
فاطمه (س) بنیانگذار نهضتی است که هنوز ادامه دارد. او با ارائه خطبه های خود جبهه هایی راگشود تا پس از رحلت رسول خدا، اسلام و حاکمیت اسلام در تاریخ گم نشود و آرام آرام معنی خود را بیابد. جبهه ای که او گشوده همچنان در حال پیشروی است.
او از کودکی، بزرگ زیست و در راه پیامبر (ص) با بصیرتی ولی گونه در مبارزه با جبهه نفاق و حمایت از حکومت ولایی لحظه ای از پا ننشست. او نمونه بارز یک زن در همه ابعاد است. مظهر یک همسر، یک مادر، و مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانه و سرنوشت جامعه و آینده حکومت اسلامی. وی خود یک «امام» است. نمونه یک تیپ ایده آل برای زن، یک اسوه.
فاطمه (س) به گواهی زیارتنامه اش «همسر ولی الله و بهترین خلق خدا بعد رسول الله، هم پیمان زهد و پرهیزکاری است کسی که نور امامان از او خارج شده و در برابرش پرده نبوت آویخته شده است.»
کاظم رستمی، منتقد ادبی و شاعر جوان شعری برای ایام فاطمیه سروده که بوی بحرین و غربت شیعه و غربت انقلاب دارد.
وی که در شش سال گذشته دبیر کنگره سراسری شعر دفاع مقدس نیز بود، سال گذشته به همراه علی محمد مودب، در واکنش به فتنه مجموعه اشعاری را با عنوان "مسئله بیست و دوم خرداد نبود، مسئله بیست و دوم بهمن بود"، منتشر کرد که با استقبال بزرگان شعر و هنر انقلاب مواجه شد.
در ادامه متن کامل این شعر زيبا و حماسي را که او در اختیار رجانیوز قرار داد، میخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحيم
قال رسول الله(صل الله عليه و آله):
ان الله یرضی لرضا فاطمة ویغضب لغضبها
صبح، مي بارد نيلي از پلك نگاه
مينوازد نرم، سرماي پگاه
دست آرام نسيم از موي مه
ترد، ميمويد به گلبرگ گياه
از نيام ناي حق هو ميكشد
يا كريم مانده در شولاي آه
ابر بغض آمد بهارم غم گرفت
غربت تاريخ ميبارد به چاه
زهر صبري در گلويي گر گرفت
دل دل تصوير ميرامد به راه
شرم شعر از وصف ماه خون چكان
ميزند در ذهن بيدل نبض آه
آهي از تصوير قمري خون گرفت
رنگ نيلوفر گرفت آهنگ ماه
كيف اصبحتِ دليل خلق نور؟
رنگ رو بر سر دل باشد گواه...
آه يادت رفت شعر نو بهار
غنچه سرخ شقايقها سياه
عيش مردم را منقص كردهاي
غم اگر داري كه دارد اين گناه؟
قصه كوته ميشود چندي دگر
عيشتان دائم شود زين گاه گاه
ميپرد قمري، بسان سينه سرخ
ميبرد او را سليمان، شامگاه
خط خون و صبر سابيدن به زخم
تا طلوع عصر شاه كم سپاه
*****
خط سرخ امروز هم خط غم است
جام زهر و فتنه... لؤلؤ، قتلگاه
حيدر اي هوي يتيمان فدك
اي ولي مطلق اي تنها پناه
ذوالفقارت سايه بر بحرين كن
شيعه جز دستت ندارد تكيه گاه
آن يدالله اجابت كن قنوت
گو بيايد وتر دين حق ز چاه
رايت دين محمد بر شود
يا اله آمين و يا الله آه