مجله پزشکی : سرطان
«در مسیر درمان سرطان، دانشمندان در حال صعود از پله های ترقی هستند. ما در دورانی سرشار از وعده های بزرگ به سر می بریم.»
دكتر فیلیپ لوینگستن
● درمان های تركیبی
از هنگام تشخیص اولیه، اكثر تومورهای سفت را می توان روی میزان و وسعت پیشرفت آنها رده بندی كرد. به طور معمول، تومورهای كوچك را كه به گره های لنفی یا دیگر نقاط دور گسترش نیافته اند، تومورهای مرحله یك می نامند. تومورهای مرحله دو و مرحله سه پیشرفته بوده، اندازه ای بزرگتر داشته و به گره های لنفی فراوانی توسعه یافته اند. تومورهای مرحله چهار از نقطه نظر پیشرفت به نقطه ای رسیده اند كه در نقاط دیگر بدن، به سهولت می توان متاستاز آنها را مشاهده كرد.
پزشكان از شیوه های جراحی یا پرتودرمانی برای نابودی تومورهای مراحل اولیه و در محل های نخستین و در صورت ضرورت در گره های لنفی مجاور آنها استفاده می كنند. اگر چه درمان سرطان های مراحل بینابینی، اغلب نسبتاً موفقیت آمیز است اما در شمار زیادی از مبتلایان به دلیل عدم امكان برداشت تمام سلول های توموری، تومور پس از چندی، دوباره شكل می گیرد.
متخصصان، برای مبتلایان به مراحل بینابینی سرطان، به طور فزاینده از درمان های تركیبی و تعدیلی متنوع استفاده می كنند. این شیوه از درمان، هماهنگ و منسجم، همكاری گروهی از متخصصان در میدان های مختلف به ویژه سرطان شناس، جراح، آسیب شناس و رادیوبیولوژیست را می طلبد.
جراحی یا پرتودرمانی و به دنبال آن شیمی درمانی، معمولی ترین شیوه از درمان های تركیبی سرطان محسوب می شود. در حال حاضر، درمان سرطان پستان احتمالاً بهترین نمونه از این شیوه درمان است. برداشت تومور همراه با مختصری از بافت های پیرامونی آن توسط جراحی (روشی كه به نام Lumpectomy خوانده می شود) همراه با پرتودرمانی و دارو درمانی، ضمن آنكه میزان پیشرفت درمان سرطان پستان را به طرز قابل توجهی بهبود بخشیده است، در اكثر موارد برداشت پستان را غیرضروری كرده است. راهكارهای مشابه، درمان سرطان كولوكتال و شماری از سرطان های استخوان و بافت های نرم را نیز ارتقا داده است.
در شكل جدیدتری از درمان های تركیبی و تعدیلی كه القای شیمی درمانی (Induction chemotherapy) نامیده می شود، شیوه عمل به این صورت است كه ابتدا شیمی درمانی و در پی آن جراحی و پرتودرمانی مورد استفاده قرار می گیرد. این روش به متخصصان امكان می دهد تا با مشاهده سرعت كوچك شدن و تحلیل رفتن تومور اولیه، اثر بخشی داروها را ارزیابی كنند.
شیمی درمانی القایی امكان درمان سلول های توموری را كه در سراسر بدن گسترش یافته اند (Systemic micrometastases)و با احتمال فراوان، در اوایل رخداد متاستاز ارائه كرده است. در برخی موارد، این شیوه موجب كاهش یا حتی حذف عمل جراحی جهت برداشت اندام مورد نظر شده است.
برای نمونه، مبتلایان به سرطان های پیشرفته سر و گردن كه به شیوه سنتی (توسط روش های جراحی و پرتودرمانی)، مورد درمان قرار می گیرند، اغلب درمان نمی شوند و مواردی هم كه زنده می مانند، قادر به تكلم نیستند. در صورتی كه شیمی درمانی القایی و در پی آن پرتودرمانی می تواند علاوه بر میزان ماندگاری مشابه، مشكل مورد اشاره روش سنتی را نیز نداشته باشد. شیمی درمانی القایی برای درمان موفقیت آمیز سرطان های ریه و مثانه مورد استفاده قرار گرفته است و در مورد مثانه، اغلب نیازی به برداشت آن نیست.
هورمون درمانی القایی و در پی آن پرتودرمانی یا جراحی، نیز به میزان بالایی در درمان سرطان پروستات موثر است.
هورمون درمانی، نوع دیگری از دارو درمانی است كه برای سرطان های مشخص مشتمل بر غده های پستان و پروستات كه توسط هورمون های جنسی تنظیم می شوند، كاربرد دارد. این شیوه، گاهی غیرموثر است زیرا تومورهای پستان و پروستات می توانند واجد شماری از سلول های مستقل از هورمون باشند و در نتیجه بی اعتنا به نقش درمانی هورمون، به رشد بی رویه خود ادامه دهند.
شیمی درمانی یا هورمون درمانی را می توان همزمان با جراحی یا پرتودرمانی نیز به كاربرد. این روش كه به شیمی _ پرتودرمانی توامان، (Concomitant Chemoradiotherapy)شناخته می شود، برای درمان تومورهایی كه به هر یك از روش های جراحی یا پرتودرمانی به تنهایی، پاسخ ضعیفی می دهند (مشتمل بر تومورهایی كه به احتمال بسیار زیاد زنده مانده یا از پیش، متاستاز داده اند)، از ارزش ویژه ای برخوردار است. به طور نمونه، درمان سرطان مری با این شیوه از درمان _ و در مقایسه با روش پرتودرمانی به تنهایی - به مراتب موفقیت آمیزتر بوده است. اضافه شدن شیمی درمانی در این موارد، احتمال برگشت دوباره سرطان به آن ناحیه یا توسعه در برخی از اندام های دیگر را كاهش می دهد.
● ایمنی درمانی
در زمینه درمان سرطان، دانشمندان به طور مستمر و فزاینده برای بیش از سه دهه پیرامون ایمنی درمانی یا واكسن درمانی تلاش كرده اند. از آنجا كه ایمنی یك واكنش سیستمیك است، از توان بالقوه برای حذف تمام سلول های سرطانی در بدن فرد مبتلا برخوردار است. مشكل مهم در این روش، آن است كه سیستم ایمنی همواره قادر به تشخیص سلول های سرطانی و حمله به آنها نیست. در واقع، بسیاری از تومورها ترتیبی می دهند تا از تعقیب ایمنی، مخفی و در امان بمانند. لازم به ذكر است پژوهش های اخیر در ایمنی شناسی پایه، ابزارهایی را در دسترس قرار داده است كه به كمك آنها بتوان اینگونه سرطان ها را از وضعیت مخفی در آورد. به طور ویژه، هم اكنون این امكان وجود دارد كه با برچسب دار كردن سلول های سرطانی توسط ژن های مشخص، این سلول ها در معرض مشاهده سیستم ایمنی قرار گیرند.
در چنین شرایطی، سیستم ایمنی در اكثریت موارد می تواند حتی سلول های سرطانی را كه برچسب دار نشده اند، شناسایی كند. از جمله راهبردهای ژن درمانی كه در سطح وسیعی مورد آزمون قرار گرفته است تعدیل سلول های سرطانی فرد مبتلا با ژن های رمزدهنده سیتوكین ها (Cytocins) است. روش كار به این ترتیب است كه ابتدا سلول های توموری فرد مبتلا برداشت می شود و سپس به درون آنها ژن های سازنده سیتوكین ها (مانند اینترلوكین -۲ عامل رشد سلول (Interleukin-۲=IL۲) یا فعال كننده سلول دارینه ای (Dendrita) به نام عامل تحریك كننده كلنی گرانولوسیت- ماكروفاژ (CGMCSF) وارد می شود.
در مرحله بعد، سلول های توموری تغییر یافته به پوست یا ماهیچه فرد مبتلا - جایی كه با ترشح سیتوكین ها توجه سیستم ایمنی را جلب كنند- برگشت داده می شود. به لحاظ نظری، سلول های تغییریافته در محل قرار گرفته، باید به شكلی شدید، فعالیت سیستم ایمنی را موجب شوند. به علاوه، سلول های فعال شده كه اینك به سلول های سرطانی تغییر یافته اند، بتوانند با گردش در سراسر بدن تومورهای دیگری را مورد حمله قرار دهند. در موارد مشخصی، مشاهده شده است كه واكسن های توموری، ظاهراً ژن های تعدیل یافته سیستم ایمنی را در حضور سرطان، بیدار می كنند. اگر چه كه عمده این مشاهدات بالینی، هنوز در سطح مقدماتی است. در اكثر موارد، پاسخ های مبتلایان به این درمان ها، به طور دقیق با پاسخ های درمان های مرسوم، مقایسه نشده است. به علاوه، الگوی پاسخ قابل پیش بینی نبوده و از توموری به توموری دیگر و حتی در بین مبتلایان به سرطان مشخصی، تفاوت نشان داده است.
سیتوكین ها (یاهورمون های تنظیم كننده دستگاه ایمنی بدن) در اواخر دهه ،۱۹۷۰ كشف شدند و از جمله نوعی سیتوكین به نام اینتركولین ۲ كشف شد كه دستگاه ایمنی بدن از آن برای تكثیر گویچه های سفید استفاده می كند. پژوهشگران ژن های مربوط بهIL-۲ و عامل نكروز توموری (Tumor Necrosis Factorت= TNF) را با سلول های تومور بیمار تركیب كرده و دوباره آنها را به بدن بیمار تزریق می كنند.● واكسن های ضد سرطان
در روش های ایمنی مبارزه با سرطان، اگر پژوهشگران بتوانند با استفاده از روش های صحیح، پادگن های دقیق مربوط به هر تومور را تولید كنند، مبارزه اساسی با سرطان و پیشگیری از ایجاد تومورهای ثانوی به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست خواهد یافت. البته می دانیم كه سالیان طولانی است كه به كمك واكسن ها، وارد كردن شكل های بی ضرر اما قابل تشخیص پادگن ها به بدن افراد و قرار دادن آنها در معرض دستگاه ایمنی بدن، خطر بسیاری از بیماری ها مانند آبله، آدمی را تهدید نمی كند. اما سرطان، با عنایت بر ماهیت پیچیده آن چیز دیگری است و تهیه واكسن موثر بر علیه آن، كار ساده ای به حساب نمی آید. هر چند كه پژوهشگران واكسن های متعدد احتمالی سرطان را آزمایش كرده اند و موفقیت قابل ملاحظه ای را به دست نیاورده اند اما در هر حال با امیدواری به راه خود ادامه داده اند. به قول دكتر فیلیپ لوینگستن از مركز سرطان شناسی مموریال اسلون كترینك در نیویورك: «دانشمندان، در این دانش در حال صعود از پله های ترقی هستند. ما در دورانی سرشار از وعده های بزرگ به سر می بریم.» دكتر دونالد مورتون از مؤسسه سرطان جان وین در سانتامونیكای كالیفرنیا، بیش از سه دهه از عمر خود را صرف تهیه واكسن برای مبتلایان به ملانوم كرده است. اگر چه شكل اصلاح شده واكسن مورتون، برای ده ها بیمار مورد استفاده قرار گرفته است در مجموع چندان امیدواركننده نبوده است، اما در مواردی نتایج بسیار نوید بخش بوده است.
شناسایی و تعیین دقیق تاثیر یكایك پادگن های توموری بر دستگاه ایمنی فرد، از جمله مهمترین چالش های موجود در طراحی واكسن درمانی های مطلوب به حساب می آید. تلاش در این راستا به سرعت در حال انجام است. اكثریت بالایی از متخصصان سرطان های گوناگون نیازمند واكسن های متفاوت هستند. هرچند كه معدودی از پژوهشگران تصور می كنند كه سلول های سرطانی پادگنی دارند كه مخرج مشترك آنها به حساب می آید، نظریه ای كه البته طرفداران فوق العاده اندكی دارد.
طراحی واكسن های ملانوم تركیبی و آزمایش آن روی حیوانات الگو پاسخ ایمنی شدیدی را برانگیخته و موفقیت آمیز بوده است.
ملانوم كه با روش های معمول غیرقابل درمان است، سلول های آن، تعدادی از پادگن های متمایز را از خود نشان می دهند و برای ایمنی درمانی، سرطان مناسبی است. هرچند كه پژوهش های پژوهشگران در زمینه واكسن درمانی، تنها به این سرطان محدود نبوده و شماری دیگر از سرطان ها را نیز شامل می شود، كه از جمله آن واكسن اسپرینگر است كه توسط دكتر اسپرینگر برای سرطان پستان طراحی شده است و تا كنون استفاده از آن در شماری از بیماران موفقیت آمیز بوده است.
با وجود آنكه تومورها از بافت های بدن مشتق می شوند، پادگن های حاصله از سلول های توموری، برای سیستم ایمنی به عنوان مولكول های بیگانه شناخته می شود و سیستم ایمنی می تواند این سلول ها را شناسایی كرده، از رشد آنها جلوگیری كرده یا آنها را از بین ببرد. این نوع ایمنی، ایمنی سلولی خوانده می شود. در این راستا، به منظور افزایش پاسخ های ایمنی میزبان به تومورها و ابداع شیوه ای مناسب برای درمان سرطان، پژوهش های مهمی در ایمنی شناسی و سرطان شناسی صورت گرفته یا در دست انجام است، كه استفاده از واكسن ها از جمله راهكارهای مهم برای درمان سرطان به حساب می آید.
القای یك پاسخ سیستمیك توسط واكسن در برابر سلول تومور، از مهمترین نكات بالینی درباره واكسن های ضدتوموری است. اما مشكل عمده در مسیر طراحی این واكسن ها آن است كه اكثر تومورها توان تولید پادگن های فراوان و متنوع را دارا هستند كه هنوز به طور كامل شناخته نشده اند. هنگامی كه سیستم ایمنی یك جانور با پادگن جدیدی مواجه می شود، به تمام سطح پادگن پاسخ داده نمی شود، بلكه تنها به شاخص های ویژه ای از پادگن واقع در نواحی مشخصی از سطح آن كه اپی توپ (epitop) نامیده می شود، پاسخ داده می شود، از آنجا كه یك پروتئین پادگنی می تواند دارای اپی توپ های متعددی باشد، تشكیل پادتن های مختلف را القا می كند. در كاربردهای فراوانی كه پادتن ها دارند، در اختیار داشتن یك گونه منفرد از پادتن ضروری است.
چنین پادتن هایی، مونوكلونال (Monoclonal antibody) یا به اختصار AMB خوانده می شوند و توسط فناوری هیبریدوما (hybridoma) به راحتی می توان آنها را به طور خالص تولید كرده و در زمینه های متعدد از كیت های تشخیص گرفته تا درمان سرطان و تخلیص پروتئین به كاربرد.
MAB ها به دلیل اختصاصی بودن، خلوص بالا، سازگاری، یكنواختی و سرعت در سطح گسترده مورد استفاده قرار گرفته اند. اگر چه كه تولید گویچه های سفید از بین برنده تومورها، پرتودرمانی جهت گیری شده یا شلیك پادتن های رادیواكتیو به عنوان «گلوله جادویی» به سلول سرطانی و انهدام آنها، و تهیه واكسن كارآمد برای تحریك دستگاه دفاعی بدن به منظور شناسایی دقیق سلول های سرطانی و نابودی آنها، از راهكارهای جدی در درمان سرطان محسوب می شوند، اما هم اینك و در عمل، ایمنی درمانی سرطان با چالش هایی متعدد مواجه است، اگرچه چشم انداز آن بسیار نویدبخش است.
در یك جمع بندی كوتاه آنچه به روشنی می توان گفت آن است كه بشر در آستانه وارد شدن به عصر جدیدی از درمان سرطان قرار دارد، به ویژه كه در دهه های آینده، در میدان مبارزه با سرطان، به ویژه با استفاده از روش های ژنتیك مولكولی، ایمنی درمانی نیز به نوبه خود چهره پزشكی را دگرگون خواهد ساخت.
● غوغای سلولهای بد سر و صدای سلولهای یاغی
نتایج این مطالعه نشان میدهد میتوان برای تشخیص گسترش بیماری سرطان پوست (ملانوما)، به صدای گسترش سلولهای بدخیم گوش داد. به گزارش خبرگزاری رویترز، محققان دانشگاه <میسوری - كلمبیا> در امریكا به تازگی به روشی موسوم به <فوتوآكوستیك> برای تشخیص لرزشهای سلولهای بدخیم در خون دست یافتهاند. این محققان میگویند با این روش میتوان پیش از آنكه سلولهای سرطانی از عضوی به عضو دیگر راه یابند، گسترش تومور سرطانی را تشخیص داد. محققان دانشگاه میسوری درگزارشی از این مطالعه كه در نشریه <اوپتیكس لترز> به چاب رسیده، اعلام كردند با روش <فوتوآكوستیك> كه از تركیب فیزیك نور و تكنیكهای فراصوتی ایجاد شده، ابتدا توسط یك پرتو لیزر سلولها به لرزش در میآیند و سپس صدای متمایز لرزش سلولهای بدخیم ثبت میشود. دانههای تیرهرنگ و میكروسكوپی ملانین موجود در سلولهای بدخیم سرطان پوست انرژی پرتوی آبیرنگ لیزر را جذب میكنند و همانطور كه منبسط و منقبض میشوند، صدایی خاص ایجاد میكنند كه این صداها بهوسیله میكروفونهای ویژه ثبت میشود و سپس توسط رایانه مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند. سایر سلولهای سالم بدن انسان رنگدانههایی به نام ملانین ندارند و به همین علت لرزش سلولهای بدخیم در پی جذب انرژی لیزر منحصر به فرد بوده و صدای منتشر شده توسط این سلولها به راحتی از صدای سلولهای عادی قابل تشخیص است. به گفته <جان ویاتور> مهندس زیستشناسی دانشگاه <میسوری> تنها دلیل وجود ملانین در خون انسان، وجود سلولهای بدخیم سرطان در بدن است. این آزمایش خون میتواند برای اطمینان بیشتر افرادی كه تومورهای بدخیم از بدن آنها خارج شده مورد استفاده قرار بگیرد و یا اینكه با مشخصكردن شروع تكثیر سلولهای بدخیم، به پزشكان هشدار دهد كه شیمیدرمانی باید برای بیمار به سرعت آغاز شود. وی میافزاید با استفاده از این روش در عرض تنها ۳۰ دقیقه میتوان به وجود سلولهای سرطان در خون پیبرد.
● ملانوما، دشمن شماره یك پوست
ملانوما، خطرناكترین نوع سرطان پوست است كه در اثر عدم درمان مناسب به سرعت در بدن گسترش مییابد. انجمن سرطان آمریكا تخمین میزند در سال ۲۰۰۶ حدود ۶۲ هزار و ۱۹۰ مورد جدید از این نوع سرطان پوست در آمریكا شناسایی شده و ۷ هزار و ۹۱۰ نفر جان خود را در پی ابتلا به این بیماری در این كشور از دست میدهند، به دلیل اینكه ماده ملانین در سلولهای بدخیم سرطان پوست وجود دارد، این سرطان تنها سرطانی است كه این روزها میتوان آن را با روش <فوتوآكوستیك> شناسایی كرد. با این حال دانشمندان اعتقاد دارند كه بتوان در آینده از این روش برای تشخیص زودهنگام بسیاری از سرطانهای دیگر نیز استفاده كرد. آنها امیدوارند بتوانند مواد مصنوعی به جای ملانین، ساخته و بهعنوان جاذب پرتوی لیزر در سلولها استفاده كنند و آن زمان میتوان از این روش در سایر انواع سرطان نیز استفاده نمود. این محققان در تلاشند كه بتوانند روشهایی را برای اتصال انواع دیگر مواد جاذب لیزر به سلولهای سرطانی شناسایی كنند.
ملانوما رشد بدخیم ملانوسیت است. این سلولها رنگدانه تیره پوست، مو، چشم و خالهای بدن را تولید میكنند. از این رو تومومورهای ملانوما اكثرا قهوهای و یا سیاه است ولی در موارد نادری وی نیز سرطانهای ملانوما رنگدانه تولید نكرده و به رنگ پوست صورتی - قرمز و یا بنفش ظاهر میشوند. پروفسور دنیل كریت كه در مركز سرطان بیمارستان سروان كتربن فعالیت میكند میگوید: كسانی كه یك بار به این بیماری مبتلا شدهاند، باید بهطور مرتب مورد معاینه پزشكی قرار گیرند و به این ترتیب اطمینان خاطر خود را نسبت به عدم ابتلای مجدد به ملانوما افزایش دهند. سابقه سرطان در خانواده و یا ابتلا به بیماریهای كك و مكی بدشكل و مشكوك احتمال ابتلا به آن را افزایش میدهد ولی به هر حال تحت نظر پزشك متخصص پوست بودن، عامل مهمی در تشخیص و درمان به موقع بیماری ملانوما است. ملانوما معمولا در اثر تابش طولانیمدت نور خورشید ایجاد میشود.
● واكسن ملانوما در راه است
به گفته محققان، سلولهای سرطانی یك پروتئین مشخص به نام NY-ESO-۱ تولید میكنند كه سیستم ایمنی بدن میتواند شناسایی آن را فراگیرد. در مرحله بعدی به محض ردیابی این پروتئین بدن علیه توموری كه آن را ایجاد میكند، بسیج میشود. مشكل این فرآیند آنجاست كه مدت زمان لازم برای فراگیری شناسایی این پروتئین توسط بدن بیشتر از آن است كه بتواند برای شخص مفید واقع شود. واكسن تازه تهیه شده اساسا نوع ساختگی این پروتئین است كه سیستم ایمنی را در شناسایی آن یاری میدهد. محققان این پروتئین را به همراه دارویی كه جذب آن را در سلولهای ایمنی تشدید میكند، به بدن تزریق میكنند. به گفته رئیس بخش مطالعات سرطان دانشگاه بیرمنگام استفاده از این واكسن در درمان ملانوما از این جهت اهمیت دارد كه بیماری فوق به سایر روشهای درمانی از جمله شیمی درمانی پاسخ مناسبی نمیدهد. در صورتی كه این مطالعات موفقیتآمیز باشد، روند فوق برای مواردی چون سرطان سینه و پروستات كه بهصورت مشابه تولیدكننده پروتئینهای مشخصی هستند نیز بهكار گرفته خواهد شد. این واكسن تاكنون روی ۱۹ بیمار كه برای برداشتن غدههای سرطانی عمل جراحی شده بودند، آزمایش شده است، با گذشت دو سال از آن آزمایشها، بیماری ۱۴ نفر از آنها هنوز عود نكرده است.
ذكاوت، پشتكار و تحقیق مستمر ابوعلی سینا توانسته است از او طبیبی استثنایی در عالم خلقت معرفی كند. ابوعلی سینا به دلیل شناخت عمیقی كه از فقه و فلسفه اسلامیداشت و با آگاهی از امور اجتماعی و سیاسی وقت، جامعیت لازم را برای حكمت و طبابت پیدا كرده بود.
او از علم تشریح اطلاع خوبی داشت و حتی روابط بین اعضای بدن را كه به صورت عادی ارتباط تشریحی ندارند، شناخته بود. او در كتاب قانون خود ارتباط بیماریهای پستان و رحم و تخمدانها را شناخته و گزارش كرده است؛ این رازی است كه یك هزار سال بعد از وفات وی روشن شده است.
ابوعلی سینا از سرطان بهعنوان <ورم سرطانی> یاد میكند و آن را به خوبی تعریف كرده و دستهبندی میكند.
ورم سرطان چند نوع گوناگون دارد كه از این قرارند:
۱) ورم سرطانی كه بسیار درد دارد.
۲) ورم سرطانی كه كمتر درد همراه دارد و آرام است.
۳) ورم سرطانی كه چرك میكند. این نوع سرطان از ماده سودایی به وجود آمده است كه آن ماده سودایی نیز سوخته خلط صفرایی خالص است و با ماده دیگری مخلوط نیست.
۴) ورمیسرطانی كه ثابت و بیحركت است و چركین نمیشود.
گاهی رخ میدهد كه ورم سرطان چركین شده به ورم سرطان بدون چرك تبدیل شود. گاهی هم اتفاق میافتد كه ورم سرطانی بدون چرك به ورم سرطانی چركین تبدیل شود؛ این حالت وقتی رخ میدهد كه طبیب آن را عمل كرده و با نیشترزنی ورم را به چرك كردن در آورده است و در نتیجه كنارههای ورم غلیظتر و سختتر شده اند.>
ابوعلی سینا درباره علت نامگذاری سرطان كه به معنای خرچنگ است چنین اظهار عقیده میكند:
چرا این نوع از ورم را سرطان نامیدهاند كه سرطان معنی خرچنگ را میدهد؟ به عقیده من، در این نامگذاری یكی از دو حالت زیر را در نظر داشتهاند:
۱) ورم سرطان به اندام ورم زده چنان چنگ اندر زده است كه خرچنگ شكار خود را در بر گرفته و چنگ اندر آن میزند.
۲) ممكن است از آن رو نامش را سرطان گذاشته باشند كه ورم به شكل و شمایل خرچنگ بوده، مستدیر است، رنگش به رنگ خرچنگ شبیه است و شعبههایی را از خود پراكنده است كه به پاهای خرچنگ - كه در پیرامونش قرار دارند - شباهت دارد.
شیخ الرئیس تفاوتهای درستی بین ورم غیرسرطانی كه آن را ورم سقیروس گفته، با ورم سرطانی ذكر كرده است. ورم سقیروس منظور ورمهای سخت است كه تموج ندارد و كاملاً سفت ولی خوشخیم است، ما همه تودههای خوش خیم اندامها و اعضا را منطبق با ورم سقیروس میدانیم. اما ورم سرطانی با آن متفاوت است كه این تفاوت از زبان ابوعلی سینا در كتاب قانون جلد چهارم به شرح زیر است:
ورمیرا سرطان مینامیم كه منشأ آن سوخته ماده خلط صفرایی تبدیل شده به ماده سودایی است. یا نوع دیگر از خلط است كه سوخته است و ماده صفرایی در آن بوده و به سودایی تبدیل شده است.
فرق میان ورم سرطان و ورم سقیروس از قرار زیر است:
▪ ورم سرطان درد دارد. به شدت وحدت آزاردهنده است. نوعی تپیدن دارد و به سرعت افزایش مییابد، زیرا ماده به وجود آورندهاش در اندازه زیاد است و بادكردگی همراه دارد.
▪ سبب این بادكردگی آن است كه ماده به وجود آورنده ورم وقتی از جای خود به حركت درافتد، به سوی اندامی راهی میشود كه در حالت غلیان و جوشش باشد.
▪ در ورم سرطانی رگ مانندهایی (شعبههایی) همانند پاهای خرچنگ از ورم كشیده شدهاند و اطراف ورم را اشغال كردهاند.
▪ ورم سرطان به سرخ رنگی ورم فلغمونی نیست. سرخ رنگیاش تمایل به سیاه رنگی و بدرنگی و سبزرنگی دارد، كه ورم سقیروس این حالتها را ندارد.
▪ ورم سرطان اكثرا بدون سابقه سر بر میآورد، اما ورم سخت - كه سقیروس نامیده میشود - اكثراً از ورم گرم نتیجه میشود.
▪ فرق ورم سرطان با ورم سقیروس خالص در این است كه ورم سرطان دارای حساسیت است اما ورم سقیروس خالص هیچ حساسیتی ندارد.
بوعلی سینا سرطان را در حدی از كمال شناخته است كه درمان آن را به خوبی توضیح میدهد. تعریف ایشان از درمان سرطان تا امروز تغییر نكرده است. او میگوید:
(اگر در سرآغاز پیدایش ورم سرطان به علاج بپردازی ممكن است بتوانی در حالتی كه هست آن را نگهداری و نگذاری بزرگتر شود و بیشتر نمو كند و نگذاری به چركین شدن برسد. گاه گاهی اتفاق افتاده كه چون در سرآغاز پیدایش ورم سرطانی به علاجش پرداختهاند، از بین رفته و بیمار شفا یافته است. اما اگر ورم ریشه دوانید و خود را محكم كرد، علاجی ندارد و شفا نمییابد.)
امروز هنوز مناسبترین راه درمان سرطان را در بسیاری از موارد جراحی میدانیم و برداشتن ضایعه، اولیه هدف جراحان سرطان است. شرط موفقیت در این باره آن است كه سرطان در مراحل اولیه كشف و تحت درمان قرار گرفته باشد.
شیخ الرئیس نیز معتقد است: (اگر ورم سرطان كوچك باشد شاید به وسیله قطع كردن از بین برود. دستور عمل كردن و بریدن سرطان چنین است: باید علاوه بر اصل ورم، هر چه كه از ورم تأثیر پذیر و از آن منشعب شده و در پیرامون ورم موجود است و میدانی كه ممكن است به همه رگها چنگ بزند، همه را به كلی ریشه كن كنی و از بیخ و بن برآوری و چیزی از آن باقی نماند كه از ورم آبیاری شود. بگذار خون زیاد از اثر جراحی از جای جراحی شده بیرون ریزد.)
شاید علم امروز ما با علم یك هزار سال پیش ابوعلی سینا درباره سرطان تغییر محسوسی نكرده باشد. منظور از سرطان موقعیتی است كه ضایعه از محل اصلی خود حركت كرده و به نقاط دیگر بدن دستاندازی كرده باشد.
او در این باره میگوید:
ممكن است ورم سرطان در اندرون بدن پیدا شود و به حالت پنهانی باشد. در این باره چنانكه بقراط فرماید، بهتر آن است ورم تحریك نشود، زیرا همین كه به حركت درآمد به مرگ بیمار خاتمه مییابد. اما اگر ورم را به حالت خود بگذاری و به علاجش نپردازی ممكن است مدت ماندگار بودن ورم به طول انجامد و تا حدی بیمار احساس بهبودی كند، به ویژه اگر غذای بیمار سازگار باشد، یعنی غذاهایی بخورد كه سردی بخش و رطوبتزا باشند و ماده غذایی آرام و سالم تولید كنند. غذاهای سازگار با بیمار سرطان زده از قبیل: آبجو، ماهی رضراضی، زرده تخم نیم بند و امثال آنها است.
به جز جراحی، ابوعلی سینا نسخههای متعدد دارویی نیز برای سرطانهای مختلف تجویز كرده است كه بعضی خوراكی هستند و بیشتر به صورت موضعی استفاده میشوند.
اگر چه تلاش برای شناخت محتوای آنها و شیوه اثربخشی صورت نگرفته است و از این بابت علم امروز به ابوعلی سینا بدهكار است، اما به هر حال بعضی از آنها را میشناسیم كه در موارد مختلف اثربخش هستند.
۱ عوامل ژنتیكی و وراثتی كه در فرد مساعد پدید می آید.
۲ عوامل محیطی كه روزانه همه ما با آنها مواجه هستیم مانند هوایی كه تنفس می كنیم، آبی كه می نوشیم، غذایی كه می خوریم و به طور كلی نحوه زندگی ای كه انتخاب كرده ایم. همگی می توانند دارای عامل سرطان زا باشند.همان طور كه در بخش پیشین نیز به آن اشاره شد، از میان موارد یاد شده در فوق، محققان بر روی بررسی رژیم غذایی و رابطه آن با سرطان تمركز بیشتری داشته اند. نتایج آمارها و تحقیقات به دست آمده نیز نشانگر این موضوع است كه میزان شیوع این بیماری و حتی نوع آن در میان كشورها با عادت های غذایی مختلف، به عنوان یكی از عوامل تاثیرگذار، متفاوت است. به عنوان مثال در بین كشورها بیماری سرطان سینه در ژاپن از كمترین آمار و برعكس در ایالات متحده آمریكا بیشترین آمار را دارا است. جالب تر آنكه این عوامل محیطی به قدری تاثیرگذار هستند كه حتی افراد مهاجر نیز فارغ از موضوع ژنتیك و وراثت همراه خویش، همانند دیگر مردم آن كشور در معرض عوامل سرطان زای موجود در محیط زندگی جدید قرار گرفته و امكان به خطر افتادن سلامتی آنها نیز مانند بقیه وجود دارد.از آنجا كه سرطان یك بیماری غیرقابل پیش بینی است، حتی با بررسی بیماران مبتلا به سرطان و رژیم غذایی آنها نیز هنوز عوامل مشخص سرطان زای خوراكی شناخته نشده است زیرا از آنجا كه هر فرد روزانه از مواد غذایی گوناگون استفاده می كند، به خاطر آوردن لیستی از مواد مصرفی در حداقل چند ماه گذشته كه می تواند تاثیری در بیماری سرطان وی گذاشته باشد كاری غیرممكن بوده و در نتیجه یافتن عامل غذایی سرطان نیز به راحتی امكان پذیر نیست. ولی با تمام این تفاسیر تحقیقات نشان داده است مصرف برخی از مواد غذایی در شرایط خاص می تواند در بروز این بیماری و حتی پیشرفت آن تاثیرگذار باشد لذا در همین راستا به پیشنهاداتی در زیر پیرامون انتخاب رژیم غذایی مناسب جهت جلوگیری از سرطان می پردازیم:
۱ در وعده های غذایی از مواد گیاهی استفاده كنید. هر روز چند وعده میوه و سبزی بخورید. به این ترتیب شما می توانید ادعا كنید كه در رژیم غذایی روزانه تان منابع غنی از ویتامین AوC، مواد معدنی و مواد شیمیایی گیاهی وجود دارد كه از خطر ابتلا به سرطان می كاهد. مصرف چند وعده از دیگر منابع گیاهی مانند حبوبات و غلات نیز همین نتیجه را خواهد داشت. در ضمن در یك رژیم غذایی مناسب مقدار فیبر مورد نیاز بدن شما می بایست ۲۵ تا ۳۵ گرم در روز باشد.
۲ اعتدال در مصرف غذاهای پرچرب به خصوص گوشت های قرمز و مواد فرآوری شده. كاهش مصرف گوشت به خصوص گوشت های چرب مانند گوشت گوسفند یكی از اقدامات مهم جهت جلوگیری از سرطان است. حال در صورتی كه به خوردن پروتئین حیوانی علاقه مند هستید، از گوشت های سفید پرندگان و یا ماهی استفاده كنید. در ضمن با هدف تامین پروتئین حیوانی مورد نیاز بدن از لبنیات نیز می توان استفاده كرد به شرط آنكه از كم چرب بودن آن اطمینان حاصل شود. غذاهای فرآوری شده نیز دارای چربی هایی هستند كه اگرچه با سرطان رابطه مستقیمی ندارند ولی میزان LDL و یا كلسترول بد خون را افزایش داده و سبب كاهش HDL و یا كلسترول خوب خون می شوند.
۳ مصرف مواد سرطان زای بالقوه carcinogen را كاهش دهید. این مواد عبارتند از:
غذاهای دودی كه در مراحل دودی شدن به طور مستقیم دود را به خود جذب كرده و حاوی بسیاری مواد سرطان زا هستند به عنوان مثال به ماهی های دودی و برنج دودی می توان اشاره كرد كه در رژیم غذایی اهالی شمال كشور نیز از جایگاه ویژه ای برخوردارند.
مواد غذایی كه حاوی مواد نگهدارنده نیتریت دار هستند. مانند انواع سوسیس ها، كالباس ها، همبرگرها و دیگر گوشت های فرآوری شده.نیتریت ها می توانند با پروتئین موجود در معده شما تركیب شده و مواد شیمیایی سرطان زا را تشكیل دهند.حال از آنجا كه مواد غذایی حاوی ویتامین C فراوان می تواند از این محصول تركیبی جلوگیری كند، اگر قصد دارید گهگاه از این قبیل مواد غذایی نیتر یت دار استفاده كنید، مصرف مقدار زیادی میوه و سبزی حاوی ویتامین C را به همراه آنها فراموش نكنید.
غذاهای شور و پرنمك
غذاهای گریل شده: با توجه به اینكه مرحله پخت این قبیل غذاها در مجاورت مستقیم با آتش صورت می گیرد، به طور قطع سطوحی از آنها سوخته و زغالی می شود و از آنجا كه این قسمت های سوخته می توانند عاملی برای سرطان باشند از انتخاب این روش غذایی نیز بپرهیزید.
نوشیدنی های الكل دار: الكل خود عاملی شناخته شده برای افزایش سرطان ها به خصوص سرطان كبد است.
۴ به لحاظ فیزیكی فعال بوده و از همین طریق وزن مناسب خود را بیابید.
داشتن وزنی متعادل با انجام ورزش و انتخاب رژیم غذایی مناسب بدن شما را در ابتلا به انواع بیماری ها همچنین سرطان مقاوم می سازد. بنابراین در برنامه ریزی روزانه خود حداقل نیم ساعت در روز را برای ورزش به خصوص پیاده روی اختصاص دهید.
۵ در وعده های غذایی روزانه خود از تنوع مواد غذایی استفاده كنید. گوناگونی مواد غذایی مصرفی سبب می شود همواره طیف وسیعی از ویتامین ها، مواد معدنی و به طور كلی مواد حافظ بدن در مقابل بیماری ها در بدن وجود داشته باشد.
۶ در مصرف قند تعادل را رعایت كنید. اگرچه تاكنون هیچ مدركی مبنی بر وجود ارتباط مستقیم بین قند و سرطان وجود ندارد ولی به جهت كالری بالای حاصل از قند و رابطه آن با وزن زیاد و چاقی محیط برای رشد سلول های سرطانی مناسب می شود.
۱ عوامل ژنتیكی و وراثتی كه در فرد مساعد پدید می آید.
۲ عوامل محیطی كه روزانه همه ما با آنها مواجه هستیم مانند هوایی كه تنفس می كنیم، آبی كه می نوشیم، غذایی كه می خوریم و به طور كلی نحوه زندگی ای كه انتخاب كرده ایم. همگی می توانند دارای عامل سرطان زا باشند.همان طور كه در بخش پیشین نیز به آن اشاره شد، از میان موارد یاد شده در فوق، محققان بر روی بررسی رژیم غذایی و رابطه آن با سرطان تمركز بیشتری داشته اند. نتایج آمارها و تحقیقات به دست آمده نیز نشانگر این موضوع است كه میزان شیوع این بیماری و حتی نوع آن در میان كشورها با عادت های غذایی مختلف، به عنوان یكی از عوامل تاثیرگذار، متفاوت است. به عنوان مثال در بین كشورها بیماری سرطان سینه در ژاپن از كمترین آمار و برعكس در ایالات متحده آمریكا بیشترین آمار را دارا است. جالب تر آنكه این عوامل محیطی به قدری تاثیرگذار هستند كه حتی افراد مهاجر نیز فارغ از موضوع ژنتیك و وراثت همراه خویش، همانند دیگر مردم آن كشور در معرض عوامل سرطان زای موجود در محیط زندگی جدید قرار گرفته و امكان به خطر افتادن سلامتی آنها نیز مانند بقیه وجود دارد.از آنجا كه سرطان یك بیماری غیرقابل پیش بینی است، حتی با بررسی بیماران مبتلا به سرطان و رژیم غذایی آنها نیز هنوز عوامل مشخص سرطان زای خوراكی شناخته نشده است زیرا از آنجا كه هر فرد روزانه از مواد غذایی گوناگون استفاده می كند، به خاطر آوردن لیستی از مواد مصرفی در حداقل چند ماه گذشته كه می تواند تاثیری در بیماری سرطان وی گذاشته باشد كاری غیرممكن بوده و در نتیجه یافتن عامل غذایی سرطان نیز به راحتی امكان پذیر نیست. ولی با تمام این تفاسیر تحقیقات نشان داده است مصرف برخی از مواد غذایی در شرایط خاص می تواند در بروز این بیماری و حتی پیشرفت آن تاثیرگذار باشد لذا در همین راستا به پیشنهاداتی در زیر پیرامون انتخاب رژیم غذایی مناسب جهت جلوگیری از سرطان می پردازیم:
۱ در وعده های غذایی از مواد گیاهی استفاده كنید. هر روز چند وعده میوه و سبزی بخورید. به این ترتیب شما می توانید ادعا كنید كه در رژیم غذایی روزانه تان منابع غنی از ویتامین AوC، مواد معدنی و مواد شیمیایی گیاهی وجود دارد كه از خطر ابتلا به سرطان می كاهد. مصرف چند وعده از دیگر منابع گیاهی مانند حبوبات و غلات نیز همین نتیجه را خواهد داشت. در ضمن در یك رژیم غذایی مناسب مقدار فیبر مورد نیاز بدن شما می بایست ۲۵ تا ۳۵ گرم در روز باشد.
۲ اعتدال در مصرف غذاهای پرچرب به خصوص گوشت های قرمز و مواد فرآوری شده. كاهش مصرف گوشت به خصوص گوشت های چرب مانند گوشت گوسفند یكی از اقدامات مهم جهت جلوگیری از سرطان است. حال در صورتی كه به خوردن پروتئین حیوانی علاقه مند هستید، از گوشت های سفید پرندگان و یا ماهی استفاده كنید. در ضمن با هدف تامین پروتئین حیوانی مورد نیاز بدن از لبنیات نیز می توان استفاده كرد به شرط آنكه از كم چرب بودن آن اطمینان حاصل شود. غذاهای فرآوری شده نیز دارای چربی هایی هستند كه اگرچه با سرطان رابطه مستقیمی ندارند ولی میزان LDL و یا كلسترول بد خون را افزایش داده و سبب كاهش HDL و یا كلسترول خوب خون می شوند.
۳ مصرف مواد سرطان زای بالقوه carcinogen را كاهش دهید. این مواد عبارتند از:
غذاهای دودی كه در مراحل دودی شدن به طور مستقیم دود را به خود جذب كرده و حاوی بسیاری مواد سرطان زا هستند به عنوان مثال به ماهی های دودی و برنج دودی می توان اشاره كرد كه در رژیم غذایی اهالی شمال كشور نیز از جایگاه ویژه ای برخوردارند.
مواد غذایی كه حاوی مواد نگهدارنده نیتریت دار هستند. مانند انواع سوسیس ها، كالباس ها، همبرگرها و دیگر گوشت های فرآوری شده.نیتریت ها می توانند با پروتئین موجود در معده شما تركیب شده و مواد شیمیایی سرطان زا را تشكیل دهند.حال از آنجا كه مواد غذایی حاوی ویتامین C فراوان می تواند از این محصول تركیبی جلوگیری كند، اگر قصد دارید گهگاه از این قبیل مواد غذایی نیتر یت دار استفاده كنید، مصرف مقدار زیادی میوه و سبزی حاوی ویتامین C را به همراه آنها فراموش نكنید.
غذاهای شور و پرنمك
غذاهای گریل شده: با توجه به اینكه مرحله پخت این قبیل غذاها در مجاورت مستقیم با آتش صورت می گیرد، به طور قطع سطوحی از آنها سوخته و زغالی می شود و از آنجا كه این قسمت های سوخته می توانند عاملی برای سرطان باشند از انتخاب این روش غذایی نیز بپرهیزید.
نوشیدنی های الكل دار: الكل خود عاملی شناخته شده برای افزایش سرطان ها به خصوص سرطان كبد است.
۴ به لحاظ فیزیكی فعال بوده و از همین طریق وزن مناسب خود را بیابید.
داشتن وزنی متعادل با انجام ورزش و انتخاب رژیم غذایی مناسب بدن شما را در ابتلا به انواع بیماری ها همچنین سرطان مقاوم می سازد. بنابراین در برنامه ریزی روزانه خود حداقل نیم ساعت در روز را برای ورزش به خصوص پیاده روی اختصاص دهید.
۵ در وعده های غذایی روزانه خود از تنوع مواد غذایی استفاده كنید. گوناگونی مواد غذایی مصرفی سبب می شود همواره طیف وسیعی از ویتامین ها، مواد معدنی و به طور كلی مواد حافظ بدن در مقابل بیماری ها در بدن وجود داشته باشد.
۶ در مصرف قند تعادل را رعایت كنید. اگرچه تاكنون هیچ مدركی مبنی بر وجود ارتباط مستقیم بین قند و سرطان وجود ندارد ولی به جهت كالری بالای حاصل از قند و رابطه آن با وزن زیاد و چاقی محیط برای رشد سلول های سرطانی مناسب می شود.
غدههای فیبروئید خوش خیم بوده و گسترش نمییابند. اگرچه نشانههای بالینی نداشته و بسیاری از زنان بدون آنکه متوجه باشند دارای این غدهها هستند ، اما هنگامی که این غدهها در زهدان رشد یابند و یا در دوران بارداری بزرگتر گردند، میتوانند موجب مشکلاتی گردند. برای مثال اگر فیبروئیدها بسیار بزرگ شوند، داخل رحم را دچار بد شکلی نموده و موجب سختی قاعدگی در زنان میگردند.
با وجود این باید تاکید نمود که اکثرزنان مشکلات اندکی در ارتباط با فیبروئیدهای موجود در زهدان خویش دارند و بیشتر آنان بدون هیچ مشکلی باردار شده و وضع حمل مینمایند.بیشتر مردم عادتا نگران فیبروئیدهایی هستند که میتوانند در دوران بارداری به سرعت رشد نموده تا حدی که سطح هورمونهای زنانه را به طرز اسف باری افزایش میدهند.
پژوهشها نشان میدهد که اکثر این نوع فیبروئیدها واقعا از نظر اندازه رشد نمییابند و متمایل به بازگشت به اندازه پیش از بارداری میباشند. اما حتی اگر دارای چنین حالتی نیز باشند،به طرق مختلف ممکن است بر بارداری اثرات منفی بگذارند.
فیبروئیدها در صورتی که با ساختمانهای اطراف خود برخورد نمایند، میتوانند موجب احساسات نا خوشایندی اعم از فشار یا سنگینی شده و اگر عصبها تحت فشار قرار گیرند، باعث درد تیزی در ناحیه تحتانی پشت و ساق پاها شوند.
نوع کمیابی ازمسائل مرتبط با فیبروئیدهای دوران بارداری تحت عنوان فساد سرخ شناخته میشود که در شرایط مذکور،در بخش میانی فیبروئید خونریزی مشاهده میگردد.این پدیده معمولا در اواسط ماه سوم بارداری رخ میدهد و به نظر میرسد، ناشی از رشد سریع غده فیبروئید بوده که با گذشت زمان دچار خونریزی میشوند.این عارضه میتواند بسیار دردناک باشد، اما متاسفانه هنوز درمان قطعی برای آن وجود ندارد.
فیبروئیدها میتوانند موجب مشکلات مرتبط با بارداری مانند درد، ناباروری، سقط جنین، زایمان زودرس و موانع وضع حمل گردند.غدههای فیبروئید عامل ۲ تا ۳ درصد از تمامی انواع ناباروریها به شمار میروند. اگر فیبروئیدهادر زیر سطح آستری زهدان رشد یابند،موجب تداخل در امر جایگزینی تخم(تخمک بارور شده) و اتصال آن به رحم میشوند. این امر ممکن است منجر به سقط جنین سریع (پیش از آنکه زنان حتی نسبت به باردارشدن خویش آگاهی داشته باشند) و ناباروری گردد.
فیبروئیدها ممکن است ندرتا موجب انسداد گردن رحم و یا مدخل لولههای فالوپ به درون رحم کردند. این غدهها همچنین میتوانند در انتهای دوره بارداری موجب بر هم خوردن رشد و انبساط عادی رحم شده و منجر به زایمان زودرس گردند. بیشترین مسئله مشترک در ارتباط با فیبروئیدها و بارداری، زایمان به مدت دو تا سه هفته زودتر از موعد است که موجب کوچک ماندن نوزاد میشود.هنگامی که زنان با مشکلات ناباروری دچار عارضه غدههای فیبروئید باشند، اگر این تومورها بزرگ باشند بهتر است به منظور افزایش امکان باروری در آنان برداشته شده و اگر کوچک باشند،معمولا بهترین راه آن است که بدون دستکاری به حال خود وا گذاشته شوند.پژوهشها نشان میدهد چنانچه دلایل دیگری برای ناباروری وجود نداشته باشد، برداشتن فیبروئیدها احتمال باردار شدن رابین ۴۰ تا ۸۰ درصد افزایش میدهد.
فیبروئیدها به صورت بسیار نادر ممکن است در قسمت تحتانی رحم رشد نموده و موجب انسداد بخشی از مجرای زایمان گردند که برای تولد نوزاد ناچار به عمل جراحی سزارین میباشد.
● ملاحظات بالینی
ـ ▪ ، سیگموئیدوسکوپی انعطاف پذیر، ترکیب FOBT و سیگموئیدوسکوپی انعطاف پذیر، کولونوسکوپی و باریم انما با کنتراست دو گانه میباشند. هر گزینه مزایا و زیانهایی دارد که ممکن است در بیماران منحصر به فرد و مراکز انجام دهندهی این کارها تغییر بنمایند. انتخاب استراتژی اختصاصی غربالگری باید بر پایهی ترجیحات و اولویتهای بیمار، کنتراندیکاسیونهای طبی، تبعیت بیمار، و منابع در دسترس موجود برای آزمایش کردن و انجام پیگیری باشد. پزشکان قبل ازانتخاب استراتژی غربالگری باید به بیماران خود دربارهی مزایا و زیانهای بالقوهی همراه با هر گزینه، آگاهی و اطلاعات کافی بدهند.
▪ فاصلهی زمانی ایدهآل برای انجام غربالگری به نوع آزمایش وابسته است. FOBT سالیانه نسبت به انجام غربالگری هر دو سال یکبار، باعث کاهش بیشتری در میزان مرگ و میرمیشود. اما همچنین نتایج مثبت کاذب بیشتری نیز دارد. مبتنی برشواهدی که در خصوص سابقهی طبیعی پولیپهای آدنوماتوز وجود دارد، فاصلهیی ۱۰ ساله برای انجام کولونوسکوپی توصیه شده است. در مورد سیگموئیدوسکوپی انعطافپذیر و باریم انمای باکنتراست دوگانه، به علت حساسیت پایینترشان، فاصلههای زمانی کوتاهتری برای انجام غربالگری (۵ ساله) توصیه میشود اما هیچ دلیل و شاهد مستقیمی برای تعیین فاصلهی زمانی ایدهآل برای آزمایشها به غیر از FOBT وجود ندارد. نتایج بررسیهای مورد-شاهدی نشان دادهاند که انجام دادن سیگموئیدوسکوپی هر ۱۰ سال یک بار ممکن است به اندازهی سیگموئیدوسکوپیهای انجام گرفته در فاصلههای زمانی کوتاهتر، مؤثر باشند.
▪ کارگروه خدمات پیشگیری ایالات متحده انجام غربالگری ابتدایی در ۵۰ سالگی را در مردان و زنانی که در معرض خطر متوسط ابتلا به سرطان کولورکتال میباشند، (بر پایهی میزان بروز این سرطان در این گروه سنی در جمعیت عمومی) توصیه مینمایند. در افراد در معرض خطر بالاتر (برای مثال، افرادی که یک خویشاوند درجهی اول با تشخیص سرطان کولورکتال قبل از ۶۰ سالگی داشتهاند) انجام غربالگری ابتدایی در یک سن پایینتر منطقی است.
▪ رهنمودهای کارشناسی شده برای غربالگری بیماران خیلی پرخطر، شامل افرادی که یک سابقهی اشاره کننده به پولیپوزهای خانوادگی یا سرطان کولورکتال غیر پولیپوزی ارثی دارند یا یک سابقهی شخصی از کولیت اولسراتیو دارند، وجود دارند. در بیمارانی که سندرمهای ژنتیکی دارند، ممکن است انجام غربالگری زودرس با استفاده از کولونوسکوپی که مناسب باشد و ممکن است انجام مشاوره یا آزمایش ژنتیکی در این بیماران اندیکاسیون داشته باشد.
▪ سن ایدهآلی که درآن سن باید انجام غربالگری ازنظر ابتلا به سرطان کولورکتال متوقف شود، نامشخص است. به طور کلی بررسیهای غربالگری به بیماران کمتر از ۸۰ سال محدود میباشد که درآن بررسیها میزان مرگ و میر به علت سرطان کولورکتال در فاصلهی ۵ سال از آغاز انجام غربالگری ابتدایی، شروع به کاهش نمودهاند.
▪ اصولاً بازده غربالگری در اشخاص مسنتر (به علت میزان بروز بالاتر سرطان کولورکتال) افزایش مییابد، اما در نتیجهی وجود تعداد زیادی از علتهای مرگ در این گروه سنی که با هم رقابت میکنند ممکن است فواید انجام غربالگری محدود باشد. بنابراین متوقف کردن انجام غربالگری در افرادی که سن بالای آنها یا وضعیتهای بیماری همراه مربوطه، امید زندگی را محدود میکنند، معقول میباشد.
▪ روشهای غربالگری FOBT، از کارتهای آزمایش گایاک که در خانه توسط بیماران از ۳ نمونه مدفوع متوالی تهیه شده و به پزشک ارائه میشود، استفاده مینمایند. این مورد که آیا باید بیماران قبل از انجام آزمایش FOBT از داروهای مشخصی پرهیز نموده ویا غذای خود را محدود نمایند، مشخص نشده است.
▪ رهیدراسیون این نمونهها قبل از انجام آزمایش، حساسیت FOBT را افزایش میدهد ولی باید در نظر داشت که این کار اصولاً تعداد نتایج مثبت کاذب آزمایش را نیز زیاد میکند. معاینهی انگشتی رکتال (DRE) و یا آزمایش نمونهی منفرد مدفوع که در طی DRE به دست آمده است، به عنوان یک استراتژی مناسب غربالگری برای سرطان کولورکتال،توصیه نشده است.
▪ ترکیب FOBT و سیگموئیدوسکوپی ممکن است که سرطانها و پولیپ های بزرگ بیشتری را نسبت به انجام دادن هر آزمایش به تنهایی، پیدا کنند، اما فواید اضافی و زیانهای بالقوهی ترکیب کردن ۲ آزمایش با هم، هنوز مشخص نشده است. به طور کلی FOBT باید مقدم بر سیگموئیدوسکوپی انجام پذیرد چرا که نتایج مثبت آزمایش FOBT یک اندیکاسیون برای انجام دادن کولونوسکوپی میباشد که دراین صورت نیاز به انجام سیگموئیدوسکوپی را خود به خود مرتفع میسازد.
▪ کولونوسکوپی حساسترین و اختصاصیترین آزمایش برای کشف سرطان و پولیپ های بزرگ است اما همچنین با خطرات بیشتری نسبت به دیگر آزمایشهای غربالگری سرطان کولورکتال همراهی دارد.
▪ این موارد شامل احتمال یک خطر اندک برای خونروی و نیز خطر پرفوراسیون میباشد که به صورت اولیه با برداشتن پولیپها یا با انجام دادن بیوپسیها درطی غربالگری همراهی دارند. کولونوسکوپی هم چنین نیاز به پرسنلی با آموزش بهتر، آمادهسازی روده در طول شب و تسکین دادن بیمار دارد و همچنین زمان بهبودی طولانیتری دارد که این موارد باید به بیمار منتقل شود. این موردهنوز مشخص نشده است که آیا فواید بالقوهی اضافی کولونوسکوپی نسبت به غربالگریهای جانشین به اندازهی کافی زیاد میباشند که انجام آن را که همراه با خطرات و ناراحتیهای زیادتری میباشد، در همهی بیماران توجیه بنماید.
▪ هزینههای ابتدایی کولونوسکوپی نسبت به دیگر آزمایشها بیشتر است. از منظر اجتماعی، تخمینها و برآوردهای هزینهی سودمندی، نشان میدهد که همهی روشهای غربالگری در مقایسه با انجام ندادن غربالگری، احتمالاً به اندازهی دیگر خدمات پیشگیری بالینی که کمتر از ۳۰.۰۰۰۰ دلار زندگی افزوده شده در سال را به دست میآورند، هزینه - سودمند میباشند.
▪ اپیدمیولوژی و ثبت موارد سرطان بر مبنای جمعیت هر منطقه
▪ شناخت فاکتورهای موثر خارج سلولی پیدایش یا پیشرفت بیماری
▪ شناخت عوامل داخل سلولی (ژنتیک ـ مولکولار) برای پیدایش سرطان در بدن و پیشرفت بیماری
▪ استفاده از طرق درمانی فعلی شامل جراحی، رادیوتراپی و شیمیوتراپی، هورمون تراپی، تارگتتراپی (استفاده از آنتیبادیهای مونوکلونال)، ژن تراپی و....
▪ کیفیت زندگی مبتلایان به سرطان در رابطه با درمانهایی که دریافت میکنند.
▪ آموزش به بیماران و ایجاد محیط مناسب جهت دو منظور خاص: شناخت از واقعیت بیماری و مطالب جنبی آن و قبول طرق درمانی پیشنهاد شده به خصوص از نظر عوارض زودرس و تاخیری
▪ بررسی وضعیت روحی بیمار پیش از شروع درمان و ایجاد موقعیت روحی و جسمی مناسب که در سالهای اخیر با عنوان psycho-oncology مورد توجه قرار گرفته.
▪ Rehabilitation بیماران
▪ Palliative care برای مبتلایان
▪ اقتصاد (cost benefit) و سرطان
▪ درمانهای جدید سرطان، با توجه به قیمتهای گزاف داروهای سایتوتوکسیک و یا تکنیکهای خاص با استفاده از دستگاههای جدید رادیوتراپی (شتابدهندههای خطی، برنامهریزی کامپیوتری سه بعدی جهت planning و دوزیمتری)
طبق گزارشهای مکرر وزارت بهداشت، سومین علت مرگ و میر در مملکت ما بیماری سرطان است که ظاهرا باید مسوولان محترم وزارتی و حتی دولت محترم توجه خاص به این نکته مهم داشته و برای رفع کاستیهای موجود در زمینههای گوناگون مربوط به کاهش مرگ و میر از سرطان، برنامهریزیهای صحیح برای انجام اموری که مربوط به ۱۰ سرفصل ارایه شده حداقل به طور کلی و یا در بیشتر فصول آن داشته باشند.
با عنایت به مطالب ارایه شده که بسیار خلاصه بیان شده، وضعیت درمان و پیگیری بیماران مبتلا به سرطان در کشور چگونه است؟ گرچه بیان واقعیت بسیار دردناک است ولی باید قبول کنیم که دستگاههای رادیوتراپی تا پیش از سال ۸۵ (سه سال پیش) در بیشتر مراکز استفاده از کبالت ۶۰ را شامل میشد و فقط پیرو پیشنهاد ریاست محترم جمهوری متعاقب سفرهای دورهای ایشان با هیات دولت به مناطق محروم و پیگیری کمیته راهبردی رادیوتراپی- انکولوژی وزارت بهداشت در سال ۸۵ اعتباری نسبتا مناسب برای تامین هزینههای تجهیز پنج مرکز آموزشی رادیوتراپی-انکولوژی کشور تحولی در نگرش به درمان سرطان ایجاد شد که این مهم به علت تحریمهای اقتصادی و مشکلات هزینهکرد مالی به شکل ناکامل در بعضی از مراکز در حال انجام است.
از سوی دیگر میدانیم که برای کاهش مرگ و میر بیماریها باید عوامل موثر در ایجاد پیشرفت شناسایی و از آنچه امروزه به نام علم شناخت بیماری در مراحل ابتدایی (تشخیص زودرس) مورد استفاده قرار گیرد که فراتر از این در کشورهای پیشرفته با کمک از علم اپیدمیولوژی و ثبت موارد بیماری بر مبنای جمعیت توانستهاند عوامل احتمالی یا موثر را در ایجاد بیماری شناسایی کرده و برنامه پیشگیری از بیماری را با برنامهریزی صحیح علمی به انجام رسانند که سرطان هم در این مقوله مطرح است.
اما تا سال ۱۳۸۳ آمار مناسب و قابل قبولی بر مبنای جمعیت از سرطانهای شایع منطقهای در نقاط گوناگون کشور ارایه نشده است. گرچه از سال ۱۳۶۰ تا به حال آمارهای سالیانه ولی پراکنده از مراکز دانشگاهی متعدد (شیراز، تهران و مشهد) ارایه نشده و هیچ یک بر مبنای جمعیت (popular – based) نبوده، هنوز متجاوز از ۵۰ درصد از بیماران مبتلا به سرطان در کشور در مراحل پیشرفته مراجعه میکنند که حتی متاسفانه این حالت در سرطانهای پوست هم صادق است. امروزه بیماری سرطان را که به جرأت میتوان گفت در بیش از ۸۰ درصد در مراحل ابتدایی قابل درمان است نمیتوان بدون حساسیت خاص مورد نظر داشت.
بنابراین ضروری است، مسوولان محترم در دولت و مجلس در تمامی مراحلی که ضرورت ایجاب میکند، با مشورت و استفاده از نظرات و رهنمودهای پیشکسوتان باتجربه و دلسوز این رشته تخصصی برای بهبود وضعیت بیماران مبتلا به سرطان در کشور اسلامی ایران در کمیتههای خاص مشابه کمیته راهبردی سرمایهگذاری خاص کنند که شامل تامین هزینههای مورد نیاز و نیروی انسانی مناسب است. با عنایت به خلاصه فوق پیشنهاد میشود:
۱) ثبت موارد بدخیم بر مبنای جمعیت (که توسط مسوولان اداره بیماریهای غیرواگیر وزارتخانه در حال انجام است) کاملتر شود.
۲) نیازهای فعلی مراکز درمانگر، چه دانشگاهی و غیردانشگاهی در کمیتههای تخصصی مربوط در وزارت بهداشت (کمیته راهبردی و یا...) دقیقا بررسی و بر مبنای برنامهریزی فعلی (کوتاهمدت) و آیندهنگر (طولانیمدت) مورد بررسی قرار گرفته و آنچه از سوی کمیتههای تخصصی ارایه طریق میشود قابل اقدام و انجام باشد. ضروری است یادآور شود که انجمن رادیوتراپی ایران با تشکیل هیات مدیره مناسب و تخصصی که دارد شاید بهترین مرجع برای جمعآوری نظرات همکاران ارجمند از مراکز رادیوتراپی کشور بوده و برنامهریزی مناسب را با همکاری مسوولان محترم در وزارت متبوع برای رفع معضل جدی کاستیهای موجود باشد.
۳) برنامهریزی صحیح برای اطلاعرسانی عمومی واجب و ضروری است که میتواند از طرق متعدد به خصوص رسانهها (روزنامهها، رادیو، تلویزیون) انجام شود.
۴) در بیشتر ممالک پیشرفته که در زمینه تشخیص و درمان سرطان پیشرفتهای چشمگیر داشته و دارند، بیشترین هزینهها همیشه از طریق کمکهای غیردولتی و خصوصی انجام شده است؛ چیزی که در ایران خیلی کمرنگ دیده میشود. ضروری است با شناختی که سازمانهای متعدد از مراکز اقتصادی و عوامل مالی قابل توجه دارند به هر گونه که صلاح باشد به صورت شایسته از کمکهای مالی افراد متمکن و یا کارخانههااستفاده شود.
۵) به جای هزینهکرد سنگین برای درمان بیماران سرطان برنامهریزی صحیح برای تشخیص زودرس و حتی برنامههای غربالگری که در بهبود نتیجه درمان (افزایش طول عمر و کاهش عوارض) بسیار موثر است، سرمایهگذاری صحیح انجام شود.
۶) نکته مهم اینکه؛ در مقایسه با سه دهه گذشته خوشبختانه در حال حاضر تعداد قابل ملاحظه و نسبتا کافی متخصصان جوان و میانسال برای درمان سرطان که زمینه علمی شایسته داشته و تعهدکاری و اخلاقی دارند زیاد بوده، ضروری است وزارت متبوع با توجه به پیشنهادات انجمن رادیوتراپی ایران و همچنین نظرات همکاران ارجمند در انجمن سرطان ایران هر چه زودتر از نیروهای انسانی موجود در دانشگاههای متعدد به صورت تماموقت و به شکل شایسته استفاده کند (این شایستگی شامل: شناخت موقعیت و جایگاه متخصصان رشته سرطان و توجه به خواستههای ایشان همراه با تامین مالی کافی و مناسب است که بتوانند بدون دغدغه خیال خدمات شایسته ارایه کنند).
درنهایت به این سوال میرسیم که برای رفع مشکلات موجود در بهبود درمان و افزایش طول عمر تعدادی از هموطنان عزیز ما که مبتلا به نوعی بیماری به نام سرطان هستند (سومین عامل مرگ و میر) و تجربیات و آمار مشخص کرده که هر سال افزایش چشمگیر دارد، چه کسانی در چه جایگاهی مسوول هستند؟! به نظر میرسد توجه و همکاران دولتمردان ما در هیات محترم دولت و مجلس محترم شورای اسلامی با متخصصان همکار در تشخیص و درمان سرطان کشور مطلوبترین نتیجه را برای ایجاد وضعیت مناسب ارایه خواهد کرد.
در اینجا به بحث در مورد علائم ،تشخیص و درمان بیماری پرداخته می شود . همچنین راه حلهایی برای حمایت از بیماران مبتلا به لنفوم غیر هوچکین ارائه می گردد .
علم پزشکی به پیشرفت قابل توجهی در زمینه لنفوم غیر هوچکین دست یافته که نتیجه آن افزایش طول عمر بیمار و بهبود وضعیت زندگی وی بوده است .
● لنفوم غیر هوچکین چیست ؟
لنفوم غیر هوچکین نوعی سرطان است . لنفوم واژه ای کلی است که به تمام سرطانهای برخاسته از دستگاه لنفاوی اطلاق می شود . بیماری هوچکین نوعی لنفوم می باشد . سایر انواع لنفوم همراه با هم و در گروهی جداگانه طبقه بندی می شوند . لنفوم ٥ % کل موارد سرطان را در آمریکا شامل می شود .
دستگاه لنفاوی بخشی از دستگاه ایمنی است که بدن را در مبارزه علیه بیماری و عفونت یاری می رساند ، دستگاه لنفاوی شامل شبکه ای از لوله های نازک است که به مانند رگهای خونی شاخه شاخه شده و در بافتهای بدن گسترش مییابند .
رگهای لنفاوی حامل " لنف " هستند که مایعی است بی رنگ ، آبکی و حاوی سلولهایی بنام " لنفوسیت " که با عفونت مبارزه می کند .
در این شبکه عروقی اندامهای کوچکی بنام " گره های لنفی " وجود دارند . این گره ها بصورت خوشه ای در زیر بغل ، کشاله ران ، گردن ، قفسه سینه و شکم وجود دارند .
بخشهای دیگر دستگاه لنفاوی شامل طحال ، تیموس ، لوزه ها و مغز استخوان است . بافت لنفاوی در نواحی دیگر بدن مانند معده ،روده ها و پوست نیز یافت می شود .
سرطان شامل بسیاری از انواع بیماریهایی است که از سلول یعنی " واحد پایه بدن " بر مئ خیزند . جهت فهم بهتر لفوم غیر هوچکین بهتر است ابتدا چیزهایی راجع به سلولهای طبیعی و اتفاقاتی که بعد از سرطانی شدن آنها بوقوع می پیوندد ، بیاموزیم .
بدن انسان از تعداد بسیار متنوعی از سلولها ساخته شده است ، در حالت طبیعی ، هر زمان که بدن نیاز داشته باشد ، سلولها رشد کرده و با تقسیم سلولی تعداد بیشتری از سلولها را بوجود می آورند ، این روند سلامت بدن را تضمین می کند .
گاهی اوقات علیرغم اینکه بدن نیازی به یاخته های جدید ندارد ، سلولها همچنان به تقسیم خود ادامه می دهند و حجمی از بافتهای انسانی را بوجود می آورند . این بافتها " توده " نامیده می شوند . توده ها میتوانند خوش خیم (غیر سرطانی ) یا بدخیم ( سرطانی ) باشند.
در لنفوم غیر هوچکینی ، سلولهای دستگاه لنفاوی ، حالتی غیر طبیعی بخود می گیرند بطوریکه بدون هیچ مهاری رشد کرده و تقسیم می شوند . ضمن اینکه طول عمر آنها از حالت طبیعی فراتر می رود ، از آنجائیکه بافت لنفاوی ، در قسمتهای زیادی از بدن وجود دارد ، شروع لنفوم غیر هوچکین می تواند در هر نقطه ای از بدن باشد .
ممکن است لنفوم غیر هوچکین در تنها یک گره لنفی ، یا گروهی از گره های لنفاوی و یا حتی در اندامی دیگر باشد . این نوع سرطان قادر است به هر قسمت دیگر بدن نظیر کبد ، مغز استخوان و یا طحال ، منتشر شود.
● علائم و نشانه ها :
شایعترین علامت لنفوم غیر هوچکین ، تورم بدون درد گره های لنفی گردن ، کشاله ران و یا زیر بغل می باشد ، سایر علائم به قرار زیر می باشد .
▪ تبی که علتی برای آن یافت نمی شود
▪ تعریق شبانه
▪ خستگی مداوم
▪ کاهش وزن بدون توجیه
▪ خارش پوست
▪ لکه های قرمز رنگ روی پوست
البته هنگامیکه علائم بالا در بیماری مشاهده می شود نمی توان به صراحت و اطمینان رای بوجود لنفوم غیر هوچکین داد چرا که این نشانه ها ممکن است در بیماریهای خوش خیم تر نظیر آنفلوآنزا و یا سایر عفونتها نیز دیده شود . بنابراین صرفا نظر پزشک ملاک تشخیص خواهد بود .
هنگامیکه در فردی علائم فوق الذکر یافت شود ، باید حتما به پزشک مراجعه نماید چرا که تشخیص و درمان زودرس بیماری بسیار حائز اهمیت است .
هیچگاه منتظر احساس درد نباشید زیرا ممکن است مراحل ابتدایی لنفوم غیر هوچکین بدون درد باشد .
● تشخیص :
اگر پزشک به لنفوم غیر هوچکین مشکوک شود از بیمار سؤالاتی را در مورد سابقه پزشکی وی مطرح کرده و معاینه بالینی کاملی بعمل می آورد . این معاینات شامل بررسی بزرگ شدن گره های لنفی گردن ، زیر بغل و یا کشاله ران می باشد .
علاوه بر ارزیابی علائم کلی سلامتی ، ممکن است تعدادی آزمایشات خونی نیز در خواست شود . همچنین پزشک ممکن است برای آگاهی از وضعیت داخل بدن بیمار دستور به عکسبرداری از قسمتهای مختلف را بدهد . شیوه های عکسبرداری عباتند از :
▪ x - ray : تصویر برداری از نواحی داخل بدن بوسیله پرتوهای پر انرژی
▪ CAT Scan یا CT : تصویر برداری با جزئیات بیشتر از داخل بدن ، عکسها بوسیله کامپیوتری که متصل به یک ماشین اشعه x است گرفته می شود . ( MRI ( Magnetic Resonance Imaging : تصویر برداری با جزئیات بیشتر از داخل بدن بوسیله یک آهن ربای قوی متصل به یک کامپیوتر .
▪ لنفانژیوگرام (Lymphongiogram ) : عکسبرداری از دستگاه لنفی بوسیله اشعه x که متعاقب تزریق یک ماده حاجب صورت می گیرد . در این روش گره ها و رگهای لنفی مشاهده می شوند.
تکه برداری جهت تشخیص لازم است ، جراح بخشی از بافت را برداشته و در اختیار آسیب شناس (پاتولوژیست ) قرار می دهد تا وی با مطالعه نمونه بافتی در زیر میکروسکوپ وجود یا عدم وجود سلولهای سرطانی را بررسی نماید .
در لنفوم غیر هوچکین نمونه برداری معمولا از گره لنفی انجام می شود ولی بهرحال سایر بافتها نیز ممکن است مد نظر باشند .
گاهی اوقات یک عمل جراحی تحت عنوان " لاپاراتومی " انجام مئ شود که طی آن جراح با ایجاد برش روی شکم نمونه های بافتی مورد نیاز را جهت مطالعه میکروسکوپی ، از داخل بدن بر مئ دارد .
بیماری که قرار است برای وی نمونه برداری انجام شود ، ممکن است سوالاتی را نظیر موارد زیر از پزشک خود مطرح نماید :
- چرا نیاز به نمونه برداری دارم ؟
- انجام نمونه برداری چه مدت طول می کشد ؟ آیا آسیبی نمی رساند ؟
- چه زمانی می توانم از نتیجه نمونه برداری آگاه شوم ؟
- اگر مبتلا به سرطان باشم ، چه کسی و چه موقع در مورد درمان با من صحبت خواهد کرد ؟
● انواع لنفوم غیر هوچکین :
سالها ست که پزشکان از واژه های مختلفی برای طبقه بندی تعداد زیاد و متنوع لنفوم غیر هوچکین استفاده کرده اند در اغلب موارد ملا ک گروه بندی نمای مشاهده شده از سلولهای سرطانی در زیر میکروسکوپ و سرعت رشد و انتشار آنها بوده است . " لنفوم تهاجمی " که تحت عنوان لنفوم با درجه بدخیمی متوسط و بالا نیز نامیده می شود تمایل به رشد و انتشار سریع داشته و علائم شدیدی را ایجاد می کند .
" لنفوم تنبل " (Indolent ) که به آن لنفوم با درجه بدخیمی پایین نیز اطلاق می شود ، خیلی آهسته رشد کرده و علائم بالینی کمتری را ایجاد می کند .
● مرحله بندی :
بعد از تشخیص قطعی لنفوم غیر هوچکین ، پزشک باید از مرحله استقرار بیماری و میزان گسترش آن آگاهی یابد .
مرحله بندی لنفوم ، دقت فراوانی را می طلبد چرا که انتخاب شده درمان به این نکته بستگی دارد که آیا سرطان در بدن انتشار یافته است و اگر چنین است چه بخشهایی از بدن را مبتلا کرده است ؟
پزشک برای تعیین مرحله استقرار لففوم غیر هوچکین ، به نکات زیر توجه می کند :
▪ تعداد و محل گره ها لنفاوی مبتلا .
▪ آیا گره های لنفاوی مبتلا در بالا ، پائین یا هر دو سمت پرده دیافراگم هستند یا خیر ؟ ( پرده دیافراگم یک لایه عضلانی نازک در زیر ریه ها و قلب می باشد که قفسه سینه را از شکم جدا می کند )
▪ آیا بیماری به مغز استخوان ، طحال یا سایر اندامهای خارج از دستگاه لنفاوی نظیر کبد ، انتشار یافته است یا خیر ؟
برای مرحله بندی ، پزشک ممکن است ازبرخی ازهمان آزمایشاتی استفاده کند که در تشخیص لنفوم غیر هوچکین بکار برده بود سایر روشهای مرحله بندی شامل نمونه برداری از گره های لنفاوی ، کبد ، مغز استخوان و یا بافتی دیگر می باشد .
در نمونه برداری از مغز استخوان ، مقداری از مغز استخوان توسط سوزنی که وارد استخوان لگن یا استخوان بزرگ دیگری می شود ، برداشته شده و توسط آسیب شناس در زیر میکروسکوپ ، از نظر وجود سلولهائی سرطانی مورد مطالعه قرار می گیرد .
● درمان :
پزشک بر اساس نیاز هر بیمار طرح درمانی را پایه ریزی می کند . درمان لنفوم غیر هوچکین به مرحله استقرار بیماری ، نوع سلولهای مبتلا ، اینکه سرطان تهاجمی است یا سست و تنبل ، سن بیمار و وضعیت کلی سلامتی وی بستگی دارد .
درمان لنفوم غیر هوچکین توسط تیمی از متخصصین شامل ، پزشک خون شناس ، سرطان شناس و یا متخصص پرتو درمانی انجام می شود . معمولا درمان لنفوم غیر هوچکین شامل شیمی درمانی ، پرتو درمانی و یا ترکیبی از این دو خواهد بود . در برخی بیماران ، پیوند مغز استخوان ، د رمان زیست شناختی و یا جراحی نیز ممکن است جزؤ گزینه های درمانی باشد ، در لنفوم های سست و تنبل پزشک ممکن است درمان را تا شروع علائم بیماری به تعویق اندازد . این شیوه " انتظار تؤام با مراقبت " (Watchful waiting ) نامیده می شود .
شرکت دادن بیماران در مطالعات تحقیقاتی بالینی برای اکثر افراد مبتلا یک گزینه مهم است تا بتوان اثر بخشی شیوه های نوین درمانی را آزمود .
● نظر خواهی دوم :
قبل از شروع درمان ، بیماران ممکن است بخواهند برای اطمینان از تشخیصی که پزشک معالجشان برای بیماری آنها گذاشته است با پزشک متخصص دیگر و یا مراکز ذیصلاح مشورت نمایند . راههای مختلفی برای نظر خواهی دوم از یک پزشک وجود دارد :
▪ پزشک معالج فرد می تواند یک متخصص را به بیمار جهت مشاوره معرفی نماید .
▪ بیمار می تواند نام و آدرس پزشک را از مراکز درمانی یا بیمارستانهای نزدیک محل زندگی خود و یا از دانشکده های پزشک جویا شود .
● آماده سازی بیمار برای درمان :
اکثر بیماران تمایل دارند تا اطلاعات و آگاهی بیشتری نسبت به بیماری خود داشته باشند . این امر سبب مشارکت فعال آنها در تصمیمی که پزشک اتخاذ می کند ، خواهد شد .
وقتی برای یک بیمار تشخیص سرطان گذاشته می شود ، شوک و استرس، واکنشهای طبیعی و قابل پیش بینی هستند .
این احساس باعث می شود تا بیماران اغلب در مورد پرسشهای که می خواهند از پزشک خود داشته باشند ، دچار مشکل شوند . بهمین خاطر تهیه یک فهرست از سؤالات احتمالی می تواند مفید باشد .
برای اینکه بیمار صحبتهای پزشک را بخاطر بسپارد می تواند یادداشت برداشته و یا با صلاحدید پزشک از یک ضبط صوت استفاده نماید .
برخی بیماران نیز ممکن است خواهان حضور اعضای خانواده و یا دوستان خود در ویزیت پزشکی باشند تا آنها هم در بحث شرکت کرده ، صحبتهای پزشک را یادداشت نموده و یا گوش فرا دهند .
▪ در اینجا تعدادی از پرسشهایی را که بیمار ممکن است بخواهد قبل از شروع درمان از پزشک خود سؤال نماید مطرح می کنیم :
- من مبتلا به چه نوعی از لنفوم غیر هوچکین هستم ؟
- بیماری در چه مرحله ای است ؟
- چه درمانهایی برای من وجود دارد ؟ کدامیک را شما توصیه می کنید . چرا ؟
- خطرات و عوارض جانبی احتمالی هر درمان چیست ؟
- شما را از بروز چه عوارض جانبی باید مطلع سازم ؟
- درمان چه مدت بطول مئ انجامد ؟
- شانس موفقیت درمان چه اندازه خواهد بود ؟
- آیا درمان ، روی فعالیتهای طبیعی من تاثیر خواهد گذاشت ؟ اگر چنین است برای چه مدت ؟
- آیا شیوه های نوین درمان و تحت مطالعه وجود دارد ؟ آیا شرکت در یک مطالعه تحقیقاتی برای من مناسب است ؟
- هزینه درمان حدودا چقدر است ؟
نیازی نیست که بیماران تمام سؤالات خود را در یک زمان بپرسند و یا جواب همه سؤالات را به یکباره بخاطر بسپارند . بلکه آنها این فرصت را خواهند داشت تا پزشک معالجشان توضیحات لازم را در طی جلسات متعدد بدهد و آنها را آگاه سازد .
● روشهای درمانی :
اگر چه شیمی درمانی و پرتو درمانی شایعترین روشهای درمان لفنوم غیر هوچکین هستند اما پیوند مغز استخوان ، درمانهای زیست شناختی و جراحی نیز گاهی اوقات بکار برده می شوند .
شیمی درمانی عبارتست از استفاده از داروها جهت نابود ساختن سلولهای سرطانی . معمولا در شیمی درمانی لنفوم غیر هوچکین ترکیبی از چندین دارو مورد استفاده قرار می گیرد . شیمی درمانی ممکن است به تنهایی و یا همراه با پرتو درمانی بکار گرفته شود .
معمولا شیمی درمانی را بصورت دوره ای تجویز می کنند . دوره های درمان و متعاقب آن دوره های استراحت . و بهمین ترتیب ادامه می دهند .، برخی از داروهای ضد سرطان را با تزریق وارد رگهای خونی می کنند و برخی از آنها از طریق دهان تجویز می شود .
شیمی درمانی یک درمان فراگیر است چرا که دارو وارد جریان خون شده و در تمام بدن پخش می شود ، معمولا بیماران داروها را بصورت سرپایی ( بیمارستان ، مطب یا خانه )" دریافت می کنند اما گاهی اوقات بر حسب نوع دارو و وضعیت سلامتی بیمار ممکن است نیاز به بستریهای کوتاه مدت در بیمارستان داشته باشند .
▪ برخی پرسشهایی را که بیمار ممکن است قبل از شروع شیمی درمانی از پزشک خود مطرح نماید عبارتند از :
- هدف از این درمان چیست ؟
- چه داروهایی را باید استفاده کنم ؟
- آیا داروها دارای عوارض جانبی هستند ؟ من چکار می توانم بکنم ؟
- چه عوارض جانبی را باید به شما گزارش دهم ؟
- چه مدت باید این درمان را ادامه دهم ؟
- در طی درمان چه کاری باید برای مراقبت از خود انجام دهم ؟
- چگونه می توانیم بفهمیم که داروها دارند موثر واقع می شوند ؟
● پرتودرمانی :
استفاده از پرتوهای پر انرژی برای کشتن سلولهای سرطانی است . پرتو درمانی یک درمان موضعی بحساب می آید که تنها سلولهای سرطانی را در موضع درگیر ، تحت تاثیر قرار می دهد . پرتو درمانی لنفوم غیر هوچکین بوسیله دستگاهی که پرتوهای پر انرژی را به ناحیه خاصی از بدن می تاباند ، انجام می شود . بعد از تکمیل درمان هیچ اشعه رادیواکتیوی در بدن باقی نمی ماند .
▪ برخی پرسشهایی را که بیمار ممکن است قبل از پرتو درمانی از پزشک مطرح نماید عبارتند از :
- هدف از این درمان چیست ؟
- خطرات احتمالی و عوارض جانبی این روش کدام است ؟
- پرتو درمانی چگونه انجام می شود ؟
- چه موقع درمان شروع می شود ؟ چه موقع خاتمه می یابد ؟
- در طی درمان چه مراقبتهایی را باید از خود انجام دهم ؟
- چگونه می توان فهمید که پرتو درمانی دارد موثر واقع می شود ؟
- چگونه پرتو درمانی فعالیتهای طبیعی مرا تحت تاثیر قرار می دهد ؟
در بعضی مواقع شیمی درمانی و / یا پرتو درمانی برای کشتن سلولهای سرطانی ناپیدایی که در دستگاه اعصاب مرکزی هستند بکار برده میشوند ، در این شیوه که تحت عنوان " پیشگیری دستگاه اعصاب مرکزی " نامیده میشود داروی ضد سرطان مستقیما بداخل مایع مغزی - نخاعی تزریق می شود .
● پیوند مغز استخوان :
این روش ممکن است یکی از انتخابهای پزشک برای درمان بیمار باشد خصوصا برای آندسته از افرادیکه لنفوم غیر هوچکین در آنها عود کرده است . پیوند مغز استخوان " سلولهای مادر " سالمی (Stem cell = سلولهای نابالغی که مولد سلولهای خونی هستند ) را برای بیمار فراهم کرده تا بتوانند جانشین سلولهایی نماید که بوسیله شیمی درمانی و / یا پرتو درمانی آسیب دیده و تخریب شده اند . مغز استخوان مورد نیاز ممکن است توسط یک فرد دهنده اهدا شود و یا از مغز استخوان خود بیمار استفاده نمود به این ترتیب که مغز استخوان برداشته شده را جهت از بین بردن سلولهای سرطانی تحت درمان قرار داده ، آنرا ذخیره کرده و پس از یک دوره درمان با دوز بالا به بدن بیمار باز می گردانند تا زمانیکه مغز استخوان پیوند زده شده شروع به تولید سلولهای سفید خونی ( گلبولهای سفید ) نماید برای پیشگیری از عفونتها بیمار حتما باید تحت مراقبت شدید باشد و چند هفته ای را در بیمارستان سپری نماید .
▪ تعدادی از این پرسشهایی را که بیماران ممکن است قبل از پیوند مغز استخوان از پزشک خود مطرح نمایند عبارتند از :
- محاسن این شیوه درمان چیست ؟
- خطرات احتمالی و عوارض جانبی آن کدام است ؟ اقدامی برای آنها باید انجام شود ؟
- چه عوارض جانبی را باید به شما اطلاع دهم ؟
- چه مدت در بیمارستان خواهم بود ؟ بعد از ترخیص از بیمارستان به چه مراقبتهایی نیاز دارم ؟
- چگونه درمان روی فعالیتهای طبیعی من اثر خواهد گذاشت ؟
- چگونه می توانم بفهمم که آیا درمان موثر واقع می شود یا خیر ؟● درمان زیست شناختی ( ایمنی درمانی ) :
نوعی شیوه درمانی است که از دستگاه ایمنی بدن ، بصورت مستقیم یا غیر مستقیم ، جهت مبارزه با سرطان و یا کاهش عوارض جانبی داروهای ضد سرطان ، استفاده می شود . با استفاده از موادی که توسط بدن ساخته شده و یا در آزمایشگاه تولید می شوند سیستم دفاعی بدن را در مقابل بیماریها تحریک و تقویت می نمایند . درمان زیست شناختی را گاهی تحت عنوان " درمان اصلاح کننده پاسخ زیستی " می نامند .
▪ در اینجا به تعدادی از سوالاتی که ممکن است بیمار قبل از درمان زیست شناختی از پزشک خود مطرح نماید اشاره می کنیم :
- هدف از درمان چیست ؟
- از چه داروهایی باید استفاده کنم ؟
- آیا درمان ، عوارض جانبی هم دارد ؟ اگر چنین است چکاری باید انجام دهم ؟
- کدامیک از عوارض جانبی را باید به شما اطلاع دهم ؟
- آیا نیازی هست درمان را در بیمارستان انجام دهم ؟
- چه مدت باید تحت درمان قرار گیرم ؟
- چه زمانی قادر خواهنم بود فعالیتهای طبیعی زندگی را از سر بگیرم ؟
جراحی ممکن است برای برداشتن توده مورد نیاز باشد . همچنین ممکن است طی عمل ، بافتهای اطراف توده و گره های لنفی مجاور هم برداشته شوند .
برخی پرسشهایی که بیمار ممکن است قبل از جراحی از پزشک سؤال نماید عبارتند از :
- چه نوع عمل جراحی انجام خواهد شد ؟
- احساس من بعد از عمل چگونه خواهد بود ؟
- اگر احساس درد کنم ، چگونه به من کمک خواهید کرد ؟
- آیا بعد از عمل جراحی نیازی به درمانهای تکمیلی دارم ؟
- چه مدت در بیمارستان بستری خواهم شد ؟
- چه زمانی قادر خواهم بود فعالیتهای طبیعی خود را از سر بگیرم ؟
● آزمونهای بالینی :
بسیاری از افراد مبتلا به لنفوم غیر هوچکین در آزمونهای بالینی ( مطالعات تحقیقاتی ) شرکت می کنند . هدف پزشکان از این مطالعات ، بررسی اثر بخشی و نیز عوارض جانبی شیوه های نوین درمانی می باشد . در برخی آزمونها ، تمام بیماران ، درمانی جدید را دریافت می کنند . در برخی دیگر پزشکان جهت مقایسه شیوه های مختلف درمان ، به یک گروه از بیماران درمانی جدید و به گروهی دیگر درمان استاندارد ارائه می دهند . گاهی هم ممکن است به دو گروه مختلف از بیماران ، دو درمان استاندارد جهت مقایسه آنها داده شود .
این تحقیقات باعث پیشرفت چشمگیری در درمان سرطان شده است و هر موفقیتی باعث نزدیک شدن تحقیقات به نتیجه نهایی که همان کنترل سرطان است می شود .
برخی پروژه ها ی در دست مطالعه عبارتند از : روشهای جدید پرتو درمانی ، شیوه های نوین شیمی درمانی ، داروهای جدید ضد سرطان و ترکیب آنها ، درمانهای زیست شناختی ، پیوند مغز استخوان ، پیوند سلولهای مادر خون محیطی ، و راههای جدید برای ترکیب درمانهای مختلف .
در برخی تحقیقات نیز هدف یافتن راهی برای کاهش عوارض جانبی درمان و بهبود کیفیت زندگی بیمار می باشد .
بیمارانی که در این مطالعات مشارکت فعال دارند ، ضمن اینکه در پیشرفت علم پزشکی سهیم هستند ، این شانس را دارند تا از نتایج مثبت و امید وار کننده روشهای جدید درمانی بهره مند شوند .
● عوارض جانبی درمان :
درمان های لنفوم غیر هوچکین بسیار قوی است ، خیلی مشکل است که بتوان درمان را صرفا به نابودی سلولهای سرطانی محدود کرد. از آنجائیکه درمان به سلولهای بافتهای سالم نیز آسیب می رساند اغلب بیماران دچار عوارض جانبی می شوند .
عوارض ناشی از درمان سرطان بطور عمده به نوع و گستردگی درمان بستگی دارد . نوع عوارض از فردی به فرد دیگر و همچنین از درمانی به درمان دیگر متفاوت است . پزشکان و کادر پرستاری می توانند بیماران را از این عوارض جانبی آگاه نمایند ضمن اینکه می توانند به کاهش و کنترل خیلی از این علائم که در طی یا بعد از درمان اتفاق می افتد ، کمک نمایند .
● شیمی درمانی :
بروز عوارض در شیمی درمانی در درجه اول به نوع داروها و مقدار مصرف آنها بستگی دارد . مثل روشهای دیگر درمان ، عوارض جانبی از فردی به فرد دیگر متفاوت خواهد بود .
داروهای ضد سرطان عمدتا سلولهایی را که بسرعت تقسیم می شوند ، تحت تاثیر قرار می دهند . علاوه بر سلولهای سرطانی ، سلولهای خونی که با عفونت مبارزه کرده ، به لخته شدن خون کمک می کنند و نیز اکسیژن را به بافتهای بدن حمل می کنند ، از این ویژگی برخوردارند . بنابراین اگر سلولهای خونی تحت تاثیر داروهای ضد سرطان قرار گیرند فرد مستعد ابتلا به عفونت شده ، دچار کبودی و خونریزی گشته و ممکن است احساس ضعف و خستگی نمایند .
به همین علت است که تعداد سلولهای خونی در طی شیمی درمانی مرتبا اندازه گیری شده و حتی اگر نیاز باشد پزشک برای بازگشت سلولهای خونی به تعداد طبیعی ، درمان را بتعویق می اندازد .
سلولهای ریشه مو نیز دارای سرعت تقسیم سلولی بالا هستند بنابراین انجام شیمی درمانی ممکن است منجر به ریزش موی بیمار شود .
سایر عوارض عبارتند از کاهش اشتها ، تهوع و استفراغ ، و یا زخمهای لب و دهان . برخی بیماران ممکن است سرگیجه و تیره شدن پوست و ناخن را هم تجربه نمایند .
اکثر علائم بتدریج و در طی دورانهای استراحت و بین دو فاز درمانی و یا بعد از خاتمه درمان از بین می روند . بهرحال باید توجه داشت که تعدادی از داروهای ضد سرطان خود می توانند احتمال ابتلا به سرطان ثانویه را در آینده افزایش دهند .
شیمی درمانی در برخی از مردان و زنان منجر به از دست رفتن باروری می شود ( قابلیت بوجود آوردن بچه ) این پدیده می تواند موقتی یا دائمی بوده و به نوع داروی مصرفی و سن بیمار بستگی دارد . بهمین خاطر ممکن است برای مردان استفاده از بانک اسپرم قبل از درمان یک گزینه انتخابی باشد .
ممکن است دوره های قاعدگی خانمها متوقف شده و علائم گر گرفتگی و خشکی واژن دیده شود . احتمال بازگشت دوره های قاعدگی بحالت طبیعی در خانمهای جوان بیشتر است .
● پرتو درمانی :
ایجاد عوارض جانبی در پرتو درمانی به دوز درمان و ناحیه ای از بدن که باید تحت تاثیر قرار گیرد ، بستگی دارد . در طی پرتو درمانی ، بیماران ممکن است فوق العاده خسته شوند . این حالت خصوصا در طی هفته های آخر دوره درمانی اتفاق می افتد . لذا استراحت کردن خیلی مهم است اما معمولا پزشکان به بیماران توصیه می کنند که هر چقدر می توانند فعالیت داشته باشند .
ریزش مو در نواحی تحت درمان و قرمزی ، خشکی ، افزایش حساسیت و درد ، و نیز خارش شایع است . همچنین ممکن است تیره شدن همیشگی و برنزه شدن پوست را شاهد باشیم .
در پرتو درمانی سینه و گردن بیماران ممکن است از خشکی و زخمهای گلو و مشکلات بلع رنج ببرند . در برخی بیماران احساس خواب رفتگی و گز گز کردن در دستها ، پاها و کمر وجود دارد .
پرتو درمانی به ناحیه شکم ممکن است منجر به تهوع ، استفراغ ، اسهال و مشکلات ادراری شود . در اغلب موارد تغییر در رژیم غذائی و یا داروهای بیمار باعث ملایم تر شدن این علائم می شود .
از دیگر عوارض جانبی پرتو درمانی می توان به کاهش تعداد سلولهای سفید خون که وظیفه مبارزه با عفونت را دارند اشاره نمود . اگر چنین اتفاق بیفتد باید شدیدا بیماران را از نزدیک شدن به منابع عفونت زا بر حذر داشت .
در طی پرتو درمانی باید تعداد سلولهای خونی مرتبا کنترل شود . در برخی موارد ممکن است حتی پرتو درمانی را بتعویق انداخت تا سلولهای خونی بیمار به اندازه طبیعی باز گردند .
اگر چه عوارض جانبی ناشی از پرتو درمانی می توانند مشکل زا باشند ، ولی معمولا قابل درمان و کنترل هستند . ذکر این نکته ضروری است که بدانیم این عوارض دائمی نیستند . همچنین بیماران ممکن است بخواهند در مورد اثرات بلند مدت پرتو درمانی روی باروری و احتمال بوجود آمدن سرطان ثانویه ناشی از پرتو درمانی در آینده ، با پزشک خود صحبت نمایند .
● پیوند مغز استخوان :
بیمارانی که پیوند مغز استخوان را تجربه کرده اند ، در معرض خطر عفونت ، خونریزی و سایر عوارض جانبی ناشی از مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی و پرتو درمانی قرار دارند .
علاوه بر این در بیمارانی که مغز استخوان فرد دیگری را دریافت می کنند " بیماری پیوند در برابر میزبان " (Graft versus host disease = GVHD) ممکن است بوجود آید . در GVHD مغز استخوان پیوند شده به بافتهای بیمار ( اغلب موارد ، کبد ، پوست و دستگاه گوارش ) حمله ور می شود . این بیماری ممکن است خیلی ملایم و یا فوق العاده شدید باشد . و می تواند در هر زمانی حتی در طی سالها بعد از پیوند ظاهر شود ، در حال حاضر داروهایی برای پیشگیری از وقوع GVHD و نیز برای درمان آن ( در صورت بروز ) وجود دارد .
● درمان زیست شناختی :
عوارض جانبی ناشی از این درمان بر حسب نوع درمان متفاوت است و می توان به علائم شبیه آنفلوآنزا اشاره کرد که عبارتند از لرز ، تب ، دردهای عضلانی ، ضعف ، کاهش اشتها ، تهوع ، استفراغ و اسهال . بیماران ممکن است دچار علائم دیگری نظیر خونریزی و کبودی ، لکه های پوستی و احتباس مایعات شوند . اینها ممکن است خیلی شدید باشند اما معمولا بعد از توقف درمان از بین می روند .
● جراحی :
شیوع و بروز عوارض در جراحی به محل توده ، نوع عمل ، سلامت عمومی بیمار و سایر عوامل بستگی دارد . اگر چه بیماران در طی چند روز اول بعد از جراحی احساس ناراحتی می کنند ولی درد را می توان با دارو کنترل نمود .
احساس ضعف و خستگی نیز از علائم شایع است . زمان خلاص شدن از این علائم در هر بیمار متفاوت است .
● تغذیه در حین درمان سرطان :
منظور از تغذیه مناسب در طی درمان سرطان ، دریافت انرژی ( کالری ) و پروتئین کافی بمنظور پیشگیری از کاهش وزن و همچنین تجدید قوا می باشد . تغذیه خوب اغلب باعث احساس بهتر در نزد بیماران و افزایش انرژی آنها می شوند . زیرا بروز عوارض جانبی ناشی از درمان مثل تهوع ، استفراغ و زخمهای دهانی عمل خوردن را با مشکل مواجه می سازند . در اغلب موارد طعم غذاها تغییر میابد . بهمین خاطر بیماران تحت درمان وقتی خسته و ناراحت هستند نمی توانند بطور مطلوب غذا بخورند در اینجاست که نقش پزشک ، پرستار و متخصص تغذیه در راهنمایی بیماران بمنظور تامین انرژی مورد نیاز در حین درمان سرطان ، بیشتر به چشم مئ آید .
● بهبودی و چشم انداز آینده بیماری :
این حق هر بیمار مبتلا به سرطان است که بداند آینده برای وی چگونه خواهد بود . درک ماهیت سرطان و آنچه انتظارش می رود به بیماران کمک کند تا طرحهای درمانی را بپذیرند ، تغییراتی در شیوه زندگی خود بوجود آورند و از نظر مسائل مالی تصمیم مناسب اتخاذ نمایند .
بیماران مبتلا به سرطان به کرات پزشکان و پژوهشگران را در معرض این سؤال قرار می دهند که : " آینده من چه خواهد شد ؟ " منظور از پیش آگهی یک بیماری ، پیش بینی روند بیماری در آینده ، نتیجه نهائی بیماری و احتمال بهبودی آن می باشد ، اما باید در نظر داشت که این تنها یک تخمین است وقتی پزشک با بیمار خود در مورد پیش آگهی صحبت می کند تنها از احتمالات ممکن برای وی خواهد گفت گاهی بیماران از آمار و ارقام کمک می گیرند تا شانس خود را برای بهبودی بسنجند . اگر چه آمار ، نتایج حاصله از مطالعه روی گروه بزرگی از بیماران است اما باید توجه داشت که نمی توان بطور یقین آنرا ملاک قرار داد چرا که روند یک بیماری ممکن است از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد .
عوامل زیادی روی پیش آگهی بیمار مبتلا به لنفوم غیر هوچکین وجود دارند که برخی از آنها عبارتند از : نوع و مرحله استقرار سرطان ، سن بیمار ، سلامت عمومی فرد و پاسخ وی به درمان ، بهترین فرد برای ارائه تصویری از آینده بیمار و پزشکی است که نسبت به بیمار و بیماری وی آشنایی کامل دارد .
وقتی پزشک از بقای بیمار صحبت می کند ، منظور وی بیشتر فرو کشن کردن بیماری است تا بهبودی کامل از سرطان .
اگر چه بیشتر بیماران مبتلا به لنفوم غیر هوچکین بطور موفقیت آمیزی درمان می شوند ، اما پزشکان از واژه فروکش کردن بیماری استفاده می کنند زیرا سرطان ممکن است عود یافته و باز گردد .
این نکته مهم است که در باره احتمال عود سرطان با پزشک صحبت کرد .
● پیگیریهای مراقبتی :
بیمارانی که مبتلا به لنفوم غیر هوچکین هستند باید بعد از خاتمه درمان بطور منظم تحت معاینات مراقبتی قرار بگیرند .
این پیگیریها جزئی مهم از طرح کلی درمان است و نباید از سوی بیماران مورد غفلت و سهل انگاری واقع شود . با پیگیریهای مداوم و منظم ،اطمینان از پایش بیماران حاصل شده و تغییرات در سلامتی آنها مورد توجه قرار می گیرد و علاوه بر این میتواند باعث تشخیص و درمان زود هنگام سرطان جدید و عود یافته شود . در بین دوره های معاینه ، بیماران مبتلا به لنفوم غیر هوچکین باید هر گونه مشکل را به محض مشاهده گزارش نمایند .
● حمایت و پشتیبانی از بیماران مبتلا به سرطان :
زندگی توام با بیماریی جدی ، آسان نیست . بیماران سرطانی و افرادیکه وظیفه مراقبت از آنها را بعهده دارند ، با مشکلات عدیده ای روبرو هستند ، حل این مشکلات ، هنگامیکه بیماران آگاهیهای سودمندی دارند و از خدمات حمایتی بهره می برند بمراتب آسانتر خواهد بود .
در این میان دوستان و بستگان بیمار نقش حمایتی مهمی را ایفا می کنند . صحبت کردن بیماران در مورد مشکلات خود با بیماران سرطانی دیگر نیز سودمند است.
بیماران سرطانی اغلب همراه با هم و در گروههای مختلف در یک اقدام مشارکت آمیز اطلاعات خود را در حل مشکلات رایج و نیز درمانهای سود بخش در اختیار یکدیگر قرار می دهند ولی باید در نظر داشت که مشکلات از فردی به فرد دیگر متفاوت است .
درمان و راههای مبارزه با سرطان که در یک فرد موثر واقع شده است ممکن است برای بیمار دیگر - حتی اگر مبتلا به همان سرطان باشد - حاصلی نداشته باشد . بهتر است همیشه توصیه های دوستان و خانواده را با مراکز ذیصلاح در میان گذاشت .
بیماران سرطانی معمولا نگران آینده هستند . نگرانی در مورد وضعیت شغلی ، مراقبت از خانواده خود ، انجام فعالیتهای روزمره و روابط شخصی . همچنین کنجکاوی در مورد آزمایشات ، درمانها ، بستری شدن در بیمارستان ، هزینه های درمانی را نیز باید به موارد بالا افزود .
پزشکان یا پرستاران و سایر اعضای تیم پزشکی می توانند پاسخ سؤالات مربوط به درمان ، کار و سایر فعالیتها را بدهند .
همچنین ملاقات با مددکاران اجتماعی ، مشاوران و روانپزشکان و حتی افراد روحانی می تواند بیماران را در آگاهی نسبت به مشکلات و دغدغه هایشان یاری کند .
اغلب یک مددکار اجتماعی می تواند با دعوت از مراکز که در زمینه توانبخشی ، حمایت عاطفی ، کمکهای مالی حمل و نقل و یا پرستاری در خانه تجربه دارند به بیماران کمک نماید .
لنفوم وابسته به ایدز بیماریی است که سلولهای سرطانی ( بدخیم ) در دستگاه لنفاوی بیماران مبتلا به سندرم نقص ایمنی اکتسابی وجود دارد . (AIDS = Acquired Immunode Ficiency Syndrom )
عامل بوجود آورنده ایدز ، ویروس HIV است ( Human Immunode Ficiency Virus ) که به دستگاه ایمنی بدن حمله کرده و آنرا تضعیف می کند . سپس عفونتها و دیگر بیماریها به بدن هجوم می آورند در حالیکه دستگاه ایمنی توان مقابله با آنها را ندارد .
دستگاه لنفاوی از لوله های نازکی تشکیل شده است که همچون رگهای خونی پی در پی شاخه شاخه شده و به تمام قسمتهای بدن می روند . رگهای لنفی حاوی لنف می باشند که مایعی است بی رنگ و ابکی و حاوی گلبولهای سفید خون بنام لنفوسیت . در مسیر عروق لنفاوی ساختمانهای کوچک و لوبیایی شکل تحت عنوان " غده یا گره لنفاوی " واقع شده اند . این اندامها سازنده و ذخیره کننده سلولهای مبارز بدن علیه عفونتها هستند .
طحال ( اندامی که در قسمت فوقانی شکم قرار گرفته و وظیفه تولید لنفوسیت و انهدام سلولهای خونی پیر را بر عهده دارد ) ، تیموس ( عضو کوچکی که در پشت استخوان جناغ واقع شده ) و لوزه ها ( ساختمانهایی در گلو ) همگی بخشی ازدستگاه لنفاوی هستند. از آنجائیکه بافت لنفاوی در همه جای بدن پراکنده است ، سرطان می تواند به هر نقطه از اندامها و بافتهای بدن نظیر کبد ، مغز استخوان ( بافت اسفنجی درون استخوانهای بزرگ که سازنده سلولهای خونی است ) ، طحال یا مغز منتشر شوند .
لنفوم شامل ٢ نوع کلی می باشد : بیماری هوچکین و لنفوم غیر هوچکین . اساس این طبقه بندی نمای سلولها در زیر میکروسکوپ می باشد ، این شیوه بافت شناسی نامیده می شود . بافت شناسی همچنین در تشخیص نوع لنفوم غیر هوچکین ، که قریب به ١٠ نوع می باشد ، به ما کمک می کند . مبنای تشخیص نوع لنفوم غیر هوچکین ، سرعت انتشار درجه بدخیمی ( پایین ، متوسط ، بالا ) می باشد . سرعت انتشار و رشد لنفوم با درجه بدخیمی متوسط و بالا بیشتر از سرطان با درجه بدخیمی پایین است .
در بیماران مبتلا به ایدز هر دو نوع لنفوم غیر هوچکین و بیماری هوچکین ممکن است دیده شود . البته امکان مشاهده لنفوم غیر هوچکین با درجه بدخیمی متوسط و بالا در این بیماران بیشتر است . هر دو نوع لنفوم می تواند در بالغین و کودکان اتفاق افتد .
پزشک باید بیماران را از نظر علائم زیر که برای مدت بیش از ٢ هفته وجود داشته باشند ، بررسی نماید :
بزرگ شدن بدون درد گره های لنفاوی گردن ، زیر بغل یا کشاله ران ، تب ، تعریق شبانه ، خستکی ، کاهش وزن بدون رژیم و خارش پوست .
اگر بیمار مبتلا به ایدز علائمی از لنفوم داشته باشد ، پزشک با دقت تمام تورم و یا وجود هر نوع بر آمدگی را در گردن ، زیر بغل و کشاله ران بررسی می کند . وجود هر نکته غیر طبیعی در غدد لنفاوی پزشک را مجاب می کند تا قسمتی از بافت را برداشته و به مطالعه آن در زیر میکروسکوپ بپردازد تا ببیند آیا سلول سرطانی در آن یافت می شود یا خیر ؟ این روش ، " تکه برداری " نامیده می شود .
بطور کلی بیماران مبتلا به لنفوم وابسته به ایدز در مقایسه با بیماران مبتلا به لنفوم که ایدز ندارند ، به گونه ای متفاوت به درمان پاسخ می دهند . لنفوم وابسته به ایدز در مقایسه با لنفوم تنها ، معمولا سرییعتر رشد کرده و به بافتهای خارج از دستگاه لنفاوی و سایر قسمتها ی بدن منتشر می شود .
از آنجائیکه درمان باعث آسیب بیشتر دستگاه ایمنی بیمار می شود ، در بیماران مبتلا به لنفوم وابسته به ایدز ، از مقادیر کمتری دارو در مقایسه با بیمارانی که ایدز ندارند استفاده می شود .
● مراحل لنفوم وابسته به ایدز
بعد از تشخیص لنفوم وابسته به ایدز ، آزمایشات متعددی انجام می شود تا پی ببرند آیا سرطان از محل اولیه خود به نقطه دیگری از بدن منتشر شده است یا خیر ؟ این روش " مرحله بندی " نامیده می شود . مرحله استقرار بیماری که می تواند از مرحله I تا IV متغییر باشد ، وسعت انتشار بیماری را نشان می دهد . جهت انتخاب بهترین درمان ، پزشک باید از مرحله بیماری آگاهی کامل داشته باشد .
آزمایشات انجام شده برای آگاهی از مرحله بیماری شامل آزماشهای خونی و روشهای مختلف تصویر برداری با اشعه x است . این آزمونها " مرحله بندی بالینی " نامیده میشوند . در برخی موارد پزشک نیاز دارد تا یک عمل جراحی بنام "لاپاراتومی " روی بیمار انجام دهد . در این روش با برش شکم ،مشاهده مستقیم و دقیق اندامهای داخل آن ، ابتداء اعضا را به سرطان بررسی می کنند . همچنین ممکن است تکه هایی از بافتها ی مشکوک جهت بررسی و مشاهده در زیر میکروسکوپ برداشته شوند . این روش " مرحله بندی آسب شناسی " نامیده می شود .
برای درمان بیماران ، لنفومهای وابسته به ایدز را بر مبنای محل شروع آنها بترتیب زیر گروه بندی می کنند :
▪ لنفوم فراگیر / محیطی
لنفومی است که از غدد لنفی یا سایر اندامهای دستگاه لنفاوی شروع شده و ممکن است به قسمتهای دیگر بدن مثل مغز و مغز استخوان منتشر شده باشد .
▪ لنفوم اولیه دستگاه اعصاب مرکزی
لنفومی که از مغز یا نخاع ، که هر دو جزئی از دستگاه اعصاب مرکزی هستند ، شروع شده است . این نوع لنفوم " لنفوم اولیه دستگاه اعصاب مرکزی " نامیده می شود زیرا ابتداء اولیه دستگاه اعصاب مرکزی بوده تا اینکه در نقطه دیگری از بدن بوجود آمده و سپس به دستگاه اعصاب مرکزی منتشر شده است .
● نگاهی اجمالی به شیوه ها ی درمان
▪ لنفوم وابسته به ایدز چگونه درمان می شود ؟
ـ درمان لنفوم وابسته به ایدز بعلت اثر تضعف کننده ویروس HIV روی دستگاه ایمنی بیمار ، بسیار مشکل است . در این بیماران مقادیر کمتری دارو در مقایسه با افرادیکه ایدز ندارند تجویز می شود . ٢ نوع درمان مورد استفاده قرار می گیرند .
ـ شیمی درمانی ( استفاده از داروها جهت از بین بردن سلولهای سرطانی و کوچک کردن توده )
ـ پرتو درمانی ( استفاده از مقادیر بالای اشعه x و یا سایر پرتوهای پر انرژی برای کشتن سلولهای بدخیم و کوچک کردن توده سرطانی ) .
در شیمی درمانی از داروهایی استفاده می شود که باعث هلاکت سلولهای سرطانی و کوچک شدن توده می گردند ، دارو می تواند بصورت قرص تجویز شود ویا از طریق قرار دادن یک سوزن وارد عضله یا سیاهرگ شود . شیمی درمانی یک درمان فراگیر است زیرا دارو نهایتا وارد جریان خون شده و به تمام بدن سیر می کند و باعث انهدام سلولهای سرطانی می شود . برای مواردیکه سرطان به مغز منتشر شده است می توان شیمی درمانی را با وارد کردن دارو به مایع اطراف مغز از طریق سوزنی که به مغز یا کمر بیمار وارد می شود ، ( شیمی درمانی داخل مغزی )
در پرتو درمانی از اشعه پر انرژی x برای کشتن سلولهای سرطانی و کوچک کردن توده استفاده می کنند .
این پرتو ها توسط دستگاهی که خارج از بدن بیمار قرارگرفته ٠ پرتو درمانی خارجی ) تابانده م شود . پرتوهایی که به مغز تابانده می شود ، " پرتو تابی جمجمه ای " نام دارد . پرتو درمانی مئ تواند به تنهایی یا همراه با شیمی درمانی انجام شود .
علاوه بر این تحقیقات روی تجویز داروهای ضد ویروس برای از بین بردن ویروس ایدز در حال انجام است که میتواند همراه با درمان لنفوم انجام گیرد .
درمان لنفوم وابسته به ایدز به مرحله استقرار بیماری ، بافت شناسی و درجه بدخیمی سرطان و نیز وضعیت عمومی سلامت بیمار بستگی دارد . پزشک باید تعداد گلبولهای سفید و یا هر نوع بیماری دیگر مرتبط با ایدز را که بیمار قبلا داشته یا اکنون به آن مبتلا شده است ، مد نظر قرار دهد .
درمان انتخابی برای بیماران ممکن است استاندارد بوده ( که اثر بخشی آنها طبق مطالعاتی که در گذشته انجام شده اثبات گردیده ) و یا نمونه ای از پروژه های در دست تحقیق باشد .
( آزمونهای بالینی ) البته تمام بیماران با درمان استاندارد معالجه نمی شوند و ممکن است این روش عوارض جانبی زیادی داشته باشد . بهمین علت است که اکنون تحقیقات روی روشهای نوین درمانی در حال انجام است .
▪ لنفوم محیطی / فراگیر وابسته به ایدز
ممکن است درمان یکی از موارد زیر باشد :
ـ شیمی درمانی فراگیر با مقادیر استاندارد بهمراه شیمی درمانی داخل مغزی .
ـ شیمی درمانی فراگیر با مقادیر کم بهمراه شیمی درمانی داخل مغزی .
ـ استفاده از داروهای جدید جهت شیمی درمانی و یا روشهای جدید تجویز این داروها ( در دست مطالعه ) .
▪ لنفوم اولیه دستگاه اعصاب مرکزی وابسته به ایدز
درمان احتمالا " پرتو تابی جمجمه ای " خواهد بود . استفاده از روشهای جدید در دست تحقیق هم ممکن است جزء گزینه های درمانی باشد .
لوسمی سلول موئی بیماریی است که در آن سلولهای سرطانی ( بدخیم ) در خون و مغز استخوان یافت می شوند ، و جه تسمیه این بیماری به خاطر این است که سلولهای سرطانی دارای زوائدی شبیه به مو هستند که در زیر میکروسکوپ دیده می شود .
لوسمی سلول موئی ، نوعی از گلبولهای سفید را تحت تأثیر قرار می دهد که لنفوسیت نامیده میشوند ، لنفوسیتها در مغز استخوان و اندامهای دیگر ساخته می شوند ، مغز استخوان بافت اسفنجی شکلی است که داخل استخوانهای بزرگ بدن قرار گرفته است ، این بافت سازنده گلبولهای قرمز ( که حمل کننده اکسیژن و سایر مواد به بافتها به بدن میباشند)، گلبولهای سفید ( که با عفونت مبارزه می کنند ) و پلاکتها ( که باعث انعقاد خون میشوند ) می باشد . لنفوسیتها در طحال ( اندامی در قسمت بالای شکم که سازنده لنفوسیت بوده و همچنین خون را از سلولهای پیر و مرده تصفیه میکند )، غدد لنفاوی ( اندامهای لوبیای شکل کوچک ) و سایر اندامها ساخته میشود .
هنگامیکه لوسمی سلول موئی شکل می گیرد ، سلولهای سرطانی ممکن است در طحال تجمع یافته و باعث بزرگی آن شوند ؟ همچنین ممکن است تعدادی گلبولهای سفید خون کاهش یابد زیرا سلولهای سرطانی به مغز استخوان حمله کرده و در نتیجه مغز استخوان قادر نخواهد بود به میزان کافی گلبول سفید تولید نماید .
این وقایع منجر به عفونت خواهد شد ، در صورت بروز هر یک از علائم زیر باید به پزشک مراجعه نمود :
خستگی مزمن ، بزرگی طحال ،عفونتی که از بین نمی رود .
در صورت وجود علائم مشکوک ، پزشک برای آگاهی از تعداد انواع مختلف سلولهای خونی ، آزمایشهایی را برای بیمار درخواست می نماید . اگر نتایج بدست آمده غیر طبیعی بود ، آزمایشات بیشتری انجام خواهد شد ،همچنین ممکن است نیاز به تکه برداری ( نمونه برداری ) از مغز استخوان باشد - در این روش سوزنی را وارد استخوان فرد کرده و مقدار کمی از مغز استخوان آنرا بمنظور مطالعه در زیر میکروسکوپ برداشت می نمایند . بعد از این مراحل پزشک می تواند تشخیص دهد چه نوعی از لوسمی در بیمار وجود دارد و بهترین درمان او چیست ؟
شانس بهبودی ( پیش آگهی ) به تعداد سلولهای سرطانی در خون و مغز استخوان ، سن بیمار و وضعیت عمومی سلامتی وی بستگی دارد .
● مرحله بندی بیمار
▪ مراحل لوسمی سلول موئی :
برای لوسمی سلول موئی سیستم مرحله بندی وجود ندارد . طبقه بندی بیماران بر این اساس استوار است که آیا آنها درمان شده اند یا خیر .
▪ لوسمی سلول موئی درمان نشده :
درمانی برای لوسمی داده نشده است ، تنها ممکن است برای عفونتها و یا سایر عوارض جانبی لوسمی درمان داده شده باشد .
▪ لوسمی سلول موئی پیشرونده :
" اسپلنکتومی " ( عمل جراحی برداشت طحال ) انجام شده است . درمانهای فراگیر ( استفاده از موادیکه وارد جریان خون شده و سلولهای سرطانی را در هر نقطه بدن تحت تأثیر قرار میدهند ) داده شده است اما بیماری وخیم تر گشته است .
▪ لوسمی سلول موئی سرکش :
لوسمی درمان شده است اما دیگر به درمان پاسخی نمی دهد .
● نگاهی اجمالی به روشهای درمانی
▪ چگونه لوسمی سلول موئی درمان می شود ؟
برخی بیماران مبتلا به لوسمی سلول موئی علائم کمی دارند و ممکن است تا مدتها نیاز به درمان نداشته باشند .
▪ سه نوع از درمانهای مورد استفاده عبارتند از :
- جراحی
- شیمی درمانی ( استفاده از داروها برای کشتن سلولهای سرطانی ).
- زیست درمانی ( استفاده از دستگاه ایمنی بدن برای مبارزه با سرطانی ).
پیوند مغز استخوان روشی است که هنوز در دست مطالعه است .
اگر طحال بزرگ شده باشد ممکن است طی یک عمل جراحی بنام " اسپلنکتومی " از بدن بیمار خارج شود .
در شیمی با استفاده از داروهای ضد سرطان سلولهای بدخیم را از بین می برند. دارو ممکن است بصورت قرص، تزریق عضلا نی یا وریدی و یا زیر جلدی به بیمار داده شود ، شیمی درمانی یک درمان فراگیر است زیرا دارو وارد جریان خون شده ، در بدن سیر کرده ، و سلولهای سرطانی را در هر کجا که باشند نابود می سازند .
در زیست درمانی سعی بر این است که بدن را وادار به مبارزه با سرطان کرد، در این روش با استفاده از موادیکه توسط بدن ساخته شده یا در آزمایشگاه تولید می شوند ، دفاع طبیعی بدن را در برابر بیماریها تحریک و تقویت می نمایند . نام دیگر این روش " ایمنی درمانی " یا " اصلاح پاسخ زیستی ( BRM ) می باشد ،
" اینترفرون " ماده ای است که توسط بدن ساخته شده وبا عوامل خارجی مبارزه می کند - اغلب از آن در درمان لوسمی سلول موئی استفاده می کنند .
هدف از پیوند مغز استخوان ، جایگرین کردن مغز استخوان بیمار با مغز استخوان سالم است ، ابتدا ، تمام مغز استخوان بدن بیمار بوسیله مقادیر بالای داروهای شیمی درمانی همراه یا بدون پرتو درمان تخریب می شود . سپس از یک فرد دهنده که شباهت بافتی زیادی به بدن بیمار دارد ، مغز استخوان سالم را برداشت می کنند ، فرد دهنده ممکن است برادر یا خواهر دو قلوی بیمار ( بهترین حالت ) ، برادر یا خواهر معمولی ویا یک فرد غریبه باشد . مغز استخوان سالم را از طریق یک سوزن وارد سیاهرگ بیمار می کنند تا جایگزین مغز استخوان تخریب شده گردد .
این روش که پیوند را از فردی غیر از خود بیماری گیرند " پیوند آلوژنیک " می نامند .
● درمان بر اساس مرحله استقرار بیماری :
درمان انتخابی ممکن است جزء روشهای استاندارد باشد که اثر بخشی آنها طی مطالعات گذشته به اثبات رسیده است و یا اینکه روشهای نوینی باشد که هنوز مطالعه روی آنها در حال انجام است . البته اکثر بیماران با درمانهای استاندارد و بطور کامل معالجه نمی شوند و حتی برخی از آنها دارای عوارض زیاد و نامطلوبی هستند . بهمین خاطر مطالعه روی روشهای جدیدتر برای یافتن راهی بهتر و موثرتر جهت درمان سرطان در حال انجام است .
● لوسمی سلول موئی درمان نشده
درمان شامل یکی از موارد زیر است :
١) اگر علامتی وجود نداشته باشد ، نیازی به درمان نیست اما با وخیم تر شدن بیمار باید هر چه زودتردرمان را آغاز نمود .
٢) زیست درمانی .
٣) شیمی درمانی .
٤) جراحی بمنظور برداشتن طحال ( اسپلنکتومی ) .
● لوسمی سلول موئی سرکش
اگر بیمار به زیست درمانی پاسخ نداده است ممکن است برای وی شیمی درمانی در نظر گرفت . همچنین ممکن است بیمار بخواهد روشهای جدید روی وی آزمایش شود .
شناسايي سرطان، آسم و تيروئيد با ليزر
محققان آمريکايي با بررسي نفس هاي انسان توسط نور ليزر توانسته اند مولکول هايي که در ابتلا به آسم و سرطان موثر هستند شناسايي کنند. همين طور از ليزر براي تشخيص بيماري تيروئيد، سرطان هاي پوست و دهان استفاده مي شود.
نقل از پايگاه اينترنتي دانشگاه Colorado پژوهشگران در اين روش جديد مي توانند در يک لحظه از بسياري مولکول هاي مختلف که در نفس هاي افراد موجود است، توسط ليزر تصوير گسترده اي را به نمايش بگذارند.
ليزر ، آسم را شناسايي مي کند
وقتي حيوانات و انسان ها نفس مي کشند، علاوه بر گاز دي اکسيد کربن ترکيباتي که در سلول هاي متابوليکي بدن موجود است از دهان خارج مي شود. محققان توانسته اند هزار ترکيب مختلف را هنگام نفس کشيدن افراد شناسايي کنند.
به طوري که آنان بر اين باورند وقتي بدن فرد بيش از حد گاز ميتلامين را توليد مي کند، دچار بيماري کبد و کليه مي شود و توليد بيش از حد گاز آمونياک و استون به ترتيب موجب عدم فعاليت کليه و ديابت خواهد شد. همچنين بدن افرادي که بيش از حد گاز اکسيد نيتريک را توليد مي کند در آينده ممکن است با بيماري آسم مواجه شوند.
تشخيص دقيق سرطان پوست با دو پرتو ليزري
ليزري کوچک با توانايي رديابي نشانه هاي اوليه سرطان پوست مي تواند جان هزاران نفر را از مرگ ناشي از ابتلا به سرطان پوست نجات دهد.
اين ابزار دو پرتو کوچک را با انرژي کم تر از انرژي ليزرهاي نشانگر رايج بر روي لکه هاي مشکوک پوستي تابش داده و سپس موقعيت رنگدانه هاي مختلف پوستي را تعيين مي کند.
سپس دانشمندان ميزان اوملانين را در رنگدانه ها مورد بررسي قرار مي دهند، ماده اي که در نسوج سرطاني بيشتر به چشم مي خورد. اين اولين باري است که چنين شيوه اي براي تشخيص اين نوع از سرطان مورد استفاده قرار گرفته است و محققان با آزمايش اين شيوه توانستند تمامي 11 نمونه مبتلا به سرطان پوست، يکي از کشنده ترين انواع سرطان در جهان، را از ميان نمونه هاي سالم شناسايي کنند.
به گفته محققان حتي در صورتي که ميزان موفقيت اين ابزار 50 درصد باشد اين ابزار مي تواند سالانه از صدها تشخيص نادرست اين بيماري در سرتاسر جهان پيشگيري کند. سرطان پوست پنجمين عامل بيماري رايج در ميان مردان و ششمين عامل رايج در ميان زنان به شمار مي رود.
با استفاده از اين ابزار جديد براي تشخيص بيماري لکه هاي مشکوک پوستي بايد از روي پوست برداشته شوند اما محققان در جستجوي روشي هستند که براي تشخيص بيماري، ديگر نيازي به برداشتن لکه از روي پوست نباشد.
تشخيص تومورهاي سرطاني حفره هاي دهان با استفاده از ليزر
دبير انجمن پزشکي ليزر ايران از کاربرد ليزر در تشخيص تومورهاي سرطاني در حفره هاي دهاني خبر داد و گفت: در اين روش ماده اي حساس به نور مانند ژل موضعي روي زخم ماليده و پس از 20 دقيقه ليزر به زخم تابانده مي شود که طول موج بازگشت آن موجب تشخيص زخم مي شود.
براي تشخيص ضايعه، پرتو ليزر تابانده مي شود که طول موج آن در بازگشت متفاوت بوده و بافت تغيير کرده را نشان مي دهد و در مواردي حتي سفت شدن بافت که با هيچ روشي قابل تشخيص نيست را نيز نمايان مي سازد.
فکر آزاد ادامه داد: ليزر در حوزه درمان نيز کاربردهاي بسياري داشته و براي همه برش هايي که با چاقو انجام مي شود کارآيي دارد و همچنين در همه حوزه هاي بافت نرم و سخت دنداني و استخواني از جمله تراش دندان و نيز همه جراحي هاي لثه و درمان هاي دندانپزشکي اطفال مورد استفاده قرار مي گيرد.
وي در پايان خاطر نشان کرد: ليزر ابزار نيست بلکه نوعي فناوري قوي است که کاربردهاي بسياري دارد.
بی تردید اداره كردن امور منزلی كه در آن یك بیمار مبتلا به سرطان زندگی می كند كار چندان راحتی نیست. تقبل مسوولیت ها و نقش های مختلف در آن واحد می تواند سلامت روانی پدر و یا همه اعضای خانواده و گاه اطرافیان را به خطر اندازد. در اروپا و امریكا برخی خانواده ها از پیشاهنگان كمك می گیرند اما متاسفانه چنین نیروهای داوطلبی در جامعه ما حضور ندارند. به طور كلی بر حسب فرهنگ جامعه، از هر كس كه در این زمینه می تواند مفید و مثمرثمر باشد، می توان كمك خواست.
اجازه دهید هر كس در كاری كه قادر به انجام آن است مشاركت داشته باشد و وظایفی را به افراد محول نمایید كه توانایی انجام آن را دارند. هزینه اقتصادی لازم جهت استخدام نیروهای مورد نیازتان را با زیان ناشی از تنها به دوش كشیدن بارهای فیزیكی و روانی مقایسه كنید. همواره به خاطر داشته باشید كه خانواده یك كل واحد به حساب می آید، در صورتی كه خانواده در فشار زیاد كارها و تحمل بارهای فراوان قرار گیرد، فرد مبتلا به سرطان نیز اذیت خواهد شد.
در یك تحقیق علمی چند نمونه از مشكلات خانواده بیماران سرطانی برشمرده شده كه بیان آنها در این جا خالی از فایده نیست:
وابستگان بیماران سرطانی اجازه، حق و مسوولیت دارند كه به مشكلات خود نیز توجه داشته باشند. گاهی ممكن است كسی آنها را متهم به خودخواهی كند ولی آنها باید آنچه را كه برای حفظ سلامت و آرامش روانی خود لازم است انجام دهند، زیرا كه در این صورت به گونه بهتری می توانند نیازهای بیمار را برآورده سازند و از وی پرستاری كنند.
هر فرد دارای نیازهای متفاوتی است كه این نیازها باید برآورده شوند. بدیهی است چنانچه اطرافیان بیمار در سلامت و خشنودی به سر برند بیمار نیز از این نعمت سود خواهد برد. گاهی لازم است كه اطرافیان بیمار برای نگهداری وی از خارج كمك بگیرند، حتی اگر بیمار به این مساله اعتراض كند. آنها باید در صورت لزوم این كار را انجام دهند چرا كه این حق را دارند كه محدودیت های توان و تحمل خود را ارزیابی نموده و در موارد نیاز یك همكار به خدمت بگمارند.
در صورتی كه احیانا بیمار سعی كند از بیماری خود به عنوان یك سلاح استفاده كند، اطرافیان این اجازه را دارند كه توقعات بی مورد او را نادیده بگیرند و فقط انتظارات معقول و منطقی وی را برآورده سازند. اگر اطرافیان بیمار سرطانی به نیازهای خود و احتیاجات بیمار، به یك اندازه اهمیت دهند، فشار ناشی از بیماری به حداقل خواهد رسید.
افزایش فشارها و تغییر مسوولیت ها به دنبال ابتلای یكی از اعضای خانواده به سرطان خواه ناخواه پیش می آید و فرق نمی كند كه بیمار چه كسی باشد ( همسر، فرزند، پدر و مادر یا یكی از دوستان). هر یك از اعضای خانواده باید به موازات توجه به خواسته ها و نیازهای بیمار، به نیازهای حیاتی خود نیز توجه داشته باشند.
بچه ها معنای سرطان را نمی فهمند
هنگام ابتلای یكی از والدین به سرطان، ممكن است بچه ها درباره مبارزه و یا كنار آمدن با این حالت دچار مشكل شوند. مادر یا پدر از خانه رفته باشد( به بیمارستانی كیلومترها دورتر از خانه) یا در خانه بستری باشد، یا به وضوح دچار درد و ناراحتی باشد و یا شكل ظاهری وی كاملا تغییر كرده باشد. با وجود این مسایل، اغلب از بچه ها خواسته می شود كه كاملا خوب رفتار كنند و منضبط باشند. مثلا به آنها گفته می شود كه آهسته بازی كنید، یا تكالیف بیش از حد به آنها داده می شود یا از آنها خواسته می شود كه موقعیت دیگران را كه فراتر از درك سنی آنهاست درك كنند. این امكان هست كه بچه ها از كاهش توجهی كه به آنها می شود برنجند.
بعضی بچه ها احساس می كنند كه به زودی پدر، یا مادرشان را از دست می دهند و از این مساله دچار ترس، تشویش و نگرانی می شوند و حتی بعضی صحنه مرگ پدر و مادر را تجسم می كنند. برخی از بچه هایی كه تا دیروز مستقل و اعتماد به نفس بالایی داشته اند اكنون هنگام ترك خانه یا دوری از بزرگترشان دچار اضطراب می شوند. چنانچه كودك احساس كند از توجه به وی كاسته شده، كمتر انضباط را رعایت می كند.
راه حل: اگر یكی از بستگان یا دوستان مورد علاقه بچه ها بتواند وقت بیشتری را صرف توجه به آنها كند، كمك موثری در ایجاد خشونت، اطمینان، مهربانی، راهنمایی و انضباط بچه ها خواهد كرد. رفتن به پارك، قدم زدن در باغ وحش و نظایر آن مهم هستند همین طور كمك در انجام تكالیف منزل و بازی كردن با بچه ها.
اگر كوشش شما در راه ایجاد حمایت روانی و اطمینان بخشی به بچه ها نتیجه بخش نباشد، مشورت با یك فرد متخصص در زمینه اطفال یا صحبت كردن بچه ها و والدین با یكدیگر می تواند مفید باشد.