مجله پزشکی : سرطان
سرطان سینه و مشاوره ژنتیک
سرطان سینه یکی از درمان پذیرترین سرطانهاست که اغلب ۹۹ درصد مبتلایان آن درمان میشوند. این نوع سرطان مانند بسیاری از سرطانهای دیگر چنانچه به موقع تشخیص داده شود، به دلیل وجود درمانهای متداول جزو سرطانهای درمانپذیر محسوب میشود.
امروزه درمانهای متعددی که برای سرطان در جهان شناخت شده، میزان خطر و مرگ و میر را در مبتلایان به نحو چشمگیری کاهش داده است اما متاسفانه نکته قابل تامل این است که در کشور ما به دلیل عدم آگاهی افراد تنها حدود ۳۰ درصد از سرطانهای سینه در مراحل اولیه تشخیص داده میشوند و بدیهی است که تشخیص این بیماری در مراحل پیشرفته سیر درمان را کند و در برخی مواقع غیرممکن میسازد.
۳ تا ۵ درصد مبتلایان به سرطان سینه در معرض ابتلا به انواع دیگر سرطانها هستند و بطور کلی مبتلایان به سرطان سینه باید حتما تحت مشاوره ژنتیک سرطان قرار گیرند در این صورت کسانی که احتمال ریسک در آنان زیاد است، مشخص خواهند شد و تحت آزمایشاتی متفاوت از سایرین قرار میگیرند. با این روش حتی میتوان سایر اعضای خانواده را که در ریسک بالای ابتلا قرار دارند، به دقت تشخیص داد.
نکته دیگر این است که مبتلایان به سرطان سینه اصولا در معرض ابتلا به سرطانهای تخمدان، لولههای فالوپ یا سینه مقابل هستند نه دیگر سرطانها و همین احتمال در کسانی وجود دارد که سرطان آنها از نوع ژنتیکی است بنابراین تشخیص زودرس و انجام آزمایشات ژنتیکی کمک میکند تا افراد وضعیت خود را از این حیث مشخص کنند.
● چهار گروه از افراد باید تحت مشاورههای ژنتیک و سرطان قرار گیرند :
▪ گروه اول کسانی هستند که در سنین زیر ۴۰ سالگی به سرطان سینه مبتلا شدهاند.
▪ گروه دوم کسانی که در خانواده آنها شخص یا اشخاص دیگری به این سرطان مبتلا شده باشند.
▪ در گروه سوم چنانچه در خانوادهای یک مرد مبتلا به سرطان سینه وجود داشته باشد که اگرچه این مورد نادر است اما در این صورت سایر اعضای خانواده باید تحت مشاوره ژنتیک قرار گیرند.
▪ گروه چهارم کسانی که همزمان به سرطان سینه و تخمدان مبتلا شدهاند. وی میافزاید: این چهار گروه همان ۳ تا ۵ درصد افراد دارای ریسک را تشکیل میدهند که این افراد هم چنانچه مراجعه دائم و زود هنگام به متخصصان ژنتیک سرطان داشته باشند، با روشهای کاهش ریسک میتوان خطر ابتلا به بیماری را در آنان کاهش داد.
چنانچه شخصی در سنین بالای ۴۰ یا ۵۰ سالگی مبتلا به سرطان سینه شده باشد بدون آنکه در خانوادهاش سابقه این بیماری وجود داشته باشد، احتمال ژنتیکی بودن بیماری این فرد تنها یک درصد است اما مراجعات این گروه از مبتلایان به پزشک متخصص نیز نباید قطع شود چون اغلب پس از جراحی روشهای دارودرمانی نیز به طور دورهای برای این اشخاص تجویز خواهد شد و بیمار ملزم به اجرای آنهاست.
به طور قطع ۹۹ درصد مبتلایان به سرطان سینه در صورت مراجعه در مراحل اولیه به خوبی درمان میشوند. امروزه با روشهای تشخیص زودرس و شیوههای پیشگیرانه از جمله استفاده از ماموگرافی، سونوگرافی و در مواردی نیز (MRI) در بیماران میتوان میزان ریسک را تا حد قابل ملاحظهای کاهش داد.
طبق بررسیهای انجام شده در سال ۱۳۸۲ بالغ بر ۳۹۴۶ مورد سرطان سینه در کشور گزارش شد که این میزان یک چهارم آمار مبتلایان در کشورهای پیشرفته را تشکیل میدهد.
در برخی از خانوادهها به طور ژنتیکی ژنی به نام (BRCA۱) وجود دارد که این ژن بیش از دیگران آنها را مستعد ابتلا به سرطان رحم، روده، سینه و ریه میکند. بنابراین افرادی که دارای سابقه خانوادگی ابتلا به سرطان سینه هستند باید تحت آزمایشات غربالگری قرار بگیرند و چنانچه وجود این ژن در آنها مثبت بود هر ۶ ماه یکبار تحت نظر پزشک متخصص قرار گیرند تا در صورتی که کوچکترین علائمی از ابتلا به سرطانهای مذکور در آنها پدیدار شد در مراحل اولیه با جراحی بتوان آن را ریشهکن کرد.
دارندگان این ژن به هیچوجه نباید نگران ابتلا به انواع سرطانها باشند و چنانچه افراد تحت نظر مستمر پزشک متخصص خود باشند به راحتی میتوانند بیماری را در صورت تشخیص به موقع کنترل و درمان کنند.
به طور کلی یک عامل مشترک در بروز سرطان سینه و رحم نقش دارد بنابراین مبتلایان به هریک از این سرطانها باید دائما تحت معاینات پزشکی باشند.البته همه زنانی که قبلا به سرطان سینه مبتلا بوده و درمان شدهاند در معرض خطر ابتلا به سایر سرطانها نیستند بلکه کسانی باید تحت مراقبت قرار گیرند که ژن BRCA۱ در بدن آنها وجود داشته باشد به همین دلیل است که امروزه متخصصان وجود این ژن را در بدن کسانی که مبتلا به انواع سرطانها میشوند بررسی میکنند.
خوشبختانه سرطان سینه امروزه به راحتی قابل درمان است و مانند بسیاری از سرطانها در صورت تشخیص در مراحل اولیه از طریق روشهای جراحی و...
کنترل و درمان میشود بنابراین هیچ جای نگرانی برای مبتلایان به این نوع سرطان و حتی سرطانهای رحم، ریه، معده و..
● چه در کسانی که دارنده ژن BRCA۱ هستند و چه کسانی که این ژن در بدن آنها دیده نشده است وجود ندارد.
▪ در ایران هنوز مراجعه افراد با ریسک بالای ابتلا به سرطان سینه به متخصص ژنتیک جدی گرفته نشده است
▪ تنها ۳ تا ۵ درصد مبتلایان به سرطان سینه در معرض ابتلا به انواع دیگر سرطانها هستند
سرطان علیه مردان
سرطان بیضه، شایعترین سرطان تشخیص داده شده در میان مردان جوان بین ۱۵ تا ۳۵ ساله است. سن شیوع این بدخیمی و به موازات آن میزان درمانپذیری بسیار زیاد این سرطان، لزوم افزایش دانش عمومی جامعه را در این مورد متذكر میشود.
● آمارها چه میگویند؟
حداكثر میزان بروز تومور بیضه در حدود ۳۰ سالگی است. در كشورهای اروپایی و آمریكای شمالی در هر یكصد هزار نفر جمعیت مردان، بین ۳ تا ۷ نفر به این بیماری مبتلا میشوند، در ایران در سال ۱۳۸۴، تعداد ۵۰۳ به ثبت رسیده است. میزان تشخیص سرطان بیضه در بیشتر مناطق جهان در طی ۲۵ سال اخیر افزایش یافته است، اما خوشبختانه با تشخیص زودتر و درمانهای مناسب جراحی، رادیوتراپی و شیمی درمانی كاهش چشمگیری در میزان مرگ و میر حاصل از آن مشاهده میشود. به طوری كه درصد بهبود كامل فرد مبتلا در بیشتر مراكز در حدود ۹۰ درصد تخمین زده میشود. این درصد بالا و قابل توجه را میتوان یكی از موفقیتهای برجسته طب در سالهای اخیر ذكر كرد.
●این سرطان از كجا میآید؟
از عوامل زمینهساز و خطرآفرین متعددی در بروز سرطان بیضه نامبرده شده كه از جمله سابقه بیضه نزول نیافته در زمان نوزادی و كودكی یكی از اصلیترین آنهاست. در این ناهنجاری، كیسه بیضه در نوزاد یا كودك به صورت یك طرفه یا حتی دو طرفه خالی است و بیضه و ضمایم آن قابل لمس نیستند. در بررسیهای بیشتر بیضه به صورت نا به جا در ناحیه كشاله ران یا حتی شكم كودك كشف میشود. البته باید دقت شود كه این اختلال مادرزادی با بیضه ارتجاعی كه به دلیل انقباضات عضله بالابرنده، بیضه به صورت كاذب و موقتی از كیسه بیضه به طرف بالای كیسه و پایین كشاله ران حركت میكند، متفاوت است.
هرچند جراحی زود هنگام و پایین آوردن بیضه نا به جا و قرار دادن آن در كیسه بیضه، احتمالا تاثیر اندكی در كاهش خطر ابتلای بعدی به سرطان بیضه دارد ولی در تشخیص زودرس سرطان احتمالی بعدی و حفظ باروری وی تاثیر قعطی دارد.این مساله اهمیت توجه و دقت پزشك اولیه نوزاد و والدین وی به ویژه مادران را یادآور میشود. وجود كوچكترین اختلال یا مورد غیرطبیعی در ساختار دستگاه تناسلی ادراری نوزاد پسر باید بلافاصله به پزشك اطلاع داده شود.جالب است بدانید در صورتی كه یكی از بیضهها دچار بدخیمی شود، بیضه مقابل تا حدود ۳۵ برابر بیشتر از حد طبیعی، احتمال سرطانی شدن دارد. سابقه فتق كشاله ران قبل از ۱۵ سالگی یا بیماریهای واگیردار منتقله از راه تماس جنسی نیز احتمال تومور بیضه را تا اندازهای افزایش میدهد.
● از كجا بفهمیم؟
شایعترین علامت سرطان بیضه در بیمار، احساس و لمس یك توده یا تورم بدون درد در كیسه بیضه است، هر چند احساس سنگینی و درد خفیف و حساسیت در لمس بیضه نیز از علایم قابل انتظار است. بنابراین، این مساله حایز اهمیت زیادی است كه یك مرد جوان با كشف هر گونه توده یا تورم یا احساس سنگینی و درد در كیسه بیضه خود به پزشك متخصص مراجعه كند.
● لزوم آگاهی
در كشور ما به دلیل مسایل اجتماعی و اخلاقی و نوع فرهنگ حاكم و حجب و حیای توده مردم، متاسفانه بیماران در این مورد گاهی احساس شرم كرده و دیر به پزشك مراجعه میكنند كه به تبع آن باعث كشف دیرتر بیماری و كاهش شانس درمان قطعی میشود. بنابراین باید این آگاهی در سطح جامعه افزایش یابد كه مردان جوان مانند آنچه به زنان در مورد معاینه دورهای پستان آموزش داده شده است، لازم است مراقبتها و معاینات اولیه را بهطور شخصی انجام دهند.
● بهترین زمان معاینه
بهترین زمان برای معاینه بیضهها و محتویات كیسه بیضه، پس از یك استحمام سبك است. كیسه بیضه و بیضهها و اطراف آن باید به ترتیب و آرام لمس میكند و احساس هر گونه عدم تقارن یا سفتی و درد غیرطبیعی باید به سرعت گزارش شود.
در بسیاری موارد در هنگام تشخیص این سرطان، فرد سابقه اخیری از ضربه یا آسیب به كیسه بیضه را ذكر میكند اما این شكایت بیش از آنكه بخواهد یك عامل سببساز تومور بیضه باشد، عامل برانگیزاننده توجه فرد برای مراجعه به پزشك است.
در مواردی با پیشرفت بیماری و انتشار آن به غدد لنفاوی شكم و لگن، علایمی مانند تورم شكم و كمردرد نیز بروز میكند.
● از تشخیص تا درمان
در صورت شك به وجود توده بیضه، پس از انجام معاینات فیزیكی كامل به وسیله پزشك معالج و اخذ شرح حال و تاریخچه كامل از عوامل خطرزا، اقدام بعدی انجام سونوگرافی كیسه بیضه برای تشخیص دقیق است.
با احراز تومور بیضه عمل جراحی خارج سازی بیضه مبتلا به طور كامل از ناحیه كشاله ران انجام میگیرد. مسلما قبل از جراحی، اقدامات تشخیصی دیگر از جمله آزمایش خون و اندازهگیری سطح نشانگرهای غده سرطانی مرتبط با بیماری انجام میشود.
پس از مشخص شدن نوع آسیبشناسی بیماری، بیمار جهت اقدامات كاملتر كه ممكن است جراحی یا رادیوتراپی و شیمی درمانی باشد، ارجاع میشود.
نكته دیگری كه اهمیت دارد، آن است كه در بعضی از موارد سرطان بیضه، فرد مبتلا، زمینه ناباروری را ممكن است دارا باشد. بنابراین قبل از ارجاع فرد جهت درمانهای كاملتر، انجام آزمایشهای تعیین وضعیت باروری فرد و در صورت لزوم، ذخیره اسپرم دربانك اسپرم ضروری است. یادآوری این نكته خالی از لطف نیست كه سرطان بیضه از درمان پذیرترین بدخیمیهاست و میزان درمان قطعی آن رابطه مستقیمی با زمان تشخیص آن دارد. بنابراین به هیچ وجه نباید نسبت به علایم و مشكلات بیضه و كیسه بیضه بیتفاوت بود.
سرطان علیه مردان
سرطان بیضه، شایعترین سرطان تشخیص داده شده در میان مردان جوان بین ۱۵ تا ۳۵ ساله است. سن شیوع این بدخیمی و به موازات آن میزان درمانپذیری بسیار زیاد این سرطان، لزوم افزایش دانش عمومی جامعه را در این مورد متذكر میشود.
● آمارها چه میگویند؟
حداكثر میزان بروز تومور بیضه در حدود ۳۰ سالگی است. در كشورهای اروپایی و آمریكای شمالی در هر یكصد هزار نفر جمعیت مردان، بین ۳ تا ۷ نفر به این بیماری مبتلا میشوند، در ایران در سال ۱۳۸۴، تعداد ۵۰۳ به ثبت رسیده است. میزان تشخیص سرطان بیضه در بیشتر مناطق جهان در طی ۲۵ سال اخیر افزایش یافته است، اما خوشبختانه با تشخیص زودتر و درمانهای مناسب جراحی، رادیوتراپی و شیمی درمانی كاهش چشمگیری در میزان مرگ و میر حاصل از آن مشاهده میشود. به طوری كه درصد بهبود كامل فرد مبتلا در بیشتر مراكز در حدود ۹۰ درصد تخمین زده میشود. این درصد بالا و قابل توجه را میتوان یكی از موفقیتهای برجسته طب در سالهای اخیر ذكر كرد.
●این سرطان از كجا میآید؟
از عوامل زمینهساز و خطرآفرین متعددی در بروز سرطان بیضه نامبرده شده كه از جمله سابقه بیضه نزول نیافته در زمان نوزادی و كودكی یكی از اصلیترین آنهاست. در این ناهنجاری، كیسه بیضه در نوزاد یا كودك به صورت یك طرفه یا حتی دو طرفه خالی است و بیضه و ضمایم آن قابل لمس نیستند. در بررسیهای بیشتر بیضه به صورت نا به جا در ناحیه كشاله ران یا حتی شكم كودك كشف میشود. البته باید دقت شود كه این اختلال مادرزادی با بیضه ارتجاعی كه به دلیل انقباضات عضله بالابرنده، بیضه به صورت كاذب و موقتی از كیسه بیضه به طرف بالای كیسه و پایین كشاله ران حركت میكند، متفاوت است.
هرچند جراحی زود هنگام و پایین آوردن بیضه نا به جا و قرار دادن آن در كیسه بیضه، احتمالا تاثیر اندكی در كاهش خطر ابتلای بعدی به سرطان بیضه دارد ولی در تشخیص زودرس سرطان احتمالی بعدی و حفظ باروری وی تاثیر قعطی دارد.این مساله اهمیت توجه و دقت پزشك اولیه نوزاد و والدین وی به ویژه مادران را یادآور میشود. وجود كوچكترین اختلال یا مورد غیرطبیعی در ساختار دستگاه تناسلی ادراری نوزاد پسر باید بلافاصله به پزشك اطلاع داده شود.جالب است بدانید در صورتی كه یكی از بیضهها دچار بدخیمی شود، بیضه مقابل تا حدود ۳۵ برابر بیشتر از حد طبیعی، احتمال سرطانی شدن دارد. سابقه فتق كشاله ران قبل از ۱۵ سالگی یا بیماریهای واگیردار منتقله از راه تماس جنسی نیز احتمال تومور بیضه را تا اندازهای افزایش میدهد.
● از كجا بفهمیم؟
شایعترین علامت سرطان بیضه در بیمار، احساس و لمس یك توده یا تورم بدون درد در كیسه بیضه است، هر چند احساس سنگینی و درد خفیف و حساسیت در لمس بیضه نیز از علایم قابل انتظار است. بنابراین، این مساله حایز اهمیت زیادی است كه یك مرد جوان با كشف هر گونه توده یا تورم یا احساس سنگینی و درد در كیسه بیضه خود به پزشك متخصص مراجعه كند.
● لزوم آگاهی
در كشور ما به دلیل مسایل اجتماعی و اخلاقی و نوع فرهنگ حاكم و حجب و حیای توده مردم، متاسفانه بیماران در این مورد گاهی احساس شرم كرده و دیر به پزشك مراجعه میكنند كه به تبع آن باعث كشف دیرتر بیماری و كاهش شانس درمان قطعی میشود. بنابراین باید این آگاهی در سطح جامعه افزایش یابد كه مردان جوان مانند آنچه به زنان در مورد معاینه دورهای پستان آموزش داده شده است، لازم است مراقبتها و معاینات اولیه را بهطور شخصی انجام دهند.
● بهترین زمان معاینه
بهترین زمان برای معاینه بیضهها و محتویات كیسه بیضه، پس از یك استحمام سبك است. كیسه بیضه و بیضهها و اطراف آن باید به ترتیب و آرام لمس میكند و احساس هر گونه عدم تقارن یا سفتی و درد غیرطبیعی باید به سرعت گزارش شود.
در بسیاری موارد در هنگام تشخیص این سرطان، فرد سابقه اخیری از ضربه یا آسیب به كیسه بیضه را ذكر میكند اما این شكایت بیش از آنكه بخواهد یك عامل سببساز تومور بیضه باشد، عامل برانگیزاننده توجه فرد برای مراجعه به پزشك است.
در مواردی با پیشرفت بیماری و انتشار آن به غدد لنفاوی شكم و لگن، علایمی مانند تورم شكم و كمردرد نیز بروز میكند.
● از تشخیص تا درمان
در صورت شك به وجود توده بیضه، پس از انجام معاینات فیزیكی كامل به وسیله پزشك معالج و اخذ شرح حال و تاریخچه كامل از عوامل خطرزا، اقدام بعدی انجام سونوگرافی كیسه بیضه برای تشخیص دقیق است.
با احراز تومور بیضه عمل جراحی خارج سازی بیضه مبتلا به طور كامل از ناحیه كشاله ران انجام میگیرد. مسلما قبل از جراحی، اقدامات تشخیصی دیگر از جمله آزمایش خون و اندازهگیری سطح نشانگرهای غده سرطانی مرتبط با بیماری انجام میشود.
پس از مشخص شدن نوع آسیبشناسی بیماری، بیمار جهت اقدامات كاملتر كه ممكن است جراحی یا رادیوتراپی و شیمی درمانی باشد، ارجاع میشود.
نكته دیگری كه اهمیت دارد، آن است كه در بعضی از موارد سرطان بیضه، فرد مبتلا، زمینه ناباروری را ممكن است دارا باشد. بنابراین قبل از ارجاع فرد جهت درمانهای كاملتر، انجام آزمایشهای تعیین وضعیت باروری فرد و در صورت لزوم، ذخیره اسپرم دربانك اسپرم ضروری است. یادآوری این نكته خالی از لطف نیست كه سرطان بیضه از درمان پذیرترین بدخیمیهاست و میزان درمان قطعی آن رابطه مستقیمی با زمان تشخیص آن دارد. بنابراین به هیچ وجه نباید نسبت به علایم و مشكلات بیضه و كیسه بیضه بیتفاوت بود.
سرطان کبد
كبد در قسمت بالا و سمت راست شكم قرار گرفته و بهوسیله دندههای پایین قفسه صدری محافظت میشود. اما این عضو هم از بیماری مصون نیست، ویروسها بزرگترین گروهی هستند كه به كبد عارضه میرسانند و آن را ملتهب میكنند. التهاب كبد را هپاتیت میگوییم. تاكنون ویروسهای مختلفی كه سبب بروز هپاتیت میشوند، شناسایی شدهاند؛ ویروس هپاتیت A، B، Cو اخیراً .D در بین این ویروسها، دو گونه B و C اهمیت بیشتری دارند و به عنوان عامل سرطان شناخته میشوند. بهجز ویروسها، مواد سمی و داروها نیز میتوانند سبب ایجاد هپاتیت شوند. الكل مشهورترین ماده شیمیایی است كه زیانهای غیرقابل بازگشتی به كبد وارد میكند.
ویروس هپاتیت B موجب التهاب كبد شده و در درازمدت ایجاد سرطان كبد میكند. در بررسیهای تحقیقاتی معلوم شده است كه ۹۰ درصد علت این سرطانها، آلودگی به ویروس هپاتیت B است.
سرطان اولیه كبد كه به وسیله این ویروسها ایجاد میشود، غیرقابل درمان است و در مدت كوتاهی به مرگ منجر میشود، در حالی كه آلودگی به ویروس كاملاً قابل پیشگیری است. خوشبختانه از حدود ۱۵ سال قبل واكسیناسیون علیه ویروس هپاتیت B برای نوزادان كشور شروع شده است و این نوجوانان در حال حاضر علیه این بیماری مصون هستند و انشاءالله تعالی در سالهای آتی شاهد كاهش شدید سرطان كبد خواهیم بود.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی برای نوجوانانی هم كه قبل از شروع واكسیناسیون همگانی به دنیا آمدهاند، اقدام به تزریق واكسن كرده است تا از بروز هپاتیت پیشگیری كند. این واكسن سه بار متوالی تزریق میشود تا مصونیت لازم را ایجاد كند. بعد از این بیماری قابل پیشگیری، الكل شایعترین ماده شیمیایی است كه به كبد عارضه وارد كرده و به بروز <سیروز> یا بیماری مزمن التهابی كبد منجر شده و سرانجام ممكن است به سرطان كبد تبدیل شود. در كشورهای صنعتی كه مصونیت در مقابل بیماریهای ویروسی پیدا كردهاند، الكل مهمترین دلیل ایجاد سرطان كبد است.
● سرطانهای ثانویه در كبد
آنچه گفته شد، در مورد سرطان اولیه كبد بود كه معمولاً قابل پیشگیری است اما متأسفانه قابل درمان نیست، به دلیل اینكه كبد محل عبور همه سلولهای بیگانه و عوامل بیماریزا در بدن است، سلولهای سرطانی نقاط مختلف بدن هم میتوانند در كبد وارد شده، در آنجا مستقر شده و ضایعات سرطانی ایجاد كنند. این ضایعات را سرطان ثانویه كبد (یا متاستاتیك) میدانیم. معمولاً گرفتار شدن كبد ناشی از سرطان سایر دستگاههای بدن، نشانه پیشرفته بودن مرحله بیماری است و اقدامات اصولی و موثری برای آن وجود ندارد. بهترین وسیله تشخیص سرطان (اولیه، ثانویه) در كبد استفاده از سونوگرافی است. سونوگرافی به خوبی ضایعات مستقر در كبد را نشان میدهد. گاهی اوقات استفاده از آزمایش خون برای انجام تستهای كبدی هم میتواند در این تشخیص كمك كننده باشد.
سرطان کبد
كبد در قسمت بالا و سمت راست شكم قرار گرفته و بهوسیله دندههای پایین قفسه صدری محافظت میشود. اما این عضو هم از بیماری مصون نیست، ویروسها بزرگترین گروهی هستند كه به كبد عارضه میرسانند و آن را ملتهب میكنند. التهاب كبد را هپاتیت میگوییم. تاكنون ویروسهای مختلفی كه سبب بروز هپاتیت میشوند، شناسایی شدهاند؛ ویروس هپاتیت A، B، Cو اخیراً .D در بین این ویروسها، دو گونه B و C اهمیت بیشتری دارند و به عنوان عامل سرطان شناخته میشوند. بهجز ویروسها، مواد سمی و داروها نیز میتوانند سبب ایجاد هپاتیت شوند. الكل مشهورترین ماده شیمیایی است كه زیانهای غیرقابل بازگشتی به كبد وارد میكند.
ویروس هپاتیت B موجب التهاب كبد شده و در درازمدت ایجاد سرطان كبد میكند. در بررسیهای تحقیقاتی معلوم شده است كه ۹۰ درصد علت این سرطانها، آلودگی به ویروس هپاتیت B است.
سرطان اولیه كبد كه به وسیله این ویروسها ایجاد میشود، غیرقابل درمان است و در مدت كوتاهی به مرگ منجر میشود، در حالی كه آلودگی به ویروس كاملاً قابل پیشگیری است. خوشبختانه از حدود ۱۵ سال قبل واكسیناسیون علیه ویروس هپاتیت B برای نوزادان كشور شروع شده است و این نوجوانان در حال حاضر علیه این بیماری مصون هستند و انشاءالله تعالی در سالهای آتی شاهد كاهش شدید سرطان كبد خواهیم بود.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی برای نوجوانانی هم كه قبل از شروع واكسیناسیون همگانی به دنیا آمدهاند، اقدام به تزریق واكسن كرده است تا از بروز هپاتیت پیشگیری كند. این واكسن سه بار متوالی تزریق میشود تا مصونیت لازم را ایجاد كند. بعد از این بیماری قابل پیشگیری، الكل شایعترین ماده شیمیایی است كه به كبد عارضه وارد كرده و به بروز <سیروز> یا بیماری مزمن التهابی كبد منجر شده و سرانجام ممكن است به سرطان كبد تبدیل شود. در كشورهای صنعتی كه مصونیت در مقابل بیماریهای ویروسی پیدا كردهاند، الكل مهمترین دلیل ایجاد سرطان كبد است.
● سرطانهای ثانویه در كبد
آنچه گفته شد، در مورد سرطان اولیه كبد بود كه معمولاً قابل پیشگیری است اما متأسفانه قابل درمان نیست، به دلیل اینكه كبد محل عبور همه سلولهای بیگانه و عوامل بیماریزا در بدن است، سلولهای سرطانی نقاط مختلف بدن هم میتوانند در كبد وارد شده، در آنجا مستقر شده و ضایعات سرطانی ایجاد كنند. این ضایعات را سرطان ثانویه كبد (یا متاستاتیك) میدانیم. معمولاً گرفتار شدن كبد ناشی از سرطان سایر دستگاههای بدن، نشانه پیشرفته بودن مرحله بیماری است و اقدامات اصولی و موثری برای آن وجود ندارد. بهترین وسیله تشخیص سرطان (اولیه، ثانویه) در كبد استفاده از سونوگرافی است. سونوگرافی به خوبی ضایعات مستقر در كبد را نشان میدهد. گاهی اوقات استفاده از آزمایش خون برای انجام تستهای كبدی هم میتواند در این تشخیص كمك كننده باشد.
سرطان مثانه ، هرسال ۴هزار و ۷۰۰ ایرانی را مبتلا میکند
این عضو هم میتواند همانند اعضای دیگر، مبتلا به سرطان شود. سرطان مثانه سومین سرطان در بین مردان و دهمین سرطان در بین زنان كشورمان است. سالانه حدود ۴هزار و ۷۰۰ بیماری سرطان مثانه در كشور پیدا میشود.
▪ مهمترین نشانههای سرطان مثانه عبارتند از:
اختلال در عادت دفع ادرار، به این معنی كه تعداد موارد دفع ادرار به هم خورده و بیمار از تخلیه كامل ادرار خود ابراز رضایت نمیكند.
تغییر رنگ ادرار و به ویژه خونی رنگ شدن آن، از نشانههای مهم این بیماری است. البته هنوز هم عفونت شایعترین دلیل خونی شدن ادرار به ویژه در زنان میباشد.
اما مهمترین نشانه سرطان مثانه، خونریزی از نسج است كه به اشكال مختلف بروز می كند، به عنوان مثال گاهی ادرار تماماً خون رنگ میشود، گاهی ادرار پاك است ولی پس از اتمام دفع ادرار از مثانه خون دفع میشود و گاهی اوقات تنها دفع لخته نشانه وجود سرطان در مثانه است كه اغلب بیمار به آسانی از آن مطلع شده و حتی ممكن است به علت انسداد مجاری ادراری ناشی از لخته به صورت اورژانس به مراكز پزشكی مراجعه كند.
با توجه به اینكه بروز خارجی تغییرات ناشی از ادرار كردن خیلی زود توسط بیمار تشخیص داده میشود، امكان شناسایی به موقع سرطان مثانه وجود دارد. گاهی اوقات هم ممكن است نشانهها به خوبی هشدار دهنده نباشند.
عواملی كه میتوانند در ایجاد و یا تشدید سرطان مثانه مؤثر باشند عبارتند از:
▪ دخانیات. استعمال دود به هر شكل ممكن، از مهمترین عوامل خطرساز برای سرطان مثانه است.
▪ مواد رنگی مثل بنزنها نیز از عوامل خطرساز دیگر هستند، به همین جهت به نقاشان و رنگ كاران توصیه میشود كه از تماس مستقیم با مواد رنگی جدا پرهیز كنند.
▪ عدم تناسب قد و وزن و مصرف مواد چربی و افزودنیهای غیرمجاز در موادغذایی نیز میتوانند زمینه ساز این بیماری باشند..
در سرطان مثانه هم همانند بسیاری از سرطانهای دیگر تشخیص زودرس، عامل اصلی بهبودی مناسب است.
برای تأیید تشخیص، علاوه بر شرح حال دقیق و معاینه بیمار میتوان از سونوگرافی یاد كرد كه قادر به تشخیص ضایعات داخل مثانه است. مناسبترین و قطعیترین روش تشخیص برای سرطان مثانه، بررسی داخل مثانه از راه مجرای ادرار یا اندوسكوپی (سستیوسكوپی) است.
با این دستگاه میتوان ضایعات داخل مثانه را حتی اگر زخمی نشده و خونریزی هم پیدا نكردهاند كشف و از آنها نمونهبرداری كرد. كشف سرطان در مراحل اولیه با همان درمان از راه مجرای ادرار امكانپذیر است و ضایعه تراشیده شده، سپس درمانهای جانبی برحسب نوع ضایعه تجویز میشود اما اگر ضایعه بزرگ بوده و یا گسترش یافته باشد، لازم است جراحیهای بزرگتری مثل برداشتن مثانه و جایگزین كردن آن انجام شود.
سرطان لوزالمعده، سرطان تندرو
دکتر ایرج خسرونیا، رییس جامعه متخصصان داخلی ایران درباره سرطان لوزالمعده توضیح می دهند.
▪ چه اتفاقی برای لوزالمعده می افتد که دچار سرطان می شود؟
بیش از ۹۰ درصد از سرطانهای لوزالمعده از سلولهای مجاری لوزالمعده که مسئول انتقال آنزیمهای گوارشی به دوازدهه(اولین قسمت روده باریک) است، سرچشمه می گیرد، به طوری که دو سوم تومورهای مجرا در سر و یک سوم بقیه در تنه و دم لوزالمعده ایجاد می شوند. این سرطانها اغلب به وسیله بافتهای ملتهب لوزالمعده احاطه می شوند، به طوری که در تشخیص لوزالمعده ایجاد مشکل می کنند. تومورهای لوزالمعده می توانند باعث انسداد مجرای صفراوی شوند و موجب بیماری زردی گردند.
▪ آیا این سلولهای سرطانی به اطراف نیز کشیده می شوند؟
بله. سلولهای سرطانی اغلب به بافتهای اطراف، غدد لنفاوی لوزالمعده و کبد گسترش می یابند. گاه سلولهای جزایر لانگرهانس (مجموعهای از سلولهای متمرکز در لوزالمعده که وظیفهشان تولید هورمونهای مختلف است) سرطانی می شوند، ولی بیشتر تومورهای این سلولها خوشخیم هستند. تومور سلولهای این جزایر وقتی ترشح کننده هورمون باشند، تومور فعال نامیده می شوند. در صورتی که تومور ترشح کننده انسولین باشد، موجب ترشح مقادیر زیاد انسولین می شود و علایم هیپوگلیسمی(کاهش قند خون) را ایجاد می کند.
▪ در مقابل، تومورهای غیر فعال چه می کنند؟
این تومورها نمی توانند مقادیر زیاد انسولین که سبب افت قند خون شود را تولید کنند. این نوع سرطان لوزالمعده گرچه بسیار نادر است، ولی اغلب نسبت به سرطانهای مجرا، احتمال بیشتری برای بهبود دارد.
▪ چه عللی موجب سرطان لوزالمعده می شود؟
علت شناخته شدهای برای این سرطان بیان نشده است، اما تحقیقات بیانگر این مطلب است که افراد سیگاری دو برابر افراد غیر سیگاری به سرطان لوزالمعده مبتلا می شوند. رژیم غذایی نیز ممکن است در ایجاد سرطان لوزالمعده دخالت داشته باشد، به طوری که این سرطان در افرادی که کافئین مصرف می کنند و همچنین افرادی که غذاهای پُرچرب، به خصوص چربیهای حیوانی مصرف می کنند، بیشتر مشاهده می شود.
▪ برای پیشگیری از این سرطان چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟
برای جلوگیری از ابتلا به سرطان لوزالمعده پیشنهاد می شود که رژیمهای غذایی متنوع، کمچرب و با فیبرهای غذایی فراوان مصرف گردد و از استعمال دخانیات پرهیز شود.
▪ دیابت بر این سرطان تأثیرگذار است یا خیر؟
دیابت نیز با سرطان لوزالمعده ارتباط دارد، به طوری که زنان دیابتی احتمال بالاتری برای ابتلا به سرطان لوزالمعده دارند.
این نکته را نیز اضافه کنم که سرطان لوزالمعده با مواد صنعتی ارتباط دارد. ترکیبات صنعتی خاصی که در صنایع شیمیایی، فلزی و گازی استفاده می شود، می توانند موجب افزایش احتمال ابتلا به سرطان لوزالمعده شوند.
▪ این سرطان چه علایمی از خود نشان می دهد؟
سرطان لوزالمعده به سرعت رشد می کند و گاهی وجود خود را با ایجاد یک درد مبهم در شکم نشان می دهد. بسیاری از بیماران این درد مبهم را در شکمشان با ناراحتیهای معده اشتباه می کنند.
برای آشنایی بیشتر، به برخی علایم اشاره می کنم اما دقت کنید که این علایم دست کم باید دو هفته طول بکشد.
▪ چه علایمی؟
درد مبهم در قسمت فوقانی شکم که گاه به پشت انتشار می یابد و یا درد پشت که اغلب دایمی است و هنگام خوردن و دراز کشیدن بدتر می شود و با نشستن و خم شدن به جلو بهتر می شود. همچنین کاهش وزن شدید و سریع که با رژیم غذایی در ارتباط نباشد.
▪ همانطور که اشاره کردید، زردی نیز از علایم این سرطان است. آیا پس از ظاهر شدن آن نیز دو هفته باید صبر کرد؟
خیر، در صورت بروز زردی بلافاصله باید به پزشک مراجعه کرد.
▪ تشخیص این سرطان چگونه صورت می گیرد؟
سونوگرافی شیوه مناسبی است. این روش بدون درد و غیر تهاجمی بر اساس اصول رادار کار می کند. امواج صوتی به سمت لوزالمعده فرستاده می شود و بازگشت آنها دریافت می شود و به وسیله رایانه، به تصویری از بافت لوزالمعده تبدیل می شود. امواج صوتی هیچ عارضه شناخته شدهای ندارند. این روش به عنوان بهترین وسیله غربالگری سرطان لوزالمعده شناخته شده است.
آندوسکوپی نیز در تشخیص مؤثر است. در این روش، با بیحسی موضعی، لوله ی بلند قابل ارتجاع و باریکی که به آن آندوسکوپ می گویند، از طریق دهان به داخل معده و دوازدهه فرستاده می شود. آنگاه از طریق آندوسکوپ لوله باریکتری به نام "کانولا" وارد مجاری لوزالمعده می شود.
▪ آندوسکوپی چگونه انجام می شود؟
نخست سلولهای لوزالمعده که در شیره گوارشی وجود دارند، برای مطالعات بیشتر برداشته می شوند و سپس ماده حاجب داخل مجرا تزریق می گردد تا با گرفتن عکس رادیولوژی مشخص شود که آیا مجرای لوزالمعده تنگی و انسداد دارد، یا خیر.
▪ چه روشهای درمانی برای این سرطان وجود دارد؟
درمان اصلی این سرطان، عمل جراحی است. پیشرفتهای جدید در روشهای جراحی و مراقبتهای پیش و بعد از عمل موجب شده است که این جراحی وسیع با ایمنی انجام شود. میزان برداشت بافت لوزالمعده بستگی به محل قرار گرفتن تومور و اینکه آیا سلولهای سرطانی به کبد و یا سایر اعضای مجاور گسترش یافتهاند، دارد.
اگر تومور در سر لوزالمعده قرار داشته باشد، سر لوزالمعده، قسمت اول روده باریک، قسمتی از معده و مجرای صفراوی، همگی برداشته می شوند.
با درمان دارویی پس از جراحی، بسیاری از بیماران زندگی نسبتاً طبیعی خواهند داشت.
▪ بعضی از تومورها آنچنان لوزالمعده را در بر گرفتهاند که برداشتن تومور امکانپذیر نیست. نظر شما چیست؟
بله. در این صورت باید تمام لوزالمعده برداشته شود و پس از آن نیز بیمار از انسولین استفاده کند تا وضعیت قند خون وی طبیعی شود.
سرطان، آدمها و خرچنگها
پزشکاش به او گفته بود باید قسمتی از سینهاش را با جراحی بردارد اما او با گریه و التماس از پزشک میخواست جور دیگری او را درمان کند؛ «نه دکتر، شوهرم منو طلاق میده، اگه بمیرم هم حاضر نیستم ناقص بشم». این یک باور عمومی است اما دانشمندان بر اساس تجربه و آمار چهمیگویند؟
محققان به این نتیجه رسیدهاند که بیماری یکی از اعضای خانواده بدون توجه به نوع بیماری، تاثیرات خاص و آشکار و نهانی روی دیگر اعضای خانواده میگذارد. این تاثیرات - چه از لحاظ فیزیکی و چه روانی - میتواند مشکلات بسیاری بهدنبال داشته و آثار متقابلی را بر فرد بیمار و بیماری او بگذارد.
این مسئله در خانواده یک بحران عمومی است و باعث میشود این افراد با وقایع ناگوار دیگری هم روبهرو شوند؛ بهخصوص وقتی بیمار و عضو خانواده رابطه نزدیک و عاطفی خاصی همچون همسری داشته باشند و مسئله وقتی بغرنجتر میشود که فرد بیمار، بیماری خاصی مثل سرطان داشته باشد.
● رد پای کدام خرچنگ؟
بررسیهای جدید دانشمندان نشان داده که متاسفانه افرادی که به سرطان گردن رحم یا بیضه مبتلا میشوند، بیشتر از افراد سالم از همسر خود جدا میشوند. در این بررسی - که در انجمن سرطان اروپا ارائه شد - متخصصان نروژی دریافتند که این مطلب تنها در مورد این دو سرطان یعنی سرطان بیضه و گردن رحم - صحت دارد و خوشبختانه در مورد بقیه سرطانها چنین آماری وجود ندارد.
اگرچه بهطور کلی آمار طلاق در اثر سرطان نسبت به سالهای گذشته کمتر شده اما این بررسی (که در آن، ۸/۲ میلیون نفرکه ۲۱۵ هزار نفرشان سرطانی بودهاند، مورد بررسی قرار گرفتهاند) حاکی از این است که خانمهای مبتلا به سرطان گردن رحم، ۴۰درصد بیش از دیگر زنان به بنبست طلاق میرسند.
در مورد مردانی که سرطان بیضه دارند، این آمار کمتر و حدود ۲۰درصد است (شاید به این دلیل که همسران آنان صبر و دلسوزی بیشتری دراین مورد به خرج میدهند). البته لازم است بدانید که هردوی این سرطانها قابل درماناند و نسبت به سرطانهای دیگر در سنین پایینتری تشخیص داده میشوند.
محققان هنوز اطلاعی از علت این جداییها ندارند اما احتمال میدهند علاوه بر سرطان، جوانتربودن همسران هم در این مسئله نقش داشته باشد؛ چرا که زوجهای مسنتر بیشتر به هم وابستگی داشته وحتی وقتی با بیماری روبهرو میشوند، کمتر به جدایی فکر میکنند.
این محققان در بررسیهای خود متوجه شدند که با افزایش سن، میزان طلاق در همسرانی که به این دو سرطان مبتلا هستند، کمتر میشود.
یکی از دستاندرکاران این بررسی که متخصص در رشته اپیدمیولوژی است، میگوید: «به نظر میرسد که هرچه زودتر و در سن کمتر به سرطان مبتلا شوند، زندگی زناشوییشان بیشتر به خطر میافتد».
یک پروفسور در زمینه مشکلات روحی- روانی سرطانیها از دانشگاه ساسکس میگوید: «روابط زناشویی در همسران جوان نقش مهمی در استحکام روابط دارد.
به همین علت وقتی یکی از دو زوج جوان، مبتلا به سرطان تشخیص داده میشود، با تصور اینکه بر کیفیت روابطشان تاثیر میگذارد، ممکن است زندگی مشترک آنها هم به خطر بیفتد. البته خیلی اوقات هم ممکن است این بیماری، عشق و علاقه بین همسران را بیشتر کرده و آنها تصمیم بگیرند که در کنار هم و با هم بمانند».
● خانواده؛ یک روح در چند تن
تحقیق دیگری که در بارسلون ارائه شده، نشان داده که خبر سرطانی بودن والدین ممکن است به قدری بر اعضای خانواده و بهخصوص کودکان تاثیر بگذارد که در سالهای بعد آنها را مبتلا به نوعی مشکل روحی به نام «استرس پس از سانحه» یا PTSD کند.
تحقیقات قبلی هم نشان داده بود میزان استرسی که همسر فرد مبتلا به سرطان تحمل میکند، کمتر از استرسی نیست که خود بیمار با آن دستوپنجه نرم میکند وحتی شاید آثار منفی درازمدت این استرس در همسر بیمار زیادتر باشد.
این یافتهها ما را متوجه اعضای خانواده فرد بیمار میکند که شاید بهطور پنهانی و به دلیل علاقه و توجهی که نسبت به بیمار دارند، درد و رنج شدیدی را متحمل میشوند. متخصصان معتقدند باید به این نکته توجه داشته باشیم که خانواده و دوستداران یک بیمار سرطانی هم نیاز به درمان و توجه دارند و درمان سرطان تنها درمان دارویی فرد مبتلا نیست بلکه باید مشکلات کل خانواده بررسی و درمان شود.
اگر شما هم همسری بیمار دارید که مدتهاست از او مراقبت میکنید و احساس میکنید دیگر توان ادامه دادن ندارید، بد نیست از روشهای کاهش استرس استفاده کنید. امیدواریم نیرویی دوباره برای زندگی بیابید.
۸ قدم برای مقابله با استرس ناشی از بیماری همسر:
۱) زندگی مشترک، چیزی بیش از ارتباط فیزیکی افراد است. حتی چنین مشکلاتی هم قابل حل هستند؛ البته به شرطی که به جای پاککردن صورت مسئله (طلاق)، برای حل آن به متخصص و مشاور در مسائل جنسی مراجعه کنیم.
۲) جنبه های مثبت مشکلات را ببینید. شاید فکر کنید کدام قسمت از بیماری میتواند مثبت باشد؟ اما به قول جبران خلیل جبران، «درد شکافتن پوسته است». فکر کنید وقتی کرمی پیله خود را میشکافد و به شک پروانهای رنگارنگ بیرون میآید، چقدر زیبا میشود. پس بهجای اینکه از بازگشت سلامتیل عزیزتان ناامید باشید، سعی کنید مسئله را از دید مثبت ببینید و به بهبودی او امیدوار باشید.
۳) خودتان را جای همسرتان بگذارید. درست است که واقعا نگران هستید، وظایف زیادی بر دوش شماست و شرایط سخت است اما بیماری ممکن است برای هرکسی پیش بیاید. اگر شما به جای همسرتان بیمار شده بودید، دوست داشتید او چگونه با این مشکل برخورد کند؟ شاید این فرصت برای شما پیش آمده که نهایت عشق خود را به عزیزتان ابراز کنید. وقتی افکار بد و ناراحت کننده به مغزتان هجوم میآورند، به نتیجه کارهای خوب خود و حس قدردانیای که در دل بیمارتان ایجاد کردهاید بیندیشید. برای تحمل سختیها به خدا توکل کنید.
۴) شوخی کنید و بخندید. خنده بر هر درد بیدرمان دواست. سعی کنید با شوخیهای کوچک، خود و عزیزتان را بخندانید. این کار علاوه بر اینکه در روحیه شما و همسرتان موثر خواهد بود، به گرمکردن روابط شما هم کمک میکند.
۵) مراقب تغذیه خود باشید. به خودتان بیتوجهی نکنید. درست و بهموقع و متعادل غذا بخورید.
۶) استراحت کافی داشته باشید. تا آنجا که برنامه کاری و کارهای روزمره به شما اجازه میدهد، سعی کنید برنامهای (نه زیاد و نه کم) برای خوابیدن و استراحت خود در طول شبانهروز در نظر بگیرید.
۷) ورزش کنید. حداقل کمی نرمش در طول روز انجام دهید یا برنامهای برای پیادهروی در فضای باز در نظر بگیرید. تنفس عمیق را فراموش نکنید.
۸) ارتباط خود را با دوستان و فامیل حفظ کنید. سعی کنید از حمایت آنان برخوردار شوید. اگر به کمک آنان نیاز دارید - حتی اگر این کمک شنیدن درددلهای شماست - از آنان کمک بخواهید.
۹) با کسانی که شرایطی مانند شما دارند درارتباط بوده و از تجربیات آنها استفاده کنید. آنها هم زمانی حس کنونی شما را تجربه کرده و پشتسر گذاشتهاند. درد دلکردن با آنها و شنیدن حرفهایشان در شما حس خوبی ایجاد خواهد کرد.
۱۰) اگر با انجام روشهای کمکننده استرس هم نتوانستید از پس افسردگی و اضطراب خود بر بیایید، با یک روانپزشک درباره وضعیت خود مشورت کنید.
سرطان معده و علائم آن
آقای ۵۵ ساله ای هستم که از حدود دو ماه قبل دچار درد معده، درد در ناحیه وسط شکم و دور ناف شده ام. این درد اکثر اوقات همراه من است و گاهی بین دو کتف احساس تیر کشیدن شدیدی دارم.
احساس بی حالی و خستگی در طی این دو ماه من را خیلی آزار می دهد. اشتهایم نیز کم شده است. استفاده از داروهای معده باعث بهبودی نسبی دردم می شود، ولی به طور کامل خوب نمی شود و در طی این مدت حدود ۷ کیلو لاغر شده ام. لطفاً مرا راهنمایی فرمایید که باید چه کار کنم؟
● آقای دکتر سرطان معده چیست؟
سرطان معده بیماری است که در آن سلول های سرطانی در معده افزایش پیدا می کنند و باعث ایجاد توده یا زخم در معده می شوند. منشأ این سلول های سرطانی معمولاً سلول های مخاط معده می باشد. سرطان معده اغلب در کشورهای جهان سوم شایع تر از کشورهای اروپایی و آمریکایی می باشد و در بعضی از کشورهای خط ساحلی دریای خزر و نواحی از چین و آسیای شرقی نیز شیوع بالایی دارد.
● سرطان معده بیشتر در چه افرادی دیده می شود و آیا ژنتیک نیز تأثیر دارد؟
سرطان معده بیشتر در افراد میانسال و مسن دیده می شود و در آقایان بیشتر از خانم ها دیده می شود. سابقه عفونت های هلیکو باکتر پیلوری می تواند علت مهمی در ابتلا این بیماری باشد و همچنین زمینه ژنتیک نیز می تواند سبب ایجاد سرطان در افراد جوان و میانسال باشد. این سرطان ممکن است همراه سرطان هایی مانند سرطان کلیه، مغز و پوست نیز دیده شود.
● عوامل زمینه ساز سرطان معده کدام است؟
عوامل زمینه ساز این بیماری عبارتند از سابقه رادیوتراپی معده (به هر علتی که باشد)، مصرف زیاد و طولانی مدت غذاهای کنسرو شده، غذاهای دودی و غذاهایی که مواد نگهدارنده در آن به کار برده شده است. مصرف غذاهای مانده می تواند زمینه ابتلا به سرطان معده را بیشتر کند. سرطان معده با توجه به پیشرفت بهداشت در کشورهای غربی کاهش پیدا کرده(به جز سرطان کاردیا و فوندوس معده)، ولی در کشورهای جهان سوم نه تنها کاهش پیدا نکرده، بلکه در بعضی از نقاط افزایش نیز یافته است.
مصرف زیاد و طولانی مدت غذاهای کنسرو شده، غذاهای دودی، غذاهایی که مواد نگهدارنده دارند و نیز غذاهای مانده از عوامل زمینه ساز سرطان معده هستند. پس از مصرف غذاهای بیرون و آماده تا حد ممکن پرهیز کنید.
● علایم سرطان معده کدام است؟
علایم سرطان معده عبارتند از: درد در ناحیه شکم (قسمت فوقانی، میانی شکم و اپی گاستریک) و احساس توده در شکم ( که از علایم دیررس و پیشرفته این بیماری می باشد)، احساس خستگی و ضعف و بی حالی که می تواند این علایم ثانویه ی کم خونی باشد. همچنین بی اشتهایی، به ویژه بی اشتهایی به غذاهای گوشتی و کاهش وزن که گاهی با اتساع شکم و آسیت (جمع شدن آب در شکم) همراه می شود. ممکن است همراه با توده باشد که دراین صورت می تواند باعث انسداد روده گردد. گاهی نیز بیماران با علایم متاستاتیک به پزشک مراجعه می کنند مانند درگیری غدد لنفاوی ناحیه گردن که باعث بزرگی در این ناحیه می شود و یا علایم دیگر متاستاز مانند زردی و برآمدگی شکم که نشانه درگیری کبد است.
شایع ترین علایم سرطان معده شامل درد شکمی و لاغری می باشد.
● راه های تشخیص این بیماری کدام است؟
برای تشخیص این بیماری در کشوری مانند ژاپن از سن ۴۰ سالگی به بعد از اسکرینیگ (Screening) استفاده می کنند، یعنی بیماران را به طور دوره ای بررسی می کنند و با فلورسنت، محل هایی را که دچار دیسپلازی اند، تشخیص می دهند و نمونه برداری می کنند. مجموعه این بررسی ها باعث تشخیص زودرس بیماری می شود، ولی در سایر کشورها این روش انجام نمی شود و وقتی بیمار علامت دار می شود، به پزشک مراجعه می کند.
لازم است از سنین متوسط به بالا، بررسی آندوسکوپی دوره ای در ناحیه معده به عمل آید و در صورت مشاهده ضایعات برجسته و تومورال یا ضایعات زخمی، از سطح مخاط معده نمونه برداری انجام شود. نکته مهم در نمونه برداری این است که جهت تایید قطعی لازم است از ضایعه مشکوک حدود ۶ الی ۹ بار نمونه برداری به عمل آید تا با اطمینان بیشتری سرطان معده تشخیص داده شود.
از رادیوگرافی با ماده حاجب، در مواردی که شخص تحمل آندوسکوپی را ندارد(ماندن افراد پیر و کسانی که دارای مشکلات روانی می باشند) استفاده می شود.
جهت تشخیص گسترش بیماری می توان از CT scan و CT شکم و سونوگرافی شکم و کبد استفاده کرد.
سرطانهای پوستی غیر ملانومایی
سرطان پوست نوعی بیماری است که درآن سلولهای سرطانی در خارجی ترین لایه های پوستی شکل می گیرند. پوست دارای چندین لایه اصلی و انواع مختلفی سلول می باشد. بالاترین لایه پوست را اصطلاحاً اپیدرم می نامند و سلولهایی که در این لایه قابلیت سرطانی شدن دارند چند نوع هستند که شامل سلولهای قاعده ای(بازال)، سلولهای سنگفرشی و ملانوسیت ها (سلولهای حاوی رنگ دانه) می باشند .
شایعترین سرطانهای پوستی، سرطان سلول قاعده ای ( بازال ) و است، سرطان سلول سنگفرشی که هر دو را تحت عنوان سرطانهای پوستی غیرملانومی می نامند. ملانوم نوعی سرطان پوست است که در آن ملانویست ها بصورت سلولهای سرطانی در می آیند. این فرم کمتر شایع بوده اما بسیار خطرناک است و درمان آن نسبت به دو نوع قبلی مشکل تر می باشد. بنابراین بصورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد.
میزان بروز سرطان پوست غیر ملانومی در ایالات متحده رو به افزایش است و هر دو فرم سرطان سلول قاعده ای و سلول سنگفرشی در افراد با پوست روشن بخصوص آنهایی که مو و چشم روشن داشته و پوست آنها براحتی برنزه نمی شود شایعتر است. سرطان پوست غیر ملانومی به ندرت در افراد سیاه پوست دیده می شود.
سرطان سلول قاعده ای نیز شایعترین نوع سرطان پوست غیرملانومی به حساب می آید و بیش از ۹۰ درصد سرطانهای پوست را شامل می شود. این سرطان درمناطقی از پوست که در معرض نور آفتاب قرار دارد بیشتر رخ می دهد.
این سرطان بصورت یک برجستگی کوچک با حاشیه براق بر روی سر ، گردن، و دستها ظاهر می شود. گاهی اوقات نیز پهن بوده که بیشتر بر روی تنه ایجاد می شود.
این نوع سرطان به سختی قابل شناسایی می باشد و خیلی آرام رشد می کند ( ممکن است تا ماهها یا سالها طول بکشد که اندازه قطر تومور به یک سانتیمتر برسد.) و درمان آن بسیار عالی می باشد. اگر درمان به درستی انجام شود میزان بقای ۵ ساله بیش از ۹۹ درصد خواهد بود.
سرطان سلول قاعده ای معمولاً به سایر نواحی بدن گسترش نمی یابد و انتشار آن معمولاً به سمت نواحی اطرافش می باشد. گاهی ممکن است به عمق پوست وبه استخوانها نیز گسترش یابد که ممکن است منجر به صدمات موضعی قابل ملاحظه ای شود. بعلاوه سرطانهای پوستی غیر ملانومی، شانس افراد را جهت ابتلا به سایر انواع سرطانها افزایش می دهند.
سرطان سلول سنگفرشی نیز بیشتر در مناطقی از بدن که در معرض نور آفتاب هستند نظیر بینی ، پیشانی ، لب تحتانی و دستها ، رخ می دهد. بعلاوه در سایر نواحی بدن که دچار سوختگی شده اند یا با مواد شیمیایی در تماس بوده اند یا تحت اشعه درمانی قرار داشته اند نیز بوجد می آید.
این نوع سرطان معمولاً بصورت یک لکه سفت قرمز رنگ یا همراه با پوسته بروز می یابد. در تعداد کمی از موارد این سرطان به سایر قسمتهای بدن انتشار می یابد. میزان بقای ۵ سال در مورد این نوع سرطان بیش از ۹۵ درصد است.
● علل و عوامل خطر ساز
اصلی ترین عامل بروز سرطانهای پوستی پرتو فرابنفش خورشید می باشد. تماس بیش از حد و دائمی با نور خورشید می تواند منجر به بروز سرطان پوست شود. بعلت کاهش لایه ازن در اتمسفر زمین ، میزان اشعه ماوراء بنفش که به زمین می رسد در مقایسه با ۵۰ الی ۱۰۰ سال پیش بیشتر شده و در نتیجه میزان بروز سرطان پوست افزایش یافته است. لایه ازن به عنوان یک فیلتر میزان اشعه فرا بنفشی را که به زمین می رسد کاهش می دهد بنابراین با کاهش اثر این لایه میزان اشعه ای که به سطح زمین می رسد بیشتر است.
تعداد اشعه ای که از خورشید به فرد می رسد، بر اساس نحوه زندگی و موقعیت جغرافیایی متفاوت می باشد. افرادی که در ساعات بیشتری از روز در تماس با نور خورشید قرار دارند، شانس بیشتری جهت ابتلا به این نوع سرطانها خواهند داشت. بعلاوه افرادی که در ارتفاعات زندگی می کنند ( از آنجائیکه هوا در آنجا در مقایسه با سطح دریا کمتر است ) یا در ارتفاعات نزدیک به استوا زندگی می کنند(در فاصله نزدیکتری نسبت به خورشید قرار دارند) ممکن است شانس بیشتری جهت ابتلا داشته باشند.
در مناطقی که در اکثر روزها هوا ابری می باشد ساکنین این مناطق ممکن است به میزان ۵۰ درصد سایرین در تماس بااشعه فرابنفش خورشید باشند.
دو فاکتور دیگری که بر روی بروز این سرطانها دخالت دارند شامل وراثت و یا وجود خالهای غیر طبیعی و متعدد در پوست می باشد.
● وراثت: افرادی که سابقه فامیلی سرطانهای پوستی دارند شانس بیشتری جهت ابتلا به این نوع سرطانها دارند . افراد سفید پوست و آنهایی که در اروپای شمالی زندگی می کنند نیز حساسیت بیشتری دارند.
● وجود خالهای متعدد و غیر طبیعی : در افرادی که به فراوانی دارای این نوع خالها می باشند شانس ابتلا کمی بیشتر است.
●● روشهای درمانی
بطور کلی سه روش درمانی جهت درمان این سرطانها مورد استفاده قرار می گیرد که شامل جراحی ، شیمی درمانی و پرتو درمانی است. در حال حاضر روشهای درمانی بیولوژیکی و درمانهای فوتودینامیک نیز در حال مطالعه می باشند. روش انتخابی درمانی بر اساس محل و وسعت سرطان و وضعیت سلامت بیمار متفاوت است.
● جراحی: جراحی شایعترین روش درمانی جهت درمان سرطانهای پوستی به حساب آمده و در حدود ۹۰ درصد موارد از این روش درمانی استفاده شده است. ازجمله عوارض این روش باقی ماندن جای عمل برروی پوست است. لذا براساس اندازه سرطان ، ممکن است از جای دیگری از بدن فرد مقداری پوست گرفته شده و در محیط عمل گذاشته شود. این عمل را اصطلاحاً گرافت پوستی می نامند.
● پرتو درمانی : در این روش از اشعه X برای کشتن سلولهای سرطانی و کاهش اندازه سرطان استفاده می شود. در این روش اشعه مورد نیاز از طریق یک ماشین خارجی تولید
می شود.
● شیمی درمانی : دراین روش از داروها جهت کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود. در این روش دارو بصورت کرم یا لوسیون، مورد استفاده قرار می گیرد که اصطلاحاً به آن شیمی درمانی جلدی گفته می شود.
علاوه بر آن می توان دارو را بصورت قرص یا تزریق داخل عضلانی یا داخل وریدی نیز مورد استفاده قرار داد. این روش نوعی روش سیستمیک است زیرا دارو از طریق جریان خون در قسمتهای مختلف بدن پخش می شود. استفاده از روشهای درمانی سیستمیک جهت درمان سرطانهای پوستی در حد مطالعات بالینی می باشد.
● روشهای بیولوژیک : در این روش از سیستم ایمنی بدن جهت مقابله با سرطان استفاده
می شود. این روش نیز در حد مطالعات بالینی است. در این روش از موادی که توسط بدن یا در آزمایشگاه ساخته می شود، به منظور تقویت توان دفاعی طبیعی بدن در برابر بیماریها استفاده
می شود. نام دیگر این روش ایمنی درمانی می باشد.
● روشهای درمانی فوتودینامیک : در این روش از طول موجهی خاص و مواد شیمیایی خاص برای کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود.
سرطانهای پوستی غیر ملانومایی
سرطان پوست نوعی بیماری است که درآن سلولهای سرطانی در خارجی ترین لایه های پوستی شکل می گیرند. پوست دارای چندین لایه اصلی و انواع مختلفی سلول می باشد. بالاترین لایه پوست را اصطلاحاً اپیدرم می نامند و سلولهایی که در این لایه قابلیت سرطانی شدن دارند چند نوع هستند که شامل سلولهای قاعده ای(بازال)، سلولهای سنگفرشی و ملانوسیت ها (سلولهای حاوی رنگ دانه) می باشند .
شایعترین سرطانهای پوستی، سرطان سلول قاعده ای ( بازال ) و است، سرطان سلول سنگفرشی که هر دو را تحت عنوان سرطانهای پوستی غیرملانومی می نامند. ملانوم نوعی سرطان پوست است که در آن ملانویست ها بصورت سلولهای سرطانی در می آیند. این فرم کمتر شایع بوده اما بسیار خطرناک است و درمان آن نسبت به دو نوع قبلی مشکل تر می باشد. بنابراین بصورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد.
میزان بروز سرطان پوست غیر ملانومی در ایالات متحده رو به افزایش است و هر دو فرم سرطان سلول قاعده ای و سلول سنگفرشی در افراد با پوست روشن بخصوص آنهایی که مو و چشم روشن داشته و پوست آنها براحتی برنزه نمی شود شایعتر است. سرطان پوست غیر ملانومی به ندرت در افراد سیاه پوست دیده می شود.
سرطان سلول قاعده ای نیز شایعترین نوع سرطان پوست غیرملانومی به حساب می آید و بیش از ۹۰ درصد سرطانهای پوست را شامل می شود. این سرطان درمناطقی از پوست که در معرض نور آفتاب قرار دارد بیشتر رخ می دهد.
این سرطان بصورت یک برجستگی کوچک با حاشیه براق بر روی سر ، گردن، و دستها ظاهر می شود. گاهی اوقات نیز پهن بوده که بیشتر بر روی تنه ایجاد می شود.
این نوع سرطان به سختی قابل شناسایی می باشد و خیلی آرام رشد می کند ( ممکن است تا ماهها یا سالها طول بکشد که اندازه قطر تومور به یک سانتیمتر برسد.) و درمان آن بسیار عالی می باشد. اگر درمان به درستی انجام شود میزان بقای ۵ ساله بیش از ۹۹ درصد خواهد بود.
سرطان سلول قاعده ای معمولاً به سایر نواحی بدن گسترش نمی یابد و انتشار آن معمولاً به سمت نواحی اطرافش می باشد. گاهی ممکن است به عمق پوست وبه استخوانها نیز گسترش یابد که ممکن است منجر به صدمات موضعی قابل ملاحظه ای شود. بعلاوه سرطانهای پوستی غیر ملانومی، شانس افراد را جهت ابتلا به سایر انواع سرطانها افزایش می دهند.
سرطان سلول سنگفرشی نیز بیشتر در مناطقی از بدن که در معرض نور آفتاب هستند نظیر بینی ، پیشانی ، لب تحتانی و دستها ، رخ می دهد. بعلاوه در سایر نواحی بدن که دچار سوختگی شده اند یا با مواد شیمیایی در تماس بوده اند یا تحت اشعه درمانی قرار داشته اند نیز بوجد می آید.
این نوع سرطان معمولاً بصورت یک لکه سفت قرمز رنگ یا همراه با پوسته بروز می یابد. در تعداد کمی از موارد این سرطان به سایر قسمتهای بدن انتشار می یابد. میزان بقای ۵ سال در مورد این نوع سرطان بیش از ۹۵ درصد است.
● علل و عوامل خطر ساز
اصلی ترین عامل بروز سرطانهای پوستی پرتو فرابنفش خورشید می باشد. تماس بیش از حد و دائمی با نور خورشید می تواند منجر به بروز سرطان پوست شود. بعلت کاهش لایه ازن در اتمسفر زمین ، میزان اشعه ماوراء بنفش که به زمین می رسد در مقایسه با ۵۰ الی ۱۰۰ سال پیش بیشتر شده و در نتیجه میزان بروز سرطان پوست افزایش یافته است. لایه ازن به عنوان یک فیلتر میزان اشعه فرا بنفشی را که به زمین می رسد کاهش می دهد بنابراین با کاهش اثر این لایه میزان اشعه ای که به سطح زمین می رسد بیشتر است.
تعداد اشعه ای که از خورشید به فرد می رسد، بر اساس نحوه زندگی و موقعیت جغرافیایی متفاوت می باشد. افرادی که در ساعات بیشتری از روز در تماس با نور خورشید قرار دارند، شانس بیشتری جهت ابتلا به این نوع سرطانها خواهند داشت. بعلاوه افرادی که در ارتفاعات زندگی می کنند ( از آنجائیکه هوا در آنجا در مقایسه با سطح دریا کمتر است ) یا در ارتفاعات نزدیک به استوا زندگی می کنند(در فاصله نزدیکتری نسبت به خورشید قرار دارند) ممکن است شانس بیشتری جهت ابتلا داشته باشند.
در مناطقی که در اکثر روزها هوا ابری می باشد ساکنین این مناطق ممکن است به میزان ۵۰ درصد سایرین در تماس بااشعه فرابنفش خورشید باشند.
دو فاکتور دیگری که بر روی بروز این سرطانها دخالت دارند شامل وراثت و یا وجود خالهای غیر طبیعی و متعدد در پوست می باشد.
● وراثت: افرادی که سابقه فامیلی سرطانهای پوستی دارند شانس بیشتری جهت ابتلا به این نوع سرطانها دارند . افراد سفید پوست و آنهایی که در اروپای شمالی زندگی می کنند نیز حساسیت بیشتری دارند.
● وجود خالهای متعدد و غیر طبیعی : در افرادی که به فراوانی دارای این نوع خالها می باشند شانس ابتلا کمی بیشتر است.
●● روشهای درمانی
بطور کلی سه روش درمانی جهت درمان این سرطانها مورد استفاده قرار می گیرد که شامل جراحی ، شیمی درمانی و پرتو درمانی است. در حال حاضر روشهای درمانی بیولوژیکی و درمانهای فوتودینامیک نیز در حال مطالعه می باشند. روش انتخابی درمانی بر اساس محل و وسعت سرطان و وضعیت سلامت بیمار متفاوت است.
● جراحی: جراحی شایعترین روش درمانی جهت درمان سرطانهای پوستی به حساب آمده و در حدود ۹۰ درصد موارد از این روش درمانی استفاده شده است. ازجمله عوارض این روش باقی ماندن جای عمل برروی پوست است. لذا براساس اندازه سرطان ، ممکن است از جای دیگری از بدن فرد مقداری پوست گرفته شده و در محیط عمل گذاشته شود. این عمل را اصطلاحاً گرافت پوستی می نامند.
● پرتو درمانی : در این روش از اشعه X برای کشتن سلولهای سرطانی و کاهش اندازه سرطان استفاده می شود. در این روش اشعه مورد نیاز از طریق یک ماشین خارجی تولید
می شود.
● شیمی درمانی : دراین روش از داروها جهت کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود. در این روش دارو بصورت کرم یا لوسیون، مورد استفاده قرار می گیرد که اصطلاحاً به آن شیمی درمانی جلدی گفته می شود.
علاوه بر آن می توان دارو را بصورت قرص یا تزریق داخل عضلانی یا داخل وریدی نیز مورد استفاده قرار داد. این روش نوعی روش سیستمیک است زیرا دارو از طریق جریان خون در قسمتهای مختلف بدن پخش می شود. استفاده از روشهای درمانی سیستمیک جهت درمان سرطانهای پوستی در حد مطالعات بالینی می باشد.
● روشهای بیولوژیک : در این روش از سیستم ایمنی بدن جهت مقابله با سرطان استفاده
می شود. این روش نیز در حد مطالعات بالینی است. در این روش از موادی که توسط بدن یا در آزمایشگاه ساخته می شود، به منظور تقویت توان دفاعی طبیعی بدن در برابر بیماریها استفاده
می شود. نام دیگر این روش ایمنی درمانی می باشد.
● روشهای درمانی فوتودینامیک : در این روش از طول موجهی خاص و مواد شیمیایی خاص برای کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود.
سرطانهای پوستی غیر ملانومایی
سرطان پوست نوعی بیماری است که درآن سلولهای سرطانی در خارجی ترین لایه های پوستی شکل می گیرند. پوست دارای چندین لایه اصلی و انواع مختلفی سلول می باشد. بالاترین لایه پوست را اصطلاحاً اپیدرم می نامند و سلولهایی که در این لایه قابلیت سرطانی شدن دارند چند نوع هستند که شامل سلولهای قاعده ای(بازال)، سلولهای سنگفرشی و ملانوسیت ها (سلولهای حاوی رنگ دانه) می باشند .
شایعترین سرطانهای پوستی، سرطان سلول قاعده ای ( بازال ) و است، سرطان سلول سنگفرشی که هر دو را تحت عنوان سرطانهای پوستی غیرملانومی می نامند. ملانوم نوعی سرطان پوست است که در آن ملانویست ها بصورت سلولهای سرطانی در می آیند. این فرم کمتر شایع بوده اما بسیار خطرناک است و درمان آن نسبت به دو نوع قبلی مشکل تر می باشد. بنابراین بصورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد.
میزان بروز سرطان پوست غیر ملانومی در ایالات متحده رو به افزایش است و هر دو فرم سرطان سلول قاعده ای و سلول سنگفرشی در افراد با پوست روشن بخصوص آنهایی که مو و چشم روشن داشته و پوست آنها براحتی برنزه نمی شود شایعتر است. سرطان پوست غیر ملانومی به ندرت در افراد سیاه پوست دیده می شود.
سرطان سلول قاعده ای نیز شایعترین نوع سرطان پوست غیرملانومی به حساب می آید و بیش از ۹۰ درصد سرطانهای پوست را شامل می شود. این سرطان درمناطقی از پوست که در معرض نور آفتاب قرار دارد بیشتر رخ می دهد.
این سرطان بصورت یک برجستگی کوچک با حاشیه براق بر روی سر ، گردن، و دستها ظاهر می شود. گاهی اوقات نیز پهن بوده که بیشتر بر روی تنه ایجاد می شود.
این نوع سرطان به سختی قابل شناسایی می باشد و خیلی آرام رشد می کند ( ممکن است تا ماهها یا سالها طول بکشد که اندازه قطر تومور به یک سانتیمتر برسد.) و درمان آن بسیار عالی می باشد. اگر درمان به درستی انجام شود میزان بقای ۵ ساله بیش از ۹۹ درصد خواهد بود.
سرطان سلول قاعده ای معمولاً به سایر نواحی بدن گسترش نمی یابد و انتشار آن معمولاً به سمت نواحی اطرافش می باشد. گاهی ممکن است به عمق پوست وبه استخوانها نیز گسترش یابد که ممکن است منجر به صدمات موضعی قابل ملاحظه ای شود. بعلاوه سرطانهای پوستی غیر ملانومی، شانس افراد را جهت ابتلا به سایر انواع سرطانها افزایش می دهند.
سرطان سلول سنگفرشی نیز بیشتر در مناطقی از بدن که در معرض نور آفتاب هستند نظیر بینی ، پیشانی ، لب تحتانی و دستها ، رخ می دهد. بعلاوه در سایر نواحی بدن که دچار سوختگی شده اند یا با مواد شیمیایی در تماس بوده اند یا تحت اشعه درمانی قرار داشته اند نیز بوجد می آید.
این نوع سرطان معمولاً بصورت یک لکه سفت قرمز رنگ یا همراه با پوسته بروز می یابد. در تعداد کمی از موارد این سرطان به سایر قسمتهای بدن انتشار می یابد. میزان بقای ۵ سال در مورد این نوع سرطان بیش از ۹۵ درصد است.
● علل و عوامل خطر ساز
اصلی ترین عامل بروز سرطانهای پوستی پرتو فرابنفش خورشید می باشد. تماس بیش از حد و دائمی با نور خورشید می تواند منجر به بروز سرطان پوست شود. بعلت کاهش لایه ازن در اتمسفر زمین ، میزان اشعه ماوراء بنفش که به زمین می رسد در مقایسه با ۵۰ الی ۱۰۰ سال پیش بیشتر شده و در نتیجه میزان بروز سرطان پوست افزایش یافته است. لایه ازن به عنوان یک فیلتر میزان اشعه فرا بنفشی را که به زمین می رسد کاهش می دهد بنابراین با کاهش اثر این لایه میزان اشعه ای که به سطح زمین می رسد بیشتر است.
تعداد اشعه ای که از خورشید به فرد می رسد، بر اساس نحوه زندگی و موقعیت جغرافیایی متفاوت می باشد. افرادی که در ساعات بیشتری از روز در تماس با نور خورشید قرار دارند، شانس بیشتری جهت ابتلا به این نوع سرطانها خواهند داشت. بعلاوه افرادی که در ارتفاعات زندگی می کنند ( از آنجائیکه هوا در آنجا در مقایسه با سطح دریا کمتر است ) یا در ارتفاعات نزدیک به استوا زندگی می کنند(در فاصله نزدیکتری نسبت به خورشید قرار دارند) ممکن است شانس بیشتری جهت ابتلا داشته باشند.
در مناطقی که در اکثر روزها هوا ابری می باشد ساکنین این مناطق ممکن است به میزان ۵۰ درصد سایرین در تماس بااشعه فرابنفش خورشید باشند.
دو فاکتور دیگری که بر روی بروز این سرطانها دخالت دارند شامل وراثت و یا وجود خالهای غیر طبیعی و متعدد در پوست می باشد.
● وراثت: افرادی که سابقه فامیلی سرطانهای پوستی دارند شانس بیشتری جهت ابتلا به این نوع سرطانها دارند . افراد سفید پوست و آنهایی که در اروپای شمالی زندگی می کنند نیز حساسیت بیشتری دارند.
● وجود خالهای متعدد و غیر طبیعی : در افرادی که به فراوانی دارای این نوع خالها می باشند شانس ابتلا کمی بیشتر است.
●● روشهای درمانی
بطور کلی سه روش درمانی جهت درمان این سرطانها مورد استفاده قرار می گیرد که شامل جراحی ، شیمی درمانی و پرتو درمانی است. در حال حاضر روشهای درمانی بیولوژیکی و درمانهای فوتودینامیک نیز در حال مطالعه می باشند. روش انتخابی درمانی بر اساس محل و وسعت سرطان و وضعیت سلامت بیمار متفاوت است.
● جراحی: جراحی شایعترین روش درمانی جهت درمان سرطانهای پوستی به حساب آمده و در حدود ۹۰ درصد موارد از این روش درمانی استفاده شده است. ازجمله عوارض این روش باقی ماندن جای عمل برروی پوست است. لذا براساس اندازه سرطان ، ممکن است از جای دیگری از بدن فرد مقداری پوست گرفته شده و در محیط عمل گذاشته شود. این عمل را اصطلاحاً گرافت پوستی می نامند.
● پرتو درمانی : در این روش از اشعه X برای کشتن سلولهای سرطانی و کاهش اندازه سرطان استفاده می شود. در این روش اشعه مورد نیاز از طریق یک ماشین خارجی تولید
می شود.
● شیمی درمانی : دراین روش از داروها جهت کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود. در این روش دارو بصورت کرم یا لوسیون، مورد استفاده قرار می گیرد که اصطلاحاً به آن شیمی درمانی جلدی گفته می شود.
علاوه بر آن می توان دارو را بصورت قرص یا تزریق داخل عضلانی یا داخل وریدی نیز مورد استفاده قرار داد. این روش نوعی روش سیستمیک است زیرا دارو از طریق جریان خون در قسمتهای مختلف بدن پخش می شود. استفاده از روشهای درمانی سیستمیک جهت درمان سرطانهای پوستی در حد مطالعات بالینی می باشد.
● روشهای بیولوژیک : در این روش از سیستم ایمنی بدن جهت مقابله با سرطان استفاده
می شود. این روش نیز در حد مطالعات بالینی است. در این روش از موادی که توسط بدن یا در آزمایشگاه ساخته می شود، به منظور تقویت توان دفاعی طبیعی بدن در برابر بیماریها استفاده
می شود. نام دیگر این روش ایمنی درمانی می باشد.
● روشهای درمانی فوتودینامیک : در این روش از طول موجهی خاص و مواد شیمیایی خاص برای کشتن سلولهای سرطانی استفاده می شود.
سرطانی که پیر و جوان نمیشناسد
حالا زندگی از این هم قشنگتر شده و این دختر زیبا منتظر است طی چند هفته آینده اولین حاصل این زندگی مشترك كه یك دختر كوچولو است، به دنیا بیاید.
جنیفر از سالها پیش عضو سازمان مقابله با سرطان پستان بود و به علت نوع فعالیتهایش در این سازمان به خوبی یاد گرفته بود كه باید هر ماه خودش پستانهایش را معاینه كند. معمولا افرادی كه در این سازمان و سازمانهای مشابه كار میكنند به خوبی با اصول خودآزمایی پستانها (Self examination) آشنایی دارند.
با اینكه جنیفر فقط ۲۷ سال داشت و خوب میدانست كه سرطان پستان در این سن چندان شایع نیست، اما به اصول آموزشهای سازمانی خود بسیار معتقد بود و به همین پستانهای خود را هیچوقت فراموش نمیكرد.
همیشه با خود فكر میكرد چطور ممكن است من به خانمهای دیگر سفارش كنم هر ماه خودآزمایی پستانهایشان را انجام دهند اما خودم این كار را پشت گوش بیندازم. البته چندان هم عجیب نبود؛ چون جنیفر فقط ۲۷ سال داشت، اما این ماه نتیجه معاینه برای او نگران كننده بود. جنیفر تمام مسائل را به خوبی در معاینه خودش رعایت كرده بود.
زیر دوش آب گرم و زمانی كه عضلاتش شل بود، شروع به معاینه پستانها كرد اما این بار یك غده سفت در سینه چپش لمس كرد. با توجه به اطلاعاتی كه داشت از این بابت بسیار نگران شد اما به هر حال كاری نمیشد كرد.
این توده واقعا وجود داشت و به دست میخورد. تنها كاری كه میشد كرد این بود كه با پزشك مشورت كند و اقدامات تشخیصی مناسب را انجام دهد.
● در مطب دكتر
دكتر جنیفر را معاینه و یافتههای معاینه را برای او تشریح میكند. بعد هم به او میگوید باید از توده پستان نمونهبرداری صورت گیرد. نمونهبرداری در فاصله چند روز انجام شده و مشخص میشود كه توده مزبور سرطانی است.
تومور قطری معادل ۳/۵ سانتیمتر داشت و تا حدودی به بافتهای اطراف تهاجم كرده بود. جنیفر واقعا شوكه شده بود و باور نمیكرد در این سن به سرطان پستان مبتلا شده باشد. مدتی طول كشید تا جنیفر بتواند بر استرس و نگرانی خود غلبه و درمان را شروع كند.
سرطان پستان معمولا بیماری افراد سالمند و میانگین سنی افراد هنگام ابتلا حدود ۶۳ سال است، اما این داستان و داستانهای مشابه دیگر نشان میدهند كه افراد جوان هم از این بیماری در امان نیستند. نتایج مطالعات جدید نشان میدهند از هر ۲۲۹ زن، یكی در سن ۳۰ سالگی دچار سرطان پستان میشود.
● مشكلات خاص
اگرچه سرطان پستان در این سنین نسبت به دوران سالمندی شیوع بسیار كمتری دارد، اما مشكلات ویژهای را برای فرد مبتلا ایجاد میكند. در واقع سرطان پستان در جوانی با مشكلات و واقعیتهای زیر همراه است:
▪ زنان جوان معمولا فكر میكنند سرطان پستان تنها در زنان مسن ایجاد میشود و این مساله، باعث میشود اگر مشكلی را هم در سینههای خود حس كنند، با احتمال خوش خیم بودن آن، به پزشك مراجعه نكنند و در پی تشخیص و درمان آن برنمیآیند به این ترتیب بیماری فرصت پیشرفت پیدا میكند و ممكن است نسبت به زنان مسن در مراحل پیشرفتهتری شناسایی شود.
▪ اگر خانمهای جوان قبل از بچهدار شدن مبتلا به این سرطان شوند، مشكلات خاصی برای آنها ایجاد میشود. مسلما بخشی از درمان آنها پرتو درمانی و شیمی درمانی است اما این درمانها ممكن است باعث یائسگی پیش از موعد شوند و بنابراین برای خانمی كه هنوز بچهدار نشده، میتواند دردسرساز باشد. پس بهتر است بیماری در مراحلی تشخیص داده شود كه هنوز چندان پیشرفت نكرده و به این درمانها نیاز ندارد.
▪ اگر خانمهای جوانی كه هنوز ازدواج نكردهاند به این بیماری مبتلا شوند، همیشه میترسند كه به علت عوارض درمان (مثل جراحی برداشت سینه، شیمیدرمانی و پرتودرمانی) جذابیت كمتری برای آقایان داشته باشند و در ازدواج مشكل پیدا كنند.
▪ به طور معمول سرطان پستان در زنان جوان تهاجمیتر و بدخیمتر است. به همین دلیل تشخیص زودهنگام بیماری در آنها نسبت به افراد سالمند اهمیت بیشتری دارد تا با احتمال بیشتری بتوان به درمان قطعی دست یافت و عوارض هم كمتر كرد. با این حال تشخیص زودهنگام اغلب مشكل است.
▪ متاسفانه توصیههای كنونی معمولا به این شكل هستند كه ماموگرافیها از ۴۰ سالگی به بعد آغاز شوند (مگر اینكه زن به علت سابقه خانوادگی مثبت یا موارد دیگر به شدت در معرض خطر ابتلا به این سرطان باشد كه در این موارد حتی زودتر از ۴۰ سالگی هم ماموگرافی توصیه میشود.) ماموگرافی از این نظر اهمیت دارد كه سرطان پستان را زودتر و در مراحل بسیار ابتدایی تشخیص دهد.
بنابراین احتمال درمان سرطانهایی كه قابل لمس نیستند و تنها با ماموگرافی شناسایی شدهاند، بسیار بالاست، اما همانطور كه گفتیم معمولا زنان جوان ماموگرافی انجام نمیدهند و از مزایای آن محروم میشوند. درواقع به این دلیل به زنان جوان انجام ماموگرافی را توصیه نمیكنند كه تراكم پستانهای آنها بسیار زیاد است و شاید ماموگرافی نتواند به خوبی بافت پستانی آنها را نشان دهد.
▪ متاسفانه اگر در معاینه پستان خانمی، تودهای حس شود، حتی خود پزشكان هم معمولا در زنان جوان آن را چندان جدی نمیگیرند و احساس میكنند یك توده خوشخیم است. یعنی حتی پزشكان هم اكثرا بر این باورند كه این سرطان اكثرا در سنین بالا رخ میدهد و بنابراین بیماری به موقع تشخیص داده نمیشود.
در مواجهه با چنین تودههایی در زنان جوان معمولا پزشكان ترجیح میدهند ۳ تا ۶ ماه صبر كنند تا از سرعت رشد توده اطلاع حاصل كنند. اگر سرعت رشد بالا باشد با شك به بدخیمی اقدام به جراحی میكنند، اما اگر اندازه توده تغییر نكند با امید به خوش خیم بودن آن، كار خاصی برای بیمار انجام نمیدهند. همین تاخیر و مكث ۳ تا ۶ ماهه گاهی به ضرر بیمار تمام میشود؛ چون اگر توده بدخیم باشد فرصت رشد و تهاجم پیدا میكند. برعكس اگر این توده در بدن یك زن مسن باشد، بدون احتیاج به این مكث ۳ تا ۶ ماهه، پزشك از همان ابتدا اقدام به خارج كردن توده میكند.
▪ این محدودیتهای علم پزشكی و تشخیصهای با تاخیر (چه پزشك مقصر باشد و چه بیمار) باعث میشود این سرطان شایعترین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در سنین ۱۵ تا ۵۴ سال باشد، در حالی كه اگر در مراحل ابتدایی شناسایی شود میتوان حداقل ۵ سال زندگی را برای ۸۳ درصد مبتلایان تضمین كرد.
● پس به خانمهای جوان توصیه میكنیم:
۱) فكر نكنید سرطان پستان فقط مخصوص خانمهای مسن است.
۲) معاینه ماهانه پستانهای خود را فراموش نكنید.
۳) اگر سابقه سرطان پستان در اعضای خانواده خود دارید، حتما درباره نیاز به معاینات منظم و انجام ماموگرافی یا سونوگرافی از پستان با یك جراح یا متخصص زنان و زایمان مشورت كنید.
سرطانی یا غیر سرطانی
این تودهها نیاز به اقدام خاصی هم ندارند.
اگر شما از وجود آنها ابراز ناراحتی كنید و یا اندازهشان اشكال ایجاد كند، آن وقت باید آن را به تیغ جراح سپرد.همه تودههایی كه در زیر پوست پیدا میشوند، شامل حال این تعریف نمیشوند و ضرورت دارد تا بررسی شوند چون ممكن است تظاهرات شبیه چربی خوشخیم داشته باشند اما از نوع بدخیم (لیپوساركوما) باشند.
منظور از سرطانهای نسج نرم، سرطان خانوادههایی از سلولها و بافتها هستند كه در سرتاسر بدن وجود دارند. مانند عضلات، نسج چربی، بافتهای همبند، عضلات صاف و غیرارادی دیوارههای دستگاه گوارش و غیره. اگر خانم جوانی، توده ای را در روی باسن، ران، بازو و یا حتی كف دست احساس كرد كه بدون درد است، تحرك كافی ندارد و زمان كوتاهی از عمر آن نمیگذرد و یا اندازه آن بزرگتر از پنج سانتی متر است، میتواند از نوع سرطانهای نسج نرم (ساركوما) باشد البته در بسیاری از بیماران این تودهها خوشخیم هستند.
ساركوما، نام عمومی برای سرطانهای نسج نرم است. اگر این سرطان در نسج چربی پیدا شود به آن لیپوساركوما و اگر در نسج عضلانی باشد به آن لیومیوساركوما میگویند. گاهی این نوع سرطان در استخوان پیدا میشود، به ویژه در سنین نوجوانی و جوانی و در قسمتهایی از استخوان كه هنوز سخت نشده است، در این صورت به آن استئوساركوما گفته میشود.
راه پیشگیری از ساركوما را نمیشناسیم اما اگر بیمار به موقع مراجعه كند و تشخیص داده شود، به خوبی قابل درمان است. ژنتیك و تغییرات كروموزومی نقش مهمی در این نوع سرطان دارند. تشخیص انواع ساركوماها معمولاً با نمونهبرداری نسجی است، البته مواردی را با عكسبرداری میتوان حدس زد.
انجام نمونهبرداری در سرطان نسج نرم مستلزم تجربه كافی در این زمینه است و به آسانی سایر سرطانها انجام نمیشود، زیرا دستكاریهای غیرضروری میتواند در فرآیند درمان بیمار مشكل ایجاد كند. جراحی هنوز بهترین و مؤثرترین راه درمان ساركوما (سرطانهای نسج نرم) است و معمولاً باید ضایعه نسج نرم با حاشیههای سالم برداشته شوند.
اخیراً داروهایی نیز به بازار عرضه شده است كه تا حدودی در درمان بیمار كمك میكند، اما هرگز به جایگاه جراحی نرسیدهاند، بنابراین همچنان جراحی را مناسبترین راه درمان ساركوما میدانیم.
رادیوتراپی (استفاده از اشعه درمانی) معتبر در حین و بعد از عمل برای موارد خاصی از سرطانهای نسج نرم بهكار میرود. سرطان نسج نرم در همه سنین پیدا میشود ولی اغلب، مربوط به سنین نوجوانی و جوانی است، در حالی كه بقیه انواع سرطانها بیشتر در سنین بالاتر پیدا میشوند.
همانطور كه گفته شد، سرطانهای نسج نرم در نسوج چربی زیر پوست، عضلات بدن، مخاطها و عضلات دستگاه گوارش از دهان تا مقعد، نسج همبند پستان، چشم و گاهی هم مغز پیدا میشوند.
شوالیه سرطان دارد
کاربرد شعار «کارزار نبرد علیه سرطان»، شاید مناسب برای سیستمهای سلامت باشد تا دیدگاه خود را روی یک هدف متمرکز کنند، ابتکارات خود را در یک زمینه به کار برند، برنامه تحقیقاتی خود را در این رابطه تنظیم کنند و تمام اهتمام خویش را برای درمان سرطان قرار دهند. در واقع استعاره «جنگ علیه سرطان»، میتواند تلاش همه افراد و سازمانها را برای مداوای قطعی سرطان، هدفمند کند.
زمانی که بیماری «بونی» تشخیص داده شد، از همان ابتدا تحت شیمیدرمانی و رادیوتراپی شدید و سخت قرار گرفت، همانگونه که دیگر بیماران سرطانی، این چنین سرنوشتی دارند. او در مقابل ویزیتهای بیشمار و طولانی در مطب پزشکان، شکیبا بود. در طول تمام شبهای تمامنشدنی که مرتب استفراغ میکرد، پایدار بود. همه ماههای سراسر خستگی و ضعف و از دست دادنهای فراوان، مانند ریزش مو، از دست دادن وزن، تمام شدن نیرو و درنهایت به پایان رسیدن زمان زندگی را تحمل میکرد. ما امیدوار بودیم که وی در پایان تمام این سختیها به روزهای خوبی برسد.
دو سال بعد، متوجه شد که علایمش بازگشته، اما این بار با یک کینه لجوجانه برای پایان دادن حیات «بونی». به او گفته شد سرطان پیشرفته او به شیمیدرمانی سختی نیاز دارد، اما او بهطور کامل راههای پیشروی خود را مرور کرد و درنهایت تصمیم گرفت شیمیدرمانی را نپذیرد.
او نمیخواست هیچ یک از روزهای خوب خود را با شانس چند صباحی بیشتر زنده ماندن، معامله کند. او درمان سخت را قبول نمیکرد و وقتی این موارد را با پزشک خود در میان گذاشت، پاسخی سخت شنید: «اگر میخواهی بمیری، چرا خودکشی نمیکنی؟!»
بونی تعجبزده شد، همچنان که من؛ اما بعد متوجه شدیم این اظهارنظر خشن و رک، بیان احساسات صادقانه یک پزشک و نظرات روشن اوست، زیرا به نظر میرسد تصمیم به جنگ علیه سرطان، اولین واکنش منطقی فردی باشد که به این بیماری مبتلا شده است.
● شما چه فکر میکنید؟
نمیدانم شما جزو کدام دسته از افراد هستید. نمیدانم شما هم فکر میکنید این وظیفه هر کسی است که آستینها را بالا زده، به دل نبرد برود و در این جنگ، همدوش دیگران بجنگد. شاید فکر میکنید وقتی کسی در یک میدان نبرد قرار میگیرد، به جای توجه به زیباییهای اطراف، باید روی دشمن تمرکز کند. آیا عقیده دارید در یک میدان کارزار، باید مرتب به علایم هشداردهنده توجه کرد، نه اینکه نگران فرصتهای از دست رفته و خوشیهای زندگی بود. آیا میگویید وقتی برای نبرد آماده میشوید، باید منظم و دقیق بود و هماهنگ با هدف پیش رفت، نه اینکه به استراحت در کنار خانواده پرداخت؟
آیا فکر میکنید وقتی شخصا آماده جنگ علیه سرطان میشوید، وقت و انرژی شما باید صرف از بین بردن آن شود و حتیالامکان از چیزهایی که دوست دارید، دوری کنید؟ شاید از خود سوال میکنید چرا باید به جای وقف زمان و انرژی خود برای جنگ علیه سرطان، به چیزهای دیگر پرداخت؟ آیا دلیلی دارد که نسبت به تصمیم خود، احساس شرم و ضعف داشته باشید؟
● تصمیم «بونی»
«بونی» پس از گذراندن دورههای شیمیدرمانی و پرتودرمانی، پس از بازگشت مجدد سرطان و گرفتن تصمیم به قبول آن به جای جنگیدن، احساس آرامش و قدرت بیشتری میکرد. به مناطق دوردست سفر کرد. به ملاقات افراد خانواده خود رفت و به قدم زدن روی برگهای خشک و استشمام بوی درختان کاج مشغول شد، به جای اینکه شلوغی و تمیزی کلینیک را تحمل کند. او با وجود بیماری متاستاتیک گسترده، درد استخوان و کمخونی، به مدرسه قدیمی خود رفت تا معلمان خود را دوباره ببیند.
وی همیشه با یک حالت تدافعی میگفت: «من از نگاه ترحمآمیز دیگران متنفرم. همه آنها بسیار مضطرب، خسته و نحیف به نظر میرسند. من مطمئنم که حال من از آنها بهتر است.»
«بونی» سراسر سال بعد را نیز به صرف وقت و انرژی خود برای افراد خانواده و تمام چیزهایی که دوست داشت، اختصاص داد اما بیماری نیز از پای ننشست و دردها و علایم جدید ظاهر شدند، همانطور که او انتظار داشت. پزشکان سعی کردند آن را تحت کنترل خود درآوردند، اما «بونی» به تدریج ضعیفتر میشد، ولی با وضعیت خود نیز خو میگرفت.
او این علایم را با آرامش پذیرفت، نه با ترس و در هر روز از روزهای زیبای خدا، سرور و شادی را جستجو میکرد، نه ترس و ناامیدی را.
● چه تصمیمی درست است؟
شاید شما جزو افرادی باشید که وقتی به انتهای دوره بیماری خود میرسید، تمام انرژی و وقت خود را صرف جنگ علیه بیماری کنید، اما بعضی بیماری را با آغوش باز میپذیرند و باقیمانده لحظات زندگی خود را با افراد و چیزهایی که عاشقانه دوست دارند، سپری میکنند.
آیا به نظر شما هر تصمیمی که گرفته شود، تصمیم شجاعانهای نیست؟ آیا همه این افراد به یک میزان، شریف نیستند؟ به یک اندازه سزاوار بزرگی، احترام و حمایت نمیباشند؟
سرانجام زمانی رسید که «بونی» نمیتوانست راه برود. او با افسوس میگفت: «هرگز تصور روزی را نداشتم که کسی مرا روی تخت بگذارد و خودم قادر به انجام این کار نباشم. استخوانهای بید زده من، شکنندهتر از آن هستند که مرا ایستاده نگه دارند. دیگر زمان آن رسیده که بخوابم. اما میدانی، این موضوع خیلی هم بد نیست. من الان در خانه خودم هستم و بالش ابریشمی دارم. هر روز یک دوست خوب میآید و مرا به یک حمام گرم و ماساژ ملایم دعوت میکند. حالا میتوانم هر زمان که بخواهم، فیلمهای مورد علاقهام را ببینم.»
به آرامی، صحبتش را قطع کردم: «تو که در حال حاضر، حسرت چیزی را نداری، داری؟» او اول مردد شد، اما توانستم صدای لبخندش را بشنوم: «درست است، میتوانستم داشته باشم، ولی الان ندارم.»