مولای ما ... ( رهبرا جانم فدایت )
مولای ما! خسته مباد درایت شما در هدایت ما، در این سالیان دور و دراز رهبری. پیر جمع بودن و روشنگری. گفت
:
هنوز عهد و مرامی که داشتم دارم
و جان نیمه تمامی که داشتم دارم
به همرهان که جفا میکنند میگویم
اگر چه گفتهام اکنون بلند میگویم
که تا به چشم حیات روزنهای است
تمام بود و نبودم فدای خامنهای است
مولای ما! خسته مباد دست مجروحت. در وصف دستان بریده حضرت علمدار که دستگیر این روزهای توست،
چه خوب گفته شاعر؛ « پنج امامی که تو را دیدهاند/ دست علم گیر تو بوسیدهاند»
هر دشمني كه به تو چپ نگاه كند خار ميكنم
پوزش به خاك كشم ، زندگي اش تار و مار ميكنم
"
سيد علي" مخور غم يار ، ببين از
براي تو ؛
"
عمارم" و به منصب خود افتخار
ميكنم
در رگ سبز پیمبر میزند
ما به عهد خویش کافر نیسیم
استخوان در حلق حیدر نیستیم
در "خمینی" روح حق گر منجلی است
روح "روح الله" همان "سید علی" است